نتایج پست ها برای عبارت :

نبودی ببینی چه جوری داشت میکردش

امروز، داشتم می مُردم. اما تو نبودي
امروز، همون طور که صدای بوق ممتد از توی سرم قطع نمی شد و آدم ها، فقط سایه های سیال و سیاهی بودند که جلوی نور رو گرفته بودند، دنبال تو می گشتم؛ می خواستم بلند شم و پیدات کنم و بهت بگم که خوبم، که نگرانم نباش، اما یادم میومد که تو نیستی، که نمی دونی افتادم روی زمین و دست هام، پاهام، سرم، کمر و شکمم ورم کرده و تک به تک، دارن خاموش می شن. تو نبودي که بخوام به خاطر تو، بلند شم. نبودي و این نبودنت فقط، دلسرد ترم کرد.
دریافتحجم: 3.13 مگابایت   
برای
هنگ رپ غمگین بیاد پدر باصدای محمد رضا عیوضی  با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ + متن آهنگ در سایت ضحی موزیک
<><><><>ZohaMusic.ir<><<><><>
________________________________________________________
 متن آهنگ به یاد پدر محمد از  رضا عیوضی
________________________________________________________
روزگاری که در ان گیرم من /♩
روز اولش مرا پیرم کردنیست فردی که بر آن تکیه کنم /♩
سنگ قبری ک زمین گیرم کردرنگ رخساره من زرد بود ♩
درد من نبود هم درد بودهر چه دارد دل من وارث قل
هم خودم و هم خودش خوب می دانستیم که دوستش دارم و حس خوب و عاشقانه ای در وجودم برایش موج میزد.   
اما پس از مدتی نچندان کوتاه قول های خودش را هم فراموش کرد حرف هایش، علاقه اش احساسش و عشقی که در قلبش همگام شده بود.
نمیدانم این دم آخری از چه کسی طلبکار بود  یا میخواست با چه کسی بی حساب شود  
که در یکی از پست های اینستاگرامش نوشته بود  مجبور نیستیم کسانی که دوستمون دارند رو دوست داشته باشیم"
فرض میگیریم مخاطب حرفش من بودم.    اگر من در شرایط
تو که از اول هم هیچ نبودي و هیچ کجا نبودي ریز ریز رفتی، ریز ریز هم نیومده بودی، اصلا هیچوقت نیومده بودی و فقط من می دونم رفتن کسی که هیچوقت نیومده یعنی چی. سرابی بودی که هیچوقت نجوشیدی و تو که اصلا نبودي از اولین راهابی که گیر آوردی سرازیر شدی و ریختی تو اون گذشته پر از لجن. می فهمیدم داری می ری، بعد یکسال دوباره موهامو اتو می کردم، خط چشم نمی کشیدم ماسک نمی ذاشتم، میفهمیدم تو که هیچوقت نبودي داری می ری و دیگه کسی مشت نمی زد توی دلم، می ترسیدم
امروز، همکارم داشت از خانواده همسرش می‌گفت. اینکه تو دوران عقد‌شون مادر شوهرش تصادف می‌کنه و فوت می‌کنه و خانواده داغون می‌شه. اینکه پدر شوهر و مادرشوهرش دختر خاله پسرخاله بودن و بعد فوت ناگهانی زن، مرد دست از زندگی می‌کشه و می‌شینه تو خونه و روزی صد بار به نوه بزرگش که هشت سالشه و از طبقه بالا میاد پایین تا پیش بابابزرگش باشه می‌گه: دیگه وقتشه بمیرم.اینکه به عنوان تازه عروس وقتی همون روز تصادف میره خونه خانواده همسر، با قابلمه مربا توت
کانال ما در سروش
من گذاشتم مثل پاییز توی کوچه ها تنهادل سپردم به یه نشونی روی دل برگهاراه افتادم توی کوچه دنبال رد پا هاترد پا ها منو کشوند زیر اون درخت خاطراتتو نبودي،تو نبودي تکه بدم به شونه هاتدست  کشیدم رو درخت که حس کنم گرمای تو روولی از گرما نبود و روی تن اون درخت.
میلاد شکیبا ✒
اون زمان که ما کنکور داشتیم.هم عصر جدید داشتهم نود داشت.هم دورهمی داشت.هم خندوانه داشتهم تلویزیون فیلمای قشنگ میذاشت.هم پرسپولیس برانکو رو داشت.هم کلی جام داشتهم بازی داشت.اصن همه چیزای جذاب لعنتی بودن تا ما با کنکور به ملکوت بپیوندیم!!!!
الان هیچی ندارن!قحطی اومده!
پ.ن:نصفه شبی یادم اومد اعصابم خرد شد.-_-
واقعا این چجور تعزیه هایی هست ک تو ماه محرم اجرا میکنن ؟ 
خیلی بی کیفیت و مسخره اجرا میکنن جوري که بیشتر مضحکه خاص و عام میشن 
پارسال ی تعزیه رفتم شمر جا موبایلى داشت و شلوار جین آبی
حرمله ساعت داشت ،اون یکی کفش اسپرت قرمز پوشیده بود اصلا ی وضعی بود 
عجیبه که وقتی حالم بده باز هم می‌تونم به آدم‌ها بگم که نباید حالشون بد باشه! هزار بار بهتر و واقعی‌تر از همیشه حتی!
یه جوري که انگار هر چند خودت نمی‌تونی برسی اما می‌تونی بقیه رو برسونی؛ که هر چقدر پا بلند می‌کنی، گردن می‌کشی ببيني بالای ابرای سیاه چه خبره قدت نمی‌رسه اما دستاتو قلاب می‌کنی و مدام از بقیه می‌خوای برن بالا و منتظر نگاه‌شون می‌کنی تا از اونورِ ابرا بهت خبر بدن!

- چقد منه این کپشن؛ از هانی‌ه :))
عجیبه که وقتی حالم بده باز هم می‌تونم به آدم‌ها بگم که نباید حالشون بد باشه! هزار بار بهتر و واقعی‌تر از همیشه حتی!
یه جوري که انگار هر چند خودت نمی‌تونی برسی اما می‌تونی بقیه رو برسونی؛ که هر چقدر پا بلند می‌کنی، گردن می‌کشی ببيني بالای ابرای سیاه چه خبره قدت نمی‌رسه اما دستاتو قلاب می‌کنی و مدام از بقیه می‌خوای برن بالا و منتظر نگاه‌شون می‌کنی تا از اونورِ ابرا بهت خبر بدن!

- چقد منه این کپشن؛ از هانی‌ه :))
علمی: 
۱. اگر میزان وجود ادمهای خفن و پیش رو بودن در زمینه های علمی را در ایران (شریفی که من ۵ سال پیش دیدم) ۳۰ در نظر بگیریم.در سایر نقاط خفن جهان ۷۰ در نظر بگیریم.در دانشگاهای خفن امریکا یا شهرهایی که حالت جذب کننده برای افراد خفن دارند میتوان ۹۰ در نظر گرفتیعنی اینقدر ادم خفن از شرکت های مهم ببيني و اینقدر خود شرکت های مهم را ببيني و اینقدر در سخنرانی های تعیین کننده مسیر علم شرکت کنی که fresh ترین حالت علم را ببيني
منظور این حرف نیست که م
گاهی اوقات یه توصیه هایی میشنویم
سر بزنگاه ها
 اما با عقل کل بودن و پرستیژ همه دانی گارد میگیریم
یه شرایطی میشه که الا و لابد باید اون کارو انجام بدی تا ته خط بری
شکست بخوری
بعد اسلو موشن بری و به اون توصیه یکبار گوش کنی و ببيني وووو چه دقیق بود!
دعا میکنم هیچ وقت از این توصیه ها به آسونی رد نشید و اون لحظه ها خدا بادِ پرستیژتونو یه جوري خالی کنه که ناگزیر شش دانگ گوش بدید!
#افسرمولا
#پیچ
#ساده_رد_نشو
امروز رو می‌خوام شبیه اون تصویری که همیشه از خود ایده‌آلم تو ذهنم دارم زندگی کنم؛ اون اگه بود الان چیکار می‌کرد؟ تایم دوش گرفتنش رو کاهش می‌داد که به کدوم کارش برسه؟ سر کلاس چه جوري گوش می‌داد؟ چه فیلمی می‌دید؟ با آدم‌ها چه جوري صحبت می‌کرد؟ چی می‌پوشید؟ شبیه اون تصویری که همیشه فکر می‌کنم آب و کاغذ رو کم‌تر هدر می‌ده.
و هزار تا چیز دیگه.
نتیجه‌ای هم اگه داشت، چه خوب و چه بد، شب میام و می‌گم.
شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند؟گره در روح و روانت به جهانت بزند؟شده در خواب ببيني که تو را قرض کند؟بروی وهْم شوی تا که تو را فرض کند؟شده در گوش تو گوید که تو را باز تو را.؟نشوم فاش کسی تا که شوم رازْ تو را.؟شده آغوش شود تا که هم آغوش شوی؟گره ات باز کند تا که تو خاموش شوی؟شده یک شب برود تا که روی در پی او؟که تو فرهاد شوی تا بشوی قصه او؟به همان حال بگویی که تو مجنون منیبه تو بیمار شدم تا که تو درمون منیشده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد؟گره ات کور شو
بزرگترین ثمره ی  زندگی کردن در این دار فانی،تاثیرگذار بودن است!همین که یقین داشته باشی اگر در این دنیا نبودي،این دنیا لنگ میزد و بی شک چیزی کم داشت!
غبطه میخورم به تو که توانستی برای میلیون ها آدم این دنیا را دلنشین و قابل تحمل کنی!
غبطه میخورم به تو که تک تکِ ثانیه های تنهایی آدم ها را به هم وصل کردی و چه وصالی بهتر از این؟!
 
+اگر صدا بغل کردنی بود،بی شک صدای تو جزو اولین کاندیدها برای در آغوش گرفتن بود!
 
دانلود آهنگ جدید ایوان بند به نام چهل گیس
اهنگ جدید شنیدنی و زیبای ایوان بند به اسم چهل گیس را می توانید دانلود نمایید و بشنوید
ترانه: حدیث دهقان, تنظیم: مصطفی مومنی
Download New Music Evan Band – Chehel Gis
متن شعر و ترانه آهنگ چهل گیس با صدای ایوان بند
ای جان لیلی میخوامت خیلی هرسی بی طاقتم به تو بد عادتم تو به من بی میلی
ای تو ماه از من جون بخواه از من میدونم غلطه ولی خاصیت عشقه واست مردن
عاشق نبودي دلت هری بریزه واسه اونکه عزیزه نفست بره راحت
عاشق نبودي که ای
واقعااااا بعضیا چه فکری میکنن تو مراسم ختم مامان بزرگ آدم .یکی رو میارن آدمو ببینه و به فکر_خیر سرشون _امر خیرن؟؟؟
من هیچ موقع فحش نمیدم ولی در این حالت فقط میتونم بگم تف!
اه.
من با صورت پف کرده و چشمای کاسه خون دارم زاااار میزنم.تو اومدی چیو ببيني لعنتی؟
فک کردی چی؟
شعور نداری .فرهنگ نداری.آدم باش.
تیپ سیاه زدی اومدی بدبختیامونو ببيني؟مسخره .
درد داره ببيني تو همه چیو داشتیو استفاده نکردی.از استعداد تا پول تا حمایت تا روان اروم.و حالا.
حالا تنها چیزی که میمونه یه دنیاااا حسرتو آهِ
بعضیا خیلی بی لیاقتن.تو مغزشو داشتی.یه مغز که توان موفق شدنو داشت راه و رسمشو بلد بود فکرشو داشت. تو هیچی کم نداشتی.ولی اخه لعنتی چرا نمیخوای برگردی؟ چتهههه تو هاااان.دردت چیهههه که اینجا افتادی.چه قدر کم عقلی.
یعنی میشه برگشت به روزای اوج؟ولی اخه دنده عقبی نیست.فقط‌میمونه یه چیز.
 
نمی دانم چرا در فصل غمها ،مانده ای تنهاگذشته کاروان دل، چرا جا مانده ای اینجامگر عاشق نبودي تو ،خراباتی نبودي توکه در خمخانه مستی، تو ماندی وغمی والانه شوری در سرت مانده، نه سودای وصال یارغمین وخسته ماندی تو، میان سیل ماتم هااز این مردم تو رنجیدی به روی عشق خندیدیبه طعنه این سخن گفتی، چه شد مهر ووفا مارابه دنیا ناسزا گفتی زرنج وغصه نالیدیمگر عاشق نبودي تو، در این شط شب رویادلت را شاد کن ای یار، بیا یکرنگ وصادق شوکه در این معرکه عشق است ومن ی
بسم الله الرحمن الرحیم
 
بعضی موقع ها بعضی دعاها عجیب میچسبن.
مثل زیارت جامعه کبیره ی حرم امام رضا.
 
بشینی و ببيني امامِ هادی عجب گوهر گرانبهایی رو برامون امانت گذاشتن.
بخونی و ببيني که قرآن و عترت چطور توی فرازهای این دعا چفتِ هم شدن، اونجاهایی که میگه
و ایاب الخلق الیکم .
و اشرقت الارض بنورکم .
 
توی قرآن مگه اینا منتسب به خدا نبود؟
الله اکبر!
 
بخونی و ببيني فرازهاش توی قران چطوری اومدن و اهل بیت عجب مخلوقاتی ان. تفاوتشون هم با خدا عجیبه.
من فکر میکنم حتی اندوه هم باید هم شأنِ دلت باشد!به عمق ِ چشم هایت و زیبایی لبخندت! من فکر میکنم اندوه ها هم نقاب دارندو گاهی باید غمت را بی نقاب ببيني.ببيني این غم،اندازه ی بزرگی دلت هست؟ به زلالی ِ اشک هایی که برایش ریختی هست؟گاهیدلت را ببر پشتِ پنجره ی رو به خیابان و بتکانش.
مدتها بود که زندگی روی خوشش را نشانم داده بود. مستی با ح و تازگی‌ها اع و عیش مدام و کارهای ممنوعه. سیر شده بودم و جوري به نخواستن رسیده بودم. و درست همانجا که حس کردم مرز خواستنی‌ها را رد کرده‌ام اولش با ح شروع شد که با شخص دیگری مشغول شد و مجددا حس تمامیت خواهیم رد تحریک کرد و بعد از آن و سهمگین‌ترش خبر امروز میم بود که عاشق یک ترنس شده است. خب دیگر من آن یونیکی نبودم که گمان می‌کردم و میم هم اظهار کرد که هیچ‌گاه یونیک نبودي و هیچ‌گاه هیچ‌کس
می‌گم این هم دانشکده‌مون!می‌گه این‌ها چیه؟می‌گم‌ دوتا از بچه‌های دانشکده بهمنِ دو سال پیش توو هواپیمای تهران-یاسوج سقوط کردن و فوت کردن. به یادشون درخت کاشن توو دانشکده‌مونمی‌گه کاش هرکی فوت می‌کنه به یادش درخت بکارنمی‌گم ولی خب اینطوری هم بد می‌شه، درخت می‌بینی یاد آدم‌هایی که از دست دادی میفتی. همین خوبه که تک و توک باشه و همه‌گیر نشه. کلا هرچیزی تووش دست زیاد بشه خوب نیستمی‌ره سمت حوضمی‌گم فرض کن سیگار ببيني یاد طلاق بیفتی، خو
مدتها بود که زندگی روی خوشش را نشانم داده بود. مستی با ح و تازگی‌ها اع و عیش مدام و کارهای ممنوعه. سیر شده بودم و جوري به نخواستن رسیده بودم. و درست همانجا که حس کردم مرز خواستنی‌ها را رد کرده‌ام اولش با ح شروع شد که با شخص دیگری مشغول شد و مجددا حس تمامیت خواهیم را تحریک کرد و بعد از آن و سهمگین‌ترش خبر امروز میم بود که عاشق یک ترنس شده است. خب دیگر من آن یونیکی نبودم که گمان می‌کردم و میم هم اظهار کرد که هیچ‌گاه یونیک نبودي و هیچ‌گاه هیچ‌کس
بچه ی این و اونو التماس میکرد بهش یه دیقه تبلتشونو بدن بازی کنه. گوشیم داشت میترکید قد یه مولکول جا نداشت. هرچی داشتم حذف کردم براش بازی دانلود کردم گوشیمو دادم دستش. یه جوري لپمو بوسید که هنوز گزگز میکنه :| یه جوري دم گوشم با شوق داد کشید "اسم تو چرا فرشته نیست؟" که گوشم هنوز داره سوت میکشه :| حاجی فرشته چیه؟ به نظرش هرکی بهش گوشی بده باهاش بازی کنه جزء ملائکه ست -_-
فهمید دارم میرم یه جوري بغض کرد بغض کردم. موندم. موندم ولی من فقط سالی نهایتا پنج س
از اونجایی که میدونستم رستاک تاثیر زیادی تو فاز غم گرفتنم داره به خودم قول داده بودم تا یه مدت گوش ندم بهشدیشب سارا یه آهنگ از اشوان فرستاد  :|||| دهنش سرویس. قفل شدم روش دیگه
اول اینکه فرستادمش واسه اون عوضی
صبح چشمام باز نشده پلی کردم باز
اونم که هنو سین نزده
ته واکنشش یه "هوم"عه دیگه به هرحال
.
.
کاش میشد یه زندگی اجتماعی جدید برا خودم جور کنم
.
.
تو بلد نبودي این آدم مغرور و
نبودي جاش یهو بندازتت دور و  (انقد جذاب میگه بننندازتت دور :|  )
.
.
دیشب
وقتی شاد و خرم هستی به ژرفای قلبت نظر کن تا ببيني که این قلب همان است که تو را غمگین کرده بود. و هنگامی که غم بر تو چیره شده است باز در قلب خود نگاه کن تا ببيني که به راستی در فراق آنچه قلبت را از شادی پر کرده بود گریه می‌کنی. بعضی گویند شادی از غم عظیم‌تر است. بعضی گویند چنین نیست، بلکه غم بر شادی چیرگی دارد. اما من با تو می‌گویم که غم و شادی از هم جدایی‌ناپذیرند. آنها با هم نزد تو می‌آیند و هنگامی که یکی از آن دو در کنارت نشسته است، بیاد آر که آن
اگر گلی وجود داشت که صلح هدیه می کرداگر دختری وجود داشت که آتش به پا می کرداگر پسری وجود داشت که خاطره اش از جنس جنگ بوداگر سرزمینی همه اینها را با هم داشت، و اگر جنگ و صلح به آرامش برسند.اگر سرنوشتی وجود داشت که خالق، و در عین حال مخلوق همه چیز بود.اگر شش نفر به پا خیزند.و یک فائقه برگزیده شود.آنگاه:به پایان آید این دفتر، حکایت همچنان باقیست.زندگی هرگز نمی میرد، اگر چه امروزش فانیست.
--*-*-*-*-*-*-*-*-*
این چند خط مقدمه ای بود بر بچه عزیزم، ا
دلم برای نوشتن، خواندن و خوانده شدن تنگ شده انگار!
پ.ن.۱ دلم برگشتن و از نو شروع کردن می خواد، ولی چون منتظر شروعی متفاوت هستم؛ این امر کماکان به پشت ِ گوش ِ مبارک  انداخته میشه، جوري که شاید هیچ وقت برگشتنی در کار نباشه! 
پ.ن.۲ امتحان پست قبل که اونطور مسرورانه در موردش نوشته بودم؟ یک سوال داشت، اون رو هم اشتباه جواب دادم!! :/ :))
سلام 
به وبلاگ من خوش اومدین. به وبلاگ تمشک. مضمونش دلنوشتس اما گاهی  مطالبش هیچ ربطی به دلنوشته نخواهد داشت.
میتونم این جوري شروع کنم: من فاطمه هستم.۱۷سالمه و عاشق نوشتنم و همیشه در هر جایی که باشم مینویسم .کتاب خوندنو خیلی دوست دارم.
امید وارم بتونم مطالب خوبی رو منتشر کنم.
♫♫
داری باعث میشی دوریت چند روزو چند سال شه♫♫که من هر چی بخونم همه میگن فالشه♫♫حال خوندن ندارم من سازم اصلا کوک نیست♫♫نیستی و به این نبودت هیچکسم مشکوک نیست♫♫داری باعث میشی خونه بعد تو متروک شه♫♫که دلم به بودنه اون خاطرات مشکوک شه♫♫
من غرورمو فروختم به نبودت چند وقت♫♫تو نبودي که ببيني روحیم از دست رفت♫♫داری باعث میشی دوریت چند روزو چند سال شه♫♫که من هر چی بخونم همه میگن فالشه♫♫حال خوندن ندارم من سازم اصلا کوک نیست♫♫نیستی و به
داستان از اونجایی شروع می‌شه که بالاخره بعد ازسه ماه برنامه‌ریزی و عقب افتادن برنامه به خاطر سفر، مامانت می‌گه که خب دیگه خونه‌ایم، می‌تونی اینژ رو دعوت کنی. و یهو به خودت میای و می‌بینی که کوچک‌ترین علاقه‌ای به دعوت کردنش نداری، با اینکه خیلی دوسش داری.
یا شاید از قبلش، وقتی که بعد از ظهر تو روستا از خواب بیدار می‌شی و صدای دستگاه هم‌زن رو می‌شنوی و بوی خمیر رو حس می‌کنی. و یاد دو سال پیش می‌افتی که تو همین شرایط احتمالا می‌دوییدی بر
من تورو میخوام هیچ قیمتی نیست که از دستت بدم راحتتا حالا نبودم تو عمرم من تو این حالتعاشق میمونم خیالت تخت از این بابتعاشق شدم
منو ببین محو نگات شدم دوبارهمنو ببین نگات واسم نذاشته چارهمنو ببین که واسم شب و روز نذاشتیمنو ببین انقد خوشگل نبودي کاشکیمنو ببین محو نگات شدم دوبارهمنو ببین نگات واسم نذاشته چارهمنو ببین که واسم شب و روز نذاشتیمنو ببین انقد خوشگل نبودي کاشکی
♫♫
دانلود آهنگ ماکان باند خیالت تخت
من تورو میخوام هیچ قیمتی نیست که از دستت بدم راحتتا حالا نبودم تو عمرم من تو این حالتعاشق میمونم خیالت تخت از این بابتعاشق شدم
منو ببین محو نگات شدم دوبارهمنو ببین نگات واسم نذاشته چارهمنو ببین که واسم شب و روز نذاشتیمنو ببین انقد خوشگل نبودي کاشکیمنو ببین محو نگات شدم دوبارهمنو ببین نگات واسم نذاشته چارهمنو ببین که واسم شب و روز نذاشتیمنو ببین انقد خوشگل نبودي کاشکی
♫♫
دانلود آهنگ ماکان باند خیالت تخت
صبح با یه حس بدی بیدار شدم.بازم خوابای عجیب و غریبی که یادم می اومد چندشم میشد.بازم چندجا زنگ زدم بابت سرویس و خبری نشد و نگم که چقدر دلم گرفته بود از همه چیز.امروز مامانم بعد دو هفته برمیگرده خونه و اومدم که دستی به سروروی خونشون بکشم.تا رسیدیم گوشیم زنگ خورد و وقتی طرف خودش رو معرفی کرد و شرایطش رو گفت کل مغزم قاطی پاتی شده بود که این از کجا و کی و چه جوري منو پیدا کرده.دقیقا همون شرایطی که ما میخواستیم رو داشت و قرار شد اون خانوم زنگ بزنه و هما
صبح بیدار بشی و این پیام و ببيني :))))))))))))))
مخصوصا اون مبداءش :)))))))))))))))))
 
 
درسته از دستت زیاد عصبیم و حرص میخورم و باهات کارها خواهم داشت [ایموجی چپ چپ نگاه کردن] ولی ذوق مرگ ترینم :))))))))))))))))))))) یعنی خیلییییییییااااااااا :))))))))))))
مرسی خوشگلم :)))))))))  (نیاز نیست که یاداوری کنم خوشگل معادل چیه ؟! [ایموجی چشم]  )
دانلود آهنگ جدید ایوان بند به نام چهل گیس
ترانه: حدیث دهقان, تنظیم: مصطفی مومنی
Download New Music Evan Band – Chehel Gis

دانلود آهنگ با کیفیت 320
دانلود آهنگ یا کیفیت 128
متن آهنگ چهل گیس ایوان بند
ای جان لیلی میخوامت خیلی هرسی بی طاقتم به تو بد عادتم تو به من بی میلی
ای تو ماه از من جون بخواه از من میدونم غلطه ولی خاصیت عشقه واست مردن
عاشق نبودي دلت هری بریزه واسه اونکه عزیزه نفست بره راحت
عاشق نبودي که این حالو بدونی اینکه حتی بمونی دلم تنگ بشه واست
زیبای چهل گی
♫♫
داری باعث میشی دوریت چند روزو چند سال شهکه من هر چی بخونم همه میگن فالشه
♫   ♫   ♫   ♫حال خوندن ندارم من سازم اصلا کوک نیست
♫   ♫   ♫   ♫نیستی و به این نبودت هیچکسم مشکوک نیست
♫   ♫   ♫   ♫داری باعث میشی خونه بعد تو متروک شه
♫   ♫   ♫   ♫که دلم به بودنه اون خاطرات مشکوک شه
♫   ♫   ♫   ♫
من غرورمو فروختم به نبودت چند وقت
♫   ♫   ♫   ♫تو نبودي که ببيني روحیم از دست رفت
♫   ♫   ♫   ♫داری باعث میشی دوریت چند روزو چند سال شهکه من هر چی بخو
داشتم فکر میکردم مادامی که جوري عمل میکنیم که گویی "ظلم بد نیست و ظلمی که دارد به ما میشود بد است" این حرکت لاک پشتی ادامه خواهد داشت. بعد، یادم افتاد داریم جایی زندگی میکنیم که یک عده فکر میکنند "اصلا ظلمی که دارد به ما میشود هم بد نیست. خوب هم هست. به صلاح ماست".
دو روزی بود دخترم تب داشت و بهش بروفن و استامینوفن میدادم و جواب می داد براش 
از عصرش شوهرم و دایی ش که تازه از شهر دیگه اومده بود خونه شون رفته بودن بیرون .سر شب باز دخترک تب کرده بود و بهش استامینوفن داده بودم ساعت ده و ربع دیدم تبش پایین نمیاد باز ده و ربع بهش بروفن دادم و ساعت یازده باز تب داشت با توپ پر زنگ زدم بهش که من و بچه تب دار رو گذاشتی و کجا رفتی آخه 
یازده و نیم اومد خونه و دخترک رو بردیم اورژانس بیمارستان.اونجا تبش کشیده بود پایین و
خیلی وقت ها پیش میاد که توانایی جسمم برای کارایی که میخوام انجام بدم کافی نیست، معمولا با یه حال شوخی طوری که یکم کلافگی هم توش داشت از ذهنم میگذشت که خدایا این قسمت "ارحم ضعف بدنی" دعای جوشن کبیر رو برا من گفتی مثل اینکه!توی سفر ،دوباره یه موقعیت این مدلی پیش اومد، اینبار نمیدونم چی شد که از ذهنم اومد رو زبونم و گفتمش؛یه عزیزی کنارم بود و شنید، یهو خیلی جدی برگشت بهم نگاه کرد و گفت به جای این، همش بگو "قو علی خدمتک جوارحی" !خیلی چسبید حرف و نگاه
دانلود آهنگ مسعود صابری یه جوري میخوامت
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * یه جوري میخوامت * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , مسعود صابری باشید.
دانلود آهنگ مسعود صابری به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Masoud Saberi called Ye Joori Mikhamet With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه مسعود صابری به نام یه جوري میخوامت
یه جوري میخوامت که فکرشم نمیکنی افتادم تو دامت داری دیوونم میکنییه جوري وابستت شده ا
شیطون ظاهرا" خیلی خدا را دوست داشت
و خیلی خیلی او را می پرستید
و در دربار او یکه تازی می کرد
خدا آدم را اختراع کرد و بر سر شیطون هوو آورد 
شیطون مزدش را گرفت
آدم سوگلی شد
شیطون حال آدم گرفت
خدا حالشان را گرفت و 
آدم به زمین آمد 
خدا فرمانی داد و هابیل درست عمل کرد
قابیل با بیل زد تو سر هابیل
هابیل مزدش را گرفت 
روزگار دست قابیلی ها بود 
تا اینکه همه جا قابیلی شد 
خدا به نوح دستور داد کشتی بسازد و همه را سوار کند
نوح به خدا گفت همه چه جوري سوار بشن
مثل شخصیت جابر توی یکی از داستانهای هزار و یک شب تنهاییم شده بودم، از همان قصه ها که بداهه برای رفقای نوجوانیم تعریف می کردم و زنجیره آخر را نیمه کاره رها می کردم تا ترغیب بشوند برای روز بعد. جابر نسیان داشت و چون نسیان داشت نمی توانست پادشاه بشود و چون نسیان داشت یک روزی یادش رفت که اسمش جابر است و توی بیابان سرگردان شد. آن شب وقتی از سینما  آمدم بیرون و سریع از کنار تو گذشتم و خواستم بروم به سمت راه خروجی، شبیه جابر همه چیز از خاطرم رفت. نمید
من نمی دونم دوست داشتن چیه که هر بار یکی رو دوست داشتم دنیا گفت به درک!یه دیوار بلند کشید جلوم و گفت حق حرف زدن نداری، حق بغل کردن، حق بوسیدن!یه خط قرمز کشید جلوی پام و گفت از این جلوتر نمی تونی بری!من نفهمیدم دوست داشتن چه گناهی بود که همیشه خدا، دنیا بهم گفت استغفرالله، توبه کن!تو بگو چطوری وقتی بارون داره یک ریز میباره قطره های آب رو از روی لباسم پاک کنم!اون روز که داشتی حرف میزدی و به روبرو خیره شده بودی ترسیدم رد نگاهت رو بگیرم. نمی ترسیدم ک
دلم میخواد یه شب بشینم برات حسابی غر بزنم
ولی انقد خسته ام که هنوز شروع نکرده خوابم میبره
صدالبته دیگه شک دارم به اینکه صدامو بشنوی
یه جوري شده که انگار منی وجود نداره
یه جوري که دیگه دلم نمیخواد حتی حرف بزنم باهات.حرف معمولی
این همه تفاوت.چرا؟
میدونی چیه؟
خر ما از کره گی دم نداشت. شما که بی خیال مایی
منم بی خیال غر زدن میشم
.
کارها و جمع کردن وسایل تقریبا تموم شد. ولی باید پذیرایی رو ببيني بس که شلوغه :/ یه ماشین فردا صبح میاد دم خونه  تا وسایل رو بار بزنه. قراره مبل دو نفره راحتیه رو هم ببریم. فکر نکنم چیزی جا مونده باشه از وسیله ها. اصلا فکرشم نمیکردم اینجوري باشه داستان شاید اگه میدونستم خودمو وسط نمینداختم :دی ولی دیگه شده و مهام خب وسیله لازم داشت. دلم برای کتاب خوندن کارکردنم تنگ شده انگار خیلی وقته هیچکار نکردم :( خیلی این فکر ناراحتم میکنه. دلم میخواد زودتر بر
شیطون ظاهرا" خیلی خدا را دوست داشت
و خیلی خیلی او را می پرستید
و در دربار او یکه تازی می کرد
خدا آدم را اختراع کرد و بر سر شیطون هوو آورد 
شیطون مزدش را گرفت
آدم سوگلی شد
شیطون حال آدم گرفت
خدا حالشان را گرفت و 
آدم به زمین آمد 
خدا فرمانی داد و هابیل درست عمل کرد
قابیل با بیل زد تو سر هابیل
هابیل مزدش را گرفت 
روزگار دست قابیلی ها بود 
تا اینکه همه جا قابیلی شد 
خدا به نوح دستور داد کشتی بسازد و همه را سوار کند
نوح به خدا گفت همه چه جوري سوار بشن
خوش گذشت. چهار نفر بودیم و از عصر پنجشنبه تا ساعت دو و سه صبح جمعه را پای ساکر گذراندیم. بردیم، بردیم، بردیم، بردیم، بردیم، بردیم، باختیم، بردیم، باختیم، باختیم، باختیم، باختیم. سوار شدم. استارت زدم. یکی از آن سه نفر را تا خانه‌اش رساندم و تا خانه در خواب و بیداری راندم. روی تخت دراز کشیدم. خوابم نمی‌بُرد. غلت زدم به چپ. پتو را کنار زدم. سردم شد. پتو را کشیدم. گرمم شد. غلت زدم به راست. پشتم در مواجهه با هوای آزادی که از پنجره می‌آمد یخ کرد. غلت ز
یه حس هایی هست .
نه میشه راجع بهشون با کسی حرف زد .
نه میشه تو دل نگهشون داشت حتی!
نه حتی تر واسه خود آدم واضحن!

یه جور مثل یه مااار بلند میپیچه تو سراسر مغز آدم.نه میدونی اون لحظه کجای ذهنتو نشونه گرفته.فقط میدونی به هرچی فکر کنی اون مار پرپیچ و خم لعنتی از اونجا میگذره و نیش خودشو به خاطره هات و فکرات فرو میکنه .و از همشوووون یه نقطه سیاااااه.یه عالمه چیز منفی درمیاره .و میاره جلو چشم آدم!و اگه اینکارا رو انجام نده.یه جوري فکراتو پوچ ن
آخرش یک نفر از راه می رسد که بودنش ؛
جبرانِ تمامِ نبودن هاست ، جبرانِ تمامِ بی انصافی ها و شکستن ها .
یکی که با جادویِ حضورش ، دنیایِ تو را متحول می کند .
جوري تو را می بیند ، که هیچ کس ندیده ، جوري تو را می شنود ، که هیچ کس نشِنیده ، و جوري روحِ خسته ی تو را از عشق و محبت ، اشباع می کند ؛ که با وجود او ، دیگر ، نه آرزویی می مانَد ، برایِ نرسیدن و نه حسرت و اندوهی برای خوردن .
بعضی آدم ها ، خودِ معجزه اند . انگار آمده اند تا تو مزه ی خوشبختی را بچشی ، آم
خیلی عجیبه در حد پیشنهاد بود و فکر نمی کردم بشه !
مدیر موافقت کرد یه ربع آخر یکشنبه هارو از معلم ها بگیره تا کتابخوانی داشته باشیم،کتاب سلام بر ابراهیم1 و 2
راوی هم قراره خودم باشم،برای پایه های7،8،9 دخترونه
دارم فکر میکنم چه جوري بخونم جذاب تره و برای بچه ها دلنشین تره.آقا ابراهیم جونم خودت کمکم کن،همه رفیقا و بچه محلا و هم سنگریات میگن کارات اخلاص داشت،منم میخوام بچه ها بشناسنت با همین نیت پس کمکم کن خیلییییی کمکم کن
متن آهنگ دروغه از مازیار فلاحی(آهنگ دروغه از آلبوم قلبی یخی مازیار فلاحی)همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستیهمه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی، دروغهچجوري دلت می اومد منو اینجوري ببينيبا ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببينيهمه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که دروغه

ادامه مطلب
میخوام سرمو بکوبم تو دیوار
میخوام‌ طرفو پیدا کنم، خرد و خمیرش کنم
مرتیکه بی شرف
گوه تو روح آدم طرح بی ناموس
آخه دیوث، تو این همه خوردی، بس نبود
نتونستی ببيني یه جوون داره یه کار نو میکنه
رفتی ازش کپی کردی، ریدی تو بازارش
خاک تو سر بیشعورت کنن، کثافت
حیف من که به تو گفتم همکار
خاک بر سر من که گذاشتم تو بیای اینجا ببيني من چیکار میکنم
چقدر ادم حریص
چقدر ادم پست
یه روزی، یه جایی که فکرشو نمیکنی، دهنتو سرویس میکنم
کینه‌های من شتریه، تا تلافی
تو وضعیتی بسر می‌برم که هیشکی دوسم نداره. البته احتمالا غیر از میم.نگران دلشونم، دل تک به تکشون، که الان کی اون توه. و بقول مادرجون پوووف. زیادی باورت شده بود که زمانی تو اون توها بودی. نه بابا جون تو از ابتدا برای هیشکی هیچی نبودي.
این مترو هم برای ما شده مث نمیتونم چیزی مثال بزنم. حالا تعریف کنم خودتون متوجه میشید.
دیروز تو شلوغی و بزن بی مترو صورت یه خانم تو فاصله 20 سانتی متری از چشام قرار داشت.جوري که این خانم کرم مالیده بود به صورتش و کلی چیزای دیگه که دقیقا مصداق لولو به هلو بود. این خانم پیاده شد و چن ایستگاه بعد یه نفر گلدون به دست وارد شد. با دیدن گل اولین چیزی که از دهنم دراومد که " این طبیعیه؟؟" و ظاهرا طبیعی بود.اما چطور .روی گل به اون خوشگلی و با طراوتی یه
چندین روز بود که منتظر بودم تا همدیگر را ببينيم. دیر رسید. سابقه‌ی دیر رسیدن داشت. من از دستش دلخور بودم. دلیلش هم این بود که علیرغم هماهنگی و نزدیک بودن محل قرار به خانه‌اش، 40 دقیقه منتظرش ماندم. توافق کردیم که برویم پارک. نشستیم و حرف زدیم. به غیر از بازیگر زن در سریال دارک، همه چیز را برایش تعریف کردم. در انتها حق را به من داد و پذیرفت. راه حلی نبود به جز پایان. سکوت مرگباری بین ما در جریان بود. نفس می‌کشیدیم و به دوردست خیره بودیم. پرسی
امروز یه عکس نوشته دیدم که خیلی برام جالب بود
نوشته بود:
 
گاهی نباش.!
خودت را بردار و کمی دور تر از قافله بایست
مدتی وجودت را از همه چیز دریغ کن
ببین چه کسی نبودنت را حس می کند؟!
چه کسی حواسش به حال و احوالات توست؟!
سکوت کن و منتظر بمان و ببین کدام بامعرفتی برای پیدا کردن تو،پس کوچه های تنهایی ات را زیر و رو میکند.
کدامشان نگرانت میشوند؟!
و اصلاً چه کسی برای نگه داشتنت به خودش زحمت می دهد؟!
اگر نبودي و دیدی آب از آبِ روزمرگی هایشان تکان نخورد،تع
X:اون دختره رضایی هم مثل توئه ،تو بیو اینستاش نوشته لشکر سلیمانی:/جانم فدای رهبر
من: لشکر سلیمانی؟ سردار سلیمانیو میگی؟
X:آره همون !
من: خب چه ربطی داشت الان؟!  من که تو بیو چیزی ننوشتم ، راجب رهبرو سردارم حرفی نزدم:/
X:لاله تو که اینجوري نبودي؟!
من:چجوري؟
X:همینجوري که الان هستی ،سخت گیر
من: xمگه تو قبلا منو میشناختی که اینجوري میگی؟ تو فقط اسم منو از زبون بقیه شنیدی :/
X:شل کن بابا ! تهش این ترم اینطوری :/ ترم بعدتم میبینیم چه فتراتی میکنی:/
من:
 
+هوم
بچه که بودم کوچیک ترین کاری هم برای مادر بزرگم انجام میدادم همیشه میگفت خیر ببيني مادر
حالا بعد گذشت چند سال فکر میکنم دعا هاش بر آورده شده
چون سمت هر کاری میرم تا بتونم تو اون کار موفق بشم
خیر میبینم.
#میلاد_میرشکار
دست من نیست شرایطم تاثیر دارن 
ID:instagram
@Milad_Mirshekar20
 
⭕️ جوابای من :
چه کتابی دوست داری بخونی و تا الان نخوندی؟فیه ما فیه مولانا
چه فیلمی دوست داری ببيني که تا حالا ندیدی؟پدرخوانده
چه موزیکی دوست داری گوش کنی که تاحالا نکردی؟
صدای بچه ام
کجا دوست داری بری که تا حالا نرفتی؟
کرمانشاه
کیو دوست داری ببيني که تاحالا ندیدی؟
نازنین
چی دوست داری بخوری ک تاحالا نخوردی؟
شیشلیک
چه لباس و چه رنگی دوست داری بپوشی که تاحالا نپوشیدی؟
حریر سبز رنگ. از اون سبز خوشکلا
چه شی ای دوست داری داشته باشی که تاحالا ندا
به این نتیجه رسیده ام که فارغ از اینکه آیا از نظرت، والدینت، رفتارها و حرف هاشون شایسته ی احترام و تکریم هست، آیا احترام را ازت خواسته اند و حق انتخابی در این زمینه داری یا نه، تو خودت عمیقا و قویا نیاز داری که بهشون احترام بذاری، گرامیشون بداری و بزرگشون بپنداری، جوري به حرف ها و نصیحت هاشون توجه کنی انگار که ارزشمند ترین رمز زندگی را دارن بهت میگن، جوري بهشون خدمت کنی و جلوشون خم و راست بشی انگار به مرشدت خدمت میکنی، و جوري بهشون محبت کنی
 از دوازده سالی که تو جبهه بود چندین بار مجروح شد تو گروه تفحص هم بود، یک پایش رو تو میدون مین جا گذاشت. یه جوري معلم اخلاقشون بود اگه کاری ازش میخواستی حتما انجام میداد ،‼️ شهید احسان حاجی حتملو و شهید غلامی از نیروهاش بودن صحبت کردنش آروم بود و خیلی شوخ طبع بود  با پای مصنوعی ورزش میکرد تو کوه نوردی بهش نمیرسیدیم ‼️ پشت سر کسی صحبت نمیکرد ولی هر حرفی داشت جلو طرف میزد با همه افراد نشست و برخواست داشت خیلی از لاتای گرگان تو تشیع پیکرش زار م
بچه که بودم کوچیک ترین کاری هم برای مادر بزرگم انجام میدادم همیشه میگفت خیر ببيني مادر
حالا بعد گذشت چند سال فکر میکنم دعا هاش بر آورده شده
چون هر کاری میکنم به اون چیزی که میخوام برسم
خیر میبینم.
#میلاد_میرشکار
دست من نیست شرایطم تاثیر دارن 
ID:instagram
@Milad_Mirshekar20
 
داشتم به خودم می‌گفتم عه عه. دوره طلا هم تموم شدا. حداقل تا مرحله ۳ دیگه کاری با کمیته المپیاد نخواهم داشت! بعد گفتم که واقعن دوره طلا کیفیتش از اون چیزی که انتظار داشتم کم‌تر شد! بعد همین جوري فکرام ادامه پیدا کردن، گفتم یه جایی بنویسمشون!
به هر حال! این نوشته خیلی پوینتی نداره که بخواید بخونیدش. حتّی نمی‌دونم که چرا دارم می‌نویسمش و چرا دارم این جا می‌نویسمش! D:
بگذریم!
ادامه مطلب
میدونید همیشه یه نگرانی هست
که نکنه .
در هر مسئله ای
این نکنه ارام و قرار نداره جز با یاد خدا که هر چی خودش صلاح بدونه
همون حرف همون دستور العمل ازتو حرکت .
واقعا حتما دلیلی داره که یه همچین جایی خدمت میکنم !
شاید این هم جزئی از روند تایید باشه
اما میتونم بگم تمام فکر ذکرم اصلا اینجا نیست .
کارمو خوب انجام میدم طوری که جای حرفی نمونه
این چند مدت چقدر اتفاقات پشت سر هم میفته
همین بعد از ظهر بود که به دوستم میگفتم که اصلا قابل مقایسه نیست
اگر
مهرماه هشتادوهشت وارد دانشگاه تهران شدم تا علوم ی بخوانم، در ی ترین زمان ممکن و در ی ترین دانشگاه کشور و شاید» ی ترین رشته!
محیط دانشگاه به شکل عجیبی ملتهب بود. دوقطبی ی بین دانشجویان و اساتید و جروبحث ها و دعواهای لاینقطع آن روزها که بعضا به کتک کاری هم می کشید، برکات بسیاری داشت. هرچند آسیبهایی هم داشت برای امثال من که در اوج خامی جوانی وارد این نزاعات شده بودند.
از دل گفتگوهای داغ و بزن بزن های گروهی و گلوپاره کردن ها
اگر تو نبودي نمیدانم هر روز برای چه کسی مینوشتمهر جلوه زیبا ناخوداگاه مرا به یاد تو می اندازدو لاجرم مرا با خود به اوج میبردسرنگون میسازد ، میخنداند و میگریاندایکاش لا اقل دستم را میگرفتیتا حرارت عشقم را درک کنیگرچه میدانم هرگز نمیفهمی چقدر دوستت داشتمو مشکل من اینروزها ، همین است 
تو چرا اینجوري هستی؟!
خدا شاهده یه بار دیگه این سوال مسخره بی سروته خنده دار کثافت رو ازم بپرسن جوري خودمو می کشم که بیشتر از خودکشی dead * پشماتون بریزه و همون قدر حمام خون !همون قدر وحشی!
همینم که هست !هیچ مشکلی هم ندارم!
 
*dead وکالیست گروه بلک متالmayhem  و morbidکه در سال۱۹۹۱ رگ(از مچ) هر دوتا دستشو زد گلوشو بریدو و در اخرم با شاتگان به پیشونی ش شلیک کرد
 
 
+باید اضافه کنم قبل از خودکشی جوري طرفو میکشم از فیلمse7enبدتر!
توی عکس یه آخر هفته ی دو نفره دیده میشد، دوتا خرمالو، دوتا موز، دوتا خوشه انگور، دوتا کروسان، چهارتا بیسکوییت، سس تا شکلات، دوتا لیوان چای و چند شاخه گل رز که زینت داده بود به آخر هفته شون. 
دلم خواست، این حال خوشِ دو نفره رو دلم خواست.
یارم کجایی؟ قراره با یه اتفاق جالب همدیگه رو ببينيم و منو یه دختر عاقل ببيني یا اینکه قراره منو با کله شقی هام ببيني و عاشق همینی که هستم بشی؟ 
کسی قراره بهت معرفیم کنه؟ با دیدن کدوم عکسم دلتو بهم میبازی؟ 
نمید
اگر تو در این دنیای پست نبودي،می بوسیدمش میگذاشتمش کنار این سماط دون پرور را !
+ انتقامم را از دنیای پست خواهم گرفت آنگاه که مهربانی ببخشم و هیچ آدمی را پست و بی ارزش نکنم.هر چند ما آدم‌ها آیینه ی یکدیگریم. پست کردن دیگری در واقع تماشای پستی خودمان در آیینه ی اوست .
و تمام عزت و ذلت نزد توست . 
با مانتوی مدرسه،
می تونم از نرده های سرسره پارک آویزون بشم و خودمو بکشم بالا و بشینم اونجا و به بچه ها که توش موندن بخندم.
می تونم تو خیابون آدامسمو باد کنم.
می تونم ورجه وورجه ای راه برم و از پله ها بیام پایین.
می تونم وسط حیاط با آجر فوتبال بازی کنم و وقتی اومدم خونه ببینم ناخنم شکسته.
می تونم با آهنگایی که تو سرمون داره پخش می شه داد بزنم و از نگاهایی که با تعجب همراهن منزجر بشم.
می تونم جوري بدوم و بپرم که همه فکر کنن از زندان فرار کردم.
می تونم
بعضی‌ها چنان مَلک عذابند و از دور و نزدیک نیش می‌زنند که سر نمازها دعا میکنم خدایا مرا از اینها بگیر. دیگر چیزی از تو نمی‌خواهم. 
بعد از کربلا انگار آدم زودرنج تر میشود. آن همه نشاط و حس خوب ببيني و لمس کنی، بعد دوباره پرتت کنند توی لجن زار زندگی و این بار لجن ها را واضح تر ببيني، فاز دپرشن دست می‌دهد.
فکر می‌کنم خیلی بیشتر از اینها باید خون به جگر آدم شود تا کار ما و عالم درست شود.
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در ق
یه جوري اسم گذاشتم واسه پستم انگار اتفاق نادریه! :|
نود و نه درصد مواقع همینم!
.
عاشق رانندگی ام ولی از دنده عقب متنفرم!
.
دلم میخواد یه چیزی بنویسم که همه دچار سوءتفاهم بشن، و بعد بیوفتم دنبال آدمایی که برام مهمترن و از سوتفاهم درشون بیارم! ولی الان یه جوري شده که اصن دچار سوءتفاهم نمیشین! به یه شناخت نسبی رسیدین درحدی که تهِ تهش با خودتون میگین این دیوونه باز قرص آنتی قاطیشو نخورده!
.
آبجی آرام باز وبشو بسته
.
همه وبایی که فالو میکنم یه جوري درحا
معلم: کی داوطلب میشه این مسئله رو‌‌حل کنه ؟!
اولین نفر دستش رفت بالا.اسمش هاله ست،پارسال همکلاس نبوديم ولی اسمشو می دونم چون شاگرد اوله.
فرزانه : تو چرا دستتو نبردی بالا، اصلا چرا دیگه داوطلب نمیشی.
من: هیچی حوصله تخته رو ندارم.
+ راستشو بعداً تو حیاط گفتم به فرزانه.چند روز پیش شنیدم هاله تو راهرو داشت با رفقاش حرف میزد، درباره من، داشت میگفت این دختره فک کرده خیلی شاخِ پوزشو طوری میزنمسریع رد شدم که نشنوم ،که جوش نیارم ولی فرزانه همینق
امروز فرزانه زنگ زد گفت میای کافه بچه هام هستن؟گفتم چه عجب بلاخره از چالوس برگشتین؟ -_-
خلاصه وقتی داشت قطع میکرد آخرش گفت راستی فرزادم میاد، وای اونقد خوشحال شدم البته اونکه همیشه میاد ، خوشحال شدم چون می تونستم کادوشو بهش بدم :)))
وقتی رسیدم کافه دیدم به به بساط تولد مهیاست:))) فهمیدم دوباره تو کافه جشن گرفتن که منم باشم ، فرزاد گفت تو نبودي خوش نگذشت اصلا :))
دمشون گرم واقعا این خواهر برادر خیلی خوبن خیلی رفیقن واقعا.
خلاصه جاتون خالی خیلی خوش
مگر نه اینکه اولین ها همیشه ماندگارترند
پس چطور آخرین شب اردو را یادت به ماندگار ترین مبدل ساخت؟
من و خدا و تویی که نبودي و بودنت پررنگ تر از هر ظهوری ایفای نقش را برعهده گرفته بود
دارم میرم به جایی که ازش کوچ کردم
ولی
ادامه مطلب
گفت : هیچ وقت نمی تونم ولت کنم چون پیش تو خود واقعیم هستم
گفت : مسیر پر پیچ و خمی هست ولی جذابه
 
منظورمو فهمید و می خواست که برگرده و باشه مثل قبل
 
خوشحالم برمی گردی ستاره
 
نبودي زندگی زیادی بی رنگ و رو بود
زیادی جدی و زیادی سخت
 
خودش فکر می کرد من تصورم بهش عوض شده و از نظر من یه دختر بیهوده و سطحیه
بهش گفتم نظرم درباره ش عوض نشده گرچه واقعا تغییراتی کرده
وقتی آدما به هیچ صراطی مستقیم نیستنتو هم یه جوري باشکه نه محبت زیادیت بزنه زیر دلشوننه نامهربونیت بشینه تو ذهنشونیه جوري باش، اونجوري که دلت می خوادعاشق شواما عاشق چیزای قشنگدلتو یه جا اسیر نکنعشق، که فقط عشق زن و مرد نیستدور و برتو خوب نگاه کنیمی بینی خیلی چیزا هست واسه دوست داشتنفقط یادت باشههمیشه مغزتو با دلت تنظیم کنخودتو با خودت نه با هیچ کسکه اگه غیر از این باشه بازم یه جای کار می لنگه
خوشبختیو هیچ کس به هیچ کس نمی ده جز خودتاگه حواست
دانلود آهنگ و بسیار زیبای احمد سعیدی به نام وابستت شدم
متن آهنگ وابستت شدم از احمد سعیدی
این قدر چهرت پر احساس که دردمو میبره حسی که من دارم به تو از یک عشق ساده بیشتره این قد زیباست لبخندت که اخم منو میشکنه من خموشم اما مطمئنم که قلب تو روشنه واسه یک بار بشین به پای حرفم از ته قلبم تو رو می‌خوام وابستت شدم و به تو کردم عادت دیونتم عشقم تو باید مال من باشی‌ این قدر مهربونی که هیچ کی‌ نمیخواد از تو بگذره حسی که من دارم به تو از یک عشق ساده بیشتر
بسم الله 
دوست داشت بخوابد برای همیشه. دوست داشت خاک شود، خاک باشد. بی گذشته، بی آینده، بی هیچ اندیشه و فکر و احساسی ، فقط خاک. 
دوست داشت از خاکش درختی بروید . درخت احتمالا میوه های تلخی خواهد داشت. ولی اگر کمی صبر کنی لابلای آن همه تلخی مزه ای خواهی یافت شبیه خاطره ای مبهم، طعمی آشنا، تصویری که وقتی چشمانت را می بندی پشت تاریکی ها از جلویت رد می شود. شبیه یک زندگی. وقتی . وقتی زندگی نشد . 
 
شیطان مداوم در گوش کبری پچ پچ مینموداوعلاقه خاصی به شاهزاده وهابی سعودی داشت.امیرالمومنین منزل اومیبایست فردی پشکل مغزمیبودتابراحتی وبسادگی خرشودوهرکاری برایش انجام دهد.
شاهزاده سعودی علاقه وافری به حتک حرمت هرچیزی داشت این شاهزاده ازروی کینه و عداوت تصمیم می گرفت درکل دوست داشت هنگام عصبانیت سرهای زیادی راببردهرفردی که برعلیه اوانتقادمینمودبدنش تکه تکه میگردید.
شیطان درخانه کبری قصد داشت تخم فتنه رابوجودآورداومیدانست نسل کبری وشا
همین جوري که داری پیش میری
مطمئن باش برات ریدن 
راستی یه چیزی جدا از پست قبل بگم
جوري که تو منتظر اون اتفاق بزرگه هستی داره نشون میده خودتو سپردی دست باد 
هرجا که اون بره تورو هم همونجا خواهی رفت !
نمیگم اونو نادیده بگیر .
حتی اگر اتفاق نیفته هم چیزیه که جداقل 1 سال عمرت کل فکر و ذهنت به اون بوده . پایه و اساس خیالپردازیات بوده 
فقط ازش بگذر .
تو چالتو بکن 
حالا الان نه بعدا بالاخره بارون میباره !
اون موقع هست که قدر این وقت هایی رو که صرف چاله
سردبیر اتاق بغلی، صدای زیری داشت که اگر مخاطب صحبت‌هاش نبودي، از شنیدنش اذیت می‌شدی. مدل ابروهاش جوري بود که انگار همیشه خدا نگرانه. با این قیافه و صدایی که گاهی تنش بالا می‌رفت، خداروشکر می‌کردم که زیر دستش کار نمی‌کنم. سردبیر خودمون رو با وجود بوی همیشه بد دهانش دوست داشتم. حداقل اینکه آروم بود و هر از گاهی که از بغل میزم رد می‌شد با خنده می‌گفت چطوری خانوم فلانی؟» و قبل از اینکه جواب بدم، می‌رفت.سیستم عدالت و جزای دنیا برخلاف همیشه ا
امروز کسی را دیدم که در پس عینک آفتابی‌اش در نگاه اول شبیه تو بود. همان نگاه اول وجودم را لرزاند، یادت افتادم، دلتنگت شدم ولی نبودي!
نبودنت بر تمام جانم نشست. دوباره با خودم مرور کردم که چرا نگاه تو هیچ‌گاه قسمت من نشد! سهم من از این زندگی چیست؟
بی تو چیزی برایم دوست داشتنی نیست.
بیا.
تو چون چشمه سارانزلالی و جاریتو همزاد بارانتو از بطن خاکیدرختی شکفته تو سروی خرامانرسیده به خورشیدبه سر شور و امیدسراسر بهاراننشد صورت عشقبدون نگاهتبیاید در امکانسحر جان بیشهپر از عطر شبنمتو در پرده پنهانو من باز آرامنشستم کنارتولی گیج و حیرانکجا خواهد آمدکجا رفته اصلاچرا من غزل خوانتو را دوره کردم تو در من نبودي ؟در آن شور عریان
چند روزه می‌خوام یه چیز دیگه رو بنویسم، اما هی یه موضوعی پیش میاد که نوشتنش وابسته به زمانه و می‌خوام بگمش. 
جریان اینه که امروز زنگ اول ادبیات داشتیم. خدا رو شکر معلم خوبی به نظر می‌اومد. خوش‌رو، باسواد. گفتش که فردا روز گرامی‌داشت شمس تبریزه. کسی می‌دونه شمس کیه؟
همه کلاس گفتن شاعره. البته یه عده هم ساکت بودن و ایده‌ای نداشتن. و من همین‌جوري هاج و واج نگاهشون کردم که واقعا؟ واقعنننن؟؟؟!
معلمه هم گفت عجب! آثارش؟
خودتونو آماده کنید. حدس م
با همه فرق داره چشمای تو ایرانی اصله
دلبرم شیوه ی ناز تو به قاجاریه وصله
با همه فرق داره لبخند لبات جاذبه
داره صورت ماه تو حتی پیش ماه کم نمیاره
آخه جون دلمی جونمو بگیر هر جا که میخوای ببرش
اگه عاشقی اینه حقشه دلم هر چی که میاد به سرش
یعنی دل تو بگه هر جوري شده ناز عشقتو بخرش
آخه جون دلمی جونمو بگیر هر جا که میخوای ببرش
دیگه عاشقی اینه حقشه دلم هر چی که میاد به سرش
یعنی دل تو بگه هر جوري شده ناز عشقتو بخرش
با همه فرق داره چشمای تو انقد که نجیبه
خم
 
نسبت به وظایفش توجه داشت. مرد بسیار مهربانی بود. ممکن بود ده رو نیاید و وقتی می آمد گاه پنج شش کیلو وزن کم می کرد، ولی با اینکه از وجودش خستگی، در حد خستگی رو به مرگ می بارید، مع الوصف اصلا انگار نه انگار؛ شوخی می کرد، دلجویی می کرد، عین یک دختر می نشست می پرسید تعریف کن ببینم چه کار کردی؟ به کتاب هایش خیلی علاقه داشت.
هر وقت می رفت با خودش کتاب می برد. آخرین کتابی که قبل از شهادتش می خواند ارشاد شیخ مفید بود که در باره وقایع مربوط به ائمه [علیهم
من نمی‌دانستم او که بود. توییت‌هایش را دنبال می‌کردم چون سرطان داشت. سرطان متاستاتیک داشت و داشت زندگی می‌کرد. ایمان‌ش جذاب بود.
دنبالش کردم، بدون خواندن بیوی مختصرش و از روی عکس پروفایل‌ش. سرش بدون هیچ» مویی. 
و یکی از آخرین توییت‌هایش که از خبرهای بدی می‌گفت، ممکن بود فلج شود و این بیشتر از سرطان آزارش می‌داد. برایش چیزی نوشتم؛ ازش تشکر کردم و از چیزی گفتم که حالا می‌دانم کاملاً در موردش می‌دانست. 
امروز متوجه شدم از دنیا رفته‌ست.
 
مسعود صابری یه جوري میخوامت
دانلود آهنگ جدید مسعود صابری به نام یه جوري میخوامت
Download New Music Masoud Saberi - Ye Joori Mikhamet
 
متن آهنگ یه جوري میخوامت مسعود صابرییه جوري میخوامت که فکرشم نمیکنی افتادم تو دامت داری دیوونم میکنییه جوري وابستت شده این دل لامصب که هیچ کسی به غیر تو نمیاد به چشام اصلاای وای به چشماتو اون نگاه گیراتو اون قلب پر احساسو پاکتای وای به لبخندت این دل میشه هی تنگت نگم واست چه حسی دارم بهتای وای به چشماتو اون نگاه گیراتو اون قلب پر اح
 دو روز پیش به عنوان همراه بیمار رفتم اورژانس بیمارستان شاید از اینکه بگم من اورژانس رو خیلی دوست دارم تعجب کنید و یا فکر کنین من دیوونه ای روانی چیزی هستم :)  
خب من خودمم یه زمانی یه حس بدی به فضای بیمارستان و اورژانس داشتم همیشه اینا منو یاد مرگ و درد مینداختن . ولی حالا به دلایلی نظرم عوض شده و اورژانس رو دوست دارم اولین نکته درمورد اورژانس که برای من دوست داشتنیه آرامش کادر اورژانسه. با وجود همه ی شلوغیا ، اتفاقا، گاهی حتی داد و بیداد ها
 یه وقت هایی هست که فکرهای منفی میاد سراغت.فکر منفی هم که میدونی چیه! همون فکری که هیچ اثر مثبتی واست به ارمغان نمیاره، دیدت را تحت تاثیر قرار میده، بد وقت میاد و قصد رفتن هم ممکنه نداشته باشه.کم کم باعث میشه از یه ظرف ماست تو فقط موی داخلش را ببيني و توجهی به سفیدی ماست نداشته باشی.حاصل دوست نداشتنی است .خب، حالا می خوای چه کنی؟ می تونی مثل خیلی ها همین جوري پیش بری تا آخر عمرت، می تونی هم مثبت ببيني و مثبت فکر کنی. واسه این کار بعد از تصمی
آن روز یک روز بود مثل بقیه‌ی روزها. صبح بیدار شده بودم، یک ربع دل دل کرده بودم برای دل کندن از پتو. قبل مسواک زدن موهایم را شانه کرده بودم. قبل از اینکه صدای کسی بلند شود خودم مثل بچه‌ی آدم پله‌ها را دوتا یکی پایین رفته بودم و سر سفره صبحانه نشسته بودم.مثل بقیه روزها قبل از همه به ایستگاه رسیده بودم و قبل از ساعت هشت سرکلاس بودم. مثل بقیه روزها ناهار فلافل و نوشابه مشکی خورده بودم. و باز هم مثل بقیه روزها عصر، خسته و کوفته به خانه برگشته بودم.آن
مسعود صابری یه جوري میخوامت
دانلود آهنگ جدید مسعود صابری به نام یه جوري میخوامت
Download New Music Masoud Saberi - Ye Joori Mikhamet
 
متن آهنگ یه جوري میخوامت مسعود صابرییه جوري میخوامت که فکرشم نمیکنی افتادم تو دامت داری دیوونم میکنییه جوري وابستت شده این دل لامصب که هیچ کسی به غیر تو نمیاد به چشام اصلاای وای به چشماتو اون نگاه گیراتو اون قلب پر احساسو پاکتای وای به لبخندت این دل میشه هی تنگت نگم واست چه حسی دارم بهتای وای به چشماتو اون نگاه گیراتو اون قلب پر اح
مسعود صابری یه جوري میخوامت
دانلود آهنگ جدید مسعود صابری به نام یه جوري میخوامت
Download New Music Masoud Saberi - Ye Joori Mikhamet
 
متن آهنگ یه جوري میخوامت مسعود صابرییه جوري میخوامت که فکرشم نمیکنی افتادم تو دامت داری دیوونم میکنییه جوري وابستت شده این دل لامصب که هیچ کسی به غیر تو نمیاد به چشام اصلاای وای به چشماتو اون نگاه گیراتو اون قلب پر احساسو پاکتای وای به لبخندت این دل میشه هی تنگت نگم واست چه حسی دارم بهتای وای به چشماتو اون نگاه گیراتو اون قلب پر اح
مسعود صابری یه جوري میخوامت
دانلود آهنگ جدید مسعود صابری به نام یه جوري میخوامت
Download New Music Masoud Saberi - Ye Joori Mikhamet
 
متن آهنگ یه جوري میخوامت مسعود صابرییه جوري میخوامت که فکرشم نمیکنی افتادم تو دامت داری دیوونم میکنییه جوري وابستت شده این دل لامصب که هیچ کسی به غیر تو نمیاد به چشام اصلاای وای به چشماتو اون نگاه گیراتو اون قلب پر احساسو پاکتای وای به لبخندت این دل میشه هی تنگت نگم واست چه حسی دارم بهتای وای به چشماتو اون نگاه گیراتو اون قلب پر اح
 یه وقت هایی هست که فکرهای منفی میاد سراغت.فکر منفی هم که میدونی چیه! همون فکری که هیچ اثر مثبتی واست به ارمغان نمیاره، دیدت را تحت تاثیر قرار میده، بد وقت میاد و قصد رفتن هم ممکنه نداشته باشه.کم کم باعث میشه از یه ظرف ماست تو فقط موی داخلش را ببيني و توجهی به سفیدی ماست نداشته باشی.حاصل دوست نداشتنی است .خب، حالا می خوای چه کنی؟ می تونی مثل خیلی ها همین جوري پیش بری تا آخر عمرت، می تونی هم مثبت ببيني و مثبت فکر کنی. واسه این کار بعد از تصمی
 
البته که نمیشه راحت قضاوت کرد، اما گاهی دلم میسوزه برای اونی که به تو تکیه کرده، بهت انقد وابسته اس، بعد میبینم تو انقد فارغی!
نظرسنجی میذاری برای مصائب و موانع این وضعیت؟!
برای انتخاب؟!
انتخاب کی؟ انتخاب چی؟
وقتی حتی حاضر نیستی هزینه ای بدی برای درست انتخاب کردن! دنبال برده ای هستی که مخالف تو فکر نکنه! وقتی شأنی برای طرف مقابلت قائل نیستی. انگار تو مرکز عالمی و بقیه اقمار 
میخوای بقیه قلابی نباشن، اما به خودت نگاه کردی ببيني احیانا اون جن
دیروز از تهران برگشتیم ، تو اتوبوس عمه چندین بار حالش بد شد و لرز داشت ، بابا جلسه داشت برا خونه ، اسنپ گرفتیم ، اومدیم خونه ، تو راه هیئتای عزادهری زده بود بیرون عمه حالش خوب نبود ، من و مامان بردیمش بیمارستان شبانه روزی ، بیمارستانش به شدت کثیف بود ، شلوغ بود ، بعضیا گریه میکردن ، چشای یه دختر کوچیک پر از غم بود ، دکتر سر م نوشت ،صدای هیئتا تا داخل بیمارستان میومد
صبح بابا رفت بانک دنبال کار خونه ، یه صلوات انشالله حل بشه ‌
داداش صبح حال
من فدای تو میشم که با شنیدن صدای اون پیام بازرگانی که همه مامانشون رو صدا میزنن، از خواب بیدار میشی و میگی بله، و به دور و برت نگاه میکنی ببيني کدوم یکی از بچه هات صدات زدن! مامان عزیزم ^_^
 
ادامه عنوان: که تلویزیون رو خاموش نمیکنیم تا تو راحت استراحت کنی.
آخه جون دلمی جونمو بگیر هر جا که میخوای ببرش دیگه عاشقی اینه حقشه دلم هر چی که میاد به سرشیعنی دل تو بگه هر جوري شده ناز عشقتو بخرش 
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
با همه فرق داره چشمای تو انقد که نجیبه خم ابروی کمون تو یه شاهکار عجیبهخودت دیدی خاطرتت عزیز برام خیلی بی انداره دارم عاشقت میشم عجله نکن این اولشه تازهآخه جون دلمی جونمو بگیر هر جا که میخوای ببرش اگه عاشقی اینه حقشه دلم هر چی که میاد به سرشیعنی دل تو بگه هر جوري ش
آخه جون دلمی جونمو بگیر هر جا که میخوای ببرش دیگه عاشقی اینه حقشه دلم هر چی که میاد به سرشیعنی دل تو بگه هر جوري شده ناز عشقتو بخرش 
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
با همه فرق داره چشمای تو انقد که نجیبه خم ابروی کمون تو یه شاهکار عجیبهخودت دیدی خاطرتت عزیز برام خیلی بی انداره دارم عاشقت میشم عجله نکن این اولشه تازهآخه جون دلمی جونمو بگیر هر جا که میخوای ببرش اگه عاشقی اینه حقشه دلم هر چی که میاد به سرشیعنی دل تو بگه هر جوري ش
خیلی عجیبه در حد پیشنهاد بود و فکر نمی کردم بشه !
مدیر موافقت کرد یه ربع آخر یکشنبه هارو از معلم ها بگیره تا کتابخوانی داشته باشیم،کتاب سلام بر ابراهیم1 و 2
راوی هم قراره خودم باشم،برای پایه های7،8،9 دخترونه
دارم فکر میکنم چه جوري بخونم جذاب تره و برای بچه ها دلنشین تره.آقا ابراهیم جونم خودت کمکم کن،همه رفیقا و بچه محلا و هم سنگریات میگن کارات اخلاص داشت،منم میخوام بچه ها بشناسنت با همین نیت پس کمکم کن خیلییییی کمکم کن
پ.ن:مخاطبان عزیزم،پیش
انگلیسی‌ها ضرب المثلی دارند با این مضمون:
"کسی که فقط لندن را دیده باشد، لندن را هم نمیشناسد"
باید پاریس و رم و برلین را هم ببيني تا بتوانی بگویی لندن شهر خوبیست یا نه .
تک منبعی بودن انسان را متعصب و خشک بار می ‌آورد و عمق فهم را به طرز عجیبی کاهش مى دهد .
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب