نتایج پست ها برای عبارت :

وقتی عاقبتم اینه انتظار نداشته باش بشم یک ادم دیگه

دارم با یه نفر صحبت می کنم .از پشت سر صدام میزنه. برمی گردم ،چند ثانیه فقط نگاهش می کنم .بعد خودم را جمع و جور می کنم و سلام عليک می کنیم و بهش میگم به خاطر نوری که تو چشم هام بود درست صورتت را ندیدم برای همین طول کشید تا بشناسمت. اما هم خودش فهمید هم من می دونستم به خاطر چیز ديگه ای بود که نتونستم همون لحظه ی اول مطمئن بشم خودشه و با گرمی باهاش حال و احوال کنم 
 در این مواقع می ترسم از خودم ، از عاقبتم. این اولین بار نیست که همچین اتفاقی برای د
شاید يکی از سخت ترین کارهای دنیا انتظار هست،من خودم در انتظار ها خیلی صبور نیستم ولی نباید تو زندگی انتظار ها آدم رو نا امید یا از پا در بیارنباید شروع کنی کارهای ديگه انجام دادن و موضوع انتظار فکر نکنی.الان تقریبا 20 روز شده که درخواست برای CAQ دادم و اداره مهاجرت کبک قرار مثلا تو 20 روز کاری این درخواست بررسی کنه، با اینکه برای این درخواست مدارک زیاد نمیگیره و بیشتر يک فرم ساده هست نمیدونم چرا انقدر طول ميکشه بررسی کنن.تازه جواب CAQ که بیاد میر
سخته که بخوای مـرد باشی،وقتي که زنی.سخته حتی اداشم دربیاری،سخته.خدایا،منتظرم که تو بگی اشتباه ِ.این انتظار که تا چنددقیقه یا چندساعتِ ديگه میتونه یه انتظار شیرین باشه رو،دارم با توکل به تو میگذرونم.
پ.ن1:انتظار امشب به خیر گذشت.تا چند روز ديگه که.ان شاءاللّه خیرش بیشتر باشه
التماس دعا دوستای عزیز
گلشن دیداردارد جمعه های انتظار/مجمع ابراردارد جمعه های انتظار/ای خوش آن صبحی که باشدجلوه گاه برفرج/عاشق بسیاردارد جمعه های انتظار/درتکاپوی وصالش صبح وشب آماده باش/زمزم ایثاردارد جمعه های انتظار/اشک چشمان بهاری جاری بامعرفت/شیعه بسیار داردجمعه های انتظار/جمکران حضرت اومملو ازعاشقان/پیرو بیدارداردجمعه های انتظار/ازبر روز ظهورش زمزم آمادگی است/این همه آثاردارد جمعه های انتظار/با بصیرت سوی دریای ولایت پاگذار/ازبرش سرداردارد جمعه های انتظ
گلشن دیداردارد جمعه های انتظار/مجمع ابراردارد جمعه های انتظار/ای خوش آن صبحی که باشدجلوه گاه برفرج/عاشق بسیاردارد جمعه های انتظار/درتکاپوی وصالش صبح وشب آماده باش/زمزم ایثاردارد جمعه های انتظار/اشک چشمان بهاری جاری بامعرفت/شیعه بسیار داردجمعه های انتظار/جمکران حضرت اومملو ازعاشقان/پیرو بیدارداردجمعه های انتظار/ازبر روز ظهورش زمزم آمادگی است/این همه آثاردارد جمعه های انتظار/با بصیرت سوی دریای ولایت پاگذار/ازبرش سرداردارد جمعه های انتظ
نمیدونم. شایدم کبک و یا یه گربه سه‌پا و يک‌چشم و دم‌بریده‌ای که دل همه واسش میسوزه. اون سال پر فراز و نشیبم از اون جهتی که انتظارشو داشتم داره خوب پیش میره. راضیم از جایی که هستم و چشم‌اندازم خوبه. ولی میترسم از اون لحظه که دیوونه نباشی.» ديگه دیوانه نیست. و يکی ديگه رو هم دوست داره. میخوام برم جلوش و داد بزنم که دیدی من بیشتر دوست داشتم. ولی من رهاش کردم. من خیلی وقته ديگه بهش فکر نميکنم. ولی وقتي میبینم میخنده و بغلش ميکنه شاید يکم قلبم مچال
از وظایف مردم و عاشقان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انتظار است. همانطور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: برترین اعمال امت من انتظار فرج است.
طبیعی است که وقتي معشوق از عاشق جدا باشد، عاشق انتظار اورا می کشد، حال که ما ادعای عشق به امام زمان ارواحنا فداه را هم داریم.
پس بیایید واقعا منتظر باشیم. 
با دلی که نمیدونم برای چندمین بار هری ریخته و هنوز آدم نشده
دلم میخواد بشینم با این آهنگی که بچه ها گذاشتن و صداش از حیاط میاد که باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی. گریه کنمولی فعلا بباید غلاف کنم و واسه میان ترم باکتری و پرسش انگل و قارچ و باکتری عملی و ارائه زبان این هفته م بخونم
 
میدونین چه سخته در حالی که تمام عضلاتت سست شده و تمام بدنت واسه روحت سنگینی می کنه مجبور باشی ** خنده بزنی و با هم اتاقی عوضیت خاله ی تی ام بکس رو گوش کنی؟
 
که ن
این خیلی تلخه که وقتي آدم غم داره کسی نیست که درکش کنه.
این خیلی تلخه که کسی رو نداشته باشی که بتونه تو رو شاد کنه.
این خیلی غم انگیزه که ديگه کسی رو نداشته باشی که چهارتا خط بنویسه و تو رو شاد کنه.
این خیلی بده که آدم ندونه غم و غصه هاش رو به چه کسی بگه؟
وقتي آدم دلتنگ و دلگیره باید چيکار کنه؟
يکی از بودن دل شاد است و دیگری در انتظار به دست آوردن. من آن پسر بچه ای هستم که هنوز منتظر است تا بشنود کلاغ قصه ها به خانه رسید یا خیر. در جای ایستاده ام که هیچ چیز نیست حتی آینه و در حالی که به تاريکی خیره شده ام به اعماق این فکر فرو رفته ام، من انتظار چه چیزی را می کشم؟!
- باید عرض کنم هیچ چیز!
+ هیچ چیز؟
- آره
+ امیدوارم همه چی بهتر شود. 
- وقتي تاريکی میاد دیگر در انتظار شب نیستی!
+ اما! نوشته هات میگن در انتظار من هستی.
- تو، تو کیستی؟
+ من! نمی دون
هزار سال منتظر یه اتفاق خوب باش ، عمرا اگه اتفاق بیفته!بعد اتفاق هایی که اصلا احتمالش رو نمیدی بیفته ، چنان طوری از اون بالا میوفته رو مَلاجِت که ديگه نمیتونی راه بری.
یه توصیه برادرانه می کنم بهتون.جزئی از جامعه منتظر نباشید.هیچ کس قرار نیست بیاد . قرار نیست يکی  بیاد و زندگی ما رو گل و بلبل کنه و با انتظار هیچ چیز درست نمیشه.در مواقع سختی ،  يکی از راه های تسکین روح ، پناه آوردن به واژه انتظار هست  ولی انتظار مثل ماده مخدر میمونه و جز توهم و تب
خیلی وقتا خیلی از آدمها منتظرن 
منتظر توجه های کوچيک و یا بزرگی که ممکنه دلیل درستی هم پشتش نباشه اما هست 
چیزی که مهمه اينه این انتظار ابدی نیست 
یه روزی یه جایی میفهمن ارزشی مابین زندگی اون آدم پیدا نميکنن که به انتظار ادامه بدن 
اونجاست که خودشونو جموجور ميکنن و بار ميکنن و میرن .
من انتظار زیادی نداشتم فقط از یه طرفه بودن خسته بودم 
ازین که یه طرف قضیه رو هی بکشم و هیچ نیرویی ازونور پی من نباشه 
توجیه،کار راحتیه هزار تا دلیل میشه برا ان
دانلود آهنگ پازل بند به نام م
در این مطلب از سایت جذاب موزيک برای شما دوستان آهنگ زیبا و شنیدنی م از گروه پازل بند آماده کرده ایم
 Download New Song Puzzle Band / Mahshar With text and Quality Mp3 320 / 128 From JazabMusic
آهنگ م پازل بند
آهنگ م پازل بند
 
♬♬♬ متن آهنگ م پازل بند♬♬♬
♬♬♬ آمدی و آمدنت م به پا کرد ای جان جانم جانم ای جان جانم جانم ♬♬♬
♬♬♬ به چه شور و شرری يک دم به پا کرد ای جان جانم جانم ای جان جانم جانم ♬♬♬
♬♬♬ نور دیده آرمیده به برت عاشق تو ا
چی میشه که وقتي توی جیب یه لباس قدیمی یه اسکناس پنج هزار تومنی پیدا ميکنم خیلی خوشحال میشم، درحاليکه نهایتا میتونم باهاش یه بسته پفک بخرم؟ جواب من اينه: انتظار.
انتظارات ما تاثیر خیلی زیادی داره روی نحوه واکنشمون به اتفاقات و شدت این واکنش ها. دارم به انتظاراتم فکر ميکنم. به پایه و اساسشون. و بیشتر از همه به انتظار عدالتی که از دنیا دارم. از خودم میپرسم چی باعث شده فکر کنم عدالت چیزی بیشتر از یه مفهوم انتزاعیه که آدم محض دلخوشی خودش ساخته؟ جوا
زن‌ها موجودات عجیبی هستندبیشتر از همه انتظار را می‌فهمندبا انتظار بزرگ می‌شوندلا به لای گرفتاری‌های روزمره‌شانبا انتظار عاشق می‌شوندبا انتظار بچه‌دار می‌شوندبا انتظار پیر می‌شوندیا عاشق نمی‌شوندیا عاشقانه می‌میرندزن‌ها، موجودات عجیبی هستندزن‌ها معنی واقعی انتظارندآن‌ها لایه‌های سخت دوستت دارم را از چهره مردان می‌شویندو به هر تبسمی عاشقانه زندگی می‌دهندانتظار نام دیگر زن استزنی از جنس بودن‌هااز جنس خواستن‌هازنی که از ه
کسی که به اندازه ی کافی انتظار کشیده استتا ابد انتظار می کشد. و ساعتی فرا می رسد کهدیگر هیچ اتفاقی نمی تواند بیفتد و دیگر هیچ کسنمی تواند بیاید و همه چیز به آخر رسیده استبجز انتظار که بیهوده از خود آگاه است.شاید او به این حال رسیده بود.
+
ساموئل بکت
فایل انتظار موعود در دسته بندی #کامپیوتر در سایت فایل مهم قرار گرفت .
--------------------انتظار موعود
دانلود فایل انتظار موعود
عنوان فایل : انتظار موعود
دسته بندی : کامپیوتر
برچسب ها:
انتظار موعودنام فایل : انتظار موعود
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 11
حجم : 64 کیلوبایت
مقدمهشاید همه ی ما بیش و کم از انتظار، طعمی تلخ و مفهومی دردآور و خاطره ای نخواستنی به یاد داریم. نگاه کردن دائمی به ساعت، قدم زدن و گز کردن عرض کوچه، دیده دوختن به راه و آخر هم خستگی و در
بی‌بیم همیشه  میگفت آدم جاشو عوض کنه، پیشونیشو که نمیتونه عوض کنه
حکایت منه!
از وقتي یادم میاد، هر وقت به انتظار چیزی بودم، اون اتفاق نیفتاده. در حدی که الان هر وقت منتظر اتفاقی هستم، در واقع فقط منتظر اون وقتي ‌ام که یه نفر بیاد و بهم بگه کنسل شد و فقط از انتظار  راحت شم. چون مطمئنم اون اتفاق نمیفته. 
دیروز رفتیم یه چیزی سفارش دادیم، گفت فردا صبح میرسه. دیشب بابا میگه خوشحالی الان که خریدیش؟ گفتم نه. هنوز به دستم نرسیده. به میم هم گفتم من چون
پرهیزگار باش که دادار آسمان
فردوس جای مردم پرهیزگار کرد
نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت
دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد
 
قبلا که این شعر را می خواندم و در بسیاری از موارد بعنوان ضرب المثل استفاده می کردم، هیچ وقت فکر نمی کردم، ديگه اصلا کاربردی نداشته باشه و خیلیا هستند که کاملا برعکس نابرده رنج، گنج برایشان میسر می شود!
خسته شدم
از آدمای اطرافم که همش ازم انتظار دارن و هیچکدوم درکم نميکنن
خستم از ادمایی که هربار واسه گله و شکایت رفتم سراغشون تا حرف بزنم
همیشه منو محکوم کردن
خسته شدم و ديگه حوصله ندارم
کاش يکی بود میفهمید
میگفت اره حق با توست
شدیدا به يکی نیاز دارم که منو بلد باشه
که حتی اگه کاری خلاف میلم ازم میخواد، بلد باشه چطور ازم درخواست‌کنه
که به زور اون کارو‌ انجام ندم
درک نشدن
نفهمیدن
انتظار داشتن
محکوم بودن
اینا تحملش سخته
بخصوص وقتي که مجبور باشی
وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید سالن های ورزشی رو با نیروی ضد شورش آرام کنیم !وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید بودجه زندانها و مراکز ترک اعتیاد را گسترش دهیم!وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید خانواده ها مقادیر زیادی هزینه مدارس خاص و کلاس های خصوصی را بپردازند!وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید امنیت کوچه و خیابان ها را با پلیس های باتوم به دست تامین کنیم!وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید آمار طلاق گوش ازدواج را کر کند!وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید سالا
انتظار معقول انسان از دین این است که او را به کمال و سعادت نهایى در دنیا و آخرت رهنمون باشد. این انتظارى است بزرگ که تنها دین مى‏تواند آن را اجابت کند و هیچ جایگزینى ندارد. در کنار این نیاز اساسى و فراگیر، انتظارهاى جزئى‏ترى نیز وجود دارد.
ادامه مطلب
اما اونقدر هم ساده نیست ماجرا
و خیلی هم ساده هست ماجرا
وقتي از همه حرف هام اون چیزی رو می شنوی که خودت میخوای بشنوی، ديگه مهم نیست چیزی
تو یادت میره همه چیز
ولی من یادم نمیره. چه خوب ها رو چه بدهاشو 
نه اسم رفیق برام مهمه نه رفاقت
اگه یه طرف این ماجرا منم ، اون طرف ماجرا تویی
ولی تو بخواب خسته شدی
ديگه هیچی مهم نیست
 
× خیلی نرم و مجلسی ، اون با تکست و من با وویس حرف زدیم و گفتم که ديگه همديگه رو نبینیم 
چه قدر هم خوب و عالی
با اینکه همیشه روزنه برا
تخم مرغ !يک رنگ است !اما !وقتي شکستیش !دو رنگ می شود !
پس انتظار نداشته باش !آدمی را !که شکستی !با تو يک رنگ باشد.
 ﺍﻧﺸﺘﻬﺎ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﻮ ، ﺑﺰﺭ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﻮﺗﺎﻩ ﻗﻮ ﻭ ﺿﻌﻒﺍﻣﺎ ﻫﺪﺍﻡ ﺩﺮ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﻨﺪ .
ﻫﺪﺍﻡ ﺩﺮ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﻨﺪﻭ ﻫﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍ ﺩﺮ ﺗﻌﻈﻢ ﻧﻤﻨﺪﺁﻧﻬﺎ ﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺎﺭ ﻣﻨﻨﺪ.
ﺎﻩ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﺮ ﺍﺯ ﺴ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑاشیم , ﻟﻬﺶ ﻣﻨﻢ ﻭ ﺍﺮ ﺍﺯ ﺴ پایین تر ﺑﻮﺩﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺮﺳﺘﻢ،
 ﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ :ﻧ
دیدن آدمی که در انتظار مرگش نشسته خیلی سخته
امروز رفتم سر تختش و سریع خداحافظی کردم و اومدم
تو ماشین همه ش به این فکر بودم
که چرا بیشتر نگاش نکردم؟
شاید این بار آخر می بود .
اما واقعا دیدن دستای لاغر و بدن ضعیفش که توانایی ت خوردن هم نداشت برام سخت بود
گفتن نهایتا تا ده روز ديگه زنده ست
ده روزی که دو روزش رفته. 
 
 
خدایا خواستی جون منو بگیری یهویی بگیر
من تحملش رو ندارم
نمیتونم رو به قبله به انتظار مرگ بشینم
امروز روزی هست که عاشق شدم 
سه ساله از این عشق میگذره 
تمام این مدت انتظار برای يک لحظه دیدن دوباره 
انتظار برای يک بار ديگه صدا کردنت 
هنوز که هنوزه از تو خبری ندارم 
هر روز نگرانی ، دلتنگی 
دلم آرزوی دیدن دوباره ی تو ، تو دلم زندس 
میدونم که روزی تو رو خواهم دید
نمیدونم جمله م رو چطوری و از کجا شروع کنم ولی همین اولِ اول ازتون میخوام هیچوقت از ادمای اطرافتون انتظار نداشته باشین مطابق میل شما رفتار کنن! فرقی نمی کنه اون ادم کی باشه؟! میتونه همسر، فرزند، خواهر، برادر، مادر و پدر یا دوست شما باشه.
هر ادمی شخصیت و تفکرات خاص خودشو داره که با اونا حالش خوبه و خوشحاله! سعی نکنیم مجبورش کنیم شخصیتشو تغییر بده! سعی نکنیم مجبورش کنیم که همیشه مطابق میل ما رفتار کنه! 
زمانی که پست گذاشتم و از حال بدم گفتم، يکی ا
یه وقتا بیرون از خودت دنبال یه چیزی می‌گردی. اما نمی‌دونی چی. یه اتفاق، یا یه نفر، یا یه چیز؛ یه چیز که باید، که قراره حالتو خوب کنه. یه حس انتظار عجیب داری تو هر لحظه. اصلا شایدم ندونی با اون اتفاقه قراره حالت خوب شه یا نه، اما میدونی که منتظر یه چیزی هستی.کاش زودتر پیداش شه، تموم شه این انتظار#آنا_جمشیدی
من از تو بی خبرم؛
این همه انتظار آورده من است برای تو
یا تو برای من؟
تو از من بی خبری؛
این همه پیر شدن را من بیشتر رفته ام
یا تو.
ما از انتظار بی خبریم؛
انتظار فعل است یا زمان؟
با ما می گذرد
با ما می ماند
هرچند برای کسی مهم نیست
اما با ما خواهد مرد؟
ماه می خواند، آسمان می داند و ابر می بارد. در میان ستارگان همهمه است. فریادی از ماه که سکوت را شکسته، سکوت آسمان که سنگین است و زجه ابرها که بی پایان کشیده می شوند. ماه انتظار تنهایی را می خواند، آسمان انتظار تنهایی را می کشد و ابرها انتظار رفته را می گریند.
کیستی؟
ماه در انحنای سکوت شب کوچه؟
آسمانی نشسته بر لب پنجره پرده کشیده؟
یا ابری در تاريکی اتاق چمبره زده؟
و اما پایان نمی دهم بدون تو، زمین. تو در انتظار چیستی؟ نمی دانی؟ ترسم از همین است. پر
امروز روزی هست که عاشق شدم 
سه ساله از این عشق میگذره 
تمام این مدت انتظار برای يک لحظه دیدن دوباره 
انتظار برای يک بار ديگه صدا کردنت 
هنوز که هنوزه از تو خبری ندارم 
هر روز نگرانی ، دلتنگی 
هنوز آرزوی دیدن دوباره ی تو ، تو دلم زندس 
میدونم که روزی تو رو خواهم دید
احترام نظامی در کل دوره آموزشی يکی از مهمترین اصول محسوب میشه. در دوره آموزشی این احترام گذاشتن خیلی دشوارتر از دوره خدمت در یگان هست. در دوره خدمت در یگان (مخصوصا اگه در کلانتری باشید) سلام نظامی ممکنه به يک یا دو بار در روز محدود بشه ولی در آموزشی این مسئله خیلی سخت تره و شما باید انواع احترام نظامی رو بلد باشین . 
در چند روز اول شما توجیه نیستید و بنابراین ازتون احترام نظامی انتظار ندارند ولی بعد از آموزش ازتون انتظار دارن با دیدن هرکسی که د
هی آقا
پروپوزااو دادیم رفت دیروز، البته شاید من تا اینو پست کنم بشه پریروز.
من هروقت هیجان‌زده میشم می‌رینم! دارم چت می‌کنماا کسیم باهام کاری نداره، یهو‌ همچین وحشی میشم از خودم عکس‌العملای عجیب اندر غریب نشون میدم که همه مشکوک میشن! اخر شبی همچین ادایی پیادع کردم و‌ ۵ دقه تمام خنده عصبی رفتم هار هار سرخ و سفید شدم که مامانم برگشت گفت سینماگردی و بلوارگردی و اینا نداریم ديگه، تموم شد :( خو یاوااش مادر من! بدیش اينه ديگهه وقتي همه چی رو به
جدیدن یه سوال تو ذهنمه که هر بار بعد مدتی عین تلنگر  یا عین گلوگاه  جلو راهمو میگیره و میگه:
چقدر ديگه باید طول بکشه تا اونی رو که ازت دور شده ديگه دوست نداشته باشی!؟
وقتي هر بار ته دلت باز براش میلرزه، سکوت ميکنی و این سوال همواره برات بی جواب میمونه *
ای مرغ بال وپر شکسته تقلا چه می کنیتیری به قلب تو نشسته ،حاشا چه می کنیطوفان حادثه تنیده به غمها وجود توای یار دل خجسته تماشا چه می کنیهر سو به سمت راه نگاه تو می دودبندی به پای تو بسته پر وا چه می کنیاحساس می کنی که رسیدی به حاجتتعشقت طلب زمرغک عنقا چه می کنیبا خستگی به راه طلب می روی چرا؟از آنکه زکوی تو رسته تمنا چه می کنیهر دم به انتظار که ،تو نشستی به انتظاراین کوچه  را به انتظار مهیاچه می کنیبا درد یارسوختی وبه دل پر ز آتشیبا این غم وفراق و
بسم الله الرحمن الرحیم./
امروز توی تلویزیون دیدم میدان ِ انتظار رو ! میدون ِ وسط شهر بود . یه لحظه از ذهنم گذشت کل این دنیا ، میدان ِ انتظار ِ . بی اونکه منتظرش باشیم . همه ی ما منتظر درست شدن اوضاع و اوکی شدن وضع معیشت و اقتصاد و صلح جهان و حل همه ی مشکلاتیم ، بی اونکه حلال اصلی مشکلات رو بشناسیم و برای اومدنش کاری کنیم . حتی دریغ از یه دعای خالصانه :)
+ اللهم عجل لوليک الفرج
+ شماره ی پست :))
دیشب با ترکیبی از حس خستگی، عصبانیت، بلاتکلیفی، دلتنگی و استرس خوابیدم و صبح تقلا می کردم که بیدار نشم و همه آوارهای دیشب مرور نشه.
خسته بودم چون دوست ندارم انقدر به خودم وابسته باشم و تمام دیروز به خودم وابسته بودم. تابحال از بالای آسمون هفتم به خودتون نگاه کردین؟ جایی روی این کره خاکی کوچک لابلای هفت میلیارد انسان ديگه وسط یه روز شلوغ؟
عصبانی بودم چون خریدهام اشتباه بودند و باید فردا براشون دوباره وقت بذارم و غرهای فروشنده رو تحمل کنم و
هر کسی توی دنیایه گوشه ای نشسته
به انتظار چیزیهر روز و شب نشسته
به انتظار بارونیا انتظار مهمون  
به انتظار خبریا سفر خوش خبر
از بین انتظارهایه انتظار بهتره
انتظار کسی کهاز همه بالاتره
اگه به انتظارهمهدیِ مهربونیم
باید برای آقاآماده تر بمونیم
پاک بکنیم قلبا رواز همه ی بدیها
دور کنیم از ذهنمونشیطون و فکر گناه
اونوقت آقا میادشنعمت میشه فراوون
شاد و خوش وخرمیم  در کنار مهدی مون (آقامون)علیه السلام
کانال ایده های جدید مربیان کودکhttps://eitaa.com/morabik
ته تغاری تابستان و جامانده از مهر فصل پاییزی :)عجیب ترین و غمگین ترین تولد عمرم ، میگم عجیب چون از ماه قبلش يکی از جذاب ترین و هیجان انگیز ترین کادوهای عمرم رو گرفتم ، میگم غمگین چون از اولین دقایق شروعش گریه کردم و هنوز هم اروم نشدم در مجموع میتونم بگم مبهم ترین تولد عمرم بود:)از تبريک هایی که گرفتم نگم براتون :))))هر سال قبل از این که به خودم بیام و صبحم شروع بشه با موج تماس ها روبرو میشدم و امسال شاید غریبانه ترینش بود و هیچ کسی جز رفیق جان بهم ی
شاید تاریخ و ساعت مشخصی براش وجود نداشته باشه اما از یه جایی فهمیدم که چقدر همیشه دوست داشتم بدون این که دوست داشته بشم،چقدر همیشه بی‌دریغ محبت کردم بدون این که محبت ببینم. نه معلومه از کجا شروع شد و نه معلومه چرا اینجوریه! انقدر بدون انتظار برگشت محبت و دوست داشتن انجامش دادم و به طرف مقابل فکر نکردم که انگار هیچ‌وقت حواسم نبوده که این بی‌برگشت بودن و ببینم و لمسش کنم. 
ولی حالا و همین امشب مثل پتک تو سرم کوبیدمش که بابا بسه ديگه خستم کردی
هر وقت احساس می کنم خدا رو فراموش کردم، نگاهی به دست هایم می اندازم. از دوربین گوشه اتاق به خودم نگاه ميکنم و به چیستی خودم فکر ميکنم. همین کافیه که خالق خودم رو حاضر ببینم.
انتظار یه بیت شعر عارفانه نداشته باش. متاسفانه من زیاد اهل شعر نیستم.
امروز ظهر که کنار مادرهای دوستای دخترم میومدیم خونه با هم حرف میزدیم همشون راجع به این حرف میزدن که چقدر مردهای بد وجود دارن یا چقدر زنهایی بودن که همسرشون بهشون خیانت ميکردن اینا هم بعد از جدایی و روی پای خودشون ایستادن چقدر تونستن راحت باشن . 
منم از وقتي دوباره کارم رو ول کردم بخاطر بچه ها همون اتفاقات قبلی داره برام میوفته اینا به نظرم بخاطر اينه که هنوز یاد نگرفتم روی پای خودم بایستم هنوز یاد نگرفتم از کسی نمی تونم انتظار محبت و کمک داش
نشستن روی نیمکت فی ایستگاه اتوبوس يک معنی بیشتر ندارد:منتظری.منتظر رسیدن اتوبوس،منتظر آمدنِ دیگری.
امروز من هم وقتي منتظر بودم،وقتي روی يکی از آن نیمکت های سرد،رو به روی تیر چراغ برق نشسته بودم،حواسم کمی بیشتر جمع دنیا شد.انتظار حواس آدمی را جمع می کند!
امروز پرنده ای دیدم که شبیه به دیگر پرنده های دایره ی شناختی ام نبود.سعی کردم سر و شکلش را با چیزهایی که پیش تر خوانده بودم تطبیق دهم تا بلکه به نامی برسم.پرنده روی تیر چراغ برق فرود آمده بو
معمولا وقت هایی که تو بلاگ چیزی نمی نویسم و دست و دلم به انتشار پست نمیره، وقایع اطراف فوتبال تنها موضوعی هست که باعث میشه بیام و کمی کی برد فرسایی کنم. (ورژن جدید قلم فرسایی)
الان حس بچه ای دارم که یه بابا داشته که پشتش به این بابا گرم بوده، و هر اتفاقی که می افتاده یه نگاه به باباش می کرده ادامه میداده. به طور حتم این بابا نمی تونسته یه بابای معمولی بوده باشه. حتما تو شرایط سختی که اصلا این بچه انتظارش رو نداشته یه کارهایی که کرده که این بچه دیگ
 
در زندگی ممکن است مواقعی پیش بیاید که منفی بودن شما را محاصره کرده است ، رویاهای شما را خفه می کند و امید شما را از بین می برد. وقتي چنین اتفاقی بیفتد ، بسیاری از افراد روز خود را با اشباع منفی و پذیرش آن به عنوان يک روش زندگی می گذرانند. در حالی که شما همیشه نمی توانید آنچه اتفاق می افتد را کنترل کنید ، می توانید نحوه پاسخگویی به آن را کنترل کنید. به دنبال ایجاد يک محیط مثبت برای خود باشید و برای رسیدن به رویاها و اهداف خود انگیزه تر خواهید شد.
خیلی حرف دارم باهات اما نمی تونم بگم ، شاید عادت کردم به نگفتن حرف هام .
گاهی وقت ها تو خیالم با حرف میزنم ، گل میدیم به هم ، بهم محبت ميکنی ، با هم مسافرت می ریم ، اما هیچ کدوم مثل بودن تو در کنارم نیست .
توی قلبم يک جای خالی بزرگ نگه داشتم که برگردی ، اما میترسم .
میترسم دوست نداشته باشی در کنارم باشی ، دوست نداشته باشی دوستت داشته باشم . لیاقت تو بیشت از دوست داشتن منه اما میترسم دوست داشتن منو قبول نکنی .
یعنی میشه واقعاً يک بار ديگه ببینمت ، حر
امروز نمی خوام خیلی بنویسم
تمام توجه ام قبل از جواب به درک سوالیه که میگه:
چطور این همه اصرار در جوامع مدنی وجود داره 
که ثابت قدم باشیم، در حالی که هیچ چیز ثابت نمیمونه؟
چطور میشه انتظار داشت در جهانی مملو از تضاد همیشه
يکسان عمل کرد؟
چی شد که ثبات رفتاری این همه ارزشمند شد؟
در خالی که هیچ دو موقعیتی تو زندگی يکسان نیست
و نمیتونه عکس العمل يکسانی هم انتظار داشت؟
شاید این سوالا شروع باز تعریفی ديگه باشه !!
 
 
از کاکتوس تنها می گفتم. از صخره بی کس می گفتم. از رود آواره می گفتم. نه انتظارش نبود، تجربه کنم. انتظارش نبود، بغض کنم. 
آدمی کم انتظاری هستم از دیگران ولی حالا در انتظار يک نفرم. با امید آمدنش، نفس می گیرم و با خیال رفتنش، اشک می ریزم.
بچه ها عاشق کسی نشید که ازتون دوره، وگرنه اگه حسی بهتون نداشته باشه، هر بار که میگید: دوستت دارم. اون فقط سین می کنه.
شعر در مورد انتظار
در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد انتظار برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
تو را در باد گم کرد و به انتظار نشست
و نمی دانست مسافران باد را بازگشتی نیست
شعر در مورد انتظار
نیستی و نمیدانی در انتظارِ تو کاسه ی صبر که هیچ !
صبر کاسه هم لبریز شده !
شعر در مورد انتظار یار
 هر شب که انتظارت را می برم به روز
شرمنده ام که بی تو نفس ميکشم هنوز
شعر در مورد انتظار
 
رفتم حموم اومدم دیدم اینترنتا قطعه باز. البته وبلاگ تو بلاگ چون تازه تاسیسه باز نمیشد. نمیدونم باز میشه یا نه. تو این فاصله دوستم بهم پیام داد با فلان اپ وصله. گفتم نمیخوام. حوصله ندارم. وقتي یه چیز رو ازم بگیرم سعی ميکنم ديگه به اون چیز نیاز نداشته باشم. نمیدونم هدفشون چیه؟ میخوان رذالتشون رو یادآوری کنن؟ رذالتشون فرّاره و هرچندوقت یه بار باید مرور شه؟
ترجیحم اينه فعلا کپه مرگمو بذارم. چون نمیتونم به طور دائم بمیرم.
 
 
امیرالمومنین علیه السلام
 
 
مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
 
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است
 
دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است
 
سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است
 
طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
 
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرییل واژه ی بهتر نداشته است
 
چون روز روشن است که
از همه جا آنفالوش کردم اما اعلام وضعیت کرده که : همیشه آماده باش هر چیزی که داری توی ۳۰ ثانیه ترک کنی
 
راستش این پستو می نویسم که اگر چند سال بعد از خودم پرسیدم چرا پیش قدم نشدم برای آشتی کردن جوابشو بدونم 
هر چی بالا پایین کردم دیدم نه نمیشه. سعی کردم با شفافیت و مهربانی یه نامه براش بنویسم اما دیدم تهش باید چی بگم؟ 
بگم ببخشید که این اواخر بهم محبت های زورکی کردی که منو ناراحت تر کنه؟ یا ببخشید که از وجودم و بودنم احساس آزار و اذیت می کنی؟ بگ
همیشه دوست داشتم واسه چیز هایی که دوست دارم بجنگم. همین طور واسه کسایی که دوست دارم. خیلی جنگیدم. ولی. انگار داشتم با خودم می جنگیدم. چرا خودم رو دوست نداشتم؟ چرا برای خودم نجنگیدم؟ چرا به جای این که بخوام به خاطر اونا با خودم مبارزه کنم به خاطر خودم با اونا مبارزه نکردم؟ چرا خودم رو بیشتر از کسی دوست نداشتم که رهام کرد؟ چرا بیشتر به فکر خودم نبودم؟ اگر من که خود منم به فکر دل بیچاره ام نباشم و به فکر سلامت روحیم نباشم چطور انتظار دارم کسی دیگ
بهترین آوای انتظار همراه اول غمگین و شاد جدید 99 همراه با پخش آنلاین کد آوای انتظار همراه اول پرطرفدار همراه اولآوا های انتظار پربازدید و همراه اول مخصوص سال ۹۹ و سال ۲۰۲۰ به همراه پخش آنلاین و نحوه فعال کردن و غیرفعال کردن و کد آهنگ آوای انتظار همراه اول همراه اول جدید غمگین با پخش انلاین + بهترین آوای انتظار همراه اول با پخش آنلاین و چگونه کد آوای انتظار همراه اول همراه اول خود را پیدا کنیم در سایت وبلاگ ایران فیلم
کد پیشواز همراه اول عاش
میدونی بنظر من خیلی خوبه طرف مقابل رو بخاطر خودش دوس داشته باشی نه به خاطر خودت!
(جمله سنگینی بود يک دقیقه سکوت :)) )
منظورم اينه که طرف رو بخاطر کارایی که برات ميکنه، مثلا غذا درست کردن یا انجام کارهای خونه یا حتا پول دادن، دوست نداشته باشی، بخاطرِ خودِ خودش بخوایش.
اینجوری دوس داشتنت شرطی نمیشه که اگر به من سرویس ندی ديگه دوسِت ندارم! 
مثلا من طرز فکرتو دوس دارم، احساستو دوس دارم، اخلاقتو، شیطونیاتو. با همه خوب و بدی هاش
مثل دوس داشتن پدر و ما
Await Further Instructions 2018 1080p BluRay,دانلود فیلم Await Further Instructions 2018,دانلود فیلم ترسناک,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم در انتظار دستور بعدی 2018 دوبله فارسی,در انتظار دستور العمل های بیشتر,در انتظار دستور بعدی,دوبله فارسی,زیرنویس فارسی Await Further Instructions 2018,فیلم Await Further Instructions دوبله فارسی,فیلم سینمایی در انتظار دستور بعدی ۲۰۱۸ با دوبله فارسی,
ادامه مطلب
بعضی وقتا فقط انتظار یه کم محبت داری
با تمام وجودت داری میگی الان منو دوست داشته باش
بهم حق بده ناز کنم حتی الکی
بعد یه ضربه محکم میخوری که کی به تو حق داده اخم کنی؟
کی به تو حق داده غر بزنی؟
کی به تو حق داده روز تعطیل منو خراب کنی؟
من کار ميکنم، تو کارای خونه کمک ميکنم، تو کارای بچه کمک ميکنم، تو رو میبرم خونه بابات و میارم
پس تو حق نداری از من بخوای نازتو بکشم
حق نداری الکی قهر کنی که من دوستت داشته باشم
من چون دارم به سختی زندگی ميکنم پس بسه دی
نمایندگی پیامک صوتی
 
******

آدم باید یه " تو " داشته باشه
که هر وقت
از همه چی خسته و ناامید بود بهش بگه :
مهم اينه که تو هستی
بیخیالِ دنیا.

پیامک صوتی
 
 
 
******

برای تسخیر چشمان مرد
زیبا بودنتان کافیست
اما از پس قلب و دستانش
تنها يک زن عاقل و مهربان برمی آید
اگر مردتان را تمام و کمال میخواهید
تلاش کنید تا همیشه
آراسته و زیبا و عاقل و مهربان باشید
تبلیغات صوتی
 
******

انتظار
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتي حاصل تصویرش
تو باشی
ارسال پیامک صوتی
 
 
******

ف
نمایندگی پیامک صوتی
 
******

آدم باید یه " تو " داشته باشه
که هر وقت
از همه چی خسته و ناامید بود بهش بگه :
مهم اينه که تو هستی
بیخیالِ دنیا.

پیامک صوتی
 
 
 
******

برای تسخیر چشمان مرد
زیبا بودنتان کافیست
اما از پس قلب و دستانش
تنها يک زن عاقل و مهربان برمی آید
اگر مردتان را تمام و کمال میخواهید
تلاش کنید تا همیشه
آراسته و زیبا و عاقل و مهربان باشید
تبلیغات صوتی
 
******

انتظار
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتي حاصل تصویرش
تو باشی
ارسال پیامک صوتی
 
 
******

ف
من مطمئنم
یه روز میاد
که هیچکس از رفتن پیش مشاور و روانشناس خجالت نمی کشه،
هیچکس بخاطر مراجعه به تراپیست ”دیوونه” و ”روانی” خطاب نمیشه،
هیچ کس سفره دلشو پیش صغری خانوم و اصغر آقا و سکینه خانوم باز نميکنه تا راهکارهایی که به کار خودشون هم نیومده، به خوردش بدن.

من مطمئنم
یه روز میاد
که کسی به رواندرمانگر نمیگه ”دکترِ دیوونه ها”
کسی یواشکی نمیره مشاوره‌‌‌
کسی نمیگه ”روانشناسا از همه دیوونه ترن” یا ”من خودم یه پا روانشناس و روانکاوم”

م
زمان آرام آرام میگذرد و من امروز خودم را مجاب کردم که برای اولین بار بشینم و انتظار آمدن بچشم. خسته از رفتن؟ نه می خواهم ببینم وقتي دست هایم را می گشایم برای آغوش، در مقابل دست های باز شده می بینم. عشق فلسفه عجیبی دارد. باید هزار بار بگویی دوستت دارم تا باور کند اما با يک برگرداندن نگاه، همه چیز را از دست خواهی داد. خواهد آمد؟ بگذار از انتظارم لذت ببرم. اگر نه آمد؟ وقت برای نوشتن زیاد هست، انگار سایه ای از دور داره نزديک میشه، می بینی؟
آدم باید به بزرگترها احترام بذاره» از نظر من جزو منفعت طلبانه‌ترین حرفاییه که میشه زد. آیا وقتي از کسی میخوای به بزرگترها احترام بذاره منظورت اينه که اجازه داره به کوچيکترها فحش رکيک بده و توهین کنه؟ معلومه که نه! چیزی که ما در قالب احترام به بزرگترها از دیگران توقع داریم در واقع احترام و ادب و این قبیل مسائل نیست، که اگر بود ديگه حرف از کوچيک و بزرگ بی‌معنی بود. این احترام مورد انتظار در واقع يک جور امتیازِ بدون منطقه که ازت میخواد به صرف
نام:وحشی
نویسنده:م.قربان پور معروف به خانم تراندویل
تعداد جلد ها:10
1.امپراطوری گرگ ها
2.عشق اهریمن
3.شاهزاده ی خون
4.رایحه ی جهنمی
5.پسر بهشت
6.عقاب های آزاد
7.دخمه ی شیاطین(در حال تایپ)
8.در انتظار تایپ
9.در انتظار تایپ
10.در انتظار تایپ
ژانر:اروتيک(صحنه های باز)،عاشقانه،هیجانی،ماورائی
خلاصه:داستان از يک دختر نه ساله به نام لوریانس شروع می شود که از روستا و خانواده اش فرار کرده و به جنگل پناه می برد.
نکته:برای درک داستان،باید مجموعه را به ترتیب از ج
نام:وحشی
نویسنده:م.قربان پور معروف به خانم تراندویل
تعداد جلد ها:10
1.امپراطوری گرگ ها
2.عشق اهریمن
3.شاهزاده ی خون
4.رایحه ی جهنمی
5.پسر بهشت
6.عقاب های آزاد
7.دخمه ی شیاطین(در حال تایپ)
8.در انتظار تایپ
9.در انتظار تایپ
10.در انتظار تایپ
ژانر:اروتيک(صحنه های باز)،عاشقانه،هیجانی،ماورائی
خلاصه:داستان از يک دختر نه ساله به نام لوریانس شروع می شود که از روستا و خانواده اش فرار کرده و به جنگل پناه می برد.
نکته:برای درک داستان،باید مجموعه را به ترتیب از ج
چشمام رو بستم و به جایی که میخواستم باشم فکر کردم آخه میگن اگه جایی هستی که دوسش نداری،چشماتو ببند و به چیزایی که دوست داری فکر کن.من هم چشمام رو بستم و فکر(خیال)کردم:
تهران.دهه سی و یا چهل یا پنجاه.پسری از طبقه متوسط جامعه که دانشگاه تهران درس میخونه،عاشق دختری که او هم از جامعه متوسط است.جمعه شب خیابون پهلوی یا لاله‌زار یا هر جای ديگه.نرسیده به سینما آتلانتيک.کنار جیگرکی ساعت هفت همديگه رو میبینن.پسر با کت شلوار مشکی رنگ که با خط اتوش میشه خ
دو تا مطلب در linkedin خوندم که چشمم رو گرفت. با ذکر نویسنده، مطالب رو بازنشر می کنم تا شما هم استفاده ببرید:
اولین متن برای وبلاگ نویس ها بسیار کاربردی است:
"همهٔ نوشته‌ها قابل احترام هستند، یعنی برای خود حرمتی دارند، چه بپسندیم چه نه! اما من برای خودم معیاری در نوشتن دارم. این‌که اگر روزی کسی در آن‌سوی گیتی بر نگاشته‌هایم نگریست نگوید: "اه، چه موجود حقیری! چه دنیای کوچکی دارند" از جناب آقای افشین شفیعی
دومین متن از سرکار خانم تکتم خلوصی هست:
 
دوره انتظار مدت زمانی است که شرکت بیمه تعهدی در مقابل بیمه‌گزار ندارد. یعنی از زمانی که بیمه تکمیلی صادر می‌شود تا روزی که پوشش‌های بیمه فعال می‌شوند يک وقفه‌ای چند ماهه وجود دارد. این دوره در بیمه تکمیلی انفرادی قابل حذف نیست. دوره انتظار پوشش زایمان در بیمه سامان 9 ماه، در بیمه SOS و تعاون يک سال است. خدمات پاراکلینيکی هم در طرح خانواده SOS دارای دوره انتظار سه ماهه است.
بیمه درمان تکمیلی انفرادی
اغلب افراد فقط عملکرد خوبی را روی تخت می خواهند. شريک زندگی انتظار دارد که يکدیگر در هنگام رابطه جنسی مشکلی نداشته باشند. به همین منظور ، بسیاری از افراد انواع مختلف قرص مصرف می کنند. اما در طی يک تحقیق ، اکنون دانشمند فرمولی را تهیه کرده است که پس از فرزندخواندگی ، افراد با داشتن سلامتی از رابطه جنسی لذت خواهند برد.
دهلی نو اغلب افراد فقط عملکرد خوبی را روی تخت می خواهند. شريک زندگی انتظار دارد که يکدیگر در هنگام رابطه جنسی مشکلی نداشته باشن
مقدمه
اعتقاد به منجی وموعودی که می آید وجهان راپر از عدل وداد می کند يک الهام فطری انسانی» (شهید صدر، انتظار در اندیشه ها،١٣٧٩:٦١) و يک اعتقاد عمومی و جهانی» (مکارم شیرازی،١٣٨٦:٥٨؛یوسفیان،١٣٩٠:٢٢) است؛که درسرشت انسان های آزادی خواه،عدالت طلب وحق جو می باشد.این باور درهمۀ ادیان الهی وجود داشته ودارد؛ وبرخی دامنۀ اعتقاد به منجی را گسترده کرده ومعتقدند که انتظار، تنها به ادیان تعلق [نداشته] بلکه مکاتب و مذاهب نیز ظهور نجات بخشی که عدل را ب
روزهایی که کاری برای انجام دادان نداریم و تماما در اختیار خودمان هستیم.
روهایی که از صبح وقتي خورشید طلوع می کند فقط خودمانیم و خودمان
پاداش روزهایی است که فقط برای زندگی جنگیده ایم.
 
 
وقتي دلهره انجام دادن کاری را نداشته باشید احساس رضایت می کنید و می توانید به راحتی نفس عمیق بکشید.
 
امان از روزهایی که دغدغه انجام دادن کارهای عقب افتاده را داشته باشیم اما زمان کافی برای انجام نداشته باشیم.
 
 
به مریم پی‌ام دادم، در حالی که رابطه‌م باهاش اونقدر هم برام مهم نیست. در مورد روابطم و آدم‌های زندگیم خیلی سخت‌گیر شدم، هر کسی رو که مسیر فکریش با من متفاوته به راحتی حذف می‌کنم. اگه اینطوری پیش بره تو ۳۰ سالگیم دوست چندانی نخواهم داشت (الانم ندارم) و چهل سالگی‌هام رو تنها می‌مونم. الان فکر می‌کنم مشکلی باهاش ندارم، با تنها بودن و سرگرم دنیای خودم شدن. ولی اگه اون موقع پشیمون شم چی؟ چیزی که در مورد مریم دوست ندارم، جدا از تمام نقاط منفی شخ
هیچی بدتر از انتظار نیست . نه انتظار برای آدمی که رفته و نمیدونی که برمیگرده یا نه . این انتظاری که من امروز دارم با چشمای خیس می‌نویسم ازش فرق داره . انتظارِ اینکه يکی با چهارپایه پلاستيکی بیاد خونه تا بتونی بعد از ۴ روز بری حموم ، انتظار برای اینکه يکی بیاد دستتو بگیره تا بتونی بلند شی و این و مثانه پر رو برسونی به توالت فرنگی تا تخلیه شه و از شر دل درد رها بشی ، اینکه يکی غذای بینمک بیاره بذاره جلوت و آب خورش هم کم باشه و منتظر بمونی تا يکی نم
بسم الله الرحمن الرحیم
دیروز که با مشاور حرف زدم اونطور که فکر ميکردم نبودند
اجازه حرف زدن به من نمیداد و خودش یه داستان های طولانی که خودم از حفظم با جزییات تعریف ميکرد
ووقتي وسطش میخواستم حرف بزنم میگفت من بیشتر از يک ساعت وقت نمیدم بزار حرفام تموم شه در حالی که نیم ساعت گذشته بود.قراره بازم بهشون زنگ بزنم .
ان شاالله این دفه بتونم حرف بزنم و راهنمایی هاشون رو دریافت کنم بلکه به يک نتیجه قطعی برسم
و تصمیمی که بگیرم پاش وایمیستم ان شاالله
{پرسش و پاسخ مهدوی - شماره 34}
 
تعریف لغت و اصطلاحی انتظار چیست؟
 
پاسخ : انتظار در لغت به معنای چشم به راه بودن، دیده بانی، صبر در امور و نوعی امید بستن به آینده است و منتظر به کسی گفته میشود که از وضع موجود و حاضر راضی نیست و برای وضع بهتری در تلاش است.
انتظار در اصطلاح عبارت است از چشم به راهی برای آینده ای که در آن ظلم و ستم و بی عدالتی ها نباشد و جهان از همه زشتی ها رهایی یابد و عدالت در جهان حاکم شود.
انتظار، امید به آمدنِ انسان کاملی است که جها
عزیزم!
دوتا خبر بد دارم و یه خبر خوب.
خبر بد اول اينه که پایان‌نامه ام اصلا پیش نمی‌ره و حسابی خسته‌ام کرده لعنتی.
خبر بد دوم اينه که امروز رفتم قیمت دوربین‌ها رو دیدم، باورت می‌شه دوربین 33 میلیونی هم داریم؟ حتی گرون‌تر از این هم هست! با این شرایط فعلا نمی‌تونم دوربین بخرم.
اما خبر خوب اينه که شوهرت انقدر به خودش و توانایی‌هاش ایمان داره که مطمئنه یه پایان‌نامه خیلی خفن می‌بنده و یه دوربین خیلی خفن هم می‌خره. بعد یه روز که با هم رفتیم سفر
روز جمعه وقتي برنامه ای نداشته باشی می تونه صرفا به استراحت بگذره . وقتي برنامه از قبل نوشته شده ای برای این روز داری ، اصلا آدم نمی فهمه چطور تموم میشه.
من بطور معمول سر رزدن به پدر و مادر و خانواده را در برنامه روتین خودم برای این روز قرار می دهم. چیزی که برام مهمه اينه که حتما مطالبی هم بنویسم. نوشتن به من آرامش خاصی می دهد. وقتي می نویسم حس می کنم هستم. قبلا عادت داشتم در دفترچه می نوشتم ولی تصمیم گرفتم در وبلاگ بنویسم. اینکه با افراد مختلف در
چون همیشه نگران فراموش شدنم.
من بقیه رو فراموش نمی کنم.هرگز کسی رو فراموش نکردم.چهره شون از خاطرم پاک میشه ولی خودشون همیشه در من می مونند.بدون چهره ای که موقع فکر کردن بهشون به خاطر بیارم.
نمی دونم من برای بقیه چی هستم.آیا غبار بی چهره ای از کسی هستم که روزی اونجا بود؟
و یا شاید هیچ چیزی نباشم.که امیدوارم این طور نباشه.
بزرگترین ترس من اينه که بلند شم و ببینم ديگه نیستم.و هیچ کسی نبودنم رو نبینه.
چون میخوام به خاطر سپرده بشم.چون میخوام اینجا ب
حس می‌کنم قلبم داره از هم می‌پاشه، می‌خوام ذهنم رو آروم کنم بتونم بخوابم اما انگار احساس خلا دارم نمی‌تونم نظم بهش بدم. انتظار کشیدن سخته. داغونت می‌کنه. چند تا مسئله باهم پیش اومدن. توی چهار شهر متفاوت. خدا ختم بخیر بشه. خدا این آرامش بعد از طوفان رو روزی‌ام کن. الهی آمین.
این که تصمیم بگیری يک باره همه چیز رو عوض کنی واقعا سخته. این که بخوای فکر کنی واقعا ديگه شاید هیچ وقت توی زندگیت وجود نداشته باشه. خب این هم سخته. به نظرم فکر کردن بهش می تونه تا روز ها حالت رو بد کنه و همه اش یه دلیل داره. ما از ترس هامون می ترسیم.
وقتي داریش حاضری هر کاری بکنی که از دستش ندی، در واقع همیشه یه ترسی توی دلت هست که اگه بره واقعا زندگی واسم بی معنا می شه، و وقتي هم از دستش می دی ترس از این رو داری که نکنه ديگه هیچ وقت برنگرده. و چیز
دیروز تولدم بود.راستش احساس ميکنم از وقتي پای اینستاگرام و عکسهای دلبرش به زندگیهامون باز شده سطح توقعات و انتظاراتمون هم بالا رفته.عکس های عروسی یا عکس های تولد دیگران رو میبینی،ناخودآگاه  خودت رو باهاشون مقایسه ميکنی.اما خب با این اوضاع،باز من انتظار خاصی برای تولدم نداشتم و ندارم.یعنی انتظار جشن تولد،بادکنک،کيک و کادوی آنچنانی(مثل جشن تولدهای اینستاگرامی) رو ندارم.دلم فقط یه کيک کوچولوی دو نفره و یه هدیه میخواست.ولی هیچی به هیچی.
اول
 
+ حرفهای دیروزتون خیلی سنگین بود؟
- آره
+ برای همین گل آوردی؟ که آشتی کنید؟
- آره! نه! برای تشکر بود.خیلی ناراحت بود؟
+ آره
 
همین! همش در حد رفع یه کنجکاوی بود! بعدش کلا این مکالمه تموم شد و غرها و فکرهای شخصی شو بلند بلند ادامه داد. حتی نگاه نکرد که این سوالهاش چقد به همم ریخته و نمی تونم جلوی اشکهامو بگیرم. اصلا نفهمید!
من هیچ وقت نخواستم حالمو بپرسه، درکم کنه، همین که وقتي نیاز به سکوتش دارم حرف نزنه برام کافیه. انتظار درک کردن آدم ها و گذشت دا
من گرگ زاده رو blame نميکنم که چرا میاد با اسم رضا صبری برای من کامنت میذاره (الان يکی گذاشته).
کلا ديگه blame نميکنمش.
وقتي من باهاش اشنا شدم کودکی بیش نبودم.
بهم گفته بود خط قرمزم اينه که از من درباره خودم بپرسی! ولی من هرچی بپرسم تو باید جواب بدی.
خب وقتي کسی میگه از من هیچی درباره خودم نپرس، طبیعیه که ازش نخواهی پرسید هیچی.
جدی اينها رو به حساب این میذاشت که من ابزارش کردم، یا وسیله شده.
هیچوقت به این دقت نکرد که این رو خودش خواست.
من هم چند بار تلاش
چقدر منتظر بمانیم؟!
حضرت آیت‌الله ‌ای: به انتظار خارجی‌ها نمیشود ماند برای رفع مشکلات کشور. يک مدّتی منتظر بمانیم به خاطر برجام؛ يک مدّتی به خاطر اینکه ببینیم آیا رئیس ‌جمهور آمريکا آن مهلت سه ماه را که در قراردادِ برجام متأسفانه گذاشتند -وِیوِر- تمدید ميکند یا نه؛ يک مدّتی معطّل بمانیم برای اینکه ببینیم برنامه‌ی رئیس ‌جمهور فرانسه چه میشود، خب همه‌اش شد انتظار؛ در حال وجود انتظار، سرمایه‌گذار اقتصادی سرمایه‌گذاری نميکند،فعّ
گاهی که اشتباه می کنی ، نمی تونی با عذر خواهی کردن ،دل طرف مقابلت رو به دست بیاری.اینجور مواقع بهتره بیخیال عذرخواهی و عذرخواهی کردن بشی.باید اصلاح بشی و بهش نشون بدی اصلاح شدی.اینطوری چه خودت بخوای چه نخوای و چه خود طرف بفهمه و چه نفهمه،می بخشتت.فقط یادت نره هر وقت کسی به تو گفت بخشیدتت،مطمین باش هنوز کامل نبخشیدتت پس انتظار نداشته باش یهو مثل قبل باهات رفتار کنه و بشینه باهات حرف بزنه.اینجاست که باید بشینی یه گوشه و بذاری زمان طرف مقابل رو
آرین هی چیزم میگه، حس درونیم مانعم میشه، ایمیل میدن و درخواست یه شخص ديگه رو ميکنن، کسی که هیچوقت تو زندگی من وجود نداشته، و مغزم میگه این کاری که الان داری ميکنی کاری نیست که میخواستی بکنی و حس درونیم میگه نکنه حذفم نکنه و همه ترسای کودکی و نوجوونیم بیدار میشن. قلبم. آه.
هیچ کاری نميکنم. دقیقا هیچی. نمیدونم. دلم همونی رو میخواد که هیچ وقت وجود نداشته (بعضی اوقات داشته شاید) بشینم ی دل سیر باهاش حرف بزنم. یا حرف نزنم حتی، اون فقط درکم کنه. همی
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده.
بارها غم این کلمات را میان رقص شعله ها دیدم که بی مهابا با باد يکی شدند.
راستی چشم دخترکانی که چشم انتظار روزهای بهترند را دیده ای؟
شبهایی که پایان ندارند را چطور؟
کوله باری از زخم هایی که سالها با خود حمل ميکنیم را کجای راه زندگی باید بگذاریم و پرواز کنیم؟
انتظار برای روزهای نیامده بدترین زندگی است که میشود هر انسانی تجربه کند.و امان از رسیدن آن روز.
سالها انتظار برای وصال، دستپاچگی می آورد.ترس می آورد و
هرگز تصور نکنید کم‌رویی و خجالتی‌بودن نشانه‌ی ادب و متانت است. کودک باید بتواند در مواقع وم از حق خود دفاع کند، جواب بدهد، مخالفت کند، مبارزه کند. این‌که کودک همیشه حرف گوش کند نشانه‌ی سلامتی‌اش نیست.
اگر فرزند سالم می‌خواهید انتظار نداشته باشید از شما حساب ببرد و همیشه حرف گوش کند. فرزندی تربیت کنید که به خاطر عشق و اعتماد به شما با شما هم‌کاری کند.
پدر من پارسال مرد. مادرم می‌گه بهترین کار اينه که وانمود کنم هیچ وقت دوستش نداشتم و اون هم هیچوقت دوستم نداشته. اون وقت ديگه حالم بد نمیشه.گفتم: این کار رو ميکنی؟آره.فایده‌ای داره؟فکر کنم آره.مادرم میگه باید وانمود کنیم اصلا نبوده، باید فکر کنم چیزهایی که ازش یادم میاد همه‌اش خواب و خیاله.فایده‌ای داره؟فکر کنم آره. گاهی مطمئن نیستم چیزی که ازش یادمه واقعیته یا خیال. تو هم باید امتحان کنی. ضرر نداره که.
بندبازان/ دیوید آلموند/ ترجمه شهلا انت
یه سوالایی انقدر توی ذهنم میچرخه و تکرار میشه که هر لحظه، هر جا و با هر اتفاقی حس ميکنم دارم به جوابش نزديک میشم و این حس سراب مانند درست مثل همون سوالا تمومی نداره. خیلی اتفاقی با کتاب گنگ محل آشنا شدم، خوندمش و حالا بعد از حدود يک ماه هنوز دست از سرم بر نمیداره. اینکه کتاب خوبیه و خیلی راحت میشه توصیه کرد که بخونیدش به کنار. اینکه من حس معرفی ندارم و تحقیق درباره ش رو به عهده ی خودتون میذارمم کنار. چیزی که حالا، بعد از خوندن اون کتاب و فکر کردن
متن آهنگ مرتضی اشرفی به نام دارم واست
یه شبه شدم بد عالم واست اینجوری که نمیمونه دارم واست
یه شبه داری میری و تنها میشم تو که منو دوسم داشتی تا دیشب
عشق يکی ديگه شدی من دق کردم تو خیالم ديگه تورو عاشق کردم
ولی حالا رفتی و تنها موندم چی ميکشم از این دل واموندم
دلت از هر کی پر بود سر من خالی کردی خبردار شدی باختم خوشحالی کردی
باهات بد نبودم دروغ بلد نبودم ببین مشکل من اينه که تو بر نمیگردی
دلت از هر کی پر بود سر من خالی کردی خبردار شدی باختم خوشحال
کسی بلده از وب بکاپ بگیره؟دوست دارم بدونم بعدا داخل18 سالگیم چی مینوشتم، چون حس ميکنم وقتي این دوتا وبلاگ حذف کنم چرخ زندگیم یجوری میچرخه که ديگه اعصاب بلاگر بودن نداشته باشم
-اگه کسی واسم بکاپ میگیره اینجا پیام یا داخل تلگرامم پیام بذاره ایدیم
@f20001f 
قضیه چیه؟ قضیه اينه که کلی اتفاق داره می‌افته ولی من هیچ حسی بهشون ندارم. اکیدا هیج حس + یا - منفی ای ندارم به این همه اتفاقات اطراف. نمی‌پونم من سیب‌زمینی ام یا سیب‌زمینی بار اومده ام ولی می‌دونم که زاییده ام. وقتي حتی نمی رم مخالفت کنم با کسی.
 
این حدود ده روز از بیماری در حال مرگ بودم. جوری حالم بده که حد نداره سر درد ناتوانی بی انرژی بودن. امروز حساب کردم که ده روز حدود سه درصد یه ساله و مقدار زیادی به فنا رفته.
 
فردا بازم عددی دارم. و بازم
یادتونه گفتم که توی فامیل ما از بیست سال پیش هیچ کس سه تا بچه نداشته.
یه خانومی که حرف بچه میشد میگفت کمرم درد ميکنه و ديگه نمیتونم و.‌اربعین بچه سومش میاد. دو تا پسر داره و این يکی ریحانه خانومه. 
و یه خانوم ديگه که دو تا دختر داشت يکی هفده ساله و يکی چهارده ساله؛ شش ماهه بارداره و قراره آقا محمدرضا دار بشه!
حس خوبی دارم!
دروغ چرا! اول عاشق نوشته هاش شدم، بعد صداش، بعد چشماش، بعد انتظار آمدنش، بعد انتظار حرف زدنش،.
الان دلتنگ نوشته هاش نیستم، دلتنگ نگاهش هستم که از من گرفته شد
دلتنگ گفتن حسی بهت ندارم اما بودن
دلتنگ گفتن من حرفهایم را زدم اما شنیدن
یعنی می آید؟ من در این کنج، دور افتاده از دلی هستم که نمی دانم مرا به صاحبش یاد آوری می کند یا خیر
این روزها حالم خوش نیست. دلیلش پی‌ام‌اس یا هرچی که هست شرحش اينه. تنهایی کشنده، بی رغبتی به همه چیز و همه کس. انزوای خاموش. بی کسی. 
همین؟ 
آره همین.
چرا فکر می‌کردم بیشتره؟
آها درد اصلی اينه که غمم هم غم نیست. دلچسب نیست، مشغولم نمی‌کنه، کلا یه تيکه گوشتم افتاده‌م یه گوشه.
دلم برا ح تنگ شده اما ديگه مطمئنم من برای اون در حد فیلم بودم یعنی تحريک کننده میل جنسی، همین و بس. نمی‌تونم ديگه بهش فکر کنم. از میان به مح هم خجالت می‌کشم، خیلی بچه
دستم را بگیر و مرا از اینجا ببر. به جایی دور تر، به جغرافیایی ناآشنا تر و کنار آدمهایی که زبانشان را نفهمیم و نیش کلامشان را حس نکنیم. مرا به جایی ببر که خاکش رنگ دیگری باشد، هوایش فرق داشته باشد و هندسه کوههایش هم. مرا به جایی ببر که آب باشد، رودخانه باشد، دریا باشد. مرا ببر کنار ماهی ها، مرجان ها، مرغ های دریایی. به جزیره های ناشناخته ببر، به آنجا که پای هیچ بشری نرسیده باشد. خودت می گفتی هوا دگرگون شده. می گفتی جزیره های زیادی در دل اب مدفون ش
من اگه پسر بودم و به کسی پیشنهاد ازدواج داده بودم و منتظر گرفتن جواب بودم، تا بخواد جواب بهم بده، دیوانه شده و سر به کوه و بیابون گذاشته بودم =)
در مدت انتظار، انواع و اقسام افکار به ذهن آدم هجوم میاره.
_ خیلی خوب عمل کردم به نظرم. حتما همه چی اوکی میشه.
_ واااای من چرا اینجوری کردم؟ چرا اینو نوشتم؟ چرا اینو گفتم؟ ریجکت صددرصده!
_ خدایا یعنی چند نفر ديگه مثل منن؟ اصلا شاید تنها باشم ها؟ اینجوری ممکنه تنها گزینه خودم باشم.
_ من مطمئنم همین امسال که م
یا صاحبَ کلّ نجوا
 
ناتانائیل! با تو از انتظار سخن خواهم گفت
من دشت را به هنگام تابستان دیده ام که انتظار می‌کشید،
انتظار اندکی باران.
ناتانائیل! ای کاش هیچ انتظاری در وجودت
حتی رنگ هوس هم به خود نگیرد
بلکه تنها آمادگی برای پذیرش باشد
ادامه مطلب
معمولا يکی دو روز قبل از شروع ،اعصابم به شدت بهم میریزه و مثل یه کوه مواد منفجره میشم که یه جرقه کوچولو کافیه تا منفجرش کنه.به این صورت که حالم کاملا خوبه(با وجود همه درد و کسالتی که دارم)و فقط یه کم بی حوصله ام و اصلا تحمل ندارم کسی سر به سرم بذاره یا باهام بحث کنه.تنها چیزی که از همسرم انتظار دارم یه کم درک وضعیت و محبت و مهربونیه که متأسفانه علیرغم اینکه هزار بار در موردش باهاش صحبت کردم،هیچوقت ازش ندیدم.در نتیجه من بیشتر عصبی میشم.
یعن
یه چیز عجیب و غریبی که بین مردم هست و بین مردمان شهرهای کوچيک ، بیشتر دیده می شه اينه که خیلی به همديگه نگاه می کنن ! وقتي سوار ماشین هستی ، وقتي توی مغازه هستی ، وقتي توی پارک هستی و هزارجای ديگه يکی از چیزایی که آزارت می ده همین نگاه های اطرافیان هست البته این خصلت توی خود من هم هست ولی مطمئنم شدتش به اندازه خیلی از اطرافیانم نیست .

پس چون خودم این خصلت رو دارم شروع می کنم صحبت کردن با خودم :

شاید آدم ترسویی هستم ، می ترسم از قضاوت شدن که نکنه ی
دستم را بگیر و مرا از اینجا ببر. به جایی دور تر، به جغرافیایی ناآشنا تر و کنار آدمهایی که زبانشان را نفهمیم و نیش کلامشان را حس نکنیم. مرا به جایی ببر که خاکش رنگ دیگری باشد، هوایش فرق داشته باشد و هندسه کوههایش هم. مرا به جایی ببر که آب داشته باشد، رودخانه داشته باشد، دریا داشته باشد. مرا ببر کنار ماهی ها، مرجان ها، مرغ های دریایی. به جزیره های ناشناخته ببر، به آنجا که پای هیچ بشری نرسیده باشد. خودت می گفتی هوا دگرگون شده. می گفتی جزیره های زیاد
میدونید من
برگشتم دانشگاه و الان هم تایم ناهاره.
برام راحت نیس که درباره اینچیزا زیاد صحبت کنم.
ولی یه حسی میگه که باید بنویسم.
و اون اينه که 
وقتي اول یه راهی هستیم و انگیزه داریم که ادامه بریم میگیم اوکی همچی درست میشه.
طوری نیس که.
ولی وقتي ادامه میدی و به اواسط میرسی میبینی که اولا همچین تحفه ای نیس ديگه. یعنی نه زیاد ديگه پیشرفت ميکنی نه ديگه.
یعنی تو جون ميکنی ولی اون پیشرفت رو نميکنی ديگه.
و باید این رو پذیرفتش.
من راستش همه افرادی که بخاط
شاید عشق این‌روزا هفتاد درصد از مغزمو اشغال کرده باشه؛ اما نتونم حتی يک درصدش رو به کار بکشم. مثل اينه که صرفاً يک مسیر تودرتو رو بری و برسی به نقطه‌ی اول. اول که نه؛ نقطه‌ای که هیچ اثری تو دنیای قابل لمس نداشته باشه. هیچ نقشی هم حتی. پنج‌تا حس، اسیر یه حس سردرگم.
چقدر منتظر بمانیم؟!
حضرت آیت‌الله ‌ای: به انتظار خارجی‌ها نمیشود ماند برای رفع مشکلات کشور. يک مدّتی منتظر بمانیم به خاطر برجام؛ يک مدّتی به خاطر اینکه ببینیم آیا رئیس ‌جمهور آمريکا آن مهلت سه ماه را که در قراردادِ برجام متأسفانه گذاشتند -وِیوِر- تمدید ميکند یا نه؛ يک مدّتی معطّل بمانیم برای اینکه ببینیم برنامه‌ی رئیس ‌جمهور فرانسه چه میشود، خب همه‌اش شد انتظار؛ در حال وجود انتظار، سرمایه‌گذار اقتصادی سرمایه‌گذاری نميکند،فعّ
دکوراسیون داخلی مطب پزشکی، يک عنوان و شاید يک دردسر و یا دغدغه جدی برای پزشکان می‌باشد. هرسال صدها تن از پزشکان، در بخش‌های مختلف پزشکی دنبال افرادی می‌گردند که بتوانند دکوراسیون مطب پزشکی را با ایده‌های طراحی خود بسازند و پزشکان را از بابت هزینه‌های زیادی برای این کار برهانند. هدف همه طراحان دکوراسیون مطب پزشکی برای اینکه بتوانند ایده‌های خوبی را ابداع کنند، جلب مشتری و ترویج رفاه و ایجاد يک فضای گرم و مورد اعتماد برای بیماران است.
با
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب