نتایج پست ها برای عبارت :

واسه این شبای مهتابی رو خیلی دوست دارم

سلام.خوبین؟
کسی نمیاد با هم یک برنامه‌ی فشرده‌ی شنیدن پادکست بذاریم و بعد انقدر درباره‌شون حرف بزنیم که زرد و قهوه‌ای اين تفریح جدید در بیاد و من دوباره به پوچی مطلق برسم؟:/
+دوست دارم طناب ماهو بگیرم بالا برم/واسه اين شباي مهتابي رو خيلي دوست دارم(خییعلی)
 فرار میکنم از اين موقعیتتلاش های مصر و مکررش برای بوسیدنو همزمان زمزمه های "خيلي دوستت دارم"نه طاقت ماندن دارم و نه پای رفتننه اينجانه آنجامعجزه لازم دارمتو قرار بود معجزه کنی واسم، معجزه ای به اندازه ی بزرگیتپس چرا بدتر کردی
      
دیگه نمیتونم حتی ببوسمشیه چیز خيلي کوچیکیا شایدم بزرگمتاسفمواسه انقدر بد بودنمواسه قدرتو ندونستنبه خدا نمیدونم باید چکار کنمخيلي متاسفم واسه همه چیزواسه بودنم تو زندگیت.جهان من آشوب است
شاید بالاخره بتونی ارور رو رفع کنیولی اينکه ندونی مشکل کجا هست که اين کوفتی بالا نمیاد واااقعا کار سختیه -_-
.
.
اقا اقا اقا
یه دعوای باحال کردیم باهم خوشالم
فک کنم وبلاگم کامل نوسان رو حس میکنه
انی وی
سه تا کار مهم دارم تا آخر تابستون
تایپ انگلیسیم رو قوی کنم
زبان کار کنم واسه تعیین سطح نندازنم سطح پایین
پی اچ پی رو یه جوری تکمیل کنم که تو طول سال بتونم کار گیر بیارم
معدل اين ترمم بیاد بالای 15 :(
اين ربطی به تابستون نداشت، ولی خب
.
.
واسه ترم بعد
چی میتونم بگم واسه شروع دوباره وبلاگ نویسی؟ بگم که دلم تنگ شده بود واسه اينجا و تایپ کردن در سکوت و تاریکی اتاق و صدای علیرضا قربانی؟ بگم که دلم میخواد مثل همیشه اين آخرین وبی باشه که می سازم و دیگه هیچوقت پاکش نکنم؟ بگم دوست دارم از الان که خيلي خيلي جدی دارم به تاسیس کتابفروشی خودم فکر میکنم از روزها و لحظاتم بنویسم؟ راستش دلم برای منی که اينجا می نوشت خيلي تنگ شده بود. سلام به خودم، شما و سمرقند :)
انگار زندگی های موازی دارم که کنار هم داره جلو میره!
میدونی انگار هر قسمت از زندگیم یه مبینا و یه داستانه!و یه زندگی جدا گانه داره
نمیدونم حتی حالم خوبه یا نه
یا به قول رضا خودمو دوست دارم یا نه!
به شدت دلم واسه رفتن به ردلاين و یوزفول بودن تنگ شده!واسه اون بخش بامزه زندگیم!
خيلي دوره.خاطرهاشو همه چبش.
نمیدونم نمیدونم اصلا چمه!دیگه دارم کلافه میشم!
وقتی برمیگردم خوابگا میچسبم به تختم و میرم تو هپروت خودم!
حتی دیگه نمیدونم که اونقدا واسه رفتنم
دوستت دارم.
به سان یک دیوانه، به سان یک سرباز 
به سان یک ستاره سینما 
دوستت دارم، به سان یک گرگ، به سان یک پادشاه 
به سان انسانی که من نیستم 
میدانی من اينگونه دوستت دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخند
دوست دارم رهبرم رادلبر پیغمبر است/دوست دارم رهبرم را وارث برحیدراست/ازتباراهل بیت و آیت خوب خداست/دوست دارم رهبرم راجلوه ای ازکوثراست/اوپیام کربلا را میدهدبرمسلمین/دوست دارم رهبرم راآسمان رااختراست/میرود راه امام وهرشهیدی باهدف/دوست دارم رهبرم راشیعیان راسروراست/دشمنان دین ماراباز رسوامیکند/دوست دارم رهبرم رادشمن اوابتر است/اسوه والگوی خوبی گشته آقا درجهان/دوست دارم رهبرم رابهر عالم گوهراست/شیعه باشدجانفدای حضرت سیدعلی/دوست دارم ره
من بهارم
من بهارم فصل باراندوست دارم دانه ها را
سبز و خرم ، شاد و خندانبازی پروانه ها را
دوست دارم آسمان راآفتاب مهربان را
دوست دارم روی گل رارنگ گل را بوی گل را
دوست دارم ماهیان راتوی چشمه، توی دریا
دوست دارم هر کجا راباغ و بستان، کوه و صحرا
دوست دارم، دوست دارممن بهارم، من بهارم
داشتم ویدیو ادیت میکردم واسه پیج کاری اينستاگرامم، ایده های کاریم نوشتم و خلاصه که سرم گرمه به کار.و چقدر دوست دارم اينو :) 
خدایا شکرت.
راستی رفتم باشگاه واسه یونی ، مثل اينکه نمیشه پیچوندش اما خبر خوب اينه که خوش میگذره تقریبا . و فعلا :)
من به اندازه ی تموم اتفاق های بدی که تو زندگیم افتاده به خودم مدیونم، به اندازه ی بدی هایی که در حقم شدو در مقابلش فقط سکوت کردم! به اندازه ی شبهایی که تا صبح بیدار موندمو خوابم نمیبرد، به اندازه ی کارایی که دوست داشتم و نکردم! به اندازه ی غرور بیجایی که  بعضی وقتها داشتم، به اندازه ی جرأت نداشتنم، به اندازه ی خوردن بعضی از حرفامو نگفتنشون، به اندازه ی کم کاری هام واسه موفق نشدنم، به اندازه ی همه ی اين ها به خودم مدیونم! من ادم بدقولی بودم واسه
متن آهنگ
تو واسه من عشقیاصن جز تو به هیشکی هیچ حس نیستبا تو باشم دیگه استرس نیستدلم به تو خوشهحال خوبم از بودنتهتو نباشی توی دل من غمتههرچی دوست دارم بگم باز کمتهدلم به تو خوشهتو تا آخر عمر واسه منیتو عشق زود رنجو حساس منیتو صاحب قلبو احساس منیتو رو دوست دارمبا تو همه روزام عالی میشهنمیدونی که دلم چه حالی میشهبودنت باعث خوشحالی میشهتو رو دوست دارمنمیتونم یه روز بی تو رو سر کنمدلم میخواد تو رو عاشقتر کنمتو باشی پیشم با غصه ها قهر کنممنو ا
نمیدونم چرا الکی منتظرم !
منتظر چی هستم یا منتظر کی هستم نمیدونم!
قبل از خواب گوشیمو چک میکنم دوباره به کامنت هام سر میزنم الکی گوشیمو سایلنت میکنم یا از سایلنت درمیارم
آخه که چی؟ مکه قراره چه اتفاقی بیفته؟ چی بشه؟
تموم شدن همه ی اون روزای لذت بخش! من دیگه بزرگ شدم! 
آدمهایی که میتونن توی زندگیم باشن محدود شدن!
عاشق دوستام هستم دوستایی که شاید خيلي دیر ببینمشون. 
اما دور و برم آدمهای مذکری که بتونم دوستشون داشته باشم تقریبا دیده نمیشه!
گ
دانلود آهنگ علی بهراد دوست دارم | کیفیت عالی
ترانه جدید و زیبای بنام دوست دارم با صدای علی بهراد از رسانه جاز موزیک
Exclusive Song: Ali Behrad | Dooset Daram With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ علی بهراد دوست دارم
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نمیدونی چقد تو دل من آشوبه
برات نمیدونی دلم چجوری میکوبه براتنمیدونی چه احساسی دارم ♬♫♪داره میره دلم واسه ی خندیدن ♬♫♪
تو داره میره دلم واسه ی کم دیدن تو ♬♫♪نمیدونی چقد بی قرارم نمیدونی چه حسی به تو دارمکاش الان بودی باز
شدیدا دوس دارم ورودی نیمسال دوم (بهمن ماه) باشم ! -_-
ینی اگه ببینم ورودی بهمنم خيلي خيلي خيلي بیشتر ذوق میکنم ، خيلي خيلي خيلي بیشتر از وقتی که ببینم ورودی نیمسال اولم! :|
و خوشبختانه داروی تبریز هرسال نیمسال دوم داره
دلایل زیادی دارم واسه اين موضوع :(
 
+خيلي بی حوصله م امروز به احتمال زیاد درس نخونم!
 
 
سلام 
دختری هستم که برای ازدواج معیارهای خاص خودم رو دارم. از نظر زیبایی معتقدم زیبایی در نگاه انسان ها به هم نهفته ست و کاملا سلیقه ای هست. بخاطر همین فکر میکنم احساس ما به فرد مقابل در نگاه ما به اون تاثیر داره!، واسه همین معیار خاصی واسه ظاهر در نظرم نیست.
دوست دارم قبل از ازدواج اون فرد رو خوب شناخته باشم، منتهی در چهارچوب های خاص خودم و رعایت یه سری مسائل! و اينکه با آدمی ازدواج کنم که اهداف مون در یک جهت باشه و با هم رشد کنیم و از هم یاد بگی
مداح با صدایی که نایی برایش نمانده و از عمق دلش می‌آید می‌خواند.‌
تو اين دنیا
من تو رو دارم.
بهت خيلي
خيليیی بدهکارم.
بذار عالم همه بدونن من. دوست دارم.
کمم اما
عاشقت هستم.بهت خيليی خيليیی وابستم.
به غیر از تو، من کی رو دارم
دوست دارم.
.
قبلا هم پرسیده بودم آیا ما را هم با همه خطاهایمان به اندازه علی اکبرتان دوست دارید؟
متن آهنگ میدونستم امو باند
میدونستم که دروغ بودن همه حرفات میدونستم خوبفکر اينکه تو نباشی یه لحظه کنارم منو میترسوندچقده زود همه حرفا و قول و قرارات از یادت رفتمن آرومم با خودم تنها تو اين خونه تو خیالت تختمیدونستم اگه هرجایی باشی تو بی من حرفی از من نیستکنار تو چه باشم چه نباشم انگار منو یادت نیستمن هنوزم که هنوزه مثل قدیما عاشق تو هستم.نمیدونم گناهم چی بوده که تو قلبت زده شد از مندوست دارم ولی انگار دل تو با من نیست میدونم اگه رفتنی باشم ک
متن آهنگ
تویی تویی که میتونی
منو درمونم کنی
تویی که منو میتونی
عاشقونه آرومم کنی
کم دیده دلم مثل تو ندیده دلم عجیب
حال خوشی داره که به تو رسیده دلم
اين علاقه فقط واسه ماست با تو دلم رو هواس گره کور خورده دلم به چشای نازت
بی قراره دلم آروم نداره دلم تو بزن تا که دل من برقصه به سازت
نرو نمیشه تنهایی بی تو سر نمیشه آخه دلم یه بچه میشه به تو علاقه محسوس دارم
اگه پا بده چشات به اين دلم راه بده یکم تو دلت بهم جا بده از اوناشم که تورو دوست دارم
نرو نمیشه
آخر دعاش گفت خدایا ی آرامش قلبی به اين جمع بده که چیزی که در درونشونه رو پیدا کنن.
بهترین دعایی بود که ی نفر میتونست در حقم بکنه.خدایا میشه ی روز بیام و بگم آرامشی پیدا کردم که هیچ چیز و هیچ کس مطلقا نمیتونه خرابش کنه؟
++خيلي دوست دارم سبک سخنرانیش رو.حرفاش ملموسه برام.
++میخواستم ی کتاب مربوط به وقایع کربلا واسه ی فندق بگیرم.چند جا رفتمو واسه گروه سنی اون چیزی پیدا نکردم.از آخر عجله ای کتاب به اسم پند های پدرانه خریدم که نهج البلاغه برای ک
♫♫
نفسم به نفست بنده دیگه بسه غم چشماتو نبینم واسه من مقدسهدل من به دل تو هنوز احساس داره به چشات هنوزم علاقه ی خاص دارهاونی که میمونه واسه من دل ناب داره اونی که میمونه مث من تب و تاب دارهموج موهات داره منو میکشونه چون گرداب داره …
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
همه اينو میدونن تو واسم عزیز جونی دل منم شک نداره که تو واسه دلم میمونیاز وقتی که دیدمت تورو فهمیدم واسم میمونی از اين اخلاقا ندارم که بگم دوست دارم زبونیهمه اينو
♫♫
نفسم به نفست بنده دیگه بسه غم چشماتو نبینم واسه من مقدسهدل من به دل تو هنوز احساس داره به چشات هنوزم علاقه ی خاص دارهاونی که میمونه واسه من دل ناب داره اونی که میمونه مث من تب و تاب دارهموج موهات داره منو میکشونه چون گرداب داره …
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
همه اينو میدونن تو واسم عزیز جونی دل منم شک نداره که تو واسه دلم میمونیاز وقتی که دیدمت تورو فهمیدم واسم میمونی از اين اخلاقا ندارم که بگم دوست دارم زبونیهمه اينو
شب تلخ برای من بللخره صبح شد ،شبی که برای اولین بار دمنوش واسه  بی قراری هام مرهم  نبود ،و نصف قرص آرام  بخش  شد بهونه خوابم .
شب تلخی که گریه های زیادش ،منو به دکتر کشوند .
شب تلخی که کاش مثل کابوس بود.
شب تلخی که شاید بشه نقطه شروع جدید واسه من ولی در حال حاضر دوست دارم دیروز پاک بشه  از ذهنم.
خواستم وبلاگم حذف کنم ،شاید اينکارا انجام بدم ،ولی نخواستم بی خبر برم .‌‌
شایدم ناراحتیم ته نشین بشه و روزای  آتی باعث بشه  حذف نکنم.
ولی اگه اومدین و
من دوست زیاد دارم.
هم از اون دسته از دوست‌ها که از کنارشون رد می‌شم و فقط سلام می‌کنیم بهم و تمام! (شاید اسم دوست زیاد باشه براشون!)
هم از اون دسته از دوست‌ها که کم دیدنشون هیچ تاثیری نمی‌ذاره و هردفعه که می‌بینیشون انگار از قبل، دوست ترن.
از اون‌هایی که فقط گاهی یادم می‌کنند که کارشون رو راه بندازم هم دارم! هممون داریم و اصلا شاید خودمون یه همچنین دوستی واسه بعضیا باشیم!
از اون‌هایی که توی ذهنم فقط باهاشون دوستم و تو واقعیت خجالت یا هرچیز
گلشیفته تو گوشم میخونه و اشکه که تو چشمام دویده. تلگرامو باز کردم به امید اينکه پیامی داشته باشم ازت. و هیچ. نیستی. آخرین پیامم که به طرز مسخره‌ای نوشتم عصر بخیر سین خورده و بعد اون هیچ. اينا ناله‌های آخره اما. نمیذارم دوست داشتنت زمینم بزنه. دوست داشتن واسه زمین زدن نیست که، واسه بلند شدنه، واسه هر چیه جز اين چیزی که توش گیر کردم. که اصلا پشیمون شدم از زدن اينجا. گفتم اينجا رو زدم که ازت ننویسم، ولی همش شده تو. که بیشتر پرو بال دادم به فکرا و حس
متنفرم از بی نتی!
همین الان فیلم جوکرو دیدم و‌ دوست دارم برم نقدهاشو بخونم دوست دارم برم تو اينستا انقدر توی هشتگ جوکر غرق بشم که بمیرم دوست دارم‌ انقدر برم‌ توی اينستاگرام نظرات زیر پست های جوکرو بخونم که مغزم بپاچه روی گوشی.
دوست دارم بتونم برم خود فیلمو دانلود کنم و هزاردفعه ببینمش نه فقط یبار با برنامه ی لنز رو صفحه ی کوچیک موبایل!دوست دارم برم تو سینما جوکرو ببینم.دوست دارم برم هزار تا فیلم دیگه از خواکین فینکس دانلود کنم ببینم دوست دا
تمامِ خواسته هام‌رو تغییر دادم
تمام علاقه هام رو از دست دادم 
چی شد؟ هیچی من هنوز هستم و یک راه اجباری جدید
خدایا دیگه بهت رو نمیزنم و ازت نمیخوام چیو بهم بدی چیو ندی، دیگه نمیخوام هی ضایعم کنی و یجور دیگه بهم بدی که دوست ندارم
فقط چیزایی ک دادیو ازم‌نگیر، نامردیه ، خيلي نامردیه، من که گناهی ندارم شدم بنده؟ دارم؟ خودتم میدونی اصلا دستِ من نبوده تو خواستی واسه به وجود اومدنم
پس اينقدز همه کارارو برعکس نکن بعدشم‌نگو قسمته حکمته، من هنوز از ل
ادم های زیادی هستند که بسیار دوستم دارند
ادم های زیادی هستند که دوستم دارند
ادم های زیادی هستند که از من بدشون که نه، فقط خوششون نمی آید
ادم های زیادی هستند که بسیار دوستشان دارم
ادم های زیادی هستند که دوستشان دارم
ادم های زیادی هستند که حسی بهشون ندارم
تا به حال نسبت به هیچ کس حس تنفر نداشته ام
 فقط نسبت به بعضی که لایق دوست داشتن نیستند حسی ندارم
مگرنه من آن پیرمرد عطار که همیشه کتاب حافظ دستش هست با آن عینک ته استکانی را از صمیم قلب دوست دا
همه زندگیم رفت از زندگیم
رو لبهام فقط آه و افسوس دارم
اگه آخرین روزه پس واسه چی مث روز اول تورو دوست دارم
اگه آخرین روزه پس واسه چی مث روز اول میمیرم برات
تو حق منی از همه زندگیم ولی حق ندارم بمونم باهات
بارون نم نم اومدو رو قلب من غم اومدو من دیگه دخلم اومدو
ازت خبر نیست خيلي چیزا بود که بگم دردامو ریختم تو خودم
تنهام گذاشتی له شدم
ازت خبر نیست من عشقو فقط با تو میشناختم تو فکرم چه رویایی و ساختم تا دستای تو خيلي راهی نبود
ولی باختم عشقو بدم باخ
 از یه جایی به بعد، دلم نمیخواست وقتی اولین نشونه های پاییز رو میبینم، دیگه خونه باشم !واقعا واقعا واقعا حالم ازین قضیه بده !کلی کلی راه رفتم امروز و اين چند روزولی آخرش رسیدم به یه بی تعلقی و بی حسی عجیبخسته مخيلي خستهبه هزار و یک راه، به صد مدل بیخیالی زدم خودمو، ولی هیچ کدومشون فایده نکردنجو اين شهر روی سینه م سنگینی میکنه و همین دلیله واسه کهنگی خستگیم !هیچ تعلقی به اينجا ندارمحتی دلیلی پیدا نمیکنم واسه هم چنان اينجا بودن !چقدر چقدر چقدر
خب خب خب
امروز واسه من تا همینجا بود
به 00:00نرسیدم
دارم لباس میپوشم برم پیاده تا خونه ی م_ز اينا و بعید میدونم شب که برگردم دوباره مشغول شم
امروز تقریبا خوب بود از یک تا ده از خودم 4 تا رضایت دارم
حالا تازه خيلي اولشه خب، راه میوفتم به زودی
از کار بد امروزم براتون بگم؟ قاشق استیل کردم تو ماهیتابه ی تفلون
 
آیی راستی تا یادم نرفته:به خوراک لوبیاهاتون گلپر بزنید، تومنی یه میلیون میره رو نرخش
 
خودمون کم بدبختی داریم، اين هوام روز به روز  دلبرتر می
بالاخره لب‌های ممنوعه‌ای رو بوسیدم و آرومم. با ح دگرفتیم جنگل لویزان و لب‌هام رو بوسید و کمی کارهای دیگه. طعم سیگارش مستم کردم . نمی‌دونم اما کاش بتونم تا آخر باهاش رفیق بمونم. دوست داشتن رو خوب بلده و آرومم می‌کنه اين اتفاق واسه دو روز پیشه و هنوز طعم سیگارش تو دهنم هست. 
چند وقتیه دلم می‌خواد از میم جدا شم و مسالمت آمیز رفیق بمونیم برای هم و درعوض من آزاد باشم ولی تنها دلیلم مشکل اقتصادیه که هنوز مرددم می‌کنه. من نه کاری بلدم و نه پولی دار
عاشق سنگ شدم و بیشتر از اون چوب.
از وقتی اينو فهمیدم زندگیم شیرین تر شده. انگار تازه فهمیدم چی میخوام و دوس دارم کجا باشم.
حالا دیگه همش نگاهم به زمینه. دنبال سنگ های صاف یا یه تیکه چوب پیچ خورده میگردم.
جمع کردنشون بهم آرامش میده. 
دلم میخواست الان توی یه ساحل بودم که پر از سنگ و گوش ماهی باشه. همون جا رهام میکردن تا با سنگها تنها باشم.

دلم تنگه نمیدونم واسه کی! فقط میدونم خيلي خویه آدم یه جایی واسه خودش داشته باشه که با خودش درد و دل کنه.
یه جا
خيلي حرف دارم باهات اما نمی تونم بگم ، شاید عادت کردم به نگفتن حرف هام .
گاهی وقت ها تو خیالم با حرف میزنم ، گل میدیم به هم ، بهم محبت میکنی ، با هم مسافرت می ریم ، اما هیچ کدوم مثل بودن تو در کنارم نیست .
توی قلبم یک جای خالی بزرگ نگه داشتم که برگردی ، اما میترسم .
میترسم دوست نداشته باشی در کنارم باشی ، دوست نداشته باشی دوستت داشته باشم . لیاقت تو بیشت از دوست داشتن منه اما میترسم دوست داشتن منو قبول نکنی .
یعنی میشه واقعاً یک بار دیگه ببینمت ، حر
فردا دوستم میاد خونمون :)
مامان نیستشو من همش تو فکر پذیراییم :/ 
کار سختی نیس همرو بلدم:دی 
سختیش مال وقتیه شام نگهش دارم ! بعد از اون باید همون چرخه پذیراییه عصرو تکرار کنم:/؟! چایی شیرینی اجیل ووو؟؟؟ 
شت!
واسه همیناس مهمونی رفتنو بیشتر دوس دارم
پذیرایی خيلي لذت بخشه خصوصا از دوست❤️حس خوبیم داره ولی کلا من مهمون شدنو بیشتر دوس میدارم
+حالا بنده خدا اگه بمونه
متن اهنگ علی یاسینی به نام ماه قشنگم
دل من ضربه دیدست پره وصله پینست تو واسش یه تکیه گاه نابیتو خود نوری مث مهتابي وقتی تاریکه همه جا تو فقط میتابیآره تو میتابی هم دوست دارم هم تویی دلیل بی خوابیواسه آتیش دلم غیر خودت نیست آبی فکر پروازم تو واسم شکل یه پرتابی الماسی کمیابیدلیل اين دل تنگمی تو اونی که واسش میجنگمی تو میدونی ماه قشنگمی تودلیل اين دل تنگمی تو اونی که واسش میجنگمی تو میدونی ماه قشنگمی توتو نباشی سرد میشم دور میشم از همه بی تو اين
اين همه حرف دراومده بگو دروغه اينا بگو لیلا
همه الان مجنونن و مث من میشه پیدا کی میشه لیلا
لیلا من بد زخمی شدم من همون حرفی شدم
که توی سینه یه آه موندش و لب تر نکردم
دلم تنگه خيلي آخ لیلی لیلی
میخوام بازم صدام کنی تو خونه جون لیلی
لیلا دارم صدات میکنم دیگه نیستی بهم بگی جون لیلا
توی اين شهر دیگه مثل تو واسه من از کجا میشه پیدا
لیلا دارم صدات میکنم دیگه نیستی بهم بگی جون لیلا
توی اين شهر دیگه مثل تو واسه من از کجا میشه پیدا
لب ایوون منه حیرون میشی
دانلود اهنگ میگی عاشقتم میگی دوست دارم باشه قبول : میگی عاشقم از تو بدتر اگه عشق تو باشه کمتر دیوونه میشه قلبم بگو بشنومت . آخ یه دل دارم یه دلدار شدم عاشقت ای یار تو فقط لب تر کنی من میمیرم روزی صد بار دانلود آهنگ عاشقانه مانی رهنما به نام دوست دارم با دو کیفیت برای دانلود آهنگ دوست دارم از مانی رهنما به همراه متن ترانه آهنگ.
دانلود آهنگ دوست دارم از محسن یاحقی - رسانه نوا دانلود آهنگ دوست دارم از محسن یاحقی دانلود موزیک دوست دارم از محسن یاحق
دلم واسه میم خيلي تنگ شدهخيلي زیاد
اين روزها چیزی که کم دارم یکم کنار میم نشستن و آرامش گرفتنه
خيلي با هم فاصله نداریم اما مدتهاست نتونستیم همدیگه رو ببینیم
و میدونی چیه؟ امروز تو راه سلف یکی رو دیدم که خيلي شبیهش بود و مغزم نمیتونست باور کنه که اين خودش نیست.یکی دیگه ست.غریبه ست
دیشب هم داشتم به ستاره ام نگاه میکردم و میگفتم کاش زودتر تموم شه اين روزهای خاکستری پررنگ .
کاش روزهای خوب واسه هممون بیان
شادی حق ماست
 
یه پذیرش از ام ای تی شعبه بوستون دارم، با استادی که بی اندازه ناز و دوست داشتنیه. عین استاد فوقمه، سفیده، کچله، پیره، مثل باباهاست. درازه، دقیقا شمایل یک پدر رو داره.
 
یه پذیرش از ام ای تی شعبه اصلی دارم، با استادی که جوونه و یه دیکتاتور به تمام معنا به نظر میرسه. خيلي واسه خودش منم منم داره. 
استاد پیره باسواد و دوست داشتنی و نازه.
 
از یه طرف بوستون رو دوست دارم.
 
از طرفی اگه همه چی خوب پیش بره میخوام بمونم کانادا و رشد کنم. البته باید ببینم
داشتن یه دوست خوب و مهربون ، یه نفر هم عقیده با تو ، یه نفر از جنس تو ، یه نفر که درکت میکنه چون مثل خودته خيلي خوبه . یه همچین دوستی دارم . با اينکه مجازیه ، با اينکه تا الآن ندیدمش ، صداشو نشنیدم ولی بهترین دوستمه . از مرز اينترنت و وای فای فراتر رفتیم و واقعی شدیم . دو تا دوست حقیقی . دوست دارم دوست خوبم نیلو
 
نباید یه طوری زندگی کنیم که نشه ازش یه قصه درآورد. آدمای زیادی اومدن و بدون اينکه یه قصه‌ی پر ملات بسازن، رفتن.  آدمای بی قصه بعد رفتن شون می‌میرن. باید قصه بشیم. قصه‌ی شباي بلند ِ بچه‌های ِ بعد از خودمون. باید اون قصه‌ای بشیم که مامان بزرگ، بابابزرگا از تعریف کردنش واسه نوه هاشون لذت ببرن. مامان‌بزرگ بابابزرگا از تعریف کردنش آروم بغض کنن و بچه ها بخندن و تو عالم بچگی شون هیچ وقت نفهمن که چی شد بابابزرگ، مامان‌بزرگ شون توی اون داستان
نباید یه طوری زندگی کنیم که نشه ازش یه قصه دراورد. آدمای زیادی اومدن و بدون اينکه یه قصه ی پر ملات بسازن، رفتن.  آدمای بی قصه بعد رفتن شون می میرن. باید قصه بشیم. قصه ی شباي بلندِ بچه ها. قصه ی شباي نگذشتنی ِ آدم بزرگای ِ درمونده. باید اون قصه ای بشیم که مامان بزرگ، بابابزرگا از تعریف کردنش واسه نوه هاشون لذت ببرن. لذت ببرن و همزمان آروم بغض کنن. بچه ها ولی بخندن و تو عالم بچگی شون هیچ وقت نفهمن که چرا بابا بزرگ، مامان بزرگ شون توی اون داستان
گفت خيلي دوستتون دارم
گفتم خيلي یعنی چقدر 
گفت اندازه یه عشق چهارساله؛ قدر سیگار دوستتون دارم.
یاد چوپانی افتادم که به موسی گفت میخواد موهای خدا رو شونه کنه.جنس دوست داشتنش اينطور بود.
گفت حتی گاهی شبها فکر میکنم شما رو بیشتر دوست دارم یا سیگار رو.
نمیدونم حکمتش چی بوده که اين همه اتفاقات تو اين چهار سال زندگی من رخ داد ولی احتمال میدم یا واسه بی اندازه تحت فشار قرار دادن من بوده (مثل ذغال که تحت فشار میشه الماس)، یا واقعا هیـــچ و پوچ بوده و الکی؛ اصلا دوست ندارم دومیش باشه. / اگر از اين مشکلات در بیام و به موفقیت هایی که تو ذهنم هست برسم خوشحالی به من دست خواهد داد که نگو که ممکن است منجر به ادامه زندگی بیشتر شود و یا ممکن است همان جا سکته کنم که بازم دوست دارم اولیش باشه. / حتی یک درصد هم
امروز پنج شنبه ست - 16 آبان 98
همین الان تلفنی با یکی از دوستام صحبت کردم. خيلي خفنه، انقدر خفن که می تونه یه شرکت رو بچرخونه.
می گفت می خواد بره توی یه بنگاه کار کنه ! با مدرک ارشد مهندسی بری بنگاه کار کنی ؟!
از ترس اين که منم یه روز تن به اين کار بدم، خيلي به هم ریختم.
گفتم یه فیلد با عنوان "مظاهر سبزی |استرالیا" باز کنم توی وبلاگم و دیگه مصمم تر به رفتن فکر کنم. وقتی همه ی درها بسته ست باید بری، حتی شده از پنجره !
 
باید یه پول واسه آزمون تافل یا آیلتس
الان که دارم مینویسم واسه خودم یه چایی دم کردمو و دوتا دونه عناب انداختم توشو خلاصه مستم از بوش
و میخوام از امروزم بنویسم
عاغا وایسا از آخر بریم اول
همین دو ساعت پیش من اولین تجربه ی سفارش غذا از اسنپ فودو تجربه کردم و از اونجایی که کد تخفیف داشتم واسه اولین خریدم، کلا غذام شد 6 هزار تومناونم از یکی از رستورانای نسبتا گرون_که البته پیکشونم رایگان بود_
عارضم خدمتون که عاغا خيلي زودتر از حد تصورم آوردنش و تازه پیکشون ماشین بود و تا دم ه دمه در خ
حجم صدایی که هر روز تو خونه میشنوم بیش از حد تحملمه. روزهایی که از صبح تا شب خونه‌ام حس میکنم راهی تا دیوونه شدن نمونده.
از صبح میخواستم برم بیرون، برم خونه عزیز، برم تو خیابون قدم بزنم، تنبلی و تنهایی باعث شد نرم و تو حسرتش بمونم.
قصد کردم استفاده از موبایل رو کم کنم، فعلا که در حد حرف باقی مونده.
الان یه تایم خالی گنده دارم که البته کار واسه انجام دادن زیاد دارم اما علاقه و انگیزه نه، لذا اگر بتونم بر گشادیم فایق بیام میتونم کارهایی که دوست د
کتاب‌هایی که شخصیت اولشون یه نوجوان باشه اکثرا بران جذابن. امشب کتابفروشی خيلي شلوغ شد. بدم میاد از خودم که هی اينجا هرشب یه کتاب می‌خونم و نمیخرمشون. حس می‌کنم احوالات پسا خوندن کتابام روی برگه‌هاش میشینه و شاید یکی خوشش نیاد. زندگی فقط اونجاش جذابه که مشتری چندشب پیش برگرده شمارتو به یه بهونه بگیره و دعوتت کنه سینما. یا اونجا که بزنی پس گردن یه بچه ظرف غذاش که تا لبه انار دون شده هست رو بگیری و بری یه گوشه بخوری. چقدر دلم واسه اينجا نوشتن
فاطمه خانوم اومده خونمون
واسه تمرین حفظ قران
ایه ۶۱ سوره بقره است.
بودنش واسه منم خوبه
مرور میکنم.
چند ماهه دیگه به سن تکلیف میرسه، اگه پولم برسه واسش یه چادر مشکی میخرم، خيلي دوست داره.
البته فکر کنم مامان باباش زودتر براش بخرند.
دانلود آهنگ فوق العاده زیبای  اشک  ازاحمد محمدزاده
متن آهنگ:
اشک روی صورتم هست دونه دونه
تو دنیا کسی قدر دل منو نمی دونه
اين دل نمی تونه که بی تو بمونه
دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه
آخه اين دل من بی تو شده دیوونه
بری ازش می مونه فقط یه ویرونه
ای دل تنهام بسه چشم انتظاری
من موندمو شبهام شباي بیقراری
چرا تنهام میذاری چرا تنهام میذاری
باز اون چشات دوباره اومد به یادم
باز اون نگات منو داده به بادم
خدا برس به دادم
ای خدا برس به دادم
اشک روی صو
تو یه خدای دست یافتنی هستی برای من
جمعه شب که دستات به صورت تب دارم خورد.که هول هولکی ترین سوپ دنیا رو درست کردی. 
تو آخرین رشته اتصال من و مذهبی . من تو رو خدای تو رو دوست دارم. تو رو خدا قاطی حرفهای دیگران نشو و خدای من بمون. گفتم هیچ کاری نکن. گفت پس به چه درد تو میخورم؟ گفتم: تو فقط باش همه ی دردهام درمون میشه. 
من به تو مومنم و ایمانم همه ی داراییم هست. به ایمانی که بهت دارم رحم کن و نگذار با خودم بگم به درد پرستیدن نمیخورد و درباره ش اشتباه کر
نمیدونم چرا مدتی که توی خوابگاهم انقدر منفعلم و حتی نمیتونم یک کتاب رو توی تایم بیکاریم تموم کنم و کارهایی که دوست دارم رو به خوبی انجام بدم ولی همینکه میام خونه فعال فعال میشم و از صبح تا شب توی سرم کلی ایده واسه آیندم میسازم، کتاب میخونم فیلم میبینم، نقاشی می کشم ، شادم و خلاصه لذت میبینم از حضور در کنار خونوادم. برای همینه من زندگی خوابگاهیو  دوست ندارم برخلاف خيلي از دوستانم . به هر حال کس یک جوریه دیگه!!
امروز روز جهانی صلحه :)
یه زوج ایرانی همراه با دخترکی به شهر ما اومدن قراره امروز ببینیمشون کلی بارون میباره واسه همین احتمالا کافی شاپی چیزی بریم قرار بود بریم کوه ولللییی
 
امیدوارم فازمون به هم بخوره . عکس های پروفایلش که جالبناک بود اما از روی عکس که نمیشه کسی را شناخت میشه؟
دوست دارم دوست داشته باشم :)
خدایا به من قدرت مدارا عطا فرما بیش از پیش
از تو خبر هست ولی خيلي کم. گاهی تو خواب میبینمت و خيلي هم شبیه خودمی اتفاقا. صداهایی که از تو حرف میزنن رو اگرچه دوست دارم ولی گوشمو میگیرم تا نشنوم. وقتی گوشمو میگیرم صداها رنگ میبازن. میدونی؟ فکر کردن به تو و عواقب بعد از تو، بهم استرس میده. واسه همین دارم جاخالی میدم. اين روزا روزای خوبی نیست واسه ورود شکوهمندت. روزای من رنگش مدام بین نارنجی و سبز و بنفش در نوسانه. روزای هیجان و آرامش و ترس من قاطی شده و اصلا موقع خوبی برای پاشیدن یه رنگ جدید ن
اخیرا داشتم رمان گندم مودب پور و میخوندم (نخندین من هنوز teenagerام)،با وجود اين که تا الان از بین چند تا رمانی که ازش خوندم یاسمین هم چنان صدر نشینه ولی رمان گندم قشنگیه اهنگ بوی گندم و برام هزار برابر کردهزار برابر
بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال تو♫♫♫♫♫♫اهل طاعونی اين قبیله مشرقی‌ام تویی اين مسافر شیشه‌ای شهر فرنگ♫♫♫پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ، رختم از تاوله تن‌پوش تو از پوست پلنگ♫♫♫بوی
امروز پنج شنبه ست - 16 آبان 98
 
زبان چیزیه که باید تا تهش بری. باید هر روز واسه اش وقت بزاری. منم به زبان علاقه دارم و زبانم هم خوبه، اما نه در حد تافل و آیلتس!
یه فیلد توی وبلاگم واسه زبان باز می کنم و از اين به بعد بیشتر بهش فکر می کنم و واسه اش وقت می زارم
من موسیقی رو دوست دارم
من تمام هنر هارو از ادبیات تا تئاتر و سینما و عکاسی دوست دارم
من هم بتهوون رو دوست دارم هم راجر واترز
هم شومان و شوپن رو دوست دارم هم کوبین و کیم گوردون
من موسیقی رو دوست دارم
من پویایی رو دوست دارم
من عاشق بهتر شدنم
من پیشرفت رو دوست دارم!
من حریصِ رشد هستم!
خـــدایـــم را دوست دارم چون وفـــادارترین است و شاید به رسم همین وفاداریست که دوستانم را به او میسپارم . . .
 × :: × :: × :: × :: × :: × :: ×
از اين به بعد هر کسی بهت گفت دوست دارم برو بغلش کن اروم سرت و بزار روی شونه هاش و یواش در گوشش بگو خفه میشی یا خفت کنم؟(کدومو دوست داری؟؟؟)
× :: × :: × :: × :: × :: × :: ×
بی تفاوت باش به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی‌ بارانی ؟!
 
× :: × :: × :: × :: × :: × :: ×
بگذار بگویند خسیسم
من
دوستت دارم هایم
را الکی خرج نمیکنم
حتی برای تو. . . .
× :: ×
یکی از هم اتاقیام یه دختریه که:
همیشه خدا خسته س.همیشه خدا سرش درد میکنه.همیشه خدا یا سردشه یا گرمشه.همیشه خدا دلش گرفته یا شور میزنه.همیشه خداشب با گریه میخوابه و صبح با گریه بیدار میشه 
یه بار قبلا باهاش حرف زدم هر مشاوره ای از دستم بر اومد بهش دادم و بهش گفتم من دیگه بلد نیستم برو مشاوره دانشگاه.
دیگه از دستش خسته شدم جوری که چندباری تذکر دادم که کم غر بزن و اعصاب بقیه رو خورد نکن.
همیشه سعی میکنم برنامم رو جوری تنظیم کنم تا کمترین بر
دوست دارم در جمع باشم.دوست دارم در تمام اين جمع ها باشم.دوست دارم که دوست هایی داشته باشم و تنها نباشم.
تلاش می کنم.تلاش می کنم و باز هم تلاش می کنم.
در نهایت روزی موفق می شم.روزی مثل اين ها می شم و در اون روز من تنها کسیم که می دونم متفاوتم.
از یه جایی به بعد زندگی بیهوده می‌شه. قبل‌ترها دوست داشتن‌ها و نفرت‌ها و عصبانیت‌ها و آزرده‌بودن‌ها و خوشحال‌بودن‌ها همه خالص بودن. الان دیگه هیچ‌چیزی حس قبل رو نداره. به قول چاک پالانیکِ باشگاه مشت‌زنی انگار همه‌چی یه کپی از کپی از کپیه. آرامشی که از قدم‌زدن توی فلان خیابون دارم، خاطره‌ی بدم از فلان کافه، راحتی‌ای که کنار یکی از دوست‌های قدیمی حس می‌کنم، اشتیاقی که واسه‌ی دیدن یا حرف زدن با فلانی دارم همه بیهوده‌ن. همه اونقدر خ
دیشب و پریشب خيلي دیر نخوابیدم. امشب زود میخوابم. ایام به طرزِ ناخوشايندی سپری میشه و حتی شبا دوس ندارم بیدار بمونم.
فردا صبح قراره واسه پیگیری امریه دوباره برم یه جایی. ايندفه احتمالِ اوکی شدنش شاید 95% باشه. دفعه های پیش علی رغمِ اينکه احتمالِ اوکی شدن 10 الی 50% بود یه کم خوشحال میشدم. اين سری که احتمالش بالای 90% خوشحال نشدم و حتی معمولی هم نیستم.
یه احساس رخوتِ بدفرم دارم.
همیشه یه جمله که شروعش "امیدوارم" هست تو ذهنم دارم واسه خودم و زندگیم، ول
مو قربون دارت برم ای یار جونی حالا دلوم زیبا بده وای زندگونی
بیا نکن نامهربونی خدا داده شیرین زبونی دوست دارم یار کازرونی دوست دارم یار کازرونی
حرف دلو گوش کردی و قهر کردی ای دل کار منو ای نازنین کردی تو مشکل 
بیا نکن نامهربونی خدا داده شیرین زبونی دوست دارم یار کازرونی دوست دارم یار کازرونی
رفتم گردنبند رو عوض کردیم و برا اثبات استقلالم به خودم اونی که قبل تر دیده بودم رو برنداشتم (همینقدر تباااه) عوضش اينی که الان دارم رو از قبلیه بیشتر دوست دارم 
پونصد تومان باید تا چند روز دیگه بدم به جواهرفروشی چون از قبلیه گرونتره خيلي .و نمی‌دونم از کجا واقعا 
دیشب هم شوهرم گفت دویست بده به ی بدم و من درمانده شدم واقعا 
قرار بود دو ماه از حقوقم بگذرم و بهش بدم و اين شده پنجمین ماه و هر بار من همینقدر حرص خوردم .
باید حساب کتاب پس بدم واس
دو روز از تعطیلاتمو به معنای واقعی کلمه از دست دادم!
دیروز که همش بیرون بودم و استراحت کردم واقعا بهش نیاز داشنم و همه چی اوکی بود
اما امروز هر چقدر از صب میخوام بشینم درس خونم حتی نمیتونم یه کلمه هم بخونم!
عجیبه عجیبه!همش دلم شیرین میزنه!حال مبینای ترم یک رو دارم که حواسش سر جاش نبود و همش یه چیزی میخواست!
حالم س جاش نیست!یه چیزی میخوام که میدونم چیه!میتونمم داشته باشمش!ولی نمیدونم چقد برام هزینه برمیداره!
الان واقعا وقتش نیست!وقت هزینه کردن
من یک عدد عاشق رشته هستم
خيلي دوست دارم
به حد مرگ رشته دوست دارم
رشته خالی دم نکشیده بدون مایع ماکارونی دوست دارم
با مایعم دوست دارم
هر چقدرم رشته نازک تر خوشمزه تر
یعنی بین رشته ها از همه بیشتر عاشق ورمیشلم
بعضی وقتا ابو میذارم جوش بیاد بعد یکی دو تا حلقه ورمیشل میندازم داخلش.نرم بشه.نمک میزنم میخورمشخالی خالی
تازه رشته ها رو هم به هیچ وجه اصلا نباید بشی.همونجوری دراز دراز باید بپپزی.مگه برنجه که میشنش؟!!اگه غذای کوتاه میخواين خب برنج
همیشه دوست داشتم واسه چیز هایی که دوست دارم بجنگم. همین طور واسه کسایی که دوست دارم. خيلي جنگیدم. ولی. انگار داشتم با خودم می جنگیدم. چرا خودم رو دوست نداشتم؟ چرا برای خودم نجنگیدم؟ چرا به جای اين که بخوام به خاطر اونا با خودم مبارزه کنم به خاطر خودم با اونا مبارزه نکردم؟ چرا خودم رو بیشتر از کسی دوست نداشتم که رهام کرد؟ چرا بیشتر به فکر خودم نبودم؟ اگر من که خود منم به فکر دل بیچاره ام نباشم و به فکر سلامت روحیم نباشم چطور انتظار دارم کسی دیگ
وقتی مردم یه درخت رو خاکم
بکارید تا عاشقا برن تو سایش
یکم تو دارم یه شب روکارم
یه شب تو خودم با که چقد رو دارم
فکرای تشنه تو کویر قلبم
و من تنها تو اين مسیر خلوت
چقدر هزینه کردم واسه خبری که نبود
واسه هدفی که هنو شده اسیر عقلم
از من میشنوی کشک همش دادا
تش خنده ها اشک همش دادا
پشم همش بابا اون سوی محبت
خشم همش دادا رشک همش بابا
خدار و دیدم تو خواب ازش
پرسیدم چرا ؟ گفت داد نزن
گفتم کجا بودی بی گناهو دار زدن
گفت تو چشم اونایی که زار زدن
سپهر خلسه، قصه
دوست دارم در جمع باشم.دوست دارم در تمام اين جمع‌ها باشم.دوست دارم که دوست‌هایی داشته باشم و تنها نباشم.
تلاش می کنم.تلاش می کنم و باز هم تلاش می کنم.
در نهایت روزی موفق خواهم شد.روزی مثل اين‌ها می شوم و در آن روز من تنها کسی خواهم بود که می‌دانم رنگم اينجا ناشناخته‌ست.
دوست ندارم باز بشینم غر بزنم
ولی الان‌وقته غره!
چی بگم جز غر!
امروز آرش یه حرفی بم زد که حتی نتونستم جوابشو بدم!
رضا تو گوشیم یه عکسی رو دید که هنگ کردم برا یه لحظه!
با آریا دعوام شد و اصلا همه چی از چشمم افتاد!
اومدم اتاق دیدم یکی از زبون من یه حرفی رو زده و اون حرف باعث میشد من از چشم دوستام بیافتم!
پس فردا امتحان اماری دارم
و شنبه هم الکترومغناطیس و زبان تخصصی
دوست دارم الان بشینم قد دنیا عر بزنم!
سه روز دیگه ماه تولدم شروع میشه!!!!!
همه پلنام واس
کودتایی در دلم رخ داده است
مه رخی گویا به من دل داده است
 
امروز 28 مرداد, روز کودتای توعه ب تمام من.اومدی ک مال خودت کنی منوکردی چ خوش کودتایی.بهترین کودتای تاریخ ب دست چشمای تو بوده  واسه تموم حکومت منواسه سرزمین تن و دلم مال تو شد جانم
خوش اومدی ب تموم من
 
بیت از خودم واسه خودت
دوست دارم بی حساب و کتاب
 
حسابی بی پول شدم من موندم و چندرغاز پس انداز که به هیچ دردی نمیخوره.
دندونم درد میکنه و با چیزی که از اين و اون شنیدم هزینه دندون پزشکی خيلي بالاست.
لپ تاپم رو همچنان خراب ول کردمآخه مطمئنم هزینه تعمیرش بالاست.
یه کلاس جدید ثبت نام کردم و همین روزا باید برم سر کلاس جدا از هزینه های وسایلش همچنان باید شهریه بدم.
واسه کار جدیدی هم که میخوام انجام بدم حتما پول لازم میشم.
مدیرم چند ماه یکبار بهم حقوق میده و وقتی میده نمیدونم باید به کدوم زخمم بز
اگه یه دوست خوب داشتید که ادعای رفاقت صمیمیش با شما به عنوان تنها فرد زندگیش میشد ، بعد در 4 ماه شما دوبار بهش رو میزدین واسه کمک و اظهار نیازمندی میکردین و کاری نمیکرد باز هم حس خوب و شفافتون دست نخورده میموند؟چیکار میکردید بعدش؟
با اين تفاسیر که دلایلش واسه رد کمک رو نتونید عمیقا بپذیرید
دیشب خوابتو دیدم دیوونه من
داشتیم قدم میزدیم، مث همیشه
سرد بود و دستای همو محکم گرفته بودیم
چشمات پر بغض بود
خودتو انداختی تو بغلم و محکم گرفتمت بین دستام
هم تو آروم شدی، هم من
ریه‌هامو پر کردم از عطرحضورت
جاری شدی در من
سرتو گرفتم بین دستام
نگاهم رو دوختم به صورت ماهت
پیشونیتو بوسیدم
مثل همیشه
و بیدار شدم
ای کاش اين رویا هیچوقت تموم نمیشد
کاش اون روزا ادامه داشت تا ابد
تا .
دلم خيلي تنگه واسه دیدنت
واسه بودنت، واسه همه چی
واسه قهرکردنات،
ولی یکی دیگه از دلایلی که دوست دارم نقاشی کنم اينه که من با کلمات نمیتونم سر و کله بزنم
همیشه یه چیز تو ذهنمه و یه چیز دیگه از دهنم میاد بیرون و یا اصلا نمیتونم چیزی بگم و نوشتنمم خوب نیست. نمیتونم یه جمله ی درست و حسابی بسازم.
دوست دارم بتونم احساسات و حرفامو بکشم، رو کاغذ بیارم، رنگ بپاشم روشون
دوست دارم بتونم حالت های بدن و چهره رو خوب دربیارم تا به بقیه بفهمونم من( یا اون کاراکتره) چه احساسی داره
میخوام یه منظره رو اونقدر خوب بکشم که بتونم ا
عطش حرف زدن دارم. چرا با من حرف نمیزنید؟
عجیبه اما دوست دارم برم توی وبلاگ قبلیم بنویسم. با تعداد دنبال کننده 3 و نیم برابری. دوست دارم پستی که هفته پیش نوشتم اما منتشرش نکردم رو کامل کنم و بذارمش. 
الان اين حال که نمیدونم چه مرگمه و یه جور غمگینی م به خاطر چیه؟ به خاطر اينکه امروز خيلي روز خوب و جالبی بود؟ یا چون فکر میکنم کاملا باید خودم رو سرزنش کنم که انقدر منفعلانه وبلاگ ها رو دنبال میکنم؟ چمه واقعا؟ چرا دارم زندگی رو سخت میکنم؟
و بذار بگم.
خدای خوب من،
امشب فهمیدم پرت شدن ته دره خيلي آسونه. کافیه یه کم به چپ متمایل شی تا ببینی تو جاده‌ی اشتباهی هستی و دیگه راه برگشتی نداری و مجبوری تا تهش بری. و فهمیدم یک نماز قضا می‌تونه اون سنگی باشه که می‌ره تو پات و باعث میشه فکر کنی باید مسیر رو عوض کنی. و فهمیدم دعای خیر پدر و مادر مثل یه هاله دور ادمو میگیره و حتی اگه بخواد گندی بزنه هم نمی‌ذاره. امشب خيلي گریه کردم. واسه معصومیت از دست رفته‌ی دوست صمیمیم. واسه بی‌غیرتی عشقش و واسه خودم،
بچه ها شاید مشاورم رو عوض کنم.
اين کامی دیگه داره یه جوری میشه 
دو روزه رفتم تو فکرش
مث کسخول ها دارم همه جا تصورش میکنم.
دارم خل میشم. 
میخوام برم یه مشاور خانوم بگیرم.
کامی خيلي بچه خوبیه.
ولی حس میکنم دارم وابسته میشم.
خودشم به بهانه درس و اينا و پیشرفتی که داشتیم جلسات مون رو کرده دیر به دیر.
آقا دوست دارم به عنوان بهترین دوست با هم باشیم ولی نمیخوام دوستش داشته باشم.
چون همه پسرها یه لاشی درون دارن که اصلا قابل اعتماد نیس مخصوصا اگه سن شون با
خيلي ممنون انقد آسون منو داغون کردیواسه احساسی که داشتم دلمو خون کردیتو که هیچ حسی به اين قصه نداشتی واسه چیمنو به محبت دو روزه مهمون کردیهمه عالم می دونستن که بری میمیرماما رفتی و همه عالمو حیرون کردیخيلي ممنون واسه هرچی که آوردی به سرمخيلي ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرممن حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوابا همین سر به هواییت منو ویرون کردیمن که با نگاه شیرین تو فرهاد شدممگه اين کافی نبود که منو مجنون کردی؟همه عالم می دونستن که بری میمی
خب ساعت پنج و ده دقیقه ی عصره و من تقریبا حاضر نشستم تا زمان بگذره و من برم دم دانشگاه مها جوری که زود نرسم. خيلي خيلي استرس دارم و نمیدونم اين چه مرضیه که من دچارشمو دست از سرم بر نمیداره :( استرس برای کلاس زبان در حالی که من هم تکالیفمو انجام دادم هم کانورسیشنو حفظ کردم و هم درسی که قراره بده رو خوندم :/ یعنی فولم نمیدونم واسه جواب دادن واسه جلوی جمع بودنه نمیدونم چرا استرس دارم. ته دلم خالی میشه هی یهو قلبمم تند میزنه. حالا پرانول عصرمم میخورم
 سلام
من یه مشکلی دارم، اونم اينه که همیشه توی زندگیم سعی کردم آدم درستی باشم، بیست و چند سال دارم، شغلی رو پیدا کردم، در زمینه تحصیل هم خدا رو شکر، منتهی داستانی که هست اينه که راستش اولا من با اطرافیانم عمیقا احساس صمیمیت ندارم قلبا.
یعنی دوست ندارم کاری رو که بعد از کلی سختی بهش رسیدم، یعنی خدا بهم داده، به کسی بگم فوت و فنش رو که یاد بگیره غریبه یا آشنا.
از طرفی هم من همیشه سعی میکنم رفتارم رو بررسی کنم که اگر مشکلی دارم برطرفش کنم، واسه خا
جدیدا اونقدرا حسش نیست ، یعنی حس هیچی نیست 
اين روزا بهم خوش گذشته و کلی چیز میز خوب واسه نوشتن دارم ولی باشن واسه بعد 
از نظر جسمی کلا حس میکنم خوب نیستم اونقدرا و قراره یه چکاپ کلی بشم 
یه مدته کلا حس اينو دارم که بازیچه شدم بازیچه دست خيليا ، نمیدونم درسته یا نه شایدم اشتباه میکنم 
اصلا هیچی نمیدونم هیچییییی فقط مطمنم که خدا هوامو داره و بهش اعتماد دارم 
از صبح که بیدار شدم کلا پر بغض بودم دم لبریز شدن بودم ، نشستم با مامانم به صحبت بحث کشی
لبم ۵ تا تبخال ردیفی کنار هم‌ زده 
دو روزه تو حالت تزریق ژل لب ، سوزن سوزن میشه .‌.‌
یه داستان غمگین تو اينستا خوندم بچهه مرد .اشکم دم مشکمه
از شما چ پنهون تازگی ها به بچه دار شدن در آینده هم فکر می کنم 
به اين که یه سفید معمولی میشه مث من یا یه بور بلند بالا مث بنی 
حتی به اسمش 
به اينکه چقدر حرف دارم براش.
دوست دارم دختر باشه از جنس خودم 
نمی خوام پزشک مهندس بشه تا دیپلم بخونه دوسش دارم فقط یاد بگیره شاد شاد زندگی کنه.البته میدونم به من و بنی
سلام ریحون میدونم رفتی ولی دوست نداشتم تو بری دیشب برات خيلي گریه کردم با اين حال مرسیییییییییییی خيلي مرسیییییییییییی برای همچی برای اون روزی که تا شب ساعتای دو باهم حرف زدیم واسه اون موقعی که منو خندوندی واسه اون موقعی که پیشم بودی و نذاشتی من گریه کنم خيليیییییییییی ازت ممنونم
ادامه مطلب
اين روزها سرم از فشار فکر "کارهایی که باید بکنم ولی براشون وقت نمیذارم""کارهایی نباید انجام بدم ولی دارم براشون وقت میذارم""کارهایی که دوس دارم انجام بدم ولی عقلم میگه الان وقتش نیست"خيلي خيلي سنگین شده.
و زیر پا گذاشتن چهارچوب هام باعث شده هربار خودم از خودم ضربه بخورم و اون آدمی که دوست ندارم باشم داره به آدمی که دوست دارم باشم پوزخند میزنه.
آه مائده عزیزم!میدونم که چقدر دوست داشتی بلد میبودی گیتار بنوازی یا پیانو و یا هر آلت موسیقی ای دیگه ای! بهت قول میدم یه روز یادمیگیریم و همچنین بهت قول میدم یه تلسکوپ گنده بخریم و بذاریم روی پشت بوممون و شب تا صبح ستاره تماشا کنیم! 
امشب قراره بریم کفش بخریم! و مادر و پدر بالاخره از ایدئولوژی "کفش گرون و مارک بخریم اما دیر به دیر" کوتاه اومدن و به کفش های فیک رضایت میدن.میدونی؟همون کفشی که تا پارسال 300تومن بود الان یک و خورده ای شده و واقعا بی
اين روزها سرم از فشار فکر "کارهایی که باید بکنم ولی براشون وقت نمیذارم""کارهایی نباید انجام بدم ولی دارم براشون وقت میذارم""کارهایی که دوس دارم انجام بدم ولی عقلم میگه الان وقتش نیست"خيلي خيلي سنگین شده.
و زیر پا گذاشتن چهارچوب هام باعث شده هربار خودم از خودم ضربه بخورم و اون آدمی که دوست ندارم باشم داره به آدمی که دوست دارم باشم پوزخند میزنه.
سلام
من نمیدونم چرا خدا با من اين کار را می کنه؟
مدت ها بود دلم میخواست ارتقا شغلی بگیرم. هم از نظر مالی نیاز دارم و هم دوست دارم دیگه از کارشناسی بیام بیرون.
الان بهم یه سمت ریاست پیشنهاد شده که اصلا به زمینه کاری و علاقه من ارتباطی نداره. یه چیزی شبیه تلفن چی و هم اينکه مجبور میشم برم جای کسی کار کنم که با من دوست صمیمی هست و من نمیخوام برم جای اون.
 
نمیدونم خدا واقعا با من چکار میکنه؟
چرا اون چیزی که دوست دارم را بهم نمیده؟
 
 
اصلا دوست نداشتم توی جلسه ختم قرآنی که برای دومین سالگرد برگزار شد حضور داشته باشم
به بهانه کاری کتاب ها رو بلند کردم رفتم کتابخونه محله که از قضا استثنا امروز تعطیل بود
رفتم کتابخونه مرکزی. حدودا سه بعد از ظهر بود
من سالها بود سالن مطالعه نرفته بودم!
خيلي جالب بود مدل پوشش و درس خوندنشون
تا ساعت شش و نیم توی محوطه کتابخونه و کنار کارون پرسه زدم
عمیقا دوست داشتم با کسی از سر دوستی همکلام بشم
اتفاقی سروش رو دیدم که احتمالا اومده بود واسه حسابا
امروز یه همایش کارآفرینی شرکت کردم که چند تا از بچه‌های موفق رشته خودمون رو آورده بودن تا باهامون حرف بزنن و از مسیر موفقیتشون بگن.
کار تولیدی کاری که خودت بیافرینی» به معنای واقعی کلمه یه اراده کوه مانند میخواد.یعنی باید انقدر از نظر روحی قوی باشی که تو راهت هر سختی رو به جون بخری.
حالا اين منم.یه دختر ۲۰ ساله ترم پنج که نمیدونه میخواد چیکار کنه؟
بزنه تو دل کار؟ادامه تحصیل بده؟یا نویسندگیشو حرفه‌ای تر ادامه بده؟
دوست دارم درسمو ادامه بد
حالم اصلا خوب نیست
و میدونم چقد دارم با همم ی ادم های اطرافم بد حرف میزنم.از خانواده تا دوستام.
دست خودم نیست از دزفول و از توی اين خونه بودن نفرت دارم.از طعنه ها و تیکه هایی که بهم میندازن.دوست دارم از دستشون فرار کنم برم جایی که هیچکسو نبینم!
دوست ندارم اصن بیام اين شهر لعنتی.با ادمای لعنتی ترش!
دارم به اين فکر میکنم اصن برم امریکا با ویزای سینگل که اگه بخوامم نتونم برگردم! :/
وحشی شدم.به شدت اخلاقم بده!
دندون پزشکی و عادتای دخترونه هم
یه مراسمی هر سال اينجا هست که از کشورهای مختلف غرفه دارن
امسال یه آقای اسرائیلی هم با بچه های آمریکایی  غرفه زده بود اما چون فقط واسه یه پروژه اومده بوده بهش اجازه ندادن که غذا بده اما قرار بود گیتار بزنه با چند نفر دیگه
اين اطلاعاتو دوست مصریم قبل از شروع مراسم بهم گفت و پشت بندش گفت که دوست داره طرفو بکشه!
بعد طرفو به من نشون داد منم گفتم اِ شکل ماهاست :)))
وای خدا  حالا قسمت با مزه اين بود که هر دومون نسبت به مغول هام همین حسو داشتیم و یاد چنگی
دانلود آهنگ رضا بهرام لبخند بزن
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * لبخند بزن * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , رضا بهرام باشید.
 
دانلود آهنگ رضا بهرام به همراه متن, پخش آنلاين و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Reza Bahram called Labkhand Bezan With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه رضا بهرام به نام لبخند بزن
دلبر جانم بی اجازه قلب ما بردی کجا بردیای عشق جانم هر نفس را بی هوا بردی کجا بردیبی منت تورا دوس دارم بی علت تورا
رویایی از که به موهایت بافته ام.به باد رفت.مثل مانتوی جلو باز اما باحیاء تو.
دوست داشتم اولین ها را با تو تجربه کنم.دوست داشتم ذوق اولین ها را در چشم های سیاه تو ببینم.تو قبول نداری چشم هایت سیاه است.اما برای من مثل شب مرموز و عمیق.دوست داشتم اولین جاها را با هم میرفتیم.دوست نداشتم تنهایی بروی.تنهایی یعنی بدون من.یعنی بی هم.دست در دست هم.یعنی پا به پا کنار هم.اينقدر راه را گز کنیم تا تو یک جا کم بیاوری و بگویی خسته شدم.بیا چند دقیقه استراحت کنیم
دانلود آهنگ جدید واسه قلبم نگات همیشه آنتیکه با بهترین کیفیت + پخش آنلاين
واسه قلبم؛ نگات همیشه آنتیکه یه رمانِ رمانتیکه
Download Ahang Jadid 98 Vase Ghalbam Negat Hamishe Antike
دانلود آهنگ واسه قلبم نگات همیشه آنتیکه با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
 
متن و ترانه آهنگ  واسه قلبم نگات همیشه آنتیکه
واسه قلبم؛ نگات همیشه آنتیکه… یه رمانِ رمانتیکه
خيلي شیک و پیکه دوسش دارمواسه قلبم؛ ثانیه ها کنارت خاصههمه چی؛ پره احساسهدلِ تو؛ مثِ الماسه…
دانلود آهنگ واسه قلبم نگات همیش
امروز آخرین روز از برج زیبایم، آبان ماه بود
و من در سگ اخلاق ترین حالت ممکن خودم بودم
پاچه‌ی همه‌رو از دم گرفتم
حوصله‌ی خودمم نداشتم
نمیدونم چرا
واسه اينکه آخر آبان شده یا شایدم تو دوره باشم
ولی نه، دوره که نمیشه. اصن در توانم نیست
ولی حالم خوب نیست
دلم پر میکشه واسه اينکه یه بار دیگه ببینمش
اينم که شد دیالوگ فیلم
ولی به هرحال
من حالم بده
خوب نیستم
دلم تنگ شده
تنگ میشه
واسه آبان
واسه زندگیم
واسه ماه قشنگم
کاش یه جایی داشتم برم یه دل سیر
یه دل
دانلود آهنگ جدید محسن امینی خيلي دوست دارم
Download New Music Mohsen Amini Kheili Doost Daram
آهنگ جدید محسن امینی بنام خيلي دوست دارم
امشب خوابم نمیره باز قلبم میگیره واسه دستات میمیره
باشی پیشم یا نباشی میخونم از تو دلم میگیره بی تو
 
ادامه مطلب
عاشق کانادا نیستم.
کانادا ادمای مهربون و ساده زیاد داره.
ادمای دلسوز
ادمای دوست داشتنی
هوای خوب
شهرهای تمیز
قوانین و مقررات
و.
ولی عاشق کانادا نیستم. مثل هر جایی مشکلات زیادی داره.
ولی ونکوور رو خيلي دوست دارم.
خيلي.
 
ونکوور شهر منه. شهر فانتزیامه تا حد زیادی.
 
زیباست
پاکه
دلبری میکنه
 
ونکوور رو دوست دارم.
 
تغییر خيلي وقتا میتونه قشنگ باشه.
بچه  ها  قراره پنج شنبه بِرن کافه ، همون کافه که بعد از مدتها  شد محل جمع شدن دوستای دوران مدرسه  ، منم برنامه ریزی داشتم که بِرم ، دلم تنگ شده واسه همشون ،  واسه شیطنت های  راضیه ،واسه حرص خوردنای نگار  ،دوست داشتم نرگس را که  داره مادر میشه و بارداره ببینم .
اما ساعت امتحانم  بعدظهره و بعید میدونم برسم .
اگه امتحانم صبح بود همه چی اوکی بود واسه رفتنم، اَه!
همه هستن ، حتی راضیه   و مژگان که تهران زندگی میکنن، مریم با دختر چند ماهش میخواد بی
بعد شش سال اولین باره که مهر خونه ام.دانشگاه تموم نشده اما به دلیل مشخص نشدن تکلیف خوابگاه و یه سری فشردگی برنامه هام فعلا موندم.روزهای عجیبی رو دارم سپری میکنمروزهای متفاوتی رو.از هفته پیش اينقدر اتفاقات پیش اومد که نمیدونم چی بگم یا حتی راجع به اون با کسی صحبت کنم.
حس میکنم تغییر کردم و حتی اين تغییر رو خونواده هم متوجه شدن.حالم بهتره
یه حس عجیب توام با غم و شادی همراهمه
مامان نیاز به مراقبت داره و کارای خونه و پخت غذا بر عهده منه ولی اصلا
سلام عزیزم!بازم نیستی و بازم دلتنگی منو وادار به نوشتن کردهبهم گفته بودی: قلم تو معجزه‌س! به کمتر از عالی قانع نشو!ولی من، خودمو درگیر نوشتن چرت و پرت کردم و تو، واسه اينکه تو ذوقم نزده باشی هیچی بهم نگفتی.می‌دونم دلت می‌خواد حرفای خوبی از زبون قلمم بشنوی و به قول خودت دلت می‌خواد منو اون بالابالاها» ببینی، ولی‌ راستش وقتایی که اينجوری بد می‌نویسم انگار ته دلم یه لجی با خودم کرده‌م. انگار می‌خوام اينجوری به یه چیزی که تو دنیای واقعی هست
از رستم پیروز همین بس که بپرسند
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟
 
صبح که بیدار شدم طبق عادتی که از چند روز اخیر عادتم شده رفتم خبر بخونم و. وقتی دیدم که دلیل سقوط هواپیمای بوئینگ۷۳۷ راکت ایران بوده. عین کابوس بود. نمیدونستم چیکار کنم. امثال خودم مرده بودن بخاطر همچین اتفاقی و قطعا دوست نداشتن که بمیرن. من هر لحظه پذیرای مرگ هستم. اما وقتی فکر میکنم اصلا نمیدونم چی بگم. حقشون نبود. نباید میمردن.
امروز کلا مات و مبهوتم. عجیبه. انگار واسه خ
نه نه من برعکس تو هدف دارم ، برنامه ریختم ، نمیخوام یه آدم وارد زندگیم کنم ُُ همه ی زخماتم برای رسیدن به هدفم رو بریزم تو چاه  منتظرم عکاسی رو تمومش کنم و زبان رو شروع کنم ، یه درس سه واحدی دارم فجیع سخت سخت یعنی پرکار واسه ی هفته ی اول اصلاح پلان مسی ِ ، هنوز اول کاری پیچیدس دارم از خستگی میمیرم ، پاهام درد می‌کنه و تاول زده و زخم شده فردا برداشت داریم و کد دلم میخواد هیچ کلاسی نباشه و فقط بخوابم
امروز بعد ۴ و نیم سال زندگی مشترک فهمیدم نه من کشمش قاطی عدس پلو دوست دارم و نه همسر
تا الان من فکر میکردم همسر دوست داره برای همین میریختم تو غذا
امروز فهمیدم همسر هم دوست نداره و فکر کرده من دوست دارم چیزی نمیگفته
 
 
از من به شما نصیحت با هم راحت باشید تا مجبور نشید ۴ سال طعم کشمش رو تحمل کنید
* همونطوری که نشستم و آهنگای مضخرف اما دوست‌داشتنیِ وانتونز و لیتو رو میشنوم، یادم میاد که مامان قبل اينکه بره بیرون ناهار امروز رو به من سپرد:/ ( نمی‌دونم بالاخره کِی قراره از آشپزی خوشم بیاد! )
* با یه حسِ خنثایِ رو به زوال که چند روزی میشه همراهمه به اين فکر می‌کنم که من به چرت ترین نوع ممکن دارم حس‌ها و افکار خودمو نابود می‌کنم و تنها چیزی که به خورد خودم می‌دم تناقضه و تناقض!
اينکه می‌دونم تقریبا ۵۰ روز تا پاس کردنِ سه تا امتحانم وقت دار
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب