نتایج پست ها برای عبارت :

نفرین خماموش

من کلا آدمی نیستم که وقتی مشکلی پیش بیاد بشینم به تسلیم شدن، یعنی عموما مدلم اینطوریه که پنج دقیقه غصه میخورم بعدش میگم خوب حالا باید چکار کنم؟ اما این چند روزه فقط غصه خوردم و دیگه یه موقع هایی حریف اشکهام نشدم. دیروز برای اولین بار یهو دیدم دارم نفرين میکنم! منی که اصلا تا حالا زبانم به نفرين باز نشده بود اصلا انگار میترسیدم از نفرين کردن، انگار تا الان خجالت میکشیدم از نفرين کردن، انگار نفرين کردن بهم نشون میده طرف چقدر بیچاره و مستاصل ش
تولستوی می‌گوید :ما نفرين شده ایم نفرين  برای انسان که در بهشت تن آسای  بیکار و شادمان بود او هیچ نگرانی از بابت تن اسایی اش نداشت . آسوده بود  و شادمان بدون ذره ای احساس ملال و بیهودگی آسودگی ای که با حرارت بوسه ی  لب های داغ و مرمرین حوا و رد دندان های آدم بر گوشت سیب ممنوعه نفرين شدچرخ در آسمان چرخید و تبعید خاکزادگان کافی نبود نفرين با آنان ماند و بعد از آن ما فرزندان نفرين  زهدان حوا را دریدیم و بر روی زمین آسمان را در آغوش گرفتیم.در
تنگو یکی از کتاب‌های جدیدش را باز کرد و شروع به خواندن نمود . کتاب در مورد فلسفه‌ی رمز و اسرار بود و جزئیات کارکرد نفرين‌ها را در جامعه‌ی ژاپن در طول قرن‌ها مورد بررسی قرار داده بود . نفرين‌ها در جوامع اولیه نقش مهمی داشتند . آنها برای اختلافات شدید و ناسازگاری‌های سیستم‌های اجتماعی ساخته شده بودند . به نظر زمان لذّت‌بخشی برای زندگی می‌رسید .۱Q۸۴ ( هاروکی موریکامی )
دارم می‌روم دادگاه تا شکایت از صاحبخانه‌ سابقه را برای استرداد ودیعه پی‌گیری کنم. او نه تنها تنها اندک دارایی‌ام را بالا کشیده  بلکه باعث شده از کار و زندگی خود  برای شکایت کردن از او بیافتم.این قضیه را به هرکس می‌گویم با توجه به شخصیت آرام و وضعیت بد اقتصادی من شروع می‌کند به نفرين کردن اما من در دل برای صاحبخانه و شخصی که ظاهرا از روی حق‌خواهی و دلسوزی، او را نفرين می‌کند دعا می‌کنم
ادامه مطلب
Malevolent 2018 1080p BluRay x264,دانلود رایگان فیلم Malevolent 2018,دانلود زیرنویس فارسی فیلم Malevolent 2018,دانلود فیلم ترسناک,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم سینمایی نفرين شده ۲۰۱۸ با دوبله فارسی,دوبله فارسی,دوبله فارسی فیلم Malevolent 2018,سایت دوستی ها,شکارچیان ارواح,فیلم Malevolent 2018 با دوبله فارسی,فیلم نفرين شده Malevolent 2018 دوبله فارسی,نفرين شده,
ادامه مطلب
معنا: دعا اگر بر علیهِ کسی باشد، اصطلاحاً نفرين (لعن) نامیده میشود. لعن و نفرين اگر بجا نباشد، اثر نمیگذارد و ممکن است تبعاتش، دامنگیرِ خود ما شود. به انواع نفرين و لعنت توجه کنید: 
1. نفرين حرام: لعنت مؤمن و کسى که مستحق لعنت نیست حرام است. مثلا الآن کسی زبانم لال مقام معظمِ رهبری را لعنت کند.
2. نفرين مکروه: نفرين به حیوانات. مثلا بگوییم خدا لعنت کند این اسب را که تند نمی‌دود! یا پشه را نفرين کنیم!!
3. نفرين جایز: لعنت به کافرین، ظالمین، و کسانى که
The Curse of La Llorona 2019 1080p BluRay,دانلود دوبله فارسی فیلم The Curse of La Llorona 2019,دانلود رایگان فیلم The Curse of La Llorona 2019,دانلود زیرنویس فارسی The Curse of La Llorona 2019,دانلود فیلم ترسناک,دانلود فیلم نفرين لیورونا 2018,دانلود قسمت ششم فیلم احضار 2019,دانلود کالکشن فیلمهای احضار,دانلود مجموعه فیلم احضار,فیلم سینمایی نفرين لیورونا ۲۰۱۹ دوبله فارسی,نفرين لیورونا,
ادامه مطلب
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
قطع: خشتی
نوع جلد: زرکوب
خرید با تخفیف ویژه کتاب نفرين بر ازدواج اثر ویلیام شکسپیر
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
برای خرید با تخفیف ویژه کتاب نفرين بر ازدواج اثر ویلیام شکسپیر یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.کتاب نفرين بر ازدواج اثر ویلیام شکسپیر
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و خرید با تخفیف ویژهمشاهده مطلب در کانال
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
قطع: خشتی
نوع جلد: شومیز
خرید با تخفیف ویژه کتاب نفرين پیرمرد سفید پوش 5 اثر بهروز واثقی
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
برای خرید با تخفیف ویژه کتاب نفرين پیرمرد سفید پوش 5 اثر بهروز واثقی یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.کتاب نفرين پیرمرد سفید پوش 5 اثر بهروز واثقی
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و خرید با تخفیف ویژهمشاهده مطلب در کانال
دانلود اهنگش
آسمان چشم او آیینه کیست
آن که چون آیینه با من روبرو بود
درد و نفرين، درد و نفرين بر سفر باد
سرنوشت این جدایی دست او بود
گریه مگن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دل های ما
با غم هم آشنا کرد
چهره اش آیینه کیست
آن که با من روبرو بود
درد و نفرين بر سفر
این گناه از دست او بود
ای شکسته خاطر من
روزگارت شادمان باد
ای درخت پر گل من
نو بهارت ارغوان باد
ای دلت خورشید خندان
سینه تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
آنچه کردی با دل من
قصه سنگ و سبو بود
من
ساعات اول را در بهت و حیرت محض گذراندم. توییت‌ها، خبرها، تسلیت‌ها و نفرين‌ها را یک به یک خواندم و هزار خنجر غم در قلبم فرو نشست. خودم اما لال شده بودم. حالا اشک‌هایم را ریخته‌ام و سکوت مرگ‌بار حاکم بر خانه کلافه‌ام کرده. آمدم شعری از شاملو بنویسم، آمدم خطی از براهنی، از رولان بارت، از اوون ویلسون بنویسم اما ننوشتم. که این واقعیت عریان را کی توان به قلم شعر و نثر در آورد؟ صورت شادان پونه، صدای پدر راستین، چشمان کاربر توییتری که سه روز پیش ن
دارم می‌روم دادگاه تا شکایت از صاحبخانه‌ سابقه را برای استرداد ودیعه پی‌گیری کنم. او نه تنها تنها اندک دارایی‌ام را بالا کشیده  بلکه باعث شده از کار و زندگی خود  برای شکایت کردن از او بیافتم.این قضیه را به هرکس می‌گویم با توجه به شخصیت آرام و وضعیت بد اقتصادی من شروع می‌کند به نفرين کردن اما من در دل برای صاحبخانه و شخصی که ظاهرا از روی حق‌خواهی و دلسوزی، او را نفرين می‌کند دعا می‌کنم
ادامه مطلب
داروی اپی نفرين تزریقی با نام آدرنالین نیز شناخته می شود. در این مطلب با کمک چند مجله معتبر پزشکی شما را با فواید، طرز استفاده صحیح و نکات مهم دیگر که لازم است بدانید آشنا می کنیم.
آدرنالین
اپینفرين تزریقی ۱ میلیگرم بر میلی لیتر
آمپول ۱ میلیگرمی: برای تزریق داخل ماهیچه ای، استفاده عضلانی، زیر جلدی و داخل چشمی
آمپول ۳۰ میلیگرمی: برای تزریق داخل ماهیچه ای و استفاده زیر جلدی
توضیحات:
آدرنالین محلولی شفاف، بیرنگ و استریل شده ای است که حاوی ۱ میل
✓ سکانس اول: یک روز با همه ی شور و شوق معلمی که اساسأ با نوسانات خُلقی ات کم و زیاد می شود، می نشینی  برای تدریسهای فردا ایده پیدا میکنی، طرح درس می نویسی، ابزارهای هرچند ساده برای آموزش ریاضی و‌علوم و بقیه درسها می سازی و‌.
✓ سکانس دوم: فردا در کلاس.هر آن چیزی که انتظارش را نداری بر سرت می آید.بدتر از همه این هست که دانش آموزانت کوچکترین وَقْعی برای ایده ها و طرح درس و ابزارهای من درآوردی و بدردبخور و گاهی غیر کاربردی ات نمی نهند و اینجا تا
Scooby-Doo and the Curse of the 13th Ghost 2019 1080p BluRay,اسکوبی دو! و نفرين سیزدهمین روح,انیمیشن Scooby-Doo and the Curse of the 13th Ghost 2019 دوبله فارسی,دانلود انیمیشن Scooby-Doo and the Curse of the 13th Ghost,دانلود رایگان انیمیشن,دانلود کارتون اسکوبی دو و نفرين سیزدهمین روح 2019,زیرنویس فارسی Scooby-Doo and the Curse of the 13th Ghost 2019,سایت دوستی ها,
ادامه مطلب
 
 
باسمه تعالیاولیای الهیحضرت علی اکبرغزل۱
گفت مولایم حسین، در وصف فرزندش چنیناو بود شبه پیمبر، مظهر نور و یقین
هر زمان مولا دلش یاد پیمبر می گرفتبا نگاه اکبرش ، خندان شود روی و جبین
شد شهید کربلا، با اذن مولا در نبرداولین کس جان دهد، در راه قرآن مبین 
دفن می باشد علی اکبر به پای باب خوداولین جنگنده با دشمن بود نور دو عین
می کند نفرين ولی بر سعد و فرزند خلفبر سر بالین بگوید، حرف خود را بر لعین
می شود مرگش به بستر،کشته شد فرزند اواین بود نفرين
 
از روزگاران قدیم در هر بُرهه ای از تاریخ، حاکمان و مسئولین بی لیاقتی وجود داشته اند که به جای حل مشکلات مردم و مرهم گذاشتن بر دردهای آنان، با سخنان و رفتارهای غیرمسئولانه شان، نهایت بی تدبیری و ضعف خود را برای همگان به نمایش می گذاشتند. مانند ضرب المثل ننه ام بهتر از تو نفرين می کند» که در آن، حاکم به جای کمک به رفع مشکل به نفرين کردن کارگزار خود می پرداخت.
شرح این مثل را در لینک زیر بخوانید
 
https://t.me/azghmasal
 
از روزگاران قدیم در هر بُرهه ای از تاریخ، حاکمان و مسئولین بی لیاقتی وجود داشته اند که به جای حل مشکلات مردم و مرهم گذاشتن بر دردهای آنان، با سخنان و رفتارهای غیرمسئولانه شان، نهایت بی تدبیری و ضعف خود را برای همگان به نمایش می گذاشتند. مانند ضرب المثل ننه ام بهتر از تو نفرين می کند» که در آن، حاکم به جای کمک به رفع مشکل به نفرين کردن کارگزار خود می پرداخت.
شرح این مثل را در ادامه زیر بخوانید:
روزی دهقانی به حاکم از یکی از مأموران حکومتی شک
 
میدانی دردناک ترین لحظه کجاست؟
آنجا که دست کشیده ای از دنیانشسته ای بی نبض هیچ احساسی
و دلمرده تر از آنی که بخواهی.
آندم که میدانی دیگر ازین خانه، آمینی برای دل مرده ات نجوا نخواهد شد
من کفر نمیگویم خدا ولی ای کاش سهم من ازین دل آه نداشت، بغض نداشت،نیش و کنایه نداشت،نفرين نداشتآه نفرين نداشت.
دلت اگر برای دل بی پناهمان سوخت.هیچ!بگذریم!
 
+توی یکی از گروه همکاران عکس زوج میانسالی رو دیدم که انگار پنجاه و اندی سال داشتندمرد همسرشو توی ب
حال که تمام شده است
حال که بیرون آمدم از این تکرار تکراری
دلتنگ ابتدایش هستم
آن روزهای سخت
آمدن تو
شروع کار
نفرين هایی به زندگی
اما دلخوش به بودن تو
حتی روزهای رفتنت
حتی روزهای سخت تر
دلتنگم
کاش میشد همیشه در آن حلقه تکرار میماندم.
ای کاش .
ازم خواست فشار خونشو اندازه بگیرم.پد رو بستم دور بازوش و گوشی رو گذاشتم زیرش و چند بار لاستیکشو تو دستم چلوندم و چشم دوختم به عقربه ها و آگاه از اینکه ممکنه حرفام رو نتیجه تاثیر بذاره گفتم: من نوه تم. زشته اینو بهت بگم! ولی مجبورم میکنین.
یه نگاه سریع بهش کردم که ببینم حواسش هست؟!. چشماش هوشیار شد و زل زد بهم.
ازش پرسیدم که: دوست داشتی جای فلانی باشی؟!- فلانی ای که تازه چهلم پسرش بود-یا مثه دخترخاله که رفت سر خاک بچه ش؟!یا مثل خاله که رفت سر رفت
اصلا مشکلم این نیست که هواپیما هامونو می زنیم، آدم می کشیم(اشتباه انسانی) و داریم هدیگه رو به کشتن میدیم
مشکلم اینه که نمی دونم الان باید کیو نفرين کنم؟
خلبانو؟ آمریکا رو؟ ایران رو؟ یزید لعین رو؟ کیو آخه؟ تکلیفمونو روشن کنید.
تقصیر کیه؟
یکی باید تاوانشو پس بده نه؟
به دروازه‌بان‌ها فکر می‌کنم. به این چارچوب سه‌بر فی. فکر می‌کنم چه رازی است که دروازه‌بان‌ را از یک فوتبالیست ساده تبدیل می‌کند به کیاس‌ترین بازیکن زمین؟ کیاسی که البته درنهایت فریب هم خواهد خورد. توپ بارها و بارها از دستش دور می‌ماند و می‌چسبد به تور دروازه. این را خودش هم به‌طور غریزی می‌داند. امّا انگار او در یک موقعیت خاص بین خودویرانگریِ سیزیف‌ بودن و داشتن یک شغل امن، اولی را برگزیده. 
این چارچوب سه‌بر فی و این زمین سبز، ص
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


فایل سخنرانی در انجمن اسلامی مهندسین در تاریخ 17 مهرماه 1398 تحت عنوان : بررسی پدیده نفرين منابع در اقتصاد ایران و فایل ارائه مربوطه در زیر
 
دریافتحجم: 3.14 مگابایت 
 
مطالب
دارند مستند حیات وحش می‌بینند. یک پلنگ در حال خوردن یک بز کوهیست. نفرين می‌کنند که "ای تو زهر بخوری به جای بز!"
می‌گویم "خب اون بیچاره چیکار کنه؟ غذاش همینه."
می‌گویند "خب اون بیچاره‌ی طفلک گناه داره!"
می‌گویم "خب شما هم دارین یه بیچاره‌ی طفلک رو می‌خورین که! عجبا! تو همین لحظه که گوشت گوسفند تو دهنتونه، پلنگو نفرين می‌کنین؟"
راضی نمی‌شوند که، همیشه و بلااستثنا، با دیدن صحنه‌ی شکار، به درنده‌های وحشی دشنام می‌دهند.
چند روز قبل، در بیمارس
به خیالم سرزمینم ایران را آفت نفرت زده و یا نفرين شده استسرطان جهالت قلب مادری رنجور را به اسارت گرفته است
 
شنیدم دوش از پرنده ای که در نبرد انتقام و صلح انتقام دل پرواز به درد آورده به دو نیمه شکسته است
#نارین_یازان #قربانیان_پرواز
از این به بعد هر بار که وارد دانشگاه بهشتی و پژوهشگاه فضای مجازی میشم ی نفرين به مسئولای المپیاد دانشجویی و دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه بهشتی میکنمتو روحتون با این نتایج اعلام کردنتو روحتون با این حمایت کردنتو روحتون با این دانشگاه ساختن
اگه فردا مث من سیاه بخت امتحان دارید براتون ارزو میکنم بترید و اگرم ندارید ارزو میکنم بترکید. نفرين خدایان امون بار دیگر بر شما باد اصنشم.
+ چشمام از کاسه و گوشام از لاله داره در میاد :| اهل دلاش میفهمن چی میگم -__-
+ شما رو به شنیدن دعوت میکنم: بفرمایید
از روز اولی که مستاجر این خونه شدیم، قصد نوشتن یه پست طولانیِ غیبت طور رو داشتم تا بلکه کمی حس تنفرم از همسایه مون کم بشه ولی به بهانه ی کنکور و کمبود وقت هیچ وقت ننوشتم! الان هم که زیر سایه ی سنگین کنکور زندگی نمیکنم، حوصله ی غیبت کردن رو ندارم! با این وجود شک ندارم که یه روز تمام اذیت کردن ها و مزاحم شدن ها و مزخرف بودن هاش رو اینجا ثبت خواهم کرد.
متاسفانه بدشانس بودن من، گریبان گیر خانواده ام هم شده. از وقتی سیل اومد ما تصمیم گرفتیم اون خونه ر
یه جورایی خوشم اومده اینکه شبا اینجا دراز میکشمو میشکافم 
تمام گذشته رو میشکافم 26 سال گذشته رو میشکافم از کوچکترینها تا بزرگترینها رو  
هنوزم قطرات اشکی روی گونم میلرزن 
هنوزم گاهی لعن و نفرين میفرستم به اینو اون 
امروز ب در مورد کارم یه چیزی گفت که فلانی فلانی رو میشناسه و .
هیچی نگفتم و نمیگم 
نصمیم گرفته شده
 
از ۲۵ آبان به این ور ما شده‌ایم ملت نفرين شده. روزها با نگرانی از اتفاق تازه نخست خبرها را چک می‌کنیم و بعد چشم‌ها را می مالیم که زنده‌ایم؟ درد جزء جداناشدنی ملت ما شده. توی خیابان گلوله بر سر و پا و سینه، توی هواپیما سقوط، توی اتوبوس پرتاب به قعر دره. این چه نفرينی‌ست؟
این بدبختی و نکبت مگر جز زندگی است؟ آری زندگی همین است، همین هیولای زشت که گاهی سرت دست می‌کشد و من لجوجانه خود را به آن چسسبانده‌ام
باید در یک زمینه لااقل متخصص شوم، اکنون
هوای تهران یه جوری گرفته که انگار قراره تموم بلا های آسمونی سر این شهر نفرين شده بباره!
 
چقدر این روزا نفس کشیدن سختم شده.
 
راستی چقدر تنهایی بهم میاد!!
اعتراف میکنم طعم تلخی داره ولی دوست ندارم با آدم نما های اضافی الکی و صرفا علی الظاهر شیرین ش کنم!!
مثل وقت هایی که آخرین پناهگاهم رو قهوه میبینم.
تمام تلخی ش رو با تک تک سلول هام مزه مزه میکنم ولی نمیذارم شکر لذت چشیدن این زهر شیرین و عسلی!!!رو ازم بگیره!!
لعنت به سردرد.خب؟
دیگه داره اون روی سگ‌ من از دستش بالا میااااااد!
مامان میگه به خاطر گوشیه.فردا قراره گوشیمو کلا بگیره .
ببینیم این دست من نباشه چی‌میشه!
دیگه خسته شدم از تهوع و سردرد.!جدیدا خون دماغم میشم.!دیگه قشنگ ام الامراض شدم!

از صبح ساعت ۸ .تا صبح فرداش ساعت ۸!بی‌گوشی !لااقل دردو میشه با ور رفتن با این ماس ماسک فراموش کرد.حالا فردا قراره چیکار کنم خدا میدونه!
 
زَقّوم نام درختی است که به گفتهٔ قرآن در قعر آتش جهنم رشد می‌کند. بر این درخت میوه‌ای می‌روید که غذای جهنمیان است. در سه جای قرآن از درخت زقّوم استفاده شده است. میوه‌های این درخت به شکل سرهای شیاطین می‌باشند که دوزخیان از آن‌ها می‌خورند و در دل آن‌ها همچون ف گداخته غلیان می‌کند و در پی آن آب جوش می‌نوشند .
گذشتگان در شهر تاریخی نراق از این واژه به عنوان یک گویش محلی استفاده می کردند  وهنوز هم  قدیمی های شهر که در قید حیات هستند گویش زَق
بدترین نفرين این است که به آدم بگویند:  مرده شور ببردت »
نه چون آرزوی مرگ می‌کند، که چنین چیزی نه بد است و نه آرزو کردن می‌خواهد! مسیر همه ماست. بلکه چون مردنی ساده را آرزو می‌کند. من دوست ندارم کارم به مرده شور بکشد. مرگی به درد می‌خورد که جسد آدم قابل شستن نباشد.
مرگ روی تخت خواب را که میلیاردها انسان بلدند. کاش آدم می‌توانست جوری زندگی کند که دست کم یک آدم ظالم دیگر به خونش تشنه باشند. 
پی نوشت: میدانم این متن کمی شعار زده است. بیشتر حسرت ا
یه مسیر پیاده روی تازه ساختن، باید میبودی لعنتی، باید میبودی تا همه شو باهم پیاده بریم، همین موقعا که شبا خنکه و از سمت باغ اکسیژن سرریز میکنه تو مسیر، همین وقتا که هنوز کسی اینجارو پیدا نکرده و خلوته، باید میبودی که راه بریم که بدوییم که حرف بزنیم همه ی راهو. دلم برات تنگه، خیلی تنگ، اونقدر که شبا خوابم نمیبره و میدونم توهم همینطوری، این شاید نفرين من بود.
هر آنچه آدمی درباره دیگران بگویددرباره او خواهند گفت .و هر آنچه برای دیگری آرزو کندهمانا برای خودش آرزو کرده است .
لعن و نفرين به خود دشنام دهندهبر می گردد .اگر انسانی برای کسیبدبختی بخواهد بی تردیدبدبختی به سراغ او خواهد آمد.
اگر بخواهد به کسی کمک کندتا به موفقیت برسد .همانا راه موفقیت خود راهموار کرده است .
#فلورانس_اسکاول_شین   
نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 
هنگامی روسها قبر تیمور را شکافتند ، اصلا توجهی به این نکردند که در نوشته های مقبره آمده : که هرکس قبر مرا بشکافد با جهانگیری بدتر از من روبرو شود. روسها مشغول مطالعه بودند که آدولف هیتلر با لشکر نازی به روسیه حمله کرد.
 
پروفسور گیرشمن که تاریخ ایران را نوشته ، در مقبره های جنوب که بسیار شبیه مصر است ، توجهی به نفرين نوشته شده بر روی دیواره ها نکرد. گویند عقیم شد و مقطوع انسل.
آلفرد نوبل 
آلفرد نوبل نظامی کهنه کار
نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 
هنگامی روسها قبر تیمور را شکافتند ، اصلا توجهی به این نکردند که در نوشته های مقبره آمده : که هرکس قبر مرا بشکافد با جهانگیری بدتر از من روبرو شود. روسها مشغول مطالعه بودند که آدولف هیتلر با لشکر نازی به روسیه حمله کرد.
 
پروفسور گیرشمن که تاریخ ایران را نوشته ، در مقبره های جنوب که بسیار شبیه مصر است ، توجهی به نفرين نوشته شده بر روی دیواره ها نکرد. گویند عقیم شد و مقطوع انسل.
آلفرد نوبل 
آلفرد نوبل نظامی کهنه کار
اگر انتخاب کشوری که تو اون می بایست به دنیا میومدید دست خودتون بود، ترجیح میدادید کجا به دنیا بیاید؟ چه کشوری؟ چه قاره ای و چرا؟
من آمـریـکـای لاتین رو انتخاب می کردم. شاید کشوری مثل برزیل یا یکی دیگه.
چرا؟
مردمانی همیشه شاد و سرزنده داره. هر روز و هر ماه به بهانه های مختلف جشن و پایکوبی و کارناوال دارن.
عین این خاورمیانه خراب شده نفرين شده درگیر جنگ نیست. همه در کنار هم با شادی و خوشی زندگی میکنن و روحیه شادی دارن. تنوع رنگ زیادی هم داره. هم از
--------------------
نمونه هایى از فضائل وسیره فردى امام رضا (ع)
مذهبی, منبر مکتوب – امام رضا (علیه السلام)
نویسنده:سید على اکبر قریشى
نمونه هایى از فضائل وسیره فردى امام رضا (ع)
دعاى مستجاب
۱- آل برمک، مخصوصاً یحیى بن خالد بر مکى براى حفظ حکومت و مقام خویش هارون عباسى را وادار کردند تا موسى بن جعفر (ع) را شهید کرد، بدین سبب امام رضا (ع) در مکه به آنها نفرين کردند، حکومت و مقامشان تار و مار گردید.
محمد بن فضیل گوید: ابوالحسن رضا (ع) را دیدم، در عرفات ایستاده
practical magic 
زیاد نفهمیدم هدف داستان دقیقا چیه ،عشق ترس ،فانتزی ،بچه ها!
.!.اســــپــــــــــــویــــــــــــل.!.
کلا یه داستان بامزه بود از یه خانواده ی جادوگر ک سالهای دور یکی از ن این خانواد نفرينی به جا گذاشت که هر زنی که تو این خانواده عاشق بشه تا یه مدت شاده و بعد همسرش رو از دست میده این نفرين انقر پا برجا میمونه تا میرسه به سالی و جیلین 
جیلین و سالی و دوتا خواهرن که پدرشون بر اثر اون نفرين مرد و مادرشون هم تاب نیاورد و اونم مر
امروز ثبت نام دانشگاه بود 
با وجود دانشجو های مهربونی که ماها رو راهنمایی میکردن ثبت نام آسون و خفنی بود ^^
بچه های بسیجشون فوق العاده مهربون و خوش برخورد بودن و بچه های جدید هدیه دادن منم که عاشقم هدیه :دی
چند تا از همکلاسی های سالای قبلمو دیدم و از شانسم یکیشونم هم رشتمه امیدوارم به خیر بگذره
هوا گرم و شلوغ بود بعضیا با پدر و مادر و خانوادن کلا اومده بودن و من فهمیدم اون تاپیکایی که تو انجمن کنکور خوندم که میگفتن با والدین نرید بی معنی بود ات
دانلود (کلیک)
 
گریه،به تفریحِ شبانه می‌ماند.
هربار که با آینه‌ها و دوربین‌های نزدیک‌بین مواجه می‌شوم،فحشم در می‌آید.
و من،نه برای ایرانم؛ که ایران،نه برای سپهبد فلانی،نه برای هواپیما و موشک،نه برای عبا و عمامه و ریش وشکم‌های باد کرده ودریاهای رنج‌ها و خون‌های تصفیه شده،نه برای دنیای مردانه‌ی شما،و نه حتی برای دنیای تحقیر شده‌ی خلاصه شده‌ام در فاصله‌ی شهر مقدس خانه تا دیوانه‌خانه‌ی نفرين‌شده‌یِ_قم؛ که قمم،داغ زنده‌گی را برا
اواسط تابستان با گرم تر شدن هوا موقع برداشت گندم و جو بود . من دروی گندم با داس را اصلا دوست نداشتم چرا که کاری بسی سخت و ملال آوری  بود .
بارها با داس انگشتان خود را می بریدم . گاهی به حالت ایستاده و بیشتر نشسته مسیر طولانی را پشت سر می گذاشتم  . بعد مدتی جهت رفع خستگی که کمر خود را راست میکردم  با وزش بادی ملایم به پشتم که حسابی عرق کرده بود احساس درد و سرما می کردم  برای همین به بهانه های مختلف از زیر کار در می رفتم ودر کنار زمینی که از برآمد
اواسط تابستان با گرم تر شدن هوا موقع برداشت گندم و جو بود . من دروی گندم با داس را اصلا دوست نداشتم چرا که کاری بسی سخت و ملال آوری  بود .
بارها با داس انگشتان خود را می بریدم . گاهی به حالت ایستاده و بیشتر نشسته مسیر طولانی را پشت سر می گذاشتم  . بعد مدتی جهت رفع خستگی که کمر خود را راست میکردم  با وزش بادی ملایم به پشتم که حسابی عرق کرده بود احساس درد و سرما می کردم  برای همین به بهانه های مختلف از زیر کار در می رفتم ودر کنار زمینی که از برآمد
توی این چند وقت درگیر راه اندازی یک وبلاگ و کانال و گروه تلگرامی برای آموزش مباحث نظام مهندسی (رشته تأسیسات مکانیکی) بودم. و البته به آن قضیه جزوه نویسی که قبلا گفتم را پیش می‌برم. تا حالا هفتجزوه نوشتم که جهارتایش منتشر شده. این جزوه‌ای که الان درگیرش هستم(سایکرومتری و تبرید) دارد خیلی خوب و مفصل از آب در می‌آید. 
درآمد؟ بعید می‌دانم اگردرآمدی هم داشته باشد قابل توجه باشد. شاید بعدا منجر به تدریس شود. آن هم البته کسب درآمد از آن هم سخت است ه
واقعا سرما خوردگی خر نیست ؟ من نمیدونم چرا پاییز با سرما خوردگی داره ازم پذیرایی میکنه :دی
از جمله حس های خوبم اینه که این هفته تموم شد و از یه طرفم انقدر خسته ام که حال ندارم به کلاس فردا صبح برسم ، بعد از اون طرفم دوستم اصرار داره بعد کلاست بلند شو بریم بیرون ، تازه تهدید هم میکنه میگه تا قبل ۱۲ .» باش :/ 
به کدامین گناه ؟
چه کنم ؟ چطوری بهش بگم که نمیتونم بیام ؟ 
به قلم دامنه. به نام خدا. لغت بِینگِنه» آنچه من ازین واژۀ مازندرانی می‌فهمم این است:
 
۱. بِینگِنه» یڪ واژه و ڪلمه نیست؛ یڪ جمله‌ی فعلی است؛ یعنی جمله‌ی فعلیه‌ی نفرينیه، ڪه در دستور زبان، در ردیف فعل امر» قرار می‌گیرد.
 
۲. معمولاً این واژه‌فعل، با نام خدا» در اول آن می‌آید تا نفرين -چه جدّی و چه صوری- ادا شود. مثال زیر:
 
 
۳. مثلاً اگر ڪسی به‌فرض در عصر سلطان مسعود غزنوی می‌بود، برای فروپاشی سلطنت و نام‌ونشان آن می‌گفت: خدا تِه اسم رِ
باید یه سریال ببینم. یا همون قدیمیه رو دوباره از نو.
بقول بِن، باید یجوری وقتو گذروند! یادمه همیشه ذهنشو با یه چیزی مشغول میکرد و اگر معمایی، بازی ای چیزی نبود، داد و هوار راه مینداخت! الآن میفهمم از علاقه ی زیاد به بازی نبوده! از فرار بوده!.
آره. درسته. 
انگار که یه وقتایی باید به زور، از بیرون یه چیزایی توی مغز ریخت! وگرنه بحال خودش بذاری، فکرای همیشگی عینهو مار و عقرب میخزن توش و  اونقدر تکثیر میکنن که از گوشات خون میارن!
والا :/
یه همچین فک
لطفا اشتباه نخوانید!
می نویسم تنگ بخوانید تنگمی نویسم کشتی بخوانید کشتیحتی می گویم کشتی بزرگی در دریا نمایش دادندولی دریا اسم سالن بود، پس بخوانید کشتی
می نویسم غیبت بخوانید زندان بخوانید سیاهی بخوانید نفرين هیچ شباهتی نیست؛این تاریکی یک موضوع کاملا روشن است ولی باز اشتباه می خوانیم و می گوییم غیبت؛ یعنی میشود همین طور ادامه داد، یعنی شلوغش نکن اینجوریاهم نیست
عجیب است این اشتباه خواندنلطفا غیبت را اشتباه نخوانید!
‍ ✒️شعـــــــــــر مهــــــــــــدوے
من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسماز آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!
همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوسمن از خوابیدن مهدی درون غار میترسم
رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزندمن از گرداندن یوسف سر بازار میترسم!
همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کناز اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم!
سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریستمن از بی مهری این ابرهای تار میترسم!
تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندماز
 
 
باسمه تعالیاولیای الهیحضرت علی اکبرغزل۱
گفت مولایم حسین، در وصف فرزندش چنیناو بود شبه پیمبر، اسوه ی فهم و یقین
هر زمان مولا دلش یاد پیمبر می گرفتبا نگاه اکبرش ، خندان شود روی و جبین
شد شهید کربلا، با اذن مولا در نبرداولین کس جان دهد، در راه قرآن مبین 
دفن می باشد علی اکبر به پای باب خوداولین جنگنده با دشمن بود نور دو عین
می کند نفرين ولی بر ابن سعد بی حیابر سر بالین اکبر می زند ، سالار دین
از خدا خواهم مرگت را، نیامرزد تو رامی کشد مختار او
 
 
باسمه تعالیاولیای الهیحضرت علی اکبرغزل۱
گفت مولایم حسین، در وصف فرزندش چنیناو بود شبه پیمبر، اسوه ی فهم و یقین
هر زمان مولا دلش یاد پیمبر می گرفت
می کند بر چهره ی اکبر ، نگاهی دلنشین
شد شهید کربلا، با اذن مولا در نبرداولین کس جان دهد، در راه قرآن مبین 
دفن می باشد علی اکبر به پای باب خوداولین جنگنده با دشمن بود نور دو عین
می کند نفرين ولی بر ابن سعد بی حیابر سر بالین اکبر می زند ، سالار دین
از خدا خواهد نیامرزد ورا در آن جهانپیش گویی می کند
گرچه با او حرف نمیزدم اما دلم میخواست هرروز و هر ساعت او را ببینم.عاشقش نشده بودم اما به عشقی که ابراز می داشت نیاز روحی داشتم.همه ی زن ها همینطورند !قبل از آن که عشق را دوست داشته باشند،عاشق را دوست دارند .و همیشه برای دختران و ن پس از پیدا شدن عاشق،عشق به وجود می آید .من نیز ،از این قاعده مستثنی نبودم !
فکر کن حبس ابد باشی و یکبار فقطبه مشامت نمی از بوی خیابان برسد.سال نفرين شده در قرن مصیبت یعنیهی زمستان برود، باز زمستان برسد.
.
.
ر
  
مردم چشمم به خون آغشته شد، در کجا این ظلم بر انسان کنند. اون از هوای دلمون و این از هوایی که استنشاق میکنیم نه عرضه تغییر و بهبود داریم (دارم) و نه اینکه دستی فرود آید و نجات دهد. تا کی در این حال و هوای خاکستری زجرکش شدن و تا کی در تالاب حسرت دست و پا زدن، . به پا خیز! به پا خیزم؟! برای چه؟! چه چیز مانده که ارزش به پا خاستن داشته باشد؟! از حیثیت بر باد رفته حرف میزنی یا غرور خرد شده؟! از نادیده گرفتن حرف میزنی یا له‌شدگی؟ از پاکی حرف میزنی یا د
آمپول دیفن هیدرامین
شکل دارویی
آمپول 50 میلی گرم در میلی لیتر
دسته درمانی
آنتی هیستامین
آثار درمانی و موارد مصرف
درمان علامتی بیماری مسافرت (Motion Sickness)، سرگیجه حقیقی، تهوع و استفراغ.
درمان کمکی در شوک آنافیلاکسی به همراه اپی نفرين
جایگزین مناسب فرم خوراکی در زمانی که امکان بلع نبوده و یا منع مصرف خوراکی وجود داشته باشد.
ضد پارکینسون به تنهایی یا ترکیب با مواد آنتی کولینرژیک دیگر
به عنوان آرامبخش، خواب آور، آنتی کولینرژیک و ضد حساسیت
سرفه ها
 
شیعیان! دیگر هواى نینوا دارد حسینروى دل با کاروان کربلا دارد حسین‏از حریم کعبۀ جدّش به اشکى شُست دستمروه پشت سر نهاد، امّا صفا دارد حسین‏مى‌‏برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیمبیش از این‏‌ها حرمت کوى منا دارد حسین.او وفاى عهد را با سر کند سودا ولىخون به دل از کوفیان بی‌وفا دارد حسین‏.آب را با دشمنان تشنه قسمت مى‌‏کندعزّت و آزادگى بین تا کجا دارد حسین‏.دست آخر کز همه بیگانه شد، دیدم هنوزبا دم خنجر نگاهى آشنا دارد حسین‏شمر گوید گوش کر
اینجا همه چیز هست. از غم گرفته تا نا امیدی و تاریکی و دلی سیاه چون شاپرکی در دل شب . و چون تیرگی سوخته  نخ شمع بعد از سوزاندن شاپرک 
اینجا زندان من است . 
من ماندالورین هستم. یک شخص در دنیایی که مال من نیست در دنیایی که مدتهاست برای من تمام شده . من ماندالورین نه زیبا هستم و نه خوش قلب . همچون سنگ سخت و هچون تبری از تکه آهنی بی ارزش بر تن این دنیا کوبیده شدم . من یک نفرين شده ام  
روزیم شد کربلا در اربعین ،الّله واکبر
قسمتم دیدار ارباب است و سرداران دیگر
اهل بیت و یاورانِ روزِ عاشورای آقا
حضرت مولا که بوده با رسول همچون برادر
مانده ام آنجا چه بایستی بگویم ؟یا نگویم؟
میشود در کربلا بود و ننالید از ستمگر؟
از حسین ابن علی خون خدا باید نگویم؟
من نگویم از علمدارِ سپاه ماهِ منوّر ؟
از جناح چپ حبیب ابن مظاهر من نگویم؟
من نگویم از شهید واقعه قیسِ مُسَهّر؟
از علی اصغر نگویم؟از علی اکبر نگویم؟
لب فروبندم به زینب اختر تابان حید
داشتم آرشیوم رو نگاه می کردم دیدم دقیقا پارسال همین موقع اینستامو حذف کرده بودم و خب دقیقا امسالم همین دیروز اینستامو حذف کردم
و یه مقدار از این تکرار تاریخ حتی تو مقیاس اینقدر کوچیک ترسیدم:/
 
پ.ن:راستش عجیب بخاطر این هواپیما دل و دماغ ندارم انگار که عزیزای خودمو از دست دادم دیروز اینقدر تو خودم سیر میکردم که فراموش کرده بودم یه چیزی بخورم و خب حاصل یک روز هیچی نخوردن این شد که ساعت هشت و نیم شب تو بی آر تی در حالی که فشارم افتاده بود و حتی تو
حضرت صادق ع فرمود چهار کس هستند که دعایشان باجابت نرسد 1 مردی که در خانه خود نشسته و میگوید  خدایا بمن روزی بده پس بوی گفته شود ایا بتو دستور ندادم که بجستجوی روزب برو  2  مردی که زنی داردو بر او نفرين کند که باو گفته شود ایا کار اورا بتو واگذار نکردم اختیار طلاق و رها کردنش بدست تو است 3 مردی که مالی دارد وان را از بین برده و فاسد کرده و مبگوبد خدایا بمن روزی ده پس بوی گفته شود ابا بتو دستور میانه روی ندادم ایا بتو دستور اصلاح مالت را ندادم سپس ب
من آدمِ مناسبتی نیستم!هیچ وقت از رسیدن شب یلدا و عید نوروز خوشحال نشدم!و حتی از رسیدن عید ناراحت شدم.شاید وقتی دیگر که مستقل باشم و تعطیلات به دلخواه خودم سپری کنم،شیرینی عید را حس کنم.
دیشب که ماه بانو وضعیت واتس آپ دوستان و فامیل را نگاه میکرد،ناراحت شدم!ناراحت شدم که کز کرده بود و ما یلدایی نداشتیم.خانواده پرجمعیت ما پراکندست و اخرین دورهمی که همه جمع بودیم برمیگردد به عید سال نود و دو! از ان به بعد همیشه یک نفر غایب داشتیم و من اینجور مواق
نگاهم کرد. چشم دوختم به نگاهش و گفتم: من از کسی که بودم گذشتم که شاید به تو برسم . و حالا تو، من شدی؟!» برخلاف بیشتر خاطراتم، لبخند نمی‌زد. چشمانش را از من گرفت و زمین را نگاه کرد. گفت: من نفرين شده‌ام.» زبانم بند آمده بود. فکر می‌کردم فقط دلم را برده، اما حالا دیدم همه‌ی آن کسی که بودم را هم از من گرفته، و قاب خالی‌ام مانده. تکه عکسم در قاب او نبود، تکه عکسم پاره شده‌بود. عصبانی بودم؟ بودم. خشم و عشق با هم می‌آمیخت و مخلوط عجیبی می‌شد که قلب
خدایا ناشکر نیستم ولی فکر میکنم یه عالمه شادی بهم بدهکاری!
من توی حالت عادی اگه غمگین نباشم شادم نیستم. هرروز با دادو بیداد از خواب بیدار میشیم نه اینکه دعوا باشه اما برای اینکه اثبات کنه آقای خونست و همه باید تحت فرمانش باشن صداشو انقدر بالا میبره که بعد چند ساعت خواب شبانه، به یه سردرد شدید دچار میشیم. اگه با داد کشیدناش بیدار نشیم شروع میکنه به نفرين و فحش! من معتقدم اون مریضه و داره کم کم همه ی مارو مریض میکنه. دلم برای مامانم کبابه که همه
امشب مامان و یکی از فامیلا داشتن از اینکه چقد تو قدیم باغ زیاد بوده و الان همه‌ی باغا خشک شده‌ن حرف میزدن. بعد میگفتن این درختای بید، فقط برا کتک زدن آفریده شده بودن. چقد لعن و نفرين پشت این درختا بود. معلما میگرفتن با چوب بید، ترکه درست میکردن. پوست شاخه رو میکندن، تو آب میذاشتن یه شب، تا حسابی آماده شه برا کتک زدن. 
بعد میگفتن وقتی معلم میخواسته یکیو کتک بزنه، میگفته خب کی حاضره به جای فلانی کتک بخوره؟ بچه‌ها هم داوطلب میشدن، مثلا اگه قرار
استدعا دارم برای استفاده از فایل صوتی کمی حوصله نشان دهید 
روزیم شد کربلا در اربعین ،الّله واکبر
قسمتم دیدار ارباب است و سرداران دیگر
اهل بیت و یاورانِ روزِ عاشورای آقا
حضرت مولا که بوده با رسول همچون برادر
مانده ام آنجا چه بایستی بگویم ؟یا نگویم؟
میشود در کربلا بود و ننالید از ستمگر؟
از حسین ابن علی خون خدا باید نگویم؟
من نگویم از علمدارِ سپاه ماهِ منوّر ؟
از جناح چپ حبیب ابن مظاهر من نگویم؟
من نگویم از شهید واقعه قیسِ مُسَهّر؟
از علی اصغر
آشفته ام چو موی تو در دست بادها
سردم شبیه آه زعمق نهادها
آئینه ی تمام قد نامرادی ام
من پشت کرده ام به تمام مرادها
باید که گوشه گیر شوم مابقی عمر
من دوستی چگونه کنم با عنادها
از سردی نگاه شکایت نکن برو
کم ضربه دیده ام من از این اعتمادها؟!
علمی حریف هرزگی چشم من نشد
نفرين به خال دوست کنم یا سوادها؟!
هرکار کردم عکس جوابش گرفته ام
محکوم بودنم به جهان تضادها
هرگز به حق خود نرسیدم که ناگزیر
دلخوش شدم به مرگ به روز معادها
مجتبی مرتضوی راد
هزار فرسنگ نفرينشب نامه: دوم ژانر: وحشت ، رازآلود نویسنده: سیماتوجه: 15+
از ورودی بیمارستان که رد شدم احساس سنگینی کردم تمامی خاطرات اون شب ۱۰ سال پیش تو ذهنم مرور می شد مشتاق بودم ببینم که آیا سونا اون رو دیده یانه؟ چیزی که توی مسابقه و بازی قرار شد با رفتن به اون اتاق لعنتی ببینتش! نمی دونستم چه شکلیه اما با اتفاقی که برای سونا افتاد مطمئن بودم که دیدتش ، اون شیطان رو دیده!از آسانسور خارج شدم جو سالن خیلی سنگین بود می تونستم جک ، ماریا ، ما
گوشیم که خراب بود با گوشی مادرم میومدم اینجابعدش حواسمو جمع میکردم حتما ببندم صفحه رو
خب ادرس ابنجا رو کسی نداره و کلا خبر نداره کسی از این وبلاگ نویسی و.
تا یه روز داشتیم توی حیاط گردو مغز میکردیم ،مامانم گفت اونا چی بود نوشته بودی تو صفحت خیلی ضایع بود  که تو بودی!!!
با حالت پوکر خاک بر سرم پرسیدم کدووووم؟؟؟
گفت همون که نوشتی مامانم نفرين کرد گوشیم خراب شد و اون که نوشتی نوه ها وسایلمو خراب میکنن :|
یعنی خیلی شیک و مجلسی کل اون صفحه ی اول وب
من تلاش کردم تو این خونه واسه تولد ارزش قائل شن اونوقت تنها چیزی که گیرم اومد این بود که فقط از طرف خواهرم اونم یواشکی کادو میگرفتم با یه تبریک خشک و خالی نه کیکی نه عکسی و نه هییییچ چیز دیگری بقیه ام اصلا تو باغ نیستن اون روز از سال. 
حالا برای بقیه هدیه میگیرن 3 ساعت کادو میکنن جاساز میکنن نبینه، کیک میخرن از بهترین قنادی شهر، دنبال فرصتن سورپرایزشون کنن، حتما باید پاشیم بزک دوزک کنیم تو عکسشون باشیم وگرنه نفرين والدین دست از سرمون برنمیدار
دامنۀ شعر
 
7276
شعری از رهبری
 
من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم
از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!
 
همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس
من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم!
 
رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزند
من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم!
 
همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن
از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم!
 
منبع عکس
 
سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریست
من از بی مهری این ابرهای تار میترسم!
 
تمام عمر خود را نوکر این خاندا
ار.ال.استاین نویسنده کتاب های ترسناک با بسیاری از کتاب های زیبا
یک شبح مرموز در مدرسه مان رفت و آمد می کرد.هیچ وقت کسی آن را ندیده بود. هیچ کس نمی دانست کجا زندگی می کند.اما بیش از هفتاد سال بود که در مدرسه ی ما رفت و آمد می کرد . من و بهترین دوستم زیکی کسانی بودیم که او را پیدا کردیم.وقتی داشتیم نمایشی راجع به یک شبح را در مدرسه تمرین می کردیم پیدایش کردیم.معلم مان گفته بود که این نمایش نفرين شده است، اما ما حرفش را باور نکردیم.خیال کردیم که این ف
یکی از اصطلاحات رایج و البته غلط در ادبیات ی کشور، تشبیه فساد به غده» و جامعه به بیمار»ی است که باید توسط جراح» درمان شود. نمایه‌ای غلط از آنچه ذهنیت جامعه است.من اما فساد را نه غده»‌ای منفعل و بی‌حرکت در جسمی نیمه جان، که هیولا»یی می‌دانم که به محض نزدیکی به قلمرو» آن، نعره‌کشان از خود دفاع و به مهاجمان حمله می‌کند.بله! مبارزه با فساد، هزینه دارد. اگر علی(ع) وعده می‌دهد بیت‌المال را بازمی‌ستاند حتی اگر مهر ن‌شان کرده باشن
 
 
باسمه تعالیچلچراغمباهلهقصیده ۷می کند دعوت محمد ، حاکم نجرانیانتا شود اسلام ، آئین و مرام مردماندین اسلام است برتر ، بین ادیان خداآخرین دین الهی در هدایت ، بی گماناسقف نجران و مردم دعوت اسلام رامی کنند سر پیچی و اکراه می ورزند آنمی کنند اسرار بر آئین عیسای مسیحبعد حق عیسی بود فرزند او در آسمانپیروان حضرت عیسی دروغی گفته اندحق پدید آورده او را همچو انسان ناگهانگاه می گردیم خلق بی مادر و هم بی پدردر غلط باشند مردم در خصوص گفتمانگاه باشد خ
داستانهای پیامبر (ص): دعا و نفرين (ع)
 
امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود: هنگامى که جنازه براء بن معرور را آوردند تا حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم) بر او نماز بخواند. فرمود على بن ابیطالب (علیه السلام) کجاست ؟ عرض کردند براى انجام درخواست یکى از مسلمین به قبا رفته ، فرمود: خداوند مرا امر کرده که نماز خواندن بر جنازه براء را تاخیر بیندازم تا على (علیه السلام) بیاید و از سخنى که براء در حضور پیغمبر خدا به او گفته در گذرد و او را ببخ
بر بام بلند عشق
با بالی شکسته
غمگین دلی بر پشت 
رمز کدام نفرين تو را جدا کرد از من؟
افسوس!
 ای رمز و راز مهربانی
ای محبوب تر از هر محبوبی
ای نزدیک تر از من به من!
در نگاه تو
هزاران فاخته می خوانند مرا به تو
دریغ می‌کنی مرا از نگاهت؟
افسوس!
رازی نیست
رمزی نیست
این تنها اشتیاق من است به تو
زندگی یعنی،
من دوستت دارم!
تو برایم،
چون آوازی می مانی در کوچه‌ باغ های بی نهایت آفتاب
تو،
مثل بوی محبوبه شب
مثل نجوای ساحل و دریا
تو مفهوم دیگر زندگی

وقتی از
یه سریال کره ای دیدم به اسم Moon Lovers . از زمانی که دیدم تا همین الان که دو هفته س میگذره کلا تو حال و هوای اون سریالم. چقدر این سریال غمگین و قوی بود. سریال های غمگین برام سنگینن. نمیتونم باهاشون کنار بیام. نمیتونم هضمش کنم. خلاصه که سریال قشنگ و قوی ای بود
سرم شلوغه مشاور تحصیلی کنکوری شدم. معلم دبیرستان شدم. ولی خب به این راضی نیستم. تمرکزم رو گرفتن مدرک ارشدم و بعد از اون دکترا هست و کار بالینی و کلینیکی.
بابام یکی دوماهی میشه هر روز صبح زود می
کاش به جای پرداختن به حواشی ایجاد شده توسط سلبریتی ها ، جریان جبهه انقلاب ، چهره واقعی این قشر کریه الچهره را برای جامعه مشخص می کرد. راه مبارزه رسانه ای تماما واکنش نیست . بلکه باید همه مسایل پشت پرده افشا شود. از جمله : خط و مشی این افراد کجا وتوسط چه جریانی نگارش می شود؟ حامی مالی ، رسانه ای و حصار مصونیت انها کجاست؟ از جامعه بخواهیم چهره باطنی این اشباه الرجال را با چشم دل و ایمان بنگرند . ان وقت خواهیم دید لامذهبی ، لا قیدی ، ،بی اخلاقی چه بل
بنام خالق عشق
 
حواسمان باشد خدای ناکرده کوچکترین بی احترامی نسبت به عزیزترین آفریده‌های الهی یعنی پدر و مادرانمان نکنیم و مبادا دل آنان را بشکنیم.
 

عقوق والدین امری خطرناک است که باید به شدت از آن پرهیز کرد؛ چرا که دارای آثار وضعی بر زندگی انسان است. البته پدر و مادری که موجب شوند فرزند سر بر طغیان بردارد و موجبات عقوق خویش را فراهم آورد، از گرفتاری در امان نیستند؛ چرا که آنان نیز وظیفه‌ای خطیر در قبال فرزندان خویش دارند. ولی وقتی شرایط ق
بسم الله الرحمن الرحیم
یااباصالح المهدی
یا حجت بن الحسن العسکری
یا ابافاضل ادرکنی و لا تهلکنی
اهل سقیفه بگونه ای بی تفاوت از کنار فرمایشات پیامبررحمت عبور میکنند که مطمئنم میشوم آیه سوم از سوره نجم را که می فرماید پیامبر از روی هوا حرف نمی زند و تمام آنچه میگوید وحی است را نشنیده آمد و برایش ارزشی قائل نیستند
اهل سقیفه مناقب مولایم امیرالمومنین علی علیه السلام و لعن و نفرين معاویه را به عمد زیر پا گذاشتند و گفتند پیامبر گاه عصبانی میشود و گ
صبح از خواب بیدار می‌شوی و می‌بینی باز هم فاجعه‌ای دیگر رخ داده. انگارکه این روال هرروزه‌ای است در گوشه‌ای از جغرافیای تباهی. اخبار فاجعه‌بار را مرور می‌کنم باز به یاد می‌آورم که بارها و بارها در ذهن خودم برنامه‌ای برای مهاجرت چیده‌ام و هربار حساب‌کتاب‌هایم جوردرنیامده است. باخودم می‌گویم پنج سال پیش باید می‌رفتم، پنج سالی که در وطن خودم روزبه‌روز غریب‌تر و تنهاترشده‌ام. هوای دی‌ماه امسال سرد و استخوان‌سوز است. پتو را دورخود
یادتونه گفتم اسباب اثاثیه کاهنان معبد آمونو ری ری برام درست کرده؟ 
ایناهاش
همه اینا با زحمت و خون دل با استرس (میز اول، توی اثنی عشر معلما) سر زنگای حسابان و فیزیک درست شدنا، قدر بدونید. اون آلومینیاما رو من حلقه حلقه ش رو پیچیدما (بعد بگید من استعداد هنری ندارم) ولی اون دسته هه که نشونه معبده رو ری ری تنها درست کرد :)
گذدنبنده روش عقیق گذاشتیما. اون چیز قرمزه :)
بتد تازه یه موقع بخوای واسه کسی نفرين خدای آمونو بفرستی باید اون گردنبنده رو بپوش
 
 
 
 
بیچاره مترسک !
 
 
بی‌‌پلک‌ به‌ هم ‌برزدنی، بر سر پا ماند
 
یک عمر سر مزرعه با چشمِ چراغان.هنگام درو آمده، اما
 
سهم وی از این مزرعه، نفرين کلاغان !
@@@@@
 
 
از چاله به چاه
تو بر اوج فلک چه دانى چیستکه ندانى که در سرایت کیست  (سعدی)______________________افسوس ای منجّم!در جست‌وجوی طالع و تقدیر آدمی،مُشتی سیاهچاله در اعماق کهکشان،هوش از سرت ربود و ندیدیاین چاه‌های ویلِ زمین را                                  که یک‌نفسبلعیده‌اند هر دو جهان را
تیروزین یک ماده اولیه مهم برای انتقال دهنده های عصبی و موادی مانند اپی نفرين (آدرنالین)، نوراپی نفرين و دوپامین است، بدین معنا که به بدن کمک می کند که مواد شیمیایی ای که از تیروئید، انرژی و حالت شما حمایت می کند را تولید کند.
به همین دلیل است که برخی افراد ادعا می‌ کنند که دریافت این آمینو اسید می ‌تواند به "تسریع سوخت و ساز شما" کمک کند.
نه تنها شما می ‌توانید این اسید آمینه را از خوردن غذاهایی با پروتئین، تخم‌ مرغ یا ماهی دریافت کنید، بلکه ب
آقا استرس امتحانات پایان کورس داره من ره تباه میکنه ، اصلا هم نمیدونم مدل امتحاناش چه طوریه اصلا چند روزه؟ چند تا امتحان تو یه روز باید بدم؟ هیچی نمیدونم فقط میدونم همین دو هفته رو وقت دارم بخونم و نمره هام هم به طرز عجییبی این ترم مهمه دلیلش رو هم اینجا نمی نویسم ولی خب در جریانی که چرا؟
--
اگر روزی یا شبی، شبحی انه در خلوت ترین لحظات تنهایی، سراغتان بیاید و بگوید: عمری که حالا می گذرانید و تاکنون گذرانده اید، بارها و بارها خواهید گذراند،
دانلود آهنگ های محسن چاوشی
جدیدترین آهنگ های محسن چاوشی با لینک مستقیم و کیفیت بالا
دانلود تمام آهنگ های محسن چاوشی
 
محسن چاوشی حسینی (زادهٔ ۸ مرداد ۱۳۵۸ خرمشهر)[۵] خواننده، تهیه‌کننده موسیقی، آهنگساز، ترانه‌سرا و تنظیم‌کننده سبک پاپ و راک اهل ایران است.
محسن چاوشی ۴۰ سال سن دارد و در تهران زندگی می‌کند. وی هم‌اکنون در ایران فعالیت‌های موسیقی خود را ادامه می‌دهد و از مطرح‌ترین خوانندگان و آهنگسازان ایرانی است.
 
فعالیت حرفه‌ای
محسن چ
امشب بازهم ماه مهمان اتاقم شده
چندساعتی میشود که از پنجره خودش را به داخل انداخته
و چندساعتی هست که در خاطراتم غرق شده ام
از پچ پچ های گاه و بیگاه اطرافیانت، حدس هایی میزنم
خودت را که ببینم، میفهمم حدسم درست بوده یا غلط
میدانم مرا نبخشیدی، ولی امیدوارم توانسته باشی درک کنی
که چه کسی باید میبخشید و بخشید
از روزی که به آن قرار لعنتی رفتی، برای من پرکشیدی
چون نمیخواستم یار ذخیره باشم برای اما و اگرهای شما
بخیال
این ها زخم هایی هستند که گهگاهی س
غصه خوردن و فحش دادن و نفرين کردن و مشت کوبیدن و اشک ریختن و کلافه شدن چیزی نصیبم نمیکنه جز کم شدن ساعت مطالعه ام.میخوام از این زاویه بهش نگاه کنم که رزیدنت ارتوپدی ام و حالا قراره بعد از یک کشیک نود و خوردی ساعته ی سخت برم خونه و از دو روز قبل برای دوش گرفتن و چند ساعت ولو شدن برنامه ریزی و لحظه شماری کردم و درست وقتی که کارم تمام شده و کوله ام رو برداشتم،سال بالایی بی شعور و عوضیم اومده و میگه تا دو روز دیگه حق خونه رفتن نداری.چه حالیه?چه حالی
بسم الله الرحمن الرحیم
یاابوالفضل العباس ادرکنی
التماس میکنم
در خصوص شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تحقیق کنید
من حاضر به مباهله هستم
با تمام اهل سقیفه
با تمام منکرین شهادت حضرت زهرا بدست عمر
نابینا شدن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر اثر سیلی عمربن ا لخطاب
و سقط کودک در رحم آن تنها  یادگار پیامبر
اتش زدن درب خانه اش توسط عمر
بیایید با تمام وجود برای فلج شدن آنکه حقیقت را انکار میکند دعا کنیم در سحر ها .
فهم حقیقت ارزش دارد که زبا
 
دانشمندان تا کنون بیشتر از ۸ میلیون انواع حیوانات را مورد بررسی قرار داده اند؛ از این حیوانات چیزهای با ارزشی مانند گوشت، تخم مرغ، شیر، پوست، پشم و غیره می‌گیریم. همچنین دارو های مختلفی برای درمان انواع بیماری ها از حیوانات گرفته می شوند، آیا می دانید این دارو ها چه هستند؟
بیشتر داروهای هورمونی از غدد حیوانات گرفته می شود. اپی نفرين» که برای درمان بیماریهای قلبی مورد استفاده قرار میگیرد، از غده فوق کلیوی گربه و خوک استخراج می شود؛ این
حسین منزوی یک حافظ دیگر است ادای کسی را در نمی آورد کپی حافظ نیست اما حافظ دیگریست چه قدر دیر با منزوی مانوس شدم چه قدر دیر.
 
غزل 210 حسین منزوی
 
چشمان تو که از هیجان گریه می کنند    
در من هزار چشم نهان گریه می کنند
نفرين به شعر هایم اگر چشم های تو
اینگونه از شنیدنشان، گریه می کنند
شاید که آگهند ز پایان ماجرا
شاید برای هر دومان گریه می کنند!
 
بانوی من! چگونه تسلایتان دهم؟
چون چشم های باورتان گریه می کنند
پر کرده کیسه های خود از بغض رودها
چون ا
جلد اول-قسمت هفتم
تنم
مور مور شد ، حس کردم اشتباه شنیدم ، واقعا او منو خواسته بود ولی من به
چه دردش میخوردم ، پدرم ، پدرم راضی میشد تا تنها فرزندش را به یه جادوگر
بده ، باید منتظر میشدم چون هیچکاری نمیتوانستم بکنم ، دوباره به صدایشان
گوش دادم پدرم گفت: بلک ویزار این عادلانه نیست تو ، تو نمیتونی پسرمو ازم
بگیری ، من هرگز این اجازه رو بهت نمیدم.بلک ویزارد گفت :پس تو میخواهی مرد خوت و قبیله ات رو انتخاب کنی.نه من فقط دنبال راه سومی برای رضایت هرد
آیا معنای وحدت اسلامی این است که از همه چی کوتاه بیاییم و اسمِ خیابان‌هایمان را به نام ابوبکر و عمر بزنیم و دست از عقایدمان برداریم و بیخیال وقایع تاریخی بشویم؟
وحدت شیعه و سنی امکان پذیر است ولی وحدت تشیع و تسنن امکان ندارد. به همین خاطر در وحدتی که با برادران اهل سنت داریم هرگز یک قدم هم از عقایدمان کوتاه نمی‌آییم، اما در قالب اخلاق و جهت احترام به افرادی که حقیقت بهشان نرسیده حتی مسالمت آمیز مناظره هم خواهیم کرد.
***
تساهل و تسامح به معنای
نام کتاب:رمان میستری
نویسنده: Azita و H@niyeh
خلاصه:آروین قصه ما یه پسریه عاشق هیجانو ترس…همین علایقش باعث میشه اروینو دوستاش برای تعطیلات به یه روستابرن یه روستاکه توش یه خونه نفرين شده وجود داره…!!! اتفاقاتی که تو اون خونه نفرين شده. میوفته،ماجراهایی رو به وجود میاره که باعث میشه آروین یه راز خیلی بزرگ از زندگیش رو بفهمه یه راز از گذشتش!!از خانوادش!!و….
ژانر: طنز-ترسناک-معمایی
دانلود فایل PDF
دانلود فایل APK
دانلود فایل EPUB
 
فیلم stan and Ollie و دندارم
 
 
 
میخواستم بگم روایت دوران افول این زوج،  ولی لعنتی ها همیشه تو اوج بودن . روایت پر فراز و نشیب ترین دوران این زوج کمدی . فیلمی جمع و جور، منظم، بی ادعا و قابل احترام از نظر من . 
لورل و هاردی نیازی به تعریف ندارن و بهتون قول میدم از دیدن این فیلم پشیمون نمیشین .
 
اگه فکر میکنید سینمای داستانگو داره از بین میره پس باید حتما شاهکار سینمای دانمارک یعنی guilty و ببینید . تک لوکیشن و تک بازیگر . بی نظیره . اگه فیلم لاک با بازی تا
هفته دفاع مقدس گرامی باد
آن روزها نام و نان بهایی نداشت و آنچه میدان دار بود، قیام بود و عروج. آن روزها ماندن بی معنا بود و مردن در بستر، ننگی بزرگ. آن روزها شهادت، شاهراهی به وسعت افق داشت. آن روزها فاصله خاک تا افلاک و کویر تا بهشت، یک میدان مین بود. خاکریزها، بوی بهشتِ مردانی را گرفته بود که سر به سر، تن به مرگ می سپردند تا مبادا وجبی از کیان دین و وطن، به دست کفتاران حریص و م بیفتد؛ چرا که دفاع مقدس، رساترین واژه در قاموس ایستادگی این مل
اسفند 97. دم دمای عید. بدون شور. کم انرژی. زودرنج. غالبا بی حوصله و ایستاده در لحظه ی بحرانی.اسفند 95. دم دمای عید. پر شور. سودای تجربیات نو. در تکاپو برای شروع اولین سفر مستقلم. سفر به ترکمن صحرا. رویارویی با ناشناخته ها، چالش ها، خطرات و چشم به راه آموزه های جدید.
سفری که با یک شعار شروع شد: "سفر به دیگر سو، درک تفاوت ها" ! جمله ای که یک انتظار در پس خود داشت. انتظار از جاده، طبیعت و مردمان: دیدن تفاوت ها و دمخور شدن با آنها تا درک کردنشان. اما غافلگیری
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


با صدای امید نوری 
تأمین جنسی
می فرمود: بهترین ن شما، زنی است پارسا [ درمقابل دیگران] و پرشهوت [برای همسرش].
بهترین ن شما زنی است که هرگاه با همسرش خلوت میکند، تنپوش حیا را از تن خود در میآورد.
اگر مردی زنش را به بستر بخواند، و زن سر باز زند و مرد بر سر خشم اید، فرشتگان تا سپیده دم آن زن را نفرين کنند.
خشم نگرفتن بر شوهر
می فرمود: هیچ زنی نیست که [بیجا] خشمگنانه به شوهرش بنگرد، جز آنکه [روز رستاخیز] خاکستر آتش دوزخ را به چشمانش سرمه کشند.
بهترین ن شما زنی است
 هزار فرسنگ نفرين شب نامه: اولژانر: وحشت ، رازآلودنویسنده: سیماتوجه: نویسنده رمان در قبال هرآنچه که می خوانید هیچ مسئولیتی ندارد چنان چه سن شما زیر ۱۵ سال می باشد خواهشمندیم از خواندن این رمان جدا خودداری کنید.
-لعنتی کف داره میریزه! یکی زنگ بزنه اورژانس یکی زنگ بزنه بیمارستان!
-سونا خواهش میکنم طاقت بیار سونا طاقت بیار سونااا
-الو الو اورژانس؟ بله بله از دهنش کف میاد نمی دونیم چیشد رفت توی یه اتاق بعد صدای داد و فریادش اومد ،اومدیم دیدیدم
آمانتادین (Amantadine) یک داروی ضد ویروس است که برای پروفیلاکسی و درمان آنفلوآنزا تیپ A، درمان پارکینسون، درمان واکنش‌های اکستراپیرامیدال ناشی از مصرف دارو و همچنین برای کاهش خستگی وابسته به بیماری ام‌اس به کار می‌رود.
آمانتادین
نام‌های تجاری:
Canada:
Endantadine
Mylan- Amantadine
PMS- Amantadine
Symmetrel
گروه دارویی-درمانی: 
ﻋﺎﻣﻞ ﺿﺪ ﺎرﻛﻴﻨﺴﻮن، آﻮﻧﻴﺴﺖ دوﺎﻣﻴﻦ و ﻋﺎﻣﻞ ﺿﺪوﻳﺮوﺳﻲ
اشکال دارویی:
U.S:
ﻛﺴﻮل، ﺧﻮراﻛﻲ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻫﻴﺪروﻛﻠﺮاﻳﺪ: ۱۰۰ ﻣﻴﻠﻲﺮم
مراسم شب دهم محرم 1441 - 1398 در هیئت مکتب الحسین اصفهان با نوای کربلایی حمید علیمی برگزار شد.
 
صوت:
سنگین | امشب شهادت نامه عشاق اما می شود
سنگین | ببینید شب است و همه خوابن
دمام زنی | امشب اگر فردا شود
روضه - امشبی را شه دین
روضه - شب وداع عاشق و دلبره
روضه - نفرين به هر چی کوفیه
روضه شب عاشورا
مناجات و روضه | سر بر زمین افکند
خب خب بیبیا بیاین که باهاتون حرف دارمیه راست میرم سر اصل مطلبشما همه فیک میخونین درسته؟چه کاپلی رو شیپ میکنین؟شاید حتی بعضیاتون شبا با رویای با هم بودنشون می خوابین!فندوم ما آرمیه.ما ارتش پسرامونیم.درسته یا نه؟چرا وقتی پسرامون واسه حمایت از جامعه ی رنگین کمونی انقد به اعتبار خودشون توی کره و چین و.لطمه زدن،وقتی اینهمه هزینه کردن تا ازشون حمایت کنن،باز یه عده کورکورانه عقاید آدمای قرن 19و 20رو ادامه میدین؟!کیپاپرا توی کل دنیا قوی ترینان.چ
سلام
من یک پسر هستم. من پسری بصری هستم و اول از قیافه و هیکل طرف خوشم میاد (معمولا) و بعد جذبش میشم و درباره باطنش و سایر مشخصاتش بررسی میکنم. 
حالا اگر بر اساس همین ظاهر رفتم جلو و بعدش همون اوایل فهمیدم که به درد هم نمیخوریم، و البته دلیل خیلی منطقی هم نداشتیم، مثلا از صدای طرف خوش مون نیومد! یا از لحن حرف زدنش! یا فهمیدیم 5 تا داداش داره!! و خلاصه یه دلیلی که خیلی نمیشه بهش استناد کرد. مثلا نمیشه خیلی راحت گفت خانوم شما فرضا نماز نمیخونی و من میخ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب