نتایج پست ها برای عبارت :

چت روم دخترا

دخترا-کتی جون بیا اینم اون  پونصد هزار تومنی که بهم قرض دادی خیلی خیلی ممنونم عزیزم
 
 
پسرا-ممد این بیست هزار تومن ما رو نمیدی؟ باید حتما مامور بیارم دمه خونتون؟+ برو الدنگ باز چی زدی هزیون میگی؟ کدوم بیست تومن اصلا؟ اصلا تو کی هستی؟
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
اینو متوجه شدم،
اگه اشتباه میکنم، هم پسرا هم دخترا بهم بگن.
مردها، یعنی جنس مذکر، تا وقتی پارتنری که دوست دارن رو پیدا نکردن، همه ش میرن بیرون، پست میذارن اینورو اونور، همه ش به اینو اون پیام میدن و خیلی تحرک دارن.
یعد که آدمی که دوست دارن رو پیدا میکنن،
دیگه اروم و قرار میگیرن
و کلا دیگه حال ندارن پست جدید بذارن، کلا دوست دارن به اهدافشون فکر کنن، تلاش میکنن برای مستحکم کردن و لذت بردن از زندگیشون.
 
دخترا برعکسن.
 
دخترا به محض اینکه آدم فان
خدایی شما اصلا تصورش رو هم میکنین که مرد هفتاد و خورده ای ساله احساس داشته باشه، عطش!! عطش جنسی داشته باشه!
 
خدا وکیلی اصلا باورتون میشه؟!
 
من فکر میکردم مردها نهایتا دیگه ته تهش توی 55 همه هوس ها و خیالات و علایق جنسی شون میمیره و تموم میشه!
 
یارو 76 سالشه!
 
نیست ایرانیا و مهاجرا به اینها رو دادن از اول، و همین 80 ساله رو ترجیح میدن به پسرای ناز و ترگل ایرانی،
اینا پررو شدن. وقتی اینا رو اولین بار میشون سر جاشون، قشنگ دوزاریشون میفته که همه این ش
دوباره  رفتم اموزش پرورش بگم بابا،انسان،ادم.این همه ازمون استخدامی برگزار میشهیکاری بکنین. چرا  نیرو جدید نمیگیرین شما ؟
چرا هیچ وقت توی دفترچه های لعنتی، رشته ها ما رو نمخواین؛ بعد از استان ها دیگه نیرو میگیرینآقا میارین سرکلاس دخترا!نمیذارین بقیه باز نشست بشن تا ما هم احساس وجود کنیم خب!
بعد اینکه غرام تموم شد و  اونم گفت نیرو نمیخوایم و شما دخترا میرین درس میخونین انتظارتون میره بالا میخواین بشینین پشت میز(خودش خانم بود طرف!)میخواست
سلام
برای من چند تا سوال در مورد ازدواج موقت () پیش اومده که ممنون میشم جواب بدین.میگین پسرای مجرد چون به خاطر تحصیل و شغل و مسکن نمیتونن ازدواج کنن و برای اینکه گناه نکنن خودیی نکنن!و نکنن! پس باید راهی باشه برای جواب دادن به نیازشون!
 
خب این سوال برای من پیش میاد که دخترا که زودتر از پسرا به بلوغ میرسن و زودتر از پسران این نیاز رو احساس میکنن خودتون هم در وبلاگ تون شاهدین که متاسفانه تعداد دخترانی که بر اثر فشار این نیاز مبتلا به
معمولا و نه همیشه،
دخترا حرف دخترا رو گوش نمیدن.
دلیلش رو نمیدونم.
شاید چون ماها هم جنس همیم و همدیگه رو خوب میشناسیم پس فکر میکنیم که حالا این یارو چقدر مگه بیشتر از من بلده؟!
یا شاید چون جاذبه جنسی برای ما ندارن.
یا شاید چون ما کلا دوست داریم از مردها یه جورایی حرف شنوی داشته باشیم چون اونها به هر حال مرد هستن طبق قوانین سنتی و. 
البته این قضیه کمتر برای دخترای کالچر غرب صدق میکنه.
من خودمم تا حد امکان سعی کردم ازین قضیه و ذات پیروی نکنم.
ولی د
 
میگه من سرویس میشم تنهایی، نمیذارم بری ها! اینام الان میرن، من میمونم و کل امامزاده. 
منم رسما دارم از وسط نصف میشم، ولی راس میگه، دست تنهاس. موندم
حرص میخوره از دست دخترایی که اومدن کمک، میگه برو به اینا یه چیزی بگو، اومدن بازی انگار. میگم زوری که نیست! میگه باشه، ولی برو یه چیزی بگو سریع تر کار کنن. همش میمونه ها!
کلا حوصله قرتی بازی دخترا رو نداره. یه تابلو پاک میکنن یه عکس میگیرن. چایی براشون میبرن، اول عکس میگیرن، بعد چایی میخورن. کلا هم د
این پسرها یسری هاشون که مجرد موندن
اون دسته ای که محبوب شدن و درامد دارن
خیلی کسکش شدن
خیلی 
دختر باز شدن
این مشاور کنکورا
اینایی که تو قلم چی و این کسشرا درس میدن
خیلی هاشون جزو همین دستن
دیشب هم اتاقیم پیام داد همینطور الکی چون میخارید به یه از همین استاداش
یارو معلوم بود خودشو جر میده که دخترا بهش توجه کنن.
دوستم میگفت خونوادش همه خارجن و خودش هم خیلی پولداره . یبار هم یکی از دخترا رو برده بوده خونه شون وای دختره گفته کاری نکردیم :/
حالا یارو
یادتونه گفتم میخوام ریسک کنم؟!
بی خیال شدم بخاطر احترام ب مسولِ مخالفِ مربوطه
میتونسم با پارتی تپل درستش کنم اما نخواستم
خودم نخواستم 
و نمیدونم تا چ حد درست یا غلط بود اما حس الانم بی خیالیه و فارغ بودنه
این ترمم ترم راحتی نیست واقعنی نیاز به تلاش و تلاش دارد
و باید شروع کنم.
.
من حقیقت فارغ از دین و چیزای دیگ ک بولد کردن واسمون ؛خوشم نمیومد از فلان پسرک!
دوری میکردم ازش و تو جلسه وقتی میدیدم دخترا رو همون اول به اسم کوچیک صدا میزنه و کن
- می خوای منم یه فعال (activist ) باشم، اما من مرد قانون ام. تو یه قهرمان میخوای آدیتی
+ نه آیان من قهرمان نمیخوام. فقط یکی رو میخوام که منتظر قهرمان نمونه
article 15 یا ماده 15 قانون اساسی، میگه تمام مردم صرف نظر از دین، نژاد، وضعیت مالی و . باهم برابرند. آیان یه افسر پلیسه که پدرش اونو به یه منطقه ی مرزی فرستاده برای تنبیه. روز اولی که میاد یه خانواده میان تا گزارش مفقود شدن دخترشونو بدن، ولی دستیار ارشدش اونا رو رد میکنه. میگه اینجور چیزا اینجا عادیه، د
یعنی واقعا وضعیت پسرا توی کانادا افتضاحه.
یعنی اینقدر غم انگیزه
که حد نداره.
جالبه دختر فت و فراوون
ولی نه پسرا جرات میکنن نزدیک شن نه دخترا کلا اعصاب دارن.
هرگز در زندگیم جامعه به این گسیختگی ندیده بودم (البته از انتاریو خیلی بهتره).
دخترا
بیاین بگین اگه واسه کادو تولدتون حدود ده تا لاک گلدن رز هدیه بگیرین خوشحال میشین یا نه؟
کار عاقلانه ایه به نظرتون؟
مثلا با پولش میشه یه دونه از این دستبند هایی که آویز طلا دارن هم خرید
اما خب این جینگولی تره
نظرتون؟
 
پی نوشت:طرف خودش وضع مالیش خوبه
من هر جا که میرم توی این کشور، این رو میبینم.
 
یه جور تبعیض در حق مردها هست. مخصوصا جنس مذکری که اصلا سفید به نظر نمیان.
 
میخوان غذا سفارش بدی، یه جوری به مرد نگاه میکنن یا باهاش رفتار میکنن انگار آدم نیست.
وقتی میری بیرون، خانم ها و اقایون فوری میان سمت تو، بارها شده دیدم خانم های سفید یا حتی اقایون سفید اومدن ما رو صدا زدن، بستنی به ما دادن (مجانی) از ما عکس گرفتن با دوربینمون، تا تونستن کمک کردن.
ولی به مرد محلی نمیذارن.
تمام توجه ها به زن هست.
با چند نفر دوست شدم. اما کسی ک "ظاهرن" نزدیک ترینه بهم اصلن ایده آلم نیست!دغدغه ها علاقه مندی ها و ایده الامون کاملن باهم تفاوت داره و ب نظرم شدیدن عادم لوسیه:|. عادم های تایپ خودم رو پیدا نمیکنم. اما با بیشتریا میسازم. در اصل احساس تنها بودن میکنم و با این قضیه اکی عم. بعد از مدت ها میتونم تنها باشم و صدای توی سرم اذیتم نکنه:)
اوضاع کلاس و دانشگاه و اینا اکی عه ولی هنوز درست شروع نکردم ب درس خوندن و میدونم در آینده نزدیکی شدیدن پشیمون میشم چون مثل
به یه دختره گفتم چه موهای قشنگی
گفت: کاشتم
گفتم چه دندونای سفیدی 
گفت: کاشتم
گفتم چه ناخونایی 
گفت: کاشتم
لامصب دختر نبود که محصول کشاورزی بود
 
دخترا وقتی میگن اتفاقا آرایش ندارم منظورشون اینه که گریم نکردن و اگر نه کرم و سورمه و رژل لب و روژ گونه و خط چشم براشون آرایش محسوب نمیشه
 
 
1) دیروز دو بار خودیی کردم، امروز یک بار.2) من به پاهای دخترا علاقه دارم (اصطلاح انگلیسی‌شو نمی‌نویسم که دردسر نشه.) از بچگی علاقه داشتم و احتمالاً خواهم داشت.3) نمی‌دونم این قضیه نرماله یا نه. به هر حال، ممکنه کمتر کسی رو پیدا کنید که مثل من باشه.4) فشار جنسی‌ای که رومه زیاده. نمی‌ذاره درس بخونم. نمی‌دونم چجوری از این منجلاب نجات پیدا کنم.
یه مبحثی داریم به نام حریم شخصی و من تو این ربع قرن زندگی تونستم با یه راه حل حریم شخصیمو حفظ کنم اونم با دعوا
یعنی حتما باید با طرف مقابل که اکثرا هم دخترا هستن با دعوا فضولیا و کنجکاوی هاشون رو پاک کنم
خلاصه اینکه فعلا پای خیلیا رو از زندگیم بریدم تا بعدش یاد بگیرم چجوری میتونم کلا حریم شخصیمو حفظ کنم
یه چیزی که برای من اینجا گاهی خسته کننده میشه،
 
نیاز شدید روحی روانی مردها، به خصوص مردهای سفیده.
 
باز پسرای مهاجر و مخصوصا پسرهای چینی و هندی همیشه دور و برشون دختر از کشورشون دارن. ژاپنیا هم همینطور.
 
ولی مردهای سفید خیلی تنهان. تا بیست و سه چهار دوست و اشنا دور و برشون هست ولی بعدش افسرده و تنها میشن.
 
بعد سن پنجاه شصت سالگی که همه شون گرگ درنده میشن.
 
همه شون کلی ارزوهای براورده نشده دارن.
 
شاید بگین وا اینها که از بچگی با دختران چرا این
ما دخترا هیچوقت برای رسیدن به آرزو هایمان منتظر کسی نبودیم هیچوقت خودمان باورمان نشده جنس دومیم ضعیفیم هیچوقت نتوانستیم  خودمان را قانع کنیم بخاطر نگاه کسی توی خیابون نخندیم  لباس های رنگی نپوشیم آزادانه و باشوق روی جدول راه نرویم  ما دخترها تا دلتان بخواهد چیزی هایی که حقمان بوده را نداشتیم  به اسم دختر بودن کار هایی که دوست داشتیم را نکردیم و برای چیزی به نام آبرو خیلی دخترانگی ها نکردیم ولی هنوز دلمان خوش است به گل های روی لباسمان
 به
بله رفقا حقیقتیه
 
ما دخترا نه مرد لاغر مردنی دوست داریم نه مرد خیلی چاقال.
 
ما مرد پر و تپلی کپلی مانند میخوایم که حتما شکمش چربی داشته باشه :)
 
مرد بی شکم مرد زندگی نیست :)
 
ما توی خوابگاه چه ایران چه خارج همیشه میگفتیم که مرد خوب اونیه که تپلی مانند باشه و شکمش چربی داشته باشه و بزنه بالا و بهش تند تند بگی بده عقب اونو! :))))
جالبه توی ایران،
میبینی یه عده حاضرن حتی تو شون بذارن، که برن کشورایی مثل المان پناهندگی بگیرن،
ازونورم کسخلا فکر میکنن دخترای به لوند (بلاند)، منتظرن این کس مشنگا برن المان و هلند و اینا با اون ای سه سانتی متری و کله های کچلو و قیافه های مریض و درب و داغونشون، مثلا برن چشم این دخترا رو روشن کنن. 
 
بعد اون مشنگایی که رفتن المان پناهنده شدن اغلب با کیس هاشون موافقت نشده، نهایتا یا با یه پیر پاتالی (مثلا یکی از فامیلای دوست من که یه پسر 22
فکر میکنم که
دخترا یا خیلی مطیع و تابع هستن،
یا که خیلی مستقل
 
و جون شخصیت من کاملا مستقل هست (به قول دوستم مستقل و منطقی) و شخصیت خیلی از مخاطبای من توی اینجا هم مستقل و منطقی هست، طبیعیه که با مردای عادی و تیپیکال که به زن ها به شیوه برده داری و سابمیسیو کردن نگاه میکنن نمیتونم بسازم.
 
برای همینم سالها زمان برد که بتونم مرد فانتزیام رو پیدا کنم.
 
چهره ی آدمارو نگاه میکنم.همشون حیرون و سرگردون دنبال تروفی های این بازی لعنتی هستن.دخترا همشون دنبال اون پسری که قوی تر و قدرتمند تره و پسرا دنبال دختری که کول تره و خوشگل تر.دیگه هیچکس از همسن و سالای من دنبال ساختن نیستن.شاید چون ما تربیت شده ی پدرومادر هایی هستیم که همیشه ناکام بودن و تمام به دست نیاوردن هارو گره زدن فرو کردن تو مغزما!
خسته ام از این بازی.نمیخوام جزیی ازش باشم.
بعضی وقتها به این خیلی فکر میکنم
که اگه شما اون ادم/پارتنر/شریک که فکر میکنین ادم فانتزیاتونه
رو پیدا کنین
هم شما خوشحال میشین از ازدواج با اون ادم
هم اون ادم (پسرا مخصوصا) در نگاه اول و در همون هفته اول تصمیمش رو گرفته که شما اون همسر رویایی اون ادم هستین.
بله ما دخترا خیلی فانتزی بزن و گاهی خیلی رویایی و احساساتی میشیم.
ولی پسرا خیلی قاطع هستن. وقتی پسری در نگاه اول یا در هفته اول از شما خوشش میاد و یا حس میکنه شما نیمه گم شده ش هستین،
 
قطعا شم
توی ازمایشگاه سابق من و کلا توی خونه ما (کانادا) هم خونه ایای من حال میکردن وقتی یه پسر پانچ میشد یا حالش گرفته میشد یا میدادنش دست پلیس.
همیشه تعجب میکردم، آخه بنی بشر تو چه مشکلی با پسرای بدبخت داری که اینطوری نسبت بهشون بی رحمی.
همه شم میگفتن این دوست پسرتو یه زندانی بده. بذار دو سه هفته آب خنک بخوره.
میگفتم آخه چرا؟! آخه چرا باید الکی زنگ بزنی به پلیس و بگی دوست پسرم سکچوال اسالت یا هرسمنت یا هر کوفتی داشته یا وایولنس اونم پسری که مثل دسته گل
ادامه:
 
یادمه،
منو بلند کردن (خیلی واضح یادم نمیاد، نیمه بیهوش بودم)،
و همینجوری کشون کشون بردن دفتر مدرسه.
 
اینها همه به جهنم فراموش میشه،
 
چیزی که یادمه و وحشتناکه برای من و تا سالها و حتی الان، 
من رو رنج میده (الان البته بهتر شدم)، اینه که مدیر، ناظم مدرسه، کتابدار مدرسه، که همه خانم بودن، با دو تا اقای دیگه، و با دو سه تا از دخترا و پسرهای پنج ابتدایی، من رو کردن،
همه لباسهام رو دراوردن،
 
و توی روشویی!!! توی سینک، من رو شستن.
 
 
تو این دو سه روز یه چیزایی فهمیدم که الان دارم با خودم فکر میکنم که مگه میشه اتفاقی باشه؟
سه نفری ک میشناختم و هرروز باهاشون چشم تو چشم میشدم فهمیدم فرزند شهید هستن! یکیشون که خیلی نزدیک بود و باهاش زیاد پیش اومده بود حرف بزنم.
حالا همش دارم با خودم فکر میکنم کی چه حرفایی زدم؟
شده ک از بابام براشون تعریف کنم؟
آخه دخترا یه جور دیگه بابایی هستن.
دو شبه که روی تخت برعکس میخوابم
هرکار میکنم نمیتونم عادی باشم
دوباره از خودم خسته شدم
از بی ارادگیم
هوالرئوف الرحیم
بعد از بیش از یک یا دو سال دوباره مهمونی دادم.
افتضاح کلمه ی کمیه برای اون رخداد.
فقط بخاطر اینکه پشتم باد خورده. اگر مثل قبل پیش می رفتم الان تو اوج بودم.
حالا الانم عیبی نداره. تلاشم رو می کنم.
دارم خودمو برای تولد دخترا گرم می کنم.
خدایا
پروردگارا
من رو به فراموشی مثبت، بی خیالی و آرامش، هدایت بفرما.
 
 
 
 
آمین یا رب العالمین.
راستش بهم برخورده
چرا فکر میکنن من حتما باید با بزرگتر از خودم ازدواج کنم؟!
و میدونم ک منظورش از چه جهت بود :(
عایا بنظرش من یه دختر لوس هستم که توانایی مدیریت زندگی ندارم؟
این فکر خیلی آزارم میده
اینکه مامان عزیزم یه مقدار منو لوس بار آورده رو قبول دارم اما واقعا چیزی که از هم سن های خودم دیدم خیلی فاجعه بوده!
نمیدونم چرا حس میکنم یه تقابل ذهنی پیش رو دارم باهاش!
خیلی دل سردم کرد
+ چرا چیزایی که از نظر ما دخترا رمانتیکه از نظر پسرا مسخره بازیه؟ :
داستان یه پسر با بنزش و دخترهای یک دبیرستان :
ماجرا مربوط میشه به پسری که یه بنز اسقاطی خریده بود و یه دستی به سر و روی ماشین کشیده بود؛بعد با همین ماشین نصف دخترهای یه دبیرستان رو برده بود و هر کاری دوست داشته بود باهاشون کرده بود.
نه این که بزاره پشت فرمون بشینن همین که اجازه داده بود سوار ماشینش بشن برای دخترا کافی بود تا خودشون رو در اختیار پسر بزارن.
یعنی سوار بنز شدن برای دخترها اونقدر ارزش داشته تا همخواب یه پسر هوسران بشوند و عفتشون لکه
یه پیچی بهم ریکوئست داده به اسم آموزش رقص عروس، تضمینی!حالا سایر مشتقات این قضیه‌ی عروسی، پخش کلیپ اسپرت و غیر اسپرت هست و عکس‌های آتلیه‌.من نمیفهمم. عروس و داماد رو که ما شب جشن میبینیم چرا باید کلیپ خصوصی‌شون رو تماشا کنیم؟ رقص هم یچیزیه که از دل برمیاد‌‌. نمیخوام پرخاش کنم به اونایی که دوست دارن این کارا رو برای مراسمشون انجام بدم ولی وقتی یکی از پست‌های اون پیج آموزش رقص عروس رو نگاه کردم، حرصم گرفت. چون خیلی رقصش زشت بود. این اصلا اون
یه دختر پسره روبروی من نشستن، بعد از یه سری بحث‌ها که کردن، که البته تمامشون از سمت دختره بود از جمله: دیگه نمیخوام درس بخونم. مامانت کی تورو دنیا آورد(!). جایی کار میکنم چند برابر اتاقمه. پوستر فلان، این چاییه بهمان، عکس العملای پسره تبدیل شده به: عه! چه جالب.اوه! جدی؟.چقد خوب!
بعنوان یه ناظر، بطور واضح موضوعاتی برای دخترا جالبه برای پسرا نیست! سوالی که پیش میاد اینه تو زندگی متأهلی چجوری چندین سال باهم تعامل انجام میشه؟!
.
پ.ن: خدایی خیل
با خانوم رفته بودیم یه کافه رستوران. دست روی هر گزینه منو گذاشتیم یارو گفت نداریم. پاشدیم که بریم. موقع بیرون اومدن خانوم گفتن اون دوتا دخترا که گوشه نشسته بودن به تو اشاره کردن زیر لب گفتن این پسره چقدر آشناس! 
هیچی دیگه.خوبه که هنوز شبا خونه پدرم رو دارم که بخوابم :/
------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: ولی فارغ از اینکه من اصلا ندیدم اون دو نفر کی بودن، مطمئنم هیچ آشنایی با من نداشتن.
به واقع، کرم ریخته بودن. به خدا مسلمون نیست
 
قابل توجه دوستان و عزیزان مشهدی!
خیلی راحت میتونید در کانال لینکدونی مشهد عضو بشید و گروه تلگرام مورد نظر خودتون رو به راحتی پیدا کرده و در آن شرکت کنید؛ لینک بهترین گپ های تلگرام مخصوص دخترا و پسرای گل مشهدی
جهت سفارش تبلیغ هم میتونید با هزینه بسیار کم و بازدهی بالا لینک های خودتون رو به پشتیبان لینکدونی بفرستید.
من تا چند سال پیش به شدت آدم کمال گرایی بودم. همیشه دوست داشتم چیزی که انتخاب می‌کنم بهترین باشه. کاری که انجام می‌دم بی عیب و نقص ترین باشه. خب کمال گرایی به نظر من بیشتر یه خصلت منفیه تا مثبت! آدم کمال گرا مثل آدم وسواس میمونه. همش در عذابه که همه کارایی که انجام میده بهترین باشه. البته خب آدم باید در همه امور همه تلاشش رو بذاره که بهترین کار رو انجام بده ولی خب پیدا کردنه اون نقطه ای که آدم باید توقف کنه و بگه خب دیگه از نظر من برای این قضیه به
قابل توچه دختر خانما و آقا پسرای دهه هشتادی عزیز؛ اگر که میخوایید در یک گروه چت شلوغ و همیشه فعال و همچنین اعضای باحال وارد بشید به جرات میتونم بگم که در کل تلگرام چهار یا پنج تا بیشتر همچین گروهی نیست که من در این پست میخوام یکیشو بهتون معرفی کنم که لینکش رو نمیتونید هر جایی پیدا کنید.
همینک میتونید وارد یکی از بهترین گروه دهه هشتادیا بشید و در کنار دوستان خودتون به چت و گپ مشغول بشید و لذت ببرید.
قابل توچه دختر خانما و آقا پسرای دهه هشتادی عزیز؛ اگر که میخوایید در یک گروه چت شلوغ و همیشه فعال و همچنین اعضای باحال وارد بشید به جرات میتونم بگم که در کل تلگرام چهار یا پنج تا بیشتر همچین گروهی نیست که من در این پست میخوام یکیشو بهتون معرفی کنم که لینکش رو نمیتونید هر جایی پیدا کنید.
همینک میتونید وارد یکی از بهترین گروه دهه هشتادیا بشید و در کنار دوستان خودتون به چت و گپ مشغول بشید و لذت ببرید.
واقـــعا من این پســرای که میرن خدمت بعد چند روز فــرار میکنن رو درک نمیکنم 
پســره 40روز مونده به اتمــام خدمتش فرار کرده!!
یــه چشم بــه هم میزدی تموم میشد خو 
خدایــا به اینا یه عقل بده به ما هم پول !!
بگین آمیـــن 
 اصن چی میشد ما دخترا هم  میرفــتم سربازی هان؟؟؟

 
والا تجربه نشون داد به ما پسرا هم کمتر از دخترا پیچیده نیستن.
بهترین شون تو شغلشون عالین و ممکنه حتی نذارن شما یه صندلی جابجا کنین.
نمونه ش هم همون آدم بی مزه که قبلا گفتم.
و بعد خب شما میگین واووو چه جنتلمن. ولی وقتی تو رابطه میرین میبینین که اش دهن سوزی هم نیستن و مث سگ پاچه میگیرن.
این کامی ۱۰۰۰۰ تا دختر دنبالشن. با همشون هم اوکیه.
کلا با همه اوکیه
 
و من اگه اگه بخوام وارد رابطه بشم و این غلطو بکنم گور خودمو کندم.
بچه ها یه نظر سنجی میخوام بذارم
ارومیه یکی ازشهرهایی هست که امروز میخام گروه واتساپ شهرشون رو معرفی کنم و دوستانی که در ارومیه زندگی میکنند میتونند به گروه واتساپ ارومیه بیان.
دوستابی در گروه واتساپ آزاد هست و شما میتونید برای خودتون دوست مجازی در گروه انتخاب کنید، البتهدقت داشته باشید که اینجا دنیای مجازی هست و شما با یک گروه مجازی سر و کار دارید.
تبلیغات هم در گروه ارومیه در واتساپ با اجازه مدیر قابل انجام است و فکر میکنم که شما قرار نیست بابت این موضوع هزینه ای پرداخت
گاها پیش میاد برای دخترا مذهبی که میگند ما میتونیم بدونه سر کردن چادر حجاب کاملی داشته باشیم چرا چادر ؟ چرا این پوشش؟   ولی خوب این مطلب سر رشته از جای دیگه میگیره .دلیلش هم اینه که برای چادری بودن اطلاعاتی ندارند نمیدونند اصلا چرا حجاب میگیرند ویا گاها درست اطلاع ندارند. ولی اصل اینه که حجاب فقط به ظاهر نیست حجاب چادر در مجازی در فضای خصوصی ام هست و باید دقت کرد. اگ در ظاهر بهترین حجاب را داشته باشی ولی اعتقاداتت صحیح نباشه اگ در ظاهر بهترین
مردها رو مخصوصا مردهای مهاجر رو، تقریبا اینجا روانی کردن.
من اینجا وقتهایی که تنها میرم بیرون یا با دوستای دخترم میرم بیرون، میبینم که مردها چه مهاجر چه کانادایی میریزن سر ما، توی هر سنی. تا میبینن تو سخت نمیگیری دنیا رو و راحت میتونی بخندی و میتونی تعامل کنی و اثری از روانی بازیای دخترای سفید در تو نیست، فوری میان جلو و فوری میخوان باهات دوست بشن.
من خاطر خواه اولم یه پسر خاورمیانه ای بود (روز دوم ورودم باهاش اشنا شدم) و دومی یه پسر ایرانی بو
 اگه تنها باشی ،
فقط گریه کردن ممکنه
 
اما اگه دوست داری توی خونت بخندی ،
باید شادی ها تو با یکی شریک بشی
 
من به خاطر همین ، دوست داشتم ازدواج کنم
 
اما اکثر دخترا
همسر نمیخوان
یه غول چراغ جادو میخوان ،
تا اونها رو به آرزوهاشون برسونه
.
.
.
فرزندزمین
شاید همه شما این صحنه اشنا رو توی کافه دیدین که یه دختر و پسر میرن کافه و بعدش دختره وسط کار یه لیوان اب میپاشه توی صورت پسره و میره.
خواستم بگم از اونجایی که توی جمع دخترا من کامبیزشونم پریروز همین داستان برام پیش اومد:/
فقط لطف فرموندن تو صورتم اب نپاشیدن اونم چون هنوز سفارشامون رو نیاورده بودن:/
هیچی دیگه دیدم خیلی دارم با اطرافیانم با ملایمت رفتار میکنم که این بلا رو سرم میارن دو روزه بلایی به سرش اوردم که از درون الان خنک خنکم
انگار توی ک
امروز داشتم با یکی از دوستام که در امریکای شمالی به سر میبره ایمیل بازی میکردم
برگشت گفت فلان روز نمیتونم
چون غروبش دوست دخترم میاد دستمو میگیره
منو میبره کلیسا
بعدم میبره مسابقات بیسبال
بعدم میریم شام و بعدم میرم خونه ش و هنگ اوت میکنیم
 
بعد همه اینا رو با جزئیات بیشتر تعریف میکرد.
 
یه لحظه احساس کردم بچه شاید در یه رابطه insecure به سر میبره.
 
هم خونه ای سابقمم اینجوری بود.
 
و دوست دخترش هر هفته یه بار قهرمیکرد.
شوهر داشت
و هفته ای یکی دو بار
اومدم سر یه کار جدید که اولین سوال کارمنداش ازم این بوده که. چرا کار میکنی؟ و بنده در کمال شگفتی تنها چیزی که در مقابل این سوال عجیب از دهنم در اومده این بوده که. به همون دلیل که بقیه کار میکنن!!»و باز شنیدم که آخه دخترا ساپورت مالی میشن و نیاز نیست کار کنن مخصوصا اگه وضع مالیشون خوب باشه»و من باز میگم: به نظر من هر آدمی از یه سنی به بعد نیاز داره کار کنه، چه دختر باشه چه پسر! حالا بعضیا دوست دارن  هنوز از پدر مادرشون پول تو جیبی بگیرن و روشو
فکر کنم
که اونهایی که الان سن های بالاتر دارن
 
مثلا بالای پنجاه سال
 
کلا با قضیه فمینیزم و اینکه زن میتونه شکایت کنه و بدبختت کنه و. اصلا اشنایی ندارن.
 
برای همین سر به سر دخترا میذارن و بچه پررو بازی درمیارن و قلدری میکنن.
 
نسل جدید، یعنی زیر چهل سال رو،
اینقدر قانون ترسونده،
 
که از ترسشون به هیچ دختری نزدیک نمیشن.
 
نمیگم این خوبه یا اون خوبه،
 
نه به این شوری شور که نسل جدید اینقدر وحشت دارن
 
نه به اون بی نمکی که مردهای بالای پنجاه سال ر
میدونید چی از صبح تو فکرمه؟
یه مستند خارجکی در مورد مرگ میدیدم ،آخرین جمله ی همه ی آخرین پیغامهای اون آدمایی که در حال مرگ بودن I love you بود. آیا این معنیش این نیست که چیزی مهم تر از عشق ورزیدن تو زندگیمون وجود نداره؟
مثلا هیچکدوم از اون آدما تو یک قدمی مرگ نگفتن یادت نره قبض هارو بدی. یا مثلا عزیزم اون خونه ی بزرگ رو حتما بخر. یا مثلا نگفتن از قول من به فلانی بگو ازش بدم میاد. یا نگفتن چه حیف که فلان نمره رو نگرفتم. فقط زنگ زدن به عزیزشون و گفتن دوس
قابل توچه دختر خانما و آقا پسرای دهه هشتادی عزیز؛ اگر که میخوایید در یک گروه چت شلوغ و همیشه فعال و همچنین اعضای باحال وارد بشید به جرات میتونم بگم که در کل تلگرام چهار یا پنج تا بیشتر همچین گروهی نیست که من در این پست میخوام یکیشو بهتون معرفی کنم که لینکش رو نمیتونید هر جایی پیدا کنید.
همینک میتونید وارد یکی از بهترین گروه دهه هشتادیا بشید و در کنار دوستان خودتون به چت و گپ مشغول بشید و لذت ببرید.
قابل توچه دختر خانما و آقا پسرای دهه هشتادی عزیز؛ اگر که میخوایید در یک گروه چت شلوغ و همیشه فعال و همچنین اعضای باحال وارد بشید به جرات میتونم بگم که در کل تلگرام چهار یا پنج تا بیشتر همچین گروهی نیست که من در این پست میخوام یکیشو بهتون معرفی کنم که لینکش رو نمیتونید هر جایی پیدا کنید.
همینک میتونید وارد یکی از بهترین گروه دهه هشتادیا بشید و در کنار دوستان خودتون به چت و گپ مشغول بشید و لذت ببرید.
متن آهنگ فرق دارم از دم با اینا
رول میپیچه دنیا برام و لب میده بهم علف
خل و گیجه مخِ تاب دارم ، به کل دنیا به یه طرف
دنیا به چپ آخرت به راست
تهش هیچی نی آخه رپ فارس
ولی بگو همه گشاد بپوشن
دور شده پُر حمال و بچه باز
دخترا دورم تک پر و گنگ
ولی خوب میزنن بنده رو چنگ
ادامه مطلب
صدای شجریان از گوشیم که مونده‌بود زیر دفتر انضباطی به گوش می‌رسید. یه جوری تنظیمش کرده‌بودم که فقط دور و بر میز خودم شنیده بشه. 
یکی از دخترا اومد تو دفتر و گفت:چه بامزه کار می‌کنید! موقع کار آهنگ گوش میدید:) »
اول تعجب کردم چون آهنگ گوش دادن برای من دیگه از ارکان اصلی هر فعالیتیه، ولی بعد یادم افتاد خودم هم تو دوران دبیرستان هر وقت می‌رفتم دفتر آقای م. و صدای آهنگ می‌شنیدم، هم تعجب می‌کردم و هم ذوق‌زده می‌شدم. مخصوصا اگه شجریان بود.
* به س
من پست قبلی رو ازین جهت نوشتم، که دیدم پسرای ایرانی و دخترای ایرانی خیلی میگن که بریم خارج، دخترداف و هات ریخته برای ما، و دخترا هم میگن خب میریم خارج ایت ایز عه پسر به لوند و پولدار فور آس. حقیقت اینه که اینجوری نیست. توی خارج از ایران دخترای غیر ایرانی یا به دلایل ملی یا فرهنگی یا عدم اعتماد یا حتی میگن اصلا چرا ازین فارس رنگ و رو رفته و پرادعا خوشمون بیاد؟! و پسرای خارجی هم معمولا ادعای دخترای ایرانی رو که میبینن فراری میشن. 
من خودم، اگه بر
اومدم سر یه کار جدید که اولین سوال کارمنداش ازم این بوده که. چرا کار میکنی؟ و بنده در کمال شگفتی تنها چیزی که در مقابل این سوال عجیب از دهنم در اومده این بوده که. به همون دلیل که بقیه کار میکنن!!»و باز شنیدم که آخه دخترا ساپورت مالی میشن و نیاز نیست کار کنن مخصوصا اگه وضع مالیشون خوب باشه»و من باز میگم: به نظر من هر آدمی از یه سنی به بعد نیاز داره کار کنه، چه دختر باشه چه پسر! حالا بعضیا دوست دارن  هنوز از پدر مادرشون پول تو جیبی بگیرن و روشو
گاهی حس میکنم که شاید بیش از حد سفتم تو دانشگاه
مثلا اینکه نه سلام میکنم به جنس مخالف و نه تا حالا باهاشون بیرون رفتم
و میگم یکم شل کن خودتو دختر!:|
ولی خوب نمیتونم
دوس ندارم بگم چن ترم ک گذش عوض شد
از طرفی کلا مخم دلیلی هم نمیبینه واسه این چیزا:/
در نتیجه با همین فرمون میرم جلو
کلا شخصیت من عجیب تو دانشگاه و خوابگاه و حتی اینجا متفاوتهه:|
+عاشق لباسای رنگی رنگی*_* + نی نی تپل سفید*_*
++ میشینی رو صندلی اونم میشینه رو صندلی  و نگا میکنه بلند که میشی می
تا امروز صبح فکر می‌کردم زدبازی خلاصه می‌شه در رونای قلمیِ دخترا، کوکائین، مستی و انواع چیزهای کثیفِ مدرن. صد واحد ازشون متنفر بودم. امروز ترکِ وحشتناکِ منصفانه رو گوش کردم و دیدم که خیر. خلاصه می‌شه در تمامِ چیزهای کثیف و وقیح و غیرقابلباور. و دوهزار- صد واحد» ازشون متنفرم.
جامعه‌ی نفرت‌انگیزِ افتخار می‌کنم که بچه‌خونگیم» و تو هم وضعت بهتر بود اون بابات عرضه داشت» رو از من پس بگیرید. و جامعه‌ی غلام‌بارگی‌های زمانِ بیهقی یا رودکی
 



.نوشته شده توسط:khanomx

چهل کاری که دخترا هرگز نمی تونند انجامش بدن!!!!
     
1- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش      
2- درک مضمون اصلی یک فیلم هنری      
3- بیت وچهار ساعت رو بدون فرستادن اس ام اس زندگی کردن      
4- بلند کردن چیزی      
5- پرتاب کردن      
6- پارک کردن      
7- خواندن نقشه     
8- ی کردن از بانک     
9- آرام و ساکت جایی نشستن    
10- بیلیارد بازی کر
1. امروز صبح با کلی نشاط و شور و شادابی رفتم به مدیرمون برا اوللللین بار سلام کردم (اونم چون زل زده بود بهم) . بعد یه نگاه عمیقی به ابروهام کرد و گفت سلام عزیززززممممم. 
این عزیزم خیلی معنا ها داشت. یکیش اینکه مثلا عزیزم دیگه از این گوجه ها نخور :))) یا مثلا منظورش این بوده که خیلی ایکبیری ای عزیزم. به هرحال من دیگه به کسی سلام نمی کنم -____- 
2. فردا با نیلی اینا میریم بیرون و در "چی بپوشم" ترین حالت ممکنم :| چی بپوشم؟ 
3. خوش ب حال این دخترا که با موهای کو
وقتی منو دید یهو با خوشحالی گفت: عمه شبیه شادی شدی تو درون بیرون!گفتم: گوشی رو به منم میدی بازی کنم؟!گفت: به شرط اینکه قول بدی دیگه منو نزنی!با چشمای گرد گفتم: دورت بگردم، من کی تو رو زدم؟!!یه کم فک کرد و جمله شو مثلا اصلاح کرد: به شرط اینکه قول بدی پسر خوبی باشی!گفتم: عمه من دخترم!همونجوری که سرش تو گوشی بود گفت: تو پسری!اصرار کردم: من دخترم!!!سرشو بلند کرد و با اخم نگام کرد و گفت: تو پسری!مامانش پا در میونی کرد و از جوجه پرسید: چرا فک میکنی عمه پسر
دیشب گریه کردم.
دیشب کلی گریه کردم.
 
به دوستم میگفتم که از سکسیزم اینجا، که در قالب "فمینیزم" خودش رو به جامعه چسبونده خسته شدم.
میری رستوران، پسری که جلوی تو نشسته رو نمیبینن و باهاش احوال پرسی نمیکنن اغلب و حتی اوردرش رو با احترام نمیگیرن.
اینی که میگم دو بار تا الان برای من اتفاق افتاده دو بار،
 
رفتم رستوران،
خواستیم غذا و نوشنیدنی بخوریم.
یکی از کارکنا اومد و گفت ما بیست دقیقه دیگه میبندیم (ما غذا رو سفارش دادیم و اومد و داشتیم شروع میکرد
روز دخترا
روز عزیز دل بابا ها
هووی مامانا
داداش کوچیکهِ داداشا
عامل خوشبختی پسرا
❤مباااااارک.❤
پسر خانومای عزیز که لنز میزارین،ابروتونو از ماهم خوشکل تر برمیدارین،مماختونو عمل میکنین
غصه نخوریدا .
روز شوماهم مبارک
 
سلام سلامممم
صدتا سلام هزارو سیصدتاسلام مخاطبای قچنگم چطورییید؟:)
بهتون بگم مخاطبای قچنگم
لوسه؟:)
قچنگیددیگه:)
دخترا به صف بشید همتونو یکی یکی ماچ کنم ببینمتون انرژی بگیرم
آقایون وبلاگم به صف بشن ازاین گلا با کمال احترام تقدیم میکنم:)
 
بعد از چند روزسکوت بسم الله:)) قراره پرحرفی کنم اگه آمادگیشو دارید تا بگم:))
بگم؟میگم:)
ادامه مطلب
دانلود آهنگ مرغ شانس از فتانه امیر با تشر گفت: آریا دیوونه ای؟ تو که میگی هستی برات مهم نیست. پس چرا میخوای بنده خداهارو اذیت کنی؟ سوالشو بدون جواب گذاشتم، یه اخم بهش کردم ، حساب کاردستش اومد و دیگه حرفی نزد. به فرودگاه که رسیدم، ماشینو تو پارکینگ پارک کردم و پیاده شدیم. چمدونم رو از صندوق عقب برداشتم و راه افتادم. امیرکه کنارم میومد، با خنده گفت : چه خبره کل لباساتو برداشتی اوردی؟ میخوای شو لباس راه بندازی یا یه دختر اصفهانی به کلکسیونت اضافه
می‌تونم بگم تنها نکته‌ی مثبت بهشتی اینه که #اوشون خانم اینستاگرام انجمن اسلامی بهشتی رو فالو داره
وگرنه نه استادهای ما
نه دانشجوهاش(به جز اونی که از امیرکبیر اومده)
​​​​نه مسیرش
نه دسترسی‌هاش
نه خیلی چیزای دیگه‌ش به پلی‌تکنیک نمیرسه:/
پلی‌تکنیک قشنگ کفران نعمت کردم ازت بد گفتم منو ببخش ولی این رشته رو تو نداشتی و اینکه اگه فضای دانشگاه‌های دیگه رو نمیدیدم نمیفهمیدم تو چی بودی و هستی
پ.ن:
از لحاظ لوکیشن رو صندلی جلوی کلاس نشستم و چون د
رفتم عابربانک یه کم پول بگیرم بعد یه پسره جلو عابربانک وایساده بود داشت با گوشیش کار میکرد، بهش گفتم داداش میشه اجازه بدی اول من پول بردارم بعد شما؟
وقتی برگشت برگام ریخت، دختر بود :\ چند ثانیه نگام کرد بعد با صدای نازکش گفت بفرمایید. منم هول شدم گفتم نه شما بفرمایید آبجی
خداوکیلی یه جوری لباس بپوشید که جنسیتتون زیر سوال نره، منظورم فقط دخترا نیستن‌ها! خودم چندبار واسم پیش اومده که طرفو از پشت دیدم فکر کردم دختره بعد از جلو که دیدم پی بردم
بچه که بودم خونمون خیلی بزرگ بود ما 5 تا بچه بودیم اما سه تا اتاق خواب بیشتر نداشت. یکی واسه پسرا یکی واسه دخترا. یکی هم واسه مامان و بابا
یادم میاد وقتی یکی منتظر به دنیا اومدن سینا بودیم چه ذوقی داشتیم مامان و بابا هر روز برای خرید سیسمونی میرفتن بازار. البته چشم و همشچمی مثل الان نبود اون موقع اگر قرار بود یه دست سرویس خواب نوزاد بخرن باید خواهر شوهر و مادر شوهر هر چی فامیل بابا بود با مامان میرفتن هر کی هم یه سلیقه ای داشت. خلاصه بالاخره خرید
ترم جدید.
آدمای قدیمی .
استادای رو مخ بی اعصاب بی منطق و حق ناحق کن!
از پس فردا .کی میدونه چی میشه؟
بازم رقابتای بیخودی .
بازم بچه بازی .و قهر و آشتی و تو چن شدی من چن شدم!
بازم موندن زیر برف و بارون .
بازم .دویدن دنبال اتوبوس دانشگاه .بازم بوی گند سیگار ساعت ۸ شب روی پل هوایی .
بازم شبای تاصبح بیدار .
بازم دیگه خسته شددددددم های خفه توی بالش !
بازم تاثیر جنون روی هزااااار کوفت و زهر مااار.!
بازم من.با یه توپ پر !
بازم من و داد زدن سر راننده
 سلاممم  به همه پاتوقیا حال دلتوون چطوریاسسس خوبید؟
 
جدا از این وضعیت که دوست ندارم دربارش حرفی بزنم ☺امیدوارم حال دلتون عالی باشه
 
هی همه میگن بنزین گرون شده بدع عاقا بدنیسسس حداقل برا ما دخترا که بد نیست واقعا چرا انقدر شایعه پراکنی میکنییید آخه
با گرون شدن بنزین ادما مجبورن با وسایل نقیله عمومی بیشتر رفت و امد کنن ولی خب وسایل نقیله عمومی صد درصد اونقد شلوغ خواهد شد که ادما ترجیح میدن در آینده با وسایلی از جمله چرخ  که اونم بدلیل اینک
سلام 
من بعنوان یه پسر که تجربه چندین خواستگاری داشته، خواستم یه کم درد دل هامون را بگم ، واقعا دلمون پر از خون هست از دست بعضی دخترها.
ببینید دخترا فقط همیشه حق را به خودشون میدن . ما هم انتظار داریم وقتی تحقیق کردن و حسابی ریز و درشت زندگی مون را از لای پرونده های خاک خورده مون در آوردن ، وقتی خواستگاری دعوت مون کردن حداقل یه کم با انصاف و احترام برخورد کنن. 
یه خونه ای رفتم خواستگاری، همون لحظه اول که دختره خانومه نگام کرد متوجه شدم که اصلا ا
یه مدته
شاید چند ماه، شش ماه حدودا،
 
هست که ایرانیا رو از صمیم قلبم دوست دارم.
 
وقتی نگاهشون میکنم، اونها رو ادمای باهوش، بااستعداد، و با کیفیت بالا میبینم.
 
کلا شروع کردم به دوست داشتن ادمهای دنیا، البته هنوز هیچ ایده ای ندارم که چرا دخترا و پسرای اسیایی یا اسیای شرقی اینقدر عجیبن.
چرا همه پسرهاشون خیلی ساکت و توسری خورن (شاید ی درصدشون اینجوری نباشن) و چرا دختراشون لوس و دریده هستن و بغل هرکسی میپرن،
و چرا هندی ها بو میدن و پولشون رو برای
موسسه ای که توش کلاس دارم، توی یکی از محله هاییه که آدمای جالبی نداره. و طبیعتا بچه ها هم که توی این محیط ناامن و نامطمئن رشد می کنند و بزرگ میشن، خیلی تاثیرات از محیطشون دریافت میکنن و کم کم همرنگ جماعت میشن.
 
قبلا چندبار بهشون تذکر داده بودم و گفته بودم که سر کلاس درست حرف بزنین. بی احترامی به هم دیگه نکنین و مواظب باشین چه کلمه هایی سر کلاس به زبون میارین. اما کو گوش شنوا!!
امروز دیگه قاطی کردم و سرشون داد و بیداد کردم. که آدم باید همیشه درست ح
الان فهمیدم یه اشتباه بزرگ مرتکب شدم
چه فایده، یه دوست پسرم نداریم شماره اونو جای خودمون بذاریم تو دیوار :d
یه آگهی تو دیوار زدم یه چیز خیلی با ارزش که توی جابجایی آپارتمان برام سخته این ور اون ور بردنش رو بفروشم  خیلیم دوسش دارما،  ولی دیدم زیاد استفاده نمیکنم دارم میدم بره خوشگلمو.  بعد یادم نبود مردای ایرانی چقد haval بدبخت ندید بدید هستن (بلانسبت مردای با شخصیت) .  هیچی!! مزاحمم دارن میشن!!
اولش با ادای خریدار تماس میگیرن، کلی انرژی میذار
ساعت نزدیک چهار صبحه و حقیقتا یادم نمیاد آخرین باری که این ساعت از شب رو بیدار بودم کی بوده.حالا دلیل شب زنده داریم چی بود؟ دخترا ۹ خوابیدن و میم ساعت ده رفت سرکار.خسته بودم و میخواستم یه دونه پادکست گوش کنم و بخوابم.در همین حین یه جایی دیدم یه دوستی کتاب "یادت باشد" رو معرفی کرده بود و توصیه کرده بود به خوندنش.موضوعش خاطرات شهید مدافع حرم از زبان همسرش بود و اولش فک کردم که احتمالا با خط فکری من زیاد جور در نمیاد و . ولی باز از روی کنجکاوی شروع
میتونم ساعت ها به عکس های پروفایلش زل بزنم و تشعشع قدرت رو با تمام وجود حس کنم! یه چهره کاملا معمولی اما با ژست هایی که قدرت و اعتماد به نفس رو فریاد میزنه. چند بار تو سالن مطالعه دیدمش، رها از هر چیزی در حال حل کردن تمرین بوده. و عجیب نیست که دیدم رنک ۱ دانشکده‌ایه که تعداد دخترا انشگت شمارن و ادعا دارن که پسرا باهوش ترن تو این زمینه ها!! کاملا مشخصه کم حرفه و پوینت مثبتش اینجاست که هیچ غمی پشت این کم حرفی نیست، اینو میفهمم چون دیگه حالم بهم م
سلام
خیلی از دخترها یک دغدغه بزرگ دارن!!
اینکه آیا با پسری که در ارتباط هستند، آیا اون پسر بهشون علاقه داره؟
شما هم همین طور هستید ؟؟؟
 
یعنی دوست دارید بدونید با پسری که دوست هستید چقدر به شما اهمیت می ده؟ و چقدر در ذهن ش هست که با شما ازدواج کنه ؟
 
قطعا دخترا دوست دارن با پسری در اربتاط باشن که باهاشون ازدواج کنه
 
نه اینکه اون پسر صرفا برای خوش گذرونی با شما در ارتباط باشه
 
امروز می خوام به شما یک تست روانشناسی عشق معرفی کنم که  به وسیله اون
 
هو الحی
.
#قسمت_سوم
.
عصر هوا سرد شد هر چند اسفند بود و خبری از سوز برف و بارون نبود،اما بچه ها خیس بودن
جامون رو به زیر افتاب جابه جا کردیم هرچند گرمایی نداشت
اما باز سردشون بود
تو صندوق عقب ماشین دو تایی پتو مسافرتی پیدا شد براشون اوردم
همه نوزده ساله بودیم به جز جیم و سارا که بزرگتر بودند سارا بیست و یک و جیم بیست و دو
همین باعث می شد ثبات جمعمون رو حفظ کنند
من تقریبا غیر از لبخند و یا شوخی با دخترا و پذیرایی واکنشی نداشتم
فلاسک را اوردیم و بر
رمان شیریندانلود رمان شیرین اثر مرتضی مودب پور با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
آرمین پژوهش با پسرخاله خود بابک ستوده تقریبا شش هفت سال پیش برای ادامه تحصیل از ایران خارج شدند و دو نفره در آپارتمان شیکی زندگی میکنند و از نظر مالی موقعیت خوبی دارند ، اما داستان از آن شبی آغاز شد که بابک چند تن از دوستانش را به خانه دعوت …
 
خلاصه رمان شیرین
تازه میگن مادر رو ببین دختر رو بگیر … این عمه خانم اندازه ی تمام کره ی
پسر خفن تایوانیه بود که جامع الخصال بود در تمامی زمینه ها.از علم تا رفتار تا قد و بالا نسبت به هم وطناش.
دختر کره ای پر افاده بود که تو سفر استرالیا خون من رو کرد تو شیشه بس جلو این پسره رژه رفت و نمک ریخت.بعدشم میخواست هیچ دختری اصلا تو گروه نباشه که مبادا مزاحم برنامه هاش باشن.بعدشم من دیدم یه روز صبح از خوابگاه پسره اومد بیرون.
دیگه ایشون از هیچ تلاش و نامردی در حق هیچ کسی دریغ نکرد برای نزدیک شدن به این پسره.
و در همین لحظه پسره خبر  خوا
امروز روز معرفیمون بود همه رزیدنتهای وردی جدید همه رشته ها بودیم.رییس دانشگاه و دانشگده و اموزش و اینا اومدن برامون حرف زدن.البته حرف که نه تهدید
1_جز چشم هیچی نمیگید
2_حجابتون اسلامی و ناخونتون کوتاه باشه
3_یا برید انصراف بدید یا تا اخر سال یک زنده بمونید.فقط زنده بمونید وماهی یبارم حموم کنید
امروز در کنار اینکه کلی تهدید شدیم و به همش خندیدیم کلی هم ترسیدیم .خیلی هم من خسته شدم با وجودی که فقط نشسته بودمتقریبا از بین دخترا و پسرا همه متا
برعکس همه ی دخترا که عاشق رنگ صورتی هستن، من از بچگی عاشق رنگ آبی بودم. از عکس این پست هم مشخصه که من عاشق رنگ آبی هستم! آووکادو معتقده که ماشین رو باید سفید بخری یا مشکی. اما من موفق شدم راضیش کنم که این تیبا خوشگل و گوگولی رو بخره. از روز پنج شنبه که تحویل گرفتیمش عین ماشین ندیده ها همش به آووکادو میگم بریم بیرون یه دور بزنیم! بعدشم لاک آبی میزنم و یکی از مانتوهای آبیم رو میپوشم و زودتر از آووکادو آماده میشم! تو کوچه کنار ماشین وایمیستم و مجبور
بچه ها برای جلوگیری از عاشق شدن چه کار هایی میشه کرد؟
 
 کامیار ازون پسراییه که همه دخترا واسش غش میکنن.
جنتلمن شیک خوش لباس.
کاش بیشتر پول داشتم و مستونستم بهتر زندگی کنم.
نمیخوام عاشق بشم.
اقا من نمیخوام توجیه کنم ولی باور کن من هیچ حس خاصی به این پسره نداشتم تا اینکه دیدم همون روزی که با من حرف زده دو سه ساعت بعدش یه پست گذاشته که دوست داشتن آدم ها از توجه شان پیداست نه از کلمات.
عکس دستای یه خانوم بود.
آقا خب منم حساس شدم دیگه.
بعدش دیدم نه انگ
توی دو ماه گذشته، هر هفته حدود سه تا فیلم توی سینما دیدم.
و از هر ده فیلم،
هشت تاش یا درباره جنگ جهانی دوم بوده، یا نژادپرستی، یا برابری حقوق زن و مرد.
 
یکی از ایرادهای سیستم هواپیمایی کانادا اینه که،
باز هم چون کمونیستی و کارتلی مافیاییه،
فقط کلا دو تا هواپیمایی مهم و مطرح هست:
وست جت و ایر کانادا.
 
این دو تا، یکی از یکی بدترن
 
خلبان های بدکار و بی تجربه و سر به هوا،
همه چیز گرون،
هیچی بهت نمیدن بخوری،
اگه بار اولت باشه که میای کانادا و کارت ب
 
دوستان و عزیزان مازندرانی با ما همراه باشید تا لینک گروه های چت و گپ تلگرام رو در یک کانال لینکدونی خدمتتون معرفی کنیم. حتما میدونید که برای دریافت لینک بایستی عضو یک لینکدونی گروه باشید، البته یک لینکدونی فعال که بتونی لینکت رو پیدا کنی!
 
قابل توجه دخترا و پسرای مازندرانی
جهت دریافت لینک همینک خود را فعال کرده و سپس وارد صفحه لینکدونی مازندران بشید و لینک خودتون رو خیلی راحت پیدا و در دورهمی های دوستانه شرکت کنید و لذتشو ببرید.
مسکن خوردم و خوابیدم و ازشون خواهش کردم کسی منو بیدار نکنه.بعد کم کم انگار مسکن با گوشتکوب افتاد به جون عصب ها و نورون ها و سیناپس ها و میزد تو سرشون که سرگیجه بگیرن و دست بردارند از این انتقال عصبی و هی پیغام درد رو رسوندن به مغز و خوابم برد.
بیدار که شدم هوا تاریک شده بود و میم نبود و فهمیدم دخترا خوابن که هیچ صدایی ازشون نمیاد.مدت ها بود که دیگه عصرها نخوابیده بودیم.هوا سرد شده بود.بخاری رو زیاد کردم و پتو انداختم روشون.امروز پنج شنبه شانزدهم
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



 
همکلاسی نفر اول دختری متولد ۶۸ و از مازندرانه.خب من خودم مازندران زدم ولی قبول نشدم ولی این خودش میگه ترجیحش اینجا بوده دوره عمومی هم از خونواده دور بوده.یه دختر جدی و مصمم که سرع هم قاطی میکنه ظهر تا خونش رسوندمش.از ظهر تا حالا تو فکرشم که خوش بحالش کاش منم خونه داشتم کاش منم یه شهر دیگه و وقتی گفت حتما پیشم بیا کلی خوشحال شدم.شاید اون تعارف کرده ولی من کلی استقبال کردم
خواب دیدنام شروع شده که استاد داشتیم دوره جی پی که خیلی داف بود.استا
بعد از چندین روز خونه نشینی.زدم بیرون.و عصر موقع برگشت بود که دیدم.یک جایی از خیابون مامورا ایستادن و دارن باهم گپ میزنن.این قسمت جالبه ماجرا نیست.قسمت جالبش موتورهای سیاه رنگ قشنگ این مامورا بود.همون لحظه عاشقشون شدم.(کلا خیلی سریع عاشق میشم.حالا کم کم که اینجا موندمو نوشتمو خوندین،این سرعتو درک میکنین).از کنارشون آروم رد شدمو با چشمانی که قلبی قلبی شده بود.(مثل استیکرای قلب تلگرام.گفتم تلگرام داغمون تازه شد.اشکهایش را پاک میک
 
دوستان و عزیزان مازندرانی با ما همراه باشید تا لینک گروه های چت و گپ تلگرام رو در یک کانال لینکدونی خدمتتون معرفی کنیم.حتما میدونید که برای دریافت لینک بایستی عضو یک لینکدونی گروه باشید، البته یک لینکدونی فعال که بتونی لینکت رو پیدا کنی!
دخترا و پسرای مازندرانیجهت دریافت لینک همینک خود را فعال کرده و سپس وارد صفحه لینکدونی مازندران بشید و لینک خودتون رو خیلی راحت پیدا و در دورهمی های دوستانه شرکت کنید و لذتشو ببرید.اگر لینک گرو
 
دوستان و عزیزان مازندرانی با ما همراه باشید تا لینک گروه های چت و گپ تلگرام رو در یک کانال لینکدونی خدمتتون معرفی کنیم.حتما میدونید که برای دریافت لینک بایستی عضو یک لینکدونی گروه باشید، البته یک لینکدونی فعال که بتونی لینکت رو پیدا کنی!
دخترا و پسرای مازندرانیجهت دریافت لینک همینک خود را فعال کرده و سپس وارد صفحه لینکدونی مازندران بشید و لینک خودتون رو خیلی راحت پیدا و در دورهمی های دوستانه شرکت کنید و لذتشو ببرید.اگر لینک گرو
حاجی، همکلاسیم، بهم می‌گه فلانی تو دیدت نسبت به دین یه ذره پارانویا داره. یه ذره شکاکی. یه ذره بدبینی.گفتم آره. زدی تو خال.گفت چرا؟گفتم فکر می‌کنم درستشم همینه. اگه اون داعشی و اون سنیِ تندرو و اون وهابی و اون بهایی و اون طالبان و غیره هم فقط یه ذره شکاک بودن، دنیا خیلی جای بهتری بود.پ.ن: من و حاجی و چند نفر دیگه، پسرای نسبتاً مذهبی ورودی هستیم. یعنی حداقل در چشم دیگران مذهبی می‌زنیم. من که در باطن مذهبیِ آنچنانی نیستم. نمازمو به زور می‌خون
اگه الان ریاست جمهوری هر کشوری رو به من بدن،
قطعا خرابکاری های بزرگ میکنم و گندهای بیشمار میزنم.
ریاست جمهوریای کشور رو اغلب میدن دست ادمای بی تجربه تر از من و شما حتی.
 
همون طور که ریاست یه جنبش بزرگ رو دادن دست گرتا تونبرگ
 
خرابکاری کرد
احساساتی حرف زد
برای سنش و عقلش زیاد بود
نتونست از پسش بربیاد 
انداختنش بیرون با فضاحت
 
و الان شده یه عقده ای و ازین به بعد سر کوچه هم که بره هفت هشت نفر رو میده دست پلیس به جرم (چیزی که توی سوئد بابه)
 
اقا الان مثل خر پشیمونم :( دلمم یخواد زار بزنم :( نمیدونم چیکار کنم :( اصن نمیدونم چرا همچین کاری کردم : دلم میخواد الان برم ادیتش بزنم :( ولی الان ادیت زدنش چه فایده؟ چرا همه ی این کارارو کردم؟ :(((( الان فقط دلم میخواد نمیدونم نمییییدونممم :( واقعا نمیدونم چیکار کننننننم :( کاش بیای
 
یک خواب تو در تو بود ینی خواب تو خواب بود, تو خواب دومیه داشتم خوابشو میدیدم , ولی مامانم اومد بالا سرم از خواب بلند شدم و داشتم بهش فکر میکردم. خواب نبود داشتم بهش فکر
بچه ها روان شناسی واقعا علم جالبیه و من اگه قرار بود یروز دکتر بشم حتما این رشته رو میخوندم.
راستش دو تا پروژه دارم و هنوز درست حسابی انجام شون ندادم.
خیلی کار دارم و خیلی مطالب برا نوشتن.
مغزم داره میپوکه و باید خالیش کنم.
بچه ها راستش یکی از وحشتناک ترین مشکلات روانی که به چشم خودم دیدم خودشیفتگیه که یبار براتون مفصل مینویسم که جقدر زجر آوره برا بقیه.
بنظر من بیماران روانی وخیم باید جمع اوری بشن و یه جای خاص نگه شون دارن که اینقدر رو مخ بقیه ن
سلام
من چند وقته توی این سایت چرخ میزنم خیلی بحث ها دیدم که پسرها دختر سفید میپسندن و میگن فقط دختر سفید، حالا برای من سواله که واقعا اگه سبزه ی خوشگل ببینن بازم سمتش نمیرن؟ یا این که ترجیح شون سفیده؟
خدا وکیلی چرا همچین حرف هایی میزنین خودتون چقدر ناراحت میشین وقتی دخترها میگن پسر فقط قد بلند چهارشونه؟ چرا همش میگید سفید سفید مگه سبزه چشه چون سفیدا شبیه خارجیان حس میگنید با کلاسه؟، یا دخترا میگن پسر فقط سبزه مگه سفیدا چشونه؟
اصلا چرا به رن
رمان یاسمیندانلود رمان یاسمین اثر مرتضی مودب پور با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا ویرایش شده با لینک مستقیم
پسری بنام بهزاد عاشق دختری به اسم فرنوش میشه ، بهزاد پسری فقیر و دانشجوی پزشکیست و فرنوش دختری خوشگل و بسیار پولدار و پسرخاله ش یکی از خواستگارای او و خودش رو نامزد فرنوش میدونه اما از اونجایی که فرنوش عاشق بهزاده ، تا اینکه مادر فرنوش که مخالف ازدواج این دو بوده از بهزاد میخواد که به دیدنش بیاد و اونجاست که از بهزاد میخواد که بگ
مسکن خوردم و خوابیدم و ازشون خواهش کردم کسی منو بیدار نکنه.بعد کم کم انگار مسکن با گوشتکوب افتاد به جون عصب ها و نورون ها و سیناپس ها و میزد تو سرشون که سرگیجه بگیرن و دست بردارند از این انتقال عصبی و هی پیغام درد رو رسوندن به مغز و خوابم برد.
بیدار که شدم هوا تاریک شده بود و میم نبود و فهمیدم دخترا خوابن که هیچ صدایی ازشون نمیاد.مدت ها بود که دیگه عصرها نخوابیده بودیم.هوا سرد شده بود.بخاری رو زیاد کردم و پتو انداختم روشون.امروز پنج شنبه شانزدهم
یِک سری اتفاقات تو ذهنم میفته که عجیب و غریبه ، قتل و غارت و دعوا .! همشون تو ذهنم اتفاق میفته ، مثلا قبل اینکه جواب شخصیو بدم تو ذهنم هرچی دلم‌میخواد رو بهش میگم و بعد مثل حرکت غیرارادی امیرحسین آرمان(مانکن) میزنم به صورتم میگم : با کی بودم؟!
و بعد خیلی آرام و باشخصیت گونه اون شخص رو به صلح دعوت میکنم ، از صبح روز خوبی داشتم کمی با ح صحبت کردیم و کمی خندیدیم ، بعدشم که تند تند آماده شدم رفتم جایی و .!
بعدم که دانشگاه و کِلاس اینا ، استاد محبوب ❤
دنیای پسرا عجب دنیای سختیه! همش رقابت همش جنگ همش قدرت دارن منچ بازی میکنن ، اما انگار جنگ جهانیه! دو ساعته دارن مهره های همدیگه رو میزنن :)) خخخخ خب چ کاریه صلح آمیز بازی کنین دیگه - برو بابا مثل شما دخترا خوبه که دلتون نمیاد مهره های همو بزنین وای اگه بزنی من دیگه بازی نمیکنم ماماااان این مهره ی منو زد باید بجنگی اینه بازی پسرا همچین دعا میکنن سر منچ که تو عبادت شب قدر اینطور دعا نمیکنن :| - خدایا نوکرتم ب مولا ی شیش بیاد شیش میاد خدایا شکررر
میخواستم از پسرا بپرسم که تو ازدواج چقدر سن دختر براتون مهمه؟
چرا تو ازدواج پسرا با هر سنی همیشه میرن دنبال دخترای کم و سن و سال؟چرا برای ازدواج دخترا تاریخ انقضا وجود داره ولی برای پسرا وجود نداره ؟مگه از زندگی در کنار همسر ارامش نمیخواین به نظرتون دختر کم سن و سال که ممکنه با شما از نظر دیدگاهی و فرهنگی یه نسل تفاوت داشته باشه میتونه همراه و ارامشگر زندگی شما باشه یا شما بتونین ارامشگر اون باشین؟
 
متن طنزی خنده دار از طریقه پول گرفتن دخترا و پسرا از دستگاه ATM
پسرا و دخترا
پسرها: 
۱- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن.۳- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن.
دخترها:
۱- با ماشین میرن دم بانک.۲- در آینه آرایششون رو چک میکنن.۳- به خودشون عطر میزنن.۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.۵- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.۶- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا
خب دعوت شدم به چالش نامه ای برای گذشنه! (از اونجایی که کلا در طول عمر به چالشی دعوت نشده بودم! ذوق دارم برای نوشتنش) 
خب درواقع من آدمی هستم که زیاد در گذشته ها سیر میکنم. به خاطر همین لدت و تلخی کار هایی که در گذشته انچام دادم برام چند برابره و همیشه همراهمه.
پیشاپیش عذرخواهی میکنم بابت قلم ناپخته و خامم!
 
نامه ای به منِ گذشته:
سلام. دارم از آینده برات این نامه رو می نویسم. البته نه آینده ای خیلی دور. دلم خواست حالا که این شرایط نامه نوشتن پیش او
سلام
واقعیتش سوالی برام پیش اومده که پسر خوشگل از نظر دختر ها چیه؟، بعضی پسر ها که از نظر ما پسرها به اصطلاح بچه خوشگل هستن، وقتی نظر دخترها رو درباره شون میپرسیم میگن بابا این ها انگار دخترن و جذاب نیستن.
یا مثلا من یه دوست چشم آبی دارم عین هری پاتره!، به بعضی دخترها تو تلگرام نشونش میدم غرق میشن که چقد خوشگله و یه کم بزرگتر بشه چی میشه. بعضی ها هم میگن مرد باید جذاب باشه و این جذاب نیست. خب مگه خوشگلی همون جذابیت نیست؟، اگه خوشگله پس چرا جذاب
ترم4شدیم وکلا10واحدم مونده!خیلی سبک ولاکچری.
10بهمن تا27بهمن:فقط خواب و خواب و خواب .یعنی اونقدرخوابیدم که حالم ازخواب به هم میخوره الان.کاردیگمم دیدن یکباردیگه ی گیم اوترونزبود.
دیشب اتاق دوستم بودیم(که رابط طبقست یعنی اتووجاروبرقی و میده به بقیه) یک ترمک هم مهمونمون بود.بهش گفتم اینجاحموم بخای بری باید ژتون بگیری ازرابط طبقه:))بنده خداباورکرده بود و امروز اومده گفته میخوام برم حموم لطفا ژتونمو بدین!رفیق ماهم درکمال ریلکسی یک تیکه کاغدوام
میدونی چیه.!؟
من خستم
من از دختر بودنم خستم
من،همونی که بزرگ ترین افتخارم دختر بودنم،بود.
قشنگ ترین رویاهام،تو دنیای دخترونم ام خلاصه میشد‌.
منی که به خودم و تمام دخترانگی هایم می بالیدم
به تمام دختران جهان می بالیدم.
به عظمت وجودشون به عظمت وجودم می بالیدم.
حالا خستم
از دختر بودنم خستم.
از این همه سختی و فشار خستم.
از این همه درد و رنج خستم.
اره خستم
از اینکه از پسر ۵ساله گرفته تا پیرمرد۵۰ ساله بهم تیکه بندازن خستم
از اینکه هر د
بچه‌ها همه سلام می رسونن. ما دیگه داشتیم می‌رفتیم سراغ سفرهٔ هفت سین خودمون. هفت سین؟ سحابی‌ها … می خوایم به سحابی جبار نگاه کنیم، می گن اگه وقت سال تحویل به سحابی جبار نگاه کنی و آرزو کنی، آرزوت برآورده می شه. البته اینو دخترا می گن. حالا کجاست؟ چی؟ همین سحابی‌هایی که می گین. آهان … اگه به سمت غرب نگاه کنین، سه تا ستارهٔ پر نور می بینین که تو یه خطن، اون کمربند جباره اگه بیشتر دقت کنین سه تا ستاره کم نور دیگه هستن که پائین‌تر از بقیه هستن…
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب