نتایج پست ها برای عبارت :

وقتی ک مردوم سیم کفن نیارید لری

دوستان عزیزتر از جانننن
بنظرتون عنوان وبلاگم عوض کنم و بذارم :
دل نوشته های یک دانشجوی پزشکی
یا
یک دانشجوی پزشکی
؟؟؟؟؟
ناموسا کامنت بذارید
کِنِس بازی و خسیس بازی هم در نياريد
نگید حوصلم نشد
جوابشم یک کلمه ست
بله . خیر
باتچکر ^___^
   فلانی ماشین اش از این شاسی بلندهای بزرگه. لذا براش سخته با این ماشین توی مرکز شهر رفت و آمد کنه‌. اینطوریه که به بهمانی میگه برو ماشین بیساری رو(که خونه اش ۱۰ دقیقه پیاده تا خونه ی فلانی فاصله داره) رو برام بیار که من صبح برم دنبال کارام. حالا شب ساعت ۱۱ اینا، یکی از بیساریا ماشین رو برده در خونه ی فلانی و از اون ور بهمانی رفته اون بیساری راننده رو برگردونده خونه. میدونم سر گیجه گرفتین ولی اینا رو گفتم که بگم در وهله ی اول مثل بیساری و بهمانی
چیدن اثاث خونه تموم شد و بعد از مدتها آرامش ناشی از تمیزی خونه بهم برگشت 
واقعا اگه جلوی خودمو نگیرم این وسواس امونمو میبره 
همونطور که پیش بینی میکردم این خونه دردسرای خاص خودشو داره سعی کردم باهاشون کنار بیام 
و بگذرم 
امسال بیشترین کاری که سعی کردم انجام بدم این بود که کمتر آدمارو قضاوت کنم 
خیلی سخته ها ولی همین که قضاوتم توی ذهنمه و به زبون نمیارم پیشرفته واسم 
بعد تو ذهنم خودمو دعوا میکنم و میگم قضاوت نکن قضاوت نکن قضاوت نکن 
از عید ن
وقتي میبینم چراغ وبلاگتان روشن شده و چند روز بعد وبلاگتان را باز میکنم.
وقتي دلتنگتان هم که بشوم میل سخنوری ندارم.
وقتي نظراتتان را میخوانم و.
 
.
.
دیر جواب میدهم.
.
.
وقتي تقریبا توی این چند سال این حالات به این شدت نبود.
یعنی در یک دوره گذار هستم.
و محتاج دعا
سلام
یعنی من تو را نمیشناسم و برای تو هم نمیخواهم بنویسم
اما تمام مشکل من از همین است که نمیخواهم تو را در زندگی ام راه دهم
و اصلا نمیدانم چرا شاید دلیلش را هم نمیخواهم بدانم
اما وقتي آدم آرامش میخواهد
وقتي تکیه گاه میخواهد
و دلش نمیخواهد هدفش آن دور ها در قصور حورالعین باشد یا در پایان زندگی و یا بعد از آن
وقتي آدم میخواهد خودش را به آرامش بچسباند و آن را ول نکند
وقتي میخواهد از سختی ها لذت ببرد
وقتي آدم نمیخواهد منتظر بماند تا دلهره نادان
پارت۱
ناراحتم؟
اره
دلخورم؟
اره
دل گرفته ام؟
اره. حتی دل شکسته
چند میخری دل شکستمو؟
پارت ۲
استرس داری؟
نه
هیجان چی؟
ن
اصن حسی داری؟
ن
اصلا برات مهمه؟
ن!!
برام مهم نیست!

+ خدایا. وقتي تو منو میبینی، چه شکایتی کنم؟
وقتي حالمو میدونی، چی از حالم برات بگم؟
وقتي میدونی تو ذهنم تو قلبم چه خبره
وقتي میدونی ازت چه چیزایی میخوام
وقتي فقط و فقط تویی که میتونی منو به عرش یا فرش برسونی
وقتي قدرت مطلق عالم تویی
چه نیازی دارم ب کسی ک باهاش درد و دل کنم؟
چه نیاز
چیه این مثلا مرد بودن؟ 
وقتي برای اینکه کسی متوجه نشه باید سرتو ببری زیر پتو و تو اولین لحظه ای که چشاتو میبندی صورتت خیس بشه  
وقتي نداری کسیو که وقتي دلت آشوبه باهاش حرف بزنی . 
وقتي حتی نمیتونی دل خودتو آروم کنی . 
چیه این مرد بودن که مجبوری وسط همه کم اوردنا، به همه لبخند بزنی تا نشون بدی چیزی نیست ! 
+ نمیدونم . شایدم اصلا مرد و زن نداره تا وقتي کسی نباشه تا باهاش حرف بزنی و درکت کنه :) 
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتي بهت هر چیزی رو نسبت میده و تهمت میزنه.
وقتي اشک میریزی و میگه نمیخواد برای تبرئه خودت گریه کنی.
وقتي میگه حالم از یی مثل تو بهم میخوره.
 
نمیدونم چطور هنوز زنده ام؟؟
تحمل این یکی رو دیگه ندارم
وقتي بهت میگم اینکارو بکن اون کارو نکن
وقتي بهت میگم بافلانی حرف نزن
وقتي بهت میگم یه کاریو انجام نده.
وقتي بهت میگم پیش فلانی نرو.
وقتي بهت میگم عکستو به هرکسی نده
وقتي بهت میگم همه چیزتو به هرکسی نگو
وقتي بهت میگم به فلانی دست نزن.
وقتي یکی میاد سمتت یا بهت دست میزنه یا بغلت میکنه،بهت اخم میکنم ومیرم اونطرف
وقتي بهت میگم اگه اینکارو بکنی ناراحت میشم.
یعنی واقعا ناراحت میشم
یعنی دلم نمیخواد کس دیگه ای بهت نزدیک بشه.
یعنی و
همیشه یک نفر  باید باشد که  وقتي از زمین و زمان شاکی شدم بشود وکیل و حق را به من بدهد.حال میخواهد  حقوق خوانده باشد یا نه.حال  میخواهد حق با من باشد یا نهاصلا مهم نیست!!!!
فقط یک نفر باشد  که ترجیح مکررش ،اولویت اکیدش  به همه دنیا فقط من  باشد.
یک نفر  که  وقتي در غربت دنیا گم شدم.وقتي بغض و حجم عظیم درک و اتفاقات اطرافم سخت بود واسمبایک ."دیوانه غصه  چرا میخوری من هستم"  گفتن  ، ویران کند  همه ی دلتنگی ها ،درد ها، بغض ها را !
باید  یک نفر
بچه که بودم وقتي بابا و مامان کارای بزرگی بهم میسپردن حس خوبی داشتم. کارش سخت بود اما من به این عشق انجام می دادم که حتما روی من خیلی حساب کردن . الان وقتي استادام کارای سخت رو بهم میدن بازم قلبا راضیم، حتما روی من یه جور دیگه حساب می کنن . اما چرا توی زندگی وقتي با سختی های مختلف درگیر می شم . وقتي دچار مشکلاتی میشم که فقط خدا ازشون خبر داره خوشحال نمیشم . حالا یاد گرفتم به این فکر کنم که حتما خدا یه جور دیگه روت حساب کرده پس ناامیدش نکن . فک
تقریبا یادم رفته بود که چقدر شب های پنجشنبه، وقتي میدانی فردا تا لنگ ظهر خواب آزاد است، خوش میگذرد. وقتي زیر پتو گوله میشوی و تو وبلاگ های ملت فوضولی میکنی. وقتي مسعودی به این فکر کنی که چقدر اعصابت از دست خدا خورده ولی بهش میگی:چقدر معلم اجتماعی باحالی ساختیا.
ولی واقعا.خدا خیلی واسه جغدا دارای بازی کردیا. کلی شبا بهشون خوش میگذره. وقتي به معشوقه هرودوت گرفته تا مسواک حضرت محمد، فکر میکنی یا تصور میکنی اگه یه خانوم غیبتوی دوران کوچه نشینی و
یکی می گفت دوست دارم همسرم باهوش باشه.
پرسیدن باهوش یعنی چی؟
_گفت وقتي که لازم نیست حرف نزنه وقتي که لازمه حرف بزنه وقتي بهش احتیاج دارم کنارم باشه و وقتي بهش احتیاج ندارم خودش بفهمه وقتشه از پیشم بره.
_بفرمایید که از نظر شما باهوش بودن یعنی این که هر کاری دوست دارید باید انجام بده.
_تقریبا بعله.
_این که انتهای بیهوشیه. ما همچین آدمی تو دنیا نداریم که هرچی شما میخواین رو از حفظ باشه و انجام بده. اصلا یه همچین توقعی بیجاست.
_اما من میخوام.
_شرمنده ب
واااای خدددا اصلن فکر نمیکردم برنا به این زودی (۲سال و ۱۵ روزگی) و انقدر قشنگ این سوال رو بپرسه
وااای شیرین منی تو آخه پسر ماهم
و چقدر که شیرین زبونی داره این مدت:
دیروز وقتي مادربزرگش غذا آورد گفت: درد و بلا نبینی!
وقتي بهش گفتم رو میز نرو گفت: اینجا بشینم یار گله داره!
وقتي باباش بهش گفت به این سیستم پخش دست نزن گفت: این عادلانه نیست!
واااااای کوچولو تو فقط ۲ سالته آخه شیرینم.
و کلمات بامزه که خیلی به سختی جلوی خندمون رو میگیریم:
هپه بمان= هواپی
از وقتي تنها توی این خونم حس میکنم چند وقته غمگینمهر روز با یاد تو پا میشم هر شب فقط خواب تو میبینم
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
از وقتي تنها توی این خونم تنها امیدم چند تا دیوارهاحساسی که افتاده به جونم از زندگیم دست بر نمیدارهاز وقتي تنها توی این خونم هر عکس تو چند بار میبینمتا ساعت ها مات تو میمونم تا ساعت ها پای تو میشینموقتي جلوی آینه راه میرم تازه میفهمم که چقدر تنهاممن از در و دیوار این خونه چیزی به غیر از زندگی میخ
سلام
خیلی وقته دارم سعی میکنم ببینم وقتي به یه صحنه فکر میکنیم یا یه چیزی رو تصور میکنیم دقیقا کجا داریم میبینیمش؟! اون تصویره کجا شکل میگیره؟ اطلاعاتی که چشممون میاد چی میشن وقتي تخیل میکنیم؟
آیا اون تصویر ها رو میبینیم؟ تعریف دیدن چیه؟ چرا وقتي سعی میکنم نسبت به محیط تخیلی تو ذهنم آگاه تر بشم، یعنی مثلا روی یه چیز خاص تو اون صحنه تمرکز کنم و با دقت ببینمش یا جواب این سوالا رو بفهمم تصویره از بین میره :/
کسی تلاش کرده سر در بیاره؟؟
وقتي غبار پیش رو می‌نشیند و دوردست‌های جاده مقابلت آشکار می‌گردد، می‌توانی بی هیچ دغدغه‌ی گمراه شدن یا زمین خوردن مسیر را بدوی. وقتي افق پیش رو فراخ است، رفتن نه رنج که اکتشافی دم به دم است. وقتي روشنای خورشید در دور دست‌ها چشمت رو می‌سوزاند این امید است که در تو جریان می‌یابد. حرارت این خورشید امید بخش هزار بار تقدیم شما باد.
امروز روزم قشنگ بودبه قشنگی وقتي که به ایده‌ی تو دیوانه‌وار میخواستم پاهایم را در شن‌های کویر و خنکیِ آب‌های دریا فرو ببرم.به قشنگی وقتي که دل بستم به لقبِ شبدر سبزِ چهاربرگِ سحرآمیزی‌ که تو به من تحفه کردی.به قشنگی وقتي که کوفته‌های خاصِ دست پختِ دلپذیرت را زیر زبانم فراموش‌نشدنی دیدم.و به قشنگی وقتي که تو را دیدم.جیغ بزنم تا احساساتم دنیا را فرا بگیرید؟!من با دیدنِ تو،با خودم و‌ دنیا رفیق‌تر شدم و حالا چیزِ ارزشمندی برای محافظتی
یکی از معضلات زندگی من اینه که وقتي دارم کنار خیابون در جهت عکس حرکت ماشین ها راه میرم ( جایی که پیاده روها اشغالن) مدام تاکسی ها واسم بوق میزنن و همیشه با این سوال مواجه میشم که چرا وقتي دارم در جهت عکس راه میرم تا به جایی برسم، دلم بخواد سوار تاکسی شم تا با سرعت بیشتری از مقصدی که دارم به سمتش میرم دور شم؟ :|
+ خوشم میاد وقتي ایستادی تا از خیابون رد شی، تاکسی ها هی وایمیستن بوق میزنن ولی تا بفهمن میخوای از خیابون رد شی، به قصد کشتنت گاز میدن تا م
آدم ها کنار تو قیمتی میشن
من اگه حالم خوبه،چون هنوز دخترتم
چون خدا گفته بدترین گناهه ناامیدی
من وقتي میدونم تو هنوز دوستم داری، وقتي غلط میرم زودی بلد میشم.
اشتباه کردم ولی همین که پیشمی یعنی قوت قلب.
حضرت زهرای خدا.
سلام.
خوبین؟
خیلی دوری ازم، نه؟ فکر نمی کنم هیچ ایده ای داشته باشی. این تویی ک پشتش به منه، توی افق نگاهت نیستم قاعدتا. چطور می خوای بفهمی چقدر ازم دوری وقتي حتا نگاهم نمی کنی؟ ولی من دارم می بینمت، اندازه یه نقطه شدی تو اون دور دورا، ولی هنوز هستی. غم انگیزه نه؟ فکر نمی کنم بدونی از چی حرف می زنم. وقتي نفس هات به صفحه چوبی تابوتِ جلوی صورتت می خوره و بر می گرده، دنیا برات همینقدر کوچیکه. وقتي زودتر از موعد، خودت رو دفن کرده باشی چیز زیادی نمی مونه ک بخوای برگ
وقتي دکترت بهت میگه گریه برای تو سم هستش
بعد میری وبلاگش با چشمهایی اشکبار کامنت مینویسی میری تلگرامش التماسش میکنی که همینقدر ازش برات مونده ازت نگیره 
خوب میشه همین که ضربان قلبت دوباره میریزه به هم، خوب میشه همین که نفس تنگیت دوباره تشدید میشه
مریضی، وقتي میدونی سودی نداره بازم سعی میکنی بهش ثابت کنی از صمیم قلب دوستش داری
وقتي برای عشقت ارزش قائل نیست چی رو میخوای ثابت کنی
اما واقعا قلب من اینحرفا سرش میشه، نه نمیشه
وقتي نیست دنیا برام
تومور مغزی داشت و رد عمیق بخیه ها از بین ابرو هاش تا فرق سرش رفته بود و سرش شبیه زرد آلو به دو قسمت تقسيم شده بود.
می گفت وقتي سیل اومد ، خونه که خراب شد هیچ ، همه ی وسایلمون هم خورد شد.
گفت : میخام پس فردا برم تهران
گفتم : برای چی؟ میری تهران برای کار؟
گفت : ای بابا ، کار کجا بوده ، من بیکارم ، میرم دکتر تا سرمو بزارم زیر برق (نمیدونم منظورش چی بود)
چون تشنج داشت نمی تونست بره سر کار ، حتی موتور هم نمی تونست سوار شه ، چون هر لحظه ممکن بود تشنج بیاد سرا
قتی تو میخندی دنیا ماله منه هر جا که تو باشی پیشت جایه منه
وقتي تو میخندی دنیا ماله منه هر جا که تو باشی اونجا جایه منه
چشات که بستست مثله شبی که ستاره نداره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
مثل ابریه که بارون نداره مثه حسه دلی که بی تو آروم نداره
وقتي تو میخندی دنیا ماله منه هر جا که تو باشی پیشت جایه منه
وقتي تو میخندی دنیا ماله منه هر جا که تو باشی اونجا جایه منه
وقتي تو میخندی دنیا ماله منه
هر جا که تو باشی پیشت جایه منه
وقتي
وقتي که بچه مریض میشه، همه ی غرغرها و نق نق ها و نصف شب بیدارشدن ها و دماغِ آویزون و چادرهای دماغی و همه و همه یه طرف، و این دارو دادن به بچه هم یه طرف! مخصوصا اگه چرک خشک کن هشت ساعتی باشه!!
یعنی من وقتي میخام دارو به علی بدم، انگار حضرت عزراییل با اون تیغه ی نیم دایره ایش وایساده بالا سرم، و تا این پروژه تموم بشه صد بار جونمو میگیره.
همچین که حضرت پسر بو میبره که سرنگ دارو میخاد بیاد تو دستم، با سرعت غزال تیزپای آسیا شروع میکنه دویدن دور خونه تا
خیلی دوری ازم، نه؟ فکر نمی کنم هیچ ایده ای داشته باشی. این تویی ک پشتش به منه، توی افق نگاهت نیستم قاعدتا. چطور می خوای بفهمی چقدر ازم دوری وقتي حتا نگاهم نمی کنی؟ ولی من دارم می بینمت، اندازه یه نقطه شدی تو اون دور دورا، ولی هنوز هستی. غم انگیزه نه؟ فکر نمی کنم بدونی از چی حرف می زنم. وقتي نفس هات به صفحه چوبی تابوتِ جلوی صورتت می خوره و بر می گرده، دنیا برات همینقدر کوچیکه. وقتي زودتر از موعد، خودت رو دفن کرده باشی چیز زیادی نمی مونه ک بخوای برگ
همه این تغییرا از وقتي شروع شد که حس کردم اولویت آخر هم نیستم اره دقیقا وقتي که به خودم اومدم و دیدم نیستم 
بودم اما حقیقت این بود که نبودم نامرئی شده بودم برا همه 
نشستم با خودم دودوتاچارتا کردم و دیدم چقدر تو این مدت به خودم بد کردم وقتي داشتن ذره ذره اعتماد به نفس منو میگرفتن وقتي تحقیر میشدم وقتي هر حرفی میزدم بهم القا میشد اشتباه میکنم درست فکر نمیکنم سطحی نگرم و و و 
برگشتم دیدم پشتم خالی خالیه و چیزی که اون لحظه اذیتم کرد این بود که خود
وقتي بهم پیامک میده میترسم.نمیدونم چه حرف تلخ دیگه ای داره.وقتي می خوام ببینمش میترسم.چون نمیدونم میخواد سر چه موضوعی جدیت نشون بده و وقتي برگردم خونه اعصابم خراب باشه و فکرم درگیر.سرموضوعاتی مثه اینکه چرا همچین حرفی زدم چرا اون حرفو زدم،چرا خودم بودم!!حتی میترسم معمولی ترین حرفامو بهش بگم.چون واکنشش همیشه تلخ بوده، مگر اینکه به سودش باشه.و من نمیدونم این مرموز بودن چه سودی برای اون داشته وقتي برای من همش ضرر بوده.مالی،احساسی و معنوی!
اگر ب
معمولا وقتي آسانسور در حال نصب می باشد، یا وقتي که سرویسکار یا تعمیر کار برای انجام خدمات یا تعمیرات از طریق ایستادن بر روی سقف کابین، قصد انجام فعالیتی را داشته باشد عملکرد جعبه رویزیون آسانسور معنی پیدا می کند.
ادامه مطلب
این روزا یا سرکارم یا ببیمارستان یا خوابگاه،به طور کلی میشه گفت سرم شلوغه،ولی نمیدونم چه مرگیه که وقتي خلوت میکنم با خودم یا  اخر شب وقتي میخوام سر رو بالش بذارم حال دلم خوب نیست.خودم میدونم چرا،ولی کاریش نمیشه کرد.میشه جای کسی که دوسش داری بری سربازی؟نه.پس تو این بیرونی و اون کیلومترها دورتر از همون دوری که قبلا بود ،تو پادگانه.و واقعا یه ساعت در روز حرف زدن کمه واسه این حجم از دلتنگی.
وقتي حوصله ت خیلی سر میره و خیلی ساعته که تنهایی مثل چند روز گذشته فقط یه پیاده روی تو بارون (البته باچتر چون وقتي برای سرماخوردگی نداری) و قدم زدن تو خیابون ولیعصر و سر زدن به کافه مورد نظر هرچند ببینی بسته باشه و خوردن بستنی قیفی همه چیو میشوره میبره! و حتی میتونی تصمیمات مهمی مثل نرفتن به مهمونی مورد علاقت و تصمیمی به شرح عبارت مرگ یه بار شیون یه بار رو درحق پروپوزالت انجام بدی!
+ واقعا نمیفهمم وقتي بارون میاد و هوا هم خوبه چرا مردم شیر و پیر
اینکه دنیا صفر و یک نیست٬ سیاه و سفید نیست سختش می کنه. اگه سیاه و سفید بود یا آدما رو سفت می چسبیدی و نگهشون می داشتی یا می نداختی دور و فرار می کردی. 
اینکه هر چیزی خاکستریه باعث میشه یه وقتایی سیاهیاش رو ببینی و یه وقتایی سفیدیاش. باعث میشه یه دقیقه ببخشیش و دقیقه ی بعد نبخشیش. باعث میشه یک لحظه دوستش داشته باشی و یاد چیز خوبی ازش بیفتی٬ اما دقیقه ی بعد با خودت هزار بار تکرار کنی که چرا نباید هیچ چیزی رو ادامه داد.
آدما خاکستری ن و دوست دارن
️رنگ سيمان: باید خاکستری با سایه های سبز تیره باشد.
️حالت ظاهری: باید نرم باشد؛ طوری که وقتي مشتی از آن را برداشته و بین دو انگشتمان فشار میدهیم، کلوخه نشود.
 ️دما: وقتي دستمان را داخل کیسه ای از سيمان میبریم باید کاملا خنک باشد.(حتی در تابستان)
️چگالی: باید به حدی چگال باشد که وقتي مشتی از آن را داخل حجمی از آب میریزیم، ابتدا برای دقایقی روی آب شناور باشد و سپس ته نشین شود.
️چسبندگی: باید مقداری از آن را روی سطح شیشه ای با آب مخلوط کرده و پس از
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتي در پرداخت‌های کوچک زمانی که وسع کوچک است در دادن واجبات مالی و هم‌چنین مالیات، کار سخت باشد،
معلوم است که وقتي وسع بیشتر بشود؛ به همان اندازه بلکه بیشتر کار سخت خواهد بود.
 
#از_خودمان_شروع_کنیم
وقتي که توو حرم روبروی ضریح وایساده بودم.
.
محرم امسال هم اومد.آسمون روشن تر از پارساله.
حداقل من شیشه ای ترم.
شایدم شیشه ی پارسالم دیگه کدر نیس.!
هیچ حسی لطیف تر ازین نیست که یکی در گوشت بگه فردا روز غریبی بانوی دو عالمه.
و مث ابر بهار اشک بریزی.
 
 
+اول صبحی مث بچه ها میخواستم گریه کنم چون مامانم حواسش بم نبود
++سحرو دیدم
+++واسه همه تون دعا کردم. توو دعاهاتون حواستون به همدیگه باشه،منم اگه شد دعا کنین
استاد ما می‌گفت من حتی وقتي یک مگس روی دستم می‌نشیند، از خودم می‌پرسم علتش چیست و این مگس برای چه کاری آمده؟
و من اضافه می‌کنم خدا بسیار مربی خوبی ست. همه‌ی حرف‌ها را مستقیم نمی‌گوید. گاهی آدم‌ها و حادثه‌ها را می‌کند آینه‌ای که خودت را تویش ببینی.
گاهی حرف را خودش می‌زند و یا تبدیلش می‌کنم به یک سوال و می‌گذاردش در دهان دیگران.
گاهی پیش می‌آید که می‌بینی قشنگ برای روزت سناریو چیده! از آدمی که توی کتابخانه در گوش بغل دستی‌اش پچ پچ می‌
بعضی وقتا که ادمای خوب تو زندگیم پیدا میشن و یا کسی بهم یه خوبی میکنه یا احوالم رو میپرسه در حالی که میتونه براش اصلا مهم نباشه.گریه ام میگیره.
امروز ازون روزاست که یه چیزی شبیه قند توی دلم بود و چشمام داغ شد.
وقتي اون دو تا استاده اینقدر مهربون بودن.
وقتي این پسر چینی امریکاییه به سبک اینجاییا ازم پرسید اخر هفته رو خوب گذروندی یا نه؟
وقتي هر طرف رو که نگاه میکردم میدیدم همه دارن رو وایت بوردایی که جا به جا روی دیوارای طبقه نصب شده با هم بح
من گرگ زاده رو blame نمیکنم که چرا میاد با اسم رضا صبری برای من کامنت میذاره (الان یکی گذاشته).
کلا دیگه blame نمیکنمش.
وقتي من باهاش اشنا شدم کودکی بیش نبودم.
بهم گفته بود خط قرمزم اینه که از من درباره خودم بپرسی! ولی من هرچی بپرسم تو باید جواب بدی.
خب وقتي کسی میگه از من هیچی درباره خودم نپرس، طبیعیه که ازش نخواهی پرسید هیچی.
جدی اینها رو به حساب این میذاشت که من ابزارش کردم، یا وسیله شده.
هیچوقت به این دقت نکرد که این رو خودش خواست.
من هم چند بار تلاش
در عملکردهای مختلف بدن، سلول ها انرژی مصرف می کنند. عملکرد سلول ها مواد زائدی تولید می کند که باید از بدن بیرون روند. وقتي این مواد زائد به اندازه کافی از بدن دفع نشوند، در بدن جمع می شوند. بالا رفتن میزان این مواد زائد در بدن، آزوتمیا نام دارد که با آزمایش خون سنجیده می شود. وقتي مواد زائد در بدن جمع می شوند، حال بدی در بدن ایجاد می شود که اورمی یا اوره خونی نامیده می شود.
 
دوست عزیز! وقتي شما تصمیم به بچه دار شدن میگیرید، معنی اش این است که شما تصمیم به بچه دار شدن گرفته اید. که در واقع نتیجه ضمنی اش این میشود که ما تصمیم به بچه دار شدن نگرفته ایم! و وقتي شما تصمیمی میگیرید قاعدتا معنی اش این میشود که مسئولیت این تصمیم به عهده شماست که با اندکی دقت میشود نتیجه گرفت که مسئولیتش به عهده ما نیست!
 
​​​​​​​خوب بودن زیاد سخت نیست!
کافی است مهربانی کنی،
زبانت که نیش نداشته باشد،
و کسی را نرنجاند همین خوبی
است.
وقتي برای همه خیر بخواهی،
همین خوبی است.
وقتي محبت بی منت باشد،
وقتي عشق بورزی،
وقتي زیبایی اشخاص را ببینی،
همین خوبی است.
مهم نیست که آدم ها چگونه اند،
مهم نیست جواب سلامت را 
میدهند یا نه،
تو سلام کن،همین خوبی است.
مهم این است که تو خوب باشی
آن ها روزی دلشان برای
خوبی هایت تنگ می شود.
 
 وقتي کمترین بیماری در جسمت پدید می آید به هر دری می زنی تا مداوایش کنی!
اما وقتي در روحت احساس درد و ضعف و کمبود می کنی آیا راهش را بلدی؟" وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً " اسرا/82خداوند متعال قرآن را برای درمان دردهایمان نازل فرموده. کافیست به طبیب و نسخه اش ایمان داشته باشیم.
بذارین بگم چی از هرچیز دیگه ای میتونه گیج کننده تر باشه، گم کردن هدف!وقتي که کلاس پنجم بودم و مامانم منو برد و کلاس زبان ثبت نامم کرد فکر نمیکردم که داره بهم هدف میده، داره یکی از مسیر های مهم زندگیمو برام درست میکنه. اگه به غر غرای من گوش میکرد و ثبت نامم نمکیرد الان من شاغل نبودم، الان احتمالا هیچی از زبان بارم نبود و فقط یه مسیر رو به روم داشتم و احتمالا حسابی ناامید بودم با وجود وضع الان مملکت.
وقتي مامانم دست منو گرفت و منو برد که ثبت نامم ک
بسم تو .
به نام تویی که حالا تنها دارایی من از این جهان شده‌ای. بچه‌تر که بودم هیچ وقت نمی فهمیدم که برای چه بعضی از مردم وقتي جوشن می‌خوانند اشک میریزند. برای چه گریه می‌کنند. اما حالا وقتي جوشن می‌خوانم و بیشتر به نام های زیبایت فکر می‌کنم اشک از چشمانم سرازیر می‌شود بی‌آنکه کوچکترین قصدی برای گریه داشته باشم.
ادامه مطلب
دیروز همسر در حالی اومد خونه که یه پرنده تو دستش بود. گفت داشتم از فلان جاده میومدم که این کبکه یهو خورد به سپر ماشینم. گفت پاش شکسته.
یه کارتن آوردم با مشت برنج و یه کاسه آب. گذاشتش تو آشپزخونه. خواستم بگم بذارش تو بالکن، بعد گفتم حالا گربه میخوردش عذاب وجدان همسر بدتر میشه! بد از ظهر رفتیم سر کار، وقتي برگشتیم دیدیم کبکه رفته زیر سینک. نمیدونم چرا اصلا فک نکردم اتفاق بدی باشه. فک نکردم کبکا هم پی پی میکنن! :/
صبح همسر چند ساعتی مرخصی گرفت که کار
نذر صدوچهارده هزار صلوات.
هی فکر میکنی به ته ذکر رسیدی، به شمارنده که نگاه میکنی میبینی کلی هنو ازش مونده!
تو معنویت هم اگه مثل معصومین نبودند گمان میکردیم به ته معنویت رسیدیم، ولی وقتي به اونا نگاه میکنیم میبینیم کلی عقبیم.
و خوب برخلاف شماره اندازها، کمالات اهل بیت قابل احصا نیستند پس همیشه این حالت وجود داره و نمیرسه وقتي که انسان احساس بی نیازی نسبت به انجام اعمال داشته باشه.
صوفی چه فکر میکنه نمیدونم؟!
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب