نتایج پست ها برای عبارت :

هر کی میپرسه میگم مرده برام این طرفا نیست میدونی تو دل واموندم ولی این خبرا نیست

علی یاسینی اسم تو چی داره
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی به نام اسم تو چی داره
Download New Music Ali Yasini - Esme To Chi Dare
متن آهنگ اسم تو چی داره علی یاسینیداره میسوزه دلم واسه خودم آخ من بیچارههنوز اسمت میاد میلرزه دلم اسم تو چی دارهآخه دیوونه مغرورمی ستاره پرنورمی آخ همه جونمی توهمه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم بیا بی معرفتم تو یه دری وا کن برا منهر کي ميپرسه ميگم مرده برام اين طرفا نيست ميدوني تو دل واموندم ولي اين خبرا نيستهمه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم
علی یاسینی اسم تو چی داره
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی به نام اسم تو چی داره
Download New Music Ali Yasini - Esme To Chi Dare
متن آهنگ اسم تو چی داره علی یاسینیداره میسوزه دلم واسه خودم آخ من بیچارههنوز اسمت میاد میلرزه دلم اسم تو چی دارهآخه دیوونه مغرورمی ستاره پرنورمی آخ همه جونمی توهمه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم بیا بی معرفتم تو یه دری وا کن برا منهر کي ميپرسه ميگم مرده برام اين طرفا نيست ميدوني تو دل واموندم ولي اين خبرا نيستهمه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم
علی یاسینی اسم تو چی داره
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی به نام اسم تو چی داره
Download New Music Ali Yasini - Esme To Chi Dare
متن آهنگ اسم تو چی داره علی یاسینیداره میسوزه دلم واسه خودم آخ من بیچارههنوز اسمت میاد میلرزه دلم اسم تو چی دارهآخه دیوونه مغرورمی ستاره پرنورمی آخ همه جونمی توهمه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم بیا بی معرفتم تو یه دری وا کن برا منهر کي ميپرسه ميگم مرده برام اين طرفا نيست ميدوني تو دل واموندم ولي اين خبرا نيستهمه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم
علی یاسینی اسم تو چی داره
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی به نام اسم تو چی داره
Download New Music Ali Yasini - Esme To Chi Dare
متن آهنگ اسم تو چی داره علی یاسینیداره میسوزه دلم واسه خودم آخ من بیچارههنوز اسمت میاد میلرزه دلم اسم تو چی دارهآخه دیوونه مغرورمی ستاره پرنورمی آخ همه جونمی توهمه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم بیا بی معرفتم تو یه دری وا کن برا منهر کي ميپرسه ميگم مرده برام اين طرفا نيست ميدوني تو دل واموندم ولي اين خبرا نيستهمه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم
دانلود آهنگ علی یاسینی اسم تو چی داره + متن اهنگ 
Download New Mp3 Music Ali Yasini – Esme To Chi Dare
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی به نام اسم تو چی داره با لینک مستقیم و کيفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلود
متن آهنگ اسم تو چی داره علی یاسینی 
داره میسوزه دلم واسه خودم آخ من بیچارههنوز اسمت میاد میلرزه دلم اسم تو چی دارهآخه دیوونه مغرورمی ستاره پرنورمی آخ همه جونمی توهمه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم بیا بی معرفتم تو یه دری وا کن برا من
هر کي ميپرسه ميگم مرده برام اين ط
دانلود آهنگ علی یاسینی اسم تو چی داره
 دانلود آهنگ جدید علی یاسینی به نام اسم تو چی داره
ترانه, موزیک و تنظیم: علی یاسینی
سوپرایز از علی یاسینی برای شما کاربران موزیک جاز ترانه اسم تو چی داره با متن و بهترین کيفیت
Download New Song By : Ali Yasini – Esme To Chi Dare With Text And Direct Links In JazzMusic
متن آهنگ اسم تو چی داره علی یاسینی
داره میسوزه دلم واسه خودم آخ من بیچارههنوز اسمت میاد میلرزه دلم اسم تو چی دارهآخه دیوونه مغرورمی ستاره پرنورمی آخ همه جونمی توهمه ی درارو بستم
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی اسم تو چی داره
Download New Music Ali Yasini Esme To Chi Dare With Text On Musicx
اسم تو چی داره اهنگ غمگین علی یاسینی با کيفیت بالا از موزیکس
لینک پرسرعت دانلود موزیک اسم تو چی داره + پخش آنلاين
به همراه متن آهنگ اسم تو چی داره علی یاسینی
همه ی درارو بستم کسیو جا تو نذارم بیا بی معرفتم تو یه دری وا کن برا من
هر کي ميپرسه ميگم مرده برام اين طرفا نيست
ميدوني تو دل واموندم ولي اين خبرا نيست

ادامه مطلب
♫♫
داره میسوزه دلم واسه خودم اخ منه بیچارههنوز اسمت میاد میلرزه دلم اسم تو چی دارهآخه دیوونه مغرورمی ستاره ی… پر نورمی آخ همه جونمی تو 
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
همه ی درارو بستم کسیو جاتو نذارمبیا بی معرفتم تو یه دری وا کن برا منهرکي ميپرسه ميگم مرده برام اين طرافا نيستميدوني تو دل وا مونده ام … اين خبرا نيست همه ی درارو بستم
♫♫
دانلود آهنگ دیونه مغرور ازعلی یاسینی
♫♫
داره میسوزه دلم واسه خودم اخ منه بیچارههنوز اسمت میاد میلرزه دلم اسم تو چی دارهآخه دیوونه مغرورمی ستاره ی… پر نورمی آخ همه جونمی تو 
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
همه ی درارو بستم کسیو جاتو نذارمبیا بی معرفتم تو یه دری وا کن برا منهرکي ميپرسه ميگم مرده برام اين طرافا نيستميدوني تو دل وا مونده ام … اين خبرا نيست همه ی درارو بستم
♫♫
دانلود آهنگ دیونه مغرور ازعلی یاسینی
آفتابگردون هارو توی گلدون روی میز مرتب کردم و خودم رو پرت کردم رو کاناپه بغض داشت خفم میکرد و من قلبم شکسته بود تا دیروز تقلای بیهوده ای داشتم تا همه چیز رو درجای درست خودش قرار بدم و تلاش میکردم تا جایگاه خودم رو پیدا کنم ولي از همون دیروز دیگه برام مهم نيست چه اتفاقی می افته دیگه برام مهم نيست دیگه برام مهم نيست دیگه برام مهم نيست 
و فقط امیدوارم دیگه فردایی درکار نباشه تا بلند شم .
هرچی مشکل داریم بعلت موبایل مرده شوربرده داریم.اين نظرجامعه شناسان درخصوص طلاق عاطفی افرادبود.
موبایل مرده شوربرده باعث نه گفتن  پسرهابه دخترهاوبالعکس بود.بشکل کامل حیابواسطه موبایل مرده شوربرده ازبین میرفت.
حتی پول هم تلف میشد.
بسم الله
 
امروز بزرگداشتیست برای پیوندم با دنیایی که آدم هایش را خوب نفهمیدم.دنیایی که باعث شد رفیق های جدید پیدا کنم و حس کنم ممکن است یک روزی به درد بخورم.روزهایی که نا امیدم کرد و بعد احساس رهایی پیدا کرد.
 
پ.ن:همیشه به همه ميگم و بازم ميگم.برام خیلی مهم نيست کجا باشم و تو چه فضایی.بیشتر به نظرم باید خودم را مثل یه لوحِ سفید نگه دارم تا بتونم چیزهای بیشتری درونِ خودم بنویسم.اين تنها قدرتیِ که مونده برام.
مثل گیاه وقتی خشک میشه دیگه خشک شده تمام مراقبت های عالم رو به پاش بریزی فایده ای ندارد هفته پیش از ناچاری مجبور شدم زنگ بزنم به شخصی و ازش کمک بخوام خیلی بد جوابم رو داد تعجب کردم کمکي که من خواستم نه زیاد بود نه عجیب رسیدم خونه احساس کردم توی ذهن من اون آدم برای همیشه مرده نفرتی عجیب بهش پیدا کردم بعد فکر کردم بودن یا نبودنش روی اين کره خاکي برام فرقی نمیکنه همینطور که برای اون همینطوره اين دوسال اينقدر از دست رفتاراش عصبانی بودم و به خاطر ا
یه مرده می ره تویه رستوران شیک و یه غذای خیلی گرون سفارش می ده.همشو می خوره و وقتی به آخرش می رسه،یه مگس از تو جیبش در میاره و می ندازه تو غذاش.بعدش گارسونو صدا می کنه و بهش می گه:تو غذا تون یه مگس هست!گارسونم میترسه که بره و آبروشون رو ببره!برای همین میگه: آقا نمی خواد شما پول بدید!یه مرده یه دیگه که اين قضیه رو دیده بوده به اون مرده که مگس انداخته بوده توغذاش می گه یه پشه ای ،مگسی چیزی نداری ماهم یه غذای مفدی بخریم؟مرده هم می گه چرا ولي می خوام بر
دیروز رفیق جان زنگ زد. درست بعد از اينکه از سر زدن به خونه با یه کوله بار غم برگشتم. زنگ زد و گفت چه خبرا؟ گفتم دارم سعی میکنم نزنم زیر گریه و زدم زیر گریه. وسط صحبتمون وروجک از راه رسید و گوشی رو داد بهش تا شروع کنه به دلبری کردن و گریه از یادم رفت. اخرش هم کلی اصرار کرد که حتما تو همین یکي دو هفته باید بیای قم که حالت عوض بشه. وقتی خداحافظی کردیم دیگه دلم گرفته نبود.
شاکر نعمت رفاقتش که نمیدونم از کدوم دعای خیر پشت سرم نصیبم شده هستم اما کاش با خد
تو برام مثل بوسه اخرمادر رو پیشونی پسر سربازشی،تو برام مثل اخرین بادوم تلخ بین بادوم های شیرینی،تو برام مثل سرکوفت های گاه و بیگاه پدری،تو برام درست مثل چشم های دریده شکارچی رو سرخی خون آهو نگون بخت تلخی،حسرت نبودنت درست مثل حسرت پاک کردن جواب سوال درست تو امتحانه مهم اخرساله،تو برام مثل اون کفش قشنگ ته جا کفشی که هر بار بعد پوشیدنش پاهام تاول میزنه دردناکي،تو برام مثل عدالت،حقیقت تلخی،مثل قهوه تلخی که نمیارزه به کلاسش،مثل قهوه قاجار تلخ
سلاااااااام دخترا چه خبرا ؟؟؟ خوبین ؟؟؟ بعد از مدتها با انگیزه کافی اومدم بنویسم 
چه خبرا از کنکور جوووووون ؟ 
بهتره از اين زمان باقیمونده استفاده کنی و کلی بزنی جلو از اونایی که هی میگن میخوام از مهر شروع کنم 
تا قبل از اينکه وارد فاز آزمون دادن بشی بهتره که یسری فصلای بد قلق و یا فصلای پایه رو که ميدوني پیش نیاز هستن بخونی که ایشالله اول مهر با انگیزه کافی بری سر جلسه آزمون و بتری .
من با خودم حرف میزنم از خط پایینی ولي میدونم که حرفام هم
برام مهم نيست چطور به نظر می‌رسم! 
چون وقتی که برام مهم باشه، رفته‌رفته، اونی میشم که نيستم و سعی میکنم بهتر از چیزی که هستم نشون داده باشم، بدون اينکه روندش روبفهمم. همه اگه اينطوری باشن، میشن جمع اشباع شده‌ای از صورتک های قابل پیش بینی و از قبل طراحی شده و همه چیز طعم طبیعی بودن خودش رو از دست میده و همه چی تبدیل میشه به دنیای مرده‌ها. واکنش هایی که طبق قوانین صفرو یکها تعیین شدن. برای همین وقتی میدونم کاری اشتباه، آسیب‌زننده، و آزاردهند
پیام داده و درمورد یکشنبه از من ميپرسه و من اون اطلاعات اندکي ک ازش دارم رو بهش ميگم. یکم صحبت میکنیم و بعد میگه توقع داشتم شما بهم بگین! و شدیدن از اين کارش راضی و خرسندم. اينکه ب درجه ای رسیدیم ک اون توقعات کوچک و دلخوری های کوچکي ‌‌ک پیش میاد رو ب هم بگیم کاملن برام با ارزشه و حس میکنم اينقدر برای همدیگه مهمیم و درک متقابل داریم ک نزاریم اين حرفا تو دلمون بمونه!
 
پارت۱
ناراحتم؟
اره
دلخورم؟
اره
دل گرفته ام؟
اره. حتی دل شکسته
چند میخری دل شکستمو؟
پارت ۲
استرس داری؟
نه
هیجان چی؟
ن
اصن حسی داری؟
ن
اصلا برات مهمه؟
ن!!
برام مهم نيست!

+ خدایا. وقتی تو منو میبینی، چه شکایتی کنم؟
وقتی حالمو ميدوني، چی از حالم برات بگم؟
وقتی ميدوني تو ذهنم تو قلبم چه خبره
وقتی ميدوني ازت چه چیزایی میخوام
وقتی فقط و فقط تویی که میتونی منو به عرش یا فرش برسونی
وقتی قدرت مطلق عالم تویی
چه نیازی دارم ب کسی ک باهاش درد و دل کنم؟
چه نیاز
امروز آخرین امتحانم رو دادم مثه اينکه "سین" هم یه دوست موقتی بود،حالا دوستای من همشون در همین حد موقتین یا واسه شما هم همینجورین؟!چرا هیچوقت یه رفیق درست و حسابی به پُست ما نمیخوره ! باز هم باید بگم مثل همیشه همه فقط اولش خوبن.برام عادی شده وقتی خرشون از پل میگذره اينجوری بشن،فقط نمیدونم چرا آدم نمیشم باز ميگم نه فلانی اينجوری نيست!بنظرم دیگه وقتشه آدم بشم.ميگم شاید مشکل از منه!ینی هست؟حاضرم تنهاترین باشم ولي دوستام دوستیشون مثه خاله خرسه
من‌ یک سره مرده‌ام. مرا ببوسند یا بمیرانند. من مرده‌ام. 
انگشتان و تن و ذهنم را می‌کِشم که چیزی بنویسم. میان زمان و مکان کش می‌آیم. مردی می‌آید و مرا می‌بوسد، باران می‌بارد، کسانی دستانم را اطرافشان می‌کشند و گریه می‌کنند، حرف می‌زنم، گوش می‌دهم، اما لامسه‌ی من از کار افتاده‌ست. میان کش آمدن مُرده‌ام و نعشِ من مرا می‌کشاند. و کش می‌آیم.  اين حالتی ست که جسمی مرده هنوز موها و ناخن‌هایش رشد می‌کند. بوها از بین رفته‌اند. صداها از بین ر
زامبی ها
مرده متحرک یا زامبی (در زبان‌های اروپایی: zombie) به جسدهای متحرکي گفته می‌شود که روح ندارند. مرده‌های متحرک امروزه در فیلم‌های ترسناک غربی زیاد دیده می‌شوند.
داستان مرده‌های متحرک از وودو یعنی جادو باوری آفریقایی‌تباران دریای کارائیب سرچشمه می‌گیرد.
بر پایهٔ داستان‌ها، مرده‌های متحرک با گاز گرفتن و وارد کردن بزاق خود به بدن قربانیان‌شان آنها را همانند خود به یک مرده متحرک تبدیل می‌کنند. در نتیجه، در فیلم‌ها تعداد زامبی‌ها
سنگ فیروزه مرده
سنگ فیروزه از با ارزش ترین سنگ های معدنی در جهان است. بقایای به جا مانده از حفاری ها نشان می دهد که بشر از دوران باستان تا به امروز به قدرت درمانی اين سنگ شفابخش پی برده است. سنگ فیروزه از کانی های زنده با خواص درمانی است. ارزش مادی و نیروی درمانی اين سنگ تا زمانی که هنوز فیروزه زنده است، حفظ می شود. سنگ فیروزه مرده دیگر سنگ قدرت نيست و از نظر مادی نیز دچار افت قیمت زیادی می شود. برای اينکه اين سنگ فوق العاده زیبایی و نیروی خود را
شاید همه شما اين صحنه اشنا رو توی کافه دیدین که یه دختر و پسر میرن کافه و بعدش دختره وسط کار یه لیوان اب میپاشه توی صورت پسره و میره.
خواستم بگم از اونجایی که توی جمع دخترا من کامبیزشونم پریروز همین داستان برام پیش اومد:/
فقط لطف فرموندن تو صورتم اب نپاشیدن اونم چون هنوز سفارشامون رو نیاورده بودن:/
هیچی دیگه دیدم خیلی دارم با اطرافیانم با ملایمت رفتار میکنم که اين بلا رو سرم میارن دو روزه بلایی به سرش اوردم که از درون الان خنک خنکم
انگار توی ک
بیاين همه باهم ارزو کنیمسال ۹۸ سال آرومی واسمون باشه
یه سال پر برکت
یه جوری خوب باشه که خیلی وقته همچین سالی نداشتیم
دو نفر هستن که دوس دارم اختصاصی بهشون تبریک بگم
نمیدونم هنوز اين طرفا میان یا نه
ولي بالاخره همشهری هستیم و باید پارتی بازی کرد
دختر خوب و وجوج عزیز
عیدتون مبارک
نوروز مبارک
بدترین نفرین اين است که به آدم بگویند:  مرده شور ببردت »
نه چون آرزوی مرگ می‌کند، که چنین چیزی نه بد است و نه آرزو کردن می‌خواهد! مسیر همه ماست. بلکه چون مردنی ساده را آرزو می‌کند. من دوست ندارم کارم به مرده شور بکشد. مرگی به درد می‌خورد که جسد آدم قابل شستن نباشد.
مرگ روی تخت خواب را که میلیاردها انسان بلدند. کاش آدم می‌توانست جوری زندگی کند که دست کم یک آدم ظالم دیگر به خونش تشنه باشند. 
پی نوشت: میدانم اين متن کمی شعار زده است. بیشتر حسرت ا
یکوقتی بخشیدن آدمها برام آسون بود. دوستشون داشتم و می بخشیدمشون؛ الان از خودم می پرسم چقدر احتمال تکرار خطا داره و اينکه به چه دلیل ببخشم. کينه آدمها رو نگه نمی دارم. خودشون رو هم.مثلا یکي سه سال پیش واسه من مرده هنوز باهاش حرف میزنم.خستگی و ناامیدی از آدمها یک مرحله از رشد و بلوغ هست.
توی فیلم میت مام یک جایی تد میگه برای اينکارا پیر شدم. و بارنی برای اينکه نشون بده هیچ کاری نيست ک براش پیر شده باشه و یه لیست از تمام کارهای تینیجری ک ب ذهنشون میرسه تهیه میکنه و تک تکشون رو انجام میده. منم به همین فکر میکردم ک هیچ چیزی نیس ک فکر کنم اوه من برای اين پیر شدم. پفک خوردن با خواهرزاده هام برام لذتبخشه و حتی اندازه ی آنی ده ساله و ایلی هفت ساله کيف میکنم از خوردن پفک . کاری که خواهرم فکر میکنه براش پیر شده برای من اينطور نيست
حالا یکي
گاهی اوقات با مشاهده ظلم هایی که به برخی بندگان در نهایت غربت و غریبی توسط عده ای روا میشود از خودم میپرسم چرا خدا کمکي نمیکنه بهش؟؟مثلا ی کودک ده ساله که مورد آزار و اذیت قرار میگیره.حتی فکر کردن بهش تمام ریشه آدم را ت میده و قابل تحمل نيست.حتی شنیدنش.حال خدا چطور میتونه اين صحنه رو ببینه و چیزی نگه؟چطور میتونه ببینه یکي از بنده هاش در نهایت مظلومیت مورد ظلم داره واقع میشه و کاری نمیکنه؟
اخیرا به اين نتیجه رسیده ام که خداوند دلسوز نيست.بر
بچه ها من خودم ۱۶ سالم بود و داداشم ۱۴ سالش که پدرم فوت شد.
میدونم الان نظرات پر میشه که ما به دنیا نیومده بودیم بابامون مرد و ما بچه سر راهی هستیم و.
باشه ولي آدما با هم فرق دارن.
یکي به تخمش هم نيست و زندگیش رو پیش میبره.
یکي هم فلج تو زندگیشمیشه.
خیلی درد کشیدم.
فرا تر از تصورتون
هیچ کاری برای مدت ها نمیتونستم بکنم.
و اطرافیان یه جوری ازم توقع داشتن کا انگار اتفاقی نیفتاده.
چرا؟
چرا؟
هنوز برام سواله.
خاله م اومده بود به من میگفت بی شعور . چو
راستش اصلا نمیتونم دیگه به هیچ پسری اعتماد کنم اصلا وقتی میگه دوست دارم خندم میگره 
ببخشید ولي بران غیر قابل باور شدن
مهر پارسال یادتونه مریض شدم ۲۰ روز من همش بیمارستان بودم
امسال هم همینجوری شدم
اصلا من هر موقع میخوام درس بخونم اينشکلی میشم
چ خبرا دوستان؟؟
حس میکنم دلیل سرد شدن اعلا باهام بخاطر اين نيست که بهش گفتم برای یه مدت صلاح نيست باهم در ارتباط باشیم 
دلیلش رل زدنشه ! مثلا خب بلخره جی افش خوشش نمیاد ایشون با اکس گرل فرندش صمیمی باشه ! هوم ؟ 
هی ميگم از خودش بپرسما ، یادم میره ! زمانی یادم میفته که برام مهم نیس چیه دلیلش :| 
عای شود اسک هیم اور نات ؟ 
من تا الان مستی را تجربه نکرده ام اما قبلا گفته ام که خستگی با روان آدم چه میکند، اينطور نيست؟
حالا حس میکنم مستی از سرم پریده و به اين فکر میکنم حرفی که زده ام را چطور جمع و جور کنم و البته که به هیچ جوابی نمیرسم
گاهی به داشتن قدرت اختیار شک میکنم 
فکرمیکنم اين هم بازی کائنات یا خداوند یا هرکس و چیز دیگری است_من هیچوقت درمورد اين چیزها مطمئن نبوده ام_ که میخواهد تو دست و پایت را بزنی و اسمش را بگذاری تلاش و بعد تمام هرچیزی را که داشته ای از تو بگ
دبیرستانی بودم، یه همکلاسی داشتم با خدا قهر بود. میگفت: <<شبی که پدرم از دنیا رفت تا صبح بیشتر از صد و بیست بار آیت الکرسی خوندم. شنیده بودم با دوازده بار خوندنش خدا هر حاجتی رو برآورده میکنه. صبح ولي پدرم هنوز مرده بود. >>
 با اينکه سعی میکردم غمش رو درک کنم، پیش خودم میگفتم: عجب دخترک احمقی! خب اون آدم مرده بوده. خدا چرا باید زنده ش میکرد؟ خدا چرا باید خودش رو به یه دختر بچه اثبات کنه؟
حدود بیست و شش سالگی اتفاقی برام افتاد که می تونست بهتر
به نام خدای بخشنده مهربان
بسم الله الرحمن الرحیم
به همین نام زیبایت قسم من نمیخوام آدم بده داستان باشم.اما انگار داری منو آدم بده جلوه میدی تو نظرم خودم!
از اواصرار برای تجدید نظرم از من مرغی که یک پا دارد
از او که دست بردار نيست از من که با بی رحمی فقط ميگم نه.
نمیخوام دوباره مثل پارسال همه چیز تکرار شه خب.نمیخوام دوباره گول بخورم.نمیخوام دوباره جهنم درست بشه
نمیخوام به دلم حسرت بمونه.
من سنگ دلم؟من بی رحمم؟من آدم بدتم؟
ميدوني که من تاب
من و میم دوتامون تهِ خطیم. دوتامون داریم جون می‌کنیم برای زنده بودن. برام عجیبه چرا اينجوریه! برام عجیبه آیا دیگران هم زندگیشان مدل ماست؟ خسته ایم. از نفس افتادیم. خودمون رو روز زمین می‌کشیم. هیچ مطلقا هیچ چشم‌اندازی پیش رومون نيست. هیچ بهانه‌ای نداریم. چجوری زنده‌ایم؟ برام عجیبه! زندگی به مثابه رنج شده برامون و همچنان ادامه می‌دهیم. واقعیت اينه که از مرگ می‌ترسیم. زندگی رو با تموم پوچی و سختییش دوست داریم. هیهات.
من فراموش شدمهیچ خریداری نيستنه دلی هست نه دلدارهواداری نيستساکن کوچه ی عشقیم ولي نيست صداآه ای خالق خوبی! چرا یاری نيست؟گفته بودم که دلم پیش کسی.نه! هیچ، هیچ!مرده ام من؟خاک سرد است؟چرا زاری نيست؟آی ای ساکن آن کوچه ی متروکه ی ما.پس کجایی که دلم را چو تو دلداری نيست؟هیچ میخوانی تو ای شاهد نومیدی منشعر زخمی شده ام را که سپهداری نيست؟خسته امزار شدمدور مشوحرف بزن.بس کن اينبار بیاتا دل و جانم بدهمتا نگویم که دگر هیچ خریداری نيست!
شعر: فاطمه اف
استارت دوره آموزشی کارم زده شد، مغزم پر بود از نگرانی و انرژی منفی، رفت و آمد برام سخت بود، اما مثل همیشه خدایی در همین نزدیکي دستم رو گرفت و کارها رو برام حل کرد. خدایی که پیشاپیش ما بندها گام برمیداره و راهی که می رویم را آسان میکنه. خدایا شکرت که هوامو داری، خدایا شکرت که دلم را قرص می‌کنی، خدایا شکرت که کارها رو به همون سبک و سیاقی که صلاح ميدوني پیش می بری. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
دوباره هم دکتر رفتم، آمپول هم خوردم، داروهامم منظم می‌خورم، ولي فک کنم جواب سؤال قبلیم اين باشه که تو اخبار اعلام کردن: "نوزده نفر از آنفلوآنزا مرده‌اند."! علائمم خیلی شبیه آنفلوآنزاست، ولي مشخص نيست که هست یا نيست.
درد بدی رو تحمل کردم تو اين مدت، دارم فکر می‌کنم به اونایی که دردهای طولانی و بی‌وقفه‌ای رو دارن تحمل می‌کنن.
آبریزش بینی دارم در حد باران‌های استوایی! برای خیلی خیلی کمتر از اين مقدار هم حتی شده که اطراف دماغم قرمز و ملتهب و ح
معیارهای زیبایی برام ذره ای اهمیت نداره وقتی خودمو زیبا میدونم ! منظورم اين نيست که معیارای زیبایی مخالف ویژگی‌های منن، اصلا زیاد ازشون اطلاع ندارم. اما کلا چه موافق ویژگی هام باشن چه مخالف برام مهم نيست
کما اينکه هممون زیباییم و مگر میشه اصن آفریده خدا زیبا نباشه؟!(حالا که مینویسم بیشتر بهش آگاه میشم، اسمش نوشتنه یا معجزه؟!) بقیه‌اش داستانه و راه پول دراوردن عده ای.
ميدونيد چیه؟؟
هرچی که بیشتر میگذره باخودم ميگم شاید عددی نباشن برام.
بنظرمن کسایی که،حالا هرکسی میتونه باشه،وقتی برات ارزش قائل نيستن
باید عین یک تیکه زباله بندازیشون دور.باید زیر پا لهشون کنی و انگشتت رو بیاری جلو
و بهشون بفهمونی که هیچ عددی نيستین برام.
آرهمیتونه راه حل خوبی باشه
اينطور آدم ها هیچ نمیفهمندهیچچچ چیزیبهترین کارهارو درحقشون کنی
بازم عین یک برده باهات رفتار میکنندو غیرقابل تحملن اينطور آدمها
شاید بهتر باشه بهت بگم
دیگه کاری م برای بحث ازدواج ندارم. کلا دیگه هیچ صحبتی هم در اين باره باهاش نمی کنم و گهگاهی که حرفی میزنه ميگم شما نگران نباش خودم درستش میکنم.
دو مورد اخیر رو خودم تنها رفتم و با دختر صحبت کردم، البته با حضور نفر سوم مورد اعتماد. به خانواده حتی یک کلمه هم در اين باره نگفتم.
اولي رو که اول بهم گفتن 76 هست که بعد فهمیدم 78 هست و دیگه به جلسه دوم نکشید. که شاید بتونم بگم تنها مشکلش همین بود و از دختر در کل خوشم اومده بود، حیفش.
مورد بعدی هم 71 ب
به مناسبت روز دانشجو بیاين برام یه پوشیدنی اعمم از هودی فیروزه ایی که دیدم بخرید مرسی:(
البته من خودم تا موقعی داداشم بهم پیام داد نمیدونستم(صبحم دانشگاه نبودم که بفهمم)
خب من خیلی پولکيم و تا یه جریانی میشه به خانوادم ميگم خب چی برام میخرین؟(اصولا هم به کتفشون نيست)مثلا پروسه تولد گرفتن توی خونه ما خیلی عبث و بیهوده تلقی میشه و ترجیح میدن پولشو بدن بهمون .کلا هم ما یبار در سال تولد داریم اونم مال مامانمه چون شب یلداستاخرین باری که تولد گرفت
بغض‌های نگفته‌ای دارد
همه‌شان بابت همین شهر است
هی صدا، صدا و بعد سکوت
آدمک باز با خودش قهر است
 
در میانِ راه نرفته‌اش مرده است
اين طرف، پشت گورهای سپید
چشم گرداند برای پریدنی از نو
سرخوش از درد، و باز هم نپرید
 
گشت دنبالِ دلیلی از بودن
در قیاسِ خودش» و تو» و شما»
از میان موج خون صدا آمد:
ما همه مُرده‌ایم، تو زود نیا!
 
گیر و دار جهان پر از باد است
در هیاهوی اين تن مرده
چشم‌هاش سال‌هاست بسته شدند
آدمک باز هم رکب خورده.
 
-ف.میم.
اينقده از پستای اخیرم زدم که نمیدونم ایا میشه جبرانشون کرد یا نه از قرارام و حرفام با ا.م و اتفاقایی که افتاده و بیدار شدن از خواب غفلت،از ف.ح خیلی دلخورم خیلی خیلی خیلی،وقتی به کاراش فکر کردم غمم گرفت دلم شکست،من اشتباه های زیادی توی انتخاب دوست کردم.یه چندتا کتاب خریدم بعدا براتون ميگم.
نمیخوام بگم چیشده و چرا دارم اين حرفارو میزنم،دیدین امسال هم نتونستم برم نمایشگاه کتاب تهران؟،دنبال کارم،نمیخوام بشینم تو خونه و الکي الکي وقتم تلف شه،ف
بسم الله الرحمن الرحیم
با اينکه خدا وسط مشکلات و سختی ها بیشتر جلو چشمونه با اينکه اينجور وقتا بیشتر صداش میزنیم
من دلم برا خدا تنگ شد دلم براش خییییلی تنگ شد
دلم برای خلوت های دونفرمون برای دل و قلوه های وسط حرف های عاشقانمون تنگ شد
دلم برای شونه های لرزون تو نماز برای فقط تو فقط تو گفتن ها تنگ شد
دلم بیشتر از همه برای خلوص تنگ شد برای خلوصی که امام صادق میگه سخت تر از انجام دادن خود عمله
خواستم برای اين دل تنگی یک قربانی بدم قربانی که در براب
سلام
نمی دونم بعد از چند وقت دارم برمیگردم و دوباره پست میگذارم.
حتی یادم نيست که پست هایی رو که خیلی قبل تر توی اين وبلاگ آپ کرده بودم چرا پاک کردم و الآن نيست!
به هرحال
شاید حس دلتنگی به نوشتن وادارم کرد برگردم اينجا و دوباره اين وبلاگ رو آغاز کنم.
یادمه خیلی قبل ترها
خیلی وقت پیش ها
اون موقع که بلاگفا و میهن بلاگ رو بورس بودن برای وبلاگ نویسی و خیلی ها تو فاز وبلاگ داشتن بودن و خوشدون رو یه پا بلاگر می دونستن. اون موقع که اينستاگرام و اين ف
گفته بودی اينجا رو میخونی.
پس همین جا ميگم برات. 
از رو در رو گفتن راحت‌تره برام. تو هم هر وقت خوندیش یه ندا بده بهم.
.
ميدوني زندگی ماها رو عوض میکنه. همین خود من. همین خود تو.
اين بخشی از زندگیه. بخشی از بزرگ شدن ماست. و حتی گاهی انتخاب ماست اين تغییرات. 
هر چی که باشه من همیشه سعی کردم احترام بذارم به همه اين تغییرات. چون بنظر خودت اينجوری حالت بهتر بود.
ولي من دلم تنگ میشه برای همه اون شور و حال و شوق و ذوقی که داشتی. برای همه حرف زد
تا امروز چهار روز میشه که اينترنت قعطه من زیاد وابسته اينترنت نيستم قبل اينا هم ماه های میشد که اينترنت نداشتم ولي واقعا زشته برا کشوری که خودشو قدرت منطقه میدونه و چهار روزه اينترنت جهانی رو قطع کرده خیلی دوست داشتم تو اين روزا خبرا رو میخوندم (خبرای واقعی البته)ولي تنها خبری که میتونم بخونم خبر صدا سیما است 
 
آسیمه سَر _ محمد اصفهانی
 
 
 
زین گونه ام؛
زین گونه ام کِ در غمِ غربت شکيب نيست
گر سر کنم شکایتِ هجران غریب نيست
جانم بگیرُ
جانم بگیرُ صحبتِ جانانه ام ببخش یارا
کز جان شکيب هستُ زِ جانان شکيب نيست
 
گم گشته ی دیار محبت کجا رود؟
نامِ حبیب هستُ نشانِ حبیب نيست
عاشق منم کِ یار بِ حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست وليکن طبیب نيست!
 
 
آسیمه سر رسیدی از غربت بیابان
دل خسته دیدمت از آوارِ خیسِ باران
وامانده در تبی گنگ ناگه بِ من رسیدی
من خود شکسته از خود
.
سلام :)
فردا مصاحبه دارم و بالاخره قراره از اين هفت خوان رستمی که خودم ساختم عبور کنم . دیگه هر چی شد ، شد برام مهم نيست .
اگر هم بخوام معلم بشم و قبول بشم، فقط یک هدف دارم ، اون هم ادامه تحصیل تا دکتری ، یا اينکه از طریق بورسیه معلمی برم دکتر یا داروساز بشم ( البته نمیدونم میشه یا نه ) البته حقوقشون چندان فرقی نداره .( البته اينا رو در مصاحبه نميگم !! متاسفانه مجبورم یک مقدار حرفهای قشنگ قشنگ بزنم که البته دروغ نيست)
نمیدونم بگم دعا کنین خوب بشم یا ن
 
شاکي بودها! میگه جلسه دفاع پروپوزال شاگردام نذاشتن برم. بابا اينا تخصصشون نيست ایراد هم گرفتن! اينا نمیدونن چیه اين حوزه که!
دیدم پایه س ها! چیزایی که تا حالا نگفته بودم بهش گفتم.
یعنی هر بار منو بیشتر شگفت زده میکنه!
ميگم ببین چنتا منبع اصلی مو نتونستم پیدا کنم، گفت بده من برات میگیرم!
من
ميگم ميدوني تا حالا هیچ کس اين کارو برای من نکرده؟!
دوباره حرف هزینه ها شد گفت من میدم!
من
گفتم نه دیگه! اينو نه! گفت خب نصف نصف!
حرف اين شد که اينا هر کدوم هیأ
فردا تولدته. من چیکار کنم اينجا تنها؟ کسی نيست باهاش تولدتو جشن بگیرم. نه خودت هستی نه دوستامون. حتی حس میکنم خودمم نيستم.کاش پیشت بودم. کاش مرده بودم.
میخوام بگم بدون تو سخت نيست، بگم دلم تنگ نمیشه، حالم از همه چی بهم نمیخوره. نمیتونم.
شمع‌ها روشنن و کسی برای فوت کردنشون نيست.
× و بالاخره روز موعود رسید. اسباب کشی. اگر خدا بخواد امشب وسایلم رو میبرم جای جدید. البته که هنوز توش پر از کارگره و جا هنوز مرتب نيست و ممکنه چند روزی رو توی یک آشفته بازار به سر ببرم، تنها دغدغه ی من اتاقیه که باید دو تخته باشه و هنوز آماده نيست و کلی آدم براش دندون تیز کردن. کله ی صبح رفتیم اسمامونو چسبوندیم به درش ":)))) ولي خب دیگه خوابگاهه و قانون جنگلش.
×× روم نمیشه بگم ولي ميگم، برام دعا کنید به انرژی مثبتش احتیاج دارم.
اينکه رفیق باشم برام سخت نيستميدوني کجاش سخته؟
اونجا که از آدم خوبه ی داستان بودن خسته ای ولي حتی یه شونه واسه گریه کردن نداری
اونجا که همه به روابطتت و دوستات حسودیشون میشه ولي تو حتی نمیتونی به یکيشون بگی چه مرگته
اونجا که گریه هاشون رو بغل کردی ولي تا میای از خودت بگی، میخوری به یه دیوار محکم.
آدما دوست دارن از خودشون حرف بزنن از خودشون بگن، حتی از تو بگن از روابطشون بگن، ولي نشنون
.
.
دیشب دلم گرفت
دیشب تنها نبودم، ولي تنهایی گریه کردم
هرچقدر برایت بنویسم باز هم انکارم خواهی کرد اما زیباتر از آن چشم های سیاه‌ات، نگاه نافذت بود که هزار یادگاری بر قلب آدمی می گذارد و رویاهای مادر مرده را در آدمی زنده می کند و کابوس نبض از یاد برده را در آدمی به جریان می اندازد و با هر بار وقوعش هزارباره‌تر شوق زندگی و تحمل تمام ناملایمات را در آدمی ممکن می‌سازد و می دانی چیست؟ در نگاه تو مردان زیادی مرده‌اند.
برام جالبه یه عده هممم ی نیروشونو بسیج کردن که ما رو از هم جدا کنن!میبینی خدا؟جواب خوبی خوبیه.حالا همه با دقت بخونین.مخصوصا دشمنا.میخوام حسابی آتیشتون بزنم!بعد از اين ببینم کسی داره اين وسط موش می دوونه.کاری میکنم دیگه سایه ی من و محدثه رو نبینین!میخوام خوشحال باشه همیشه بخنده ولي.نمیذارم احمقایی مثل شما،احمقم نمیشه گفت بیشتر مثل روباه می مونین، با اين حقه هایی که هم به من و هم به اون میزنن بتونن یه آجر ازین رابطه رو بردارن!محدثه حالا
بازم هفت سالم بود ! نه دقیقا ولي نزدیک به هفت سالگیم، آره بچه بودم ! یادم نيست من از سید (پسرخالم که اون موقع تقریبا بیست و پنج، سی سالش بود) درخواست کردم تا برام داستان بگه یا سید خودش برام داستان گفت، ولي هرچی بود واقعا حوصلم سر رفته بود و به اين داستان نیاز داشتم !
ادامه مطلب
وقتی افسرده میشم هیچی برام مهم نیس
برام مهم نیس مامان کدو میگیره حلوا شو درست میکنه
برام مهم نیس تو اونشب ماکارونی نخوردی
برام مهم نیس دو کيلو اضافه کردم
برام مهم نیس هنوز اجرا ها و مومنتا و ریکشنا رو ندیدم
مهم نیس صورتمو پاک نکردم
مهم نیس پوست موز نزدم
مهم نیس پستام چقد لایک میخوره
مهم نیس تو چرا یه قرنه آن نمیشی
مهم نیس شام چی داریم
مهم نیس هیچی!
مهم اينه که من اشتباه کردم
بدم اشتباه کردم
و یه دونه اشتباهم نکردم
پشت سر هم کردم!
فقط کردم
از لحاظ روحی خوبم، همیشه زمستونا تپل و زرنگ میشم
یاد گرفتم نترسم و رو به جلو برم و اين خیلی برام خوبه 
یاد گرفتم قرار نيست زندگی من مث بقیه پیش بره و همیشه نتوان مث عرف جامعه پیش رفت .یاد گرفتم راهی رو بسازم به جای اينکه توقع داشته باشم راهی برام ساخته بشهو یاد گرفتم منتظر دست های خودم باشم نه هیچ اعجازی
خدایا کمکم کن بتونم همینطور پیییش برم
بعضی ادما رو الکي بزرگ میکنم، الکي برام مهم میشن. مثل دیروز که آدمی ک براش احترام قائل بودم بد باهام حرف زد. مثل چند دفعه ی قبل ک بد حرف زده بود و مهم به چشمم نیومده بود. تازه فهمیدم اون احترامی ک براش قائل بودم رو بقیه حق دارن براش قائل باشن اما من نباید اين احترامو بهش بزارم چون متقابل نيست! اول نسبت ب خودم متنفر شدم بعد نسبت ب اون. حتی دلم شکست از اين طرز برخورد. اما الان ميگم به انگشت کوچیک پامم نيست:)
براى کشتن خودم هرروز مصمم تر میشم. ولى همینکه بعد از مرگمو تصور میکنم میبینم که ابجیمم مرده. و همین منو منصرف میکنه. 
هیچوقت خونوادم انقدر دوستم نداشتن. داداشم همش منو میبره بیرون، باهام حرف میزنه انگار که ادم مهمى هستم.
مامانم بغلم میکنه بجاى همه ى اون بغل نکردناى بچگیم.
بابام. بابام واقعا داره خودشو تغییر میده. برام خونه میگیره. ازم حمایت میکنه و باهام مهربونه.
ولى من نمیتونم ادامه بدم انگار که هیچ چیز دیگه اى براى دیدن و تجربه کردن وجود ندا
حق با تو بود اين آسمان ها مال ما نيستوقتی توان پر زدن در بال ما نيستحق با تو بود آیینه ها مشکوک هستندبیخود نگاه سنگ ها دنبال ما نيستپشت در اين قلعه ی متروک جز مرگآغوش کس بی تاب استقبال ما نيستتاروت،قهوه،شمع یا.فرقی نداردجز مرگ چیز دیگری در فال ما نيستاز روی ناچاری است می تابد وگرنهخورشید فکر میوه های کال ما نيستآه ای بهار مرده روی دست تقویمامسال هم از تو چه پنهان سال ما نيست.سیدجعفر عزیزی
برام جالبه یه عده هممم ی نیروشونو بسیج کردن که ما رو از هم جدا کنن!میبینی خدا؟جواب خوبی خوبیه.حالا همه با دقت بخونین.مخصوصا دشمنا.میخوام حسابی آتیشتون بزنم!بعد از اين ببینم کسی داره اين وسط موش می دوونه.کاری میکنم دیگه سایه ی من و محدثه رو نبینین!میخوام خوشحال باشه همیشه بخنده ولي.نمیذارم احمقایی مثل شما،احمقم نمیشه گفت بیشتر مثل روباه می مونین، با اين حقه هایی که هم به من و هم به اون میزنن بتونن یه آجر ازین رابطه رو بردارن!محدثه حالا
چطوری میشه آدم به خودش دروغ بگه وقتی حالش خوب نيست.
وقتی دلش میخواد به خووش باز دروغ بگه که اون آدم دوست داشتنی بوده.
نه. تو یه آدم لاشی رو دوست داشتی.
یه آدم فوق لاشی.
و دوست داری به خودت دروغ بگی که اون خوب بوده که بازم دوستش داشته باشی.
و هنوز بعد از چند ماه شب فکر اون لاشی چشمات رو خیس میکنه.
هنوز دلت میخواد تصور کنی پدرت بوده.
نه .
پدر تو مرده.
و اون هم پدرت نبود.
 
اين ها دیگه  تکرار نمیشن.
خیلی دوستتون دارم. مامان. داداش
 
و من نیازی به دلسوزی ک
در یکي از هزاران وضعیت روحی ناراحتمم 
تا حدود پنج ده دقیقه پیش خوب بودم اما یهو یه واقعیت تلخ یادم اومد و بهمم ریخت
متاسفانه وقتی از یه چیزی ناراحتم تحت تاثیر اون وضعیت روحی تمام بدبختیا و موقعیت های ناراحت کننده ی زندگیم یادم میاد و برا همشون عزا میگیرم قبلا اينطور نبودم اما جدیدا اينطور شدم حدود یک سال
 اهل درد و دل تعریف مشکلاتم برای کسی نيستم مگر اينکه اون مشکله به نظرم زیاد خجالت آور نباشه و خیلییییی عصبانی باشم 
امیدوارم کسی وقتشو هدر
هنوز باورم نشده دوباره قراره از خونه برم 
روزی 14 ساعت درس بخونم 
هنوزم باورم نشده نمیتونم نه ماه دیگه زندگی کنم
خداااااا نمیتونم دیگه نمیتونننننمممممم
کاش یکي همین الان یهو از پنجره میومد تو یه گلوله تو مغزم خالی میکرد 
کاش پارسال مرده بودم 
کاش یسال دیگه  اين همه  تلاش نمیکردم که اينجوری بشه 
گناه من چی بود اخه؟ 
چرا من انقد بدبختم خداااااا چراااا؟ 
انقد گریه کردم دیگه جونی برام نمونده 
دیگه اين زندگیو نمیخوام خدایا بریییدمممممم
۸۳ روز تا بیست و پنج سالگیم دارم.هیچ تصوری از بیست و پنج سالگیم نداشتم.مثلا هیچوقت تو ۱۸ سالگیم به ۲۵ سالگیم فکرنکرده بودم.یعنی هیچوقت فکرنمیکردم یه زمانی منم بیست و پنج ساله میشم.بیست و پنج سال زیاد نيست ولي خودش ربع قرنه.یک چهارم یک قرنه و برای خودش عمری.ولي اينکه ساعت ۲ و چهل پنج دقیقه صبح یاد اين موضوع افتادم از تاثیرات مسمویت نيست گرچه باید یاد بگیرم اگه میخوام سی و پنج سالگیمو هم ببینم باید در روزهای آتی عمرم تن ماهی دوروز مونده رو نخورم
من هر روز با اتوبوس به دانشگاه میروم معمولا اين عادی ترین قسمت روز من هست که قرار هم اينست که اتفاق خاصی در آن نیفتد  معمولا در راه پادکست گوش میکنم و از پنجره بیرون را نگاه میکنم یا درسم را مرور میکنم  بعدم در ایستگاه دانشکده ام پیاده میشوم و قسمت اصلی شروع میشود اما چه شد؟ تمام معادلات به هم ریخت! یک اتوبوس که احتمالا مسافرانش فکر میکردند که قسمت اصلی روزشان هنوز شروع نشده در محوطه دانشگاه، دانشگاه امنشان، منحرف میشود چپ میکند دانشجو ها زخ
آزمونم طبق پیشبینی قبل خیلی بد بود. یعنی از خودم توقع بیشتر نداشتم با روزی یکي دو ساعت درس خوندن.
بعدِ آزمون چند کلمه ای با یه دخترخانوم همکلام شدم. از من کوچیکتر بود. اونم نظام قدیم بود. اومدیم بیرون باباش اومده بود دنبالش. دلم خیلی گرفت. اون طرفا روزای عادی هم تاکسی رد نمیشه چه برسه ظهرِ جمعه. تنهایی راه افتادم و تا خونه آهنگ گوش دادم و از سرما به خودم لرزیدم. از ظهر شدیدا پا درد گرفتم ولي پیاده اومدن بهتر بود تا اون بخواد بیاد سراغم.
ساعت پنج
شب عبور شما راشهاب لازم نيستکه باحضور شما افتاب لازم نيست
دراين چمن که زگلهای برگزیده پراستبرای چیدن گل،انتخاب لازم نيست
خیال دار تورا خصم ازچه می بافد؟گلوی شوق که باشد طناب لازم نيست
بس که گریه نکردم غرور بغض شکستبرای غسل دل مرده اب لازم نيست
کجاست جای تو؟از افتاب می پرسمسوال روشن مارا جواب لازم نيست
پشت پنجره برخیز تابه کوچه رویمبرای دیدن تصویر،قاب لازم نيست
#قیصر_امین_پور
بلاخره که چی ؟ تا کِی اين وضعیت ؟
کِی میخوای به خودت بیای ؟ کِی میخوای بفهمی برای هیچکس پشیزی حال و احوالت و آیندت اهمیتی نداره ؟
تنها کسی که میتونه نجاتت بده از اين فلاکت خودتی عزیزم
باید بایستم بالای اين چاه و دست خودمو بگیرم و بکشمش بیرون از اين منجلاب چون به قول شاعر : نجات دهنده مرده است .
نمی خوام به نتیجه فکر کنم برام مهم نيست که امسال به هدفم میرسم یا سال دیگه فقط میخوام هر روز بهترینِ خودم باشم.
خستم از اين وضعیت و له له میزنم
برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده 
نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده از دست عزیزان چه بگویم گله ای نيست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نيست سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه ، هر لحظه جز اين دست مرا مشغله ای نيست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم  هر لحظه جز اين دست مرا مشغله ای نيست  دیریست که از خانه خرابان جهانم بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نيستدر حسرت دیدار تو آواره ترینم 
امروز که بیدار شدم دعا کردم که دیگه نه خبری از موشک و انتقام و کوفت و زهرمار باشه نه هواپیما و فلان و بهمان و نه استرس امتحان شیمی. دیدم داره برف میاد. رفتم کنار پنجره نشستم و حسابان خوندم. تصمیم گرفتم دیگه به هیچی فکر نکنم. مصیبت خیلی زیاده. بیشتر از هواپیما. داشت خوب پیش میرفت که هموطنان عزیزمون سقوط کردن تو دره. دیدید ميگم زیاده مصیبت؟ اصن فکرشو بکنید، ما اينجا خودمونو نابود کنیم برای مرده ها و اونا توی یه دنیای دیگه ان، به اونا بد نمی گذره.
دل مرده خموش و افسرده است ، به کسی کاری ندارد و دوست نداردکسی کاری به کار او داشته باشد .
دل مرده با کسی ارتباط برقرار نمی کند، نمیخواهد تغییر کند ، نه خودش و نه اطرافش.
از شادی کسی شاد نمیشود.
رشد هم نمیکند .
دل مرده اهل یادگیری و اهل یاد دادن نيست .
خلاصه به قول روانشناسان امروزی ها آدم دل مرده نه تنها هوش هیجانی ندارد بلکه هوش اجتماعی و هوش ریاضی و همه ی هوشهایش تعطیل است .
سوال مهم :
چه چیز میتواند آدم دل مرده را دل زنده کند ؟
جواب :
امیدواری و آ
از فکر درباره اينکه اون بنده خدا گفت شما خیلی عجیب و غریبید چون گفتم خواب ابوعلی جبائی و ابولحسن اشعری دیدم پرت شدم به اين قسمت روضه که: مگه یادم میره من بودم و یه دل مضطر.
قبلاً فلسفه و عرفان رو خیلی دوست داشتم به مثال علاقه طفل به مادر ولي انسان که بخواد رشد باید علایقش هم رشد کنه که شاید چون رشد می‌کنه، علایقش رشد می‌کنه و یا بالعکس که حرفی در اين نداریم.
الان می‌خوام روضه‌خوان بشم و اينکه تو روضه کارم تموم بشه، همین.
بگذریم آقا‌‌
نمی‌دونم چرا در دورانی که تعریف خیلی‌ها از اينترنت شده اينستاگرام و تلگرام، من رو آوردم به سنت قدیمیه بلاگ نویسی! دلیلش فعلا برام مهم نيست، مهم اينه که بلاگ نویسی اين فرصت رو برام فراهم میکنه تا از سرگرمی‌های اين روزهام بنویسم. یکي از سرگرمی‌هام که اين چندسال اخیر بدجوری وابسته‌اش شدم گوش دادن به پادکست‌های فارسیه.
ادامه مطلب
نمی‌دونم چرا در دورانی که تعریف خیلی‌ها از اينترنت شده اينستاگرام و تلگرام، من رو آوردم به سنت قدیمیه بلاگ نویسی! دلیلش فعلا برام مهم نيست، مهم اينه که بلاگ نویسی اين فرصت رو برام فراهم میکنه تا از سرگرمی‌های اين روزهام بنویسم. یکي از سرگرمی‌هام که اين چندسال اخیر بدجوری وابسته‌اش شدم گوش دادن به پادکست‌های فارسیه.
ادامه مطلب
خدا می دونه چقدر بی تابم. چقدر منتظر. منتظر یه فصل از یه کتاب. فصلی که خیلی برام مهمه و قراره یه نفر برام بفرسته. مطمئنم اون یه نفر درک نمی کنه چقدر برام مهمه و چقدر منتظرم و نمی دونم چطوری تحمل کنم . چطوری صبر کنم. خدا کنه زود بفرسته. خدایا. خدایا.
اوضاع مملکت که خیلی قمر در عقربه‌ ولي من سعی می کنم بی خیال باشم. مسئله ی دیگه ای منو بی تاب کرده
دیشب شعرها رو فرستادم برای سین. امیدوارم بتونه کاری بکنه
اکيپ های دانشگاه همش برام بی مفهوم ترین چیز بودن!
حتی قبل رفتنم به دانشگاه!
بودن با پسر و دختر هایی که فقط برای وقت گذرونی عه و اکثرا هیچ پایانی نداره و حتی خیلی وقت ها خوش هم نمیگذره و فقط جنبه ی تظاهر و فخر فروشیِ زندگی گذشته ی هر ادمو داره!
مثلا دغدغه ی اين که امروز فلان مانتو با فلان رنگ رژ و فلان کيف و کفش رو بپوشم که شاید اقای xخوشش بیاد!
یا اينکه فلان پسر بهم نگاه کرد!اون یکي سلام کردم!اين یکي اسمم رو بلد بود و .
نمیخام بگم من خیلی فلانم و ای
آخرین پست وحید آنلاين اين بود: 150 نفر کشته، 1000 نفر دستگیر شده.
چند تا از فیلم ها رو باز کردم و دیدم و در حالی که تمام تنم رعشه گرفته بود اومدم از جام بلند شم که تلفن زنگ خورد. یادم اومد که اصلا چرا از خواب بیدار شده بودم، مامانجون از خونه ی عمه زنگ زده بود.
تلفن رو که برداشتم صداش که از شدت بغض دورگه شده بود پیچید توی گوشم: ننه دلم هواتو کرده!.
کاش همونجا می مردم. هیچ چیز توی دنیا نمی تونست اين همه غمگینم کنه، گفتم همین الان اسنپ می گیرم میام اونجا.
انتظارم میگذاری تا دم فردا مرا،
گرچه فردا می کُشی تو از غم و سودا مرا.
یار بی پروای من، باری اگر یادم کنی،
پس، دگر پروا نباشد از همه دنیا مرا.
از دلت هرگز نرفته اشتیاق کُشتنم،
اين هوس آخر کُشد، ای یار بی پروا، مرا.
مرده-مرده زیستم من بر امید روی تو،
تا غم من میخوری تو، میخورد غمها مرا.
از بیابان فراقت بگذرد دریای غم،
کرده ای غرق هوس در دامن دریا مرا.
عشق عرفانی اگر در اشک من توفان نکرد،
می کند اين عشق پیری عاقبت رسوا مرا
من همون بیچاره ایم که با 86 درصد زیست و با73 درصد شیمی قراره پشت کنکور بمونم
خدایا خیلی درد داره خیلی 
خیلی درد داره 
هیشکيو ندارم کنارم باشه 
همش باید درد بکشم و درد بکشم 
انقد درس خوندم نیمه نابینا شدم 
خداا چرا انقد نفس کشیدن درد داره؟ 
چرا انقد زندگی کردن درد داره؟ 
دو سال  بدترین دردارو به جون خریدم دو سال تا مغز استخون درد کشیدم 
هنوزم ادامه داره 
همش به خودم ميگم محکم باش دختر محکم باشه دیگه چیزی نمونده 
ولي حقیقتش اينه که اين دردا هیچ
زنگ زدی و گفتی من اگه میتونستم برگردم عقب جلوی مرگ خواهرمو نه، جلوی دوست شدنمو با تو میگرفتم :)فقط یه سوال دارم ازتاز خواهرت که همه چیزو میبینه و میشنوه خجالت نکشیدی که اين حرفو زدی؟الو سلام سلام سکوت خوبی مرسی سکوت سکوت سکوت فکر نمیکردم بوق بخوره سکوت سکوت دلیل اين کارت چی بود اگه دلیلشو نمیفهمی توضیح دادن منم بی فایده ست تو تیکه انداختی گفتی خداروشکر دورت شلوغه منم گفتم خداروشکر واقعا پس تو مقصری باشه نمیخوای حرف بزنی پس چه حرفی؟ میخوای ع
اما نيستم.خواب نيستم چون دارم به حرفای دکتر طب سنتی فکر میکنم !
با فائزه جون تصمیم گرفتیم بریم پیش دکتر طب سنتی که من تعریفشو شنیده بودم،میگفتن بادیدنت هم از سلامتت میگه و هم یه جورایی از درونت
عجیب بود و غیرقابل باور، گفتم سرگرمی خوبیه به قولي هم فالِ هم تماشا،ببینیم چیه داستان.
رفتیم و آقای دکتر به کف دستم نگاه کرد و به مردمک چشمم و از وضعیت سلامتیم گفت وبعد گفت:چشم همه چیزو میگه،و چه چیزهای عجیبی درمورد شما میشه فهمید.حس ششم بسیار قوی،
امام صادق (ع):
آن شب که مرده را در گور نهاده باشند منکر و نکير علیهما السّلام مىآیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد،
اگر مرده مؤمن و طاعتکار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع کند و قبر وى باغی گردد از باغهاى بهشت،
و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و قبرش گودالى گردد از گودالهایهاى دوزخ.
شهاب الأخبار ،متن،80 ،الباب الاول
کرتین وال در واقع نمای ساختمان است .  اين نوع دیوار مشابه دیوارهای پیرامونی غیر سازه‌ای بوده و وظیفهٔ جدایی بیرون و درون ساختمان از هم را به عهده دارد و به همین دلیل از مصالح سبک ساخته می‌شود تا علاوه برکاستن از بار مرده ساختمان هزینه کمتری نیز در بر داشته باشد .
در صورت استفاده نمودن از شیشه به عنوان مصالح، می‌توان از نور طبیعی در تمام طبقات ساختمان به وفور استفاده نمود. نمای کرتین وال به جز وزن خود، هیچ بار مرده ایی از سازه را حمل نمی‌ ن
سلام
باز هم شب شد.
ادما توی هر شرایطی توی هر سن و سالی توی هر روز و هر لحظه نیاز به دلخوشی دارند.
دلخوشی باعث میشه زندگی به چشمت بیاد
دلخوشی نداشته باشی دستات خالیه واسه ی جنگ تن ب تن دنیا
خدانکنه کسی دلخوشی شو از دست بده
دیگه مرده ایست میان زنده ها
پازل گمشده ی اين روزهای زندگیم دلخوشیست
دلخوشی که باعث بشه صبح ها از رخت خواب گرم بزنم بیرون
دلخوشی که باعث بشه زمستان سرد برام گرم باشه
دلخوشی که قوت زانوهات بشه و گلادیاتور ازت بسازه و کم نیا
 چند وقت پیش به آقای ن. پیام دادم که داده‌های مربوط به ژن چند نفر رو برام بفرسته. در واقع پرسیدم میشه برام بفرستید؟» و جواب اين بود که چطور؟» چون بالاخره شوخی که نيست! من ممکنه با داشتن اطلاعات مربوط به ژن چند نفر بمب اتم بسازم و حیات بشری رو به نابودی بکشونم!
اون قدر جوابش برام دور از انتظار بود که تا چند روز چت رو باز نکردم. بعد از چند روز هم باز کردم ولي چیزی نداشتم که بگم.
دیروز دوباره برگشتم سر همون کار و امروز دوباره بهش پیام دادم که لطفا
Maigret's Dead Man 2016 1080p BluRay,تماشای آنلاين فیلم,دانلود دوبله فارسی فیلم Maigret's Dead Man 2016,دانلود رایگان فیلم Maigret's Dead Man 2016,دانلود زیرنویس فارسی فیلم Maigret's Dead Man 2016,دانلود فیلم Maigret's Dead Man 2016,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم خارجی,دانلود کالکشن فیلم مگره,سایت دوستی ها,فیلم سینمایی مرد مرده مگره ۲۰۱۶ دوبله فارسی,مرد مرده مگره,مستربین,
ادامه مطلب
یه مدت برام خیلی مهم بود که آروم باشم ، ولي الان برام مهم نيست . من دچار خشونت مزمنِ کشنده ای هستم که ریشه هایش هر لحظه بیشتر در مغزم میپیچد و محبتِ درون قلبم را می‌مکد .خارهایش که رشد میکند ، راه گلویم را میگیرد.از فکرم خون می‌چکد و دچار جیغ ممتدی هستم که سکوت را فریاد میزند . دوست دارم تنها به صداها گوش کنم . به صدای داد ، جیغ ، اعتراض، ضجه ،التماس .دوس دارم صدای جهان واقعی را بشنوم .اين صدای واقعیت است. صدای ضجه ی ناشی از شکنجه ی ارواح سرگردان.
صبح 23 نوامبر یک صبحی متفاوت برام بود. از ساعت 6 صبح رفتیم کنار ساحل ورزش کردیم و آرش مثل یه مربی پا به پای من میدوید. تمام اين روزها برام درست مثل یه فیلمی میمونه که انگار خیلی وقت بود منتظر تماشاش بودم.
وقتی به اين دوره ها و آینده شغلیم فکر میکنم، تلاش های آرمسترانگ درست روبروی چشام قرار میگیره. همه چی منظم و مرتبه و برنامه ریزی شده است و هیچی بهتر از اين نمیشه. 
درسته که قرار نيست مثل آرمسترانگ فضانورد بشم ولي اين شرایط و خاص بودن شغلم باعث شده
نمیدونم اينو قبلا گفتم یا نه ولي خانم زمانی اينحدیثرو فرمودن که بچه کوچیک داشتن. کار سنگین خونه و بچه کوچیک و تنهایی و بی شوهری.اون وقت تا صبح بیدار میمونن برای نماز شب. حتما هم که نمازشون اول وقت بوده.
قبلاهر وقت کم و کسری تو نمازم پیش میومد میگفتم خدا همینو از من پرمشغله بچه دار قبول میکنه. تا اين که به اين زاویه ازاين حدیث بالا دقتم جلب شد.
الان چند وقته چالش پیاده کردن اين مطلب رو دارم. وسط بچه داری و مشغله باید نمازم اول وقت و با کيفیت باشه.
بسم الله الرحمن الرحیم ./
نصف شبی اومدم بگم دلم گرفته ، اومدم بگم تو ميدوني چرا و نه تنها ميدوني چرا ، بلکه فقط خودت میتونی حال دلم رو خوب کنی ! البته سر شب بیشتر گرفته بود ! تو خوبش کردی شاید با زبان یه آدم زمینی . ولي تو بودی که خوبش کردی ! ميدوني ؟ همه ی چیزای خوب ِ روی زمین ، تویی ! ته ته همهشون میرسه به خودت ! حالا میخوام گاهی اين باور عمیقُ ته دلم داشته باشم یا اينکه یه وقتا الکي به دوشم بکشم . به هر حال اومدم بگم بغض دارم و تو داری میبینی ، از ت
برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده 
نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده از دست عزیزان چه بگویم گله ای نيست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نيست سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه ، هر لحظه جز اين دست مرا مشغله ای نيست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم  هر لحظه جز اين دست مرا مشغله ای نيست  دیریست که از خانه خرابان جهانم بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نيستدر حسرت دیدار تو آواره ترینم 
یه روز یکي میگف ساعت و دقیقه که یکي میشه یعنی یکي به یادته.
مسخره ترین حرف عالم بود حرفش میدونم.
ولي ما باورمون شد همین جوری الکي.
ميدوني که دنیا همونیه که باور داشته باشی نه؟
میخوام بگم حالا که ساعت گوشیم خود به خود رفته رو طاعت دمشق و هر بار که نگاهش میکنم ساعت و دقیقه ش یکيه ته دلم قرص میشه واقعنی.
ميدوني که دنیا همونیه که ته دلت بگه مگه نه؟
ته دل من اين روزا آشوبه که تو کي هستی که از دمشق به یاد منی.
ميدوني حاجتم چیه.
ميدوني خدا گفته بخوانید ت
ینی باید بگم عاااشق خودمم:))))
داشتم  پست قبل رو می نوشتم که دیدم صدای قرآن خوندن میاد و گویا کسی فوت شده
بعد هم دیدم برق نيست
گوشی رو برداشتم زنگ زدم به همسرم و گفتم سلام،کجایی؟.گفت رفتم شاهپور.
گفتم چرا برق نيست.؟.گفت من چه میدونم چرا؟:/
گفتم کي مرده؟.گفت من چه میدونم؟:/
گفتم چرا نرفتی جواب آزمایش مامانم رو بگیری؟گفت میام میام.
گفتم بیمه ها رو ریختی به حساب؟گفت تا ظهر میام میریزم.
خلاصه وقتی گوشی رو قطع کردم خنده م گرفت،.آخه هنو
حرف زدن چیز عجیبیه، یه وقتایی بیشتر از هر چیزی بهش نیاز پیدا میکنم، بیشتر از رابطه های آب دار، بیشتر از غذا، بیشتر از سلام ها و خوبی ها، بیشتر از تحسین ها و کلَپ کلَپ ها. و هر چقدر که کلمه برام با ارزش تر میشه، فرصت حرف زدن برام محدود تر میشه، مکالمه داشتن برام سخت تر میشه و وسواسم تو خرج کردنش بیشتر میشه. دلم برای کلمه رد و بدل کردن و بازی با مغز وقتی تلاش میکنه کانکت شه، به دیگری، به حسِ متقابل،تا ازش کلمه تولید کنه و بوووممم، پاسش بده مغز
همش باخودم ميگم چقدر یک ادم میتونه کوته فکرباشه چقدر
احمق و روان پریش باشه.افکار قدیمی داشته باشه با تفکرات فوق
مسخره و حال بهم بزن.
اذیت میشم وقتی میبینم که تو قرن۲۰۱۹ هنوز میگن مرد هرکاری کنه مرده
ولي اگه یک زن یک کار اشتباهی کنه خرابهواقعا هنگ میکنم وقتی یککک
زن همچین حرفیو میزنه و ازبابتش نمیترسه که امکانش هست گردونه 
روزگار روزی به سمت خودش،خواهرش،دخترش ووو. بچرخه
واقعا اينطور ادم ها اونروز عکس العملشون چیه ؟
دوست دارم قیافه اين،م
اومدم با یه من غر و گلایه د بغض
من چه هیرمی تری به کسی فروختم آخه؟
تو که ميدوني من چقدر شکنتده ام . تو که ميدوني من حال و هوام بهم ریخته 
تو که ميدوني بغض دارم تو که ميدوني حسرت میخورم که ميدوني عوض شدم که ميدوني گم شدم که.
اشکهام امان نمیدن 
با تمام وجودم با تمام عجز و ناتوانی و بغض و گریه و نادمانه و هر چی که بخوای
زندگیمو بساز . حالمو خوب کن 
آخه من کيو جز تو دارم بیام پیشش زار بزنم و کمک بخوام 
تموم شدم رفیق 
من آدم اين روزا نبودم
بیا کمکم رف
اونقد دلم مسافرت میخواد:(( اصلا دارم میمیرم واسه یک‌روز‌ بیرون زدن از اين شهر :( 
ولي نمی دونم بگم به بابا؟ نگم؟! می‌ترسم بازم بگم بگه نه بعد من قاطی کنم:( 
خب اصلا چرا باید بگه نه؟ تعطیلی که هست ، واسه روحیه اشم خوبه.
فاطمه دیروز زنگ زد گفت نمیایید اين طرفا؟ اصلا زنگش بیشتر هواییم کرد. گفتم نمی دونم شاید.
گفت هوا عالیه بارونی و م .واای خدا میشه بریم؟
امشب ميگم به بابا. دعوا نشه صلوات:))
-------------------------
فردا هم علوم داریم، جلسه پیش یه امتحان کلا
بسم اللهمی‌خواهم به شمال مملکت بروم، سفیر #انگلیس اعتراض می‌کند؛ می‌خواهم به جنوب بروم، سفیر روس اعتراض می‌کند. ای مرده‌شور اين سلطنت را ببرد که #شاه حق ندارد به شمال و جنوب مملکتش مسافرت نماید!ناصرالدین شاه قاجار(تاریخ ی معاصر ایران، سید جلال‌الدین مدنی، ص۷۱ - به نقل از حدیث پیمانه، حمید پارسانیا)
پ.ن. هیچ. دم بچه‌های  عزیز» سپاه گرم. العزة لله و لرسوله و للمؤمنین.
سلام
من ۲۸ سالمه یه سری مشکلات داشتم تو زندگیم، انگاری هر سالی که می‌گذشت برام اين مشکلات برام بزرگتر و عذاب روحیش هم دارن بیشتر میشن، هر آدمی ممکنه ویژگی های بدی داشته باشه، منم مستثنا نيستم ولي فکر میکنم ویژگی های بدی که دارم واقعا برای هر آدمی غیر قابل تحمله.
هر لحظه از روز ممکنه بهشون فکر کنم و عذاب بکشم، مثلا آدم دمدمی مزاجی هستم، اين بدترین ویژگی یه آدم نيست؟!، الان ميگم میخوام ولي بعد ميگم نکنه. مثلا دوست دارم ازدواج کنم، تا حالا شده
تو برای من یه اسطوره ایهر وقت خواستم کسی رو بپیچونم از ترفندهای پیچوندن تو استفاده کردمتو برای من خدای اعتماد به نفسیتو کسی هستی که درست زمانی که هیچکس فکرشو نمیکنه برگ برنده ات رو،رو میکنیبرای تو ناامیدی معنا ندارههمیشه برام سواله چه جوری اين همه سختی رو تحمل میکنی مرد بزرگتو به تنهایی از صد تا کلیپ انگیزشی هم بهتریاساتید موفقیت در برابر تو باید برن بوق بزننتو خودت به تنهایی یه لشگریالان روزهای خوبی رو نمیگذرونی ولي اينو بدون که من باید
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب