نتایج پست ها برای عبارت :

نفهمن چی تئ دلت هست دیگع هی طعنه نبندن

مغزم، دلم، روحم، جسمم مدام طعنه می‌زنند که ۲۸ام هم گذشت، پس چه شد آن وعده و وعیدها و من خودم را به کوچه علی چپ زده و طعنه‌ها را بی پاسخ گذاشته و به باقی کارهای مانده مشغول می‌شوم. به "خود" قول داده‌ام، تیر نگذرد، جهادیِ تیر نگذرد.تا یار که را خواهد!
دوستیمو با آرزو بهم زدم
از نظر من آرزو آدمیه که رفتارای زشت خودشو نمیبینه اما رفتای بد منو با لحن بد ب روم میاره
اما من درمورد رفتارا وحرفایی ک خیلی وقتا ناراحتم کرده حرفی نمیزنم چون جز عصاب خوردی چيزی برام نداره
فکر میکنه خیلی عاقل وفهمیدست وبقیه نفهمن وفاز نصیحت برمیداره :/
 
خیلی خوشحالم از اتمام این دوستی.
 
اما آشفتم از این جهت که هرچي درس میخونم یادم میره وامتحانامو خراب میکنم
میترسم از مشروط شدن
تنها امیدم خداست
خدایا حال دل منو همه آ
نباید یه طوری زندگی کنیم که نشه ازش یه قصه دراورد. آدمای زیادی اومدن و بدون اینکه یه قصه ی پر ملات بسازن، رفتن.  آدمای بی قصه بعد رفتن شون می میرن. باید قصه بشیم. قصه ی شبای بلندِ بچه ها. قصه ی شبای نگذشتنی ِ آدم بزرگای ِ درمونده. باید اون قصه ای بشیم که مامان بزرگ، بابابزرگا از تعریف کردنش واسه نوه هاشون لذت ببرن. لذت ببرن و همزمان آروم بغض کنن. بچه ها ولی بخندن و تو عالم بچگی شون هيچ وقت نفهمن که چرا بابا بزرگ، مامان بزرگ شون توی اون داستان
اینکه مامان قبول نمیکنه و بابا اصلا حرفشم نمیزنه داره عصبیم میکنه
من فقط یکسال زمان میخوام و بعدش خودم تصمیم میگیرم
اخرش که چي؟.
خدایا درستش کن ديگع این همه ادم بی دردسر خواسته هاشونو گوش میدی و اهمیت میدی
خودتم میدونی اخرین‌چيزیه که ازت میخوام حتی اخرت پسنده پس کمک کن.
امام رضا تو ديگع‌چرا جفت و‌جورش کن دیگه قربونت برم
یک.
هر چيز که در جستن آنی آنی
فألهمها فجورها و تقواها
پرسید که: شما می‌گی همه چيز در خود انسان هست ولی چرا بعضی مردم عین گوسفند و گاوند؟(تعبیر به گمونم همین دو حیوان بود)
گفتم: همه این درد رو می‌فهمن ولی چون نمی‌تونن تحمل کنن خودشون رو درگیر چيزهای مختلف می‌کنن تا این فهم اذیتشون نکنه، تا حرکت نکنن و نفهمن که گم شدن بلکه از همین گمشدگی لذت ببرن!
الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا، وقتی بمیرن تازه می‌فهمن که کجای کار هستن!
دو.
بعض کلماتی که به کار می
سکانس اول :
صبح که وارد کلاس شد دستش بود
حجم و قد و قواره اش خیلی آشنا میزد!
همینطور که زیر چشمی نگاهش می کردم گوشه ی جلدش بهم رخ نشون داد
خودش بود
_سلام بر ابراهيم
یه لحظه تمام تصوراتم به پر و پای هم پیچيدن
آخه به قیافه اش .به قیافه اش که چي؟
مگه دوست و رفقای خود ابراهيم هم همون لات و لوتای سرکوچشون نبودن؟!
تمام ذهنیت بی خود و بی جهت مخ مبارک رو دیلیت کردم و یه لبخند از سر شوق که حتی متوجهش هم نشد بهش زدم
سکانس دوم:
تو سالن هر کدوم یه گوشه نشسته بو
 چون گرد حرم گشتی با خان خدا بنشین               چون می به قدح کردی بر چشمه زمزم زن
 گر تکیه دهي وقتی، برتخت سلیمان ده             ورپنجه زنی روزی، در پنجه رستم زن
 گر دردی از او بردی صد خنده به درمان کن         ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
 زاهد سخن تقوا بسیار مگو با ما                      دم در کش از این معنی، یعنی که نفس کم زن
                                         فروغی بسطامی
 
یک شعری داشت حافظ که میگفت، پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت/آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد، یک تفسیری بود از این شعر که حافظ دارد به پیر ما طعنه میزند که کور است و خطای صنع را نمیبیند و خب اشکالی هم ندارد برای زنده ماندن، زندگی کردن، لذت بردن، خندیدن و. گاهي عادم باید خطا پو‌ش تر باشد، گاهي کمی خطا پو‌ش تر باشد، نه اینکه کور و احمق باشد ها. فقط کمی خطا پوش. 
بدشانس که باشی !
کلاس متون فقهم راجع به ازدواج و ضرورتش سخن پراکنی میکنه!
اونم ساعت ۴تا ۶ .بعد از یه روز فوق العاده سخت .بی ناهار .با یه کلوچه خورد شده نادری و یه لقمه خرما !
با میزان غیر قابل باوری بحث و جنجال با آموزش و مدیر گروه سر حذف و اضافه و حرفایی که بی منطق به کرسی میشینه .و حرف کشیدن  از یه کارمند بی عقل آموزش .و بی احترامی کردن هاش .و نگاهایی که انگار داشت به بی ارزش ترین موجود دنیا مینداخت _واقعاااا آدم عوضی ای بوووودخدا ازش نگذره
دانلود عکس نوشته دار خفن ، عکس متن دار تیکه دار و شاخ برای عکس پروفایل و شبکه های اجتماعی اینستاگرام و تلگرام برای رو کم کردن دوستان!

به بعضیام باس گفت : لطفا یه دهن برامون خفه شو عزیزم

همیشه مراقب جفتک انداختن اونایی که خر کردید باشید…
با هيچ کس مهربون نباش ، کسی بلد نیست جبران کنه!
کاش تو تقویم روز نامرد داشتیم تا بشه به بعضیا تبریک بگیم …
******
متن کپشن شاخ اینستاگرام
این قآنونِ زندگی مــَــنهبـودے ، نــوشنـَبودی ، فــَــرآموش
******
متن شا
امروز انقدر اتفاقای عجیب و غریب افتاده که برای خلاصی از فکر و خیال فقط باید خودمو خاموش کنم.
مرحله اول المپیاد .
جلسه اساتید و من.
دهن لقی استاد!
دهن لقی خودم.
حرفای استاد .
عجیب شدن رفتار چن نفر .
دیگه باید برم خاموش شم.
.
خوشا فاضل که میگه:فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست!
توئیتر عصر روز گذشته حساب کاربری یکی از حامیان ترامپ به نام کارپ دانکتوم را به طور موقت تعلیق کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از انگجت، وی از جمله افرادی بود که تصاویر تمسخرآمیزی را متشکل از عکس و نوشته های هجوآمیز برای استفاده ترامپ در شبکه های اجتماعی بر علیه مخالفانش تولید می کرد. این نوع مطالب که به meme شهرت دارند، از محبوبیت زیادی در فضای مجازی برخوردار هستند.
به نظر می رسد تعلیق حساب کاربری این فرد ناشی از تولید ویدئویی خشونت آمی
گفت بردم صافکاری ماشینم رو نشون دادم. سیصد و ده تومن میشه هزینه ش. 
گفتم آقا حالا هرچي که صافکار میگه که نباید بگید چشم.گوشه های قیمت رو بسابید؛ از اول و اخرش یه مبلغی تخفیف بگیرید.
گفت شما انگار خیلی راهتون به صافکاری می افته خانوم! 
گفتم طعنه تون رو نشنیده میگیرم.
تا آخر مکالمه خنده ش قطع نشد و الان دارم از حرص منفجر میشم.
کلام قدرت عجیبی داره اگه هنوز در کلام و سخن گفتنت تقوا نداری آرامش هم نداری یکم بیشتر هم از خدا دورتری !!
حال خوب و بد ما آدما، بخش زیادیش به خاطر، کلام و سخنیه که ابراز می کنیم 
کاش حال حرفهامون خوب بشه
ساده
بدون تکلف
با اخلاص 
بی آلایش 
عاقلانه و نه زیرکانه 
لطیف نه تند و خشن
بلیغ و رسا نه با طعنه و سرزنش
به اشارت نه با بی حیایی
نرم نه خشمگین
پرمغز نه بیهوده و لهو 
ذکر باشه نه غفلت 
از حرف های خاله خانباجی، حساب کتاب های فامیلی، کینه دوزی و حرف های سنگین و طعنه دار، همیشه فراری بودم. برام قابل درک نبود و خیلی سطح پایین میدونسمش.
خبر وحشتناک: دارم تبدیل میشم به یکی از همون خاله خانباجی ها، کی اینو گفت کی اونو. این کار و کردن و اون کار رو نکردن. کینه جاری رو برداشتم، از مادرشوهر دوری میکنم. این منم؟ خدایا کمکم کن. از این درگیرهای کوچيک نجاتم بده.
غمزه و ناز و ادای تو خوشم می آید،
عفّت و شرم و حیای تو خوشم می آید.
گر دوصد بار مرا طعنه و توهين بکنی،
هم دوصد بار صدای تو خوشم می آید.
پیرو قافیة بیت لب میگونت،
من ردیفم ز قفای تو، خوشم می آید.
چه جفا است بلای غم دیرینة تو،
چه بلا است جفای تو، خوشم می آید.
نرود یاد رخت هيچ گهي از یادم،
دم مرگم ز ادای تو خوشم می آید.
من خوشامد بکنم، لیک نیاید به تو خوش،
خوشی دهر برای تو خوشم می آید
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را
یاد خیام افتادم و این رباعی زیبا، خیلی دلم میخواست بدونم خیام واسه چي این رباعی رو سروده، شخص خاصی رو در نظر گرفته یا نه!. واقعا چه کسی میتونه صد لقمه بخوره که از شراب پست تر باشه!!!. خیام و رباعیاتش میتونن خواننده رو بیخیال کنند، حداقل رو من این اثرو داره. رباعیاتی که از دروازه دیگه ای به زندگی نگاه می‌کنه.
دارد آن بوی هم آغوشی تو آغوش من،
بوسه ات مهر خموشی لب خاموش من.
غصه ها با بوسه ها از دل رود چون قافله،
می برد یاد خوشت از سر خیال و هوش من.
دیدة بیدار دارم، دولت بیدار نه،
حرف زیبایت نیاید لحظه ای بر گوش من.
خنده های شکّرینت لذّت شعر ترم،
آتش قلبت شرار این دل پرجوش من.
آشنایی کرده ای با دشمن غدار من،
طعنه های دشمنم باری شود بر دوش من.
شیشة قلبم شکستی و خمارت در دلم،
شوق وارستن ندارد از دل خون جوش من.
بیا که زخم زبان می زند سرم به دلمولحظه لحظه ازحرکاتش ملولم  وخجلمنشسته روبروی من به حالتی پر مکربه طعنه نیش وکنایه زند چرا کسلمچه آمده به سرم من خودم نمی دانمچه شد رفیق عزیز وملوسم وزبلمفقط همین که زمین خورده ام ببین بد جورنفس نم ودرمانده ام  چو پابه گلممن از خجالت این روزها سرم زیر استنمانده حسی وحالی اسیر در هچلممرا به خنده همی می نوازد این دشمنکه کو رفیق شفیق کجاست آن سجلمنگویمت که تو برگرد خوب  می دانینفس به پای تو بند است ای عزیز دل
" خواهرشوهر چي کار می‌کنه؟ [همراه با خنده‌ی طعنه‌وار.] "
در راستای سوالاتی که این روزها ازم پرسیده می‌شه؛ باید عرض کنم خدمت‌تون که این چيزا گفتن نداره، ولی در حال برنامه‌ریزی یک قتل تروتمیز هستم. قطعاً تا الان هویت مقتول رو حدس زدین.
 
 
پی‌نوشت: واقعاً خواهرشوهرها فشار زیادی ُ تحمل می‌کنن. بیاین تمیز کنیم این تاریخِ خراب‌مون ُ. 
پی‌نوشت دو: لعنتی! این اولین‌باره که یک صفت این‌قدر پررنگ می‌شه که روی اسم‌م سایه می‌اندازه. آه.
پی‌نوشت
اینکه دنیا صفر و یک نیست٬ سیاه و سفید نیست سختش می کنه. اگه سیاه و سفید بود یا آدما رو سفت می چسبیدی و نگهشون می داشتی یا می نداختی دور و فرار می کردی. 
اینکه هر چيزی خاکستریه باعث میشه یه وقتایی سیاهياش رو ببینی و یه وقتایی سفیدیاش. باعث میشه یه دقیقه ببخشیش و دقیقه ی بعد نبخشیش. باعث میشه یک لحظه دوستش داشته باشی و یاد چيز خوبی ازش بیفتی٬ اما دقیقه ی بعد با خودت هزار بار تکرار کنی که چرا نباید هيچ چيزی رو ادامه داد.
آدما خاکستری ن و دوست دارن
به گزارش سلام سینما علی فروغی، مدیر شبکه 3 صدا و سیما، با کنایه به پرویز پرستویی نوشت: سلبریتی پرمدعا که تلویزیون را تحریم می‌کند ولی پای آن اشک می‌ریزد». پرویز پرستویی نیز در جواب طعنه مدیر شبکه 3، یادداشتی را منتشر کرد که در آن نوشته است: مگه صداو سیما ملک شخصی یا ارث پدری شماست؟»
علی فروغی با تکذیب شایعه‌ی ریاستش بر صداوسیما در بخش‌هایی از یادداشت خود با طعنه به پرویز پرستویی نوشت:
"این روزها آنهایی که باد در گلو انداخته و آروغ روشنفکر
به گزارش سلام سینما علی فروغی، مدیر شبکه 3 صدا و سیما، با کنایه به پرویز پرستویی نوشت: سلبریتی پرمدعا که تلویزیون را تحریم می‌کند ولی پای آن اشک می‌ریزد». پرویز پرستویی نیز در جواب طعنه مدیر شبکه 3، یادداشتی را منتشر کرد که در آن نوشته است: مگه صداو سیما ملک شخصی یا ارث پدری شماست؟»
علی فروغی با تکذیب شایعه‌ی ریاستش بر صداوسیما در بخش‌هایی از یادداشت خود با طعنه به پرویز پرستویی نوشت:
"این روزها آنهایی که باد در گلو انداخته و آروغ روشنفکر
 
نباید یه طوری زندگی کنیم که نشه ازش یه قصه درآورد. آدمای زیادی اومدن و بدون اینکه یه قصه‌ی پر ملات بسازن، رفتن.  آدمای بی قصه بعد رفتن شون می‌میرن. باید قصه بشیم. قصه‌ی شبای بلند ِ بچه‌های ِ بعد از خودمون. باید اون قصه‌ای بشیم که مامان بزرگ، بابابزرگا از تعریف کردنش واسه نوه هاشون لذت ببرن. مامان‌بزرگ بابابزرگا از تعریف کردنش آروم بغض کنن و بچه ها بخندن و تو عالم بچگی شون هيچ وقت نفهمن که چي شد بابابزرگ، مامان‌بزرگ شون توی اون داستان
تنت به ناز طبیبان نیازمند مبادوجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توستبه هيچ عارضه شخص تو دردمند مباد
جمال صورت و معنی ز امن صحت توستکه ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
در این چمن چو درآید خزان به یغماییرهش به سرو سهي قامت بلند مباد
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازدمجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیندبر آتش تو به جز جان او سپند مباد
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جویکه حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
 "حافظ" @ashenayershgh 
وقت آن شد جان من، افکار را دیگر کنیم،
دفتر و اندیشه و اشعار را دیگر کنیم.
تا که بافی طعنه ها را با هزاران ساحری،
تار و پود شیوة گفتار را دیگر کنیم.
ارز پل شد در سما و قدر آدم در زمین،
کو توانی قیمت بازار را دیگر کنیم.
کلّه ای باشد تهي، این علّت دستار نه،
کلّه کل باشد اگر، دستار را دیگر کنیم.
تا اجل رهگم زند در کوچه های عمر ما
، خانه و دروازه و دیوار را دیگر کنیم.
تا به رنگ دیگری تابی به چشم دیگران،
جامه و هم کرته و ایزار را دیگر کنیم.
ای که از خود رفته
 
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم
آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویت
نیست چون آینه‌ام روی ز آهن چه کنم
برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر
کارفرمای قدر می‌کند این من چه کنم
برق غیرت چو چنین می‌جهد از مکمن غیب
تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم
شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت
دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم
مددی گر به چراغی نکند آتش طور
چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم
حافظا خلد برین خانه موروث من است
اندر این منزل
از سرنوشت خویش در آزار بوده امعاشق ولی رها رغم یار بوده امشب‌های من همه طی شد به بی کسیلیکن رهين عشق وغم یار بوده امروزم به شام حسرت لبخند ماند وبسیا همنشین این دل غمبار بوده امفردای من چه می شود از این همه خیالرسوا شوم اگر که عشق خریدار بوده امناگه به آسمان خیالم وزید عشقضمناً به طعنه گفت که ناچار بوده امصاحب کرامتی به دلم پا نهاد و گفتآصف بیا که بهر تو من یار بوده امیاران به لحظه ای به دلم عشق جان گرفتنالید دل که بی تو گرفتار بوده امروزم بسی
گاهي دلم پر می کشد ، تا بام مادر عائشه(رض)تا بشنود از قدسیان ، پیغام مادر عائشه(رض)محبوبه ای خیرالوراء ، تسکین درد مصطفی(ص)آرامش پیغمبر(ص) از ، آرامش مادر عائشه(رض)تدوین بشد از مادرم ، فقهي که از احمد شنیدصدها روایت نقل و شد ، از کام مادر عائشه(رض)هرکس که دارد در دلش ایمان به الله و رسول ، حرمت کند باید که او مقام مادر عائشه(رض)طعنه به پاکان می زند خفاش تاریکی شب ، تا کور و می گردد ز نور تام مادر عائشه(رض)طبق گواهي خدا ، ایشان بری از توهمت استاز آنچ
بابای من خیلی مخالفن، کلا دنیامون خیلی جداست از هم، فعالیت هام، رشته م، علاقه مندی هام، چيزایی که میخونم، چيزایی که می‌بینم فرق داره با سلیقه بابا و خیلی وقت ها مورد نقد و طعنه قرار گرفتم!
امشب داشتم فکر می‌کردم که چقدر عجیب این پدری که انقدر با من مخالفن چرا سر ازدواجم انقدر روال و موافق و راضی برخورد کردن؟ 
خیلی چيزا بود توی این ازدواج که حتی وجود یه دونه ش از نگاهِ بابا میتونست یه جوابِ "نه" ی سفت و سخت باشه.
 
خلاصه اینکه می‌گن ازدواج خی
                                                                                                         
 
توجه زیاد به لکه ها، توجه به گرد و خاک و اینکه کجا نشسته اند، توجه وسواس گونه به تمیزی و ایجاد اضطراب برای خود و اطرافیان، طعنه زدنهایی که از درونش" من خیلی تمیزم" و " تو چقدر شه‌ای" بیرون می آید، تلخ کردن روزهای زیبای منتهي به سال نو همه و همه از ن بر می آید و نیشش را بر ن فرو می‌کند* عمه خانم مایع ظرفشویی دورتو که خاطرتان هست
خواستم بگم الان تو نمازخونه ترمینال خواب بودم. اذان میگفتن مستخدم اونجا اومد بلندم کرد . حالا به اینجاختم نشد که . حاج آقا روشو کرد بهم گفت آقاببخشید مزاحم شما شدیم . منم گفتم نه خواهش میکنم از اونطرف جیم شدم رفتم بیرون.
شیطونه میگفت برم وضو بگیرم بیام پشتش نماز بخونم نگه اینم کافر و بی نمازه . حیف که ده دقیقه دیگه بلیط داشتم . اصلا احساس میکنم بد طعنه ی بزرگی بهم زد 
به دفتر استادم وارد می‌شوم با کنایه بعضا تکراری روبه‌رو می‌شوم که پیش ما نمی‌آیی و همیشه با دیگران انگار هستی. می‌توانم حدس بزنم این طعنه از کجا می‌آید از اینجا که چند روز پیش چند ساعتی را در دفتر استاد دیگرم گذرانده‌ام و بر سر کارهایمان کمی با هم اختلاط کرده بودیم. کاش می‌توانستم بی‌پرده حرف‌هایم را بزنم اما چه می‌شود کرد بهرحال نه دوست دارم حرمتی را بشکنم نه حوصله‌ای مانده برای زدن برخی حرف‌ها و نه سیستم حوصله و وقت شنیدن برخی حرفه
 
ای خدا! من باید از نظر علم نیز از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند،
باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر می فروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد.
باید همه آن تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو در آورم، آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم.
 
بخشی از نیایش های شهيد چمران، کتاب زمزم عشق، ص 182
فاصله زمانی جغرافیای من و جایی که قراره خونه بعدیم باشه جوریه که وقتی اونا وسط خواب نازن ما خسته از کار برگشتیم. من استرس ساعات باقی مانده رو دارم و اون تو خواب نازه. حرفای بینمون میتونه زندگی منو از این رو به اون رو کنه ولی برای اون شاید فرقی نداشته باشه. همشم ته دلم میگم اگه بشه خوب میشه و حس میکنم بعدش چه راحتم. لحظه موعد میرسه و حرفاش همونی میشه که قراره زندگی من رو از این رو به اون رو کنه. دو سه تا جیغ خوشحالی میکشم و تموم میشه و وجودم پر از ا
هرچه کُنی بکن، مَکنترکِ من ای نگار منهرچه بَری بِبَر، مَبَرسنگدلی به کار منهرچه هِلی بِهِل، مَهِلپرده به روی چون قمرهرچه دَری بِدَر، مَدرپرده‌ی اعتبار منهرچه کِشی بِکِش، مَکِشباده به بزمِ مدّعیهرچه خوری بخور، مخورخونِ دلِ فگار منهرچه دَهي بده، مَدهزلف به باد، ای صنمهرچه نَهي بِنِه، مَنِهدام به رهگذار من هرچه کُشی بکُش، مَکُشصید حرم که نیست خوش هرچه شَوی بـِشو، مَشوتشنه به خونِ زار منهر چه بُری بِبُر، مَبُررشته‌ی اُلفتِ مراهرچه کَن
همه‌ی آدم‌ها حساسند. هيچ‌کس نیست که حساس نیست. تفاوت آدم‌ها در این نیست که بعضی حساسند و بعضی نیستند. تفاوت آدمها موضوع حساسیت‌هاشان است. یکی روی سرنوشت همسایه حساس است، یکی روی سر و وضع همسایه. یکی روی این‌ که بیمارش زودتر به بیمارستان برسد، یکی روی این که صدای آمبولانس آرامشش را به هم نزند. یکی روی این که چطور با این همه اندوه آرام بنشیند، یکی روی این که چرا با طرح اندوه دیگران نمی‌گذارند از زندگی لذت ببرد.
پس این بار اگر کسی به طعنه پ
#خواهــــــــــر_مـحــجــبه ام میدانم❗️این روزها کمی به تو سخت میگذرد{گاهي دلسرد میشوی از طعنه ها }{گاهي ناراحت از باورها }{و گاهي خشمگین از تلاطم ها }خواهرم  میدانم دست خودت نیست گاهي خسته میشوی!!!خسته ات میکند روزگار و آدمهایشدر آن لحظات فقط #تلنگری بزن به نگی ات!!به اینکه تو مریمی  همان که بر پاکیت عیسی سوگند خورد به اینکه تو سمیه ای همان که شهادت را بنا نهاد☝️به اینکه تو فاطمه ای همان که بانوی اسلام وام ألائمه استبه اینکه تو آسیه ای
مهرداد بذرپاش» در مراسم بزرگداشت سپهبد شهيد قاسم سلیمانی:
انتقام، یک واکنش احساسی برای تسکین قلوب نیست، بلکه یک کار حکیمانه، دقیق و بازدارنده است.
در موجودات آمریکایی، کسی را همسان حاج قاسم نمی‌توان پیدا کرد که از او انتقام گرفت.
انتقام اصلی، پاک کردن منطقه از لوث وجود آمریکا و تفکر داعش‌پرور است.
کسانی که به حاج قاسم طعنه می‌زدند که لبنان و غزه و سوریه چه ربطی به ما دارد(؟!) امروز دیدند همان فرد چگونه جانش را فدای ایران کرد.
حاج قاسم سلیم
مثل نور
بعضی اگرچه طعنه ی انکار می زنندمارا میان باغ خدا  جار می زنند
باید پرید و رفت که درخاکدان شهراین کرکسان به چشم تومنقارمی زنند
اینجا کسی به فکر کسی نیست بی دلیلحرف دروغ ومسخره بسیارمی زنند
بی معنی است صحبتی از ارزش خردجایی که چوب کفر به افکارمی زنند
دنیاکمان وچرخ زه وروزگار تیربا دست هم به دیده ی بیدار می زنند
برخیز مثل نور که درسایه ی سحریک کهکشان ستاره ی نو دار می زنند
#ناصر_باریکانی (ناصح)
هر شب،
آنگاه که کامل می شود ماه بر نازک سطح برکه ها
تو نیز 
در حسرت چشمان من تکثیر می شوی!
تو نمی دانی 
اما چون یک گل سرخ
می رویی هر دم میان گلدان سرخ قلبم،
کبوترم،
تو چه می دانی که، 
میان حروف سرخ لبانت
این منم که از عشق می خوانم آواز.
آنکس که هر صبح 
به سراسر گیتی نور می بخشد،
هر نگاهش 
طعنه می زند به خورشید کیست؟
کیست که صدایش،
نازک تر از ترنم ترانه های جویباران،
کمند گیسوانش
طنابی بر حلقه انبوه خاطراتم
کیست که نمی داند،
بار سکوتش سنگین‌تر ا
روی افرادی که توی خونه ی ما زندگی میکنن اسمی جز دیوونه نمیشه گذاشت! 
دیشب بعدِ یه دعوایی که خدارو شکر فقط لفظی بود انقدر ناراحت و عصبی شده بودم که دلم میخواست زار زار گریه کنم ولی همش بغضمو میخوردم. من خیلی وقته توی دعواها و بحث ها دخالتی نمیکنم و حرفی نمیزنم حتی اگه درمورد خودم باشه. میذارم هرچي دلشون میخواد بهم بگن تا آروم بشن! اینجا فقط ارزش آدما به اندازه رتبه کنکور و نمره های درسیشونه و کسی که چند سال پشت کنکور مونده باشه خیلی حقیر و بی ار
صبح وقتی رفتم دیکشنری اکسفورد یادگار از سالهای موسسه رفتن رو از توی کمد بردارم که تمریناتم رو حل کنم چشمم خورد به کتابای داستان انگلیسی ای که برای کلاس پارسال خریده بودم البته قبلا از کنسل شدنش. راستش وقتی دیروز ازش پرسیدم موقع برگشت سر راهش کتابم رو میتونه بگیره و با طعنه و پوزخند جواب داد تو هم که همه ش داری کتاب زبان میخری احساس کردم دوباره مثل اون سالها افتادم اون هم خیلی بدتر. جوری که برای بلند شدن باز ده سال دیگه وقت میخوام. اما صبح که ب
زنگ زده میگه بچه م نمراتش اونی نمیشه که "من" میخوام . و من رو با تحکم بیشتری میگه . براش توضیح میدم که قرار نیست همه بچه ها همه ی نمراتشون بالا باشه.  ممکنه کسی واقعا استعداد یه درس خاصی رو نداشته باشه. بهش میگم پسرِ توی سن بلوغت رو مراعات کن. به بهونه درس کاریش نکن از خونه فراری بشه. 
یاد نوجوونی خودم میفتم، یاد دیوارای پر شده از پوستر، یاد گرررریه هام برای باختن تیم مورد علاقه م، یاد اینکه چقد سر هر بازی نذر و نیاز میکردم. و یادمه که مراعاتمو میک
دبیرستان بودیم. تو بعضی امتحان‌ها مدرسه بهمون یه آزادی‌هایی می‌داد که به نوعی» تقلّب کنیم. نه این که تقلّب کنیم‌ها. صرفن امتحان رو با اون ساختاری که آموزش و پرورش انتظار داشت برگزار نمی‌کرد.
یه معلّم شیمی داشتیم که خیلی باهامون رفیق بود و هوامون رو داشت و اینا. D: یه روز سر کلاسش همین طوری داشتیم صحبت دور همی می‌کردیم، یکی پرسید آموزش و پرورش نمی‌دونه ما تقلّب می‌کنیم تو بعضی از این امتحاناش؟ معلّم شیمیه گفت چرا! معلومه که وقتی این قدر
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
 
زهرا همان کسی است که بیت محقرشطعنه زده به عرش و تمامی گوهرشاو را خدا برای خودش آفریده استتا اینکه هر سحر بنشیند برابرششرط پیمبری به پسر داشتن که نیستمردی» پیمبر است که زهراست دخترشمانند احترام خداوند واجب استحفظ مقام فاطمه حتی به همسرشیک نیمه‌اش نبوت و نیمش ولایت استحالا علی صداش کنم یا پیمبرشدست توسل همه‌ی انبیا بودبر رشته های چادری صبح مش ما بچه‌های فاطمه ممنون فضه ایماز اینکه وا نشد پس در پای دخ
دلم آشنایی داشت و به دنبال یکی شدن ، خودمو وقف دلم کردم و بی وقفه به فکر دل شدم  گاهي سرگردان ، مدتی براه و چند وقتی هم حیران تا لحظاتی را خوش باشد و چشم و زبان من به نیابت از دلم دوست داشتن را با تمام وجود نشان دهند در این بین از این و آن حرفها شنیدم و برخوردها دیدم ،و این حکمی بود که در مورد من بدون تفهيم اتهام اجرا میشد بی هيچ پُرسشی ؟!میشد قلبی را که در آتشی از قفس قرار داشت دید رنجور از درد و رنج عشق ، شکسته از زخم زبان هایی که ندانسته و نفهم
من ادم حاضر غایبی هستم
اگر کسی کلفتی ،کنایه ای ،طعنه ای. به من بگه جوابشو رو نمیدم و می گذرم.
البته گاهي با خودم میگم" کاش جوابشو اینطوری و اون طوری می دادم ولی بعد منصرف می شم چون اصلا دلم نمی خواد آرامش روح و روانم با این خاله زنک بازیا که دستاورد مثبتی هم نداره، دچار تشویش بشه!
بسیاری از احادیث و سخنان ادبا و شعرای فررانه و باهوش درباره همین سکوت و پرهيز از مجادله و وراجی هست .
مجادله باعث تزل شخصیت آدم و پریشانی روح و روان طرفین‌ میشه
دلم آشنایی داشت و به دنبال یکی شدن ، خودمو وقف دلم کردم و بی وقفه به فکر دل شدم  گاهي سرگردان ، مدتی براه و چند وقتی هم حیران تا لحظاتی را خوش باشد و چشم و زبان من به نیابت از دلم دوست داشتن را با تمام وجود نشان دهند در این بین از این و آن حرفها شنیدم و برخوردها دیدم ،و این حکمی بود که در مورد من بدون تفهيم اتهام اجرا میشد بی هيچ پُرسشی ؟!میشد قلبی را که در آتشی از قفس قرار داشت دید رنجور از درد و رنج عشق ، شکسته از زخم زبان هایی که ندانسته و نفهم
نمی دانم چرا در فصل غمها ،مانده ای تنهاگذشته کاروان دل، چرا جا مانده ای اینجامگر عاشق نبودی تو ،خراباتی نبودی توکه در خمخانه مستی، تو ماندی وغمی والانه شوری در سرت مانده، نه سودای وصال یارغمین وخسته ماندی تو، میان سیل ماتم هااز این مردم تو رنجیدی به روی عشق خندیدیبه طعنه این سخن گفتی، چه شد مهر ووفا مارابه دنیا ناسزا گفتی زرنج وغصه نالیدیمگر عاشق نبودی تو، در این شط شب رویادلت را شاد کن ای یار، بیا یکرنگ وصادق شوکه در این معرکه عشق است ومن ی
من یادمه اون روزا چه مزه‌ای بودن، یادمه باروناش از همه‌ی بارونا بارون‌تر بودن، شجریان از همیشه‌ش شجریان‌تر بود، دل من از همیشه‌ی همیشه‌ش نازک‌تر. یادمه مسیرا رو، پیاده‌رویا رو‌. یادمه تو رد شدن از چهارراه‌ها چي می‌خوندم، و چقدر می‌خواستم از شیشه‌ی بالا کشیده‌ی تاکسیا بپرم بیرون و پام برسه به یه دنیای دیگه. هيچ پاییز دیگه ای اونقدر خنک و خوشبو نبود، هيچ پاییز دیگه‌ای اونقدر بی‌خوابی همراه با هيجان و عشق و ترس و غم به خودش ندید، حت
این مدت انقدر آدمای عجیب دیدم که کم مونده شاخ در بیارم!
اول دختری که فقط بلده حرف مفت بزنه، بشدت دو به هم زنه بشدت بیشعوره ولی ه و بلده چطوری رفتار کنه که آدما یا نفهمن چه موجود کثیفیه یا خیلی دیر بفهمن مثلا من خودم تازه بعد دو سال و نیم به ماهيتش پی بردم!
دوم آقایی که من رو کلی تحقیر کرد که تو فلانی و بیساری و کسی تو زندگیت بوده بعد خودش دخترونگی دختری که عاشقش بود رو گرفته بود و ولش کرده بود! شاید برای یکی مثل من بحث داشتن و نداشتن بکارت مهم
عبارت ها، آوا ها و حتی تکانه های جالبی بین من و علی به جریان افتاده.
ذهنم را پر از کلمه میکنم که بپاشم به صورتش و باز با سکوت تام، به زیر بغلش میخزم. کمرم درد میگیرد، کتف و شانه م تیر میکشد، تمام خونم با سرعت داغ میشود و در من می دود.
همه ش به شوخی باهم حرف میزنیم. هر لحظه برای بیرون کشیدن هم از فکر، به طعنه میگوییم "عارررره"
مسخره شده.
یا شاید قشنگ،
اینکه من چقدر سخت زندگی کردم تا به نقطه ای برسم که دوست داشتن، درست و دقیق به اندام جهان من بنشیند، ک
 
این جوکر» همان‌طور که کارگردانش گفته بود به تراویس بیکل راننده تاکسی» اسکورسیزی نزدیک است. کسی که می‌خواهد خیابان‌ها را از کثافت پاک کند. طعنه‌آمیز نیست که دست آخر به رابرت دنیرویی شلیک می‌کند که بازیگر نقش تراویس بیکل بود؟ یعنی حتی تراویس بیکل هم در گاتهام تاب نمی‌آورد. فقط جوکر است که می‌تواند با رسیدن به پوچي مطلق، بدون هيچ هدف والایی در گاتهام تبدیل به قهرمانی آنارشیست و البته در جهت اهداف تمداران جامعه شود.
جوکر» بیشتر ا
یکی از بهترین موضوعاتی که در مورد رژیم کتو وجود دارد، این است که زمانی که شما در این رژیم، خودتان را به خوردن برخی از غذاهای مشخص محدود می‌کنید، در عوض هيچ محدودیتی در مورد غذاهایی که در لیست خوراکی های مجازتان وجود دارد، ندارید و می توانید هر چقدر که دوست دارید، از آن ها بخورید. در ادامه با برنامه غذایی کتو یا کتوژنیک آشنا شوید.
برنامه رژیم غذایی کتو
یکی از رایج ترین سوالاتی که، ممکن است هر کسی در مورد رژیم غذایی کتو (keto) بپرسد، این است که پ
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
رزق حلالِ فاطمی از آسمان نخوردهر کس که غصه ی غمِ صاحب زمان نخوردبا بدترین گناه، تفاوت نمی کندآن طاعتی که مُهر ولی پایِ آن نخوردباید که شک کند به مسیرِ تقربشعاشق اگر که طعنه و زخم زبان نخوردسگ شهره شد به خوی وفا، چون تمام عمراز دستِ غیرِ صاحب خود، استخوان نخوردخوشبختِ واقعی است گدایی که لحظه ایاز پشت خانه ی گلِ نرجس تکان نخوردزاهد به زُهد محض به جایی نمی رسددودِ چراغ اگر درِ این آستان نخوردشیعه نخوان
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
رزق حلالِ فاطمی از آسمان نخوردهر کس که غصه ی غمِ صاحب زمان نخوردبا بدترین گناه، تفاوت نمی کندآن طاعتی که مُهر ولی پایِ آن نخوردباید که شک کند به مسیرِ تقربشعاشق اگر که طعنه و زخم زبان نخوردسگ شهره شد به خوی وفا، چون تمام عمراز دستِ غیرِ صاحب خود، استخوان نخوردخوشبختِ واقعی است گدایی که لحظه ایاز پشت خانه ی گلِ نرجس تکان نخوردزاهد به زُهد محض به جایی نمی رسددودِ چراغ اگر درِ این آستان نخوردشیعه نخوان
بعد از ذوق وصف نشدنی دیروزم برای رتبه ی خوبی که آوردم ،امروزم رو خیلی به بطالت گذروندم.این تفریح رو حق خودم میدونستم (هر چند به هيچ عنوان تفریح نمیدونمش چون واقعا به بطالت گذشت ) . دو اینکه اندکی مغرور شدم راستش رو بخواین که یکی دو روز چيزی نمیشه!
شب به خودم اومدم و دیدم ای دل غافل! نه تنها برنامه سنگین تر میشه بلکه با در نظر گرفتن تایم مروز کردن مباحث آزمون قبلی کمتر وقت دارم !
همیشششششه در یک سطح نگه داشتن چيزی سخت تر از به دست آوردنشه!
یه لحظ
هر کسی در زندگی قطعا دچار اشتباه شده و یا خواهد شد که دعا می کنم اگر اشتباهي هم قراره در آینده رخ بده یک طرفش خدا باشه نه بنده خدا ( الهي آمین ) چون خدا خیلی مهربون هست و بدون هيچ چشم داشتی حتی با اهدای خیر و نیکی توی زندگیت مهر تاییدی بر بخشیده شدنت می زنه
این که آدمی مرام و معرفت داشته باشه که سر خم کنه و اشتباهش رو بپذیره و بخاطرش عذرخواهي هم کنه جای شکر داره که با تاکید مجدد امیدوارم سرتون همیشه جلو خدا کج باشه نه بنده خدا !!
اما بهرحال دست تق
بوسیله گزارش همشهری آنلاین، علی کریمی هافبک نجات سپس از باختن این تیم موافق ماشین سازی تبریز جملات عجیبی به زبان آورد. او با انتقاد از کسی که با استراماچونی قرارداد سپرده» مدعی شد این بی تا تحرکات نو ای را برای بازگشت بوسیله نجات ابتدا کرده است. کریمی تو ادامه به شعبه از همه بازیکنان گفت چنانچه این فرد بوسیله باشگاه برگردد، آنها دیگر در این تیم نخواهند ماند. کریمی البته از کسی نام نبرد، ولی محسوس است که اشاره او به علی خطیر بوده؛ معاون مست
همدلی| آذر لطفی: جامعه به خبرهای بد و خشونت‌بار عادت کرده است و دیگر
خشونت‌بارترین خبرها را هم تنها برای ساعاتی می‌تواند نگاه شهروندان را به
خود معطوف کند. پیامک‌های طعنه‌آمیز و طنزآمیز در برخورد با اتفاقات خشن در
جامعه مثال روشنی از این بی‌تفاوتی و عادت به خبرهای از این دست در جامعه
است، اما با این حال در چند وقت اخیر شاهد اتفاق‌های خشونت‌باری بودیم که
به نظر می‌رسد مرزهای خشونت را جابه جا کرده و ضرورت تامل و بررسی بیشتر
پدیده خشون
سعی میکنم همه وسایلم رو ایرانی بگیرماز لباس بگیر تا چيزای ديگع
هرچند برخی جنسهای خوب ایرونی واقعا از ترکی و چينی و گاه اروپایش گرونتره
بخصوص صنایع دستیش.هر جای دنیا رو بگردی این همه رنگ و سلیقه و ذوق و رو یکجا‌نمی تونی پیدا کنی
از قالی دست بافش بگیر.تا میناکاریش که با روح و روانت حرف میزنه.
کاش برخی هموطنان اینقدر خودباخته نبودن 
فکر میکنم که
ادمها هرچي باتجربه تر، متین تر، باوقارتر، و باتجربه تر میشن،
کمتر حرف میزنن، ولی همچنان حرف رو میزنن،
خیلی محکم پای حرفاشون وا میسن،
تحقیر نمیکنن، کارهای کودکانه نمیکنن، سعی میکنن مزاحمت های بدون خرد و بچه گانه و کلا مزاحمت برای کسی ایجاد نکنن.
 
و فکر میکنم که کانادا کلی ادم retarded داره.
تنها ادمی که توی کانادا ریتاردد نبوده از بین ایرانیا
همون پسری هست که پیدا کردیم که خیلی بچه دوست داشتنی ای هست.
 
هرچي بیشتر توی کانادا میمونی
7-  و من کتاب له (علیه السلام)> إلیه أیضا <أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ أَتَتْنِی مِنْکَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ وَ رِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌ نَمَّقْتَهَا بِضَلَالِکَ وَ أَمْضَیْتَهَا بِسُوءِ رَأْیِکَ وَ کِتَابُ امْرِئٍ لَیْسَ لَهُ بَصَرٌ یَهْدِیهِ وَ لَا قَائِدٌ یُرْشِدُهُ قَدْ دَعَاهُ الْهَوَی فَأَجَابَهُ وَ قَادَهُ الضَّلَالُ فَاتَّبَعَهُ فَهَجَرَ لَاغِطاً وَ ضَلَّ خَابِطاً.>وَ مِنْهُ : < ‏لِأَنَّهَا بَیْعَةٌ وَاحِدَةٌ لَا یُثَنَّی
دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چه کنم؟
من و یک حوصله تنگ ،به اینها چه کنم؟
سر و برگ جدلم نیست چو با خلق کلیم
نکنم گر به بد و نیک مدارا ،چه کنم؟

خلق،مرغان اسیرند که در یک قفسند
زآن میان از که توان داشت امید مددی؟
شکرها گویمت ای چرخ که از گردش تو.
نیست یک کس که توان برد به حالش حسدی
عادت داد و ستد،دادن جان مشکل کرد!
زآنکه این داد ،ز دنبال ندارد ستدی.

دلا چه شکوه بیهوده از قضا داری؟
طبیب را چه گنه؟درد بی دوا داری!
کلیم!غم ز پی روز بد ذخیره مکن!
ب
آزمونم طبق پیشبینی قبل خیلی بد بود. یعنی از خودم توقع بیشتر نداشتم با روزی یکی دو ساعت درس خوندن.
بعدِ آزمون چند کلمه ای با یه دخترخانوم همکلام شدم. از من کوچيکتر بود. اونم نظام قدیم بود. اومدیم بیرون باباش اومده بود دنبالش. دلم خیلی گرفت. اون طرفا روزای عادی هم تاکسی رد نمیشه چه برسه ظهرِ جمعه. تنهایی راه افتادم و تا خونه آهنگ گوش دادم و از سرما به خودم لرزیدم. از ظهر شدیدا پا درد گرفتم ولی پیاده اومدن بهتر بود تا اون بخواد بیاد سراغم.
ساعت پنج
بچه که بودیم
 
بابام میگفت
 
به فلان کارگر (کارگر آ) من سلام نکنین و اگه سلام کرد، خیلی جدی جواب بدین و سریع ازش دور بشین.
 
به اون یکی کارگرم اگه خواستین حتما سلام کنین و حال خودش و بچه هاش رو بپرسین.
 
یه کارگرم داشت، که بهم میگفت همیشه، دختر گلم، اگه دوست داشتی بهش سلام کنی و احوالپرسی هم بکنی، از یه شهر دیگه میاد و غریبه و پسر فوق العاده ای دوست داشتنی و مودب و باشخصیت و باسوادیه، ولی خیلی زیاد نپیچي بهش طفلک فکر میکنه خودت رو میخوای بهش بنداز
کمی که مشکلات زندگی از حد گذشت و سختی های زندگی بیشتر و بیشتر میشد کم کم رنگ خدا از ذهن و قلب و وجودم میرفت .
تا اینکه شروع میکردم به چيزای نامربوط .
حتی خدادوستان رر نهي میکردم . به اونها طعنه میزدم . مسخره میکردم .
تا اینکه یک جا به سرم زد که نکند همه ی این بد بختی هایم بخاطر نبود خدا باشد !
اینکه کسی را در زندگی ندارم که به ان امید داشته باشم . حتی امید ساختگی و مصنوعی و الکی ! 
وقتی کاری از دست هيچکس بر نمیاید حد اقل ارامش ذهنی را دارم که خدا با من
نکات تربیتی فرزند
نکات تربیتی که بهتر است والدین آن را بدانند و بکار گیرند تا دوران خوبی را برای خود و کودکشان
به وجود بیاید. چون که سن کودکی مهم ترین سن تربیت کردن کودک است و این سن از حساس ترین
و پر اهمیت ترین دوران برای کودک است. می توان گفت روش های روانشناسی کودک موجب
شکل گیری شخصیت کودک می شود.
والدین موفق بهترین شنوندگان سخن فرزند خود هستند:
۱- حرف او را قطع نمیکنند
۲- در مقابل او حالت تهاجمی
۳- سر بچه ها داد نمی زنند
۴- مدام طعنه نمی زنند.
۵
بیا که تا تو نیایی، بهار، بی معناستخوشیِ مردمِ این روزگار، بی معناست.تَبِ فراق تو بیچاره کرده دنیا رابدونِ تو به دلِ ما قرار، بی معناست.تحمُّل غمِ هجران تو عجب سخت استبه زیر تیغِ توایم و فرار، بی معناست.مُحبّتِ تو نباشد عُبودیَّت هم نیستو زنده داریِ شبهای تار، بی معناست.ولایتِ تو به شیعه حیات بخشیدهنفس کشیدنِ با اختیار، بی معناست.همه ارادت ما را به سُخره می گیرند!برایشان، سخن از کوی یار بی معناست.بیا که خَلق بدانند صاحبی داریمزنند طعنه که؛
 
گهي میسوزم از یاد گذشته
 
کنون روزم چو شام تار گشته
 
ز شادابی چو گل بودم به بستان
 
زدم طعنه به رستم های دستان
 
دلم شاد و لبم خندان و جان مست
 
چه باکم گر دلی در سینه بشکست
 
مرا بود آینه دمساز و همراز
 
که با مرغ طرب بودم هم آواز
 
کنون مبهوت و مات و سر گریبان
 
ز آئینه شدم چون جن گریزان
 
ز روی خویش گاهي می هراسم
 
گهي گم کرده ام هوش و حواسم
 
شنیدم مادرم میگفت گهگاه
 
خوشا آنکس که میمیرد به ناگاه
 
اجل اکنون نماید ناز بسیار
 
"رسا" روحا نه جسمأ ه
معمولا وقت هایی که تو بلاگ چيزی نمی نویسم و دست و دلم به انتشار پست نمیره، وقایع اطراف فوتبال تنها موضوعی هست که باعث میشه بیام و کمی کی برد فرسایی کنم. (ورژن جدید قلم فرسایی)
الان حس بچه ای دارم که یه بابا داشته که پشتش به این بابا گرم بوده، و هر اتفاقی که می افتاده یه نگاه به باباش می کرده ادامه میداده. به طور حتم این بابا نمی تونسته یه بابای معمولی بوده باشه. حتما تو شرایط سختی که اصلا این بچه انتظارش رو نداشته یه کارهایی که کرده که این بچه دیگ
بسم الله قاصم الجبارین والقاسطین والناکثین والمارقین والمنافقین والکفاروالظالمین
 
سلام علیکم طرح پیچيده دشمن برای جنگ داخلی
 
۱-گران کردن بنزین به حدی که این اطمینان وجود داشته باشد؛ که در کشور آشوب و اعتراضات گسترده ایجاد خواهد شد. ۲-ورود رهبری و برگرداندن قیمت بنزین به حالت قبل، ۳-مصاحبه های پی در پی دولت بر عدم توانایی حل مشکلات والقا کردن به مردم که رهبری همه کاره است ۴-استعفای دولت، ۵-عدم برگزاری انتخابات مجلس، ۶-استعفای پی در پی نما
--------------------
شور ؛ یامحمد
.
✍️ زبده الاشعار ✍️
.
: @nohe_torki
.
محمد علی مصیبی تبریزی
.
ای منظرِ خیالین سوداسی یامحمد
باشیمده واردی عشقون غوغاسی یامحمد
.
دریای عشقه چاتدیم من ساحل صفادن
ای ساحل صفانین دریاسی یامحمد
.
زلفون یوزه توکولجاق سیماده حسنون آرتار
یوخ یوسفینده بیله سیماسی یامحمد
.
یوزیرمی دوت مین اولموش پیغمبران مرسل
سن اولموسان او جمعین مولاسی یا محمد
.
معراجیلر سنوندی هئچ کیمسه یول سالانماز
خضر اولسا یا کی نوحین الیاسی یامحمد
.
لولاک یع
بیا که تا تو نیایی، بهار، بی معناستخوشیِ مردمِ این روزگار، بی معناست.تَبِ فراق تو بیچاره کرده دنیا رابدونِ تو به دلِ ما قرار، بی معناست.تحمُّل غمِ هجران تو عجب سخت استبه زیر تیغِ توایم و فرار، بی معناست.مُحبّتِ تو نباشد عُبودیَّت هم نیستو زنده داریِ شبهای تار، بی معناست.ولایتِ تو به شیعه حیات بخشیدهنفس کشیدنِ با اختیار، بی معناست.همه ارادت ما را به سُخره می گیرند!برایشان، سخن از کوی یار بی معناست.بیا که خَلق بدانند صاحبی داریمزنند طعنه که؛
صبح که بیدار میشه نماز بخونه انقدر با صدای بلند اذان میگه و نماز میخونه که خواب رو بهمون حرام میکنه. بعدِ نمازش شروع میکنه به داد زدن که مثلا ما رو هم بیدار کنه برای نماز. اگه یکی دیر بیدار بشه یا انقدر خوابش بیاد که بیدار نشه شروع میکنه به فحش و نفرین.
منم معمولا شبایی که به موقع بخوابم بیدار میشم و نمازمو میخونم ولی بعدش اگه خوابم بیاد مجبورم از ترسِ صدای بلندش و فحش دادناش چراغ اتاق رو روشن بذارم و بخوابم! تا فکر کنه بیدارم. فقط خداروشکر نمی
امروز عید غدیر و تعطیل رسمیه اما خب مدیر محترم ما در این روز خودشون به تفریح و گردشن اما پرسنلشون باید سرکار باشن و حتی کلاسهای آموزشی هم تعطیل نمیکنن!!! نمیدونم این چند تا تعطیلی ( به خصوص اعیاد) در طول سال چقدر کلاسای اموزشی شونو عقب میندازه ک تعطیل نمیکنن!!؟؟
بماند 
به هر حال به خاطر کلاسی که ظهر دارم (۲تا۴) از دید و بازدیدها و عید دیدنیای مسخره و حرفای خاله زنکی و سوالای بیخود و تکراریِ " چرا عروس نمیشی؟ چرا اینقد سر کار میری؟ چيکار میکنی؟ کج
نفس راحت رسول، حسنرازدارِ دل بتول حسنمات از رحمتت عقول، حسنپایه ی اصلیِ اصول، حسنگُل خوشبوی خانه ی زهرابرکت آشیانه ی زهراای که دریایی از کرم داریحُسن ها را همه رقم داریدر دل نوکران، حرم داریسینه چاکانی از عجم داریأحسنُ الخُلق، نور لَم یَزَلیدوست دارم تو را شبیه علیاز خودی های خود بلا دیدیلطف کردی ولی جفا دیدیهرچه دیدی از آشنا دیدینیش زهر، از نوک عصا دیدیمن بمیرم، سرت چه آورده؟!ران پایت چرا ورم کرده؟!گریه در زیر آفتاب نکنبعد از این، یاری ا
دکتر " خُسرو فرشیدوَرد" شاعر و نویسندۀ گرانقدر،  در خانۀ سالمندان نیکان به دیار باقی شتافتند ؛ شعر زیبای " این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست" از سروده های این بزرگمردِ وطن پرست است که پس از سفرهای خارج از کشور،ازذهن پرمسئولیت او تراوش کرده است و تلنگری  گزنده است بر وضعیت امروز تمایلات متداول در جامعه 
    جا دارد که ،هریک به نوبۀ خویش، خبر این سوگ را به دوستان خود در درون و بیرون کشور برسانیم! 
      
    روانش شاد و یاد و تفکر جاری در این اثرش
دانلود آهنگ بعد از من دنیا به کامته پس من چي سامان جلیلی کامل
دانلود کامل اهنگ جدید سامان جلیلی بنام پس من چي
برای دانلود اهنگ جدید سامان جلیلی به اسم بعد از من دنیا به کامته پس من چي با لینک مستقیم و کیفیت عالی بصورت کامل به اخر این مطلب مراجعه فرمایید
متن اهنگ پس من چي
دانلود آهنگ جدید مهراب به نام حقم نیست همراه با متن با کیفیت بالا . بلای جونم بعد رفتن تو من دیگه نا اهل خونم مادرم با اشکاش طعنه هاو حرفاش میگفت عاشق . به نامته همه روزارو تن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#پارت۴۹
توی اتوبوس نگاهم به جاده‌ی سفید رنگی بود گهگاهي درخت‌های ی که برف روی شاخ و برگ‌شون سنگینی می‌کرد از جلوی دیدم رد می‌شدند خیره بود‌م، برف تازه همه‌جا رو پوشانده بود، فقط وسط جاده‌ها جای رد لاستیک ماشینا که برفش آب شده بود توی ذوق میزد.
مثل هر روز، صبح خیلی زود بیرون زده بودم، تا به کارام برسم.
آهنگه غمگینه همیشگی رو باهندزفری گوش میدادم. که غم دلم رو فریاد میزد.
منو احساسه غریبم باهمیم تویه یه جاده
نمیدونم که د
تک اختر ِ پروین نشان ِ ماه رویی
با یک دل عاشق پر از مهر و صبوری
از آسمان آید زمین از راه دوری
طعنه زند زیبایی اش بر هر چه حوری!
صورت چو ماه چهارده گردیده زیبا
اختر نگو! مه وش رخ و سیمین فریبا
چون وا نماید از سرش آن روسری را
دنیا شود مجنون ببیند این پری را
چون ماه میلادش مه اردیبهشت است
حتی زمین هم پیش رویش چون بهشت است
کار دلش هم عاشقی هم دلنوشته است
ایزد برایش بهترینها را نوشته است
چشمان او زیباتر از چشمان آهو
ذکر لبان غنچه اش پیوسته " یاهو "
آید
#نقد_شعر این منم ، اسلحه ای پر و صدای شلیکطرح ماسیده ی لبخند به زیر ماتیکرقص ِ یک پوکه ی تبدار در آغوشِ هواناله ی سقط شده در نوسان ِ موزیکاین منم ، پیکر پاییز لگد مال و کبودزیر پوتین سراسیمه ی نسلی تاریکمتروی درد نوردید مرا شهر به شهرعابری در تن من نیست، نه حتی نزدیکخط به خط پوچ و تباهم ، کلماتم مبهم تیک ِ حذفی به دهانم زده شد با ماژیکیک جهان پر شدم از هيچ و هراس و هذیانطعنه زد مرگ ، که آغاز  جنونت  تبریکمن سرابم که عرق ریختم و آب شدمدل به این مع
این را برای تو می نویسم که انتهای شب دوبار تماس گرفته ای که من برنداشتم و فردا که می گویم چرا می گویی خسته ام و خودکشی به سر داشتی. و با طعنه می گویی که همین که برنداشتی تصمیم ام را عوض کرد. ببین. من بعد از این سال ها با تمام وجود احساس کرده ام که مسیر زندگی ما هرکدام طوری طراحی شده است که روح ما را متعالی کند. یکی فقر روحش را متعالی می کند، یکی درد جسمی. یکی درد روحی. یکی غربت، یکی فرقت یکی اجتماع. یکی عزیزترینش را از دست می دهد، یکی مالش را می برند،
بسم الله الرحمن الرحیم ./
 من از کودکی عاشقت بوده ام قبولم نما، گرچه آلوده ام . .  
 
یازده ماه از خدا این روزها را خواستم 
دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم
 
اذن دق الباب این خانه برای ما بس است
استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم 
 
یازده ماهست می خواهم که سلطانی کنم 
پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم . . .  
 
قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم
همت توبه به درگاه خدا را خواستم
 
از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه
دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم 
 
هر محر
61. ساده بگیر دیوانه!! (طعنه). ھمیشه پیچيده تر بھترین نیست.
62. زمان در فارکس حیاتی است.
63. زمان در فارکس ھمه چيز است. تعیین جھت تنھا قسمتی از مشکلات ترید (کسب و کار) است.اگر زمان ورود و خروج در روز یا حتی دقیقه از دست رفته باشد, میتواند بیانگر تفاوت بین بازنده و برنده باشد.
64. استراتژی" بخر و نگه دار "در بازار فارکس کاربرد ندارد.
65. وقتی نزد یک بروکر حسابی باز میکنید, فقط به مقدار پول توجه نکنید بلکه به مقدارزمانی که میخواھید ترید کنید نیز توجه داشته با
داشتم به زنده بودنشان شک میکردم که عه؟واقعا انقد خانواده خوبی دارم که هيچ طعنه ای راجب کنکور نمیزنن؟داشتم کم کم نگران میشدم که نکند عوضشان کرده اند؟چقد طاقت اورده اند؟چيزی نمیگویند؟ رتبه را درون سرم نمیزنند؟که وسط بحث امروز خداروشکر نیششان را زدند یاد اوری کرده اند که من در تمام زندگی ام همیشه یه شکست خورده بازنده بیشتر نبودم من همیشه کم اورده ام من همیشه یک جای کارم میلنگد من همیشه میبازم من نمیتوانم موفق شم خیالم راحت شد زنده اند. عوضشا
می‌خواستم که جانب میخانه رو کنمدست نیاز حلقه جام و سبو کنمدر ساحل نیاز نشینم امیدواردل را به شطّ باده دَمادم فرو کنموقتى که هست شوق تیمم ز خاک یاردیگر چرا ز چشمه زمزم وضو کنمبا من حدیث طعنه نا مردمان مگومن آبروى مى طلب آبرو کنمتیغ زبان به کار نمی‌‏آیدم دگرباشد به چشم خون شده‏‌ام گفتگو کنماز دست رفته دل به تمناى دلبرمساقى کمى تحمل من کن که مضطرمدست خمار جز به سوى خم نمی‌‏رودکشتى ز بحر جز به تلاطم نمی‌رودگر گُل اسیر پنجه باد خزان شوداز بل
همیشه اینکه خیالبافم کار دستم میده. یعنی قبل رسیدن به یک آرزویی انقد براش خیالبافی میکنم که مثل یک فیلم اتفاقات تو ذهنم ساخته میشن. بعد اگه برسم بهش میبینم عه یجور ديگع داره اتفاق میفته، یا اگه نرسم باید خودمو بکشم که اون فیلمو از ذهنم بریزم دور و قبول کنم ک همه چي تمومه. واسه همینه ک از دست خودم عصبانی میشم، هي میگم دیوونه بس کن، انقد خیالبافی نکن، بعد فردا با دل شکسته و غرور له شده پیش خودت میخوای چيکار کنی؟ اما نمیشه. این ذهن لعنتی راه خودشو
پیامرسان های ایرانی، از مصادیق تولید ملی هستند و دولت و مردم موظف هستند مثل سایر کالاهای ایرانی، از پیامرسان های داخلی هم حمایت کنند. البته مسئولیت دولت در این زمینه سنگین تر است و متأسفانه، کوتاهي او هم تا امروز بیشتر بوده.
وقتی شخص وزیر که بارها از طرف رهبری در مورد حمایت از پیامرسان های داخلی و شبکه ملی اطلاعات تذکر گرفته، از تریبون سیما -که ادعا می کنند تحت کنترل دفتر رهبری است و چنین است و چنان است- به صراحت می گوید که پیامرسان های داخلی
با یه نا امیدی خیلی زیاد دارم مینویسم. مثل یه آدم شکست خورده. نمیتونم از پس این کتاب بر بیام. یا این کتاب مشکل داره یا من. چون اصلا نمیفهممش. شایدم جفتش باشه. در وضعیتی نیستم که همچين کتابهایی بخونم حوصله و تمرکز بالا میخواد. احتمالا سخت هم هست این کتاب در نتیجه با شرمندگی بسیار فعلا میذارمش کنار تا دوباره بتونم هم تمرکز داشته باشم هم حوصله. خوندن کتابای فلسفی واقعا به هر جفت اینها نیاز داره و من الان توی شرایط خوبی نیستم. به خودم باشه یه استپ ش
Amir Tataloo
Beo Key
#AmirTataloo
بگو کِی 
بگو کی 
بگو کو 
کجاست
بگو تو دهنت بگو 
تقصیر من نی تقصیر توئه
کاری کردی بهت بد پیله کنه 
انقده میکنی تبلیغ خودتو
یهو پر سگ میشه دورت هي 
دلم پر سنگ ریزه شده حیف
پاهام انگار زنجیر شله ولی کیف 
میکنم بالم سبکه نیستی
انگار کسی نیست سنگینش کنه 
بگو کی حالمو بد نکردی کی
راهمو سد نکردی بگو کی
 آ لعنتی بگو کِی
روزمو شب نکردی 
کی تو جمع منو معذب نکردی
بگو کی ها 
لعنتی بگو بگو کی 
مخو سوراخ میکنه حفاری 
مغزمو ایید و رفت خوا
عکس متن دار یا عکس نوشته مدتی است که بهترین ابزار برای بیان احوالات و دل گفته های خاموش شده ی ماست ! به زبان ساده تر برای توصیف احساسات و افکارمان برای ارتباط به دوستان و اشنایان در اینستاگرام و تلگرام و فیس بوک و شبکه های اجتماعی به کار می بریم
یاد آن" شیخ" بخیر که در انتخابات قبل ادعا کرده بود ، وقتی شب خوابیدیم و صبح بیدار شدیم نتیجه رای عوض شد! در حالی که می دانیم حتی مسئول ستادش به ایشان رای نداد!
*در حالی که مردم حرف را از یاد نمی برند که با طعنه به دولت قبل گفته بود " بنزین دو نرخی فساد ایجاد می کند!
*در حالی که حرف ژنرال بیژنی وزیر نفت را در ماههای اخیر نیز از یاد نمی برند که گفته بود " دولت هيچ برنامه ای برای افزایش قیمت سوحت ندارد و حتی قانون هم این اجازه را به دولت نمی دهد!"
ش
اینکه از شنبه تا چهارشنبه سرم مثل کنار ضریح امام رضا (ع) شلوغه و پنجشنبه و جمعه هم شوهرم میاد و بازم سرم شلوغه احتمالا تدبیریه که خدا اندیشیده برای این روزهام. مگر نه حالم طوریه که هر لحظه تنها باشم غصه از بند بند وجودم می‌زنه بالا و ممکنه چشم هام اشکی بشه.
خیلی کم طاقت شدم، زود خسته میشم، زود بهم میریزم، انقدر نازک نارنجی شدم که نمیرم طرف بابام که مبادا یه چيزی بهم بگه که ذره ای طعنه توش باشه که من بهم بر بخوره و گریه کنم، مامانم وقتی از برنامه
فیلسوفی
تماما مدرن و کاملا دین‌دار. او مسیحی بود و اگرچه مذهبش پروتستان بود، اما با پاپ
ژان پل دوم هم ملاقات داشت؛ پاپی که خود نیز یک فیلسوف پدیدارشناس بود.

او به‌خاطر
همین جنبه دینی‌اش درست شناخته نشده. البته در ایران مشهور است. او را به عنوان یک
هرمنوتیسین، اگزیستانسیالیست، پدیدارشناس و منتقد ادبی می‌شناسند. اما این امر فقط
یک طرف چهره اوست؛ زیرا او یک الهي‌دان تمام‌عیار هم هست و همه وصف‌های سابقش ذیل
الهياتش قرار می‌گیرند؛ برای مثا
دانلود آهنگ کهن دیارا از داریوش صدای گرفتش به گوشم رسید: نمیدونی چقدر سخته، یه عمر مواظب خودت باشی، یه عمر با احتیاط رفتار کنی، یه عمر مراقب باشی که پاتو کج نذاری، بعدش همون مردمی که همیشه ازت تعریف میکردن، همون مردمی که قبلا به اسمت قسم میخوردن، بهت تهمت بزنن. خوب بود که منو محرم دلش میدونست؟ لب زدم: مگه تو بخاطر مردم زندگی میکنی؟ مگه بخاطر مردم، پاتو از خط قرمزا فراتر نذاشتی؟ با بغض جواب داد: نه بخاطر مردم زندگی نکردم، اصلا درد من حرفای مرد
امروز فیلمی دیدم از دوربین مداربسته‌‌ای، که در آن زنی می‌خواهد از خیابانی رد شود. و اگر توضیحات پایین فیلم را نمی‌خواندم، شاید هيچ‌گاه تا انتها نگاهش نمی‌کردم. چرا که هيچ‌ مسئله‌ی حیرت‌آوری در فیلم نبود.
زن دیگری از آن سوی خیابان می‌آمد این‌ور. رسید کنار زنی که ما فقط حجم سیاهي از او می‌دیدیم. انگار که آشنای دوری باشند یا همسایه‌ای. و شاید هم سری تکان دادند به هم که سلام. زنی که می‌آمد، خارج شد از کادرِ بی‌کیفیت تصویر.
و زنی که باد کم
اینکه هيچ کسی نیست براش حرف بزنم و همه چيز برای خودمه داره خفم میکنه ، دلم میخواد ساعت ها زار بزنم و داد بزنم
هيشکی نمیدونه من چقدر خستم و داغون
هيشکی درکم نمیکنه
انگار میگم و میخندم همچي خوبه ، به نصفّ آدمای اطرافم ازین بیخیال بودنشون حسودیم میشه ، قبلا از مرگ میترسیدم و ازش فرار میکردم
ولی میخوام بگم، تنبیه خدا بدتر از این دنیاست؟
چقدر مگه قراره تو جهنم عذاب بده. ها؟!
من میترسم ازروزایی که در انتظارمه.
کاش بی درد بمیرم. بی درد. 
غصه هارو
اینکه هيچ کسی نیست براش حرف بزنم و همه چيز برای خودمه داره خفم میکنه ، دلم میخواد ساعت ها زار بزنم و داد بزنم
هيشکی نمیدونه من چقدر خستم و داغون
هيشکی درکم نمیکنه
انگار میگم و میخندم همچي خوبه ، به نصفّ آدمای اطرافم ازین بیخیال بودنشون حسودیم میشه ، قبلا از مرگ میترسیدم و ازش فرار میکردم
ولی میخوام بگم، تنبیه خدا بدتر از این دنیاست؟
چقدر مگه قراره تو جهنم عذاب بده. ها؟!
من میترسم ازروزایی که در انتظارمه.
کاش بی درد بمیرم. بی درد. 
غصه هارو
قصه از کجا شروع شد؟! از اواخر فروردین، دقیقا بیست و هفتم ! تماس اول: مصاحبه پشت درهای بسته، دقیقا پنج و سی دقیقه عصر. چند روز بعد که شیراز بودم موبایلم زنگ خورد. تو مصاحبه قبول شدی ! باید همون شب برمی گشتم. برگشتم. از همون روز شروع شد. طعنه ها، تهدید ها، تعهدها، فشارها، مافیا، انزجار، نفرت ! تماس دوم: صبح روز بیست و پنج شهریور در حال سرویس دستگاه فاز سه بودیم که موبایلم زنگ خورد.گفتن بیا برای امضای قرار داد! و برای سومین بار زندگی رو از صفر شروع کرد
.نمی شد بی این گذشت های کوچک با کسی زندگی کرد.
زندگی خصوصی اشخاص مقدس است. آدم باید رعایت حال دوستانش را بکند.
هر قدر عقاید کسی احمقانه تر باشد، کمتر باید با او به مخالفت پرداخت.
اولین بار بود که میدید چيزی دارد، ولو آنکه آن چيز مشکلی باشد. انگار شخصیتی به او داده باشند.
باگ دسته گل خودش را به آب داده بود. دختره به گریه افتاده بود. اشکهای واقعی که نشان آگاهي بود. این اشکها حاصل بیداری است.
در لبخند این جوانها طعنه هست زیرا نیرومندند و کمرویی هست
دانلود آهنگ میلاد باران من دیوانه | متن+کیفیت
همین حالا دانلود کنید آهنگ جدید میلاد باران بنام من دیوانه با متن و دو کیفیت 320 و 128
شعر : علی بحرینی / آهنگسازی : میلاد باران/ تنظیم کننده : پیام هوشمند
Exclusive Song: Milad Baran – Mane Divane” With Text And Direct Links In jazzmusic
متن آهنگ من دیوانه میلاد باران
♪♪♫♫♪♪♯
همه فهمیدن من و تو به وصلیم زیر بار طعنه ها ساده نشکستیمهمه فهمیدن ساده دل بستیم اهل احساس شدیم و همچنان هستیمدل من دیوانه عاشق به تو گرم است به اینکه باشی
باید دقیقا براتون توضیح بدم که بتونید کمکم کنید، حتی یکم. 
شاید بدونید و شاید نه که من هدفم پزشکی بود،حالا هم خودم یکم بازیگوشی کردم و هم امتحانای نهاییم افتاد با کنکورم و بخاطر افسردگی دو ماه تمام نتونستم درس بخونم،یعنی در کل من شاید 6ماه درس خونده باشم که 3ماهش همون فصل بهار بود،همون سه ماه آخری که همه میگن.
ریاضی و فیزیک رو کلا نخوندم،ینی فیزیک فقط ماه آخر خوندم که نمیدونم چطور 21% زدم :/
نصف تایم رو خواب بودم کلا، کلاس و مشاورم که هيچي،ولی ب
بِسمِ ربِّ اینب کبری(س)
 
 
گاهي اوقات در هياهوی این زندگی چنان برای گرفتن یک تصمیم مستأصل(درمانده) میشید که نه میتونید بخوابی.نه میتونید چيزی بخوری.
 
حتی اطرافیانتون هم وقتی صحبت میکنند، انگار نمیشنوی.حتی نمی بینیشون.
به اصلاحی مغزتون درد میکنه جوری که دردش مثل سر درد نیست که بفهمید درده.
 
راه درمان :
آیت الله ناصری(رحمه الله علیه) میگفتند هر وقت مساله ای پیش اومد زیارت نامه زینب(س) بخون و دو رکعت نماز هدیه کن به حضرت.
 
امان از دل زی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب