نتایج پست ها برای عبارت :

من پسرم تا آخر امسال صاحب خانه میشویم

به پسرم : وصیت نامه به فرزندش امام حسن علیهما السلام (بخشی ازنهج البلاغه)
 
به پسرم : (علیه السلام)، نشرمعارف
معرفی:
این سفارش های پدری است که می رود، پدری که می داند لحظه ها می گذرند.فرزندم! گفتم پیش از اینکه عجلم شتابان از راه رسد این سفارش ها را بنویسم و این اوصاف را برای تو ثبت کنم.پسرم! به وصیت من خوب فکر کن.
بریده کتاب(۱):
خیلی‌ وقت ها دعایت را دیر اجابت می کند؛ چون در این تأخیرها پاداش دعا کننده و عطایی که به امیدوار می دهند،
 
پسرم با همسرش مشڪل پیدا ڪرده بودند و همسرش قهر ڪرده بود رفته خونه باباش . ماخیلی ناراحت بودیم ، یه روز پسرم خیلی عصبانی شده بود و رفت در خونه ی پدرخانمش و خیلی سر و صدا راه انداخت . من هم با اینڪه همیشه مشڪلات دیگران را حل می ڪردم دیگه برا پسر خودم مونده بودم چه ڪنم . زنگ زدم به آقاجواد و آدرس را بهش دادم گفتم بیا اونجا. آقاجواد وقتی اومدند پسرم را دید ڪه خیلی دادوبیداد می ڪند ، دست پسرم را گرفت بردش توی ماشین و گفت : می خوایم با هم یه ڪم حرف بزنیم
سرپرست 2 خانوادهپدر شهید می‌گوید:داخل گوشی پسرم دو اسم به عنوان دخترانم ذخیره شده بود. گویا او دو خانواده را تحت پوشش قرار داده بود و به آنها کمک می‌کرد. یکی از این خانواده‌ها دو دختر داشتند که پسرم آنها را با عنوان دخترانم ذخیره کرده بود. بعد از شهادت مجید آن خانواده از کمک‌های پسرم خبر دادند و اینکه سعی می‌کرد از هر جهت کمک حالشان باشد.»ماجراهای دست بخیری آقا مجید داستان درازی دارد که یک سرش به مرام علی(ع) متصل می‌شود و سر دیگرش به بخشش ج
من به عهد هایم ایمان دارم
می دانم اندازه ی آرزوهایم نبودم
ولی به عهد هایم ایمان دارم
نه آنکه لایق آنها باشم
چون شما شایسته وفای به عهد بوده اید همیشه
می دانم زمانش نرسیده بودو هنوز هم نرسیده
اما
دلم بیشتر از همیشه برای پسرم تنگ شده است
حسن جانم
جان مادر
پسرم 
همو که به گفته ی مادرم نامش را انتخاب کردم
 
 
موشی در منزل شخصی خانه کرده بود و در لانه خود روزهای خوبی را سپری می کرد ،یک روز که داشت از سوراخ لانه، حیاط را تماشا می کرد ،صاحب خانه را دید که با خود تله موشی را به خانه آورده است و فریاد می زند ای زن امشب از دست این موش مزاحم خلاص خواهیم شد ،زن صاحب خانه با خوشحالی به استثبال مرد آمد واز او به خاطر خریدن تله موش تشکر کرد .موش ناراحت به پیش حیوانات خانه رفت و از آنان خواست فکری بکنند . مرغ گفت :تله موش هیچ ربطی به من ندارد . گاو گفت : ما را با ت
 
جناب آقای حسن محمدی مدیر محترم مدرسه
با سلام
از ما خواسته‌اید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعاتمان را از مدرسه‌ بیان کنیم. دوست‌تر داشتم بجای پر کردن آن فرم، خواسته‌هایم را در نامه‌ای برایتان بنویسم:
از پسرم کار بخواهید. چون او را هتل نمی‌آورم، به اولین سال دبیرستان می‌فرستم. اجازه دهید بریده‌های کاغذ و تراشه‌های چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع کند. به بابای مدرسه بگویید مدیون من است اگر بجای پسرم چیزی را جارو کند. کاش ماهی یکبار از
صدرا شده استاد شطرنج من
هر بار که موفق بشم حرکت خوبی برم میره یک کارت امتیاز برام‌درست میکنه.دیروز برای اولین بار مساوی شدیم (پات)
کلی ذوق کردم که به پسرم نباختم
حس می کنم بچه ها یک مادر مهربون اماااااا قوی و مدرن که اعتماد بنفس بالایی داره رو خیلی بیشتر می پسندد تا یک مامان غر غرو و بی دست و پا و ترسو .
رو این حساب سعی میکنم دربرابر بچه ها و همسرم قوی باشم .به روز باشم مطالعه امو بالا ببرم و اطلاعات کافی به سوال های علمی پسرم بدم .
.قشنگ رضای
مامان امسال بادوم کاشته بود و من هیج سالی توی عمرم به اندازه ی امسال بادوم زمینی نخوردم.
بادوم های خیلی درشت و قشنگ و خوش طعم.
فکر میکنم بابت این نعمتی که امسال داشتم از خدا تشکر نکرده بودم.
خدایا مرسی که اینقدر مهربونی و به ما امسال یه عالمه بادوم ِ خوشگل کادو دادی.
 
+به بادوم ها آب نمک می زنیم و بعد میذاریم داخل فر. کاملا مثل بادوم های بیرون میشه؛ حتی بهتر.
توی رویاهام، یک پسر داشتم بزرگش می‌کردم بهش درس شهادت می‌دادم بعد می‌شد سرباز رکاب حاج قاسم. حاجی بهش یاد می‌داد یک سرباز امام زمان چطور باید باشه؟ میگفتم پسرم هر چی سردار میگه گوش بده دل بده کم کسی نیست. حرفاشو بذار روی چشمات.
صبح بیدار شدم تا حالا اشکم بند نمیاد چطور باور کنم نبودنتو؟ چطور باور کنم رفتنو؟ چیزی جز شهادت حق شما نبود.
دارم رویاهایی که بافته بودم پنبه می‌کنم پسرم بی سردار موند
بسم رب الرفیق
امام باقر علیه‌السلام فرمودند:وقتی لحظات شهادت پدرم امام سجاد علیه‌السلام نزدیک شد، مرا در آغوش گرفت و فرمود:ای نور دیده، پسرم! تو را به همان چیزی وصیت می‌کنم که پدرم سیدالشهداء علیه‌السلام، در وداع آخرینِ قبل از شهادت به من وصیت کرد و فرمود: پدرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام به من وصیّت کرد که:
"یا بُنَیَّ، إیّاکَ و و ظُلمَ مَن لا یَجِدُ علیکَ ناصِراً إلّا اللهُ؛ای نور دیده، پسرم! بترس از ستم‌کردن به کسی که جز خدا یاوری ندار
     اخیرا متوجه میشم با پسرم چند مورد بد رفتاری داشتم! کجاها؟ جاهایی که سرسخت رو نظر مخالفش با خودم پافشاری کرده؛ بخصوص که اگر جایی مثل استخر جلوی دید دیگران بودیم و تایممون رو به اتمام بود!
     یادمه تو خونه پدری آنقدر حرفم و نظرم نادیده گرفته میشد تا جائیکه حق انتخاب پوشش و مدل لباس خودم رو نداشتم، که همیشه برای ساده ترین مسائلی شخصیت میبایست زور زیادی میزدم تا با عصبانیت تا بتونم کمی از حریم دفاع کنم و بخصوص که خودم و نظرم رو اثبات کنم!
 
عجب روز کثافتی بود امروز!
روز تمرین و نتیجه هم بود!
صبح امروز و حتی چند روزگذشته، اعصابم کلافه پرستار پسرم بود که برای متوقف کردن فرزندم از داد استفاده کرد چون وقتی با اون به خیابون رفت سرش تو گوشیش بود و بعدهم سر ساعت حضور بی‌توجهی میکرد و بازی درمی‌آورد!
عصر هم که گفتم پسرم رو ببرم به جایی که فرزندم معمولا بهش خوش می‌گذشت بخصوص که ما چندین بار با تذکر و ارائه اطلاعات محیط روانی اونجا رو امن کرده بودیم.
قبل از حرکت به ما خبر دادن مادر و خواهر
‏سال ۹۲ 
آخ جون ایشالا امسال با تدبیر » میتونم خونه میخرم
سال ۹۴
حالا خونه نشد اشکالی نداره ولی امید » دارم امسال ماشین بخرم
سال ۹۵
امسال باید کارمو توسعه بدم تا از این وضعیت در بیام
سال ۹۶
 امسال باید حسابی کار کنم از گشنگی نمیرم
سال ۹۸ 
خدا کنه امسال برای امرار معاش به گدایی نیفتم
سال  ۱۴۰۰
به من بینوا کمک کنید
# تا 1400 با  
# مچکریم
بعدا نوشت 
سلام طاعات تون قبول 
خرما کیلویی 35000 تومن ؛ یه ( بسته / جعبه / کارتن ) خرمای مضافتی 2700
خانه هوشمند چیست؟ویکی پدیا، درباره اینکه خانه هوشمند چیست و اتوماسیون خانگی یعنی چه، اینطور می نویسد که:
خانه هوشمند یک فناوری نوظهور و در حال گسترش است. خانه هوشمند در پایین‌ترین سطح خود می‌تواند به همهٔ خدماتی اشاره داشته باشد که بدون دخالت صاحبخانه عملی را در محیط خانه اجرا می‌کنند»
چیزی متوجه شدید؟!بله، قرارمان سرجای خودش باقی ست. قرار است به زبان ساده با شما درباره هوشمند سازی صحبت کنیم و بگوییم که خانه هوشمند چیست ؟
پس بی خیال وی
 
همه میگن چرا بچه رو امسال فرستادی کلاس اول یکسال دیرتر میفرستادی من میگم خوب کلاس اول رو دوبار بگذرونه  بهتره تا پیش دبستانی رو دوبار بگذرونه. نگرانم ولی کاری از دستم برنمیاد . الان که فکرشو میکنم میگم با خودم من بخاطر اینکه از کلاسهای گفتاردرمانی و کاردرمانی میخواستم نجات پیدا کنم بچه رو فرستادم کلاس اول چون واقعا از این کلاسها خسته شده بودم گفتاردرمانی که فقط جمله میداد میگفت بچه حفظ کنه کاردرمانی خوب بود ولی .
نمیدونم کارم درست بود یا
هو الباعث
فال یلدای امسال
نیت : امید .
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش
عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد
باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم
آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد
رهزن دهر نخفته‌ست مشو ایمن از او
اگر امروز نبرده‌ست که فردا ببرد
در خیال این همه لعبت به هوس می‌بازم
بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد
ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد
بانگ گاوی چه
پسرم هشتاد و سه روزه شده است. کلی کارهای جدید یاد گرفته است. در هفتاد و هشت روزگی، هنگامی که در آغوش آقای پدرش بود به تبلیغات کودکانه تلویزیون خیره شد. قهقهه که خوراک هر روزش است. کمی بیشتر از قبل گردن می گیرد. با "هم" گفتن من دهانش را باز می کند تا به او قطره دهم. در جهت گوشی می چرخد و لبخند می زند تا از او فیلم بگیرم. با او حرف بزنی با تو حرف می زند. روی شکم که بگذارمش کلی سعی می کند که سینه خیز برود ولی تنها کمی از جای اولش دور می شود. خلاصه که پسرم ه
یادمه وقتی پسرم نوزاد بود دعوایی کردم و خیلی دلم میخواست با پسرم درباره اش صحبت کنم تا سبک بشم. ولی میدونستم این کار روحی هست و گذاشتن بار به این سنگینی که خودم تحملش رو ندارم، رو شونه های ظریف اون طفل لطیف اشتباه جبران ناپذیری هست. خلاصه با اینکه میدونستم تو نوزادی متوجه حرف های من هم نخواهد شد، کار درست رو انجام دادم و از همون روزهای اول مشکلات رو به عشق کوچکم منتقل نکردم.
چندی پیش متوجه شدم برنا حتی اگه به ظاهر مشغول کاری هست، تک تک کل
 
خانم میانسال بود و بسیار آرام به نظر می رسید قصد مشاوره داشت - یکی از فعالیت های روزمره من دادن اینگونه مشاوره هاست - خودش را معرفی کرد و گفت پسرم قصد ازدواج دارد با دختر مورد علاقه اش سالهاست رابطه دوستی دارند .پرسیدم آیا شما هم در جریان این دوستی بوده اید گفت بله او یک ترنس است مراحل آخر تطبیق جنسیت خودش را می گذراند می خواستم بدانم اگر خانواده دختر را در جریان وضعیت پسرم قرار ندهیم آیا ممکن است در آینده برای او ایجاد دردسر کنند؟گفتم از نظر
دانلود آهنگ جدید حامد محضرنیا پسرم
Download New Music Hamed Mahzarnia Pesaram
آهنگ جدید حامد محضرنیا بنام پسرم
خوش اومدی به زندگیم همه ی دنیای من قربون اون نگات بشم پسر زیبای من
به عشق دیدنت تا صبح بیدارم من بیشتر از خودم تورو دوس دارم
 
ادامه مطلب
پسرم هشتاد و سه روزه شده است. کلی کارهای جدید یاد گرفته است. در هفتاد و هشت روزگی، هنگامی که در آغوش آقای پدرش بود به تبلیغات کودکانه تلویزیون خیره شد. قهقهه که خوراک هر روزش است. کمی بیشتر از قبل گردن می گیرد. با "هم" گفتن من دهانش را باز می کند تا به او قطره دهم. قطره کولیکش را هم بعضی وقت ها تف می کند. در جهت گوشی می چرخد و لبخند می زند تا از او فیلم بگیرم. با او حرف بزنی با تو حرف می زند. روی شکم که بگذارمش کلی سعی می کند که سینه خیز برود ولی تنها کم
پسرم هشتاد و سه روزه شده است. کلی کارهای جدید یاد گرفته است. در هفتاد و هشت روزگی، هنگامی که در آغوش آقای پدرش بود به تبلیغات کودکانه تلویزیون خیره شد. قهقهه که خوراک هر روزش است. کمی بیشتر از قبل گردن می گیرد. با "هم" گفتن من دهانش را باز می کند تا به او قطره دهم. قطره کولیکش را هم بعضی وقت ها تف می کند. در جهت گوشی می چرخد و لبخند می زند تا از او فیلم بگیرم. با او حرف بزنی با تو حرف می زند. روی شکم که بگذارمش کلی سعی می کند که سینه خیز برود ولی تنها کم
*این داستان خیلی زیباست* *مردی بود قرآن میخواند و معنی قرآن را نمیفهمید* *پسرکوچکش از او پرسید:* *-چه فایده ای دارد قرآن میخوانی بدون اینکه معنی آن رابفهمی؟* *پدر گفت پسرم سبدی بگیر واز آب دریا پرکن وبرایم بیاور* *پسر گفت:غیر ممکن است که آب درسبد باقی بماند.* *پدر گفت امتحان کن پسرم.* *پسر سبدی که درآن زغال میگذاشتند گرفت ورفت بطرف دریا وامتحان کرد* *سبد را زیرآب زد وبه سرعت به طرف پدرش دویدولی همه آبها از سبد ریخت وهیچ آبی در سبد باقی نماند* *پس به پ
سال گذشته همین آذر خودمون وسطاش جایی بودم که احساس تنهایی میکردم حکایت همون در میان جمع و تنها بودنه!
خلاصه که از شدت تنهایی رو به فرار کردن میرفتم که !گوشی و درآوردم و یادداشت و باز کردم و نوشتم همونجا میون همون آدما هر چی که میحواستم اون لحظه باشه و نبود!
امسال طرفای شهریور ومهر وقت گوشی تی ی نگاه بهش انداختم و یه لبخند مسخره و پاکش کردم.!
خنده ام گرفته بود از حس و حال و عکس العمل آن موقع
امسال ولی فرق داشت همه چی فرق داشت  انگاری تمام چیز
این شبا یجورین مثل همون شبان که خونه مادربزرگم جمع می شدیم اصلا شبای پاییز یه چیز دیگس اصلا یه جور خاصین اصلا هم ربطی به این نداره که فصل تولدمه اصلا .دیروز خواهرم گفت از آبان بدم میاد نحسه عصبانی شدم قشنگ ترین ماه سال آبانه فقط باید اهل معرفت باشی تا بفهمی.
امسال شباش از جمله شبایی که با ترس اضطراب نمی خوابم امسال سال خوبیه.
دلتنگم دلتنگ گوشه ای از قلبم که جا گذاشته ام بین چهاردیواری یک خانه و آمده ام دیروز حس مسافری را داشتم گه خانه اش اینجا
{شناخت شناسنامه ای امام زمان(عج) - شماره 37}
 
دلیلِ تعَدُّدِ القاب امام زمان(عج)
 
به نظر می رسد، متعدّد بودنِ القاب امام زمان، دلیل دیگری بر وضعیت امنیتی و خطرناک آن دوران بوده است.
صاحب الدار» به معنای صاحب خانه ی پدری و جَدّ ایشان است» که در آنجا غایب شده. اسحاق بن یعقوب میگوید: توقیعی (و متنی) به خط مولایم صاحب الدار» صادر شد.
امروزه بعضی افراد، فقط یک اسم مستعار دارند، چرا امام زمان به چندین لقب، مورد خطاب قرار می گرفتند؟ به نظر نمی رسد ک
پایه هفتم  صفحه۶۶ درس پنجم حکایت
بازنویسی حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود پایه هفتم
متن حکایت:
شخصی خانه به کرایه گرفته بود. چوب های سقف بسیار صدا می داد. به خداوند خانه از بهر مرمّت آن سخن بگشاد. پاسخ داد: چوب های سقف ذکر خدا می کنند. گفت: نیک است؛ اما می ترسم این ذکر به سجود بینجامد.»    عبید زاکانی
بازنویسی حکایت:
 شخصی خانه ایی اجاره گرفته بود. اما چوب های سقف بسیار صدا می داد. مرد به صاحب خانه مراجعه کرد و برای بازسازی سقف خانه با او حرف
نام کتاب : تیدانویسنده : شهلا پناهی لادانیانتشارات : شهید کاظمیتوضیحات : تیدا حکایت مادرانه ای است از زندگی نور چشمش شهید حیدر جلیلوند ، که به زبانه مادرانه نوشته شده است این شهید علاقه ی زیادی به مادرش داشته و در خانه به نام حمید صدا زده می شده . حیدر جلیلوند دو دختر کوچک به نام های ثنا و حنانه داشته است و در شهر تهران زندگی می کرده این کتاب دارای ۱۶۲ صفحه به همراه تعدادی عکس است و مناسب گروه سنی ( د و ه ) یا همان کلاس هفتم تا دوازدهم می باشدقطعه
بسم رب الحسین ع
امروز 14 دی ماه 97
ساعت هم تقریبا 15:00 بوقت تهران
جای همه دوستان خالی بود 
امسال هم آقا طلبید و راهی حرم عشق شدیم.
ولی امسال همسفر قدیمی من که خدا روشکر 3 دوره پیاپی باهم رفتیم کربلا ، متاسفانه حضور نداشت.
امسال به رغم افزایش شدید نرخ ارز بازهم برگ برنده دست زوار حضرت اباعبدالله ع بود.
امسال جمعیت بیشتر از سال قبل بود. خیلی بیشتر
از خدا میخوام به آبروی آبرو داران و به واسطه اباعبدالله ع ریشه تکفیر و وهابیت رو خشک کنه.
اینم میسر نیست
پسرم،گر گذاشتند اوباشتو مدیر امور مالی باش هر که یک سال بوده در این کارشده نامش بلند و بارش بار کام ِ آدم چو قند خواهد شدبخت آدم،بلند خواهد شد به حقوق تو می رسد برکتبرکت می دهند،بی حرکت طرف التفات و مرحمتیچون مدیرِ عزیز بی جَهَتی می شوی مثل شهر رُم که به حتمهمه ی راه ها ،شود به تو ختم همه از خشمت اجتناب کنندداخل آدمت حساب کنند به حضور تو اَند نامه نویسهمه،حتّی خود جنابِ رئیس چون تویی صاحب حساب و کتابهمگی می برند از تو حساب همگان را به لطف
 
من همیشه از داشتن زن عزیزم ماری لوئیز سرافراز بوده‌ام و تا آخرین لحظهٔ حیات با بهترین احساسات صمیمانه یادبود او را حفظ خواهم کرد. از همسرم خواهش می‌کنم که پسر مرا حراست نماید و از خطراتی که در زمان طفولیت اورا تهدید می‌نماید حفظ کند . به پسرم توصیه می‌کنم همواره بخاطر داشته باشد که او یک شاهزادهٔ فرانسوی است و هرگز آلت دست کسانی که فرانسه را تحقیر می‌نمایند نشود و پسرم هرگز نباید به هیچ عذر و بهانه و دستاویز با فرانسه بجنگد ویا آن را از پ
سلام
چند روزی که دارم فکر می کنم،چرا نمیشه یه نفر پیدا کرد تا بفهمه چی میگم،سو تفاهم پیش نیاد.خوب تا دو روز دارم زمزمه میکنم به قول یه عالمی ،ماها بی صاحب نیستیم.ما امام زمان عج رو داریم
یا امام زمان عج من که بی صاحب نیستم لطفا کمک کنید ،درست تصمیم بگیرم.
جهت فرج صلوات بفرستید لطفا
چند سالی است که روز به روز محبوبیت مدل های مختلف دستگیره درب هوشمند ، در حال افزایش است. هنگامی که این محصولات امنیتی برای اولین بار به بازار معرفی شدند، بسیاری از صاحب خانه ها و کسب و کارها از به کارگیری آن اطمینان نداشتند؛ زیرا قفل های سنتی و قدیمی تا حدودی نیازهای آن ها را برآورده می کرد. اما گذشت زمان به آن ها نشان دارد که این نوع قفل ها علاوه بر افزایش امنیت، راحتی در رفت و آمد را نیز به دنبال دارد.
دستگیره درب هوشمند به صاحب خانه ها این ام
سوالات دکتری پرستاری (سال 86 تا امسال )با پاسخ

300 سوال مبانی مراقبتهای پرستاری با پاسخ تستی و تشریحی
300 سوال روش تحقیق پرستاری  با پاسخ

350 سوال آمار زیستی (پرستاری ) با جواب

250 سوال  استعداد تحصیلی پرستاری با جواب

نمونه سوالات دکتری پرستاری (سال ۸۶ تا امسال )با پاسخ +سوالات جهت آمادگی (جهت دانلود کلیک کنید)
واقعا با این سریال ساختنشون دارن به شعور مخاطبا توهین میکنن. ستایش تو فصل دو شبیه مادر جد مهدی سلوکی بود. بعد تو فصل سه شبیه آبجی کوچیکشه:/ آخه این چه وضعیه
بعد کارگردان فیلم در جواب منتقدان برای گریم ستایش گفتهه: آخه تو فصل قبل فشار ها و نگرانی هایی روی ستایش بود که توی این فصل نیست:/
آهان. پس چون فشار ها از روی ستایش برداشته شده یه پیرزن هفتاد ساله شده دختر 20 ساله:| 
واقعا ممنون از فیلم های فوق العاده ی امسال:/ اصلا ما رو با این فیلم هاتون شگفت زد
سه سالی که رستوران رو راه انداختیم من نتونستم برم مشهد و هر سال میگم سال بعد و سال بعد اوضاع بیشتر به هم گره میخوره و باز هم نمیتونم برم . امسال شب میلاد یه تک بیتی گفتم و نوشتم تو وضعیت واتس اپم :
راه دور است و منم افلیج مادر زادی ام
ور نه صاحب خانه ای بس با کرم دارد دلم
.
نه اینکه بگم من محب الرضا (ع) هستما ! ولی.

ادامه مطلب
از قدیم می گفتند و راستش این روزها هم میگن که: خانه ها روح دارند.
نه از آن روح های ترسناک و داستانی که روح آدم هایی که قبلا اینجا زندگی میکردند،هنوز هم هستند.منظور من از روح هر خانه 
یک چیز دیگه است.
وقتی پات رو توی یک خانه میگذاری اینقدر حال خوب میاد طرفت که شب موقع خداحافظی به صاحب خانه میگی: خیلی خوش
گذشت،نمیدانم چرا اما خیلی حال و هوای خونتون خوبه.اما یک وقت هایی از بعضی خانه ها هم که میای بیرون ته دلت میگی:
چقدر دلگیر بود،چقدر خسته ام،چرا یه
هر سال این موقع توی مسجد بودم وقتی توی ایوان خونمون می ایستیم مسجد رو میبینیم ولی امسال اصلا حسش رو ندارم اینقدر منفعل شدم که حتی نذری ها هم نمیرم بیست و چهار سال رفتم از لحظه ای که تونستم بفهمم فرستادنم توی غذاخوری مسجد گفتند تو نوه حاج حسنی نذرم نذر پدربزرگته باید از مهمونای امام حسین پذیرایی کنی منم رفتم با عشق کار کردم نمی دونستم امام حسین کیه ولی میدونستم پدربزرگم آدم بزرگیه به حرمتش باید با جون و دل کار کنم بعد ها بزرگتر شدم شدم و شدم 
جوانی وارد مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستی وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت: خانم این روزگاراست و سنت حیات، یکی میره یکی میاد شما هم خودتو ناراحت نکن.
 زنه در حال رفتن بود که از جوان درخواست کرد دوباره وی را مادر صدا کند. جوان صدا زد ما
پرس و جو از دفاتر املاک نشان  می‌دهد که با قیمت بالای مسکن در تهران دست مشتریان چندان برای انتخاب  منطقه باز نیست. منطقه 18 فعلا ارزان‌ترین محدوده تهران است.
  
گردش مالی مسکن در شهریور سال جاری نشان داد که قیمت خرید یک واحد مسی در تهران به طور میانگین یک میلیارد و 30 میلیون تومان است. اما نگران  نباشید هنوز با بودجه‌ای تا 400 میلیون تومان هم می‌توان در محله‌هایی  همچون یافت‌آباد، شادآباد، ولیعصر و خلیج فارس به خرید خانه در منطقه 18 تهران
 
درکلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد: فکر می کنی میشه هنگام دعا کردن سیگار کشید؟»ماکس میگه: چرا از کشیش نمی پرسی؟»
جک نزد کشیش می رود و می پرسد: می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم.»کشیش پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند.ماکس میگه: تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم.»ماکس نزد کشیش میره و می پرسه وقتی در حال سیگار کشیدنم می تونم دعا کنم؟»کشیش مشتاقانه پا
اگر عشق در خانه ی قلبم پا بگزارد
گلهای شاداب  با بوهای معطرشان که فضای خانه را فرا میگیرند.روشنایی خانه که پر فروغ است .چه چه پرندگان که زمزمه ی زندگی است  .!همه وابسته میشوند ب بودنش.وقتی میرود و خانه را خالی میکند. گلدان‌هایی که نیازشان تنها قطره ی ابیست پژمرده میشوند. ‏میرود و وسایل خانه را میشکند میرود و تکه ای گرانبها را با خود میبرد. ‏صدای زنده بودن  دیگر ب گوش نمیرسد.خانه را سکوتی میگیرد شور نیست کلبه ی احزان میشود .جولانگاه
یلدای امسال،غم انگیزترین یلدای طول عمرم بود.
به مادرها و پدرهای داغدیده ای که بچه های بی گناهشون رو برای همیشه از دست دادن فکر میکردم و قلبم مچاله میشد و اشک از چشمام سرازیر.
یلدای امسال نتونستم خوشحال باشم.دلم خوش نبود.دلم گرفته بود،خیلی زیاد.
بسم الله الرحمن الرحیم ./
میدونی ؟ سالهاست تو خیالم خودمو تصور کردم که بچه م دختره و دختر دار میشم ! حتی فکر اینکه بچه م پسر باشه رو هم نکردم . اما چند روزه افتاده به جونم فکرت . هنوز نیستی! هنوز پیش خدایی . و من امشب در اوج خستگی هام ، با همه ی بغضم ، ته قلبی که از ایمان به خدا شاده و چشمی که از ارامش لبریزه ولی میباره ، به تو فکر میکنم .
پسرم هر وقت به تو فکر میکنم خدا رو به خودم نزدیک میبینم ، اونقدر نزدیک که گویا بغل به بغل نشستیم و عاشقانه و با
دلم میخواد یه کاراکتر انیمیشنی بسازم برای پسرم و شروع کنم طراحی حالات مختلفش رو. یه چیزی توی مایه عکس های پایینی. دوتا اولی مدل دخترونه اشه. و خدایا، چقدر مدل برای دخترونه دارم! هیشکی اما پسرونه نکشیده :))

ایده ی خفن و هیجان انگیزیه! نمیدونم میتونم بسازمش یا نه *-*
حالا که بعد از سه ساعت بین رگ و پی و دل و روده ی مرغ ها، دست چرخاندم، و در این بین با پسرم حرف زدم و صدبار رفتم و آمدم پیشش و به همسر غر زدم که هنوز بلد نیست به اندازه ی دونفر و نصفی خرید کند، و بچه را خواباندم و ظرف ها را شستم و زمین را تی کشیدم، دوش گرفتم و برق ها را خاموش کردم و بالاخره بعد از یک صبح تا ظهرِ کاری شلوغ و یک ظهر تا شب، خانه داری شلوغ تر، دراز کشیدم به این فکر میکنم چقدر آن دختر تی تیش مامانی که تا لنگ ظهر خواب بود و بعد وبلاگ و یاهو م
سلام
معمولا از سر کار که به خونه برمی گردم یا پسرم از کلاس برمی گرده دلش می خواد یه میان وعده سالم باشه که راحت بشه مثل پنیر روی نون تست مالید و خورد. در عین حال سالم هم باشه
من اینو امتحان کردم من مزه اش را دوست داشتم، پسرم هم با اینکه کرفس را دوست نداره خیلی خوشش اومد. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد
زیتون بی هسته دو پیمانه
نصف یک ساقه کرفس
یک تا دو قاشق غذاخوری بادام 
1 حبه سیر
2-3 ق.غ آبلیمو 
کمی روغن زیتون برای تنطیم غلظت مواد
همه رو داخل غذاساز بر
بارداری سختی داشتم. سخت نه به این معنا که نازپسرم مرا اذیت می کرد. اتفاقا نه! نازپسرم از همان اول هم مرا اذیت نکرد. شاید یکی از دلایش قرار گرفتن جفت در قسمت جلویی شکمم بوده و من لگدهای پسرم را متوجه نمی شدم. شب ها هم تقریبا راحت می خوابیدم. می گویم سخت دلیل دیگری دارد. سخت به این معنا که اضافه وزن مرا مجاب به کمتر خوردن و مراقب بودن و پرهیز از شیرینی و غلات و شکلات و میوه های با قند بالا و کلی چیز میز دیگر کرده بود. بیچاره تاج سر که به خاطر من غذاهای
 
" ح" پسرم  بعداز یک هفته آمده با یک ظرف حلیم نذری 
دستشان درد نکند  . نذرشان قبول 
چند دقیقه ای می نشیند
میوه تعارفش میکنم
میگوید فلان غذا را خورده ام می ترسم میوه بخورم ممکن است  ترش کنم 

چند کلامی حرف نزده میگوید باید بروم
عجله داره و میخواهد برود  .
میگوید : میخواهم زودتری به خانه مادر زن جان بروم تا در شستن دیگ و ظرف و ظروف کمکشان باشم .
خداحافظ 
خدانگهدارت پسرم 
 
" ح" پسرم  بعداز یک هفته آمده با یک ظرف حلیم نذری 
دستشان درد نکند  . نذرشان قبول 
چند دقیقه ای می نشیند
میوه تعارفش میکنم
میگوید  : چون فلان غذا را خورده ام می ترسم میوه بخورم . ممکن است  ترش کنم 

چند کلامی حرف نزده میگوید باید بروم
عجله داره و میخواهد برود  .
میگوید : میخواهم زودتری به خانه مادر زن جان بروم تا در شستن دیگ و ظرف و ظروف کمکشان باشم .
خداحافظ 
خدانگهدارت پسرم 
امسال طراحی خانه و روندهای رنگی از تونهای خنثی باحال و خنک که در گذشته دیده ایم دور می شوند و جسورانه تر پیش می روند!
برخی از روندهایی که در سال 2019 در خانه خود مشاهده خواهید کرد:
• استفاده از رنگ های براق و درخشنده
• استفاده از رنگ های گرم خنثی• استفاده از موارد پایدار و قابل بازگشت به طبیعت• استفاده از الگوهای گلدار• استفاده از سبک بوهمین( boho decor)• استفاده از رنگ سیاه مات• استفاده از فات
 
طراحی نما آرکا
 
سلام
چند روزی که دارم فکر می کنم،چرا نمیشه یه نفر پیدا کرد تا بفهمه چی میگم،سو تفاهم پیش نیاد.خوب تا دو روز دارم زمزمه میکنم به قول یه عالمی ،ماها بی صاحب نیستیم.ما امام زمان عج رو داریم
یا امام زمان عج من که بی صاحب نیستم لطفا کمک کنید ،درست تصمیم بگیرم.
جهت فرج صلوات بفرستید لطفا
نوشته شده 1398/09/22ساعت17:51
خوب واقعا خوب میشه ،مدام زمزمه کنم ،با امام زمان عج حرف بزنم
با خداوند رفیق و مونس بشیم
ببخش مرا مادر. رنجها و دردهای یکی دو سال اخیر و به خصوص هفت، هشت ماه گذشته، انقدر مرا درگیر جسم و روح خودم کرده است که آماده ی سخن گفتنِ با تو نبوده ام. حتمی از همین آغازِ نوشته ام معلومت شد که چگونه مادری برایت خواهم بود. من مادری هستم که مدام بابت کم کاریها خودم را مواخذه می کنم، ضمن اینکه هماره، ترسِ بزرگِ آسیب زدن به فرزندانم به جهت ناکاملی هایم با من است.
از دنیای پسرها چیز زیادی نمی دانم، همین ترسهایم را بزرگتر کرده است. هورمونهایم این ماه
چوپان و گله دار .درروزگاران قدیم چوپانی دردهکده ای زندگی می کرد که گله دار مردی ثروتمند ومتقلب بود. گوسفندهای این مرد خوب شیر می دادند و چوپان هر روز آنها را میدوشید و تغار(کاسه ) سنگی را پر می کردو صاحب گله وقتی شیر را از چوپان می گرفت داخل شیر آب می ریخت تا مقدارش زیاد شود وبه مردم بیشتری بفروشد ودر نتیجه پول زیادی به چنگ آورد. چوپان که از کار او خبر داشت همیشه اورا نصیحت می کرد ومی گفت :ای مرد از خدا بترس و اینقدر در شیر آب نریز این کار خیانت به
اولین کتابی که امسال خوندم یا بهتره بگم امسال تمومش کردم "کجا ممکن است پیدایش کنم"بود،عکس رو زمانی گرفتم که خیلی سردم بود و اون گل رو جوجه رنگی بهم داد،شاید بعدا بیشتر راجبش حرف زدم اما الان نه.کتاب مجموعه داستان بود(پنج داستان)و من سه تا از داستان هارو پارسال خونده بود و دیروز هم یکی و امروز هم یکی دیگه،و کتاب همین حالا تموم شد.قلم موراکامی برام آشنا و در عین حال ناشناخته و عجیب غریبه،همونطور که داری میخونی کلی به فکر فرو میری و عمیقا توی داس
. امسال، از اول پاییز که من حسابی درگیر دکتر و بیمارستان و مریضی ام، فراموشم شد به اطرافیانم پاییز مبارک بگم. کاری که هرسال به رسم ادب انجام میدم. امسال اما حتی یک نفر هم به من تبریک پاییزو نگفت. منم البته منتظر نبودم. فراموش کرده بودم.
اولین جلسه کارورزی خیلی خوب بود. از چیزی که انتظار داشتم صبر و تحملم بیشتر بود و بچه هام اونقدر لوس و شیطون نبودند فقط قسمت سختش یادگرفتن اسم های ناآشنای بچه ها بود ولی خب مزیتش این بود که از بین اسماشون برای پسرم اسم پیداکردم:دی
 
سلام
صدای ما رو از موکب صاحب امان عج واقع در عمود ۸۲۸ میشنوید مدیونید اگه فکر کنید ما این همه راهو از صبح تا حالا پیاده اومدیم. در حالیکه دیشب تازه رسیدیم نجف!
تا الان یاد هیچ کی نبودم، نمی دونم چرا!!! معمولا دست به دعام خوبه ها، عجیبه!
الانم طبق معمول این دو روز در حال آب پز شدن هستیم، سوله کولر مولر نداره 
:( حالا چه مدلی خوابمون ببره خدا عالمه.
امسال بشدت همه جا شلوغه و این یعنی یه عالمه ترافیک و کمبود امکانات حداقلی. و البته گرماااااا
ا
 
 
تفاوت اصلی خانه های هوشمند با خانه های معمولی در این است که همه ی وسایل در خانه های هوشمند به یکدیگر متصل هستند و با یک دستگاه مرکزی کنترل می شوند. کنترل آب و هوا، چراغ ها، لوازم، قفل ها و انواع مختلفی از دوربین ها و مانتیورهایی که می توانند به خانه های هوشمند و خودکار اضافه شوند از هر جای خانه و حتی دور از خانه قابل کنترل می باشند.
 
 
دست و دلم به نوشتن نمیرود. همین که در دلم تو را آرزو کنم کفایت میکند، این نوشتن ها بیشتر آدم را خرفت میکند. 
من حس میکنم وقتی آدم خودش را زیر آرزوهایش مخفی میکند، از زندگی کردن بازمیماند، عاجز میشود.
در زندگی عاجز ميشويم، فرسوده ميشويم، پیر ميشويم، عاشق ميشويم، پدربزرگ ميشويم، مادربزرگ ميشويم، اما هیچوقت آدم نميشويم. ما، هیچوقت دست و دلمان به آدم بودن نمیرود. چقدر خرفت شده ایم!
 
به تاریخ امشب، در اتوبوس بازگشت از سر کار. وقتی خسته بودم، وقت
شهریور ماه امسال ۲ هزار و ۸۵۵  واحد مسی در تهران معامله شد. قیمت خرید مسکن و  تعداد معاملات می گوید  میانگین سهم هر واحد، کمی بیش از یک میلیارد تومان است.
  
باور این خبر شاید کمی دشوار باشد اما گردش مالی مسکن در شهریور امسال نشان می‌دهد که قیمت خرید مسکن در تهران به طور میانگین یک میلیارد و 30 میلیون تومان است یعنی برای خرید یک واحد مسی همین میزان پول لازم دارید.
به گزارش مجله دلتا با افت چشمگیر تعداد معاملات مسکن در چند سال گذشته، در م
دارم به این نتیجه میرسم که بنشینم توی خانه دنیوی و اخروی برای خودم و بچه هایم بهتر است. کار آن فرصتی که برای نوشتن لازم داشتم را می توانست در اختیارم بگذارد که یا من نتوانستم از آن فرصت استفاده کنم یا سزاوار نبود ساعت کاری را به کاری دیگر بگذرانم و یا اصلا روزیم نبود که این اتفاق برایم بیافتد
در مورد گشایش مادی هم چیز محسوسی رخ نداده این ماهی دو سه تومن که به خانه میبرم شاید برایم ماهی صد تومن دویست تومنی که به بعضی ها کمک می کنم داشته باشد و در
25 ساله شدم . بر خلاف هر سال ، امسال شب تولدم غمگین بودم . آخرین روز 24 سالگی من با غم همراه بود . هیچ وقت آدم هایی که روز تولدشون خوشحال نبودن رو درک نمی کردم . چون نه از بالا رفتن سن ناراحت میشم و نه می ترسم . 
امسال برای خودم ناراحت بودم . از این که خودم انتخاب کردم که مستقل بشم ، از این که خودم خواستم که کاری رو انجام بدم که دوست ندارم . از این که کارمند بودن رو انتخاب کردم .
اما تولد امسالم کنار کسایی بود که برای من دور هم جمع شده بودن . نه برای خودشو
به گزارش افکارنیوز، گو هارا، خواننده و بازیگر ۲۸ ساله محبوب کره‌ای در خانه‌اش در سئول پایتخت کره جنوبی مرده پیدا شد.
 اخبار چهره ها - پلیس منطقه گنگام سئول می‌گوید هنوز در حال تحقیق درباره علت مرگ او است. این خواننده و بازیگر اهل کره جنوبی که طرفدارانش او را هارا می‌نامیدند، عضو سابق گروه پاپ کره‌ای کارا بود. 
گروه کارا از جمله گروه‌های موسیقی پیشگام در ایجاد پدیده پاپ کره‌ای بود که جهان را فراگرفت. 
بازی‌ هارا در مجموعه تلویزیونی ک
دیشب تصمیم گرفتم با یکی از مشاورای مرکز راجب کنکور ارشد صحبت کنم و یکم اطلاعات بگیرم، حدسم درست بود میتونم امسال کنکور ارشد 99 رو بدم و از بهمن کارشناسی ارشد رو شروع کنم. چون من حدودا 8 واحد دیگه ام میمونه برای مهر 99 و خب دوست ندارم وقفه بیوفته توی مسیرم، قرار بر این شد من کنکور امسال رو ثبت نام کنم و بخونم براش، اگر نتیجه خوبی داشت که انتخاب رشته میکنم و ورودی بهمن هارو میزنم یا یک ترم مرخصی میگیرم، اگر هم نداشت دست گرمی بوده و تجربه خوبی بدست آ
دیشب تصمیم گرفتم با یکی از مشاورای مرکز راجب کنکور ارشد صحبت کنم و یکم اطلاعات بگیرم، حدسم درست بود میتونم امسال کنکور ارشد 99 رو بدم و از بهمن کارشناسی ارشد رو شروع کنم. چون من حدودا 8 واحد دیگه ام میمونه برای مهر 99 و خب دوست ندارم وقفه بیوفته توی مسیرم، قرار بر این شد من کنکور امسال رو ثبت نام کنم و بخونم براش، اگر نتیجه خوبی داشت که انتخاب رشته میکنم و ورودی بهمن هارو میزنم یا یک ترم مرخصی میگیرم، اگر هم نداشت دست گرمی بوده و تجربه خوبی بدست آ
امسال میخوام واس ماه محرم یه کار خیری کنم
خوب مقصد اول آمریکا 
سوالتون اینه که بریم امریکا چکار؟!
اره دیگ بریم کاخ سفید
کاخ سفید چکار کنیم‌؟!
خوب دیگ مخ برتر وارد میشود میریم امریکا کاخ سفیدو میکنیم حسینه هر کدومتون هم یه کاری به عهده بگیرید یکی ساندیس بده یکی کیک یکی هم .
 
تا هوش برتری دیگ خدا یار و نگهدارتان
دنی، اگر برایت بگویم آقا و خانم جوانی صاحب خانه‌ای که ساخته بودی شده‌اند، چه حسی پیدا میکنی؟ 
اوایل دائم یاد روزهای قدیم و دوستی‌مان می‌افتادم. فکر میکردم خیلی پیر شده‌ام. ترس برم داشته بود که نکند خیلی تنها شده باشم. آخر تو و ژاکلین برای ما مثل خواهر و برادر بزرگتر بودید، حالا ببین جلوی این بچه جوانها چه بابابزرگی به حساب می‌آیم! مثلا همین دو ماه پیش را برایت بگویم، آقای جوان سعی داشت با شن‌کش فی کوچکی (شاید مال خودت بود؟ نمیدانم) برگه
من آدم ضعیف یا شاید بی خیالی بودم که در تمام وقت هایی که خسته می شدم یا کم می آوردم اولین اقدامم، دعا برای مردن بود! مردن ساده ترین و دم دست ترین راه حل ممکن بود برایم. ولی حالا که مادر شدم، دورترین چیز از من، باید مردن باشد. نمی شود من نباشم برای پسرم. باید باشم که وقت هایی که زمین خورد، یاعلی بگویم و دستش را بگیرم. باید باشم که وقت هایی که احساس غربت کرد، بغلش کنم. باید باشم تا بغضش، گریه نشود. باید باشم که اجازه ندهم کسی صرف شوخی و خنده، اوقاتش ر
داستان فیلم :
فرید ساعت نه صبح با خبر می شود که صاحب عمارت قدیمی شده و
نه شب به فرودگاه می رسد. حالا او و ساکنینی که فرید بدون اطلاع صاحب خانه
آن ها را به عمارت آورده تنها دوازده ساعت فرصت دارند تا خانه را خالی
کنند اما .
بازیگران : حمید گودرزی،بهرام افشاری،نسرین مقانلو، سحر قریشی، رضا ناجی، نیما شاهرخ شاهی، رز رضوی، مجید شهریاری، بابک نوری، پژمان بازغی و با معرفی امین مینایی

برای دانلود فیلم سینمایی نیوکاسل کلیک کنید
به طور میانگین من حداقل روزی یک ساعت تو خونه رژه میرم و غر میزنم و حرص میخورم.همشم تقصیر خودمه,منی که خیلی زیادتر از جایگاهم مسئولیت قبول کردم چون یکی به جای اینکه مسئولیت پذیرترین باشه,بی‌خیال‌ترین و بی مسئولیت ترینه و فقط از علائم حیات خوردن و نفس کشیدن و سیگار کشیدن رو داره و اون یکی هم حق داره کم کم داره مستقل میشه چرا باید فکرش رو به اینجا مشغول کنه.
اگر سه سال گذشته من n تا مشکل داشتم قطع به یقین امسال بیشتر از 2n مشکل دارم,ولی ولی هر چی بش
     این روزها حال خیلی خوبی دارم. انگار که یه فشاری از روی قلبم برداشته شده؛ با خودم مهربان تر شدم؛ بیشتر به خودم حق میدم؛ بیشتر به خودم کمک میکنم که رشد کنم؛ کمتر سرزنش یا گله میکنم از خودم؛ بیشتر به حس و حالم توجه میکنم تا حجم کارهای مونده در خانه و از همه مهمتر بیشتر حق اشتباه و ایده آل عمل نکردن به خودم میدم.
     بیشتر پسر و همسرم رو دوست دارم. کمتر میزان نخوابیدن پسرم برام دغدغه اس؛ کمتر کارهای نکرده همسرم آزارم میده.
     از همه مهمتر دوت
آتش سوزی مراتع در شیروان، ۵۰ درصد افزایش یافت.
فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان شمالی با بیان اینکه آتش سوزی مراتع شیروان در نیمه نخست امسال نسبت به مدت مشابه پارسال ۵۰ درصد افزایش داشت، گفت: در این بازه زمانی ۹ هکتار از عرصه های طبیعی این شهرستان در آتش سوخت.سرهنگ موسی الرضا حیاتی، گفت: نیمه نخست امسال ۴ مورد آتش سوزی در سطح مراتع روستای بلغان از توابع بخش مرکزی و گلیل بخش سرحد این شهرستان رخ داد.وی افزود: در مدت مشابه سال گ
‏کارشناس تلویزیون داشت میگفتیه تصویر از مشکلاتتون یا چیزی که به مشکلتون ربط داره و بزارین بک گراند موبایلتونکه همیشه جلو دیدتون باشهکه باهاش بجنگین و نابودش کنینبابام گوشیشو پرت کرد سمتم گفت پسرم لطفا عکس خودتو بزار بک گراند گوشیم
 مدرسه ها وا شده
همهمه برپا شده.
 
 
 
زهرای بابا سلام
 
یک سال و پنج ماه گذشت از رفتنت. اینجا نیستی که ببینی که مدرسه ها باز شده است. "دادا" امسال به مدرسه می رود و قرار بود تو هم امسال مهد بروی. برنامه داشتیم 3 سالگی بفرستیمت مهد چون می دانستیم دوست داری.همان قدر که بین بچه ها باشی و یکی دو ساعتی بیرون از خانه باشی و برگردی.  هر صبح وقت بردن "دادا" به مهدکودک بیدار بودی و بعد رفتنش از پشت آیفون صدایش می زدی. می خواستیم امسال هر دو را با هم ببریم و م
سلام
امروز پسرم "امیرعباس" متولد شد. حالا دیگر امیر علی تنها نیست، سه ماه بود که میگفت: داداشی کی به دنیا میاد؟
خیلی دلم میخواهد پسرم مانند صاحب اسمش در ولایت مداری ممتاز باشد.
گفتم دعا کنید فرزندان ما سرباز امام زمان و سلسله ی ولایتِ اهل بیت شوند.(منظورم از سرباز این بود که کجای سپاه بودن مهم نیست. بودن در سپاه حضرت مهم است) نکته ای گفت که از نگاهم خجل شدم
فرمود: ان شا الله فرزندانتان از فرماندهان سپاه امام زمان شوند. اینطور بخواهید. و ب
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها 
مکه فقط بستر اتفاقات عجیب نیست بلکه اصلاً عجیب ساخته شده است. در میان خانه­ ها بزرگترین خانه، خانه خداست. اگر از کسی پرسیده شود، خدا کیست؟ ممکن است مشرک باشد و اول از بت­ هایی که می ­پرستد بگوید؛ اما وقتی بیشتر با او صحبت کنی، منظورت را می­ فهمد و خدایی را که با خانه ­اش می­ شناسد به تو معرفی می­کند و حتی تو را به خانه او می­ برد. در مکه خدا صاحب این خانه است. خدا این­ قدر و تا این
سلام مجدد!
 
خب، امسال یه سری تغییرات جدید به نسبت پارسال و سالهای گذشته اتفاق افتاده:
1- ویزا حذف شده یعنی حدود 200-300 تومن از هزینه ها کم شد.
2- کرایه های عراق تقریبا دو برابر شده که کم شدن هزینه ی ویزا رو جبران میکنه!!
3- دینار امسال 10 تومن و کمتر هست (احتمالا). (پارسال کمترین حد 12500 بود و تا 14-15 تومن هم برخی خرید کرده بودند!!!)
4- مرز خسروی امسال به مرزهای خروجی اضافه شده.
5- هنوز افزایش هزینه ای برای بلیط اتوبوسهای داخلی تا مرز مشاهده و گزارش نشده است به
اوایل دلم میخواست هیچکس نوشته های وبلاگم رو نخونه اما حالا که با آدما معاشرت کردم و نتیجه خوبی هم داده دوست دارم از طریق وبلاگ چند تا دوست پیدا کنم احساس میکنم که کلی اتفاق افتاده و من عوض شدم هر چند که هنوز غمگین و نگرانم اما غم هم جنس های مختلفی داره و احساس میکنم غمم جنسش عوض شده حتی با کیفیت تر شده فردا سال عوض میشه اینکه امسال کمتر نوشتم چه تو وبلاگ چه تو دفتر و هر جای دیگه نشون میده که امسال کمتر تنها بودم و هر وقت غمگین بودم به جای اینکه خ
به گزارش دنیای بورس به نقل از پیوست ، حسین واعظ قمصری،  مدیرعامل پرداخت الکترونیک سامان کیش در این مراسم که با عنوان رونمایی از کتاب اقتصاد اشتراکی برگزار شده بود گفت: تعدادتراکنش‌های پرداخت الکترونیک سامان به ۳ میلیارد و ۹۰۰ میلیونتراکنش رسید که امسال این میزانتراکنش  افزایش قابل توجهی خواهد داشت.
ادامه مطلب
امسال پنج سال شده .داداش بزرگه الان پنج ساله  شهر نجف ،حرم آقا (ع) خادمه
از این پنج سال ، چهار سال بعنوان مدیر کاروان بچه هایی بوده که با خلوص نیت تو این روزا ،روزی هشت ساعت سرپا می مونن تا امانت دار خوبی برای زائرایی باشن که از حرم حضرت علی (ع)رهسپار حرم پسرای ایشون میشن
امسال سه ساله که ریش قرمز هم داداش بزرگه رو همراهی میکنه ، هرسال بعد اینکه از کربلا حرکت میکردن و در محل اقامتشون مستقر میشدن تماس تصویری برقرار میشد برای خاطر ج
پنج آذره و ۲۵ روز دیگه پاییز هم‌تموم میشه میره ! 
از پاییز امسال هیچی نفمیدم،ن بیرون رفتم که بخوام عکسی بگیرم
ن کسیوداشتم که باهاش مهتاب تو فانوس رو گوش بدم 
ن رو برگای پارکا پریدم ،ن صدای خش خششون به گوشم خورد 
هیچیِ هیچیِ هیچی! 
سیزده روز دیگه تولدمه وبعد ۴ سال ،گمونم امسال خونه باشم وباتوجه 
ب روندی که درپیش داریم ،بنظر کاملا تولد مزخرفی درپیشه؛) 
اصلا چرا باید روزی که دنیااومدیم رو خاص بدونیم؟؟ منکه بارها وبارها 
آرزو کردم کاش دنیا نمی
 سلام.
خب من اینجام به چند دلیل. یک اینکه خیلی از اطرافیانم وبلاگ دارند و می‌نویسند. ولی من ترجیح دادم که ناشناس بمونم بخاطر مسائل شخصی(خجل بودن). توی دهه دوم زندگی‌ام و امسال هم میتونه سال مهم و تاثیرگذاری‌ باشه واسم. میخوام حرفام و احساساتم یک جایی جمع باشه. به گمانم خوندنشون بعد از چند سال خیلی کیف میده. به علت فشار هایی که امسال قراره متحمل بشم خیلی وضعیت روحی باثباتی نخواهم داشت. که خب بگذرید ازشون و فک کنید در واقعیت آدم باکیفیت‌تری ام.
اجاره خانه چند درصد گران می شود ؟




رئیس
اتحادیه املاک کشوری از تعیین قیمت اجاره متناسب با ارزش ریالی ملک خبر
داد و گفت: پیش‌بینی می‌کنیم که قیمت اجاره امسال بیش از ۱۰ درصد افزایش
نیابد. بازار مسکن امسال در آرامش است.
  اجاره‌بهای مسکن ۱۰ درصد افزایش می‌یابد.رئیس
اتحادیه املاک کشوری از تعیین قیمت اجاره متناسب با ارزش ریالی ملک خبر
داد و گفت: پیش‌بینی می‌کنیم که قیمت اجاره امسال بیش از ۱۰ درصد افزایش
نیابد. بازار مسکن امسال در آرامش اس
#حدیث_مهدوی 
امام رضا(ع)
ریان بن صلت می گوید: به خدمت امام رضا علیه‌السلام عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود:انا صاحب هذا الأمر، و لکنی لست بالدی أملاها عدلا، کما ملئت جورا، و کیف ا ذلک، علی ما تری من ضعف بدنی، و ان القائم هو الذی اذا خرج کان فی سن الشیوخ و منظر الشبان
ادامه مطلب
به گزارش ایسنا، عزم از تنش آب شرب، حداکثر میزان آبمورد نیاز در پیک مصرف نسبت بوسیله حداکثر ظرفیت تولید یک بخانه برگشتن می باشد. کنار اساس بررسی قیافه محزون ۵۹ شهر کشور امسال از نظر سطح قیام در وضعیت قرمز (یعنی کمبود بیشتر از ۲۰ درصد) فراغت دارند و در فرستاده مصرف روزانه احتمال کمبود آب در آنها حیات دارد. در سال آبی جاری، گشایش نسبی ذخایر سدهای ملک بوسیله نشانی کمی از منابع تأمین کننده آب شرب شهرها و روستاهای کشور دون تاثیر بارش ها، جهت بهتر
درد مزمن رشد اقتصادی پایین؛ عوامل و راه‌حل‌ها
خروج از رکود و بازگشت به چالش قدیمی 
سعید مسگری/پژوهشگر اقتصادی 
در هفته های اخیر برخی مسئولین خبر از بهبود رشد اقتصادی امسال و حتی احتمال مثبت شدن آن دادند. اگرچه هنوز آمار رسمی از رشد اقتصادی امسال منتشر نشده اما به نظر میرسد عملکرد رشد اقتصادی از آنچه قبلا برآورد می شد بهتر خواهد بود.

ادامه مطلب
هزار سال دیگر هم که بگذرد
هزار ضریح مطلا هم که برایت بسازند
ما باز هم برای کهنه پیراهنی که از تو دریغ شد، گریه می‌کنیم.
+مردهای خانه عازم تواند و باز من جاماندم.
+از ما جامانده‌ها چه بر می‌آید جز اینکه دور هم بنشینیم به روضه خوانی و اشک.
+الحمدلله علی کل نعمه
+المستغاث بک یا صاحب امان
روز گذشته اشتباهات زیادی کردم!
یکی از دوستانی که پسر همسن پسر من داشت، آرایشگاه تخصصی کودکانی رو بهم معرفی کرد تا پسرها رو ببریم.
من تصور میکردم که ایشون زیاد در اینترنت هست و مزون ها و آرایشگاه‌ها رو زیاد فالو می‌کنه و درنهایت این گزینه پسندش بوده. با خودم گفتم چه بهتر که برنا با دوستش به آرایشگاه بره.
قبل ورود به آرایشگاه متوجه شدم دوستم قبل‌تر به اینجا اومده بوده و در نتیجه دلم قرص شد که پس کارشون رو هم دیده و فضاش هم مناسبه که بازهم اومده
تعداد کل دانش‌آموزان ژاپنی در سال تحصیلی جاری حدود نیم میلیون از تعداد دانش‌آموزان ایران کمتر است. 
بودجه امسال آموزش و پرورش ژاپن 165 میلیارد یورو است. 
بودجه امسال آموزش‌ و‌‌ پرورش ایران 5.2 میلیارد یورو است. 
اگر آموزش و پرورش ژاپن را انسان زنده‌ای فرض کنیم که برای شادابی و مولد بودن به 165 میلیارد یورو بودجه نیاز دارد، بودجه 5.2 میلیارد یورویی آموزش و پرورش ایران همان هزینه کفن و دفن این پدیده می‌شود. 
امسال در ایران برای هر دانش‌آموز حد
کاش زندگی مثل یه دفترتقویم بود. میشد صفحه دوازدهم مهرماه رو پاره کرد و انداخت دور. انگار اصلا مهر هیچوقت دوازدهم نداشته! یازدهم، هوپ، سیزدهم! چی میشه مگه؟ درحال حاضر دل شکسته ترینم و تنها جایی که میخوام، یک گوشه از حرم امام رضاست با پسرم.
مطالعات خانه سینما
چکیده:
شاید یکی از انگیزه های اصلی تأسیس مرکزی غیر دولتی با عنوان خانه سینما ،حمایت مادی از حقوق هنرمندان و دست اندرکاران سینما و تئاتر بود تا با ایجاد شرایط بهینه ای برای فعالیت هنرمندان،انان اسوده تر از قبل و با اطمینان به پشتوانه های مادی در حال واینده بتوانند نسبت به احیا حقوق خود اقدام نموده و با فراغ بال بیشتری به فعالیت بپردازند.با گذشت زمان این انگیزه اصلی خود صاحب شاخه های بیشتری در جهت حمایت غنی تر از هنرمندان ن
خو آقااااا.ما هرسال شب یلدا میومدیم یکم باهم چرت و پرت میگفتیماز اونجایی که من وجدان دارم و وفادارم ولی شما نیستین(؟)(!)اومدم شب یلدا پست کنم!صب کنین شب یلدا که وقت نمیشده قطعن روزای بعدش بوده:|خب
پسبدرود تا روزای آینده:/چیه؟!خب چیکار کنم؟!آقا ما واستادیم ori bro کامبک کنه بعد جشن بگیریم.همین دیگه!چی؟پسرم دور از خانه و کاشانه و خانواده داره به این ملت چرت تر از اوشون(!)خدمت میکنه!دیگه اون برگرده بعد میام مینویسم !آره دیگه.فقد این میلاد کی م
مادرش نقل می کند: سیدرضا حسینی که دایی محمد حسین بود، سال 1366 به شهادت رسید. ایشان را در امامزاده علی اکبر چیذر دفن کردیم. سال های بعد که پسرخاله ی محمد حسین فوت کرد، تابوت او را به امامزاده برده و اتفاقا کنار قبر دایی اش گذاشته بودند تا مزارش برای دفن آماده شود. محمد حسین آن روز دست روی تابوت پسرخاله اش گذاشته و گفته بود: آقا محسن، از جای من پاشو اینجا جای من است!
آن موقع همه این کلام را شنیدند اما کسی متوجه نشده بود که منظور پسرم از این حرف چیست.
گوش پسرش را پیچید و گفت قسم به این قرآن که روزی گذشت که برای شنیدن آیات باید در صف خرید نوار با قیمت زیاد می ایستادیم و در دسترس نبود و حال صوت خدا زیاد شده و در هر گوشی ای هست و کلی قاری قرآن هست که مسابقه قرآنی هم براشون مهم نیست 
قسم به نان که روزی گذشت از سر مردم که باید خود گندم میکاشتند و خود آرد میکردن و نان سفت و بی کیفیت میخوردند و حال وضع طوری شده که در مارکت هم نان پیدا می شود و مردم راحت بی اعتنا دور میریزند نان ها را
قسم به ماشین ه
در لینک زیر ما تمام آموزش هایی که در سال 98 بکار هر کسی که شغلی ندارد یا از آن راضی نیست را آورده ایم 
اونم فقط با قیمت 5 هزار تومن 
که هر کسی که به نحو احسن از این آموزش ها استفاده کند می تواند صاحب کسب و کاری پر درآمد و حداقل ماهانه بالای 5 میلیون داشته باشد
وبسایت سعیدمارکت بزرگترین مرکز راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم می باشد که شما عزیزان می توانید به راحتی صاحب شغلی پر درآمد شوید
مطمئن باشید ضرر نمی کنید و ارزش یک سر زدن به وبسایت و داره تا
█اینجاایران است██◀به افق محرم نزدیک ميشويم█ای اهل حرم میروعلمدارنیامد█ .دل بی تاب اومده /چشم پر از آب اومده /اومده ماه عزا /لشکر ارباب اومده /لشکر مشکی پوش و های ارباب /شب همه شب میخونن نوحه برای ارباب /جان آقا سَنَ قربان آقا /سیّد العطشان آقا /جان آقا سَنَ قربان آقا /سیّد العطشان آقا .صلی الله علیک یا ثارالله . .کاش امسال محرم به دعای زهرا(سلام الله علیها)خبرآمدن منجی عالم بدهند .
کاش زندگی مثل یه دفترتقویم بود. میشد صفحه دوازدهم مهرماه رو پاره کرد و انداخت دور. انگار اصلا مهر هیچوقت دوازدهم نداشته! بعد از یازدهم، سیزدهم مهر بیاد. چی میشه مگه؟ درحال حاضر دل شکسته ترینم و تنها جایی که میخوام، یک گوشه از حرم امام رضاست با پسرم.
☑️ دانلود فیلم مفت آباد»
ژانر: کمدی | اجتماعی
سال تولید: 1394
سال انتشار: 1398
بازیگران: سجاد افشاریان، برزو ارجمند، آمین اسفندیار، فائزه علوی، دنیا مدنی، محمدرضا جمشیدپی، احسان بیانفر، علی میری، ندا میری و…
کارگردان: پژمان تیمورتاش
خلاصه داستان: پنج جوان مجبور به زندگی در یک خانه مجردی هستند. یکی از آن‌ها معتاد است و در حال ترک اعتیاد. یکی لال است. یکی باید برای امتحانات دانشگاه درس بخواند که دوباره مشروط نشود. یکی خانه‌ پدری را در زد و ب
پشت مانتیتور آیفون که می دیدمش دلم پر از شوق میشد
چادر سفیدم برمیداشتم یا مانتو روسری مینداختم روی شانه و سرم و میدویدم به استقبال در راه پله ها.
به ندرت پیش می آمد در خانه منتظر باشم تا رسیدنش.
آدمها مگر چند ساعت از خانه دور می مانند. اما برگشتنش برگشتنِ "خانه" به "خانه" بود.
 
ساعت نزدیک دو ظهر روز یکشنبه آخر شهویور
حیف .نیمه اول سال خیلی زود رفت
کاش هنوز تموم نشده بود هر چند من امسال کلی شوق و ذوق نیمه دوم سال رو دارم
امسال ی حس خوبی نسبت به مهر ماه دارم
امیدوارم که حسابی روزهای خوب و شادی در انتظار همه ما باشه
نیمه دوم دلامون گرم باشه و از همه مهمتر روزگار برامون طوری پیش بره که دل همه ما خوش باشه
ادامه مطلب
سلام!
دوست پسرم با دوستش رفته اسکاتلند. روز اول سفرش تا ۱۲ خوابیدم و بعد نان پختم، ماست درست کردم و شام برای مامان و بابام آماده کردم. اولش برام رفتن اش خیلی سخت بود. و سعی می کنم کم بهش پیام بدم که بتونه از طبیعت گردی لذت ببره.
این روز ها درگیرم با درست کردن وبسایتم و فکر کردن راجع به بهتر شدن در کارم. کار آزاد کردن خیلی سخت تر از چیزیه که فکر می کردم. و سرعت حرکت ام خیلی کند هست. امروز خشایار بهم پیشنهاد داد که باهاش همکاری کنم و یه آژانس عکس رو ت
امروز با دختر خاله رفتیم شهرداری برای دعوا :) .اقاهه از ما ترسید (الکی )
پیاده می رفتیم و حرف میزدیمو غیبت می کردیم (خیلی وقت بودغیبت نکرده بودیم (اینم الکی ))
دختر خاله تعریف کرد :
چند سال پیش  با همسرو و پسرم که ۶ ماهه بود رفتیم تامین اجتماعی 
ادرس رو نمی دونستیم . وقتی پرسیدیم گفتن نزدیکِ
چون گفتن نزدیکِ مسیر رو پیاده رفتیم ولی هر چی می رفتیم نمیرسیدیم(۴ تا چهار راه پیاده رفتیم )
  چون پسرم تپل بود مجبور شدیم،  پسر شش ماهه ام   رو جا به جا کنیم 
امروز تو دسته های عزاداری، موقع حرکت نخل یهو سمت عقب نخل خالی شد و رسید به زمین! تا به حال سابقه نداشته نخل از دست عزادارا بیفته.
یه عده دیدن و یه عده ندیدن.
ولی این وسط عکس العمل مردم خیلی متفاوت بود:
یکی گفت: نخل افتاد! نشونه خوبی نیست! امسال انقلاب میشه!
اون یکی میگفت: هر سال نذرت قبول نشد، امسال که نخل خورده زمین حتما نذرت قبوله!
 
+ بوی پاییز میاد :)
 
پ.ن: بهش میگم: ماشالا پسرتون خیلی بزرگ شده ها!
میگه: تو هم خیلی بزرگ شدی! فکر کردی خودت کوچولو مو
آتش سوزی مراتع در شیروان، ۵۰ درصد افزایش یافت.
فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان شمالی با بیان اینکه آتش سوزی مراتع شیروان در نیمه نخست امسال نسبت به مدت مشابه پارسال ۵۰ درصد افزایش داشت، گفت: در این بازه زمانی ۹ هکتار از عرصه های طبیعی این شهرستان در آتش سوخت.سرهنگ موسی الرضا حیاتی، گفت: نیمه نخست امسال ۴ مورد آتش سوزی در سطح مراتع روستای بلغان از توابع بخش مرکزی و گلیل بخش سرحد این شهرستان رخ داد.وی افزود: در مدت مشابه سال گ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب