نتایج پست ها برای عبارت :

وقتی میبینی راه بستس میگذرع دیگه آب از سر

سرم رو شونشه سرش رو سرم ‌‌.داره رانندگی میکنه ‌‌‌‌.‌‌چشام بستس .‌ضبط ماشین داره میخونه : دوستت دارم دلم به دوست داشتنت خوشه
ما خیلی بهم نزدیکیم
بگو چرا باهام عروسی کردی چرا منو دوس داری؟ 
نمیگم و دلیل نباید داشته باشه 
ما چقدر دوریم
متن آهنگ یار نامرد از شهرام شکوهیوای از این شبه سرد آخ از این همه درد خنجری به پشتم زده یار نامردناقوسه و زنگ ناموسه و جنگ تا تو تمومه لعنت به نیرنگآره من دیوونم اینو خوب میدونم به تو بستس جونم وایاما من مجنونم که با نامردی هات عاشقت میمونم وای

ادامه مطلب
دریافت آهنگ
تاریکی فقط به معنای نبودن نور نیست . تارکی یعنی دلی که غمگینه. یعنی چشمی که اشک آلوده و هیچ چیزو نمیبینه. یعنی اتاقی که درش بستس یعنی تنهایی تاریکی یعنی تنهایی. یعنی هیچ کس نباشه که باهاش حرف بزنی ديگه دلم نیمخواد از این اتاق تاریک بیرون برم ديگه تنها همدم تنهایی هام، غم و تنهاییه دلم گرفته از این شهر دلم گرفته از آسمون این شهر دلم گرفته از بارون، از خیس شدن از اون احساس خوبی که یه روز بهم میداد آره رفیق دلم گرفته از آ
 
 
 
 
اما ميبيني برعکس. فقط ناراحت و عصبانیش کردی.
و هیچکاری از دستت برنمیاد.
حرفت هم گوش نمیکنه.
و فکرای ديگه میکنه.
هرکاری که میکنم نتیجه عکس میده.
حداقل اگه مرده باشم، اونم خیالش راحته که مردم.
و نیستم که بیازارمش.
 
گاهی نوشت های من همیشه مغموم بودن 
یه غم یه اندوه یه هاله ی مشکی روی نوشته هام بوده همیشه 
خب بهرحال چ میشه کرد
اگرم شادی ای بوده یا حداقل اندوه نبوده موقتي بوده
ینی یه بودن موقتي زشت.
نمیدونم شاید همونم نبوده ولی خودمو گول زدم ک بوده 
ک بتونم یکم ديگه نفس بکشم یکم ديگه ببینم یکم ديگه بشنوم و حرف بزنم
نمیدونم بعد از اینهمه یکم ديگه » دنبال چی میگردم
ک چی بشع؟
امروز داشتم ب یکی میگفتم ک هرچی بیشتر ميگذرع و هرچی بیشتر توی این هاله ی مشکی دست و
خیلی بده تو اوج جوانی نا امید بشی ایران انگار طلسم شده هر کاری میکنیم نمیشه درستش کرد(البته شاید دلیلش اینه که چند نفر دست گذاشتن رو مملکت تمام تلاششون رو میکنن که فقط زحمت ما رو هدر بدن) ولی خلاصه جوانی ما داره همینطوری میگذره بدون اینکه بفهمیم چی شد چند وقت ديگه اگر مملکت خوب بشه ديگه به درد ما نمیخوره ما پیر شدیم 
خدایا اگه ما رو ميبيني هیچ کاری نمیکنی خیلی نامردی(البته اگه هستی و ميبيني)
خدایاااا هستی؟؟ ميبيني منو؟؟ ميبيني کم آوردم؟؟ دستمو بگیر خداااا. خدایا دیدی تا کی اونجا بودم؟؟ دیدی پسر خالمو مامان بابامو چی؟؟ فامیلامونو؟؟ دوستاشو؟؟ نمیتونم خدا خودت ميبيني که نمیتونم
خدایا خواستم امسال نباشم ولی نشد
خدایا ميبيني 5 بخوام برم بیرون چقدر باید جواب پس بدم. آره مقصر خودمم ولی نمیتونم خدا ديگه بریدم
بیا بزن تو گوشم و راحتم کن.
آره میدونم میگذره. دلم کسی رو میخواد که آرومم کنه. یکی که مثه دلی باشه نه اصن خود دلی باشه.
 
معلقمولی حالم خوبه
به نظر میاد ديگه هیچ احساسات عمیقی ندارم
ولی حالم خوبه
بذار راستش رو بگم
خوبیم باهم
وقتي اون خوب باشه ديگه مهم نیست داره چه اتفاقی میفته
وقتي میدونم دوستیم باهم ديگه مهم نیست چقد وقته که ندیدمش
گفتم من هردفعه هی فکر میکنم تموم شدیم
گفت ميبيني که اینجوری تموم نمیشیم
ولی من بازم میترسم
نمیتونم احساسمو بهش توصیف کنم
میدونی من عاشق بارونم
خیلی عجیب عاشقشم
وقتي میباره دلم میخواد گریه کنم
بعد دو سه روز پیش که باهم بودیم، بارون
 
خدا جان چرا از اینجا تا ان بالا بالا به اسمان هفتم ت را هیچ کدام از این اپراتور های به اصطلاح هیچ کس تنها نیست (!!) ساپورت نمیکنند؟!
خدا جان این ها عقل شان کم بود و نفهم! تو چرا هیچ جایی برای امروز من نگذاشتی؟! تو که میدانستی یک چنین روزی، روزی روزگاری در زندگی ام میرسد، چرا؟! چرا راهی نیست برای حرف زدن با تو.حتمن میگویی نیازی نبود ! چون تو همه چیز را ميبيني
ميبيني؟! امروز را ميبيني؟! اشک هایم را ، بیشعوری و دل شکستن ادم ها را ميبيني؟! خدایا دلی
میدونید من
برگشتم دانشگاه و الان هم تایم ناهاره.
برام راحت نیس که درباره اینچیزا زیاد صحبت کنم.
ولی یه حسی میگه که باید بنویسم.
و اون اینه که 
وقتي اول یه راهی هستیم و انگیزه داریم که ادامه بریم میگیم اوکی همچی درست میشه.
طوری نیس که.
ولی وقتي ادامه میدی و به اواسط میرسی ميبيني که اولا همچین تحفه ای نیس ديگه. یعنی نه زیاد ديگه پیشرفت میکنی نه ديگه.
یعنی تو جون میکنی ولی اون پیشرفت رو نمیکنی ديگه.
و باید این رو پذیرفتش.
من راستش همه افرادی که بخاط
به غیر از عشق، دوستی و زیبایی‌های هنر، چیز قابل توجه دیگری نمی‌بینم که بتواند به زندگی معنا بدهد .
         ظرافت جوجه تیغی
             موریل باربری
+چیز قابل توجه ديگه ای ميبيني؟
_ نه،هیچ چیزی نیست. یه سوال.به نظرت بعد مرگ هم تنهایی انقدر آزار دهنده است؟
+ به نظرت بعد از مرگ کلا چیزی آزار دهنده است؟ :(
_ اگه روحمون نمیره‌آره
+ خب پس اگه اینجوریه لابد تنهایی ام آزار دهنده است ديگه‍♀️
_ اوهوم، تنها دلیل خودکشی نکردنم همینه:(
 حداقل الان کتاب و
از طرف میپرسن میشه با کفش نماز خوند؟ میگه ما که خوندیم شد!
نمیدونم این از نظر شما بی معنیه یا بی مزه س یا چی. ولی راستش برای من خیلی الهام بخش و تلنگرطور بوده همیشه! خیلی وقتا آدما میگن نمیشه فلان کار رو کرد. وقتي میپرسی چرا؟ جواب میدن کیو دیدی اینکارو کنه؟ یا تا بوده همین بوده و از این حرفا. ولی فکرشو که میکنی ميبيني خیلی وقتا یه سری قانون های خودساخته دارن محدودت میکنن که انقدر بهشون بها دادی که راستی راستی باورت شده از ازل توی طبیعت وجود داشت
به خودت میای و ميبيني داری سوابق مریضو میخونی و میگه به جز دو بار اقدام به خودکشی و فرار از خونه و مصرف آیس و سکس پر خطر سابقه ديگه ای نداره. و بعد مکث میکنی. چه سابقه ديگه ای میخوای؟
به خودت میای و ميبيني ديگه بدون تعجب میگی خانم شونزده ساله متاهل با سابقه سقط یا خانم بیست ساله متاهل از ده سال پیش و بعد که تو ذهنت متوجه میشی ده سالگی ازدواج کرده هم تعجب نمیکنی، چون دوازده ساله ی باردار دیدی.
به خودت میای و جن و پری و ارواح برات عین شوخی شدن.
تو با
یه اخلاقی دارم که وقتي ببینم چیزی واقعی نیست میذارمش کنار و میرم! 
که بیشتر در مورد آدم ها و رفتارشون واسم اتفاق میفته ولی میتونه در مورد هرچیز ديگه ای هم باشه که الان مثالش یادم نمیاد ولی حتما تجربه کردم! 
خلاصه که این اخلاقمم دوست دارم! 
وقتي میدونم واقعیت یه چیز ديگه ست چرا باید با یه مشت دروغ و چیزای غیر اصل دور و برمو پر کنم؟
همونطور که گفتم هیچ چیز اونطوری که میگن نیست تا خودت تجربه نکرده و ندیده باشی نمیتونی به واقعیت پی ببری؛ حتی باید ب
دیروز نوشت:
هی پیام میداد ک بیا خونمون امروزبهش گفتم که میرم کلاس و نیستم و ایناباز زنگ زد. باز گفتم نمیتونم ماشین ندارمرفتم کلاس گوشیمو سایلنت کردم. سرکلاس بودم زنگ زده بود و پیام بازهم که امروزو بیا لطفن اسنپ بگیر بیاآدمیه که اصلا از این حرفای عزیزم و این تیپی نمیزنه. امروز تو همه پیام هاش بهم گفت عزیزمآخر اینو نوشت : بیا ديگه دلم خیلی گرفته. الان من حوصله مریم دارم فقطهیچی ديگه وقتي بی دفاع میشی درمقابل صدا کردن اسمت بدو بدو آماده میشی میری
وقتي بهت میگم اینکارو بکن اون کارو نکن
وقتي بهت میگم بافلانی حرف نزن
وقتي بهت میگم یه کاریو انجام نده.
وقتي بهت میگم پیش فلانی نرو.
وقتي بهت میگم عکستو به هرکسی نده
وقتي بهت میگم همه چیزتو به هرکسی نگو
وقتي بهت میگم به فلانی دست نزن.
وقتي یکی میاد سمتت یا بهت دست میزنه یا بغلت میکنه،بهت اخم میکنم ومیرم اونطرف
وقتي بهت میگم اگه اینکارو بکنی ناراحت میشم.
یعنی واقعا ناراحت میشم
یعنی دلم نمیخواد کس ديگه ای بهت نزدیک بشه.
یعنی و
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
اینجوری که تو عزیزی واسه دلم هیچ کسی نبوده
اولین دفعه که دیدمت با خودم گفتم این همونه
تو چشاش برق داره انگار با همه فرق داره انگار
رگ خواب این دل ما رو بد داره انگار
تو چشاش برق داره انگار با همه فرق داره انگار
رگ خواب این دل مات رو بد داره انگار
از دست این اداهات وای ای وای ميبيني منو ولی خب 
از دست این اداهات وای ای وای ميبيني منو ولی خب انگار نه انگار
از دست این اداهات وای ای وای ميبيني منو ولی خب انگار نه ا
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
اینجوری که تو عزیزی واسه دلم هیچ کسی نبوده
اولین دفعه که دیدمت با خودم گفتم این همونه
تو چشاش برق داره انگار با همه فرق داره انگار
رگ خواب این دل ما رو بد داره انگار
تو چشاش برق داره انگار با همه فرق داره انگار
رگ خواب این دل مات رو بد داره انگار
از دست این اداهات وای ای وای ميبيني منو ولی خب 
از دست این اداهات وای ای وای ميبيني منو ولی خب انگار نه انگار
از دست این اداهات وای ای وای ميبيني منو ولی خب انگار نه ا
بعضی وقتا یه اتفاقایی می‌افته که بعدش ديگه هیچی مثل قبل نمیشه.
مثل یه گسل بزرگ بعد از زله. مثل سوختن یه جنگل، مثل شکستن یه سد و سیلی که هست و نیست آدمی را با خودش ببره. این وقتا به خودت میای و ميبيني هیچی برات نمونده الا یه احساس سوزش شدید توی قفسه سینه‌ت، احساسی مثل جای دشنه در قلب، اون هم از عزیزترین کس.
اینجور وقتا کمر آدم می‌شکنه ديگه نمیتونه رو پاش وایسه. 
وقتي یک بهشت پر از فیلم های جدید ميبيني
اینروزا ديگه مثل قدیم نیست واسه دیدن یک فیلم و یا دانلود اون هزار جا رو بگردی ! که یا آخرش فیلتر باشن و یا اینکه اشتراک ویژه باشن و
یک زمانی مد شده بود هر سایتی رو میرفتی که اگه فیلتر نبود لینک هاش اشتراکی بود و باید اشتراک تهیه میکردی ! اونم بعد از تهیه اشتراک مشکل سرعت پایینشون ک ديگه دیوانه کننده بود .
الان خیلی اوضاع فرق کرده و هر جا رو ميبيني و با یک سرچ کوچیک با عنوان دانلود فیلم کلی سایت جورواجور
وقتي یک بهشت پر از فیلم های جدید ميبيني
اینروزا ديگه مثل قدیم نیست واسه دیدن یک فیلم و یا دانلود اون هزار جا رو بگردی ! که یا آخرش فیلتر باشن و یا اینکه اشتراک ویژه باشن و
یک زمانی مد شده بود هر سایتی رو میرفتی که اگه فیلتر نبود لینک هاش اشتراکی بود و باید اشتراک تهیه میکردی ! اونم بعد از تهیه اشتراک مشکل سرعت پایینشون ک ديگه دیوانه کننده بود .
الان خیلی اوضاع فرق کرده و هر جا رو ميبيني و با یک سرچ کوچیک با عنوان دانلود فیلم کلی سایت جورواجور
وقتي یک بهشت پر از فیلم های جدید ميبيني
اینروزا ديگه مثل قدیم نیست واسه دیدن یک فیلم و یا دانلود اون هزار جا رو بگردی ! که یا آخرش فیلتر باشن و یا اینکه اشتراک ویژه باشن و
یک زمانی مد شده بود هر سایتی رو میرفتی که اگه فیلتر نبود لینک هاش اشتراکی بود و باید اشتراک تهیه میکردی ! اونم بعد از تهیه اشتراک مشکل سرعت پایینشون ک ديگه دیوانه کننده بود .
الان خیلی اوضاع فرق کرده و هر جا رو ميبيني و با یک سرچ کوچیک با عنوان دانلود فیلم کلی سایت جورواجور
عنر عنر رفتم تا اونجا :|
2 ساعت دنبال کلاس گشتم
وقتي پیدا کردم یه برگه خورده بود روی در"با سلام کلاس فارسی تشکیل نمیشود"
 +
یکی از بچه ها نامزد کرده بعدا داشتیم با هم حرف میزدیم یهو گفت
-ممد؟
+جونم؟
-میدونی مشکل تو چیه؟
+چیه؟
-همه چیزو منطقی ميبيني اینقد [اندازه سر انگشتش] احساس نداری
+خب؟
-خب من سر همین از المپیاد ریاضی و اینا خوشم نمیومد ديگه من نقطه مقابل اینم دقیقا :)
وقتي یک بهشت پر از فیلم های جدید ميبيني
اینروزا ديگه مثل قدیم نیست واسه دیدن یک فیلم و یا دانلود اون هزار جا رو بگردی ! که یا آخرش فیلتر باشن و یا اینکه اشتراک ویژه باشن و
یک زمانی مد شده بود هر سایتی رو میرفتی که اگه فیلتر نبود لینک هاش اشتراکی بود و باید اشتراک تهیه میکردی ! اونم بعد از تهیه اشتراک مشکل سرعت پایینشون ک ديگه دیوانه کننده بود .
الان خیلی اوضاع فرق کرده و هر جا رو ميبيني و با یک سرچ کوچیک با عنوان دانلود فیلم کلی سایت جورواجور
وقتي یک بهشت پر از فیلم های جدید ميبيني
اینروزا ديگه مثل قدیم نیست واسه دیدن یک فیلم و یا دانلود اون هزار جا رو بگردی ! که یا آخرش فیلتر باشن و یا اینکه اشتراک ویژه باشن و
یک زمانی مد شده بود هر سایتی رو میرفتی که اگه فیلتر نبود لینک هاش اشتراکی بود و باید اشتراک تهیه میکردی ! اونم بعد از تهیه اشتراک مشکل سرعت پایینشون ک ديگه دیوانه کننده بود .
الان خیلی اوضاع فرق کرده و هر جا رو ميبيني و با یک سرچ کوچیک با عنوان دانلود فیلم کلی سایت جورواجور
الان چند ساعته دارم عکسامو میبینم. انتخابشون میکنم کلی رو هم تلمبار شدن همشونو خورد خورد میبرم چاپ پولامم جمع کردم. باید اونجوری ديگه نگاهشون کنم تو لپ تاپ نمیشه انتخاب کرد. باید اینارو سروسامونی بدم تا بعد که میرم عکاسی بیشتر از اینی که تلمبار شده نشه. یه خورده هیجان زدم. باید برای چاپم امادشون کنم به خصوص مجموعه عیدمو بعضیاش میترسم تو چاپ ديگه خیلی تاریک بشه هرچند که تو لپ تاپ اوکی ولی خب یه ذره هم بعضیاش تاریک. همین الان چند تا مجموعه است ک
+اصل متن برای من نیست ولی دخل و تصرف زیادی توش داشتم.
 
توی زندگی همه افراد یکسری شرایط هست که ممکنه زندگی عادیشونو تحت تاثیر قرار بده. یکی از این شرایط که میشه گفت تقریبا همه آدما تجربش میکنن؛ دوران بلوغه.
برادر کوچک تر من که در حال حاضر در سن بلوغه ؛ شرایط خیلی خاصی داره به شکلی که کاملا از ما مستقل شده و از اتاقش به حموم خونه نقل مکان کرده! :)
ایشون که ديگه عملا نقش یه سوسک خونگی رو داره کل روز رو توی حموم میگذرونه.
حتی  وقتي ما هم میریم حموم اون
+اصل متن برای من نیست ولی دخل و تصرف زیادی توش داشتم.
 
توی زندگی همه افراد یکسری شرایط هست که ممکنه زندگی عادیشونو تحت تاثیر قرار بده. یکی از این شرایط که میشه گفت تقریبا همه آدما تجربش میکنن؛ دوران بلوغه.
برادر کوچک تر من که در حال حاضر در سن بلوغه ؛ شرایط خیلی خاصی داره به شکلی که کاملا از ما مستقل شده و از اتاقش به حموم خونه نقل مکان کرده! :)
ایشون که ديگه عملا نقش یه سوسک خونگی رو داره کل روز رو توی حموم میگذرونه.
حتی  وقتي ما هم میریم حموم اون
فن بیان و صحبت کردنشان برایم دوست داشتنی هست،از علما و سخنرانان هستند.
روز ابعین گفتند:
وقتي ته دلت میگی ایکاش پیاده روی اربعین هم رزق من می شد.یا میگی امسال دوست دارم بروم پیاده روییا وقتي 
تصاویر را از طریق تلویزیون یا صفحه های مجازی ميبيني و اشکت درمیاد که ایکاش رزق من هم میشد.
ديگه نگو جاماندم.
جامانده به کسی میگن که اصلا دلش با کاروان نیست و تو دنیای خودش زندگی میکنه.جامانده کسی هست که یک لحظه هم
 هوای این راه به سرش نمیزند.
وقتي میگن ا
 
 
 
دل کوچولو دل دیوونه
ديگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی دیوونه
بیرون از خانه دلا همه سنگ
هر چی ميبيني رنگه و نیرنگ
تو مثل یه پر میبردت باد
حتی یادت هم میبرند از یاد
دل کوچولو دل دیوونه
ديگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی دیوونه
بمیرم واسه ی تو
چه رنجا نکشیدی
چه خسته دل تنها
چه حرفا که شنیدی
حالا برگشتی بازم تو سینه
میدونی تنها منو داری
میدونم شیطون بلای جونم
منو باز آروم نمیذاری
دل کوچولو دل دیوونه
ديگه نرو از خ
ی پیچ بزرگ تو زندگی اونجایی عه که آدم به خودش میاد میبینه ديگه چیزی براش مهم نیست. این که خیلی ها چطور رفتار میکنن؟ چقدر میتونم تغییرشون بدم و این که بیش تر از همیشه فکر میکنی لحظه هایی که میرن ديگه هرگز بر نمیگردن. اون وقت ديگه فرقی نمیکنه تا اینجای عمرتو باهاش چیکار کردی دوس داری هر چی سربع تر هرچی هست رو رها کنی که ميبيني این همه بند بهت داغونت کرده. خود خواه تر میشی و میگی زندگی باید همونی بشه برای من که می خوام. ديگه حال غصه خوردن نداری و به
جالبه این مملکت با این همه ثروت، هیچ برکتی نداره.
هر روز هم بیشتر از دیروز داره گسسته میشه.
 
یعنی این چند ماه بگذره و من ازینجا برم، ديگه پام رو اینجا نمیذارم.
 
تو فکر کن هرچی مرد و پسر دور و برت ميبيني همه یا مجردن یا طلاق گرفتن.
 
دلیل اینقدر گسستگی، اینقدر تنهایی، اینقدر بی کسی رو تو مملکتی که توش به دنیا اومدی، فرهنگش رو میدونی، و توش بزرگ شدی رو درک نمیکنم.
 
فکر کن سفیدها اینقدر تنهان، پسر گنده چهل سالشه، زندگی ساخته، هر شب سرشو تنهایی می
وری عاشقشم کاش یکم میشد عاشقم میشد دور نمیشد از من و دنیامبدجوری عاشقشم وقت نشد بهش بگم نگیره دست کم عشقمو پشت هم
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
دانلود آهنگ جدید ماکان بند عاشقشم با لینک مستقیمهیشکی نیست اینحا غیر من و تو حرفای دلمم گفتموحال ديگه تصمیم توئه یا بمون یا از پیشم بروفقط ديگه عذابم نده ميبيني که چقد اوضام بدهمن بدون تو زمین خوردم پس تو ديگه هولم ندهساکت یه دو دقیقه گوش بده این دل چی میگه
دیوونه شده داد میزنه می
وری عاشقشم کاش یکم میشد عاشقم میشد دور نمیشد از من و دنیامبدجوری عاشقشم وقت نشد بهش بگم نگیره دست کم عشقمو پشت هم
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
دانلود آهنگ جدید ماکان بند عاشقشم با لینک مستقیمهیشکی نیست اینحا غیر من و تو حرفای دلمم گفتموحال ديگه تصمیم توئه یا بمون یا از پیشم بروفقط ديگه عذابم نده ميبيني که چقد اوضام بدهمن بدون تو زمین خوردم پس تو ديگه هولم ندهساکت یه دو دقیقه گوش بده این دل چی میگه
دیوونه شده داد میزنه می
حس خوبیه وقتي خواستگار میاد اون سرخشیه میاد سراغت و انگاری قراره با یه گل و شیرینی تموم بشـه بره ولی یوقتــایی ميبيني اصلا اون شیرینی که خوردی اصلانـــشم شرین نیست مثل همین چند روز پیش من اینقـدر دپرس بودم که ديگه داشتم به حد مرگ میرســیدم از ترس که نکنه شوخی شوخی جــدی بشه واای خـــدایا شکرت که همچــی مثل یه باد تمـــوم شد
خـــدا جون بازم مرسی که من خــوب نیستم ولی تو اینقـــدر مهربونی من خجالت میکشم سرمــو بالا بگیرم ولـــی شکــرت به بز
 
بعضی شدن ها به خون جگر است. می نشینی حساب و کتاب میکنی- هرچند خیلی حساب و کتاب بردار نیست- ميبيني شدنش بهتر است. شاید بهشت نه، ولی بهتر است. ميبيني زورت به خلاء نشدنش نمی رسد، به سوراخ بزرگی که رها کردنش می سازد. آن وقت است که سمج می شوی. زندگی دو روز هست یا نیست چندان فرقی نمی کند. میگردی راهی پیدا میکنی برای دور زدن تحریم ها. تاب می آوری. تاب می آوری. نیاوردی هم، تمام می شوی. همین.
 
 
They say life's what's happening when you are busy making other plans.
 
همیشه وقتي از یه چیزی ناامید میشی،
یا وقتي سرت خیلی گرم و درگیر چیزی هست،
 
یا حتی وقتي سوئیچ میکنی به چیز و کار ديگه ای که یه راه ديگه برای یه هدف مشابه یا یه هدف جدیده،
 
زندگی کار خودش رو میکنه.
وقتي یک بهشت پر از فیلم های جدید ميبيني
اینروزا ديگه مثل قدیم نیست واسه دیدن یک فیلم و یا دانلود اون هزار جا رو بگردی ! که یا آخرش فیلتر باشن و یا اینکه اشتراک ویژه باشن و
یک زمانی مد شده بود هر سایتی رو میرفتی که اگه فیلتر نبود لینک هاش اشتراکی بود و باید اشتراک تهیه میکردی ! اونم بعد از تهیه اشتراک مشکل سرعت پایینشون ک ديگه دیوانه کننده بود .
الان خیلی اوضاع فرق کرده و هر جا رو ميبيني و با یک سرچ کوچیک با عنوان دانلود فیلم کلی سایت جورواجور
دوستم میگه که
اگه ميبيني توی اروپا همه شیک هستن و توی کانادا همه خیلی ساده لباس میپوشن
یا توی خاورمیانه همه شیک هستن ولی کانادا اینجوریه
به خاطر اینه که کانادا از همه جا دوره
از اروپا دوره 
درست مثل استرالیاست که همه براش جوک میسازن
امریکا هم که اینها رو ادم حساب نمیکنه و اینها از همه جا عقب تر هستن.
 
برای همینه که یهو وقتي ميبيني یکی صد و خورده ای کیلو وزن داره و یه شلوار استرجی و یه پیرهن تنگ پاش کرده جا میخوری
یا ميبيني یکی سی کیلو وزنشه ول
صادق هدایت میگه:عاشقی…باید قسمته آدم بشه…وقتي شد یهو بخودت میایی ميبيني یکی هست با همه فرق میکنه!صدای پاشو میشناسی!!وقتي ميبينيش آنقدر قلبت تند تند میزنه فکر میکنی الان صداشو همه میشنونبهت محل نذاره کلافه ای؛وقتي هست خوبی وقتي نیست….مهم نیست که با هم قهرین یا آشتی ؛ مهم اینکه باشه ؛ پیشت باشه،فقط باشه…وقتي هم نیست جاشو هیچکس ديگه ای پر نمیکنه……و این یعنی بهترین و ناب ترین حس دنیااصلا”یعنی…خوده خوده زندگی….
 
من ديگه نمیتونم با همه چی بجنگم 
خسته شدم ديگه تحمل ندارم 
ديگه بدنم طاقت نداره
اگه همین جوری پیش بره فک کنم سکته رو زدم
اصلا چرا من باید اینقدر با همه بجنگم
اصلا ديگه نمیخوام
وقتي دکتر میگه قلبت یه جوریه انگار همش تو در حال ورزشی همش رو ۱۲۰ شده
من ۴ روزه از دست درد دارم میمیرم
#دوست_دارم_غرر_بزنم 
وقتي سالها تنها میشی
وقتي با تنهایی خو میگیری
وقتي به همه دردات عادت میکنی
وقتي هیچ چیزی ديگه بیشتر ازین غمگینت نمیکنه
غمگین ترین لحظت
میشه لحظه دیدن پیک آخرت توی لیوان مشروبت
آخ که چه دردیه ديگه این آخری
انگار فرو ریختن آخرین دیوار قلعه ت میون یه جنگ نا برابر
خیلی خیلی هفتۀ مزخرفی بود.فقط خدا کنه هفتۀ بعد یذره بهتر باشه @_@دهنم سرویس شد این هفته / توروخدا این هفته بهتر باشه.همش خواب / کنار بخاری / گرم و نرم / زیر پتوی ضخیم / ديگه خودمم بخاری شدم / داغ کردم /دارم میترکم اینقدر خوابیدم بسه ديگه / فقط یذره اراده میخواد (نداریم تموم شده،ته کشیده) / شبتونم بخیر.
پ.ن: تیتر کامل:حالم بده مثل موقعی که یه عمر زندگی رو تایپ کردی بعد که سرتو میاری بالا ميبيني زبان کیبورد اشتباه بوده و چرت و پرت نوشتی -_-
بسم الله
 
به خیابان که میروی در فاصله ی ده قدم عشق را ميبيني و نفرت.دو عاشق دست در دست هم و چرخ های گاری چرکِ مردی خسته از روزگار.نمیفهمی که عاشق زندگی باشی یا غصه ی همه چیز را یکجا بخوری.فکرت این است که نهار پیتزای استیک بخوری یا پپرونی و بیرون بچه ی فال فروش را میبنی و فکرت میرسد به آخرِ شب که این بچه کجاست و تو کجا.میخواهی حودت را غرق کتاب و فیلم و هنر و درس و کار بکنی ولی آخرش را نمیدانی.نمیدانی حتی بهت حال میدهد یا نه.نمیدانی آخرش باید چه کنی
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ ديگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتي دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتي امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتي هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
امروزم شروع شد. فکر کنم یربع به پنج اینطورا بیدار شدم. نشستم به کار کردن. الانم یه خورده خوابم گرفته گفتم بیام اینجا شاید خواب از سرم بپره. با تمام جریانات دیروز که کلی فکرمو مشغول کرد دلم میخواد کار کنم فقط میترسم از نشدنش. از رویا موندن هه چیزهایی که بهش فکر میکنم. البته این دلیل نمیشه نه؟ آدم اگه بخواد میتونه. بعضی وقتها میگم چقدر بده که هیچی از آینده نمیدونیم. کاش ما میتونستیم حداقل یه دورنمای کلی داشته باشیم ببینیم راهی که میریم از کجاها م
فکر میکنی تو چه وضعیتیم ؟ همش خواب خواب خواب. تاثیر قرصاست اگه نخورم از درد و خارش دیوونه میشم. حالا فکر کن وسط این هیری ویری سرما هم خوردم. نمیتونم اصلا کتاب بخونم تمرکز کنم نمیدونم چمه از این که هیچکار نمیتونم کنم دارم دیوونه میشم از این که همش خوابم. وقتي میگم خواب فکر نکن یکی دو ساعت یهو ميبيني کل شبو روزو میخوابم. وقتي میمونه واسه کار کردن؟ جدا از این که همش دراز کشیده ام. نبایید غر بزنم میدونم. تقصیر خودمه اگه حواسم جمع بود الان دچار همچی
14 اردیبهشت 98 --12:17  
اگر مثل خیلی ها مردید از خدا بخواید که خودش کار ها رو سرو سامان بده
زندگی
هر مرحله ش پر از انتخاب های مختلف
اتفاق های گوناگون
پر از صداهای مختلف .
با هر انتخاب مسیری ایجاد میشه و میشه رفت جلو .
اما برای کسی که همیشه تخیل میکنه مسیر هایی که میشد رفت
که چی میشه رفتن تو این مسیر
یا مسیر ديگه چیزی لازمه که بتونه کمی با قاطعیت موقعیت هارو  رد یا قبول کنه
دل قرص باشه که اگر انتخاب ها کمی دور هم کنه
حداقل برسونه به اون نقطه ای که
پارت۱
ناراحتم؟
اره
دلخورم؟
اره
دل گرفته ام؟
اره. حتی دل شکسته
چند میخری دل شکستمو؟
پارت ۲
استرس داری؟
نه
هیجان چی؟
ن
اصن حسی داری؟
ن
اصلا برات مهمه؟
ن!!
برام مهم نیست!

+ خدایا. وقتي تو منو ميبيني، چه شکایتی کنم؟
وقتي حالمو میدونی، چی از حالم برات بگم؟
وقتي میدونی تو ذهنم تو قلبم چه خبره
وقتي میدونی ازت چه چیزایی میخوام
وقتي فقط و فقط تویی که میتونی منو به عرش یا فرش برسونی
وقتي قدرت مطلق عالم تویی
چه نیازی دارم ب کسی ک باهاش درد و دل کنم؟
چه نیاز
وقتي که ميبيني شرح‌حال گرفتن و دقیق پرسیدن و توجه کردن به بیمارها چقدر براشون مهم ه و همه‌ش دارن برات دعا میکنند یا موضوع صحبتشون تو اتاقاشون درباره خوبی و اهمیت دادنِ تو عه! یکیشونم گفت اومدی منطقه ما خبر بدید بهتون خدمت کنیم.
وقتي که ميبيني شرح‌حال گرفتن و دقیق پرسیدن و توجه کردن به بیمارها چقدر براشون مهم ه و همه‌ش دارن برات دعا میکنند یا موضوع صحبتشون تو اتاقاشون درباره خوبی و اهمیت دادنِ تو عه! یکیشونم گفت اومدی منطقه ما خبر بدید بهتون خدمت کنیم.
نذر صدوچهارده هزار صلوات.
هی فکر میکنی به ته ذکر رسیدی، به شمارنده که نگاه میکنی ميبيني کلی هنو ازش مونده!
تو معنویت هم اگه مثل معصومین نبودند گمان میکردیم به ته معنویت رسیدیم، ولی وقتي به اونا نگاه میکنیم ميبينيم کلی عقبیم.
و خوب برخلاف شماره اندازها، کمالات اهل بیت قابل احصا نیستند پس همیشه این حالت وجود داره و نمیرسه وقتي که انسان احساس بی نیازی نسبت به انجام اعمال داشته باشه.
صوفی چه فکر میکنه نمیدونم؟!
چیه آخه پنج صبح بیدار میشی
مبالت میگیره ولی حال نداری بری دستشویی
میگی "به درررک، مگه چقدر زنده هستم که بشینم بشاشم عمرمو هدر بدم؟ یه یک ساعت ديگه بخوابم."
یکساعت ديگه میخوابی
دقیقا یکساعت میخوابی
اینجاست که خدا با شیطان دست به یکی میکنه که تورو دست بندازه و یه ساعتتو میکنه چهار ساعت و از کار و زندگی عقب میفتی.
چشماتو باز میکنی و چهار ساعت گذشته.
بدو بدو میری به مقصدت
از اول مسیر تا آخرش همه بهت لبخند ملیحی میزنند و تو هم فکر میکنی که شعورشو
تمام کتابا و سمینارای موفقیت روی یه جمله تاکید دارن، که برای موفقیت باید خیلی تلاش کرد و خیلی صبور بود. که اگه کار راحتی بود خب همه میرفتن دنبالش، که حالا که همه نمیرن یعنی سخته.
وقتي اینا رو میخوندم میگفتم ای بابا، معلومه که من میتونم صبور باشم، معلومه که تلاشم زیاده. ماجراهای پیدا نشدن کارگاه رو که یادتونه، در واقع فک میکردم اون سخت ترین مرحله س و وقتي کارگاه پیدا بشه همه چی حله! اما اگه روراست باشم باهاتون باید بگم اون آسونترین بخش کار ب
بالاخره پی کارم رو گرفتم و تامام. 
بعد از حدودا یه سال، رفتم آزمایشگاه دانشکده، خیلی ها اپلای کردن و نیستن، اونا که موندن هم رفتنین.
همچین که پام رو گذاشتم اونجا و دیدم چقد خالیه. ناراحت شدم واقعا. واقعا گلبم گرفت.
چی شد که اینجوری شد. هر کی رو ميبيني داره اپلای میکنه. خستم کردین ديگه.
اه، مرسی.
سفرت سلامت اما، به کجا میری عزیزم قفس تموم دنیا .
این بلایی که سر تیم ما آوردن مثل داستان زندگی ما جوان هاست.
میگن تحمل کنید، داره درست میشه، یهو ميبيني همه چی نابود شد.
هفت هشت روز فیلم بازی کردن، گفتن داریم پول مربی استقلال رو می دیم، یهو مربی گفت همش داستان بود، پول خبری نیست.
ديگه نمیخوام بازی استقلال رو ببینم.
اینا همش مثل در این برهه حساس کنونیه که سال هاست ملت ما درگیرشه.
:((
+ میخواستم مثبت اندیش باشم ولی نمیشه.
این سمپوزیومی که بهتون گفته بودم و کلی ذوق کردیم واسش :))) کنسله !ینی کنسل نیست.پنجشنبه ی این هفته ست و برگزار میشه و دوستام میان منتهی این جانب دارم میرم خونه و نیستم :/ 
ميبيني؟خیلی خورد تو ذوقم ولی حتما باید برم خونه ديگه وقتشه.
لذا ته تهش برای آروم کردن کودک درونم که دوست داشت شرکت کنه مجبورم بگم به درک :/ حالا انگار چی بود! :))) ایش
زندگی پر از اتفاقات غیر قابل پیش بینیه
دقیقا جایی که فکر کردم ديگه هیچ مشکلی وجود نداره و همه چیز عالی پیش میره سر و کله ی مشکلات عجیب و غریبی پیدا شد که هیچ معادله ی حل شده ای تو ذهنم پیدا نکردم که به درد این روزام بخوره 
میدونی تا وقت حس خوشبختی میکنی .خوشبخت ترین آدم دنیایی .
ولی امان از وقتي که گرفتار مشکلات بشی .یهو به خودت میای ميبيني تنهایی، از دلخوشی هات دده شدی ، دلتنگ زمان گذشته شدی ، از همه بدتر به انتخاب و تصمیماتت شک میکنی 
چیز
در طول دوران زندگی یه آدمایی هسن که خیلی دوسشون داری،بهشون احترام
میزاری و برات یه قهرمانن.
با خودت میگی اگه یه روز نباشن چطوری باید ادامه بدی
بعد به یه جایی میرسی ميبيني اون آدمو ديگه نمیشناسی،برات شده یه غریبه.
دست و پا میزنی شاید برگردی به همون روزا،اما هرچی بیشتر میری جلو اون
احساس غریبه بودن بیشتر برات پررنگ میشه
ديگه دلم نمیخواد دست و پا بزنم برای برگشتن.قبول میکنم اون چیزی که داره
اتفاق میفته ،بدون هیچ واکنشی.
شاید دلم قبول نکنه
باز کردن سفره‌ی دل که هنر نیست وقتي قراره آخر و عاقبتش شرمندگی باشه، وقتي که به خیال سبک‌تر شدن داری جرعه‌جرعه مستی گفتن‌رو سر میکشی و روحتم خبر نداره که چه خماری سنگینی تو راه داری، گرد و خاکت که بخوابه اولین سکوت سرد پشت‌بند حرفات بهت نشون میده که چقدر هیچی عوض نشده، و با اولین کلامی که شنونده‌ت به زبون بیاره با چشمای خودت ميبيني مشت بازه شده‌ و دستای خالیت‌رو، وقتي طرف داره درباره‌ی ماجراهای نه وما با ارزش، اما دست‌نخورده‌ی باطن
دانلود آهنگ جدید حامد فرد به نام 
دنبال رپ جدید خوبم؟ پس گوش کن !
اهنگ حامد فرد همینک برای شما کاربران گرامی ، موزیک جدید صدای حامد فرد همینک با متن از جاز موزیک
Download New Music By Hamed FardCalled Shabe Jomeh


دانلود آهنگ با کیفیت 320 
دانلود آهنگ با کیفیت 128 
مشاهده تمام آهنگ های حامد فرد
متن دانلود آهنگ حامد فرد
من دلم پره که هر بارم
یه نمه به فکر درمانم
می نویسم و سرحالم
ملتم هی میگن دربارم
مملکت و ولش کرده
یه سره موزیکو قرش کرده
+تاریکی مطلق اتاق کلی حرف زدم با خدا،خدایا چه خوبه هستی:)+منتظرم اذان صبح  بشه نمازم بخونم و بخوابم و دوباره از ۸ صبح درس بخونم.با وجودیکه تا سحر بیدار بودم  میلی به خوردن سحری ندارم.+وقتي فهمید میخوام  روزه بگیرم گفت منم روزه میگیرم ، چشمام قلبی  شد از شنیدن تصمیمش.
+هفت روز ديگه امتحان دارم ،چهارده روز  ديگه امتحان بعدی   و حدودا سی و چهار روز ديگه هم یک  امتحان ديگه !
 
+یادداشت شماره ۳۶
میدونی چه موضوعی منو تحت تاثیر قرار میده؟
 
اینکه تو خودت از میزان لجن بودن خودت مطلع بودی.
اونجوری نبود که یدفه همچی پیش بیاد و تو غافلگیر بشی.
تو میدونستی نیت من چقدر ساده و پاک هست و خودت چقدر عقده ای و حقیر هستی و دنبال یه مفعول میگردی.
امیدوارم سر عزیزانت یا خودت بیاد.
البته اگه کارما درست کار گنه که هیچ نگرانی ندادم ديگه.
وحشی اشغال من فقط یه دختر بچه بودم.
 
 
به یه چیز اعتقاد دارم.
اینکه ادم شخصیت واقعیش و ذاتش رو وقتي نشون میده که یه نفر ب
پرسیده بود میدونی ده سال ديگه کجایی؟ گفته بودم نمیدونم. گفته بود چه محافظه کار که در جواب خیلی سوالا فقط میگی نمیدونم. گفته بودم خب واقعا نمیدونم. گفته بود خب لااقل بگو دو سال ديگه دوس داری کجا باشی؟ گفته بودم نمیدونم. گفته بود خسته نشدی انقد گفتی نمیدونم؟ گفتم خب واقعا نمیدونم ديگه. گفته بودم خب میخوای اصلا بدونی چرا ديگه نمیدونم؟ گفت آره بگو. گفته بودم خب داستانش طولانیه ولی تو همینو بدون که از اولش این شکلی نبودم. من از بچگی رویاپرداز ترین
خب خونه اوکی شد فکر نمیکردم گیر بیاریم اما جاش خوبه اینقدر که خونه های مزخرف دیده بودیم نا امید شده بودیم.  فردا راه میفتیم سمت خونه دوباره چند روز ديگه میایم شمال با وسایلها. دلم برای مامان بابا هم تنگ میشه اما همینجوری هم مامانو چند وقته درست نمیبینم یا نمیدونم اما اون جوری وابسته نیستم نمیدونم چیز بدیه یا نه ولی فکر میکنم اینجوریم. البته ربطی به دوست داشتنشون نداره من واقعا دوسشون دارم فقط خیلی وقت انگار وابسته نیستم. شایدم باشمو الان مع
بچه که بودم وقتي بابا و مامان کارای بزرگی بهم میسپردن حس خوبی داشتم. کارش سخت بود اما من به این عشق انجام می دادم که حتما روی من خیلی حساب کردن . الان وقتي استادام کارای سخت رو بهم میدن بازم قلبا راضیم، حتما روی من یه جور ديگه حساب می کنن . اما چرا توی زندگی وقتي با سختی های مختلف درگیر می شم . وقتي دچار مشکلاتی میشم که فقط خدا ازشون خبر داره خوشحال نمیشم . حالا یاد گرفتم به این فکر کنم که حتما خدا یه جور ديگه روت حساب کرده پس ناامیدش نکن . فک
خبرها را چرخی زدم و امار مرگ این چند روز اخیر را دیدم، دوباره یادم آمد که چقدر مرگ نزدیک است و ترسناک. ترسناک از این جهت که وقتي اصلا فکرش را نمیکنی به سراغت می آید. وقتي خیال می کنی شب برمیگردی و بچه ات را بغل می کنی، عزیزانت را ميبيني و شاید بالاخره یکی از آن هزارتا دوستت دارمی که توی قلبت جمع شده را به زبان بیاوری، به مادرت زنگ میزنی که نگران نباشد و بعد تق، یک گلوله از نمی دانم کجا می آید و دوستت دارم هایت را همان جا توی قلبت دفن میکند. بچه ات
امروز اصلا خوب نبودم چون خوب کار نکردم فقط زبان خوندمو چند صفحه ی خیلی کم کتاب. اصلا نتونستم بشینم پشت میزم. این رو با نهایت شرمندگی میگم.شاید حتی شرمندگی از خودم که این بود قول و قرارت دختر جان؟ این چه کاریه که تو میکنی همینجوری زمانو با عذااااب میگذرونی. نه لذتی هست توی کار نکردن برای من و نه موفقیتی چه بسا که از خودمم متنفر میشم. دلم میخواد دوباره کار کنم مثل همون روزای خوبم. روزایی که با خستگی و شادی سرمو رو بالش میذاشتم نه با عذاب :( میدونم
حقیقتش وقتي میبینم که دخترا با ویزای ازدواجی میان امریکا و کانادا و یا هرکشور ديگه، 
براشون خوشحال میشم چون تجربه جدید کسب میکنن، دنیا رو بهتر میشناسن.
ولی از شما چه پنهون، این حرفی هست که به هیچ کدومشون نمیشه گفت، براشون خیلی ناراحت میشم، چون ازدواج با کسی که مثلا 4 ساله میشناسی ميبيني باز هم سخته. فکر کن کسی رو خوب نمیشناسی، ازدواج یه مرحله بزرگ و یه چالش هم هست.
بعد مهاجرت یه چالش ديگه هست.
بعد فکر کن حداقل دو تا چالش (اونم ازین سر دنیا به او
الان یه حسی تو ته دلم داره میگه این ادم ادم خوبی نیست این ادم قراره دهنتو سرویس کنه ولی هر چی نگا میکنی ميبيني اصلا بد به نظر نمیاد و حتی به نظر نمیاد اگه بدونه ادم بدیه بتونه تهمل کنه .ولی اصن  بد ها میدونن  که بد هستند ؟ ممکنه ناخداگاهش ادم بدی باشه . ممکنه خودش ندونه و بزنه نابودم کنه . چون اگه خداگاه باشه حداقل احتمال میدم لحظهی اخر  نکنه ولی اگه ناخداباشه چی؟ممکنه دوباره مثل سریای پیش یه هو خل بشه و خودش نفمه اخه وقتي خل میشه بعدش اصلا حس
نمی گم آدم حسودی نیستم هستم ولی خودم رو کنترل میکنم و به خودم میگم نردبان زندگی تو با دیگران فرق میکنه امشب آدم هایی رو دیدم که با تمام وجود حس کردم چقدر از تک تکشون بیزارم آدم هایی که فقط خودشون رو میبینن به خودشون اجازه میدن به حریم خصوصی دیگران وارد بشن توهین کنن تا طرف مقابل رو کوچیک کنن تا عقده حقارت خودشون رو آروم کنن و نمی دونن من امشب شاید برنجم یا حتی دلم بشنکه ولی یک چیز مسلمه این آدم که اینقدر میتونه یکی رو آزار بده چند برابر داره از
سلام
من سرچ کردم و دیدم یک سوال شبیه سوالم در خانواده برتر هست ولی درباره مورد خاصی مطرح شده و تعداد پاسخ ها هم کم هست. میخواستم اگر میشه سوال من بصورت جامع تر مطرح بشه. در واقع من میخوام بدونم در محیط هایی که شاید برخورد ها خیلی رسمی تر و کم هست، مثل محیط کار که یک نفر رو خیلی کم ميبيني که مال یک بخش و طبقه ی ديگه است، یا دوره ی ارشد تو دانشگاه که ممکنه یک نفر رو ببینی که فقط یک درس مشترک باهاش داری و کسی کسی رو نمیشناسه (کلا شبیه لیسانس نیست که 4 س
منو غزاله باهم که حرف میزنیم دقیقا میفهمیم چی میگیم این فهمیدن خیلی عمیقه ازم پرسید ماشین عروس چی درنگ نکردم و گفتم اسنپ! بعد هردو خندیدیم خیلی خندیدیم بعدش جدی شدیم گفتم دوسال نامزدی پیاده گز کردم اون شب ماشین میخوام چیکار گفت اره وقتي موقع خودش چیزیو نداری ديگه ارزشی نداره گفتم اره ما بلاخره ماشین میخریم قطعا ولی ديگه خوشحالم نمیکنه گفت اره وقتي اون شب بعد عروسی فلانی تو بارون ماشین گیرمون نیومد و پیاده رفتیم بعدش انقد گریه کر
                                            
اومدم منتشرش کنم ولی دست دلم نرفت!مال خیلی وقت پیشه! مال همون شبی که قرار بود ديگه شبم صبح نشه!
یه جایی از متنش نوشته بودم " یه روزی میرسه که ميبيني صمیمی ترین دوستاتم تاریخ تولدتو فراموش کردن، نه که انتظاری داشته باشی، میفهمی که انقدرا که برات مهمن، براشون مهم نیستی ".
به قول شازده کوچولو، آدمی که اجازه داد اهلیش کنن بفهمی نفهمی خودش رو به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه!
و چه چیزی با
وقتي رویاهات شیرین تر از بیداری باشه بیدار شدن از خواب برات سخت میشه
هی بیدار میشی ميبيني عه این که همون زندگی قبلیته
باز چشاتو میبندی و آرزو میکنی ادامه خوابتو ببینی! حالا هرچی که باشه!
محیطش که جدیده! قوانین دنیای واقعی رم که نداره! هر اتفاق ناممکنی ممکنه و هرشرایط و مکان غیر واقعی و حتی محال هم اتفاق میفته!
چقدر این روزا بیدار شدن از خواب برام سخته. فقط هربار ک بتونم پتو رو میکشم رو سرم و با خودم میگم گور بابای دنیا
اگه قراره فقط تو خواب زندگ
امروز یه روز معمولی بود. خیلی معمولی. هنوز خیلی خوب نشدم توی کار کردن. حواسم پرته یه خورده. اما در مقایسه با روزای ديگه بد نبودم. کتاب خوندم مقاله خوندم زبان خوندم. همین. 
هنوز بعضی وقتا شک میکنم به واقعیت. بعضی وقتا انگار بیفتم تو یه تله. هی بخوام ازش بیرون بیام هی نشه. حرف زدن راجع بهش سخته. نمیتونم با کسی راجع بهش حرف بزنم. هیچکسو ندارم. بعضی وقتا نمیدونم چی درسته یهو شک میکنم به همه چی. کاش هیچکس جای من نباشه خیلی دردآوره. 
دلم میخواد های های گ
دانلود آهنگ حالم بده امید آمری آهنگ سریال گلپری
در این بخش آهنگ تیتراژ سریال گلپری را آماده کرده ایم. آهنگ حالم بده، جدیدترین آهنگ تیتراژ سریال گلپری است که در این قسمت برای دانلود قرار داده ایم.
متن آهنگ سریال گلپری به نام حالم بده
آخرش وارد بازیات شدمفکر نکن کیشم کردیو مات شدمشکست غرورم بعد توهیچی نگو ديگه ببین چه جوری دلو سوزوندیميبيني کارو کجا کشوندیهیچی نگو دروغات بسهعشق تو فقط ، هَوَسهحالم بده باشه تو خوبیو من آدم بدهبرگردو منو عذاب
خسته ام . خیلی خسته . از زندگی و همه ی آدمها خسته ام . ديگه نمی خوام برای زندگی تلاشی بکنم . حتی آینده ی بچه هام هم ديگه برام مهم نیست . ديگه اینهمه زحمت و تلاش و بدو بدو بسه . وقتي آدم اینهمه زحمت می کشه و همش بی نتیجه می مونه . وقتي حتی نزدیک ترین آدمهای اطرافمون هم قدر نمی دونند و نمی فهمند . یعنی فاتحه همه چی خونده شده . 
از قدیم و ندیم گفتند برای کسی بمیر که برات تب کنه . و من توی این دنیا هیچ کسی رو ندارم که برام تب کنه ! هیشکی رو ندارم .
خود کشی در هر کس منحصر به خودشه!یکی ديگه شیک نمی پوشهیکی ديگه آرزویی نمی کنهیکی ديگه به تحصیل ادامه نمیدهیکی ديگه به خودش نمیرسهیکی مدام ترانه های غمگین گوش میدهیکی ديگه از خودش عکس یادگاری نمی گیرهیکی محبت نمیکنهیکی ديگه محبت نمی پذیرهاینگونه است که اکثر آدمها در سی سالگی می میرند و در هشتاد سالگی دفن می شوند.پائولو کوئیلو
سیرشدی بروپیش همسرت وحید.این جمله نازنین به وحیدبودبعدازتن فروشی.وحیدگفت به نظرت مردهاتنوع طلب هستن.نازنین گفت مردایرانی ومردخارجی وزن ایرانی وزن خارجی هردودنبال وفاداری وایثارهستن تواین زمونه تنهایی یعنی بزآوردن یعنی بی وفایی.وحیددرحالیکه لباسهای خودراپس ازحمام ودوش گرفتن میپوشیدگفت همیشه تنهایی وجه مشترک سکس طلب هاهست.نازنین شروع به تمیزکردن لباس های خوددرتشت داخل حمام کرده بودوگفت تنهایی وجه مشترک آدم های تنوع طلبه.تواین سن عجل
این چند روز که دانشگاه نرفتم، نشستم اون صدسال تنهایی لعنتی رو تمومش کنم. الان دوروزه که فی الکل بیش از دویست صفحه خوندم، تقریبا پنجاه صفحه مونده و من یه طوریم، انگار باید بنویسم: "اونقدر حالم بده که نمیتونم ادامه بدم!" اما حالم بد نیست. یه طوریم. دیروز هم وسط خوندن داستان حسش کردم. ولی وقتي از روش گذشت فراموش کردم موضوع چی بود و حسش درم موند. حس غریبیه. روایت بیش از صدسال. وقتي سرگذشت تک تک افراد رو میینی و مشابهتش رو با قبلیا ميبيني و ميبيني که
متن ترانه علی شهریور به نام تو ديگه تکرار نمیشی

تو چشمای تو چه رازی پنهونهکه دل وقتي تو رو می بینهمیشه عاشق و مست و دیوونهعشق تو مثل جادو خطر دارهولی واسه درمون دل اثر دارهتو ديگه تکرار نمیشی تا چند قرن آیندهدنیا محو تو میشه وقتي چشمات میخندهبگو جز من دل به کسی نمیدی، تا واسه تو بمیرمرویام حقیقت میشه ، وقتي که من دستاتُ بگیرمداشتن تو مثل خواب و یه رویاستحرفای تو عمیق تر از یه دریاستاحساس من به تو از رو هوس نیستتو نباشی تو زندگیم نفس نیستتو د
وقتي برای صبحانه از یخچال نان برمیداری و ميبيني نان نیست که، یخ است! و میگذاری اش روی بخاری. اما اگر صبر کنی نان گرم شود، چایت سرد میشود. به اجبار از همان روی بخاری یک تکه نان جدا میکنی و با خود میگویی: ببین با چه مشقتی دارم صبحانه میخورم.
درست در همان لحظه زنگ در به صدا درآید و بروی جلوی در و ببینی خانم همسایه برایتان نان تازه آورده!
خب در این لحظه باید بگوییم کور از خدا چه میخواهد؟ یک نان بربری کنجد و سیاه دانه ای داغ!
دیروز تولدم بود.راستش احساس میکنم از وقتي پای اینستاگرام و عکسهای دلبرش به زندگیهامون باز شده سطح توقعات و انتظاراتمون هم بالا رفته.عکس های عروسی یا عکس های تولد دیگران رو ميبيني،ناخودآگاه  خودت رو باهاشون مقایسه میکنی.اما خب با این اوضاع،باز من انتظار خاصی برای تولدم نداشتم و ندارم.یعنی انتظار جشن تولد،بادکنک،کیک و کادوی آنچنانی(مثل جشن تولدهای اینستاگرامی) رو ندارم.دلم فقط یه کیک کوچولوی دو نفره و یه هدیه میخواست.ولی هیچی به هیچی.
اول
دیدین ایرانیا خیلی اهل پز دادن خیلی تابلو و نمیدونم فخر فروشی و پاچه خواری و چاچلوسی هستن ولی ممکنه در باطن از یارو حالشون به هم بخوره؟ خیلی شو آف دارن؟ این دو تا ایرانی از وقتي اومدن گروه قبلی من توی انتاریو، به فاک دادن دو تا از دخترا رو.
یعنی افتضاح شده همه چی.
از صبح تا شب این 4 تا دارن به هم پز میدن همه چی رو و شو آف میکنن اوننم چیزای چرت و پرتو، مثلا: تولدت مبارک صفدر اقا، بعد اینو استوری میکنن، بعد استوری رر دوباره پست میکنن. این دو تا ایران
۱) برام عجیبه که آدمی که میتونه یه کاری کنه کل بعد از ظهر روز اول مهرو داغون باشم کم اهمیت ترین آدم زندگی من.
۲) یکی از قشنگ ترین پلاسمای ایران همین اول مهره. سرکوچه منتظر سرویس وای میستی و از هر طرف یکیو ميبيني که میره سمت مدرسش. دبستانی با ذوق و شوق وراجی می کنن و کیفاشون واسشون بزرگه، مادر پدرا لبخند غرور آمیز میزنن و.
در عین حال حسودیم میشه. چون ديگه دبستانی نیستی و هنوزم باورت نمیشه یه سال ديگه باید انتخاب رشته کنی. اینکه مانند رفته سر کار و
دوتا مسکن خوردم اما خواب نرفتم. به حالت مستی روی صندلی نشستم و سعی کردم ادای ادم‌های دوتا مسکن نخورده را دربیاورم. دقیقا مانند زمانی که به ادم افسرده میگویند حالا سعی کن افسرده نباشی. ولی افسرده بودن و مانند مست‌ها بودن امن‌تر است. باید وقتي حالت خوب است بگذاری خوب باشد و وقتي مانند مست‌هایی فقط تلو تلو بخوری. هیچ اجباری وجود ندارد. بعد یک روز ميبيني میتوانی افسرده یا مست نباشی. یا اثرات نسخه‌های خود نوشته است یا فقط زمان. شاید در زمان هیچ
گاهی وقتا باید فقط خندید. جاهایی که خندیدن شاید سخت ترین کار ممکن باشه. جاهایی که داری ميبيني مردم چه شکلی ان. جاهایی که ميبيني مردم دارن تو انجام دادن "خوبی های بدیهی" کوتاهی میکنن و به "بدی های بدیهی" می پردازن. من چیزی ندارم بگم دربرابر این حماقت :) شایدم داشته باشم! که البته توی ادامی مطلب هستش!
 
ادامه مطلب
 
دکتر میگه هر سال باید چک میشدی. چرا نکردی؟ گفتم ديگه اعصابم نمیکشه پیگیریش کنم. درک کرد. گفت آدم وقتي نفهمه باید باهاش چکار کنه اعصابش خورد میشه.
دکتر خیلی دوست داشتنی اه، خیلی دلسوز و کاربلد، و وقت میذاره واقعا. بعد این همه مدت رفتم همه چیز یادش بود. یعنی اگه این دکتر نبود کللللا ديگه ول میکردم.
ولی ديگه به ستوه اومدم از دست این نمیدونم چی! نمی تونم هم پیگیری نکنم.
میگه بدنت خیلی نازنازیه علتش استرسه. یعنی وقتي هم بدن، هم داروها، هم خود آدم گ
تو رو خدا ديگه نه، تورو خدا یکی بیاد بگه دروغه، بگه واقعی نیست.این یکی ديگه واقعی نیست.
از وقتي شنیدم دارم هی تو سایتا بالا پایین میشم که ببینم یکی گفته دروغه،شایعه ست.
ولینه واقعیه انگار.
خدایا آخه چرا؟ چرا چرا
+ ديگه چی بگم بهش؟ چه دفاعی کنم؟ ها؟ بگم چی؟ 
چند بار زنگ زده جواب ندادم.تورو خدا به من زنگ نزن، عصبانیتتو سر یکی ديگه خالی کن، فحش و بدوبیراهاتو به یکی ديگه بگو، خواهش میکنم ،من ديگه تموم شدم.ديگه بسمه.
تکست آهنگ بام نبود کسی علیرضا طلیسچی
من یه مو نذاشتم از سرِ تو کم بشه
قبلِ تو نذاشتم هیشکی عاشقم بشه
من گذاشتم عشقت حسرتِ دلم بشه
اما تهش دو سه تا یادگاری موند ازت
بعدِ تو دلمو ديگه خوش کنم به چیت
لَک زده دلم برای حرفای دلیت
بعدِ من نذار کسی بیاد توو زندگیت
من فقط دلم به دیدنت خوشه فقط
باهام نبود کسی تا وقتي باهام بودی
در میومد اشکت اگه جام بودی
این دلم یه ذره میشه واسه عطر و بوت
کاشکی دست نذاشته باشه یکی ديگه روت
یکی ديگه روت …
لطف کن ، هر چی پی
نامه به گذشته؟
 یه فاک گنده به همه نشون بده و برو هنرستان و بعدشم دانشگاه نرو و بشین تو خونه در حد مرگ طراحی کن و زبانتو تموم کن و یه عالمه دوست پیدا کن و گور بابای همه کس و همه چیز
 چیزی که پیش روی من بود روشن نبود و خوشحال نیستم و معلوم هم نیست که هیچ وقت اون خوشحالی رو پیدا کنم ولی تو پیداش کن
شاگرد تنبل کلاس شو، پررو باش، اون روز که مرده تو تاکسی بهت دست میزنه بزن تو دهنش و شلوغش کن و نزار ترست تا 5 سال بعد فلجت کنه،برو یه ورزش رزمی یاد بگیر، ب
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتي بهت هر چیزی رو نسبت میده و تهمت میزنه.
وقتي اشک میریزی و میگه نمیخواد برای تبرئه خودت گریه کنی.
وقتي میگه حالم از یی مثل تو بهم میخوره.
 
نمیدونم چطور هنوز زنده ام؟؟
تحمل این یکی رو ديگه ندارم
تا ساعت دو خوابم برد. باورت میشه؟؟ بعدش بیدارم کرد مها بزور نهار بخورم ديگه خوابم نبرد و یه ذره کتاب خوندم دوباره خوابم گرفتو به مها گفتم پاشو بریم بیرون راه بریم که الان شد رفتنمون بلکه یه هوایی به کله ام بخوره یه ذره اوکی شم بیام بشینم سر درسم که کلیش مونده. این کتاب انگار اصلا طلسم شده چیزیم ازش نمونده ها یعنی واقعا تردم من. کاش بتونم درست بشم وقتي برگشتم بشینم سر کارام. این قرص لعنتی هم هی میگم بخرین برام اخر خودم بایذ برم :( هیچکس نمیفهم
راستی من یه نکته جدید رو هم متوجه شدم (هم سر کارمون یکی ازینا داریم هم خواهرم تا حدی این شکلیه و هم اینکه صابخونه قبلیم این شکلی بود و اینکه خیلی ازین موارد دیدم)
 
اینکه این ها به خودشون اجازه میدن درباره همه چیز و همه کس نظر بدن، یه جورایی rude هستن و پررو.
در ثانی خیلی زیاد این نظر دادن رو با توهین مخلوط میکنن.
یعنی ميبيني طرف اومده میگه وای تو وقتي حرف کار میکنی بیخودی و الکی خیلی دقت میکنی. یا تو خیلی زیاد تمیز هستی و این بد هست. 
یا ميبيني پشت
فکر میکنم که
 
یه دختر وقتي دلش از یه پسر میشکنه،
فرض کنین پسره سرش داد زده،
تا مثلا حرفایی رو بهش زده یا رفتارهایی رو کرده که از دایره اصول و ارزش ها و کلا "کردار" اون خارج بوده.
اون دختر ديگه هرگز دلش به دست نمیاد.
 
این رو بهتون میگم چون خودم دخترم.
 
امروز داشتم توی راه به این فکر میکردم.
 
که ما ادمها دقیقا یه ظرفیت مشخص داریم.
 
و وقتي کسی ازون ظرفیت ما بالاتر میره و توی دلمون، ارامش، امنیت، شان و وقار، و احترام رو در عمق وجود ما میگذره،
یا به
حالا هرکی بهم میرسه محکم میپرسه پشیمونی؟ فقط میگم نه. نمیگم چرا(چون نمی‌فهمن).
که یارم اونقدر یاره که اگه صد نفر ديگه مثل ترامپ و هم دشمنم باشن، ترس و لرزی ندارم. دل من ديگه فقط وقتي می‌لرزه که از یارم دور باشم. همین و بس. 
محکم بااااش.از حرف خودت کوتاه نیا.اگر عقیده تو اینه و فکر میکنی درست میگی دلیلی نداره که با اصرار بقیه شل بشی و نظرتو تغییر بدی.
وقتي چیزی تو ذهنته بیانش کن.تو هیچ وقت حرف دلتو نمیگی.و همیشه باعث سوتفاهم میشی.خیلی محکم بدون خنده و جدی حرفتو بزن.همیشه یاد گرفتی جلو خودتو بگیری و سکوت کنی.
یاد بگیر همیشه همون اولش اگه چیزی رو دوست نداری بگی نهههه چون وقتي بعدا بخوای بگی نه ديگه سخت تره چون عادت کردن که مدلت اینه بعد سختته عوض شی.اگه همون اول یاد ن
 
1
یکی از آقایون ترم بالایی آموزشگاه بخاطر خوب بودن سطح زبانش داره کلاسای اساتید مختلف رو آبزرو میره تا کم کم تدریس شروع کنه! یه جوونه به شدت پرحرفه، ازونجایی که از تدریس من راضین این سومین نفری بود که برای دیدن روش تدریسم برای تدریس سرکلاسم اومد،کلاسای ترم اولیا هرجلسه بارها حروف تکرار میشه روزی که سر کلاس ترم اولیای من اومد برا آبزرو شاد و خوشحال
با بچه ها تکرار میکرد و براش جالب بود وایوقتي به اخراش رسید خصوصا نیم ساعت آخر قشنگ پوکر فیس ب
 
میگن کار میکنی برای اینکه بهتر زندگی کنی اما خوب که چشتو وا میکنی ميبيني فقط همون کارو کردی و زندگی نکردی اصلا یادت رفته که داشتی کار میکردی که چیکار کنی ! 
اصلا وقتي برات باقی نمیمونه که بشینی فکر کنی چی دلت میخواد؟ الان میتونی چی کنی که بهت خوش بگذره ؟ فقط خسته و غرغرو میشی با یه عالمه برنامه ی اجرا نشده .
کتابِ نخونده ، فیلمِ ندیده، کافه ی نرفته، دوستِ ندیده، گپِ نزده ! 
 
میگن کار میکنی برای اینکه بهتر زندگی کنی اما خوب که چشتو وا میکنی ميبيني فقط همون کارو کردی و زندگی نکردی اصلا یادت رفته که داشتی کار میکردی که چیکار کنی ! 
اصلا وقتي برات باقی نمیمونه که بشینی فکر کنی چی دلت میخواد؟ الان میتونی چی کنی که بهت خوش بگذره ؟ فقط خسته و غرغرو میشی با یه عالمه برنامه ی اجرا نشده .
کتابِ نخونده ، فیلمِ ندیده، کافه ی نرفته، دوستِ ندیده، گپِ نزده ! 
 
 
شاید رها شدن و تنها موندن ترسناک ترین حس دنیا باشهاما بیتفاوتی نسبت به رفتن آدم ها،یه حس پر از قدرته!وقتي رهام کردی و رفتیفکر کردم جایی که وایسادم ته دنیاستفکر میکردم ديگه نفسم در نمیادانگار یکی وایساده روی گلوم و میخواد خفم کنهفکر میکردم تموم شدماخر کارمهديگه عاشق نمیشمديگه کسی نمیتونه مثل تو منو به وجد بیارهديگه هیچ کسی نمیتونه قدر تو توی قلبم جا بشهولی رفتنت ته دنیا نبوداکسیژن کم نیومدخفه نشدمتموم نشدممن بعد تو قوی ترین آدم روی زمین ش
< لی لی، چند قدم بیرون از اون دنیای ساختگی بردار
چیز های زیادی هست که تو باید یاد بگیری
برای هر قدم تو هر گذرگاهی
هر شهر تو هر رویایی
من راهنمای تو خواهم بود >
ميبيني نور هایی رو که باعث زایششون شدیم ?
سایه هامون رو ميبيني که کوچک تر میشن ?
< برای هر کوچه به سمت هر منظره ای
هر کجا که تا حالا نبودی
من راهنمای تو خواهم بود
لی لی میدونی که هنوز جایی برای آدمایی مثل ما پیدا میشه
میدونی بال ها نیستن که فرشته رو فرشته میکنن
فقط باید این خفاش هارو از س
خب خب. قرار بود وضعیت نت تا امروز اوکی شه که نشد، راستش فکر کنم دارم به درجه ای میرسم که ديگه هیچی مهم نیست، جسمی و روحی به هم ریختم و مسکنم ديگه افاقه نمیکنه.
تقریبا از همه عصبانیم همه هااا:))) من همینجوریشم اکثر اوقات احساس تنهایی میکردم و این وضع اینترنت باعث شد به این نتیجه برسم هموناییم که داشتم وقتي اینترنتی در کار نباشه ديگه نیستن.فقط خودمم و خودم. واقعا این زندگی بسه ديگه.
این وسط از بیکاری فصل سوم  reasons why 13  رو نشستم شروع کردم و خب چیز
وقتي ناراحتی تصمیم نگیر
وقتي دیر میشه عجله نکن
وقتي یکیو دوسش داری زود بهش نگو بذار خودش بفهمه
وقتي خیلی خوشحالی به کسی قول نده
وقتي یکی دلتو شکست سر یکی ديگه تلافی نکن
وقتي بغضت گرفته پیش هرکی گریه نکن شاید همون دشمنت باشه از ته دل خوشحال بشه
وقتي با یکی قهر کردی پشت سرش حرف نزن شاید دوباره بخوای باهاش دوست بشی
و آخرش اینکه اگر خودت دلت پاکه,
فکر نکن همه مثل خودتن .!
Open Commentsمشاهده مطلب در کانال
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب