نتایج پست ها برای عبارت :

نیم عاشقیم چوخ گوزلدی

تا به دست باد می‌ریزند گیسوها به هممی‌خورند از لرزش بسیار، زانوها به همنیست در دنیا پلی از این شگفت‌انگیزترمی‌رسد با یک نخ باریک، ابروها به همچشم‌ها دریا و ابروها دو تا قوی سیاهاخم کن نزدیک‌تر باشند این قوها به همبا خیالش در بغل دارد تو را دیوانه‌ایهر کجا دیدی گره خورده‌ست بازوها به هممی‌رسد روزی که ما هم‌سنگ یکدیگر شویممی‌خورد یک روز قانون ترازوها به همعاشقيم اما چرا از هم خجالت می‌کشیم؟کاش اصلا دل نمی‌بستند کم‌روها به هم!
محمدح
ما دیگر ما نیستیم! این را چند روزیست که فهمیدم.
چند روزی از قطع دسترسی به اینترنت میگذرد، غبار عجیبی گرفته اند دلها!! ما دیگر ما نیستیم ، ما نقابی از پروفایل های رنگین و هنری، پست های جذاب و بیوگرافی های دهان پر کن شده ایم. مدفون زیر تلنباری از مانیفست های روشنفکران مجازی و فیگورهای قهرمانان تناسب اندام و ژست های مختلف مدل های فشن و خبرهای دست اول و مهمی چون لباس جنجالی خانوم بازیگر و حرکت زشت بازیکن فوتبال!
حتی عشق هم از خاطرمان رفته است، مجا
اللهم ارزقنا شفاعه الحسین 
خیلی عصبی گفت اقا جنگه! جنگِ کجا میخواید برید!!!
عقل ندارید؟!؟ 
من فقط با لبخند نگاش میکردم :)
عقل نداریم دیگه 
عاشقيم❤️
وقتی جنگه وقتی ترور میکنن وقتی خودشون و میکشن ما اربعین نزیم یعنی کارمون درسته 
مسیری که انتخاب کردیم درسته
بکشید ما را، بکشید مارا ملت ما بیدار خواهد شد. 
ما ثابت کردیم که از مرگ هراسی نداریم
ما از تبار سلمان فارسی و همت ها و حججی هاییم.
بخدا قسم اگر یقین داشته باشم رفتنم به این سفر هیچ بازگشتی
      این روزها با هرکه صحبت میکنی شکسته است یا دلی را شکانده یا دلش را شکانده اندیا چیزی جاگذاشته و یا از او یده اند بعضی مال و نفراتی آبرو.چقدر زندگی های شاد، میشد ساخت اگر این غرور های بیخود نبوداگر منم های بیخود نبوداگر واقعا دلدادگی را درک کنيم.وقتی تنها میشوم با خودم میگویمچه میشد اگر درخت بودمزیانی برای کسی در کارم نباشد چه میشد همه از من بهره میبردن از اکسیژنم.برگها.میوه و حتی از تنه ام.که در اخر پیرمرد خسته ای از چوبم برای هیزم.
 
شرایط زندگیه آدما تغییر میکنه ، چ خوب چ بد سختی و راحتی ، خوشی و ناخوشی گذراست این ماییم که ماندگاریم چون عاشقيم و محبت بینمونه عزیزم
❤❤(::)
 



 
+با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی


عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید

ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
* خواجه حافظ شیرازی

 
 
یا مُبَیِّن
ای روشن کننده
 
 
سلام :)
 
 
+یه بنده خدایی نوشته بود: شبِ عاشقانِ بی دل چه شبی دراز باشد کلا. یلدا براشون قرتی بازیه!
 
+ما نه عاشقيم نه بیدل. اما خیلی هم دراز باشد. خیلی هم قرتی بازیه! :)))
 
+از خدا میخوام فردا یه اتفاق خاص بیفته. چون دلم تنگ شده برا یه بنده خدایی و فردا قراره ببینمش. و دوست دارم خاطره خوبی به وجود بیاد
 
+یه مدت بود عادت کرده بودم به اونا که فکرشون اذیتم میکنه، فکر نمیکردم. تازگی دارم دقت میکنم دوباره دارم خیلی فکر می
وقتی خدای ما خداوند رحیم استدر دل اگر حب ولایت از قدیم استیا آن که لب مشغول ذکر یا کریم استوقتی که دل با حضرت عبدالعظیم است
ما شادمان از مقدم عبدالعظیمیمشاکر به درگاه خداوند رحیمیم
در هر نفس کار مسیحا می کند اوباغ ولایت را شکوفا می کند اوری را پر از شور و تمنا می کند اوهر شیعه را غرق تولا می کند او
صحن و سرای او بهشت جاودان استمیعادگاه صبح و شام عاشقان است
تسبیح گوی حضرت پروردگار استپرهیزگار و با خدا و رستگار استثابت قدم در راه حق و استوار است
حق ایرانی بودن
15- ایرانی قومی شدیداً عاطفی و مهربان و دارای طبعی ایثارگرانه و عاشق منش است و لذا در این امور همواره دچار افراط گردیده و از عقلانیت و حکمت بیگانه شده و ساقط می گردد و آنگاه عشقی آتشین مبدل به نفرتی مهلک می شود و در مرحله بعد مبتلا به حسابگری و دنیا پرستی و خودخواهی مادی می گردد که باز دچار انحطاط می شود و باز در انتظار عشقی می نشیند و همان تراژدی تکرار می گردد. بزرگترین نقطه ضعف ایرانی غفلت و بیزاریش از حکمت و معرفت است و نمی توان
آن قدر عاشقيم که املا نمی‌شودمستی ما که در قلمی جا نمی‌شودزلف مرا به پنجره‌های ضریح عشقطوری گره زدند، دگر وا نمی‌شودباید که ناز داشت، کمی نیز غمزه داشتهر دختر قبیله که لیلا نمی‌شود- علی اکبر لطیفیان
زینب (سلام اللَّه علیها) نشان داد که میتوان حجب و عفاف نه را به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ تبدیل کرد.[بیانات امام ای مدظله العالی در دیدار جمعی از پرستاران نمونه کشور 1389/02/01]
امروز سه شنبه 10 دیماه 1398 مصادف با 4 جمادی الاولی 1441 بمناسب
یک :
فراز عشق من آن گنبد طلاست رضا !
که کبوتر شوم میان دودوست . بنوشم آسمان !
دو :
می روم رو به روی سرزمین عشق .
دلم نیست ! گم شده .
با سر هوای عشق ، می کشدم می کشدم سوی عشق .
سه :
ریاکار بودم با عشق تو حسین (ع) !
رضا رضا توی دلم بود و عاشقت بودم .
 
 
چهار :
مرا چون آهوی قدیمی داستان های گذشته .
رها مکن !
بگیرم از دل دریای مهرت ، رضا رضا !
پنج :
اگر خدای بخواهد میرسم به خدمتتان
جناب رضا (ع) من غلام و کوچک تان .
شش :
مزار شش گوشه ات را رها نمیکنم ولی .
رضای د
یک:
سر مسئله ی چشم های تو . کمر شکسته ام!
وای!اگر سر مسئله ی لب هایت . بمانم!
دو:
مرا در آغوش خود نپذیرفتی . خاک!
من دانه ی عشقم!
تا به حال ." سرو" شده بودم!
سه:
بوی کباب دل من!اشتهای تورا کور می کند .
نمی خوری .جگری که سال ها . عاشق اش بودی .
 
چهار:
بیرون خانه های مردم کار می کنم .!
ولی حرفم .درون خانه های مردم . کارگر است!
پنج:
روی سقف خوابیده ام .
کنار لوستر قدیمی .رنگ رنگ .
تو خوابی!
مثل همیشه با من می جنگی تا بمیرم!
می دانم .بیدار که شوی .
من م
 هاجَر 
  
 
 
عاشقانه های حلق آویز []کلیک کنیدا
پیزود هاجر از داستان بلند شهر خیس بقلم شهروز براری صیقلانی
 
هاجر تا به خودش آمد تمام زندگی و روزگارش را طعمه ی شعله های سرکش آتش یافت ، و خواست تا کاری کند اما دیگر دیر بود و کار از کار گذشته بود . 
 
رشت این شهر خیس، سمت رودخانه ی زر ، در پیچ و خم محله ی ضرب ، درون باغ هلو 
   هاجر از روستاهای اطرافِ رودخانه‌ی آرام و با وقارِ ’لَنگ‘ به این شهر هجرت کرده . توسط آشنایی دور ، به خانم دیبا (پیرزن مالک
 
 
هاجر تا به خودش آمد تمام زندگی و روزگارش را طعمه ی شعله های سرکش آتش یافت ، و خواست تا کاری کند اما دیگر دیر بود و کار از کار گذشته بود . 
 
رشت این شهر خیس، سمت رودخانه ی زر ، در پیچ و خم محله ی ضرب ، درون باغ هلو 
   هاجر از روستاهای اطرافِ رودخانه‌ی آرام و با وقارِ ’لَنگ‘ به این شهر هجرت کرده . توسط آشنایی دور ، به خانم دیبا (پیرزن مالک باغ هلو) معرفی شده، تا بعنوان خدمتکار و مونس او ، کنارش بماند . او تمام زندگی اش را یک شب ‍ِ از دست داده و تن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب