نتایج پست ها برای عبارت :

همه فک میکنن رقیبمو نیستم واسم

من تورو میخوام هیچ قیمتی نیست که از دستت بدم راحتتا حالا نبودم تو عمرم من تو این حالتعاشق میمونم خیالت تخت از این بابتعاشق شدم
منو ببین محو نگات شدم دوبارهمنو ببین نگات واسم نذاشته چارهمنو ببین که واسم شب و روز نذاشتیمنو ببین انقد خوشگل نبودی کاشکیمنو ببین محو نگات شدم دوبارهمنو ببین نگات واسم نذاشته چارهمنو ببین که واسم شب و روز نذاشتیمنو ببین انقد خوشگل نبودی کاشکی
♫♫
دانلود آهنگ ماکان باند خیالت تخت
من تورو میخوام هیچ قیمتی نیست که از دستت بدم راحتتا حالا نبودم تو عمرم من تو این حالتعاشق میمونم خیالت تخت از این بابتعاشق شدم
منو ببین محو نگات شدم دوبارهمنو ببین نگات واسم نذاشته چارهمنو ببین که واسم شب و روز نذاشتیمنو ببین انقد خوشگل نبودی کاشکیمنو ببین محو نگات شدم دوبارهمنو ببین نگات واسم نذاشته چارهمنو ببین که واسم شب و روز نذاشتیمنو ببین انقد خوشگل نبودی کاشکی
♫♫
دانلود آهنگ ماکان باند خیالت تخت
 
زرنگی؟
منبع خودمو لو بدم؟
 
 
گفتم عکسشو واسم بفرست زیر سبیلی رد کردی منم مجبور شدم خودم پیداش کنم،،
 
خیال کردی میگم عکسشو واسم بفرست خودتو لوس میکنی نمیفرستی دیگه نمیتونم ببینم؟
خوبه منو میشناسی
 
عکس نرگسو دیدم شاخ دراوردم
پدرسوخته خانومی شده واس خودش
اصلا نشناختمش خییییلی عوض شده
 
♫♫
نفسم به نفست بنده دیگه بسه غم چشماتو نبینم واسه من مقدسهدل من به دل تو هنوز احساس داره به چشات هنوزم علاقه ی خاص دارهاونی که میمونه واسه من دل ناب داره اونی که میمونه مث من تب و تاب دارهموج موهات داره منو میکشونه چون گرداب داره …
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
همه اینو میدونن تو واسم عزیز جونی دل منم شک نداره که تو واسه دلم میمونیاز وقتی که دیدمت تورو فهمیدم واسم میمونی از این اخلاقا ندارم که بگم دوست دارم زبونیهمه اینو
♫♫
نفسم به نفست بنده دیگه بسه غم چشماتو نبینم واسه من مقدسهدل من به دل تو هنوز احساس داره به چشات هنوزم علاقه ی خاص دارهاونی که میمونه واسه من دل ناب داره اونی که میمونه مث من تب و تاب دارهموج موهات داره منو میکشونه چون گرداب داره …
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
همه اینو میدونن تو واسم عزیز جونی دل منم شک نداره که تو واسه دلم میمونیاز وقتی که دیدمت تورو فهمیدم واسم میمونی از این اخلاقا ندارم که بگم دوست دارم زبونیهمه اینو
بابا که اومد خونه،اول اومد اتاقم، یه پاکت سیگار و یه فندک زرد گذاشت رو میزم و.داشت میرفت بیرون :`(( 
احساس کردم اون لحظه دنیامون دیگه تموم شده، دنیای دو نفره مون، قلبم داشت کنده میشد از غصه، از اینکه.بازماینجوری میخواست مجازاتم کنه، با این فکر که واسش تموم شدم.
می دونست من طاقتشو ندارم.می  دونست برای همه دنیا هر چقدم قوی باشم و کم نمیارم ولی به خاطر اون،نمی تونم ، هر قدرم واقعا بخوام نمی تونم.
نذاشتم‌بره.جلوی در وایسادم و .فقط زار زدم.ه
 
برادرجان داشت فیلم میدید منم صرفا واسه اینکه یه خرده حواسم پرت (که اونم نمیشه!) نشستم پای تی وی .
یهو دیدم عه این پسمل چقدر شبیه مستر منه! ( ولی مستر ازاین خوشگلتره!) مثلا دماغ مماغ و لب دهن مستر من خوشگلتره
حتی موهاش! :) خیلی شبیه :)
فیلم قدیمیه حتی اسم بازیگره رو هم نمیدونم :) فکرکنم کریس اودانل باشه فقط شباهتی که تو این فیلم داشتن واسم جالب بود :)
 
+ بچه ها یه مشکلی واسم پیش اومده یه مشکل میشه گفت بزرگ . واسم دعا کنین حل بشه دارم دق میکنم . :(
فقط قفلم همین!
امروز با شنیدن وا رفتم
ادم خیلی انقلابی  نيستم 
اما حاج قاسم سلیمانی ادمی نبود ک بشه به دین و فقط نسبتش داد
اون ی دنیای دیگ بود واسم
ی دنیای دیگ
اگر شاید شهید نمیشد سهم من میشد دیدنش
و من الان تنها کاری ک میتونم بکنم 
ی چیزه
ی چیز
سلام 
نبودم .البته بودم بعضی وقتا ی سر میزدم اما ن زیاد ی سری مشکلات دارم فعلن ک باعث شده ذهنم بد درگیر باشه و بخاطر همون مشکلات درس خوندن رو ول کردم و واقعا نمیتونم بخونم و کنکورم امسال شاید ندم و سال بعد بدم .بیخیال این چیزا 
امروز اجی ارام ی پست گذاشته بود واسم خیلی جالب 
مرسی ک هستی اجی ارام ❤❤❤❤واست ارزوی بهترین هارو دارم
کلی ستاره روشن دارم 'بالای صد تا .
واسم دعا کنید 
ی کاری رو شروع کردم ک خودمم میدونم بده و دارم لج بازی میکنم با خ
,    ,    دانلود آهنگ تی ام بکس سانسور,    متن اهنگ سانسور از تی ام بکس,    دانلود ریمیکس آهنگ سانسور,    دانلود موزیک ویدیو سانسور تی ام بکس,    پخش آنلاین آهنگ سانسور تی ام بکس,    دانلود اهنگ tm bax بنام خدا قسمت کنه این دافه واسم جور شه,    آهنگ تیام بکس سانسور,    دانلود اهنگ تی ام بکس بازم بفرما,    خدا قسمت کنه این دافه واسم جور شه tm bax,    ,   
وقتی   جایگاه سوم شخص مفرد به خودم میدم و تمام اتفاقات را مرور میکنم ،اینکه پسری حدود ۷سال خواستگار دختری  که،  دختر  هربارِ  بهش جواب منفی داده،پسری که عاشقِ و دختری که هیچ علاقه ای نداره ، منطقم میگه به اون دختر بگو  فرصت شناخت و زمان بده به این پسر  .اما.اما وقتی میشم خودم ،میشم بهامینی که از سال ۹۲ تا الان نمیدونم چند بار اما همیشه به خواستگاری های این فرد جواب رد داده و مجدد چند روزی این پسر دوباره خواستگاری کرده،ذهنم قفل میشه و احساسم
می‎تونم وقتی که داره با کلماتش هرچیزی رو که توانایی ناراحت کردنمو داره بیرون می‎ریزه وجه دیگه شخصیتش رو ببینم که تا حدی کوچیک شده که متوسل به این جملاته. و این واسم جواب میده که ذره‎ای ناراحت نشم. ولی من به این ترفند راضی نيستم. من چیزی بیشتر از این می‎خوام. چیزی که نه به اون وابسته باشه نه به من.
دانلود آهنگ حالم بده امید آمری آهنگ سریال گلپری
در این بخش آهنگ تیتراژ سریال گلپری را آماده کرده ایم. آهنگ حالم بده، جدیدترین آهنگ تیتراژ سریال گلپری است که در این قسمت برای دانلود قرار داده ایم.
متن آهنگ سریال گلپری به نام حالم بده
آخرش وارد بازیات شدمفکر نکن کیشم کردیو مات شدمشکست غرورم بعد توهیچی نگو دیگه ببین چه جوری دلو سوزوندیمیبینی کارو کجا کشوندیهیچی نگو دروغات بسهعشق تو فقط ، هَوَسهحالم بده باشه تو خوبیو من آدم بدهبرگردو منو عذاب
یک  ماه شده تقریبا که دانشگاه شروع شده ،حس میکنم نسبت به ترم گذشته که یک فرد محبوب دوست داشتنی بودم این ترم اخلاقم یکم بد شده ،چرت و پرت زیاد میگم ،منم منم زیاد میکنم و هارتو پورت زیاد دارم و دشمن تراشی زیاد میکنم ،خیلی حرف میزنم ،گاهی شبا به خاطر اینکه امروز چه حرفی زدم و ممکنه واسم بد بشه نمیتونم بخوابم ،سرم منفجر میشه و دوست دارم اون لحظه خودمو حلق آویز کنم ولی خودمو با اینستاگرام تا پاسی از شب با کلیپ ها مزخرف سرگرم میکنم تا وقتی که چشمام
دانلود اهنگ اقا پسر قیافتون واسم اشناس یکم با کیفیت عالی
دانلود اهنگ اقا پسر قیافتون واسم اشناس یکم
دانلود اهنگ اقا پسر قیافتون واسم اشناس یکم سپهر خلسه و فریاد
دانلود اهنگ جدید سپهر خلسه و فریاد بنام  اقا پسر قیافتون واسم اشناس یکم
لینک دانلود اقا پسر قیافتون واسم اشناس یکم
اهنگ های مرتبط در وبلاگ
دانلود آهنگ جدید خواننده های معروف ایرانی ،دانلود آهنگ های جدید خواننده های معروف ایرانی خارج . دانلود گلچین بهترین آهنگ های پاپ ایرانی به ص
سلام 
نمیتونم قول بدم سوال باشه، خودم هم مطمئن نيستم، ولی نظرات تون واسم ارزشمنده، پس چیزی میدونین دریغ نکنین، مخصوصا خواهرهای عزیز که شاید نکته ای کنکوری داشته باشن و مفید باشه واسم.
مورد دیگه اینکه سعی کنین قضاوت نکنین میدونم سخته ولی ممنون میشم! و اینکه استثنایی هم اگه هست لطف کنین بفرمایید. 
دوست نداشتم از این جور سوالات و پست ها بذارم ولی خب یه دغدغه کوچیکی پیش اومده پرسیدن بهتر از نپرسیدن هست، به هر حال دوستان خوبی هستن که م بدن.
م
♫♫
فکر کنم آخراشه دیگه کارم تمومه ، خودمو نمیشناسم هیچی ازم نمونده
در و دیوار قهرن با من بیا بهشون بگو تقصیر من نبود
یه روزی حقمو از این دنیا میگیرم بیا که آرزوام بدون تو میمیرن
هیچ جایی بدون تو انگا جا نیست تموم خیابونا بهونتو میگیرن
از تکرار روزای مثل هم خستم کاش نمی دیدمت توئه بی عاطفه رو اصلا
همه چی واسم یه حس غریبی داره از این پیرمرد تو آئینه میترسم
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی افسردگی با لینک مستقیم
گذشته از سرم هیچی مهم نی واسم دروغ می
♫♫
فکر کنم آخراشه دیگه کارم تمومه ، خودمو نمیشناسم هیچی ازم نمونده
در و دیوار قهرن با من بیا بهشون بگو تقصیر من نبود
یه روزی حقمو از این دنیا میگیرم بیا که آرزوام بدون تو میمیرن
هیچ جایی بدون تو انگا جا نیست تموم خیابونا بهونتو میگیرن
از تکرار روزای مثل هم خستم کاش نمی دیدمت توئه بی عاطفه رو اصلا
همه چی واسم یه حس غریبی داره از این پیرمرد تو آئینه میترسم
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی افسردگی با لینک مستقیم
گذشته از سرم هیچی مهم نی واسم دروغ می
از آرزو هات گفتی و میدونم که به همشون میرسی تو با آرزوت تو این مملکت برای خودت کاره ای میشی.
و من توی سکوت به آرزوی خودم و اینکه با رسیدن بهش تو این مملکت واسم تره هم خورد نميکنن فکر میکردم.
نه من ناامید نيستم همینکه هرروز پا میشم و مسواک میزنم موهامو شونه میکنم و میبافم و یه چای تلخ میشه صبحونه ام یعنی امید به زندگی! وگرنه زودتر از اینا باید خودمو تموم میکردم.
قشنگ معلومه نمیتونم دوربرگردون زندگیمو پیدا کنم؟!
امان از وابستگی، این زهر کشنده ی خلاقیت ها و تلاش ها و شکوفاییِ استعداد ها.
جدا وابستگی برای من سمه.
اینکه واسه چیزی منتظر باشم تا طرف مقابلم عشقش بکشه و اطلاعاتشو در اختیارم بذاره یا با انبر از دهنش حرف بکشم یا هر مدل اتفاق دیگه ای که منو واسه چیزی که میخوام معطل کسی کنه که میتونه کمکم کنه ولی دریغ میکنه.
نوچ من آدم ول معطل گذاشتن کسی نيستم و خوشمم نمیاد کسی معطلم کنه دیگه تمیزکاری زندگیم واسم سخت نیست پس راحت میتونم با یه جارو خاک انداز از ای
♫♫
واسه من دیدن تو مثه یه رویای دوبارست مثه آسمونی که دل نگرون یه ستارستتو نمی دونی چقدر تنگ شده دلم برای چشمات تو نمیدونی چقدر تنگ شده دلم برای حرفاتتو نمیدونی یه چند وقته واسم سخته جدایی خونه با گریه هماهنگه دلم تنگه کجاییدلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
هر چی از تو یادگاری واسه من مونده عزیزم اگه بودی نمیذاشتی حال من بهم بریزه بهم بریزهتو نمیدونی چقدر تنگ شده دلم برای چشمات تو
برای بار ها تشکر میکنم از‌خودم از خدایی اگه هست که تهران قبول شدم و اومدم!
مهم نیست چجوری ! فقد خکشحالم که اینجام!
چقد خوشحالم که تو سلول کوچیکی مثل دزفول نيستم.
اینجا برام بهشته مخصوصا الان که بوی پاییزش به شدت حس میشه!
مخصوصا که داره تابستون لعنتی تموم میشه!
عاشق اون ساعتاییم که با سحر‌ میرم اون بالا  زل میزنم به چراغا و سکوته ! انگار از قالب خودمون در میایم و میشینیم از بیرون نیگا همه چی میکنیم!
چقد کار دارم این ترم!
و چقد کار واسه این دو روز
امروز درسای زیادی داشت واسم. امروز فهمیدم روی هیچکس نباید حساب باز کرد. آدما، منفورترین، دروغگوترین و دوروترین‌ها هستن. آدما اونقدر بهت نزدیک میشن و اونقدر اعتمادت رو جلب ميکنن که تو به عنوان خواهر و برادرت ازشون یاد میکنی. بعد با یک حرکت، بهت میفهمونن که هفت پشت غریبه‌ن. بعد اون‌وقت حرصت می‌گیره. از کی؟ از خودت. که چرا همیشه چنین آدمی بودم؟ که چرا ذره‌ای تغییر نکردم و نمیتونم تغییر کنم! که چرا عاقل کند کاری آخه؟
عصبانیم. ولی یه عصبانیِ خو
فاطی زنگ زد تلفنو از برق کشیدم داخل خونه هم گفتم اگه زنگ زد بگید من نيستم. به این حرف عادت دارن به صورت مقطعی راجب ینفراینو اعلام میکنم مامانم پرسید قهرکردین؟گفتم نه میخوام درس بخونم باکسی درارتباط نباشم بهتره. چند روز پیش فاطی بهم گفت: چطور میتونم باهمچین ادم نامردی که همچین کاری در حقم کرده درارتباط باشم و باهاش حرف بزنم دیشب ماجرا فاطیو واسه علی میگفتم علی بهم گفت چطور همچین ادمی رفیق صمیمیم بوده؟ واسم عجیب بود چند روز نگذشته فاطی خودش ت
یه حال عجیبی دارم!
یه تنهایی عجیبی تو وجودم حس میکنم!
اینکه به هیچ‌ادمی هیچ حسی برام نمونده جالبه واسم.
شاید از این تنهاییم ناراضی‌هم نيستم.نمیدونم
با تقریب خوبی از همه کس و همه چیز دارم فرار میکنم :)
من همیشه ادم فرار بودم تا قرار!
من ادمیم که الان علاوه بر اینکه میتونم خودمو کنترل کنم تا به کسی پیام ندم و کاره احمقانه ای نکنم میتونم دیگرانم قانع کنم که از این کارا نکنن :)
ادما بزرگ میشن دیگه خب :)
حرف زیادی نبود ! فقد خواستم بگم این جمعه هم گذ
انتظار نداشتم ولی بابام به مناسبت روزم واسم کیک فوندانت که روش استتوسکوپ بود خرید !
واسه اینکه از دلم دربیاره ! مامانم واسم عطر خرید ! یکی از عطر هایی که قبلا داشتم و تموم شده 
بود و اونم خوشحالم کرد
جدا ذوقشو کردم و میخوام اون شب رو فراموش کنم یا لااقل تو ذهنم کم رنگش کنم
 
چند تا از دوستای مجازی و واقعی روزم رو بهم تبریک گفتن ولی مستر شین نگفت
دلم میخواست اونم تبریک بگه ، یا شایدم چون پارسال بهم تبریک گفته بود توقعم زیاد شده .
 
مسئول های کتاب
.
منم به سهم خودم، چیزایی توی این دنیا دارم که واسم از دست دادن‌شون به سادگی نیست.و به این راحتی نمی‌تونم ولشون کنم.شاید این نرمال باشه.اما ایده‌آل نیست.تنها وقتی کاملاً آزادی که اگه مجبور شدی بری، به چیزی دل نبسته باشی.
یکی از سخت ترین چیزها تو دنیا اینه که همیشه خیال می کردی فلانی باهات مهربونه و دوستت داره اما وقت سختی زندگیت رنج بذاره رو رنجت و به نعمت هات حسودی کنه
اون وقته که میفهمی فقط باید به خدا تکیه کنی
 
 
بازم تجربه کرده بودما اما واسم عبرت نشده بود
یه زمانی، رویای یارِ امان زمان شدن داشتم.هنوزم ته دلم، دارمش؛ ولی هر روز این چراغ بیشتر به سمت خاموشی می‌ره.نه این که اعتقادم به امام کمتر شه. نه. اعتقادم به خودم کمتر می‌شه. می‌فهمم یار مناسبی نخواهم بود. آدم توانایی نيستم توی رکابش. یعنی، اینقدر دور و برم آدمای خوب‌تر و باهوش‌تر و تواناتر و مؤمن‌تر هست، که از خودم خجالت می‌کشم.ولی، هنوز کورسوی امیدی تهِ دلم روشنه.واسم باارزشه‌. نمی‌خوام خاموش شه.می‌دونم از لحاظ اسلامی، آدم ا
دانلود آهنگ جدید  قسم
اینبار شنونده آهنگ جدید به نام قسم باشید
Dl New Hit Music Amir Tataloo Called Ghasam 4 Jadid Music Ex
  قسم
قسم
منتظر این آهنگ شنیدنی از امیر باشید
اینستا امیر : صبر کنید تازیانه فقط یه شروع بود
همه چیز نبود! قسم با تنظیم معراج !! بزودی
در این نوشته از سایت جدید موزیک برای شما جدید ترین آهنگ به نام قسم را برای دانلود شما آماده کرده ایم . شما میتوانید آهنگ قسم از را با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمر
دانلود آهنگ جدید  قسم
اینبار شنونده آهنگ جدید به نام قسم باشید
Dl New Hit Music Amir Tataloo Ghasam 4 Jadid Music Ex
  قسم
قسم
منتظر این آهنگ شنیدنی از امیر باشید
اینستا امیر : صبر کنید تازیانه فقط یه شروع بود
همه چیز نبود! قسم با تنظیم معراج !! بزودی
در این نوشته از سایت جدید موزیک برای شما جدید ترین آهنگ به نام قسم را برای دانلود شما آماده کرده ایم . شما میتوانید آهنگ قسم از را با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پ
دانلود آهنگ جدید  قسم
اینبار شنونده آهنگ جدید به نام قسم باشید
Dl New Hit Music Amir Tataloo Ghasam 4 Jadid Music Ex
  قسم
قسم
منتظر این آهنگ شنیدنی از امیر باشید
اینستا امیر : صبر کنید تازیانه فقط یه شروع بود
همه چیز نبود! قسم با تنظیم معراج !! بزودی
در این نوشته از سایت جدید موزیک برای شما جدید ترین آهنگ به نام قسم را برای دانلود شما آماده کرده ایم . شما میتوانید آهنگ قسم از را با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پ
دانلود آهنگ جدید  قسم
اینبار شنونده آهنگ جدید به نام قسم باشید
Dl New Hit Music Amir Tataloo Ghasam 4 Jadid Music Ex
  قسم
قسم
منتظر این آهنگ شنیدنی از امیر باشید
اینستا امیر : صبر کنید تازیانه فقط یه شروع بود
همه چیز نبود! قسم با تنظیم معراج !! بزودی
در این نوشته از سایت جدید موزیک برای شما جدید ترین آهنگ به نام قسم را برای دانلود شما آماده کرده ایم . شما میتوانید آهنگ قسم از را با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پ
دانلود آهنگ جدید  قسم
اینبار شنونده آهنگ جدید به نام قسم باشید
Dl New Hit Music Amir Tataloo Ghasam 4 Jadid Music Ex
  قسم
قسم
منتظر این آهنگ شنیدنی از امیر باشید
اینستا امیر : صبر کنید تازیانه فقط یه شروع بود
همه چیز نبود! قسم با تنظیم معراج !! بزودی
در این نوشته از سایت جدید موزیک برای شما جدید ترین آهنگ به نام قسم را برای دانلود شما آماده کرده ایم . شما میتوانید آهنگ قسم از را با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پ
دانلود آهنگ جدید  قسم
اینبار شنونده آهنگ جدید به نام قسم باشید
Dl New Hit Music Amir Tataloo Ghasam 4 Jadid Music Ex
  قسم
قسم
منتظر این آهنگ شنیدنی از امیر باشید
اینستا امیر : صبر کنید تازیانه فقط یه شروع بود
همه چیز نبود! قسم با تنظیم معراج !! بزودی
در این نوشته از سایت جدید موزیک برای شما جدید ترین آهنگ به نام قسم را برای دانلود شما آماده کرده ایم . شما میتوانید آهنگ قسم از را با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پ
دوست دارم یه جور دیگه زندگی کنم.
سرم تو لاک خودم باشه از آدمایی که انرژی منفی دارن تا جایی که میتونم دور شم.
شیک بگردم ورزش کنم واسم مهم نباشه درآمدم کمه بیشتر مواظب خودم باشم
کمتر عصبانی و بیشتر مهربون باشم جوگیر نشم به آدمایی که ندارم فکر نکنم
کتابای خاص بخونم کتابایی رو که نیمه تموم گذاشتم تموم کنم خوش بگذرونم
بیشتر تلاش کنم هر شب با خدا حرف بزنم کمتر حسودی کنم از چیزای کوچیک لذت ببرم
پروژه ای که توی فکرش هستم رو کم کم شروع
اینو ثبت کنم فقط. که امشب چه روشن شدنی اتفاق افتاد و تا چه حد همه چیز ریخت واسم. که باورم نمیشه. و در بهت مطلق به سر می‌برم. هیج چیز نمیتونست ور غدمو تا این حد بالا بیاره که امشب و این روشن‌گری ها. حاجی پشمام. حس اصحاب کهف داشتم. پشمام. پشم فاکینگ مام.
دانلود آهنگ سینا درخشنده چشم مشکی
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * چشم مشکی * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , سینا درخشنده باشید.
دانلود آهنگ سینا درخشنده به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Sina Derakhshande called Cheshme Meshki Man With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه سینا درخشنده به نام چشم مشکی
یه شبم که ماهشو گم کرده تو آسمونا دنبالش میگردهیه چیزی بهش بگید برگرده دست من نیست که دلش از سنگهچش
امروز کنارم توی اتوبوس دختری نشسته بود که تو بودی. بوی عطر دخترانه‌ی احمقانه‌ی تو رو می‌داد. منو یاد اون موقع انداخت که دور بودیم از هم ولی سرتو تو دامنم می‌ذاشتی و زار می‌زدی. یاد اون روز که واسم مداحی محبوبت رو گذاشتی و من از تعجب چشمام افتاد جلوی پاهام. یاد اون شلوار نو که بد وایمیساد تو تنت. چه خاطرات قشنگ خوبی دارم باهات :) چه دوری ازم. چه خوبه که نیستی.
با سلام
من سوالم بیشتر از خانم هاست ممنون میشم لطف کنن و جواب بدن. 
اگه من به عنوان یه پسر بخوام با دختری ازدواج کنم و از گذشته اش بپرسم چقدر احتمال داره که به من راستشو نگه؟، یعنی ممکنه تو همجنس های شما دخترها اینقدر آدم بی وجدان باشه که بخواد این قضیه رو پنهان کنه؟
تو اینترنت و سایت های مختلف مواردی رو میبینیم که دختران زیادی حتی تا داشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج هم پیش رفتن و حالا یه خواستگار دیگه دارن و مشاور اون سایت هم بهشون توصیه میکنه ک
بهامین لطفا آرووم باش، تومگه  شب قبل آزمون همه چی را نسپردی به خدا پس ناامیدی ممنوع.
فقط واسه آزمون بعدیت الان درس بخون .
ولی آخه؟!
 
از وقتی sms اعلام  منتشر شدن کلید سوالات واسم اومد ،نگرانی بدی هجوم آورده سمتم.
میترسم .حتی نمیخوام پاسخنامه را چک کنم.
+یادداشت شماره ۴۹
دانلود آهنگ میلاد راستاد کی مد شدی
Download New Music Milad Rastad – Key Mod Shodi
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد

دانلود آهنگ میلاد راستاد کی مد شدی

متن آهنگ کی مد شدی از میلاد راستاد
 
بد کرد این آخر
اون میگفت که زندگیش منمو گند زد به باورام
هیچی نموند برام اون میگفت که از من سره
تنها میشم شبا بسته شدن درا
چشات دیگه اون چشمای قبل نیست
حالمو جز تو بلد نیست کسی
چه شبایی که مردم براش اما اون منطق نداشت
اشکامو ندیده هیشکی نشد واسم
خودت میدونی وابستم بهت بی رحم
کی مد
امروز نگرانتر از همیشه ,بهش پناه بردم که واسم استدلال کنه و بگه جنگی در راه نیست.  مثل همیشه خوب تحلیل میکنه. خیلی خوب.
 نگرانم ,نگران آینده ,نگران خانواده ام, پدرم مادرم برادرم و همسرم. نگران فرزند آینده ام. .
 
از خودم گله دارم ,باید  بیشتر تلاش کنم.
راست میگه هما ما ادما موجودات بامزه ای هستیم  
صبح چند تا قرار گذاشتم با خودم 
1- دیگه هیچ وقت تو زندگیمون درباره امیر حرف نمیزنیم 
2- تا وقتش نشده نباید به کسی بگیم قراره ارشد هنر بدیم
3- دیگه احمق بازی درنمیاریم 
رفتم دانشگاه و هر سه تا کارو کردم!!!
--------
گفتم نه گفتم نه از تعهد میترسم مهدیه گفت تو چرا میترسی اونی که وفادار نیست باید بترسه اشتباه میکرد حقیقت اینه اونی که وفاداره میترسه !منظورم خیانت و  وفا  این مدلی نیست میدونی تعهد مسولیته فکر
کسی بلده از وب بکاپ بگیره؟دوست دارم بدونم بعدا داخل18 سالگیم چی مینوشتم، چون حس میکنم وقتی این دوتا وبلاگ حذف کنم چرخ زندگیم یجوری میچرخه که دیگه اعصاب بلاگر بودن نداشته باشم
-اگه کسی واسم بکاپ میگیره اینجا پیام یا داخل تلگرامم پیام بذاره ایدیم
@f20001f 
از امروز فرجه ها شروع شد و برگشتم خونه.
تو اتوبوس یه لحظه به خودم اومدم و دیدم دستمو گذاشتم جلو دهنم و دارم جلو اشکایی که بی اجازه میریختن رو میگیرم.
دغدغه هام دیگه مهم نیستند،یا اینکه کمرنگ شدن واسم. شایدم یادم رفته؟!
نمیدونم؛ ولی اینو مطمئنم من اونی نيستم که میخواستم.
از سطحی شدن متنفرممم!!!
.
.
.
ما آدما به نبودن ها عادت میکنیم.راسته که زمان همه چیز رو حل میکنه.
با اینکه هنوز بعد دو سال مامان غر میزنه که چرا گذاشتی رفتی؟من چقدر بدشانسم که دختر
یه قرص دکتر واسم تجویز کردهعوارض جانبیش رو که میخونی نوشته :  تهوع ، میگرن ، سردرد ، افزایش فشار خون ، افسردگی و
تا همینجا رو من تمااامش رو با هم دارم :| خب این چه درمانیه که یه جاتو درمان میکنه بقیه جاهاتو نابود میکنه دقیقا؟ :/ 
کاش اصن از خیر خوب شدن بگذرم؟ همونطوری حالم بهتر بود
درمان هم نکرده البته ://
دَه روز به سرعت نور تمام شد ،از فردا زنجیرها و طبل ها و عَلَم ها میرن تو انبار، کم کم پارچه های مشکی با تَن شهر خدافظی ميکنن، ایستگاه صلواتی سر خیابون جمع میشه ، صدای نوحه و طبل و سِنج نمیاد، شهر میخوابه و عزاداری های شبانه تموم میشه. غروب روز عاشورا ازون غروباییه که به تمام دَه روز قبل فکر میکنی و دلت میگیره، با خودت میگی یعنی واقعا از فردا شب این حس و حال قشنگ با کوچه ها و محله ها خدافظی میکنه و میره تا یه سال دیگه؟؟!! آخ که این یه سال چقد بنظر
دلم بچگی هامو میخواد. نه اینکه به گذشته برگردما! نه اصلا! من حاضر نيستم حتی یک روز به گذشته برگردم. ولی دلم میخواد حس و حال اون موقع هام برگرده. اون زمونا خیلی ذوق واسه همه چیز داشتم. اینکه میگم بچگی هام اونقدرا هم دور نیست. شاید بشه گفت ۸ یا ۹ سال پیش که ابتدایی یا راهنمایی بودم.
 اره داشتم میگفتم. خیلی ذوق داشتم! هر مناسبتی واسم حس خاصی بوجود می اورد. عید که میشد و بوی بهار که میومد، حس تازگی و نشاط داشتم. تابستون حس خوب تعطیلات و گردش و مسافرت، م
آخرین پستی که گذاشتم ۷۳ روز مونده بود به کنکور
ولی الان فقط ۱۱ روز دیگه مونده
اتفاقاتی که توی این مدت افتاد تلخ و شیرین زیاد بود
فوت پدربزرگم
افسردگی و تهوع صبحگاهی بخاطر قرص LD 
۲ رقمی شدنم توی آزمون جامع
حس جدیدی که پارسال تجربه نکردم (البته فقط پشت کنکوریا این حسو تجربه ميکنن)
و
دیگه واقعا خسته شدم میخوام واسه خودم باشم 
رفیقم که بهتون درموردش یبار گفتم (همون که پزشکی شیراز میخونه) برگشته میگه جات توی کلاسمون خیلی خالیه یه جوری بخون شیرا
فروردین نود و هشت شروع شد، منم به عنوان یک پفک نمکی هیچ حس خاصی نسبت به این شروع ندارم!
برای تعطیلات اومدم پیش خونواده و به شدت اعصابم خورده، کار سختیه واسم تحمل کنترل‌گری های این خونواده ایرانی‌!
آیا فقط منم که بنظرش میرسه تعطیلات عید بیش از حد زیاده و بخاطر تنبلی های این ملته طولانی بودنش؟یک هفته واقعا کافی بنظر میرسه! 
آخر هفته ها تقریبا بهشته واسه من و ی خواب درست حسابی دارم
چرا؟ چون خواهر وبرادرام مدرسه نیستن و ساعت۶ صبح باصدای 
آلارم و صحبت کردناشون ازخواب پانمیشم-_- 
منم مدرسه میرفتم انقد آروم و بی سروصدا حاضرمیشدم صبحا
که مامانم اصن نمیفهمید که من کی بیدار میشدمو میرفتم
بقیه روزای هفته ،هرروز صبح پتانسیل بالایی پیدا میکنم واسه
قاتل شدن ،بعد اینکه اینامدرسه میرن مامانم باتلویزیون میزنه کانالای
رادیویی که آهنگ پخش ميکنن، و خلاصه که اعصاب نمیمونه واس
دانلود همه ی آهنگ های دنیادانلود آهنگ های دنیا دادرسان – دانلود فول آلبوم دنیا
دانلود فول آلبوم دنیا دادرسان
کاملترین مجموعه تمام آهنگهای خواننده ی خوش صدا دنیا به صورت یکجا و تکی با متن آهنگ ها و بهترین کیفیت ۳۲۰
 Download Full Album By Donya Dadrasan With Text And 320 
 
320
 
128
 
متن آهنگ دردسرفهمیدی دیوونتم پشتش در رفتی لعنتی منو بد بهم زدیتو بهم قول دادی که یه وقت برام دردسر نشی‌ منو بد بهم زدیفاصلمون نشد عادت برا من نپرس حالمو جواب سادس خرابمشکسته بدی خوردم ب
سلام. شاید مسخره به نظر برسه اما یه مهمونی خیلی بزرگ و مجلل با کارت دعوت از دوستان و آشنایان و کاسبای محل و خلاصه هر کس دیگه ای که می شناسمشون ترتیب می دم (که بیایند همه) و ازشون میخوام حلالم کنن اگه بدهی دارم می دم ، نصیحتم رو می نویسم و می خونم توجمع، سعی می کنم اشخاصی که واسم مهمن رو از ته دل به آغوش بکشم بعدشم می رم زودتر یه قبر می خرم با سنگ و ترتیب مراسم ترحیمم می دم و زود توبه می کنم
سلام خوبین خوشین؟
منم خوبم شکر. این روزا یه مشکلی واسم پیش اومده خییییلی هممونو درگیر کرده. الان به ذهنم رسید بیام بهتون بگم بلکه با دعای شما خوبان خدا بهم رحم کنه  و هر چی به صلاحمون هست رخ بده.
خیلی برام دعا کنین اگر بخیر بگذرونه و خوب پیش بره میام براتون میگم.
ممنون که بیادم هستین. ❤️
خدا دعا را با زبانی که با آن گناه نکردیم برآورده میکند که همون از زبان دوستان و خویشان هستند.
تکست آهنگ حال دلم ادوین
حالِ قلبم بی تو تعریفی نداره میشه برگردی
نمیدونم بهم کاش بگی چرا با دلِ من سردی
نم زده چشامو تو که میگفتی داری هوامو
بیا برس به دادم
اگه میشنوی صدامو
وای از این زمونه
حالِ دلمو هیچکی نمیدونه
غم دوریت داره منو به آتیش میکشونه
جایِ خالیت داره
قلبمو از جا میکنه
خیسِ اشکم دو تا چشمام این حالِ منه
کی به جای من داره
سر روی شونت میزاره میخونه
بی تو اینجا یه گوشه
این دلم میپوسه
این فاصله برام
یه چی مثل کابوسه
سرد و بی روحه
این خ
دیروز با دوستم چت می کردم حس کردم چقدر عقلش کم شده
با یه قطعیتی به من میگه ربطی نداره تو اونجایی بچه بیاری بهش میگم تو تو شهر خودت بودی میگه آره میگم قطعیت خیلی تو جمله هاته فرق داره شرایط من
کاش یاد می گرفتیم اظهار نظر نکنیم یا اگه خواستیم اظهار نظر کنیم خودمونو بذاریم جای طرف
فقطم از سختی و بد بختیش به من میکه بعد اعتراض کردم واسم عکس بچشو داد
اینجا ننوشتم که نیمه دوم تابستون کلا حال و هوای استخر داشت واسم؟ و چقدر هم خوب بود، منهای استرس‌های شیرجه میخی البته! بار اخر که قمقمه ها رو از چهار یا پنج‌تا به دوتا کاهش دادم، دیرتر اومدم بالا موقع شیرجه و بعد هم دیگه نپریدم. هرچند شیرجه معمولی زدم بازم. اما باز تمرین خواهم کرد قطعا.
 
الانم یه دوش گرفتم میخوام تو آرامش ظهر کتابم رو تموم کنم. 
هیچ میدونی چرا خیلی وقتا میرم کنج اتاقم، گوشه ی پناه و آرامشم و باهات حرف میزنم؟ چون حس تو برابری میکنه با اون حد از امنیت. شبیه وقتی که بعد از پوشیدن لباسای رسمی میای لباس راحتی میپوشی و لم میدی یا مثل وقتایی که بعد از یه مدت دوری از خونه یهو برمیگردی خونه ی خودت و به قول مامان با خودت میگی هیچ جا خونه ی خود آدم نمیشه.
من غریبم توی این دنیا و تو واسم مثل وطن میمونی.
خدا حفظت کنه :)
من واقعا از اون بزرگواری که واسم دعا کرد (احتمالا کربلا بوده یا تو مسیر پیاده روی واسم دعا کرده یا نمیدونم یه بزرگواری که احتمالا قسمتش نشده و ان شاءالله زودتر یه نفر پیدا بشه یا یه اتفاقی بیافته که خونواده به خصوص پدر بزرگوارشون راضی بشن که بالاخره کربلا تشریف ببرند یا شایدم #اوشون تو مسیر کربلا بوده یا ) تشکر میکنم
امروز کاملا بدون مقدمه و اتفاقی، حس کردم حالم بهتر شد و احتمالا بعد از چند روز بهتر هم خواهم شد کلا انگار اوضاع نسبت به قبل ب
یادمه موقعی که سوم راهنمایی(هشتم کنونی!) بودم به مادرم گفتم نمیشه من دیگه درس نخونم؟! بسه دیگه ۸ سال اومدم مدرسه کجای کار رو گرفتم مادرم یه جوری که هم باورش شده بود هم نه شروع کرد واسم توضیح دادن. امروز نیاز دارم باز یه نفر برام توضیح بده کجای زندگی وایسادم بعد ۱۸ سال درس خوندن. یکم شرایط برام سخت شده و نمی‌دونم راه درست چیه و کجاست 
خوندن وبلاگای دیگران حالم را بهتر میکنه و انگیزه میگیرم که بنویسم,امروز اولین جمعه ای بود که خوابگاه بودم و باید ناهار درست میکردیم:) خیلی روز خنده داری بود ما مرغ و برنج درست کردیم که چون بلد بودم خوب شد و خیلی ام خوشمزه شد ,اما دیدن آشپزی دیگران خیییلی خوب بود مثلا دختره بلد نبود تخم مرغ درست کنه  و میپرسید بنظرتون پخته یا برنجشون خشک خشک شده بود و ته اش سوخته بود :)))))) انقدر خندیدیم که حد نداشت .به دختری که تخم مرغ هم نمیدونست ,گفتیم دیگه وقت
هیچ وقت از درون قبول نکردم که قراره یه دامپزشک بشم
هیچ وقت دلم نخواست "دکتر"صدام کنن
هیچ وقت دلم نخواست با حیوون ها ارتباط برقرار کنم
و خیلی چیز های دیگه که دلم نخواست.
کلینیک واسم حوصله سر بر شده؛تمایل ندارم چیزی یاد بگیرم ازش!
احساس دور بودن از اون جمع و اون تفکراتو دارم.
دانشگاهو هم به زور میرم و برمیگردم و واقعا انگیزه ای نیست.
دامپزشکی دور ترین چیز از من تو زندگیم بود و هنوزم هست و احتمالا خواهد بود!
یه حس دور که دلم نمیخاد حتی بهش نزدیک
یهو دیدم دیگه مهم نیست واسم. ینی ریخته واسم. مهم نیست بقیش. قبلش بعدش. ولی امشب شبی بود که بغلت خوابیده بودم‌. شبی بود که تیشرتتو تنم کردم و گردنمو بوسیدی. امشب، این موقع‌ها دلم از استرس درد گرفته بود و بغلم کرده بودی که برم برات چای نبات درست کنم؟ چشم بسته و میون درد لبخند زده بودم که چای نبات واسه چیز دیگه‌ایه مرد حسابی. که هی گفتمت صبح قراره زود بیدار شیم، من تو جاده هم می‌خوابم ولی قراره رانندگی کنی تو، بخواب. هی گفتم بخواب و نخوابیدی و هر
خدا یا لطفا منو فردا ساعت 4 بیدار کن
و لطفا یه کاری کن نهایتا تا 4ونیم یه دستشویی پر ثمر برم و حالم خوب باشه
و آژانس یا ترجیحا اسنپ مثل آدم گیر بیارم چون واقعا ساکم بزرگه و حملش تنهایی واسم سخته
و لطفا یه کاری کن شارژرم و ساندویچای نون پنیر خرما هامو از تو یخچال یادم نره با خودم ببرم چون اونجا واقعا بهشون نیاز دارم
مرسی و شبت بخیر
داشتم فکر میکردم این ظرفامون کجاس؟ :/ :. ؟!! تا اینکه اومدم تو اتاق دیدم ^_______________^! 
یه کاسه بالای دفترمه، دو تا لیوان زیر میزه، فنجون - نعلبکیو گذاشتم تو کشو، یه پیش دستی لای کتابمه، قاشق چای خوری افتاده زیر کمد کنار جورابم، یه پیاله هم بالای قفسه است. قابلمه رَم اگر بتونم پیدا کنم خیلی خوب میشه! دعا کنین واسم!
امشب مث هزار شب دیگه ای که با بابام دعوام میشد ، دعوام شد
بازم سر هیچی
هیچی هیچی. فک کنم سر اینکه بهم گفت گوشیتو بذار کنار ، یا شایدم چیزی مسخره تر از این
بابام هر چی دلش خواست گفت منم هر چی دلم خواست جواب دادم ! یکی یکی خرج هایی که
واسم کرده بود آورد جلو چشمم ! گفت اگه پول شهریه واسه تو نمیدادم الان ماشینمو عوض کرده
بودم ، در صورتی که همه شهریه منو مامانم با بدبختی داده . من نمیدونم دقیقا از کدوم خرج حرف
میزد ، حتی لباس تن منم مامانم میخره، اون ف
یک روز می ایی که من دیگر دچارت نيستم 
از صبر لبریزم ولی چشم انتظارت نيستم 
یک روز می ایی که من نه عقل دارم نه جنون 
نه شک به چیزی نه یقین مستو خمارت نيستم 
شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی 
تو بی قراری میکنی من بی قرارت نيستم 
پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد 
گل میدهی نو میشوی من در بهارت نيستم 
زنگار هارا شسته ام دور از کدورت های دور 
ایینه ای روبه توام اما کنارت نيستم 
دور دلم دیوار نیست انکار من دشؤار نیست 
اصلا منی در کار نیست امنم
همه خوابیده بودن؛ منو فرشته» تو یه اتاق بودیم؛ اون خوابش برده بود و من هم پتو رو تا پایینِ چشمام رو سرم کشیده بودمو دستام زیر پتو گوشیو نگه داشته بودن با پیگمی» تو تلگرام حرف می‌زدیم و مسخره‌بازی درمی‌اوردیم
همون موقع واسم اس‌ام‌اس اومد.
ادامه مطلب
همه خوابیده بودن؛ منو فرشته» تو یه اتاق بودیم؛ اون خوابش برده بود و من هم پتو رو تا پایینِ چشمام رو سرم کشیده بودمو دستام زیر پتو گوشیو نگه داشته بودن با پیگمی» تو تلگرام حرف می‌زدیم و مسخره‌بازی درمی‌اوردیم
همون موقع واسم اس‌ام‌اس اومد.
ادامه مطلب
از محاسنی که اینجا داره این هستش که  می تونی خونت را هر جور دوست داری بچینی بدون این که نگران قضاوت افراد باشی. مثلا اگه من این امکانو زمان ایران بودنم داشتم جهزیه ام شادتر میخریدم  ولی خب جوری خریدم که تا آخر عمر هم هرچقدر سلیقه ام عوض شد بازم همون بمونه واسم! الان که فعلا بیشتر عمر ازدواجمون با وسایل دست دوم و سومی که اینجا خریدیم سر شد! خداییش چالشه مهاجرت توانایی ها و ناتوانی هات را بدجور به رخت میکشه
 
مثلا من .بی خیال
الحمدلله علی کل حا
از محاسنی که اینجا داره این هستش که  می تونی خونت را هر جور دوست داری بچینی بدون این که نگران قضاوت افراد باشی. مثلا اگه من این امکانو زمان ایران بودنم داشتم جهزیه ام شادتر میخریدم  ولی خب جوری خریدم که تا آخر عمر هم هرچقدر سلیقه ام عوض شد بازم همون بمونه واسم! الان که فعلا بیشتر عمر ازدواجمون با وسایل دست دوم و سومی که اینجا خریدیم سر شد! خداییش چالشه مهاجرت توانایی ها و ناتوانی هات را بدجور به رخت میکشه
 
مثلا من .بی خیال
الحمدلله علی کل حا
 سلام.
خب من اینجام به چند دلیل. یک اینکه خیلی از اطرافیانم وبلاگ دارند و می‌نویسند. ولی من ترجیح دادم که ناشناس بمونم بخاطر مسائل شخصی(خجل بودن). توی دهه دوم زندگی‌ام و امسال هم میتونه سال مهم و تاثیرگذاری‌ باشه واسم. میخوام حرفام و احساساتم یک جایی جمع باشه. به گمانم خوندنشون بعد از چند سال خیلی کیف میده. به علت فشار هایی که امسال قراره متحمل بشم خیلی وضعیت روحی باثباتی نخواهم داشت. که خب بگذرید ازشون و فک کنید در واقعیت آدم باکیفیت‌تری ام.
 
خیلی وقته دلم میخواد بیام و بنویسم از هر دری فرصتش فراهم نمیشد. الان که توی خوابگاه تنها نشستم و از پشه ها به اتاق پناه آوردم، موقعیت خوبیه.
راستش دلم نمیخواد بنویسم، دلم میخواد حرف بزنم.
ولی خب حرف زدن خیلی واسم سخت شده. داشتم ایمیلام رو چک میکردم ببینم نتیجه ی رزومه ارسال کردن واسه این شرکتا چیه، شرکتایی که یا قراره حقوق کمتر از اینجایی که هستم بهم بدن یا همکارای مزخرف داشته باشم.
نمیدونم اینجا گفتم یا نه اما شرکت ما دوتا دفتر داره. یکی ا
دارم یاد میگیرم توی زندگی خوابگاهی تعارف ممنوعه,تجربه شد واسم سر هر چیزی تعارف نکنم ,بلکه با مهربانی و ادب اما جدیت رفتار کنم ,انقدر که برداشتن مواد غذاییم,استفاده از ظروفم و نشستنشون یا شکستن ظرف هام ,یا مزاحم خوابم شدن ,واسشون عادی نشه . از دیشب شروع کردم به مشخص کردن حریمم ,و متوجه شدم خیلی ها واقعا سواستفاده گر هم هستند و متوجه نمیشن صرفا داری بهشون محبت میکنی ,خ.ر نیستی!
خلاصه اینکه,خوبه که بلدم نه بگم :)
یه رنگ سفیدی نشسته رو موهات هنوزم قشنگن واسم جفت چشمات
دوتا خط باریک کنار لباته هنوزم تب عشق تو حال و هواته
یه لبخند کوتاه کنارش یه کم غم چقدر زود گذشتن همین چند قدم هم
مث اینکه دیروز همو دیده بودیم با همدیگه عشقو به اوجش رسوندیم
یکی از هم اتاقیام یه دختریه که:
همیشه خدا خسته س.همیشه خدا سرش درد میکنه.همیشه خدا یا سردشه یا گرمشه.همیشه خدا دلش گرفته یا شور میزنه.همیشه خداشب با گریه میخوابه و صبح با گریه بیدار میشه 
یه بار قبلا باهاش حرف زدم هر مشاوره ای از دستم بر اومد بهش دادم و بهش گفتم من دیگه بلد نيستم برو مشاوره دانشگاه.
دیگه از دستش خسته شدم جوری که چندباری تذکر دادم که کم غر بزن و اعصاب بقیه رو خورد نکن.
همیشه سعی میکنم برنامم رو جوری تنظیم کنم تا کمترین بر
این پست راجب شماهایی که ادرس اینجارو دادم بهتون صدق نمیکنه واسه شماهاهمیشه وقت دارم و همیشه دوست دارم باهاتون چت کنم.
 
 
 
نمیدونم اسمشو بایدبذارم کینه ای بودن یا چیز دیگه ای ولی دفتر قهوه ایمو برداشتم و اسم فاطی رو از داخل ادمای امن دنیام خط زدم .شاید خیلی عجله ای تصمیم گرفتم شاید راجب هانی هم زیادی عجله کردم ولی بایدبگم از تموم شدن رابطمون خیلیم پشیمون نيستم ارامش فکریم بیشتره ولی راجب فاطی یکم دو دل بودم وقتی پشت تلفن بهم اون حرفارو زد ما
 
دانلود آهنگ جدید مجرم از گرشا رضایی با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
دیوونه واست میمردم اما باز ازت میخوردمبگو کی ازم بریدی حالمو چرا ندیدی تو هی
Download Ahang Jadid 98 Garsha Rezaei Benam Mojrem
دانلود آهنگ گرشا رضایی به نام مجرم با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
 
متن و ترانه آهنگ گرشا رضایی – مجرم
میدونی قیمت دل سوخته چنده میدونستی جونم به عشق تو بندهتو بدهکاریاتو مجرم میدونی تو خیال کن بنده ای من بازندهتو که قانون عاشقی رو میدونی واسه چی خب انقد راحت دل میشیچرا رف
داشتم فکر می‌کردم اگه فیلمساز شدم و خواستم فیلم عاشقانه بسازم نقش اول مرد و زن رو زن و شوهر واقعی می‌ذاشتم. والا. خانومه یه دکمه لباس به زور داره واسه شوهرش می‌بنده.
اصلاً من و فیلمسازی؟! واو استبعاد؟
راستش از خدا پنهون نیست، از شما هم پنهون نباشه، من از همون ترم پنج قصد انصراف از دانشگاه داشتم که بنا به دلایل خانوادگی نشد. فلذا بر آن شدم که کنکور ارشد را بنشینم  رشته‌ی سینما یا ادبیات نمایشی  بخوانم.
بدیهی‌ست که هر کس رشته‌ی یک چیزی را
جدای از این که آدم باید گاهی به خودش قول‌هایی بده، باید این توانایی رم داشته باشه که به قول‌هاش عمل کنه.مثلاً وقتی من به خودم قول می‌دم که دیگه به فلانی به خاطر رفتارش محل نذارم، باید بهش عمل کنم. وگرنه، تنها چیزی که واسم می‌مونه، حسِ ضعف‌ه؛ به‌اضافه‌ی اعصاب خردی و عصبانیت از خود.و من نمی‌دونم چرا در عمل نکردن به قولایی که به خودم می‌دم، به مقام استادی رسیدم. چی شد به این‌جا رسیدم.و هر دفعه هم به خودم می‌گم: دیگه این‌دفعه عمراً اینجوری
احساس تنهایی میکنم
قلبم یخ زده
چرا دیگه نمیتونم عاشق بشم؟ شایدم آش دهنسوزی نباشه.
یکی میخواد بیاد این تنهایی رو پر کنه،دست بردار نیست، منطق حالیش نمیشه، ما دنیامون فرق داره، ازش هم خوشم میاد و هم بدم میاد.ولی اون مثل اینکه بدجور عاشقم شده. احساس میکنم میخواد بیاد منو محدود کنه.
منطق میگه ولش کن
احساس میگه so, so
پس بی خیالش میشم
نمیخوام خودمو فدای عشقی که تو قلب یه نفر دیگست، بکنم. اصلا بره بمیره. واسم مهم نیست
بلاخره باید از یه جایی شروع کرد
هربار خواستم شروع کنم و بنویسم وثبتش کنم تا حافظم پاکش نکنه،مثل همیشه یه کار دیگه پر رنگ تر میشد و اولویت پیدا میکرد
تا میومدم سراغ خودم،باز قهر کرده بود و همه چیزو پاک کرده بود و مثل همیشه،پشتمو کرده بودم به خودم و دهن کجی میکردم 
ولی خب باید از یجایی شروع کنی
بجای قهر کردن ببینی چته
الان نمیدونم چطوریم
ساعت ۵.۲۳ فقط میدونم یه چیزی توی دلم میلوله و نیمچه ارامشمو گرفته و مثل همیشه اروم و قرار واسم نذاشته
 
صبح که هوای خنک و مطبوع شهریوری میخورد تو صورتم یه پست پیامکی فرستادم ولی بازم بیان
ثبتش نکرد . نمیدونم مشکلش چیه واقعا . اون از کامنت هایی که واسم میفرستن ولی تو صفحه
من نمیاد اینم از پستهای پیامکی که ثبت نمیشن.
 
فکر میکنید استاد کارورزی اطفالم کی بود ؟؟ یه دختری که دقیقا 10 سال پیش باهاش همکلاس تو
کلاس زبان بودم :) صبح که دیدمش خیلی ذوق کردم .
 
برنامه ی کارورزی ها باز قاطی شده ، البته خودمم کم دخیل نبودم تو این اوضاع . اگه خدا خواست و
جور ش
رمان دختر زشتدانلود رمان دختر زشت اثر شکیلا ش با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
داستان دختری به اسم آیما هستش که عذاب و سختی زیادی کشیده و سبب شده از اجتماع دور بمونه ، برای دلشاد کردن خانوادش هر کاری می کنه که این موجب تحول زندگیش می شه ، در این بین احساسات او و عاشق شدن …
خلاصه رمان دختر زشت
مهدی سهیلی‬: خیره شده بودم به پیست رقـص که با احساس سوزش شدید پهلوم به خودم اومدم … زیبا با نیش باز داشت منو نگا
دو روزه که برگشتم خونه,روزهای آخر خوابگاه احساس عجیبی داشتم ,احساس آوارگی! که مشخص نیست متعلق به کجا و چه آدم هایی هستم. خونه راحتی خاص خودش داره همراه با احساس امنیت و صمیمیت,اما توی خونه احساس راکد شدن داشتم ,اینکه هیچ کاری نمیکنم و فقط عمرم میگذره.دانشگاه خیلی دوست دارم,همکلاسی هام و محیط دانشگاه خیلی واسم جذابن اما واسه من که مدام پی رسیدن به آرامشم خوابگاه خیلی هم قشنگ نیست ,نیاز های عاطفیم اذیتم میکنه ,,,حالا می فهمم استقلال داشتن ,فقط
امروز بالاخره بعد از چندین روز متوالی مامان خانوم زنگ زدن بهم!
بعد کلی سوال و جواب و نصحیت و این چیزا بهم گفت که آخر هفته رو بیا خونه،اما حوصله نداشتم برم و الکی گفتم که درگیر درس و امتحانای میانترم هستم و وقت نمیکنم بیام! اما درس کجا بود؟! :))
کی حال داره این همه راهو بره تا خونه و یکی دو روز بعد دوباره برگرده تهران. من کلا این مدلیم که وقتی یه مدت یه جا بمونم عادت میکنم به اونجا و واسم عادی میشه مثلا وقتی میرم خونه بعد دوباره برمیگردم این خوا
پستای قدیمی رو پشت سر هم خوندم و طبق معمول هر دفعه ای که بعد مدت ها میام اینجا دهنم باز موند از این حجم از تغییرات:))) تو همه چیا! یعنی از مدل نوشتن بگیر تا طرز فکر دغدغه ها هی شک میکنم میگم اینارو واقعا من نوشتم؟ این آدم من بودم؟:)))  کی وقت کردم این همه عوض بشم WTF :)) 
یه کار دیگه ای که وقتی اینجا سر میزدم میکردم سر زدن به دوستای وبلاگی بود که خب یه سریاشون انگار جمع کردن رفتن بقیه هم که باز نمیشن تو این شرایط قشنگ اینترنتمون:( نمیدونم هنوز مینویسن؟
یکی از معضلات زندگی من اینه که وقتی دارم کنار خیابون در جهت عکس حرکت ماشین ها راه میرم ( جایی که پیاده روها اشغالن) مدام تاکسی ها واسم بوق میزنن و همیشه با این سوال مواجه میشم که چرا وقتی دارم در جهت عکس راه میرم تا به جایی برسم، دلم بخواد سوار تاکسی شم تا با سرعت بیشتری از مقصدی که دارم به سمتش میرم دور شم؟ :|
+ خوشم میاد وقتی ایستادی تا از خیابون رد شی، تاکسی ها هی وایمیستن بوق میزنن ولی تا بفهمن میخوای از خیابون رد شی، به قصد کشتنت گاز میدن تا م
واسم یه ویدئو فرستاده ،تایمش کوتاهِ اما هزار بار دیدمش، صدای گوش نواز دریا  همراه صدای فندق که داره میگه: خاله جات  خالیه ، آسمون ابری که با آبی  دریا مرز مشترکی پیدا کرده  فقط کافیه آهنگ دریا را پلی کنم ،از بین آهنگا پیداش میکنم.
"دریا بغلم کن بغلم کن که شدم تنها بغلم کن بغلم کن  بین نامردا من تک ننداز"
 دوباره ویدئو را پِلی  میکنم ،اینبار  ذهنم پرت شد به اردیبهشت ۹۵،درست همین ساحل ماسه ای،همین قسمت دریا،حوالی چنین ساعتی .
چقدر  زود دیر م
اومدم پنل و یهو ترس برم داشت،میخواستم پست قبلی رو ادیت کنم،حواسم نبود که تایم انتشارش رو واسه ساعت صفر امروز گذاشته بودم،امروز به خیلی چیزا فکر کردم،به اینکه کاش پستهایی که مربوط به کتابها میشد با اتفاقای چرت و پرتی که واسم افتاده و نوشتم قاطی نمیشدن.اما بعد یادم اومد هدف من از نوشتن توی این صفحه معرفی کتاب نیست،من قادر نيستم به خوبی اینکارو انجام بدم.این هفته برای ن.ف پارت های یه سریال مزخرف ترکی رو جمع میکردم و فکر کنم وقت فردا رو هم بگیره
از روزی که چتر خریدم!
دیگه بارون نیومد .
درسته من از بارون خاطره خوبی ندارم و فقط مریضی واسم آورده.
اما دلیل نمیشه دوستش نداشته باشم .و عشق نکنم با صدای دلبرونه اش!
خدایا لطفا بارون بفرست.!
قول میدم همونطوری زیر بارون خیس بشم.بدون چتر!
با آغوش باز و دستایی رو به آسمونت که میخواااد جلو همه مردم شهر .بغلت کنه.!
قول میدم .
نه شکایت میکنم.نه پرت و چرت میگم.
قول قول قول.یه قول دخترونه سفت و سخت!
بارون پلیز .
.
عاشقت میشم دوباره.
عاشق اونی
 فرار میکنم از این موقعیتتلاش های مصر و مکررش برای بوسیدنو همزمان زمزمه های "خیلی دوستت دارم"نه طاقت ماندن دارم و نه پای رفتننه اینجانه آنجامعجزه لازم دارمتو قرار بود معجزه کنی واسم، معجزه ای به اندازه ی بزرگیتپس چرا بدتر کردی
      
دیگه نمیتونم حتی ببوسمشیه چیز خیلی کوچیکیا شایدم بزرگمتاسفمواسه انقدر بد بودنمواسه قدرتو ندونستنبه خدا نمیدونم باید چکار کنمخیلی متاسفم واسه همه چیزواسه بودنم تو زندگیت.جهان من آشوب است
همیشه یک نفر  باید باشد که  وقتی از زمین و زمان شاکی شدم بشود وکیل و حق را به من بدهد.حال میخواهد  حقوق خوانده باشد یا نه.حال  میخواهد حق با من باشد یا نهاصلا مهم نیست!!!!
فقط یک نفر باشد  که ترجیح مکررش ،اولویت اکیدش  به همه دنیا فقط من  باشد.
یک نفر  که  وقتی در غربت دنیا گم شدم.وقتی بغض و حجم عظیم درک و اتفاقات اطرافم سخت بود واسمبایک ."دیوانه غصه  چرا میخوری من هستم"  گفتن  ، ویران کند  همه ی دلتنگی ها ،درد ها، بغض ها را !
باید  یک نفر
 
از اینکه آدمها فکر ميکنن من قوی و مستقلم متنفرم . من انقدر از نظر روحی داغون و متلاشی ام که گاهی چند دقیقه به یه نقطه خیره میشم و فکر میکنم چطور میتونم به این نکبت پایان بدم بعد به خودم میام و فکر میکنم من ترسوتر از این حرفام و بهتره بجای فکرای بیخود یه حرکتی برای زندگیم بکنم ، اما پنج دقیقه بعد دوباره مایوس میشم و دلم میخواد بزنم زیر گریه . حالا نمیفهمم چرا با این روحیه‌ی نابود ، همیشه درحال خندیدنم و همه فکر میکنم من زندگی به هیچجام نیست . من
امروز یکی از صمیمی‌ترین دوستای دوران دبیرستانم اومده بود دانشگاه بهم سربزنه. کلی باهم حرف زدیم از گذشته از الان.
بعد چند دقیقه یه سیگار از جیبش بیرون آورد و گذاشت لای لباش روشنش کرد و دستاشو گذاشت تو جیبش 
خیلی صحنه بدی بود واسم. صمیمی‌ترین دوستم از سرما لباش میلرزید و سیگارو پک میزد، چشمای سرخش به زور باز بود و خیره بودیم به چشمای هم،چرا اون همه شادی و انرژی تو چشماش جاشو داده به بی‌تفاوتی و سردی؟
دلم واسه اون روزایی تنگ شده که باهم میرف
سلام وقت همگی شما بخیر
 
دوستان میدونم که روزای خیلی سختی رو داریم سپری میکنیم وضعیت زندگی مردم کاملا سخت شده ، کسب و کارها خراب تر از گذشته شدن
امیدها کمتر از قبل شدن و خیلی چیزای دیگه' منم مثه خیلیاتون یک فرد عادی در این جامعه هستم خیلی جاها شده که کم اوردم باور کنین بخدا حتی کسی رو هم نداشتم ازش دلگرمی قوت قلبی و انرژی مثبتی بگیرم خودم بودم و خدای خودم
خودتون رو فراموش نکنین کسی نمیتونه بهمون کمکی کنه غیر خودمون از کسی انتظاری نداشته باشی
صدای زنگ آیفون و خبر از اومدنش،نفهمیدم چطور خودمُ به در رسوندم ،صداش میاد با گیتار کوچیک تو دستش،بغلش میکنم همش هشت روز ندیدمش اما واسم یه عمرِ. دستش دور گردنم حلقه میکنه صورتم میبوسه،منم می بوسمش به تلافی تموم چند روزی که ندیدمش.
دونه دونه خریداش نشون میده، با ذوق راجع هر کدومش توضیح میده.بعد بهم میگه چشمات ببند، چشمام بستم ،بهم گفت دستت باز کن ،منم دستم باز میکنم ،یه عالمه صدف که تومشت کوچیکش جا داده میزاره تو دستم ، با هیجان خاصی میگه: خا
دوست داشتم18سالگیم خیلی متفاوت باشه،حالا دارم چیزایی تجربه میکنم که حتی فکرشم نمیتونستم کنم، حالا روی تخت دراز کشیدم و ازخودم میپرسم واقعا؟واقعا؟‌واقعا؟نفس عمیق میکشم تا ضربان قلبم یکم ارومتر شه،ولی قلبم پرشدهازخوشی حس میکنم ظرفیت این همه خوشی و هیجان نداره قلبم ،از فرط هیجان قلبم دردمیکنه و این شیرین ترین درد دنیاست واسم!
-
     گروه خانوادگی فقط اونجاش که پسر خاله میاد تبلیغ جدیدترین کسب و کارش رو میکنه و اینقدر پوستر مغازه اش رو برات توی خصوصی میفرسته که از رو میری و میذاریش وضعیت. اونوقت اون وسط پسردایی چپ و راست ویدیوی شیرین کاری هاش رو میذاره و یه عده قربون بلا میرن و یه عده تهدید و ارعاب. در این حین و بین زن دایی که تازه عزیزی رو از دست داده یه پیام یه متری در مورد برزخ یا مرگ فوروارد میکنه توی گروه. من هم که تا عکس طبیعت میذارن هی یاداوری میکنم که واسم چند تا
نیاز دارم به نوشتن.
سختیه نوشتن توی وبلاگ اینه که به نت وصل بشم و وارد پنل بشم و با اون دنگ و فنگ ها بنویسم 
دلم میخواد روی کاغذ سریع هرچی میخوام بنویسم 
نوشتن توی نوت گوشی هم واسم راحته و چند روزه مقاومت کردم چون میخوام گوشی رو ترک کنم ولی امروز دیدم واقعا حالم بده و اگه یه نوت توی گوشی آرومم میکنه پس از خودم دریغش نکنم. 
 
این روزا حالم خیلی بده 
از دست و پنجه نرم کردن با ضعف ها و مشکلات روحی بگیر تا تموم شدن درس و بیکاری و بی پولی و بی هدفی تا آ
صبح یکی از دوستام یک عالمه ازم م گرفت واسه انتخاب واحد درسها و هماهنگ کرد باهام که عمومی چی برداریم اکیپمون با هم باشه
انتخاب واحد کی بود؟ 8 صبح فردا
بعد از ظهر ساعت 4 از خواب بیدار شدم دیدم ساعت 3 سایت باز شده و بچه ها انتخاب واحد کردن
همین دوستم ازم پرسیده بود چی برداشتم نهایتا
میدونی چی شد؟ رفته بودن دوتا درسی که اصلا صحبتش هم نشده بود رو برداشته بودن و وقتی هم من رفتم دیگه ظرفیتش پر شده بود.
نه تنها شوکه نشدم واقعا که انتظارش هم داشتم.
و
خب من از فردا میرم کتابخونه درس بخونم . اینکه پانسیون رو انتخاب نکردم چندتا دلیل داره . و اینکه منی که پشت کنکوری هستم اونم بار اولم نیس خونه موندن واقعا عذاب آور شده واسم . من خودم به شخصه تو جو کتابخونه یا مدرسه عملکرد و بازدهیم فوق العاده خوب میشه  دیگه ببینیم اینبار نتیجه چجوریاس.
اینجا اگه کسی رفته یا میره کتابخونه لطفا بگه واسش خوب بوده یا نه! ممنون میشم واقعنی☺
 و یه قولیم که به خودم دادم زیاد درگیر لباس پوشیدن نباشممیم.الف تو بیا
دیشب خواب دیدم
د_ف تو خوابم بود و نان استاپ جنگ و دعوا بود
د_ف_ش هم بود و به طرز شدیدا عجیبی فقط نظاره گر بود و دخالتی نمیکرد
اصن یه وضعی بودا
 
سیستمم عجیبه
وقتایی که از یکی شدید شاکیم و امکان دعوا کردن با طرف واسم وجود نداره
شب تو خوابم میاد و یه دل سیر اونچه تو دلمه رو بهش میگم و خالی میشم
میشورم و پهنش میکنم رو بند و خلاصه اونچه تو واقعیت از دستم نمیادو تو خواب حساااببییی جبران میکنم
 
صبحشم که از خواب پا میشم انگار از رینگ بوکس برگشتم، حسابی
از آخرین باری که اینجا مینویسم خیلی میگذره واو عملا فراموش کرده بودم اینجا رو ترم پیش یک درس دیگه هم افتادم الان هم که تابستونه و من یکمی درس خوندم فقط یکم البته، تفریح خاصی هم نداشتم کلاس شنا رفتم که اون هم چالش بزرگی بود واسم دیگه اینکه خبری از اون شکی که قبلا به احساسم داشتم نیست الان میدونم که واقعا عاشق "ع" ام و "ا" حتی به زور جایگاه دوست رو داره تو زندگیم. الان فهمیدم که واقعا کی و چی برام مهمه. از "ع" دورم و دوری داره اذیتم میکنه.بشه که
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب