نتایج پست ها برای عبارت :

يار جنگيه من

+ستایش زیرپوستی به آقای مظفری میگه من کم کم داره ازتون خوشم میاد ولی از یه طرفم نمی خوام خوشم بیاد چون طاهر مرد اول و آخرمه :)
الان پسر خانوم مظفری داره جدی جدی به ستایش فکر می کنه!!!! 
عجیبا غریبا!
نشستن دور همی فیلم درست کردن :////
+ آقا ایرانسل دیگه خیلی بی چشم و رو شده الان چهارصد تومن دارم نمی‌ذاره با هیشکی تماس بگیرم یا پیامک بدم ! چه وضعشه آخه!
+ یه لحظه موقع پیام بازرگانی زدیم شبکه نمایش مرد و زن جوون همدیگه رو بغل کرده بودن! دیگه فیلم جنگیه صل
این پست هم معرفی‌نامه پادکست هست و هم درباره قسمت اول پادکست گالینگور می‌نویسم. احتمالا الان کمی گیج و متعجب به مانیتور زل زدین که پادکست چیه این وسط؟ این از کجا اومد دیگه؟ در این مطلب همه این‌ها رو توضیح میدم و میگم چرا پادکست؟ چرا گالینگور؟ و چرا شهر ها!
چرا پادکست؟
خب آدم‌ها روز به روز سرشون شلوغ و شلوغ‌تر میشه و از طرفی وقت تلف شدشون هم بیشتر میشه. بشر داره به سمتی میره که اکثر کارهاش رو با چشم و دستاش انجام میده (به لطف کامیپوترها) و
    کلیک نمایید  
 
سعی کردم به خاطر بیارم قبلا هم این کارا رو میکرد یا نه.آروم گفتم:
_بذار بشینم.
حس کردم عقب رفت و من صاف نشستم.آروم گفتم:
_فواد یه سوال بپرسم؟
با بی حوصلگی گفت:
_بگو.
_ما قبلا با هم رابطه داشتیم؟
بهم نگاه کرد و گفت:
_خودت چی فکر میکنی؟
_میدونم که هنوز.هنوز مثل قبل از نامزدیمونم،اما.
ادامه ندادم.بهم نگاه کرد و گفت:
_نداشتیم.
ناخودآگاه لبخند زدم و گفتم:
_خوبه.
با عصبانیت و خشم گفت:
_چرا؟؟
اعتراف میکنم ازش میترسیدم.زیر لب گفتم:
_خبچیز
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب