نتایج پست ها برای عبارت :

هروقت که بودی همه چی قشنگ شد انقده تو خوبی میره بالا توقع هر وقت نبودی من هی میزدم غر

سلام
گاهي آدم دلش می خواد از خیر بزرگ شدن بگذره. از خیر رشد کردن و پیش رفتن. انقده که درد داره!
واقعا لازمه آدم انقده سختی بکشه، تازه آخرشم معلوم نیست خدا پسند باشه یا نه؟!
نکنه یه روز برگردن بگن از اول خطا رفتی. چه واجب بود این سختی رو تحمل کنی! راه های ساده تر رو اگه میرفتی مفیدتر بودي.
وقتی بغلش کرده بودم و اشک می ریختیم، همش اینا میومد تو ذهنم.
خدایا من بلد نیستم بین خوب و خوب تر، یا شاید هم بد و بدتر تصمیم بگیرم تازه اگر واقعا کسی برای ت
عایا همه تو این مراحل انقدر اذیت میشن یا منم ک دهنم داره سرویس میشه؟
ینی طبیعیه؟!
+ هروقت هروقت هروقت ذهنم میاد یکم آرامش بگیره و ب نتیجه نزدیک شه یکی از راه میرسه قشنگگگگ بنزین میریزه رو افکارم و یه کبریت هم براحتی روش میکشه و تامام!
تو که از اول هم هيچ نبودي و هيچ کجا نبودي ریز ریز رفتی، ریز ریز هم نیومده بودي، اصلا هيچوقت نیومده بودي و فقط من می دونم رفتن کسی که هيچوقت نیومده یعنی چي. سرابی بودي که هيچوقت نجوشیدی و تو که اصلا نبودي از اولین راهابی که گیر آوردی سرازیر شدی و ریختی تو اون گذشته پر از لجن. می فهمیدم داری می ری، بعد یکسال دوباره موهامو اتو می کردم، خط چشم نمی کشیدم ماسک نمی ذاشتم، میفهمیدم تو که هيچوقت نبودي داری می ری و دیگه کسی مشت نمی زد توی دلم، می ترسیدم
قشنگ حالم بده
قشنگ حالم از این دنیا بهم می خوره
قشنگ روی زخمهام نمک پاشیدن.
قشنگ نابودم کردند
آخ که دلم چقدر قشنگ تنهایی می خواد
آخ که دلم چقدر قشنگ یه خواب ابدی می خواد.
اصلن قشنگ اوف اوف اوف
التماس دعا
قشنگ خیلی محتاجم به دعا.
روانشناسی پرتوقع ها.
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که انتظار جواب پیامی را بکشید که فرستاده اید؟
اگر پیش آمده، پس شما جزو دسته ی آدمهای بسیاااااااااار پرتوقع هستید.
آدمهایی که توقع دارند؛ انسانهای دوروبرشان یا حرفی را نزنند و یا اگر زدند حداقل خلاف آن عمل نکنند.آدمهایی که توقع دارند؛ چون توی زندگی کسی سرک نمی کشند، بقیه هم سرشان توی زندگی خودشان باشد.آدمهایی که توقع دارند؛ جواب خوبيهایشان نه با خوبي، که حداقل با بدی داده نشود.آدمهایی که
پست قبل از اونجایی نشات میگیره که میفهمم بهم فشار میاد هي به روی خودم نمیارم
بغض میکنم.تو چشمهام اشک جمع میشه و تیلیک میریزه ولی باز هم به روی خودم نمیارم
منم ادممگاهي ادم کم میارهنیاز به یه نیروی کمکی داره که هروقت خسته بود.که هروقت ناراحت بودکه هروقت حوصله نداشتاز همه مهمتر که هروقت خیلی درس داشتباشه و بهش کمک کنهکمکِ از روی محبتاینجاست که میرسم به جای خالیِ مادرم درکنار خودماره فقط کمک و محبت مادره که بی چون و چرا
واقعا از ته دلم احساس میکنم این د.و.ل.ت ما رو مسخره کرده! ببخشید ولی به نظرم دارن باهامون مثل یک حیوان رفتار میکنن که هروقت سرکشی کرد میندازنش توی قفس
دیگه داره بهم فشار میاد
حتی درسامم ناقص میخونم.یه سری جزوه هام توی تلگرامن و یه سری دیگشون نیاز به سرچ کردن دارن
از این طرف هم توی یه اتاق 15 متری بدون هيچ هم صحبتی گیر افتادم
این چه وضعیه واسمون ساختید
دلمون به چي خوشه که توقع داریم با اعتراض چيزی درست شه واقعا :/
سلام به همگی 
امیدوارم حالتون خوب باشه
 
جاتون خالی دیروز رفتم سینما ؛ فیلم ماجرای نیمروز ؛ رد خون » رو دیدم
خیلی فیلم خوبي بود و لجن بودن منافقین رو قشنگ نشون داد که حتی به خودشون هم رحم نمیکردن ! ( خدا لعنت شون کنه )
البته من خودم ماجرای نیمروز یک رو بیشتر دوست داشتم 
ولی اینم قشنگ بود 
بهتون توصیه میکنم حتما برید ببینید 
.
توی اجتماعی که ویژگی‌های خوب واقعی آدم‌ها فهمیده نمیشه، چطور میشه توقع داشت که چيزهایی مثل مدرک، پول و زیبایی آدم‌ها رو بالا نبره؟ چطور میشه توقع داشت شعور و اخلاقیات معیار باشه وقتی حتی درک درستی ازشون نداریم؟ (به بهانه اینکه یک نفر خاص دکتر صدام زد و خوشحال شدم و بعد فکر کردم که وای‌ از اون لحظه‌ای که به خاطر یک مدرک و چند سال درس خوندن بخوام خودم رو بالاتر ببینم. )
من اینطوریم که برای اینکه حالم خوب باشه و بتونم با بقیه درست تعامل کنم و به کارهای زندگیم برسم، باید یه مدت رو هرچند کوتاه تنها باشم و با خودم وقت بگذرونم. هروقت که تو روابطم به مشکل بر میخورم و نمیتونم تشخیص بدم مقصر خودمم یا نه، هروقت بیش از حد به همه چيز اهمیت میدم، یا هروقت که حس کنم اون نگار همیشگی نیستم میفهمم که به اون تنها بودنِ نیاز دارم. 
اگه اینکارو نکنم همه چيز فقط بدتر و بدتر میشه.
و تنها بودن به این معنی نیست که از مجازی فاصله بگیر
ما اگر پیچيده ترین و غیر محتمل ترین موارد و اتفاقات و جریاناتِ تمام دوران، یعنی چه گذشته و چه آینده را داشته باشیم، توقع داریم که همه ما را درک کنند! هرکس هم درک‌ش نکشد ما شانه بالا می‌اندازیم و لبانمان را به پایین کش می‌دهيم که مگر چه چيز عجیب و غریبی بود که درک نکرد! اما نوبت به خودمان که می‌رسد، درک نمی‌کنیم! اصلن متوجه نمی‌شویم! غریب است، نمی‌فهمیم، درک‌مان، به دَرَک می‌رود.
دانلود آهنگ چه دردی داره دوری تو ازم عشقم از میثم ابراهيمی
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهيمی به نام میخوامت
Download New Song By Meysam Ebrahimi – Mikhamet
دانلود آهنگ چه دردی داره دوری تو ازم عشقم
چه دردی داره دوری تو ازم عشقم الهي هرچي عاشقه برسن به هم
هر جا هم رسیدیم گلی بهتر از تو ندیدیم هرجارم بگردیم عاشق تر از من کسی نیست
تو بارونی یه نمه هم آرومی دردی ولی درمونی بگو همیشه میمونی
آخ که کور بشه هرکی نبینه عشق ما دوتارو بزنیم به دریا و با هم بریم جاده شمالو
د
#شعر الایی 
یه لالایی قشنگ
بخواب ای گل، گل زیبالالا لالا، لالا لالا گل سوسن، گل کوکبگل مریم، گل مینا به روی مثل ماه توستاره می زنه سو سو
بخواب ای ماه تابانملالا لالا گل شب بو بگو آهسته زیر لبخدای مهربان من          به امید تو می خوابملالا لالا گل لادن
کوچولوهای قشنگ و نازمامیدوارم شب خوشی داشته باشین و راحت بخوابین
دیوان شمس را گذاشته بود توی دست هایم، زل زده بود به چشم هایم، با لبخند برایم از مولوی خوانده بود.سرم را انداخته بودم پایین، خواندش که تمام شده بود، لبخند هول هولکی تحویلش داده بودم، چند تا ده تومنی گذاشته بودم روی میز؛ دیوان را بغل زده بودم و پا تند کرده بودم.
تا خانه یک ریز غر زده بودم به جانم که مثلا چه می شد ؟ سرم را بلند میکردم؛ زل ميزدم توی چشم هایش.لبخند ميزدم.قشنگ به خواندنش گوش میدادم.من هم برایش میخواندم.حرف ميزدم.تعریف و تمجید میکردم.
هروقت باران بیاید، بالاخره بند خواهد آمد. هروقت ضربه می‌خورید
 بالاخره خوب می‌شوید. بعد از تاریکی همیشه روشنایی ست.
 هر روز صبح طلوع خورشید می‌خواهد همین را بگوید اما شما یادتان می ‌رود و درعوض فکر می ‌کنید که شب همیشه باقی میماند.
اما اینطور نیست. هيچ ‌چيز همیشگی نیست. پس اگر اوضاع زندگی خوب است از آن لذت ببرید چون همیشگی نیست.
 اگر اوضاع بد است، نگران نباشید چون این شرایط هم همیشه نمی ‌ماند.
 اینو گفت و نگاهشو ید. اصراری نداشتم نگاهم کنه، ترجیح میدادم بدون توجه به حضورم راحت گریه کنه. جواب سوالشو نمیدونستم. گفتم "وقتی بچه بودم، مادرم بهم گفت خیلی مواظب خودت باش، حواست باشه وقتی با وسایل نوک تیز کار می‌کنی دستاتو نبُری.  هروقتم جاییت بُرید یه ذره زخمتو فشار بده که خون بیاد، وگرنه آلودگی ميره زیر پوستت مریض میشی! مادرم عاقل بود، میدونست هرچقدرم مراقب باشی بلاخره یکجایی خودت رو زخم و زیلی می‌کنی!" از یادآوری حرفای مادرم حس خو
بسم رب الرفیقامیرحسین خیلی سال پیش می گفت که هروقت میاد پیشتون، شما رو مادر صدا میکنه! یادمه چقدر اون موقع به این صمیمیت قبطه خوردم. خوش به حال امیرحسین. خوش به حال همه پسرهای شما.پ.نحتما اگر امشب بودي کلی خوشحال بوديم. حتما میلاد عمه جانمان بهانه ای میشد برای بیشتر دوست داشتنت. حتمابگذریم.
خواهر عزیزتر از جان! فقط ای کاش بودي.
امروز روز خوبي بود 
صبح که رفتم کلاس فن بیان و سخنرانی ، ارائه داشتم و بعدشم اومدم خونه تا نماز بخونم و اینا چون با حورا قرار داشتم که بریم نمایشگاه بین المللی و چيزهای هيجان انگیز از پارک علم و فناوری دانشگاه ها خصوصا شریف ببینیم که استاد دلیجانی کلی تاکید کرده بودن
و واقعا مشعوووف شدم بابت اینهمه چيزای قشنگ قشنگ
مثلا یه آبنما دیدم که برعکس بود
آب از پایین میرفت بالا
 
تازه شیش کیلیومتر با حورا پیاده روی کردیم توی نمایشگاه
خدایی خیلی خوب ب
انقده اتفاقای جورواجور افتاده من نمیدونم اصلا چي بگم!شاید یه روزی سر فرصت بشینم اساسی بنویسم یه رمز گنده هم بذارم روی پست که مبادا ابرو و شرفم با خاک یکی شه :))))
ا.م و کلی ماجرای دیگه.
اومدم فقط بنویسم پیرتر شدم دیدین؟هجده سالگی جذابه؟فکر نمیکنم.
یک سری آدم ها هستن اسمشون هست آدم قشنگ ها» ! کلا آدم از دیدنشون لذت می بره. حالا چه توی فضای مجازی چه توی واقعیت. فرقی نداره. خیلی قدرشونو باید دونست. حال آدمو خوب می کنن. درصد امید به زندگی رو افزایش می دن. درسته نزدیک نیستن بهمون و آشناهای دور محسوب میشن حتی شاید ما رو نشناسن اما . این حس خوب جریان داره. 
مثلا آ که موجب لبخند و رضایتم میشه (حتی دیدمو به یک قشری از آدم ها تغییر داده) و امیدوارم همیشه توی مسیر درستش باشه و همینقدر قشنگ بمونه حتی ب
بابای توی قاب : روایتی از یک عزیز دل به نام علیرضا، علیرضا روشن
 
بابای توی قاب : هدی حشمتیان، انتشارات جمکران
معرفی:
یک کتاب قشنگ و دلنشین میخواهيد، بفرمایید.روایتی از یک عزیز دل به نام علیرضا، علیرضا روشنخاطراتش از کودکی با بابا تا شهادتش و مهمترین و زیباترین قاب خاطره علیرضا روزی که رهبر معظم انقلاب میهمان شان شده است.روایت ساده و کودکانه ای که هر کودکی را متاثر می‌کند و به فکر وا می دارد چه امثال علیرضا و آرمیتا بی پدر شدند تا
داره بارون میاد، اون وقتا هروقت بارون میومد بهم میگفتی حتی اگه ته کویر بودم و دلم میسوخت. بهم زنگ میزدی و میگفتی یادم افتادی، عزیزم از پنجره جای قدمامون معلومه جای قدمامون درد میکنه عزیزم کاش نبودي کاش هيچوقت پیدات نمیشد کاش برمیگشتی عقب اونوقت من از فرصتم واسه برگردوندن خواهرت استفاده می‌کردم و تو برای جلوگیری از این دوستی، باور کن به نفع هردومون میشد
یه وقتایی وقتی یه متنی رو مثل این (http://castle.blog.ir/post/doc) میخونی با خودت میگی "چه قشنگ" و هِی پرت میشی تو دلت و انعکاسش رو می‌شنوی:
چه قشنگ.
چه قشنگ.
چه قشنگ.
انگار دلت مثلِ یه غار تنهاییه که توش یاری جایی رو به خودش اختصاص نداده و دِلانه‌هات رو هِی می‌شنوی و می‌شنوی و فقط می‌شنوی از پژواکشون، نه از درِ گوشی‌های دلبرانه. ولی اگه یار بود، وای که اگه یار بود. دیگه پژواک وانعکاس و غار و تنهایی رو نَمَنه؟ قبلِ حتی یه حرف؛ بـــغـــل!.
+ با گوشی پست
خیلی یکهویی لباسمان را عوض کردیم، آهنگ گذاشتیم. چهار نفری رقصیدیم و کیک خوردیم.
مامان شمع را فوت کرد، خیلی نخندیدیدیم. از آن تولدهای رویایی که همه احساس بی نظیر و شادی دارند نبود. یک مهمانی کوچک. تولدک مامان.
مامان! بلد نیستم جمله های قشنگ قشنگ بگویم ولی.خیلی دوستت دارم. خیلی خوشحالم که خدا تصمیم گرفت تو را بسازد و همه لحظه های مهم زندگیم، از بد ها تا خوب ها، از گریه ها تا خنده ها، اریگاتو که هستی.
اگر تو نبودي، واقعا یک چيزی کم بود.
خوش حالم که
یه حال خوبي دارم. 
هنوز تیم‌مون تکمیل نشده، هنوز درگیر مصاحبه‌های خسته‌کننده و وقت‌گیریم و کلی هنوزهای دیگه. ولی حال‌مون خوبه. می‌دونم باید چي کار کنم، شرکت آرومه، هوا خوبه، اتاقم نورگیره، یه هم‌اتاقی خوب دارم، صدای آب میاد، گلام سبز و خوشحالن و یه شنبه‌ی قشنگ رو شروع کردیم. خیلی قشنگ
#کارنوشت
بسم الله الرحمن الرحیم
تا حالا قسمت نشده بود آش درست کنم،آش رو همیشه دسته جمعی میخوریم و بزرگترای مجلس درست میکنن
با خودم گفتم بلاخره که چي؟همیشه که قرار نیست کوچيک بمونم گفتم منم سری بشم تو سرا بدون هيچ پرسشی و بدون هيچ تحقیق و پیش زمینه ای دست به کار شدم
ولی خودمونیما چقد آسونه آش درست کردن اصلا کاری نداره.
جاتون خالی خیلی جا افتاده و عالی شد فقط یه مشکل کوچولو داشت اینکه تا بقیه یه قاشق داخل دهان مبارک میذاشتند بلافاصله وبی اختیار دست مب
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای میثم ابراهيمی به نام میخوامت
ترانه و ملودی: مهراد جم / تنظیم کننده: مسعود جهانی
دانلود موزیک میخوامت با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 

[کیفیت 128 با حجم 2.6 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 6.4 مگابایت]
Download Ahang Jadid
 
Meysam Ebrahimi – Mikhamet

متن ترانه ی می خوامت با صدای میثم ابراهيمی:
چه دردی داره دوری تو ازم عشقم
الهي هرچي عاشقه برسن به هم
هر جا هم رسیدیم گلی بهتر از تو ندیدیم
هرجارم بگردیم عاشق تر از من کسی نیست
تو بارونی یه نمه ه
سلام، عزیزم. 
چقدر شروع سخته.
میدونی، میخوام برات از روشنی قصه بگم. از امید. عشق. مهربانی. دیوانگی و جنون. میخوام برات از پریدن تو چاله های آب ، از رقصیدن و چرخیدن ، از بوی انار و سیب، از چراغ های چشمک زن دلامون بگم.
عزیزم ؛ بیا گوشامونو بگیریم ، بیا کور شیم و از همه ی سیاهي ها و غم های دورمون فقط صدای خنده کرکننده و دنیای رنگی خودمونو بشنویم و ببینیم. بیا بزرگ نشیم. بیا ساده ترین پیچيدگی های جهان باشیم.
عزیزم؛ بیا یادمون نره زنده بودنمون رو. بیا
امروز کنارم توی اتوبوس دختری نشسته بود که تو بودي. بوی عطر دخترانه‌ی احمقانه‌ی تو رو می‌داد. منو یاد اون موقع انداخت که دور بوديم از هم ولی سرتو تو دامنم می‌ذاشتی و زار می‌زدی. یاد اون روز که واسم مداحی محبوبت رو گذاشتی و من از تعجب چشمام افتاد جلوی پاهام. یاد اون شلوار نو که بد وایمیساد تو تنت. چه خاطرات قشنگ خوبي دارم باهات :) چه دوری ازم. چه خوبه که نیستی.
 
1
یکی از آقایون ترم بالایی آموزشگاه بخاطر خوب بودن سطح زبانش داره کلاسای اساتید مختلف رو آبزرو ميره تا کم کم تدریس شروع کنه! یه جوونه به شدت پرحرفه، ازونجایی که از تدریس من راضین این سومین نفری بود که برای دیدن روش تدریسم برای تدریس سرکلاسم اومد،کلاسای ترم اولیا هرجلسه بارها حروف تکرار میشه روزی که سر کلاس ترم اولیای من اومد برا آبزرو شاد و خوشحال
با بچه ها تکرار میکرد و براش جالب بود وایوقتی به اخراش رسید خصوصا نیم ساعت آخر قشنگ پوکر فیس ب
اگه لباسِ کسی به نظرم قشنگ بیاد از تَهِ دل بهش میگم و اگر از من نظر بپرسن و به نظرم قشنگ نباشه تعریفِ الکی نمی‌کنم ؛ من آدمِ رک و بی‌پرده حرف بزنی نیستم و از آدمایی هم که ادعای صداقت دارن و به اصطلاح زیادی رک و راستن و با حرفاشون مدام بقیه رو اذیت می‌کنن خوشم نمیاد!
یک چيز جالبی که مابین خانم ها می بینم اینه که بیخود از همدیگه تعریف میکنند. طرف می ره یک رنگ بلوند به موها و ابروهاش می زنه و واقعا شبیه جن میشه. ولی هر کسی که بهش می رسه می گه وای چقدر قشنگ شدی!!! حالا اون گفت که چقدر قشنگ شدی ولی مگه خودت را توی آیینه نمی بینی؟!
 
ایرانی ها با رنگ پوست و ترکیب صورتی که دارند واقعا رنگ های روشن به اکثرشون نمیاد. تو رو خدا اگه یکی خودش را شبیه جن ها کرد، اگه نمی خواهيد بهش بگید که زشت شده، حداقل الکی بهش نگید که چقدر
اولین نشونه‌ی اومدن پاییز برای من، این نارنگی کوچولو سبزهان. همونایی که داداش نمی‌خوره چون ترش‌ان. همونایی که وقتی بچه بودم، مامان هر پَر اش رو از وسط نصف می‌کرد و نمک می‌زد و می‌داد دستم، که فشارم نیفته. همونایی که جزو اولین خوراکی‌هایی بودن که تعارف می‌کردم به بغل‌دستی جدیدم تو مدرسه، تا زیر میز پوستش رو بگیریم و زیرزیرکی و بی‌دلیل بخندیم. الان که دستم بوی شمال میده و دلم هم یکم ضعف ميره، یکدفعه یادم افتاد که پاییز تو راهه، این اول
نمیدونم چرا هروقت به یکی میگم یه شعر بخون تو %۹۰ اوقات میگه:
یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه
میزنم زمین هوا ميره.
شاید به خاطر اینه که همه حفظن اینو
خیلی کم پیش میاد یه شعری از سهراب سپهری،سعدی،حافظی،چيزی بخونن
واقعا به شاعر این ترانه دلنشین و محبوب که تاحالا نفهمیدم کی بوده تبریک میگم
 
نمیدونم چرا هروقت به یکی میگم یه شعر بخون تو %۹۰ اوقات میگه:
یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه
میزنم زمین هوا ميره.
شاید به خاطر اینه که همه حفظن اینو
خیلی کم پیش میاد یه شعری از سهراب سپهری،سعدی،حافظی،چيزی بخونن
واقعا به شاعر این ترانه دلنشین و محبوب که تاحالا نفهمیدم کی بوده تبریک میگم
- همهچي از بیرون قشنگه. ولی وقتی درونش رو می‌بینی، متوجه می‌شی زیاد هم قشنگ نیست.- مثلا چي؟- مثلا کتابخونه ملی. از بیرون قشنگه و دوست داری بری داخلش رو ببینی، ولی وقتی می‌ری داخلش چنگی به دل نمی‌زنه.- شاید! ولی بعضی چيزها هم هستن که از بیرون قشنگ نیستن ولی از درون خیلی قشنگن.- چي مثلا؟- مثلا همین پسره که از جاش بلند شد تا من و تو کنار هم بشینیم. درسته یه ذره سوسول می‌زنه (!) ولی خب کارش خیلی قشنگ بود.
میخوام اگه امشب یا کلا هروقت خانم ز بهم چيزی گف بهش بگم اینقدر توقع های بی جا از کسی نداشته باشهجنبه داشته باشه
بهش بگم20سالته ولی اندازه یه دختر15ساله رفتار میکنی چه رفتار اجتماعی چه رفتار احساسی دقیقااااا مثه یه دختر 16سالس که یکی توی کوچشون بهش تیکه میندازه "خانم خوشگله" اما نمیدونه اون چرا این حرف رو زده و قلبش از شور و اشتیاق تاپ تاپ میزنه:/
میدونید بدیش چيه؟؟خانم ز تا تقی به توقی میخوره گریه میکنه و حس ترحم میخره!باورتون میشه بهش گفتم تو ح
بین برگ ها بودم آسمون رو هم می دیدم دلم می خواست تا اون ور کوه برم دیگه چيزی تا پروازم نمونده بود اما درخت رو ت دادن از اون بالا پرت شدم روی چمن اشتباه کردم از درخت دور شدم 
از ترس جیک جیک می کردم هر کس می اومد نوک می زدم در می رفتم تا این که گفتم شاید یکی باشه من رو برگردونه اون بالا سر درخت 
یکی اومد راحت رفتم توی دست هاش دلم گرم شد قشنگ حرف می زد بهم امید می داد حرف هاشو می فهمیدم اما خیلی دیر فهمیدم قراره تا ابد داغ درخت و پرواز به دلم بمونه 
سلام نارنجی
دلم برات تنگ‌ شده نارنجی. حالم خوب نیست نارنجی. دارم غرق میشیم نارنجی .
میدونی خیلی زرنگ بودي، چيز هایی رو انتخاب کردی که باهاشون به یادمون بمونی، که همه جا هستندمیخواستی هيچوقت فراموش نشی. به هر حال نمیشدی، چون تو بودي که نارنجی رو نارنجی کردی.
تو بودي که زیر بارون مینشستی و پاهاتو تو شکمت جمع میکردی و حرف های قشنگ میزدی. یادش بخیر چقدر پارسال منتظر بارون بودم چون میخواستم زیر بارون راه برم و تو هم بازم کنارم باشی.
تو بودي ک
مهر ماه که از راه میرسه با خودش کوله باری از رنگهای قشنگ میاره زرد نارنجی قهوه ای قرمز آتیشی و خیلی دیگه از رنگهای مختلف این ماه که از راه میاد علاوه بررنگهای قشنگ میوه های خوشمزه پایزی هم باخودش به همراه تاره پرتقال نارنگی انار و
خدای همه ماهای سال خدا قشنگ بامعنا هستش مثل بهار که نوید سر سبزی شاد بودن را میده تابستان با اون میوه های خوشمزه آبدار که دهن آدم را آب میندازه
قبلا ها بالشت کنار تختم رفیقم بود . پشتم را میکردم سمتش و همانطور که دراز کشیده بودم ساعت ها برایش حرف ميزدم . از اینکه امروز توی مسیر چه اتفاقاتی افتاد یا دوست پسر فلان دوستم امروز چطور حالش را گرفته بود و تمام داستان های آن روز و فکرهایی که برای خودم میکردم . وقتی با تو آمدم توی رابطه هم این داستان ادامه داشت . فقط بالشتم اسم و شخصیت پیدا کرده بود . ساعت ها برایش حرف ميزدم و فکر میکردم تویی که داری همه ی حرف هایم را گوش میدهي . بس که هم در واقعیت
یه اتفاق خیلی قشنگ در انتظارمه :)
من الان پر از احساس خوبم، پر از عشق و انگیزم :)
یه وقتایی باید از تموم نرسیدن ها عبور کنی، باید گذشت کنی، باید صبور باشی، تا اون اتفاق قشنگ که با فکر کردن بهش قلبت تند تند میزنه، اتفاق بیوفته :) 
من الان در اولین قدم از اون اتفاقم، ولی میتونم هزارمین قدم رو هم تصور کنم و باهاش عشق کنم! میتونم بغلش کنم و بگم نزدیکی! دوستت دارم! و چقدر خوشحالم بخاطرت :) 
من الان در اولین قدمم و سرشارم از شوق رسیدن، لبریزم از اتفاقی که
  امروز دنبال دخترم رفتم برای اولین جلسه تمرین تیم . سه شنبه بود امروز . دلم خواست با سیمین تلفنی حرف بزنم . زنگ زدم فکر کنم سرش شلوغ بود جواب نداد ولی می دونستم خودش زنگ میزنه . عصریه زنگ زد و کلی حرف زدیم . کلی درد و دل کردیم و از اوضاع جامعه و مدرسه ها گفتیم . گفت انگار مردم جامعه به خواب رفتند . ولی من بیدارم ، تو هم بیداری . 
حس خوبي بود حرف زدن باهاش . گفتم خاطرات خوبي از شما توی ذهن ما موند . شما توقع ما رو بالا بردی از مدرسه و مدیر مدرسه . گفتم یه
 هروقت اتفاق بدی براتون پیش اومد هرگز نگین مگه از اینم بدتر میشه؟؟
اره میشه از اون تلخ تر وحشتناک تر.غیرقابل تصورتر.همه اینا میشه.
یه بار کوه رفته بودم خیلی غصه داشتم اون بالا انقدر داد زدم انقدر داد زدم تا صدام به اون 
بالایی برسه .
فقط ازش خواستم یذره بامن مهربون باشه.
ازش ممنونم که برای کوچکترین چيزی باید جون بکنم تا بهش برسم
ازش ممنونم که هر وقت چيزی باور کردم وامیدوار شدم با یک حقیقت تلخ از خواب خرگوشی بیدارم کرد.
همه اینا میگذره 
فرا
من دیگه نُه سالمهيک گل زیبا شدمغنچه بودم که حالاشکرخدا وا شدماین جشن تکلیفمهجشن عبادت مننمازمو میخونمخوش به سعادت منفرشته ها میشیننکنار جانمازمبا هر نماز یه خونهتوی بهشت می‌سازمموهامو میپوشونم چون که خداجونم گفتهرچي که شیطون میگهبرام شده حرف مفتقشنگ ترین روز مندرست همین امروزهقشنگ تر از تولد یا عید نوروزمهزهرا آراسته‌نیا
دانلود آهنگ جدید میشی فداش از محسن ابراهيم زاده به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های محسن ابراهيم زاده بازدید کنید.
Download Music Mohsen Ebrahimzadeh–Mishi Fadash + Lyrics
کار دنیارو باش تا که میشی فداش چجوری آخه انقده راحت میذاره ميره
چي میخواستی چي شد همه بحثا بیخود تو میمونی تو خلسه ی نبود حسشو حال و هواش
کار دنیارو باش تا که میشی فداش چجوری آخه انقده راحت میذاره ميره
چي میخواستی چي شد همه بحثا بیخود تو می
جملات عاشقانه سری جدید 25

متن قشنگ عاشقانه
 
تو دیر پیدا شدی
یا من دیر یافتمت
باکی نیست
مسافر کوچکم
اینک پادشاه سیاره جانم تویی.
 
عاشقانه ها 
 
میدانم
من و تو هيچ‌گاه هم عقیده نبوديم.
میدانم،
رنگ چشمانمان فرق دارد
و خورشید در جغرافیای شهر تو
گرم‌تر است!
اما مهم نیست.
بیا و تمام این‌ها را از یاد ببریم.
دستانت را در دستانم بگذار!
می‌خواهم تنها چند قدم،
میان مردم این شهر،
میان شلوغی خیابان‌ها،
تو را داشته باشم.
 
متن قشنگ عاشقانه
 
بغلم ڪن ش
بسم الله الرحمن الرحیم
 
کی باورش میشه یه دخترِ مجرد که توی خونه دست به سیاه سفید نزده یه کدبانوی نمونه بشه که خونه اش مثل دسته گل میمونه؟ 
همه چي با هم هماهنگ، رنگ ها شبیه هم، میز و صندلی در بهترین چينش و .
کی باورش میشه همون کدبانو برای راحتی بچش از همه چيزایی که قبلا بهشون میگفت قشنگ و لازمه زندگی و غیره بگذره؟
نه این که از قشنگی ها بگذره ها، کلا تعریفش عوض میشه انگار
یه قشنگی خیلی بزرگ توی بچش میبینه که دیگه بقیه چيزا براش بی اهمیت میشه
دیگ
یارحمان 
از دیشب فهمیدم تو فکره ، به روی خودم نیاوردم گفت بذار فکرکنه نفهمیدم 
و نپرسم که اذیت نشه اما داشت خودخوری میکرد تو چشم هاش معلوم بود ! 
|عین| هروقت ناراحته از چشم هاش همه چي معلومه 
و من که قشنگ از سال۹۵ تا الآن با چشم هاش آشنا شدم 
خنده و ذوق ش رو میفهمم 
توداری ش رو میفهمم 
ناراحتیش رو میفهمم 
دلخوری ش میفهمم 
غمگینش رو میفهمم 
نگفتن هایی رو که صلاح نمیدونه رو میفهمم 
آره ، من میفهممش ! 
این ناراحتی که تو قلبش پنهان میکنه تا منو نار
هروقت خواستی پارچه‌ای» بخری؛ 
آنرا در دست مچاله کن» و بعد رهایش کن،
اگر چروک» برنداشت، جنس خوبي» دارد. 
آدم‌ها، نیز همینطورند
آدم‌هایی که بر اثر فشارها 
و مشکلات، اخلاق، و رفتارشان
عوض می‌شود، 
و چروک» برمیدارند.!
اینها جنس خوبي ندارند، 
و برای رفاقت، معاشرت، مشارکت، ازدواج و اعطای مسئولیت به ایشان،
به هيچوجه گزینهٔ مناسبی» نخواهند بود.
 مراقب انتخاب آدم های اطرافمان باشیم. هر کسی لیاقت هر چيزی را ندارد!
دو روز و نیم با خانواده توی بهشت امام رضا بوديم.
الان سوار اتوبوس شدم تا تنهایی برگردم خونه.
یکی از این حاج آقا های سمت خدا می گفت حرم امام رضا رو به اندازه دلتون وسعت بدید، حتی اگه هزار کیلومتر اون طرف تر هم می روید، باز هم توی حرم باقی بمونید.
به قول یکی از خادم ها، با دل بیاید زیارت نه با دست. 
خوش به حال بچه های مشهد، هروقت آقا بطلبه، یه نیم ساعت بعد میرسند حرم.
امروز رفتم باسه رفیق شهيدم، حاج محسن حاجی حسنی کارگر هم فاتحه خوندم.
چه میشه کرد که
آقا من دیروز اومدم طبق عادت هر روزم آمار بازدیدم رو چک کردم یه لحظه برگام ریخت!
معمولا وقتی آپ میکنم نهایتا ۱۰۰ تا ۱۲۰ تا بازدید دارم بعد دیروز ۱۹۱
خب بالاخره خیلی وقت بود آپ نکرده بودم توقع نداشتم دیگه.:|
روزای معمولی در حد ۲۰ تا ۵۰ تا ميره مثل امروز که تا الان ۴۸ تاست ولی خب دست اون ۳ نفر درد نکنه که دیروز ۱۹۱ نمایش برام ثبت کردن
خدا عوضت بده ننه ، خیر از جوونیت ببینی مادر!
مهم نیست اگر دوست دارن درباره‌ی هر هنوز مبهمی حرف بزنن، عیبی نداره اگر اصرار دارن روی هر سبک‌سری و قصوری اسمای قشنگ و پیچيده بذارن، حلالشون اگه خوششون میاد با کلمه‌ها لاس بزنن و اغراق کنن و مهمل ببافن ولی کاش اونقدر بفهمن که هرکس زخمیِ جنگ خودشه و انصاف نیست از جنگی که هيچ وقت تووش نبودي حرف بزنی
نوشتن اینجا؟ وبلاگ؟ دوستای مجازی؟برا دل خودم؟برا رفع تنهایی؟برا جلب ترحم؟دروغ؟برا حواس پرت کردن؟درد؟گرونی؟قلب؟خواننده های خاموش خاموشی های من؟
شیمی درمانی؟درک دیگران؟درک من؟توقع من؟متاستاز؟توقع دیگران؟خونوادم؟ادامه درمان؟خون؟حق خوری؟رانت؟هلال احمر؟سازمان ؟سرطان؟دندانپزشکی؟نازنین؟حقارت؟پرتو درمانی؟خواب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟قلب؟گریه؟قدرت؟مبارزه؟
 + ؟؟
+ حداقل حرف بزنین باهام. 
+ تو نفس هام و لحظه هام نا امیدی جوونه زده! این خستگی نیست. ف
صدرا شده استاد شطرنج من
هر بار که موفق بشم حرکت خوبي برم ميره یک کارت امتیاز برام‌درست میکنه.دیروز برای اولین بار مساوی شدیم (پات)
کلی ذوق کردم که به پسرم نباختم
حس می کنم بچه ها یک مادر مهربون اماااااا قوی و مدرن که اعتماد بنفس بالایی داره رو خیلی بیشتر می پسندد تا یک مامان غر غرو و بی دست و پا و ترسو .
رو این حساب سعی میکنم دربرابر بچه ها و همسرم قوی باشم .به روز باشم مطالعه امو بالا ببرم و اطلاعات کافی به سوال های علمی پسرم بدم .
.قشنگ رضای
خدا دانلود آهنگ جدید ماکان بند  دانلود آهنگ جدید ماکان بند به نام خدا از ایران پاپ  Download New Music By Macan Band Called Khoda با متن + بخش آنلاین و دانلود مستقیم
متن آهنگ
وقتی حالم بد بود خیلی چيزا داشتم کمبود هيچکسیم دورم نبود دستمو گرفتی چه زود
وقتی همه پسم زدن شروع کردم قدم زدن تو خلوت خودم بودم و میخواستم بگیری جونمو
گفتم خدا خودت بیا و دستتو بذار رو شونه هام آروم بشم
چرا اینجورین باهام این آدمای توی شهر انقده پس زدن منو تا از همشون دور بشم
مثل آب زلال بو
پیاده برمیگشتیم خوابگاه هوا از اونقدری که از هوای یک ظهر پاییزی انتظار ميره گرم تر بود گفتم که خسته شدم از همه چي گفت بستنی شکلاتی بخور فیلم ببین خوب میشی گفتم کلا خسته شدم از این جا از آدم ها گفت حیطه ی کاری ت رو عوض کن دوستات رو عوض کن روی این جمله ی آخر موندم دوستام رو عوض کنم ؟ ریحانه میگه تو یه چيزی هستی میانگین پنج نفر آدم دور و برت دوستامو عوض کنم ؟ من رو با چند تا آدم خفن آشنا کرد با آدم های که بالاخره بعد از پنج ترم اون چيزی که می
حالا با کشته شدن 80 نظامی امریکایی یه عده شروع کردن زدن رو طبل ترس و جنگ!
میگن ما از حمله امریکا میترسیم!
به قول رئیس جمهور منتخبتون:" یک عده می گویند ما میترسیم؛ خب برید یه گوشه که نترسید" :-)
 
یه بار یکی بهم گفت چرا طرفداری اینارو می کنی؟ اینا ن همشون!
بهش گفتم " هایی که کار می کنند بهتر از پیغمبرهایی هستن که حرف های قشنگ قشنگ می زنند"! 
 
+ یه نفر همون اول کاری اطلاعات پایگاه عینالاسد ویرایش کرده:-)
 
همین چند ثانیه پیش از الان که دارم این پست رو مینویسم انیمه بوسه ی ایزدی رو تموم کردم . 
چقدر قشنگ تموم شددددد واقعا عالی بود ولی اگه پایانشو دست من میدادن حتما یه تغییر کوچيک توش ایجاد میکردم :/ یه تشکر فراوان و تپل از جغد سفید عزیز که این انیمه رو بهم معرفی کرد ⁦(●♡∀♡)⁩ 
خلاصه ی انیمه ی بوسه ی ایزدی : 
راجع یه دختریه که باباش به خاطر قمار و بدهکاری ولش میکنه خونشون هم از دستش ميره و می ه تو یه پارکی یه آقایی بهش میگه میتونی بری خونه ی من بعد
مامانم یک کتاب داشت به اسم کلید و راه های گفتگو با نوجوان همچين چيزی بعد یادمه کلاس ششم بودم رفتم کتابخونه مامانم اونو برداشتم خوندم فقط به خاطر اینکه هروقت مامان یک کاری طبق اون کرد من برعکسشو انجام بدم:///
 
 
بعله همینقدر لجباز:/// البته دیگه یادم نمیاد کامل خوندمش یا کردم یا چي ولی الان دست ابجیم دیدم یاد این افتادم
 
 
یک چيز مسخره و مسخره:// داشتم غر ميزدم
-اه من فلانو میخام
مامان گفت
-مگه این چشه
- اثر نداره
- پس چرا برای ما اثر داره
 -چ میییی
چند روز پیش ، موقع رانندگی ، یک پیرزن و پیرمرد از خیابان میخواستند رد بشوند ، بعد از اینکه من ایستادم ، که در آن موقعیت حق تقدم اصلا با آنها بود و من لطفی نکردم در حقیقت ، جفتشان ضمن رد شدن از خیابان با احترام خاصی از من تشکر کردند . 
این اتفاق باعث روشن شدن یک رشته افکار در من شد در همان لحظه ، به این شکل که
اگر رد می شدند و اینجور محترمانه تشکر نمی کردند آیا من ناراحت می شدم ؟
حالا که رد شدند و تشکر کردند حس خوبي در من ایجاد شده ؟ 
این رفتار محت
هروقت از کنار لباس دختر کوچولوها رد میشم یاد توت فرنگیم میوفتم.
توت فرنگی من حالا دیگه بزرگ شدهراه ميرهشیطونی میکنهبرای عروسکش لالایی میخونه و خلاصه یه بلایی شده
دلم تنگ شده برات توت فرنگی جونم
این کاپشن گوگول مگولِ خوشگل منو یاد توت فرنگیم انداخت.
یکی بود یکی نبود.مادر بزرگ یه باغچه قشنگ داشت که پراز گلهای رنگارنگ بود. ازهمه ی گل ها زیباتر گل رز بود.
البته اون به خاطر زیباییش مغرور شده بود و با بقیه گل ها بدرفتاری می کرد.
یک روز دوتا دختر کوچولو و شیطون که نوه های مادربزرگ بودند به سمت باغچه آمدند. یکی از آن ها دستش را به سمت گل رز برد تا آن رابچيند، اما خارهای گل در دستش فرو رفت.
دستش را کشید وباعصبانیت گفت: اون گل به دردنمی خوره! آخه پرازخاره. مادربزرگ نوه ها را صدازد آن ها رفتند.
اما گل رز
خو آقااااا.ما هرسال شب یلدا میومدیم یکم باهم چرت و پرت میگفتیماز اونجایی که من وجدان دارم و وفادارم ولی شما نیستین(؟)(!)اومدم شب یلدا پست کنم!صب کنین شب یلدا که وقت نمیشده قطعن روزای بعدش بوده:|خب
پسبدرود تا روزای آینده:/چيه؟!خب چيکار کنم؟!آقا ما واستادیم ori bro کامبک کنه بعد جشن بگیریم.همین دیگه!چي؟پسرم دور از خانه و کاشانه و خانواده داره به این ملت چرت تر از اوشون(!)خدمت میکنه!دیگه اون برگرده بعد میام مینویسم !آره دیگه.فقد این میلاد کی م
و کتاب یوما به پایان رسید.
 
خیییلیییی کتاب فوق الهاده ای بود:)
نوشته خانم "مریم راهي".
خیلی قشنگ بود.
عکسش:
 
موضوع:زندگی حضرت خدیجه (س) که حضرت فاطمه(س) رو باردار بودن رو بازگو کرده به قلم خییلیییی قشنگ:)
به شدددت توصیه می شود.
 
آمار کتاب خوندنتون زیاد.
 
یاعلی.
همه‌ی ما یک هایزنبرگِ درون داریم که تا تقّی به توقّی می‌خورَد بروزش می‌دهيم. مشکل‌مان این است که تکلیف‌مان با خودمان مشخص نیست و روی مرز سفید بودن و مشکی بودن قدم می‌زنیم. ما نه جرئت مشکی بودن داریم جه جرئت سفید بودن، و برای همین است که همه‌مان شده‌ایم خاکستری. هروقت دل‌مان بخواهد مشکی می‌شویم و پلید بودن‌مان عیان می‌شود و هروقت بخواهيم سفید می‌شویم و بدی‌هایمان را نهان می‌کنیمشده‌ایم دکمه‌ی بالای پیراهن، که نمی‌دانیم باید باز
 متن آهنگ هوروش باند تو مرا دیوانه کردی
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا ميره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیکاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودي تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شدی تو نموندی تورفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا ميره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیماهي برکه برقص کام دنیام شده تلخ بیخیال هرچي غصه اس دل به دریا بون همه خاطره رو میبرم غرق کنم به چه درد میخوره دریا با کی خلوت کنم.کاشکی نداشتم تورو از اولشم ن
+هروقت، هروقت یه نفر می‌گه "چه‌قدر خوبه" ادامه‌ش تو سرم پخش می‌شه که "موزیکم تا خود صب می‌کوبهههه، دستات چرا از دست من دووورههه؟ خوش می‌گذره به هرکی بینمووونههه". خدا بگم چي کارت نکنه خانوم عین که با خزعبلاتی که تا چند وقت پیش گوش می‌دادی مغز بی‌گناه من رو پر کردی. تازه هروقتم می‌گن "باشه اصلا تو خوبي" سرم با صدای آرمین تو ای اف ام ادامه می‌ده "اصن تو راس می‌گی! تازه بقیه‌شم یادم نیست. :/
+اون روز داشتم تو ماشین می‌خوندم چه‌قدر تنهام، تنه
بعد مدت‌ها باز جلو روم یه در می‌دیدم. باید دستامو می‌بردم بالا و در ميزدم. ولی تنها کاری که کردم فکر کردن به تردید و دودلی‌هام بعد از این همه وقت بود که دست از سرم برنداشته بودن.که چرا هيچ وقت راحت دستم سمت در نرفت. شاید پشت در هنوزم اون صورت منتظرم باشه و منم منتظر حرفایی که باید میشنیدم. و حالا عجیبتر از همه اتفاقا دوباره دیدنش همراه یه بچه حتما برام جالب می‌شد. حداقل بعد یک سال و خورده ای. تو این فکرها بودم که در باز شد. وقتی باهاش روبه رو می
رتبه ها اومد
مبارکتون باشه .
نمی دونم باید به خودم تبریک بگم یانه ؟شایدم بایدصبرکنم تا شهریور ببینم چي پیش میاد؟شایدم توقع من زیاد.نمی دونم
رتبه م نمی گم خوب شده ولی ازچيزی که بعد جلسه فک میکردم بهترشده اول که رتبه ها اومد ققط زل زدم به رتبه م هيچ حس خاصی نداشتم یکم گیج بودم یکم که چه عرض کنم .ازم سوال میپرسیدن اصلا نمی تونستم جواب بدم
بعدش کم کم که ویندوزم بالا اومد یه حس خوشحالی اومد سراغم خواهروهمسر خواهر عزیز زنگ زدن پرسیدن چي کارکرد
دنیای عزیز! دارم ترک‌ات می‌کنم. چون حوصله‌م سر رفته. فکر می‌کنم به قدر کافی زندگی کرده‌م. می‌خوام تو رو با همه‌ی نگرانی‌هات توی این چاه مستراح خوشگل، ترک کنم. موفق باشی!
جرج سندرز
یک عالمه حیوان و گیاه رفتند. سوختند. جزغاله شدند.
"نه، چرا؟ بیچاره‌ها. بدبخت‌ها. قربانی کثافت‌کاری آدم‌ها شدند." 
یک نفر پرید. 
"پرید؟ چرا؟ آخر. نه! نه! خدا رحمت کند."
چهل نفر پریدند.
"وای. وای! خدا رحمتشان کند، خانواده‌هایشان."
صد و هفتاد نفر پریدند. 
"نه، نه،
استاد هنر گفته بود عکس بگیریم برای آخر ترم ،منم فکر کردم برای این هفته میخواست پدرم رو درآوردم تونستم ده تا عکس بگیرم که تازه کیفیت چندانی نداشتن و اونقدرها هم قشنگ نبودن ولی این یکی واقعا قشنگ دراومد :)
 
گفتم یک مقدار الهام بگیرم از بقیه عکس ها .
 
اگه چند روزی نمیتونم بیام بهتون سر بزنم معذرت میخوام . خیلی کار دارم . 
برای هيچکس مهم نیست من گوشی ندارم
یعنی اهمیتی نداره
واقعا برام تعجب برانگیزه که حتی خانوادمم از اینکه تو راه موندم چون گوشی نداشتم هيچ واکنشی نشون ندادن
فقط دعوام کردن چرا نگفتم دوستم منو میرسونه !!! من موندم دقیقا با چه وسیله ای بهشون اطلاع میدادم؟
حتی کسی که ادعا میکنه دوستم داره هم تلاشی نمیکنه 
براش مهم نیست
براش مهم نیست دارم با تلفن خونه بهش میزنگم
حتی نگفت بهم حتی شده پنجاه تومن کمک میکنه که گوشی بخرم
حتی نگفت گوشی قبلیتو بده تعمیر کن
 
+ شاید بوی قشنگ هواش ميره تو وجود آدم و حس و حال و زیر و رو میکنه وگرنه چه دلیلی میتونه داشته که من بعد از یک سال بازم تو پاییز دلم هوای اینجا رو بکنه ؟ 
+ به نظرم تو این یک سال خیلی تغییر کردم . نمیدونم دقیقا چي اما بوده!
+ نامهربون بودم و هستم در حق اینجا و شما و خودم حتی !
+ پر از حرفم؛ شاید بی وقفه نوشتم شاید هم نه! راستش اصلا نمیتونم قولی بدم راجع به احوالاتم !
:)نگین بانو می بینی؟عشقا همه کشک شدن.ینی تو هم وقتی میرفتی همین احساسو داشتی نفسم؟همین چيزا رو به بقیه میگفتی؟اصلا مگه ممکنه؟دارن یه کاری میکنن باورم شه اون حرفا رو از ته دلت میزدی.به لیسا گفتی منو نمیخوای.خدای من:)))چجوری همچين خیانتی ممکنه.آره من بهش میگم خیانت.و تو یه خیانتکاری.که بهت ابراز علاقه کرد.وقتی هنوز با هم بوديم این کارو کرد!و تو بهم نگفتی!!!چرا؟!من میگم چرا.چون اون برات مهم تر بود.اون.نانای عوضی که از پشت بهم خنجر زد!!!!هه.
خاطرات ِ چادر مشکی
 
 
گفت: به خدا اعتقاد داری ؟گفتم: با تمام وجود حس اش کردمگفت: چه جوری ؟گفتم: هر کسی خودش باید خدا رو یه جوری پیدا کنه حس کنه یا شایدم لمس اش کنه و صداشو بشنوه منم وقتی هشت سالم بود دنبال خدا گشتم میخواستم ببینم اصلا هست یا نهمیخواستم ببینم اون خدایی که پنج شنبه ها توی صف مدرسه بعد از دعای فرج سه بار بلند صداش میکردیم و میگفتیم خدااا اصلا صدامونو میشنوه !؟میخواستم پیداش کنم و بهش بگم ارزوهامو. فکرامو .تصوراتمو چيزی ازش نم
 مادرم تو بیست و سوم مرداد، وقتی که بیست و سه ساله بود من رو به دنیا آورد و بیست و سوم مرداد امسال، من بیست و سه ساله شدم. قشنگ نیست آخه؟
می‌دونی چيه، من از بیست و سه سالگیم خیلی توقع‌ها داشتم. مگه بیست و سه سالگی سن پخته شدن و تثبیت شدن نباید باشه؟ بیست و سه زیاده، دیگه کم نیست، بیست و سه عین بزرگ شدنه. نیست مگه؟ فکر می‌کردم وارد بیست و سه که می‌شم اول راه موقعیت‌هایی هستم که می‌خواستمشون ولی حالا نه، نیستم، اصلا هم معلوم نیست کی تو اون موقعی
یعنی بچه ها یادشونه که دیروز تو امتحان پاتو سوال کلیه پلی کیستیک داشتیم؟ تا حدی شاید یادشون باشه (من که یادم نیست!) 
اما آیا واقعا یادشونه که گزینه ۱ چي بود؟ 
و کدوم گزینه رو انتخاب کردن حتی؟! 
شانس که نداشته باشی بعد یه هفته میری ماشینو میاری و میوفتی تو ترافیک ۳ ساعته سقوط پل هوایی :-/ که هر ۱۰ سالم اتفاق نمیوفته -_- 
+ البته من خیلی خوش شانسم :)) 
پرسید که زندگیت چقدر تحت تاثیر جامعه و عرفه؟ (بازه جوابش منفی ۱۰-به شدت مخالف جامعه درگیر برای تغییر
تو در دنیای من مفهوم رستاخیز بوديمن ایران و تو با بی رحمی ات چنگیز بوديبه قدری گریه کردم در وجود آبی نماندهکویری تشنه ام گاه ابر باران خیز بوديمرا هر گاه دیدی تیری از چشمت روان گشتبه یک دم قاتل و مسیحا نیز بوديبه فصل سرد تنهایی مرا خو داده بوديبهارم رابه یغما برده ای پاییز بودياگر جانی بلای جان من هم می شوی دوستبرای زیستن چاره و دستاویز بودي#الهام_ملک_محمدی
دومین روزی هست که اینترنت قطع شده.البته سایتهای دات آی آر دار باز میشن.که خب به درد خودشون میخوره.دارم فکر میکنم عقل داشتن چيز خوبيه که خدا بهمون داده.عقل داده تا فکر کنیم و بعد عمل کنیم.ولی بعضیها قشنگ مشخصه عقل ندارند.وگرنه به این فکر میکردند که ممکنه کسب و کار بعضی ها بدون اینترنت بخوابه.ممکنه اعضای خانواده شون که خارج زندگی میکنن این مدت نگران بشن.ممکنه منتظر یه ایمیل باشند یا بخوان ایمیل مهمی بفرستن.و ممکنه های دیگه.ولی ندارن
 
دانلود اهنگ جدید تتلو به نام رفتنت
♫♫
رفتنت ، مثلِ یه کابوسه
رفت تنت ، تو بغلِ یکی دیگه
کردنت ، یه بازیچه
و حالا وِل کردَنِت
رو بدنت عطرِ نامحرمه
ازت ، خاطره دارن همه
دیگه ، قلبِ تو دور از منه
دیگه ، شده مَصرف تنت
رو مغزمه حتی راه رفتنت
مثِ گُل بودي قبلنا
چقد پژمرده ای امروز
آخه بی معرفت تو واسه من پُر بودي از معنا
مگه چي شد توو این یک روز
چقد خُل بودي قبلنا
ولی حالا چه دلگیری
آخه بی معرفت من واسه تو پُر بودم از رویا
مگه چي شد داری میری
چقد غمگی
چقدر این روزا بهت احتیاج دارم. تا باهات دوباره دَرد و دل کنم. تا بگم بغلَم میکنی ؟ و تو بگی آره عَزیزم . آروم باش . دیگه گریه نکن. چقدر این روزا جات خالیه و نیستی . هَستی اما انگار نیستی چقدر دلم میخواست دوباره بهت تکیه میکردم و تو بهم میگفتی من همیشه هستم . من همیشه دوستِ توام و ته دلَـم آروم میگرفت که میتونم هَمیشه روت حساب کنم . که همیشه در دسترسی که حواست بهم هست. مثِ اون شبی که میگفتی قول بده قرص نَخوری چقدر دلم میخواد باز اون حرفایِ قشنگ
وارد مدرسه شدم.
و حالا وارد سالن. .
بچه ها داشتن کلاغ پر بازی می کردند!!!
گفتم سلام .
خلاصه بعد سلام، پتو آوردند!
ما رو انداختند رو پتو. انداختن بالا چند بار!
یادمه قشنگ که گفتند برو تا بخوری به سقف!
منم زرنگی کردم و هر وقت نزدیک سقف می شدم پاهامو بلند می کردم تا با کله نرم تو سقف!
تا حالا با قلب خالی گریه کردی؟انقدر گریه میکنی که چشمات از کاسه بزنه بیرون
انقدر بی دلیل و انقدر زجر آور گریه میکنی که حتی خودتم دلت واسه خودت میسوزه
بعد از اونهمه تلاشی که واسه دوست نداشتنش کردم، دیدنِ عشقش و حال خوبش و اینکه ازم توقع داشت همه ی عاشقانه هاشو بشنوم کم کم کم کم همه ی توانم و گرفت
زنگ زدم بهش، فقط گریه کردم 
گفت برو بخواب گفتم نمیبره 
گفت انقد گریه کن تا خوابت ببره
گفت بیا باهم بخوابیم
گفتم نیستی که
گفت فقط گوشی رو قطع نکن
فقط
قبول کنیم یا نه! باید بعضی چيزارو بیخیال شد تا درست بشن
شاید اونجوری ک توقع داری نه اما بالاخره راه خودشونو پیدا میکنن
کلا تجربه نشون داده وقتی زیادی پیله ی یه چيزی بشی ازت دور میشه
یا حتی آدما!
کافیه بیخیال بشین
دو حالت پیش میاد
حالت اول؛ کلا قضیه تموم میشه و بعد مدت کوتاه یا بلندیم با خودتون میگین چه خوب شد که نشد!
حالت دوم؛ اون جریان میافته رو روال و براحتی پیش ميره بدون اینکه نیاز به حرص خوردن شما باشه
به نظرم خوشبخت ترین آدما اونایین که ب
پستای قدیمی رو پشت سر هم خوندم و طبق معمول هر دفعه ای که بعد مدت ها میام اینجا دهنم باز موند از این حجم از تغییرات:))) تو همه چيا! یعنی از مدل نوشتن بگیر تا طرز فکر دغدغه ها هي شک میکنم میگم اینارو واقعا من نوشتم؟ این آدم من بودم؟:)))  کی وقت کردم این همه عوض بشم WTF :)) 
یه کار دیگه ای که وقتی اینجا سر ميزدم میکردم سر زدن به دوستای وبلاگی بود که خب یه سریاشون انگار جمع کردن رفتن بقیه هم که باز نمیشن تو این شرایط قشنگ اینترنتمون:( نمیدونم هنوز مینویسن؟
مغزم با سرعت وحشتناکی کار میکنه
باید خیییلی بنویسم این روزها خیلی خیلی اما نمیشه تا میام بنویسم پریده یا اینقدر میگذره که یادم ميره نوشتن و موضوع.
الان که در یه وضعیت عجیبی نسبت به مصطفی قرار گرفتم قشنگ حس میکنم ترسم رو از نزدیک شدن آدمها بهم، از اینکه تو چشمشون بزرگ دیده بشم آدم مهم پرثمر اثرگذار خفن ال و بل
ترسم از کم آوردن تو دوستی
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهيمی با نام میخوامتدانلود آهنگ جدید میثم ابراهيمی به نام میخوامت با بهترین کیفیت در سمفونی. دانلود موزیک جدید میثم ابراهيمی با نام میخوامت با بهترین کیفیت و با قابلیت پخش آنلاین در سایت سمفونی، میثم ابراهيمی یکی از خوانندگان با استعداد و محبوب کشور به تازگی یکی از آثار خود را با نام میخوامت منتشر نموده است که شما می توانید این موزیک بسیار زیبا و دیدنی را از این خواننده موفق به صورت آنلاین گوش کنید، شما طرفداران و
خب خداروشکر موج افکار منفی و نابود کننده با اندک تلفات و تخریب تموم شد امشب.به حدی حالم بد بود این چند روز اخیر که واقعا در وصف نمیگنجه.
واقعا انگار یکی مغزمو گرفته بود تو دستش و با تمام قدرت داشت لهش میکرد.
قشنگ حس میکنم بدترین ورژن شخصیتم این طور وقتا میاد بالا.
موضوعی خنده دار تر از این نیست  که بچه ی 18 19 ساله بره دنبال عشق و عشق بازی و بعدشم در فضای مجازی نمیدونم چندسالگی شون رو جشن بگیرن! دیگه حالی به آدم میمونه نه والای خاطره از ترم اول دانشگاه که دو بار تکرار شد رو میخوام بگم ولی هربار یادم ميره از دسته سوتی هایی که دادم یک پست کامل درموردش می نویسم جیگرم حالم بیادمجددا میخوام کنکور بدم نمی تونم بیخیال هدفی بشم که داشتم باید تمام تلاشمو کنم به جز من و خدای خودم و مامان و بابا شخص دیگه ای نمیدونه که
پرنده قشنگی بود و پر زد
رفیق روز تنگی بود و  پر زد
خیال کردم  دلش دنبال عشقه
پی خوش آب و رنگی بود و پر زد
اگه سکه دو رو داره اسیر دست بازار
نه عشقی داره تو کارش نه مهری داره بازارش
تو که سکه نبودي یار بودي 
به ظاهر عاشق و غمخوار بودي
منو گمراه کردی وای بر من 
تو هم افسونگر و مکار بودي
 خیال کردم که تو فصل بهارم
بهار و یار و قلب بی قرارم
خیال کردم که تو فصل بهشتم
از این بهتر نمیشه سرنوشتم
پرنده رفت و گل پژمرد و دل مرد
پرنده رفت و عشق و باخودش برد
اگه
یه بار یه جمله قشنگ شنیدم از یکی:
وقتی بارون میباره،
همه پرنده ها دنبال یه سرپناهن؛
ولی عقاب برای خیس نشدن بالا تر از ابر ها پرواز میکنه.
پس شاید،

این دیدگاه آدماس که تفاوت هارو خلق میکنه.
شاید برای موفق شدن باید دیدگاهتونو تغیر بدین*
_چته؟
_سردمه. 
_فک کردی مچاله شی یه گوشه کارامون تموم میشه؟ هي فرار میکنی از زندگی! 
_ سردمه. 
_ با نوشتن چرا قهر کردی حالا؟
هر نکردم. قلمم خشک شد. هي تیشه زدن به ریشه مون. انقدر زدن که خشک شدیم. 
_اهل خشک شدن نبودي؟ چرا گریه ات گرفت یهو؟
_ نمیدونم. 
_ فک کردی مچاله شی یه گوشه کارامون پیش ميره؟
_نه. 
_ پس پاشو. 
_سردمه. تا الان سردت بوده؟ خورشید داره ميره! پاییز شده! من عصبانی ام! چرا مثلا بعد تابستون بهار نیست؟ چرا یه ذره یه ذره با پاییز مواجه مون نمیکن
دیشب با پ حرف ميزدم، بهش گفتم که چندشب پیش‌ پشت سرهم
خوابتو دیدم وخواب دیدم ی چيزیت شده، البته که ازاین شانسانداریم
چيزیت بشه گفت اتفاقا دستم شکسته ! گفتم کدوم جیگری
زده دستتوشکسته هزاران ماچ بهش حرصش دراومد
گفتم این نتو کی وصل میکنین پس ،من نسخمممم نسخخخخخ 
گفت فعلا نباید وصل کرد تااوضاع آروم شه 
وبعدش شروع کرد ب کلکل و خندم گرفته بود و از استرسم کم شد
وبازم برای چندمین بار ایمان آوردم ب حس شیشمم و اینکه هروقت
دوستام چيزیشون میشه ،من حسش
در یک هفته ی پیش سه تا فیلم دیدم که جایزه های بزرگی گرفته بودن:
اول کتاب سبز green book، یک فیلم فوق العاده از  تبعیض نژادی و نژاد پرستی که ماشا الله تو ایرانم کم نیست، من خودم چون شهرای مختلف درس خوندم همیشه متوجه بودم آدمای جاهای دیگه از هر قشری مذهبی، روشنفکر و . نسبت به قومیتم واکنش خوبي نداشتن . این فیلم رو توصیه می کنم که جایزه ی اسکار هم گرفته . 
دوم فیلم شکل آب the shape of water که بازم جایزه ی اسکار گرفته ولی میتونست قشنگ تر ساخته بشه. فیلمی که ی
می‌گن نویسنده‌ها عاشق اینن که توی کتاب‌هاشون یکی از شخصیت‌ها رو بُکُشَن تا داستان‌شون جذاب بشه، تا تعلیق رو قاتی داستان کنن. اما من مطمئنم #حامد_اسماعیلیون که نویسنده‌ی بزرگی هم هست و داستان‌هاش و کتاب‌هاش جذابه و قشنگ و دلنشین، با سقوط هواپیما و مرگ دختر و همسرش، لعنتی‌ترین تعلیقِ داستانی قاتی زندگیش شده، تعلیقی که اصلا قشنگ نیست، نه قشنگه نه داستان رو جذاب می‌‌کنه نه به دل می‌شینه. تسلیت، همین.
 
سانحه ی سقوط هواپیمای ایران-اوکرا
یکبار متنی با این مضمون برایش فرستادم که "به من گفت عزیزترینم و من از ذوق بال درآوردم که از بین آن همه آدم اطرافش، من عزیزترین بودم." بعدش او گفت اما تو عزیزترین نیستی، تو تنها عزیزِ زندگی من هستی.
حس آن لحظه‌ی من قابل بیان نیست. اما من به او گفتم عزیزکم و ناراحت شد!
حالا برای تو می‌نویسم عزیزِ کوچکِ من. تو رفتی و مرا با بقیه تنها گذاشتی.
اما بدان، هرچقدر هم که همه بگویند تو مناسب نبودي، هرچقدر هم که بفهمم چقدر منفور شده‌ای بین مردم و کمتر
1.امروز از اون روزاییه  که سرحال نیستم.از اون روزهایی که خودمم نمیدونم چمه.با خودم صحبت میکنم و میگم فک کن و ببین این احساس ناخوشایند از کجا میاد؟ خودم میگه بخاطر این موضوع و اون موضوع و فلان موضوع.بخاطر اینکه مدام باید حساب کتاب کنم و حواسم به همه چيز باشه.بخاطر اینکه باید نگران چيزهایی باشم که تحت کنترل من نیستند.بهش میگم ببین اینا هيچکدوم مشکل حاد نیستند و بارها و بارها پیش اومدن و میدونی که همش میگذره.میگه میدونم!خودمم میدونم مشکل از یه ج
اوکی دختره خیلی جذاب بود، هودی تنش بود و عاشق حلقه تو دستش شدم و وسایلی که همراهش بود همه از فروشگاهای فانتزی بود که من میشناختم.اولش کلی این پا و اون پا کردم بعد دیدم داره ميره تقریبا دنبالش یه طبقه دویدم چون هندزفری داشت و صدام رو نمیشنوید‌. زدم رو شونه اش و گفتم: ببخشید اگه احمقانه ست ولی من از دور دیدمت و خیلی برام جذاب بودي میشه دوست شیم؟‌اول چشمشو تو حدقه چرخوند، گفتم: خیلی برات پیش میاد؟گفت: واقعا احمقانه است! نیشم جمع شد کاملا. گفتم: ب
من خوبمباور کن:)
فقط سرجلسه امتحان یه لحظه مکث کردم
تا اسمم یادم بیاد.اسمم چي بود؟!! یادمه تو خوب بلد بودي صداش کنی
من خوبم.باور کن.
وقت برگشتن همون راهي که ما دوتایی با هم رفتیمو
یک نفره برمیگشتم
دقیقا همون راهو
همون کوچه ها رو
تو نبودي، من حتی همون شعری که برات خوندمو زمزمه کردم
سردرد داشتم یکم ولی
من خوبم.باور کن.
از فروشگاه رد شدم
اون خانومه دید، تنها بودنمم دید
انگار سرشو انداخت پایین تا بیشتر ناراحت نشم
ولی من ناراحت نبودم
من خوبم
دانلود آهنگ شب که میشه یونا
youna ahmadi - shab ke mishe
 
دیگه خستم از دست خودم به جون خودت خسته شدم
مگه چي داری یه دیوونه که اینجوری هنوزم وصل توام
شب که میشه این دل من پر میزنه واسه دلت
انقده دوری نمیشه سر بزنم حتی بهت
فکر نکن یادم ميره سرم به سنگ میخوره
عشق تو دیوونه ترم میکنه این دلم خیلی ا دستت دلخوره
فکر نکن بعد تو صد تا مثل تو رو چيدم
به هيچکی به جز خودت رو نمیدم
کجا میری تازه از راه رسیدم
 
 
ادامه مطلب
هوا جوری گرم  و شرجی شده که آدم احساس می کنه الان است که دنیا بترکد از گرمای زیاد یا تبخیر شود و برود قاطی عدم. 
این را گفتم که توجه داشته باشید توی این هوا، مغز آدم کار نمی کند. همه اش خواب است و در چرت خلسه طوری معلق است و نمی داند کی است! چي است! و قرار است چه بشود!!! چه برسد به اینکه بتواند از خودش نظریه و چرت و دل نوشته ساطع کند.
بعد انتظار دارید من بتوانم به ذهنم نظم بدهم، موضوع پیدا کنم و تازه از آن موضوع اینجا چرت و جفنگ بنویسم!! به نظرم توقع زی
بین دو امتحان سلامت و بیماری های روان بود که پیامتو دیدم
"هروقت امتحانت تموم شد یه تک بزن بیام دنبالت"
بعد از یه شب زنده داری با طعم نظریه های فروید هيچ چيز نمیتونست اینقدر خوشحالم کنه که دو ساعت مرخصی بگیری و بیای که باهم یه دوری تو خیابونا بزنیم
ادامه مطلب
جالبه، اغلب ما ملت ایران، بسیار کم تحمل هستیم در شنیدن یه نظر مخالف حتی در این حد: به نظر من ادمونتون از واترلو قشنگ تره.
 
یعنی همین یه جمله میتونه طرف رو روانی کنه.
من معتقدم، وقتی شما توی 15 سال اول زندگیون یاد نمیگیرین که نظر مخالف بشنوین، یا کلا روی تربیت شما کار نمیشه،
تهش میشین همینی که هستین.
من یک مثال از یه فرد اشنا بزنم که همه شما با قایم موشک بازیاش آشنا هستین،
گرگ زاده واسه اینکه اثبات کنه که تورنتو از همه جای کانادا بهتره (که خب تجرب
باید در نهایت تاسف و تاثر اعلام کنم همسایه ی محبوبم رفت.تعطیلات که من نبودم اونا رفتن!
از حاضر نبودن جاکفشی دم در فهمیدم
نمیدونم کجای این شهر باید دنبالش بگردم دیگه!
فقط کاش وسیله هاشونو از آسانسور نمیبردن که الان دهن ما سرویس شه!
لامصب تو خودت مدیر ساختمون بودي که!
توچرا!
یاخدا!
جمعه شب برگشتم خونه
حال گلِ تو گلدونا خیلی خوب بود
باقرمیگه چون ۱۷ روز نبودم که بخوام‌هر شب یه لیتر آب خالی کنم پاشون!
غربت خونه نگرفتتم چونکه مامانمو با خودم‌اورده
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب