نتایج پست ها برای عبارت :

هیچ اینجا گم نمیشود

و امروز که زمستان ترین روز است تا به اينجا
که آسمان سفید سفید و سوز سرما سیلی میشود روی صورتم 
و درخت ها ند، انگار هيچوقت زنده نبوده اند
 
امروز عزادار ترم! به اندازه یک اتوبوس ادم بیشتر عزادارم
مغزم از صحنه گریه فاطیما و خواهران بزرگترش خالی نميشود
زبانم قفل شده بود و هيچ حرفی نمیتوانستم بزنم
میخواستم کلی دعوا کنم که مرا ندید نگیر اما فقط همراهش اشک ریختم
و به این فکر کردم که عزاداری ما در این روز که زمستان ترین است تا به اينجا تمام شد
نمیدونم چرا نمیشه!
چرا هی نمیشه!
 
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نميشود که نميشود که نميشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و ب
باورم نميشود روزگاری اينجا یادداشت مینوشتم. نوشته های قبلی ارشیو شده اند. من آن آدم نیستم. نمیدانم چرا دارم اينجا مینویسم. قصد خاصی ندارم. شاید بخاطر همین است که جلوی حرکت های انگشتانم روی دکمه های کیبورد را نمیگیرم. اسمم را عوض کرده ام. دریا صدایم میکنند. معماری میخوانم، حالا دیگر کنکور تمام شده. دختر بچه ای که تکه ای از تصویر چشم هایش گوشه ی این صفحه است دیگر آن شکلی نیست. اينجا خالی به نظر میرد آنقدر که فکر نمیکنم هنوز کسی مانده باشد که اینه
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نميشود که نميشود که نميشودگاهی بساط عیش خودش جور میشودگاهی دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهی هزار دوره دعا بی اجابت استگاهی نگفته قرعه به نام تو میشودگاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهی تمام شهر گدای تو میشودگاهی برای خنده دلم تنگ میشودگاهی دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهی تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و بی رنگ میشودگاهی نفس به تیزی شمشیر میشودا
 
 
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نميشود که نميشود که نميشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شم
امروز بعد از امتحان روانشناسی نرفتم با بچه‌ها بچرخم و هی حرف بزنیم و بخندیم.رفتم اما حالم خوب نبود.خداحافظی کردم و گفتم این بار دیگه باید محکم باشم.باید انجامش بدم.همان طور محکم‌طور راه میرفتم و شهر را میدیدم که در غبار وحشتناک،حال داستان های سورئال را پیدا کرده بود.
مرکز مشاوره بسته بود.لعنتی!شماره‌اش را برداشتم که بعد زنگ بزنم.خودم را روی زمین می کشیدم و جلو میرفتم.آدم ها ماسک زده بودند.همه از دم.دستم را دراز کرده بودم و با انگشت هایم دیو
 بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی
در اسلام عمری قیام کننده بر علیه حاکم فاسق ظالم گنه کار بوده شهید حساب نميشود 
در اسلام عمری چون حسین بن علی بن ابی طالب علیه الاف السلام بر علیه جانشین پیامبر قیام کرده است شهید حساب نميشود
و از طرف دیگر در اسلام عمری،همین حسین بن علی بن ابی طالب و برادرش حسن که بدست معاویه صحابی پیامبر به شهادت رسید ،آقای جوانان بهشت می باشند
.
نشانه ای که نوزاد شما با شیر مادر سیر نميشود
در
ماههای اول اصلی ترین تغذیه نوزاد شیر مادر است و برای همین سیر شدن او با
این تغذیه سالم اهمیت دارد چرا که علاوه بر رشد وزنی بر عوامل دیگر موثر
در رشد او تاثیر می گذارد.
علائم سیر نشدن نوزاد با شیر مادر
ادامه مطلب
تمام مرداد های سپری شده با او را مرور میکنم .مرداد های پر پیچ و خم ‌که تهش با یک تولد انگار دوباره همه چیز به هم وصل میشد !همان رابطه ی تکه پاره را شاید به بهانه ی تولد میتوانستیم با یک نوشته وصله بزنیم ! چقدر با نوشتن انس گرفته بودم .گاه و بی گاه مینوشتم .این که از آن فضا فاصله گرفتم ،دلیل بر این نیست که رفیق نخواهم ‌‌هنوز هم دوست دارم ۲۰ مرداد که میشود،۱۱ اسفند که میشود .۱۲ آذر که میشود اينجا بنویسم بنویسم که هی !من هنوز همان سمج ِ خ
سلام ، 
اينجا یادگاری کوچکی از گوشه ی کوچکِ زندگی کوتاه من خواهد بود=] 
میخواهم بدانم چقدر از عطر یاس و طعم گیلاس را میشود از زندگی بیرون کشید . زمانی که دیگران از تلخی ها میگویند ، دوست دارم از بوی بوته ی کوچک بنفشه ، پای درخت تنومند گردو و عطر پونه ی کنار جوی بگویم، چیزی که بسیار دلتنگ آنم.
پی نوشت: ولی گاهی نميشود چیزی برای شادی پیدا کرد و قول نمیدهم فقط چیز های خوب بنویسم :/ 
آری او حتی این‌بار هم نتوانست سر حرفش بماند :/
آدم است دیگر انقدر به دنبال خوشبختی از اينجا به آنجا و از آنجا به اينجا میرود که هرکس در آن ساعت از اينجا به آنجا و از آنجا به اينجا برود اورا در حال رفت و آمد از اينجا به آنجا و از آنجا به اينجا میبیند
+++++
یه زیر خاکیِ دیگه. یه زمانی هم مینی‌مال مینوشتیم. ای تُف به این گذرِ زمان link
خطای انسانی یعنی تلافی، یعنی فکر کردن به اینکه جان با جان فرق دارد، آمریکایی با ایرانی و غربی با شرقی فرق دارد. خطای انسانی یعنی جنجال، هوار، یعنی لعنت. 
دلتان چطور تاب می‌آورد با بار سنگین این اشتباه؟ خرد نمی‌شود؟ له نميشود؟ می‌دانم، می‌دانم، اشتباه پیش می‌آید، اتفاق است، اتفاق است. ولی می‌دانید؟ عزیزِ جانی داشتم که با اشتباه در پرونده‌ی پزشکی زندگیش دگرگون شد، پزشکی که پرونده را در طول روند بررسی تغییر می‌داد، دروغ می‌گفت، پارتی د
آدمها
همیشه خوب را      
               
برای یافتن خوب تر رها میکنند 
غافل از اینکه خوب همانیست   که وقتی ازهمه چیز وهمه کس بریدی      یادش می افتی 
همان کسی که   هر روز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم
 
همان کسی که   تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی      اما ساده گذشتی 
همان کسی که   وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان رابه هم میدوزد     تا تو لبخند بزنی
  
خوب   همان کسی است که 
    بی منت تو را دوست دارد        که تو صدبار دست رد به سی
جنگ ، خون ، مرگ ، عزا ، اضطراب ، ترس ، نا امیدی ، غم ، سوز ، وحشت  .
هزاران واژه ی تلخ لبریز شده در روز هایمان ، در سال های جوانی مان ، و گویا هيچ راه نجاتی یا حتی فراری نیست !  اعتراض میکنی ؟ میمیری ! درس میخوانی ، دنبال کار میگردی ، پیدا نميشود ، قصد ِ پناه میکنی ، بلیط میگیری ، خداحافاظی میکنی ، نرفته دلتنگ میشوی ، نرفته غریب میشوی ، نرفته اشک میشوی ، از گِیت رد میشوی ، میپری میرسی ؟ نه ! میمیری . با کدام عدل و منطق و رحمی به اينجا رسیدیم ؟ مگ
آهسته تر از  نم غم عشق گام تو بر این رخ خیال استاین حس خزان شدن گذشتهرفتن ز حریم تو محال استچون برف، به سر سپید خطیبر زلف سیاه شب  در آمدردی شد و راه رانشان داداین دل به کمند  دلبر آمدبی تو به کدام حالت غممشغول وپناه برده باشماز عشق تو با کدام واژهدر  دکلمه غم شمرده باشماينجا سخن از ترانه سخت استیک مثنوی غمین به کارمدیوانی از آن سرودن سردافتاده به سمت اختیارماينجا که دوسه سطر پارسی هستدرکنج رباعی نوایمیک عالمه شکوه مانده باشوقدرجمله ی قطعه
همه ما میدانیم که راز جذاب بودن یک دختر در نظر مردان تنها به زیبایی و بی نقص بودن چهره و اندام او محدود نميشود و شخصیت زیبا و رفتار دلبرانه تاثیر بسیار زیادی در جذابیت یک زن خواهد داشت. با این وجود مسلما از تاثیرگذاری فاکتورهای ظاهری در افزایش جذابیت یک زن در نظر مردان نیز نمیتوان صرف نظر کرد. خبر خوب این است که ظاهر زیبا و جذاب، ااما به ویژگی های خاص فیزیکی محدود نميشود و شما با داشتن مهارت و آگاهی کافی میتوانید در کنار زیبایی درونی، استای
بسم الله الرحمن الرحیم
چند تا از دوستان دنبال آدرس انجام آنلاین این تست ها و گرفتن نتیجه به صورت لحظه ای بودند. در ادامه پیوندهای لازم انجام این تست ها تقدیم می گردد.
 
تست تندخوانی اينجا و  اينجا و اينجا
تست سرعت حروف نگاری رایانه ای (تایپ) اينجا و اينجا و اينجا
تست هوش های چندگانه گاردنر اينجا نرم افزار و اينجا و اينجا تست آنلاین
تست هوش ریون اينجا و اينجا
 
بسم الله الرحمن الرحیم
چند تا از دوستان دنبال آدرس انجام آنلاین این تست ها و گرفتن نتیجه به صورت لحظه ای بودند. در ادامه پیوندهای لازم انجام این تست ها تقدیم می گردد.
 
تست تندخوانی اينجا و  اينجا و اينجا
تست سرعت حروف نگاری رایانه ای (تایپ) اينجا و اينجا و اينجا
تست هوش های چندگانه گاردنر اينجا نرم افزار و اينجا و اينجا تست آنلاین
تست هوش ریون اينجا و اينجا
این تست مزاج شناسی هم خوبه اينجا انجام بدید
 
دیشب سرِ کلاس فلسفه حرف هایی زده شد که اضطرابم برای حرف زدن و نوشتن را بیشتر میکند.اینکه با چند جلسه کلاس رفتن و چند تا حرف شنیدن میتونم بشینم اینور و اونور از چیزهای مختلف حرف بزنم و خودم را بزرگ نشان دهم.اینکه فقط جوری رفتار کنم انگار فرهیخته هستم و نگذارم که بقیه بدانند تا چه اندازه تو خالی ام.خودم این آفت را حس کرده بودم.وقتی چند جا رفتم و حرف هایی که از فتح زاده شنیده بودم به آن ها گفتم و احساس بزرگی کردم.چه حماقتی.در حقیقت هيچ چیز نیستم.
 
به طور تخمینی میتوانم بنویسم لعنت خدا بر آنچه که تو را از نوشتن منع کند. حالا که این صفحه را باز کرده‌ام پی برده‌ام. اينجا را دوباره باید سروسامان بدهم. همانطور که خودم را. همانطور که با نوشتن، خودم را. دست‌ها و انگشت‌هایم را به کیبورد سابق، به لغات، به نیم‌فاصله‌ها، به رهایی. این حجم از اجحاف در حق فضایی که پنجره‌ام رو به زیبایی‌ها و دایره‌های دوستی‌ست، به دور از انصاف است. حالا که کنترلی نیست. حالا که من اينجا خود خود سین هستم. اينجا که
چرندیات فرار، دروغ محض است.
نفس به سینه‌ی عشاق که رسد، همه دوان دوان به سوی معشوق رهسپار خواهند شد. البته خدا داند که سیل دانشجویان رفته به بلاد کفر، فقط برای گرفتن نفس و بازگشت به معشوق است وگرنه برای همه ما واضح است که تمام این چرندیاتی که درباره‌ی فرار میگویند همه دروغ محض است.
دیگر چهار سال میشود که آذر ماه به یاد رفقای رفته، با رفقای نرفته دیدار تازه میکنم. سال اول تماس میگرفتیم و با رفقای آن‌ور آبی‌مان سخن میگفتیم. سال دوم و سوم را تما
  دهانم پر حرف است و دلم پر درد
حیف که با دهان پر نميشود حرف زد
 
 
پ.ن: جناب آقای عابدزاده رئیس سازمان هواپیمایی کشور با اون سن و سال حداقل یه جوری دروغ بگو که خودت باورت بشه!
پ.ن: دارم به خانواده های کشتی سانچی فکر میکنم و اینکه به اونا چه دروغهایی تحویل دادن:(
#همین
تو حتی آستین های تا زده‌ی همیشگی ‌ات هم جزوی از دروس آموزشی‌ات بود،یعنی خواب ممنوع یعنی همیشه آماده باش،یعنی جنگ همچنان باقیست و ایضا دفاع!فتح یک،دو و سه و چهار و .،کردستان،دریا،خلیج،آسمان همه و همه بیشتر از رشادت ها و تخصصت؛معترف تواضع و مرام ابوالفضلی ات هستند.دوره ی تو هيچ وقت تمام نشد مربی!تو هنوز هم صدای گلوله های آتیشین بر پیکره‌ی استکباری،تو هنوز هم  تکاور آرمان های مقدسی،تو امتداد راه حسینی،تو هنوز هم مبلغ مرام ابوالفضلی،تو گن
دل کندن از اينجا خیلی سخته ،نمیخوام که کامل ترکش کنم ، هر چییم نباشه خاطرات چهار سال دوره لیسانس دانشگاهم رو اينجا نوشتم اما برای این دیگه خاطراتمو نمینویسم چون کسی آدرس اينجا رو داره که رفته اما ممکنه بیاد اينجا ، در حقیقت دارم فرار میکنم
+: دوستان من همچنان میخونمتون و براتون کامنت میذارم
+: زندگی پر از اتفاقات غیر منتظره‌ست
بسم‌الله الرحمن الرحیم
چرا رشد نمیکنم؟
چرا پولدارتر ازین نمیشوم؟
سؤالی که بسیارشنیده ام.
طبق آیات قرآن و بیانات پیامبر رحمت صل الله علیه و آله وسلم
اگر محاسبه کردی و متوجه شدی امکاناتت،ثروتت،درآمدت،افزون نميشود
بدان که در شکرگزاری از آنچه داری و داشته ای کوتاهی کرده ای
آنچنانکه باید شکرنکرده ای .
یقین داشته باش
با شکر نعمت ،نعمت ها افزایش می یابند
بادیدن کسی که از تو به خاطر امکانات مادی و رفاهی  اش بالاتر است
وظیفه یک شیعه است که 
ابتدا
نشستم تو یکی از دهنه های  پل خواجو ، هنوز جای دندون عقلی که دیروز کشیدم درد می کنه .درد نبودنش تا مدت ها توی دهانت حس میشه ،
در این لحظه به تمام شدن نیازمندم ،تمام شدن هرچیز ،هرکس
 وفکر می کنم هيچ وقت تمام نميشود .
پ .ن:غول سیاه افسردگیتو بردی .
سلام :")
نمیدونم چند وقته درست و حسابی سر نزدم به اينجا. راستش فعالیتم رو به اینستاگرام انتقال دادم ولی دلم نیومد اينجا رو ببندم. ریویوها رو از حالا به بعد، هم توی وبلاگ و هم اینستاگرام آپ میکنم. اگه اينجا براتون سخته به اینستاگرام کوچ کنین^^
اینم آدرس پیج:
sahrabookonalist@
اينجا رو که می ساختم می خواستم هر جور که شده به جایی برسم که الان هستم و به جرئت می تونم بگم از همون روز اول ساخته شدن اينجا تا همین الان همه اش در حال تکاپو بودم. اما حالا وقت تغییره. اسم اينجا رو باید عوض کنم و قالبش رو. باید نسبیت رو واردش کنم و طیف باشم نه صفر و یک.
اره واقعا تصمیمم جدیه برای اينجا موندن 
چون نت وصل شد
هم اینستا هم تلگرام ولی باز من میامو اينجا مینویسم :)
 
حال جسمیم دوباره خراب شده
دارم به حال بدم فکر میکنم و ظرفای کثیف توی سینک که پسر نذاشت بشورم 
و همسری که از ساعت ۹ رفته خوابیده و منی که فردا صبح زود باید بیدار شم و خواب نمیرمو بازم بگم ؟ :)
تا قله فاصله ای نبودکه لغزیدم.حالا که در قعر درهگرگ ها در کاسه ی سرم شراب مینوشندباز نام تو از لبانم جدا نميشودحالا که دستم بر سنگیپایم بر سنگیبر بلندای درهجا ماندهبه خاطره ی دستهایت فکر میکنم.دستم بی تو کاش خوراک کرکسی باشد.
 
-شاید نوشتن راه آسودگی باشه.
شعری از سال ۸۸ 

اينجا نه عراق است نه یک عده اسیرند
اينجا همه یا شیر و یا بچه ی شیرند
بیهوده نگویید که مشغول جهادیم
تا خرخره غرق لجن ظلم و فسادید
از کشتن یک دخترک غمزده شادید
لعنت به شما که همگی مست عنادید
آن ریش که بر صورتتان حیله فروش است چون ریشه ندارد به گمانم دم موش استمحمد قربانی 
سلام "ری را"ی عزیز.
الان که این نامه را برایت مینویسم در آغوش امن خدا هستی.
راستش را بخواهی خواستم با تو،صحبت کنم.در این همهمه ی افکار کسی نیست به حرفایم گوش دهد و از آنجایی که تو افکاری برای همهمه نداری حرف هایم را با دقت بیشتری گوش میدهی.
راستش را بخواهی اينجا هوا خوب نیست.آتش بود که به پا شد در این چند مدت،حسابی
هوا پر از دود شده.هيچ چیز را نميشود درست دید.
خفقان دارد،نميشود نفس کشید.بغض های زیادی فرو خورده میشود که برای قلب ضرر دارد.
قلب های ز
اگر فردی به سجده برود و آنقدر محکم سر را به سجده بزند و به هر دلیلی سر از سجده بدون عمد بردارد نمازش باطل نميشود ولی اگردر هنگام گفتن ذکر به هر دلیلی سر بلند شود و رابطه  بین پوست با مهر قطع شود نماز باطل و باید دوباره خوانده شود
 
هربار که چیز جدیدی راجع به خودم میفهمم حسی شبیه به کشف کردن سراغم می آید. و به این فکر میکنم که این آدمیزاد چیست که هرچه بکاوی باز چیزهای جدیدتری در چنته دارد.مثلا به تازگی متوجه شدم چقدر علوم انسانی برایم جذاب است.
میدانی فکر میکنم عشق هم یک همچین چیزی باشد، کشف رازآلودگی زیبایه درون معشوق. و میشود سالیان سال عاشق ماند؟ که هربار با کشفش دوباره عاشقش شوی؟ از نو. که در پی این واکاویدن ها، سیاهی اگر دیدی بمانی و عاشق بمانی. شاید با دیدن سیاهی ه
رضا یزدانی اينجا تهرونه
دانلود آهنگ جدید رضا یزدانی به نام اينجا تهرونه
ترانه: روزبه بمانی, موزیک: رضا یزدانی, تنظیم: محمد خرمی نژاد
Download New Music Reza Yazdani - Inja Tehroone
 
متن آهنگ اينجا تهرونه رضا یزدانیاينجا تهرونه شهر خوشبختی شهر شام و ناهار آمادهواسه کوچ کرده ها این شهر گوشه گوشه اش سعادت آبادهاينجا تهرونه شهر خوشبختی شهر دربند شهر آزادیمعنی اختلافو میفهمی وقتی بالای برج میلادیاينجا تهرونه اينجا تهرونه اينجا تهرونه اينجا تهرونهشهری که خیل
 
اينجا یه وبلاگ عمومی نیست، پس اگر شما مخاطب این پیام هستین
سلام 
میدونم که تعجب کردین خب من چند بار دیگه تلاش کردم تا مجدد بتونم با شما صحبت کنم ولی هر بار به در بسته خوردم.  و تنها راهی که برام باقی موند اينجا بود. من تک تک این سطر ها رو اينجا امیدوارانه نوشتم و مطمئنم که اگه صلاح باشه به شما میرسه خانم دکتر.
در پناه خدا
اينجا فروغ عشق و صفا موج می‌زندنور خدا به صحن و سرا، موج می‌زنداينجا که طورِ جلوه و سینای ایزدی‌ستاز هر کرانه نور خدا موج می‌زنداينجا مطاف اهل زمین است و آسمانوز شهپر فرشته فضا موج می‌زندلبیک از زبان اجابت توان شنیددر این فضا که نور دعا موج می‌زنداينجا که رشک هشت بهشت است و هفت چرخاز شش جهت فروغ ولا موج می‌زند

ادامه مطلب
امروز بازدیدهای زی زی به 10000 رسید.تو این 1077 روزی که از عمر زی زی میگذره نه من مخاطبینم رو می شناسم و نه مخاطبینم منو. مخاطبینی گاه ثابت که هر روز به اينجا سر میزنن و آروم و بی سر و صدا و بی نشون، زی زی رو میخونند و رد میشن. اينجا می نویسم که فراموش کنم و همیشه از خودم می پرسم برای چی خونده میشم؟ گاهی شاد گاهی خسته گاهی امیدوار گاهی پر از عشق گاهی دلتنگ. هرچه که هست اینکه اينجا اونقدرها هم تنها نیستم، شوق نوشتن رو در من بیشتر میکنه. اينجا هنوز نتون
پس از سه سال عبور عطارد از مقابل خورشید دیده شد البته عطارد هر 89 روز یکبار از مقابلخورشید عبور میکند اما به دلیل کجی محور آن همیشه این عبور دیده نميشود
در روز 20 آبان 98 من و گروه منجمان مرودشت با همکاری انجمن تفکرخلاق اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برنامه ای برای رصد عمومی و رایگان این رویداد نجومی تدارک دیدیم تا علاقمندان به علم نجوم شاهد این رویداد باشند.
 
در ادامه تصاویری از این برنامه ببینید
 
همچنین برای مشاهده انلاین تایم لپس برنامه اينجا
روزی که اومدم اينجا به خودم قول دادم تموم حرفایی که هیج جا نمیتونم بزنم، نمیتونم به عزیزترین کسانم بگم یا حتی تو دفتر خاطراتم بنویسم اينجا بگم اما انگار اينجا هم برام فایده ای نداشت. از طرفی فکر میکنم باید بمونن یه جایی تو ذهنم وهی روی هم تلنبار بشن.از طرفی دلم میخاد برای یبارهم که شده هرچی تو ذهنمه بریزم بیرون بدون اینکه دلم شور بزنه 
مثل همینکه پیرهنت را عوض کنی
عشقت کشیده است زنت را عوض کنی
عمری تورا به گرده گرفته است این قطار
وقتش رسیده تا ترنت را عوض کنی
یک سیر هم نبودی وصدمن شدی کنون
بهتر که سنگ نیم منت را عوض کنی
آمال خویش  راچو کفن میکشی به دوش
اما نميشود کفنت را عوض کنی
ای کاش جای فتنه وشر تا نمرده ای
این آب حوض پرلجنت را عوض کنی
شلوار جفت خاصیتش این حکایت است
دور از خلاف شرع ! زنت را عوض کنی
از این شراب کهنه سیه مست گشته ای
رفتی که مزه دهنت را عوض کنی
به وقت پایان سال نود و هفت 
به رسم هر سال که این روزها برای خودم مینویسم از سالی که گذشت .
اما اینبار شاید غمگین تر از گذشته .
یک غزاله ام. پر از فکر و خیال و غم و اضطراب . به قول مه تاب :" دنیا خلاف آنچه که میخواستم گذشت "
دغدغه ی همه چیزم را دارم . درگیر آدم هایی شده ام که آرامش ام را از من ربوده اند . من هيچوقت حسود نبوده ام ، نیستم . ولی آسودگیشان برایم یک حسرت است .حالم را بهم ریخته اند . دغدغه هایم را زیاد کرده اند .
این روز ها فاصله ی اشک و
سلام
من چند سالی اينجا مهمان بودم. مهمان سرویس وبلاگ بیان.
ازش راضی بودم و هستم.
اما از 14 آبان 98 تصمیم گرفتم، وبلاگی با دامنه اختصاصی داشته باشم.
چرا؟
می خواهم تا روزی که زنده ام بنویسم.
بنابراین عقل حکم می کند که در زمین خودم خانه بسازم.
از این به بعد اينجا می نویسم: nozars.ir
منتظرتان هستم :)
 
از عِشق چه میگوینداین هرزه گویانوقتی عاشق زبانش عاجز میماند در توصیفشو عشق چیستجز کابوسیجز سکوتیو جز سِرّی که عاشق و معشوق هردو دانند و اما ندانند!
مظلوم ترین ناشناخته ی عالمعشق است
که همدیگر را به این کلمه هر چه بیشتر صِدا میکنند بیشتر نبودش را میتوان فهمید
عشق را نميشود با هر زبانی خواند
عشق باید ناشناخته ای بماند
رازی میانِ عاشق و معشوق فقط!
که ایشان هم ندانند جز معشوقِ یگانه
که بداند
چه در جانِ معشوق
و چه در روانِ عاشق می روید
ای
پس از سه سال عبور عطارد از مقابل خورشید دیده شد البته عطارد هر 89 روز یکبار از مقابلخورشید عبور میکند اما به دلیل کجی محور آن همیشه این عبور دیده نميشود
در روز 20 آبان 98  گروه منجمان مرودشت با همکاری انجمن تفکرخلاق اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برنامه ای برای رصد عمومی و رایگان این رویداد نجومی در پارکینگ عمومی مجموعه باستانی تخت جمشید تدارک نمودند تا علاقمندان به علم نجوم شاهد این رویداد باشند.
 
در ادامه تصاویری از این برنامه ببینید
 
همچنین ب
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- اقای مایک پمپئورعربستان فرمودند  حمله اخیرایران درتاریخ نمونه نداشته است پس حملات عربستان بهمرم یمن  برای ایشان طبق قراردادهای ژنو است وقابل قبول ا است چندنفر دران حمله کشته شدند؟؟ تعدادرا بیان نکردند ولی قدرت جهنمی مالی عربستان مقداری تخفیف مکند که کمتر بچه کش شود- یک طرف دیدن کار احمق ها است- کار عربستان دیگر قابل تحمل نیست- انتقام گرفت شرعی واجب است کشور یمن را به نابودی کامل داردمیرساند- صلاح شم
۱. دلم برایت تنگ شدهاین را درست وقتی فهمیدم که بین لیست نوشتن ها و برنامه چیدن ها و موزیک گوش کردن هایم، آهنگی از گروه ماینوس وان پلی شد و چشمم به کاورش افتاد‌ و مردی شبیه به تو را دیدم.در کسری از ثانیه حس کردم قلبم جایی می تپد که دقیقا نمیدانم کجاستجایی که پیدایش نمیکنمدر کسری از ثانیه من، من» نبودمتو بودیتو بودی و نگاهت و قلبی که اگر بود هم برای تو بودبرای تو و این حجم زیادِ دلتنگی در نبودنتبرای توکه دقیقا ۲ ماه و ۲ روز است که نیستی.که ندا
در مباحث اقتصادکلان بر اساس متغیرهای اقتصادی میتوان از وضعیت یک اقتصاد در مقایسه با سایر کشورها یا در مقایسه باگذشته آن اقتصاد اطلاعات کسب کرد.
 
برای نشان دادن سطح محصول کل اقتصاد یک جامعه اقتصادی ، از مفهومی تحت عنوان تولید ناخالص داخلی(GDP) و تولید ناخالص ملی (GNP) استفاده می نماییم.
در محاسبه تولید ناخالص داخلی و تولید ناخالص ملی صرفا معاد ارزش کالاها و خدمات نهایی منظور میشود.
تولید ناخالص ملی تصویری از محصولات (کالا و خدمات نهایی) کل اقتص
چه خاکی برداشته اينجا!
یهو یادم افتاد یه صفحه سوت و کور وبلاگی هم بین زندگی ای که به توییتر و اینستاگرام و تلگرام پیچیده دارم.
نام کاربریم و پسوردمم یاد نمیومد ،بین نُت هام پیداشون کردم و چه عجیب که یادداشت کرده بودم.
عجیب تر اینکه وقتی به اينجا نگاه میکنم دلم نمیگیره،انگاری بهم نشون میده چقد تغییر کردم و فکر میکنم از مرحله گیر کردن تو زمان عبور کردم .
نمیدانم ، شاید عمر لونا دیگر تمام شده باشد و دیگر اينجا خانه نباشد . شاید هم وقفه ی کوچکی باشد برای آنکه لونا دوباره خانه را پیدا کند.
به هر حال چیزی که میدانم آن ست که دیگر اينجا نیستم . اگر سراغم را میگیرید اينجا هستم : تنبــور
خب اومدم که خدافظی کنم.بالاخره.وبلاگمو منتقل کردم به وردپرس با وجود اینکه اينجا رو خیلی دوست داشتم و امیدوارم که بیان منو ببخشه:)خیلی چرت و پرت گفتم اينجا.غر زدم و بچگی کردم.نظرات احمقانه و خودخواهانه دادم و سرتونو دردآوردم.ببخشید دیگه خلاصه:)امیدوارم اينجا بمونه برای وقتی که بزرگ شدم برگردم و نگاه کنم و یکم بخندم.آینده روشنه و منم امیدوار.و امیدوارم که اگه واسه شما روشنه؛ بمونه و اگه نیست، بشه
خوشحال میشم که اينجا دوباره ببینمتون:)وخداحاف
خب اومدم که خدافظی کنم.بالاخره.وبلاگمو منتقل کردم به وردپرس با وجود اینکه اينجا رو خیلی دوست داشتم و امیدوارم که بیان منو ببخشه:)خیلی چرت و پرت گفتم اينجا.غر زدم و بچگی کردم.نظرات احمقانه و خودخواهانه دادم و سرتونو دردآوردم.ببخشید دیگه خلاصه:)امیدوارم اينجا بمونه برای وقتی که بزرگ شدم برگردم و نگاه کنم و یکم بخندم.آینده روشنه و منم امیدوار.و امیدوارم که اگه واسه شما روشنه؛ بمونه و اگه نیست، بشه
خوشحال میشم که اينجا دوباره ببینمتون:)وخداحاف
توجه: به هيچ عنوان این بازی پیشنهاد نميشود و این ترفند فقط جهت اطلاع رسانی شما عزیزان می باشد
از بازی هم میشه سود کرد به شرط اینکه مهارتشا داشته باشید
اول چیزی که شما بهش نیاز دارید
۱.صبر ۲.حوصله ۳.گذاشتن وقت
ادامه مطلب
هوا این روزها گرم ترین روزهای خود را میگذراند و این موضوع رخوت وجودی ام را تشدید میکند
کاراموزی عملا به یک فرایند فرساینده تبدیل شده
بخاطر همین مسئله تنها کاری که انجام میدادم و ابدا کار کاذبی نبود به مشکل خورده و حالا من اينجا یک غریبه ام 
"فرار از اردوگاه 14" را تقریبا تمام کردم و عملا در این روزها افسردگی را حس میکنم 
به میم گفتم هيچ چیز خوشحالم نمیکند و کارهایی که انجام دادنش حالم را خوب میکرد دیگر به هيچ دردی نمیخورد
دلم برای ادم ها تنگ نم
سلام دوستان عزیز تر از جان. 
 
حالم خیلی بهتره شکر خدا. مرخص شدم و خونه بهترم هم کرد. 
 
برام یکم سخت شده نوشتن اينجا! و تلگرام و تو کانال خیلی راحت ترم. میدونم واقعا دارم بی وفایی میکنم ولی احتمال خیلی خیلی زیاد فک نکنم دیگه اينجا بنویسم 
 
از این جهت!  هر کس آی دی تلگرام رو خواست تو نظرات خصوصی بگه بهم تقدیمش کنم. 
 
هر گاهی سر میزنم اينجا و بهتون. 
 
دوستتون دارم. شاد و تندرست و پیروز باشید 
دانلود و مشاهده سلسله مباحث آشنایی با معارف مهدویت 
 
 
 

شماره
موضوع جلسه
دانلود فیلم
دانلود صوت
مشاهده

1
ضرورت طرح مباحث مهدویت
فایل
اينجا
اينجا

2
مهدویت مسیر بندگی خدا
فایل
اينجا
اينجا

3
مهدویت راه رسیدن به معنویت
فایل
اينجا
اينجا

4
آسیب شناسی مهدویت
فایل
اينجا
اينجا

5
مهدویت در قرآن
فایل
اينجا
اينجا

6
فایده امام غائب 1
فایل
اينجا
اينجا

7
فایده امام غائب 2
فایل
اينجا
اينجا

8
آیا امکان ملاقات با حضرت هست؟
فایل
اينجا
اينجا

9
جهان در آستانه
خیلی وقته اينجا نیومدم،ـ
اينجا رو خیلی دوست دارم، گذر زندگیم اينجاست،ـ
دلم میخواد بازم زیاد بیام اينجا،ـ
الان ی پسر خیلی خوشگل به اسم ماهان دارم ک همه دنیای منه، الان میفهمم عشق چیه، دلم میخواد بخورمش هرلحظه،
وقتی دمر میشه یا اولین بار ک بو گفت براموم دلمون میخواست بمیریم از خوشحالی
امروز دلم دوباره هوایِ دِعبل را داشت
روایتش را که میدیدم
حالِ دلم را چون دِعبل آواره دیدم
کوچه به کوچه 
شهر به شهر
میچرخد دلم برای لحظه ای زیارتت
بیخود نشد که شاعر شد دلم
مجنون که شوی 
دلت باهيچ چیزِ دنیایی و مادی
خام نميشود
من تو را می خواهم  همچون دِعبل خزاعی
بویِ پیراهنِ یوسف کم نیست باورکن.
مرا در دردِ فراقت بمیران;همین.
اللهم عجل لولیک الفرج
خداحافظ ای علمدار زینب
خداحافظ سردار دلها
 باورم نميشود که دیگر در کنار رهبرم نمیبینمت
هنوز باور نکرده ام یکی از آن تابوتها مربوط به پیکر رشید توست.
سردار ؛حاج قاسم !دلمان را چه کنیم که برای دیدن دوباره نگاه پر صلابتت پر میکشد
حاج قاسم داغت بسیار سنگینست
+انتقامت‌چگونه‌خواهد بود تا تسکینی بر قلب های شکسته یمان باشد.!
ما برگشته بودیم اينجا بعد سالها،منتها تحویل نگرفتید شاید نخوندید شاید متوجه نمیشدید و هزاران شاید دیگه. دنیا دنیای رابطه هاست و ما بزرگ شده ی ارتباط داشتن با همیم،اینکه احساس کنی اينجا کسی با این صفحه ارتباط نگیره سخته،احتمالا اينجا دوباره به خاطرات بپیونده!دیگه البته آرشیو باقیمونده رو پاک نمیکنم،علی الحساب خداحافظ.
خلاصه روز پنجماگر در زندگیت فقدان پول وجود دارد، توجه کن که احساس نگرانی، حسادت، دلسردی، نا امیدی یا ترس در مورد پول، هرگز نمیتواند پول بیشتری برای تو فراهم کند، چون این احساسات از ناشکری بابت پولی که داری ناشی میشود. آه و ناله در مورد پول، جر وبحث در مورد پول، درمانده شدن برای پول، انتقاد از بهای اجناس یا اینکه باعث شوی کسی حال و هوای بدی در مورد پول پیدا کند، همه ی اینها ناشکری است و تازه وضع مالی ات هرگز بهتر نميشود که هيچ، بدتر هم میشود.☹
I'm Not Here 2017 1080p BluRay,تماشای آنلاین فیلم,دانلود رایگان فیلم I'm Not Here 2017,دانلود زیرنویس فارسی فیلم I'm Not Here 2017,دانلود فیلم I'm Not Here 2017 با دوبله فارسی,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم خارجی,دانلود فیلم من اينجا نیستم 2017 با دوبله فارسی,دانلود نیم بها,دوبله فارسی فیلم من اينجا نیستم I'm Not Here,فیلم سینمایی من اينجا نیستم ۲۰۱۷ دوبله فارسی,من اينجا نیستم,
ادامه مطلب
دیروز اينجا یه عیدی بود . بعد خارجی های اينجا واسه خاطر دل خودشون یه مراسمکی گرفته بودن که شامل دو تا پرزنتیشن در مورد ازبکستان و هند شد و یه مراسم سنتی واسه مردم اينجا و شام که شام هندی و ازبکی بود
با یه دختر یمنی آشنا شدم که به همراه شوهرش اينجا زندگی میکردند و به خاطر جنگ از کشورشون کوچیده بودن. از اول که منو دیده بهم میگه شبیه یکی از دخترعموهای من هستی با هر حرکت و هر کلمه ای که من می گفتم باز اینو تکرار می کرد آخر دست که سبحان الله گفتن افت
سلام
تقریبا چهارماه است که بعد از  چهار سال برگشتم وبلاگ واقعیتش فکر نمیکردم اصلا دنیای وبلاگ هنوز زنده باشد و کسی هم فعال باشد بیشتر برگشتم به هوای پر کردن جای خالی اینستا آمده بودم که بدون مخاطب بنویسم اما یکهو دیدم چقدر دوست پیدا کردم چقدر وبلاگ های خوب سرپا وجود دارد آدم هایی که به معنای واقعی بلاگر هستند 
ماندن موقتی هم تبدیل شد به ماندن دائمی و رفت و آمدها و دوست پیدا کردن ها و کم کم  هم دارد هر روز به دنبال کننده ها اضافه میشود و پست ها
عنر عنر رفتم تا اونجا :|
2 ساعت دنبال کلاس گشتم
وقتی پیدا کردم یه برگه خورده بود روی در"با سلام کلاس فارسی تشکیل نميشود"
 +
یکی از بچه ها نامزد کرده بعدا داشتیم با هم حرف میزدیم یهو گفت
-ممد؟
+جونم؟
-میدونی مشکل تو چیه؟
+چیه؟
-همه چیزو منطقی میبینی اینقد [اندازه سر انگشتش] احساس نداری
+خب؟
-خب من سر همین از المپیاد ریاضی و اینا خوشم نمیومد دیگه من نقطه مقابل اینم دقیقا :)
دیشب گردهمایی آدم های گذشته در خوابم بود!
صبح باعوارضِ خوابم( دلتنگی،نفرت و علامت های سوال حل نشده )درگیر بودم تا اینکه یکی از دوستان سابق را در دانشگاه دیدم!
حاشیه امن را چسبیدم و سریع گذشتم،گرم صحبت بود و من را ندید وگرنه باید احوالپرسی مسخره شروع میشد!
ریسمانی که بریده شده هيچ وقت ترمیم نميشود برای همین ترجیح میدهم با هيچ کس از ادم های مرتبط مراورده نداشته باشم.
- تسلط استیت سلبی - ‌.( نیاز مبرم ما و نیاز تاریخ ما به احیا و استخراج پروژه تاریخی خویش و نه احیایی به مثابه مناسِک! )تبارشناسی - نحله های مخلتفی از تشیع در تاریخ زیست کرده‌اند ( تشیع کلامی ، تشیع انقلابی) و سرانجام کلامیون سازوکار استیت خودش را رقم میزند و از جایگاه همراهی با استیت های طول تاریخ خود به مقام استیت نائل میشود.از آن سو تشیع انقلابی به عنوان دیگر ‌خوانش ، در این رفت و آمدِ استیتِ سلبی ، مصادره و یا حذف میشود.روح تشیع انقلابی ایجاب
فکر کنم از آخرین باری که اينجا پست گذاشتم حدود پنج سال می‌گذره. تو این مدت جاهای مختلفی دوست داشتم بنویسم، ولی هيچ‌جا نتونستم مثل وقتی که این وبلاگ رو داشتم بنویسم.
هدفم این نیست که مطالبم به گوش مخاطب‌های زیادی برسه؛ کاملاً برعکس دوست دارم که حداقل افراد مطالب اينجا رو بخونن یا اصلا مطلع بشن که دوباره می‌خوام اينجا بنویسم. پس لطفاً اگر تو وبلاگ‌تون لینکی به این وبلاگ دارید بی سر و صدا اون لینک رو پاک کنید.
 
محرم های پیش بیشتر حواسم بود، از روزها قبل از آمدنش، حواسم بود به دیدنی ها، شنیدنی ها، خواندنی ها، خوردنی ها. 
صبح که خبر رفتن مهدی شادمانی را شنیدم و رفتم متن هایش را خواندم نشستم و به حال خودم زار زدم، چقدر خدا دوستش داشت که انقدر طیب و طاهر شده بردش پیش خودش، چقدر نگاهش وسیع شده بود و چه خوب موقعی خودش را رساند به کاروان کسی که عاشقش بود.
به خودم آمدم و دیدم امسال یکدفعه چشم باز کرده ام و دیدم محرم شده، تا همین یک هفته قبلش اصلا از خودم راضی ن
ابزار=یک حلقه کش نازک کاملا نرم  _  یک کارت ویزیت  _  یک قیچی کند.
 
 
 
حلقه کش را دور کارت بیندازید. سپس کارت را با قیچی از یک طرف به طرف دیگر به گونه ای ببریدکه مسیر قیچی از یک طرف به طرف دیگر
به گونه ای ببرید که مسیر قیچی عمود بر حلقه کش باشد. کارت دو تکه میشود بدون آنکه آسیبی به کش برسد!
فکر می‌کنم یکی از چیزهایی ‌که می‌خواستم در وبلاگم بنویسم نشانه هایی که پیدا میکردم بود. حالا نشانه ها را می خواهم در پستو قایم کنم. در نهانخانه. اما نميشود که فقط از حس های خالی شده ام بنویسم. ‌‌میخواهم بگویم گاهی  نشانه می‌بینم. زیاد هستن و من گاهی میبینم و گاهی در موردش حرف نمی زنم. شاید یک روزی بتوانم حق مطلب را بیان کنم. فکر کنم همین الان هم کار را خراب کردم.
4
لبم از حساسیت باد کرده ، خارشش حسابی عصابم رو خورد کرده ، بیشتر از همه خوابم میاد اه خدایا چقدر اينجا غریبه خفه دارم میشم میرم داخل اتاق پنجره ها رو باز میکنم ، هوای خنک شهریور میخوره تو صورتم ، جام رو میندازم رو زمین ، اون اتاق نمیرم چون سردشون میشه اگر پنجره باز کنم ، اينجا میام تنها بخوابم . دلم میخواد از فرط سرما بخیزم زیر پتو اما من تخت اتاق خودم و پتوی خودم رو می‌خوام ، درسته اينجا خونه ی مامانیه اما اتاق آدم ی چیز دیگس
سرود قاصدک ها
قاصدک اينجا خبر ها  مبهم استهیزم سوزاندنی ها  درهم است
رنج و درد و غصه بسیار است لیکدلخوشی ها پیش آدم ها  کم است
هر کسی سر  برده در لاکش فروچون کمان  قد بلند ما   خم است
حال بابا ها در اينجا خوب نیستمادر اينجا درد جان را مرهم است
قهر کرده ابر و باران  با زمینرازقی در انتظار  شبنم  است
چشمه و رود  خروشان را چه شد؟بارش باران در اينجا نم نم است
سیب را چیده ست حوا  از درختکیفر و جرمش نصیب آدم است
در سکوتی سرد بنشست  عاطفهقاصدک اينجا
اشعار فریدن مشیری و نیما و بهار و شاملو و شعرای هم عصرشان را که بخوانید ، همه اش از کوه و دشت و ابر و باغ و . نوشته اند. شاید بگویید چه دل خوشی داشته اند. یارو نشسته یک ماه وقت گذاشته احوالات یک باغ بدون برگ را نوشته یا دیگری دماوند را توصیف میکرده و .من هم میخوام داستان یک کَشتی را برایتان تعریف کنم. یک کشتی قدیمی، روی اقیانوسی خروشان! میخواهم از ناخدای کشتی بگویم. ناخدا انتخاب میشود تا دست خدا باشد در کشتی. ناخدا هست تا کشتی بیراهه نرود، از طو
اشعار فریدن مشیری و نیما و بهار و شاملو و شعرای هم عصرشان را که بخوانید ، همه اش از کوه و دشت و ابر و باغ و . نوشته اند. شاید بگویید چه دل خوشی داشته اند. یارو نشسته یک ماه وقت گذاشته احوالات یک باغ بدون برگ را نوشته یا دیگری دماوند را توصیف میکرده و .من هم میخوام داستان یک کَشتی را برایتان تعریف کنم. یک کشتی قدیمی، روی اقیانوسی خروشان! میخواهم از ناخدای کشتی بگویم. ناخدا انتخاب میشود تا دست خدا باشد در کشتی. ناخدا هست تا کشتی بیراهه نبود، از طو
خب من امروز اومدم همینجوری پس از مدت هااا یه سری بزنم به اينجا و باورم نشد این همه ادم هنوز پس از مدت ها عدم فعالیتم اينجا رو میبینن
مرسی از همگی . 
صفا از بلاگ رفته گویا و من کمتر مینویسم کلا .
خوشحال میشم اگر نظری داشتید زیر این پست بگید :)
دانلود آهنگ جدید سرکوب از علیرضا قربانی با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
تیتراژ فیلم سینمایی سرکوب
Download Ahang Jadid 98 Alireza Ghorbani Benam Sarkoob
دانلود آهنگ علیرضا قربانی به نام سرکوب 
با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
در این سرای بی کسیدر این سرای بی کسیکسی به در نمیزندبه دشت پر ملاله مابه دشت پر ملاله ما پرنده پر نمیزندیکی ز شب گرفته چراغ بر نمی کندکسی به کوچه سارِ شبکسی به کوچه سارِ شب در سحر نمی زندنشسته ام نشسته ام در انتظار این قبار بی سرابدریغ کس چنین شبیدریغ ک
چشم هایت
این تیر و کمان غم
آمیخته از ستم
رویای پر ز حیف
عشقی پر از خیانت و بیداد
درد زخم
مانند چشم های کسی که به زخم زبان
پیوسته اخم
میکند و مینشاندم
بر روی صندلی فکر راستین
بر سبزه های چمن های سرزمین
خسته
دلی پر از آشیانه ها
هر یک به آه بند و به کاه گیر
رویای عاشقانه ای از جنس خون
خطیر
رویای خواب پر از درد بی ضرر
مانند یک سفر
از سنگ ریزه ها
تا جلبک و ماهی سیاه و شاپرک
مرداب من!
ای برکه ی بزرگ!
نیلوفر !
ای گل در خواب های من!
ای پرسش تمام جواب های من!
آغ
من به عنوان نویسنده‌ی این وبلاگ کمتر خودسانسوری می‌کنم تا زمانی که در قامت کاربر توییتر هستم. اينجا خواننده‌های کمی دارد که اکثرا دوست نزدیک‌اند. ناشناس است و احتمال قضاوت شدن خیلی کم است.
برای همین اينجا را بسیار دوست می‌دارم. :)   
در دیدار اعضای مجلس خبرگان: تحریمهای ثانویه ای را که آمریکا اجرا کرد، اروپایی ها پایبند به آن تحریمهای ثانویه ماندند و هيچ قدمی بر نداشتند. بعد از این هم بنده تصور نمیکنم، که اینها کاری برای جمهوری اسلامی انجام بدهند، ما باید به کلی از اینها قطع امید کنیم؛ حالا ارتباط، تعامل و رفت و آمد ایرادی ندارد، قرارداد خواستند ببندند اشکالی ندارد، لکن مطلقاً به اینها نميشود اعتماد کرد و در همه تعهدات خودشان اینها نقض عهد کردند.
رمانکده فا سی کلیک نمایید  
.    دلنویس   دلنویس. خیس.      سنندج.   مسافرخانه انقلاب.  اواسط دیماه 1398.   
      هر  هشت  ساعت. درون سرم  یک درخت. قطع میشود و  یک  لانه ی 
گنجشک  با. پنج. بچه  گنجشک.  زیر. اوار. تنه ی. درخت.  محو میشوند 

 .   
  انسان های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند
حتی از فاصله های دور…
از انتهای افق‌های دور و نزدیک انگار. جایی نوشته بود که اینها باید  در یک مدار باشند یک روزی یک جایی است  که باید با هم ، برخورد کنند… آ
بچه ها امروز یه رویایی اومد تو سرم.
خواستم اينجا بنویسم که یادم بمونه بعدا بیلم با واقعیت مقایسهش کنم.
کی میدونه دو روز دیگه چی پیش میاد؟
هيچکس.
 اينجا پر از پشه خاکیه.
بچه ها یه آهنگ مورد علاقه جدید گیر آوردم.
خیلی قشنگه.
آهنگ خیلی زیبا و درباره یه دختریه که یه لاشی بهش خیانت کرده ولی دختره بش میگه من تخممم نیس و خیلی قویم. تو هم برو تو خر:/
ولی در کل خیلی خوبه. 
وقتی گوشش میدم با اقتدار قدم بر میدارم رو زمین.
چجری میشه با لینک آهنگ گذاشت اينجا
پره موتور سیکلت چیست؟
پره موتور سیکلت میله های فی هستند که از طرف خمیده آن به توپی موتور سیکلت و از طرف دیگر (پیچی) به طوقه موتور سیکلت متصل میشوند و وظیفه انتقال نیروی محرکه چرخ ها و ثابت نگهداشتن آنها در محیط چرخشی توپی میباشد.
پره موتور سیکلت معمولا از جنس فولاد و بسیار محکم ساخته میشود و روی آن آبکاری شده تا علاوه بر زیبایی به راحتی پوسیده نشود.
پره موتور سیکلت باید به راحتی پاره و شکسته نشود. پره ها در جهات مختلف نصب میشوند و وظیفه جل
فقر
بازار بچه ها
ن
مردان معتاد
و کودکان که کلکسیون همه ی مشکلات اجتماعی هستند
همه ی مشکلات! 
اينجا نه در اوغانستان یا سوریه یا عراق جنگ زده است(!)
و نه در آمریکا یا اروپای لیبرال
اينجا:
ایران،
تهران،
،پایتخت کشوری که به نام علی متبرک است،
اگر چه در تهران حاکم،جمهوری اسلامی است اما اينجا فقر حاکم است
دیدن تصویر این منطقه اگر چه در فضای مجازی یا تلویزیون حکومتی سخت است
اما این منطقه در دامنه تهران از ارتفاعات لوکس نشین و کاخ نشین تهران
 
دل مرده ، ماتم زده ، افسرده ، با خنده‌های مضحکِ بی فردا و بدون اطمینانمان . خدایا ، چقدر دلم خبر کوچکی میخواهد که خوشحالم کند ، چقدر دلم یک چیز خوب میخواهد ، حالا که چیزهای خوبِ مدنظرم را به اندازه‌ی چیپس سرکه‌ای مزمز پایین آورده‌ام ، حالا که دلم به هيچ چیز گرم نميشود ، کاشکی یک اتفاق خوب می‌افتاد . کاش همه چیز انقدر سیاه نبود ، کاش انقدر لاچاره و تنها رها شده نبودیم . چرا زندگی باید انقدر سخت میشد ؟ ما که چیز زیادی نخواسته بودیم هيچوقت . 
سوم آذرماه نود و هشت
 
بیرون مغازه شمع روشن کرده بود. خیلی محترمانه و رسمی وارد مغازه شد. سلام کرد و به همکارها گفت مرا برای چند دقیقه قرض میگیرد.
من هم با او به بیرون رفتم، هر دو روی سکوها نشستیم و چایی داغ خوردیم.
خندیدیم، به هم نگاه کردیم، نگاه هایمان را از هم یدیم. اما حرفی به زبان نیاوردیم.
باورم نميشود خدا چنین انسان پاک و عزیزی را در راهم قرار داده. آن شمع ها تا ابد در وجود من شعله ور خواهند بود و هرگز خاموش نمیشوند.
 
+این هم کادوی تول
توی جاده ی زندگی ام که قدم برمیداشتم ، از جنگل ها گذشتم ، از علفزار ، از سایه ی آن دیوار بلند که گل‌های کاغذی بغلش کرده بودند در یک عصر تابستانی با پیراهن زرشکی که دامنش در باد شنا میکرد گذشتم ، رفتم و گذشتم ، رفتم و رفتم . حالا اينجا ام . یخ زده ام . اينجا سرد است ، خیلی سرد.خاکستری است . بوی خاکستر هم میدهد . منجمد و خاکستری. آدمهای اينجا همان اسم های قبلی را دارند . اما انگاری این یک تشابه اسمی است. اينجایی که  جاده ی زندگی ام مرا آورده هوا گرگ و م
ویلموتسسرمربی متاخر تیم ملی فوتبال این این طور از مکان تازه خود یاد می کند ایران شاید حتی از اروپا هم حمایت تر باشد. من فرمان در کشورهای متاخر را خویش دارم از طرف آدم کنجکاوی هستم. چیزی که درون اولین سفرم به تهران خیلی توجهم را جلب کرد این حیات که اينجا همگی چیز مفرط پاکیزه است. درون گوشه گوشه این ایالت می توانید گل و خار ببینید. به دید من تهران یک بخانه برگشتن اروپایی است و واقعاً مدرن است. من درون اينجا هيچ مقصد ای از ناامنی ندیدم. اينجا هم
بسم الله الرحمن الرحیم
 
برای اغلب گیاه ها اینطور است؛ هزار تا برگ روی زمین بیوفتد یک دانه سبز نميشود اما از یک دانه هزار برگ و هزار دانه ی دیگر بارور میشود.خاصیت بعضی خون های ریخته شده هم همین است، هر یک قطره که بر زمین میریزد هزار لاله ی سرخ از پسش می روید.
 
___
۱.من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
۲.  نپندار که مرده اند
۳.هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
۴.هنر آن است که بمیری قبل از
 
زنبوردلبسته هيچ گلی نمی شود. از انواع گلها شهد جمع میکند، اما دلبسته نمی شود. بسوی گل سرخ و گل همیشه بهار میرود، بسوی گل نیلوفر می رود، از گلی به گل دیگر حرکت میکند امادلبسته ووابسته نميشود.  دومین چیزی که باید به یاد داشت این است که:  اگرچه زنبور از گلهای بسیاری شهد جمع می کند، هيچ گلی را نابود نمی سازد.زنبور بسیار ماهر و ملاحظه گر است. به گلها آسیب نمی رساند.در حقیقت گلها وقتی زنبور به رویشان می نشیند بسیار خوشحال می شوند و به خود می بالند.
 
هربار که کامنت هایی را دریافت میکنیم یک انتقاد که واقعا منطقی هست را به صورت پست قرار میدهیم.
دوست عزیزی کامنت گذاشتن که چرا انتهای هر مطلب مینویسید به زودی‌. و هرچقدر هم صبر میکنیم این مطلب کامل نميشود.
از کاربران گرامی معذرت خواهی میکنیم و به اطلاع ادمین های سایت رساندیم تا مطلب ها را کامل کنند.
باتشکر از شمایی که نظر دادید و ایراد مارا برای پیشرفت در ارائه خدمات بیان کردید.
باسپاس؛؛؛
پروژه پروژه ی سختی ست بارها مجبوری خودت را بکوبی و از نو بسازی مجبوری همه چیز را از صفر شروع کنی .  حالا من دوباره در استانه ی شروعی دیگرم که به نوعی ادامه ی شروع های قبلیست منتها این دفعه با برنامه تر منظم تر و اگاهانه تر جلو میروم  بسیار امیدوارم حتی با اینکه نتیجه ی من از خیلی ها وحشتناک تر است و اساسا امید زیادی به من نمیرود اما خودم به خودم امید دارم وخودم را باور دارم و همین کافی ست 
من برای خودم تا انتهای ابدیت کافی هستم . 
اينجا مینویسم ت
دخترکم نگار! خواستم بدانی من خوشحال میشوم اگر ورزش کنی، دوش بگیری، شمع روشن کنی و مدیتیشن هایت انقدر طولانی شوند که از کمردرد دراز بکشی. 
دخترکم نگار! دوستتدارم. دلم برای موهایت و معصومیت دست هایت تنگ شده. دلم برای زنده بودنت تنگ شده. کاش برقصی نگار. نمیتوانم دنیا را بدون رقصیدن های تو، زیبا ببینم. 
من دوستتدارم. لطفا برای من هم که شده، کمی زندگی کن. اب نبات چوبی ها همه بد مزه شده اند و اب انبه ها سریع تمام میشوند. حال خوب با این چیزها تامین نمیش
نمیدونم الان که مورد مرحمت حضرت آقا قرار گرفتیم بازم اينجا بنویسم یا برگردم برم کانال تلگرامیم بنویسم اونجا فقط برای خودم مینویسم و راحت تر بدون سانسور اينجا مجبور بخاطر اینکه ایجا برج بلند دموکراسی ست خیلی مطالب مو ننویسم وگرنه مورد عنایت یه سری آدم ارزشی و یه سری آدم سالم( که میگند ببین فولانی شرایط ش بدتر از تو ولی چقدر شاد و خوشحاله ) !!!!  که میخواهند نصحیت کنند میفتم مجبورم کمتر اينجا بنویسم البته هنوز VPN ام درست  درمون راه نیفته !! بهرحا
وقتی من اومدم اينجا کوچیکترین بودم تقریبا.اما بعدش اينجا پر بچه کوچولو شده که هنوز دارن شیر میخورن.ممکنه فک کنید ودت چرا اينجایی.من عقلم زیاده.اینا فقط اومدن.یخورده کوشولو ان زوده براشون.و هنوز نباید فضای مجازی بیفته دستشون.
 
 
 
 
#صرفا جهت شوخی.
آموزش شماره یک بیوانفورماتیک آمزوش ایجاد پروفایل در نرم افزار ویرچوال باکس برای نصب اوبونتو
چند نکته بعد از دیدن ویدئو البته 

اگر حالت نصب پروفایل 64 بیت را نمیبینید باید تکنولوژی VT لپ تاپ یا سیستم خود را فعال کنید
از قسمت Bios

اگر بلد نیستید کافی است با سرچ زدن این تکنولوژی را فعال کنید کاری بسیار
ساده است


 

میزان رم پروفایل را اگر لپ تاپ شما 8 گیگ است بهتر است بر روی 4 گیگ قرار
دهید

میزان سی پی یو خود را اگر لپ تاپ شما 8 ترد دارد بهتر ا
یک سکانس خیالی از اتفاقات روز قبل از مراسم رونمایی اولین کتاب یک نویسنده(خودم)در ده سال آینده.مثلا پاییز سال ۱۴۰۸
به نام اوی من و تو
 رویای جشن امضا.
موبایلم را برداشتم و شماره اش را گرفتم. با دومین بوق گوشی را برداشت.از خودم که اگر آب بخورم به او خبر میدم در عجبم چطور  طاقت آوردم و تا امروز یعنی تا روز قبل از برگزاری مراسم جشن امضا این خبر را ازش مخفی کردم؟ راستش چون او یک کمی ازخودم دیوانه تره و اینجور وقتها از استرس و هیجان روی پاهاش بند ن
 از یه جایی به بعد، دلم نمیخواست وقتی اولین نشونه های پاییز رو میبینم، دیگه خونه باشم !واقعا واقعا واقعا حالم ازین قضیه بده !کلی کلی راه رفتم امروز و این چند روزولی آخرش رسیدم به یه بی تعلقی و بی حسی عجیبخسته مخیلی خستهبه هزار و یک راه، به صد مدل بیخیالی زدم خودمو، ولی هيچ کدومشون فایده نکردنجو این شهر روی سینه م سنگینی میکنه و همین دلیله واسه کهنگی خستگیم !هيچ تعلقی به اينجا ندارمحتی دلیلی پیدا نمیکنم واسه هم چنان اينجا بودن !چقدر چقدر چقدر
ایران من ، فرزند تو فرزند جنگ است 
دستش اگر چه خالی از تیر و تفنگ است 
با یک نشانه می زند بر قلب دشمن 
در دست فرزندت قلم تیر خدنگ است 
می گوید از آنچه که باید گفت امروز 
اندیشه اش همچون خشابی پر فشنگ است
ترسی زِ تور و زخم صیادان ندارد 
دریا دلی که در دلِ دریا نهنگ است 
ایران من ، بختت سپید و باغت آباد 
این دشتِ کیوانی چرا شهرِ فرنگ است؟
اينجا حقیقت را نباید گفت آسان 
اينجا شنیدم پاسخ آیینه سنگ است

اينجا به تیشه ، ریشه می چینند ای دوست 
فرهاد هم
وقتی که آووکادو منو به عنوان نویسنده ی "اعترافات یک درخت" اضافه کرد، هيچ وقت فکر نمیکردم دلم بخواد اينجا موندگار بشم. اما حالا بعد از چند ماه دلم میخواد بمونم. نوشتن اينجا حس خوبی بهم میده. حسی بهتر از توییتر و اینستاگرام. آووکادو اينجا دوستای خوبی داره که میتونن دوستای خوب من هم باشن. حالا به نظرتون همینجا ادامه بدم یا وبلاگ جداگانه بسازم؟ آووکادو که میگه همینجا تحت برند خودش بمونم! شما چه دلیلی میارید که بمونم یا جدا بشم!؟
اينجا مهمونی!
با یه لباس فوق تنگگگگگ.
که نفسمو بند آورده‌
زیر نگاه گروه ضربت.
و دارم هلاک میشم.
چرا تموم نمیشه ؟
ای خدااااا.
نصیب هيچ کس نکن!
یکی کنارم نشسته که هی واسه نامزدش ویس میفرسته:حوصلم سر رفته!
خب که چی!رفته که رفته !حوصله منم سر رفته!لوووس!
از اینکه دارم اينجا مینویسم.غمگینم.برای آدمی که بیشتر از وبلاگ، کانال میخونه و تو کانالش مینویسه.اينجا بودن غم انگیزه.البته بازم خداروشکر (با لحن مهران مدیری تو هیولا).که اينجا هست سرگرم میشم.هی چرخیدم و هی وبلاگ فالو کردم و هی کامنت گذاشتم.منی که معمولا خواننده خاموش بودنو ترجیح میدم.!!
به دوران زیبای پیامک بازی هم برگشتیم.و بازم خداروشکر (همچنان با همون لحن) که سرویس پیامک دادنو قطع نکردن.آره بیاید جنبه های مثبت این قضیه رو ببینی
دانلود و مشاهده سلسله مباحث آشنایی با معارف مهدویت 
ده جلسه اول
 
سلسله مباحث آشنایی با معارف مهدویت

شماره جلسه
مشاهده فیلم 
دانلود فیلم
دانلود صوت

1
اينجا
اينجا
اينجا

2
اينجا
اينجا
اينجا

3
اينجا
اينجا
اينجا

4
اينجا
اينجا
اينجا

5
اينجا
 
اينجا

6
اينجا
 
اينجا

7
اينجا
 
اينجا

8
اينجا
 
اينجا

9
اينجا
 
اينجا

10
اينجا
 
اينجا

 
 
خیلی وقت بود دلم میخاست یه جا باشه که کسی نباشه ، بودن باشه ها ، باشه که بخونه بشنوه یا هرچیز دیگه ای اما انجوری نباشه که ببینه بدونه و
هرجا هم میرفتیم هم قبل ما یه گروهی بودن نتیجتن در عمل انجام شده قرار گرفتیم و اومدیم اينجا !
البته نمی گم اينجا بده ولی خب فوق العاده هم نیست :)
چقدر پنل مدیریت بیان بزرگ شده!
 
خب الان باید اینطوری شروع کنم که: من همانم! همان، پرهام بود. منظورم اینه که همونم که آخرین بار اينجا رو بستم و رفتم! پارادوکس سابق!
خیلی خیلی بعیده، اما خواهش میکنم بیاید اينجا رو ببینید دوستان قدیمی و پیام بذارید برام! دلم براتون تنگ شده.
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب