نتایج پست ها برای عبارت :

وقتی ک مردوم سیم کفن نیارید لری

زیادی شاخ بازی در آوردن هم خوب نیست 
دقیقا از اون موقع که اومدم خونه ، تا الان ، نهایت کاری ک کردم این بوده ک بخوابم کف زمین و ب سقف نگا کنم 
گرفتین چی شد ؟ این جناب خودشیفته است و ب چشم و نظر اعتقاد دارد . 
ولی خداوکیلی شاخ بازی در نياريد ، دهنتون سرویس میشه 
* و اینجانب اگر شانس داشت آقای طهماسبی وی را در خیابان ، و در حال گذر از کنار پسر های کرم و مشکل دار ، نمیدید . 
بهار تو چقد بد شناسی 
 
دوستان عزیزتر از جانننن
بنظرتون عنوان وبلاگم عوض کنم و بذارم :
دل نوشته های یک دانشجوی پزشکی
یا
یک دانشجوی پزشکی
؟؟؟؟؟
ناموسا کامنت بذارید
کِنِس بازی و خسیس بازی هم در نياريد
نگید حوصلم نشد
جوابشم یک کلمه ست
بله . خیر
باتچکر ^___^
   فلانی ماشین اش از این شاسی بلندهای بزرگه. لذا براش سخته با این ماشین توی مرکز شهر رفت و آمد کنه‌. اینطوریه که به بهمانی میگه برو ماشین بیساری رو(که خونه اش ۱۰ دقیقه پیاده تا خونه ی فلانی فاصله داره) رو برام بیار که من صبح برم دنبال کارام. حالا شب ساعت ۱۱ اینا، یکی از بیساریا ماشین رو برده در خونه ی فلانی و از اون ور بهمانی رفته اون بیساری راننده رو برگردونده خونه. میدونم سر گیجه گرفتین ولی اینا رو گفتم که بگم در وهله ی اول مثل بیساری و بهمانی
لاریجانی : از تلاشهاشون تشکر می کنیم بالاخص امشب که اطعام مساکین هم داشتند و نکات مهم را رییس جمهور خدمتتون عرض می کنه رییس جمهور : بنظرم شام را از هیئت بغلی گرفتند آوردند .
بابا اینقد کم لنگ بازی درنیارین !!!برید خونه دوباره شام بخورین؛ اما جلوی ملت اینقدر آبرو ریزی در نياريد.
زاهدی مهمان پادشاهی بود چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنندچون بمقام خوی
این هفته دومین باری که برای کارم میرم مرکز آزمون تا به دانش آموزام زنگ بزنم 2هفته پیش ی جلسه معارفه گذاشتم و هرچیزی ک لازم بود ی دهمی بدونه رو بهشون گفتمچیزایی ک خودم اگه از اولش میدونستم شاید الان اینجا نبودمتمام سعیم میکنم در کنار درس درست فکر کردن رو به بچه هام یاد بدمذهن شون بهترین موقع است که درست فکر کردن رو یاد بگیرهسه شنبه دانشگاه تعطیل شد بعد ی صبحونه ی درست و حسابی با بچه ها تصمیم گرفتیم بریم برف بازی بیرون و بعدش آش خوردنروز خیلی خو
سلام
میخوام یه خبر خوب بدم
با توجه به اینکه دوشنبه هفته آینده یعنی 18 آذر امتحان فوق العاده مهم سی شارپ دارید
من امتحان پودمان سوم رو، دوشنبه دو هفته آینده یعنی 25 آذر برگزار می‌کنم
که برای مطالعه سی شارپ وقت کم نياريد
 
البته رفقایی که میخوان امتحان مجدد پودمان دوم رو بدن، برای روز دوشنبه 18 آذر آماده باشند.
موفق باشید
سلام خدمت همه کاربران بزرگوار
با شناخت نسبی که دارم اکثر کاربران این وبلاگ انسان های عاقلی هستند ولی شاید چند نفر محدودی باشند که با وجود این که متشخص هستن اشتباهی رو انجام بدهند.
به خاطر همین دوست داشتم موضوعی رو مطرح کنم که اگه حتی عده ی اندکی این اشتباه رو انجام میدن دیگه تکرار نکنند، البته اینکه کسی یه اشتباهی رو انجام داده دلیل بر این نیست متشخص نیست ولی بهتره اشتباهات مون رو اصلاح کنیم، پیشاپیش ممنونم از وقتيکه برای خوندن این مطلب
با سلام
با توجه به بالا گرفتن بحث قاچاق و صادرات دام‌ها ماده به خارج از کشور که باعث میشه توی سال‌ها آینده به مشکل کمبود گوشت و محصولات دامی دچار بشیم داشتم فکر می‌کردم به این که این مسئله گریبانگیر ما توی برنامه‌نویسی هم هست در واقع یک بحثی که هست محاجرت برنامه‌نویسان و محندسان نرم‌افزار خوبمون به خارج هست و یکی از بحث های دیگه کسانی هستند که میمونند ولی فقط دورکاری میکنند و از خارج پروژه می‌گیرند.
اونهایی که میرند که مشخصه ضرری که دار
با توجه به اینکه اینجانب علاقه زیادی به کتاب دارم پس  از خودم انتظار دور شدن  شش ماه  رو نداشتم . 
من یک اشتباه بزرگ تر هم انجام دادم اینکه آخرین کتابی ک شروع نشده گذاشتم کنار و نخوندم کتاب جز از کل بود . به روی من نياريد میدونم اهالی کتاب از کار من تعجب میکنند . 
علت کنار گذاشتن مسلما این کتاب نبود بلکه بسیار هم کتاب گیرایی برای خواندن هست اما خب چه کنم ک نشد و نتونستم . 
من کاهی دچار این مشکل می شوم 
پنجشنبه به نیت خرید تیشرت در خیابون در حال ق
هو الرئوف
از منِ زخم خورده به شما نصیحت اگر بچه هاتونو دوست دارید اگر آینده دنیا و آخرتشون براتون مهمه بچه رو ناز پروده و تنبل بار نياريد.بچه رو آماده خور و تو پر قو بزرگ نکنید.
اگه از روی محبت اینچنین کنید در واقع به اون طفل معصوم خیانت کردید
میدونید اون طفلک باید چه جونی بکنه تا این صفاتی که از تربیت نادرست بهش رسیده رو از بین ببره؟؟
چقدر باید خوذش رو به آب و آتیش و سختی بکشونه تا آدم بشه؟؟
پدر و مادر عزیز من خیلی اهل تلاش اند اصلا تنبل و علا
چیدن اثاث خونه تموم شد و بعد از مدتها آرامش ناشی از تمیزی خونه بهم برگشت 
واقعا اگه جلوی خودمو نگیرم این وسواس امونمو میبره 
همونطور که پیش بینی میکردم این خونه دردسرای خاص خودشو داره سعی کردم باهاشون کنار بیام 
و بگذرم 
امسال بیشترین کاری که سعی کردم انجام بدم این بود که کمتر آدمارو قضاوت کنم 
خیلی سخته ها ولی همین که قضاوتم توی ذهنمه و به زبون نمیارم پیشرفته واسم 
بعد تو ذهنم خودمو دعوا میکنم و میگم قضاوت نکن قضاوت نکن قضاوت نکن 
از عید ن
وقتي از شب قبلش تو فکری و بی خواب!
 وقتي اون پسره ریشو از تو ماشینش بوس میفرسته!
وقتي همکارت تا ظهر هی میاد و میره ببینه خوبی یا نه!
وقتي میشینن جلوت و بد رفیقتو میگن!
وقتي زنگ میزنن و میگن تموم مسیر رو به خاطرم گریه کردن!
وقتي ثانیه به ثانیه حالت بدتر میشه و  به تهوعت اضافه میشه!
وقتي از ته ساندویچ ناهار روز قبل تا شام  شب بعد هیچی نتونستی بخوری!
وقتي 8 ساعت کار روز پنجشنبه رو میکنی 12 ساعت!
وقتي تک و تنها خیابونای تاریک رو گز میکنی و تا خونه میای!
و
وقتي میبینم چراغ وبلاگتان روشن شده و چند روز بعد وبلاگتان را باز میکنم.
وقتي دلتنگتان هم که بشوم میل سخنوری ندارم.
وقتي نظراتتان را میخوانم و.
 
.
.
دیر جواب میدهم.
.
.
وقتي تقریبا توی این چند سال این حالات به این شدت نبود.
یعنی در یک دوره گذار هستم.
و محتاج دعا
وقتي ناراحتی تصمیم نگیر
وقتي دیر میشه عجله نکن
وقتي یکیو دوسش داری زود بهش نگو بذار خودش بفهمه
وقتي خیلی خوشحالی به کسی قول نده
وقتي یکی دلتو شکست سر یکی دیگه تلافی نکن
وقتي بغضت گرفته پیش هرکی گریه نکن شاید همون دشمنت باشه از ته دل خوشحال بشه
وقتي با یکی قهر کردی پشت سرش حرف نزن شاید دوباره بخوای باهاش دوست بشی
و آخرش اینکه اگر خودت دلت پاکه,
فکر نکن همه مثل خودتن .!
Open Commentsمشاهده مطلب در کانال
1. حاجی چرا یهو انقد همه چی سخت شد؟ :| من تجسم فضاییم تو دیواره. خب؟ بعد کلا بحث دوران و اینا که میشه دست و پام رگ به رگ که هیچی، رگای مغزمم دوران پیدا میکنن :| مرگ بر هندسه :| از این به بعد که از بحث ماتریسا میاد بیرون باید در اوج خداحافظی کنم و بعد از درصدای هشتاد نود به همون خود واقعی هندسه م برگردم :| بالاخره کل شی یرجع الی اصله، ملت به آغوش یار، منم به درصد ده بیست هندسه :| زیبا نیست؟ هست دیگه.
از دینی و عربی نگم براتون. دینی اون درسای احکام و اینا
سلام
یعنی من تو را نمیشناسم و برای تو هم نمیخواهم بنویسم
اما تمام مشکل من از همین است که نمیخواهم تو را در زندگی ام راه دهم
و اصلا نمیدانم چرا شاید دلیلش را هم نمیخواهم بدانم
اما وقتي آدم آرامش میخواهد
وقتي تکیه گاه میخواهد
و دلش نمیخواهد هدفش آن دور ها در قصور حورالعین باشد یا در پایان زندگی و یا بعد از آن
وقتي آدم میخواهد خودش را به آرامش بچسباند و آن را ول نکند
وقتي میخواهد از سختی ها لذت ببرد
وقتي آدم نمیخواهد منتظر بماند تا دلهره نادان
وقتي سالها تنها میشی
وقتي با تنهایی خو میگیری
وقتي به همه دردات عادت میکنی
وقتي هیچ چیزی دیگه بیشتر ازین غمگینت نمیکنه
غمگین ترین لحظت
میشه لحظه دیدن پیک آخرت توی لیوان مشروبت
آخ که چه دردیه دیگه این آخری
انگار فرو ریختن آخرین دیوار قلعه ت میون یه جنگ نا برابر
پارت۱
ناراحتم؟
اره
دلخورم؟
اره
دل گرفته ام؟
اره. حتی دل شکسته
چند میخری دل شکستمو؟
پارت ۲
استرس داری؟
نه
هیجان چی؟
ن
اصن حسی داری؟
ن
اصلا برات مهمه؟
ن!!
برام مهم نیست!

+ خدایا. وقتي تو منو میبینی، چه شکایتی کنم؟
وقتي حالمو میدونی، چی از حالم برات بگم؟
وقتي میدونی تو ذهنم تو قلبم چه خبره
وقتي میدونی ازت چه چیزایی میخوام
وقتي فقط و فقط تویی که میتونی منو به عرش یا فرش برسونی
وقتي قدرت مطلق عالم تویی
چه نیازی دارم ب کسی ک باهاش درد و دل کنم؟
چه نیاز
چیه این مثلا مرد بودن؟ 
وقتي برای اینکه کسی متوجه نشه باید سرتو ببری زیر پتو و تو اولین لحظه ای که چشاتو میبندی صورتت خیس بشه  
وقتي نداری کسیو که وقتي دلت آشوبه باهاش حرف بزنی . 
وقتي حتی نمیتونی دل خودتو آروم کنی . 
چیه این مرد بودن که مجبوری وسط همه کم اوردنا، به همه لبخند بزنی تا نشون بدی چیزی نیست ! 
+ نمیدونم . شایدم اصلا مرد و زن نداره تا وقتي کسی نباشه تا باهاش حرف بزنی و درکت کنه :) 
زیبا بود،انقدر زیبا بود که دلم میخواست برای تمام عمرم توی قاب چشمام نگه اش دارم،وقتي میرقصید وقتي میخندید وقتي بی مهبا میشد وقتي ک بود.کتاب رو گذاشته بود رو پاهاش و روی صندلی راک خوابش برده بود،باد پرده رو تکون میداد و موهاش روی صورتش جابه جا میشد.یه لحضه چشماشو باز کرد خندید گفت خیالم راحت شد ک اومدی،دستشو دراز کرد ک برم پیشش،اروم منو رو پاهاش نشوند بغلم کرد و گفت میدونی باید برم،گفتم اره،گفت یادت نره،فقط منو یادت نره بذار بمونم همیشه ا
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتي بهت هر چیزی رو نسبت میده و تهمت میزنه.
وقتي اشک میریزی و میگه نمیخواد برای تبرئه خودت گریه کنی.
وقتي میگه حالم از یی مثل تو بهم میخوره.
 
نمیدونم چطور هنوز زنده ام؟؟
تحمل این یکی رو دیگه ندارم
کانال ما در سروش کلیک کنید
زن ها دنیایشان ارغوانی ستگاهی تمام یک عصر پاییز را در تنهایی گریه می کنندو گاهی که حال لحظه هاشان خوب استدر ازدحام خیس یک خیابان می خندند. من اما مردهای زیادی را دیده ام که مدام می گریند؛وقتي که خیره مانده اند به دیوار روبرووقتي عمیق سیگار می کشندوقتي که چشم هایشان را از زن ها می ند.من مردهایی را می شناسم که وقتي می خندند هم گریه می کنند
حمید_سلاجقه
They say life's what's happening when you are busy making other plans.
 
همیشه وقتي از یه چیزی ناامید میشی،
یا وقتي سرت خیلی گرم و درگیر چیزی هست،
 
یا حتی وقتي سوئیچ میکنی به چیز و کار دیگه ای که یه راه دیگه برای یه هدف مشابه یا یه هدف جدیده،
 
زندگی کار خودش رو میکنه.
وقتي نگاهم می کنیچشم هایت با من حرف می زنندبرای حرف زدن هیچ تقلایی نکنهمین نگاه توشیرین ترین شعر ناب عاشقانه استشیواترین واژه های عاشقدر پس نگاه تو هویداستوقتي نگاهم می کنیگم می شوم در حضورتدر تمنای بدون تمنایتدر سکوت چشمان عاشقتمحو می شوم .#امیربرات_نیا۱۰ آبان ۹۸
سلام .
روم نمیشه راجع به نت غر بزنم وقتي یه عالمه آدم تو این درگیری ها فوت شدن.
خب فرقی نمی کنه چ معترض چ پلیس، همه آدمن، خیلی ها عزادار شدن و خیلی ها آینده شون چ تحصیلی چ کار به فنا رفت
دوست داشتم برم عزاداری تک تکشون به خانواده هاشون بگم تو غمتون شریکم.
دلم برای بنی تنگ شده ولی بی حس شدم ، وقتي اینهمه آدم مردن یا دستگیر شدن چ اهمیتی داره نت باشه یا نباشه.وقتي آمار فحشا اینقددددر زیاد شده چ فرقی می کنه من نت داشته باشم یا نداشته باشم .
چقدر
سلام.حالا یاد گرفته‌ام همه‌جا با تو وارد مکالمه شوم. مکالمه‌ای یک نفره. وقتي توی اتوبوس در حال له شدنم. وقتي توی یک جلسه نشسته‌ام. وقتي روی تردمیل می‌دوم. وقتي دمبل‌ها را با مکافات بلند می‌کنم. وقتي توی صف تاکسی ایستاده‌ام. وقتي نصفه شب با چشمان خواب آلود کنار یخچال می‌ایستم و بطری آب را قلپ قلپ بالا می‌کشم. وقتي توی اتاق پرو روبروی یک آینه هستم. وقتي آرایشگر ابروهایم را برمی‌دارد. وقتي روی تخت خواب دراز کشیده‌ام و به سقف نگاه می‌کنم. و
إن شاء الله رفتنی شدیم، تا دو روزِ آینده جمعیت داره کمتر میشه و یکی از فامیل که رفته تونسته رد بشه و الآن به نجف رسیده. هزینه مرز تا نجف بیشتر از ده دینار نیست، بیش از این مقدار ندید، پر خوری اصلا نکنید، چیزی که مطمئن هستید دوست دارید بخورید و الا مثلِ رفیقِ ما دائم مریض میشید و گلاب به در دیوار می‌پاشید.
اگر تنها میرید گوشی نبرید چون ممکنه یده بشه و توی حرم اجازه نمیدن ببرید. کیفتون به شدت سبک باشه و فقط یک دست لباسِ بی ارزش بردارید.
نزدیکِ
وقتي بهت میگم اینکارو بکن اون کارو نکن
وقتي بهت میگم بافلانی حرف نزن
وقتي بهت میگم یه کاریو انجام نده.
وقتي بهت میگم پیش فلانی نرو.
وقتي بهت میگم عکستو به هرکسی نده
وقتي بهت میگم همه چیزتو به هرکسی نگو
وقتي بهت میگم به فلانی دست نزن.
وقتي یکی میاد سمتت یا بهت دست میزنه یا بغلت میکنه،بهت اخم میکنم ومیرم اونطرف
وقتي بهت میگم اگه اینکارو بکنی ناراحت میشم.
یعنی واقعا ناراحت میشم
یعنی دلم نمیخواد کس دیگه ای بهت نزدیک بشه.
یعنی و
خیلی وقتها به این فکر می کنم که چه انتظاری از دنیا دارم؟ دنبال چی هستم؟ کجا را می خوام بگیرم؟
وقتي خیلی سطحی فکر می کنم آرزوها و خیالات بزرگی دارم ولی وقتي عمیقتر نگاه می کنم می بینم دنبال یک چیز بیشتر نیستم و تمام تلاشم صرفا در این راستاست.
شادی
 
اما معنی این شادی چیه؟ آنچه که در اعماق وجودم حس کرده ام احساس رضایت از لحظه ها است. مثلا وقتي در حال عبور از خیابان هستم با برداشتن یک تکه آشغال از روی زمین احساس رضایت می کنم. وقتي با یک کودک با مهرب
وقتي دائم بگویى گرفتارم،هیچ وقت آزاد نمیشوى،وقتي دائم بگویى وقت ندارم،هیچوقت زمان پیدا نمی کنی،وقتي دائم بگویى فردا انجامش میدهم، آن فردای تو هیچ وقت نمیاید!
وقتي صبحهااز خواب بیدار میشویم دوانتخاب داریم:برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم.انتخاب با شماست!
خوب زندگی کنهیچوقت شخصیت خودت رو
ادامه مطلب
تا روز انتخابات این بازی دادن ها ادامه دارد.
 
وقتي پای صندوق رأی، شناسنامه می خرند.
وقتي با یک ناهار، رأی می خرند.
وقتي با یک ترک و فارس به راه انداختن رأی ها را می چرخانند.
 
بروید از همانها که رأی دادید بخواهید وضعتان را درست کنند.
وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید سالن های ورزشی رو با نیروی ضد شورش آرام کنیم !وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید بودجه زندانها و مراکز ترک اعتیاد را گسترش دهیم!وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید خانواده ها مقادیر زیادی هزینه مدارس خاص و کلاس های خصوصی را بپردازند!وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید امنیت کوچه و خیابان ها را با پلیس های باتوم به دست تامین کنیم!وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید آمار طلاق گوش ازدواج را کر کند!وقتي به معلم بی توجه شدیم،باید سالا
به آمدن ها اعتباری نیست وقتي درها از باز و بسته شدنِ مدامصدای جیغ‌شان درآمده که نیاوقتي بالابر ساختمانهمیشه به همکف برمیگرددبه آمدن ها اعتباری نیستوقتي از زمین به آسمان باران و هی باران. "اخیرا" در کدام "آخرین بازدید" معنا میگیردامید روی کدام دیوار یادگار میگذارد کدام کوچه را آذین می بندند و به کدام شیرینی وعده سفارش داده‌اندوقتي به آمدن ها اعتباری نیست.؟
شاید منظور از یکی شدن بدن و ذهن این است که جسم از جریان ذهن جدا نیست. مثلا وقتي جسم بیمار و ذهن سرحال است تا حدی می‌تواند جسم را تسکین دهد. وقتي مدام به بدن ایراد گرفته شود، تو زشتی، تو چاقی، تو لاغری، تو شیر برنجی، موهات شبیه اسکاچ است و. ذهن نیز آشفته می‌شود. اگر در مورد بدن بد فکر کنیم تبدیل به چیز بدی می‌شود و اگر احساس خوبی درموردش داشته باشیم چیز خوبی می‌شود. اهمیت این موضوع وقتي است که بدانیم ما با ارزش‌گذاری در حال خلق خودمان هستیم.
بعضی وقتها با اینکه چند روز هم تعطیله و اصولا باید آدم شاداب تر باشه ولی برعکسه
کلا همیشه وقتي سرم شلوغ تره حس و حالم هم بیشتره
وقتي سرم خلوت میشه کلا حال ندارم هیچ کاری بکنم. یه جورایی انگار وقتي کار ریخته سرم بهتر می تونم وضعیت را مدیریت کنم و به کارهام برسم. 
 
به این نتیجه رسیدم که هیچوقت نگم یه کاری را در فرصت مناسبتر انجام می دم.
 
 
هی دستم به نوشتن بیاید و هی از نوشتن دست بکشم که چه؟
اصلا از چی باید بنویسم از کجا ؟از کی؟
بنویسم که زمستونهبنویسم که زمستونه و دشت پر گل سرخه
این ها را نوشتند مینویسند؟ تکراری است
بغضم را کجا ول بدهم؟اصلا به که بگویم 
اصلا چکار میشود کرد؟ اصلا چکار کنم
چکار کنم که مامان زل نزنه به گلای قالی و هی بره تو فکر
چیکار میکردم وقتي بعد درست کردن دندونم منشی قیمت رو گفت و چند لحظه وا رفتم که فهمید خودش هم.
چیکار کنم وقتي مامان گفت فلانی گوشتی که درست
همه ی ما وقتي برای اولین بار مدرسه رفتیم آرزو کردیم که از 7 سالگی سریع برسيم به 12 سالگی
وقتي 12 ساله شدیم، آرزو کردیم کِی میرسيم به 18 سالگی تا بتونیم گواهینامه بگیریم
وقتي کنکور دادیم، آرزو کردیم کِی دانشگاه تموم میشه تا بتونیم تو جشن فارغ التحصیلی شرکت کنیم
وقتي دانشگاه مون تموم شد تقریبا سقف آرزوهای مربوط به بزرگ شدنمون هم تموم شد
ولی حالا هم میتونیم آرزوی پیشرَوی عمرمون رو کنیم؟
اصلا جرأت ش رو داریم؟
طبل بزرگم خیلی قشنگه
وقتي که می‌زنم این‌جور صدا می‌ده:بوم بوبو بوم بوبو بوم بوبو بوم بوبو بوم بوم بوم».ویولونی دارم خیلی قشنگهوقتي که می‌زنم این‌جور صدا می‌دهدیریری دیریری دیریری دیریری دی ری ری».شیپوری دارم خیلی قشنگهوقتي که می‌زنم این‌جور صدا می‌دهدودورو دودورو دودورو دودورو دو دو دو».پیانویی دارم خیلی قشنگهوقتي که می‌زنم این‌جور صدا می‌دهدنگ‌دد دنگ‌دد دنگ‌دد دنگ‌دد دنگ دنگ دنگ».اسب سفیدم خیلی قشنگهوقتي که راه می‌ره ای
این خیلی تلخه که وقتي آدم غم داره کسی نیست که درکش کنه.
این خیلی تلخه که کسی رو نداشته باشی که بتونه تو رو شاد کنه.
این خیلی غم انگیزه که دیگه کسی رو نداشته باشی که چهارتا خط بنویسه و تو رو شاد کنه.
این خیلی بده که آدم ندونه غم و غصه هاش رو به چه کسی بگه؟
وقتي آدم دلتنگ و دلگیره باید چیکار کنه؟
چکه چکه قطرات باران از سوراخ سایبان راهی برای خودنمایی یافته اند. آسمان شلاق های قدرت را بر زمین ناتوان می زند. دیروز ابر های خسته از وعده باریدن فردا شب شلوغ را داده بودند. می دانی وقتي خورشید برود چه چیزی پدید خواهد آمد؟ ماه! خیر تاریکی، تاریکی می آید. انسان ها از تاریکی می ترسند چون وقتي میاد تنهایی را از هر لحظه ای دیگری بیشتر لمس می کنند.
خودخواهی آنقدرها هم سخت نیست؛کافی است حرف کسی را نشنوی، حال کسی را نفهمی، حس کسی را درک نکنی، ذهنت فقط و فقط به خودت فکر کند و جز راحتی خودت را نخواهد.وقتي در همه چیز و همه حال و همه جا و همه کار، فقط خودت را دیدی - چه خودآگاه و چه ناخودآگاه- خودخواهی.وقتي از خودت نگذشتی برای کسی، وقتي همیشه و در هرجا و در هرحال خودت را در اولویت خواستی و هوای خودت را داشتی و غیر خودت را ندیدی و نفهمیدی، خود خواهی.به همین راحتی!
همیشه یک نفر  باید باشد که  وقتي از زمین و زمان شاکی شدم بشود وکیل و حق را به من بدهد.حال میخواهد  حقوق خوانده باشد یا نه.حال  میخواهد حق با من باشد یا نهاصلا مهم نیست!!!!
فقط یک نفر باشد  که ترجیح مکررش ،اولویت اکیدش  به همه دنیا فقط من  باشد.
یک نفر  که  وقتي در غربت دنیا گم شدم.وقتي بغض و حجم عظیم درک و اتفاقات اطرافم سخت بود واسمبایک ."دیوانه غصه  چرا میخوری من هستم"  گفتن  ، ویران کند  همه ی دلتنگی ها ،درد ها، بغض ها را !
باید  یک نفر
بچه که بودم وقتي بابا و مامان کارای بزرگی بهم میسپردن حس خوبی داشتم. کارش سخت بود اما من به این عشق انجام می دادم که حتما روی من خیلی حساب کردن . الان وقتي استادام کارای سخت رو بهم میدن بازم قلبا راضیم، حتما روی من یه جور دیگه حساب می کنن . اما چرا توی زندگی وقتي با سختی های مختلف درگیر می شم . وقتي دچار مشکلاتی میشم که فقط خدا ازشون خبر داره خوشحال نمیشم . حالا یاد گرفتم به این فکر کنم که حتما خدا یه جور دیگه روت حساب کرده پس ناامیدش نکن . فک
بسم‌الله.
سلام!
+
من به واسطه‌ی رفت‌وآمدم توی مدرسه و گاهی مشق معلمی کردن و هیئت عقیله‌ی عشق دوستانِ دانش‌آموز زیاد دارم. تعداد خوبی‌شان دهه‌ی هشتادی اند.
اولین برخوردم باهاشان برمی‌گردد به سفر مشهد هیئت عقیله‌ی عشق. به خاطر این که یک سال مسئول برگزاری بازارچه‌شان بودم، بچه‌های هیئت به این نتیجه رسیدند که من مسئول یک گروه‌شان باشم.
تجربه‌ی سخت ولی عزیزی بود.
حالا بعد از کمی بیش‌تر از یک سال وقتي جنسِ دغدغه‌هاشان، نوع نگاه‌شان به م
غروب نیویورک امروز عین غروبای تهران بود.
بوی ولیعصر میداد
حتی بوی باقالی و ذرت مکزیکی.وقتي سرمای هوا صورتمونو خنک میکرد و ریه هامون یخ میزد
بوی بیست سالگی.
وقتي توی شلوغی ولیعصر پر بودیم از رویا و ترس
وقتي سقفی برای پرواز خیالمون وجود نداشت.
من امروز بیست ساله بودم.
و هیچ چیز غیر ممکن نبود
چون تو میشنیدی صدای منو
وقتي فهمیدم چرا دوستم نیمومده کلاس بهش زنگ زدم
گوشی رو برداشت
صداش خیلی گرفته بود 
گفت که دستش شکسته
منم بدون اینکه بهش بگم براش یه دسته گل خریدم و رفتم بیمارستان عیادتش 
وقتي رسیدم خواب بود منم بالا سرش نشستم و نگاش کردم تا بیدار شد
وقتي بیدار شد و منو دید یهو جا خورد 
بغلم کرد اونقدر سفت که داشتم خفه میشدم 
منم دستمو دور گردنش حلقه کردم و گفتم 
مریض نشو لعنتی
وقتي اون‌قدر ناراحت و عصبانی هستی، که به ترک دیوار هم می‌خندی. وقتي که از خودت متنفری و برای فراموشی، غرق خندیدن میشی. وقتي دیگه از خندیدن هم، بدت میاد.
+ من همین بلا رو سر خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و راه‌رفتنی‌ها و گپ زدن‌ها و موسیقی‌ها آوردم و الان، هیچ باده‌ای ندارم که خودم رو از خودم دور کنه. این‌جاست که درگیری شروع می‌شه. و این‌جاست که یا می‌میری، یا قوی‌تر میشی؛ از پس هزار فرار.
تقریبا یادم رفته بود که چقدر شب های پنجشنبه، وقتي میدانی فردا تا لنگ ظهر خواب آزاد است، خوش میگذرد. وقتي زیر پتو گوله میشوی و تو وبلاگ های ملت فوضولی میکنی. وقتي مسعودی به این فکر کنی که چقدر اعصابت از دست خدا خورده ولی بهش میگی:چقدر معلم اجتماعی باحالی ساختیا.
ولی واقعا.خدا خیلی واسه جغدا دارای بازی کردیا. کلی شبا بهشون خوش میگذره. وقتي به معشوقه هرودوت گرفته تا مسواک حضرت محمد، فکر میکنی یا تصور میکنی اگه یه خانوم غیبتوی دوران کوچه نشینی و
تقریبا یادم رفته بود که چقدر شب های پنجشنبه، وقتي میدانی فردا تا لنگ ظهر خواب آزاد است، خوش میگذرد. وقتي زیر پتو گوله میشوی و تو وبلاگ های ملت فوضولی میکنی. وقتي میتونی به این فکر کنی که چقدر اعصابت از دست خدا خورده ولی بهش میگی:چقدر معلم اجتماعی باحالی ساختیا.
ولی واقعا.خدا خیلی واسه جغدا پارتی بازی کردیا. کلی شبا بهشون خوش میگذره. وقتي به معشوقه هرودوت گرفته تا مسواک حضرت محمد، فکر میکنی یا تصور میکنی اگه یه خانوم غیبتوی دوران کوچه نشینی و
وقتي میمیرم هیچکسی به داد من نمیرسه الا حسین عینی فرد
وقتي میمیرم هیچکسی به داد من نمیرسه الا حسین متین نصرتی
دانلود مداحی وقتي میمیرم هیچکسی به دادم نمیرسه الا حسین
متن شعر وقتي میمیرم هیچکسی به داد من

متن شعر وقتي میمیرم هیچکسی به داد من نمیرسه الا حسین سیب سرخی
دانلود مداحی حسین عینی فرد وقتي میمیرم صوتی
دانلود مداحی وقتي میمیرم هیچکسی به داد من نمیرسه متین نصرتی
دانلود نوحه صوتی وقتي میمیرم سید علی مومنی
 
وقتي کسی از افسردگی حرف میزنه ، وقتي اونقدری محتاج شده که اذعان میکنه که حالش واقعا بده، چرت ترین چیزی که میشه بهش گفت اینه که : از زندگیت لذت ببر. مطمئنن اون آدم قبل از اینکه نیاز باشه کسی بهش یادآوری کنه بارها و بارها خواسته از زندگی لذت ببره و هزارتا راه هم امتحان کرده . با گفتن این حرف فقط حالش بدتر میشه. فقط تو ذهنش میاد که وقتي همه میتونن ، چرا من نمیتونم از این چیز نحسی که بهش دچارم لذت ببرم ؟ 
 
نمیدونم که اینبار میتونم از این تاریکی بگ
یه حسی داره. مثل بیهودگی بعد از مرگ کسی که برات اندازه‌ی دنیا مهم‌ئه. مثل وقتي که انتخابی نداری جز این‌که امیدوار بمونی. 
نسل‌های قبل از ما شاید چندین‌بار تجربه‌ش کرده‌باشند، ولی برای من اولین‌باره که می‌فهمم وقتي می‌گن گرد مرگ همه‌جا پاشیده.» واقعاً یعنی چی.
یکی می گفت دوست دارم همسرم باهوش باشه.
پرسیدن باهوش یعنی چی؟
_گفت وقتي که لازم نیست حرف نزنه وقتي که لازمه حرف بزنه وقتي بهش احتیاج دارم کنارم باشه و وقتي بهش احتیاج ندارم خودش بفهمه وقتشه از پیشم بره.
_بفرمایید که از نظر شما باهوش بودن یعنی این که هر کاری دوست دارید باید انجام بده.
_تقریبا بعله.
_این که انتهای بیهوشیه. ما همچین آدمی تو دنیا نداریم که هرچی شما میخواین رو از حفظ باشه و انجام بده. اصلا یه همچین توقعی بیجاست.
_اما من میخوام.
_شرمنده ب
خواننده اهنگ وقتي یکی دوست داره محاله تنهات بزاره
کلیپ وقتي یکی دوست داره پاشو تو دنیات میزاره
اهنگ وقتي یکی دوستت داره پاشو تو دنیات بزاره
متن اهنگ وقتي یکی دوست داره محاله تنهات بزاره

خواننده آهنگ وقتي یکی دوست داره
دانلود آهنگ وقتي یکی دوست دارم محال تنهات بزارم

دانلود اهنگ ناکامان وقتي یکی دوست داره
دانلود آهنگ وقتي یکی دوستت داره پاشو تو دنیات بزاره
وقتي داری صحبت می کنی در حالی که طرفت را زیاد نمیشناسی سعی کن سنجیده سخن بگی
وقتي با یه نفر جدید آشنا شدی که حس کردی قبلا آدم های شبیه به اون تو زندگیت بودن  ترمز را بکش! ذهنیتت را بذار کنار و کلا پاکش کن و ذهنی پاک باهاش معاشرت کن
1987: When the Day Comes 2017 BluRay,۱۹۸۷: وقتي که آن روز فرا برسد,تماشای آنلاین فیلم,دانلود دوبله فارسی 1987: When the Day Comes,دانلود زیرنویس فارسی 1987: When the Day Comes,دانلود فیلم 1987 وقتي که آن روز فرا برسد,دانلود فیلم خارجی,دانلود فیلم کره ای 1987 When the Day Comes,دانلود نیم بها,سایت دوستی ها,فیلم سینمایی ۱۹۸۷ وقتي که آن روز فرا برسد دوبله فارسی,فیلم کره ای جدید,
ادامه مطلب
واااای خدددا اصلن فکر نمیکردم برنا به این زودی (۲سال و ۱۵ روزگی) و انقدر قشنگ این سوال رو بپرسه
وااای شیرین منی تو آخه پسر ماهم
و چقدر که شیرین زبونی داره این مدت:
دیروز وقتي مادربزرگش غذا آورد گفت: درد و بلا نبینی!
وقتي بهش گفتم رو میز نرو گفت: اینجا بشینم یار گله داره!
وقتي باباش بهش گفت به این سیستم پخش دست نزن گفت: این عادلانه نیست!
واااااای کوچولو تو فقط ۲ سالته آخه شیرینم.
و کلمات بامزه که خیلی به سختی جلوی خندمون رو میگیریم:
هپه بمان= هواپی
از وقتي تنها توی این خونم حس میکنم چند وقته غمگینمهر روز با یاد تو پا میشم هر شب فقط خواب تو میبینم
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
از وقتي تنها توی این خونم تنها امیدم چند تا دیوارهاحساسی که افتاده به جونم از زندگیم دست بر نمیدارهاز وقتي تنها توی این خونم هر عکس تو چند بار میبینمتا ساعت ها مات تو میمونم تا ساعت ها پای تو میشینموقتي جلوی آینه راه میرم تازه میفهمم که چقدر تنهاممن از در و دیوار این خونه چیزی به غیر از زندگی میخ
از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟من تا به حال ندیده ام کسی دلباخته ی کسی باشد و بتواند حتی برای یک روز هم بیخبر باشد از او.از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟وقتي از من بی خبری!وقتي نمیدانی حالِ الانِ من چیست!از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟من ندیده ام که کسی دلباخته ی کسی باشد و حاضر نباشد کمی از غرورش چشم پوشی کند!از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟وقتي میدانی که بی تو بیمار میشوم و با بی رحمیِ تمام به آسانی میروی.از کدام دوست داشتن حرف میزنی؟وقتي میدانی سخ
سلام
خیلی وقته دارم سعی میکنم ببینم وقتي به یه صحنه فکر میکنیم یا یه چیزی رو تصور میکنیم دقیقا کجا داریم میبینیمش؟! اون تصویره کجا شکل میگیره؟ اطلاعاتی که چشممون میاد چی میشن وقتي تخیل میکنیم؟
آیا اون تصویر ها رو میبینیم؟ تعریف دیدن چیه؟ چرا وقتي سعی میکنم نسبت به محیط تخیلی تو ذهنم آگاه تر بشم، یعنی مثلا روی یه چیز خاص تو اون صحنه تمرکز کنم و با دقت ببینمش یا جواب این سوالا رو بفهمم تصویره از بین میره :/
کسی تلاش کرده سر در بیاره؟؟
وقتي غبار پیش رو می‌نشیند و دوردست‌های جاده مقابلت آشکار می‌گردد، می‌توانی بی هیچ دغدغه‌ی گمراه شدن یا زمین خوردن مسیر را بدوی. وقتي افق پیش رو فراخ است، رفتن نه رنج که اکتشافی دم به دم است. وقتي روشنای خورشید در دور دست‌ها چشمت رو می‌سوزاند این امید است که در تو جریان می‌یابد. حرارت این خورشید امید بخش هزار بار تقدیم شما باد.
فقط یک گناه وجود دارد، فقط یکی، آنهم ی‌ست. هرگناه دیگری صورت دیگر ی‌ست.وقتي مردی را بکشی زندگی را از او یده ای. حق زنش را برای داشتن شوهرش یده ای، همینطور حق بچه هایش را به داشتن پدر. وقتي دروغ میگویی حق طرف را برای دانستن راست یده ای، وقتي کسی را فریب دهی، حق انصاف و عدالت را یده ای. میفهمی؟».بادبادک باز _خالدحسینی  فقط یک گناه وجود دارد
خیلی ها میشناسنش وقتي که اسم اون میادغم تو دلاشون میشینه دوستش دارن خیلی زیاد
وقتي کسی تشنه میشه وقتي کسی آب میخوادوقتي که سیراب میشه فقط یه اسم یادش میاد
بهش میگن امام حسین امام خوب و مهربونامامی که بچه هاشو هدیه داده به آسمون
کاش که ما بچه ها بودیم باهاش تو کربلا بودیمتو روز عاشورا بودیم کاش هممون اونجا بودیم
امامی که گفته روی حق کسی پا نذاریدرفیق نیمه راه نشیم هیچ کسو تنها نذاریم
وقتي شنیدم که امام واسه خدا جونشو دادبدجوری عاشقش شدم چطور
هر کس با یک مشکلی وارد دفتر کار ما می شود، یکی چک برگشتی دارد، یکی طلاق می گیرید، یکی نفقه می خواهد. از میان پرونده هایی که زیر دستم می آیند صدور گواهی انحصار وراثت برایم خیلی آزار دهنده است. خصوصا وقتي چشمم به تاریخ تولد متوفی می افتد که جوان است حالم گرفته می شود. وقتي میبینم بچه ی کوچک دارد بیشتر دلم می گیرد. از وقتي وارد این کار شدم امید به زندگیم هر روز پایین تر و پایین تر می آید. امیدوارم هرچه زودتر یک کار خوب پیدا کنم تا از این محیط نچسب خ
پیر که باشی همه را وام دار نگاه قراضه چینت میکنی؛
از اصل نپرس که بی اصل پریدن این روزها مد شده است؛
با کروات به مستراح می رفت؛
سگ را سر سفره می نشاند؛
کمی خجالتی بود -دختر- وقتي شماره می داد؛
مرد بی هوا دنبال پسر بازی بود؛
زن در خانه، شوهر می شد وقتي تف سر جالیز نطفه می شد؛
راستی بازی ایران و امریکا چند چند شد؟
بعد از 4سال زیارت تکراری و از سر عادت، وقتي سلام آخر را دادم و برگشتم، از باب الجواد که خارج میشدم و پشت به گنبدت حرکت میکردم، یک ندایی توی قلبم گفت: پشتم به تو گرمه. حرف بزرگیه. وقتي از قلب بلند میشه نه از زبون.
چی میشه که بعد این همه سال، تازه این رو حس میکنم؟ 
وقتي آدم ناآگاهیه
وقتي تو افسردگی داری اما اون ذوق میکنه که اشتهات کم شده
الانم خودم نمیدونم حالم خوبه یا بده برم ایران یا نرم
آخه میرم ایران کسی با من جایی نمیاد یعنی عملا ازینجا تنهاترم فقط فرقش اینه که اونجا مستقل ترم و آویزون کسی نیستم
در مواجهه‌ی با مشکل، دو جور آدم داریم: یک جور آدم هست که وقتي با مشکل مواجه می‌شود احساس مسئولیت مضاعف پیدا می‌کند، جوششِ غیرت پیدا می‌کند. وقتي می‌بیند مشکل پیش آمد انگیزه‌ی او مضاعف می‌شود، احساس مسئولیتش مضاعف می‌شود، احساس می‌کند تحرّک بیشتری باید انجام بدهد، وارد میدان بشود. یک جور آدم هم هست که وقتي با مشکل مواجه شد دچار یأس و ترس و منفی‌بافی و "نمی‌شود" و "نمی‌توانیم" و "چکار کنیم" و این چیزها می‌شود. مدیران دولتی باید از نوع اول
وقتي با نگرانی منتظر تشخیص دکتر هستی، وقتي روزها را می‌شماری تا نوبت گرفتن جواب آزمایش برسد، وقتي پشت در اتاق سیتی اسکن منتظر نوشتن گزارش پزشک نشسته‌ای؛ آرزو می‌کنی به روزهای قبل از این تعلیق و نگرانی برگردی. روزهای ساده‌ای که تمامش به کار و روزمرگی گذشته است. روزهایی که گاهی حوصله‌ات از یکنواختی‌اش سر رفته. روزهای بی خبری و خستگی حتی.
+کاش قدر همین روزهای عادی و معمولی را خیلی بدانیم.
+و قلیل من عبادی الشکور
الحمدلله علی کل نعمه
+الم
همیشه از جدی شدن نگران می‌شوم. وقتي در مدرسه، حین فوتبال گل می‌خوردیم و من به نحوۀ گل خوردن دروازه‌بانمان می‌خندیدم، بچه‌ها عصبانی می‌شدند که چرا دفاع را شُل گرفته‌ام یا چرا توپ را در حمله بدجور لو داده ام و بازی را به شوخی گرفته‌ام. در دانشگاه هم همینطور بود. ترم دوم که می‌رفتیم سالن فوتسال، باز هم وقتي گلی می‌زدیم یا می‌خوردیم، عده‌‌ای عصبانی می‌شدند و دعوا می‌کردند.
جدی شدنِ چیزها، نگران کننده‌است. به محض جدی شدن، مجبور می‌شوی
وقتي همه خواب بودند بنزین شد ۱۵۰۰ تومان و یا به عبارتی شد ۳۰۰۰ تومان علی برکت الله
امشب وقتي همه باز خوابن دلار آمریکا تو ایران میشه چقد؟ خودتون بگین !
پس فردا شب قیمت  طلا میشه چقد؟
پسون فردا قیمت رب گوجه ، روغن ، برنج و چای اینا میره رو چند ؟!

+
اصلا حرص مال دنیا رو نخورین و بخدا توکل کنین که دنیا هیچ نیست !
با تشکر از دست اندرکاران و تمام عوامل اجرایی که دنیا روز به روز پوچ تر از قبل میکنن .
++

عیدتونم با تاخیر مبارک
وقتي همه خواب بودند بنزین شد ۱۵۰۰ تومان و یا به عبارتی شد ۳۰۰۰ تومان علی برکت الله
امشب وقتي همه باز خوابن دلار آمریکا تو ایران میشه چقد؟ خودتون بگین !
پس فردا شب قیمت  طلا میشه چقد؟
پسون فردا قیمت رب گوجه ، روغن ، برنج و چای اینا میره رو چند ؟!

+
اصلا حرص مال دنیا رو نخورین و بخدا توکل کنین که دنیا هیچ نیست !
با تشکر از دست اندرکاران و تمام عوامل اجرایی که دنیا رو ، روز به روز پوچ تر از قبل میکنن .
++

عیدتونم با تاخیر مبارک
امروز روزم قشنگ بودبه قشنگی وقتي که به ایده‌ی تو دیوانه‌وار میخواستم پاهایم را در شن‌های کویر و خنکیِ آب‌های دریا فرو ببرم.به قشنگی وقتي که دل بستم به لقبِ شبدر سبزِ چهاربرگِ سحرآمیزی‌ که تو به من تحفه کردی.به قشنگی وقتي که کوفته‌های خاصِ دست پختِ دلپذیرت را زیر زبانم فراموش‌نشدنی دیدم.و به قشنگی وقتي که تو را دیدم.جیغ بزنم تا احساساتم دنیا را فرا بگیرید؟!من با دیدنِ تو،با خودم و‌ دنیا رفیق‌تر شدم و حالا چیزِ ارزشمندی برای محافظتی
چه قدر خوبه که ادم بنویسه حتی اگر مثل من مخاطب نداشنه باشه خوبیش اینه که وقتي می نویسد ذهنش را در دنیای شلوغ و نامنظم امروز ما  کمی مترکز می کند و یا وقتي که بعد از مدت ها که میاد و مطالبش را می خواند متوجه ی افکار و عقاید گذشته ی خودش میشه متوجه  پیشرفت هاش و.
یکی از معضلات زندگی من اینه که وقتي دارم کنار خیابون در جهت عکس حرکت ماشین ها راه میرم ( جایی که پیاده روها اشغالن) مدام تاکسی ها واسم بوق میزنن و همیشه با این سوال مواجه میشم که چرا وقتي دارم در جهت عکس راه میرم تا به جایی برسم، دلم بخواد سوار تاکسی شم تا با سرعت بیشتری از مقصدی که دارم به سمتش میرم دور شم؟ :|
+ خوشم میاد وقتي ایستادی تا از خیابون رد شی، تاکسی ها هی وایمیستن بوق میزنن ولی تا بفهمن میخوای از خیابون رد شی، به قصد کشتنت گاز میدن تا م
چرا مهاجرت به اکوادور : 
 
✅چون با شرایط فعلی ، جزو معدود کشورهایی است که به ایرانیان ویزای اقامت میدهد.
✅ چون شرایط مهاجرت به این کشور نسبتا راحت است و مدارک زیادی نمیخواهد . 
✅چون پروسه زمانی اخذ اقامت این کشور مانند کانادا و امریکا و استرالیا ماه ها و سالها طول نمیکشد و بین ٣ تا ٦ ماه میتوان به این کشور مهاجرت کرد . 
✅چون کشوری امن در امریکای جنوبی است . 
✅چون اقتصادش از بقیه کشورهای امریکای لاتین بهتر است . وضعیت اقتصادی کل قاره امریکا طی
آدم ها کنار تو قیمتی میشن
من اگه حالم خوبه،چون هنوز دخترتم
چون خدا گفته بدترین گناهه ناامیدی
من وقتي میدونم تو هنوز دوستم داری، وقتي غلط میرم زودی بلد میشم.
اشتباه کردم ولی همین که پیشمی یعنی قوت قلب.
حضرت زهرای خدا.
سلام.
خوبین؟
گالیله نخستین کسی بود که دریافت نور ماه حاصل انعکاس نور خورشید است و این نور از خودش نیست
ولی قرآن هزارسال قبل از گالیله به اینکه خورشید صاحب نور وماه فقط بازتاب دهنده نور است اشاره کرده بود!
وَ الشَّمْس وَ ضُحَاهَا – وَ الْقَّمَرِ إذا تَلَاها – وَ النَّهَارِ إذا جَلاهَا – وَ اللیْل إذا یَغْشَاهَا
سوگند به خورشید و پرتو آن و به ماه وقتي که آن‌را بازتاب می‌دهد و به روز وقتي که آن‌ را متجلی می‌کند و به شب وقتي که آن‌ را می‌پوشاند»
وقتي تمام حرفای آدم تو ی ایموجی جمع بشه.جا داره بگم لعنت به منی که گند این ایموجی رو در آوردم‍♀️
+برای هیچی به اندازه وقتي که با کسی میحرفم و این ایموجی رو میفرستم فحش نخوردمبیایید باور کنید این لبخند برعکس پراز حرفه اگه گوش شنواشو داشته باشه.
خیلی دوری ازم، نه؟ فکر نمی کنم هیچ ایده ای داشته باشی. این تویی ک پشتش به منه، توی افق نگاهت نیستم قاعدتا. چطور می خوای بفهمی چقدر ازم دوری وقتي حتا نگاهم نمی کنی؟ ولی من دارم می بینمت، اندازه یه نقطه شدی تو اون دور دورا، ولی هنوز هستی. غم انگیزه نه؟ فکر نمی کنم بدونی از چی حرف می زنم. وقتي نفس هات به صفحه چوبی تابوتِ جلوی صورتت می خوره و بر می گرده، دنیا برات همینقدر کوچیکه. وقتي زودتر از موعد، خودت رو دفن کرده باشی چیز زیادی نمی مونه ک بخوای برگ
وقتي دکترت بهت میگه گریه برای تو سم هستش
بعد میری وبلاگش با چشمهایی اشکبار کامنت مینویسی میری تلگرامش التماسش میکنی که همینقدر ازش برات مونده ازت نگیره 
خوب میشه همین که ضربان قلبت دوباره میریزه به هم، خوب میشه همین که نفس تنگیت دوباره تشدید میشه
مریضی، وقتي میدونی سودی نداره بازم سعی میکنی بهش ثابت کنی از صمیم قلب دوستش داری
وقتي برای عشقت ارزش قائل نیست چی رو میخوای ثابت کنی
اما واقعا قلب من اینحرفا سرش میشه، نه نمیشه
وقتي نیست دنیا برام
 
وقتي بیماری ام اس روی چشم تاثیر می گذارد
 

 بیماری ام اس بر روی بخش های مختلف بدن و عصب های سراسر بدن تاثیر می گذارد، یکی از این بخش ها چشم هاست که در این مطلب به چگونگی و میزان تاثیر ام اس بر بینایی اشاره می شود
ادامه مطلب
تا کمتر از ۲۴ ساعت دیگه ، بیان دوباره سوت و کور میشه و همه برمیگردن به سواحل تلگرام و اینستاگرام.
اونوقت وقتي صفحه ی وبلاگ های بروز شده رو باز میکنی ، تبلیغاتی مثل خرید اینترنتی سردوش سوبان ، یا چمیدونم ، آیا موهای خیس را شانه زدن باعث موخوره میشود؟ رو میبینیم. 
انقلاب هنوز زنده است اما دولت ها هنوز به پای انقلاب نرسیده اند. این معنای دو وجهی است که برای اردوهای جهادی در چهل و یکمین سال عمر انقلاب قائلم.
متن زیر را از وبلاگ افراطی عینا کپی کردم. کلمات این متن برگرفته از عمق باور و اخلاص جماعتی است که خدا را برای خدا می خواهند. آنچه در این سطور می خوانید و در تصاویر می بینید بخشی از حقیقت تاریخ انقلاب است که باید به دست نسل های بعد برسد:
 
 
خشت آخر
تومور مغزی داشت و رد عمیق بخیه ها از بین ابرو هاش تا فرق س
تنهایی تلفنی‌ست که زنگ می‌زند مدامصدای غریبه‌ای‌ست که سراغ دیگری را می‌گیرد از منیک‌شنبه‌ی سوت‌وکوری‌ست که آسمان ابری‌اش ذرّه‌ای آفتاب نداردحرف‌های بی‌ربطی‌ست که سر می‌برد حوصله‌ام را
تنهایی زل‌زدن از پشت شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسدفکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارندآدم‌هایی که به خانه می‌روند و روی تخت می‌خوابند و چشم‌های‌شان را می‌بندند امّا خواب نمی‌‌بینندآدم‌هایی که گرمای اتاق را تاب نم
سریال وقتي تو خواب بودی قسمت 12
سریال وقتي تو خواب بودی قسمت 13
سریال کره ای وقتي تو خواب بودی قسمت 2
سریال وقتي تو خواب بودی قسمت 2 با زیرنویس چسبیده

سریال وقتي تو خواب بودی قسمت 1 با زیرنویس چسبیده
قسمت سوم وقتي تو خواب بودی با زیرنویس چسبیده
سریال وقتي تو خواب بودی قسمت 12 با زیرنویس فارسی
سریال وقتي تو خواب بودی قسمت 3 با زیرنویس چسبیده
مثل وقتي بعد از شش روز کار کردن حق خودت می دانی جمعه ی تعطیل را تا ظهر بخوابی ولی از هفت صبح بیدار می شوی. چشم هایت باز است اما لجبازی می کنی. از این پهلو به آن پهلو در برابر بیداری ای که به تو هجوم آورده مقاومت می کنی. مدام نگاه به ساعت گوشیت می اندازی که عقربه ی کوچک برسد به عدد دوازده اما عقربه کوچک تازه رسیده به هشت. سر آخر خسته می شوی. پتو را کنار می زنی و با دست های آویزان و خسته تر از همیشه بلند می شوی.
مثل وقتي کشتی ات غرق می شود. تو می مانی و ی
قتی تو میخندی دنیا ماله منه هر جا که تو باشی پیشت جایه منه
وقتي تو میخندی دنیا ماله منه هر جا که تو باشی اونجا جایه منه
چشات که بستست مثله شبی که ستاره نداره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
مثل ابریه که بارون نداره مثه حسه دلی که بی تو آروم نداره
وقتي تو میخندی دنیا ماله منه هر جا که تو باشی پیشت جایه منه
وقتي تو میخندی دنیا ماله منه هر جا که تو باشی اونجا جایه منه
وقتي تو میخندی دنیا ماله منه
هر جا که تو باشی پیشت جایه منه
وقتي
حرفاتون، استوری ها و پستاتون رو ذره ای باور نمیکنم، وقتي محتواشون با واقعیتتون در تناقض فجیعی به سر میبره!
 
مخم سوت کشید وقتي دیدم چه کسایی پیام تسلیت و چه کسایی پیام تهنیت گفتن. جمله leonard اومد تو ذهنم :
What are you looking at? You've never seen a hypocrite before?
داستان وقتي که او مردوقتي که مرد، حتی یک نفر هم توی محل ما ناراحت نشد. بچه‌های محل اسمش رو گذاشته بودند مرفه بی‌درد و بی‌کس. و این لقب هم چقدر به او می‌آمد نه زن داشت نه بچه و نه کس‌وکار درستی.شنیده بودیم که چند تایی برادرزاده و خواهرزاده دارد که آنها هم وقتي دیده بودند آبی از اجاق عموجان و دایی جان برایشان گرم نمی‌شود، تنهایش گذاشته بودند.وقتي که مُرد، من و سه چهار تا از بچه‌های محل که می‌دانستیم ثروت عظیم و بی‌کرانش بی‌صاحب می‌ماند، ب
خودِ واقعیِ هر یک از ما کودکِ‌کوچکی است که هنوز رشد نیافته. گاهی اوقات وقتي به ما خوش می‌گذرد یا داریم بازی می‌کنیم، وقتي احساس شادی می‌کنیم، وقتي نقاشی می‌کنیم، یا شعر می‌نویسيم، یا پیانو می‌زنیم ، یا به هر طریقی احساسات خود را بیان می‌کنیم این کودک بیرون می‌آید.اینها شادمانه‌ترین لحظاتِ زندگیِ ما هستند. وقتي خودِ واقعیِ ما بیرون می‌آید، وقتي به گذشته نمی‌اندیشیم و دلواپس آینده نیستیم. آن‌وقت شبیه بچه‌ها می‌شویم.
اما یک چیز هست
وقتي که بچه مریض میشه، همه ی غرغرها و نق نق ها و نصف شب بیدارشدن ها و دماغِ آویزون و چادرهای دماغی و همه و همه یه طرف، و این دارو دادن به بچه هم یه طرف! مخصوصا اگه چرک خشک کن هشت ساعتی باشه!!
یعنی من وقتي میخام دارو به علی بدم، انگار حضرت عزراییل با اون تیغه ی نیم دایره ایش وایساده بالا سرم، و تا این پروژه تموم بشه صد بار جونمو میگیره.
همچین که حضرت پسر بو میبره که سرنگ دارو میخاد بیاد تو دستم، با سرعت غزال تیزپای آسیا شروع میکنه دویدن دور خونه تا
قبلنا پادکست ده صبح گوش می‌دادم که  یه جاش می‌گفت کلا تا وقتي اولین قراردادتون رو نبستید، شرکت نزنید. حالا من اینو تعمیم میدم به همه چی. معمولا کمی از کارهای یک ایده جلو رفت بقیه در جریان قرار میگیرند، دلیل عمده  از این کار اینه که وقتي خودم مطمئن شدم اصولا آدم‌ها تسهیلش می‌کنن.
خدایا ؛
گاهی مرا در آغوش بگیر . . .
وقتي در محاصره ی مشکلاتم و تنها پناهگاهم تویی
وقتي تمام تلاشم را کرده ام ، خسته ام و دلم کمی سکوت می خواهد ،
کمی آرامش ، کمی تسکین . . .
بی خبر از راه برس و مرا بغل کن
باور کن آدمِ جا زدن نیستم !
اما ؛
از یک جایی به بعد ، بگو که با هم درستش می کنیم ،
از یک جایی به بعد ، خودت برایم معجزه کن !
 
+یادداشت شماره ۵۱
از کجا میفهمیم همسرمان پیش دوستانش است؟
این وقت ها چه کنیم؟
 
پاسخ سوال اول:
 
_ جواب پیام های شما را یا دیر می دهد ، وقتي هم میدهد چند کلام خشک و خالی و سرد و از سر باز کن برایتان می‌نویسد.
_ زنگ نمی‌زند.
_ وقتي زنگ می‌زنید بعد از سلام می‌گوید که با شما تماس خواهد گرفت ولی نخواهد گرفت.
_ اصلا شما که هستید؟ مزاحمی که از وقتي آمده ارتباط او با دوستانش را کم کرده.
او دلش نمیخواهد وقتي در بین دوستانش هست یک آدم متاهل باشد و حتی حرف زدن با شما پیش چشمان
وقتي به شپش موجود در خوابگاه فکر می‌کنم، تمام تنم شروع به خاریدن می‌کند.
احتمالا دوست داشتن هم چیزی شبیه به همین است. 
وقتي به تو فکر می‌کنم، تمام سلول‌هایم با فریاد دوستت دارم، میخوانندت و خواهان داشتن تو هستند.
چیزی شبیه به یک تلقین و توهم فکری است انگار‌‌.
شپش باعث خارش می‌شود. پس وقتي به آن فکر کنی، خارش شدیدی را حس می‌کنی. تو هم باعث دوست داشتنی، یعنی وجودت باعث می‌شود که دلت بخواهی کسی را دوست داشته باشی. پس وقتي به تو فکر می‌کنم، ن
تو بودی چی میگفتی ؟
من بودم میگفتم عمل تنها راهه 
پاهام بدتر از این نمیشه :| 
میتونم هر موقع ک دلم خواست عمل کنم 
قضیه اینجاست نمیخوام عمل کنم ینی نمیتونم ک کنم !
بیخیالش 
وقتي اون پست و گذاشتم پشیمان از اینکه چرا اینکارو کردم 
این مسئله ب تو مرتبط نیست 
وقتي این پست و میخونی 
تا سال بعد ترکش کن و واردش نشو 
اینجا هیچ چیز خاصی نداره 
ب کارت برس 
شب خوش 
 
خیلی دوری ازم، نه؟ فکر نمی کنم هیچ ایده ای داشته باشی. این تویی ک پشتش به منه، توی افق نگاهت نیستم قاعدتا. چطور می خوای بفهمی چقدر ازم دوری وقتي حتا نگاهم نمی کنی؟ ولی من دارم می بینمت، اندازه یه نقطه شدی تو اون دور دورا، ولی هنوز هستی. غم انگیزه نه؟ فکر نمی کنم بدونی از چی حرف می زنم. وقتي نفس هات به صفحه چوبی تابوتِ جلوی صورتت می خوره و بر می گرده، دنیا برات همینقدر کوچیکه. وقتي زودتر از موعد، خودت رو دفن کرده باشی چیز زیادی نمی مونه ک بخوای برگ
خیلی دوری ازم، نه؟ فکر نمی کنم هیچ ایده ای داشته باشی. این تویی ک پشتش به منه، توی افق نگاهت نیستم قاعدتا. چطور می خوای بفهمی چقدر ازم دوری وقتي حتا نگاهم نمی کنی؟ ولی من دارم می بینمت، اندازه یه نقطه شدی تو اون دور دورا، ولی هنوز هستی. غم انگیزه نه؟ فکر نمی کنم بدونی از چی حرف می زنم. وقتي نفس هات به صفحه چوبی تابوتِ جلوی صورتت می خوره و بر می گرده، دنیا برات همینقدر کوچیکه. وقتي زودتر از موعد، خودت رو دفن کرده باشی چیز زیادی نمی مونه ک بخوای برگ
سلام دوست دارم بنویسم
از حال و روزم بگم
ولی وقتي می بینم هیچ تغییری نکردم
وقتي می بینم هر روز یه مدلم و حالم دگرگونه
از خودم بدم میاد
دوست ندارم بنویسم و یه عده رو ناراحت کنم
یه عده رو به این فکر بندازم که با خودشون بگن این عفت اصن معلوم نیس باخودش چند چنده
برام دعا کنید حا دلم خوب بشه
اساسا آدمیم که در مواقع بیخود خجالتیم !! مواقعی که باید به دوستم که دلم تنگ شده براش پیام بدم یا وقتي با غریبه ای باید تلفنی حرف بزنم یا مثلا وقتي استاد ادبیات می‌پرسه فلان کتاب رو خوندین یا نه یا وقتي استاد ریاضی داوطلب میخواد برای حل تمرین ها و خیلی جاهای دیگه خجالت میکشم :/ دارم رو‌خودم کار میکنم و با گام های مورچه ای میرم جلو ایشالا که درست میشم -_-
چقدر تند تند پست میزارم نه؟ شبا که دیگه رسما بیکارتر از روزامم کلی حرف یادم میاد  
پست قبلی به
دست و دلم به نوشتن نمیرود. همین که در دلم تو را آرزو کنم کفایت میکند، این نوشتن ها بیشتر آدم را خرفت میکند. 
من حس میکنم وقتي آدم خودش را زیر آرزوهایش مخفی میکند، از زندگی کردن بازمیماند، عاجز میشود.
در زندگی عاجز میشویم، فرسوده میشویم، پیر میشویم، عاشق میشویم، پدربزرگ میشویم، مادربزرگ میشویم، اما هیچوقت آدم نمیشویم. ما، هیچوقت دست و دلمان به آدم بودن نمیرود. چقدر خرفت شده ایم!
 
به تاریخ امشب، در اتوبوس بازگشت از سر کار. وقتي خسته بودم، وقت
تو پیامبر منی. تو ابراهیم منی وقتي که تماماً آتشم. تو موسیِ منی وقتي که وسطِ دریا برام راه باز می‌کنی. تو نوحِ منی وقتي که درحال غرق شدنم. تو عیسیِ منی برای اوقاتی که نفس کم می‌آرم. ناقوسِ صدات، ناقوسِ کلیسایِ منه وقتي که باید عبادت کنم. که تو محتاج این عبادت نیستی؛ من تماماً نیازم به این عبادت. تو پیامبر منی. دینِ تو، دینیه که هیچ‌وقت طردم نمی‌کنه. دینی که هیچ‌وقت بهم نگفته عوض بشم تا منو بپذیره. تو پیامبری هستی که با تمومِ اشتباهاتم بازم آغ
من و تو وقتي ما می‌شویم که از نیم خود بگذریم. دو نفره بودن و دو نفره موندن کار ساده‌ای نیست. با هم گام برداشتن، به سوی هم گام برداشتن، بودن، موندن و گذشتن می‌خواد. من و تو وقتي تبدیل می‌شه به " ما " که هدف، خواستن‌ها، توانستن‌ها، لبخند‌ها، اشک‌ها و تپیدن‌ها یکی بشه؛ در دو قالب که یکی اسمش " من‌ه " که مال توام و یکی " تویی " که مال منی.
#مرتضی_علیزاده
-دیوونه شدی؟!
من:
-با خودت میخندی یهو گریه میکنی. چته؟!
من: خخخ
-چرا میخندی؟!
من: خوشالم لابد!
-(نگاه مشکوک)
 
میدونه خوشحال نیستم. ببخش ک نمیتونم حرف بزنم مامان.
 
چند روز پیش توو خیابون سما(آبجی کوچولوم ) واسه اسباب بازی گریه میکرد.
من: قشنگم. میدونی وقتي گریه میکنی زشت میشی؟تازه منم دلم میشکنه و گریه م میگیره. ولی وقتي بخندی همه خوشحالترن و ممکنه واست عروسک بخریم^_^ پس توعم مث من وقتي ناراحتی،بخند! باشه قشنگم؟!
 
اولش گیج بود. بعدش رفتیم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب