نتایج پست ها برای عبارت :

همه جنگ دارن با همه سردم

دیشب سردم بود.
پریشب هم سردم بود.
شب قبلش هم سردم بود.
می‌خوام یه پتو مسافرتی ژله‌ای بخرم و باهاش یه سرِهمی کلاه‌دار برای خودم بدوزم. جلوش هم زیپ داشته باشه. همش رو هم با دست می‌دوزم که چرخم خراب نشه.
بعدش شبا می‌پوشمش و بازم پتو رو خودم می‌کشم.
باید خودم به فکر خودم باشم. وگرنه هیچ وقت نه طراحان لباس‌های مدرن و کلاسیک به فکر مشکلات مردم تو سرما و گرما بودند و هستند و نه طراحان لباس اسلامی.
حالا شاید هم پتو مسافرتی‌ مذکور رو قهوه‌ای خریدم. خ
گاهی دوست دارم که بیشعور باشم و بابت بی‌توجهی به قراری که گذاشته‌ایم و کنسل کردنش عذرخواهی نکنم. البته از جهاتی حق دارم؛ سال‌هاست که قرارمان را به دلایل مختلف کنسل می‌کند. نه که بخواهم تلافی کنم؛ واقعا یادم رفته بود. در عوض تصمیم گرفتم که با یک آدم رندم ملاقات کنم و اتفاقا تجربه‌ی جذابی بود. از همان ابتدا گفت که اگر سردم شد سوییشرتش را می‌دهد که تنم کنم. و وقتی که سردم شد، سوییشرتش را درآورد و مرا در آغوشش گرفت تا گرم شوم. همینقدر جذاب. هم
خدایا این روزها سردم است، تک و تنها میان بلاها مانده ام‌.
اشک هایم بر گونه ام می غلتند و دستی جلوی راهشان را نمیگیرد‌.
دستانم تهی ست و دلم پر 
پاهایم رمق ندارند و وزنم بر آن ها سنگینی می کند.
چشمانم از انتظار و امید خالیست و لبم از ورد و دعا.
بیا پایین خدای من، در آغوشم بگیر که آغوشت مرهم تمام این هاست.
اصلا
اصلنه اصلاملوم نیس چی گفتن پش سر طفلی که اینجوری دارن میکنن ولی خیلی ظلمه!خیلی ناراحت کننده اس تاسف آوره.میدونین؟!آخه خیلی دارن بهش بد میکنن!ولی این داره خوبی میکنه!چرا خب؟!چرا چرا نمیدونن؟آخه اونا چرا اینجورین؟!دلم نمیخاد ببینم دارن در حقش اینکارا رو میکنن!خیلی نامردیه بخدا.من چیکار کنم؟!فقد میشه از خودت بخام چرا نمیتونم؟اصلا روشم ندارم بخام !چیو بخام اصن!هووووفچقد بد عذاب آوره!چه تجربه ی تلخیه////٪ 
:|
 
وای خدا من این قضیه پیر درون داشتن رو برای دو نفر که به شدت این اخلاق رو دارن، توضیح دادم،
یکیشون همون جا بغض کرد و گریه کرد و تایید کرد که درسته،
یکی دیگه شون هم کلا سیستمش به هم ریخت!
حرفای من اینقدر واقعی هست؟! ترسیدم! اون بنده خداهایی که این ها رو خوندن اینجا و در نهان دارن خودکشی میکنن رو معذرت میخوام ازشون.
تو این استرس دفاع با مح بحثم شد که فقط من رو بخواد و گفت که نمی تونم و تمام شد بینمون. راستش من همینو می‌خواستم و از رابطه باهاش لذت نمی بردم و حس مادرانگی حتی داشتم و خوشحالم اما دقیقا تمام دیشب یا بیدار شدم و بهش فکر کردم و یآ خوابش رو دیدم. چمه آخه من؟ مه که هنوز دوسم داره بهش سردم و موس موس این بچه رو می‌کنم! بهم گفت مثل بچه ۱۳ ساله‌ای؟ خب مهم بود دیگه باید فکری کنم به حآل خودم. چرا این دومین نفریه که این حرف رو می‌زنه؟ باید در خودم بیشتر غور
دلم میخواست اونقدری وضع مالی خوبی داشتیم که همین الان از این جهنم ایران میرفتم  جای دیگه . توجه کردین اکثر ورزشکارا و آدمای پولدار و.  دارن میرن کم کم؟ چون اینجا جایی برای زندگی نیس دیگه. 
اینقد آدم میشناسم که رفتن یا دارن جمع و جور میکنن که برن راحت بشن. 
فقط ما بدبخت بیچاره ها میمونیم و تو این آتیش میسوزیم. 
به 60 میلیون نفر کمک معیشتی تعلق میگیره، و هر نفر به طور متوسط 50 هزار تومن (البته کمتره)
60،000،000 × 50،000 = 3،000،000،000،000
 
یعنی دولت به طور میانگین ماهیانه 3 هزار میلیارد به مردم از درآمد فروش و صادرات بنزین پرداخت میکنه.
 
دولت میگه تمام درآمد بنزین به مردم برگشت داده میشه، خودشون هم اعلام کردن که ماهیانه حداقل 31 هزار میلیارد از بنزین درآمد دارن،
پس این 28 میلیارد و خورده ای پول که هر ماه باقی میمونه چی میشه؟!
آیا خرج سرمایه گذاری برای آقا زاده ها خوا
زر زده هرکی گفته. جسارتا :)
بعضی از کارشناس ها میگن انقد به پسرها فشار نیارین که تو مردی نباید ناله کنی، نباید از خودت نقطه ضعف نشون بدی، باید همیشه مثل کوه باشی و جایی برای استراحت و درد دل نیست. میگن مردها هم گاهی نیاز دارن درد دل کنن و از مشکلاتشون صحبت کنن.
ولی چرت گفتن.
من امشب امتحان کردم.
- یه مشکلی رو با خونواده در میون میذاری
- حالا دوتا مشکل داری!
تا قبل این یه فشار عصبی روم بود به یک علت بیرونی. الان صرفا مامان بابامم ناراحتن که من ناراحت
همیشه هفته ی آخر شهریور رو خیلی دوست داشتم
همون حس و حال قشنگه هفته آخر اسفند رو داره
دیدن خانواده های دقیقه ی نودی که دارن تند تند خرید می کنن
دختر بچه های کوچولو ای که کیف های بزرگ تر از خودشون رو دارن زیر و رو میکنن
تا شخصیت کارتونی مورد علاقشون رو اون انتخاب کنن
پسر های کوچولو ای که تازه دور موهاش رو اصلاح کردن دارن کفش میخرن برای مدرسشون
ادامه مطلب
مامان فاطیما بخاطر انفولانزا فوت کرد و من از ترس با صدای بلند گریه کردم
گریه کردم و ارزو کردم ساج بیاید خانه 
بیاید و شب باشد
امد و بغلم کرد و اخرین نخ سیگارش را برایم روشن کرد 
بعد خوابید و من باز هم گریه کردم
از ترس
من این روزها از خودم هم میترسم
وقتی دست های سردم را مدام بین انگشتان تپلش فشار میداد تا گرم شود گفت: خیلی سخته
حتی حالا هم میخواهم گریه کنم، این بار بخاطر اینکه نبودم
در آن همه "سختی" نبودم 
 
ادم ها چیزای نداشته،
یا چیزایی که با بدبختی به دست اوردن و ممکنه با یه باد هوا از دست بدن
رو خیلی پز میدن.
 
چون میترسن که بزودی از دستشون بره بنابراین سعی میکنن تا وقت یدارنش پزش بدن.
 
ادمای قوی
ادمایی که مطمئن هستن از خودشون
و به خودشون تکیه دارن
 
مطمئنن که هیچی رو بیخودی و بی تلاش به دست نیاوردن پس بیخودی هم از دستش نمیدن.
 
پس خیلی اطمینان دارن به خودشون.
آهان
اینم به مجموعه دانشتون اضافه کنین: 
 
کسایی که متکبر درون دارن، چون خیلی متکبر هستن، معمولا role play رو خیلی دوست دارن، چون دوست ندارن خود واقعیشون رو نشون بدن، تنها در صورتی خود واقعیشون رو نشون میدن که به ارجحیتشون اضافه کنه و کلی ابهت و عظمت و مزایا براشون بخره.
 
در نتیجه چون اغلب این قضیه اتفاق نمیفته پس role play بازی میکنن.
نقش بازی کردن، خودشون رو به ندونستن زدن رو خیلی دوست دارن. اینا رو باید بفرستی فیلم بازی کنن با شهردار صدرای شی
اینو متوجه شدم،
اگه اشتباه میکنم، هم پسرا هم دخترا بهم بگن.
مردها، یعنی جنس مذکر، تا وقتی پارتنری که دوست دارن رو پیدا نکردن، همه ش میرن بیرون، پست میذارن اینورو اونور، همه ش به اینو اون پیام میدن و خیلی تحرک دارن.
یعد که آدمی که دوست دارن رو پیدا میکنن،
دیگه اروم و قرار میگیرن
و کلا دیگه حال ندارن پست جدید بذارن، کلا دوست دارن به اهدافشون فکر کنن، تلاش میکنن برای مستحکم کردن و لذت بردن از زندگیشون.
 
دخترا برعکسن.
 
دخترا به محض اینکه آدم فان
 
با دو تا هندوانه زیرِ بغل، با همین جان لاغر و زردمفکر کردم که می شود جنگید، فکر کردم فقط خودم مَردممردِ بیزار خسته از بیداد
از همه سمت نیزه می بارید، به خودم آمدم تنم خاریدگفتم از شهر دست بردارید، شب شد و سینه را سپر کردممثل یک کوهِ سخت از فولادخواستم مثل آسمان باشم، منجی شهر نیمه جان باشمآشیان پرندگان باشم، با همین دست خالی و سردمنعره برداشتم که ماه آمد، مرد جنگاور سپاه آمدچگوارای بی کلاه آمد، گرچه یک بی چراغ شبگردم
همچنان با زبان شعر و غ
مهم نیست اگر دوست دارن درباره‌ی هر هنوز مبهمی حرف بزنن، عیبی نداره اگر اصرار دارن روی هر سبک‌سری و قصوری اسمای قشنگ و پیچیده بذارن، حلالشون اگه خوششون میاد با کلمه‌ها لاس بزنن و اغراق کنن و مهمل ببافن ولی کاش اونقدر بفهمن که هرکس زخمیِ جنگ خودشه و انصاف نیست از جنگی که هیچ وقت تووش نبودی حرف بزنی
داشتم فکر می‌کردم چه خوب می‌شد اگر بیان یک اپلیکیشن برای موبایل می‌داشت. وقتی توی گوگل جست‌وجو کردم متوجه شدم انگار سرویسای وبلاگ‌نویسی بزرگ مثل وردپرس، ویکس، بلاگر، تامبلر و . هم نرم‌افزار و هم اپلیکیشن دارن. حالا که همه دارن، ما چرا نداشته باشیم؟ البته من تا حالا نه از سرویسای خارجی استفاده کرده‌م، نه با اپلیکیشن‌هاشون کار کرده‌م که بدونم دقیقاً چه امکاناتی دارن. فقط به‌طور کلی یه همچین پیشنهادی به ذهنم رسید، گفتم مطرح کنم ببینم
به نام خدا
سلام دوستان. وقت شما بخیر. این هم اولین مطلب سایت که دوست دارم با صحبت های زیبا و دلنشین دارن هاردی، نویسنده کتاب معروف اثر مرکب و مدیر نشریه موفقیت در خارج از کشور شروع کنم که واقعا نعمتی از سوی خدا بر روی زمین هست. دارن هاردی خیلی انسان شگفت انگیزی نسبت به سختی هایی که متحمل شده هست، یک انسان کاملا خودساخته که واقعا آدم آرزوی این رو داره که جای همچین آدمی باشه.
این ویدئویی که براتون آپلود کردم و صحبت هایی که درش میشه تنها شروع این ب
همه حق دارن الا من
همه درست میگن الا من
همه رو باید درک کنم ولی به درک که درک نشدم
همه حق دارن اشتباه کنن ولی من نه
من باید کامل باشم
من باید بی عیب باشم
من باید مقتدر و قوی باشم
 
خدایا این ضربه هایی که میزنی چند امتیازیه؟
 
در آستانه ی میانسالی ام.خودم تغییراتمو احساس میکنم.دیگه خیلی چیزا برام مهم نیست.واقعا میفهمم بزرگ شدن ینی چی!!!تازه میفهمم تنهایی چه شکلی بوده.
 
یه چیزو متوجه شدم.
ادمایی که همیشه به من سردرد میدن
یا ازشون سعی میکردم دوری کنم
همه شون یه اخلاق مشترک رو حتما داشتن:
too much drama
 
ادمایی هستن که یا وقت ازاد زیاد دارن
یا یه سری اختلالات و به هم ریختگی های روحی و روانی دارن
یا به هر دلیلی به اهدافشون نرسیدن و میخوان بقیه رو اذیت کنن
یا دیکتاتورن
یا هرچی
 
بلاخره توی شخصیتشون یه مسئله ای دارن که بیشتر ادمها نمیتونن باهاش کنار بیان.
 
اغلب ادمهای کانادا
و نه همه
ولی اغلب ادمها
دنبال دراما هستن
 
دل
واقعا از ته دلم احساس میکنم این د.و.ل.ت ما رو مسخره کرده! ببخشید ولی به نظرم دارن باهامون مثل یک حیوان رفتار میکنن که هروقت سرکشی کرد میندازنش توی قفس
دیگه داره بهم فشار میاد
حتی درسامم ناقص میخونم.یه سری جزوه هام توی تلگرامن و یه سری دیگشون نیاز به سرچ کردن دارن
از این طرف هم توی یه اتاق 15 متری بدون هیچ هم صحبتی گیر افتادم
این چه وضعیه واسمون ساختید
دلمون به چی خوشه که توقع داریم با اعتراض چیزی درست شه واقعا :/
اگه پس فردا امتحان نداشتم الان میریخم خودمو تو خیابون و شعار که نه فحش میدادم . نه اینکه بنزین گرون شده ها بخاطر اینکه اینترنتو قطع کردن . بخاطر اینکه یه خرده آدم ترسو حول برشون داشته و صاف صاف دارن تو زندگی های شخصی سرک میکشن که کی و کجا حرفی به حکومت زده . بخاطر اینکه اختناقه.قبلا هم بوده اما دیگه به حد اعلای خودش داره میرسه. میرم میزنم شیشه مغازه ها رو میشم بخاطر اینکه یه عده خودسر مثل من دارن آتیش به پا میکنن تا یه عده ی دیگه که روی مبلاشو
 
خطرناک ترین آدم ها اونایی هستن که با اعتماد به نفس تمام، احساس دانستن و راه بلد بودن دارن، ولی دارن اشتباه میرن. اما ظاهر کارشون اینو نشون نمیده!
تازه هر کی هم همراهشون نشه با تمسخرشون مواجه میشه.
سفسطه گرهای ِ پرحرفی که هیچ وقت کم نمیارن و حرف هیچ کس جز خودشون رو قبول ندارن.
اما.
کاملا برعکسش رو ادعا میکنن!
با خودتون صادق باشید حداقل!
 
 
 
* یا لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا، لقد اضلنی عن الذکر.
 
* شد یه هفته پاکی
زمان بین چهارم تا پنجم مهر کش آمد و همه اش از دیدن کابوس ساعت سه بعد از ظهر شروع شد . میدانی از این کش آمدن زمان های دپرسی ام منزجرم . رویایی که بیش از قبل ته دلم را خالی میکرد. دستانم بیشتر عرق کرد و سردم شد. درحالی که خیس عرق بودم . کاش هرگز هرگز ، هرگز بزرگ نمی‌شدم . کاش هرگز واقعیت این شکلی نبود.
اینکه نمیتونم دیگه هیچ وقت مثل قبل هیچی رو ببینم میدونی این بخش برام صدای سوتِ ناخن کشیدن روی تخته سیاهُ داره. 
نمی‌خوام تو بیداری کابوس ببینم ، م
یا وکیل
 
من برگشتم :)
 
سفر بودیم. عروسی یکی از اقوام. خیلی خوش گذشت.
اما انقدر همه اتفاقا پشت سر هم افتاد که نمیدونم کجاش رو بنویسم!
کاش دفتر خاطراتمو برده بودم حداقل اونجا مینوشتمشون.
 
 
+روز آخر همه باهم رفتیم جنگل.
یه مسابقه تیر اندازی هم گذاشتیم.
 حدود22، 23نفر تو مسابقه مون شرکت کردیم.
7 تا تیر داشتیم هرکدوممون. خواهربزرگ هام و مامانم و یکی از دایی ها هر 7 تا رو زدن به هدف.
من فک کنم 3 تای اول و زدم به هدف، یه نفر از اونور هی به سمت سیبل سنگای بز
 
رستاک همه بارونو دوست دارن
دانلود آهنگ جدید رستاک به نام همه بارونو دوست دارن
Rastaak - Hame Baroono Doost Daran
+ متن ترانه همه بارونو دوست دارن از رستاک
همه دنیارو گشتم تا / رسیدم پیش آرامش رسیدم
پیش اونی که تمام عمر میخوامش / همه دنیارو گشتم تا
 

ادامه مطلب
جعبه که باز می‎شود ، همه چیز جان می‌گیرد و من می‌گردم . ساز ها را نمی‌بینم اما صدایشان همه جا می‌پیچد . دستان سردم در هوا معلقند و با خودم می‌گویم کاش آن سوخت‌های مرغوب را آتش بزنند تا گرم شوم . یک بار شنیدم بیرونی‌ها می‌گویند آن تکه چوب‌هایی که چند تا سیم بهشان بسته‌اند تا صدا دهند ، می توانند آن قدر آدم را گرم کنند که آتش بگیرد ! یک دور . نگاهم به جلو خیره شده و دنیا دور سرم چرخ می‌زند ‌. نمیدانم دنیاست که می‌گردد یا من . یا شاید هر دو ول
جعبه که باز می‎شود ، همه چیز جان می‌گیرد و من می‌گردم . ساز ها را نمی‌بینم اما صدایشان همه جا می‌پیچد . دستان سردم در هوا معلقند و با خودم می‌گویم کاش آن سوخت‌های مرغوب را آتش بزنند تا گرم شوم . یک بار شنیدم بیرونی‌ها می‌گویند آن تکه چوب‌هایی که چند تا سیم بهشان بسته‌اند تا صدا دهند ، می توانند آن قدر آدم را گرم کنند که آتش بگیرد ! یک دور . نگاهم به جلو خیره شده و دنیا دور سرم چرخ می‌زند ‌. نمیدانم دنیاست که می‌گردد یا من . یا شاید هر دو ول
■ درونگراها حرف زدن رو دوست ندارن!
□ اشتباه محضه!
واقعیت اینه که درونگراها حرف نمی زنن تا وقتی که چیزی وجود داشته باشه که ارزش مطرح کردن داشته باشه‌‌.‌‌
اونا از مکالمه های روزمره بی معنی و سلام و احوال پرسی های الکی بیزارن‌‌.‌‌
درباره چیزایی که بهش علاقه دارن یا موضوعاتی که درباره اش اطلاعات خوبی دارن بپرسین و می بینین که اونا تا چند ساعت یا حتی چند روز آینده ساکت نمی شن!
امروز که پدر و مادرم شال و کلاه کردن و نشستن پشت ماشین و در جواب من که پرسیدم کجا?گفتن میریم یک وری(!) بیش از پیش بهشون حسودی کردم.بنظرم کسانی که یک "person" برای روزهای دلگیری که احساس میکنن باید برن یک وری! دارن،به مراتب خوشبخت تر از آدمهای تنها هستن.حالا گیریم که سر هزار و یک مساله ی پوچ بارها با هم بحث کرده باشن و گیس و گیس کشی حتی!.بنظرم کسایی که توی قلبشون جای برای دوست داشتن کسی دارن خوشبخت تر هستن از امثال من.
خدایی در مقایسه با شهرهای خاورمیانه و اروپا و اسیای شرقی و امریکا، شهرهای کانادا مالی نیستن.
ولی بین شهرهای کانادا ونکوور واقعا زیباترینشونه. ونکوور کلا یه دنیای دیگه هست.
کل بی سی و یوکان همین شکلیه.
مشکل ونکوور اینه که مثل بقیه کانادا، مردم مسن ترش اصرار دارن که کانادا ر به شکل بریتیش ها و انگلیس دوران قبل از جنگ جهانی اول نگه دارن،
و نسل جدید حالش به هم میخوره ازین مسخره بازیا.
و این جنگ ادامه داره.
 
سلام
من خودم یکی از اون هایی هستم که فیلم های خارجی میبینم، چه سریال چه سینمایی، منظورم چیزهایی نیست که توی تلویزیون پخش میشه، منظورم فیلم هایی هست که اصولاً دانلود میکنیم و میبینیم، یا ماهواره پخش میکنه، این سبک از فیلم ها اصولاً جذاب به نظر میرسن.
با بحث های شرعی دیدن این فیلم ها در این پست کاری ندارم، هر کی معتقد بود، ببینه مرجع و دینش چی میگه، بحثم تاثیری هست که توی زندگیِ روزمره مون میذاره، این فیلما باعثِ سرگرمی میشن، جذابن، تجرب
■ درونگراها حرف زدن رو دوست ندارن!
□ اشتباه محضه! واقعیت اینه که درونگراها حرف نمیزنن تا وقتی که چیزی وجود داشته باشه که ارزش مطرح کردن داشته باشه‌‌.‌‌اونا از مکالمه های روزمره بی معنی و سلام و احوال پرسی های الکی بیزارن‌‌.‌‌ درباره چیزایی که بهش علاقه دارن یا موضوعاتی که درباره اش اطلاعات خوبی دارن بپرسین و ببینین که اونا تا چند ساعت یا حتی چند روز آینده ساکت نمیشن!
راستش بهم برخورده
چرا فکر میکنن من حتما باید با بزرگتر از خودم ازدواج کنم؟!
و میدونم ک منظورش از چه جهت بود :(
عایا بنظرش من یه دختر لوس هستم که توانایی مدیریت زندگی ندارم؟
این فکر خیلی آزارم میده
اینکه مامان عزیزم یه مقدار منو لوس بار آورده رو قبول دارم اما واقعا چیزی که از هم سن های خودم دیدم خیلی فاجعه بوده!
نمیدونم چرا حس میکنم یه تقابل ذهنی پیش رو دارم باهاش!
خیلی دل سردم کرد
+ چرا چیزایی که از نظر ما دخترا رمانتیکه از نظر پسرا مسخره بازیه؟ :
هر جوانی یه روزی خیلی عمیق میره تو فکر
که آینده چی میشه؟
من باید چیکار کنم؟
اخرش که چی؟
این همه سختی واقعا بعدش راحتیه؟
من که هنوز با همه تلاش هایی که کردم هیچ نور سویه امیدی ندیدم
فقط دیدم کسایی الان دارن به خوبی زندگی میکنن که تا الان به فکر ایندشون که نبودن هیچ ،تا الان یا بیراهه رفتم یا تلاشی نکردن یا.
حالم بد میشه وقتی میبینم کسایی دارن پر ادعا کار میکنن که والله هیچی تو چنته ندارن و فقط ادعا دارن .
کی میدونه چیکار کنیم؟
پس جوونایی که خیل
 
رستاک همه بارونو دوست دارن
دانلود آهنگ جدید رستاک به نام همه بارونو دوست دارن
Rastaak - Hame Baroono Doost Daran
+ متن ترانه همه بارونو دوست دارن از رستاک
همه دنیارو گشتم تا / رسیدم پیش آرامش رسیدم
پیش اونی که تمام عمر میخوامش / همه دنیارو گشتم تا
 

ادامه مطلب
دنیای عجیبی شده، حیوانات جنگل شرف دارن به بعضی از آدم ها. امروز مراجعه کننده ای داشتیم که هنوز ۵۰ سالش نشده بود، اما قیافه اش مثل یه پیرمرد ۹۰ ساله شکسته بود، دست هاش می لرزید. موضوع شکوائیه اش رو که دیدم دلم میخواست بمیرم. ایراد ضرب و جرح اونم توسط پسرش. با هزار امید و آرزو بچه بزرگ کنی آخرش دست روت بلند کنه. بنده خدا مثل ابر بهار گریه می کرد، وقتی سید چایی آورد براش بهم گفت صبحونه هم نخوردم. دلم کباب شد براش. تخت بیمارستان پر از پدر و مادرهایی ه
وقتی احساستو رها کنی، همون چیزی رو می گیری از دنیا که لازم داری ازش بگیری. و هی بهتر و بهتر، رهاتر و رهاتر می شی.
دنبا، همه توی این جریان شناور دارن آب تنی می کنن، دارن توی اون جریان می رن. چه بدونن چه ندونن.
مثل اون لحظه ای که به قول سهراب پرواز می خواد خلق شه و پرنده ای رد می شه.
مثل اون لحظه ای که عشق می خواد توی قلبی ک ایستاده خلق شه و اونکه باید از اونجا عبور کنه، می گذره و عشق خلق می شه.
و اینا با هم هم هارمونین. اونچه وجود تو رو سرشار می کنه و او
هر شب ساعت هشت شبکه سلامت بازی مافیا رو نشون میده که مجریشم بهنام تشکره. واقعا برنامه خوبیه بعضی وقتا میخندی ، تعجب میکنی عصبانی میشی که ای بابا دارن شهروندی میندازن بیرون !! الان یهویی یاد یه قسمتش افتادم که مافیاعه اکثر اوقاتی ک میخواست حرف بزنه هی می‌گفت من گیجم. من گیج این بازیم (منظورش این بود که نمی‌دونم کی شهرونده کی مافیا) خلاصه هر وقت مافیاها دارن حرف میزننن هی میگم من گیجم یا من گیج این بازیم :دی 
انشاالله شماها هیچوقت گیج زندگی نشی
دانلود کتاب صوتی تغییر بزرگ اثر دارن هاردی
دانلود کتاب صوتی تغییر بزرگ اثر دارن هاردی
فرمت فایل ها: mp3 تعداد فایل ها: 2 حجم کل فایل ها: 50 مگابایت مدت زمان پخش: 61 دقیقه نویسنده: دارن هاردی ناشر: رادیو مثبت درباره کتاب: در این کتاب صوتی دارن هاردی قصد دارد شما را هیپنوتیزم کند تا به سمت کارآفرین شدن و ثروتمند شدن حرکت کنید. از شما می zwnj;خواهد در خود تان .
دریافت فایل
دارن هاردی - دانلود رایگان کتاب|دانلود کتاب صوتی| پانته آ https://panteashop.ir › دارن-هاردی
دانلود کتاب صوتی تغییر بزرگ اثر دارن هاردی
دانلود کتاب صوتی تغییر بزرگ اثر دارن هاردی
فرمت فایل ها: mp3 تعداد فایل ها: 2 حجم کل فایل ها: 50 مگابایت مدت زمان پخش: 61 دقیقه نویسنده: دارن هاردی ناشر: رادیو مثبت درباره کتاب: در این کتاب صوتی دارن هاردی قصد دارد شما را هیپنوتیزم کند تا به سمت کارآفرین شدن و ثروتمند شدن حرکت کنید. از شما می zwnj;خواهد در خود تان .
دریافت فایل
دارن هاردی - دانلود رایگان کتاب|دانلود کتاب صوتی| پانته آ https://panteashop.ir › دارن-هاردی
میخواستم امروز از دستهایت بنویسم.
 
پنجره باز بود و یکهو سردم شد.
 
فکرم رفت سمت نفس های گرمت.
 
تصمیمم عوض شد!
 
داشتم فکر میکردم چرا بعد از آن شبی که با هم گذراندیم هنوز قبل از خواب به آن شب فکر میکنم.
 
یاد حرف خودت افتادم که گفتی کسی که سوار ماشین مدل بالا بشود دیگر در پراید لذت نخواهد برد.
 
خب معلوم است اگر یک شب را تا صبح در آغوش تو و کنار دم و بازدمِ امیدبخشت سپری کرده باشم دیگر این خوابها مزه نخواهند داشت.!
 
معلوم است که گوشم تا زمزمه
بیخیال بودن خوبه ولی دیگ ن تا این حد ‌. 
خوب نیس ادم گوسفند باشه البته بلانسبت گوسفندا  هه 
وقتی میبینم یسری ادما هستن ک براشون هیچ اهمیتی نداره ک چه بلایی دارن سرشون میارن اینکه میبینن دارن ناعدالتی میشه ولی هیچی نمیگن تمام وجودمو پر میکنه از حس تاسف
حالم بد میشه وقتی میبینم بین یه مشت احمق دارم زتدگی میکنم 
شاید بشه ادمی ک نااگاهه رو اگاهش کرد بهش فهموند زندگی ینی چی ولی ادمی ک نمیخاد بفهمه نه 
بخدا حیف هوا ک یسریا حرومش میکنن حیففف
دانلود آهنگ جدید یه طرف منی که آروم ندارم یه طرف تویی که نیستی کنارم از احمد فیلی
دانلود آهنگ جدید و زیبای احمد فیلی بنام یه طرف من یه طرف تو از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ یه طرف منی که آروم ندارم یه طرف تویی که نیستی کنارم با ترانه عاطفه حبیبی و تنظیم سعید هاشمی یکی از بهترین آهنهگ های احمد فیلی در سال 1398 بوده است . مدت زمان این آهنگ زیبا سه دقیقه و شانزده ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ را از سایت ترنج موزیک با بهترین کیفیت ممکن دا
فکر کنم که (این جدیده و حاصل تجربیات دو سه ماه اخیرم)،
یک مرد
وقتی که واقعا یه دختر رو دوست داره
همه زندگی و عمرش و وقتش و همه چیزش رو صرف میکنه که اون دختر رو خوشحال کنه و اون دختر کلا خوشحال باشه.
 
ممکنه سعی هم حتی بکنه که یکمی بهش زور هم بگه،
به دو دلیل:
1. کاری که دختره میکنه ممکنه اون لحظه به نفعش نباشه و پسره نمیخواد اسیبی به دختره وارد بشه
2. مردها معمولا دوست دارن یکمی قدرت و کنترل هم روی دختری که دوسش دارن داشته باشن.
 
اینجا گفتم یه چیزایی،
یه مورد دیگه از اون حالتا امروز برام تداعی شد:
یادمه اون موقعا، مرداد و شهریور حدودا، حدود ۵ و نیم، ۶ صبح، وقتی همه خواب بودن، کم انرژی و خسته و نگران، اما امیدوار، صبحونمو می‌خوردم، لپتابو روشن می‌کردم، تا مدتی که منتظر روشن شدنش بودم یه آب یخی درست می‌کردم و یه لیوان ازش می‌خوردم و یه لیوان می‌ریختم و همراه خودم می‌آوردم می‌شستم پای لپتاب. داشتم یه بازی می‌نوشتم و همزمان کولر هم روشن بود و آب یخ بود و سردم بود و یه
هرکدوم از انیمه هایی که در ادامه معرفی میشن ارزش یه پست جداگونه دارن ولی به دلیل محدودیت توی گذاشتن تصاویر و هم سبک بودنشون توی یه پست قرارشون دادم و همشون فوق العاده پیشنهاد میشن! البته برای دوستانی که جنبه ی بالایی دارن و توجه داشته باشید بیشتر پسرونه هستن!
من که عاشقشونم امیدوارم شمام خوشتون بیاد!
 
ادامه مطلب
ی سری صداها هستن که حواس آدمو پرت میکنن از کارایی که باید کنه
چشاتو بازمیکنی میبینی جایی هستی که نباید و از اونجایی که باید باشی کلی فاصله گرفتی
این صداها منشا دارن ی گروهی ش رو نمیشه کاریش کرد ینی درحالت پایه حتی اگه تو کارتونم زندگی کنی میشنوی
اینارو میشه ندیده گرفت
ولی اینکه هر سری این گروه مسخره مهدکودکو که باز میکنی همه دارن جیغ میکشن رو راهی برای نگلت کردنش نمیابم.
خیلی رو اعصابم هستن و خیلی بی ارزش .
این دوتا امت بگذره روزا اینطوری نخو
مردها میتونن خیلی کنترل گر باشن.
مردها وقتی ببینن نمیتونن شما رو کنترل کنن و مالکتون بشن، اول با ارامش ازتون میخوان ازشون پیروی کنین
بعد سعی میکنن با جدیت اینکارو بکنن
بعدش سعی میکنن با طرد کردن شما، با عصبانیت دست به اینکار بزنن
بعدش دو راه دارن
یا باید ترکتون کنن
یا شما رو همینطوری که هستین قبول کنن
 
ولی مردهای سالم همچین کاری رو نمیکنن
اونها پشت ما میمونن، حمایت و حفاظتمون میکنن ولی هرگز هیچ کدوم از مراحل بالا رو اجرا نمیکنن روی ما
 
مرد
سال ۸۸ بود، خیلیامون همو گم کردیم. 
همه وبلاگا فیلتر شد، همه فعالای دانشجویی تار و مار شدن.
تو این ده سال خیلی چیزا فرق کرده، درسته اینترنت دایل‌آپمون شده ای‌دی‌اس‌ال، ولی به‌جای فیلترینگ، از پایه قطعش می‌کنن! درسته دیگه نه دانشجوییم نه دانشجوهای این دوره بخار دارن، بجاش مردم کوچه و خیابون تار و مار شدن. مردمی که دیگه نه امیدی دارن نه تدبیری هست که بش دلشون رو خوش کنن.
اگه یه هفته هیچکس بنزین نمی‌زد واقعا چه اتفاقی می‌افتاد؟ دیشب پم
این گوشه از سالن مطالعه که من میشینم، ظاهرا کارهایی جز مطالعه هم درش انجام میشه!!
مثلا چن شب پیش دوستان برای آماده شدن جلسه دفاع اومدن و دوست عزیز مدافع خودشون رو پیراستن. تو همون گوشه.
یکی میاد و فقط با گوشیش ور میره.تو همون گوشه.
اصلا یکی میاد و میگیره اینجا میخوابه .اونم تو همون گوشه.
.
.
.
الان تو همون گوشه  دو نفر چنان دارن با هم حرف میزنن که احساس میکنی اینا از تو شکم مادر همدیگر رو میشناختن.چ چیز عجیبیه این دوستای خوابگاهی .عجیب ترش اونج
سلام دوستان
یه سوالی داشتم در رابطه با روابط تو اجتماع، دیدین بعضی ها خیلی با نفوذ هستند و همه بهشون احترام میذارن؟، و به نوعی ازشون حساب می برن، ولی این احترام ناشی از ترس نیست بلکه ناشی از ارزشی هست که به اون شخص میذارن.
مثلا بعضی اساتید خیلی کاریزما دارن و همه دوست شون دارن، جدا از قدرت فن بیان یا سواد استاد انگار یه نیروی نامرِئی هم هست یا برخی از مدیران حتی تو محیط کار شاید شخص شغل و سمت خاصی نداره، شاید یه سرایدار باشه، ولی همه یه پرده ها
هر از گاهی آدم به تنهایی نیاز داره.وقتی آدم یه جای خالی توی خودش احساس می کنه،یه خلاء،با تنهایی پر میشه.اجتماعی ترین آدم ها هم که یه لحظه یه جا بند نمیشن،گاهی به تنهایی نیاز دارن.در واقع همه گاهی به تنهایی نیاز دارن.چه خوب میشه وقتی به همچین موردی برخورد می کنیم،خودمون طرف رو تنها بذاریم.همیشه بودن یه آدم کنارت،نمی تونه حالت رو اونطور که باید خوب کنه.آدم گاهی خودش باید خوب بشه.مانع این نیاز و این باید مهم نشیم.لطفا.
سلام دوستان 
من واقعا برام سوال شده که چرا بعضی از آقایون بچه دوست دارن؟ چرا بعد از چند وقت که ازدواج کردن دوست دارن فوری بچه دار بشن؟  من یکی که دوست ندارم بچه داشته باشم کلا از بچه ها متنفرم و دست خودم نیست، فقط دعا میکنم اگه قرار باشه ازدواج کنم خدا کسی رو برام قرار بده که بچه دوست نداشته باشه .
تا حالا از خدا هر چی خواستم بهم داده ، من کلا تو خونواده پر جمعیتی بودم و از صدای گریه و جیغ بچه بدم میاد، به خاطر همینه از بچه ها متنفرم . 
ادامه مطل
تو اون‌کسی هستی که صبحانه درست می‌کنه می‌ذاره جلوم.《 یا من هواه اعزه و اذلنی》 رو قطع می‌کنی و بغلم می‌کنی گریه کنم. من از خجالت آب می‌شم. زخمام درمان‌شدنی بنظر نمیان. دلم می‌خواد باور کنم عاشقمی. دلم می‌خواد باور کنم واقعیه. نمی‌تونم. نمی‌تونم. بیش‌تر گریه می‌کنم. 《 لطیف است شب》 رو پرت می‌کنم تو دیوار. دلم می‌خواد باور کنم نمی‌تونی باهام دعوا کنی. دلم می‌خواد باور کنم یه روز از پیش بابات نمیای و بگی 《 جان کلامشون درسته》. دلم می‌خو
اکیپ های دانشگاه همش برام بی مفهوم ترین چیز بودن!
حتی قبل رفتنم به دانشگاه!
بودن با پسر و دختر هایی که فقط برای وقت گذرونی عه و اکثرا هیچ پایانی نداره و حتی خیلی وقت ها خوش هم نمیگذره و فقط جنبه ی تظاهر و فخر فروشیِ زندگی گذشته ی هر ادمو داره!
مثلا دغدغه ی این که امروز فلان مانتو با فلان رنگ رژ و فلان کیف و کفش رو بپوشم که شاید اقای xخوشش بیاد!
یا اینکه فلان پسر بهم نگاه کرد!اون یکی سلام کردم!این یکی اسمم رو بلد بود و .
نمیخام بگم من خیلی فلانم و ای
بعد از فرا گیری یونیتی نوبت به آموزش انیمیشن در یونیتی میشود که اونمزیادی سخت نیس :)
کاراکتر های هوشمند مانند اول شخص و سوم شخص دارای انیمیشن هستند بعد از کد گذاری حرکت اونها میگیم که اگه فلان دکمه زده شد تو همزمان با اجرای کد فلان انیمشن رو هم اجرا کن
تا اینجا همه چی رو به راه هستش و انیمیشن دهی به کاراکتر ها چندان کار اسانی نیست 
به دو بعدی اسان هسش ا ولی سه بعدی پدر ادمو در میاره :)
اولش بعضی کاراکتر ها به انیمیشن نیاز ندارن مانند ماشینی که در
من یعنی حقم بود؟ به حرف اون پسره فکر میکنم وقتی .بهم اوه اوه اوه پس ت حقت بود 
واقعا چیزی به اسم حق وجود داره؟ اون شب تو ماه رمضون که از بیمارستان اومدم بیرون و هیچی نداشتم بپوشم؛سردم بود گریه کردم ؛غصه خوردم ؛روزها گذشت و الان سه سال از اون روز گذشته و من هنوز نتونستم یه بارونی مثل اون یه گپ مثل اون رو بخرم. 
من حقم بود؟ 
اینکه یه شهر رو تو آفتاب گشتم تا یه سرویس واسه عروسیم بخرم و همون به طرز فجیعی از دستم در رفت حقم بود؟ 
اون مغازه واسه لبا
ما فقط میخوایم حال همه خوب باشه ، ولی بعضی وقتا حال کسی که خوب نمیشه که هیچ حال خودمونم خراب میشه. مثل بهار، بهار با اینکه نماد شادی و سرسبزی اما همه رو خوشحال نمی کنه چون بعضیا به گرده های توی هوا حساسیت دارن ، اما مگه این تقصیر بهاره؟
ما نمیتونیم نسبت به حال بد بقیه بی تفاوت باشیم اما تهش تصمیم با خودمونه یا باید اونقد تلاش کنیم تا همه رو راضی نگه داریم که تهش چیزی از خودمون نمونه و یا میتونیم از اول مسئول حال بد خودمون باشیم یه دیقه هم نسبت
هر از گاهی آدم به تنهایی نیاز داره.وقتی آدم یه جای خالی توی خودش احساس می کنه،یه خلاء،با تنهایی پر میشه.اجتماعی ترین آدم ها هم که یه لحظه یه جا بند نمیشن،گاهی به تنهایی نیاز دارن.در واقع همه گاهی به تنهایی نیاز دارن.چه خوب میشه وقتی به همچین موردی برخورد می کنیم،خودمون طرف رو تنها بذاریم.همیشه بودن یه آدم کنارت،نمی تونه حالت رو اونطور که باید خوب کنه.آدم گاهی خودش باید خوب بشه.مانع این نیاز و این باید مهم نشیم.لطفا.
×نمیشه ماههای بعد ، نذریِ شله زرد بدن؟
+فامیلهای ما، همه نذری شله زرد دارن :|(همه با هم نذری شله زرد دارن خب یه نفر قیمه بپزه )
در یخچال رو باز میکنی فقط شله زرد میبینی 
++خودمون رو آماده کنیم برای سمنو :))
+++شله زرد رو می خواستم بنویسم (شعله زرد )
××از صبح مامانم هر کاری می گه انجام بده،میگم حسش نی 
مامان عصر گفت این حسش نی رو از کجا یاد گرفتی ؟
بعد از کلی فکر کردن یادم اومد اسم یکی از وبلاگهای بیان،حسش نی بود (زنگ انشاء رو نمیشه هیچ جا استفاده کرد جز
هرکدوم از انیمه هایی که در ادامه معرفی میشن ارزش یه پست جداگونه دارن ولی به دلیل محدودیت توی گذاشتن تصاویر و هم سبک بودنشون توی یه پست قرارشون دادم و همشون فوق العاده پیشنهاد میشن! البته برای دوستانی که جنبه ی بالایی دارن و توجه داشته باشید بیشتر پسرونه هستن!
من که عاشقشونم امیدوارم شمام خوشتون بیاد!
 
ادامه مطلب
یه عده هم هستن فقط به همه چیز اعتراض دارن :-/ و جز نق زدن هیچی بلد نیستن!
من ۴۰ سالمه و کارمندم ولی خونه ندارم! 
من ۳۰ سالمه ولی دستم تو جیب بابامه !
من ۴۰ سالمه نتونستم ازدواج کنم چون زمین کجه !
همه تو این دوره زمونه دارن پول درمیارن من نمیتونم !
اون کنار خانوادشه من نیستم !

بس کنین دیگه ! اینقدی که انرژی میذارن سرتون نو زندگی مردمه اگه به فکر زندگی خودتون بودین الان شاید راضی بودین از خودتون -_- (شاید بگین الان سرم تو زندگی مردمه !) 
اگه یکی دوسال
من حدودا یک سال و نیمی هست که با یک آقایی به قصد ازدواج و آشنایی ارتباط دارم، از نظر اقتصادی و خانوادگی از ما پایین تر هستن ولی برام مهم نبوده و نیست و خود آقا برام مهم بود که تحصیل کرده هستن و شغل آبرومندی دارن.
ولی هفته پیش بعد از یک سال و نیم متوجه شدم که پدرشون اعتیاد دارن، خیلی ساله که اعتیاد دارن! این اطلاعات رو تونستم به زور ازش بیرون بکشم وگرنه تا چند مدت دیگه نمیگفت.
خب من ناراحت شدم از اینکه گذشته و خانواده اش رو زودتر به من نگفته، اگر ز
جهان رو دیدی؟ دیگه جایی برای صافی و یک رنگی نیست!
خود مردم تلون و رنگارنگ بودن رو دوس دارن چه در لباس‌هاشون و چه در اخلاقشون.
دیگه هیچی مثل سابق نیست!
قبلنا تلویزیون‌ها مابین دو رنگ سیاه و سفید رو نشون می‌دادن و الان ۱۴ میلیون رنگ رو نشون می‌دن.
هیچی مثل سابق نیست!
الان دوس دارن همه چیزشون رو بقیه ببینن و مراقب دل اونی که ندارن نیستن.
دیگه این‌جا جای زندگی نیست.
باید به ماه سفر کرد، همونجا که حتی زمینش هم نورانیه و همین دنیا ملوّن و رنگارنگ رو
اگر انتخاب کشوری که تو اون می بایست به دنیا میومدید دست خودتون بود، ترجیح میدادید کجا به دنیا بیاید؟ چه کشوری؟ چه قاره ای و چرا؟
من آمـریـکـای لاتین رو انتخاب می کردم. شاید کشوری مثل برزیل یا یکی دیگه.
چرا؟
مردمانی همیشه شاد و سرزنده داره. هر روز و هر ماه به بهانه های مختلف جشن و پایکوبی و کارناوال دارن.
عین این خاورمیانه خراب شده نفرین شده درگیر جنگ نیست. همه در کنار هم با شادی و خوشی زندگی میکنن و روحیه شادی دارن. تنوع رنگ زیادی هم داره. هم از
ببین دوست عزیزی که بی نامو نشون از دور فقط بلدی سر صدا کنی؛ تو دقیقا مثل کوچولوهایی که زنگ در خونه هارو میزنن در میرن هستی گل پسر، پسر خوبو دوس داشتنی عین شما حرف بد نباید بزنه که اونوقت عمو جیزش میکنه 
ولی خوب خورده نمیگیرم؛ چون اسمو مشخصات نذاشتم حق میدم بعضی از این گوگولی مگولیای مامانی که بیشترین سابقه شون چک خوردن از ناظم مدرسه شون بوده و تا حالا جز واسه شکایت کلانتری نرفتن بخوان شیطنت کنن.
از اولم از اون دسته افرادی که صوت دارن و تصو
خدا لطفی کرده و چند نفری مطالب وبلاگ رو دنبال می کنن و گهگاهی نظر هم می گذران و لطفشون رو ابراز می کنن اما یک سوال ذهنم رو درگیر کرده و درخواست دارم بعنوان کسی که مطالب دیگران رو دنبال می کنید و براش نظر می گذارید حس واقعیتون رو بگید !
وقتی نظری برای کسی می گذارید دوست دارید اون طرف بهتون پاسخ هم بده یا نه ؟ منظور نظراتی که حالت پرسشی دارن نیست بلکه یک سری از نظرات که حالت تایید مطلب یا تشکر و یا مثال هایی از این دست دارن !!
مثلا وقتی بر می گردید و
پامرانین از گونه ی قدیمی اشپیتز در کشورهای شمالی و توی منطقه ی پامرانیاست.
نزدیکترین خویشاوندان این سگ، سگ شکاری الک هوند نروژی، سگ شیپرک بلژیکی، اشپیتز آلمانی، سگ سورتمه ی آمریکایی ، ساموید که خودش گونه ای از اشپیتزه و گونه های دیگه ای از اشپیتز یا گروه سگ های شمالی که همگی گوش نوک تیز ، پاهای مثلثی و پوشش ضخیم دارن .
پامرانین ها اوایل حدود ۱۵ کبلو وزن داشتن .
آدم های مشهور زیادی پامرانین داشتن یکی از اونا یه فلسفه دان مشهور مارتین لوتر بود
تا حالا شده هیچ کاری نکرده باشی اما گند زده باشی؟
با هیچ کاری نکردن، با منفعل بودن باعث شدم تبدیل بشم به آدمی که همیشه تلاش می‌کردم نباشم.
ترس، ترس از مورد قبول واقع نشدن، ترس از اشتباه کردن باعث شده منفعل باشم.
ترس از تصمیم گرفتن باعث شده هر چیزی که اتفاق میفته رو بپذیرم و نتونم واسه تغییرش تلاش کنم.
امشب تصمیم گرفتم کاری که دوست ندارم رو رها کنم و از این میترسم اگر موقعیت بهتری پیش نیاد چی؟حالا که فلانی و فلانی دارن همین کار رو می‌کنن، نکنه
سلام خدمت تمامی عزیزانی که دارن این پست رو میخونن :) میدونم مدت زیادی میشه اصلا پستی نزاشتم کمتر به وبلاگ ها سر زدم و این چیزا. همیشه میخواستم یک مطلبی رو بنویسم که مدت هاست تو دلم بود ولی حوصلش رو نداشتم. امروز میخوام باهاتون در میان بزارم. خوشحال میشم ایده هاتون رو با من در میان بزارین و نظراتتون رو بگین چون واقعا ارزش دارن! این میشه گفت داستانی از نحوه ورود من به وبلاگ نویسی هست. اگر حوصله خوندن این همه متن رو ندارین رو اینجا کلیک کنین تا بری
آیین خیلی زودتر از هم سن و سال‌هاش توی فامیل زودتر به حرف اومد و شروع به جمله سازی کرد، کلماتی را به کار می‌بره که ما بهش یاد ندادیم و خودش از محیط دریافت کرده.
امروز به مریم می‌گفتم فکر می‌کنم آیین نسبت به هم سن‌هاش خیلی خوشبخته، چون می‌تونه خواسته‌هاش و احساساتش را بیان کنه، ولی اون‌ها نه، اگر چیزی بخوان باید با گریه و ایما و اشاره بفهمونن که خب خیلی سخت‌تره. اما آیین چیزی توی دلش نمی‌مونه، موقع بازی با اسباب‌بازی‌هاش حرف می‌زنه یا
وقتی احساستو رها کنی، همون چیزی رو از دنیا می گیری که لازم داری ازش بگیری. و هی بهتر و بهتر، رهاتر و رهاتر می شی.
به یه هارمونی متعادل می رسی، یه صلح درونی، صلح با خود، به خود.
دنیا، که یعنی همه و همه، توی این جریان شناور دارن آب تنی می کنن، دارن توی اون جریان می رن. چه بدونن چه ندونن.
مثل اون لحظه ای که به قول سهراب پرواز می خواد خلق شه و پرنده ای رد می شه.
مثل اون لحظه ای که عشق می خواد خلق شه و اونی که وجودش مهیای عشقه اونجا می ایسته و عشق خلق می
هفته آخر تابستونه، بالاخره داره تموم میشه :)) و من خیلی سرگردونم وسایلم رو نصفه نیمه جمع کردم ولی چیزی هم نیست که جمع کنم بقیشون یا باید شسته شن یا اتو یا دوخته بشن و ترمیم.
خیلی دارن دیر خوابگاه رو باز میکنن حقیقتا و انجام اون همه کار تو یه روز پدر درآره من برعکس یه عده همیشه خودمو عجول نمیدونستم ولی تازگی ها خیلی عجول شدم و خودم اذیت میشم بابتش، از این انتظار باز شدن خوابگاه هم متنفرم
دیگه این که دو نفر که آدمایین که خوشم نمیاد ببینمشون همزم
جز رنج تنهایی نمی داند دل من 
جز درد وشیدایی نمی داند دل من 
من خاطرات خستۀ یک نسل سردم 
جز عشق  بازی سرخوشی دیگر نکردم 
این دل تنور آتش درد فراق است 
این سینه کانون غریب اشتیاق است 
من حرف هایم بی حدود  و بی نهایت 
مجنون گرفته از طنین حرف هایت 
شاید بماند  بر زمین  این حرف هایم 
ناقص شود چون شعر هایم های هایم 
حس هم آوایی نمی داند دل من 
جز رنجتنهایی نمی داند دل من 
98/5/31
من به شخصه، از حرف زدن و دوستی با کسانی که همون پیر درون رو دارن یا به عبارتی، دیکتاتور، غرغرو، متعصب الکی، خودبرتربین و کسانی که همه ش پاچه این و اون رو میگیرن، به شدت اجتناب میکنم.
بحث با اینها فایده نداره چون وقتی کم میارن میگن: ادب مسئله مهمیه من ادامه نمیدم، ولی همون آدم تا دو دقیقه قبل میگفت کی من شش نفر رو بیارم بهت گروهی کنن من لذت ببرم (چون اینها خودشون فاقد میل جنسی و الت تناسلی هستن و دوست دارن بقیه اینکارو انجام بدن تا اون ها ل
سال ۸۸ بود، خیلیامون همو گم کردیم. 
همه وبلاگا فیلتر شد، همه فعالای دانشجویی تار و مار شدن.
تو این ده سال خیلی چیزا فرق کرده، درسته اینترنت دایل‌آپمون شده ای‌دی‌اس‌ال، ولی به‌جای فیلترینگ، از پایه قطعش می‌کنن! درسته دیگه نه دانشجوییم نه دانشجوهای این دوره بخار دارن، بجاش مردم کوچه و خیابون تار و مار شدن. مردمی که دیگه نه امیدی دارن نه تدبیری هست که بش دلشون رو خوش کنن.
اگه یه هفته هیچکس بنزین نمی‌زد واقعا چه اتفاقی می‌افتاد؟ دیشب پم
سال ۸۸ بود، خیلیامون همو گم کردیم. 
همه وبلاگا فیلتر شد، همه فعالای دانشجویی تار و مار شدن.
تو این ده سال خیلی چیزا فرق کرده، درسته اینترنت دایل‌آپمون شده ای‌دی‌اس‌ال، ولی به‌جای فیلترینگ، از پایه قطعش می‌کنن! درسته دیگه نه دانشجوییم نه دانشجوهای این دوره بخار دارن، بجاش مردم کوچه و خیابون تار و مار شدن. مردمی که دیگه نه امیدی دارن نه تدبیری هست که بش دلشون رو خوش کنن.
اگه یه هفته هیچکس بنزین نمی‌زد واقعا چه اتفاقی می‌افتاد؟ دیشب پم
خیلی زوده برای خسته شدن، خیلی خیلی. ولی واقعا انگار که چیزی ازم نمونده باشه، انگار که تمام این 9 ماه توسط این روزا دارن بلعیده میشن.
نیاز دارم به موسیقی، به هنر، به چیزی که روحم رو نوازش بده ولی تهش هنوزم با درسا و فرمولا میگذرونم و واقعا اگر علاقه نداشتم بیشتر بلعیده میشدم.
نیاز دارم به فعالیت، به پیاده روی روزانه، به باشگاه، هر چند هنوزم خستگی اون سالها از تنم بیرون نرفته.
نیاز دارم به در آغوش گرفته شدن.
نیاز دارم به شلوغی، منِ این روزها
اولین کتابی که امسال خوندم یا بهتره بگم امسال تمومش کردم "کجا ممکن است پیدایش کنم"بود،عکس رو زمانی گرفتم که خیلی سردم بود و اون گل رو جوجه رنگی بهم داد،شاید بعدا بیشتر راجبش حرف زدم اما الان نه.کتاب مجموعه داستان بود(پنج داستان)و من سه تا از داستان هارو پارسال خونده بود و دیروز هم یکی و امروز هم یکی دیگه،و کتاب همین حالا تموم شد.قلم موراکامی برام آشنا و در عین حال ناشناخته و عجیب غریبه،همونطور که داری میخونی کلی به فکر فرو میری و عمیقا توی داس
+سلام. 
اگر مشکلات بندگان خدا اومد پیش شما پسش نزنید!  استقبال کنید ازش. تحویلش بگیرید. براش وقت بذارید. این گرفتاری هایی که خدا ارجاع میده به ما، همش نعمته. گره گشایی هنره. دلسوزی شرافته. غصه خوردن برا درد مردم نشان آدمیته. ربطی به پول داشتن و نداشتن نداره. گیرم که تو بضاعت نداری، خب زبون که داری، اعتبار و آبرو که داری. برا خودت نه اما برا دیگران که میتونی گدایی کنی. 
آه 
برای یکی دو تا گرفتار و زمین خورده ی شریف و باآبرو  تو این روزا شاید به 50
آشفته ام چو موی تو در دست بادها
سردم شبیه آه زعمق نهادها
آئینه ی تمام قد نامرادی ام
من پشت کرده ام به تمام مرادها
باید که گوشه گیر شوم مابقی عمر
من دوستی چگونه کنم با عنادها
از سردی نگاه شکایت نکن برو
کم ضربه دیده ام من از این اعتمادها؟!
علمی حریف هرزگی چشم من نشد
نفرین به خال دوست کنم یا سوادها؟!
هرکار کردم عکس جوابش گرفته ام
محکوم بودنم به جهان تضادها
هرگز به حق خود نرسیدم که ناگزیر
دلخوش شدم به مرگ به روز معادها
مجتبی مرتضوی راد
 
 
اگر چه اشک گرمی ارمغان آورده ام مادرنسیم سردم و بوی خزان آورده ام مادرنیاید کس به استقبال من زیرا که می سوزدز هرُم شعله ای کز سوز جان آورده ام مادربه این بی دست و پایی بی پر و بالی نمی دانمچه باعث شد که رو در آشیان آورده ام مادراگر من زنده برگشتم ز صحرای شهادت هاز صدها مرگ تدریجی نشان آورده ام مادررهانیدم ز طوفان ستم ها کاروانی راکه اینک بی برادر کاروان آورده ام مادرحسینت را نیاوردم من و از داغ جانسوزشدل خونین و چشم خون فشان آورده ام مادرب
جاذبه عمودِمُنصف بر پیکرِ بی‌جان من است و بالغ بر حجمی فرای پانصد پوند بر افکار چروکیده و زائل‌گشته‌ی من فشار وارد می‌آورد. همه‌چیز ناجوانمردانه تیره‌و‌تار است و نیروی عظیمی گریز از مرکزِ انفاس و ادراکِ من، مهره‌ی چهارم ستونِ فقراتِ مرا به درد می‌آورد. خوابِ‌شَب این‌گونه سخت به یغما می‌رود و چشمانِ سردم بی‌اراده به خماریِ ابدی فرو می‌رود. مرگ دندانِ تیزش را بی‌اختیار نشانم می‌دهد و جسم بی‌مهابا پوزخند عریان‌شده‌اش را به باد م
بر اساس مستندات و آمارهای رسمی، نه توهمات و شنیده ها و برداشت های شخصی:
 
کشورهایی که بالاترین میزان خیانت به همسر در دنیا و دارن (2016)
تایلند، دانمارک، ایتالیا، آلمان، فرانسه، انگلیس.
 
 
 
کشورهایی که بالاترین میزان بی خانمان در دنیا رو دارن (2012 تا 2019)
آلمان، آمریکا، انگلیس، فرانسه، سوئد، کانادا.
 
 
 
کشورهایی که بالاترین میزان خودکشی در دنیا رو دارن (2016)
آمریکا، ژاپن، فرانسه، استرالیا، آلمان، انگلیس، ترکیه.
 

ادامه مطلب
ب نظرم اگر روند قطعی نت همچنان ادامه داشته باشه ووصل
نکنن،ملتمون قابلیت اینودارن که قیامت برپاکنن  
الکی که نیس،ی مشت نسخ دورهم جمع شدیم 
شورشی وغیرشورشی هم نداره ،مردم خون برپامیکنن
اقا اصن بیاید دوستانه نتو اوکی کنید،بعد از تاریخ۱۷ تا۲۰ آذر
دوباره قطع کنید چون ۱۸ آذر تولدمه و دوستام واسه تلافی تصمیم
دارن هرچی عکس نابود ازمن دارن استوری بذارنو تبریک بگن؛(
 
 
از این به بعد میخوام یه سری پست  داستان های من و عروس ها  بزارم کیا دوس دارن بخونن ؟! 
میخوام از یه سری خصلت های خوب و بد عروس هامون رونمایی کنم :|:)
کیا دوست دارن رمز عبور بگیرن؟!
اینجا محل ثبت نام هستش اگر خواستین اعلام آمادگی کنید :)
درضمن رمز به دوستانی که هم من اونا رو بشناسم هم اونا منو تا حدودی خونده باشن و بشناسن 
رمز داده میشود :)
 
با تشکر 
 
میدونى چیه؟ گاهى عشق زیادى صرف میشه تا آخرش آدما بفهمن چى هستن، کجا هستن، .
هنوز همو دوس دارن اما تحمل هم رو ندارن
تربیت، عادتها زنجیرى میشن توى دست و پاى آدمها ؛ نمى تونن آزادانه اونچیزى که آرزو دارن باشن.
و خب همه چیز خراب میشه. 
هنوز همو دوس دارن اما ارتباط برقرار نمیشه.
بعضى وقتا از این حادثه خشمگین میشیم بعضى وقتا گریه مى کنیم بعضى وقتا سکوت مى کنیم
اما همیشه میدونیم که عشقى بود، که عشقى هست که نمیمیره اما توان زندگى نداره.
اعتراف نکرد
بچه ها روان شناسی واقعا علم جالبیه و من اگه قرار بود یروز دکتر بشم حتما این رشته رو میخوندم.
راستش دو تا پروژه دارم و هنوز درست حسابی انجام شون ندادم.
خیلی کار دارم و خیلی مطالب برا نوشتن.
مغزم داره میپوکه و باید خالیش کنم.
بچه ها راستش یکی از وحشتناک ترین مشکلات روانی که به چشم خودم دیدم خودشیفتگیه که یبار براتون مفصل مینویسم که جقدر زجر آوره برا بقیه.
بنظر من بیماران روانی وخیم باید جمع اوری بشن و یه جای خاص نگه شون دارن که اینقدر رو مخ بقیه ن
فکر کنم
که اونهایی که الان سن های بالاتر دارن
 
مثلا بالای پنجاه سال
 
کلا با قضیه فمینیزم و اینکه زن میتونه شکایت کنه و بدبختت کنه و. اصلا اشنایی ندارن.
 
برای همین سر به سر دخترا میذارن و بچه پررو بازی درمیارن و قلدری میکنن.
 
نسل جدید، یعنی زیر چهل سال رو،
اینقدر قانون ترسونده،
 
که از ترسشون به هیچ دختری نزدیک نمیشن.
 
نمیگم این خوبه یا اون خوبه،
 
نه به این شوری شور که نسل جدید اینقدر وحشت دارن
 
نه به اون بی نمکی که مردهای بالای پنجاه سال ر
اگه کسی از وقت شریفش مایه میذاره و به شما کمک میکنه،
بله به شما لطف میکنه.
ولی بیشتر ازون داره به خودش هم لطف میکنه.
اگه وظیفه کسی نیست انجام کاری،
و داره از سر حسن نیت اونکارو انجام میده،
بدونین که داره جای چیزی رو توی مخش پر میکنه.
بعضی ادمها، دوست دارن مفید باشن.
دنبال یه راه برای مفید بودن میگردن.
نمیگم همه اونهایی که به شما کمک میکنن، اینطورین.
نه.
ولی وقتی کسی در به در دنبال کمک کردنه و خودش میاد پیشنهاد میده، یا حتی خودش پیشنهاد نمیده ولی
 
به سر سربند یازهرا به دستم بیرق سقا به لب ذکر دعا دارمبه خون دل رفیقانم رهاگشتند وحیرانم هوای کربلا دارمگریه کن عزای تو دل گشته مبتلای توآقای غیرت وادب دلها همه فدای توارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین (2)دل سردم به خون خفته غم عشق ترا گفته ببین از دیده خون بارمشکسته بال و پر ماندم غم عشق ترا خواندم هوای کربلا دارمدلتنگ روضه هات منم عمریه مبتلات منمکاشکی بگن که اربعین راهی کربلا منمارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین (2)دل
احسان محمدی فاضل: از صبح خروس خون که نوای خروس جاشو با صدای آلارم  موبایل عوض کرده تا وقتی که  سِت می کنم رو فلایت که  حجم رو تشک ول بدم، با موجودات زیادی هم پیام و  هم کلام  می شم.از  شاخ های این حوزه  که عمد یا غیرعمد،  علاقه خاصی به فرو بردن طول رفتاریشون به عمق روانم رو دارن  بیشعورا  هستن. وقتی دارن بیشعوری می کنن، شخصا می دونم نه فَرَحی و نه  فَرُخی در استخر منتظرم نیست و مجبورم  موقتا با همان بیشعور لذت ببرم.این خوبان رو  نه می تونی، بپذ
سلام
چرا انقدر لوازم تحریر گرون شده؟ مردم قراره چجوری برای بچه هاشون وسیله بخرن؟ خداروشکر که دوران تحصیلم تموم شده واقعا :)) 
دیروز چهار تا دفتر خریدم، دو تا دفترچه یادداشت، چهار تا از این کاور های جلد کتاب، دو تا اتود، دو تا مغز اتود ( من خودم مداد رو خیلی بیشتر از اتود دوست دارم ولی خب گفتم شاید بچه ی مردم دوست نداشته باشه ) دو تا پاک کن و شش تا خودکار.
اون خانواده ای که قراره این وسائل رو بهش بدیم نمیدونم پسر دارن یا دختر فقط تخمینی گفتن یا راه
به تازگی آهنگ محله ی گم و گورا از شایع منتشر شده است و شما به راحتی می توانید در پایین این آهنگ را با بهترین کیفیت ها دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ شایع - محله ی گم و گورا با کیفیت 320دانلود آهنگ شایع - محله ی گم و گورا با کیفیت 128
 
متن ترانه شایع - محله ی گم و گورا :
پایین تر از بچه های پایینفنس های پاره و گرد خاک خالیتو اشغال دونی ها هستیم جای جایی کهتوش هیچ موقع باند و ضبط ماشینا نیستهمه از تولگی تیز و بزنبراتون تو یک رب اوراق میکنن مینوبوسمبراشون ا
سلام
دوستان عزیز سوالی که میخوام بپرسم در مورد جهیزیه هست.
سوالات زیادی در مورد جهیزیه در خانواده برتر وجود داره، امّا همه مربوط به سال های پیش هستند و قیمت های محصولات تا به حال خیلی تغییر کردن.
من به زودی باید جهیزیه ام رو تهیه کنم امّا هیچ اطلاعاتی در مورد بهترین مارک های محصولات ندارم. نمیدونم چه مارک هایی بهترین کیفیت رو دارن.
خانم هایی که به تازگی جهیزیه شون رو تهیه کردن یا در این مورد اطلاعات دارن، یا آقایونی که اطلاعات دارن، لطفا بگین
از اتاق بغلی یه صداهایی میاد
یکیشون صداشو نازک و دخترونه کرده و داره جیغ میکشه و (روم به دیفار) آه و اوه میکنه!
اولش که این صداهارو شنیدم با خودم گفتم این مسخره بازیا چیه اینا درمیارن آخه.
اما یه کم که فکر کردم فهمیدم از دو جهت کارشون قابل تحسینه
اول این که با توجه به توصیه‌های مسئولین دارن از محصولات داخلی(درون خوابگاهی) استفاده میکنن
دوم این که دارن در یک عرصه دیگه هم به خودکفایی میرسن و این خودش باعث غرور و افتخاره
فقط امیدوارم که با توجه ب
سلام دوستان.
از لطف وهمراهی همتون سپاس گذارم.دوستانی لطف کردن و درخواست مطالب بیشتری در مورد روستای قزوینه و مردمش دارن.بنده در مورد روستای قزوینه،فرهنگ،هنر،ادبیات،عرفان،آداب ورسوم،حیات گیاهی وجانوری،کوهها،تاریخ و.کتابی آماده چاپ دارم با عنواندیار دیاری».در اینجا از دوستان علاقمند خواهشمندم هرمطلبی درمورد قزوینه و قزوینه ایها اعم از عکس(اشخاص ومناظرجدید وقدیم روستا و مزارع و کوهها)،شعر،متن ،معرفی شعرا وهنرمندان ونویسندگان  دا
میرفتم سمت خانه پالتوی طوسی را پوشیده بودم با آن بافت قرمز چهار خانه
،آن جوراب هایی که فقط یک بارآرزویشان کردم و خریدیم، 
ماشینت دم در بود سر خم کردم و آن گلیم کوچک آویزان به آینه را نگاه کردم، قلبم میتبید 
،مطمعن شدم خانه ای، قلبم بیشتر تپید. 
کلید کهنه را از جیب های سردم در آوردم و داخل قفل انداختم در را باز کردم وکفشهایت را دیدم، 
فکر کردم: نیاز به تعمیر داره» از پله های کوتاه جایی که قرار بود خان
این روزا بیشتر از هر موقعى نیاز دارم یه نفر که باورم کنه یه نفر که خود خودش باشه به یه نفر که واقعا بدونم دوستم داره 
به هیچ احدى اعتماد ندارم احساس میکنم همه دارن بهم دروغ میگن همه دارن وانمود میکنن از اینکه کنارمن خوشحالن یا بهتره بگن راضین 
یه عالمه حس ناب و خوشالى تو وجودم داره وول میخوره اما چه فایده که ثانیه به ثانیه ادما دارن این حس رو ازم میگیرن 
ثانیه به ثانیه ابى اسمونى درونم با ته مایى از نارنجى و سبز داره خودشو میده به سیاهى مطلق 
سلام  به دوستان
من همیشه تو ذهنم این سؤاله که پسرا چجوری وقتی از کسی خوششون میاد برای ازدواج این موضوع رو توی خونواده شون مطرح میکنن.
دلم میخواد آقا پسرای عزیز تجربه هاشونو در این مورد بنویسن .ضمنا اگه خانما هم این تجربه رو از برادرهاشون دارن از شنیدن نظراتشون خوشحال میشم.به طور کلی چطوری برای اولین بار میگن زن میخوام؟یا مثلا فلانیو میخوام؟
سؤال دوممم این که ؛
واقعا مادرها و خواهرهای ایرانی چرا تا این حد با پسرشون در مورد انتخابش اختلاف سلی
بچه ها همیشه دوست دارن به خاطر کارای خوبی که میکنن جایزه بگیرن البته نه تنها کار خوب بلکه چیزای جدیدی که یاد میگیرن شیرین کاریهای که دوست دارن به بقیه هم نشون بدن. بابا خیلی قبل تر ها عکاسی زیاد میکرد عکسای قشنگ میگرفت و از خواهر برادرام زیاد عکس گرفته. یکی از عکسای خواهرم رو زیاد دوست دارم یه توپ رنگی که بالای سرش گرفته با یه پیرهن سبز رنگ همرنگ چشماش به تنش کرده. این عکس رو قاب کرده گذاشته بالای تخت خواب اتاق خوابش. نقلی خودشم الان کاراش مثل
فیلم سوفی و دیوانه رو دیدم و به این فکر کردم که آدم ها حق دارن از آخرین ها خبر داشته باشن. حق دارن که حداقل بتونن به چشمای کسی که خبر دارن قراره هیچ وقت نبیننش برای آخرین بار نگاه کنن یا حتی بغلش کنن.
یادمه یه نفر بهم گفته بود بازیگر خوبیم. خیلی خوب بلدم وانمود کنم آدما واسم مهم نیستن.بدم اومده بود از حرفش ولی راستش من بازیگر خوبیم. 
یه بازیگر که نقش اصلیش از الان شروع میشه.
 آغاز وانمود کردن.
+ ابتدای رقص با آهنگ های غمگین بود. باید روی ریتم حر
سخنگوی سازمان انتقال خون اعلام کرده خون کم دارن
ته این صفحه میتونید ببینید از هر گروه خونی چقدر دارن
بعد اینجا میتونید جاهایی که تو تهران میتونید برید خون بدید رو ببینید
اینجا هم شرایط اهدا خونه
اینجا هم مراحل اهدا خونه
خب دیگه فکر کنم بدونید باید چیکار کنیم :)))
زکات زندگی کردنتونو بدید :)
رمان نجوای شیطاندانلود رمان نجوای شیطان اثر سپیده فرهادی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
گویند مرا خلق کردند از استخوان دنده چپ مردی به اسم آدم ، حوایم نامیدند یعنی زندگی ، تا در کنار آدم یعنی انسان همگام و یار باشم ، گویند میوه سیب را من خوردم ، شاید هم گندم را و مرا به سقوط انسان از بهشت متهم می نمایند ، بعد از خوردن گندم و یا شاید سیب چشمان شان باز گردید مرا دیدند ، مرا در برگ ها پیچیدند مرا پیچیدند در برگ ه
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب