نتایج پست ها برای عبارت :

من یک شیر تو قفسم

بسم الله الرحمن الرحیم
حس می کنم تو یه قفس گیر افتادم؛ و دارم بال بال میزنم که خودم رو نجات بدم؛ و چنان خودم رو می کوبم به در و دیوار که پرهام ریخته؛ ولی هنوز توی قفسم.
دخترکوچولوی خونه چند روزه حال نداره و همش بغل می خواد و خواب درستی نداره و من به کارای خونه نمیرسم و خونه به نقطه ای که همش با هم مرتب باشه نمی رسه و اون سه تا بزرگتر خونه خیلی ریخت و پاش می کنن و
و من. دلم روضه می خواد. دلم می خواد بی محاسبه هیچ چیز و ملاحظه هیچ چیز صبح تا شب برم
با عشق چرا در قفسم شاد نباشمبگذار در این مزرعه آزاد نباشم
بگذار زمستان بوزد از نفس مناندازه‌ی يک‌ باغچه آباد نباشم
بگذار نخوانند مرا مردم این شهرشعری که به هر قافیه تن داد نباشم
مانند گلی گوشه‌ی این باغ بپوسمچون قاصدکی منتظر باد نباشم
ای خاک مرا خوار کن ای برگ بپوشانتا این‌همه در معرض بیداد نباشم
من در قفس پاک تو زندانی‌ام ای عشقبگذار که آلوده و آزاد نباشم
حاکمان درست می‌گویند جوان‌هایی که نمی‌توانند يک زندگی را اداره کنند چگونه می‌توانند در مورد بی‌لیاقتی ایشان برای اداره‌ی کشور نظر بدهند؟ وقتی حالم خوش نیست حالم را نپرس، منتظر خیلی ممنون خوبم نباش، گمان نکن بابت آن همه یدن‌های نگاهم قادر به اعتراف گرفتن از زبانم باشی. دارم به چیزهای خوب فکر می‌کنم تا اگر پرسیده باشی به چه چیز فکر می‌کنی دروغ نگفته باشم، ببین در این عصر بی‌پولی سر خودم را تا کجا با گول سرگرم می‌کنم. با این حال بدم
عرضم به خدمتتان که دیشب بالاخره پس از روزها اینترنتمان وصل شد. خدا ما را از اینترنت ملی بی ارزش حفظ نماید. همگی بلند بگویید آمین. باشد که از بالای سر يکیمان مرغ آمین در حال رد شدن باشد.
 صبح با تکه ای از آهنگ حجت از خواب بیدار گشتیم، ناخوداگاهمان شنگول است و هنوز دست بردار نیست. حجت همچنان در پس زمینه مغزمان می خواند : پر کن از هوایت قفسم را».  احتمال شورش و آشوب در مغز مبارک می رود.  
روایت است که:الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم: حکومت م
شاهد مرگ غم‌انگیز بهارم، چه کنم؟
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم؟ 
نیست از هیچ طرف راه برون‌شد ز شبم
زلف‌افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟ 
از ازل، ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته‌ی این ایل و تبارم چه کنم؟ 
من کزین فاصله غارت‌شده‌ی چشم توام
چون به دیدار تو افتد سروکارم چه کنم؟ 
يک‌به‌يک با مژه‌هایت دل من مشغول است
میله‌های قفسم را نشمارم چه کنم؟
 
سید حسن حسینی
 
متن نوحه کشتی به گل نشسته اومده
کشتی به گل نشسته اومده
با حال خسته اومده
توبه شکسته ولی با دل شکسته اومده
ای جانم
تویی راحت و روح و روانم
تویی کشتی امن و امانم
تویی علت هر ضربانم
من لی غیرک حسین حسین حسین
با این که خودم می دونم که بدم
راهم دادی که اومدم
آقا در خونه تو گدایی رو خوب بلدم
ای شاهم
روی دوشمه بار گناهم
خجالت می کشم رو سیاهم
پناهم بده که بی پناهم
من لی غیرک حسین حسین حسین
من بی تو کویر خشک هوسم
پرنده ای در قفسم
مردن برات عشق منه بذار به ع
دیشب با ترکیبی از حس خستگی، عصبانیت، بلاتکلیفی، دلتنگی و استرس خوابیدم و صبح تقلا می کردم که بیدار نشم و همه آوارهای دیشب مرور نشه.
خسته بودم چون دوست ندارم انقدر به خودم وابسته باشم و تمام دیروز به خودم وابسته بودم. تابحال از بالای آسمون هفتم به خودتون نگاه کردین؟ جایی روی این کره خاکی کوچک لابلای هفت میلیارد انسان دیگه وسط یه روز شلوغ؟
عصبانی بودم چون خریدهام اشتباه بودند و باید فردا براشون دوباره وقت بذارم و غرهای فروشنده رو تحمل کنم و
همیشه میگن ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید، وقتی میبینم هم باطن هم ظاهر زندگیم خرابه چيکار کنم، چرا باید حسرت همه چیز تو دلم باشه؟، چرا بعضی ها اینقدر شادن،  خوشحالن، خوشگلن، پولدارن . ؟
من هیچی ندارم، مثل زندانی تو قفسم و زندگیم ثابت و يکنواخت، چرا خدا من رو دوست نداره؟
مرتبط:
آیا حس پوچ گرایی بعد از چندین جلسه قابل درمانه ؟
حالم خیلی بده، به پوچی رسیدم
از وقتی ترک تحصیل کردم زندگیم به پوچی میگذره
احساس پوچی داره د
میون این هلهله ها کیه صدام میزنه
دست نوازش کیه روی موهای منه
آره صدای مهربونه پدره
صدا صدای گریه های مادره
روی خاک انگاری با چشمای تار
بابامو می بینم تو گرد و غبار
آره درست می بینه چشمام اومدی
دیدی که زیر سم اسبام اومدی
بغلم کن بابا بغلم کن
بابا بغلم کن بغلم کن
جون زهرا بغلم کن بغلم کن
بابا توی این شلوغیا کشیده شد موی من
شبیه مادرم شدم شکسته پهلوی من
زره نداشتم و شکسته بدنم
دیدن یتیم همه بیشتر زدنم
وقتی که افتادم زیر دست و پا
آهسته اسمت رو میزد
بین دوستانت معمولا يکی هست که با تمام بی حوصلگی هات کنار میاد.حتی حوصله خودت هم نداری اما اون واست وقت داره با تمام زمان کم خودشهمیشه يک گوشش‌ برای شنیدن زمزمه های تو حاضرِ.زمانی ما می می نویسم اولین نفری که مشتاق شنیدنشِ واز هر فرصتی برای خوندن دفترهای یادداشت استفاده ميکنهاز جمله آرزوهایش نخواسته های کوچيکش اینکه دفتر من ببر همراهش‌وبا حوصله بشینه ریز به ریز بخونهزمانهایی دستم بیحس میشه موقع نوشتن وبه قدری بد خط می نویسم که خو
رمان پلیس های دردسر سازدانلود رمان پلیس های دردسر ساز اثر meli770 با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان خارق العاده آترینا برقعی است که بعد از سالها به وطن برمیگردد و کنار دو بردارش زندگی می کند و با رویدادهای تازه ای رو به رو می شود …
 
خلاصه رمان پلیس های دردسر ساز
کودک درون من چون طفلکی در میان آرزوهای من است … او چه معصوم و چه ساده خفته است … او که از من … او که دائم با من است … عشق را در آن دل پاک دیده‌ای ؟
1398/09/07
امروز رو به عنوان آخرینش ثبت ميکنم .
آخرین بازی گوشی هام .
امروز نگاه گردم و گفتم:
" دیگه از همتون خسته شدم "
راستم گفتم .
میخوام دوباره برم تو دنیایی که فقط خودمم .
میخوام خودم باشم و خودم و خودم .
تمام سلولهام از بیرحمی درد ميکنن .
خستم 
دوست دارم تموم شه این بازی و کثیف
برم و دیگه نبینمشون .
سرم!
داره میترکه
کاش هیچوقت من وجود نداشتم !
کاش.
 
تا زمانی که جهان را قفسم می دانم
هر کجا پر بزنم طوطی بازرگانم
 
گریه ام باعث خرسندی دنیاست چو
پیش زمینه حماسی و احساسی
شب اول محرم 98
هیئت ریحانه الحسین تهران
سید مجید بنی فاطمه
تو عشق آتشین و دل من عاشق ترین
 
(متن و سبک این زمینه زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)
 
 
متن مداحی:
 
 
 
تو عشق آتشین و دل من عاشق ترین
 اسمت رو تا میارم ضربان دلمو  ببین
نفسم به خود تو قسم 
هوسم اینه از قفسم
با نگات به حرم برسم
بی تو بی پناه و بی کسم
ممنون ای عشق که بی قرارم
من اشوبی جز تو ندارم
غرق تو شد روزگارم 
یا ثارالله الحمدلله
 
دلتنگی هام به
حالم اصلا خوب نیست
و میدونم چقد دارم با همم ی ادم های اطرافم بد حرف میزنم.از خانواده تا دوستام.
دست خودم نیست از دزفول و از توی این خونه بودن نفرت دارم.از طعنه ها و تيکه هایی که بهم میندازن.دوست دارم از دستشون فرار کنم برم جایی که هیچکسو نبینم!
دوست ندارم اصن بیام این شهر لعنتی.با ادمای لعنتی ترش!
دارم به این فکر ميکنم اصن برم امريکا با ویزای سینگل که اگه بخوامم نتونم برگردم! :/
وحشی شدم.به شدت اخلاقم بده!
دندون پزشکی و عادتای دخترونه هم
متن عاشقانه غمگین و احساسی
دردناک است دوست بداری و گمان کنی دوستت دارندحال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو يکی از هزاران لذت او …
غم انگیزترین جملات عاشقانه
نه تو رفتی نه من …تمام این تنهایی به خاطر آمدن یه غریبه بود !
جملات و عبارات غم انگیز
بهم میگفت با دنیا عوضم نميکنه !راست میگفت با دنیا نه ، با يکی دیگه عوضم کرد
متن کوتاه غم انگیز
هـر روز صفحه ی نیازمندیـهــا را زیر و رو ميکنــممیدانــم بالاخرهيک روزبه مــن لعنتی نیاز پــیدا ميکنـــی . .
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب