نتایج پست ها برای عبارت :

هرچی رفیق دارمه دره زندون گرفتار

 
متن آهنگ ماهان بهرام خان بنام استرس
چقدر باید طاقت بیارم تا قلبتو به دست بیارممن غیر برگشتن به عشقت کاری توو این دنیا ندارمخودت بگو دلتنگیامو کجای این دلم بذارمفرقی نداره روزه یا شب هر لحظه با فکرت بیدارمسخته همه روز و شبام بدون توحبسه دل و روحم توو این زندون توبسه بیا حالم بده از استرستو بیا به داد این دلم برسسخته همه روز و شبام بدون توحبسه دل و روحم توو این زندون توبسه بیا حالم بده از استرستو بیا به داد این دلم برس♪♫♪ ♪♫♪ ♪♫♪ ♪♫♪دا
ناصر عباسی–اسمیه شهر
ای دوست درد من زیاد و دشت هبر دنه های
تیسه دلبر شومه در به در وومه تیسه دلبر اسمی این شهر وومه
شومه لات شمی محله سر وومه شومه دلبر شهری کلانتر وومه
شومه دلبر تی قلبی تک پر وومه دیوانه خاطر شی دلبر وومه
شهر آمل من همه ره سر وومه تی خاطری کیجا شور و شر وومه
من شی تنها تنی هوادارمه تنها لشگر من تنی چودارمه
دل هاده تو شه تی دلدار وومه تا آخر عمر کیجا تنی یار وومه
اگه بخوای من تی هوادار وومه
بییری سر جنگ تی سردار وومه تی خاطری از
ناصر عباسی–اسمیه شهر
ای دوست درد من زیاد و دشت هبر دنه های
تیسه دلبر شومه در به در وومه تیسه دلبر اسمی این شهر وومه
شومه لات شمی محله سر وومه شومه دلبر شهری کلانتر وومه
شومه دلبر تی قلبی تک پر وومه دیوانه خاطر شی دلبر وومه
شهر آمل من همه ره سر وومه تی خاطری کیجا شور و شر وومه
من شی تنها تنی هوادارمه تنها لشگر من تنی چودارمه
دل هاده تو شه تی دلدار وومه تا آخر عمر کیجا تنی یار وومه
اگه بخوای من تی هوادار وومه
بییری سر جنگ تی سردار وومه تی خاطری از
با نهایت دل‌سردی و استیصال گفتم: رحیم عزیزم، کرم ابریشم وقتی در پیله گرفتار ماند و مدتی در دور خود پیچید و تنید، از برکت آن تلاش‌ها و پیچش‌ها پروانه درمی‌آید؛ ولی انسان مادرمرده وقتی در لجۀ افکار گرفتار گردید، دیگر روی رستگاری نخواهد دید و مانند محکومی که وزنۀ آهنین به پایش بسته و در دریا انداخته باشند، مدام در گرداب حیرت و سرگردانی فروتر می‌رود و همان‌طور که رفيق خودمان، آناتول فرانس گفته، فکرِ بی‌پیر غول بی‌شاخ‌ودمی است که در هما
♪♬♬♪کاشکی بیه می یار ای، چشم بوینم شی یار ره♪♬♬♪
♪♬♬♪قبول کمه شی زار ره، نامرد روزگار♪♬♬♪
♪♬♬♪شهرام فلاح، همش تی وره، شعر تو یاتو، حال خرابه ولا♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دوست، جانا، امان امان امان، های♪♬♬♪
♪♬♬♪تی اسم مثل ستاره♪♬♬♪
♪♬♬♪سوزنه شو دیاره، تی حرف ره یاد ایارمه وقتی تنهایی دارمه♪♬♬♪
♪♬♬♪آروم آروم می دل بویه خون، شو دکتمه بیابون، امان ای یار نادون♪♬♬♪
♪♬♬♪سهم من از ته دلبر بویه ساز و آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪تنهایی
ناگزیر از سفرم، بی سر و سامان چون بادبه گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد»کوچ تا چند؟! مگر می شود از خویش گریختبال تنها غم غربت به پرستوها داداینکه مردم نشناسند تو را غربت نیستغربت آن است که یاران ببرندت از یادعاشقی چیست؟به جز شادی و مهر و غم و قهر؟!نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شادچشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ایاشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد
 
 
 
                                                                     فاضل نظری
بهار بهیمو شونی شالیزار، معصومه بالا ملی
ته جلو دیی ته مار ته دنبال، معصومه بالا ملی
من دومه غریبی دل داری ناخار، معصومه بالا ملی
الهی بمیره کیجا تنه مار، معصومه بالا ملی
معصومه بالا ملی
برو دندون طلایی
مره زندون هدائی
 
 
 
پایگاه خبری آستاره نیوز؛ رییس جمعیت هلال احمر اندیکا گفت: ۴۲ مسافر گرفتار در برف تاراز با تلاش امدادگران نجات یافتند.
ایمان نوروزی سه شنبه شب اظهار داشت: خودروهای این مسافران به دلیل نداشتن زنجیر چرخ در منطقه سرکول این شهرستان گرفتار شده بود.
وی افزود: خودروهای این مسافران توسط ۲ تیم امداد و نجات پایگاه تاراز رهاسازی و مسافران به مقصد هدایت شدند.
رییس جمعیت هلال احمر اندیکا ادامه داد: شرایط اسکان اضطراری مسافران در پایگاه امداد و نجات کوه
تمی دونم چکار کنم
گیر افتادم
مثل بیچاره ای که گوهر قیمتی و تنها سرمایه ش رو گول خورده و بی عقلی کرده و انداخته ته چاه.
چکار کنم.
چکار کنم.
من می دونم گرفتار بوده و هستم که این خسارت بهم وارد شده
ولی خدایا نوری، دستی، هدایتی، چیزی.
هرچي از خیر بهم بقرستی محتاجم خدا.
: ۶سال از عمر دولت، گذشت و ۲سال باقیمانده از این دوران، مدت زمان کمی نیست و باید به دور از گرفتار شدن در برخی آفات، مسائل مهم کشور را اولویت بندی» و پیگیری کرد/ یکی از آفات دولتها در طول سالهای مختلف گرفتار شدن به فروع و حواشی» است. دولت در ۲سال باقیمانده، از حواشی و مسائل فرعی که متأسفانه با ظهور فضای مجازی، امکان آن بیشتر هم شده است، فاصله بگیرد و مسائل اصلی را در اولویت کاری خود قرار دهد.
را به انجام کاری وا دار کند که به آن خاتمه دهید .اما اگر کاری برای پایان دادن انجام ندهید به احتمال زیاد به این معناست که شما تیره  روزی را امری طبیعی می دانید و اساساًروان زندگی را این گونه می بینید .در این حالت شما گرفتار دردی مزمن هستید که برایتان بهنجار جلوه میکند. گاه گرفتار ی ما به دلایلی است که واقعا خارج از کنترل ماست.اما اگر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که بیشتر ، عوامل درونی مانع از آن می شوند که ما به شرایط نامطلوب پایان دهیم ، نه عوامل ب
نمیدونم از این که خوابم عمیق بود و صدای گوشیمو نشنیدم نارا حتی یا اینقد گرفتار و درگیر هستی که نتونستی بیایی به سایت سر بزنی
ولی هرچي که هست فقط و فقط از خدا میخوام تنت سالم، لبت خندون و عمرت طولانی باشه
به خدا من ادم بدی نیستم تو منو خوب میشناسی
گروه جهادی انصارالمهدی عج در راستای کمک به خانواده های گرفتار در آب گرفتگی ، جهت تهیه غذای گرم کمک های خیرین محترم را جمع اوری می نماید.جهت اطلاعات بیشتر با شماره تماس ذیل ارتباط برقرار نمایید.۰۹۳۹۹۴۱۱۹۴۴آقای مسئول گروه جهادی انصارالمهدی عج
مواد غذایی مورد نیاز:۱.برنج۲.کنسرو۳.آبمعدنی۴.نان۵.روغن۶.مرغ۷.گوشت۸.رب گوجه
می‌گویند روزی برای سلطان محمود غزنوی کبکی را آوردند که یک پا داشت  .فروشنده برای فروشش قیمت زیاد می‌خواست.سلطان محمود حکمت قیمت زیاد کبک  را جویا شد.فروشنده گفت: وقتی دام پهن می‌کنیم برای کبک‌ها، این کبک را نزدیک دام‌ها رها می‌کنم. آواز خوش سر می‌دهد و کبک‌های دیگر به سراغش می‌آیند و در این وقت در دام گرفتار می‌شوند.هر بار که کبک را برای شکار ببریم، حتما تعدادی زیاد کبک گرفتار دام می‌شوند.»
سلطان محمود امر به خریدن کرد و خواستار کبک ش
حکایت.
می‌گویند روزی برای سلطان محمود غزنوی کبکی را آوردند که لنگ بود.فروشنده برای فروشش قیمت زیاد می‌خواست.سلطان محمود حکمت قیمت زیاد کبک لنگ را جویا شد.فروشنده گفت: وقتی دام پهن می‌کنیم برای کبک‌ها، این کبک را نزدیک دام‌ها رها می‌کنم. آواز خوش سر می‌دهد و کبک‌های دیگر به سراغش می‌آیند و در این وقت در دام گرفتار می‌شوند.هر بار که کبک را برای شکار ببریم، حتما تعدادی زیاد کبک گرفتار دام می‌شوند.»
سلطان محمود امر به خریدن کرد و خواستا
به نظرم باید ستایش چهارم ساخته بشه 
توی این سری اولویت با اونایی بود که آفتاب لب بوم بودن 
ستایش و فردوس و خانم بزرگ و آقای مظفری ازدواج کردند
سری چهارم باید ساخته بشه تا محمد پسر ستایش دوتا دختر ای صابرم ازدواج کنند
تازه هنوز عروس فردوس که روی ویلچرم بود مونده اونم باید خوب بشه و یه شوهر براش پیدا بشه 
 
از اتاق فرمان اشاره میکنند بابای پریسیما اعتراض کرده من به خاطر شماها قتل انجام دادم رفتم زندون چرا برا من زن نگرفتی برای همین احتمالا ستا
+سلام. 
اگر مشکلات بندگان خدا اومد پیش شما پسش نزنید!  استقبال کنید ازش. تحویلش بگیرید. براش وقت بذارید. این گرفتاری هایی که خدا ارجاع میده به ما، همش نعمته. گره گشایی هنره. دلسوزی شرافته. غصه خوردن برا درد مردم نشان آدمیته. ربطی به پول داشتن و نداشتن نداره. گیرم که تو بضاعت نداری، خب زبون که داری، اعتبار و آبرو که داری. برا خودت نه اما برا دیگران که میتونی گدایی کنی. 
آه 
برای یکی دو تا گرفتار و زمین خورده ی شریف و باآبرو  تو این روزا شاید به 50
به کارگاه آمدم و در کنار بخاری ساکت بنشستم.اشکی بیامد در پی فکرهای بی شمار. اندوه فراوان گشت ازین اهریمن سرد و سیاه که کشور را فرا گرفته. دانشجویان نخبه ما که برای آینده ای بهتر ازین سرزمین می رفتند، گرفتار اهریمن سیاه شدند و به مقصد نرسیدند.هموطنان ما که رفته بودند برای مراسم تشییع سردار سلیمانی، اسیر اهریمن سیاه شدند و نشد آن چه می خواستند. اتوبوسی دیگر در مسیر تهران به سوادکوه به دره افتاد و اهریمن سیاه آن ها را هم گرفتار کرد.ورزشکاران ایر
دانلود آهنگ شهرام شکوهی عشق ممنوع | کیفیت 320 و 128
همینک برای شما کاربران جاز موزیک ترانه عشق ممنوع با صدای شهرام شکوهی را آماده کرده ایم
Exclusive Song: Shahram Shokoohi | Eshgh Mamnoo With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ شهرام شکوهی عشق ممنوع
ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای
دل دیوونه ای دل دل دیوونه تو که تنها نشستی کنج می خونه
توی این شهر پر از تابلو ممنوعه عاشقی جرمه واسه عاقل و دیوونه دل دیوونه
ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای
دل دیوونه دلی که خونه توی
_روز جمعه ای برنامه ای نداری؟
+برنامه؟
_اره.با رفيقات جایی نمیری؟رستورانی .کافه ای!
+تو تازه از پشت کوه اومدی اینور؟من رفيق دارم؟
_آها.هیچ وقت رفيق نداشتی؟یا .؟
+:|
_میخوای من رفيقت باشم خب!
+:/
:مکالمه منو داداش امروز بعد از ظهر
یک دو راهی بزرگ که شاید ۱۸۰ درجه اختلاف فاز داشته باشن با هم مسیرها و شاید در نهایت دوباره به هم برگردن! با این تفاوت که یکی کوه رو دور می‌زنه. یکی از قله می‌ره بالا و دوباره میاد پایین.جفتشون یه مسیر رو رفتن ولی این کجا و آن کجا.
نتیجه یکیه! ولی ما همون آدم نیستیم.
احسان خیلی رفيقه! تو همین دو روز می‌شه فهمید.
کلا شیرازی‌ها انگار رفيقن! حجت هم خیلی رفيق بود. بی شیله پیله هرچي داشت گذاشت رو سفره که باهم بخوریم.
حق این رفاقتا رو کاش بشه یه
خدایا!
ما که میدانیم
دنیا را مجالی نیست برای عاشقی .
ما در اصل در آدمها عاشق [ تو] می شویم!
هر قدر که به تو شبیه ترند
بیشتر گرفتارشان می شویم!
و مگر نه این است که تو در [ بنده های مخلصت] 
تجلی می یابی.
پس خرده ای نیست بر ما اگر
گرفتار بنده هایت شویم .
 
 
#آقای ما قسیم بهشت و جهنم است.
در روایاتی از طریق شیعه و سنی آمده که ولایت علی(ع)مانع دخول به آتش جهنم است و اگر کسی واقعا شیعه ی (ع) باشد هرگز گرفتار آتش جهنم نخواهد بود.
و در برخی از احادیث آمده است که اگر تمام مردم ولایت آن حضرت را می پذیرفتند خداوند آتش جهنم را خلق نمی کرد!!!
امیرالمومنین (ع) می فرمایند: من تقسیم کننده اهل دوزخم هنگامی که رستاخیز برپا گردد خطاب به آتش جهنم می گویم: این شخص ما تو و این دیگری برای من.
 
و پیامبر اسلام(ص) ب
چونکه دلدار تو بودی به سر دار شدمدر پی عشق تو بودم با تو بیدار شدمگفت ساقی می و مطلب به تمامت دادمگفتم از انچه تو دادیست گرفتار شدمصبر ایوب ندارم که به وصلت برسممن اسیر چشم آن مطرب خممار شدماربعینی بگذشت از غم هجران فریادنرسیدم به تو و باز به تکرار شدم
"یا رفيق من لا رفيق له"
چندی پیش فیلمی سینمایی ، داستانِ زوجی را روایت می کرد که در آستانه ی جدایی بودند و در همین هنگام شخصیت مرد ماجرا گرفتار مشکلاتی می شد و همسرش جای اینکه پیگیر طلاق باشد ، برای نجات همسرش از آن گرفتاری به آب و آتش می زد و در نهایت پس از حل و فصل گرفتاری ها زوجی که حالا رابطه شان محکم تر از پیش شده بود از جدایی منصرف می شدند . 
و اینگونه می شد که مشکل کوچک تر موجب گشایش در مشکل بزرگ تر (رابطهٔ در آستانه ی ویرانی زوجین و طلاق) می

رفيق بازی همسر در زندگی مشترک
 
رفيق بازی همسر
 
نقش دوست را در زندگی مشترک نمی توان نادیده گرفت به دلیل آن که انسان همواره به رابطه با افراد دیگر نیازمند است، احتمالا بتوان مهم ترین دوران برای رفيق بازی را دوران نوجوانی و جوانی دانست که شخص در این برهه زمانی به دنبال استقلال و پیدا کردن هویت خویش است و برای اینکار به نوعی از خانواده دور و در گروه همسالان خویش بیش تر حضور دارد.
ادامه مطلب
اخیرا داشتم رمان گندم مودب پور و میخوندم (نخندین من هنوز teenagerام)،با وجود این که تا الان از بین چند تا رمانی که ازش خوندم یاسمین هم چنان صدر نشینه ولی رمان گندم قشنگیه اهنگ بوی گندم و برام هزار برابر کردهزار برابر
بوی گندم مال من هرچي که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هرچي می‌کارم مال تو♫♫♫♫♫♫اهل طاعونی این قبیله مشرقی‌ام تویی این مسافر شیشه‌ای شهر فرنگ♫♫♫پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ، رختم از تاوله تن‌پوش تو از پوست پلنگ♫♫♫بوی
میگویند :روزی برای سلطان محمود غزنوی کبکی آوردند که لنگ بود .
فروشنده برای فروشش زر و زیور ی زیاد در خواست میکرد .
سلطان حکمت قیمت زیاد کبک لنگ را جویا شد فروشنده گفت :
وقتی دام پهن میکنیم برای کبکها این کبک را نزدیک دام ها رها میکنیم
آواز خوش سر میدهد و کبکهای دیگر به سراغش میایند و در این موقع در دام گرفتار میشوند .
هر بارکه کبک را برای شکار ببریم حتما تعداد زیادی از کبکها را گرفتار دام میکنیم
سلطان محمود امر به خریدن کبک کرد و خواستار کبک شد
سید رضا ہاشمی کی فارسی تحریر کا اردو ترجمہ
مترجم صائب جعفری
اپریل ۲۰۱۹
بنام خدائے رحمان و رحیم
#عرفان، ایک شادی شدہ مرد ہے جو اچانک ایک معشقہ میں گرفتار ہوجاتا ہے، اس کو ہدف کے حصول میں بہت سےواقعات پیش آتے ہیں۔۔۔۔۔
ادامه مطلب
دیروز رفيق جان زنگ زد. درست بعد از اینکه از سر زدن به خونه با یه کوله بار غم برگشتم. زنگ زد و گفت چه خبرا؟ گفتم دارم سعی میکنم نزنم زیر گریه و زدم زیر گریه. وسط صحبتمون وروجک از راه رسید و گوشی رو داد بهش تا شروع کنه به دلبری کردن و گریه از یادم رفت. اخرش هم کلی اصرار کرد که حتما تو همین یکی دو هفته باید بیای قم که حالت عوض بشه. وقتی خداحافظی کردیم دیگه دلم گرفته نبود.
شاکر نعمت رفاقتش که نمیدونم از کدوم دعای خیر پشت سرم نصیبم شده هستم اما کاش با خد
این وسط گرفتار یک سری خاله بازی های بچه گانه شدم.
هرچي می گم به کسی نگید، برعکس میشه.
ماجرای جواب منفی شنیدن این مورد آخر هم تو کل فامیل پیچیده.
حالا خاله کوچیکه اومده میگه این همه رفتید نشده، بیاید برید سراغ دختر فلانی، کلی هم شروع کرده تعریف کردن.
متاسفانه شناختش از اون بنده خدا در حدی نیست که بدونه ۸ سال از من بزرگتره.
اینم محبت های خاله کوچیکه به من که از ابتدای رایج شدن تلگرام تا همین پارسال، تقریبا هرشب باهاش چت می کردم.
و الان فقط یک تشکر
این وسط گرفتار یک سری خاله بازی های بچه گانه شدم.
هرچي می گم به کسی نگید، برعکس میشه.
ماجرای جواب منفی شنیدن این مورد آخر هم تو کل فامیل پیچیده.
حالا خاله کوچیکه اومده میگه این همه رفتید نشده، بیاید برید سراغ دختر فلانی، کلی هم شروع کرده تعریف کردن.
متاسفانه شناختش از اون بنده خدا در حدی نیست که بدونه ۸ سال از من بزرگتره.
اینم محبت های خاله کوچیکه به من که از ابتدای رایج شدن تلگرام تا همین پارسال، تقریبا هرشب باهاش چت می کردم.
و الان فقط یک تشکر
حس معتادی را دارم که تابستان بهش اجازه دادند راحت باشد، ولی حال بر بدن زدن نداشت و پاک شد. حالا که قرار است درس بخواند، توی دست یکی از همکلاسی هایش مواد میبیند و وسوسه میشود، فقط یه نمه.
حالا دوباره گرفتار شده، سردرد و تپش قلب گرفته و سرجایش بند نیست و به دوست و آشنا و کلاس بغلی و معلم ادبیات رو انداخته که شده حتی یک ورق کتاب به دستش برسانند!!!!
{تمثیلات و مثال های مهدوی - شماره 39}
 
کنکوری صدایش نزنیم
 
یاد امام زمان باید همیشگی باشد و نباید هروقت گرفتار شدیم بگوییم یا صاحب امان! زمان کنکور خیلی ها نذر میکنند و صلوات میفرستند. در حالیکه قرآن انتقاد می کند که چرا وقتی گرفتار میشوی یا الله میگویی؟ (عنکبوت آیه۶۵)
یاد لحظه ای، کار فرعون است. فرعون به محض اینکه دید دارد غرق میشود، گفت: خدایا الان توبه کردم. خدا گفت: وَ لَیسَتِ التُوبَه» توبه فایده ای ندارد. توبه دقیقه آخر بی فایدست.
ما هم
فردا می خواهیم برویم سیزده بدر؟
خبرنگار شبکه خبر : شهر پلدختر دچار ابگرفتگی شدید شده و مردم به کمک نیازمندند .
فردا می خواهیم برویم سیزده 
خبر نگار شبکه خبر : هموطنان عزیز شدت ابگرفتگی به حدی است که مردم خانه خود را رها کرده و به مناطق بلند تر رفته اند
فردا می خواهیم برویم
خبرنگار شبکه خبر : بعضی از هموطنانمان در سیلاب گرفتار شده اندو به بالا پشت بام ها رفته اند.
فردا می خواهیم 
خبر نگار شبکه خبر : جناب استاندار با توجه به اخباری که رسیده است که
من چه گویم از دل زارم که بیمارم هنوزشب شده مهتاب در خواب است وبیدارم هنوزغرق نور وشادمانی آسمان تار شبلیک تاریک است و طوفانی دل زارم هنوزماه خندان کهکشان ها نور بارانغم نهان در دل که از عشقش گرفتارم هنوزمثل مجنون غرق افسون آسمان شاداب و گلگوناشک بارم روز و شب می باشد این کارم هنوز
مرد.
شعله‌های جنگ که خاموش شدند، باران که در راه خود اسید شد و بر زمین پاشید، آخرین ته‌سیگار که به دیوار مالیده و در هوا رها و بر زمین افکنده شد، زیر تنها پل شهر که سالم مانده بود، نشست. حالا موعد به خاطر آوردن فرارسیده بود، و این عذابی است که هیچ‌کس را از آن فراری نیست. آن‌ها که مرگ را یگانه سرنوشت محتوم همه انسان‌ها می‌دانند، هنوز پایشان در دام یادآوری سرگذشت مرگ‌بار زندگی‌شان نیفتاده است.
زن.
شعله‌های جنگ که خاموش شدند، باران که بارید
دوستان کسی میدونه راحت ترین،آسون ترین و کم هزینه ترین راه مهاجرت از ایران چیه؟
هرچي دارم فکر میکنم به آینده ای که هیچ معلوم نیست به کجا میرسه
هرچي میخوام خودمو قانع کنم به مملکتم خدمت کنم:)
هرچي میخوام مثبت بیاندیشم
هیچ _روزنه_ امیدی_ نیست
فقط باید رفت.
الان که می بینم سعید با چه نگرانی کنارم هست و ازمن مراقب میکنه؛ سعید پرمشغله ی گرفتار، فکر میکنم خدا اگر بخواد وعده ی فریبنده بده رود عسل و حوری فریب اغواکننده ای نیست. بهشت جایی هست که شما رو دوست دارن و به شما بها میدن. جایی که شما در اولویت هستید و آدمها آغوششون و حضورشون امن ترین پناهگاه جهان هست. بهشت خونواده ست. 
در عالم ثبوت تو را دوست دارمت
در واقعیّت فرضم ندارمت
اثبات میکنم به تو عشقم عزیز من
هستم اسیر و گرفتار عالمت
دیوانه ی تو هستم و زنجیری جنون
جان میکُنم تو بخواهی فراهمت
پایان بده به غم و انتظار من
من را نکن بهانه ی اشک محرّمت
از عالم ثبوت گذشتم برای تو
من عاشق تو هستم و تصمیم محکمت .
.
تا حال منت خبر نباشد
در کار منت نظر نباشد
تا قوت صبر بود کردیم
دیگر چه کنیم اگر نباشد
آیین وفا و مهربانی
در شهر شما مگر نباشد
گویند نظر چرا نبستی
تا مشغله و خطر نباشد
ای خواجه برو که جهد انسان
با تیر قضا سپر نباشد
این شور که در سر است ما را
وقتی برود که سر نباشد
بیچاره کجا رود گرفتار
کز کوی تو ره به در نباشد
چون روی تو دلفریب و دلبند
در روی زمین دگر نباشد
در پارس چنین نمک ندیدم
در مصر چنین شکر نباشد
گر حکم کنی به جان سعدی
جان از تو عزیزتر نباشد
سعد
لاک می‌زنم، قسمت جلوی موهام رو می‌بافم، به حرف دوست نزدیکم در مورد ظاهرم فکر می‌کنم و می‌بینم بیش‌تر از هر حس دیگه‌ای، احساس می‌کنم حرفش باعث شد دلم بشکنه، یا شاید هم این‌قدر بی‌ملاحظه بودنش. به دغدغه‌هام پوزخند می‌زنم و می‌گم همین چند روز پیش بچه‌ی مردم کشته شده اون وقت تو داری به این‌ها فکر می‌کنی؟ دست و دلم به کاری نمی‌ره، سرماخورده و خسته می‌شینم گوشه‌ی اتاق کوچیکم و fleabag می‌بینم، دو فصل توی دو روز. احساس می‌کنم دلم برای درس
باز باران سما هم از سر ما بگذرد،
تیرباران قضا هم از سر ما بگذرد.
هر سر بالا همی باشد گرفتار بلا،
با صبوری صد بلا هم از سر ما بگذرد.
تیر قسمت از سر ما نگذرد هرگز خطا،
گه عذاب و گه عزا هم از سر ما بگذرد.
چه جفا است این که ماند از رفت و آ پای روان،
هر جفای ناروا هم از سر ما بگذرد.
گر جزایی را قضا همچون سزایی میدهد،
گه جزای ناسزا هم از سر ما بگذرد.
صد جزا از سر گذشت اندر جهان و چون جزا
این جهان بی وفا هم از سر ما بگذرد.
گاهی روزها و ساعتها رو با خودت کلنجار میری و به خدا قول میدی دیگه گرفتار اون خشم کذایی نشی اما بازم با یه اتفاق روزمره می‌ریزی بهم و چه حییییف که قولت یادت میره! امان از دست نفس سرکش.
 
خدایا فقط خودت زیر و بم دلمو میدونی همونطور ک باطن این کم صبری رو برام آشکار کردی خودت هم کمکم کن تا شکستش بدم و میدونم که باهامی
 
پ. ن. جالبه ها هر سال یه بار بروز میکنم اونم توو آبان! امسال یه کم با تاخیر آذر ماه اومدم :) 
از دست کسی که هیچ صنمی باهاش نداشتم.فقط زیادی دوسش داشتممیدونی چیه رفيق؟تموم شدیدیگه واقعا تموم شدی! هر چند که برای تو هیچ فرقی نداشتاصلا معنی رفاقتو میدونستی؟ای بمیره این ماجده که انقدر بهت محل دادکه تهش فقط خودش شکست. 
 
 
خوش باشی رفيقخوش.
هرچند که هرگز نرسیدم به وصالتعمری که حرامِ تو شد ای عشق، حلالت!طاووسی و حُسنت قفسِ پرزدن توستای مرغِ گرفتار، چه سود از پَروبالت؟!زیباییِ امروزِ تو گنجی ابدی نیستبیچاره تو و دل‌خوشیِ روبه‌زوالت!مانندِ اناری که سرِ شاخه بخشکدافسوس که هرگز نرسیدی به کمالت!پرسیدی‌ام از عشق و جوابی نشنیدیبشنو که سزاوارِ سکوت است سؤالت!یک‌بار به اصرارِ تو عاشق شدم ای دل!این‌بار اگر اصرار کنی، وای به حالت!
آقا جون سلام
پارسال همین موقع ها بود یادتونه . به انسیه گفتم تو اون شرایط سخت که دنبال راه نجات بود از شما کمک بخواد. بهش اطمینان دادم که کمکش میکنید 
اما امسال خودم تهِ چاهم . آقا جون با بغض و اشک دارم مینوسیم . وسط دعاهاتون منو یادتون نره . میدونم آدمِ بدیم . ولی اینجا یکی هست که تحمل این روزا رو نداره 
آقاجون من هر جا گرفتار شدم شما بهترین رفيقم بودین .اینجا تنهام نذارین . قلبم داره منفجر میشه 
آقاجون .
نیروهای رژیم صهیونیستی هبه اللبدی ۲۴ ساله را خلال سیر از اردنبه شهر نابلس در خصیصه کرانه باختریبرای دیدار خانواده اش گرفتار کردند و سپس عاری ایراد اتهام بی پرده حکمی برای دستگیر موقت او به مدت پنج ماه صادر شد. اللبدی و یک شهروند زندانی دیگر اردنی به نام عبدالرحمان مرعی که در اعتراض به بازداشت خویشتن دست به اعتصاب غذا زده بودند، در نهایت روز چهارشنبه ۱۵ آبان آزاد شدند. Muhammad Hamed/Reuters
می دانم رفيق جان؛ مسیرها هموار نیستند و هوای خیابان سنگین است .رودخانه ها یخ بسته اند، خورشیدها پشت کوهها جا مانده و جوانه ها، رویش را به تعویق انداخته اند.خبر دارم رفيق جان، زمستان است. اما تو به حرمت بهار و زایش دوباره ی درخت، خود را در تاریکی حبس نکن، که یعنی درد را پذیرفته ای!از حرکت باز نایست، که یعنی تن به انجماد داده ای!  
خانه ات را سبز نگه دار رفيق روزهای سخت!به سهم خودت جهان را سبز کن ! مسیر هارا هموار و آفتاب را ناگزیر به تابیدن.
تو
شبا به این امید میخوابم که خوابتو ببینم، مسخره ست نه؟تو شبا با فکر کی میخوابی؟وقتایی که بهم فکر میکنی حس میکنم، تپش قلب میگیرم، نباید اینجوری میشد، نه؟دلم تنگته رفيق، نیمه راه بودی ولی رفيق بودی، حالا تنهایی تا چند روز دیگه دهنشو باز میکنه و منو می‌بلعه، مطمئنم.
به گزارش مجله اینترنتی چفچفک به نقل از روزیاتو : درست است که در ماه های پاییز و زمستان آنفولانزا شیوع بیشتری پیدا می کند، اما این تنها زمانی نیست که ممکن است گرفتار آنفولانزا شوید. در واقع همیشه جایی در دنیا فصل آنفولانزا است.
ادامه مطلب
دیروز داشتم یکی از رفتارهای مامانمو میگفتم در واقع داشتم انتقاد میکردم از یه رفتارش.
امروز صبح دیدم دقیقا همون رفتار رو دارم انجام میدم
چقدر درسته که میگن :انسانی رو به خاطر رفتارش یا گناهش سرزنش نکن که نمیری تا به آن رفتار گرفتار بشی.
با چشای خودم میبینم هر رفتاری رو سرزنش میکنم ، دقیقا دچار همون رفتار میشم.
پناه بر خدا
 
سلام
من دختری هستم که متاسفانه گرفتار دیدن عکس ها و کلیپ های مستهجن تو اینترنت شدم، چندین بار که این کار رو کردم به خودم قول دادم دیگه سراغ این عکس ها و کلیپ ها نرم، اما دوباره این کار رو کردم.
الان پشیمون هستم و میخوام هر طور که شده خودم رو از این کار کثیف نجات بدم و نمیخوام که جوونیم به تباهی کشیده بشه، دوست دارم پاک باشم، دوست دارم این گناه رو فراموش کنم و دوباره یه زندگی جدید رو شروع کنم، دلم میخواد نماز بخونم و درست بشم.
الان هم روش خوندن نم
دانلود آهنگ گرفتار از فتانه با لحنی سرد جواب دادم:حوصله شرکتو نداشتم. با شنیدن صدای کفشی که توی سالن پیچید، به سمت چپ برگشتم. پریناز از پله ها به پایین میومد. آهسته وآروم. لوندی جزئی از وجودش بود . پیراهنی دوبنده بنفش تا روی زانوش پوشیده بود که اندام موزونشو نمایش می داد. موهای مشکیش رو بالای سر با کش بسته بود. چهره ای کاملا شرقی داشت سبزه، چشمای وحشی مشکی. به نزدیکیم رسید و کنارم ایستاد.
 
✍آتش عشق»: سروده ای از شهید دکتر محمد جواد باهنر
شور عشقت به دل افتاد چنان مست شدم که ز خود قطع نمودم، بتو
پیوست شدم آتش عشق تو در دل شرری زد که سحر سوختم،
خاک شدم، یکسره از دست شدم نیست از من اثری هرچه بگردم چکنم؟
لیک در کوی تو چون نیست شدم هست شدم سر نهادم به کفت پای بر افلاک زدم
مهر گشتم چو تو را ذره شدم، پست شدم با تو بی پرده بگویم که گرفتار توام بی جهت نیست که آزاده و سر مست شدم
 
سلام روز یکشنبه است
آخرین روز تابستون 98
گوشه ی صحن گوهرشاد رو به گنبد تکیه دادم به دیوار
دل نگران اربعینم و امیدوار به امام مهربانی ها
پ.ن 1 : هیچ وقت این گوشه خالی نبود .‌‌‌‌‌‌خیلی ذوق مرگم اینجام
پ.ن۲ : گر چه در خیل تو بسیار به از ما باشد
ما تو را در همه عالم نشناسیم نظیر ( خلاصه آقا خودت درست کن) 
پ.ن ۳ : امروز سه تا کلاس اولی داشتیم
امروز که زهره گفت چرا نه پستی گذاشتی نه استوری یادم افتاد که چقدر زبانم گرفته. آمدم اینجا و دیدم آخرین پستی که نوشته ام برای روزهایی بوده است که داشتم در تلاطم رفتن و نرفتن دست و پا می زدم.
مرا بردی رفيق. راهم دادی. هر چند هنوز نمی دانم خودم را خواستی یا برای تنها نبودن و خوشحال تر کردن آقای میم اجازه همراهی ام را صادر کرده ای که البته هر کدام باشد من خوشحالم.
مرا بردی رفيق . گذاشتی در طریق خانه پدری تا حریم امنت نفس بکشم؛ گذاشتی بنشینم وسط بین ال
موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام 285، ح252امام حسین علیه السلام(در پاسخ به پیشنهاد مروان بن حکم که با یزید بیعت کن) فرمود: در این صـورت باید گفت: انا للّه و انا الیه راجعون و فاتحه اسلام را خواند زیرا امّت اسلام گرفتار چوپانى همانند یزید شده است و من خودم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که مى فرمود: خـلافت بر آل ابوسـفیان حـرام است.
هرچي با سختی های بیشتر مواجه میشم
هرچي بیشتر اذیت میشم
هرچي دشمنام بیشتر میشه
بیشتر انگیزه میگیرم برای مبارزه
بیشتر تلاش میکنم
بیشتر حس میکنم موفقم و موفق تر میشم
حس میکنم انقد مسیرم درسته و انقد موفقم که با این حجم عظیم از مشکلات دارم روبه رو میشم
و مطمئنم پسِ این مسیر پر پیچ و خم بالاخره مسیر هموار و روزهای خوب قرار داره
چقدر دلم غم داره
آی خدا چرا غمام تموم نمیشه 
چرا اینقدر درد دارم 
انگار مصیبتا مثله دومینو پشت سر هم برام داره میفته
من هیچکس رو روی زمینت ندارم پشت و پناهم باش 
توی این شلوغیا من قلبم درد داره درد تهمت درد
چرا واقعا چرا
تازه داشتم با شکست قبلیم کنار میومدم تازه داشتم روی پاهام وایمیسادم 
مثله کسیم که بعد کلی دویدن یه رفيق ظاهری بدجوری زدش زمین و به زور بدون اینکه دیگه بخاد با اون رفيق باشه یا حتی توی اون مسیر باشه با کلی زخم و درد روی
رفيق جان معتقد است اگر من ده سال پیش با او آشنا شده بودم، شاید بعضی از اتفاقات در زندگی اش رخ نمی داد. او می گفت و من می شنیدم. من اما فکر می کنم حتما خدا صلاح دیده که من در پاییز سال نود و سه با آشنا بشوم. شاید اگر زودتر با هم آشنا می شدیم اینقدر برای هم مهم نبودیم و .
من فکرهایم را به رفيق جان نمی گویم ولی خدا را پررنگتر از همیشه حس میکنم در کنار جفتمان!
 
 
امام کاظم علیه السلام در حدیثی می فرمایند:هر کس گرفتار چیزی است که غمگینش می سازد یا ناخوشایندی که ناراحتش می کند، اگر سر به آسمان بلند کند و سه بار بسم اللّه الرحمن الرحیم بگوید، بی تردید،خداوند، گره از کارش خواهد گشود و غمش را برطرف خواهد کرد.
مکارم الاخلاق،ص347
دیدمت از دور
خسته بود پاهات
گفتی از دست این آدما خسته ام
زخماتو شستم، بالتو بستم
.
.
گفت شنبه میاد تهران. یکی دو روز کار داره.
گفت سعیدم اینجاست باهم میاییم
من ولی نمیدونم چرا فقط گریه ام گرفت
میدونم نمیبینمش.
.
.
نذار بمونه غمت رو دلم عشقِ دردسرساز
چرا انقد گرفتار توعم؟
میگی باید برم اما
نمیتونی
نمیتونم
.
.
متنفرم از اینکه حتی اینجاهم مجبورم خودمو سانسور کنم
.
.
سعید پست گذاشته بود تو یه تیکه اش این آیه رو نوشته بود "و ان لیس للانسان الا ما سعی"
من این پست رو مینویسم تا این بار اونی که حرف میزنه تو باشی، نه من.
حتی اگه سال هاست حرف نزدی باهام. حتی اگه هیچوقت حرف نزدی باهام. حتی اگه میترسی یا دلت نمیخواد حرف بزنی باهام.
حالا بیا جلوتر و باهام حرف بزن. هرچقدر. هرچي. از هر کجا.
شب با خیالت تا سحر ، من می‌کنم چندی سرای آنکه رفتی بی‌خبر ، مشتاق دیدار تو‌اموصلت زِ ما کردی دریغ ، ای دوری‌ات بر سینه تیغمهتاب پنهان پشت میغ ، بی‌تاب انوار تو‌امای رفته زین شهر و دیار ، ای وصف خوبت بی‌شمارجانم بر‌آمد زِ انتظار ، سر گشته و زار تو‌امچون مرغ عشقی در قفس ، سر دانی نفساز غصه دوری تو بس ، جانا گرفتار تو‌امای دیده از رویت خجل ، ای پرتوی از جنس گلای مرحم و تسکین دل ، بازآ که بیمار تو‌امای بهترین گل در چمن ، ای لاله و یاس و
رترین ها: خطا‌های شناختی یا خطا‌های ادراکی (تحریف‌های شناختی) از جمله بحث‌های مهم در حوزه مدیریت و روانشناسی محسوب می‌شوند. این خطاها، هنگام تحلیل و تفسیر و قضاوت در مورد رویداد‌ها ما را به دام خود گرفتار می‌کنند و باعث می‌شوند که ما نتوانیم شرایط موجود را به درستی ارزیابی کرده و بهترین گزینه‌ی پیش رو را انتخاب کنیم.
ادامه مطلب
سنخیت و همتایی
زنی، کودک خردسالش را در پشت بام، تنها رها کرد و مشغول کارهای روزمره شد. کودک آرام آرام در پشت بام به حرکت در آمد تا به لبهٔ بام رسید، از لبه بام هم به روی ناودانی که در آنجا بوده، خزید و به انتهای ناودان که رسید، مادر متوجه خطر شد. 
این صحنهٔ بسیار خطرناک، مادر را مضطرب و نگران کرد که مبادا کودکش از پشت بام به زمین بیفتد. 
مادر پریشان، این طرف و آن طرف رفت؛ اما کاری از دستش بر نیامد و راه چاره ای به فکرش نرسید. نمی دانست چگونه فرزن
یاد بگیریم بین نیاز ها و خواسته هامون تفاوت قائل باشیمآدم به هرچيزی که دلش می خواد نیاز نداره••قدم بر میداریمنگاه می‌کنیمگوش میدیمحرف میزنیمکار میکنیمیه ذرهرضایت خدا توش نباشه باختیم!•••برنامه ای که خدا برای ما در نظر گرفتهنمی تونه توسط مردم متوقف بشهتو سرزمین ناامیدی زندگی نکنید!خدا تو سرزمین امید و آرزو منتظر ماست :)•••و در آخر اینکهچقدر بده که آدما می تونن یهو تغییر کنن!میشناسم کسی رو که تا سال پیش به حالش غبطه می‌خ
سلام
خیلی وقته که یهو توی فکر و خیالات فرو میرم
تا چند لحظه که به خودم میام و می بینم مدتی از دور و برم جدا شده بودم
اگه بگم خیلی تحت فشارم حتما بی راه نگفتم
امروز توی راه یهویی فشار عصبی بهم امد و از یه درد زیاد از چشمم شروع و به سمت سر و شقیقه ام رفت
نزدیک نیم ساعت طول کشید و آبریزش بینی و اشک سرازیر شد
به سختی به خونه رسیدم
سردرد خوشه ای
اسم مریضیم اینه
از هر هزار نفر یک نفر ب این مریضی گرفتار میشن
از نور و صدای بلند باید دوری کنم
و هر لحظه ممکن
خدایا چرااینچنین بی کسمبدینسان گرفتار هرناکسمخدایا چرا زندگی بی وفاستخدایا چراراه بی انتهاستچراهر کسی بی وفایی کندزند لاف و مردم نمایی کندچرامردم این زمان دشمنندچرادشمنان دل به هم می دهنددل ماچرا ای خدا بی ریاستچرایارومحبوب مابی وفاستچرامردی مردمان گم شدهچراباده عاشقان خم شدهچراخم شود هرکمرزیر بارچراعشق افتاده یک سو کنارچرادلها کویر بی گیاه استچرامهرومحبت ها گناه استچرادرشهرکولی بی غذاماندغزلهای دلم بی محتوا ماندچرامردم به فکر خ
دخترزیبای‌چوپان چوپانى دختر زیبائى داشت. پسر پادشاه خواستگار دختر بود. اما هر چه به خواستگارى مى‌رفت دختر مى‌گفت که باید صنعت و حرفه‌اى یاد بگیرد. پسر پادشاه رفت و حرفهٔ فرش‌بافى یاد گرفت. بعد دختر زن او شد. بعد از چند روز دختر و پسر رفتند گردش کنند. سر راه‌شان به قهوه‌خانه‌اى رسیدند، رفتند آنجا غذا بخورند. جلوى در قهوه‌خانه یک فرش انداخته بودند، پسر و دختر تا پایشان را روى فرش گذاشتند افتادند توى یک زیرزمین. نگاه کردند دیدند گوش تا گوش
با سلام. دوستان عزیز روشی مجرب بهتون میگم بدون هیچ هزینه ای یا اینکه گرفتار شیادان و دجالین بشید. 
یک لیتر آب آماده کنید و 7 دانه نمک درشت (اگه نداشتید نمک معمولی یک چهارم قاشق) بریزید توی آب و چهار قاشق گلاب این مخلوط رو بزارید تو یخچال یک روز بعد برید حمام بعد از غسل بریزید رو خودتون. شاید بگید آب سرد سخته یا مریض میشم هیچ اتفاقی براتون نمیافته ان شاالله و مشکلی هم نداره که این آب تو حموم ریخته بشه چون ما روی این آب هیچ چیزی نخوندیم. ان شاالله ک
به نظر من ادمها هیچوقت عوض نمیشن.
یعنی توی ده پانزده سال اول هرچي یاد گرفتی گرفتی،
هرچي از محیط گرفتی روت اثر ابدی خواهد گذاشت.
میتونی کمرنگش کنی ولی نمیتونی بی رنگش کنی.
من عوض نشدم،
شما هم عوض نخواهید شد.
یعنی به مرور چیزای جدید یاد میگیری ولی چارچوبت عوض نمیشه.
این روزها، مثل کودکی شدم که دنبال یه پناهه!! بهتر بگم به شدت احساس بی پناهی دست داده به من، و همنشینم شده و رفيق بین این شلوغی متوسط و آروم چیزی که قلبم بهش محکم بشه، و یه جورایی مطمئن بشم نیست، اصرار هم دارم همین دَمِ دستیایی که هست بشه مونس و رفيق و دلگرمیم، هر چی می کنم نمیشه!! 
فکر می کنم خدا اونقدر برام بزرگه که نمی شه باهاش رفيق شد!!!
اما دارم خودمو سرگردون تر می کنم
 
أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوی‏
 
 
حال همه ما آدما، حال یتیمیه که یه بز
دانلود آهنگ کامران مولایی رفيق فاب
دانلود آهنگ جدید کامران مولایی به نام رفيق فاب
ترانه: مصطفی سامعی, موزیک: پیمان اشرفی و مهیار سلگی, تنظیم: پیمان اشرفی
اکنون برای شما کاربران جاز موزیک ترانه رفيق فاب با صدای کامران مولایی را آماده کرده ایم
Exclusive Song: Kamran Molaei | Refigh Fab With Text And Direct Links In JazMusics
دانلود آهنگ با کیفیت عالی (320)
دانلود آهنگ با کیفیت خوب (128)
متن آهنگ رفيق فاب کامران مولایی
از خدا میخوام که تورو به من برگردونه نیستی ببینی که عاشقت سرگردو
بسم الله الرحمن الرحیم
هرکه این سوره را سه بار بخواند حق تعالی او را بی حساب شفیع نماید . هرکه بخواند به عدد هر ابری که روی آسمان آمده و آید تا روز قیامت بر وی حسنه نویسند وروز قیامت از موقنان بع عهد الله باشد
جهت آبستن شدن آیه 30 این سوره را به حروف مقطعه ( ولو ان قرانا.: و ل و ان ق ران ا)
نوشته وبر پهلوی زن ببندند بعداز هم بستری حامله شود . هرکه این سوره را زیاد بخواند الله اورا به مصیبت صاعقه گرفتار ننماید  و بی حساب داخل بهشت شده و شفاعت اون د
ای دل به تو گفتم که مرو از پی دلداردیوانه شوی نیست ترا مونس و غمخوارحرفم نه شنیدی و بلرزید وجودتبرحس نگاهی شده ای سخت گرفتارفریاد مکن دل، رهِ عشاق دراز استدر پیچ و خم عشق نشسته غم بسیاربا چشم بگو اشک نشوید اثر رنجشاید که کند خون مددی بر تو دگربارافسانه شود قصه ی عاشق به تحملاز شکوه به بزم دگران دست نگه دارجعفر شنود درد تو ای عاشق همراهشاید کند آسان گذر از این ره دشوار
✍️ دو نفر مُضْطَر (گرفتار) به مسجد (خانه خدا) آمدند. در درب مسجد خدا گفت: بایستید! برای چه به خانه‌ی من آمده‌اید؟ گفتند: گم کرده‌ای بنام خدا داریم، برای امان و کمک نزدش به پناه آمده‌ایم.  خدای فرمود: هر گم کرده‌ای مشخصاتی دارد، باید مشخصات گم کرده‌ی خود دقیق بگویید تا به گم کرده‌ی خویش برسید.⬅️ خدای متعال رو به نفر اول کرد و گفت: بگو ببینم خدایی که تو گم کرده‌ای چه مشخصاتی دارد؟ مرد گفت: خدای من پاک از هر عیب و نقص است، عادل بوده و بر بنده‌ی
از الان استرس اون مصاحبه عقیدتی ۶، ۷ ماه دیگه رو گرفتم ! 
از یکی پرسیده بوده اعمال روز عرفه رو بگو  
از یکی دیگه پرسیده بوده ذکرهای روز های هفته رو بگو
رفته بودن در خونه یکی دیگه تحقیق پرسیده بودن نذری میده یا نه ؟؟
خب خدایی چیه اینا !!! 
معلومه من بلد نیستم اینا رو خب ! 
نهایت ی وضویی نمازی چیزی بپرسه بلدم ! :/ 
اونم قبلش باید دوره کنم تازه :))
اعمال عرفه چیه دیگه از کجام بیارم :/ 
گرفتار شدیما تو این خراب شده با این مسخره بازیاشون  
فرشته سیبیلو.
برای دومین بار گوشیمو گم کردم.
خانواده رفته بودن باغ، نمیدونم چی شد که یادشون رفته بود پمپ آب رو بزارن توی انباری.
لذا بنده مجبور شدم راه بیفتم برم سمت روستامون.
از راه رسیده و شام خورده و کمی استراحت کرده عزم رفتن با رفيق جانم را کردم. اومدم زنگ بزنم بهش دیدم گوشیم نیست.
گفتم یا خدا گوشیم کجاست؟ هرچي گشتم پیدا نشد. سریعا تلفن رو برداشتم و شمارمو گرفتم. ناگهان یه آقایی گفت بله؟!
در مدت کوتاهی آدرسشو گرفتم و طوری وانمود کردم که انگا
بسم الله 
قابل پیشکشی نیست. نگاهش که می کنی می بینی قابل عرضه نیست ؛ مبتلا، تکه تکه، گرفتار . ولی همینطوری که پیر صاحب صدا با صدای محزونش زیارت عاشورا می خواند دوست داری دلت را ببری بدهی به خودشان و بگویی برای شما ، تمام و کمال برای شما و از سنگینی اش و دربدری به دوش کشیدنش خلاص شوی . 
قلب عضو سنگینی است ، باید بدهی برود تا سبک شوی .
دو بار دستم رفته به پیام دادن اما چیزی ننوشتم، دلم همش منتظر یک پیام است که بیا آشتی کنیم، که تو مهمترینی برایم. که نیستم، هیچ کجا نبودم پیش ح که جای خود. بیخود دل بسته‌ام به آدمی که هزاران رابطه دارد و دلش خوش است او که من برایش جز س ک س نیستم. ولش کن باید دل بکنم شاید صلاح این است که پای هرچي عشق و عاشقی‌ست از زندگیم کنده شود و برود. باید تنها شوم و به زندگی در تنهایی با درس و مشق خو کنم. امسال آی‌پی‌ام پذیرش داره و من باید تلاش کنم تین وضع مناس
 امام صادق ع فرمود سحت ترین مردم از لحاظ بلا و گرفتاری پیغمبرانند و سپس کسانیکه در پی انانند  سپس کسیکه از دیگران بهتر است بترتیب  2ق عبدالرحمان بن حجاج گوید خدمت امن امام صادق ع  سخن از بلا وانچه خدای عزوجل مومن را بان مخصوص. میداردبمیان امد حضرت فرمود از رسولخد ص پرسیدند در دنیا بلای کی سخت تر است فرمود پیغمبران سپس هر که بانها شبیه تر است بتر تیب و بعد از ان مومن باندازه ایمان و نیکی کردارش گرفتار شود پس هر که ایمانش درست و کردارش نیکو با
از سرنوشت خویش در آزار بوده امعاشق ولی رها رغم یار بوده امشب‌های من همه طی شد به بی کسیلیکن رهین عشق وغم یار بوده امروزم به شام حسرت لبخند ماند وبسیا همنشین این دل غمبار بوده امفردای من چه می شود از این همه خیالرسوا شوم اگر که عشق خریدار بوده امناگه به آسمان خیالم وزید عشقضمناً به طعنه گفت که ناچار بوده امصاحب کرامتی به دلم پا نهاد و گفتآصف بیا که بهر تو من یار بوده امیاران به لحظه ای به دلم عشق جان گرفتنالید دل که بی تو گرفتار بوده امروزم بسی
اومدم با یه من غر و گلایه د بغض
من چه هیرمی تری به کسی فروختم آخه؟
تو که میدونی من چقدر شکنتده ام . تو که میدونی من حال و هوام بهم ریخته 
تو که میدونی بغض دارم تو که میدونی حسرت میخورم که میدونی عوض شدم که میدونی گم شدم که.
اشکهام امان نمیدن 
با تمام وجودم با تمام عجز و ناتوانی و بغض و گریه و نادمانه و هر چی که بخوای
زندگیمو بساز . حالمو خوب کن 
آخه من کیو جز تو دارم بیام پیشش زار بزنم و کمک بخوام 
تموم شدم رفيق 
من آدم این روزا نبودم
بیا کمکم رف
روابط دولت – ملت
وتاثیر آن در ساختار حکومت
هر جامعه در طول حیات خود گرفتار مشکلاتی می شود که اگر راه حلی برای آنها
پیدا نشود جامعه رو به زوال خواهد رفت .
یکی از معضلاتی که در عصر معاصر ایران با آن مواجه شد رابطه دولت و ملت بود .
دردوران  قبل از مشروطه رابطه دولت - ملت
مبتنی بر مناسبات رعیت پادشاه بود ،رعایا مثل برده هیچ دخالتی در سرنوشت خویش
نداشتند ،جان و مالشان در دست شاه بود . اما در اواخر دوره قاجاریه به دلیل افزایش
ارتباط با غرب گروه های جد
شیخ اشراق در خاتمه ی کتاب حکمة الاشراق» مدعی می شود ، کتابش را فرشته ای بر او وحی و القاء کرده است. البته ایشان اضافه کرده ، هرکس مطالب کتاب من را انکار کرد خدا از او انتقام می گیرد ! 
ترجمه متن شیخ اشراق : ستارگان هفتگانه در برج میزان گرد آمده بودند که نوشتن این کتاب به پایان آمد. این مطالب را جز با اهلش یعنی کسانی که راه و رسم مشائیان را پیموده و عاشق نور خدا شده اند در میان مگذارید. علاقه مندان این مطالب باید پیش از پرداختن به آن چهل روز ریاض
شهید، قلب تاریخ است; هم چنان که قلب به رگهای خشک اندام، خون، حیات و زندگی می دهد، جامعه ای که رو به مردن می رود، جامعه ای که فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده اند و جامعه ای که به مرگ تدریجی گرفتار است، جامعه ای که تسلیم را تمکین کرده است، جامعه ای که احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه ای که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخی که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است; شهید همچون قلبی، به اندام های خشک مرده بی رمق ا
از دروغ گفتن باکی ندارد. به خیال خود، گمان می کند سود می برد. به هر کس که می رسد از زرنگی خود در بهره بردن از فرصت ها، سخن می گوید. بیچاره نمی داند که خداوند نور و سود را در گفتار و کردار راست و درست قرار داده و او مدت هاست گرفتار سنت الهی امهال شده.قیامت که فرا رسید، در دادگاه عدل الهی، هر آن چه با دروغ و حیله از دیگری ربوده را از وی باز پس گیرند.
"هر که برای برادر مؤمن چاهی بکند، سرنگون در آن افتد."
تفسیر جوامع الجامع ج 2 ص 322
هر صبح یک آیه:اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
فَمَا کَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءَهُم بَأْسُنَا إِلَّا أَن قَالُوا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ»
و در آن موقع که عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنى نداشتند جز این که گفتند: ما ستمکار بودیم.» (ولى این اعتراف به گناه دیگر دیر شده بود.)
(سوره مبارکه اعراف/۵)
تفســــــیر ❇️ 
در آیه بعد، سخن را چنین ادامه مى دهد: آنها به هنگامى که در گرداب بلا گرفتار مى شدند و طوفانِ مجازات، زندگیشان را در هم مى کو
به گزارش همشهری آنلاین بوسیله نقل از ایرنا، مرتضی سلیمی با اشاره به عمل عملیات امداد و رهایی در حوادث رود (سیل، آب گرفتگی، برف و طوفان مستقیم) از سوی امدادگران و نجاتگران هلال احمر گفت: در ۲۴ شایسته کردن گذشته هموطنان تو استان های آذربایجان شرقی، اصفهان، بوشهر، تهران، چهارمحال و بختیاری، زنجان، سمنان، فارس، قزوین، قم، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، همدان و هرمزگان متأثر از حوادث جوی بوده اند. چهارگوشه ایران وی درباره فعالیت ۸۷۵ نیروی
هر سال روز تولدم دلم می‌خواست مرده باشم.چون فک می‌کردم یه سال دیگه به این کثافتی گذشت و من پیرتر شدم.یه سال بزرگتر شدم و از هرچي که می‌خواستم باشم و بشه فرسنگ‌ها دورتر.یه سال بیشتر از خودم و همه چی و زندگی متنفر شدم.و با این حال قراره تو اون روز دوباره محکم توی صورتم بخوره که هیچکس» به هیچ جاش نیست.امسال،اما امسال.آرومم.آرامشی که خیلی وقته منتظرش بودم.آرامشی که با فکر کردن بهش از ذوق و یادآوری عذاب گذشتم بدن و نفسم می‌لرزه و اشک تو چشام حل
هر سال روز تولدم دلم می‌خواست مرده باشم.چون فک می‌کردم یه سال دیگه به این کثافتی گذشت و من پیرتر شدم.یه سال بزرگتر شدم از هرچي که می‌خواستم باشم و بشه فرسنگ‌ها دورتر.یه سال بیشتر از خودم و همه چی و زندگی متنفر شدم.و با این حال قراره تو اون روز دوباره محکم توی صورتم بخوره که هیچکس» به هیچ جاش نیست.امسال،اما امسال.آرومم.آرامشی که خیلی وقته منتظرش بودم.آرامشی که با فکر کردن بهش از ذوق و یادآوری عذاب گذشتم بدن و نفسم می‌لرزه و اشک تو چشام حلقه
خداوند متعال ذر سوره نساء آیه 27 درباره افراد فاسد و شهوت‌پرست می‌فرماید: آن‌هایی که پیرو شهوات‌اند، می‌خواهند شما به‌کلی منحرف شوید و در دام شهوات و گناهان گرفتار آیید.»[1] امام صادق علیه‌السلام نیز می‌فرمایند: لَا تَصْحَبِ الْفَاجِرَ فَیعْلِمَک مِنْ فُجُورِهِ؛ با تبهکاران هم‌نشین مباش که مبادا از تبهکاری‌اش را به تو بیاموزد.»[2] به تجربه […]
نوشته نقش دوستی با افراد ناباب در گسترش فساد و فحشاء اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
بیا که زخم زبان می زند سرم به دلمولحظه لحظه ازحرکاتش ملولم  وخجلمنشسته روبروی من به حالتی پر مکربه طعنه نیش وکنایه زند چرا کسلمچه آمده به سرم من خودم نمی دانمچه شد رفيق عزیز وملوسم وزبلمفقط همین که زمین خورده ام ببین بد جورنفس نم ودرمانده ام  چو پابه گلممن از خجالت این روزها سرم زیر استنمانده حسی وحالی اسیر در هچلممرا به خنده همی می نوازد این دشمنکه کو رفيق شفیق کجاست آن سجلمنگویمت که تو برگرد خوب  می دانینفس به پای تو بند است ای عزیز دل
دلم برای روزهایی که بعضیا بودن، بعضیای دیگه بیش‌تر بودن، و بعضیای دیگه‌تر حرف می‌زدن، تنگ شده. نه اینکه حالا حرف نزنیم. اما نمی‌دونم چه تفاوتی بود، که اون روزها، اون حرف‌ها، اون موقعیت‌ها، دلنشین‌تر بودن. شاید چون هرچي جلوتر میریم، همه‌چی واقعی‌تر میشه؛ و به تبع، ترسناک‌تر. در نتیجه گم می‌کنیم حال خوب رو. نمی‌دونم.
هرچي که دوست دارید، بگید. خصوصی و عمومیش هم فرق نداره :)
رنگ پر ریختهٔ الفت گار توایم
جسته‌ایم از قفس خویش و گرفتار توایم
خاک ما جوهر هر ذره‌اش آیینه‌گر است
در عدم نیز همان تشنهٔ دیدار توایم
مرکز دیده و دل غیر تمنای تو نیست
از نگه تا به نفس یک خط پرگار توایم
اشک و آه است سواد خط پیشانی شمع
همه وا سوختهٔ سبحه و ر توایم
پیش ازین ساغر الفت چه اثر پیماید
می‌رویم از خود و در حیرت رفتار توایم
دامن عفو حمایتکدهٔ غفلت ماست
خواب راحت نفس سایهٔ دیوار توایم
جنس موهوم هوس شیفتهٔ ارزش نیست
قیمت ما همه این
پس چه ننی؟
گانّه : دِر ناونه ، اِنی ،پس چه نِنی؟
مره دِر دِر جه پِنی، پس چه نِنی؟
می گویند دیر نمی شود می آیی پس چرا نمی آیی/مرا دورا دور می پایی پس چرا نمی آیی؟
مردمون گانّه تی کار پِهْ دَکته
 اَتّکِه دِر!  رِسِنی ،پس چه نِنی؟
مردم میگویند آمدنت عقب افتاده/کمی دیر تر ،البته می آیی ،پس چرا نمی آیی؟
دل ِ راه دارمه ،بهار باوّه اِنی
دله راه جِم، تَجِنی ، پس چه نِنی؟
چشم به راه هستم بهاربشود وقتی آمدی/از راه میان بر با تندی می آیی ،،پس چرا نمی آیی؟
م
در پی تسلط افغانها بر اصفهان و برکناری و قتل شاه سلطان حسین صفوی، ایران گرفتار تجزیه و تفرقه شد. افغانها توان حکومت بر سراسر ایران را نداشتند. به همین دلیل، در گوشه و کنار کشور افرادی مدعی حکومت شدند. روسیه و عثمانی نیز با استفاده از آشفتگی اوضاع، قسمتهایی از شمال و غرب ایران را اشغال کردند.
 
 
جهت دانلود فایل کلیک کنید
نه تنها همه لباسهای من رو بی اجازه دراوردن،
نه تنها بهم دست زدن،
نه تنها خشکم کردن (اون موقع کوچولو بودم و سینه هام هنوز اصلا یه کوچولو هم در نیومده بود)
بله منو نشوندن توی دفتر مدرسه،
و بچه ها همه پسر و دختر میومدن از پنجره و از در نگام میکردن و من از خجالت ذوب میشدم.
 
بعدم بهم گفتن که، اگه به پدرو مادرت  یا هرکس دیگه ای بگی چیزی،
نه تنها پدر و مادرت رو میندازیم توی زندون، بلکه تو رو هم اخراج میکنیم.
 
منو اخراج شدن خودم ناراحت نمیکرد،
و
تو نیمه راهه زندگی دل من پرخونه
اینجا با این قشنگیاش واسه من زندونه
سر راهو گرفتی چه بدکردی زمونه
غرورم رو شکستی چه بی‌رحمی زمونه
بازم این سو و اون‌سو منو خوب میکشی زمونه
ببین کاسه صبرم چه لبریزه زمونه
هرچي باهات راه اومدم تو باهام لج کردی
رفيق نیمه راه شدی راهتو کج کردی
+هایده(زمونه)
رادیوفوبیا چیست و چرا مردم گرفتار رادیوفوبیا می‌شوند؟
رادیوفوبیا (Radio-Phobia) یک بحث اساسی در سراسر جهان است و همه کشورها با آن درگیر هستند. تحقیقات جهانی نشان می‌دهد درصد قابل توجهی از مردم هر کشوری به نوعی گرفتار رادیوفوبیا هستند و مشکلاتی برای دولت‌ها و برنامه های ارتقاء نشانگرهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات (ICT Indicators)، و همچنین برنامه‌های بالادستی حکومتی همچون بهبودِ شاخص جهانی توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (IDI = ICT Development Index)، توسعه سرو
دانلود آهنگ جدید کامران مولایی به نام رفيق فاب با بالاترین کیفیت و لینک مستقیم پر سرعت رایگان از تونز بلاگ وبلاگ دانلود آهنگ های جدید
ترانه: مصطفی سامعی, موزیک: پیمان اشرفی و مهیار سلگی, تنظیم: پیمان اشرفی
Download New Music Kamran Molaei – Refighe Fab



ادامه مطلب
الإمام علیّ علیه السلام :شَرطُ الاُلفَهِ تَرکُ الکُلفَهِ. 
شرط الفت ، ترک تکلّف است .
شرح روایی:امیرالمؤمنین علیه‌السلام:شَر الاَصْدِقَاءِ مَنْ تَکلَّفَ لَک شَرُّ إِخْوَانِک مَنْ أَحْوَجَک إِلَى مُدَارَاةٍ وَ أَلْجَأَک إِلَى اِعْتِذَارٍ التَّعَب.(غررالحکم، ص:۴۱۸)
رفيق خوبى نیست آن که خویشتن را براى تو به تکلف و #مشقت مى اندازد و آن که تو را به مدارا نیازمند و به عذرخواهى ناگزیر مى سازد. 
و َعَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه ا
من میدونم که حرفام ممکنه خیلی تلخ باشه.
بدبختی من اینه که به خودم هم اینها رو میگم. فکر نکنین فقط اینجا مینویسم. یعنی هر روز به خودمم دعوا و سرکوفت میزنم که خجالت بکش.
ولی من ادم مجازی هستم، توی زندگیتون نیستم.
میتونین حداقل به عنوان یه خواهر حرفای منو بخونین و بذارین کنار بقیه حرفها. بد شما رو که نمیخوام.
به نظر من،
این کشوری که توش هستم،
جای زندگی نیست. چرا؟
کشوری که توش، دولت مینمم های مردم رو تامین کنه و اجازه هم نده که مردم پولدار و ثروتمند
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب