نتایج پست ها برای عبارت :

من زن عمو دخترعمو

دیشب خوابم نمی برد و به گذشته فکر می کردم.انگار که اینهمه سالو پشت سر نذاشته باشیم، نزدیک بود.
به دوستای دوران کودکی فکر می کردم. ی مادربزرگ، پسرخاله، دخترعمو. چقدر اون زمان بازی می کردیم.
اون روزای گرم تو کوچه های انزلی. امروز به شکل عجیبی مسیرامون خیلی از هم دور شده.
ی مادربزرگ مونده تو شهر خودش ما تو شهر خودمون. پسرخاله دلش سنگ شده و صورتش صفحه ی گوشیش. دخترعمو هم ۸سالی میشه ندیدم.شکایت نیست، بیشتر تعجبه. اینهمه تغییر
هفدهم آذر سال نود و چهار بود. عمو با خانواده‌اش مهمان خانه آقای پدر شدند. اولش قرار بود چند ماهی مزاحم شوند ولی آن قدر خانه ساختن خرج دارد که سه چهار سال بیشتر طول کشید. بعد از سه چهار سال، در بیست و هفتم شهریور نود و هشت، اسباب‌کشی شان تمام شد و رهسپار آشیانه جدید شدند. خدا پشت و پناه‌شان باشد.
هفدهم آذر سال نود و چهار بود. عمو با خانواده‌اش مهمان خانه آقای پدر شدند. اولش قرار بود چند ماهی مزاحم شوند ولی آن قدر خانه ساختن خرج دارد که سه چهار سال بیشتر طول کشید. بعد از سه چهار سال، در بیست و هفتم شهریور نود و هشت، اسباب‌کشی شان تمام شد و رهسپار آشیانه جدید شدند. خدا پشت و پناه‌شان باشد.
هر چه پیش می‌رویم از این‌که از شغل دومم تقریبا کنار کشیدم راضی‌ترم. (البته شغل دوم که نمی‌شود گفت، همین شغل در دو جا در واقع :دی). این‌روزها یک خواب راحت برای همسر آرزو شده. کار من شده صبح تا ظهر توی خانه ماندن که مبادا آقای املاکی مستأجری بیاورد برای دیدن خانه و ما نباشیم. و مدام به همسر یادآوری می‌کنم که فراموش نکند با خودش کارتُن بیاورد برای جمع کردن وسایل. ظهر که می‌شود ناهار را سر هم می‌آوریم و در حالی که داریم کارهای عصر را یادداشت و م
ه
یک تست بسیار معتبر از پورفسور حبیبی : چه کسی همیشه درقلب شماجای دارد؟
 این شوخی نیست . جواب تست رانگاه نکنید
 1-عددی دلخواه بین(1-8)انتخاب کنید
 2-آنرابا10جمع کنید
 3-دوباره با5 جمع کرده 
 4-بازحاصل بدست آمده رابعلاوه8 کنید
 5-این بارعدددلخواهی راکه ابتداانتخاب کرده بودیدراازحاصل کم کنید
 حالاباتوجه به لیست زیرشخصی که همیشه درقلبتان جای داردرابیابید. 
 1-خدا
 2-پدر
 3-مادر
 4-خواهر
 5-برادر
 6-عمو
 7-دایی
 8-عمه
 9-خاله
 10-همسر
 11-دخترعمو
 12-پسرعمو
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مادر. همو که بار ها گفتیم از او و بار ها قلم زدیم از او؛ اما هیچگاه نتوانستیم کنه وجود او را درک کنیم؛ همانند کودکی که دستش به بالای طاقچه نمی رسد. مادر نه فرشته است، نه پری و نه انسان؛ مادر، مادر است؛ همو که خدایش آفرید تا فردوس برین را به پایش بریزد.
مادر، فانوس فروزان آویزان بر دیوار خانه است؛ می سوزد و می سازد برای ما؛ اما به چشم نمی آید. تا هست، بودنش برای کسی تفسیر نمی شود. برای فهمیدن روشنایی و گرمای حاصل از سوختن مادر
چند روز پیش آقایی که فامیلش با من یکی بود، در اینستاگرام دنبالم کرد. صفحه‌ی اینستاگرام من عمومی‌است و هر کسی می‌تواند دنبالم کند، اما تا کسی را نشناسم دنبالش نمی‌کنم.
چند دقیقه بعد، تقریبا نصف پست‌هایم را لایک کرد. یکی دو روزی خبری ازش نبود، اما بعد از یکی دو روز برگشت و باقی پست‌هایم را هم لایک کرد.( چقدر پیگیرند مردم!)
باز هم چند روزی گذشت و این بار به یکی از استوری‌هایم جواب داد و من را "دخترعمو" خطاب کرد و برایم آرزوی موفقیت کرد.
از طرفی
آغوش‌های آتشین
معلم دوران مهدکودک یا دبستانش را دیده و مثل همان دوران کودکی می‌دود و او را در آغوش می‌گیرد. با اینکه اختلاف سنی زیادی دارند و شاید جای مادر و پسر بشود حسابشان کرد، ولی نامحرم نامحرم است و این‌گونه رفتارها نتیجه‌ای جز آتش ندارد:
مَنِ الْتَزَمَ امْرَأَةً حَرَاماً قُرِنَ فِی سِلْسِلَةٍ مِنْ نَارٍ مَعَ شَیْطَانٍ فَیُقْذَفَانِ فِی النَّارِ[1]
هر کس زن نامحرمی را در آغوش گیرد، به وسیله زنجیری آتشین، با شیطانی همراه شده و هر د
و دستها از خاک روییدند : یک ماجراجویی به شدت هیجان انگیز و نفس گیر!
 
و دستها از خاک روییدندنویسنده: سوسن طاقدیسانتشارات: سوره مهر
معرفی:
اگر اهل خواندن کتاب های هیجانی و پر ماجرا هستید، این کتاب را به شما پیشنهاد می کنم.این کتاب بسیار جذاب و ماجراجویانه است، به طوری که هر از چند گاهی از خود می پرسید: بعدش چه می شود؟!! چطور نجات پیدا می کنند؟!
خلاصه:
خواهر و برادی به نام فرزانه و محمود به همراه خانواده-شان برای دیدن عموشان به روستا می آیند و آن جا
خب دیگه. از بس پیش‌نویس ردیف کردم و وقت و ناوقت اومدم تو بیان، آخرش یکی از پست‌های بی‌سر و ته از دستم در رفت و واستون دست ت داد. خواب بودم نمی‌دونم چرا همچین شد.
ولی حداقل بهانه‌ای شد یه مشت دیگه دری وری بنویسم :دی
یکی از موضوعاتی که من خیلی راحت ازش رد می‌شم حرف دیگرانه. نمیدونم کار خوب یا بدی می‌کنم، ولی حس خوبی دارم. مثلا فک و فامیل گیر می‌دن در مورد تغییر رشته و بیکاری و ازدواج و از این‌جور چیزها که از فاکتورهایی که روشون تاثیر داره
سلام
پاییز چهار
 
نخست:
دختر.خواهر.نوه.خواهرزن.خاله.خواهرشوهر.دخترعمه.دخترعمو.دختردایی
کمتر از انگشتان دست!
می‌توانست ادامه داشته باشد:
 همسر.عروس.زن‌داداشجاری.زنعمو.زن‌دایی.مادر و مادرشوهر. مادرزن.مادربزرگ
نشستم نقشهایی که دارم و ندارم را لیست می‌کنم . الها! بر داده و نداده‌ات شکر 
 
بعد:

به نظرتان این دو! یکی هستند؟
ادامه مطلب
معرفی سریال مانکن
مانکن سریالی است به کارگردانی حسین سهیلی زاده و تهیه کنندگی ایرج محمدی که محصول 1398 می باشد. این فیلم به قلم بابک کایدان نوشته شده است. او همچنین نویسندگی آثار درخشانی همچون رحمان 1400 , تگراس و آینه بغل را در کارنامه اش دارد.
مانکن یک سریال 26 قسمتی یا ژانر اجتماعی می باشدکه هنرمندانی همچون محمدرضا فروتن , مریلا زارعی , امیرحسین آرمان و نازنین بیاتی ایفای نقش می کنند.
دغدغه اصلی سریال مانکن بیان مشکلات اقتصادی و اجتماعی می باشد
رمان بسیار پرچاذبه -زیبا -رمانتیک و آموزنده!  و البته  تا حد سریالهای ایرانی هپی اند و به نحوی شدیدا کمدیک! تلخ و خوشمزه.من بودم  صد صفحه آخرش را نمی نوشتم!
بخوانید اگر می خواهید شوهرهای خودتان را برای خودتان نگه بدارید و اگر می خواهید شوهرهای مردم را برای خودتان نگه بدارید و اگر می خواهید زنهایتان را برای خودتان نگه بدارید و اگر می خواهید زنهای مردم را برای خودتان نگه بدارید و اگر می خواهید درباره اجتماعی که توی آن حجاب نیست و شراب هست چیزه
سلام
پاییز چهار
 
نخست:
دختر.خواهر.نوه.خواهرزن.خاله.خواهرشوهر.دخترعمه.دخترعمو.دختردایی
کمتر از انگشتان دست!
می‌توانست ادامه داشته باشد:
 همسر.عروس.زن‌داداشجاری.زنعمو.زن‌دایی.مادر و مادرشوهر. مادرزن.مادربزرگ
نشستم نقشهایی که دارم و ندارم را لیست می‌کنم . الها! بر داده و نداده‌ات شکر 
 
بعد:

به نظرتان این دو! یکی هستند؟
نه نیستند یکی موز است (کوچکه) و دیگری پلانتین. (دیده بودم در فیلمی! موز رو حلقه حلقه ریخت توی ماه
صبح که رفتیم مدرسه. تا ساعت یک ربع به نه ول معطل بودیم. تازه اون موقع با سلام و صلوات برنامه شون رو شروع کردند. عجب برنامه درازی هم بود، اه! اعصابمون خرد شد. از بچه ها هم جدا بودم و چنان آفتابی بود که از کیف ها و لباس هامون بوی اتو بلند شده بود. دوری که اون طرف داشت از درون گریه می کرد، ملی هم تک افتاده بود تو یکی از کلاسای تجربی و طوطی و هانی لمون* هم باهم توی اون یکی کلاس تجربی بودن. یه حاج آقای خفنی هم آورده بودن که حرف بزنه برامون. خیلی بچه باحالی
چندین سال است با وجود اینکه علم اثبات کرده ازدواج فامیلی و به طور خاص پسرعمو با دخترعمو برای فرزند ضرر دارد، عرف ما می‌گوید: عقد دخترعمو_پسرعمو را تو آسمانها بسته ند! در این راستا در مرثیه‌هایی که زبانحال حضرت صدّیقۀ کبری (س) هستند، امیرالمؤمنین(ع) را پسرعمو (یه ترکی: عمواوغلی) خطاب می‌کنند که در اصل پسرعموی حضرت رسول(ص) بود و نه حضرت زهرا(س).
چندین سال است غیبت امام عصر(عج) را به مفهوم دیده نشدن و مخفی ماندن ایشان تبلیغ شده است و در این راستا،
سال 1358 تب کردم و استخوان درد
پزشکان هندی اشتباهی تشخیص تب رماتیسمی گذاشتند
یک پزشک ایرانی مرحوم دکتر عبدالحسین ملک تشخیص تب مالت گذاشت
سرگردان بین  این دو تب بودم که مصرف آسپرین  در حین روزه داری(افراط دینداری جوانی) مشکل معده و درد آن را نیر افزود
شایعه خواستگار برای دخترعمو طپش قلب نوجوانی را هم اضافه کرد
مرحوم مادربزرگ از دعانویس خبر آورد که روز شنبه ای در سایه بید پری ها اذیتش کردند و کلی کاغذ نوشته دود کردنی و حل کردنی که مجبور به از رو
پس از گذشت شش روز از فصل پاییز، بدین وسیله اعلام میدارم که میخواهم نهایتا تابستان نامه ی اینجانب را به رشته ی تحریر دراورم :)
تابستان نامه ی توی دفترخاطراتم هرچند پراتفاق تر از پارسال بود، کمتر از پارسال شد. امسال ده صفحه شد پارسال چهارده، پانزده تا :)
1.کتاب: خودتان اولین گزینه را میتوانستید حدس بزنید D: خب این تابستان سی تا کتاب قرار گذاشتیم بخوانیم و من سی تا خواندم :) تازه یک ده روزی هم اضافه آوردم که چون به سفر و باقی مانده کاری ها گذشت، دیگر
خاله
معنای لغوی: خواهر مادرمعنای استعاره ای: هر زنی که رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.نقش سمبلیک: یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.غذای مورد علاقه: آش کشک.ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها
شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و
این نامه، جهت شرکت در یک چالش جذاب است! =)
سلام.
من شارمین هستم. درست مثل خودت. در واقع باید بگویم من خود تو هستم که دارم آینده ات را زندگی می کنم و مخاطب این نامه، همه ی شما من»هایی هستید که گذشته ی مرا زندگی کرده اید!
به عنوان شروع، می خواهم از اولین کروموزوم باشعورم که چشم بست روی هر چه Y و با یک X مثل خودش ترکیب شد، کمال تشکر را داشته باشم! درست است که آن سالها، همه منتظر تولد یک مسعود کوچولوی دوست داشتنی بودند و دو تا آبجیها، به خاطر تبدیل شدن
این نامه، جهت شرکت در یک چالش جذاب است! =)
سلام.
من شارمین هستم. درست مثل خودت. در واقع باید بگویم من خود تو هستم که دارم آینده ات را زندگی می کنم و مخاطب این نامه، همه ی شما من»هایی هستید که گذشته ی مرا زندگی کرده اید!

به عنوان شروع، می خواهم از اولین کروموزوم باشعورم که چشم بست روی هر چه Y و با یک X مثل خودش ترکیب شد، کمال تشکر را داشته باشم! درست است که آن سالها، همه منتظر تولد یک مسعود کوچولوی دوست داشتنی بودند و دو تا آبجیها، به خاطر تبدیل شدن
رمان   عاشقانه 
با اشاره چشم از صبا خواستم بلند شه.اونم بی هیچ حرف بلند شد و نشستم کنار سوگل.دستمو دور شونش حلقه کردم .سرشو گذاشته بود روی میز و زار زار اشک میریخت.دهنمو بردم نزدیک گوشش و گفتم:سوگل این امتحان اونقدر هم مهم نیست که تو داری براش گریه میکنی.»
_چی چی رو مهم نیست.گفت تو معدل تاثیر داره.
_هنوز اول ساله جای جبران هست.
_وای تیام تو که مثل من گند نزدی پس حرف نزن.
سرمو عقب اوردم سعی کردم ناراحت نشماروم سرشو بالا اورد تو چشمای قهو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب