نتایج پست ها برای عبارت :

مورات دالکیلیچ امراه کارادومان

می شد با خنکای ِ دم ِ صبح ، نرمانرم به مستی ِ خواب رفت. می شد که همین کلمات پرطمطراق ِ ادبی که در جمله ی قبل نوشتم را ننویسم، می شد باز خودم را بسپرم به دست افیون ِ افسردگی و خلاص!
اما دم صبح رفتم سراغ وب سایت ِ وزین و ثمین گنجور»( این هم آدرس دقیق سایت اگر اطلاع ندارید: www.ganjoor.net). و عجب اسم با مسمّایی برای این بارگاه؛ معنی اش می شود گنجبان - گنجدار -خزانه دار- صاحب گنج. و چه گنجی بهتر از ذخیره ی هزار و چند صد سال شعر فارسی یا پارسی؟ باور کنید یا نه
امروز برای اولین بار از اتوبوس جا ماندم! ساعتِ شیش عصر اتوبوس حرکت می‌کرد و من داخلِ بی‌آرتیِ شلوغ، چشمم مدام به ساعتِ اتوبوس بود. اما وقتی به ایستگاهِ ترمینال رسیدم ساعت از شیش گذشته بود. حدود ده دقیقه دیر شده بود. کولۀ گُنده‌ام را به دوش کشیدم و شروع کردم به دویدن. یک دویدن نصفه و نیمه! بارِ اضافی داشتم! آرزو می‌کردم کوله‌ام نبود یا حداقل خودش پا داشت! اما نه پا داشت و نه معدوم بود. وبالی بود بر گردنم! در حالی که نفس نفس می‌زدم و شانه‌هایم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب