نتایج پست ها برای عبارت :

میدونی ذات کثیفتو دادی نشونم تو با اونو سر جاتون میشونم

سلام
جاتون خالی انقدر تو آی سی یو سختی می کشم
همش بدو بدو
همش کار
هر دو ساعت یکبار فشار خون و . رو چک می کنیم می نویسیم
داروها رو می دیم
ساکشن انجام می دیم
پانسمان می کنیم
.
 
اولین ماه بهمون ۳۹ تا شیفت دادن
هر روز می شه گفت بیمارستانم
بعضی روزها مثل امروز هم صبح می مونم هم عصر
 
 
 
امروز عصر بیمار تحویل گرفتم
از قسمت آنژیوکتش خون اومد
از دهنش خون پاشید
اصلا یه وضعی
تیریون لنیستر:بذار نصیحتی بهت بکنم،هرگز فراموش نکن چه کسی هستی چون مطمئنا دنیا فراموش نمیکنه.اونو نقطه قوت خودت بکن، اونوقت نمیتونه عامل ضعف تو باشه.اونو مثل زره بپوش؛تا نشه برای صدمه زدن بهت ازش استفاده کرد.
جان اسنو:مثل تو،کوتوله!
 
 
 
گیم اف ترونز
سلام و درود اینجانب بر شما باد :)
الان دو هفته ای میشه ک اومدم خونه و هفته بعد این موقع برگشتم به اون خراب شده :))
و اما ماجراهای بهاری 
مرخصی که تموم شد با تریلی پسرعموجان رفتیم تهرون و ازونجا با اتوبوس رفتم همون خراب شده -_-
دژبانه خسته بود نگشت.هر چند منم چیز خاصی همرام نبود.خب خب خب یک ماه اول با نگهبانی دادن و این ها گذشت و با ساخت برجکای جدید بدست خودمون اونو دودستی تحویل یه گردان دیگه داديم در حالی که 99 درصد بچه ها ازینکار ناراضی بودن.
چنتا ا
سلام رفقا پاییزتون مبارک :)
حالتون خوبه ؟ 
ببخشین که این چند روز حضور نداشتم ، از مسافرت ک برگشتم (جاتون خالی )هنوز خستگی راه از تنم در نیومد صبحش فرمم رو پوشیدم و فعالیت کاری من آغاز شد.
 
+راستش رو بخوایین شاگردهای بامزه ای دارم ، دوست داشتنی اند :)
 
یه دوست جدید دارم
شدیم رفیق راه و گلستان
سعی می کن در طول روز زیاد سمتم نیاد
ولی می بینم همون اطراف می گرده
مخصوص ساعت های عصر که سرم خلوت تره
هیچی نمیگه منتظر می ایسته
میگم خب من یک ساعت زمان آزاد دارم چی کار کنیم؟میخوای چی نشونم بدی؟
اصلا یادم نمی اد بار اول چی شد سر صحبت باز شد
فکر کنم توی یه کاری گیر کرده بود کمکش کردم
که رفتار عجیبی از سمت من نبود چون  دوروبرم تقریبا به هر کسی که بتونم کمک میکنم
بعد سر حرف باز شد به کارهایی که کرده
روز اول فه
با اینکه نتونستم کنکور شرکت کنم ولی با اعلام نتایج حال منم بد شده.چرا؟ چون امسال کلی تلاش کردم و از همه چیز زدم تا درس بخونم اما نشد که نتیجه شو ببینم‌.
دارم به گزینه های محدود پیش روم نگاه میکنم و به صداهایی که میگن برو دانشگاه گوش میدم.
کاش یکی دستمو بگیره و فارغ از همه چیز، راه درست رو نشونم بده.
من.این منِ ناتوان از تصمیم گیری.‌‌خسته است، سردرگم و بی پناهه
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی یه پنگوئن عاشق یه پنگوئن دیگه ای میشه
 کل ساحل رو میگرده و قشنگترین سنگ رو انتخاب میکنه ،
 اون رو واسه جفت ماده میبره ، اگر ماده از سنگ خوشش اومد و قبول کرد جفت هم میشن؛
ولی اگر قبول نکرد پنگوئن نر احساس میکنه سنگی که پـٓیــدا کرده اصلا قشنگ نبوده و اونوقت اونو میبره زیر آب لای مرجانها میندازه تا دیگه هیچ پنگوئنی
 اشتباه اونو تکرار نکنه و نا امید نشه .
اما ما هی اشتباهات خودمون رو تکرار ، تکرار ، تکرار و به دیگران ه
امروز صبح پاشدم که برم پیاده روی. ولی زیاد آشنا نبودم که کجا برم. دیگه با ماشین رفتیم با مامان بچه ها رو رسوندیم مدرسه. ازونور اومدیم نونوایی رو نشونم داد مامان، نون خریدیم. من اومدم خونه، باز مامان رفت بابا رو رسوند سرکار. از فردا دیگه خودم میتونم برم نون بخرم و مسیر پیاده روی هم خوبه. 
گفت خانوم سروری شما
و بعد زد روی سینه ش 
گفت جاتون اینجاست.
این دختر بزرگترین انگیزه ی من هست برای ادامه دادن وقت خستگی و دلتنگی.یه امید بینهایت که نمیدونه چقدر حضورش باعث میشه سختی های دنیا رو ساده تر تاب بیارم. بدون شک اگر نبود کم میاوردم و از پا می افتادم. در زندگی من یک عطیه الهی محسوب میشه؛ مثل میوه هایی که خداوند برای مریم مقدس میفرستاد.
       یه بارم یکی از بیمارا شروع کرد گریه کردن و دعوا که تو آبروی منو بردی جلوی همسایه هامون و من نمیخواستم مردم مسایل زندگی ما رو بدونن و شما دکتری و چرا اینطوری هستی و فلان. کاشف به عمل اومد که اومده ازمایش بچه اش رو نشونم داده و خب منم گفتم کم خونی داره و قطعا هم تقصیر من بوده که چند نفری، و باهم اومدن توی اتاق ویزیت بشن‌.
سلام به همگی 
امیدوارم حالتون خوب باشه
 
جاتون خالی دیروز رفتم سینما ؛ فیلم ماجرای نیمروز ؛ رد خون » رو دیدم
خیلی فیلم خوبی بود و لجن بودن منافقین رو قشنگ نشون داد که حتی به خودشون هم رحم نمیکردن ! ( خدا لعنت شون کنه )
البته من خودم ماجرای نیمروز یک رو بیشتر دوست داشتم 
ولی اینم قشنگ بود 
بهتون توصیه میکنم حتما برید ببینید 
دیشب با حمید صحبت می کردم.
کلی سوالای تخصصی ازش پرسیدم.
گفت تو هنوز مرد نشدی.
گفت من اگه کسی رو دوست داشته باشم و اونم منو دوست داشته باشه، تمام تلاشم رو میکنم تا دنیا رو به پاش بریزم و این چیزایی که تو می گی اصلا مهم نیست.
گفتم، آخه من هنوز نمیدونم که اونو دوست دارم و اونم منو دوست داره.
گفتم خیلی هنر کنم احساس خودم رو بفهمم، حرف دل اونو چه طوری باید متوجه بشم؟
گفت اگه دوستت داشته باشه قبولت میکنه، به شرطی که با صداقت جلو بری.
* کله‌ هایشان ریتمیک‌وار به اینور و آنور می‌رفت
و مویِ وِی ها در‌هوا پخش و پلا می‌بود!
* نمی‌دونم مامان تو چایی‌هاش چیزی ریخته یا آهنگای داداش زیادی باحاله:)) خلاصه که جاتون خالی:))
+ ممنونم که اونجاهایی که حالم بده انرژی می‌دین⁦❤️⁩
* کله‌ هایشان ریتمیک‌وار به اینور و آنور می‌رفت
و مویِ وِی ها در‌هوا پخش و پلا می‌بود!
* نمی‌دونم مامان تو چایی‌هاش چیزی ریخته یا آهنگای داداش زیادی باحاله:)) خلاصه که جاتون خالی:))
+ ممنونم که اونجاهایی که حالم بده انرژی می‌دین⁦❤️⁩
یه کیف دستی کوچیک داشتم که منجوق دوزی شده بود. حدود ده دوازده سال پیش مادرم اونو از مکه برام سوغاتی آورده بود. اونموقع ازش استفاده نکردم تا همین چند ماه پیش. دیدم کیف دوشی باعث میشه شونه هام خسته شه، به جاش کارتا و کلیدمو گذاشتم تو این کیف و فقط اونو با خودم بیرون می بردم. دیشب رفتیم یه مسجد برای مراسم شب عاشورا. کیفمو جلوی پام رو زمین گذاشته بودم. بین تعداد زیادی بچه ی قد و نیم قد که اونجا بودن، یه دختربچه تقریبا ۶ ۷ ساله هی میومد کیفمو برمی داش
چند روز پیش بعد از سال ها رفتم پیش یکی از آشناهامون و با هم گپ زدیم تا این که خواست عکس یکی از دوستاش که وقتی با هم ترکیه بودن که هر دفعه می گفت خیلی شبیه به منه رو نشونم بده
توی گالری گشت اما ندید و دست به دامن اینستاگرام شد تا از روی حساب کاربریش ، تصویرش رو به من نشون بده همینجور که داشت می گشت یه لحظه بهم گفت محمد ، تو الان با شاخ اینستا طرف هستی پستام تا 60.000 تا لایک هم می خوره و چندتاییش رو نشونم داد . پست هایی به شدت ارزشمند شامل رقص یه سری
اومدم با یه من غر و گلایه د بغض
من چه هیرمی تری به کسی فروختم آخه؟
تو که ميدوني من چقدر شکنتده ام . تو که ميدوني من حال و هوام بهم ریخته 
تو که ميدوني بغض دارم تو که ميدوني حسرت میخورم که ميدوني عوض شدم که ميدوني گم شدم که.
اشکهام امان نمیدن 
با تمام وجودم با تمام عجز و ناتوانی و بغض و گریه و نادمانه و هر چی که بخوای
زندگیمو بساز . حالمو خوب کن 
آخه من کیو جز تو دارم بیام پیشش زار بزنم و کمک بخوام 
تموم شدم رفیق 
من آدم این روزا نبودم
بیا کمکم رف
برای دانلودآهنگ کلیک کنید
 
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام دل دیوونه عاشقه
 Yousef Zamani –  Dele divooneh
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام دل دیوونه عاشقه
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و۳۲۰
متن آهنگ جدید یوسف زمانی به نام دل دیوونه عاشقه
حست میکنم خیلی نزدیکی به من این احساس تو آرامش میده به دل من
من تازه فهمیدم اگه نگاتو از من بگیری دیگه دلخوشی ندارم
نگی میری میگیره دلم حرفای دلمو به کی بگم به کی بگم دیوونتم واسه توئه بی تابه دلممن تورو دوس دارم
پیرینو و گرگ (قسمت اول)داستان پیتر و گرگ» یا به قول ایتالیایی‌ها Pierino e il lupo» از داستان های موزیکالیه که سرگئی پروکوفیف (Sergei Prokofiev) نویسنده روسی تبار متولد اکراین، اونو واسه بچه ها نوشته. میگن اون این داستان رو برای پسرش که می‌خواست داستان گرگ رو بدون خوندن و یا شنیدن دوباره اون یاد بگیره، نوشت . شخصیت های این داستان با سازهای مختلف معرفی میشن و یک راوی داستان رو نقل می‌کنه. از این داستان تا کنون کتاب‌ها و نمایش‌های زیادی نوشته شده. حتی تو
ولی من از هیچ‌کاری نکردن لذت می‌برم. از نشستن و نگاه کردن. نگاه کردن و فکر کردن. نگاه کردن و کتاب خوندن. از دیدن لذت می‌برم. از نشستن پشت پنجره‌ها و دیدن هرچی که از پشتشون میشه دید، هرچیزی که طبیعت و شهر نشونم میدن. وقتی توی اتوبوس میشینم و پنجره‌ها رو باز می‌کنم، کتاب روی پام میذارم و هر از گاه از بین خطوط سرم رو میگردونم تا تصاویر گذرا از کنارم رو نگاه کنم. خیلی وقت‌ها آرامش رو اینطوری پیدا‌ می‌کنم و تمام مدت لبخند می‌زنم. 
چند روز از این ماجرا میگذره و این غم با اعتراف نظام دو چندان شد .
به طور مستقیم و غیر مستقیم 8 نفر از این مسافران را میشناختم . 
 
این غم پایانی ندارد 
شاید چند روز دیگر از این شوک ِ عظیم خارج شویم 
اما با حالِ دل ِ بازمانده ها چه می توان کرد ؟ 
 
این همه امید ، این همه تلاش 
این روزگار بی مروت و سیستم پر اشکال 
 
خطای انسانی و درد جامعه ی انسانی
و این غم سنگین که پایانی ندارد .
 
زمان میگذره اما هنوز نفس کشیدن برای من سخت هست .
وقتی ذهنم مدام ت
با سلام خدمت دوستان عزیز با یه آموزش جدید و کامل در خدمتتون هستم این آموزش توسط بنده از 0 تا 100 آماده شده و از جایی کپی برداری نشده خوب میریم سر اصل مطلب . بازی آنلاینی که میخوام خدمتتون معرفی کنم بسیار ساده هستش با درآمد بالا در شروع کار شما حدود 1 دلار در هر 3 روز درامد خواهید داشت . که میتونید با این درآمد کارای زیادی کنید . میتونید اونو نقد کنید و پول اشتراک اینترنت خودتون رو دربیارید . میتونید باهاش بیتکوین . داگ کوین و معامله کنید و ک
قرار بود برم برای یک سری کارهای بانکی
ماتم گرفته بودم
که الان قراره با یه مشت ادم بد اخلاقی که از بالا به پایین نگاه میکنن مواجه بشم
متنفرم از بانک و بیمارستان
دو جای اشغال که چون کارت گیره اونهاست ، با بدترین رفتار ممکن برخورد میکنن
اقا جاتون خالی جدا
یه ادمی خورد به طور ما که مونده بودم اصلا
اینقدر خوش اخلاق و اروم و پیگیر
فوق العاده بود
بخ شخصه اگر دو تا دیگه کارمند بخش های دولتی رو ببینم اینجوری باشن + یکی دو تا وزیر دیگه هم مثل آذری جهرمی ب
با سلام خدمت دوستان عزیز با یه آموزش جدید و کامل در خدمتتون هستم این آموزش توسط بنده از 0 تا 100 آماده شده و از جایی کپی برداری نشده خوب میریم سر اصل مطلب . بازی آنلاینی که میخوام خدمتتون معرفی کنم بسیار ساده هستش با درآمد بالا در شروع کار شما حدود 1 دلار در هر 3 روز درامد خواهید داشت . که میتونید با این درآمد کارای زیادی کنید . میتونید اونو نقد کنید و پول اشتراک اینترنت خودتون رو دربیارید . میتونید باهاش بیتکوین . داگ کوین و معامله کنید و ک
بچگیام آروم و گوشه گیر بودم، جایی میرفتم مهمونی ساکت یه گوشه می‌نشستم وبه بازی کردن بقیه نگاه میکردم و منتظر بودم یکی از بچه ها بگه که باهاشون بازی کنم یا اینکه مامانم اجازه بده تا برم و باهاشون بازی کنم ، اما بیشتر وقتا این اتفاق نمی افتاد و بچه و مامانم اینقد سرگرم صحبت و بازی بودن که من رو یادشون میرفت. این بود که همیشه تو حسرت اون لحظه بودم حتی اگه جایی دیگه هم بازی می‌کردم بازم فکرم تو موقعیت قبلی بود و حسرت میخوردم. الان که بزرگ شدم هم ه
دیروز دوا دادي، امروز بلا داديامروز بلا را با صد نور و نوا دادي
امروز شعف خوش‌تر از شادی بیهودهگفتی که به تحویلی، امروز صفا دادي
امروز شهان خوش‌تر در خرقه‌ی درویشانبنشسته چو بی‌خویشان آن جام خفا دادي
آن خرقه‌ی آتش بود بر دوش خدامردانزان شعله‌ی خودگردان یک بوسه به ما دادي
خون‌دیده شد این چشمان در چشمه‌ی بی‌خشمانآن جور و جفا بردی این وصل و وفا دادي
در راه به ما گفتی بر وصل میندیشیدبر هیچ میاویزید، شاید که هجا دادي
تا هیچ شد این عاشق عمری
برق خوشحالی تو چشمام بود .
از اینکه چشم های دخترم در جشن عروسی به جای اینکه  دنبال عروس باشه ،دنبال هلی کم بود.
ومدام نشونم میداد ومیگفت : مامان ،هواپا.
 
چون این یعنی اولین استارت آرزوی مامانش .
 
 
پیوست
 
 
 
 
 
+هیچ اجباری نیست که بچه هامون اونی بشن که ما میخوایم
 
ما فقط راه رو بهشون نشون میدیم
 
علاقه رو به وجود میاریم
 
علاقه هاشون رو کشف میکنیم
 
بقیش باخودشونه
 
همین.
دنیا هستم و بعد از ایجاد کردن یه عالمه مشکل برای خودم،زنده ام.حالم خوبه و نفس میکشم.تمام این مدت یه نفر فقط نشونم داد عاشقمه اونم خدام بود:)هیشکی پشتمو نگرفت و کسی که توی تاریک ترین نقاط ذهنم نور بود خدا بود.اینا شعار نیست.تجربه ست و فریادهایی از درونم
ازین به بعد کسانی رو راه میدم به درون خودم که اونقدر جرات داشتن که توی تاریک ترین لحظات من حضور داشته باشن.بالاخره بزرگ شدیم و من نترس تر
سلام به روزهای تاریک آینده.
این منم،چــراغی که نورش چیزا
مدتها بود که از هدف نداشتن برای زندگیم می نالیدم تا اینکه امام حسین علیه السلام راه رو نشونم داد.
بی ادبیه که امام حسین (ع) برات راهی رو تعیین کنه و تو راه خودت رو بری
و مهم تر از اون وقتی امامت برات راهی رو مشخص میکنه اون برات بهترین راهه
به نظرم بهتره یه مدت اینجا ننویسم و آروم باشم به رضای الهی
کلی کارت ماشین دستش بود. با ذوق نشونم داد گفت "خانوم اینو ببین. ماشین مورد علاقه‌ی منه". تصویر یه ماشین عجیب بود. پشتش نوشته بود "بوگاتی". راستش ذهن دخترانم از علاقه‌های پسرانشون استقبال نمیکنه. به نظرم زیادی خشن و ناآرام و پر فراز و نشیب میاد. اما چشمام رو گرد می‌کنم و با تعجب میگم که "عجب ماشینی دوست داری کسری خیلی حرفه ایه"!. یادم میاد من هم کارت داشتم اما به جای ماشین‌های عجیب، روشون عکس "سیندرلا"، "هایدی"، "سفید برفی" و پرنسس‌های دیزنی بود
دانلود با کیفیت (320)
 
#تکست آهنگ جدید #ساقی به نام " #لیتری_چند ؟؟ "
حرفامو گوش بده به خودت نگیر این اشعارو گوش بده به خودت نگیراین دردارو ببینو به خودت نگیر تو به خودت نگیر تو به خودت نگیر
زخمامو ببینو به خودت نگیر این جنگارو ببینو به خودت نگیرمن تیکمو میندازم به خودت ولیتو به خودت نگیر تو به خودت نگیر
(ورس 1)
بهتره حقیقتو بپذیریم وسط ازادی وایسادیم ولی یه اسیریم
واسه ی از دست دادن دگ چیزی نداریم الان وقتشه از تو غلاف تیزی دراریم 
اینجا قانون
ميدوني گاهی انگار هیچی نميدوني گاهی خسته تر از اونی هستی که چیزی بدونی
و گاهی اونقدر نسبت به همه بی حس میشی که بازم نميدوني داری چیکار میکنی!
خب خودمم خیلی نمیفهمم دارم چی میگم
خسته ام     نه! نیستم خسته نیستم فقط هنگم
راستش زیادی درگیرش شدم وحشتناک بهش اعتیاد پیاده کردم
اینکه 7 صبح تا 8 شب مدرسه ام و 13 ساعت نمیتونم صداشو بشنوم روانی میشم 
به قول مامامنم سال اخری داری گند میزینی
ولی به نظرم وابستگی خیلی هم بد نیست الان که نسبت به همه چی بی حسم ی
(به یاد آدینه هاشم)
تا بر فلک بردی فلک،
ماندی به دلها آشیان.
از قعر قلبت ناله خیست،
درد زمین، درد زمان.
شور دل شوریده را
شور دگر دادي مگر؟
بر رنگ و بوی زندگی
نور دگر دادي مگر.
زخم دلم یابد شفا
از زخمه های تار تو.
شمع شب تار من است
ساز و نوای تار تو.
زخم سخن داری به دل،
داد سخن دادي به دهر،
غمهای افزون خورده ای،
افزون شود شادی به دهر
دانلود آهنگ ترکی اوزیر مهدیزاده به نام دلی کیمی سئویرم اونو

Uzeyir Mehdizade – Deli Kimi Sevirem Onu

دانلود آهنگ ترکی اوزیر مهدیزاده به نام دلی کیمی سئویرم اونو
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و ۳۲۰
 
متن آهنگ ترکی اوزیر مهدیزاده به نام دلی کیمی سئویرم اونو
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
کانال تلگرامی مدیس موزیک
https://t.me/medismusic
دانلود آهنگ جدید فارسی از سایت مدیس موزیک
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
 
برای دانلود آهنگ کلیک کنید
خاطرات اربعین نود و هشت: (شماره یازده)
ساعتای 5اینا بود که مجدد توقف کردیم.
نزدیک لرستان بودیم فک کنم.
موکب بود.
چایی و عدسی نذری می دادند.
ما هم جاتون خالی میل کردیم.
روی جدول های رو به رو موکب نشسته بودیم.
متوجه عبور تعداد زیادی خانوم شدم.
همشون یه پارچه سبزرنگ پشت چادرشون داشتند.
اکثرا هم سن وسال خودمون بودند ظاهرا.
رو پارچه شون نوشته بود کاروان جامعه اهرا قم.
فهمیدم کاروان اونجا هستند.
همشون با حجاب کامل بودند.
من خجالب کشیدم که رو مسیر رفت
راستش نمیدونم در مورد پاسپورت فضایی چیزی شنیدید یا نه اما این جزو لوازم یه فضانورده که مهر شده س و برای اینه که اگر فرد تو فضا سرگردان بشه یا احتمالا ادم فضاییا پیادش کنن اونو نشون یده البته که نمیدونم همچین چیزی واقعا جواب بده یا نه :))
دوشنبه 18 آذرهم رفت.
صبح بازم بارون بود اینبار خیلی خفیف تر از طول هفته. خوابم زیاد نبود. بجای چایی صبح دمنوش زیره مال دیشبو خوردم که در کمال ناباوری منو سر حال نگه داشت. بخش عالی بود یه بیمارستان تازه ساخت با کلی امکانات در حد استاندارد نرمال جهانی خودمونم تعجب کردیم. استادم اونی که فکر می کردیم نبود اما خیلی استاد خوبی گیرمون اومد. مارو دو قسمت تقسیم کردن که دو واحد جدا بریم و در عین حال فقط همون یه استاد بالاسرمون بود واسه همین کلی وقت اضافه
پارت۱
ناراحتم؟
اره
دلخورم؟
اره
دل گرفته ام؟
اره. حتی دل شکسته
چند میخری دل شکستمو؟
پارت ۲
استرس داری؟
نه
هیجان چی؟
ن
اصن حسی داری؟
ن
اصلا برات مهمه؟
ن!!
برام مهم نیست!

+ خدایا. وقتی تو منو میبینی، چه شکایتی کنم؟
وقتی حالمو ميدوني، چی از حالم برات بگم؟
وقتی ميدوني تو ذهنم تو قلبم چه خبره
وقتی ميدوني ازت چه چیزایی میخوام
وقتی فقط و فقط تویی که میتونی منو به عرش یا فرش برسونی
وقتی قدرت مطلق عالم تویی
چه نیازی دارم ب کسی ک باهاش درد و دل کنم؟
چه نیاز
تهران جاتون خالی .
 
 
کی فکرشو میکرد ؛
اصلا خیلی یهویی به برادرم تماس گرفتم
و ناگهانی هماهنگ شد
بریم تهران برا حاج قاسم عزیز ،
برنامه داشتیم که اون شب
با پدرم و برادرم بریم
ولی پدرم اومدنشون به خاطر یه
جلسه لغو شد و طی یک ساعت ،
من و برادرم سوار ماشین یکی
از دوستان راه افتادیم !
 
 ادامه مطلب داره ها . 
 
من و لباسام بودیم و دیگر هیچ !
هیچی نیاورده بودم ، اصلا ناهارم هم نشد
درست بخورم ، ولی لطف خدا بود ،
تهران رفتیم قیطریه تو یه مسجد خوابیدی
اگر میخواید احساسات بقیه رو نادیده بگیرید الکی اونو بزرگش نکنید
!
ینی خدایی تو که تماما فکرت پیش اونه چرا اومدی طرفم؟حسود کلمه ی خوبی نیس اما من کسی بودم که تورو استثنا کردم در مقابل کسایی ک براشون استثنا بودم
ولی خب برای تو من نبودم استثناعه
هووووووم
جاتون خالی یه کار اداری داشتم تا رفتم تو اتاق آقای مسئول
دیدم ترش کرده
اخماش تو هم دیگه
تا رفتم توضیح بدم
گفت کارتون؟
گفتم یک سوال داشتم خدمتتون.
حرفمو قطع کرد و گفت فقط اگه کوتاهه بگید!
الان یکی برام "شعور" رو به چند زبان زنده دنیا ترجمه کنه خواهشا
من در جواب این جناب چی بگم خوبه؟
آخه شلغم! من اگه کاری نداشتم که نمیومدم چشمامو با چهره ی نورانی تو مثل جرقه ی جوشکاری آسیب بزنم که.
الان من سوالمو با چه خط کشی اندازه بگیرم برات تا تو خودتو موظف بد
خدایا 
گفتی بارهایم را بر دوش تو بگذارم 
با فرزندم مشکل دارم کمک کن حلشون کنم فعلا نمی برمش آزمون تا شهریور
هر چه تو بخوای اگه بخوای یکسال با تاخیر میبرمش مدرسه 
با عشقم چیکار کنم اونم سپردم دست تو اگه بخوای اونم از من بگیر اگه ميدوني به صلاحم نیست با کسی باشم 
اونم به تو میسپارم 
خودم و زندگیم رو به تو میسپارم 
اگه فکر میکنی برم پیش مشاور بهتره خب میرم فقط تو اونو سر راهم قرار بده 
الان دیگه فهمیدم مشکل من اطرافیانم نیستن چون من بازهم افسرده
بلخره آخرین کلاسمونم تموم شد.
امروز در کمال تعجب، کلاس صبح برگزار شد و در حالی ک در عین ناامیدی داشتم میرفتم کلاس قرآن، دیدم تشکیل نشد!!
استادامون بچه های خوبی‌ان. استاد میکروب باحالتره! سر کلاس فیزیو دیگه داش خوابم میبرد که گف جمع کنین برین!
برخلاف تصورم، اینجا بهتر از چیزیه که فکر میکردم. فقط دوباره با معضل غذا روبروعم
اینجا تنهام و مامانم نیس که زورم کنه غذا درس کنم و بخورم!منم ک تنهایی زورم میاد واس یه نفر(که خودم باشم) غذا درست کنم!
از
داداش #جابرم میگه: 
#انقلاب به اندازه‌ی عظمتش #جابر داره؛مادرهایی که جابر و بهتر از جابر تربیت میکنن.
پ.ن: جابر ، خود به خود جابر نشد، آغوش مادرش اونو جابر کرد. دامن پاک مادرهای ایرانی لایق جابر پروریه!!!
#تربیت_سالم#مادران_جابر_پرور#جهاد_ادامه_دارد .
ادامه مطلب
بهرام یه شعر خوب داره که میگه: منو میبینی؟ جلوی پام هیچ رد پایی نیست!
بعضی وقتا به بچه هایی که دارن باهام کار میکنن نگاه میکنم و به حالشون غبطه میخورم. لااقل برای اونا یه حسین مداحی هست بره جلو راها رو باز کنه امتحان کنه که برن دنبالش احتمال شکستشون کمتر شه.
برای من کی بود؟ از روزی که یادم میاد با آزمون و خطا اومدم جلو و همچنان با آزمون و خطا دارم پیش میرم. خیلی سعی کردم یکیو پیدا کنم که با تجربه باشه بتونه راهو نشونم بده. ولی نبوده. هیچکی حاضر ن
تقریبا یک ماه پیش یه پیرزنی تو استان ما غروب رفت سر باغ به باغ و محصولاتش سر بزنه اما هرگز به خونه برنگشت چون یه سگ اونو خورد !!!
شرح جزئیات خبر رو میتونین با سرچ عبارت خورده شدن پیرزن گیلانی توسط سگ در گوگل ببینید
 
حالا اینا رو گفتم که بگم امروز که درو باز کردم دیدم یه سگ صاف زل زده تو چشم من حالا من زل بزن اون زل بزن درو بستم رفتم تو 
والا بیرون چیکار دارم من :|
 
اگر میخواید احساسات بقیه رو نادیده بگیرید الکی اونو بزرگش نکنید
!
ینی خدایی تو که تماما فکرت پیش اونه چرا اومدی طرفم؟حسود کلمه ی خوبی نیس اما من کسی بودم که تورو استثنا کردم در مقابل کسایی ک براشون استثنا بودم
ولی خب برای تو من نبودم استثناعه
هووووووم
کاش از اول بهم میگفتی حداقل با پسوند"im"سیو نمیکردمت
رب می پزیم .
مثل هر سال به یمن حضور پر برکت مادر بزرگ عزیز.!حتی بعد از فوت آقا .نمیتونه ببینه این موقع ها‌.‌دم پاییز .ترشی و رب و اینا درست نکنیم.حتی یه سری از گوجه فرنگیا رو حلقه حلقه میکنه و روی یه ملافه تمیز پهن میکنه رو پشت بوم.هرچی میگم ماتی ._ماتی صداش میزنم!_توهروقت گوجه بخوای من میرم برات ده کیلو تازه میخرم .میگه میوه فصل داره  بی فصل خوردن همه چی مریضی میاره .!نمیدونم .خلاصه تا الان تو رب و آب گوجه همه بدنم ملتهب شده .سرکه اندا
1.
یه شب اومد خونه. گفت: تاحالا عاشق شدی؟
گفتم: نه
گفت: من عاشق شدم.
گفتم: کی؟
گفت: خیلی خوشگله CG باک مشکی.
2.
یه بار یه مورچه رفت پیش دوستش. گفت: من عاشق شده ام بیا بریم برای من پا در میونی کن.
دوستش گفت: کی؟ به این زودی؟ صبرکن.
بالاخره با اصرار دوستش را راضی کرد. 
دوستش گفت: باشه بیا بریم نشونم بده کیه؟
رفتند و دوست این مورچه عاشق ما نگاه کرد
بعد رفت جلو دست زد و گفت: این که تفاله چایی عه!!
3.
حاجی برای تفریح سیگار می‌کشید.
یه شب سیگار می‌خواست دید تمو
 
 جاتون خالی دیشب نماز مغرب حرم بودم و همتون جمعا دعا کردم چون به قدری شلوغ پلوغ! بود که فرصت دعا تکی تکی نبود
تو مسیر آمدن یه راننده اتوبوس کاروان با چمدون هاشون پیاده کرده بود و اونها هم مونده بودن که چیکار کنند چون قرار بود چمدونها با اتوبوس ها بره محل اسکان ما هم در نهایت فداکاری گفتیم حاضریم زودتر پیاده بشیم ( ۳ کیلومتر جلوتر) تا اونها چمدونهاشون تو اتوبوس ما بذارن ولی راننده اتوبوس قبول نمیکرد!گفتیم کرایه میدیم گفت نه»گفتیم زائر امام
پایان نامه ازون مقوله هاییه که تمام انرژی آدم رو میگیره. 
برای مثال
استادم زبون آدم رو درک نمیکنه. به زبون دیگه ای حرف میزنه. یه کد نوشته اونو داده به من. بعد نتایجی که با کد من میگیریم با ننتایجی که ایشون تو کامپیوتر خودش میگیره زمین تا آسمون فرق داره. بعد شونه میندازه بالا میگه من نمیدونم!! پس عمه م بدونه؟ گرفتاریه بخدا.
 
 
 
در مورد اوضاع این روزها و رویداد های پیشرو چیز هایی نوشته بودم که دیدم خیلی شد و شاید بدون مقدمه باورش و درکش سخت باشه برای همین یه نکته ای رو خلاصه وار بگم و اون هم
اینه که خوب سبک سنگین کنید و آینده مملکت رو با هر تز و الگویی که تو ذهنتون هست رو متصور کنید 
ببینید اون ایده و الگو با عقل و قلب و فطرتتون جور در میاد یا نه 
خوب قلبتون پذیرفته اونو یا نه سرجاش میلنگه، و اخرش ما رو خوشبخت می کنه یا نه
ببینید که میخواهیم چی بدست بیاریم و
چه چیزی از د
در مورد اوضاع این روزها و رویداد های پیشرو چیز هایی نوشته بودم که دیدم خیلی شد و شاید بدون مقدمه باورش و درکش سخت باشه برای همین یه نکته ای رو خلاصه وار بگم و اون هم
اینه که خوب سبک سنگین کنید و آینده مملکت رو با هر تز و الگویی که تو ذهنتون هست رو متصور کنید 
ببینید اون ایده و الگو با عقل و قلب و فطرتتون جور در میاد یا نه 
خوب قلبتون پذیرفته اونو یا نه سرجاش میلنگه، و اخرش ما رو خوشبخت می کنه یا نه
ببینید که میخواهیم چی بدست بیاریم و
چه چیزی از د
بال میزدم و میرفتم تو اغوشش مچاله میشدم
اگه دستاشو سمتم دراز میکرد "آسمون"
آب میشدم و تو وجودش حل میشدم ،یا یه گوشه وامیستادم تا ترک بخوره و منو ببلعه "زمین"
ميدوني چقد این بغض داره خفم میکنه؟
ميدوني چقد سخته این دوری؟
ميدوني چقد پرخاشگر و کم تحمل شدم اینروزا؟
ميدوني افسرده شدم و دلم فقط گریه میخواد تو تاریکی مطلق؟
ميدوني واسه خودم پاشایی و قهوه تلخ و قرص خواب تجویز میکنم؟
نهنميدوني.که اگر میدونستی مثل دیوونه ها به آسمون و زمین اصرار
سر کلاس نقشه کشی بودیم معلم داشت پاتخته مینوشت
موشک درست کردیم زدیم تو سر معلم، برگشت به یکی از ما خیره شد و چند تا فحش نصیبش کرد.
دانش اموز : خب اقا چکار کنیم ؟
معلم :  سرتو بزار رو میز دراز بکش |: 
کلاس رفت رو هوا D :D :D:
+الان هروقت اونو میبینیم میگیم سرتو بزار رو میز دراز بکش
 
 
بعضی چیزا خیلی ذهنمو درگیرمیکنه!
یه سری فامیل داریم خیلی خانواده روشنفکر و به اصطلاح باز هستن !
اما مثلا خودم دیدم اذان گفت نماز خوندن
تعقیبات میخونن قرآن وختم فلان سوره و.
اما من خودم با اعتقاداتی ک خودم انتخابشون کردم اکثرا نماز میخونم اما نه همیشه!
ترجیح میدم مانتو بپوشم تا اینکه چادر سر کنم باشلوار کوتاه ومانتو تنگ وجلو باز وناخن کاشت و 20 کیلو آرایش :/
من از 2ماه محرم وصفر کلا2روزشو رفتم مراسم عزاداری
من هیچوقت نذاشتم هیییییچ پسری حتی دس
ميدوني تو این بارون باید میبودی ولی نیستی حالا که نیستی کاش دوستای خوبی داشتم کاش میشد چرتو پرت بگم از تو حرف بزنم و کسی نصیحت نکنه( ميدوني الان دوازده و نیم شبه و اس ام اس اومد یه لحظه فکر کردم تویی، احمقانه ست نه؟)، دلم برای خودت نه برای حسایی که باهات تجربه کردم تنگه، حس یه دوست خوب یه شنونده یکی که قبولت داره یکی که از تنهایی درت میاره. ميدوني هیچوقت دوست خوب نداشتم تا اینکه توی لعنتی سرو کله ت پیدا شد اما تو نباید میموندی نباید دوستم میشد
از حرف های خاله خانباجی، حساب کتاب های فامیلی، کینه دوزی و حرف های سنگین و طعنه دار، همیشه فراری بودم. برام قابل درک نبود و خیلی سطح پایین میدونسمش.
خبر وحشتناک: دارم تبدیل میشم به یکی از همون خاله خانباجی ها، کی اینو گفت کی اونو. این کار و کردن و اون کار رو نکردن. کینه جاری رو برداشتم، از مادرشوهر دوری میکنم. این منم؟ خدایا کمکم کن. از این درگیرهای کوچیک نجاتم بده.
خدای مهربونم
ادمای دور و برم ناامیدم میکنن بهم میگن ممکن نیس یا به جای راه چاه نشونم میدن 
خدای مهربونم
بنده هات به جای امید دادن میگن که نمیشه یا داره فلان اتفاق می افته یا دیره یا هر چی
اونا یادشون رفته که تو از بدترین مهلکه ها بنده هات رو نجات میدی یادشون رفته که وقتی دستشون رو میگیری که از همه جا ناامیدن وقتی به دادشون میرسی که فریادرسی جز تو برای خودشون نمیبینن وقتی که از شدت غم زار میزنن و تو زو صدا میزنن
خدای مهربونم 
دستم رو بگیر
راه سخ
چی شد که بازم همون شد
تکرار گذشته انگار کسی اونو از قبل نوشته
چه سخت و تاریک 
بازم دنیایی که دوس نداریش 
عینک خوشبینیم انگار کار ساز نیست
شاید این اشتباه همیشگی با عثشه
بودن تصادفی 
اره شاید عدم انتخاب اختیاری اونا
بازم چشمامو میبندم رو بدیا
سعی در گذشت زمان خخخ
این میگذره اما به زور؟
کاش بشه یروز روزا اونطوری که میخواد بگذره
با ادمای انتخابی
 
سلام 28سالمه خط اخم ارثی دارم که خیلی عمیقه گفتن بوتاکس اونو رفع نمی کنه آیا با بوتاکس برداشته می شه؟ آیا روش دیگری برای ازبین بردنش هست؟------------------------------------پاسخ
باسلامابتدا باید بوتاکس تزریق کنید تا حرکت متوقف شود ،در صورتیکه چین باقی باشد ، باید با ژل پر شود ،ضمنا چین ارثی نداریم چینها عادتی است واگر در خانواده شباهت است به علت عادات مشابه است
سلام امیدوارم تو سال جدید حالتون خیلی بهتر از سال قبل باشه بهمراه کلی آرزوهای خوووووووب.
خب من سال تحویل رو تو پادگان و کنار بچه ها بودم و خوش هم گذشت :) جاتون خالی
تو این سه ماهه که نبودم ماه اول و دومش به مرخصی های شهری برای دندونپزشکی با قیمت های گزاف و سخت گیری های الکی تو یگانمون گذشت.
ماه اسفند هم با همه تلخیاش بالاخره تموم شد.از گوشی ی و بازدید ساکا گرفته تا دلتنگی و برف.تو این سه ماهه نزدیک 15بار برفو دیدیم و پارو کردیم :)) مطمئنم بهار
امروز اولین داستان جشنواره رو تموم کردم.
یه فکری دارم .
اگه قوووول بدید ازش محافظت کنین .عین چشمااااتون و مثل یه خواهر و برادر دلسوووز و مهربون بخونین و فقط نظر بدین .
موافقید اونو در قالب یه صفحه محفوظ به رمز ورود منتشر کنم؟؟؟
آیا؟
آیا خطرناک نخواهد بووود؟
البته مالی نیستن هااا.اما به هرحال .بهتره آدم از قبل یه سری چیزها رو در نظر بگیره.!
آیا؟
سکوت نکنین دوستان .!سکوت دوست ندارم!
امروز فرزانه زنگ زد گفت میای کافه بچه هام هستن؟گفتم چه عجب بلاخره از چالوس برگشتین؟ -_-
خلاصه وقتی داشت قطع میکرد آخرش گفت راستی فرزادم میاد، وای اونقد خوشحال شدم البته اونکه همیشه میاد ، خوشحال شدم چون می تونستم کادوشو بهش بدم :)))
وقتی رسیدم کافه دیدم به به بساط تولد مهیاست:))) فهمیدم دوباره تو کافه جشن گرفتن که منم باشم ، فرزاد گفت تو نبودی خوش نگذشت اصلا :))
دمشون گرم واقعا این خواهر برادر خیلی خوبن خیلی رفیقن واقعا.
خلاصه جاتون خالی خیلی خوش
بله رفقا حقیقتیه
 
ما دخترا نه مرد لاغر مردنی دوست داریم نه مرد خیلی چاقال.
 
ما مرد پر و تپلی کپلی مانند میخوایم که حتما شکمش چربی داشته باشه :)
 
مرد بی شکم مرد زندگی نیست :)
 
ما توی خوابگاه چه ایران چه خارج همیشه میگفتیم که مرد خوب اونیه که تپلی مانند باشه و شکمش چربی داشته باشه و بزنه بالا و بهش تند تند بگی بده عقب اونو! :))))
مادر امشب میگفت کاش سنم کمتر بود.مثلا چهل سال یا پنجاه سال :(.یعنی چی تو ذهنش گذشت که اونو گفت؟؟؟چه حسرت هایی رو یدک کشیده؟؟
 دیدن پیر شدن پدر مادرا یکی از باگ های بزرگ زندگیه.
+تو هم عجله نکن.نوبت تو هم میشه.تو هم میشه که میگی ای کاش جوون تر بودم و فلان مهارتو یاد میگرفتم.کاش جوون تر بودم و نمازامو اول وقت میخوندم.الان دیگه اصن حسش نیستنوبت تو هم میشه
 
نمیدونم وقتی نطفه بعضی ادما داشته بسته میشده خدا چی دیده تو اینده ی اون فرد که انقدر همه چیش باید تکمیل و عالی باشه ، حیف از این و زندگی با ارزش نیست که باید تباه بشه بیخود به خاطر انتخابایی که دست خودمون نیست هععععععی
خلاصه غر زدم که بگم این ای چطور میتونه انقدر جیگر باشه و تا این اندازه زیبا
فکر کنم توزندگی قبلیش ازاون مقاما  داشته ای خدا اخه چرا باید جبر  جغرافیایی من گیر بندازه و نتونم اونجور که دلم میخواد رویا پردازی کنم؟ یعنی یروز می
1. آقا تف به این مترو. تماااام دنده منده هام خورد شد :| بابا چه خبرتونه؟ چههه خخخبرتتتونهههه؟ 
2. خب الان انصافانه ست من 100 تا تست هندسه بزنم؟ :(
3. خیلی خوش گذشت :))) (الکی مثلا جاتون خالی :/) شورخید موهاشو رنگ سبز کرده بود شبیه طوطی شده بود :))) انقدددد دلم براش تنگ شده بود کهههه :)) 
4. همه چی داشت خوب پیش میرفت داشتیم برمیگشتیم که یه دختره به شورخید که تمام پشمای سبزش تو هوا غوطه ور بود گفت اونجا گشت وایساده :)) تمام پرای سبز شورخید ریخت :))) صبا هم زده بود
بوی تن مردا هم باهم فرق میکنه
بوی تن اش وقتی با عطر قاطی میشد و فضای اتاقو میگرفت،لال میشدم.
طول میکشید تا به خودم بیام و فکر و زبونمو یکی کنم.
خوب شد بیشتر از این وابسته ام نکرد.
خوب شد بیشتر از این کش اش نداد.
وگرنه دیوانه میشدم.
دو سالی بود همه چی یادم رفته بود. سودای وجودم تعدیل شده بود. محبت و تکیه گاهی از یادم رفته بود. دلتنگی دیگه وجود خارجی نداشت. یادگرفته بودم با کسی حرف نزنم و تو خیالم کسی رو زنده نکنم. همه این حس ها رو تو پنج ساعت برگردوند
یه روز یکی میگف ساعت و دقیقه که یکی میشه یعنی یکی به یادته.
مسخره ترین حرف عالم بود حرفش میدونم.
ولی ما باورمون شد همین جوری الکی.
ميدوني که دنیا همونیه که باور داشته باشی نه؟
میخوام بگم حالا که ساعت گوشیم خود به خود رفته رو طاعت دمشق و هر بار که نگاهش میکنم ساعت و دقیقه ش یکیه ته دلم قرص میشه واقعنی.
ميدوني که دنیا همونیه که ته دلت بگه مگه نه؟
ته دل من این روزا آشوبه که تو کی هستی که از دمشق به یاد منی.
ميدوني حاجتم چیه.
ميدوني خدا گفته بخوانید ت
عکس دوتاییتون. صورتاتون کنار همه. تکیه داده بهت
لبخند زده. لبخندش خوشگله
 
حرفاش تو گوشم زنگ میزنه 
-ازش بدم میاد
-با یکی دیگه بوده این دختره رو میببنه اونو ول میکنه، ریختن روهم
-بیچاره دختره
بیچاره دختره
بیچاره دختره. 
+ :)
 
عکستون از جلو ذهنم پاک نمیشه لعنتیا
دستاتون. 
صندلی ای که من نشسته بودم
بوی عطر نارگیلی. بوی عطر نارگیلی. عطر لعنتیت که اخرم پرید از لباسم. عطری که از بوش متنفر بودی
سلام.
باید الان برم مونولوگ زبان بنویسم.ولی هیچییییییی به ذهنم نمیاااااد که نمیااااد.:((((
یعنی رسما ذهنم شده یک صفحه ی سفید سااااده ی ساااده.
 
پ.ن:با خواهرزاده م دارم تصویری حرف میزنم میگه خاله حالا عروسک هاتو نشونم بده ببینمشون.:))))))))
دلش برا عروسک هام تنگ شده.^.^
 
ذهنتون رنگی.
 
یاعلی.
ضربان قلبم تند شده بود، هول شدم سریع گفتم:
- آقــ. بخدا من فقـــ.ط منتظر منــ. شی بودم. یعنی چیزی. مــی خواستم یه آقایی اینا رو داد گفت اگر سرد بشه شما عصبی میشد مــنم آوردمشون قســـ. ــم میخورم.
یه دفعه داد زد:
- اینجا رو با طویله اشتباه نگرفتی؟!!
برق خشم توی اعماق چشم‌هاش موج میزد با دادش بند دلم  پاره شد، کل بدنم لرزید.
با لب‌های لرزان آروم لب زدم:
- شــرمـنده آقای رئیس نباید بدون اجازه وارد می‌شدم. معذرت مــی‌خوام.
-دفعه‌ی بع
 
مانهوا : بانوی حرمسرا ژانر : تاریخی ، عاشقانه ، کمدی ، درامخلاصه : یی وی دختری از خانواده ای اشراف زاده به امپراطور برای همسری وی پیشنهاد میشه ولی امپراطور اونو رد میکنه یی وی از امپراطور کینه به دل می‌گیرد و برای دیدن چهره ی امپراطور با لباس مبدل و بعنوان نقاش وارد قصر می‌شود و.
 
مانهوا : بانوی حرمسرا ژانر : تاریخی ، عاشقانه ، کمدی ، درامخلاصه : یی وی دختری از خانواده ای اشراف زاده به امپراطور برای همسری وی پیشنهاد میشه ولی امپراطور اونو رد میکنه یی وی از امپراطور کینه به دل می‌گیرد و برای دیدن چهره ی امپراطور با لباس مبدل و بعنوان نقاش وارد قصر می‌شود و.
به لطف یکی از دوستانم به تلگرم دسترسی دارم. فقط می‌توانم با خودش چت کنم. هیچکس آنلاین نیست. خیلی اتفاقی رسیدم به کانال توییتر فارسی. این کانال و امثال آن تا مدت‌ها برایم نفرت‌انگیز بودند. توییت‌های ما را بدون اجازه کپی می‌‌کردند. گاهی حتی متن را سانسور می‌کردند. و از این راه کسب درآمد می‌کنند! خلاصه. خبرها را خواندم. ایرانی‌های مقیم خارج، نگران و غمگین هستند. از خانواده‌هایشان بی‌خبرند. یکی نوشته بود شما که نمی‌تونید وصل بشید چقدر جات
یا رب نظر تو برنگرددالان توی رم دقیقا یک ماه و چهار روزه ام. مثل یه فسقلی که داره راه می‌ره و با تحیر به دنیای دورش نگاه می‌کنه. به فرهنگ و عادت مردم. به اتمسفر اینجا.این یک ماه چه طور بوده؟ نمی‌دونم!بگم گیج؟ بگم دنبال کشف؟ بگم سر در گریبان و مشغول خود؟ یا همش با هم؟وقتی هواپیما تو ترکیه نشست با اینکه عقلا می‌دونستم می‌خوام با روسریم چی کار کنم اما دست دست کردم. ولی تهش عقل من می‌بره. مگه نه؟ مثل همیشه می‌بره.حس تعلیق بهترین توضیح براشه. دیگه
عشق تو منطقیعشق من شاعرانهسرم را روی بالشی از سنگ می گذارمسرت را روی بالشی از شعرتو ماهی هدیه ام دادي ، من دریاتو قطره ای روغن چراغ ، من چلچراغتو دانه ی گندم دادي ، من خرمنتو مرا به شهر یخ بردیمن تو را به شهر عجایبتو با وقار یک معلم و بی احساسمثل ماشین حساب به آغوشم پناه بردیکه گرم بود و تو سردبه سینه های ترسیده از سرماتکه قرن ها گرسنه بودندمویز و انجیر دادمتو با من با دستکش دانتل دست دادياما من میوه ی دهانم را در دهانتو نصف انگشت هایم را در دس
خب امتحان رو اول کلاس گرفتبرای من بدک نبود اما برای خواهرم جالب نبود و من خیلییی از این بابت استرس دارم که نکنه نمره کلاسیش کم شه اما رفتم با تیچر صحبت کردم که گفت جای جبران دارهخیالم راحت شد حالا توی خونه باید بیشتر با هم کار کنیم بعدش دو تایی با کلی ذوق رفتیم کتابفروشی مولی بغل شیرینی فرانسهکلی کتاب خوب خرید خواهرم تازه یکی از بهتریناشو من به عنوان هدیه روز عکاس براش گرفتم :)
بعدم چون بارمون سنگین شد ،دیگه با اسنپ اومدیمظهر هم جات
روز ششم.
هرچه بیشتر به آرزوهات بپردازى کمتر خشمگین میشى.
 
پانوشت:
این آقایى که کامنت میذارن و کمکم میکنن یه حرف جالب دیگه اى زدن که دقیق بنویسم و لیست کنم چه رفتاریم بده و اونو تغییر بدم. من موقع خشم اولاً مسخره میکنم دیگران رو جلوى دیگران ثانیاً اجازه نمیدم طرف مقابل حرف بزنه و او رو شایسته حرف زدن نمیدونم. اینا رو علیرضا بهم گفت وقت نداشت بیشتر فکر کنه اما بیشتر که پیدا کنم لیست میکنم. ایده خوبى بود که این آقا دادن
یک شتره بود. یا شاید هم نبود. آخه شتره توی خانه نبود. چون مسواکش را گم کرده بود. برای همین رفته بود بیرون تا مسواکش را پیدا کند.
تا مارمولک را دید، گفت: تو مسواک منو ندیدی؟ می خوام دندونام رو مسواک کنم.»
مارمولک دُمش را تکان داد و گفت: نه که ندیدم، آخه مسواک تو به چه درد من می خوره.»
شتره رفت و مارِ فیس فیسو را دید، گفت: تو مسواک منو ندیدی؟»
مارِ فیس فیسو گفت: بله دیدم. تو دست مورچه خانوم بود اما نمی دونم مسواک تو، توی دست اون چیکار می کرد.»
شتره
 صبح زود یکی از اقوام خیلی دورمان که رفت و آمدی با هم نداشتیم آمده بود برای تشییع مصطفی. برایم عجیب بود که چطور ما را پیدا کرده و سر از اینجا درآورده.  برایمان تعریف کرد که از حضرت عباس (ع) حاجتی داشتم قبل از شهادت پسرتان خواب حضرت عباس (ع) را دیدم، در خواب حضرت به من گفتند: نماینده من در روز تاسوعا داره میاد پیشم برید پیش اون.  وقتی بیدار شدم متوجه منظور حضرت عباس(ع)نشدم، دوباره خواب ‌‌‌دیدم، اینبار مادر مرحومم رو دیدم گفت: چرا نرفتی پیش نماین
1_حوصله بیان رو ندارم دیگه برای من جذابیتی نداره. افسردگی بیانی گرفتم :|
2_اون هفته گفتم می خوام برم مشهد.جاتون خالی رفتم و کلی براتون دعا کردم 
من هیچ وقت جلوی پامو نگاه نمی کنم وقتی از راه اهن اومدیم بیرون.توی خیابون  یه چاله جلوی پام بود و جلوی چشم همه خوردم زمین. برای ضایع نشدن به همه گفتم جلوی پاتون رو نگاه کنید اینجا یه چاله ست
تا اخر سفر هر جا هم میرفتیم دوستان می گفتن اینجا چاله ست مواظب  باش 
اونجا هم همه فهمیدن من جلوی پامو نگاه نمی کنم .
دانلود آهنگ پسرم از داریوش آرتا هم شد. ميدوني روز طلاق بهم چی میگفت؟ میگفت فکر میکردم باهوشتر از اینها باشی، اما تو خیلی دیر فهمیدی. میگفت غرورت، توهم زرنگیت، تو رو به اینجا کشوند. نفرتم نسبت به شیوا بسط پیدا کرد، هر روز و هر روز بیشتر شد، کم کم به جایی رسید، که از تموم دخترهای محجبه متنفر شدم. خروج دست مریم از دستم، بهم ثابت کرد منظورمو فهمیده. خواست بلند بشه اما نذاشتم، اونو کشیدم توی بغلم، مقاومت کرد: ولم کن آریا، تو بخاطر یه نفر دیگه منو مج
یارحمان 
و همین لحظه که روی تخت نشستم و به دیوار تکیه دادم 
مداحی حاج محمود کریمی (بی تو خشکم خاکم خرابم)  پلی کردم و می نویسم 
اشک هایی که ذره ذره از چشم هام میاد و بغضی که خورده میشه 
و مکالمات قبلش با خدا که گفتم من که همیشه با خودت دردودل کردم 
همیشه راز دلم رو به خودت گفتم و کمک از خودت خواستم 
هنوزم منتظر می مونم تا ببینم این دنیا کی میخواد اینجوری بگرده و من اینجور یه غصه 
رو تو دلم نگهدارم ! 
میدونم می بینی و قطعا همراهیم می کنی . 
یادمه
سوال
سلام 28سالمه خط اخم ارثی دارم که خیلی عمیقه گفتن بوتاکس اونو رفع نمی کنه آیا با بوتاکس برداشته می شه؟ آیا روش دیگری برای ازبین بردنش هست؟
------------------------------------
پاسخ
 
باسلام
ابتدا باید بوتاکس تزریق کنید تا حرکت متوقف شود ،در صورتیکه چین باقی باشد ، باید با ژل پر شود ،ضمنا چین ارثی نداریم چینها عادتی است واگر در خانواده شباهت است به علت عادات مشابه است 
 
 
http://WWW.NEGARSKIN.IRhttp://WWW.NEGARSKIN.IR
emma heesters-the truth untuld
"حقیقته ناگفته"
تویه یه قلعه بیدار شدم
تویه یه باغه پر از شکوفه
خیلی احساسه تنهایی میکردم
خودمو آویزون کردم از یه جایه بهم ریخته و پر خار
 
بهم بگو اونا چی صدات میزنن؟؟
کجا داری فرار میکنی؟؟
آه میتونی به من بگی؟؟؟
من تورو تو این باغ درحالی که قایم شده بودی پیدا کردم
 
و من میدونم که تو گرم هستی
نزدیک ترین چیز به واقعیت
گل هایه که برایه من چیدی
رسیدن به دستایه تو
 
اما این سرنوشته منه
به من لبخند نزن
به من نور ببخش
نه من نمیتونم ق
روزی روزگاری یک موش کوچولو و بی تجربه راه افتاد تا کمی توی مرزعه بگرده و سر و گوشی آب بده.
همینطوری که داشت راه میرفت و اطرافش رو نگاه میکرد یک خروس دید.
اون که تا حالا خروس ندیده بود،
با خودش گفت:
"وای چه موچود ترسناکی!
عجب نوک و تاج بزرگی!
حتما حیوون خطرناکیه. باید سریع فرار کنم."
بعد هم موش کوچولو دوید و رفت.
 کمی جلوتر موش کوچولو به یک گربه رسید.
اون تا حالا گربه هم ندیده بود.
پیش خودش گفت:
"این چقد حیوون خوشگلیه!
عجب چشمایی داره.
چقدر دمش خوشرنگه
و خدا دلتنگ بود باران را آفرید.
‏می‌خوام یه پست با مضمون بارون قشنگی که داره میاد بنویسم و بگم:
ببار بارونو
دلم داغونو
نمی‌خوام عشقه
بدونه اونو و.
ولی خب واقعا تو فاز دپ نیستم و اصلا هیچ حس شکست عشقی یا از دست دادن کسی یا نرسیدن به کسی و . ندارم!
یه جمله مدام و مدام تو ذهنمهاونجایی که تو سریال دراکولا لوسی از در میاد تو و عشقش اونو با بدنی سوخته و زیبایی از دست رفته میبینه،لوسی میاد نزدیک و مدام میگه منو ببوس و جک که میدونه لوسی خون اشام شده و به این وضع افتاده پسش میزنه و کنت دراکولا از زندگی 500 ساله ش یه جمله رو به زویی میگه:عشق هم روزی به پایان میرسه.و راست میگه راست میگه
تنهام
دارم یه تنهایی وحشتناکو تجربه میکنم
میترسم
اونقدر میترسم که تو خودم دارم فرار میکنم
شاید پنج کیلومتری رو تو خودم دویده باشم از ترس و لرزیده باشم
من! من!
من! یادت باشه این روزا رو
اصن این یادداشت باشه به یادگار از این روزات
نه واسه رسم ثبت خاطراتو و این کول بازیا هآ
نه
این روزا بایدددد یادت بمونه
چون واست مثل اکسیژن لازمه
باس روزی که رسیدی، بدونی چقدر بها دادي پاش
که قدرشو بدونی و وآ ندی هیچ جوره و تا تهش بری
ميدوني من! این روزا انتخابه خو
هشت صبح بیدار شد. دخترک هشت ماهه ی خونه مون. طبیعتا منم باهاش پاشدم. باباش تا یازده خوابید. کاریش نداشتم. گذاشتم استراحت کنه. تو فکر ناهار بودم. شدیدا دلم ماهی میخواست. ماهی کبابی حشودار. ماهی نداشتیم. رفتم برنج خیسوندم گفتم من پلوشو آماده میکنم. ماهی رو هم خدا میرسونه. به همسر گفتم بیا از این پیج که غذای خونگی داره ماهی سفارش بدیم. قبول کرد. عاقا جاتون خالی. وحشتناک خوشمزه بود.
دخترک عصر نخوابید. باباش خوابید. تا میتونستیم از صبح انیمیشن و سریال
سکوت را تو یادم دادي.اینکه حرف هایم را٬ درست در همان لحظه که می خواهند به صوت بدل شوند را با تمام وجود ببلعم.سکوت را یادم دادي همانطور که ترس را فلانی یادم داد٬ یا مثل همان روز که چشم هایی عشق را یادم داد. با خودم عهد بسته بودم که عاشق چشم ها نشوم! زیادی کلیشه ای بود٬ هر کسی از راه رسیده بود از چشم ها گفته بود خوانده بود و نوشته بود و سروده بود. از آنها کلیشه را آموختم. خواستم در کلیشه ها غرق نشوم که چشم هایش کلیشه را با عشق آمیخت و اینطور بود که
دانلود آهنگ جدید آی فرشته ی زمینی همیشه دنیا همینه از حامد هاکان

دانلود آهنگ غمگین جدید و زیبای حامد هاکان بنام فرشته زمینی از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ آی فرشته ی زمینی همیشه دنیا همینه با ترانه حامد هاکان و تنظیم مجتبی اسد پور یکی از بهترین آهنگ های حامد هاکان در سال 1396 بوده است . مدت زمان این آهنگ فوق العاده زیبا پنج دقیقه و چهار ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ فوق العاده زیبا را از سایت ترنج موزیک با بهترین کیفیت ممکن دانلو
دیروز مامان یه کلیپ گذاشته بود که آقاعه توش می گفت همه شخصیت ما دست فلان کشور و فلان گروهه و در راستای همین حرفش هم اظهار داشت که شما به بغل دستیت ایمیل بزنی اول میره تا اونور دنیا تو سرورای اونا و بعد برمی گرده پیش شما.
خلاصه که خواستم بگم اونو نمی دونم ولی فکر کنم مامانم یه سرور نامرئی داره که کافیه من یه کلمه تو دنیای مجازی بگم تا بره تو سرور اون و بعد برسه به دست طرف!! وگرنه امکان نداره این حجم از هماهنگی!!
 
پ.ن: فعلا از هر شبکه اجتماعی که فکرش
تا حالا شده یه اتفاقاتی براتون بیوفته و شما موفق بشید که اژدهای خفته درونتون رو ببینید؟
مثلا یه حسد اون گوشه دلتون زیر فرش باشه
یا مثلا یه کوچولو تکبر 
یا حرص و ولع و.؟
واااای مثل فیلمهای تخیلی و ترسناک مخصوصا بری سینما اونو 3 بعدی ببینی !
وااای اصلا باورت نمیشه خودتی!
بعدش که ناگزیر باورت شد
میری تو سکوت با دنیا 
بعدش خدا اون وسط مسطا یه نور میفرسته 
دوباره دستتو میگیره 
اما حواستو جمع کن 
زشته هعی اژدها راه بدی تو دلت 
بابا مگه طو.ست؟

زیر
الی بـاز دهن لقی کرد و مـنو لو داد !
نمیدونم چیکار کنم این دخـتر دهن لقی نکنه.
نزدمش.دادهم نزدم سرش.فقط بردمش توی اتاق گفتم چندبار دیگه بهت یاد آوری کنم که هر حرفیو نزنی؟ مگه نميدوني حرفای خصوصی خانوادگیمون به کسی ربط نداره ُ ایـن مردم تشنه ی شنیدن ایـن حرفان؟! و تنبیهش کردم که بقیه رفتن بیرون اونو امروز نذارم بـره باهاشون. قـرمز شدم اصن.هووف .
امشب خیلی گریه کردم.
خیلی.
گاهی فکر میکنی موفق شدی دلتوبه زنجیر بکشی و توی اعماق سیاهچاله ی عقلت دفنش کنی.
ولی اشتباه میکنی.
چون گاهی یه تلنگر ، یه نوشته ، یه فیلم ، اونو بسرعت بالا میکشه و اونوقت اون دله که مغزو زنجیر میکنه.
شاید موضوع فیلم زیاد بمن و احوالم ربطی نداشت ولی دله دیگه ، منتظر یه جرقست.
چی دارم میگم؟
اصلا مطمئن نیستم بفهمی چی میگم.
بهتر.
این درد و شکنجه رو واسه هیچکس نمیخوام.
سکوت را تو یادم دادي.اینکه حرف هایم را٬ درست در همان لحظه که می خواهند به صوت بدل شوند را با تمام وجود ببلعم.سکوت را یادم دادي همانطور که ترس را فلانی یادم داد٬ یا مثل همان روز که چشم هایی عشق را یادم داد. با خودم عهد بسته بودم که عاشق چشم ها نشوم! عاشق چشم شدن٬ زیادی کلیشه ای بود٬ هر کسی از راه رسیده بود از چشم ها گفته بود خوانده بود و نوشته بود و سروده بود. از آنها کلیشه را آموختم. خواستم در کلیشه ها غرق نشوم که چشم هایش کلیشه را با عشق آمیخت و
طبق اطلاعات (درست یا غلط) من، توی کشور کره تمام اداره ها و فروشگاه ها و حتی مغازه های کوچیک خیلی خیلی مشتری محور (مشتری مدار؟ مشتری دوست؟! اصطلاحش چی میشه؟!) هستن، یعنی اگه خطایی از یه ارباب رجوع سر بزنه و این وسط یه سیلی هم بزنه تو گوش کارمنده، اون کارمند بدبخت باید عذرخواهی کنه! شاید این ت اونا بخاطر اینه که میدونن درآمدی که دارن از صدقه سری مشتری هاس، ولی خب این نکته رو در نظر نگرفتن که اگه کارمندی اونجا نباشه کی میخواد به مشتری خدمات بده
 
 
دانلود اهنگ لاله TMBAX
داره میرقصه و قر میدهچشاش دل ما رو دریدهچیه اسمت ور پریدهبه تو چه دختر ندیده
شما چقدر دلبریبگو هات داره خاله بندریبذار فدار بشم اگه زن ذلیلیبده دستتو نکن تنبلی
لاله همه دارن میگن بابایه شما پولدارهیه دوماد خوشگل و خوش جیب مثل من دوست دارهلاله مال منی تو بیا
هوادار داری تو زیادهمشون خوب میدونن مال منی پس جایی نریا
ميدوني دل بیقراره لاله لاله لاله لاله زندگیم با تو بهارهلاله لاله لاله لاله
همیشه در حال فرارهدل و کرد
همین جوری که داری پیش میری
مطمئن باش برات ریدن 
راستی یه چیزی جدا از پست قبل بگم
جوری که تو منتظر اون اتفاق بزرگه هستی داره نشون میده خودتو سپردی دست باد 
هرجا که اون بره تورو هم همونجا خواهی رفت !
نمیگم اونو نادیده بگیر .
حتی اگر اتفاق نیفته هم چیزیه که جداقل 1 سال عمرت کل فکر و ذهنت به اون بوده . پایه و اساس خیالپردازیات بوده 
فقط ازش بگذر .
تو چالتو بکن 
حالا الان نه بعدا بالاخره بارون میباره !
اون موقع هست که قدر این وقت هایی رو که صرف چاله
با بابا امروز کلی حرف زدیم و صحبت کردیم دوتایی باهم. شب بابا همبرگر گرفته بودن، همبرگر درست کردم سه تایی خوردیم من ۴ تا همبرگر خوردم
مامان و فاطمه و فائزه و سینا هم شب ساعت ۱۲ بود که رسیدن. فاطمه سینا اومدن وسایل ها رو گذاشتن و یه سلام احوال پرسی با بابا کردن و رفتن خونه نوشین خانم اینا. 
فالل یه عالمه لباس مباس خریده بود. هر کدوم رو نشونم میداد میگفت الاچه عمرا اگه بدم بپوشییییییی
منم میگفتم فالللللللل باچه نمیپوچمش. و شروع میکردم یه پرو ک
جلد اول قسمت دهمعصای بلک ویزاردبا خودم کلنجار میرفتم و فکر میکردم که اون عصا چی داره که تمام اهالی جنگل میخوان بدست بیارنش ، مگه چه رازی درون اون عصا هست که همه برای بدست آوردنش جانشونو هم میدن تا اونو بدست بیارن؟به
سث نگاه کردم مثل همیشه تو خودش بود ، همیشه تا وقتی که ازش سوال نمیکردم
حرف نمیزد ، همه چیز در این جنگل عجیب بودند. به سث گفتم : سث درباره اون
عصا بیشتر توضیح میدی؟
ادامه.
انتهای ستون مهره ها تا انتهای دنبالچه و دو پروانه ای که در اطرافش وصله که از ۵ یا ۷ مهره که به هم وصل شدن و جایگاه استارت کندالینی هست و بالای اون که بشکل قیف یا پیله کرم پروانه هست یک استخوان پهن مثلثی بهش متصل هست اونو میگن استخوان مقدس.
کندالینی قدرت امیال پاک هر انسان است.
بطور غیر فعال و نهفته در انتهای ستون فقرات و مابین استخوان مثلث شکلی بنام اُساکرُم ( استخوان مقدس ) قرار گرفته است.
 
 
 
 
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب