نتایج پست ها برای عبارت :

هر خط بکشی به خط قزمز

حالت های ممکن برای شبانگاه خُنکِ کم ستاره ام چی میتونه باشه؟!
بشینی تو بالکن و فرتافرت سیگار دود کنی و تاثیر یه اپسیلونیت تو آلوده کردن هوا رو به رخ خودت بکشي و هرازگاهی یه قلوپ از چایی ات که داغی قلوپ اولش با سردی قلوپ آخرش پارادوکس جذابی میسازد رو هورت بکشي یا نه دفترچه یادداشت زواردررفته نارنجی رنگت که سررسید یکی از سالهای دهه هشتاد است رو باز کنی و عُقده تمام ننوشتن های چند وقته ات رو روی برگ های سفیدش خالی کنی و آروم قهوه شیرینت رو سر ب
فصل سوم سریال stranger things رو چند روز پیش تموم کردم. ولی هنوز فکر می کنم. چرا آخه نویسنده این کار رو با ما می کنه؟ البته می دونم چرا. وقتی می خوای بیننده هات رو تشنه فصل بعدی نگه داری که با ولع نگاهش کنن، یکی از راه ها اینکه یکی از باحالترین شخصیتهای قصه رو تو نیم ساعت آخرِ قسمت آخر، بکشي. (شکلک گریه)
 
حدود ده سال پیش وقتی خواهرم دوازده سالش بود و کانون میرفت روزهای زوج کنار کتابهایی که برای خودش می آورد حتما یکیش مال من بود یه رمان نوجوان که خوراکم بود نوجوون نبودم اما شدیدن عاشقش بودم :)) الانم نوجوون نیستم اصلا اما هنوزم برام جذابه و همین باعث شده بازم به یکی بسپارم بره کانون و برام کتاب بیاره :)
یه توصیه از من : به سنتون نگاه نکنید فقط کتاب نوجوان بخونید :))
این کتاب رو برای سومین بار دارم میخونم و هر بار بیشتر دوسش دارم .
 
از همون صفحه ه
به کی بگم که بفهمه!؟ به کی؟! کی؟! به کی بگم که نخاد راه حل بده!؟ به کی بگم که نخاد مقایسه کنه!؟ کی که بفهمه!؟ کی که نگه تو خوبی کن اگه بده؟ هیچکس نمیفهمه. خسته شدم. الان ولم کنین نان استاپ میتونم تا هر تایمی که بگین گریه کنم! 
کارتن خوابیم خوبه ها! بعدشم مواد بکشي اوردوز کنی بمیری. 
خدا منو نجات بده من نمیخام 
I'd rather die. I'd rather do anything but this. 
اوناییش که نمیشه گفت چی؟! 
دارم زجرکش میشم! 
گاهی باید ماشه را بکشي.
و بعد ملافه را.!
روی تمام احساسات و دلبستگی ها و اعتماد ها و تعهدات پوچ زندگی!
و به حرمت اشکهایت.
لبخندی ب خون جاری بزنی
و جریان آرام خشم را به جان دقایق بیندازی!
و سوگند ب آرامش. زمانی ک رها شوی از احساس ، هرچه نداشته ای را خواهی داشت.
و داشته هایت را طوفان فراموشی خواهد برد.
‏خانما یه نوع قهر دارن که نه تو میدونی برا چی قهرن نه خودشون میدونن چرا قهر کردن، فقط میدونن که باید قهر باشن تازه باید موقع نازکشی طوری نازشونو بکشي که قهر نکنن که چرا قهر کردن و تو متوجه نشدی که چرا قهرن!
به همین سادگی به همین خوشمزگی!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
مگه این‌جور نیست که باید تلخی‌هاتو هضم کنی. بعضی غل و زنجیرها رو باز کنی و بعضیا رو بسته. و وقتی که فکر می‌کنی حتی نمیشه بلند شد، خودت رو، رو زمین بکشي
می‌دونم که یادم می‌ره که باید همه چیو به دست خودم بهتر کنم. ولی بیا فکر کنیم که این‌طور نمیشه. بیا سعی کنیم امید رو از خودمون دریغ نکنیم. بیا سعی کنیم.
 سی سالگی به بعد که عاشق شوی
دیگر اسمش را نمی نویسی کف دستت ودورش قلب بکشي
یا عکسش را بگذاری لای کتاب درسیات وهی نگاهش کنی
سی سالگی به بعد که عاشق شوی
یک عصر جمعه ی زمستانی
یک لیوان چای می ریزی می نشینی پشت پنجره
و تمام شهر را در بارانی که نمی بارد
با خیالش قدم می زنی !
• روشنک شولی . . . . . 
و من همانم که سی ساله نشده چای می ریزم آهنگ پلی میکنم و در خیالم با او میرقصم و میرقصم و م ی ر ق ص م
بهم گفت عشق مثل بازی می مونه. تو هر بازی یکی می بره یکی می بازه. بازی عشق مساوی نداره. یا می بری یا می بازی. بگو ببینم تو عاشقی بردی یا باختی؟تو چشماش خودم رو نگاه کردم و گفتم می دونی اولین بار کِی دستش رو گرفتم؟ تو بازی نون بیار کباب ببر»!سال آخر دانشگاه همه بچه ها دور هم تو کافه جمع شده بودیم. بعضیا تخته بازی می کردن ، بعضیا شطرنج و بقیه هم دوز ! فقط من و اون بودیم که نشسته بودیم و بازی بقیه رو می دیدیم. بهش گفتم چرا بازی نمی کنی؟ گفت این بازی ها ر
 ❆ #خبر:عمر خبرهای خوشلحظه ای است ای کاش مابی‌خبر به هم برسیم ❆ #صبح:صبح با روشنی چشم تومی آید هر روزتو بیاای قدمت آغاز هر صبح ❆ #مرگ:مرگ پایان عشق نیستبی شکوقتی که بیاییو دست بکشيبر سنگ مزارمبیدار خواهم شد از مرگ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_سپکو@ZanaKORDistani63سپرای میخانهکانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعید فلاحی(زانا کوردستانی)https://t.me/sepkomikhanehhttps://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
همه ما یک روزی یک جایی چوب خط زندگی مان پر میشود، حالا نه اینکه سرمان را بگذاریم زمین و دراز به دراز  بیفتیم روی زمین و دور از جان، جان نداشته باشیم.  
نه، همینکه یک جایی احساس کردی که دیگر هیچ چیزی حالت را خوش نمی کند، که دیگر هیچ چیزی دلت را هری نمیریزد پایین، که دیگر دلت غنج نمیزند برای یک دوست داشتن، مرده ای، حتی اگر جان داشته باشی، حتی اگر نفس بکشي.
هیچ چیز توی این دنیا مهلک و ترسناک تر از خود آدم نیس .
این که چند سال با با دندن های کرم خورده زندگی کنی و هر روز درد بکشي و نری بکشيشون . یه حماقت خیلی بزرگ میتونه برای آدم باشه و راهی برای حماقت های دیگه  یه دیگه حماقتا تو زندگیم اینه که منتظر بمونی یه فرصت خوب بیاد سمتت  .
 
 پ.ن: اگه بشه دوباره خواهم نوشت .
پ.ن: برای تنوع هم که شده چند ساعت دیگه موهامو با ماشین از ته میزنم . دیونه ام دیگه کاریم نمیشه کرد .
اینجا جنگله. هر کس ب فکر خودشه و تو چرا یاد نمیگیری لازم نیست نگران همه باشی؟ لازم نیست هروقت کسی ناراحت بود حالشو خوب کنی. لازم نیست جور همه رو بکشي. لازم نیست هرکاری خواستی بکنی ب همه بگی ک اگه میخان اونام انجامش بدن
ببین کلا تو شرایطی ک تو یاد بقیه میفتی و میخای کمکشون کنی اگه اونا تو اون شرایط باشن اصلا یه لحظه اسم تو یادشون نمیاد
پس انقد نگران آدمایی نباش ک نگرانت نیستن
تاحالا شده انقدر بخندی که دلت درد بگیره؟
که نتونی نفس بکشي و اشکات دونه دونه پشت سر هم سرازیر بشن و صورتت مثل یه گوجه فرنگی قرمز بشه؟
این آخریا دیگه ماهیچه های صورتم هم درد گرفته بود.
::گفته بودم وقتی رو دور خنده بیفتم دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم؟ ((=
امروز هم روز خوبی بود.
نه به جهنم خواهی رفت، نه مجازات دیگری خواهی دید اما گیرم کسی ندید و نفهمید تو که خودت را دیده‌ای و می‌دانی چه می‌کردی. تو باید از خودت خجالت بکشي، برای اینکه زورت به خودت نرسیده و عهدشکنی کرده‌ای. تو بزرگ خواهی شد. مَرد خواهی شد و هزار جور سختی و بلا به تو رو خواهد آورد. تو باید زورِ جنگیدن با آن‌ها را داشته باشی و مردی که زورش به خودش نرسد، زورش به هیچ چیز دیگر هم نخواهد رسید» 
منبع: https://t.me/atrafpublication/760
روزی چند تسبیح دمِ "لعنت بر جبر جغرافیایی" می‌گیرم. فکر کن هر شب به جای یار، بالشت بزرگت را در آغوش بکشي و خودت را گول بزنی که "فکر کن یار است!"، و صبح با نوازش یادش بیدار شوی. صدایش را بشنوی و به ترسیم چشمان زمردینش بپردازی. حسرتِ یک لمس دستانش به دلت بماند و به وصال نرسی.بیچاره های لانگ دیستنس، محصور شده در -قفس- اعداد و ارقامِ مختصات جغرافیایی، هرروز با خیالِ بودن دلبر و نبودنش، مرگی دمادم را تجربه می‌کنند
این به تو بستگی دارد. زندگی فی نفسه مانند یک بوم سفید نقاشی است؛ هرچه بر روی آن بکشي، همان می شود. می توانی رنج و محنت بر روی آن نقاشی کنی، از طرف دیگر می توانی نقش شادی و خوشبختی بر آن بیفکنی. شکوه و عظمت وجود انسانی تو در این آزادی خلاصه می شود. 
ادامه مطلب
خستگی بعد از تمرین و باشگاه از لذت بخش ترین خستگی های دنیاست
خستگی که کلی حس خوب و انرژی خوب بهت منتقل میکنه
حس اینکه مفید بودی
حس اینکه یه کار مثبت انجام دادی برای خوب شدن حال خودت
حس پیشرفت
حس سلامتی
و مجموعه ای از حس های خوب که احتمالا برای هر شخصی متفاوت باشه
و چقدر لذت بخش تره که بعد ازخوردن ناهار دلت میخواد با خیال راحت و بدون هیچ دغدغه ای دراز بکشي و یه کتاب دستت بگیری (در اینجا بنده در حال مطالعه 4 اثر فلورانس هستم) و شروع کنی به خوندن و ک
آمده تو، می‌گوید "امروز همه‌ی مریضای خانم دکتر هم افغانی‌ان، انقدر حرف می‌زنن که سرم درد گرفت. از ساعت ده دارن حرف می‌زنن اینا. چقدر پرحرفی بده."
نیم کیلو منطق اگر خوانده بودی، می‌دانستی، پرحرفی ربطی به افغان یا ایرانی بودن ندارد. بیا اگر توانستی پنج جمله‌ی متوالی از زبان من بکشي بیرون، جایزه داری.
نه اینکه ازت بخواهم به خودت سخت بگیری، نه اتفاقا دلم میخواهد تا آنجا که میشود کاری کنی که به تو خوش بگذرد! ولی خواسته ی قلبی و واقعی من از تو این است که با تموم وجود زندگی کنی! سعی کن از تک تک لحظه هایت لذت ببری، گذشته را فراموش کنی و امروزت را خیلی زیبا نقاشی کنی، دلم میخواهد به ندای قلبت گوش کنی و دست کودکی را بگیری و به خانوم میانسالی لبخند بزنی، دلم میخواهد همراه با افتادن برگ های پاییزی، غرور و خودخواهی را از خودت دور کنی و نفس بکشي در آسمان
نه اینکه ازت بخواهم به خودت سخت بگیری، نه اتفاقا دلم میخواهد تا آنجا که میشود کاری کنی که به تو خوش بگذرد! ولی خواسته ی قلبی و واقعی من از تو این است که با تموم وجود زندگی کنی! سعی کن از تک تک لحظه هایت لذت ببری، گذشته را فراموش کنی و امروزت را خیلی زیبا نقاشی کنی، دلم میخواهد به ندای قلبت گوش کنی و دست کودکی را بگیری و به خانوم میانسالی لبخند بزنی، دلم میخواهد همراه با افتادن برگ های پاییزی، غرور و خودخواهی را از خودت دور کنی و نفس بکشي در آسمان
امشب خیلی گریه کردم.
خیلی.
گاهی فکر میکنی موفق شدی دلتوبه زنجیر بکشي و توی اعماق سیاهچاله ی عقلت دفنش کنی.
ولی اشتباه میکنی.
چون گاهی یه تلنگر ، یه نوشته ، یه فیلم ، اونو بسرعت بالا میکشه و اونوقت اون دله که مغزو زنجیر میکنه.
شاید موضوع فیلم زیاد بمن و احوالم ربطی نداشت ولی دله دیگه ، منتظر یه جرقست.
چی دارم میگم؟
اصلا مطمئن نیستم بفهمی چی میگم.
بهتر.
این درد و شکنجه رو واسه هیچکس نمیخوام.
فقط یک گناه وجود دارد، فقط یکی، آنهم ی‌ست. هرگناه دیگری صورت دیگر ی‌ست.وقتی مردی را بکشي زندگی را از او یده ای. حق زنش را برای داشتن شوهرش یده ای، همینطور حق بچه هایش را به داشتن پدر. وقتی دروغ میگویی حق طرف را برای دانستن راست یده ای، وقتی کسی را فریب دهی، حق انصاف و عدالت را یده ای. میفهمی؟».بادبادک باز _خالدحسینی  فقط یک گناه وجود دارد
دانلود آهنگ میلاد باران من دیوانه | متن+کیفیت
همین حالا دانلود کنید آهنگ جدید میلاد باران بنام من دیوانه با متن و دو کیفیت 320 و 128
شعر : علی بحرینی / آهنگسازی : میلاد باران/ تنظیم کننده : پیام هوشمند
Exclusive Song: Milad Baran – Mane Divane” With Text And Direct Links In jazzmusic
متن آهنگ من دیوانه میلاد باران
♪♪♫♫♪♪♯
همه فهمیدن من و تو به وصلیم زیر بار طعنه ها ساده نشکستیمهمه فهمیدن ساده دل بستیم اهل احساس شدیم و همچنان هستیمدل من دیوانه عاشق به تو گرم است به اینکه باشی
من از نوشتن اسم واقعی ادمها اینجا هیچ ابایی ندارم.
ولی فکر میکنم اوج بی شخصیتی، عجول بودن در حین تصمیم گیری، چیپ بودن، بی عقل بودن، و لاشی بودن من و مشابهات من هست،
که بخوایم برای بالا بردن خودمون، از اسم بقیه استفاده کنیم.
برای اینکه خودت رو بکشي بالا یا نشون بدی که با ادم حسابیا سر و کار داشتی یا با ادمای دروغگو و بدقول و ناحسابی تعامل داشتی، نیازی نیست اونها رو معرفی کنی. همین که خود اون ادمها بخونن و بفهمن کارشون زشت بوده کافیه.
ساعت رو روی ۷:۳۰ کوک میکنم ، با شیم دم پارک قرار داریم که از اونجا بریم کاروانسرا ، دراز کشیدم رو تختم هوای سرد پیچیده تو اتاقم دماغم یخ کرده ، موهایی که بلند ترین لاخش به یک بند انگشت نمی‌رسه هم خیسه کوتاهشون کردم هرکس میبینه میگه خلی تو ! امشب تو اتوبوس دانشگاه از برگشت اینقدر خندیدم که نفسم بند شده بود ، هرچی آدم بود ریخته بود تو اتوبوس اصلا نمیشد نفس بکشي ، دستم و به صندلی یه پسری گرفته بودم انگشتام محکم فرو رفت تو کتفش اما خب من بعدش متوج
نت که وصل شه اول از همه سرچ می کنم که یادم بیاد کلمه جادویی مری پاپینز چی بود، (که اون مردک، احسان کرمی، با تکرارش اون طور می رقصید!!:))) بعدش می رم سرچ می کنم عاقرقرحا چیه، و بعد می رم گودریدز کتابایی که این هفته خوندم رو توش علامت می زنم.
 
می بینی چقدر معصومم آقای جمهوری اسلامی؟ می شه از ما بکشي بیرون؟!
 
از آهنگ این جمله خوشم میاد اما نمی فهمم معنی ش چیه:
جهنم در انقطاع خیال توست از این که نمی توانی پرنده شوی.
+ از کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
به قول بابام؛
عشق، آینه نیست که طرفت خندید تو هم بخندی، اخم کرد تو هم سگرمه‌ هاتو بکشي توی هم!
رابطه آینه نیست که خوب بود خوبی کنی، اگه بد بود تو بدتر بشی!
عشق یعنی ایثار، یعنی فداکاری.
عاشق که بشی باید یاد بگیری یه جایی اگه اون کوتاه اومد، یه جایی هم تو بایستی کوتاه بیای، دو تا من با هم نمی‌شن ما!
یه وقتایی لازمه اگه اون من بود، تو بشی نیم من، جای دوری نمیره.
#طاهره_اباذری
➿ http://t.me/parvabook_bot ارسال نظر و شرکت در مسابقه
مشاهده مطل
 
محیط کاری‌ام مزخرفه! چند هفته‌ایه که طرحم شروع شده و بیمارستان و پرسنلش من رو غمگین‌تر از قبل کرده! تمام پرسنل دوبه دو دارن پشت سر یکی دیگه حرف میزنن درحالی که جلوی روش قربون صدقه‌‌ش میرن! حال بهم زنه!دلت میخواد تو روشون بالا بیاری و دست و پای خودت و زندگیتو بکشي بیرون از لجن . با خودت فکر میکنی چهارسال یه لجنزارو تحمل کردی که اخرش دو سال بری و یه لجن ترو تحمل کنی؟؟ توی بیمارستان مدام درحال تحقیر شدنی ! چرا؟ چون یه طرحی صفری و هنوز به قوانی
نوشته فلانی هنرمند دوزایه و تصویرسازیاش مفت نمی ارزه چون شبیهش توی پینترست ریخته!!! فقط چون به خودش گفته بود هنرمند!
اولا که دوزاری باشه یا نباشه حق توهین نداری چون داره برای کارش زحمت میکشه.درس میخونه تمرین میکنه و تو خودت یه خط کجم نمیتونی بکشي
دوما اینکه شبیهش توی پینترست( خدای من ) ریخته باشه باز هم به این معنی نیست که کارش ارزش نداره و یا کپیه.الان مردم ارتیست های مورد علاقشونو دنبال میکنن.ازشون الهام میگیرن و مشخصه که کار خیلیا شبیه هم م
گزارشکار حالت جامد نوشتن اینجوریه که دقیقا میدونی آزمایش چیه و چی میخواد و دیتاهاتم کامله؛
ولی وقتی میای بنویسی باید 3-4 ساعت فقط توو اکسل کد بنویسی، جدول بکشي، نمودار بکشي، خطا حساب کنی. بعد تازه وسطاش ممکنه ببینی نمودارات شبیه چیزی که باید باشن نیستن و بدبخت بشی. مثل الان. :/
بعد تازه این همه زحمت بکشي، استاد از گروه شما خوشش نمیاد
سردرد و چشم‌درد و همهی اینا.
 
فردا هم برمیگردم. 
وقتایی مثل امروز که خسته‌ی کارم، احساس خوبی دارم.
 
------------
در تاریخ 4 آبان 98 - نام داستان کوتاه : شیدایی یک بمب
1. داستانم برنده گواهی رسمی جشنواره شد
2. داستانم به عنوان داستان شایسته تقدیر در کتاب مجموعه داستان "مشق عشق" چاپ شد
 
برشی از داستان:
به نظرم گاهی وقت‌ها رفاقت یعنی رفیقت رو بکشي، قبل از اون که غم نامردی روزگار اون رو بکشه!- بازپرس: پس شما قاتل زنجیره‌ای هستی؟ زنجیره‌ای تر از همسایه‌تون.- من؟! نه! حقیقت اینه که من قاتل نیستم ولی کشتن آدم‌ها رو دوست دارم! تا حالا 33 نفر رو کشتم. با طناب، چاقو، اس
**صلی الله علیک یا اباعبدالله**
مسیر روضه باز به سمت گودال رفتحسین کنار آب تشنه لب از حال رفتبه سر ن زینب کنار مقتل گفتاز سر من دیگر سایه ی اقبال رفتخستگی از بدنت می ریزهداره نیزه ز تنت می ریزهمگی چی گفتی عدو سنگت زدداره خون از دهنت می ریزه
 
اگه می خواهی یک بار دیگر در محرم نفس بکشي،اگه از گریه سیری که در محرم نکردی خجلت زده ای،اگه دلت رو یک بار دیگر می خواهی به نخ علم امام حسین گره بزنی. این فیلم کوتاه رو از دست نده (فیلم)
حقیقتش
 
یه چیزی رو خوب متوجه شدم
 
اونم اینه که
 
توی کانادا،
دوستای من
همکارام
هم خونه ایام
 
تقریبا همه شون توی کانادا به دنیا اومدن و بزرگ شدن
 
برای من نکته عجیب اینه که
 
مثلا اینها به یه مشکلی برمیخورن
 
هیچوقت تلاش نمیکنن حلش کنن
 
هم خونه ایا و دوستای من فوق قبول نشدن
 
اصلا تلاش نکردن که برن حلش کنن، برن رزومه رو قوی تر کنن، برن یه جای دور دور مثل کملوپس درس بخونن، جایی که هیچ کس دوست نداره بره حتی من
 
یا برن مثلا یه دوره ای اسیستنت بشن.
تویِ تاریکیِ اتاق دراز بکش
هندزفری بذار تویِ گوشت و به یک موسیقی آروم گوش کن و تمام این روزهای تلخ و شیرینی که گذشت رو از مقابل چشمات عبور بده تا وقتی چشمات رو باز کردی راحت تر نفس بکشي.
این فرصت رو از دست نده!
میدونی چیه رفیق؟
گذشته تموم شده
اگه ازش رد نشی
اون از تو رد میشه
و تمومِ راه رو بند میاره.!

#علی_سلطانی
دیشب در اوج خستگی تا خواستم بخوابم طبق معمول نگاهی به آسمان کردم و ناگهان  یک ستاره درخشان در یک گوشه پیدایش شد و من ذوق زده چند دقیقه ای محوش شدم و گفتم "الله اکبر چقدر زیباست"
با صدرا چندتا فیلم مستند  کهکشانی دانلود کردیم و هربار نگاهش می کنیم باهم میگیم "الله اکبر"
چندین میلیارد کهکشان و ستاره و سیاره و
یعنی پیامبر موقع معراج از همه اینها عبور کرده؟!
جمعه شبها هم شبکه ۴ یک برنامه ایرانی درباره فضا می گذاره که هر ۳ نفر به جز سروناز با لذت
حالا اینجوریه دیگه. آدم یه روزی خوشحاله یه روزی تلخه. یه ساعتی میرقصه یه ساعتی گریه میکنه. یه لحظه هایی عاشقه یه لحظه هایی دلتنگه. یه وقتایی امیدواره و میدوئه و یه وقتایی ناامیده و نا نداره حرکت کنه حتی. آدم مگه دوساعت غذا درست نمیکنه واسه یه ربع لذتِ خوردن؟ آدم اصلا از سختیه که دوس داره ادامه بده. واسه اینکه یه ساحلی هست که بگی هی اونجا رو، ارزششو داره ادامه بدی.که دیدنت شبیهِ امنیتِ ساحلیه که آدم مطمئنه به ارزیدنِ ادامه دادن.
#نازنین_هاتفی
.
.
خدا گاهی کاری می‌کند که از همه بِبُری؛ از همه و حتی از خودت. آن‌قدر چیزهای ناراحت‌کننده نشان‌ت می‌دهد که از همه چیز و همه کس بدت بیاید؛ از همه چیز و همه کس و حتی از خودت.
اوایل خیلی بیش‌تر از الآن ناراحت می‌شدم و گله می‌کردم. اما زنده‌گی مگر چیست غیر از ابتلا و آزمایش؟ مگر زنده‌گی نقشه‌ی خدا نیست که برای هر کس نقش و جای‌گاهی را در نظر گرفته است؟ که اگر غیر از این بود، جبر جغرافیا و تاریخ و محیط همه ناعادلانه می‌نمود و خداییِ خدا را ناسز
 
 
مثلا با حال خوب بیدارشی وروزتو شروع کنی.
 
قطعه مورد علاقتو گوش کنی.
 
روی نیمکت دلخواهت توی پارک بشینی چشماتو ببندی وعطر پاییزو نفس بکشي .
 
ورزش کنی و مردمو دوست داشته باشی.
 
مثلا توی پیاده رو از دختربچه غریبه عکس بگیری ودلت بره برای لبخند ونگاهش .ببوسیش.
 
و قطعه مورد علاقتو گوش کنی.
 
به هوای خرید گل نرگس بری گل فروشی ولی چشمت خیره کاکتوسا بشه.
 
مثلا آشپزی کنی و دست پختتو دوست داشته باشی  .
 
غروب پیاده روی کنی و با حوصله  از  دست فروش
به نام او.
فردا برای بار هزارم برمیگردم تهران و امشب باز انگار اخرین شبی عه که تو خونم!
با اینکه تا دیروز هم دلم میخواست برم تهران؛حالا انگار دلم میخواد ساعت ها دیرتر بگذرن زمان کش بیاد تا میتونه.
مامان که غصه میخوره دلم میریزه.یا حتی بابا وقتی هی تکرار میکنه که داری میری دیگه هاا.
دلم میگیره از نبودن خودم!
زندگی نامرد ترین چیزه
یه چیزیو بهت میده و بهش عادت میکنی و مجبوری واسه بهتر شدنش ازش دور بشی و سختی بکشي و.
فردا این ساعت ها تنهام.
هم
 
پاورپوینت آشنایی با کشور ترکیه
دریاچه وان برج ساعت در ازمیر
مشخصات فایل

تعداد صفحات
12

حجم
0 کیلوبایت

فرمت فایل اصلی
pptx

دسته بندی
جغرافیا

توضیحات کامل
پاورپوینت آشنایی با کشور ترکیه
 
درزمان وجود ارمنستان کبیر دراین ناحیه طایفه اوراتور ازطوایف تورانی محسوب می شدند و این کوه را ارارات گفته اند که از تغییر شکل یافته اوراتی یا اوراتو می باش
توضیحات بیشتر و دانلودصدور پیش فاکتور، پرداخت آنلاین و دانلود
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب