نتایج پست ها برای عبارت :

نکن‌‌ینجوری‌بادلمن

دوباره دو سه روز بود که من هی تو ذهنم وبلاگ مینوشتم. دیگه الان عزممو جزم کردم که بیام اینجا و بنویسم.
اون شب (پست قبل) هی رفتم و اومدم و کار کردم و وسطاش به طرز وحشتناکی هم خوابم میگرفتا.اما سر لج افتاده بودم که کارو تموم کنم. چون میدونستم اگه بخوابم؛ با توجه به اینکه کلا خوابم خراب شده دیگه؛ فردا خیلی پربازده نیستم و حال گندم! باهام میمونه. عاقا خلاصه من با بدبختی مطالبو نوشتم و هی ذهن کمالگرام میگفت این آشغالا چیه نوشتی و هی بش میگفتم خفه شو!
خ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب