نتایج پست ها برای عبارت :

میگمم خانومم یکمی ارومتر

اوایل زندگی جیپ روبازی داشتم که وقتی می‌رفتم دنبال خانومم با اون می‌رفتم. کلا خیلی دوست داشتم اروپایی رفتار کنم. نه فقط اینکه رفتار کنم، دوست داشتم برای چند روز هم که شده با خانومم بریم پاریس و برج ایفل را از نزدیک ببینیم. حتی یک مدتی هم خودم و هم خانومم روی زبان فرانسوی کار میکردیم. عشق من اون زمانی بود که ma femme و mon mari را یاد می گرفتم. هر چیزی مربوط به خانوم، معشوقه و نامزد می شد را روی هوا می قاپیدم.
از چیزهایی که وقتی سن بالا می رود، برایت می
با خانومم راهی شمال شده بودیم تا یه پنجشنبه و جمعه آرام و خوشداشته باشیم.حدود غروب از خونه راه افتادیم جاده کمی شلوغ بوداما جارجرود و رودهن رو که رد کردیم خلوت و خلوت تر شد .حدودا نیم ساعت مونده بود برسیم که . . .با خانومم راهی شمال شده بودیم تا یه پنجشنبه و جمعه آرام و خوشداشته باشیم.حدود غروب از خونه راه افتادیم جاده کمی شلوغ بوداما جارجرود و رودهن رو که رد کردیم خلوت و خلوت تر شد .حدودا نیم ساعت مونده بود برسیم که به پیشنهاد خانومم گفتیم شامر
دانلود آهنگ مصطفی تقوایی خانومم
در این مطلب از سایت جذاب موزیک برای شما دوستان آهنگ زیبا و شنیدنی خانومم با صدای مصطفی تقوایی آماده کرده ایم
 Download New Song Shaahin Kamali / Pashimoon With text and Quality Mp3 320 / 128 From JazabMusic
آهنگ خانومم مصطفی تقوایی
 
♬♬♬ متن آهنگ مصطفی تقوایی ♬♬♬
♬♬♬ خانومم اگه باشی آرومم / یه کاری کن مال من شی قانونا ♬♬♬
♬♬♬ با چشمات بهم نشون بده پروازو / میفهمم تموم اون همه احساسو ♬♬♬
♬♬♬ آخه دست خودم نیست دل تو دلم نیست / وقتی که هستی عزیز
دانلود آهنگ آرومم با صدای علی سفلی تیتراژ سریال عطر عشق
با موزیکِ تو همراه باشید با آهنگ جدید: دانلود آهنگ آرومم وقتی تو کنارمی آرومم به نام آرومم با صدای علی سفلی به همراه متن ترانه و بهترین کیفیت
Download New Music BY :  Ali Sofla | Aroomam With Text And 2 Quality 320 And 128 On Musiceto
متن آهنگ آرومم علی سفلی
♬♬♬
تا که صداتو میشنوم میشینه خنده رو لبامحدی نداره عشق من از ته دل تو رو میخوامعاشق اون روزایی ام که هوا غرق بارونهمنو تو با یه چتر باز میزنیم بیرون از خونه♬♬♬آرومم و
با سلام وقت بخیر
یه سوالی داشتم در مورد راز دار نبودن خانم ها؛
متاسفانه بعد از شش ماه زندگی با خانومم متوجه شدم که رازهای زندگی مون و حرف هایی که میزنم رو پیش دوستاش تعریف میکنه!، یک بار به صورت اتفاقی متوجه شدم که داره مسائل خصوصی مون رو با شوخی برای دوستش تعریف میکنه و مورد دیگه اینکه حرف هایی که پیش هم میزنیم رو به خواهرم گفته بود.
چندین بار در این مورد بحث مون شده ولی میگه که همه ی زن ها با دوستان صمیمی شون در این موارد صحبت میکنن. خیلی رو ا
دوست داشتم18سالگیم خیلی متفاوت باشه،حالا دارم چیزایی تجربه میکنم که حتی فکرشم نمیتونستم کنم، حالا روی تخت دراز کشیدم و ازخودم میپرسم واقعا؟واقعا؟‌واقعا؟نفس عمیق میکشم تا ضربان قلبم یکم ارومتر شه،ولی قلبم پرشدهازخوشی حس میکنم ظرفیت این همه خوشی و هیجان نداره قلبم ،از فرط هیجان قلبم دردمیکنه و این شیرین ترین درد دنیاست واسم!
-
.
چند روز بعد از مراسم عقد، توی پارک نشسته بودیم بلال میخوردیم خیلی احساساتی شده بودم به خانومم گفتم خیلی خوب شد به هم رسیدیم! دیگه به جای اینکه غصه‌ی نداشتن همو بخوریم همش غصه‌ی داشتن همو میخوریم.» نمیدونم چرا بلال رو فرو کرد تو چشمم. زمونه بدی شده. ابراز احساساتم نمیشه کرد.
دانلود آهنگ آرومم با صدای علی سفلی تیتراژ سریال عطر عشق
با موزیکِ تو همراه باشید با آهنگ جدید: دانلود آهنگ آرومم وقتی تو کنارمی آرومم به نام آرومم با صدای علی سفلی به همراه متن ترانه و بهترین کیفیت
Download New Music BY :  Ali Sofla | Aroomam With Text And 2 Quality 320 And 128 On Musiceto
متن آهنگ آرومم علی سفلی
♬♬♬
تا که صداتو میشنوم میشینه خنده رو لبامحدی نداره عشق من از ته دل تو رو میخوامعاشق اون روزایی ام که هوا غرق بارونهمنو تو با یه چتر باز میزنیم بیرون از خونه♬♬♬آرومم و
از زمانی که داداشم ازدواج کرده و رفته 
کارهای که مربوط به آقایون هست رو خودم انجام میدم 
نصب بخاری ، اون سری چند راهی خراب شد خودم تعمیر کردم 
امشب هم مودم خونه قطع شد 
خودم اشکالشو پیدا کردم 
اینا ذوق نداره
+الان متوجه شدین من چقد خانومم یا باز هم بگم
از زمانی که داداشم ازدواج کرده و رفته 
کارهای که مربوط به آقایون هست رو خودم انجام میدم 
نصب بخاری ، اون سری چند راهی خراب شد خودم تعمیر کردم 
امشب هم مودم خونه قطع شد 
خودم اشکالشو پیدا کردم 
اینا ذوق نداره
+الان متوجه شدین من چقد خانومم یا باز هم بگم
اومدم اصفهان.
دلم برا شهرم تنگ شده بود. مخصوصا آدماش .
البته اینبار با اوتوبوس اومدم و نه با ماشین خودم.
دومین باری بود که با خانومم با اتوبوس سفر میکردم.
اولین بار تقریبا اوایل دوران عقدمون بود.
یادمه اوندفعه هم مثل اینبار صندلیش خراب بود و کمرش درد گرفت. شرایط هم طوری بود که نشد صندلیمون رو با هم عوض کنیم.
ماشین خودمون درسته که کوچیکه و توی سربالاییها کم میاره و کولر نداره و سر و صدا خیلی داره و صندلیهاش راحت نیست و مدام خراب میشه و ولی با ه
اومدم اصفهان.
دلم برا شهرم تنگ شده بود. مخصوصا آدماش .
البته اینبار با اوتوبوس اومدم و نه با ماشین خودم.
دومین باری بود که با خانومم با اتوبوس سفر میکردم.
اولین بار تقریبا اوایل دوران عقدمون بود.
یادمه اوندفعه هم مثل اینبار صندلیش خراب بود و کمرش درد گرفت. شرایط هم طوری بود که نشد صندلیمون رو با هم عوض کنیم.
ماشین خودمون درسته که کوچیکه و توی سربالاییها کم میاره و کولر نداره و سر و صدا خیلی داره و صندلیهاش راحت نیست و مدام خراب میشه و ولی با ه
این روزها که اینترنت دچار مشکل هست و دسترسی به تلگرام و اینستاگرام قطع هست پیامرسان گپ گزینه خوب و کاملیه برای داشتن ارتباط اینترنتی. تماس صوتی و تصویری و یک دنیای بزرگ از خدمات مختلف رو ارائه میده. این پیام رسان محصول شرکت ماست و من هم جزوی از تیم فنی اون هستم. بر خلاف بقیه پیامرسان های داخلی هیچ وابستگی دولتی به هیچ جایی نداریم و یک تیم بزرگ دانش بنیان روش دارن کار میکنن. واقعا امن هست در این حد که من چت های خصوصی خودم و خانومم رو هم در گپ دار
وقتی خانومم فرصت نمیکنه ناهار درست کنه ساعتای 2 ظهر که میخایم تعطیل کنیم زنگ میزنه میگه از رستوران غذا بگیری بیاری واسه ناهار . منم میگم باشه .
یکی از روزهایی که رفتم ناهار گرفتم خورشت قیمه . وقتی میرم رستوران خانمم میگه یک پرس برنج کافیه بگیری برای هر دوتامون چون اضافه میاد و ما برنج خور نیستیم و بجاش خورشت رو بیشتر میگیرم . یک پرس برنج برای دو نفرمون کافیه .
*
*
 
 
سلام به شما پریناز خانوم ، خواهر عزیز و دوست داشتنی 
( همچنین سلام به هر کسی که متن منو میخونه و جوابی براش داره)
اول میخوام از شما خواهر گلم عذرخواهی داشته باشم بخاطر سوالات بی پرده ای که میپرسم ، اول حالت خجالت داشتم و تردید که بپرسم یا خیر ولی دیدم اینکه به شناخت از بدن زن برسم و اینکه یاد بگیرم که چطور باید با بدن خانومم رفتار کنم خیلی مهم تر از خجالت کشیدن هست و با ارزش تره و دلیل اینکه اول از شما خواستم که لطف بکنین و جواب بدین این بود که با
دانلود آهنگ روزبه بمانی تنهایی
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * تنهایی * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , روزبه بمانی باشید.
دانلود آهنگ روزبه بمانی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Roozbeh Bemani called Tanhaee With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه روزبه بمانی به نام تنهایی
رفتنت نزدیکهچون دلم آشوبهچون درست چن وقتهخیلی حالت خوبهدستمو نمیگیرییعنی قلبت اینجا نیستعشق من خانومم درد تو اینا
بنام خدا
 
سلام و عرض ادب
 
خبر خوب:
یکی از بهترین خبرهایی که این روزا شنیدم این خبر بود:
 
 
این خبر برای اونهایی که بچه دارن و آینده و ذهن و زندگی بچه هاشون براشون واقعا مهمه بسیار خوشحال کننده و راضی کننده اس.
البته بنظرم اونایی که بچه ندارن هم باید خوشال باشن چون بالاخره یه روز با این فاجعه روبرو میشدن که وسط کارتون دیدن بچشون 10 دقیقا تبلیغات تجاری افتضاح و مزخرف و سه نقطه پخش بشه و ذهن و روح و روان و آرامش بچه رو میریزه به هم!
 
پویای بهتر:
بچ
آدم به سن من که می رسه، ناخودآگاه تبدیل می شود به جمع آوری کننده انواع کلکسیون ها. یعنی، من که خودم همینطور بوده ام. الآن که فکرش را می کنم، اگر خانومم نبود تا حالا این کلکسیون ها بزرگتر و ارزشمندتر هم شده بودند.
از انواع کلکسیون هایی که دارم، یکی دم دست ترش انواع کارت های تبلیغاتی دوستان و همکاران هست که حدود 200-300 تا از سال های 1340 به این طرف هستند و از دیگه انواع ماشین اسباب بازی هست که اون ها هم قدمتی در همین حدود دارند. امروز، برای شما یک عکس ا
امسال هم مثل سال قبل حتی یک ساعت هم فیزیک برای تدریس بهم ندادن.
به این بهانه که ما معلم با تجربه در زمینه جغرافیا نداریم!
البته ناگفته نماند از نظر من هم تدریس جغرافیا خیلی راحت تر از تدریس فیزیک هست.(بالاخره باید نکات مثبت را هم دید)
از طرفی
به خاطر مشکلات مالی میخواستم چند ساعتی اضافه کار بگیرم.
ازقضا
یکی از همکرا به خاطر مشکلاتی مجبور شد از این مدرسه بره و معلمایی که به جاش اومدن یکی از روزای کاریش را نمیتونستن پر کنن. و اون همکارم هم
 
هو الحی
.
#قسمت_اخر
#قسمت_سی_و_پنجم
.
این که اینجاست الان رفیق شهیدمه 
محمد حسین
اسمم واسه اون شد محمد حسین
 
حرفاش که تموم شد صورتش پر اشک بود
چقدر خدایی شده بود
چقدر بزرگ شده بود
چقدر نورانی شده بود
 
گونه اش رو بوسیدم لبخند نشست رو لبش
سرم رو گذاشتم روی سینه اش 
با دو دست من رو تو آغوش کشید و سرم رو بوسید
- خانومم هیچ وقت رهام نکن بدون تو من می میرم
 
این جمله اش شیرین ترین جمله ی زندگیم بود
 
#راحیل
#رنگ_های_آسمان
#رمان #دانشجویی #ایرانی
فکر کنم که (این جدیده و حاصل تجربیات دو سه ماه اخیرم)،
یک مرد
وقتی که واقعا یه دختر رو دوست داره
همه زندگی و عمرش و وقتش و همه چیزش رو صرف میکنه که اون دختر رو خوشحال کنه و اون دختر کلا خوشحال باشه.
 
ممکنه سعی هم حتی بکنه که يکمي بهش زور هم بگه،
به دو دلیل:
1. کاری که دختره میکنه ممکنه اون لحظه به نفعش نباشه و پسره نمیخواد اسیبی به دختره وارد بشه
2. مردها معمولا دوست دارن يکمي قدرت و کنترل هم روی دختری که دوسش دارن داشته باشن.
 
حقیقتش بچه ها،
من امیدی ندارم که اوضاع فکری و روحی مردم کانادا درست بشه.
یعنی احتمالش ناچیز هست.
 
مشکل مردم کانادا اغلب (نه البته جدیدترها، اونایی که زیر چهل سالن تقریبا، خیلی بهترن)، اینه که در یه کوته فکری مطلق، توام با يکمي خنگی و يکمي نفهمی به سر میبرن.
بعدها براتون میگم.
ولی جدا اگه توی این کشور به خودتون نهیب نزنین، واقعا خنگ میشین به مرور.
خیلی مراقب خودتون باشین.
 
این ویدئو رو هم ببینین از اندی، مصاحبه شه، خیلی قشنگه.
 
اندی سال 2019
 
 
دانلود ریمیکس جدید ساسی مانکن جنتلمن آقامون جنتلمنه جنتلمنه ساسی
دانلود ریمیکس فوق العاده جدید ساسی  به نام جنتلمن با بهترین کیفیت +پخش آنلاین+تکست 
Download   REMIX Ahang Sasy  Gentleman
برای دانلود آهنگ لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
تکست(متن) آهنگ جنتلمن ساسی:
  ♬♪♪♫♪♬
هیییییی وقتشه بدی لب رو بیب بدو بدو بگیر کمرو 
هی قربیا بیا قرش بده سکسی واسه همه زنگ زدنات مرسیواسه همه پیگیریات مرسی واسه همه ی کادوهات مرسی
وای بدن و ببین جوون بابا خو
دانلود ریمیکس جدید ساسی مانکن جنتلمن آقامون جنتلمنه جنتلمنه ساسی
دانلود ریمیکس فوق العاده جدید ساسی  به نام جنتلمن با بهترین کیفیت +پخش آنلاین+تکست 
Download   REMIX Ahang Sasy  Gentleman
برای دانلود آهنگ لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
تکست(متن) آهنگ جنتلمن ساسی:
  ♬♪♪♫♪♬
هیییییی وقتشه بدی لب رو بیب بدو بدو بگیر کمرو 
هی قربیا بیا قرش بده سکسی واسه همه زنگ زدنات مرسیواسه همه پیگیریات مرسی واسه همه ی کادوهات مرسی
وای بدن و ببین جوون بابا خو
این سنگر انفرادی برای چهار نفر، نوبره. بیشتر به لونه ی خرگوش می مونه تا سنگر. چمباتمه زدیم و سرا تو زانو. بیرون گلوله بارونه. عراقیا شخم میزنن و میان جلو. شایدم کلاً رد شدن از جلو ما و این آتیش خودیاست روی سرما. برای ما که هم باید از دست آتیش دشمن فرار کنیم، هم آتیش خودی جنگ یه جور دیگر است. ابوالفضل توی این اوضاع شوخی می کنه. تو نمی دونی خندیدن درحالی که سرت بین دو تا زانوت گیرکرده، چه قدر سخته. کلی خندیدیم و کلی گرد و غبار رفت توی سینه هامون. دیگه
 
من سایت ها و وبلاگ هایی رفتم و خوندم که بعضا خود خانوم ها و بعضا کارشناسان گفتن که اکثر خانوم ها برای رسیدن به اوج لذت جنسی و ارگاسم حتما نیاز به استفاده از کلیتُریس دارن و بدون بکارگیری این عضو به اوج نمیرسن !!!
 من وقتی این مطالب و اظهار نظرات رو بخصوص از جانب خود خانوم ها که خوندم به معنای واقعی کلمه از درون بسیار ناراحت شدم ، بسیار زیاد 
با خودم گفتم که پس دیگه ما مردا و مردونگیمون ( آلت ) به چه درد میخوره ؟؟ چرا من نمیتونم از طریق خودم و مرد
امروز روز عجیبی بود برام.دیشب آخرشب بعد سه روز خونه نبودن برگشتیم با کلی خستگی.صبح زود میم رفت سرکار و من تا ده نتونستم پاشم و حالم بد بود.به سختی پاشدم و کارها رو سروسامان دادم و يکمي خونه مرتب شد.میم سه اومد و خیلی یهویی گفت که باید بره یه ماموریت دو سه روزه.چهار رسوندمش و اومدیم خونه در حالی که همه چیز دلگیر بود و حتی فرصت نشد درست و حسابی ازش خداحافظی کنم.دخترها شونصد بار باب اسفنجی دیدن و من بی حال افتاده بودم.به هیچ کس نگفتم که میم رفته که
زمان تقریبی :90 دقیقه
مواد لازم:
یک عدد مرغ (برای این غذا معمولا ران مرغ استفاده میشه ولی من مرغ کامل استفاده کردم )
آب پرتقال =1و1/2 لیوان
یک پیاز کوچک داغ! استفاده نکردم
نمک/زنجبیل /چوب دارچین/شکر /زعفران /زرچوبه زرچوبه و زنجبیل استفاده نکرده
روغن زیتون یا کره
روش :
از شب قبل مرغ ها را نمک پاش کردم گذاشتم داخل سبد (با یه کاسه زیرش) و رفت داخل یخچال
مرغ ها را يکمي زرچوبه زدم و با روغن زیتون سرخش کردم (دستور اصلی با کره است)
وقتی يکمي طلایی شد بهش آب پر
سلام
من یه خانومم،  29 سالمه، تک فرزند خانواده بودم، بچه باهوشی بودم، اما از بچگی از پدرم خشونت فیزیکی و روانی دیدم. همیشه بهم میگفت که منو نمیخواسته و اگه من نبودم خوشبخت بود.
وضع مالی خوبی هم نداشتیم، توی مدرسه همیشه بهترین بودم، ولی ازم حمایت مالی نشد نتونستم رشته خوبی توی کنکور قبول بشم اما با همه مشکلات دانشگاه رفتم و با یه آقایی آشنا شدم، همدیگه رو دوست داشتیم با سختی ازدواج کردیم و توی شهر ایشون زندگی مون رو شروع کردیم.
تنها بودم همیش
دانلود آهنگ روزبه بمانی تنهایی + متن اهنگ 
Download New Mp3 Music Roozbeh Bemani – Tanhaee
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام تنهایی با لینک مستقیم و کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلود
متن آهنگ تنهایی روزبه بمانی 
رفتنت نزدیکه چون دلم آشوبه
چون درست چندوقته خیلی حالت خوبه
دستمو نمی گیری ینی قلبت اینجا نیست
عشق من خانومم درد تو اینا نیست
 
بری چی میمونه برای من آخه من به غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگو
آخه کی پای این یکی شد همه دنیاشو داده مثل من تو بگو تو بگو
ب
روزبه بمانی تنهایی
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام تنهایی
Download New Music Roozbeh Bemani - Tanhaee
متن آهنگ تنهایی روزبه بمانیرفتنت نزدیکه چون دلم آشوبه چون درست چند وقته خیلی حالت خوبهدستمو نمیگیری یعنی قلبت اینجا نیست عشق من خانومم درد تو اینا نیستبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن همه دنیاشو داده مثل من تو بگو تو بگوبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن ه
روزبه بمانی تنهایی
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام تنهایی
Download New Music Roozbeh Bemani - Tanhaee
متن آهنگ تنهایی روزبه بمانیرفتنت نزدیکه چون دلم آشوبه چون درست چند وقته خیلی حالت خوبهدستمو نمیگیری یعنی قلبت اینجا نیست عشق من خانومم درد تو اینا نیستبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن همه دنیاشو داده مثل من تو بگو تو بگوبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن ه
روزبه بمانی تنهایی
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام تنهایی
Download New Music Roozbeh Bemani - Tanhaee
متن آهنگ تنهایی روزبه بمانیرفتنت نزدیکه چون دلم آشوبه چون درست چند وقته خیلی حالت خوبهدستمو نمیگیری یعنی قلبت اینجا نیست عشق من خانومم درد تو اینا نیستبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن همه دنیاشو داده مثل من تو بگو تو بگوبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن ه
شادی و نشاط در مدرسه ما
شادی و نشاط در مدرسه ما
شادی و نشاط در مدرسه ما
 
من در این مدرسه عاشق مریم خانومم هستم . .
مدرسه ما اسمش هست مااااااااااری
 
 
 
ما در  این مدرسه خود می توانیم خود را بکشیم و به سوی خدا وند برویم . ما این مدرسه را خراب می کنیم و به خانه
بازمی گردیم و
مریم خر است
 
 
 

  


 
روزبه بمانی تنهایی
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام تنهایی
Download New Music Roozbeh Bemani - Tanhaee
متن آهنگ تنهایی روزبه بمانیرفتنت نزدیکه چون دلم آشوبه چون درست چند وقته خیلی حالت خوبهدستمو نمیگیری یعنی قلبت اینجا نیست عشق من خانومم درد تو اینا نیستبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن همه دنیاشو داده مثل من تو بگو تو بگوبری چی میمونه برای من آخه من غیر خنده های تو مگه چی دارم تو بگوآخه کی پای این یکی شدن ه
سال ۹۶ موقع انتخابات، کارآموزی ترم آخرمان بود. برعکس انتخابات مجلس ۹۴ که در فضای ایزولهٔ دانشگاه بودم و فقط چند دیدار دانشجویی داشتیم با بعضی از کاندیداهای مجلس، آن سال صبح‌به‌صبح با آدم‌های واقعی رو‌به‌رو می‌شدم. آدم‌های واقعی جامعهٔ واقعی. از بین همهٔ بحث‌های آن روزها، همهٔ تکه‌ها، عصبانی شدن‌ها، بی‌تفاوت بودن‌ها و حتی بگویم ادا اطوارها، یه جمله توی ذهنم ماند. یکی از کارمندان آزمایشگاه بیمارستان یک بار گفت: هم من، هم خانومم تو
از وقتی از کربلا اومدم، به نوعی به خاطر حجم زیاد درسام و برخی دلایل واقعا از اون اتفاق هایی که خیلی ازشون لذت می بردم دور شدم ، یکیش کتاب خونی و دومیش وبلاگ نویسی،خاطره نویسی و . بود ✍.که به خاطر دوری ازشون خیلی حالم بده هنوز با خودم درگیرم البته از  اون روز های اولی که از کربلااومده بودیم خیلی بهتر شدم، اصلا یه حال بدی بود انگیزه نداشتم درس بخونم ، اصلا هیچ انگیزه ای برای انجام هیچ کاری نداشتم،  ولی هنوز نیاز به زمان دارم ، امسال سال اول ان
یک
خواهرزاده‌م امروز رفت اجباری. نمیگم سربازی چون‌ اجباری واژه‌ی خیلی بهتریه. همون چیزی که قدیمی‌ترها می‌گفتن. اونا خیلی پیش‌تر از اینکه 《مقدس》 بشه به ماهیتش پی برده بودن. اجبار ظالمانه‌ای برای پسرا که نزدیک دو سال از بهترین روزای زندگی‌شون رو بر باد میده و جز افسردگی و فقدان و اندوه چیزی براشون نداره. پشت هیچ (باید برن تا مرد بشن) و ( سربازی برای پسرا لازمه) و (حالا‌ مگه میخوان هسته‌ی اتم بشکافن) و هیچ گزاره‌ی دیگری هم نمیشه مخفیش کرد.
خب از کجا شروع میشه؟
من توی دبیرستان و قبلش با هیچ دختری صحبت نکرده بودم.
خیلی توی این زمینه خجالتی بودم و هنوزم يکمي هستم.
اولین بار که رفتم توی مدرسه ی دخترونه درس بدم چقدر بد بود!!
کلللی استرس داشتم. انقدر که باعث شد چند بار سوتی بدم و هی کلمات رو اشتباه ادا کنم و .!
حالا خلاصه کم کم تونستم توی طول ترم بر این استرس مسخره چیره بشم توی تدریس. ولی توی دانشگاه هنوز يکمي دارمش.
ادامه مطلب
با خانومم و دختر 19 ماه ام رفتیم کلینیک که جواب سونوگرافی ماه 8 رو به دکتر ن نشون بده . من و دخترم ضحا روی صندلی های انتظار نشستیم که مامانش رو میبینه از پشت شیشه ها . چند بار پشت سر هم میگه: مامان ، مامان ، مامان بعدش که مامانش نگاش میکنه و میخنده با صدای بلند و رسا میگه : دووووووست دارم . دخترم یک سال و نیمه ی من خیلی خوش اخلاق و مهربونه .
خانم هایی که اطراف خانمم بودن بهش گفته بودن : داره میگه دوست دارم؟؟؟ بچه اینقدری؟  همینه دلت خواسته بازم بچ
دانلود آهنگ گلایه از داریوش بخاطرسوتی وحشتناکی که دادم، محکم به پیشونیم کوبیدم . صدای دست زدنهای مرتب امیر روی مخم بود، نگاهمو بالا گرفتم با چشمای خندان و شیطون امیر روبرو شدم: پس مریم خانومم بیکار نبوده و یه هنرنمایی هایی داشته، کم کم داشتم ازش نا امید میشدم. راهی برای انکار نداشتم، امیر با شیطنت نگاهم میکردو منتظر پاسخ من بود اما هیچ جمله ای به ذهنم نمیرسید. امیر لبخندی زد: نمیخواد اینقدر به خودت فشار بیاری تا جواب پیدا کنی. حالا راستشو بگ
این آشی است که تو پخته‌ای. من هیچ‌کاره بودم.یک آن به خودم آمدم و دیدم موقع دیدنت حالم از همیشه بهتر است. دیدم وقتی می‌خندی قلبم مثل بستنی آب می‌شود و می‌ریزد. دیدم موقع حرف زدنت لال می‌شوم و محو صدایت. دیدم وقتی هستی در زمان غوطه‌ورم و نمی‌فهمم چطور می‌گذرد.‌تو خیال می‌کنی همه چیز تقصیر من است. تقصیر ناز دختری و عطر روسری و سر دلبری.ولی من همه تقصیرها را گردن آن نگاه محجوب و آن فضای امن اطرافت و آن صدای لعنتی‌ و این حرفهای همیشه تازه‌ات م
دیانای عزیزم
چرا وبلاگت خالیست؟ منتظرم بخوانمش.
بحث را عوض نمی کنم. اصلا هم نمی خواهم به رویم بیاورم که چند هفته(دوتا؟)است که بهت زنگ نزدم.
واقعا مرا ببخش. تا آخر نامه را بخوانی، می فهمی دلم واقعا برایت تنگ شده بود. ولی میدانی.بیشتر دلم برای خودم تنگ شده بود. از ماریا هم بپرسی بهت می گوید، تا بهم زنگ نمی زد، باهم حرف نمی زدیم. باید از همه چیز دور می بودم.
وحالا، خبرها:
شب یلدای فامیلی جمعه شب بود. یلدای اصلی، شب شنبه بود که من و باران دوتایی گرفتی
زمان تقریبی :یک ساعت و نیم
مواد لازم
بادمجان
سیر
پیاز
گوجه
جعفری
آبلیمو یا آبغوره
نمک و فلفل
روش :
ابتدا بادمجان ها رو شطرنجی پوست کندم و یه برش نیمه عمیق زدم وسطش .رفت در آب نمک برای نیم ساعت
-گوشت چرخ کرده و پیاز را تفت دادم تا رنگ گوشت تغییر کرد بهش سیر رنده شده -یا ریز خرد شده- و جعفری خشک و فلفل و يکمي نمک زدم
-بادمجان ها را برای بیست دقیقه در دمای 180 درجه ی سانتی گراد برای بیست دقیقه گذاشتم داخل فر (يکمي هم روی اون روغن زیتون ریختم)*
-برای سس یه
زمان تقریبی :یک ساعت و نیم
مواد لازم
بادمجان
سیر
پیاز
گوجه
جعفری
آبلیمو یا آبغوره
نمک و فلفل
روش :
ابتدا بادمجان ها رو شطرنجی پوست کندم و یه برش نیمه عمیق زدم وسطش .رفت در آب نمک برای نیم ساعت
-گوشت چرخ کرده و پیاز را تفت دادم تا رنگ گوشت تغییر کرد بهش سیر رنده شده -یا ریز خرد شده- و جعفری خشک و فلفل و يکمي نمک زدم
-بادمجان ها را برای بیست دقیقه در دمای 180 درجه ی سانتی گراد برای بیست دقیقه گذاشتم داخل فر (يکمي هم روی اون روغن زیتون ریختم)*
-برای سس یه
زمان تقریبی :یک ساعت و نیم
مواد لازم
بادمجان
سیر
پیاز
گوجه
جعفری
آبلیمو یا آبغوره
نمک و فلفل
روش :
ابتدا بادمجان ها رو شطرنجی پوست کندم و یه برش نیمه عمیق زدم وسطش .رفت در آب نمک برای نیم ساعت
-گوشت چرخ کرده و پیاز را تفت دادم تا رنگ گوشت تغییر کرد بهش سیر رنده شده -یا ریز خرد شده- و جعفری خشک و فلفل و يکمي نمک زدم
-بادمجان ها را برای بیست دقیقه در دمای 180 درجه ی سانتی گراد برای بیست دقیقه گذاشتم داخل فر (يکمي هم روی اون روغن زیتون ریختم)*
-برای سس یه
   همه چی تموم شد دیگه
  نمیخوریم بهم همدیگه 
مهم نی دلم چی میگه
میخواستی برم کی بیاد 
حیف همه‌ی خوبیات 
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
  هی میگفتی کوتاه بیا
از این دلــه من چی میخوای
ببین میری و نمیایی 
يکمي با ما راه بیا
♫♫
دانلود ریمیکس شاد راه بیا از علی یاسینی
   همه چی تموم شد دیگه
  نمیخوریم بهم همدیگه 
مهم نی دلم چی میگه
میخواستی برم کی بیاد 
حیف همه‌ی خوبیات 
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
  هی میگفتی کوتاه بیا
از این دلــه من چی میخوای
ببین میری و نمیایی 
يکمي با ما راه بیا
♫♫
دانلود ریمیکس شاد راه بیا از علی یاسینی
که چه ها با ادم نمیکند
تنهایی رو ميگمم
امروز واقعا یه روز کسالت باری هست
تنهام و حوصله چیزیو ندارم و راسته که میگن وقتی آدم تنها میشه  فکرای عجیب غریب 
به سرش میزنهخخخخ
هرچیزی که دلتون بخواد به فکرم زد و فقط یکیشو عملی کردم یه لینک پیدا کردم رفتم تو یک گپ 
و شروع به چت بعد یکی اومد پی ویم اما خب حوصلم نگرفت حرف بزنم باهاش بلاکش کردم
حتی حوصله آدم ها رو هم ندارم
نمیدونم واقعا چیکارکنمسریال داشتم میدیدم حسش یهو پرید
درحال حاضر با آهنگ هم
صبح قابلمه غذا را برنداشتم.صبح بلند شده بود برایم قرمه سبزی ریخته بود و سفارش کرده بود که حتما ببرم.من غذا را جا گذاشته بودم.یعنی ظرف را انداخته بودم ته کیسۀ پارچه ای و وانمود کرده بودم که حواسم نبوده برش دارم.ظهر آمده بود مدرسه.کیسه را داد دستم و زودرفت که  به کلاسش برسد.توی کیسه کنار قابلمه قرمه سبزی یک ساندویچ هم گذاشته بود.میدانست که قرمه سبزی دوست ندارم.شاید حتی این را هم فهمیده بود که غذا را عمدا جا گذاشته ام.اما آمده بود که فقط» آن را ب
اولین‌پست یک‌دانشجو‌چه میتواند باشد؟
 
+باز باران با ترانه با گوهر های فراوان میخورد بر بام خانه 
ما و باران باهم به تماشای خدا نشسته ایم
من و  گل هایم به تماشای باران
من و باران به تماشای گل هایم نشسته ایم.
خسته ازین دست به دعا ها بردن .
خدایا يکمي دلمو خوش کن ، تورو به امام حسینت نا امیدم نکن.
مواد لازم :
اسفناج
پیاز یک عدد
سیر یک عدد
رب انار به مقدار دلخواه
نمک/فلفل/ زرچوبه
 
روش
اسفناج ها را به قطعات 2 سانتی قاچ میزنیم و داخل قابلمه ریخته و يکمي آب بهش اضافه می کنیم و در قابلمه را میبندیم تا آب میان بافتیش را از دست بده بعد در قابلمه را بر میداریم .پیاز را تفت داده تا بلوری بشه بهش روغن اضافه می کنیم  همراه با سیر و تفت میدیم. وقتی رنگش يکمي طلایی شد بهش زرچوبه و نمک و فلفل اضافه می کنیم  و باز تفت میدیم. ترکیب پیاز و سیر را به اسفنا
در مورد آدمای حرفه ای یکم حرف بزنیم؟!
من چند وقت پیش حس کردم دوست دارم یه ساز یاد بگیرم و برای همین خیلی اتفاقی و یهویی با لباس بیمارستان رفتم توی بزرگترین سازفروشی این شهر! 
با استرس رفتم جلوی کانتر آقای فروشنده. گفتم سلام قیمت فلان ساز چنده و حرف شروع شد 
آقاهه شروع به حرف زدن کرد نه از اون حرفای مفت نه از اون حرفای آدمای مریض 
بدون نگاه جنسیت زده و یا دید از بالا به مبتدی برام اصول رو توضیح داد 
گفت بدون جاج کردن توضیح داد و من ذره ذره احساس
گاهی به این فکر میکنم زندگی توی یه شهر دیگه و درس خوندن چقدر میتونه سخت باشه،وقتی به درس‌هایی که تو این مدت بهشون رسیدم فکر میکنم میبینم خیلی برام ارزشمندن.البته باید اعتراف کنم به معنای واقعی سر یه چیزایی آسفالت شدم ولی خب حس میکنم بهتر شده اوضاعم.
ارتباط با آدمای دیگه خیلی میتونه سخت باشه،مثلا اگه بخوای همه رو از خودت خوشنود نگه‌داری باید رو پیشونی‌ات بنویسی یک احمق» و تو شهر بچرخی.خب نتیجه میشه اینکه در هر حال آدما اون چیزی که خودشون
این روزا جز گذر زمان همه‌چی یه روال عادی و آروم داره برام
گهگاهی کتاب میخونم؛ فکر میکنم؛ با دوستام حرف میزنم؛ آهنگ گوش میدم؛ پیاده‌روی؛ تفریح و بیرون رفتن و گاهی چک کردن بورسو کارای روزمره؛ دیدن فائزه؛ چند روزی هست دارم به کارای عقب افتادم میرسم يکمي زیادن ولی میخوام حداقل تا آخر دی ماه تموم بشن ولی سعی میکنم زودتر بهشون برسم؛ از فردا میخوام تکلیفمو با انباشتگی اتاقم روشن کنم چون يکمي زیادی کلافم کرده و بنظرم برای شروع کارای جدید نیازه به
بسم الله الرحمن الرحیم ./
اومدیم شمال که ازینجا با بابا راهی شیم ، شب رسیدیم ، صبح که بیدار شدیم یهویی مامان گفت منم میام ! اینجوری شد که ظهر ِ ۱۶ مهر ِ ۹۸ با مامانی که دیسک کمر و درد گردن داشت حرکت کردیم به سمت مرز مهران ، شب رسیدیم تهران و مامان بابا رو بردیم خونه ی خودمون تا استراحت کنیم ، انقدر خسته بودن که خوابیدن ، منم برای ناهار فردا کتلت درست کردم و خوابیدم. صبح بعد از صبحونه دوباره حرکت کردیم و سر شب ِ ۱۷ مهر رسیدیم مهران . یه خونه گرفتیم
زمان تقریبی یک ساعت و نیم

مواد لازم

ماش (و عدس)

برنج

پیاز

هویچ

کشمش یا خرما

دارچین/ نمک/زرچوبه(اختیاری)


روش

ماش را يکمي داخل قابلمه تفت دادم( میشه با روغن و نمک میشه همین جوری خالی!)

بعد اجازه دادم! ماش بپزه با نمک. در طرف دیگه پیاز ها را رشته خرد کرده یا نگینی!  اول بدون روغن تا تمام شدن آب میان بافتی ش و بعد داخل روغن تفت ش دادم  بعد هویجِ رنده شده بهش اضافه شد وقتی خوب تفت خرد کشمشی که يکمي داخل آب مونده بوده -یا خرمایی که هسته ش جدا شده- را
و باز هم بولو بودن.
فکر میکنم وارد فاز دوم شدم. غمگینم و بی حسم ب صورت هم زمان. علاقه ای ب معاشرت کردن با دیگران ندارم و ی سری صحبتا نصفه کاره مونده و نمیتونم تمومشون کنم. دلم میخاد یه عالمه سریال ببینم و بعدش خیلی زیاد بخابم. بعد يکمي از درس های روهم تلنبار شده رو بخونم و وسایلامو مرتب کنم و باز هم بخوابم. خیلی زیاد بخوابم. یکی از گولی های هندزفری یی ک محمد بهم داده قطع شد و شدیدن براش ناراحتم چون محمد بهم داده بود خعلی عزیز بود، کاش کسی باشه ک
سلام علیکم:)
باید بگویم این جانب در روز چهارشنبه به فااااک و فنا رفتم وبرگشتم، ساعت یه ربع به هشت سرکار بودم، مدیرم ساعت 8ونیم تازه اومد اقا یه سلامی و صبحی بخیری داد من داشتم ابجوش میریختم توی فلاکس، بعد برگشت گفت خوبی؟ گفتم مرسی بله شما خوبی؟
بعد یکشنبه که بهش گفتم حق نداری پی ام بدی بعد کار نداد واقعا! اصلا هم نیومد پیشت استیشن بشینه که این خوبه، فقط اومد امضاها رو زد و رفت، من از همون ساعت 8ونیم مراجعه کننده داشتم تا خود ساعت 5ونیم، دیگه نا
مواد لازم
به = رنده شده و خشک شده (شکلش مهم نیست :))
آلو ی خشک شده
پیاز ریز خرد شده
گلاب =دو تا سه قاشق (گلاب نزدم)
زعفران 
شکر قهوه ای =به میزانی که دوست داریم غذا شیرین باشه
نمک =خیلی کم
روغن
سیب زمینی یا هویج یا هردو
زنجبیل /دارچین
روش
 
پیاز را تفت دادم تا يکمي رنگش عوض بشه +سیب زمینی بعدش بهش روغن را اضافه کردم
(زنجبیل و دارچین و نمک و آلو اضافه شد) به را اضافه کردم و بازم تفت خورد 
در نهایت +شکر و گلاب و زعفران
و نهایتا آبجوش اضافه میشه .اولش در ق
خب از کجا شروع میشه؟
من توی دبیرستان و قبلش با هیچ دختری صحبت نکرده بودم.
خیلی توی این زمینه خجالتی بودم و هنوزم يکمي هستم.
اولین بار که رفتم توی مدرسه ی دخترونه درس بدم چقدر بد بود!!
کلللی استرس داشتم. انقدر که باعث شد چند بار سوتی بدم و هی کلمات رو اشتباه ادا کنم و .!
حالا خلاصه کم کم تونستم توی طول ترم بر این استرس مسخره چیره بشم توی تدریس. ولی توی دانشگاه هنوز يکمي دارمش.
با توجه به اینکه اگر خیلی جزییات بگم، به طور یکتا توسط نزدیکانم تشخص
tv show ی the office که توش استیو کرل ایفای نقش میکنه رو اگه ببینین
کاملا دستتون میاد مردها کلا (و مخصوصا مردهای سفید) چطورین.
حراف (مخصوصا مردم خود انگلستان)
يکمي چشم چران ولی خیلی به روشون نمیارن
سعی میکنن تو رو از مردت جدا کنن
پر از ظواهر
پر از مثلا ناز و نوز الکی
امریکاییا کمتر اینطوری هستن. بیشتر کاسبن.
جالبتر اینه که توی کالچر غرب هرچی بیشتر بمونین میبینین پسرای ایرانی رو هم به زور مثل خودشون کردن.
یعنی حالت به هم میخوره به پسر ایرانی نگاه میکنی م
داره به اینایی که اکیپی میان کتابخونه ، هله هوله میخورن ، موزیک میشنون ، يکمي تمرین حل میکنن و ریز ریز میخندن حسودیم میشه.
من اینجا تنهاترینم تقریبا! امروز هم که بداخلاقم و اخمامو کشیدم توهم ، کسی فکر کنم جرئت نمیکنه نزدیک بیاد خیلی.بهرحال! الان آرزو میکنم یکی بیاد ازم سوال زیست یا ریاضی بپرسه! یا مثلا دنبال یه سایتی میگردم که آزمون آنلاین برگزار کنه آزمون بدم.
.
ـ
مام یه روزی دوباره دور هم جمع میشیم ، پیتزامونو گاز میزنیم ، موزیک میشنویم ،
از آخرین باری که اینجا مینویسم خیلی میگذره واو عملا فراموش کرده بودم اینجا رو ترم پیش یک درس دیگه هم افتادم الان هم که تابستونه و من يکمي درس خوندم فقط یکم البته، تفریح خاصی هم نداشتم کلاس شنا رفتم که اون هم چالش بزرگی بود واسم دیگه اینکه خبری از اون شکی که قبلا به احساسم داشتم نیست الان میدونم که واقعا عاشق "ع" ام و "ا" حتی به زور جایگاه دوست رو داره تو زندگیم. الان فهمیدم که واقعا کی و چی برام مهمه. از "ع" دورم و دوری داره اذیتم میکنه.بشه که
دیشب مهمونی بود خونه ش_ص اینا
از دوشب قبلش بساط دسر مسراشو ریخت تو سبد و داد دستم گفت دستتو میبوسه ببر خونه سر فرصت خوشگل موشگل درستشون کن شب مهمونی با خودت بیارشون بچینم رو میز
 
گفته بودم که تقریبا یه ماه پیش رفتم سالن و ابروهای پاچه بزیمو مدل شاه عباسی برداشتم و مینیاتور و این صوبتا، تو این یه ماه ابروهام تقریبا اومده بود و از شاه عباس به شاه سلطان حسین آخر تنزل درجه داده بودم، دیروز جمعه بود و سالن همیشگی خودم قطعا بسته بود، یه آرایشگاه
وقتی دوست دختر هم خونه ایم یهویی ولش کرد و رفت (یه غروب وقتی من از خستگی سرم داشت گیج میرفت و میخواستم چایی درست کنم، یهویی گفت بای بای و رفت!) هم خونه ایم افسردگی گرفت. توی دهه چهل زندگیشه (سی و خورده ای سالش هست)،
واقعا ناراحت شدم.
خوشحالم که حداقل همدمش شدم و ازون حس و حال بد درش اوردیم. 
توی کانادا ملت خیلی مهربونن ولی خیلی به فکر هم نیستن.
داشتن یه هم خونه ای خاورمیانه ای که دل بسوزونه به نظر من نعمته.
در بهترین حالت ممکنه بیان دستتو بگیرن ببر
دو هفته ای میشه که دارم توی خوابگاه زندگی میکنم.
10 نفریم توی یه اتاق که حساااااابی با هم رفیق شدیم عین 10 تا خواهر!
دو روزه اودم اصفهان از بس زنگ و پیام دادن که برگرد دلمون واست تنگ شده دلم
میخواد زودی برگردم:) غذا رو توی سلف میخوریم ولی چون راهش دوره اصلا
حسش نیست بریم برای همین خودمون تصمیم گرفتیم غذا درست کنیم،البته
غذاهامون رد بندی داره از تخم مرغ به شیوه های مختلف،سیب زمینی،سوسیس و
در نهایت به بادمجون ختم شده:) دیگه بادمجونو وقتی مهمون د
عزیزم مائده سلام ؛ این هم آزمون 17آبان و این دوهفته هم گذشت.
امروز سایت کانون بازیش گرفته بود و پاسخ تشریحی را دقایقی پیش توانستم دانلود کنم ، میخواستم بروم و مهسا را ببینم اما به بهانه تحلیل نرفتم و تحلیل هم که نشد انجام دهم ، بهرحال.چهارشنبه میروم و شاید به خاطر اینکه اینقدر خوب است در آغوش بکشمش.
صبح مریم مریض بود و نیامد و راستش را بخواهید يکمي خوشحال شدمدلم تنهایی میخواست! پدرش آمد دنبالم و باهم تا حوزه شکیلا گوش دادیم:))
آخر آزمون مهسا
وقتی زندگیت با یک سری مشکلات همراه شد و فشارهای زیادی بهت وارد شد چه از نظر مالی ، جسمی و حتی روانی ، حق داری گله کنی ، شکایت کنی ، دنبال خالی کردن خودت باشی اما چقدر ؟ تا کی ؟
دوستی دارم که از دوران دبستان تا دبیرستان رفیق جِنگ همدیگه بودیم اما خب زندگی اون سختی های زیادی داشت
مشکل این دوست عزیزم بطور خلاصه داشتن پدری با اعتیاد به مواد مخدر ، مادری که تحمل نکرد و از پدر جدا شد ، خواهری که شوهر کرد و رفت یه شهر غریب و خودش موند و پدرش !! تا این که
چندروزه همش تواین فکرم یه چیزی بشه،یه بلایی سرم بیاد،یابلایی سرخودم بیارم که دیگ فقط نفس نکشم
مدام فکرم درگیره،خیلیم درگیره.شده تاحالا اینقدرفکر کنی یهوبغضت بترکه ولی نخوای گریه کنیوسرتوبالابگیری ونفس عمیق بکشی تاگریت نیادیابغضت قورت بدی یاقفسه سینت دردبگیره!؟؟؟
من هرروز وهروز همینجوریم
شده دلت خوش باشه احساس خوشبختی کنی که دیگ قراره کلی اتفاقای خوب بیفته بعدیهو دنیا روسرت اواربشه،به زور نفست بالابیاد،اینکه هعی مدام پشت سرهم ازخ
سلاااااااااااااام سلاااااااااااااام سلاااااااااااااام سلاااااااااااااام خوبید؟منم خوبم! جونم براتون بگه که اون روز(شنبه)ساعت سه اینجورا رسیدیم شمال و بعد از اینکه سوییت رو تحویل گرفتیم یه خرده چایی و این چیزا خوردیم و بعدش من و پیمان گرفتیم یه ساعتی خوابیدیم و پیام رفت تو مجتمع دور بزنه بعد که بلند شدیم دیدیم بارون شروع شد دیگه یه خرده غذا خوردیم و تلوزیون دیدیم و گرفتیم خوابیدیم فرداش که می شد یکشنبه هم از صبح تا شب بارونی بود بارونهای
حقیقتش
 
یه چیزی رو خوب متوجه شدم
 
اونم اینه که
 
توی کانادا،
دوستای من
همکارام
هم خونه ایام
 
تقریبا همه شون توی کانادا به دنیا اومدن و بزرگ شدن
 
برای من نکته عجیب اینه که
 
مثلا اینها به یه مشکلی برمیخورن
 
هیچوقت تلاش نمیکنن حلش کنن
 
هم خونه ایا و دوستای من فوق قبول نشدن
 
اصلا تلاش نکردن که برن حلش کنن، برن رزومه رو قوی تر کنن، برن یه جای دور دور مثل کملوپس درس بخونن، جایی که هیچ کس دوست نداره بره حتی من
 
یا برن مثلا یه دوره ای اسیستنت بشن.
معنیِ "مُغلَق" رو می دونی؟!. یعنی "سربسته و نامفهوم". مثل حالِ من مثلِ تو. اصلاً الانه یجوری شده که حال اکثریت شبیه هم شده. دارم دیوونه می شم. می دونم. مغزم پوکیده می دونم. امروز و دیروز و روزای پیشم خیلی شبیه همن. خیلی. اینکه راکد شدیم و با راکد و مزخرف بودنمون داریم روی  زندگی اطرافیانمون هم تأثیر می زاریم. خودم یه موجود مزخرف شدم. فارغ التحصیل شدم و مزخرف. اصلاً دلم می خواد روی دیوار اتاق و خونه و ساختمون بنویسم "مزخرف" گندت بزنن دخترۀ مزخرف که هی
تهران- ایرنا- مدیرکل دفتر سرمایه‌گذاری و اقتصاد مسکن وزارت راه و شهرسازی گفت: ۳۵۰ هزار نفر آماده تحویل وام مسکن از صندوق پس انداز مسکن یکم هستند که می‌توانند با انتقال وام خود در طرح اقدام ملی مسکن صاحب‌خانه شوند.
عباس فرهادیه» روز سه‌شنبه به خبرنگار اقتصادی ایرنا گفت: برنامه سازمان ملی زمین و مسکن این است که خانه هایی که به عنوان بخشی از طرح اقدام ملی توسط این سازمان آماده تحویل می شود از مرحله ساخت و واگذاری به صندوق پس انداز یکم وصل شو
از اون‌جا که زیاد پست می‌ذارم، حس می‌کنم وقتی قراره یه مدتی ننویسم، باید حتما بهتون خبر بدم. و خب، الان اومدم خبر بدم که باز یه مدتی نیستم. پاییز داره شروع می‌شه و علاوه بر تغییر فصل، تولد منم نزدیکه و اینا کنار هم يکمي وادارم می‌کنه برم تو غار تنهایی، فکر کنم، کتاب بخونم، قدم بزنم و الخ.
فلذا لطفا مراقب خودتون باشید، لباسای گرمتون رو کم‌کم دربیارید از تو کمد و چمدون، نوشیدنی‌های گرم بخورید، کاکائو یادتون نره، انار دون کنید و دمنوش به در
سلام
مقدمه اول:
همیشه به خانومم گفتم ازدواج یعنی شروع اختلافا. شما دو تا لیوانو هم که کنار هم بذارید یه جیرینگ صدا میدن اولش. حالا در نظر بگیرین دو تا انسان کاملا متفاوت، با دو تا شخصیت کاملا متفاوت، با دو تا فرهنگ و محیط کاملا متفاوت، دو تا جنس کاملا متفاوت و هزارتا دیگه ازین کاملا متفاوت ها،‌قراره بیان زیر یه سقف و با هم زندگی کنن اونم بصورت مشترک! همینجا عمق فاجعه پیداس که چه مسائلی ممکنه پیش بیاد.
مقدمه دوم:
ازدواج پیوند دو نفر نیست. ازدوا
سلام بر دوستان عزیز.
سال نو همگی مبارک. نگاه کردم دیدم اخرین باری که نوشتم مهر ماه پارسال بود.
پسرم الان 9 ماه و خورده ایه و من از شنبه اومدم سر کار. الان چهارمین روزیه که من سر کارم.
باید اعتراف کنم از نظر من سخت ترین کار دنیا بچه داریه. یه شغل 24 ساعته بدون تعطیلی بدون استراحت بدون مزد بدون حتی ذره ای حس سپاسگزاری.
پسر من بچه خیلی شیطونیه. تو هر مرحله ای یه جور منو اذیت میکرد. تو نوزادیش شیر خوردن زیاد و شب بیداریهای خیلی زیاد برام واقعا عذاب آور
به نشونه‌ی وقت‌هایی که نه می‌تونی گریه کنی و نه می‌تونی گریه نکنی. همین‌طور عاجز و درمونده می‌شینی روی پله کنار دوستی که هنوز نمی‌دونی داره از ته دل حرف می‌زنه یا نه.
به نشونه‌ی وقتی که بین خروار خروار غم و خشم گیر می‌کنی. غم نمی‌ذاره عصبانیتت رو بروز بدی و خشم نمی‌ذاره غمت رو
به نشونه‌ی وقتی که نمی‌دونی باید بری یا بمونی
سلام
ظهرتون بخیر
دیروز عصر تولد به خیر و خوشی تموم شد
دیروز فقط تونستم دوتا کیک سیب و یک کیک دورنگ درست کنم
میوه هم سیب و نارنگی و انگور خریدیم
تنقلات هم فقط پفیلا داشتیم
عصرونه هم ساندویچ فلافل گرفتیم و حسابی پر و پیمون شد تولد مون
مامانم اینا ساعت چهار اومدن و قبل رسیدن مهمونا تونستیم چنتا عکس بگیریم
اهنگ های تولدی هم که پریسا جون فرستاده بود جشن مون رو پر ساز و آواز کرد
برعکس همیشه خواهرم اصن تو ذیرایی کمک نکرد 
خانواده همسری هم که قربون م
یکی از اقواممون اددم کرد،
 
ریموو و بلاک کردمش.
چرا؟
 
چون اولا میشناسم و آدم پرادعای بچه پولدار بیشعوره.
در ثانی هیچ دین و ایمونی نداره و خوشم نمیاد.
 
ثالثا ابله من فقط سه بار تو مراسم عروسی دیدمت واسه چی منو ادد میکنی؟ من چه مشترکاتی با تو دارم؟!
 
رابعا شبیه این نفهم نکبت خالی بند دروغ گوی کنسرت سوار کن (کنسرت مردم رو میذاره روی صدای خودش بدبخت) همین یارو نکبت نکبت پژوهه.
 
قیافه ش کپیییییی اینه حتی اون نحوه موهاش (همون که خیلی از پشونیش فاصل
احساسات، افکار و اعمالِ در حال حاضر، سازندۀ زندگی آینده هستند / و همینطور قرار بود آذر ماه پستی بذارم راجع به عاشق شدنم الان به دلیل اینکه چند روز بد رو سپری میکنم و امیدوارم امشب تموم بشه پست رو همین الان میذارم / بله من عاشق یک نفر شدم / که البته عاشق شدنم با فکر کردن زیاد بهش شروع شد / ولی خیلی هارو ناراحت کرد / من هم همینطور دارم واسش فاکتورِ (بلند بالا) مینویسم که چرا ازش ناراحتم / ولی اگر هم احیانا بعد از چند سال دوباره دیدمش فکر نکنم اصلا حت
راهنمای بکارگیری استاندارد حسابداری شماره 17 دارایی‌ های نا‌مشهود اثر امید پور‌حیدری
نسخه:پی دی اف،پاورپوینت و ورد
حجم فایل:18 مگابایت
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
راهنمای بکارگیری استاندارد حسابداری شماره 17xدانلود رایگان راهنمای بکارگیری استاندارد حسابداری شماره 17xدانلود راهنمای بکارگیری استاندارد حسابداری شماره 17xدانلود راهنمای بکارگیری استاندارد حسابداری 17
 
 
 
استاندارد حسابداری شماره 11 حسابدا
اولین روز پاییز ۹۸ چه جوری آغاز شد؟ دیشب تا دیروقت بیدار بودیم با میم و خونه رو يکمي سروسامان دادم.تا صبح چندبار بیدار شدم و دوباره خوابیدم(فوبیای  خواب موندن).ساعت پنج و نیم بیدار شدیم و صبحانه رو حاضر کردم و میم رفت.دختر خانوم ساعت ۶ بیدار شد و دست و صورتش رو شست و موهاش رو شونه کرد.لباس ها و کیفش رو حاضر کردم و براش لقمه و خوراکی و میوه گذاشتم.یه صبحانه مختصری خورد و همزمان که برنامه کودک میدید حاضر شد.توصیه های مادرانه رو انجام دادم و به قرب
به گزارش مجله سرگرمی چفچفک به نقد دو نقطه : به جرات می توان گفت حسی بالاتر از حس دوست داشتن و دوست داشته شدن در این دنیا نیست. افرادی که عشق رو تجربه کرده اند این حرف رو تایید می کنند. در ادامه این پست عکس نوشته هایی دونفره و عاشقانه زیبا برای استفاده در پروفایل رو مشاهده و دانلود کنید.
 

عکس عاشقانه

عکس های i love you
عکس دونفره عاشقانه برای پروفایل

عکس قلب عاشقانه

عکس نوشته دوستت دارم برای پروفایل
عکس دوتایی عشقانه
گالری عکس های خفن و باحال عا
سلام به همگیتون
این سوالات رو جواب ندید ، فقط بهش فکر کنید يکمي . سوال آخرین خط رو جواب بدید .- تا حالا شده تو زندگیتون چیزی رو واقعا بخواید و با فکر کردن بهش حس خوب داشته باشید و بعد اونو به شکل معجزه آسایی به دست بیارید ؟
- تا حالا شده کسی رو بابت یه رفتاری مسخره کنید و بعد همون رفتار سر خودتون بیاد ؟
- تا حالا دقت کردید وقتی حس و حالمون بده ، مرتب اتفاقای بد برامون میوفته ؟
- شنیدین از هر چی بدت بیاد سرت میاد ؟ تجربه کردید ؟
- دقت کردید بعضی آدما ه
دیشب یه نفر که اصلا ازش انتظار نداشتم قضاوتم کرد و البته بعدش خودش کلی عذرخواهی کرد که عذاب وجدان گرفته و منم بهش گفتم ناراحت نشدم؛ ولی خب چرا پیش خودم يکمي ناراحت شدم چون من اگه به جای اون بودم نمیتونستم اون حرفا رو بهش بگم"چرا ما آدما نمیتونیم از نگاه سرزنش و قضاوت به هم نگاه نکنیم؟بنظرم چون ما نمیتونیم جای همدیگه باشیم؛ هر چقدرم که بهم نزدیک باشیم؛ هر چند که احساس همدردی داشته باشیم و خیلی چیزای دیگه؛ ولی نمیتونیم جای هم باشیم؛ نمیتونیم د
امروز از دانشکده با زهرا برگشتم. یه چیزی خیلی فکرم رو مشغول کرده بود و از طرفی وقتی داشت یه ماجرایی رو در مورد یکی از همکلاسیامون تعریف میکرد علی رغم این که هیچ علاقه ای به گوش دادن داشتم ولی داشتم سعی ام رو میکردم که گوش کنم اما گویا حتی اونم فهمیده بود که حواسم نیست و گفت که چرا توجه نمیکنی چی میگم؟ بله میدونستم که یک چیزیم هست ولی حتی خودمم نمیدونستم. براش یه بهونه ای آوردم و بله وقتی رسیدم بالا فهمیدم شدم. لعنت بهش همیشه قبلش اینقد حا
شوخی نیست. یک عدد نیست، یک عمر است. این قدر فاصله افتاد بین من و حسین. از اون روز سردی که بدن خون آلود حسین رو بعد از سیزده روز تحویل ماشین ها دادیم و باهاش وداع کردیم، بیست و دو سال می گذرد. من نمی دانم چرا نیامدم؛ ولی بالاخره بعد از بیست و دو سال آمدم. به راننده گفتم: اخوی! اگه میشه، سر مزار شهدای طرقبه منو پیاده کن».
از سرسبزی مزار شهدا خوشم اومد. چه حالی می کنه، حسین! اینجا واسه خودش بهشته. من چرا این همه سال نیومدم، نمی دونم. من دیگه حالا بچه ن
وبلاگ نویسی متعلق به نسلی است که انقلاب فکری را از روی کاغذ به صفحات مجازی کشاند و به آن صفحات جان بخشید.
هنوز هم کسانی که رویاهای بزرگ دارند و می‌خواهند به آنها جامه عمل بپوشانند، وبلاگ نویسی را عملی جدی می‌پندارند و در طول روز ساعاتی را به خواندن و نوشتن می‌پردازند. در جایی که نسلی بعد از این نسلی بر سر کار آمدند که تجربه آنها از وب، فقط شبکه‌های اجتماعی بوده است. و البته اینها حتی این شانس را نداشته‌اند که دنیایی را تجربه کنند که در آن نو
جدن توی این عمر کوتاه به بیست نرسیده م، حداقل از سنی که یاد گرفتم حرف بزنم - و اینطور که از شواهد بر میاد خیلی هم زود بوده - یاد ندارم دلم میخواسته حرفی بزنم و نتونسته باشم. منظورم از لحاظ چیدن کلمه ها تو ذهن کنار هم و تبدیل کردنشون به صوته. تا یه سنی که کلن محدودیتی نداشتم. ابتدایی از مدرسه که میومدم انقدر حرف میزدم که مامانم ازم خواهش میکرد يکمي ساکت بشم. اما خب بعد یه سنی هم فقط جمله ها توی ذهنم مرتب می شدن، خیلی هاش به صوت تبدیل نمیشد، در بهتری
وبسایت پرووب پلاس زحمت کشیدن قالبی رو با مشخصاتی که داده بودم طراحی کردن و قرار دادن که خیلی با این کار بنده رو شرمنده کردن و تشکر میکنم.
قالب هم انصافا زیبا بود، بک گراند عالی، افکت هم عالی، توی ریسپانسیو هم عکس رو خوب نشون میداد. اما یکسری جزئیاتش هنوز جای کار داشت و سعی کردم کمی شخصی-سازی ترش کنم (در حدی نیست که دوباره زحمت بدم بهشون خودم باید یذره بالا پایین کنم طبق وسواسهای معمول! :)) ولی  فعلا من همون قالب خودمو گذاشتم تا يکمي روی قالبی ک
توی دو ماه گذشته، هر هفته حدود سه تا فیلم توی سینما دیدم.
و از هر ده فیلم،
هشت تاش یا درباره جنگ جهانی دوم بوده، یا نژادپرستی، یا برابری حقوق زن و مرد.
 
یکی از ایرادهای سیستم هواپیمایی کانادا اینه که،
باز هم چون کمونیستی و کارتلی مافیاییه،
فقط کلا دو تا هواپیمایی مهم و مطرح هست:
وست جت و ایر کانادا.
 
این دو تا، یکی از یکی بدترن
 
خلبان های بدکار و بی تجربه و سر به هوا،
همه چیز گرون،
هیچی بهت نمیدن بخوری،
اگه بار اولت باشه که میای کانادا و کارت ب
سلام.
این پست رو نمیخوام تو نظم و قالبی خاص محدود کنم. فقط دلم میخواد بنویسم تا يکمي تخلیه شم، یعنی دقیقا همون دلیلی که وبلاگ نویسیو شروع کردم. پس اگه حال ندارید بخونید با خیال راحت ستارمو خاموش کنید :)
همیشه توی دینی هفتم و هشتم میخوندیم که نوجوانی دوره ایه که سوالای بنیادی و اساسی برای آدم پیش میاد و ما هم همیشه این رو حفظ میکردیم تا بتونیم اگه سوالی ازش اومد جوابش بدیم بدون این که اصلا فکر کنیم یعنی چی؟ حالا بعد از گذشت دو سه سال دقیقا دارم ا
دیروز صبح که بیدار شدم دیدم یه کاغذ جلوی در افتاده. برش داشتم و دیدم اخطاریه ی اداره پسته و گفته بسته ی پستی شما به فلان کدِ رهگیری دو بار اومده درِ خونه و تحویل نگرفتین و برای گرفتنش فردا بیاین اداره پست. و اسم من رو هم مخاطب قرار داده بود. با خودم گفتم این دیگه چیه خدا!
و کد رهگیریشو تو سایت اداره پست زدم و دیدم که بسته رو فروشگاهِ گرونفروش و کاسبِ "شهر کتاب آنلاین" فرستاده! و از اونجایی که من هیچوقت از فروشگاهِ نکبتی مث شهر کتاب آنلاین خرید نم
اینقدر ناراحتم ناراحتیم با یک پست کم نمیشه :( چرررررررررررااااااااااا یک لحظه از ذهنم گذشت چرا فکر کردم بهم تبریک نمیگه؟ چرا روبیکارو ندیدم؟ چرا وقتی دیدم نخوندم. خوندم ولی نخوندم. و وقتی خوندم همون موقع جواب ندادم.
 
خییییییییییلی از دستم خودم ناراحتم. نمیفهمم چم شده. نمییفهمم دلیل این رفتارامو. نمییییییفهمم خووووووووودمووو. صدیقه چجوری این چند روز تحملم کنه؟ همین جوریه دیگه مگه نگفت از این وضع خسته شده؟ اینجوری دیگه.
 
الان حتما میگید ب
دو شب پیش به یکی از دوستام پیام دادم و خواستم يکمي حرف بزنیم بهم گفت حوصله تایپ ندارم و اگر میتونم بهش زنگ بزنم.من نمیتونستم زنگ بزنم.ینی هیچوقت نمیتونم.حرف زدن برام سخته وقتی کسی پیشمه.معذبم و اذیتم.در نهایت ازش خداحافظی کردم و اون شب هم گدشت.انگار دایره ارتباطام به اجبار هر روز داره کمتر میشه.هیچ دوستی اینجا ندارم و همه دوستیام به چت کردن محدود شده که از یه جایی به بعد برای خودمم خسته کننده میشهخودم هم تاحدی گریزان شدم از رودرو شدن با آدما.ا
شکل اول :
پاییزه؛ میگه ساعت ده بیا بریم با هم فلان فروشگاه را بهم نشون بده! ساعت ده میشه خبری نمیشه ،ده و نیم میشه باز خبری نمیشه، پیام میدی چی شد جواب نمیده! تا یازده و نیم!! که دارم میام! ساعت دوازده میاد سر قرار بدون هیچ توضیح و عذرخواهی. ( اعتراض نمی کنی چون باردار است و.)
زمستونه؛ میگه ساعت یازده بیا بریم پیاده روی، محل قرار میشه ورودی پارک ، ساعت یازده و بیست دقیقه میشه باز نمیاد زنگ می‌زنی پس کجایی؟!! میگه تو راهم! می رسه باز هم بدون توضیح
تفال و حافظ‌خوانی امشب
هزار جهد بکردم که یار من باشیمرادبخش دل بی‌قرار من باشی
چراغ دیده شب زنده دار من گردیانیس خاطر امیدوار من باشی
چو خسروان ملاحت به بندگان نازندتو در میانه خداوندگار من باشی
از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه اواگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی
در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرندگرت ز دست برآید نگار من باشی
شبی به کلبه احزان عاشقان آییدمی انیس دل سوکوار من باشی
شود غزاله خورشید صید لاغر منگر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی
سه بوس
دانلود آهنگ ای دده وای وقار سبحان
متن آهنگ ای دده وای وقار سبحان♪♪♪ حله جوانام آزدی یاشیم ♪ یورولموشام شیشیب باشیم ♪♪♪♪ ایستیرم ایچیم آشیم ♪ آی دده وای وای دده وای ♪
دانلود آهنگ ای دده با صدای وقار سبحان از سایت
♫♫ مای تهران موزیک ♫♫

آهنگ ای دده وای وقار سبحان که میتوانید با دوستان خود به اشتراک بزارید؛ ممنون
همچنین میتوانید برای درج نظرات خود مربوط به آهنگ ای دده در پایین صفحه نظر خود را ارسال فرمایید.
آهنگ خانوم يکمي آرومتر رو میتو
سلام خوبی؟
چخبر.
به پست جدیدم خوش اومدی.
امروز میخوام در مورد نماز صحبت کنم. میدونم پاشنه آشیل خیلیاس
ببین نماز خوندن خیلی خوبه ، شاید اگه نمازت درست بشه بقیه مشکلاتت خود به خود حل میشه
ولی خب چرا ما تو نماز تنبلی میکنیم؟
واقعا چرا؟
خودمم تنبلی میکنم و گاهی اوقات نمیخونم 
ولی خب ما باید کم کم نمازمونو بخونیم و بعد هم اول وقت بخونیم تا از برکات و محبت الهی برخوردار بشیم.
نماز خوندن یعنی اعتماد به خدا ، یعنی امید به خدا، یعنی نترسیدن از آینده
سلام خوده 10 ساله ام :| من از 20 سالگی دارم نامه send  میکنم . خوده 10 ساله ام اول از همه با هیچ کسی تو زندگیت تو همون دوران خیلی صمیمی نشوو و این صمیمت رو به عشق و نفرت تبدیل نکن چون به مدت 10 سال باز نمیتونی به همچین روز ها فکر نکنی پس از همون اول ولش کن . هیچ دِینی واسه کسی نداشته باش ، زیاد تو افکار پلید غرق نشو زیاد به چه کنم چه کنم فکر نکن غرق میشی ، برو باشگاه ثبت نام کن ( کیک بوکسینگ یا هر چیزی بتونی انرژی بی نهایتت رو خالی کنی ) از همه مهم تر سایت ها پ
آزمونم طبق پیشبینی قبل خیلی بد بود. یعنی از خودم توقع بیشتر نداشتم با روزی یکی دو ساعت درس خوندن.
بعدِ آزمون چند کلمه ای با یه دخترخانوم همکلام شدم. از من کوچیکتر بود. اونم نظام قدیم بود. اومدیم بیرون باباش اومده بود دنبالش. دلم خیلی گرفت. اون طرفا روزای عادی هم تاکسی رد نمیشه چه برسه ظهرِ جمعه. تنهایی راه افتادم و تا خونه آهنگ گوش دادم و از سرما به خودم لرزیدم. از ظهر شدیدا پا درد گرفتم ولی پیاده اومدن بهتر بود تا اون بخواد بیاد سراغم.
ساعت پنج
تازه آشنا شدیم میدونم دوسم داره و به نظر آدم خوبی میاد
ولی من از احساس خودم بی خبرم
نمیدونم دوسش دارم یا نه میترسم احساسم بهش برای فرار از تنهایی این روزام باشه ولی اسممو که صدا میزنه قلبم ی جوری میشه
دوس دارم حرف بزنه من فقط بشینم گوش بدم ولی وقتی میخواد صمیمی تر شیم گارد میگیرم :/
باهاش ساعت ها میتونم حرف بزنم و موضوع کم نیارم بلده چ جوری بخندونتم
هنوز رسمی با هم نیستیم ولی اون دوس داره صمیمی تر شیم من هی بهونه میارم و فرار میکنم
احساس و تکلی
بیشتر از همیشه حسم به نوشتن میجوشه ولی واقعا نمیدونم چی بنویسم که خوب باشه؟بزارید يکمي از اتفاقای این چند روز بنویسم.نمیدونم آدما چرا یه کاری میکنن که دوست‌داشتنشون رو میندازی تو جوب و با هر بار دیدن اون آدم حس تنفر تو وجودت میجوشه؟میدونم اون حالش بده،و دلیلشم نمیدونم.ولی از وقتی پی بردم آدم ضعیف و دوروییه،کسی که همه آدم مهربونی میدوننش ولی دروغ‌گویی بیش نیست،دیگه بهش فکر نمیکنم.میتونست با یه ببخشید ساده مانع همه این اتفاقات بشه ولی خود
توی سریال the office ورژن امریکاییش
دو چیز هست که به نظر جالب میاد
 
اینکه چند جا نشون میدن که دانشگاه چقدر توی مارکت و صنعت ناکارامده.
 
حالا اینها دانشگاههای امریکا رو میگن 
دانشگاههای کانادا رو ندیدن اینها که اولا کاملا بی ارتباطن به صنعت
در ثانی اصلا اون چیزی که توی دانشگاه یاد میگیری تو همه رشته ها، هیچ گونه کاربردی در صنعت و بازار نداره.
و سر اخرم از روی ملیت و نژادت بهت کار میدن.
 
دوم اینکه (مهم تر از اولیه) نشون میده که ادمها وقتی حرفای دلش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب