نتایج پست ها برای عبارت :

نازنینم، نازنینم تو دلت یه دریاس

يه تب اون بالا باز میکنم و توش اسم اساتید نازنينم رو مینویسم. اساتیدی مثل دکتر سهیل تیموری که بالا سر هر مریض با مهربونی و متانت و احترام با مریض‌ها صحبت می‌کنه و به حرفهاشون -حتا اگه نامربوط باشه!- گوش می‌ده؛ برای هر مریض حداقل ۱۵- ۲۰ دقیقه وقت میذاره و نه تنها با مریضا، با دانشجوهاش هم با مهربانی و پدرانه و برادرانه رفتار می‌کنه، بهشون علم "یاد" می‌ده و روش علم‌آموزی رو توضیح می‌ده.
خدا این دنیا رو از امثال دکتر تیموری عزیز پر کنه.
دانلود آهنگ جدید تهی و اندی به نام نازنین
 
دانلود آهنگ جدید تهی و اندی به نام نازنین 320
دانلود آهنگ جدید تهی و اندی به نام نازنین 128
 
متن آهنگ تهی و اندی به نام نازنین
کيه کيه منم تهیکسی نیست منم و توییمچشم تو چشم وصلِ وصلیموقتشه همو بغل کنیمچی شد دلت خواستمنم دلم خواستنازنينم، نازنينمتو دلت يه درياسله، له، لا بیا تو بغلم فوریله، له، لا کسی نیست منمو توییمله، له، لا وای همدمم شدیله، له، لا میشه منو بغل کنیبذار گلم خودمو فدات کنمبچرخ دورم تو
امروز من يه مامان خیلی خوشبختم
اولین روز دانشگاه آقا پسر هستش
برین کنار مامان آقای مهندس وارد میشود
تو مهندس قلب و روح منی پسرم
برات دنیا دنیا آرزوی موفقیت، شادی و سلامتی دارم
علوم و مهندسی صنایع غذایی رو انتخاب کرد و از مدیریت صنعتی دانشگاه تهران و زبان فرهنگیان تهران چشم پوشی کرد
بخاطر اینکه خلاقیت رو درونش از بین نبرم و به استقلال فکری و تصمیمش احترام بگذارم با تبیین تمام موارد پیرامون بازار کار و موقعیت رشته در داخل و خارج از کشور و همی
زیر پتو می لرزهيه نی نی کوچولومیگه میاد سراغمشبا یدونه لو لو
نی نی چرا میترسی؟تاریکی ترس ندارهببین برات آسمونستاره رو میاره
ماه قشنگو ببیندورش پر از ستاره سنی نی نازنينملو لو وجود نداره
اتاق تو همینهکه توی روز می بینیتاریکی ترس ندارهنترس از لو لو نی نی
شب دوست ما بچه هاستنی نی لا لا کن راحتتو شب به این قشنگیباید کرد استراحت
دانلود آهنگ کيه کيه منم تهی
نازنین آهنگ جدید تهی با کیفیت بالا
Download The New Tohi kie kie manam tohi
 
متن آهنگ تهی
کيه کيه منم تهی کسی نیست منمو توییم
چش توو چش وصله وصلیم
وقتشه همو بغل کنیم
چی شد دلت خواست منم دلم خواست
نازنينم نازنينم تو دلت ی درياست
بیا توو بغلم فوری کسی نیست منمو تویی
وای همدمم شدی میشه منو بغلم کنی
بذار گلم خودمو فدات کنم
بچرخ دورم تو شدی مال خودم
از گذشتت نمیخوام بپرسم نازنین
بینمون هر چی بشه منو تو مال همیم
بیا توو بغلم فوری کسی نیست
نمیدونم دقیقا کجا باید دنبالت بگردم؟ تو کدوم شهر؟ کدوم کوچه؟ کدوم خونه؟
دقت کردی وقتی میخواستم خودمو از چشمت پنهون کنم، دنیا چقدر کوچیک بود و هر جا میرفتم تو زودتر از من اونجا بودی. و حالا که دنبالت می گردم دنیا انقدر بزرگه که می ترسم عمرم کفاف نده همه جاش رو بگردم و پیدات کنم.
دنیای عجیبيه نازنينم.
ما روزهای خوشی داشتیم خیابون گردی های نصف شبانه . زورگیرای پارک و پلیسای خنگ. یادش بخیر خرید بمب و ترقه برای چهارشنبه سوری.یادته هر ماه، م
این مطلب صرفا جهت خالی کردن غرغرهای دخترانه است وهیچ جنبه بدرد بخور دیگری ندارد!
من تقریبا چهار یاپنج ماه یکبار ضدآفتاب و کرم مرطوب کننده  وعطر میخرم 
دوسالی هم میشه که از برند های با کیفیت خارجی انتخابشون میکنم.
اول مهر که رفتیم واسه برادر کوچیکمون خرید پیش خودم گفتم بزار منم  به همون مغازه  ای که همیشه
  ازش خرید میکنم سفارش بدم  اینارو برام  بیاره
وقتی قیمت های جدیدشون گفت منصرف شدم.
عزای عمومی اعلام کردم برای خداحافظی با ضدآفتاب خوبم ,م
میدونی ؟ هر چندم دیگه از من گذشت و ناراحتی ندارم و خوشحالم راهمو پیدا کردم 
اما از این روز نامبارک عوقم میگیره گلاب بروتون:/ حالمو میگیره اصن 
قلبا برای قبولیا خوشحال میشم خیلییی خوشال خوشحالم بعضیا سال اول قبول شدنو و زجر نمیکشن
اما خب رفتار بعضیا ی جوريه دوس دارم برم تو افق محو شم اما حفظ ظاهر میکنم:)
دوستای قشنگی که کنکوری بودین و قبول شدین و شاااید اینجایین enjoy
مردودای نازنينم درکتون میکنم ناراحتیاتونو بکنید بعدش ب تخمم وارانه راهتونو پ
دیر کردی نازنينم کم کم آذر می رسد
عمر آبان ماه هم، دارد به آخر می رسد
فرصت از کف می رود، امروز و فردا تا به کی؟
فصل عشق و عاشقی هم عاقبت سر می رسد
برگ های دفتر پاییز، سرخ و زرد شد
آخرین برگ سفیدِ کهنه دفتر می رسد
زودتر برگرد تا وقتی بجا مانده هنوز
می رود پاییزِ عاشق، فصل دیگر می رسد
مهر و آبان طی شدند و نوبت آذر رسید
نازنينم زودتر، سرما سراسر می رسد
این هوا با عاشقان چندی مدارا می کند
فصل سرما، زوزه ی باد ستمگر می رسد
یک نفر با یک خبر ای کاش امشب می
واقعا که! خیال آدمیزاد تا کجاها که نمیرود.
به این می اندیشیدم که ای کاش الان در جنگلهای گیلان بودم. یا حتی دامنه کوه های منتهی به خلیج های نروژ، یا حتی در کنار رود سن. چه میدانم، کفش هایم را به هم گره میزدم و به دنبال خودم میکشیدم و هرازگاهی پایم را در آب میزدم و تا مغزکله ام یخ میکرد. خودم را در خودم مچاله میکردم. بارانی ام را تنگ خودم میگرفتم و دست هایم را دور بدنم فشار میدادم. آنقدر قدم میزدم تا آرام بشوم. بالاخره آرام میشدم.
چه خیالاتی!
غافل
نازنينم خیالت راهت ،من اینجا به هوایت زنده ام ذهنت رادر آشفتگی واژه ها یم اسیر نکن هنوز هیچ وااژه ای فهم عاشقی ات را ندارد خاتونم عاشقانه هایم را به باد می دهی وقتی نگاهی،کلامی از تو به یاد م میرسد وقاصدک بینوا حیران از بردن کدام حس می شود
بعد از اهنگای نازنينم نوبت حرکت بعدی بود:)) بعله ! خرید*_*
ی سری چیزا همیشه دوس داشتم بخرمشون رو یافتم 
دوتا جوراب خوشگل خریدم:))) کی فکرشو میکرد یروز من عاشق جوراب بشم (از قسمت شستنشون بدم میاد)
يه کیف زرد خوشگل دیدم اما نمیدونم چرا مغازه بسته بود:((( همون مونده با کفش و مانتو:/ 
چرا واقعا خرید اینقدر حالو جا میاره!!!!!
+ی سر هم رفتم لیزر:دی پوستم حساسه دیگه گفتم بزار راه بهترو امتحان کنم 
• روز ب روز از دیدن دوستام هیجان زده تر میشم از باهم بودنمون(دی
دکتر ح قشنگ و آبی نازنينم
تمام این هفته پر از انتظار و هیجان و شادی بودم تا سه‌شنبه بیاید و بیایم کاشان دیدن شما اما آدم بزرگ‌ها همین الانِ الان برنامه‌ام را بهم ریختند( شرم خدای هفت آسمان بر آن‌ها)
آن‌ها چه می‌دانستند من به اندازه تمام پرتقال‌های گیلان دلم برای شما تنگ استمن چقدر به دفتر سبز وجادویی شما نیاز دارمچقدر نیاز دارم صدای شما را بشنومآن‌ها چه می‌دانستند من هربار با دیدن شما، شنیدن‌تان دوباره امیدوار می‌شوم و سعی می‌کنم با
این روزایم برایم شده سرگرمی فقط برای گذراندن عمر، در کره ی بزرگ زمین زندانی شده ام .نمیدانم چگونه می توان رها شد! استرس های وجودیم مانند کلاغ هایی هستند که تخم شان را یده ام تمام وجودم را نوک نوک می کنند اما ای کاش،ای کاش دستی دراز از میان کلاغ ها به سویم می آمدونجاتم می داد از دست شان . تنهایی درونم به پهنایی درياست .خدایا من دلتنگ توهستم هربار که از تو دور می شوم شرمسار توهستم من .من شرمسارم چون غفلت می کنم چون گناه می کنم و گستاخم چون هربا
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقيه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع يه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه يه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتی امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
راننده ی اسنپ که تماس گرفت و گفت بسته دارید، مهربان همسر با تعجب پرسید از طرف چه کسی است؟!
بسته برای من بود. کادو پیچ شده با ربانی پارچه ای به رنگ عشق و یک شاخه گل رز سفید و یک نامه روی بسته. هر چه فکر کردم از طرف چه کسی می تواند باشد ‌و مناسبتش چیست به نتیجه نرسیدم‌. به سرعت نامه را باز کردم و چشمم به نامش که افتاد خندیدم و گفتم صبا هديه فرستاده است. کادو را که باز کردم فقط جیغ کشیدم. چه کرده بود این دختر‌. تحلیل ردیف طلایی. بهتر از این نمیشد‌. نام
درود بر آبجی کوچیکه ی گُلَم و خواهرِ نازنينم
می دانی خواهرم
به نتیجه ای رسیده ام
نتیجه ای هم تلخ و هم شیرین
یعنی زندگی و سرنوشت من را به این نتیجه رهنما ساخته است
و آن نتیجه این است:
"هرچه بیشتر خودت و وجودت را عاشقانه نثارِ کسی کنی شکننده تر می شوی و آسیب پذیر تر
آنگاه به راحتی دلت می شکند، عقده می کنی، توقع می کنی، منتظر می مانی، بی انگیزه می شوی و .
ولی اگر وجودت را خرجِ خودت کنی، قوی و محکم می شوی،
به راحتی نمی شکنی، کم توقع می شوی، انگیزه ات
متن ترانه میلاد سرافراز به نام يه روز خوب

يه روز خوب و آروم منو تو زیر باروننشستیم تنها. میگیم از خاطره مونکه چجوری برامون گذشته هر سالمیدونی با تو بودن. واسه این دل منيه حال خوبهباش همیشه کنارم. بی تو خب بیقرارممن همه جورهعشق من دوباره اومدی پیشممیدونی با تو من يه دیوونه میشمچه خوبه که هستی پیشم دوبارههمه خاطراتمو یادم میارهمنی که دوریتو به جون خریدمتوی بارون و برف عکستو دیدممیدونستم چشاتو بازم میبینمخوشحالم که پیشمی نازنينمبه یاد اون ر
1)هر موقع سرم زیاد تو گوشی بود مامانم میگفت الهی بسوزه این گوشیت:|
خدای عزیزم هم  که بقيه دعاهای مادرمو درباره ی من تقریبا نادیده میگرفت واسه اینکه دل مامانم نشکنه سریعا این دعاشو بر اورده و کرد گوشی نازنينم  داغان شدبه همین راحتی
خلاصه مراقب دعا های پدر مادراتون باشید
يه هفته ای هست گوشی ندارم و به زور دارم ترک میکنم گوشی  و نت رو ،امیدوارم زود تر درست بشه!
این اتفاق هم دقیق زمانی افتاد که کار فوق واجب با نت داشتم و دارم:|
2)این روزا به این نت
تو کیستی که قد و قامت شب هایم
 به وسعت بودن و نبودنت اندازه می شود
 قبل از تو شب های تنهایی
 بلند و طولانی بود 
به بلندای یلدایی ترین شب سال 
با آمدنت شب ها کوتاه شدند 
به کوتاهی یک غرق شدن در عمق چشمانت
نازنينم
تو گرم تر و پر ر
ادامه مطلب
یکی از  روزهای اوایل اردیبهشت بود، نسیم خنکی از پنجره نیمه باز از سمت درختان سیب میپیچید، شاید برای او که روبه‌رویم نشسته بود خنک بود، اما برای منِ سرمایی که تا همین خرداد سرما را حس میکردم، سرد بود، ذهنم از هزاران فکر و خیال آشفته بود، آنقدر آشفته که شبهایش تا نیمه بیدار بودم. به چشمانم خیره شده بود، نتوانستم نگاهش را تحمل کنم، ناخوداگاه نگاهم به سمت دیگر رفت. گفت: فکراتو کردی؟دیگر تردید نداری؟
 نگران بودم از اینکه هنوز او را خوب نشناخته ب
آقا من دیشب شام یک جایی دعوت بودم فوق با کلاس. از این رستورانا هست که دورش آب گرفته وسط درياس  ویو بی‌نظیر داره به دریا و خلاصه عاليه
 جلوی موهامو اتو کرد خواهرم، يه آرایش ملیح هم کردم تیپ زدیم رفتیم.
10 شب رفتیم البته چون زودتر نمیتونستم.
فقط نمیدونم کی بشه که من بیام اینجا از همه چیزایی که قرار بود تعریف کنم و نکردم حرف بزنم.
دیشب بعد از مدت ها زهرا رو دیدم گفت : وااای گلی چه کیوت شدی 
من در اون لحظه : کارخونه ی قند سازی در دلم، بر پهنای صورت ل
امروز هوا بارونی بود
هوا فوق العاده است این روزا پاییزهای خوزستان واقعا دوست داشتنيه
فقط نمی دونم گلدون های نازنينم که با خودم اوردم اداره چرا غش کردن (البته فقط پتوس ها بقيه شون خوبن) من هرروز صبح بهشون محبت میکنم که خوشحال باشن
بعد از هفته ها سرم خلوت شده و صبحا نیاز نیست بدو بدو کار کنم
من عاشق اون کرختی اول صبحم که چاییمو پشت پنجره اتاق کارمون بخورم و به بیرون نگاه کنم حالا همچین دید عالی نداره ولی خب همین که بتونم آسمون رو ببینم فوق العاد
ای پناه گاه امن و بی صدای من.
به تو باز میگردم ، به تو باز میگردم و بغض دلم را برای تو ، روی این کیبورد تب دار می رقصانم.
این چه دردیست در من که هرچه سر میچرخانم دوایش را نمی یابم؟
این چه زخم کهنه و بی علاجی است که هر روز بیشتر از قبل سر باز می کند؟
ای تاریخ ،ای تاریخ که سازت روی محور تکرار مینوازد،تو چگونه این میزان از خیانت را در دل خود جا داده ای؟
کشورم ،کشور زیبا و دوست داشتنی من، ای که از هر انگشتت هزاران هنر میچکد روی صورت خاک بی اندازه ار
با سلام به دوستای نازنينم.
با توجه به اهمیت جدول ترکیب ها در کلاس اول دبستان همکار و خواهر خوبمون سرکار خانم فروغ تاجیک زحمت کشیدن و این جدول رو مثل سایر کارهای زیباشون ، خلاقانه و جذاب طراحی کردن.
در این بسته سه جدول وجود داره که با چاپ لمینت خیلی جالب و کاربردی میشه و میتونید در کلاس درستون ازش استفاده کنید.
 
دریافت جدول ترکیب های فارسی اول دبستان
** همکاران گرامی سایر پیک ها و آزمون های پايه اول را از قسمت موضوعات انتخاب و دریافت کنید. ه
نمیدانی برای این لحظه که بپذیری روزی ببینمت چقدر انتظار کشیده ام و چه اشک شوقی در چشمانم حلقه شده ضربان تند قلبم را نمیتوانم آرام کنم واقعا این تو هستی که اینطور بازخوردی ازت دارم میبینم باورم نمیشه
خدایا خیلی خوبی
مرسی بهم برگردوندیش
کی کجا بیایم عمرم عشق نازنينم
کاش در یکی از همین روزها که بی تابت میشوم و سر از ایستگاه بی آر تی که برگشتنی به منزل سوار میشوی ببینمت، نمیدانم مرا ببینی میشناسی ام، نمی دانم ببینمت میشناسمت، مهم نیست، مهم این
آدمی زاد هست،گاهی وقتا دلش میخواهد یک نوازش را،یک دوستت دارم را
یک محبت خالص و واقعی.
گاهی وقت ها چیزهایی را که میشنوی،میبینی،حس میکنی واقعا سخت است دم نزدن
و نگفتن چیزی را که دلت هست که توهم این حس را فقط گاهی،سالی یکبار
لمسش کنی.گاهی وقت ها:)
آری مادرم را میگویم.
او که نیمه صبحی دست برسر دخترک تازه باردارش میکشد که بغلش میگیرد
و بااو میخوابدآری مادرم را میگویم که شاید سالی یکبار مراببوسد
شاید هم از ته دلش نباشد
چون فقط عید به عید اینکار
دست کتابم را میگیرم و باهم خیابان را متر می کنیم،میرویم همان پارک همیشگی، چشمانم را برمی گردانم و. درخت نازنينم! به سمتش پرواز میکنم، انگار که بخواهم او را در آغوش بکشم، می نشینم و ساعت ها غرق میشوم در خوشی ای که قابل وصف نیست، سرم را که بلند میکنم،در نگاه متعجب آقای میانسال لبخند میزنم، انگار که خنده اش گرفته باشد، به راهش ادامه میدهد، بلند میشوم، میروم کنار بچه ها، مادری به کودکش غذا میدهد، کودک مدام می گوید نه! رویش را به سمت من بر میگردا
دلبند نازنينمسلامنمیدانم در این روزهای کشنده ی انتظار قلب کوچکت شروع به تپیدن کرده یا نه اما مطمئنم تو صدای نجواهایم را میشنوی دلشوره هایم را میفهمی. حتما تو هم در همین مدت کوتاه که البته برای من به طولانی ترین شکل ممکن گذشته وابسته شده ای حتما خودت میدانی که چقدر گريه ی و شوق و چقدر لبخند بی انتها به ما هديه کرده ای عزیز خوش روزی من . از همین ابتدا چقدر زیبا مرا سر ذوق می آوری که با شوق تمام و با صدای بلند برای تو عزیز ترینم قرآن تلاوت
 
متن و ترجمه آهنگ آختار منی از علی پرمهر
گوزلرین دولاندا
آختار منی
چشات پر شد بگرد دنبال من
احوالون سولاندا
آختار منی
حوصله ات سررفت بگرد دنبال من
اللریم ایستی ال ایستیئنده
سویوخدا بوراندا
آختار منی
دستات دستای گرم تو برف و کولاک خواستنی بگرد دنبال من
آختار منی سنی دونیا سیخاندا
بگرد دنبال من دلت از دنیا گرفتنی
آختار منی گوزلیم داریخاندا
بگرد دنبال من نازنينم دلت گرفتنی
آختار منی
بگرد دنبال من
آختار منی گیزلین آغلیاندا
بگرد دنبال من پن
 
امروز روز تولدت بود
و من عین پارسال و شاید عینِ همه ی سالهای بعد نتونستم .
نتونستم تولدت رو بهت تبریک بگم
پارسال به يه بهونه
امسال به يه بهونه ی دیگه
و مطمئناً سالهای بعد هم دلیلِ خودش رو خواهد داشت
 
 
خدایا من راضی ام
هرچه که تو تقدیرم کنی
هرچه که تو بخواهی
اگر تو اراده کردی که امروز 
و فردا
و فرداها
با عشقش
اصلا ولش کن

 
حالا چرا باید اینو به من بگه
نمی تونست بگه : "امروز فلانی خونه س"
چرا باید عشقش رو به رُخِ من بکشه
یعنی می خواد به من بفه
آذری‌هاته تغاری پائیزنواسه همین پائیز با بارون و برگ ریزونشبیش از ماه‌های دیگهبه استقبال‌شون می‌ره .يه آذرماهیمهرش به بلندای شب یلداست
تولد همه ی آذرماهی های عزیز به خصوص زهرای نازنينم مبارک 
سنی چووووخ چوووووخ سویوروم ناز باجیم
دوغوم گونون موبارک اولسون! 
امروز رفتم مشاوره . ازم راضی بود .
چون والدین کارداشتند منو سره کوچه پیاده کردند و خودشون رفتند شاید باورتون نشه ولی بعد چندین ماه هوای بیرونو نفس کشیدم وقتی که پیاده راه میرفتم . شاید فکر کنید مسخره اس ولی واقعیت محضه .
حس زنده بودن بهم دست داد
مشاور دقیقا1ساعت و 10 دقیقه منو نگه داشت . لایق ناسزا و کتک نیست؟؟؟
یکم برنامه مینوشت و یکم بعد با گوشیش ور میرفت . از حق نگذریم ایندفعه برای برنامم هم وقت زیادی گذاشت . موقعی که اومدم بیرون منشی ام
دیشب ساعت ۹ که از کلاس زبان برگشتم تنم درد میکرد چشمام هم میسوختن. سعی کردم به قول مامان جون چخش کنم بره ولی این توبمیری از اون تو بمیری ها نبود مادر نازنينم که از کیلومترها اونورتر تشخیص میده چقدر داغونم شروع کرد اقدامات اوليه رو انجام دادن و منو بست به پرتقال و سوپ و شلغم. اما مریضی لعنتی سمج تر از این حرفا بود حالم رفته رفته بدتر شد و تب ام به ۴۰ رسید در حالی که سه تا پتو گردن کلفت روم بود میلرزیدم مادرم هم عین اسپند روی آتیش می‌گفت پاشو بریم
دانلود آهنگ جدید تولدت مبارک عشقم از محمد زارع
Download Music By Mohammad Zared Called Tavalodet Mobarak
آهنگ تولدت مبارک عشقم از برترین و عاشقانه ترین آهنگ های تولدت مبارک
آهنگ های تولد جم وان موزیک
متن آهنگ تولدت مبارک عشقم
تولدت مبارک ، تولدت مبارک ، تولدت مبارکيه حس خوبی امشب توی دلم هست شب به این خوبی هیچکس ندیدهمردی خوشبخت تر از من توی دنیا نمی تونه باشه خیلی بعیدهچقدر شیرینه این لبخند نازت تو رو از ته قلبم دوست دارمهر چی قشنگی هستش توی رویا تو که پیشه منی کنار
 
سلام
نازنينم
خریدارِ همه ی نازِ تو ام، نازدانه ی من
ای تو  تمامِ من
با تمامِ وجودم همه ی آرزوهای خوب رو برات از خدا درخواست می کنم
هستی ام
همه ی هستی ام فدای يه دونه تارِ موی تو باد
 
الان داشتم عکس هات رو می دیدم
تصاویر و عکسهای چهره و سیمای دلربای تو،
با همه ی ناتوانی شون توی نشون دادنِ اوج زیبایی هایت. باز هم دارن فریاد می زنند که تو مال زمین نیستی
تازه دارم می فهمم که چرا از تو جدا افتادم و خدا داغِ تو را بر دلم گذاشت
آسمانی خواهرم، به امید
سال کنکور، روی یک برگه ی آبی کوچک، سرسری نوشتم که " و ما النصرُ الّا من عند الله العزیز الحکیم " و با یک چسب نواری چسباندمش رو به روی میز تحریرم. تا یادم باشد که واقعا نصر و پیروزی ای نیست مگر به دست خدا. با آن که از "پر" کردن فضاهای دور و برم بیزارم و ترجیح میدم هیچ چیزی مثلا به دیوار اتاقم نچسبیده باشد، اما هنوز آن برگه ی آبی رنگ را نکنده ام. شاید الان عملا دیگر انقدر عادی شده است که آن را نمی بینم. امشب همانطور که داشتم لپ تاپ را روشن می کردم چند ث
مدتی است فرصت نداشتم به امورات رسانه ای برسم. بیچاره دکتر آویز هم بیشتر وقت خود را معطوف به پوشش خبری موفقیت های تشکیلات کرده و به کار وبلاگ نمی رسد، از طرفی هم شخصاً دوست دارم وبلاگ تحت اختیار خودم باشد. هرچه فکر می کنم کسی را برای این مهم استخدام کنم تا هم کمک آویز باشد و هم وبلاگ را به روز کند، نمی توانم! الان که پس از ماهها مشغله بر روی این مورد تمرکز کردم یک گزینه به ذهنم رسید. سلمان بابا  پسر نازنينم که علی رغم سن کمش به امورات مجازی و  کلا
مدتی است فرصت نداشتم به امورات رسانه ای برسم. بیچاره دکتر آویز هم بیشتر وقت خود را معطوف به پوشش خبری موفقیت های تشکیلات کرده و به کار وبلاگ نمی رسد، از طرفی هم شخصاً دوست دارم وبلاگ تحت اختیار خودم باشد. هرچه فکر می کنم کسی را برای این مهم استخدام کنم تا هم کمک آویز باشد و هم وبلاگ را به روز کند، نمی توانم! الان که پس از ماهها مشغله بر روی این مورد تمرکز کردم یک گزینه به ذهنم رسید. سلمان بابا  پسر نازنينم که علی رغم سن کمش به امورات مجازی و  کلا
 
نویسنده : اشکان ارشادی از کرمانشاه 
قبل از مقاله و موزیک شب یلدا ، اینرا بنویسم. 
بد نام کردن همیشه وجود داشته و بوسیله آدمیانی که اکثرهم لا یعقلون ، اکثرهم لا یعلمون » و اکثرهم فاسقون ، اکثرهم لا یشعرون » دنبال شده. 
متاسفانه خیلی‌ها بخاطر قصور خود دنبال مقصر می گردند . خیلی‌ها هم فراموش می‌کنند که : قضاوت کار خداست و بر مسند قضاوت می نشینند. هرکسی تا حدودی می تواند خودش و دیگران را سنگ محک بزند و این محک زدن در مورد خودش بهتر جوابگوست.
۱) سارا داشت تو حیاط گريه می‌کرد که چرا باباش با دوستاش رفته چادر و اونو با خودش نبرده، هر چی توضیح دادم که نمی‌شد تو باهاش بری قانع نشد، خواستم حواسش رو پرت کنم گفتم "میخوای بیای موهای منو اتو کنی؟" (لعنت به زبونی که بی‌موقع بچرخه)، قبول کرد و بالاخره اومد توی اتاق؛ شاید باورتون نشه ولی اتو و موهای نازنينم رو دادم دستش و گفتم "مراقب باشیا!" مثل همیشه گفت:《نگران نباش،نگران نباش》! ؛ بین‌ خودمون باشه ولی چند دقیقه بعد وقتی پشت گردن و گوش و بازو
انسان های بزرگ اونایی نیستند که میان واقعیت هارو میگن.
 
انسان های بزرگ اونایی هستند که قدر تک تک کارا و حرفایی که دیگران در حقشون انجام میدن رو میدونن.
 
 
انسان های بزرگ اونایی هستند که مدام خودشون رو مقصر میدونن و اول از خودشون شروع می کنن نه از دیگران.
 
انسان های بزرگ لیاقتشون اینه که حتی برای چهارکلمه حرف زدن باهاشون کلی وقت بگیری.
انسان های بزرگ، باطن ساده و یکرنگی دارند ولی دلشون به وسعت یک درياس.
 
 
گاهی قلب انسان های بزرگه که باعث می
سه روزه که حال جسمیم خوب نیست،از يه طرف فشار امتحانا و استرس(که خودم میگم استرس ندارم ولی بچه‌ها میگن داری)از يه طرفم این حجم بزرگ فشار روحی سه ماه دوری از خونه(که بازم فکر نمیکنم دردم بخاطر دوری از خونه و خانواده باشه،اونم بعد سه سال دانشجویی).بقدری حالم خراب بود که دوستام داشتن با کتک میبردنم بیمارستان،ولی خب نرفتم.آخه نه فشارم پایین بود نه چیز خاصی.آدم واسه دلتنگی که نمیره دکتر.
حالا دلتنگ چی؟خودمم نمیدونم والا!گفتم اینا رو بنویسم شا
الاء عزیزم سلام
کاش میشد این نامه رو ده سال پیش دستت میرسوندم. 
اون موقع که احساس تنهایی کردی
ای کاش اون موقع تو محیط بهتری بودی
کاش میشد درس و جدی بگیری  بخاطر شیطنت هات اصلا ناراحت نباش
همه بچه های ارومی که حسرتشون و میخوردی و خودت و میکشتی بتونی مثل اونا کم حرف و اروم بشی اونها همه پشیمونن که چرا تو سن و سال تو شیطنت نکردن 
آلاء عزیزم وقتی اولین پسر برای دوستی بهت پیشنهاد داد و سه ماه رفت تو مخت و با حرف های عاشقونه و کارهای خاص دلت و بدست ا
الاء عزیزم سلام
کاش میشد این نامه رو ده سال پیش دستت میرسوندم. 
اون موقع که احساس تنهایی کردی
ای کاش اون موقع تو محیط بهتری بودی
کاش میشد درس و جدی بگیری  بخاطر شیطنت هات اصلا ناراحت نباش
همه بچه های ارومی که حسرتشون و میخوردی و خودت و میکشتی بتونی مثل اونا کم حرف و اروم بشی اونها همه پشیمونن که چرا تو سن و سال تو شیطنت نکردن 
آلاء عزیزم وقتی اولین پسر برای دوستی بهت پیشنهاد داد و سه ماه رفت تو مخت و با حرف های عاشقونه و کارهای خاص دلت و بدست ا
یک زن ایرانی‌ام.
وقتی کشورم به دستاور غرور آفرینی میرسه و ماهواره به فضا پرتاب میکنه؛ وقتی مهندسای کشور مرزهای علم رو جابه جا میکنن، وقتی پزشکای کشورم گرونترین داروها رو بومی سازی میکنن و توی اهدافشون درمان بیماری‌هایی که دنیا هیچ حرفی براش نداره گذاشتن، من یک زن ایرانی‌ام.
اونجا که کشورم در انتخابات سال‌های دور آبستن فتنه‌ها شد و ماه‌ها اموال عمومی و امنیت خیابونا طعمه آتش شد تا همین سالهای نزدیک که انتخاب دوستانم کسی جز آقای
عکس قلب
در این مطلب از سایت جسارت تصاویر  بسیار زیبایی از عکس قلب را در دسته عکس برای شما تهيه کرده ایم.امیدواریم این مطلب مورد توجه همه شما عزیزان قرار گیرد
عکس قلب
ای عذر پذیر عذرخواهان
عفو تو شفیع پرگناهان
خواهم به ستایش تو بودن
من خود چه توانمت ستودن
هم تو دل پاک ده زبان هم
در مدحت خویش و بلکه جان هم
به گر ندهی، بهیچ سانم
آن جان، که به خویش زنده مانم
عکس قلب شکسته
اگر دوستش داری
باید همه چیز را بشکنی
تا قلب او شکسته نشود هیچوقت!!
عکس قلب و گل
روز ِ آخرین خواستگاری ِ همسر از من، وسط ِ دو تا خواهرها نشسته بودم و آن‌ها هر کدام به روش خود برایم مادری می‌کردند. اما جای مادرم خالی بود. بعدها برای خرید حلقه و سایر مقدمات ِ عقد، باز هم جای مادرم خالی بود. روز عقد وقتی قرار شد بله را بگویم سرم را انداخته بودم به صفحه قرآن و در دلم م حرف می‌زدم. جای مادرم بیشتر از قبل خالی بود. "با اجازه پدرم و روح مادرم." را جوری گفتم که بغض صدایم معلوم نباشد و بعد از زیر چادر به پدرم نگاه کردم و دلم قرص
آقا هر کسی غیب میشه قرار نیست عروس یا داماد شده باشه که! من سنت شکنم نه عروس شدم نه قراره عروس بشم نه خبر مشابه! 
یادتونه گفتم استادم گفتن یک کاری دارن و اینا؟ آقا باورم نمیشه یعنی شوک بودم قشنگ استاد جان می‌خواستن توی تصحیح برگه‌های امتحان بهشون کمک کنم دیگه نگم چقدر حس خفنی داشت که استادت انقدر قبولت داشته باشه. البته شکر خدا خود استاد همه اوراق امتحانی رو صحیح کردن حالا چرا؟ چون اگه من توش دخالتی داشتم یقینا دیگه نمیشد دهن یکسریا رو بست ه
سلام خوبید
منکه ازهنوزم عصبیم ، تو حموم بودم قوری نازنينم افتاد شکست فداسرم البته ولی یادگیری رفیقم بود، صبح زود بیدارشدم مثل همیشه ساعت ۸بود که پیام اومد رو گوشیم که وارد سامانه شدم!یعنی تریون رفته شرکت وارد سامانه ام شده پاشدم يه صبونه مشتی درست کردم بايه قهوه ترک عالی دیروز خریدمش ازش راضیم،بعدم حاضرشدم رفتم بیرون کارتمو خالی کردم، دوتا مانتو اداری خریدم تو حراج البته اداری نیستن دانشجویی هستن دکمه دارن بلندن و پایینشون فون هست خوشم ا
خوب امروز بیست وهفت اسفند نود و هفته و من يه کمی دیگه تلاش کنم می‌تونم بگم که يه ساله اینجا ننوشتم!اون روز که نوشتم خیلی غمگین بودم. حق داشتم. خیلی زیاد. توی زمان‌های زیادی از این سال هم خیلی غمگین بودم. حال و احوال و وقایعی که اتفاق افتاد در کنار افسردگی بعد از زایمان دست به دست هم دادند که حالم خیلی بد باشه. در زمان‌های متوالی فکر خودکشی توی سرم تکرار می‌شد. شدیدا تکراری و آزاردهنده. دوبار به قدری تمایلش شدید بود که خودم رو هم ترسوند. الان بر
در عکس نوشته تولد دخترم نزدیکه با متن های سه بعدی شما کاربران عزیز سایت عکس نوشته می توانید متفاوت ترین عکس نوشته های تبریک تولد دختر را همراه با متن های زیبا مشاهده و دانلود کنید و …
 
عکس نوشته تولد دخترم نزدیکه با متن های سه بعدی
و امروز دوباره متولد می شوی
و شمع ها ، که سهم توست از زندگی
و ستاره هائی که به ميهمانی آمده اند
و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت
و عطری که نصیب پروانه هاست
و تو سهم من از تمام زندگی
تولدت مبارک دختر نازم
عکس نوشته
 
گلچینی از جملات، پیامک و اس ام اس های صبحت بخیر عزیزم، عشقم، نفسم، زندگیم و همسر مهربانم برای شروع یک صبح رمانتیک و پر انرژی همراه با شعرهای صبحگاهی قشنگ و خاص
******
متن صبح بخیر عاشقانه
روز من رسما آغاز نخواهد شدتا زمانی که صبح بخیر” و دوستت دارم” را به تو بگویمعزیزم صبحت بخیر، دوستت دارم!
******
صبح بخیر همسر مهربونمتاب آوردم شب دلتنگی ام را تا سحرتا تو را از نو ببینم صبح زیبایت بخیر
******تک بیتی در مورد صبح بخیر
صبح با عطر تو بیدار شدن
سه شنبه هشت مرداد:
از دیروز خودمو بسته بودم به سنتور برای کلاس امروز.همون جریان دقیقه ی نودی و اینها.
نهایتا رفتم کلاس.و دونه دونه توی اجراهام تر زدم.چه حکمتيه واقعا؟ وقتایی که فکر میکنم تو يه چیز خوبم چپه میشه؟ قبلا هم کلاس زبان میرفتم مثلا يه امتحانی که با خوشحالی میومدم بیرون میگفتم عالی بود،نتیجه اش يه چیز افتضاحی میشد.همه ی امتحانای دوران مدرسه ام هم همینطور.بعد حالا امروزم فکر میکردم خوبم.قطعه ی اولو که خوب زدم باقی رو همش وسطاش یادم م
پیام تبریک سالگرد ازدواج
عاشقانه ترین جملات ناب، اس ام اس و پیام های تبریک سالگرد ازدواج به همسر با متن های رمانتیک سالگرد ازدواجمون مبارک عشقم و همسر عزیزم
امروز یادآور بهترین تصمیم زندگیمهخواستگاری و ازدواج با زیباترین زن دنیاسالگرد ازدواجمون مبارک فرشته من
******
زیباترین جملات تبریک سالگرد ازدواج
ازدواج با تو بهترین چیزی بوده که توی زندگیم اتفاق افتادهسالگرد ازدواجمون مبارک عزیزم
******
a beautiful wife with a beautiful heart equals a beautiful lifeHappy anniversary
زیباترین اس ام اس ها و جملات شب بخیر رمانتیک و عاشقانه برای شب بخیر گفتن به همسر و عشق زندگی با متن های شب بخیر عشقم، عزیزم و همسر مهربانم
متن شب بخیر کوتاه
به ستاره ها نگاه می کنمو به ستاره درخشانی که در زندگی ام دارم فکر می کنمبه توشب بخیر عشقم
******
******
پیامک شب بخیر گفتن عاشقانه
I live for the day that my dream will come true and wake up next to youod night my loveبه امید روزی زندگی می کنم که رویایم تحقق پیدا کند و کنار تو از خواب بیدار شومشب بخیر عشق من
******جملات رمانتیک شب
شعر در مورد خاطره
در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد خاطره برای شما تهيه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
زندگی حکمت اوست
زندگی دفتری از خاطره هاست
چند برگی را تو ورق خواهی زد
ما بقی را قسمت
شعر در مورد خاطره
داستان ما را کلاغ ها تعبیر خواهند کرد
بگذار خاطره ها در خواب باشند
شعر در مورد خاطره عشق
دلتنگ نشدی ببینی چگونه خوبترین خاطره ها
بی رحم ترینها میشود
شعر در مورد خاطرات قدیم
گه
بسم الله الرحمن الرحیم
 
گفته بودم خانه آدم مامن است، محلی که همه ی رسوبات و تلاطم های درونیت ته نشین می شوند. حتی اگر تمام مدت را تنها باشی و غم و غصه به خودت بپیچی و زار بزنی. باز هم نظرم همان است. آرامش و آرامش .
فردا سالگرد عقدمان است، من تنها توی خانه مشغولم با سابیدن و رفت و روب و لباس شستن. همزمان از غم و غصه های دورنیم زار میزنم، گريه های بلند و گريه های صاااامت. مطمئنا کسی خاطرش نیست و اصلا اهمیتی ندارد. فشار این روزهای نبودن پدر و مادره
مجموعه پیام های پیام کوتاه روز بارانی شامل اس ام اس موسون ، پیام کوتاه بارانی ، پیام باران یا پیام باران یا پیام کوتاه بارسا یا اس ام اس ساوان یا اس ام اس بارشی یا پیام کوتاه روز بارانی یا اس ام اس بارانی برای یک روز بارانی و همچنین تبریک اس ام اس بارانی و پیام های متنی
عکس باران و پنجره
می دانم دلتنگم هستیزمانی که باران می باردو از پشت پنجره به قطرات باران خیره می شویو به یاد می آوریآن روزهای بارانی رادر حالی که در آغوشم بودی و هر دوقطرات ب
جونم براتون بگه که یک ماه قبل از عید، نه اینکه مشغول خونه تی باشیم. نه! مشغول جفت و جور کردن کارهای اردو جهادی بودیم. اردویی که می‌دونستم چاره‌ای ندارم جز اینکه برم امّا شاکرا و امّا کفورا! چون خانواده شوهرم هم می‌اومدند و خانواده خودم می‌رفتند اعتکاف. در نتیجه من جایی رو برای موندن نداشتم.
و ما رفتیم کرمانشاهِ زله‌زده و کار هم کردیم. من و نسیم و فاطمه، نیروهای گروه تعامل فرهنگی!!! بودیم. گروه ما وظایف خاصی داشت که توضیحش در حوصله مطلب
دوباره دو سه روز بود که من هی تو ذهنم وبلاگ مینوشتم. دیگه الان عزممو جزم کردم که بیام اینجا و بنویسم.
اون شب (پست قبل) هی رفتم و اومدم و کار کردم و وسطاش به طرز وحشتناکی هم خوابم میگرفتا.اما سر لج افتاده بودم که کارو تموم کنم. چون میدونستم اگه بخوابم؛ با توجه به اینکه کلا خوابم خراب شده دیگه؛ فردا خیلی پربازده نیستم و حال گندم! باهام میمونه. عاقا خلاصه من با بدبختی مطالبو نوشتم و هی ذهن کمالگرام میگفت این آشغالا چيه نوشتی و هی بش میگفتم خفه شو!
خ
پیش‌نوشت:  با سلام و عرض ادب و احترام خدمت خوانندگان جانِ . با یک سری دیگر از سری متن‌های فوق طولانی (اَبَرمتن ) در خدمت شما هستم. این‌بار با یک تراژدی واقعی از دنیای کودکی‌ام مهمان خانه‌هایتان شده‌ام. پیش از خواندن این ابرمتن عاجزانه و ملتمسانه تمنّا دارم که اگر هوای حوصله‌تان ابری نیست، ظرف دل و دماغتان نشکسته و کاسه‌ی صبر و قرارتان از ناملایمات روزگار لبریز نشده، به خواندن این قسم از چرندیات بنده همّت گمارید، چرا که اینجانب به عمه‌ه
   
 
  . 
/√– در آنسوی محله‌ی ضرب ، درون باغ درختان هلو،  هاجر   پابرچین ، و با احتیاط ، از بین شاخه های شکسته و به زمین افتاده راه خود را باز میکند و چستو چابک به ابتدای ورودیِ باغ میرسد ، او قصد رفتن به صف نانوایی را دارد٬ اما در این چندصباح هرگز به هدفش از خرید نان نیاندیشیده. زیرا او در نهایت امر تنها میتواند عطر نان را استشمام کند. . اما چون هنوز در شوک و اضطراب حوادث شب گذشته سیر میکند ، یادش رفته تا کلیدها را با خودش ببرد. او چون تازه وارد
بقلم شهروز براری صیقلانی
 
ادامه ی رمان دوشیزه ی             
( ‌ مهربانو، پیردختری ساکن باغ توسکا)
   
 
__آنسوی محلهِ‌ی ضَرب ، در عبور از مسیری سنگفرش شده و خلوت به درخت کهنسالی میرسیم  ه در سکوت مطلق ، به زیبایی با تنه‌ی قطورش به دیواری بلند تکيه داده، و چند قدم بالاتر زنی سالخورده و خوش برخورد ،دبّه ای خالی در دست دارد و در انتهای صف چهار نفره ای ایستاده تا چهار پله پایین‌تر از چشمه آب بردارد.  آبی‌ زُلال از دِل زمین میجوشَد ، و سمت رو
وبلاگ بلاگفا شین   
 قبل اینکه گوشیم زنگ بخوره بلند میشم و خاموشش میکنم الان حس خنثی کردن بمب دارم
مانتو مشکی ام رو میپوشم جنسش خیلی نرمه با يه شال باربری و کیف و کفش ستش و لی یخی ارایش هم باشه ارایشگاه
مهسان زله دایناسور بیا دیگه
سلام ابجی چه ناز شدی خبريه ؟
مامان - نه بابا اخه کی به این نگاه میکنه تا تو هستی ؟
مامان من امروز یکم دیرتر میام
مامان - کجا به سلامتی ؟
میرم دنبال پدر مادر واقعیم بگردم بی شوخی ی سر شاید برم پیش سمیرا فعلا بای نفسم
خ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب