نتایج پست ها برای عبارت :

پر غر غر دعوا بگو دیگ موند از ما چی Mp3

یکی بود و فقط یکی بوداون یکی دلش بیش از یکی می خواستدلش خواست و دو تا شدروزی رسید که یکی موند و اون یکی نمونداونی که موند روزها با خاطر اونی که رفت موندیه روز دید باز یکی بود و فقط یکی بودو دلش ديگه خاطره نمی خواستو دو تا شداونی که رفته بود هم ‌.و خدا تکثیر شد در زمین 
فرزاد فرخ–بعد تو خاطرت توی قلبم جا موند
بعد تو خاطرت توی قلبم جا موند
این همه عشق من بی تو تنها موند
از وقتیکه تو رفت من موندمو حسرت
ای وای ازین غمه تنهایی
اره میخندی ديگه تا وقتی تو با من بودی
نه نگو رفتی ديگه منو یادت نیست
تو بی رحمی حالا تنها موندی تو
https://www.rosemusics.com/
دارم به چشمام التماس میکنم که باز بمونن چون دارم از دست میرم کم کم. امروز روز بزرگی بود. تشکیل شده از سیالات و الی و مهدی و دعوا و دعوا و دعوا و دلجویی و توجیه و معادلات و کوئیز و کارگاه و آواز و عکس و فیلم نسبیت خاص و. هنوز تموم نشده. تموم شو لعنتی :))
دعوا عملی است برای تثبیت حقی که به ادعای مدعی مورد تضییع واقع شده باشد.
شرایط اقامه دعوا حقوقی:
1- دعوا باید منجز باشد.
2- درخواست کننده باید ذینفع باشد.
3- درخواست کننده باید اهلیت اقامه دعوا داشته باشد.
4- درخواست کننده باید سمتش محرز باشد.
#دادرسی
نفع در لغت به معنای سود ، بهره و منفعت می باشد.
بنابراین کسی که دعوای را اقامه می نماید باید از آن سود و بهره و منفعت ببرد.
خصوصیات نفع:
1- حقوقی و مشروع باشد. (عقلایی باشد)
2- شخصی و مستقیم باشد. (یعنی سود و بهره و منفعت از اقامه دعوا، مستقیم به جیب خواهان واریز شود و یا از طریق وکیل خواهان که می بایست وکیل دادگستری باشد به جیب خواهان واریز گردد.)
3- به وجود آمده باشد. ( یعنی در زمان اقامه دعوا باید سود و بهره و منفعت وجود داشته باشد و این بدان معناست ک
در ۹۹٪مواقعی که با همسرم وارد دعوا و مشاجره و بگو مگو میشم،نهایتا چيزی که میاد تو ذهنم اینه که ارزششو داشت؟ارزش داشت سر فلان چيز بی مورد با همسرم دعوا کنم و آرامش زندگیمو بهم بزنم؟همیشه هم جوابم اینه که نه ارزششو نداشت.
مشکل من اینه که تحمل بی نظمی و گیج بازی و حواس پرتی برام سخته و دیدن اینها از همسرم باعث میشه از کوره در برم و اون هم بهش برمیخوره شدیدا.
 
آخ چقد این تپش قلب اذیتم میکنه.
داشتن برخورد صحیح زمان دعوا با همسر از بزرگ شدن اختلافات زوجین در زندگی مشترک جلوگیری می‌کند. یادگیری راه‌های صحیح بیان عقاید و اختلافات کوچک و بزرگ از جمله مهم‌ترین مسائل در زندگی شویی است. فراموش نکنید که دعوا با همسرتان به معنی پایان زندگی مشترک و نفرت از یکديگر نیست، مگر این که راه‌های صحیح ارتباط با همسر و نحوه درست حل مشکلات را در زندگی مشترک بلد نباشید. به همین دلیل قصد داریم مهم‌ترین نکات و مواردی که باید در زمان دعوا با همس
اعتبار امر قضاوت شده یک قاعده عقلی است و اولین بار توسط "امیر کبیر" در نظام حقوقی ایران وارد شده است. این قاعده به عنوان مانع دائمی از طرح دوباره همان دعوا در همان مرحله می باشد.
اعتبار امر قضاوت شده دارای سه شرط است که متفقاً باید رعایت گردد:
1- وحدت اصحاب دعوا
2- وحدت موضوع دعوا
3- وحدت سبب دعوا

تنها قراری که اعتبار امر قضاوت شده را داراست، قرار سقوط دعواست و سایر قرار های مطروحه در قانون آیین دادرسی مدنی فاقد اعتبار امر قضاوت شده میباش
الان، بعد از خوندن چند تا پست(!)، به این نتیجه رسیدم که بیام یه هدف برای خودم بذارم؛
اینکه سعی کنم، حالا که دوستش دارم و اونم این همه خوبه، کمتر دعوا کنیم :|
میدونم خیلی لوسه. ولی خب فکر میکنم خیلی الکی به هم میریزم بعضی وقتا و الکی دعوا راه میندازم.
یه مبحثی داریم به نام حریم شخصی و من تو این ربع قرن زندگی تونستم با یه راه حل حریم شخصیمو حفظ کنم اونم با دعوا
یعنی حتما باید با طرف مقابل که اکثرا هم دخترا هستن با دعوا فضولیا و کنجکاوی هاشون رو پاک کنم
خلاصه اینکه فعلا پای خیلیا رو از زندگیم بریدم تا بعدش یاد بگیرم چجوری میتونم کلا حریم شخصیمو حفظ کنم
 
اول: روزهای سوگواری آقامون حسین(ع) هست. کسی که وقتی دید بعد از برادرش به صلح و شروط ایشون توجهی نکرده‌ن، دید که از اسلام یه ظرف خوشگل خیره‌کننده‌ی قرص‌ومحکم مونده که توش رو پر از پِهِن کرده‌ن، تاب نیاورد و قیام کرد! قیام نکرد که ظرف رو بشه، پاشد که پِهِنا رو بریزه دور، ظرفو بشوره، پاک کنه و توش دومرتبه گُل بریزه و حق. ولی همه می‌دونیم کار آقامون نیمه‌تموم و هبط‌شده و هدررفته می‌موند اگر.بله! اگر زینب و سجاد(ع) نبودن. زینب رو که می‌شن
مشکل از جایی شروع میشه که بنا رو میذاریم به قضاوت در حالی که میتونیم این کارو نکنیم! اگر در مورد یک شخص فکر اشتباهی داریم میتونیم بهش بگیم که توجیهمون کنه نه اینکه اون فکر اشتباه رو اونقدر توی ذهنمون تکرار و بزرگ کنیم که ديگه نشه جمعش کرد.
وقتی با یکی سر یه موضوعی دعوا داریم بهش بگیم فلانی من سر فلان موضوع باهات دعوا دارم. قانعمون کرد چه بهتر نکرد خدا همراهش باشه. هیچوقت نباید حاضر باشیم با فکر اشتباه خودمون یهو رابطه رو خاتمه بدیم و کینه اند
تعبیر خواب دعوا با مرده
در این مطلب از سایت جسارت می خواهمی در مورد تعبیر خواب دعوا با مرده صحبت کنیم. شاید هر کسی این خواب را ببیند ناراحت شود که با مرده دعوا می کند ولی باید توجه داشت بسیاری از خواب ها ظاهر خوبی ندارند ولی تعبیر خواب خوبی دارند مانند تعبیر خواب دعوا کردن.
تعبیر خواب دعوا با مرده همسر
معبرین غربی معتقدند که اگر در خواب مشاهده کردید که به همسر یا نامزد مرده خود دعوا می‌کنید نشانه آن است که شما تلاش می‌کنید تعدادی از احساسات د
ام حقیقتش پست قبلی نصفس:/// و قرار نبود منتشر بشه خخخخخخ ولی بر طبق عادت ذخیره و انتشار رو زدم
حقیقتش ديگه یادم نمیاد ولی یکی از دوازدهمیای فتو با همین حدیثه دعوا کردن :))
کلا تو 5 روز 6 بار دعوا میشه! 
مثلا همین چهارشنبه گذشت یکی از یازده کامپیوتریا با فتوشاپ عکس یکی از بچه های ما ینی یازده گرافیک رو فتوشاپ کرده بعد این هم فهمیده عصبانی مامان و گیس و گیس کشی
یا دفه پیش باهم قرار گذاشته بودند بعد مدرسه دعوا نامردی اگه بری 
اوووووووو کلا تو مدرسه م
بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی وقتها آدمها به شوخی یا جدی از دعواهاشون میگن؛ 
من با خودم فکر میکنم ما تو این ١٥ سال یکبار هم دعوامون نشده؛ دعوا به این معنا که یکی اون بگه، یکی من. به این معنا که صدامون بالا بره، که درگیری لفظی پیش بیاد. شده که من دلخور شدم، ناراحت شدم، با سردی برخورد کردم ولی دعوا نشده.
می دونی چرا؟ 
چون او انقدر منیت نداره، انقدر سِلمه، انقدر بی توقعه که هرچقدر هم در مقابلش قرار بگیری، دعوایی رخ نمیده!
انقدر خوبه، که بعضی وقتها
دانلود خلاصه کتاب ادله اثبات دعوی دکتر شمس
 
 
 
دانلودفایل
 
 
 
Search ResultsWeb resultsخلاصه جزوه ادله اثبات دعوی دکتر شمس | جزوات حقوقیhttps://www.mollakarimi.ir › tag › خلاصه-جزوه-ادله-اثبا.Translate this pageکیه که ندونه درس آیین دادرسی مدنی و حقوق مدنی و به تَبَعِش ادلۀ اثبات دعوا که در هر دو درس، مشترک است، مهم‌ترین درس در همۀ آزمون‌های حقوقی مثل وکالت، قضاوت و سردفتریه .دانلود جزوه ادله اثبات شمس/عبدالله شمس :: دادیار انلاین پرتال جامع .dadyar-online.blog.ir › دانلود-جز
حدسم درست بود، ح با یاسی است و دارند از حضور هم بهره می‌برند. خوش بحالشون. به من چه. چقدر از این دنیا بدم میاد. محدودیت. متنفرم. دلم براش تنگه؟ نمی‌دونم، دلم می‌خوادش! نمی‌دونم، ح هم مثل س و م و استاد. با اونا کم زمانی نداشتم. . اما تنها کسی که لمسم کرده بود و دوسم داشت ح بود. نه نه از فکرشم بیا بیرون اون مال من نمیشه، اون یاسی رو دوست داره و با من بودنش لذت لحظه‌ای بود . اصلا ولش کن گور بابای این بغضی که تو گلومه . گور بابای همه چيز . من دار
راستش نمیدونم گفتنش درسته یا نه ولی خب دوست دارم راهنمایی یا نظرین بدین
من یه پسری ام که امسال کنکور دارم،خانواده ما وضعیتش متوسط رو به پایینه، از موقعی که یادمه تو خانواده ما جنگ و دعوا بودش، من که خودم به شخصه خیلی از این دعوا ها آسیب خوردم، دعوا ها هم فقط بین پدر و مادرم نبود، بلکه بین فامیل هامون هم بود، طوری که انگار به خون هم ديگه تشنه هستن، وضعیت طوری شد که با تمام فامیل هامون تقریبا قطع ارتباط کردیم، درست تو سن اوج نوجونیم که به نظرم س
تعبیر خواب دعوا با مرده
در این مطلب از سایت جسارت می خواهمی در مورد تعبیر خواب دعوا با مرده صحبت کنیم. شاید هر کسی این خواب را ببیند ناراحت شود که با مرده دعوا می کند ولی باید توجه داشت بسیاری از خواب ها ظاهر خوبی ندارند ولی تعبیر خواب خوبی دارند مانند تعبیر خواب دعوا کردن.
دعوا کردن به طور کلی کار خوبی نیست ولی ممکن است در خواب خوب باشد
تعبیر خواب دعوا با مرده همسر
معبرین غربی معتقدند که اگر در خواب مشاهده کردید که به همسر یا نامزد مرده خود دع
دیشب خواب دیدم
د_ف تو خوابم بود و نان استاپ جنگ و دعوا بود
د_ف_ش هم بود و به طرز شدیدا عجیبی فقط نظاره گر بود و دخالتی نمیکرد
اصن یه وضعی بودا
 
سیستمم عجیبه
وقتایی که از یکی شدید شاکیم و امکان دعوا کردن با طرف واسم وجود نداره
شب تو خوابم میاد و یه دل سیر اونچه تو دلمه رو بهش میگم و خالی میشم
میشورم و پهنش میکنم رو بند و خلاصه اونچه تو واقعیت از دستم نمیادو تو خواب حساااببییی جبران میکنم
 
صبحشم که از خواب پا میشم انگار از رینگ بوکس برگشتم، حسابی
دیشب
دعوا کردم
تو گروه کلاس
یه سریا رو انداختم به جون هم و طبیعتا به جون خودم
نمیدونم چرا یه لحظه خون به مغزم رسید یا نرسید و ییهو حس کردم لازمه الان یه فتنه بندازم تو کلاس و انداختم
زنگ زدن گفتن کوتاه بیا
نیومدم
پشت تلفن داد میزدم و اتاق بغلی با مشت میزد به دیوار که یعنی خفه شو
اما رگباری گفتم و گفتم و گفتم
اومدن پی وی
باز حرفمو زدم
گروه شلوغ شد
چند نفر افتادن به جون هم
هرکی اومد پی وی مستقیم و غیر مستقیم ریدم بهش
یه نفرم اومد تو اتاق مون که کامل
کانادا شده عین میدون جنگ
 
ایرانیا واقعنی از نژادهای مختلفن
ترکیه ای ها واقعا از نژادهای مختلفن
اینقدر بینشون دعوا نیست که بین کاناداییا هست.
brag
drag
show off
هر کوفتی که فکر میکنین
از صبح تا شب دعوا میکنن سر نژاد
فرست نیشن ها خیلی خیلی عصبانی و ناراحتن.
 
یعنی اوضاع اینقدر اینجا خرابه
که من به این فکر میکنم
 
که که واقعا ایرانیا با چه شهامتی اینجا بچه میارن؟!
 
بعید میدونم این کشور بیشتر از سی سال ديگه دووم بیاره.
 
جدا اوضاع خرابه.
 
نگاه نکنین که م
این پستو دیروز گذاشتم چند ساعتی و برداشتم ، چقد دلم میخواست دیروز وقتی نوشتم "مطمئن نیستم بازم"، مطمئن می‌شدم امروز. ولی الان تمام بدنم میلرزه از شنیدن این خبر جدید و باورم نمیشه. کاش دروغ بود خدایا کاش دروغ بود.
 توی گروه دوستان ( تلگرامی) چندشب پیش همه داشتن باهم دعوا میکردن سر همین اخبار ضد و نقیض. پریشب رفتم گفتم ای بابا من دیر رسیدم به دعوا. خندیدن. 
رفتم دیدم امروز همه ساکتن. فقط یکی داد زده و بقیه گفتن آروم باش برادر ما همدردیم. نوشتم کا
دانلودpdf خلاصه کتاب ادله اثبات دعوی دکتر شمس
 
 
دانلودفایل
 
 
 
Search ResultsWeb resultsخلاصه جزوه ادله اثبات دعوی دکتر شمس | جزوات حقوقیhttps://www.mollakarimi.ir › tag › خلاصه-جزوه-ادله-اثبا.Translate this pageکیه که ندونه درس آیین دادرسی مدنی و حقوق مدنی و به تَبَعِش ادلۀ اثبات دعوا که در هر دو درس، مشترک است، مهم‌ترین درس در همۀ آزمون‌های حقوقی مثل وکالت، قضاوت و سردفتریه .دانلود جزوه ادله اثبات شمس/عبدالله شمس :: دادیار انلاین پرتال جامع .dadyar-online.blog.ir › دانلود-جز
 
 
توی دهی اون دور دورا
یه جای خوب و با صفا
یه پسری بود اسمش حسن
بازی میکرد تو دشت و دمن
همش ولو تو کوچه ها
بازی میکرد با بچه ها
صبح می خوابید تا 10 صبح
چه بچه ای آه و آه و آه
تنبلی میکرد نمیرفت حموم
همه کارش بد و ناتموم
توی خونه یا کنار آب
از صبح تا شب بخور و بخواب
با بچه ها دعوا میکرد
سروصدا به پا میکرد
حسنی به مکتب نمی رفت                وقتی میرفت جمعه می رفت
 
توی دهی اون دور دورا
یه جای خوب و با صفا
یه پسری بود اسمش حسن
بازی میکرد تو دشت و دمن
ه
✨﷽✨
✅یک #حدیث قدسی هست که خیلی عجیب،اصلا آدم را از خجالت آب میکند . . .
✍ خداوند تبارک و تعالی میفرماید:یا مُطْلَقاً فِی وِصٰالِنا، اِرْجِع؛ وَ یا مُحلفا عَلِیِّ هجرنا، کَفَر؛ أَنَّما ابعَدنا اِبْلیس لِانَه لَمْ یَسْجُدُ لَکَ، فَواعَجَبا کَیْفَ صَالَحَتْه وَ هَجَرتَنا؛ ای کسی که وصال ما را ترک کرده‌ای، برگرد. و ای کسی که بر جدایی از ما سوگند خورده‌ای، سوگند خود را بشکن. ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد، پس چقدر عجیب
روز گذشته رئیس سابق مجتمع دانشگاهی مالک اشتر؛ علیه جریان موسوم به عدالت‌خواهی شاهین‌شهر نزد مراجع قضایی طرح دعوا کرد.
  به گزارش پایگاه خبری صدای جویا از اصفهان، به گزارش پایگاه خبری صدای جویا از اصفهان، دکتر محمدرضا عرب یارمحمدی رئیس سابق مجتمع دانشگاهی مالک اشتر روز گذشته با حضور در دادگاه عمومی و انقلاب شهرستان شاهین‌شهر و میمه علیه محمدامین یوسفی لیدر اصلی جریان موسوم به عدالت‌خواهی شاهین‌شهر، مدیر کانال آتش به اختیار و چند کانا
دردعوای زن وشوهری زندگی همه زن و شوهر ها جر و بحث و دعوا به علت متفاوت بودن طرز فکرهایشان وجود دارد تا جایی که قدیمی ها دعوای زن و شوهری را نمک زندگی می دانستند اما در بسیاری از موارد بعد از دعوا رفتارهای اشتباهی از زوجین سر می زند که به کل زندگی را شور می کند و باعث تثبیت و طولانی تر شدن این بحث ها می شود .در این بخش از سبک زندگی شما را با اشتباهات مخرب پس از این دعواها آشنا می کنیم تا با دانستن آن ها بتوانید این رفتارها را ترک کنید و ديگر تکرار ن
خب
امسال هم با تمام بدی ها و خوبی هاش تموم شد و رفت تو بایگانی دلمون♥.امسال کنارهمديگه اتفاقای زیادی رو پشت سر گذاشتیم؛باهم قهرکردیم،بعد چندروز آشتی کردیم.باهم دعوا کردیم اما بعداز یه مدت کوتاه دوباره شدیم همون اکیپ سابق‍‍‍.
به خاطرهمديگه بابقیه دعواکردیم.باهم بازی کردیم.باهم بزرگ شدیم.باهم گفتیم و خندیدیم.باهم و برای هم گریه کردیم.برای همديگه کادو خریدیم.برای همديگه تولدگرفتیم.باهم بحث کردیم.باهم کل کل کردیم‍♀‍♀.همديگه روسورپرای
​​هشدار:+۱۸
 
 
ابراهیم نبوی یک بار یک خاطره از زندان نوشته بود که درست تلخ‌ترین چيزی بود که در زندگی‌ام خواندم.از یه (تقریباً) پسربچه که وارد زندان شد و همه لات‌ها به او کردند و آن پسر معتاد شد، از ریخت افتاد و ديگه سرش دعوا نبود و کم‌کم سرِ نخواستنش دعوا بود، ديگه بابتِ ک*ون دادن» مواد هم به او‏ نمی‌دادند و افتاد به مصرفِ قرص‌های قرمزی که شهرداری با آن سگ‌ها را می‌کُشد، و در راهرو می‌خوابید، مثلِ اسکلت شده بود تا یه روز که همان‌
Downton Abbey رو دیدیم.
 
دوستم یهو اینو ربط داد به ایتالیا به طریقی، 
نمیدونم چطوری.
 
(راستی من بعد دو هفته هنوز درک نکردم پوینت فیلم Luce چي هست، خیلی هم بهش فکر کردم، نقدها رو نخوندم.)
 
بعد من یهو فلش بک زدم به اعماق وجودم و یاد یه چيزی افتادم.
 
لیسانس که بودم، مثلا فکر میکردم اینایی که میرن خارج، چه ادمای باکلاسی هستن.
تا که به لطف دوست عزیزم سفر کردم ترکیه.
 
بعد یه دختره بود که مال فرمانیه بود.
اون موقع که ما نمیدونستیم خارج کجاست دقیقا، این ددیش
آبجی هلاکمون کرده ،هر دفعه که دعوا می‌کنن میاد میگه میخوام به هم بزنم هفته ای دو سه بار تقریبا 
هر بار ما به مامان میگیم زود دست به کار شو .مامان طرف پسره رو می‌گیره و هممون کلافه و عصبی با داد و بیداد قهر میکنیم همه با هم قهر .جو سنگین 
دیروز آبجی بزرگه گفت هر دفعه دعوا میکنید میای اینجا و اعصاب همه رو خورد میکنی وقتی خوبید با هم چرا نمیای بگی این اخلاقش خوبه این کارا رو میکنه 
خوشیت تنها تنها غمت تو دلِ ما، چقد قشنگ گفت 
دیشب پسره نصف شب زن
۱. Bonding time
۲. کاکا پختم چق خوشمزه شد [رفتم گوگل دیدم مث ک کاکای کدو حلوایی اینام هس اونام باس امتحان کنم خیلی ساده و مقوی بعد هم ب درد صبونه میخوره هم عصرونه هم بغل چایی یا شیر برا مهمونیای خودمونی] + دوغ سنتی
۳. کلاه شوهریو تموم کردم موند پوم پومش + گردنیشو شروع کردم
داستان کوتاه:یه روز دو تا کلاغ داشتن دعوا میکردن یکی میگفت من جاسوس بهتریم تو شب هیشکه منو نمیبینه اونیکی میگفت منم از تو چيزی کمتر ندارم پرم سیاه نیست که هست فضول نیستم که هستم خلاصه هردوتاشون داشتن افتخار میکردن که بدتر از اون یکی ان و شاد بودن از این قضیه تا اینکه هوا سرد شد و برف اومد اون یکی گفت من مرغه رو خوب میشناسم زن معربونیه اون یکی گفت آقا سگه بعتره یه عمر جاسوسیشو کردم انقدر بهم پیچيدن و دعوا کردن که شب شد و دوتاشون سرما خوردن خلاص
هیچ‌وقت ندیدمش. ده سال پیش بود، نتایج المپیاد آزمایشی فیزیک اومده بود. رتبه‌اش چند نفر بعد از من بود. اسمش توی ذهنم موند. آلما. گاه و بیگاه سرچش میکردم. نمیدونم چرا. اسم و فامیلیش خاص بود برام. 
امروز بعد ده سال، دوباره اسمش رو دیدم. از کشته‌شدگان سانحه سقوط هواپیمای اوکراین. 
آلما. اسم قشنگی داشت. روحش شاد. 
دیشب خیلی عصبی بودم. خیلی زیاد. همش احساس میکردم میخوام پریود بشم. ولی تقویم میگفت زوده. دیر خوابیدم و صبح پا شدم دوباره درس بخونم. وااااای که چقدر از شب امتحانی خوندن متنفرم. بعدش هم که سلام بر پریود.
رفتم امتحان دادم و اومدم. نمیدونم دلیلش یا وسواسه، یا بلد نبودن زیاد، یا بلد بودن! امتحانای این ترم رو خیلی مینویسم. دوشنبه استاد بهم گفت بسه ديگه همه رو نوشتی! امروزم برگه رو که دادم استاد یه لبخند عجیبی زد، نمیدونم نشونه خوبیه یا نه.
 
یه انیمه
مهرداد مختاری عضو شورای شهر شاهین‌شهر با حضور در دادگاه از مدیر مسؤول پایگاه خبری صدای جویا نزد مراجع قضائی طرح دعوا کرد.
  به گزارش پایگاه خبری صدای جویا از شاهین‌شهر اصفهان، صبح امروز ۲۵ آبان ماه ۱۳۹۸ مهرداد مختاری عضو شورای شهر شاهین‌شهر با حضور در دادگاه در خصوص اخبار منتشرشده در این پایگاه خبری با تیترهای مختلف با ارائه‌ شکوائیه‌ای با وکالت مهدی جعفری علیه نورالله جویا مدیر مسؤول پایگاه خبری صدای جویا نزد دادیاری دادسرای عمومی و
دانلود موزیک از این شهر برو 2 از دنیا به همراه لینک مستقیم 
 
دانلود آهنگ دنیا به نام از این شهر برو 2 320
دانلود آهنگ دنیا به نام از این شهر برو 2 128
 
در ادامه شاهد متن شهر برو 2 هستید:
از این شهر برو برو یه جایی که زندگی کنیتو جز خودت به هیچکی فکر نمیکنیغم تو چشمامو حس نمیکنهفقط برو همینو بساز امشب تورو سپردمت به اون که پیششیکه واسش از همه چي دست میکشیاز این به بعد اسم عشق میشه چيبرو که بد دلم شکستشکستن منو نگاه میکنیتو روزگارمو سیاه میکنیبدون م
 
اینجا یه وبلاگ عمومی نیست، پس اگر شما مخاطب این پیام هستین
سلام 
میدونم که تعجب کردین خب من چند بار ديگه تلاش کردم تا مجدد بتونم با شما صحبت کنم ولی هر بار به در بسته خوردم.  و تنها راهی که برام باقی موند اینجا بود. من تک تک این سطر ها رو اینجا امیدوارانه نوشتم و مطمئنم که اگه صلاح باشه به شما میرسه خانم دکتر.
در پناه خدا
دوست حساب کردن دوستای سابق بی فایده ست.
نه دل‌آرا برام دوست موند نه فاطمه و ماریا و نگار و نه حتا مهسو!
این همه نفرت از کجا اومد تو دلم که وایسادم دم پردیس هنر با گریه داد زدم که با شما بهم خوش نمیگذره؟ از کجا واقعا؟
این همه درد و آوار از کجا رو سرم فروریخت که دنبال هر تسکینی که میرم خودش یه درده؟
این‌همه استرس رو از کجا آوردم که توی هرکلاسی که می‌شینم حرف نمی‌زنم تا اشکم سرازیر نشه؟ 
و مهم‌ترین سوال. از دور به نظر میومد که دانشجو شدن انقدر جا
●با دیدن آدمایی که چشماشون برق می‌زنه گریه‌م می‌گیره چون من روزی جزء همین آدما بودماحساس می‌کنم درست از وحم مراقبت نکردم و باید بابت این مراقبت نکردن جواب پس بدم.هنوز چيزایی هست که منو به آدما وصل می‌کنه و این از بزرگ‌ترین دارایی‌هامه حتی اگه بلد نباشم از رابطه‌هام مراقبت کنم.
اما خی‌لی وقت بود انقدر مستقیم تو چشمای آدما نگاه نکرده بودم و برق چشماشون توی چشمام منعکس نشده بود.همه‌ی این چند وقت چشمامو بستم در و دیوار رو نگاه کردم که ت
من و میمة [ایشون مونث هستند] و سین [اگر مونث بود، واقعا چيز خوبی می‌شد، البته اگر میمة هم ی» نداشت، چيز بهتری می‌شد] هم‌کار بودیم. از دست این دوتا و بیشتر میمة، من کارم به مشاوره کشید. اوایل که وارد مجموعه شدم، من بودم و میمة و یه میم ديگه که بین میم‌ها دعواهای بسیار می‌شد. اما خب همديگرو هم دوست داشتن و البته بیشتر میمة.
میمة با این‌که میم رو خیلی دوست داشت اما می‌دونست بهش نمی‌رسه و بر سر قلمروخواهی هم جنگ داشتن، به منم یه نیم‌نگاهی داشت.
من بعد از اومدن به مدرسه عادی (دولتی) یه زندگی عادی و لذت بخش رو شروع کردم البته به جز قسمت سرماخوردگی و. شبا ديگه خوابم میبره، صبح نماز راحت بیدار میشم؛ روزا یک ساعت میخوابم تقریبا سه ساعت درس می خونم روزی (میدونم واسه کنکور کمه ولی قدم به قدم و آهسته هنوز خیلی وقت هست) شب باشگاه میرم، سعی هم میکنم مطالعه آزاد رو همیشه داشته باشم.از این زندگی راحت یه مسئله‌ای منو آزار میده و اون نیاز داشتن به پول و داشتن مشکل مالی در خانواده است. متاسفانه، ک
استرداد دعوا فقط از طرف شخصی که   طبق قانون خواهان نامیده می‎شود پذیرفته خواهد شد. بنابراین علاوه بر  خواهان اصلی، اشخاصی که خواهان دعوای متقابل و وارد ثالث نیز گفته می‎شوند،  می‌توانند دعوای خود را مسترد کنند. اما در هیچ شرایطی خوانده نمی‌تواند  دعوا را پس بدهد و به عبارتی مسترد کند. 
  
استرداد دعوا در اصطلاح حقوقی به  معنای پس گرفتن دعوا و شکایت است. گاهی مدعی به دلایلی منافع خود را در باز  پس گرفتن شکایت می‌بیند و مایل نیست که دادگاه
ربات مبتنی بر هوش مصنوعی با انسان درباره مزایا و مضرات هوش مصنوعی بحث و دعوا کرد.به  گزارش فارس به نقل از نیوساینتیست، ربات مبتنی بر هوش مصنوعی با انسان درباره مزایا و مضرات هوش مصنوعی بحث و دعوا کرد.
در این مناظره ربات هوش مصنوعی موفق به توجیه انسان مبنی بر مزایای زیاد استفاده از هوش مصنوعی شد.
این ربات اعضای حاضر در مناظره را به شدت متقاعد کرده است که کاربرد هوش مصنوعی بیشتر و بهتر از صدمه‌های آن است.
Project Debater»، یک ربات توسعه یافته توسط IBM
بعضی وقتا نفس‌های آدم به قدری سنگین می‌شن که صدای خراشی که به سینه‌ات وارد میکنن رو می‌شنوی.
اونقدرا دنیا کثیف شده که میپذیرم باید ایستاد تا نمرد. تا جایی مه فقط بتونم ثابت کنم میشه نمرد و زنده موند. همین!غایت دنیا به همین خلاصه می‌شه.
یکی از مشکلاتی که معمولا در دعاوی حقوقی پیش می آید این است که خوانده (کسی که دعوی علیه او طرح شده است. به دادگاه فراخوانده می‌شود تا به دعوای خواهان پاسخ دهد) در طول مدت دادرسی خواسته (مال مورد دعوا) را به افراد ديگر منتقل می کند و یا بعضا اقدام به آسیب زدن به خواسته می کند. بنابراین قانون گذار در نظام حقوقی ایران برای جلوگیری از هرگونه تضییع حقوق خواهان (کسی که دعوایی را طرح می‌کند و از دادگاه می‌خواهد به امری رسیدگی کند)، راهکار قرار تامین خ
یک قاعده داریم که؛ هیچ عامی نیست که تخصیص نخورده باشد. به بیان ديگر، هر اصلی همیشه استثناء دارد.
در خصوص دعاوی ترافعی به موجب ماده 11 قانون آیین دادرسی مدنی رفتار میگردد: بدین منظور که دعوا پس از تعیین دادگاه دارای صلاحیت ذاتی، می بایست در دادگاهی مطرح گردد که
1- خوانده در آن محل اقامت داشته باشد. یا 2-خوانده در آن محل ست داشته باشد. یا 3-خوانده اگر محل اقامت یا ستش معین نباشد، آن دادگاهی صلاحیت محلی برای رسیدگی به دعوا را دارد که خوانده در
بسم الله الرحمن الرحیم قربة الی الله . . باید رفت، باید دنبالِ پرچمت تا ابد رفت. . باید موند، باید پایِ این روضه ها تا ابد موند. . . یه عده پایِ حق که میرسه فراری و یه عده پایِ حق که میرسه فدایی ان چه کعبه رفته ها که حاجی هم نمیشن و چه کربلا نرفته ها که کربلایی ان . . سفر بخیر، جوونی که شدی عاقبت به خیر سفر بخیر، به مقصدت رسیدی مثل زهیر سفر بخیر سفر بخیر . . . اصلا این شعر رو برای من و تو خوندن، برای من.یه عده پایِ حق که میرسه فراری و. . برایِ تو یه
دوست داشتم برای برنامه کودک‌ها نامه و نقاشی بفرستم. یک بار خیلی جدی هر چي دوست داشتم نوشتم ولی چون پست کردن و درخواست چنین چيزی از خانواده برام سخت بود (هیچ یادم نمیاد اصلا ازشون درخواست کردم یا نه) نامه را گذاشتم زیر فرش و باقی موند. بعدهایک نفر بزرگ‌تر تو خونه پیداش کرد و هیجان زده بلند بلند خوند و مسخره کرد در حالیکه که قدم به قدشان نمی‌رسید.
یعنی امروز چه اتفاقی میوفته؟
هرچي بشه بازم نحسه!!
دیشب کلی بارون بارید^^
خدا کنه امروزم بباره 
برگردیم سراغ امروز! 
میرم ببینم قراره چي بشه،هرچي که شد و رو دلم موند
و حالم رو حسابی گرفت بهتون میگم
[ مشکل بزرگم اینه ک نت‌م خیلی کمه و اگه امروز تموم‌شه یعنی سه‌شنبه واقعا نحسه!چون دیشب ۱۵۹مگ مونده بود و من تو اینستاگرام بودم و کلی‌م چيز دیدم:/ بعدشم تو نت چرخیدم! ]
ارغوان چارقدش رو سرش کرد، بلند شد سرش رو از میون پنجره نیمه باز برد بیرون، نیم تنه شو کش داد و تا کمر از پنجره آویزون شد و دست دراز کرد تا تنها اناری که تو بالاترین شاخه درخت مونده بود رو بچينه، نوک انگشتاش رسید به انار، ارغوان نگاهش به آسمون بود و میشنید که  پرنده ها بهش میگفتن میرن که تو پرو بمیرن، انار روی زمین افتاد و ترک خورد و رنگ قرمزش سنگ فرش رو پوشوند، چارقد ارغوان روی شاخه موند و ارغوان همراه پرنده ها می رفت که تو پرو بمیره.
زمین بازی، میدان جالبی است برای یاد گرفتن. اصل یاد گرفتنِِ زندگی، وسط همین بازی هاست؛ وگرنه ساعت ها کلاس و سخنرانی و منبر، اندازه یک دعوای ساده در زمین فوتبال چيز یاد آدم نمی دهد، البته به شرطی که یکی باشد که درست دعوا کردن را یاد آدم بدهد، وگرنه از دعوا کردن هم فقط چنگ انداختن، خراشیدن و رنجاندن را به امید برنده شدن یاد می گیریم.
خلاصه که خیلی چيزهای اضافی به بچه‌ ها یاد می دهیم و از یاد دادن چيزهای مهم تر می مانیم؛ تازه اگر خودمان آن ها را بل
خیلی دلم میخواد همه چيو بزنم کنا ودوباره کنکور بدم!
اما هم حال روحیم هنوز داغونه
هم هزینه کردم برا این 3ترم
هم پول ندارم کتاب بخرم ویه جورایی از خانوادم میترسم!
حسرت پزشکی به دلم موند.
گرچه ژنتیک پزشکی هم میشه خوند با رشتم !
نمیدونم شاید از سال بعد کنار دختر خالم که میره نهم بخونم هرسال کتاباشو!
دلم میخواد قایمکی بخونم بدون اینکه کسی بفهمه!
نمیدونم چي میشه!
 
پ ن :کاش دوستی بود بشه باهاش حرف زد.قدم زد ویه دل سیر از دلتنگیات گفت.
توی رویاهام، یک پسر داشتم بزرگش می‌کردم بهش درس شهادت می‌دادم بعد می‌شد سرباز رکاب حاج قاسم. حاجی بهش یاد می‌داد یک سرباز امام زمان چطور باید باشه؟ میگفتم پسرم هر چي سردار میگه گوش بده دل بده کم کسی نیست. حرفاشو بذار روی چشمات.
صبح بیدار شدم تا حالا اشکم بند نمیاد چطور باور کنم نبودنتو؟ چطور باور کنم رفتنو؟ چيزی جز شهادت حق شما نبود.
دارم رویاهایی که بافته بودم پنبه می‌کنم پسرم بی سردار موند
امروز توی ایستگام منتظر بودیم مترو بیاد.یهو یه علی آقایی اومد سمت قسمت خانوما.یه خانومی میشناختش و گفت با لیلا خانوم کار داری؟ اونم گفت اره.
خانومه داد زد لیلا خانوم. علی آقا هم که شرمش میومد بره پیش لیلا خانوم وسط اون همه ادم.همون اول جایگاه بانوان منتظر موند
لیلا خانوم تسبیح به دست داد زد" خوب اومده برو خیالت راحت." والله منم اگ میدیدم کسی با این همه امید اومده سمت جایگاه بانوان چيزی جز "خوب اومده" بهش نمیگفتم
 
#ذوقش رو باید میدیدین
1⃣در دعوای تصرف عدوانی رعایت تشریفات دادرسی لازم نمی باشد در صورتیکه در خلع ید رعایت این تشریفات لازم می باشد.2⃣هر دو دعوا قابلیت تجدیدنظر توسط شاکی یا وکیل ملکی را دارند.3⃣در خلع ید به موجب ماده  ۱ قانون اجرای احکام حتماً حکم باید قطعی و بعد اجرا گردد در صورتیکه در دعوای تصرف عدوانی چون بلافاصله قابل اجرا می باشد نیازی به قطعی شدن و صدور اجراییه ندارد و درخواست تجدیدنظر توسط وکیل ملکی مانع اجرا نمی باشد.4⃣ کسانیکه حق شکایت یا طرح دعوا را د
دعوائی که در تاریخ حقوق و قضاوت جهان مدت زیادی به طول انجامیده است به موجب ادعای سرپرست صومعه دورهام انگلیسی به وجود آمد که می گفت باید به هنگام تعطیلات اسقف ها اداره اموال اسقف نشین ها بر عهده او باشد . این دعوا در سال 1283 طرح شد و تا سال 1939 به طول انجامید .
داشتم از باشگاه برمی گشتم خونه، شاید چهار قطره بارون بارید. نمی دونم شاید همون چهار قطره هم نباریده و صرفا توهم زدم. :/ اگه واقعا هم بارون بوده باشه، اسمش که بارون نیست، هست؟
البته از خنک شدن واضح هوا مشخصه که بارون بوده. *_* بالاخره بعد از سال ها بدون هیچ آرزویی زیر بارون راه رفتم. :)) 
ولی یه تریلی آرزوی برآورده نشده که هرگز برآورده نخواهند شد، روی دلم موند آقای قاضی. :(
نشستم به انار خوردن(با نوای ابتهاج بخونید که در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم رو خوند) و در همین حین به این فکر می‌کنم که کمیت مطالعه‌م پایین اومده و این بر خاطرم گذشت که من شاید به اندازه انگشتان یک دست فقط در تابستون تعطیلی داشتم و ما بقی درحال تحصیل بودم.
تو راه طهران پیرمرد ۷۰ ساله‌ای بود که کتاب حقوقی دستش بود و می‌گفت که تازه شروع کردم به خوندن کارشناسی حقوق و.
قبل از نشستن بر خوان یعنی خوردن انار فکر می‌کردم ک
آقای میم هر روز صبح‌ دوش می‌گیره تا کثافت خواب‌هایی که دیده رو از
تنش تمیز کنه. قطره‌قطره‌ی آبی که از تنش پایین می‌ریزه، بوی کثافت و تعفن میده.
انگار که تو خواب، با خوک کشتی گرفته باشه. صبح‌ها طوری بلند می‌شه که انگار دیشبش،
با صد نفر دعوا کرده. اما آقای میم به خودش قول داده بود ديگه دعوا نکنه. انگشت
وسط دست راستش، هنوز از آخرین دعوایی که کرده درد می‌کنه. ديگه مثل قدیم نیست. ديگه
زورش به هیچي و هیچ‌کس نمی‌رسه.
آقای میم، هر روز صبح‌ دوش می
این هفته از اینکه نفر دوم شدم ، کلی ناراحت بودم ، امروز اومدیم بیمارستان ، ز پیشم نبود ، چقو حرفاشون دلمو شد ، یعنی اینا نتیجشو میبینن، کلی انجمنو تخریب کردن ، انگار همین نبود که میخواست اسن بنویسه جا موند ، کلی دلم شکست ، همش از این حرفا میزدن ، استاد داشت نگاه گوشی ر میکرد ، یه دفعه بلند خوند دیل. که ر بلند گفت چرا استاد بلند میخونین ، الان بقیه میشنون ، دقیقا منظورش با من بود ، چون اونا که دوس بودن ، اشک تو چشام جمع شد ، آخرشم بدون خداحافط
همسرم راننده ی ماشین سنگین بود، به من گفت بیا پشت فرمون بشین تا یاد بگیری،بعد از یکم رانندگی یادمون افتاد باید جایی بره و منو خونه پیاده کرد‌. تنها بودم که داداشم اومد پیشم. مشغول صحبت بودیم که صدای ج و اومد دویدیم تو آشپزخونه و چشمتون روز بد نبینه، نمیدونم کی بادمجون رو با یه عالمه روغن رو گاز گذاشته بود، بادمجونا سالم بودن ولی کل خونه ی ما رو دوده ی سیاه گرفته بود. تند تند وسیله ها رو جمع میکردم که بشورم یهویی از تخت خوابمون یه عالمه آب
کجای سند خونه و آپارتمان و مغازه می‌زنه که
جلوی ساختمون، تو کوچه و خیابون
پارکینگ ساختمون محسوب می‌شه
که بعضیا خودشونو مالک فضای جلوی ملک‌شون می‌دونن
و بابتش دعوا و جار و جنجال راه می‌ندازن؟
ما که همچين‌چيزی ندیدیم تو سندا تا حالا؛ شماها دیدین؟  
این جملات آتش دعوای شما و همسرتان را شعله ور میکند، مراقب باشید!








جملات منفی در دعوای شویی‎
 
برای آنکه بحث و گفتگوتان به دعوا کشیده
نشود به شما توصیه میکنیم که هرگز از این جملات استفاده نکنید چرا که تنها
با گفتن این جملات مردتان را عصبانی می کنید و اتش دعوا را شعله ور تر
 
ادامه مطلب
  امروز دنبال دخترم رفتم برای اولین جلسه تمرین تیم . سه شنبه بود امروز . دلم خواست با سیمین تلفنی حرف بزنم . زنگ زدم فکر کنم سرش شلوغ بود جواب نداد ولی می دونستم خودش زنگ میزنه . عصریه زنگ زد و کلی حرف زدیم . کلی درد و دل کردیم و از اوضاع جامعه و مدرسه ها گفتیم . گفت انگار مردم جامعه به خواب رفتند . ولی من بیدارم ، تو هم بیداری . 
حس خوبی بود حرف زدن باهاش . گفتم خاطرات خوبی از شما توی ذهن ما موند . شما توقع ما رو بالا بردی از مدرسه و مدیر مدرسه . گفتم یه
+ رفته بودیم کلیدر کتاب بخریم . نامه های غلامحسین ساعدی رو دیدم اما جرئت نکردم بخرمش ترسیدم
دارم دوباره سمفونی مردگان می خونم . نمیدونم چرا
+ نباید ادامه ش بدم . نه تو رو نه اون رو . نفیسه راست می گفت ادم یکهو به خودش میاد و میبینه زندگیش شبیه مامان و خاله و عمه ش شده و با سر میره تو دیوار که چرا یه اشتباهو این همه مدت تکرار کردم؟ همونی میشی که دلت نمیخواد ، همونی که از همه راحت تره .
می دونم بعضی چيزا تکرار نمیشن ولی ترجیح میدم جایگزینی نباش
کسانی که ساکن الهیه، بهداری و دادگستری هستن کم و بیش راننده های کارسان (بهشون باید گفت مینی، مینی بوس) رو میشناسن.
یکی از اونها اسمش مسعود بود. چند روز پیش رفتم سر ایستگاه منتظر شدم بیان دیدم هیچ خبری نیست. اومدم پشت جایگاهِ ایستگاه تا زیر سایه باشم. دیدم یه اعلامیه زدن. با دیدنش خشکم زد.
خودِ مسعود بود. "جوانمرگ مسعود ریخکی". دنیا رو سرم خراب شد. اینقدر ناراحت شدم که همون لحظه اشک تو چشمم حلقه زد. ناچار شدم با اتوبوس برم خونه. تو اتوبوس هم همه در
 
جلسه رسیدگی به پرونده تا ربع ساعت ديگر برگزار می شود ادله و شواهد کافی به نفع موکل وجود دارد طبق تعرفه قانونی دستمزد وکیل در این دعوا به چند صد میلیون تومان می رسد.آقای وکیل ضمن این که با اطمینان از نتیجه دادرسی مدارک و مستندات خود را بازبینی و مرتب می کند متوجه بگو مگو و صحبت هایی که بین موکل خودش و طرف دعوا رد و بدل می شود هست.- ما سالها با هم شراکت داشتیم نسبت فامیلی داریم یعنی من باید برای تمام حساب و کتابی که بین ما وجود داشت از تو سند می گ
کاری با خط ی ندارم
ولی این آدم ک شهید شد
فراتر از ی خط ی بود
ی آدم بود تماما برای وطن
آدم آخه بخاطر مرگ هموطنش چطور میتونه خوشحالی کنه
اینستا رو ک باز میکنی حالت روانی به آدم دست میده
از اینهمه جنگ دعوا
ملتی ک این همه دم از فرهنگ میزنه
چطور میتونه تفاوت عقاید همو قبول نکنن هی بهم بپرن
چرا نمتونن سکوت کنن 
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی یکی از بالا دست می کشیدم روی زخمهای دستم و بعدش می‌رسیدم روی طرح لبخند کمرنگی که یادگار اعزام بیمار بدحال ساعت پنج صبح و دعوا با طب اورژانس بیمارستان مقصد بود، جاش هنوز کمرنگ روی دستم مونده !
ادامه مطلب
پشت میز دونفره‌ی کنار ستون، بین دود خفه کننده‌ی سیگار کافه، بعد از حرف‌هایی که گفتنش برام سخت بود ولی حرف دلم بود. در جواب سوالش که پس به ع شیرینی بدیم؟ در حالی که نیمی از لبخندم توی دلم و نصفش روی صورتم نقش بسته بود گفتم آره.
حرفایی که میخواستم و زده بودم ولی یه جمله ته دلم موند. که؛ با این که نمیدونم چرا و چقدر و تا کجا ولی الان و توی حال استمراری 6ام آذر دلم میخواد دوست داشته باشم. که نمیدونم چرا ولی دلم خواسته برای یکی گارد‌ام و کنار بذارم
یه تیکه بنر گذاشتن تو دانشگاه بالاش نوشتن: "اگر دانشجوی ترم یک بودم"
داشتم فکر میکردم که خب من اگه دانشجوی ترم یک بودم چيکار میکردم!
راستش تازگیا دارم فکر میکنم که منم اشتباه کردم یه جاهایی!قبلنا میگفتم درسته اشتباه بوده ولی تجربه شده!و از این داستانا!
الان دارم فکر میکنم نه واقعا اشتباه بوده و پشیمونم!و اگر برگردم به قبل ، به اون موقع که ترم یک بودم ، شروع میکنم معاشرت بیشتر با ادم ها ولی باهاشون همون اول راه دوست نمیشم!دوست پسرمو از دانشگا
آدما رو شرایط عوض میکنه عجیبم عوض میکنه.من تا قبل اینترنی واسه تخصص دنبال ی رشته ی پر هیجان بودم.طب اورژانسی ، جراحی، قلبی چيزی
ولی الان مطمئنم امکان نداره حتی در آینده بهشون فک بکنم.بحث ترس نیست.بحث اون فرسایش روحی و جسمی هست ک تو این رشته هاس.اورژانسهاشونو بدو بدو هاشون.ینی تو بخش قلب من تمام مدت درحال بدو بدو بودم.بدو اورژانسمریضو بدو بدو ببر CCUبدو بدو برو دارخونه رتپلاز و اس کا بگیر.با پرستار دعوا ک زود باش.با بیماربر دعوا ک کجا موندی با
روز خوب روزیه که توی خیابان بچه های کار را نبینم که برای یه لقمه نان التماس می کنند اون هم توی کشور ثروتمندی مثل ایران
روز خوب روزیه که دعوا در خیابان نبینم اون ملتی که ادعای فرهنگ دارند
روز خوب روزیه که در از بین بردن حق ديگران در رانندگی از یکديگر سبقت نگیریم اونم توی کشوری که تعارفات الکی اش اعصاب آدم را خرد می کنه
روز خوب روزیه که مثل آدم زندگی کنیم
 
دعوا  کن ولی با کاغذت !!!اگر از کسی ناراحتی یک کاغذ بردار و یک مداد ، ھر چه خواستی به او بگوییروی کاغذ بنویس ، خواستی ھم داد بکشی تنها سایز کلمات را بزرگ کن نه صدایت راآرام که شدی برگرد و کاغذت را نگاه کن آنوقت خودت قضاوت کن .حالا می توانی تمام خشم نوشته ھایت را با پاک کن عزیزت پاک کنی .دلی ھم نشکانده ای وجدانت را هم نیازرده ای خرجش ھمان مداد و پاک کن بود نه بغض و پشیمانی
گاھی می توان از کوره خشم پخته تر بیرون آمد
#دکتر_الهی_قمشه_ای
حتما داستان جک و لوبیای سحرآمیزو میدونید.تو سریالی که دارم این روزا میبینم و کلا توی دنیاش زندگی میکنم.لوبیاها خیلی خیلی جادویی تر هستند.لوبیاها دروازه ای هستن به دنیاها و سرزمینهای ديگه.لازم نیست کاشته بشن و منتظر موند تا به یک درخت بزرگ تبدیل بشن.فقط کافیه بندازیشون زمین و همون لحظه است که دروازه باز میشه.چيزی که شدیدا این روزا بهش نیاز دارم یکی از این لوبیاهاست.فقط یکی باشه که از اینجا برم.حس خفگی دارم.هیچ کاری نمیتونم انجام بد
تعبیر خواب دعوا کردن: تعبیر خواب سیلی زدن / ضربه به سر / کتک زدن همسر / بیرون کردن از خانه / تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجر
سلام به شما دوستان عزیزامروز میخوایم با چند لطیفه بخش جوک هارو افتتاح کنیم ی افتتاح چه کاری بهتر شروع کردن از حیف نونی که برای ما هنوز حیف نشدهحیف نون از کلاس راهنمایی رانندگی میاد بیرون بهش میگن باباتو مار زده مرده . میگه : از پشت زده ? میگن : آره میگه : مار مقصره.حیف نون به رفیقش میگه میخوام دختر شاه رو بگیرم. رفیقش گفت : چرت نگو مگه کشکیه ? حیف نون میگه بابا من که راضیم , ننمم راضیه فقط موند شاه و دخترش.به حیف نون میگن یه موجود نام ببر میگه : یخ می
 
سلام. مدت طولانیی هستش که هرکار میکردم واردپنل وبلاگ دستان خالی شم با پیغام رمز وارد شده غلط است، روبه رومیشدم
و متاسفانه هرچي بازیابی رمز روهم میزدم واز طریق ایمیلم  تست کردم و رمز جدید زدم بازم با همین پیغام روبه روشدم
و متأسفانه تر هرچي پیگیری کردم در بیان و از دوستان کمک گرفتم بی نتیجه موند
شکر خدا زمانی که درخواست نویسنده داده بودم برای دستان خالی ویکی دو نفر از دوستان نویسنده شدنبه کمک همونا تونستم با نام کاربری وبلاگ ديگم برگردم.
1. مرمر داشت بهم عربی یاد میداد. بعد بهم گفت ببین این باب اینجا اشکال آفرینه. حالا منم اون اهنگه یادم افتاده بود "عشق که میگن همینهههههه چه شادی افرینههههه" بعد مرمر که جدی میشه نباید بخندی که :)) تا لوزالمعدم داشت از خنده میلرزید ولی جرئت خندیدن نداشتم :)) 
2. مامان بزرگای شما هم اینجورین؟ یعنی ديگه کم مونده بره برام از استوا مثلا میوه دصخصدعافصحصئصهساصعصتثجثه رو برداره بیاره بخورم :))
3. به معین میگم چهارتا اسم با میم بگو. میگه مریم. مریمِ دخترعم
تعبیر خواب دعوا با مرده
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجربه ای دارید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبی
تعبیر خواب دعوا با چاقو
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجربه ای دارید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبی
تعبیر خواب دیدن دعوا با چاقو
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجربه ای دارید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن,
تعبیر خواب دعوا
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجربه ای دارید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب س
تعبیر خواب دعوا
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجربه ای دارید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب س
تعبیر خواب دعوا و کتک کاری با چاقو
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجربه ای دارید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا
تعبیر خواب دعوا با برادر با چاقو
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجربه ای دارید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا ک
تعبیر خواب دعوا با دوست با چاقو
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجربه ای دارید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کر
شنیدین میگن آدمی به امید زنده اس؟ خدا امید هیچکس و ازش نگیره‌؟
این روزا با هرکسی که حرف میزنم ناامیده ،از ناامیدی واسه درس خوندن بگیر تا ناامیدی توی زندگی.نمیدونم چيشد که به اینجا رسیدیم ،چکار کردن که نه دلخوشی واسمون موند نه امیدی به آینده ی روشن تو دلامونه،گمونم اینجایی که الان هستیم سیاهیش خیلی مطلقه،که هیچ کور سوی امیدی واسمون نمونده:-) کی فکرشو میکرد یه روزی اینجایی وایسیم که الان هستیم؟ 
#دوست نداشتم از ناامیدی بگم ولی واقعا نتونستم
کمی از دور نگاه کنی اختلاف من و زهرا از تفاوت شخصیتمان شکل میگیره. نیت بدی نداره. کلا محافظه کاره. کلا مخفی کاره. اون از بیخبر کربلارفتنش،اون از اطلاعات درست درباره برنامه موبایل ندادنش. اون از گزارش کار ندادنش اینم امروز که یواشکی نشسته پای کندو کردن برنامه بیخبر من که باعث کلی دعوا و کدورت شد.هرکسی یه طوریه ديگه
وقتی دعوت سید جواد به چالش "نامه ای به گذشته" را خواندم،دقیقا داشتم در وسط گود،با گذشته کشتی می گرفتم،ضربان قلبم،چند برابر شده بود،ماهیچه های صورتم منقبض بودند، دستانم می لرزید و خلاصه بدجوری در منجلابِ دعوا با گذشته گیر کرده بودم.
ادامه مطلب
بگذارید به یک مرحله قبل از طلاق والدین برگردیم
دورانی که نزاع و بحث های پی در پی اعصاب و روان کودکان را برهم میریزد.کودک مدام در استرس و اضطراب است که مبادا دعوایی سر بگیرد و این موجب کاهش شدید تمرکز و توجه به کار یا درس و بازی انها میشود
دراین دوران بهتر است کودک را وارد بحث ها نکنید !برای مثال پدر یا مادری که برای تایید حرف هایش از فرزند کمک میگیرد تا حرف های اورا تایید کند والدین متوجه نیست که دارد شرایط سختی را برای فرزند خود بوجود می اورد 
سلام!
من برگشتمولی در هفته های اول 22 سالگی ام!
نزدیک هشت ماه از بیست و یک سالگیمو اینجا نبودم
نمیتونم تو چند جمله، چند پاراگراف و یا حتی چندین صفحه از احساساتم و از تمام اتفاقات بگم
ولی یه چند تا تجربه ی حک شده از بیست و یک سالگیم هست که باید اینجا بمونه
 
بزرگ شدم! 
خیلی بزرگ شدماتفاقاتی رو پشت سر گزاشتم که پیش خودم فکر میکردم هر کدومشون برای از پا درومدنم و تخلیه شدن انرژیم 
برای مدت ها کافی باشه ولی دقیقا این اتفاقات پشت هم افتادو تما
       یه بارم یکی از بیمارا شروع کرد گریه کردن و دعوا که تو آبروی منو بردی جلوی همسایه هامون و من نمیخواستم مردم مسایل زندگی ما رو بدونن و شما دکتری و چرا اینطوری هستی و فلان. کاشف به عمل اومد که اومده ازمایش بچه اش رو نشونم داده و خب منم گفتم کم خونی داره و قطعا هم تقصیر من بوده که چند نفری، و باهم اومدن توی اتاق ویزیت بشن‌.
تعبیر خواب جدال با چاقو
تعبیر خواب دعوا کردن : در این مقاله از بخش تعبیر خواب در وبسایت نایریکا به تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبیر خواب سیلی زدن, تعبیر خواب ضربه به سر, تعبیر خواب کتک زدن همسر, تعبیر خواب بیرون کردن از خانه, تعبیر خواب دعوا با مرده در خواب می پردازیم.
با ما همراه باشید.
اگر درباره این مقاله اطلاعات مفید یا تجربه ای دارید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

تعبیر خواب دعوا کردن, تعبیر خواب کلی دعوا کردن, تعبی
ایندفعه ديگه یادم موند که عکسشو بگیرم D: 
راحت هم بود پختنش. پیاز و گوشت و زردچوبه رو مثل هر خورش ديگه‌ای تفت میدی، بعد یکی دو قاشق رب رو با گوشت تفت میدی و بعدش هم به‌ها رو یه کوچولو تفت میدی با بقیه و روشون آب میریزی. ادویه‌شم فلفل سیاه و دارچين و زردچوبه. آلو بخارا رو میتونی از همون اول اضافه کنی و یا بعدتر. در آخر هم یکم آبلیمو میریزی که ترش‌مزه تر بشه. فقط من یه ربعی ازش سر نزدم یکم ته گرفته بود. ولی در کل خورش راحتیه. لازم هم نیست پوست به گرف
زمانی که داشتم جلو ۳ تا همکار ديگه تو اتاقمون با یکی از همکارام دعوا میکردم، رئیسم خوشحال و خندون اومد داخل؛ بعد خب من عصبانی بودم و می خواستم همه حرفم رو بزنم به عن آقا ولی نمی خواستم جلو رییس حرفی بزنم بهش!! این شد که نه گذاشتم و نه برداشتم، به رئیس میگم: ببخشید ما یه حرف خصوصی داریم، میشه شما برین بیرون!! بیچاره رییس با گفتن این جمله که: همتون خودی هستید و فقط من غریبه ام» قهر کرد و رفت. 
درود و عرض ادب.
دلم میخواست با چند نفر که نمیدونن من کی هستم درد و دل کنم. 
زندگی هیچ وقت روی خوشش رو به من نشون نداده. از وقتی یادم هست توی خونه مون دعوا و گریه و غم بوده. پدرم یه فرد بسیار عصبی، دیکتاتور، ریاکار، خشن و بدون ذره ای محبت. مادرم هم یه زن ساده که بویی از برخورد اجتماعی و ت نبرده و نمیتونه توی جمع چهار کلام صحبت درست بکنه و فقط بلده غذا بپزه.
من و برادرم هیچ وقت نه محبتی دیدم نه نوازشی.، هر چي بوده دعوا، آبرو ریزی، خجالت زد
تکست آهنگ عقربه رضا پیشرو
وقتی ساعتا میرن ، نگاها به ساعتا خیرسوقتی آدما از آینه بیزارن ، أ تاریکی در میرنبسه هرچي ساکت بودبسه هرچي صبر کرد و راکد موندبسه ديگه وقت پرواز همین الانهرسید به گوش خدا فریادشباز اون رویا هارو کشید تووی دفترش.
ادامه مطلب
سلام به اوناکه مطلبمو میخونن.ما انتظاماتا باید تو راهپله هواسمون  به بچه ها بشه که هم ديگرو هول ندن، توراهپله باهم دعوا نکنن و. یکیديگه از وزایف ما  اینکه  وقتی زنگ میخوره هواسمن به آبخوری مدرسه باشه که کسی واینسته.ما باید هواسمون به تمیزی کلاس یا حیات باشه،کسی باکسی دعوا نکنه و ما به  دفتر ناظما ببریم. شاید بعذی از دوستام این مطلب رو  بخونن . اگه خوشتون آمده به من نظر بدین .شاید بعذی  از اونای که دارن مطلبمو میخونن انتظامات باشن .خداحافظ
جر و بحث نکنید
کافی است با کودک سه ساله تان سر هر رفتار بدی که دارد دعوا کنید تا تمام روز خود را در حال دعوا کردن و بحث کردن با او بیابید.
به جای این کار فهرستی از رفتارهای بد او را بنویسید که واقعاً باعث عذاب و ناراحتی شما می شوند. این رفتارها از این بابت می توانند بد تلقی شوند که خطرآفرینند، آزاردهنده و یا بی ادبانه و دور از شأن و احترام خانوادگی است.
برای آن دسته از رفتارهایی که مطلقاً ممنوع هستند همچون دوچرخه سواری در خیابانی که پرخطر است ی
بنظرتون چرا ما ادما همیشه منتظر یه شرایط مناسبیم تا یه کاری رو شروع کنیم ؟ مثلا همش میگیم از شنبه ؟بنظرتون چطور میشه تو یه مسیری با انگیزه موند و راهو ادامه داد ؟ 
تا حالا کاری رو که خیلی براتون مهم بوده رو با موفقیت انجامش دادید ؟
بنظرتون داشتن اراده ی قوی به چيه ؟ 
بنظرتون بیشتر ادما برای رسیدن به رویاهاشون تلاش میکنن یا فقط رویا میبافن ؟  
این پیج های انگیزشی اینستاگرام رو دیدید ؟ بنظرتون فایده دارن ؟ یعنی خوندن جملات انگیزشی میتونه کمکی
میدونی من همیشه ادمارو تو دعوا شناختم مثل الان که ش میگه من یه عروسک دارم که روشنش میکنی سرش میچرخه با حالتای مختلف توهم همینجوری ای چند رو داری :) مثل اونروز که بهم گفتی من اگه برگردم عقب. ولش کن، خودت خوبی؟ حالا که من از اونجا رفتم و برگشتم به خوابگاه، تو چيکار میکنی؟ تو در چه حالی عزیزم؟ دوستای توهم خنجرو نه از پشت که از جلو فرو میکنن تو قلبت؟ منکه ناراحت نمیشم عزیزم دور میشم فقط دورتر دورتر
سلام میکنم به همه کاربران عزیز
من به تازگی بدترین دعوایی که فکرش رو هم نمیکردم با همسرم داشتم. جوری که داد و بیداد راه انداختیم و همسایه ها جمع شدن. (داخل آپارتمان زندگی میکنیم) .
همسرم آدم عصبی و پرخاشگری هستش و تقریبا هر روز سر مسائل حتی بی اهمیت عصبی میشه. تا حالا زیاد با هم بحث و دعوا داشتیم ولی این بار به شدت عصبی بود سرم داد میزد و فحش میداد. هر چي دم دستش بود پرت میکرد. انقدر منو هل داد و بازوم رو فشار داد که حسابی کبود شد! 
شاید فکر کنید اتف
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب