نتایج پست ها برای عبارت :

هی بره که سیر بکنم نگاهت Mp3

♫   ♫   ♫   ♫
نرو نذار دلو خرابش بکنم , نرواگه بری کیو ستایش بکنم یاد تو رو چجوری پاکش بکنمنرو نذار دلو خرابش بکنم , نروآروم آروم داری از دلم رد میشی چی شده که داری با دلم بد میشیلحظه لحظه فقط یاد تو پیشمه نگاه به عکسه تو کار همیشمهآروم آروم تویه قلبه من جا شدی دیدی عشقم به چشمم یه دنیا شدیذره ذره نگاه تو آرامشه نذار دستامون از دست هم وا بشهاگه بری کیو ستایش بکنم یاد تو رو چجوری پاکش بکنمنرو نذار دلو خرابش بکنم , نرواگه بری کیو ستایش بکنم یاد تو
تقدیم به دنیل که این صحنه را به تصویر کشید:
 
می شد حدس زد،
تنها اگر لحظه ای،
فقط برای زمان گذرنده ای مثل خودت،
خود را به آغوش زمین می سپردی،
در تخت چمنش آرام می گرفتی،
و نگاهت،
همین که نگاهت در آسمان شناور می شد،
از آن بالا،
آرامشی بر دست و پای کوچکت،
که کمتر سر توقف دارند،
می بارید.
چه خوب که مزه مزه اش کردی!
هم‌زمان با سر کردن شالم، جلوی آینه داشتم می‌خوندم:" چقدر زیبا شدی، از وقتی شالت رو عوض کردی"، بعد اومدم این طرف و ادامه دادم:" نگاهت می‌کنم هر بار، برام نایاب‌تر میشی؛ نگاهت رو که می‌ی ازم جذاب‌تر میشی."
گفت:"حالا آدم واقعا نگاهش رو به جذاب‌تر میشه؟!"
گفتم:"لابد دیگه! تو برو یکیو پیدا کن، هي نگاهت رو ازش ب:|"
* عنوان اسم یکی از آهنگ‌های مهدی یراحیه که اگه می‌دونست من هر بار شال سرم می‌کنم به صورت خودشیفته‌وار می‌خونمش، حتما از ا
((به نام خداوند مهربان))
 
من در طواف عشقم حول وجود صیاد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
جز نقش روی ماهت چیزی نمانده در یاد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
دار و ندار من را این عشق داده بر باد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
هرگز مباد ای عشق دل بی تو گردد آباد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
در سرزمین احساس یاد تو کرده بیداد
وای از تو و نگاهت! هر دم امان و فریاد
 
 

 
 مثلا
همین روزا
یهویی
طلبیده بشیم مشهد
مشهد که نه.
فقط حَرَم . . .فقط حَرَم. . . فقط حَرَم . . .
یعنی میشه؟!.
حرمِ امنِ تو کافیست هراسان شده را.
 به سرم غیر هوای تو تمنایی نیست
بطلب تا که فقط سير نگاهت بکنم.
{السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)}
دیشب تو خواب داشتم بهت فکر میکردم / یکدفعه یادم افتاد که تو ملاقات هایی که باهم داشتیم من چقدر بی حیا بودم / خیلی بهت نزدیک میشدم.
الان راه درست رو یاد گرفتم؛ میام از دور نگاهت میکنم / توام صدامو میشنوی مطمئنم، مطمئن مطمئن.
مثل قدیما، مثل اون شب بیام بشینم از دور نگاهت کنم، فقط گریه کنم، فقط.
فقط یبار دیگه میخوام ببینمت.
جایت اوج است و از این فاصله کوتاه قدم
و نگاهت به من افتاد که در جزر و مدم 
 
هر که خوبست خدا دارد و بد شیطان را
من ولی با که بسازم که نه خوب و نه بدم
 
از دل خویش صدای کمکی می شنوم
که به فریاد خودم هم نرسیده مددم
 
مرده یا زنده اگر عشق نباشد یکی است
سر سودا به تنم نیست در این جسم بدم
 
در سقوطش رود از پلک اگر از چشم افتاد
بسته از جنس دل او شده سنگ لحدم
 
دو نفر می شوم آن دم که تو را می بینم
گفته ام با دل بی تاب صبور بلدم
 
یک نگاهت بس و کافی ست که دیوانه
بعضی وقتا تو تصوراتم یه ادم شجاعم که برای خواسته های خودش و بقیه میجنگه و سعی میکنه دهن این احمقا رو ببنده
ولی وقتی رویام تموم میشه دست و پام شروع میکنه به لرزیدن و قلبم تند میزنه چون حتی فکر کردن بهش هم منو میترسونه
نمیتونم هيچ کاری بکنم. انگار که سرنوشتمه با دردای بقیه بمیرم و حتی نتونم کوچیک ترین کاری براشون بکنم و حتی اگه شروع بکنم هم انقدر مانع سر راهم هست که منو همون اول کار ناامید کنه
Power is power واقعا.
 
مدتیه دارم سعی میکنم یادم بمونه توی آینه خودم رو ببینم؛ تجربه ی عجیبی دارم که هربار قیافه ام برام تازگی داره.
یوقتایی اصلن حوصله هيچی بازی کردن با برنا رو ندارم و دلم میخواد آزادانه به دنیای بزرگترها سرک بکشم.
یوقتایی دلم میخواد یه خواب سير بکنم، کلی وقت هدر بدم و بعدش یه برنامه ریزی خوب بکنم و اجراش بکنم.
الان هم آنقدر خسته ام که یادم نمیاد درین پست چه مطالبی میخواستم بذارم!
دانلود آهنگ فرزاد فرخ عاشقم باش
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * عاشقم باش * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , فرزاد فرخ باشید.
 
دانلود آهنگ فرزاد فرخ به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Farzad Farokh called Ashegham Bash With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه فرزاد فرخ به نام عاشقم باش
در نگاهت دریارو دیدمموج چشمت به رویا کشیدمبی هوا غرق شدم در نگاهتببین عاشقانه تورا میپرستمهر کجا باشی عشق تو ب
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
هم کوچه ها سردن همه خونه خاموشهآغوشم این روزا محتاج آغوشهحال منو دیگه هيشکی نمیفهمهدنیای بعد از تو بی رحمه بی رحمهتصویر ماتی از آینده میبینم از بغض لبریزم غمگین غمگینمهر بار با اشکو با گریه خوابیدم شاید که برگردی من خوابشم دیدم
برگرد پیش من نذار به این شرایط عادت بکنمبرگرد بی هوات نمیتونم حالمو رعایت بکنمبرگرد پیش من نذار به این شرایط عادت بکنمبرگرد بی هوات نمیتونم حالمو رعایت بکنمبرگرد
♫♫
دانلود اهن
 
دین زنده ز خونت شده یا حسین
تا وقت ظهورش که مهيا حسین
 
خون بار شده عالم معنی هماره
هر سجده به تربت شده ذره دوباره
 
هر ذره ی تو تار وجودست حسین
هم پود وجودی و تویی نور به عین
  
ای پود دلم مشق به تارم همه سان
هم تار دلم عشق به پودم برسان
 
مهلت که تمامش به تباهي شده هين
دل را بکشان در ره عشقت شه دین
 
چون دور شوم از حرمت کور شوم
دل را بکنم چون حرمت شور شوم
در دل که نگاهت بتپد  ناز صفا
حاصل زنگاهت بشود کور شفا
 
 
 
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هي میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هي
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
این حس شد زندان من این درد شد درمان من
برای دوست داشتنت
محتاج دیدنت نیستم اگرچه نگاهت آرامم می کند.
محتاج سخن گفتن با تو نیستم اگرچه صدایت دلم را می لرزاند.
محتاج شانه به شانه بودنت نیستم اگرچه برای تکیه کردن، شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است.
اما
دوست دارم بدانی حتی اگر کنارم نباشی ؛ بازهم نگاهت میکنم ، صدایت را می شنوم و به تو تکیه میکنم !
 
++ دست خطم تعریفی نیست اما انصافا عکاس خوبی هستم:)
 
 
ذهنم مملو میشود از حرف و حدیثسرم داغ میشود از پرسش هایی که مثلا جوابش را داده امقلبم به تپش در می آیددر رویایی که به چشمانت خیره میشوم سوالها دور سرم می پیچدو دوباره به نگاهت خیره میشومو سوالهایم را رها میکنمتو چه انتظاری داریچشمانت حرفش چیست؟از آشفتگی پتو را به سَرَم میکشمو در خواب و بیداریدوباره به خودم هجوم می آورمانگار خوابی بود سیلی بر صورتمنکند حرف چیز دیگرستو سوالهایم را جواب داده باشد نگاهتنگاه آن انتظار توستکه آنقدر کلافه شد
   بُگذار مرا  ، که  با  غمم  سر بکنم
   بر حالِ د لم ، چاره ی دیگر بکنم
   رفتی و دوچشمِ من پُر از اشک شده
   فِقدانِ  تو را ، چگونه  باور  بکنم ؟
 
                                    شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
  
سلام خیلی خوش حالم که نسبت به 7 سال پیش وبلاگ نویسی توی ایران داره به بلوغ میرسه یا شایدم میتونم بگم رسیده. و دوست دارم تجربیات و دل نوشته های خودمو توی وبلاگم منتشر بکنم.خب بجای اینکه بیشتر گزاف گویی بکنم دوست دارم خودمو بهتون معرفی بکنم من سینا هندی زاده هستم از مشهد و الان 21 سالمه خب مطمئنا شما مانند بقیه خیلی کنجکاو میشین که بدونین چرا فامیل من هندی زاده هست؟؟؟ اول بهتون بگم کلا همتون خیلی فضولین آره من یک هندی هستم  از نسل پنجم غلامرضا
نمی‌دونم چرا. چرا نمی‌تونم کنارش بذارم؟ یه گوشه از قلبم، یه گوشه از ذهنم مونده و هيچ راهي هم برای بیرون انداختن‌اش به ذهنم نمی‌رسه. دوست داشتم که طرح‌ام رو با موضوع موسیقی و معماری کار بکنم، با چهار تا از آهنگ‌های بیت. از یه ماه قبل شروع کردم، ولی هنوز به نتیجه نرسیدم. باید کنارش بذارم و یادم نره که یه قسمت از کار معماری حجمه، پلان، نما، پرسپکتیو و. باقی چیزا هستن که باید روشون کار بکنم و موندن هنوز.
من آوار نتهای ولگرد خیالی هستم
که کودکانه
نگاهت را آواز میخواند
مرا گوش کن
به اندازه
افتادن یک برگ
از شاخسار نگاهت.
کاش آسمان خیالت
همه خیالم بود
تا حیاطش را جارو کنم
از هر چیز و خودم
انتظارم
کپک زده
اشکهایم خسته است
 
 
شعر از من نیست
پی نوشت:
کاش کسی من از خودم نجات میداد
که انقدر فکر نمی کردم
کاش هيچی و هيچکس برام مهم نبود
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هي میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هي
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
این حس شد زندان من این درد شد درمان من
متن آهنگ رضا بهرام دیوانه
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هي میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هي
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
این حس شد ز
برای دانلود سریع اینجا کلیک کنید.
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هي میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هي
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
این
یکهووو هوای کربلاا را میکنی.
دلت آشووب میشود
درست لحظه وداع از حرم، گوشه ای را پیدا کرده بودی که طلایی گنبد توی چشمت باشد.
بتوانی هي نگاه کنی و هي اشک بریزی و التماس کنی که مباداااا چشم هایت دیگر 
وسط اشک هایی که بی اختیار بر روی صورت  پایین میاید خادم سیاه چهره و بلند قد حرم را دیدی که با حرکت دستش همه آدم هایی که کنارت ایستاده بودند را حرکت میداد که اینجااا محل توقف نیست. حرِّک خانوووم.
دلت میخواست زمان بیشتری طول بکشد تا به طرف تو بیاید
از جر و بحث ریزی که دیشب با علی سر انیمیشن تبلیغاتی‌ای که ساخته بودیم داشتم، به دوتا نتیجه مهم رسیدم. یه دونه‌اش رو از قبل می‌دونستم: این که من در برخورد با بعضی آدما و رفتارهاشون، احساسی برخورد می‌کنم که به ضرر خودم تموم می‌شه آخرش.این جور مواقع می‌تونم چندتا کار بکنم: بنویسم برای خودم که چه حسی داشتم و این که فرض بکنم یه نفر دیگه این پیام رو به من داده. آیا همچنان همون حس قبلی و جواب قبلی رو بهش می‌دم؟ و تلاش کنم برای خودم برداشت خودم از
 
 دین زنده ز خونت شده یا حسین
 تا وقت ظهورش که مهيا حسین
 
 خون بار شده عالم معنی هماره
 هر سجده به تربت شده ذره دوباره
 
 هر ذره ی تو تار وجودست حسین
 هم پود وجودی و تویی نور به عین
  
 ای پود دلم مشق به تارم همه سان
 هم تار دلم عشق به پودم برسان
 
 مهلت که تمامش به تباهي شده هين
 دل را بکشان در ره عشقت شه دین
 
 چون دور شوم از حرمت کور شوم
 دل را بکنم چون حرمت شور شوم
 
 در دل که نگاهت بتپد  ناز صفا
 حاصل زنگاهت بشود کور شفا
 
 
 
متن آهنگ رضا بهرام دیوانه
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هي میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هي
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه مرا با خود نبردی
این حس شد ز
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرخ شاپرک جان
Download New Music Farzad Farokh – Shaparak Jan
” اولین پخش اینترنتی از رسانه سلطان موزیک دانلود از لینک زیر
 
فرزاد فرخ شاپرک جان
 
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرخ شاپرک جان با لینک مستقیم
 
متن آهنگ شاپرک جان از فرزاد فرخ
 
در نگاهت دریا رو دیدم  موج چشمت به رویا کشیدم
بی هوا غرق شدم در نگاهت ببین عاشقانه تو را میپرستم
هر کجا باشی این عشق تو با من است بی بهانه ببین با تو هستم
عاشقم باش آن نگاهت مرا تا خدا میکشد
گر نباشی شوم کافر
دانلود آهنگ فرزاد فرخ عاشقم باش
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرخ به نام عاشقم باش
ترانه و موزیک: فرزاد فرخ, تنظیم: هومن نامداری
 ترانه شاد و بسیار زیبای فرزاد فرخ با نام عاشقم باش از رسانه معتبر جاز موزیک گوش دهيد و دانلود کنید
Exclusive Song: Farzad Farokh | Ashegham Bash With Text And Direct Links In JazMusic
دانلود آهنگ با کیفیت 320
دانلود آهنگ با کیفیت 128

متن آهنگ عاشقم باش فرزاد فرخ
در نگاهت دریارو دیدم موج چشمت به رویا کشیدمبی هوا غرق شدم در نگاهت ببین عاشقانه تورا میپرستمهر کجا
 
مولای من
زمین ، بر مدار نفس های تو می چرخد و خورشید ،✨ تشعشع کوچکی از برق نگاه حیدری توست ✨و آسمان ، گوشه ای از بیکرانِ وسیعِ نگاهت✨ و بهار ، تلنگر کوچکی از شمیم اهورایی حضورت✨ و امید ، واژه ای که فقط در نسیمِ یادِ زهرایی ات معنا می شود .✨
تو جانِ جهانی ، فدایت شوم و من زنده به نام و یاد و مهر و عشقت .✨✨شکر خدا که تو را دارم ✨ 
دو بار دستم رفته به پیام دادن اما چیزی ننوشتم، دلم همش منتظر یک پیام است که بیا آشتی کنیم، که تو مهمترینی برایم. که نیستم، هيچ کجا نبودم پیش ح که جای خود. بیخود دل بسته‌ام به آدمی که هزاران رابطه دارد و دلش خوش است او که من برایش جز س ک س نیستم. ولش کن باید دل بکنم شاید صلاح این است که پای هرچی عشق و عاشقی‌ست از زندگیم کنده شود و برود. باید تنها شوم و به زندگی در تنهایی با درس و مشق خو کنم. امسال آی‌پی‌ام پذیرش داره و من باید تلاش کنم تین وضع مناس
نگاهت لیلی خود پیدا نکردم –با خجالت از چشم تو گلایه کردم ♩از خود چه بیخود میکند –نگاه تو هي میبرد صبر مرا ♩مجنونتم ای همنشین –لیلی من یک دم ببین حال مرا ♩—♩—»از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم –دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوممغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست –من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو—♩—»دیوانه مرا به دست کی سپردیدیوانه رفتی مرا با خود نبردی ♩دیوانه مرا به دست کی سپردیدیوانه رفتی مرا با خود نبردی ♩
ای
خیلی وقت ها پیش میاد که توانایی جسمم برای کارایی که میخوام انجام بدم کافی نیست، معمولا با یه حال شوخی طوری که یکم کلافگی هم توش داشت از ذهنم میگذشت که خدایا این قسمت "ارحم ضعف بدنی" دعای جوشن کبیر رو برا من گفتی مثل اینکه!توی سفر ،دوباره یه موقعیت این مدلی پیش اومد، اینبار نمیدونم چی شد که از ذهنم اومد رو زبونم و گفتمش؛یه عزیزی کنارم بود و شنید، یهو خیلی جدی برگشت بهم نگاه کرد و گفت به جای این، همش بگو "قو علی خدمتک جوارحی" !خیلی چسبید حرف و نگاه
ترس تمام وجودم رو گرفته، از اینکه غفلت های این دنیا روی همه چی پوشونده
آدما فقط مشغولن بییییی هدف سرگردون
خدایااااااا منم یکیشون
اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیم
غیر المغضوب علیهم
و لا الضالین
 
آمین
خدایا نگاهت رو لحظه ای قطع نکن از من  
ترس تمام وجودم رو گرفته، از اینکه غفلت های این دنیا روی همه چی پوشونده
آدما فقط مشغولن بییییی هدف سرگردون
خدایااااااا منم یکیشون
اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیم
غیر المغضوب علیهم
و لا الضالین
 
آمین
خدایا نگاهت رو لحظه ای قطع نکن از من  
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشۀ ماه فروریخته در
بزرگترین لذت توی دنیا 
انجام دادن کاریه که دیگران بهت میگن که نمی تونی»
ولی وقتی که بری اون کارو انجام بدی احساس میکنی به اون کار قالب شدی و
  روشونو کم کردی 
یه حس فوق العاده بهت دست میده 
که غیر قابل وصفه
من شخصیتم جوریه که اگه بخوام کاری بکنم  کسی بهم بگه که تو نمی تونی و فلانه و بهمانه برعکس اون حرفاش انگیزم برای انجام دادن اون کار بیشتر میشه
البته برای انجام کارای مثبت و
حالا دقیقا میخوام کاری بکنم که بقیه میگن که توان انجامشو ندارم
می‌گویی چه بکنم؟ تویی که در من سخت و سفت به تخت نشسته‌ای و هيچ هم پایین بیا نیستی، و مقررات‌ات پولادی است، می‌گویی چه بکنم؟ این زخم را چه بکنم؟ اگر درست نیست پس چرا هست؟ بله زخم! وقتی بخواهي و نشود، زخم می‌خوری. من می‌خواهم همه چیزش و بدنش را. بله بدن. لعنت به دو رویی و دروغ. من بی‌بهرگی، بی‌برگی راستی را با همه فقرم دوست دارم، بدنش را می‌خواهم. می‌خواهم همیشه پیش من باشد. می‌خواهم لحظه‌های من پر از او، تصویر او، جسم او، صدای او باشد. من خی
با چشمانی که به تیرگی شب شبیخون زده اند به کدام نقطه از تاریخ نقب زده ای که بودنت، فرسنگ ها بعید است و دور، به کدام قصه عاشقانه سفر کرده ای که مجنون بر لیلی نگاهت کرنش می کند، به کدام جوخه فرمان آتش داده ای که هویدا حلاج وار سر دار را طلب میکند و در کدامین آیه نازل شده ای که سهراب محمد وار به معراج می خواندت.
انقدر دلم پُر شده که کاملا سرریز شدنش را احساس میکنم .دلم تو را میخواهد‌.سنگینی حضورت را میخواهم .سنگینی نگاهتنگاه ِ سبزت  .اما امشب فقط آه میکشم آه ِ از ته ِ دل و دیگر هيچ نمیگویم . . . نمیگویم که دلم له له میزند برای نفس کشیدن در حریمت ‌. . .نمیگویم.نمیگویم . .‌ .
نمی فهمم چرا تمام اشتباهات متن هایی که توی وبلاگم می گذارم درست بعد از انتشار به چشمم می آد 
مثل آخرین نوشته ام خیلی لذت بخش است نظاره گر تماشای تازش آب :/ ینی اگه هزار بار هم پیش از انتشار اون متن رو بخونم محال اشتباهاتم به چشمم بیان شما رو نمی دونم من که این جوری ام می نویسم و انتشار و ذخیره و می نویسم بعد میام دوباره می خونمش و می زنم تو سرم.:/
گاهي وقتا این قدر اشتباه داره که کلا پاکش می کنم ،متنرو ویرایش می کنم بعد می گذارمش چون من یه جای دیگ
 متن شعر زیبای شعر کوچه از فریدون مشیری
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودمدر نهانخانه جانم گل یاد تو درخشیدباغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچیدیادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی نشستیمتو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهتمن همه محو تماشای نگاهتآسمان صاف و شب آرامبخت خندان و زمان رامخوشه ما
سلام
گاهي وقتا آدم همه کس و همه چیز رو مقصر میدونه
جز خودشو
امشب میخوام بگم
از خودم گله دارم
از خودم ناراحتم.
زیادی به خودم بها دادم که نمیتونم جلوش رو بگیرم
خدایا خودِ من را در خودِمن زمین بزن
من به نگاهت نیاز دارم
فردا روز زیارتی امام رضاست.
کاش نبودم 
یک بخش از رفتارهام و حس های درونیم ، هنوز قد همون
فروغِ نه ساله‌ ان.
سعی دارم قایمشون بکنم ، چیزی رو به زبون نیارم و بتونم جلوی اشک هام رو پیش بقیه و اطرافیانم در لحظاتی که برام سخت و غمگینن ، بگیرم . 
اما از پسش برنمیام و نیومدم !
و خب پذیرفتم خودم رو ؛ همین شکلی .
با همین گریه های یهوییم ،ناراحت شدن هام، زود رنج بودنم ، دلتنگی هام ، اینکه نمیتونم وقتی از دست کسی ناراحتم باهاش قهر کنم
و فوقش چند روز طول بکشه که بتونم ناراحتیم رو توی دلم قایم بکن
دوباره ارتباط گرفتن برام سخت شده.
دوستم دیشب برگشت وقتی ازش سوال پرسیدم له و لوردم کرد.
گفتش که تو خیلی ادا تنکا درمیاری و دختر ندیدم اینقد تنگ باشه.
والا خودش میگه من با اولین پسری که بهم پیشنهاد بده دوست میشم:/
من حاضر نیستم این کارو بکنم.
و بهش گفتم من نفر قبلیم که باهاش بودم همچی تموم بود و اینا دیگه به چشمم نمیان.
بجز پسرای خوب و جذاب.
پسر بازی هامم ۱۴ ۱۵ سالگی کردم تموم شد.
الان دزگه همه اینا برام مسخره بازیه با پسرای دانشگاه.
ولی واقعا گوه ز
تو چون چشمه سارانزلالی و جاریتو همزاد بارانتو از بطن خاکیدرختی شکفته تو سروی خرامانرسیده به خورشیدبه سر شور و امیدسراسر بهاراننشد صورت عشقبدون نگاهتبیاید در امکانسحر جان بیشهپر از عطر شبنمتو در پرده پنهانو من باز آرامنشستم کنارتولی گیج و حیرانکجا خواهد آمدکجا رفته اصلاچرا من غزل خوانتو را دوره کردم تو در من نبودی ؟در آن شور عریان
 
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میادانگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میادتا وقتی که در وا می شه لحظه ی دیدن می رسههر چی که جاده ست رو زمین به سینه ی من می رسه آهای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسماگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسمبه هر چی می خوام می رسموقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنمگلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنمدست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشهمگه تن من می تونه بدون تو زنده باشهای که تویی همه کسم بی تو می گیره
و هنگامی که عشق آفریده شد، زیباترین جاذبه اش سهم چشمانی شد که برق نگاهش از آن دلبری های کسی است که نیمه دیگرت را در آسمان چشمانش خواهي یافت.
و دوست داشتنش عطری است که بر دل و جان ات آغشته میشود و نامش بر صفحه دلت حک میشود.
به گفته رئوس انسان ابتدا با چهار دست وپا ودو سر آفریده شد، سپس خداوند او را به دو نیم کرد، و هر کس نیمه ای بیش نشد.از آن پس است که هر کس به دنبال نیمه گم شده خود میگردد، تا او را پیدا کند و کامل شود.
حیاتی دوباره میشود آنگاه که الف
این چند روزه همه کارهایی که داشتم رو انجام,هر کاری که ممکن بود وقتم رو بگیره,ذهنم رو مشغول کنه,اعصابم رو خرد کنه,حالمو بگیره,از خریدن دوچرخه برای اینکه باهاش تا کتابخونه ها برم, اینکه پولم و بانک بزارم برای وام و دیگه فکر خریدن ماشین و تا کنکور از کله به در بکنم ,لباس بگیرم,کانون ثبت نام کنم,به پدر و برادر گرامی بگم که دیگه خودتونید و خودتون ظهر اومدید شب اومدید منتظر غذا درست کردن من نمونید دیگه هر کدومتون باید کار خودتون رو بکنید,اینکه سير تر
یک صفحه پشت‌وروی کلاسور فرضیه‌های جغرافیایی بنویس و نتیجه؟ شونزده. آره، شونزده. از دستش عصبانی شدم. خودش مگه نگفت؟ ده بار گفت که نمی‌خوام کتابو حفظ کنید، سوالام مفهومیه. سوالاتو مفهومی جواب دادم، کدومش از حرفای خودت یا از متن کتاب بود؟ هيچ‌کدوم! همه رو از خودم نوشتم و نتیجه شد شونزده. دیگه یادم می‌مونه که به حرفاشون اعتمادی نیست. ازت خوشم می‌اومد خانوم عب، خیلی به نظرم خفن بودی. از خفنیتت کاسته شد برام. معلم نباید دروغ بگه.
اگه اون روز به
دیدین سطح آب چقدر گول زننده هست؟ میری جلو میری جلو فکر می‌کنی هنوز زیاد فاصله نگرفتی از ساحل ، ادامه میدی میری جلوتر از دور نگاهت میفته به یه موج بلند, سرجات وایمیستی، دو دل میشی بری جلو تر یا نه.یه نگاه به پشت سرت میندازی، فاصله ت زیاد شده تا نقطه امن. موج نزدیکتر شده و بعد. خاطرات همینن. خوب که فاصله گرفتی یهو زیر پات خالی میشه. واسه همینه میگن طرف غرق خاطرات شده.
زیباتر از آنی که در این قلب بمیرییا اینکه روی گوشه  عزلت بپذیریتو نقطه سرفصل تغزل به دوچشمیتوخود یم عشقی که تغییر نپذیریدر دامگه عشق چه بسیار زیادندآنها که به تیر نگهت رفته اسيریدر بارگه عشق به یک غمزه نگاهتجان از من مسکین زچه روباز نگیریبا غمزه ای از گوشه چشمان تو هستندجان بر کف وافتاده به دام تو کثیریتو باز همانی که بگویم به حقیقتدرقلب ودل ما تو کبیری وامیری
خوش اومدی به دنیا نفس من
فرشته کوچولوی بهشتی
یه ماه زودتر زمینی شدی
و حالا دو روزِ کنارت عشق میکنیم
هنوز باورم نمیشه میتونم بغلت کنم نگاهت کنم
زندگی منی
زهراسادات قشنگم
لحظه لحظه خداروشکر میکنم که تا اینجا هوامونو حسابی داشته
دوستت دارم قد تموم دنیا
.
به تاریخ تولدت چهارشنبه.هفده.بهمن.نودوهفت.
هروقت نگاهش به من سرمیخوردسریع سرپایین میانداختم ومیرفتم.نگاه همه چیزرالومیدهداین راراهبه مریم گفته بود.قبل ازآتش گرفتن کلیسای نتردام میگفت خواهرم حجابت وبرادرم نگاهت.
اماازبس چشم وگوش بسته مانده بودیم داشتیم میپوسیدیم.درکنارکتابخانه شهریک پیرمردموادمخدرفروش موجودبودهمیشه خریدوفروش موادمخدردردل کتاب درهرمکانی انجام میشد.اومیگفت موادمخدرانسان رابهترازکلیسامیسازد.
به نام اوی من و تو 
داشتم نگاهت می‌کردم.‌ همونموقع که اومدی توی دفتر و حس کردی اوضاع عادی نیست و  پرسیدی چه خبره و اون همکارت که اتفاقا زیاد بهش نزدیک نمیشی، گفت که فردا تعطیله، بعد هم از سر شوق و ذوق زد زیر خنده. اما تو انگار یکدفعه غمی سنگین روی دلت افتاد. انگار یکدفعه ذهنت بهم ریخت، درسته؟ نگو که نه. دیگه خوب میشناسمت عزیزم.
ادامه مطلب
بعد از تعویض مفصل لگن چه ورزش هایی میتوانم بکنم
 
 
 
جراحی تعویض مفصل ران را در هر سنی بعد از بلوغ میتوان انجام داد. بسیاری از بیمارانی که این جراحی را انجام میدهند در سنین جوانی و میانسالی هستند و مشتاقند تا بعد از جراحی در فعالیت های ورزشی شرکت کنند.
از طرف دیگر غالب افراد جوانی که تحت این عمل جراحی قرار میگیرند مشکل خاصی در دیگر قسمت های بدنشان ندارند و از لحاظ بدنی توان انجام فعالیت های ورزشی را دارند.
بعد از جراحی تعویض مفصل ران درد لگن ب
خب اون قدرها هم بد نبودم دوی 540 متر در 2 دقیقه و 25 ثانیه :)
به نظر که عالیه . از دور دوم که تا نصفه هاش رفتم به بعد شروع کردم به استارت زدن و فشار رو زیاد کردم وقتی دور دوم تموم شد و میخواستم برم دور سوم همه گفتن :
+چرا استارت زدییییییییییییییییییی؟
من میدونستم دیر میرسم با این وجود سعی کردم که همه توانم رو بذارم تا نصفه دور سوم همه چی خوب بود ولی دیگه واقعا کم آوردم و یک پیچ مونده بود . پاهام واقعا خسته بودن و نمیتونستن ت بخورن اما با قیافه ای عصب
نشسته‌ای روبه‌روی من. نمی‌دانم؛ شاید هم روبه‌روی من نیستی و من دوست دارم این‌طور خیال کنم. ولی نه، خیال نیست. واقعا نشسته‌ای روبه‌روی من و این دستپاچه‌ام می‌کند.
وقتی نشسته باشی روبه‌روی من، من باید دقیقا چه کنم؟ نگاهت کنم؟ چقدر؟ چه‌طور؟ به چه چیز باید نگاه کنم؟ دستت؟ چشم‌هایت؟ دکمۀ لباست؟
آدم اگر بخواهد نجیبانه و مومنانه و مودبانه به کسی نگاه کند باید او را چه‌طور ببیند؟
آه! نه! صبر کن! انگار از هيجان و دستپاچگی زیادی جلو رفتم. باید
مفصل بن عمر گوید حضرت صادق ع ای مفضل مردم ویشتن را بوسیله بسم الله الرحیمو بسوره فل هوالله احد نگهداری ومحافطت کن انرا از سمت راستت و از و از سمت چپت واز پیش رو یت و آز پشت واز پشت سرت و از بلای سرت وازیرپایت بخوان یعنی بشش جهت بخوان و چون بر سلطان ستمکاری وارد شدی همینکه نگاهت باو افتاد سه بار انرا یعنی سوده فل هوالله را بخوان وبا دست چب بشمار واز خواندن ان جدا مشو  وادامه بده تا از نزدش بیرون ایی 
چشمانت در یاد مانده 
همان چشمانی که خنده هایت را معنا میبخشید 
همان چشمانی که سال ها من را بیتاب تو گردانده
همان چشمانی که آرامش من را گرفته است  
همان چشمانی که آرزوی دیدنش را دارم 
همان چشمانی که با آن ها حرف دارم 
چرا حسرت دیدن دوباره ات به دلم مانده است 
دلم برای نگاهت تنگ شده است 
دگر تا کِی باید با خودم درد و دل کنم 
قولی به خودم دادم که متعهد باشم.     دل بکنم دل بدهم  از کسی.  به کسی   از چه کسی به چه کسی    به هرکسی یا هيچکسی 
الان چند ماهي گذشته از شروع سی سالگی    قبل از تمام شدنش باید  و بالاخره سر و ته این وضعیت را به هم برسانم 
 
دانلود آهنگ حمید اصغری من بی تو + متن و کیفیت عالی
امشب می توانید دانلود کنید و گوش دهيد به ترانه من بی تو با صدای حمید اصغری
Exclusive Song: Hamid Asghari – Man Bi To With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن اهنگ من بی تو حمید اصغری
من بی تو توئه بی من دیگه عاشق نیستیم
زندگی مارو عوض کرد مث سابق نیستیمبی تو حتی دیگه لبهام نای خندیدن ندارن
همه دنیا هم دستن تورو یاد من بیارنحالا تنها من بی تو چی به جز مرگ میشه
آرزو کنم نمیتونم با نبودت دلو رو به رو کنممگه میشه جز خود تو به ع
 روزها و بیشتر از آن شب ها با خودم خلوت میکنم و در دنیای لاینتهي افکار سير میکنمبه آینده می روم ، به حال فکر میکنمبه جاده ی هجدهبه چالش قبل از تولدبگذارید کمی از آن بگویم و سپس به موضوع اصلی ام باز خواهم گشتهرسال چند ماه مانده به تولدمتمام آنچه که در رفتارم و عادت های روزمره ام نمی پسندم را می نویسمو سعی بر این دارم که ، تا قبل از تولدم تمامی آن ها را تغییر و یا پاک بکنمو چون که آن ها را به صورت نوشته در می آورمپس از هربار تکرارشان بیشتر متوجه آن
امروز میخواستم یه استراحتی بین اناتومی بکنم و رنگ و پرسپکتیو بخونم
ولی مثل اینکه از اون روزای عنه
 
+ یه ارتیست عنتر تو توییتر هست فک کنم سال اول دوم دانشگاهش باشه
هر وقت میبینمش میخوام خودمو بکشم. دلمم نمیاد کاراشو نبینم.مازوخیسم(س یا ز؟)ای ثینک
 
شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،خاطراتت را،نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار دلت.در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد،زمین میخوری.زخم بر میداری.و درد میکشی.نه از بی مهری کسی دلگیر شو . نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم.به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش، تو چه میدانی؟شاید . روزی . ساعتی . آرزوی نداشتنش را میکردی.تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار .هيچ کس آنقدر قوی نیست که ساعت ها بر عکس نفس بکشد .در آینده لبخند بزن. این
قولی به خودم دادم که متعهد باشم.  با این دل بی صاحب چیکار کنم  دل بکنم یا دل بدم؟   از کسی.  به کسی   از چه کسی به چه کسی    به هرکسی یا هيچکسی 
الان چند ماهي گذشته از شروع سی سالگی    قبل از تمام شدنش باید  و بالاخره سر و ته این وضعیت را به هم برسونم.
 
نون چارکی سه عباسی پنیر سيری دو عباسینون چارکی سه عباسی پنیر سيری دو عباسیآدم مفلس را چو من وا‌میداره به رقاصیشب که می‌رم توی خونه، اکبری به به می‌کنهقاقا می‌خواد نونش می‌دم می‌خوره و اه اه می‌کنهمی‌گه تا کی سر بکنم چادر نماز کرباسی؟روغن سيری چار عباسی پنیر سيری سه عباسیآدم مفلس را چو من وامی‌داره به رقاصیفاطی میون گهواره گشنشه عرعر می‌زنهمادر بچه‌ها می‌ره گهواره را سر می‌زنهمی‌بینه فاطی مشغول سرسری است و دس دسیشیر چارکی چار عبا
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای فرزاد فرخ به نام عاشقم باش
ترانه و ملودی: فرزاد فرخ / تنظیم: هومن نامداری
میکس و مسترینگ: محمد فلاحی
دانلود موزیک عاشقم باش با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 

[کیفیت 128 با حجم 2.9 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 7.1 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Farzad Farokh – Ashegham Bash

متن ترانه ی عاشقم باش با صدای فرزاد فرخ:
در نگاهت دریا رو دیدم موج چشمت به رویا کشیدم
بی هوا غرق شدم در نگاهت ببین عاشقانه تورا میپرستم
هر کجا باشی عشق تو با من است بی بها
طنین اسم تو جا مانده پشت حنجره ام
و من هنوز به یادت کنار پنجره ام
شب از بکارت روحم عبور کرده ولی
قسم به ماه نگاهت هنوز باکره ام  
شبیه تلخیِ کابوسِ شیشه ها از سنگ
همیشه بی تو من اینقدر غرق دلهره ام  
غزل سپاه تو بود و هجومِ یکسره ات
ومن درون همین بیت در محاصره ام
دخیل بسته ام امشب به سبزی چشمت 
مرا به پنجره فولاد شب نزن گره ام
زنی میان غزل جان سپرده زود بیا 
به رسم فاتحه خوانی کنار مقبره ام . 
سوفی صابری
از جام بلاهایی که خدا به تو می نوشانه نهایت لذت رو ببر!!
همین امتحان های سخت و پشت سر هم، امید هست که عاقبت به خیری رو به دنبال داشته باشه  
نگران نشو 
جزع و فزع نکن
این جام بلاها رو سر بکش
نگاهت که عوض بشه، اون جوری بشه که خدا می خواد
عاشق خدا میشی
زندگی عرصه زنده شدن حق
و از بین رفتن باطله
این زایش و نیست شدن
همیشه همراه دردها، ابهام ها، فشارها، تنهایی ها وووو میشه
اینجا تو لازمه یاد بگیری 
هم مراقب خودت باشی و هم زیاد بشی 
مفضل بن عمر گوید حضرت صادق ع فرمودای مفضل از همه مزدم خوبشتن را بوسیله بسم الله الرحمن الرحیم وبسوره قل هوالله احد نگهداری و محافظت کن انرا از سمت راستت واز سمت چپت و از پیش روبت واز پشت سرت واز بآلای سرت واز زیر پایت بخوان یعنی بشش جهت بخوان و چون بر سلطان ستمکاری واردشدی همینکه نگاهت باو افتاد سه بار انرا یعنی سوره قل هو الله را بخوان وبا دست چب بشمار واز خواندن ان جدا مشووادامه. بده تا از نزدش بیرون  ایی 
اینکه اون یاد گذشتمون افتاده و خل بازیای بنده خودش جای شکـر داره
من خرسنــدم :))
من بسیار عاشق هوای بارونی ام و الان بسی بسی خوشحالم :)) اهـــوم :دی
چقدر دلم برای اون قدیـــمام تنگ شده برا اون روزایی که کنج خونه مینشستم و حالم با اون بخاری نفتی دو چنـــدان خوب میشد :)))
چـقدر حس خوبیه که اون هنوز گذشته هامون رو بشدت دوس داره و میخواد که من برم اونجایی که قدیم قدیمــا باهاش رفتم❤
خدایا تو نگاهت رو ازم دریغ نکن
اینکه اون یاد گذشتمون افتاده و خل بازیای بنده خودش جای شکـر داره
من خرسنــدم :))
من بسیار عاشق هوای بارونی ام و الان بسی بسی خوشحالم :)) اهـــوم :دی
چقدر دلم برای اون قدیـــمام تنگ شده برا اون روزایی که کنج خونه مینشستم و حالم با اون بخاری نفتی دو چنـــدان خوب میشد :)))
چـقدر حس خوبیه که اون هنوز گذشته هامون رو بشدت دوس داره و میخواد که من برم اونجایی که قدیم قدیمــا باهاش رفتم❤
خدایا تو نگاهت رو ازم دریغ نکن
سلام دوستان
تصاویر عضو خوشگل و جذاب و کوچیک جی فرند اونها که بنده خیلی دوستش دارم
راستش من شدیدا طرفدار این گروهم و دو تا از اعضا رو خیلی خوب تشخیص میدم دوتاشونم باید جون بکنم تا تشخیص بدم حالا اگه بدم و ایشون جز اون دوتایی هست که باید جون بکنم تا تشخیص بدم پس اگر تصویری اشتباست شرمنده
و اینکه سعی کردم رو تصاویر کوچیک آدرس بزنم تا تصاویر زشت نشه و اینکه کپی با ذکر منبع بلامانع است
+منتظر نظراتتون هستم و همینطور شماهم منتظر سری دوم تصاویر این ع
من چی می تونم بگم
فقط خیلی غمگینم
خیلی
 
بعد نوشت: وقتی من میگم غمگینم یعنی چی
یعنی از عمق وجودم این حرف میزنم
یعنی دردناکه تیر میکشه
غم یک ماه روی هم جمع شده
 
 
مشکلات مالی که کم نیستن بذارم کنار و حساب نکنم
مشکلات ارتباطی و عاطفی که اطرافیانم دارم در نظر نگیرم
 
یک ماه پیش که یکی از فامیل هامون فوت کرد گفتم راحت شد درد نکشید
دو هفته پیش که گفتن خاله ام رفته نمونه برداری  بهش گفتن غده سرطانیه
یعنی انقدر نمی دونم چی بهش بگم اصلا نمی تونم با سرطا
امشب بر عکس همیشه با دوست طفلیم همزاد پنداری کردم.
 
اینجا صفحه وبلاگ منه. شخصیه. نه اسمی از کسی آوردم نه آبرو کسی رو بردم‌ که میتونستم مثل خیلیا دیگه ببرم. ولی نمیخوام اینکارو بکنم.
اونوخ ملت همیشه در حال خودن گوه همدیگه هستن.
 
ستاره شبم❤❤آدم ها تو قالب اسمشون میرند این هم یه مصداق دیگه.وقتی توی ظلمت و تاریکی هستی فقط ستاره س که میدرخشه.نجمه جان من❤❤شاید کل حرف هایی که باهات زدم سرجمع نیم ساعت نرسه، شاید کل ساعتایی که نگاهت کردم و حظ بردم ب روز نرسه ولی اینقد توی آسمون شبم درخشیدی که میگم کاش بیشتر نگاهت کرده بودم و ازت یاد میگرفتمپر کشیدنت مبارک خواهرگلماینقد دور زائرای امام حسین خالصانه چرخیدی تا آخر سر خریدت❤❤از سفره ارباب برامون بگو دختر خوب میدونی که
لیستمو تهيه کردم.فکرهای خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی عجیبی اومد تو سرم.
باید برم فعلا به زورم شده بخوابم تا فردا صبح ببینم چیکار میتونم بکنم
فردا برنامه ی "ر" رو نمیرم.
احتمالا یه خونه تی داشته باشم
بجز تو،
من به که باید 
بجز‌ تو،
نباید بیاندیشم به کسی دیگر
بجز تو
و روزهایی که در گستردگی عشقت
زیر آفتاب می درخشید 
تن های برهنه مان
و نگاه تو
حجم تبدار رازی بزرگ بود:
چه زود می گذرد زمان با هم بودن ها.»
مگر می شود؟
بجز به تو اندیشیدن، روا نیست
تو،
حد بی نهایت یک پهنه عظیم آرامش
بی تو،
من غمگین ترین مرد شرقی 
ساکتم، سرد
سایه ای در میان شبی تاریک
بی تو
تا ابد غمگین بودن روا باشد مرا:
دل من 
تا به ابد،
آرامش باغ های بهاری نگاهت را به یاد دارد!
مگر
سلام عزیز بابا .
اگه بخوام فقط یه توصیه بهت بکنم اینه که: همیشه نوکر این خاندان باش . از گدایی این خاندان به پادشاهي دو دنیا می‌رسی . بابای سراپا تقصیرت هر چی داره و نداره از این اهل کرم داره.
شبای عاشورا صدقه بذار برای دل امام زمان .
 
صبح به این امید چشمم را باز کردم که صبح جمعه اس و حالا حالا می تونم بخوابمحس بد و وحشتناکی بود که متوجه شدم امروز روز غیر تعطیلیه و باید به چشمای خسته و پر از خواب اهمیت ندمبلههههه باید از رختخوابم دل بکنم و پیش به سوی کار
خدایا روزی سرشار از خبرای خوب برامون رقم بزن
سلام عزیز بابا .
اگه بخوام فقط یه توصیه بهت بکنم اینه که: همیشه نوکر این خاندان باش . از گدایی این خاندان به پادشاهي دو دنیا می‌رسی . بابای سراپا تقصیرت هر چی داره و نداره از این اهل کرم داره.
شبای عاشورا صدقه بذار برای دل امام زمان .
 
من قبلا عادت داشتم که خاطرات روازنم رو بنویسم، اینطوری بود که از سال 91،92 شروع شد و تا همین دو سال پیش ادامه داشت. نمیدونم چیشد که دیگه ننوشتم، احتمال زیاد بخاطر تنبلی و حواس پرتی! سوا از اینکه چون دفتر هایی که استفاده میکردم سررسید بودن و جای زیادی میگیرن خوشحالم که این کارو کردم و بخشی از وجود من هنوز میخواد که این کار رو بکنم. وقتی که نوشتن خاطرات روزانه کم کم محو شد جای خالیش به وضوح حس میشد.
الان دلم میخواد باز هم همون کار رو بکنم، البته هر
بسم الله الرحمن الرحیم
گویا باید خواه ناخواه، از بلاگفا دل بکنم و بیام اینجا.
نمیدونم مطالب اون ور رو میارم این ور یا نه؟
نمیدونم دوستان اون ور رو میارم این ور یا نه؟
به هر حال امیدوارم هر کاری می کنم تو راضی باشی! خدای دوست داشتنی گمگشته من!
فقط قفلم همین!
امروز با شنیدن وا رفتم
ادم خیلی انقلابی  نیستم 
اما حاج قاسم سلیمانی ادمی نبود ک بشه به دین و فقط نسبتش داد
اون ی دنیای دیگ بود واسم
ی دنیای دیگ
اگر شاید شهيد نمیشد سهم من میشد دیدنش
و من الان تنها کاری ک میتونم بکنم 
ی چیزه
ی چیز
وبلاگ چندتا از بچه های قدیمی و که میخوندم دلم تنگ شد بزای اون وقتای بلاگ که همه بودن و چقد احساس میکردم زندگی در جریان .الانی ک اکثریت رفتن یا دیگه مارو نمیشناسن بیان دیگه مثل قبل نیست.اما بازم نمیتونم دل بکنم و حتی شده چندماه یبارم یه سر میزنم و حسرت میخورم به اون روزامون.هعی
خسته؛ ولی خوشحال، مثل وقتی که تو بچگی از پارک برمیگشتیم خونه.خسته؛ ولی پر از ذوق، مثل وقتی که چمدون‌هات رو بستی و فردا ۵ صبح بلیط داری. خسته؛ ولی آروم، مثل نفس‌نفس زدن‌های بعد از پایان مسابقه.خسته؛ ولی راضی، مثل تیک زدن اخرین مورد از لیست‌کارهای روزانه در ساعت صفر.خسته؛ ولی امیدوار، مثل نگاهت به آینه بعد از یه روز شلوغ.خسته؛ ولی خوشحال و پر از ذوق و آروم و راضی و امیدوار، مثل لحظه‌ی پایانِ سالِ سومِ پزشکی. به همین سادگی، به همین سرعت، به ه
امشب یه حرکت گروهي عظیم رو که تیم براش  ۲۰ روز  زحمت کشیده بودو نابود کردم :((((((
و الان نمیدونم چه کار باید بکنم 
حس قاتل بودن دارم قاتله یه نحزت 
نمیدونم واقعن و فقط ناراحتم  بد ترش اونجاس که حتی تنبیه هم نمیشم و در عذاب وجدان خواهم سوخت 
خدایا من رو از کمکاری و تنبلی نجات بده تا بتونم با موفقیتم تو و چند نفری که دوستشون دارم رو خوشحال کنم.تنبلی زهریه که اگر اثر کنه دیگه پادزهری براش نیست، زمان در گذره و دیگه هم برنمیگرده، خدایا کمک کن از فرصتهام نهایت استفاده رو بکنم.
پفیلای سفید آبی !
 
امروز که چشم تو چشم شدیم برخلاف دفعات قبل ک خیلی گذری بود یا سریع من چشمامو
میچرخوندم ۲ثانیه طول کشید.
من ترسیدم ک نکنه فهمیده باشی !!!!!!!!!!
 
*
 
:)
 
خیلی مسخرست ولی اگه تقلب میخواستی بهت میدادم :)واقعا دلم میخواست یه کمکی 
بکنم بهت . شاید بهتر باشه بگم یه خودشیرینی مزخرف :)))
جا داره یه تشکر بکنم از علیرضا جان قربانی و همایون جان‌تر شجریان که با انتشار این آلبوم هدیه‌ی تولدم رو پیشاپیش دادن! خیلی لطف کردین، دستتون درد نکنه! :)))))آوازش هم مثل همیشه عالی و بی‌نظیره ولی تنظیمش یه ذره ضعیفه، فقط یه ذره. :)
در نهایت لطفا و لطفا قانونی بخرید و دانلود کنید…
یک سال و ده ماه گذشته امروز برای اولین بار دلم آروم گرفت انگار باید امروز آسانسور من رو یک طبقه دیگه پیاده میکرد باید امروز من بین طبقات گم میشدم تا به تو میرسیدم که مثل همیشه مثل این چندسال بایستی و نگاه کنی و دنبال چیزی باشی که دیگه نیست و من برسم نگاهت کنم و از هر دهگذر دیگری بی اعتناتر رد شوم و بعد بعد بعدش دلم‌آروم بگیره این بهای تمام رفتن هاست حالا تو رفتن من را نگاه کن.
تیریون لنیستر:بذار نصیحتی بهت بکنم،هرگز فراموش نکن چه کسی هستی چون مطمئنا دنیا فراموش نمیکنه.اونو نقطه قوت خودت بکن، اونوقت نمیتونه عامل ضعف تو باشه.اونو مثل زره بپوش؛تا نشه برای صدمه زدن بهت ازش استفاده کرد.
جان اسنو:مثل تو،کوتوله!
 
 
 
گیم اف ترونز
لبخند کج و کوله ای میزنم
وروبه رویت میشینم
میگویم همه چیزو با کمک مادرت جمع کردم.
میگویی دستت طلا
لبم رو گاز میگیرم و میگم جدی 
جدی میخوای بری؟؟
چشم هایت رو به چشم هایم میدوزی.برق نگاهت خشکم میکند.
نچ خانوم شوخی شوخی دارم میرم!!
شرم زده میگم اخه تازه سه هفتس
عقد کردیم.
ادامه مطلب
رمان تو تمنای منی
نویسنده : v.rahimi1
ژانر : عاشقانه
خلاصه: کاش زندگی یه برنامه یهویی میچید مثلا خیلی یهویی تو خیابون جلو روم سبز شی تو که من رو نمیشناسی ولی من تمام جز جز صورتت رو از حفظم اون موقع که میخواستی عذر خواهي کنی وقتی بهم میخوردی یه دل سير نگاهت میکردم اونقدر نگاهت میکردم که ساعت از خجالت می ایستاد اونقدر نگاهت میکردم که اگه یه عمر قرار باشه بی تو بگذره مدل بودنت رو حفظ باشم عطر لحظه حضورت رو بوییده باشم صدای قدم هات به گوشم اشنا باشه که
سلام خیلی خوش حالم که نسبت به 7 سال پیش وبلاگ نویسی توی ایران داره به بلوغ میرسه یا شایدم میتونم بگم رسیده. و دوست دارم تجربیات و دل نوشته های خودمو توی وبلاگم منتشر بکنم.خب بجای اینکه بیشتر گزاف گویی بکنم دوست دارم خودمو بهتون معرفی بکنم من سینا هندی زاده هستم از مشهد و الان 21 سالمه خب مطمئنا شما مانند بقیه خیلی کنجکاو میشین که بدونین چرا فامیل من هندی زاده هست؟؟؟ اول بهتون بگم کلا همتون خیلی فضولین آره من یک هندی هستم  از نسل پنجم غلامرضا
نورِ پاکی را بر زمین تابانده بودی و من در آن روشنایی خیال می‌بافتم. فراموش میکردم کجایی، چه هستی، در چه حال هستی. حالا در تاریکیِ بی تو سرم هنوز وقتی چشم به عکست می‌دوزم، تاب می‌خورد. تاب می‌خورد تا بازتاب نگاهت را از هزار گوشه‌ی تاریک دنیا بر پرده‌ی فکرم ببینم.
پاکی را تو» مثل یک تکه نور بر زمین تابانده‌ بودی. و من دیگر از هيچکس نخواهم پرسید که خدا چیست، خاله‌پری.
خواب دیدم که خیره شدی به چشمام و دستمو گرفتی و یه شیشه‌ی شکسته‌ی تیز برداشتی و کشیدی کف دستم تا خون بیرون زد. دستمو بالا گرفتی که جوشش خون رو همه ببینن و گفتی حالا دیگه تو آزادی. اگه اینجا بمونی انتخاب اشتباه خودته. نگاهت ترسناک بود. میخواستم برم ولی پاهام بسته شده بود. معنی نگاه ترسناکت رو متوجه شدم. شیشه‌ی بریده رو ازت گرفتم و سعی کردم پاهامو قطع کنم (چرا به ذهنم نرسید بندای اسارت رو جدا کنم؟) به استخون رسید و من ناتوان و خونین و ضعیف تو بغلت
هروقت بدی دیدی بایست روبروی خودت،با تموم خوب بودن ها بازهم شک کن به خوب بودنت،به اینکه شاید جایی دلی آزرده شد که تاب تحمل نگاهت رو نداشت.بایست و قد علم کن به روی خودت به روی تموم لحظه هایی که ساده از کنارش گذشتی.بایست و تلاش کن برای بهتر بودن،مهربان تر بودن.دنیای ما پر از آدم هاییه که بدی دیدن شکست خوردن به زمین افتادن اشک ها ریختن،اینبار قبل از هرچیز و هرکاری به چشم هات خیره شو انگشت محاکمه رو به سمت خودت نشونه بگیر و یادت بیار ما همه یک قبیله
بیکارم. چه کار کنم؟درس بخونم؟ ظرف های توی ظرف شور را بشورم؟ وارنیش فلوراید خواهرم هم هست چون ریسک پوسیدگی اش بالاست پس باید هر 3 ماه انجام بشه. کار دیگه ای نیست که بخوام انجام بدم. تلگرام و اینستا و پینترست چک کردن هم که کار نیست. پاشم یه کاری بکنم.
امروز صبح زبان داشتم چون درصد زبان تو کنکور زیر ۷۰ بود باید زبان پیش برمیداشتم و این واحد پاس بکنم
کلاس فوق العاده بود .چقدر استادش هم  دوست داشتنی بود من که عاشقش شد.
ساعت ۴ تا ۶ کامپیوتر داشتیم . بسی خسته کننده بود .
پ.ن :  دانشگاه چقدر عشق
دوست ندارم دوران دانشجویی تموم بشه
دلم برا خواننده خاموش بودن تنگ شده؛ دلم می خواد یه وب تازه بخونم بدون اینکه بخوام کامنتی بذارم و حرفی بزنم؛ بخونم و بخونم و بخونم.
یه سلامی هم بکنم به خواننده های خاموشم :) درسته من تا حدی درکتون می کنم ولی نمی خواید روشن بشید آیا؟!
ولی به خودم تبریک میگم امروز درس خوندم بعد عمری.
همیشه وبلاگی که صاحبش روزی چنتا پست می‌داشت برام آزاردهنده بود ، الان خودم همون کارو دقیقا می‌خوام بکنم ! الان دوس دارم به یکی پیام بدم ، بگم :هي بیشعور ! دلم برات تنگ شده :/ ولی بیشعور یه کاری کرده که مقاومت کنم در برابر این دوس داشتن :|
حتی اگه لازم باشه دهنم رو روی بالش بزارم و تا انرژی دارم سرش خالی بکنم… حتی سر خودم داد بزنم که ادم این بود همونی که میخواستی….
امشب چندین بار چشمام پر از اشک شد و همش به خودم گفتم دختر بسه عیبه میبیننت و میپرسن چته.جلوی خودمو گرفتم اما واقعا حالم خوب نیست….
همین روزاست که بزنم به سیم اخر…
.
۴۳۲ کلمه، سه دقیقه
بیا برویم خیابان جمهوری. از بهارستان شروع کنیم و کارت عروسی با هم ببینیم. تو بگویی یک کارت ساده می‌خواهم و من هي حساب جیبم را بکنم ولی بعد پیش خودم فکر کنم گور پدر پول. خنده‌ات بیش از این حرف‌ها می‌ارزد عزیز دلم.
ادامه مطلب
چشم تو چشم هم نشستیم و زل زدیم به چشم و عمق وجودمون. 
گن با تمام وجودم میگم و تو با تمام وجودت میشنوی. 
من نگاه میکنم تا ابد یادم بمونه و تو نگاه میکنی تا من نگاهتو در ذهنم حک کنم. 
نمیدونم پس نگاهت چیه ولی آدم عاشق مطمئنا همه چیو میفهمه. 
 
 
 
کم کم دو روح به هم نزدیک میشت و حس و حال همو تجربه میکنن و میفهمن که خواسته هاشون چیه و آهسته آهسته میشن یکی. 
من به خودم نگاه میکنم و تو به خودت. یعنی ما. 
این آغازی هست که من و تو نیستیم و دو جسم با یک نگا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب