نتایج پست ها برای عبارت :

نمیتونی بهش زل بزنی کورت میکنه

چیه این مثلا مرد بودن؟ 
وقتی برای اینکه کسی متوجه نشه باید سرتو ببری زیر پتو و تو اولین لحظه ای که چشاتو میبندی صورتت خیس بشه  
وقتی نداری کسیو که وقتی دلت آشوبه باهاش حرف بزني
وقتی حتی نميتوني دل خودتو آروم کنی . 
چیه این مرد بودن که مجبوری وسط همه کم اوردنا، به همه لبخند بزني تا نشون بدی چیزی نیست ! 
+ نمیدونم . شایدم اصلا مرد و زن نداره تا وقتی کسی نباشه تا باهاش حرف بزني و درکت کنه :) 
به نظرم
 
اگه تو توی زندگیت زحمت نکشی، سختی نکشی، و درد نکشی، نميتوني حرفت رو طوری بزني که ادمها باورت کنن در رابطه با اون مسئله زندگیت. 
پس برای اینکه هم حرفات واقعی باشن و قابل باور، هم بتونی به دل ادمها نفوذ کنی و زندگیشون رو تغییر بدی،
باید درد کشیده باشی. نميتوني حرفی رو به زبون بیاری، بنویسی، و انتظار داشته باشی به دل بقیه بشینه (یا حتی خودت) در حالی که تجربه ش نکردی و ایمان و اعتقادی بهش نداری.
 
این رو با همه گوشت و خون و پوستم تجربه کرد
اسپانیا
خرید در اسپانیا:

سالامانکا: سالامانکا معروفترین و مهمترین مرکز خرید در اسپانیاست . اکثر برندهای معروف دنیا در این نقطه از شهر دارای غرفه هستند. اگر چه قیمتها با توجه به اصل بودن محصولات بالاست ولی در زمانهای حراجی میتوانید به خرید اجناس با کیفیت و با قیمت منطقی امیدوار باشید.
کوئکا: اگر به دنبال کفش های اورجینال از برنده های معتبر هستید محله کوئکا بهترین محل برای شماست . بهترین کفشهای چرم اسپانیا را میتوانید در محله کوئکا پیدا کنی
در این مقاله قصد داریم تا گیتاری را معرفی کنیم که می تواند انتخاب خوبی برای شروع یادگیری علاقه مندان به این ساز و هنرجویان و مبتدیان باشد، با ما همراه باشید.
با بهترین گیتار کلاسیک برای شروع یادگیری آشنا شوید؛
 گیتار کورت :
کورت یک شرکت کره ای است که گیتارهای الکتریک، آتیک و گیتار کلاسیک بسیار محبوبی را آن هم در محدوده ی قیمت گسترده به بازار ارائه می کند. گیتارهای خود را در کره، اندونزی و چین تولید می کند. که به همین علت قیمت این گیتارهانس
شده تا نیمه شب در بزني  وا نکنند ؟
یا دری را شده با سر بزني  وا نکنند ؟
 
روی یک پله  درخانه بی فرجامی 
بتپی ، قلب کبوتر بزني  وانکنند؟ 
 
خنده ای کردم و گفتم دل من گریه نکن 
تو اگر صد شب دیگر بزني  وا نکنند 
 
این در بسته عزیزم  ، همه وابسته به توست 
شده باور کنی و در بزني  وا نکنند ؟
میدونی الان دارم فک میکنم خیلی منطقی!
اینکه خود شریفی هم گفته حالش بد میشه ولی زود خودشو، حسشو خوب ميکنهاما من اصلن این اجازه رو نمیدم و این یکم اذیت کننده است.چون یه جا دیگه نميتوني و یهویی انقدر همه چی میریزه بهم وحالت بد میشه که نميتوني خودتو تا چندین روز جمع کنی.
پس اگه حالت بد شد خودتو نگیر و بروز بده اما فقط پیش خدا و بعد خودتو خوب کنمهم اینه زیاد تو حال بد نمونی ❤
برای نوشتن قبل از مهارت، فضا، دلیل، آمادگی و نیاز شدید هست به حس نتونستن!
اینکه دیگه نتونی چیزی رو نگه داری و کلمه ها از همه جات بزنن بیرون .
واقعا چطور میشه حرفی رو که نمیخوای بزني از تو دلت بکشی بیرون بخشش کنی رو کاغذ قلم و این صفحه های صفر یک صفر یک ؟
حرف ها روی هم جمع میشن جمع میشن تا میرسن به جایی که توی هم گره میخورن و تو نميتوني گره هاشونو باز کنی ، نميتوني هضمشون کنی نميتوني از کنارشون بگذری و بری یه جا بالاخره گیرت میندازن و تا خالی
نام سریال: گرگ سعید و شورا – Kurt Seyit ve Sura ژانر: درام , تاریخی , عاشقانه , جنگی
کارگردان: Hilal Saral ستارگان: Farah Zeynep Abdullah , Caglar Ertugrul , Elcin Sangu سالهای پخش: 2014 امتیاز: 6.8 از 10 مدت زمان: 100 دقیقه
کیفیت : 1080p , 720p
تعداد فصل ها : 2
تعداد قسمت ها : 21 خلاصه داستان: گرگ سعید پسر بزرگ یه خانواده ترک اهل کریمه (مرز روسیه و اوکراین) است . او که از بچگی عاشق باباشه مثل باباش یکی از بهترین افسرهای ارتش تزار شده . و وقتی زمانش برسه هم طبق اون چیزی که بهش گفتن با یک دختر ترک ازدوا
دبیرستان طلایی ترین دوران زندگیم بود، بی نهایت تاثیرگذار همراه با معلم هایی که نه تنها کتاب هارو بلکه زندگی تدریس میکردن.
یادمه یه بار یکی از معلم ها در مورد بچه دار شدن صحبت میکرد و میگفت : 
بچه ای که به دنیا میاد مثل گِل سفال گری میمونه اصلا مثل سی دی خام! 
گِل سفال هر جوری که شما بهش شکل بدی و باهاش کار کنی شکل میگیره و خشک میشه تا وقتی هنوز تازه ست میتونی باهاش کار کنی وقتی خشک شد دیگه نميتوني تغییرش بدی یا وقتی سفال زیبایی درست کردی برحسب ا
روزای سختی و پشت سر میذارم. میدونم که میگذرن و میشن جزو خاطرات خاطراتی که هیچوقت سعی نمیکنم بیادشون بیارم /انگار نه اینکه هر روز و هر ساعت توی ذهنم دو دو میکنن./ فراموش کردن درد داره فراموش شدن ازونم بیشتر درد داره حالا ازین دوتا سخت تر و دردناک تر وقتیه که میدونی هیچ جای ذهنش درگیرت نیست ولی اون حکم رانی ميکنه به مغزت به قلبت به تمام وجودت این درد از پا در میاره آدم واحساسشو اعتماد به نفسشو زندگیشو و روحشوکاش واژه ای بود فقط یک واژه که بتو
توی سریال the office ورژن امریکاییش
دو چیز هست که به نظر جالب میاد
 
اینکه چند جا نشون میدن که دانشگاه چقدر توی مارکت و صنعت ناکارامده.
 
حالا اینها دانشگاههای امریکا رو میگن 
دانشگاههای کانادا رو ندیدن اینها که اولا کاملا بی ارتباطن به صنعت
در ثانی اصلا اون چیزی که توی دانشگاه یاد میگیری تو همه رشته ها، هیچ گونه کاربردی در صنعت و بازار نداره.
و سر اخرم از روی ملیت و نژادت بهت کار میدن.
 
دوم اینکه (مهم تر از اولیه) نشون میده که ادمها وقتی حرفای دلش
قدم گذاشتن روی رمل های فکه 
زندگی دنیا رو خوووب ترسیم ميکنه
هرجایی که فقط رمل هست 
پا اونقدر توش فرو میره تا به سفتی برسه تا بتونی گام بعدی رو بگیری.
هرجایی که زمینش سفت تر باشه زودتر میتونی گام بعدی رو برداری وگرنه تلاشت بیهوده ست.

نکته بعدی این هست که 
وقتی وارد یادمان ها میشی 
گاهی نميتوني تمرکز کنی 
توجه به آدم ها حواستو پرت ميکنه و اکتفا میکنی به نفس کشبدن تو اون فضا
غافل از اینکه زمان محدود هست و ناگزیر بعد از چند دقیقه همون نفس کشیدن
از وسایل جانبی که می توانند فوراً از یک زبان به زبان دیگر ترجمه کنند تا بتوانند مکالمه ای را به زبانی که انجام نمی دهیم ، نگهداریم تا برنامه های مربوط به دوربین هایی که متن را از علائم ، پوسترها و غیره ترجمه می کنند. و Google با مترجم عصبی خود که دائماً خود را تغذیه می کند ، ترجمه اتوماتیک یا ماشینی (MT) در سالهای اخیر با جهش و مرز پیشرفت کرده است. این ابزار به یک ابزار ترجمه و یک عامل دیگر در روابط مشتری و شرکت تبدیل شده است.
با این حال ، با وجود همه پ
از یه سنی بالاتر انقد مشغله ها زیاد میشن که نميتوني خودتو بدون هیچکدومشون متصور بشی.
باید تمام چیزایی که گذاشتی با فراغ بال انجامشون بدی رو تو برنامه ی روزمره ت جا بدی چون غیر از این دیگه تا آخر عمر نميتوني براشون وقت بذاری.
بزرگ شدن خیلی دغدغه ی عجیبی برای آدم فراهم ميکنه.جسمت یه جایی اسیر و روحت اما جای دیگه سیر ميکنه و این بلوغ عقلی عجیب ترین چیزیه که میتونه آدمی تجربش کنه.انقدر منطقی فکر میکنی که تمام خیره سریهاتو فراموش میکنی و جاش روزم
 
مشکل از فهم نیست.
مشکل از اونجایی آب میخوره که نميتوني مطابق فهمت عمل کنی
چون نفست گیره، دلش میخواد این کارو بکنه، پس صدای عقل و وجدان رو خفه ميکنه و ادامه میده
بعدش.
بعدش گیر میفته بین همون عقل و فهم و نفس!!
زیبا نیست؟!
 
 
ایرانی جماعت نميتوني محدود کنی.
از صبح درحال تلاشم که برم تلگرام، چون میدونستم اونجا حتما میتونم روشای دیگه ای برای دور زدن محدودیت اینترنت پیدا کنم توی یه گروهی عضو شدم که همه درحال چت گفتن روش های دور زدن اینترنت :))
بعله دیگه ما ایرانی ها همچین ادمایی هستیم :)
 
نگران نباشید هرچی یاد گرفتم میام به شمام میگم :))
 
بارش پاییزی قشنگه
اما نه وقتی که هواکش دستشویی چکه ميکنه رو سرت!
:|
یعنی هرچی خودتو متقاعد میکنی که بخار هوا در اثر سرما میعان شده اومده پایین؛ بازم یجوریت میشه!
بدبختی تا کارت تموم نشده هم نميتوني جُم بخوری، عین شکنجه می مونه!
برید کنار. ادوارد نمکدونشو درآورده امشب! :)))
سلام
مشکل من مادرمه، نمیدونم چطور رفتار کنم احترامش حفظ بشه.
وقتی بچه بودم خیلی ذوق داشتم، میدیدم دختر خاله م ظرف میشوره، خونه جارو ميکنه، میگفتم منم میخوام ظرف بشورم، میگفت نميتوني خودم باید بشورم، (البته یکم وسواس داره) اگه می شستم ذوق میکردم می بردم نشونش بدم دعوام میکرد که چرا دست زدی انگار جنایت کرده بودم، منم زده میشدم.
یه کم بزرگتر شدم دختر خاله م مستقل تر شد من وابسته، خاله م همه ش از دخترش تعریف میکرد مادر منم همه ش منو با اون مقایسه
مسافران اوکراین.و لعنت بر اوکراین. و لعنت بر مسافرت. و لعنت بر هواپیما و اتوبوس و قطار و هر چیز مسخره ای که بتوان با آن سفر کرد. و لعنت بر غم. و لعنت بر آن هایی که مدیر و مدبر نیستند و کاری می کنند که دانشجو فرار کند از کشور. و لعنت بر آسمان و سقوط و پاسپورت و ویزا و لینکدین. و لعنت بر "لعنت" که اگر هزاران ساعت هم استفاده بشود باز‌ تخلیه نمی شوی. و لعنت بر ارشاد و مجوزهای مسخره اش که نمی گذارد کتاب های نویسنده چاپ شود و می رود خارج تا بنویسد، که باز هم
این روزا توی تموم دغدغه ها,مشغله ها
همه ی رفتن ها و نرسیدن ها 
تموم خسته خوابیدن ها و خسته تر بیدار شدنا 
عجیب دلم رفتن میخواد.
رهاکردن تموم فکرای کوچیکی که این روزها دارن از ذهنم تغذیه میکنند وبزرگترمیشن.
تا وقتی خودت چیزی دوست نداشته باشی نميتوني اون حسو به یکی دیگه منتقل کنی
نميتوني باهاش ارتباط برقرار کنی.
ادامه مطلب
صدای گوش‌خراشِ ناقوسِ کلیسا را با گوش‌های کورت بشنو! صدای شیهه‌ی کلاغ‌های پیر را با چشمانِ پلیدت ببین! دستانی که به سمتِ پروردگارت برای نابودیِ دیگران دَرهَم گِره کرده‌ای، سَرانجام خرخره‌ی بی‌جانِ دیگری را نشانه خواهد رفت. چه چیزی درونِ تاریکی خرخره‌ی نازکِ تو را نوازش خواهد داد؟ من همان سایه‌ی مرگم که همانندِ بختکی ثقیل، درونِ سیاهی، لاشه‌ی بی‌جانِ تو را با چشمانی باز، نشانه خواهد رفت. چشمان پلیدت را بیشتر باز کن تا دریابی چگونه ب
فکر کنم
که اونهایی که الان سن های بالاتر دارن
 
مثلا بالای پنجاه سال
 
کلا با قضیه فمینیزم و اینکه زن میتونه شکایت کنه و بدبختت کنه و. اصلا اشنایی ندارن.
 
برای همین سر به سر دخترا میذارن و بچه پررو بازی درمیارن و قلدری میکنن.
 
نسل جدید، یعنی زیر چهل سال رو،
اینقدر قانون ترسونده،
 
که از ترسشون به هیچ دختری نزدیک نمیشن.
 
نمیگم این خوبه یا اون خوبه،
 
نه به این شوری شور که نسل جدید اینقدر وحشت دارن
 
نه به اون بی نمکی که مردهای بالای پنجاه سال ر
 
من تموم این غروب‌ها رو دووم اوردم، تموم پایزهای قبل رو و پاییز پیش رو ! دووم میارم وقتی دلم میخواد همین الان گوشی رو بردارم و به کسی زنگ بزنم ، وقتی به ته یه مسیری میرسی که نیاز به همپا داری تا بخوای از اول راه رفتنو شروع کنی، پاییز میشه . میدونی، غروب‌های پاییز واسه من غروب های تنهایی و هدفون و کتاب فروشی آسمانه . غروب‌های سنگفرش‌های شهرداری ، بارون‌های ریز و خاکه‌ای . غروب‌های جمع شدن یه دنیا حرف تو دلت بی هیچکس که پیدا بشه و بخواد جلوت ب
 
شده براتون پیش بیاد یه وقتایی سر ناسازگاریتون بد بگیره؟!
میدونید اینجوری به خودت بیشتر سخت میگذره ولی نمیخوای ازش کنده شی
میدونی بهونه است باید قوی باشی و نمیخوای.
وهزار تا چیز دیگه که میدونی!ولی نمیخوای!
انگار خودتو یه بچه فرض کردی که میخوای گولش بزني!
میدونی کدوم وقتارو میگم؟اونوقتا که هیچی با دلت سازگار نیست!
اونوقتا که انقدر همه چی ناسازگاره که خودتم میزنی به ناسازگاری، به خودزنی، به خود آزاری
اون وقتا که که تنها باشی درد بیکسی خفتت
امشب یکی گوش شنوا شد برای من
و بعد من شدم گوش شنوا برای یکی
آدما اگ حتا برای حرفای همم وقت نذارن دیگه ب چی افتخاد میکنن تو زندگیشون؟
گرچه ن من مشکل اصلیمو ب شخص اول گفتم و ن شخص دوم مشکل اصلیشو با من درمیون گذاشت، اما همین ک بتونی با بکی حرف بزني ذهن آدمو آروم ميکنه.
+ فردا کللللی کار واجب دارم. امیدوارم برسم ب همشون
امشب یکی گوش شنوا شد برای من
و بعد من شدم گوش شنوا برای یکی
آدما اگ حتا برای حرفای همم وقت نذارن دیگه ب چی افتخاد میکنن تو زندگیشون؟
گرچه ن من مشکل اصلیمو ب شخص اول گفتم و ن شخص دوم مشکل اصلیشو با من درمیون گذاشت، اما همین ک بتونی با بکی حرف بزني ذهن آدمو آروم ميکنه.
+ فردا کللللی کار واجب دارم. امیدوارم برسم ب همشون
یه وقتایی آدم دلگیره 
دلسرده 
تنهاست، غمگینه 
دنبال یه شادیِ هرچند کوچیکه
دنبال یه چیزی میگرده که ازش آرامش بگیره 
فکر ميکنه چیکار کنه بره کجا چی بگیره چیکار کنه 
چشم وا ميکنه میبینه تویِ یه گلخونه‌اس 
پر از گل و گیاه 
کوچیک و بزرگ 
رنگی و سبز 
موندگارو ناموندگار
بعضیاش ساده ان ولی مقاومن و بعضیاش فقط زیبایی دارن و دو روز نری سراغش داغون شدن
یکیش مراقبت بیشتری میخواد حساس تره 
یکیش هست تو تا سه ماه هم بهش سر نزنی رسیدگی نکنی آخ نمیگه 
یکی
بچه ها یه پروژه متلب دارم.
این متلبم چقد سخته ها یه کد اشتباه بزني دوباره همرو باید از اول بزني.
خب دارم کوچولو کوچولو یاد میگیرم.
تو متلب هر حلقه وایل رو نمیشه به صورت فور نوشت.
ولی برعکسش میشه.
اخر حلقه فور و ایف هم اند باید بنویسی.
بانمکیش اینجاست که ازمایشگاه ماتریس اسمشه
انشا نویسی از پر استرس ترین کار هاست زیرا بدلیل عدم اعتماد به نفس و باور به اینکه خود لعنتیت میتونی انشا بنویسی باعث شده اکثر دانش آموزان انشا هاشون رو از سایت های مختلف کپی پیست کنن که در بیشتر مواقع معلم مچشون رو گرفته . حالا چه غلطی باید کرد ؟
مهم ترین اصل انشا نویسی باور به خوده اگه به خودت باور نداشته باشی که میتونی بنویسی هیچوقت نميتوني بنویسی حتی تو فضای مجازی.
خودت رو باور کن و بدون نوشته های یه نویسنده نه دیر میاد نه زود میاد بلکه هر و
دیدی یه موقع‌هایی حس می‌کنی خیلی تنهایی؟! هرچی لیست چت‌های تلگرامتو پایین بالا می‌کنی که یه نفر رو پیدا کنی بتونی باهاش حرف بزني، درد دل کنی هیچکسی رو پیدا نمی‌کنی. انگار هرچی سنت میره بالاتر، هم دوست‌هایی که بتونی باهاشون راحت حرف بزني کم‌تر میشن هم اینکه خود اون‌ها هم ذهنشون درگیر هزارجاس و بخصوص اگه ازدواج کرده باشن که دیگه سخت‌تر هم میشه باهاشون ارتباط برقرار کرد.
به نظرم دوتا کار میشه کرد تو این شرایط. یکی اینکه بلد باشی چجوری تنه
بعضی وقتا یه چیزی رو میخوای ، دلت آرومه که دعا میکنی و میگیریش
یه پولی نیاز داری ، کار میکنی به دستش میاری
دلت نوشیدنی میخواد ، برای خودت میخری
ولی بعضی وقتا دلتنگ کسی هستی
که رفته ، که نیست
حالا تو هی گریه کن
هی دعا کن
رفته
برنمیگرده
یه روزایی هر چی خودتو بزني به نفهمیدن
بری سراغ سازت ، بزني و بزني و مثلا دلتو خالی کنی
قلم کاغذ برداری بنویسی
نه انگار فایده نداره
انگار آسمون ابری و تنهایی تو خونه و مرور خودکار یه سری چیزا تو مغزت
قراره امروز
نوشته فلانی هنرمند دوزایه و تصویرسازیاش مفت نمی ارزه چون شبیهش توی پینترست ریخته!!! فقط چون به خودش گفته بود هنرمند!
اولا که دوزاری باشه یا نباشه حق توهین نداری چون داره برای کارش زحمت میکشه.درس میخونه تمرین ميکنه و تو خودت یه خط کجم نميتوني بکشی
دوما اینکه شبیهش توی پینترست( خدای من ) ریخته باشه باز هم به این معنی نیست که کارش ارزش نداره و یا کپیه.الان مردم ارتیست های مورد علاقشونو دنبال میکنن.ازشون الهام میگیرن و مشخصه که کار خیلیا شبیه هم م
ساعت سه بود که گفتم نیم ساعت "سمفونی مردگان" بخونم و بخوابم. ولی تا ساعت چهاروپنجاه دقیقه سمفونی مردگان خوندم. فصل دومش جذاب بود. و با اینکه دوس داشتم کماکان بخونم ولی گفتم دیروقته و بسه.
 
دوس دارم از پیله‌م رها شم، ولی به این سادگی نیست، ولی به این مفتی نیست. عواملِ زیادی رو می‌طلبه که فعلاً خبری ازشون نیست. پای شرایط در میونه. تا شرایط خوب نشه نميتوني به خودآگاه و ناخودآگاهت دست بزني. متاسفانه پایِ این شرایطِ نا به سامان در میونه. 
هی میخوام
در حال گوش دادن به : Sigaraye Nakeshide - Shayeaبرگشت ناپذیری ! چند ماهیه که این کلمه موریانه وار افتاده تو ذهنم . من عادت دارم به بعضی اتفاق ها خیلی عمیق توجه میکنم ، پروبال میدم  و اثراتشون خیلی bold تر از حد طبیعی تو یادم میمونه .مثلا این کلمه برای من وحشت آور تر از چیزیه که هست. حس کردن این کلمه اینطوریه :اتفاقی میوفته ، تغییری بوجود میاد ، فرصتی از دست میره ،عمری میگذره و . نتیجه ش شُکّه کننده میشه و  دیگه کاری از دستت برنمیاد ، هیچ چیزیو نميتوني تغییر بد
در حال گوش دادن به : Sigaraye Nakeshide - Shayeaبرگشت ناپذیری ! چند ماهیه که این کلمه موریانه وار افتاده تو ذهنم . من عادت دارم به بعضی اتفاق ها خیلی عمیق توجه میکنم ، پروبال میدم  و اثراتشون خیلی bold تر از حد طبیعی تو یادم میمونه .مثلا این کلمه برای من وحشت آور تر از چیزیه که هست. حس کردن این کلمه اینطوریه :اتفاقی میوفته ، تغییری بوجود میاد ، فرصتی از دست میره ،عمری میگذره و . نتیجه ش شُکّه کننده میشه و  دیگه کاری از دستت برنمیاد ، هیچ چیزیو نميتوني تغییر بد
در حال گوش دادن به : Sigaraye Nakeshide - Shayeaبرگشت ناپذیری ! چند ماهیه که این کلمه موریانه وار افتاده تو ذهنم . من عادت دارم به بعضی اتفاق ها خیلی عمیق توجه میکنم ، پروبال میدم  و اثراتشون خیلی bold تر از حد طبیعی تو یادم میمونه .مثلا این کلمه برای من وحشت آور تر از چیزیه که هست. حس کردن این کلمه اینطوریه :اتفاقی میوفته ، تغییری بوجود میاد ، فرصتی از دست میره ،عمری میگذره و . نتیجه ش شُکّه کننده میشه و  دیگه کاری از دستت برنمیاد ، هیچ چیزیو نميتوني تغییر بد
چرا داره اینجوری ميکنه!؟دیگه چی میخواد از زندگیمون واقعا !!
ببینم شما اگه 5 میلیارد بهت بدن حاضری انکار کنی خواهر برادرتو؟؟؟
اگه بهت بگن اگه گند بزني تو زندگی خانوادت بهت 5 میلیارد میدیم!
حاضری؟؟؟؟؟؟
چقدر مال دنیا براتون ارزش داره!!!!!!!
فقط میخواستم بگم شاید یم ثانیه بعد زنده نباشید:(!
حالم داره بهم میخوره !:(.
میترسم از این دنیا چه جوری خدا رو یادشون میرههههههه؟؟
چطور میتونن شیطانی بشن !!؟؟
چطوری اخهههه لعنتییییییییییی چطورییییییییییی؟؟
چرا م
 
یه وقتایی هس یه آدمی بهت کمک ميکنه ، که خب خیلی نميتوني تشکر با شکوهی ازش بکنی ، به دلایل مختلف
ممکنه طرف نامحرم باشع یا از این قبایل دلیل ها
در اینجور مواقع که خب زیاد هم برام پیش میاد واقعا نمیتونم کاری کنم-_-
انقد حرصم میگیره که نگوو خب یه دختر وقتی میخواد از یکی خیلی تشکر کنه یا تف تفیش ميکنه یا قربون صدقش میره یا دیگر کارهای این مدلی
و من وقتی همچین حالتی برام پیش میاد که کم هم نیست با یه مررررسییییییی سعی میکنم بهش حسمو بفهمونم:|
مثلا او
تنها چیزی که این روزا غمگینم ميکنه دور شدنش هست 
وقتی بهش فکر میکنم بی اختیار چشم هام خیس میشن. همین جوریشم چون که خواهر ندارم کلی احساس خلا و تنهایی میکنم
از کل دنیا ی دلم به داشتن برادر بزرگتر خوش بود که اونم میشه دورترین نقطه
تو این دنیا
اولین روزی که فهمیدم رفتنش حتمی شده آخرین امتحان ترم 2 بود 
که از خود شهر دانشجویی تا خود خونه بکوب گریه کردم 
همین جوریشم سالی 3 بار بیشتر نمیدیدمش 
ولی اینکه وقتی بهش فک کنی و بدونی حتی دیگه دستت هم بهش ن
دانلود آهنگ جدید علی خدابنده برگرد
Download New Music Ali Khodabandeh – Bargard
پخش و دانلود از رسانه سلطان موزیک
 
دانلود آهنگ جدید علی خدابنده برگرد با لینک مستقیم
 
متن آهنگ برگرد از علی خدابنده
 
زندگیم بدون تو ناقصه برگردمن دلم اسیرته چشاته باعثش برگردرفتى و شب روز شبو روزام هم شده سردردچی عوض کرده تورو توی که واسم بودی هم دردکی اومد جامو تو دلت گرفت واسه کی اونجوری دلت برهکی حرفاشو از ته دلش بهت بگهاره عشقش توو کورت کرده از من دورت کردهساده رد میشه دلم ا
واسه خاطر هردوتاااااااااااااااااااااااااامونه اگه پای تو واینمیستم 
کسی جز تو توو زندگیم نیست، جزتو عاشق هیچکی نیستم 
من میرم 
واسه خاطر هردوتامونه اگه چشمامو روی تو بستم 
تو نميتوني که بمونی با منی که خسته ی خستم 
من میمیرممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
من تو این مدت دیدم هر چی که باید از اول قصه می دیدم 
شبا تا خوده صبح آهنگهای غمگین گوش میدم 
نميتونيم با هم باشیم اینو تازه فهمیدم 
میمیرم بی تو منه دیوونه ی زندونی 
مید
یه روزایی هست که به شدت دلت میخواد یکی باشه تا براش حرف بزني و اونم برات حرف بزنه اصلا یه روزایی ادم حس ميکنه به یکی نیاز داره که باشه گرچه این همه ادم دورمو گرفته اما به وقتش خیلی تنها میشم انقد دورم خالی میشه که ترس ورم میداره!
چه به درد میخوره این همه شلوغی وقتی هیچکی نیست به حرفات گوش کنه ؟!
امشب ازون شباست که کلی حرف دارم و هیچکی نیست یعنی هستن، ولی نیستن برای من نیستن!
امیدوارم زندگیمون خالی باشه ازین نبودنااااا
تا حالا شده به کسی بگی دلتنگشی و جوابی نگیری؟
تا حالا برات پیش اومده بهش بگی دوستش داری و همه کار بکنی تا بفهمه ولی اهمیتی نده؟
یا خیلی جدی از احساساتت باهاش حرف بزني اون فقط بخنده و بعدم حرفایی بزنه که اصلا ربطی به بحثتون نداره؟
یا به قول معروف خودشو بزنه به کوچه علی چپ؟
نمیدونم تاحالا تجربه کردین یا نه؟
ولی اگه تجربه نکردین امیدوارم هیچ وقت تجربه نکنین،خیلی حس بدیه.
میدونی خیلی حس بدیه جلوش بال بال بزني و ببینه داری جون میدی و هیچ کاری نکن
افسردگی اینطوریه که ممکنه سر گم شدن یه گوشواره یک ساعت هق هق کنی.‌ ممکنه روزی هیجده ساعت بخوابی. خودتو قایم میکنی، از خودت خجالت میکشی. یه اتفاق بد کوچیک برات میشه نماد خرابی دنیا. خوبی ها رو نمیبینی، درک نمیکنی. هیچی خوشحالت نميکنه، همه‌اش گرفته ای. گاهی وقتی لبت به لبخند کش میاد، احساس میکنی ماهیچه های صورتت کش اومدن. وقتی گریه میکنی دلت نمیخواد تمومش کنی، احساس میکنی میخوای تا جون تو بدنته زار بزني. بعدش دلت میخواد درد تحمل کنی. چون احساس
دکتر و بیمارمردی از شدت دل درد به جان آمده صد ناله و آهش به زبان آمده از درد درونش به فغان آمده بادرد نهان آمده نزدیک یکی دکتر لایق که در امر شفای همه‏ درد و بلا بود چو حاذق بدو عرضه کند درد درون را.مرد بیمار چو آمد به درون مطب دکتر دانا که بوده ست در انجام عمل فرز و توانا ، سلامی و پیامی بنمودی به یکی منشی دکتر به آن خانم آکتور که او بود هنرمند و به صد حیله و ترفند ستاندی به عناوین مکرر ویزیتی سه برابر به صد عشوه ز بیمار بلا دیده و این بسته زبون ر
متن آهنگ دختر بندری از شهرام کاشانیدختر بندری تو مال منی میمیرم به کسی لبخند بزنيمیگی خاک عالم عشقو عاشقی بدهروی سر دختر بندری چارقدهمیگم بیا انقد منو ازار ندهمیگی اخه کی دست تو دختر میدهمیگی خاک عالم عشقو عاشقی بدهروی سر دختر بندری چارقدهمیگم بیا انقد منو ازار ندهمیگی اخه کی دست تو دختر میدهاره دست تو دختر میدهدختر بندری تو مال منی میمیرم به کسی لبخند بزنياز روی کارون خجلم نیومدی باز تنگه دلمازروی کارن خجلم پیشت گرو مونده دلمنامه ها همه
من عاااااشق زبان فرانسویم. نميتوني حدس بزني چقدر حال میکنم باهاااش کلی ذوق دارم که یه مکالمه رو باید بخونمو یادش بگیرم. امروز درس اول دوره ی نود روزه ی مصطفی شالچی رو خوندم و کار کردم باهاش بلند تکرار کردم و شنیدم. خیلی ذوووق زده ام به خاطرش. خلاصه که استارت خورد این برنامه ادامه داره حتی میخوام حفظظش کنم اونم منی که از حفظ کردن متنفرم هی میخوام گوش بدمو تکرار کنم. خلاصه که حالم الان اینجوریه. حس امروزم بی نظیر بود. میدونم اول راهم اما خودش کلی
 
یه وقتایی هس یه آدمی بهت کمک ميکنه ، که خب خیلی نميتوني تشکر با شکوهی ازش بکنی ، به دلایل مختلف
ممکنه طرف نامحرم باشع یا از این قبایل دلیل ها
در اینجور مواقع که خب زیاد هم برام پیش میاد واقعا نمیتونم کاری کنم-_-
انقد حرصم میگیره که نگوو خب یه دختر وقتی میخواد از یکی خیلی تشکر کنه یا تف تفیش ميکنه یا قربون صدقش میره یا دیگر کارهای این مدلی
و من وقتی همچین حالتی برام پیش میاد که کم هم نیست با یه مررررسییییییی سعی میکنم بهش حسمو بفهمونم:|
مثلا او
آموزش زبان انگلیسی :اگر شما جز اون دسته از دانش آموزایی که دوست داری زبان انگلیسی مثل آب خوردن یاد بگیری کافیه به وبسایت خود آموز زبان سر بزني و مقالات و فیلم های رایگان وبسایت خود آموز زبان رو ببتی برای اینکار تنها یه راه ساده هست و اون اینه به وبسایت خود آموز زبان سر بزني یکی از مقالات مهم و و پر بازدید ما آموزش زبان انگلیسی همراه با رقصه یادت نره این مقاله ارزشمند رو از دست ندی و حتما حتما دنبالش کنی 
میخوام امروز داستانی رو براتون تعریف کنم.
رفته بودم یکی از پاساژ های باحال پایتخت به اسم مجتمع تجاری پالادیوم که حسابی به بحث برند های لاکچری مثل ال سی وایکیکی، جواهری گوهربین، آدیداس، نایکی، بیمه سامان، و غیره داره.
برام جالبه که پارکینگ مخصوص اعضای ویژه مشتریان داشت و حسابی لذت بردیم. یک فوت کورت هم در طبقه سوم این مجتمع تجاری هست که میشه گفت یکی از بهترین فوت کورت ها در ایران هست البته کمی قیمت ها بالا است که قاعدتاً وقتی در محله زعرفانیه
مرکز خرید جواهر استانبول
 
 
مرکز خرید جواهر از مراکز خرید های مورد علاقه توریست ها برای خرید می باشد که واقع در بخش  اروپایی استانبول می باشد که دسترسی خوبی دارد که میتوان هم از طریق مترو و اتوبوس ها به این مرکز خرید دسترسی داشته باشید. ساعت کاری این مرکز خرید از ساعت 10 صبح تا ساعت 10 شب می باشد. مرکز خرید جواهر استانبول یکی از بزرگترین مراکز خرید اروپا و دنیا می باشد که در سال 2005 میلادی افتتاح شده است که شامل 6 طبقه 300 معازه می باشد همچنین این م
مرکز خرید جواهر استانبول
 
 
مرکز خرید جواهر از مراکز خرید های مورد علاقه توریست ها برای خرید می باشد که واقع در بخش  اروپایی استانبول می باشد که دسترسی خوبی دارد که میتوان هم از طریق مترو و اتوبوس ها به این مرکز خرید دسترسی داشته باشید. ساعت کاری این مرکز خرید از ساعت 10 صبح تا ساعت 10 شب می باشد. مرکز خرید جواهر استانبول یکی از بزرگترین مراکز خرید اروپا و دنیا می باشد که در سال 2005 میلادی افتتاح شده است که شامل 6 طبقه 300 معازه می باشد همچنین این م
آخ این مدل ادمایی که فقط بلند غر بزنن و شکوه و گلایه کنن کلافه ام میکنن 
هر طور هم که مثبت باهاشون حرف بزني یه نکته منفی پیدا میکنن و جوابتو به منفی ترین شکل ممکن میدن
دو تا دوست دارم :
اولی فاطمه در یک خانه قدیمی ۵۰ متری با دو دختر ۸ و ۵ .فاطمه همدانی هست و خودش از خونواده خیلی پولداریه(نصف فامیلشون چندین دهه هست اروپا و آمریکان)آقا این بشر یک آدم مثبت باحالی هست که نگو.من و فاطمه که بهم می رسیم حرف از اخرین کتابی که خوندیم و فلان مسئله ی و ا
امروز یه سوتی خیلی وحشتناک و مضحک دادم.با همسرم داشتیم در مورد هنرمندهایی که فوت شدن حرف میزدیم که یهو پرسید راستی جمشید مشایخی هم فوت کرد؟گفتم آره بابااااا.چطور یادت نیست؟
بعد گفت از هم دوره ای های اون الان علی نصیریان مونده و محمد علی کشاورز.گفتم نه بابا محمد علی کشاورز هم فوت کرده.گفت نه زنده س.منم اصرااااار که نه فوت کرده.مگه بابای لیلی رشیدی رو نمیگی؟خب باباش فوت کرده دیگه.
نمیدونم چرااااااااااااا و به چه علتتتتتت مغزم با من اینکارو م
بی‌رحم‌ترین اتفاق دنیا چیه؟برای آدمی که عزیزی رو از دست داده مرگ شاید بی‌رحم‌ترین اتفاق دنیا باشهبرای سربازی که تازه از جنگ برگشته؛ جنگ بی‌رحم‌ترین اتفاق دنیاستبرای مردی که سیل خونه و زندگیش رو برده؛ سیلبرای آدمی که از گذشته‌ش پشیمونه؛ حسرتبرای بچه‌ها اما یه زمین خوردن؛ افتادن بستنی روی زمینبرای یه بیمار که روی تخت بیمارستانه؛ بیماریبرای اونی که چشماش دنبال یه گمشده میگرده؛ انتظار
و
.
.
.
.
.اما میدونی من فکر میکنم دلتنگی بی‌رحم‌تری
سلام
راستش نمیدونم آزمون رو چطور دادم هر چی تلاش کردم نتونستم وارد سایت بشم 
بابا گفته اگه ۳۰ درصد پیشرفت کنی میفرستمت بری کیش  
ولی اخه ترازم ۳۰ درصد افزایش پیدا کنه ینی بشه ۷۵۰۰ و خب این خیلیههههه
فکر نکنم بشه
اخه شیمی و زیستمو گند زدم:/
یه چیز بگم
نمیدونم چرا غ داره اینجوری ميکنه چرا داره س زو درگیر یه رابطه عشقی ميکنه میدونه س خیلی بی جنبس و مامانش خیلی گیره نمیفهمم چرا داره اینجوری ميکنه 
حالم از روابط دوست پسر دختری و اینا بهم میخورههه
پیشنهادهایی برای مدیران مجتمع های تفریحی:
ایده های زیر با هدف توسعه خدمت و کارآفرینی و افزایش رضایت مندی برای پاسخگویی به انواع نیازها و سلیقه های مراجعه کنندگان درج شده است. هر کدام یا هر گروه از بخشهای ذکر شده میتواند به پیمانکار مجزایی سپرده شود که ذیل یک برنامه جامع و هم افزا سبد خدمات مجتمع را تکمیل می‌کنند.
1- راه اندازی بخش کرایه دوچرخه + خدمات آموزشی
2- راه اندازی بخش تفریحات آبی در سطح کودکان و بزرگسالان
فروش یا کرایه  اسباب بازی های
خواهرم یکی از کساییه که خیلی خوب بلده تمام انرژی روانیمو بکشه (الان پدرمم با این غلضت قادر به انجامش نیست).عین آب خوردن این کار رو ميکنه. مثلا هر بار موهامو رنگ میکنم میگه خودت نميتوني و برام رنگ میزاره و اون وسطا هی میگه پیر زن بالاخره پیر شدی .پیر شدی ولی هنوز مجردی!! اینو با خنده و شوخی میگه ها. و من از رنگ مو متنفرررم.
یا مثلا میخواد موهامو کوتاه کنه میگه آره اگه پول داده بودی و مش کرده بودی یا کراتین الان قدر میدونستی! اصلا مش و کراتین موهام
هزار سال منتظر یه اتفاق خوب باش ، عمرا اگه اتفاق بیفته!بعد اتفاق هایی که اصلا احتمالش رو نمیدی بیفته ، چنان طوری از اون بالا میوفته رو مَلاجِت که دیگه نميتوني راه بری.
یه توصیه برادرانه می کنم بهتون.جزئی از جامعه منتظر نباشید.هیچ کس قرار نیست بیاد . قرار نیست یکی  بیاد و زندگی ما رو گل و بلبل کنه و با انتظار هیچ چیز درست نمیشه.در مواقع سختی ،  یکی از راه های تسکین روح ، پناه آوردن به واژه انتظار هست  ولی انتظار مثل ماده مخدر میمونه و جز توهم و تب
سرگردانی بد چیزیه.تند و تند همه ی مراحل زندگی رو طی میکنیم و زور میزنیم که سریع ترم انجامشون بدیم.خاصیت همه ی آدما همینه.
آخر همش میایم میشینیم یه نفس راحت میکشیم.انگار یه حسی میاد سراغمون که خب که چی؟ این همه دوییدی چی شد؟ این نقطه ی سرگردانی بد چیزیه.یه احساس خلاء که خودت نميتوني پرش کنی.کسیم نمیتونه کمکمی کنه.
نمیدونم این شرایط رو چجوری میشه باهاش تا کرد.اما خیلی ذهن آدمو درگیر ميکنه و ممکنه حتی به یه خوره ی ذهنی تبدیل بشه.پس بهتره قبل اینکه
این پسرک ما، کلاً چشم خورش به شدت ملسه! تلقین نمیکنم ها! واقعیته.
یعنی فقط کافیه در یه موردی ازش حرف بزني یا تعریفش رو بکنی، دیگه میزنه اون مطلب رو کن فی ميکنه!
مثلا همین چندروز پیش؛ داشتم به حضرت آقا میگفتم که چه خوبه که علی انقدر میونه ش با کتاباش خوبه! اصلا کتاب رو پاره نميکنه، بریم دوسه تا کتاب دیگه براش بخریم.
 به همین سوی چراغ، به 24 ساعت نکشید که کتاب قصه ش رو ریز ریز و جرواجر کرد! جوری که مجبور شدم همه تکه هاش رو بریزم تو سطل آشغال! و مو
همیشه کسی هست که عاشقته ولی تو بهش پشت میکنی و میری،چون عاشق کس دیگه ای هستی،کسی که بهت پشت ميکنه و میره چون عاشق کس دیگری هست
و این چرخه همینطور ادامه داره
هیچ کدوممون برای هم  نیستیم بعضیا میگن عشق وجود نداره به این معنا و فقط عادته یا وابستگی،من میگم هر وقت حس کردی با فکر کردن به شخصی قبلت تند میزنه حالت خوب میشه نميتوني جلوش راحت صحبت کنی و لکنت میگیری این حس علاقه است،حالا هر اسمی میخوای روش بزار رل،عشق،وابستگی،عادت
ولی هیچ وقت انکارش ن
بسم الله مهربون :)
 
استاد اومده، هنوز شروع نکرده صداشو انداخته تو سرش و داد میزنه! 
طفلک بچه ها هرچی جواب میدن، حتی اگه درست هم باشه دعواشون ميکنه، تحقیرشون ميکنه و فحش میده حتی! جلوی خود مریض و بقیه ی پرسنل و بچه ها! اصن یه جوری رفتار ميکنه حتی بلد باشی هم سکته میکنی.
دو گروه دیگه نوبت گروه ما میشه. کاش استاد "خ" برای امتحان میومد ‌.
خدایا پناه بر تو
دوستان ازین تفکرا نداشته باشین که وای چه خوب.
نخیر.
بهترین شریک زندگی، شریک زندگی ای هست که یه آدم بالغ باشه.
نه خیلی پیر درون داشته باشه، نه خیلی کودک درونش فعال باشه. یه balance از هر دو رو داشته باشه.
به شخصه، با یه شریک زندگی بالغ راحت تر زندگی و تا میکنم تا کسی که عین پیرمردا میشینه همه رو امر و نهی ميکنه و به این و اون میپره و هی گیر میده خودتو درست کن و اصلاح شو و.
آدم بالغ هست، که زندگی باهاش لذت بخشه. نه کسی که ریسک های کودکانه و گاهی حتی احمق
هیچ وقت نمیتونم این حسرت گران رو تحمل کنم که روزی
روز حسابی بگن تو که تحمل نکردی اگه اون روز اون جا صبر کرده بودی
اگه نشکسته بودی تا اون مدتی که جنگیده بودی
دقیقا پله ی اخر بود و بعد اون دیگه ورق برمیگشت .
در جواب منی که با شکایت دارم مقاومت نکردن خودم رو توجیه میکنم
سخته چون فرصت دوباره ای نیست هیچ وقت برنمیگرده
خدا کاری ميکنه که نميتوني بگی فرصت نداده بودی
هم خیلی سادست هم خیلی سخت
ساده از اون نظر که فقط باید مراقب باشی داخل این گرداب نیفتی
س
بالاخره امروز آخرین دونه ی این قرص های لعنتی هم تموم شد‌ ظاهر همه چیز خوبه اما از درون داغونیم.دختر دوست همسری به دنیا اومد یعنی الان باید بچه ی منم توو بغلم بودمن یک هفته زودتر از اون باردار شده بودم. امسال چقدر عقب افتادم با هر بار بارداری ۴ ماه طول کشید تا بشم همون آدم قبلی شایدم بیشتر . خیلی خسته ام و ابنکه حس میکنم دیگه دوستم نداره این که می بینم چقدر بی تفاوته چقدر خنثی و ساکته حالمو بد ميکنه . همه ش به خودم دلداری میدم که حتما
این روزا که هوا آلوده‌ست.
امثالِ من که عمل مجاری تنفسی داشتن، در لحظه میفهمن و اثر سوءش جونِ آدمو میگیره.
 
چِشام درد ميکنه. :)
میسوزه حتی.
و انگار یه تپه‌سنگ رو سرم سنگینی ميکنه.
 
کاش ناشُکری نکنم و نگم کاش بعد عملم کور میشدم و هرگز تو رو نمیدیدم که الان حتی وقتی چشامو میبندم صورتت نیاد جلو چشام.
و کاش منو بیشتر میخواستی:)
و کاش میموندی پام:)
 
و کاش بمونی پام (هه) :)
و چقدر کاش‌های آشنا به چشمم میاد. که عقلمو کور ميکنه.
 
 
خدایا
بسم نیست؟
دارم تقا
وقتی بعده یه روز عجیب و نسبتا خوب نصف شب یادش میوفتی و مث سگ اشک میریزی و نمیدونی باید چیکار کنی و پناه میاری به وبلاگ :))))
نقش بازی نکن دختر چرا نميتوني خودت باشی!
حاجی،من ضعف میکنم واسه داشتنت.
من مثل یه قوطی خالی اب معدنیم که انتظار داشتم با چایی داغ پرم کنن.
همینقد مفلوک.
یکی از دوستان خیلی تو اینستا گرام از خوشبخت بودنش مطلب مینویسه و پست میذاره دلیل اینکارهاشو نمیفهمیدم تا اینکه دیدم تبلیغ کلاس های روانشناسی ميکنه میخواد به ما بفهمونه من که خیلی خوشبختم این کلاسهارو رفتم انقدر هم اصرار ميکنه که نگو شاید از این راه امرار معاش ميکنه منم اگه بلد بودم از یه راهی امرار معاش کنم خب مثل تو پستهای خوشبختی میذاشتم و تبلیغاتچی میشدم. راست میگن همه ایرانیها دلال هستن .
معرفی برترین معابد شگفت انگیز کوالالامپور
معابد کوالالامپور یکی از برجسته ترین اماکن تاریخی و تفریحی در مای می باشد که همواره مورد توجه توریست ها واقع می شود. در پایتخت مای مردم با ادیان و فرهنگ های بسیار متفاوتی زندگی می کنند، از کلیساهای فرانسوی گرفته تا معابد چینی و هندی در تمام گوشه و کنار این شهر با معماری های زیبا خودنمایی می کنند. البته دین اصلی کشور مردم مای اسلام است و مسجد های باشکوهی نیز در کوالالامپور به چشم می خورد. ما در

عاشقانه هامونو مثل یه قصه بنویس 
خوندنش با دل و جون سطر به سطرش بامن !
+قشنگه این تیتراژه !
.
میگن داستانت پیچیده است!
من پیچیده ننوشتم.
شما پیچیده خوووندییییین!
رها کنین خودتونو .
داستانم فقط از منطق محض پیروی نمیکرد .نیازی نبود ذهن خودتونو درگیر این کنین که حتما یه دلیل دووور منطقی برای اتفاقات پیدا کنین!
+حالم خوش نبود والا مییییکوووبیدم تو دهنشووون!ایراد پی رنگ و فلان و بیسار هم بره به جهنمممم!
‌‌
استاد میگه اگه بخوای با نقد اینط
در شهر‌های مدرن دنیا، پاساژ‌‌ها دیگر فقط مکانی برای خرید و تجارت نیستند؛ بلکه به مجموعه‌هایی چند‌منظوره و جاذبه‌های گردشگری تبدیل شده‌اند. در پایتخت‌ها و شهر‌های شلوغ دنیا، که مردم وقت کمتری برای سفر دارند، یکی از تفریحات مردم سر زدن به مراکز خرید و مجتمع‌های تجاری است. آن‌ها می‌توانند علاوه بر خرید یا تماشای اجناس جدید، محض سرگرمی به سینما بروند، در فود‌کورت‌ها غذایی بخورند و حتی کودکان خود را به شهربازی‌های مدرن ببرند. مرکز خر
به نظر من ادمها هیچوقت عوض نمیشن.
یعنی توی ده پانزده سال اول هرچی یاد گرفتی گرفتی،
هرچی از محیط گرفتی روت اثر ابدی خواهد گذاشت.
میتونی کمرنگش کنی ولی نميتوني بی رنگش کنی.
من عوض نشدم،
شما هم عوض نخواهید شد.
یعنی به مرور چیزای جدید یاد میگیری ولی چارچوبت عوض نمیشه.
آدم باید به بزرگترها احترام بذاره» از نظر من جزو منفعت طلبانه‌ترین حرفاییه که میشه زد. آیا وقتی از کسی میخوای به بزرگترها احترام بذاره منظورت اینه که اجازه داره به کوچیکترها فحش رکیک بده و توهین کنه؟ معلومه که نه! چیزی که ما در قالب احترام به بزرگترها از دیگران توقع داریم در واقع احترام و ادب و این قبیل مسائل نیست، که اگر بود دیگه حرف از کوچیک و بزرگ بی‌معنی بود. این احترام مورد انتظار در واقع یک جور امتیازِ بدون منطقه که ازت میخواد به صرف
لوکس ترین و بزرگترین مرکز خرید آنتالیا در ساحل و منطقه لارا آنتالیا ترکیه مرکز خرید تراسیتی TerraCity میباشد که بعد جدید برای مفهوم خرید در آنتالیا با 190 فروشگاه و 30 رستوران است.
مرکز خرید تراسیتی در ساحل لارا در 4 طبقه و 190 فروشگاه در 2011 در زمینی به وسعت 48.000 متر مربع افتتاح شد.این غول تجاری که میزبان بزرگترین سینمای انتالیا در طبقه A9 ، برندها و مارکهای جهانی است 30 رستوران در سبکهای مختلف دارد.شما در قسمت فود کورت براحتی جا برای نشستن و غذا خوردن
سوئد بیشترین امار به زن رو داره.
در کل جهان.
 
یعنی مثلا جمعیت سوئد اگه شش میلیون باشه و جمعیت هند یه میلیارد و نیم. سوئد امار ش بیشتره.
چرا؟
چون وی سوئد (خدا شاهده این واقعیه) و بسیاری از کشورای سوشال دموکرات من جمله کانادا،
اگه دختر حین سکس بشه و به پسره بگه لطفا بسه بکش بیرون و پسره بگه چشم ویه ثانیهدیرتر بکشه بیرون،
دختره میره ازش شکایت ميکنه که ایشون التش رو توی من نگه داشت و بهمن کرد.
حتی اگه از رابطه شون راضی باشن هم،
سی و یک نما_ اختتامیه فستیوال فیلم ونیز که با اعتراضات حامیان محیط زیست به بی توجهی به آتش سوزی‌های وسیع جنگل‌های آمازون همراه شد، هم اکنون در حالی برگزار می شود که بیشتر نگا‌ه‌ها به فیلم "جوکر" است و به نظر می‌رسد "واکین فینیکس" برای نقش جوکر در این فیلم، بیشترین شانس دریافت شیر طلای بهترین بازیگر مرد را دارد. از طرفی علی رغم عدم حضور "رومن پولانسکی" به دلیل حواشی زندگی خصوصی وی، فیلم "یک افسر و یک‌ جاسوس" او نیز که با تحسین منتقدان مو
شاید تصویر سنتی‌ای که از یک پاساژ در ذهن ماست، مکان بزرگ چند‌طبقه‌ای پر از مغازه‌های جورواجور در کنار هم باشد. اما امروزه پاساژ‌های تجاری و مراکز خرید مدرن در سراسر جهان، به مکان‌هایی چند‌منظوره تبدیل شده‌ و جنبه‌ی گردشگری پیدا کرده‌اند. این مراکز خرید، فقط مکان‌هایی برای خرید نیستند و امکانات رفاهی، تفریحی، نمایشگاهی، ورزشی و حتی فرهنگی هم به آن‌ها افزوده شده است. یکی از بهترین و مشهور‌ترین نمونه‌ چنین پاساژ‌هایی در ایران، مرک
سلام
کاش یه قرصی بود به نام قرص قدرت. اینطوری که هرکس میخورد قوی و محکم میشد جسمی و روحی.
 
این روزها به این نتیجه رسیدم که در این دنیا هیچ کاری ساده نیست و هیچ هدفی سهل الوصول نیست.
 
مثلا قوی بودن کار سختیه. اینکه همیشه سعی کنی ظاهرت را حفظ کنی، لبخند بزني، آرام و خونسرد باشی و عصبانی نشی.
باید همیشه ظاهر خوبی داشته باشی، با صدای آروم و ملایم صحبت کنی و در کمال خونسردی سعی کنی به تنهایی همه مشکلات را حل کنی و ادامه بدی.
 
حتی اگه به شدت ناراحتی
باور به تولید ملی فقط اونجاش که خود تولیدکننده اسم محصولشو خارجی انتخاب ميکنه، توی تبلیغش همه چشم آبی و مو بورن، آهنگشو با موسیقی باخ و موزارت تنظیم ميکنه، آخرشم تاکید ميکنه که محصولش تحت لیسانس آلمانه، یا عطر رزهای فرانسوی رو میده!
پس دیگه به ما نگید چرا ایرانیشو نمیخریم! تو خودتم خودتو قبول نداری، حتی قیافه تو! چه برسه به تولیدت :(
اینقدر احساس حقارت میکنید یعنی؟ :(
قبلاً بهش گفته بودم غم قشنگه. غم نجیبه و اصالت داره. غم باعث می‌شه بیشتر فکر کنی و کمتر حرف بزني و بغض کنی. هنورم به حرفام معتقدم. هنوزم می‌گم غم خوبه. ولی اندازه داره. مثلاً باید در حد مواقعی که آهنگ طلوع نامجو رو گوش می‌دم بمونه. یا وقتایی که مزایای منزوی بودن رو می‌خوندم. وقتایی که خیره می‌شدم به باریکهٔ نوری که می‌افتاد کف کلاس. یا وقتی اون شعره رو با خودم تکرار می‌کنم یا حتی زمانایی که به صدای ساز دهنی گوش می‌کنم.اما وقتی این مرزو رد کنه
خیلی ساده میخوام توضیح بدم تو قدیم پول سکه طلا بود بعد تصمیم گرفتن به جای سکه طلا از پول کاغذی استفاده کنن حالا چه جوری؟
بزارید یه مثال بزنم فرض کنید هر سکه قیمتش هزار تومنه من سکه طلام رو تحویل میدم و هزار تومن میگیرم و هر موقع ک دلم خواست باید بتونم سکم رو پس بگیرم تا اینجا خوبه مشکل از اونجای شروع میشه که اون کسی که سکه و پول رو تبدیل ميکنه به مشکل میخوره و زیاد پول چاپ ميکنه و اون پول رو میده به یکی دیگه بدون اینکه پشتوانه طلا داشته باشه!   چ
امروز روز اول بود . تمام تلاشم رو کردم که بفهمم اولین نقطه اى رو که عصبى میشم و یکى از دلایل رو کشف کردم: نداشتن توان "نه" گفتن! + یه آشنایى داریم ما که اصلاً براش مهم نیست تو ناراحت میشى و دقیقاً همون کارایى رو انجام میده که تو رو ناراحت ميکنه و هر چى جیغ و داد و فریاد کنى که تو رو خدا انجام نده و باز انجام میده و من آخرش خیلى عصبى میشم اما چون زورم بهش نمیرسه کارى نمیتونم بکنم حریمم رو داغون ميکنه و میره .از رفتاراش خوشم نمیاد اما اون رفتارشو با قل
چندی پیش تلویزیون یک فیلمی قدیمی درباره دفاع مقدس پخش کرد که توش بازیگر نقش اول مرد وسط شب زار زار گریه ميکنه. پدرم بلافاصله گفت این از جنگ ترسیده ماهم دوران جنگ از این آدما زیاد داشتیم. برق عجیبی تو چشم بابام دیدم فکر کنم رفت تو اعماق خاطراتش. گاهی وقتا یه حس انقدر ساده انتقال پیدا ميکنه.
اینطوری راحت ترن کسی نیست به کاراشون گیر بده خیلی راحت هر کاری میکنن خبر هم از طریق خبرگزاری داخلی که همش دروغه رو بهمون میگن دیگه کسی نیست ببرتشون تو حاشیه مخصوصا الان که حجم عظیمی از خبر ها منتظر این هست که اینترنت وصل بشه واقعا چرا باید اینترنت وصل بشه؟؟؟؟
والا مردم که مهم نیستن که اون بنده خدای که میخواد دفاع دانشگاه انجام بده مهم نیست اون بنده خدای که با شرکت های خارجی کار ميکنه مهم نیست اون بنده خدای که با ایمیلش کار داره مهم نیست انگار
میفرستم به تو پیغام پس از هر پیغام!پاسخت مثل نجات پسری از اعدام !
مثل یک‌ طفل زمین خورده‌ء بازی بودم!قبل تو خسته و با عشق موازی بودم!
مثل سیگار خطرناک ترینت بودم!خودکشی بودم و هولناک ترینت بودم!
مثل حالِ بَده " ماه دل من بیداری؟"مثل زوری شدنِ "بنده وکیلم؟ آری!"
مثل مردی که شبی در تو وطن میگیرد!یک شب آخر منِ تو در تنِ من میمیرد!
نکند موی مرا دست کسی شانه کند؟خاطره جان مرا خسته و دیوانه کند؟
نکند جان مرا باد به یغما ببرد؟نکند بوی تو را باد به هر جا ب
یکی از روش های خلاقانه آقای همسر اینه که
مساله ای رو مطرح ميکنه یا برای مساله ای راه حل میخواد، و من با گذشت تمام :) در هر دو صورت راه حل ارائه میدم    و ایشون در کمال خلاقیت همه راه حل ها رو امتحان ميکنه، غیر از راه حل من
 
 
پ.ن. مدیونید اگر فکر کنید در این شرایط غیر از تحسین میزان بالای خلاقیتشون کار دیگه ای میکنم:))
به همین سوی چراغ قسم مکالمه زیر واقعیه
- یه مدته لپ تاپم  خیلی داغ ميکنه
- ببر نشون بده شاید فنش مشکل داره
-آره حتما باید برم روغنشو عوض کنه
-  مگه بلبرینگه؟؟؟ :))))
- نمیدونی مگه ؟ لپ تاپ یه روغنی داره وقتی تموم میشه گرم ميکنه باید بازش کنی روغن بریزی توش
-:|||||||( دهانم دوخته شده بود توانایی مکالمه نداشتم)
-حالا شاید از یوتیوب سرچ کردم خودم لپ تاپمو باز کردم روغن ریختم توش
- هم چنان با دهان دوخته شده مثل سیامک انصاری به دوربین زل می زند
آیفون تصویری منزل ما مدل سوزوکی و صفحه نمایش آن 7 اینچ هست . خصوصیات این مدل آیفون این هست که رم میخوره و حافظه داخلی آن 200 تا عکس ذخیره ميکنه ولی اگه رم به آیفون وصل بشه بیش از حد عکس ذخیره ميکنه و تازه چند ثانیه هم فیلمبرداری ميکنه زمانی که زنگ درب خانه زده میشه . زمانی که طرف شاسی زنگ رو فشار میده بلافاصله عکسش رو میگیره و ذخیره ميکنه . در ضمن روی آیفون چراغ داره و در شب کسی که زنگ میزنه چراغ آن روشن میشه و تصویرش کاملا مشخص میشه .
این مدل آیفون ر
دوست دارم به خودم بگم یادت باشه که وقتی داری به روابطت با بقیه نگاه میکنی، به خودت به خاطر رفتارهات حق ندی. در حال حاضر به نظرم آدما درست موقعی که سعی میکنن به خودشون حق بدن دچار اشتباه میشن. دعواها همیشه از اینجا شروع میشه که دو طرف فکر میکنن حق با اوناست و موقعی که اینجوری فکر کنی حتی نميتوني درست به حرفای طرف مقابلت فکر کنی.
اینکه چند وقته محوم بخاطر اینه که یکم درگیرم .
اما میون این همه درگیری یهو دیدم عه ! وب قبلی و مردم دارن هی دنبال میکنن !
یه کاری با ادم میکنید که ادم به کارایی که ميکنه هم شک ميکنه :)))
الان یه مدلی ام که اینجا بنویسم . اونجا بنویسم ؟ 
الان من چه کنم خب ؟ 
 
 
Narnak.blog.ir
من از بچگیم هم اینجوری بودم که هر کفشی نمیتونستم بپوشم. چون پام تو هرجور کفشی راحت نیست. حتی شده خودم رفتم کفش خریدم اما وقتی بیشتر از یک ساعت پوشیدمش دیدم که یه جوری اذیتم ميکنه.
حالا دیشب. دوستم که چند بار خونمون اومده و رفته ازم پرسید: یاسی آیدی اینستاگرام مامانت اینه؟ گفتم آره. گفت: عه خب پس من برم دوست شم باهاش :)))) و از اونجایی که خیلی از دوستای من با مامانم خیلی دوستن گفتم باشه.
حتی یادم رفت همچین مکالمه ای با هم داشتیم.
امروز صبح تا از خوا
اومده تو جلوی رزیدنته بهش اشاره ميکنه میگه حلقه ی دختره رو ببین انقد بلد که برگشت نگاه کردبهش میگم چرا این مدلی میگی حداقل جلوش نگو ،جلوشم میگی حداقل اروم بگو حداقل اشاره نکن!!مگه ندیدی برگشت نگاهمون کردمیگه چرا انقد سخت میگیری،چرا همه چی رو به خودت میگیری!!میگم ک من فقط ترجیح میدم با ملاحضه نسبت به ادما رفتار کنم!!ناراحت میشه فک ميکنه من حساسم!!حالم از این رفتارای احمقانه و گندش بهم میخوره!!فک ميکنه فقط خودش درست میگه:/احمق:/
وقتی فشار روانی خیلی زیاد بشه . از همه جهت فکرت مشغول باشه . فشار خونت میشه مثل من و میره ۱۴ رو ۱۰ ! ضربان قلبت مثل من از ۱۰۰ پایین نمیاد! سر کلاس اصلا نميتوني تمرکز‌کنی و گوش بدی! 
تو این شرایط حتی حضور گنگ آدم ها هم استرس زاست! چه برسه به فکر یک لحظه نبودن یا بی خبری ازشون! 
چی بنویسم که همه چیز تو همین ۲ خط بالاست . 
+ همه این استرس ها برام شیرینه !!!
 
من لاو ادیکتم. حدوداً ده ماهه فهمیدم. هیچوقت براش تراپی نرفتم. یعنی سعی کردم، تیری در تاریکی اتاق روانشناسم پرت کردم ولی از پنجره بیرون رفت. کمی متعصب بود و روی نظریاتش پافشاری می‌کرد و من دیگه پیشش نرفتم. اما با جستجو و مطالعه تونستم یک دوره‌ای رو بگذرونم. شش ماهه که تلاش می‌کنم الگوهای اعتیاد به عشق رو بشکنم. چطوری؟ وارد رابطه نشدم، روی عزت نفسم کار کردم، رابطه‌م رو با خودم ترمیم کردم، به روابط گذشته عمیق‌تر نگاه کردم، سعی کردم عقده‌هام
فاصله میگیری ازم اما نميتوني بریچشمات میگن عاشقی چرا نميتوني بگیاز چی فرار میکنی با من نمیخندی چراکمتر نگاهم میکنی موهاتو میبندی چرا
نگاهتو ازم نگیر صدام بزن پیش همهپیش همهکیه ندونه ما دوتا حواسمون پیش همهپیش همه
بذار بفهمن با منیدیوونگی هات، پس کجاستاین عشق، فقط مال تو نیستاین عشق، مال ما دو تاست
نترس، من کنارتم هیچ مرزی میون ما نذارهیچکی رو غیر من نبین موهاتو واسم وا بذار
نگاهتو ازم نگیر صدام بزن پیش همهپیش همهکیه ندونه ما دوتا حواسمون
من واقعا نمیدونم مردم از گرونی بنزین خوشحالن یا ناراحت؟؟؟ والا از وقتی گرون شده بشدت خیابونا شلوغتر شده!!! همش ترافیکه
حقیقتا دیگه حوصله و اعصاب رانندگی تو ترافیک و شلوغی و این رانندگی های (خیلی عذرخواهم) چهارپا گونه ی خیلی از راننده هارو ندارم
و البته ۳۰ لیتر بنزین در ماه هم کفاف رفت و امدهای بنده رو نمیده ضمن اینکه پمپای گاز هم کمن هم شلوغن و عملا باید کلی بنزین بسوزونی تا بتونی گاز بزني!! بعدم تا برگردی یه خونش خالی شده! ۲یا نهایتا ۳ روز عمر
خانم سیمین بهبهانی در جایی میفرمایند:
رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز
می برم جسمی و دل در گرو اوست هنوز
 
+بله یه موقع هایی فقط جسمت از کنارش میره ،یعنی در واقع تنها چیزی که میتونی با خودت ببری همین جسم هستش،یه چیزایی رو هیچ وقت نميتوني با خودت ببری؛ مثل دل
 دل شاید تا ابد برای اون بمونه ،هدیه با ارزشیه ؛مگه نه ؟ :)
 
وقتی بهت میگم اینکارو بکن اون کارو نکن
وقتی بهت میگم بافلانی حرف نزن
وقتی بهت میگم یه کاریو انجام نده.
وقتی بهت میگم پیش فلانی نرو.
وقتی بهت میگم عکستو به هرکسی نده
وقتی بهت میگم همه چیزتو به هرکسی نگو
وقتی بهت میگم به فلانی دست نزن.
وقتی یکی میاد سمتت یا بهت دست میزنه یا بغلت ميکنه،بهت اخم میکنم ومیرم اونطرف
وقتی بهت میگم اگه اینکارو بکنی ناراحت میشم.
یعنی واقعا ناراحت میشم
یعنی دلم نمیخواد کس دیگه ای بهت نزدیک بشه.
یعنی و
پتو رو تا روی پیشونیم میکشم بالا. دلم نمیخواد بیدار شم. خوابم نمیاد اما دلم نمیخواد بیام توی دنیای واقعی.یکهو تمام حرف‌هایی که توی زندگیم زدم، تمام حرکاتی که انجام دادم،پادکست‌های اخیر،پست‌های وبلاگ، پست‌های توییتر، اینستا، فیس‌بوک، تک تک برخوردهایی که توی دنیای واقعی با آدم‌ها داشتم دور سرم میچرخه.دونه به دونه نظراتی که سر کلاس‌ها دادم، همه حرفهایی که با استادها زدم، همه مقاله هایی که نوشتم. یک عالمه صدا دور سرم به حرف میان.
 
چطوری
دقیقا در مرکزی ترین قسمت اورژانس حشمت،یه آقایی نشسته ،از راه دور اومدهخیلیی دورسرش کلاه محلی گذاشته. داره اطرافو نگاه ميکنه ،باذوق نگاه ميکنه هاادما رو پرستارا رو. ماهاروبقیه مریضا رو. ،حس میکنم همین که محیطش عوض شده و غرق شده تو این همه شلوغی و داره این همه ادم رنگ و وارنگ میبینه واسش قشنگهکیف ميکنه از دیدن این همه ادم جوروا جور و رنگا وارنگ. حظ میبره از این شلوغیوسط این بل بشو ،وسط این همه داد و بیداد ذوق مرگی تو چشاش و واقعا باو
+ حس میکنم دیوار زندگیم کج رفته بالا.حس میکنم هرکاری کنم دیوار زندگیم همچنان کج میره بالاحس بدیه- چرا فکر میکنی دیوار زندگیت کج رفته بالا و نمیشه درستش کرد؟شاید تو داری کج میبینیش؟شاید اونقدرها هم کج نیستشاید اصلا کج نیست+نمیدونممثل یه مهندس شکست خورده شدم که حس ميکنه ساختمانی که ساخته کجه مهندسی که به بن بست خورده.- ولی یه مهندس خوب با احساساتش خونه نمیسازه و تصمیم نمیگیره . میشینه حساب کتاب ميکنه ببینه کجا رو اشتباه کرده و تلاش
یه بار یه جمله قشنگ شنیدم از یکی:
وقتی بارون میباره،
همه پرنده ها دنبال یه سرپناهن؛
ولی عقاب برای خیس نشدن بالا تر از ابر ها پرواز ميکنه.
پس شاید،

این دیدگاه آدماس که تفاوت هارو خلق ميکنه.
شاید برای موفق شدن باید دیدگاهتونو تغیر بدین*
هواپیما خارج از مسیر چرخش کرده به سمت پدافند هوایی این هیچی!
پدافند با خطا عمل کرده اینم هیچی!
تو این دو روز کلی رسانه های چپ و راست خودشونو خرج کردن در مقابل رسانه های انور تا این دستاورد نظامی زیر سئوال نره و گفتن بر اثر اصابت موشک نبوده که درست بود چون این اتفاق با اشتباه پدافند تهران اتفاق افتاده نه حمله موشکی و کسی به اطلاعات پدافند دسترسی نداشته ولی آخرش خورد تو دهن همه اینم هیچی!
این حرف هایی که در ادامه میگم احتمالا شمارو اذیت کنه ولی؛
.
۴۳۲ کلمه، سه دقیقه
.
بیا برویم خیابان جمهوری. از بهارستان شروع کنیم و کارت عروسی با هم ببینیم. تو بگویی یک کارت ساده می‌خواهم و من هی حساب جیبم را بکنم ولی بعد پیش خودم فکر کنم گور پدر پول. خنده‌ات بیش از این حرف‌ها می‌ارزد عزیز دلم.
.
بیا برویم خیابان جمهوری. گوشه چهارراه مخبرالدوله، لوستر ببینیم و بعد فکر کنیم که چقدر دوست نداریم از این لوسترهای زرد گل درشت بزنيم به سقف خانه‌مان. ولی آینه شمعدان که می‌خواهیم. مگر سر عقد نگفتیم جزء مهریه‌
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب