نتایج پست ها برای عبارت :

چن وقتن کورگه جگر خدا بخیر کنه Mp3

یاد آن شبهای یلدایی بخير
مهربانی های رویایی بخير
کرسی و مادربزرگ و خنده ها
یاد آن دلهای دریایی بخير
فال حافظ خوانده می شد ابتدا
لحظه های شور و شیدایی بخير
هندوانه و انار و پسته ها
خوردنی های تماشایی بخير
بازیهای کودکانه در حیاط
خانه های سمت بالایی بخير
شاد بودیم خنده بر لب هایمان
روزگار آن دل آرایی بخير
باز هم دلتنگ آن یلدا شدم
یاد مادر ، یاد بابایی بخير
عشق بود و مهربانی بود و دل
یاد آن یار اهورایی بخير .
______________________________
عکس مربوط به یلدای
 
شبت بخير قشنگترین بهانه ، شبت بخير رویای عاشقانه 
شبت بخير دلیل دلبستگی تنها امید من توی زندگی 
شب بخير عزیزم
امشبم مثه هر شب نبودی پیشم.
می دونم کار داری ^^ ولی اگه قبل رفتنت خبر بدی ممنونت می شم.
پیشول عاشقتههههههه
دیگه باید برم.
بوس رو پیشونیت.
از خواب بیدار شدم ، هوا افتضاح گرم بود
فهمیدم ک نمیتونم بخوابم
مثلا قرار بود امشب یه اتفاقی بیوفته-___
نشد دیگ
الان دوباره میرم میخابم چون صبح کلی درس دارم.
 
ولی اخه چطوری؟ 
 
امیدوارم تمام شما ها برید بخوابید تا من بتونم خواب‌تون رو ببینم. 
 
شب بخير همگی:')‍♀
مامانم تبلتش رو داده تا فیلم ها و عکس هاش رو منتقل کنم روی هارد و فایل های اضافی رو پاک کنم. کلی گیگ فیلم های 2-3 مگابایتی گروه های واتس آپی و خانوادگی پاک کردم. نزدیک هزارتا عکس صبح بخير و شب بخير و سلامت باشی و گل و بل بل و سفره شب یلدا و هندونه پاک کردم. همچنین تاکید شده مثل دفعه قبل مدل لباس ها پاک نشه :)
بسم الله الرحمن الرحیم قربة الی الله . . باید رفت، باید دنبالِ پرچمت تا ابد رفت. . باید موند، باید پایِ این روضه ها تا ابد موند. . . یه عده پایِ حق که میرسه فراری و یه عده پایِ حق که میرسه فدایی ان چه کعبه رفته ها که حاجی هم نمیشن و چه کربلا نرفته ها که کربلایی ان . . سفر بخير، جوونی که شدی عاقبت به خیر سفر بخير، به مقصدت رسیدی مثل زهیر سفر بخير سفر بخير . . . اصلا این شعر رو برای من و تو خوندن، برای من.یه عده پایِ حق که میرسه فراری و. . برایِ تو یه
شبت بخير پرنسسم.
میدونی عاشقتم.نه؟
خاطراتو نه میشه فراموش کرد نه میشه بهشون فکر نکرد.
ولی بازم،آخر هر پوزخندی که با یادآوریشون میزنم،اسم تو لبخند روی لبام میاره.
دختر شیرینی که حتی یکبار به صداقتش شک نکردم.
کلا زود اعتماد میکنم.و دیر میفهمم رکب خوردم.
هیچ وقت برام مهم نبود بعدش چی میشه.اینبار از تو میخوام!
همیشه بمون.بهاش هرچی که باشه میدم.
عاشقتم دختر کوچولو.
عاشقتم فرشته ی دوست داشتنی^^
شبت بخير پرنسسم.
میدونی عاشقتم.نه؟
خاطراتو نه میشه فراموش کرد نه میشه بهشون فکر نکرد.
ولی بازم،آخر هر پوزخندی که با یادآوریشون میزنم،اسم تو لبخند روی لبام میاره.
دختر شیرینی که حتی یکبار به صداقتش شک نکردم.
کلا زود اعتماد میکنم.و دیر میفهمم رکب خوردم.
هیچ وقت برام مهم نبود بعدش چی میشه.اینبار از تو میخوام!
همیشه بمون.بهاش هرچی که باشه میدم.
عاشقتم دختر کوچولو.
عاشقتم فرشته ی دوست داشتنی^^
روی زمین ِسرد ِ باغ نگارستان نشسته ، بساطش را کنارش پهن کرده ، سعی میکند صدای حرف های خاله زنکی ِ زن هایی که در چند قدمی اش جا خشک کرده اند را نشنود و به صدای دلنشین ِ امید نعمتی  ِ در گوشش توجه کند.همراهش زمزمه میکند:"چراغ ِ شب ِ تار ، یادت بخير/تو ای نازنین یار، یادت بخير".با خط ها سر و کله میزند تا به آنچه میخواهد برسند.پهلوهاش از سرما تیر میکشد اما حالش بد نیست.و فارغ است،ز غوغای جهان؛ جهانَ"ش"، قلبش ، عقلش، دنیایش. فارغ ِ فارغ ِ فارغ.
و به
رفتم تو آشپزخونه چای بریزم برای خودم پنجره باز بود نسیم خنکی هم میومد همون موقع صدای اذان مسجد اول شهر که به روستامونم نزدیکه بلند شد
خیلی خوبه
صدای اذان اون مسجدو خیلی دوس دارم
قبلنا آشپزخونه نبود اونجا اتاق بود من و آرام جامونو مینداختیم دم پنجره و صبحا با همون صدای اذان کلی از زندگیمون لذت میبردیم یادش بخير. چه نسیم دلنشینی بود.چه صدای قشنگی. اذانش انگار از آسمون پخش میشد نمیدونم موذنش کی بود ولی خیلی قشنگ بود.
 
من برم به نماز عشق بور
من به دنیای مجازی خیلی اعتقاد ندارم. دنیای مجازی خوبه.
هر وقت پذیرش گرفتم از راه دور و از طریق دنیای مجازی بود.
دوستای مجازی پیدا کردم.
توی این دور و زمونه دیگه خیلی مجازی و حقیقی معنا نداره.
 
ولی اینکه ادم عکس از خاک مادربزرگش و قبرش بذاره و بگه آخ که تو رفتی و. ولی از تنبلی نره یه بار سر خاک،
برای من عجیبه.
 
یا همش عکس از بچگی و این اون بذاری و بگی یادش بخير فلان شدم یادش بخير نمیدونم بچه که بودیم دلها به هم نزدیکتر بود و ازین حرفای کلیشه ای و خ
میفرستم به تو پیغام پس از هر پیغام!پاسخت مثل نجات پسری از اعدام !
مثل یک‌ طفل زمین خورده‌ء بازی بودم!قبل تو خسته و با عشق موازی بودم!
مثل سیگار خطرناک ترینت بودم!خودکشی بودم و هولناک ترینت بودم!
مثل حالِ بَده " ماه دل من بیداری؟"مثل زوری شدنِ "بنده وکیلم؟ آری!"
مثل مردی که شبی در تو وطن میگیرد!یک شب آخر منِ تو در تنِ من میمیرد!
نکند موی مرا دست کسی شانه کند؟خاطره جان مرا خسته و دیوانه کند؟
نکند جان مرا باد به یغما ببرد؟نکند بوی تو را باد به هر جا ب
خرید برنامه شب بخير کوچولو
داستان و داستان سرایی  از گذشته های دور در فرهنگ ما ایرانیان نقش به سزایی داشته است. به طوری که بسیاری از مسائل و پندهای اجتماعی در قالب داستان نقل می‌شده است. در دنیای امروز نیز تاثیر داستان بر آموزش و پرورش کودکان به اثبات رسیده است. برنامه شب بخير کوچولو برنامه ای شامل قصه های کوتاه، آموزنده، جذاب و شنیدنی است. این داستان ها مناسب گروه سنی ب و ج است. با تلاش فراوان عوامل برنامه شب بخير کوچولو این برنامه هر شب روی
سلام صبح بخيرشاید بگید دیگه داره از صبح می گذره ولی من از ساعت نزدیک 4 که برای نماز بیدار شدم تا همین حالا داشتم زندگی می کردم
آره زندگی
بعد نماز برای سر حال شدنم دوش گرفتم و رفتم سر وقت پستی که قرار گذاشته بودم تو اینستا بذارم
این چند مدت ذهنم درگیر این بود که حرف های زدنیم رو جایی که فقط برای خودم نمونه بزنم و بالاخره اون تابو شکست و از دیروز شروع کردم به نوشتن
 هرچند مبتدی و ساده اما برای خودم دلچسبه
بعدصبحونه هم گفتم وقتشه یه سر به لب تابم،
امیر المومنین علیه السلام راس و امیر و شریف‌ترین مومنین در قرآن (به روایت اهل سنت عمری)
احمد بن حنبل، ابن ابی حاتم و ابن مردویه از علمای بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده‌اند:
حدّثنا إبراهیم بن شریك الكوفیّ قال حدثنا زكریّا بن یحیى الكسائیّ قال حدثنا عیسى، عن علیّ بن بذیمة، عن عكرمة، عن ابن عبّاس، قال: سمعته یقول: لیس من آیة فی القرآن: {یا أیّها الّذین آمنوا}، إلّا وعلیّ رأسها وأمیرها وشریفها، ولقد عاتب اللّه أصحاب محمّد فی القرآن، وما ذكر علیّا
واای خدا بالاخره وصل شد.خداروشکرخدا کنه دیگه اینجوری نشه
والا من همش استرس قطع شدن تا چند روز رو داشتم.بخير گذشت.
نه اس ام اس.نه پیام.نه تماس نه هیچی.همش قطعوای چی بوود.
پ.ن:دقیقا ۱۰ دقیقه نکشید که همه چیز دوباره قطع شد.حالا باز خداروشکر اس ام اس مادرم به خط ایرانم،بهم رسید
 
از صبح که بیدار شدیم خبرای بد پشت  سر هم می رسن حتی اگه نری دنبالشون
نمیدونم خدا چ جوری میخواد از خجالت مردم خاورمیانه در میاد 
خودش بخير کنه ما دیگه ظرفیتمون پره
 
امروز به بیخودترین شکل ممکن گذشت قبول نکردن تو شهر خودمونم بیام نمیدونم چی میشه منتظرم زودتر بیس و دوم بیاد.
‏کارشناس تلویزیون داشت میگفتیه تصویر از مشکلاتتون یا چیزی که به مشکلتون ربط داره و بزارین بک گراند موبایلتونکه همیشه جلو دیدتون باشهکه باهاش بجنگین و نابودش کنینبابام گوشیشو پرت کرد سمتم گفت پسرم لطفا عکس خودتو بزار بک گراند گوشیم
میدانی اینکه *دقیقا* بیست و دو خط بنویسی و در آنی پاکشان کنی یعنی چه؟یعنی دوباره هوای کندن به سر دارم.خدا بخير کناد:)
+آن ۲۲ خط هم البته شرحی از واقعه ای در رابطه با کندن بود.اما مجملش با اصل داستان هم‌آهنگ تراست.برای همین اینطور شد!:)
چند روزی میشه پلک چپم میپره  ممتد نه اما  هر از گاهی میزنه و منو نگران کرده.صدقه و آیتت الکرسی هم خوندم.حس بدی بهم میده درسته ربطی نداره اما خوب چیز جالبی هم نیست و میترسم یه احارتی بزرگ پیش بیاد و اذیتم کنه.
همه ملت پلک راستشون میپره  مال من چپ ول کن نیست.
خدایا خودت بخير کن.
 
دارم سعی میکنم به فکرام نظم بدم جمع و جورشون کنم مرتب بزارمشون یه گوشه و هر وقت خواستم برم سراغشون
در هم بودنشون انقدر بوده که از خوابم پرونده
حالا هر چی میچینم میبینم خرابتر شده دارم در دریای افکار مختلف بی سر و سامون غرق میشم
هیچی سر جاش نیست از عاقبت فکر کردن میترسم
شب بخير
زیباترین اس ام اس ها و جملات شب بخير رمانتیک و عاشقانه برای شب بخير گفتن به همسر و عشق زندگی با متن های شب بخير عشقم، عزیزم و همسر مهربانم
متن شب بخير کوتاه
به ستاره ها نگاه می کنمو به ستاره درخشانی که در زندگی ام دارم فکر می کنمبه توشب بخير عشقم
******
******
پیامک شب بخير گفتن عاشقانه
I live for the day that my dream will come true and wake up next to youod night my loveبه امید روزی زندگی می کنم که رویایم تحقق پیدا کند و کنار تو از خواب بیدار شومشب بخير عشق من
******جملات رمانتیک شب
سلام
تازگیا علاقه شدیدی به یادگیری سبک هنری و کارهای هنری پیدا کردم
یه کلاس هم اخیرا میرم امیدوارم از شدت تنبلیم کم کنه.
امروز خیلی روز شلوغی بود کچل شدم بس که این ور اونور تلفن کردم تا چند تا ساعت را فیکس کنم آخرشم نشد. 
خدا بخير بگذرونه امسال رو.
حس تجربه ی دو سال قبل داره میاد رو مخم.
سلام و صبح زیبای پاییزیتون بخير. امروز توی شهر ما هوا بارونی و بسیار دلچسبه امیدوارم هرکجا زندگی میکنید حال و روزتون خوش باشه.
خب من تصمیم گرفتم از این به بعد یک سری  فایل ها رو که میدونم به درد همکاران عزیزم میخوره اینجا قرار بدم . امروز فایل خام طرح درس رو آپلود میکنم .
ادامه مطلب
سلام وقت همگی شما بخير
 
دوستان میدونم که روزای خیلی سختی رو داریم سپری میکنیم وضعیت زندگی مردم کاملا سخت شده ، کسب و کارها خراب تر از گذشته شدن
امیدها کمتر از قبل شدن و خیلی چیزای دیگه' منم مثه خیلیاتون یک فرد عادی در این جامعه هستم خیلی جاها شده که کم اوردم باور کنین بخدا حتی کسی رو هم نداشتم ازش دلگرمی قوت قلبی و انرژی مثبتی بگیرم خودم بودم و خدای خودم
خودتون رو فراموش نکنین کسی نمیتونه بهمون کمکی کنه غیر خودمون از کسی انتظاری نداشته باشی
خاطراتم زنده شده‌اند. توی اتاق کوچک دانشکده کنار لابی خودم و آریا را می‌دیدم که پروژه‌ی کامپایلرمان را می‌زدیم و خوراک جوجه‌ی با استخوان ر ا بدون قاشق و چنگل می‌خوردیم. اینجا با رسول دور میز لابی دور می‌زدیم و صحبت می‌کردیم. سوار ماشین کیانوش شدم و رفتیم خوابگاه برای خواندن درس طراحی زبان‌های برنامه‌نویسی برای پایان‌ترم. درسی که از آن اندک‌مقداری بلد بودیم. اینجا لب پنجره می‌نشستیم و با دوستانمان راجع به دنیا و زندگی صحبت می‌کردی
مرا کز عشق می‌سوزم ز دوزخ چند ترسانی / کسی از مرگ می‌ترسد که در دل خوف جان دارد
دیروز رکورد بازدید در روز تمام دوران وبلاگ نویسیم زده شد و این موضوع برام خیلی عجیبه. امتحان فنی افتاد بین دو امتحان مهم ترمم. فردا هم قراره کارت ورود به جلسه بگیرم. کمی پادکست ی حساب گوش دادم و بظرم حرفای خوب و به روزی توش میزنن. باقی روز درس درس و درس بود خدا بخير کند.
حس می‌کنم قلبم داره از هم می‌پاشه، می‌خوام ذهنم رو آروم کنم بتونم بخوابم اما انگار احساس خلا دارم نمی‌تونم نظم بهش بدم. انتظار کشیدن سخته. داغونت می‌کنه. چند تا مسئله باهم پیش اومدن. توی چهار شهر متفاوت. خدا ختم بخير بشه. خدا این آرامش بعد از طوفان رو روزی‌ام کن. الهی آمین.
عاشق اسمم شدم
تا صدا کردی منو
روزی که داشتم از خیابون رد میشدم
اون L90 سفید رو دیدم، ولی بازم رفتم وسط خیابون
ترسیدی
اسممو بلند داد شدی
با جیغ و با ترس
ولی نمیدونی من او لحظه چقدر خوشحال بودم
اولین بار بود که اسممو صدا میزدی
عاشق اسمم شدم
تا صدا کردی منو
یادش بخير :)
 
گلچینی از جملات، پیامک و اس ام اس های صبحت بخير عزیزم، عشقم، نفسم، زندگیم و همسر مهربانم برای شروع یک صبح رمانتیک و پر انرژی همراه با شعرهای صبحگاهی قشنگ و خاص
******
متن صبح بخير عاشقانه
روز من رسما آغاز نخواهد شدتا زمانی که صبح بخير” و دوستت دارم” را به تو بگویمعزیزم صبحت بخير، دوستت دارم!
******
صبح بخير همسر مهربونمتاب آوردم شب دلتنگی ام را تا سحرتا تو را از نو ببینم صبح زیبایت بخير
******تک بیتی در مورد صبح بخير
صبح با عطر تو بیدار شدن
خدایاسپاس برایتمام شبهای زیباو غروب هایی که دیدمبرای شکیبایی وصبری که به من دادی که اجازه دادلحظه های بزرگ اندوه راتحمل کنمبه تو توسل می کنم واز تو مدد میجویمو به تو اعتماد میکنمالهی ، رضایت تو مراکفایت است و تو مرا تائید کنی مرا بس استهیچ نیازی به هیچکس جز تو ندارمراههای ناهموار زندگی ام را با تدبیر خودت هموار کن ای بخشنده ی بی همتا
بسمه رب الحسن (ع)
 
از بچگی دوست نداشتم سمت نذری برم و
منتظر میموندم تا نذری سمتم بیاد .تو مسیر کربلا هم همینجوری بودم
اما رفقا موکب های تغذیه رو، روش چتر زدن
جوری که 3 بار ناهار میخوردن
3 بار شام.
امشب جمکران بودیم
و حین خروج یه جایی موکب مانند، داشت غذا میداد
نمیخواستم برم سمتش اما یه لحظه یه بغض خفیفی اومد و ما رو بیاد "الی الطریق" در اربعین 98 انداخت
بیاد اربعین، رفتم و تو یه صف طویل غذا ایستادم.
 
__________________
پ.ن 1: آی رفیقا

حرم کرب و بلا یادش ب
حالم بد میشه وقتی به قضاوت هایی که شدم فکر میکنم
شاید ماله ۳ یا ۴ سال پیش باشه ولی گاهی که حتی فکرم بهش میکنم انگار همین الان اتفاق افتاده.
من تو زندگیم حق رفاقتو ادا کردم ولی یه سری اصلا بلدش نیسن یا بهتر بگم ماله این حرفا نیسن .
ولی خدا فقط خودت 
خودتو عشقه اوس کریم
**فردا یه خبر خوش بده لطفا**
شب بخير
بامداد ۷ اردیبهشت ۹۸
میلی به زندگی ندارم، از خودکشی و مرگ می‌ترسم فلذا به خواب پناه میارم. از صبح تا حالا که ساعت ۳ بعدازظهر هست خوابم. فقط پاشدم صبونه و نهار خوردم و باز خواب. حالم بده و میلی برای ادامه ندارم. همه‌ش هم بخاطر رفتارهای اخیر میم هست. سرد و بی‌حوصله شده. خوابم میاد. باید برم به علم مردگان .
عصر بخير 
چقدر روزهای خوب زود می‌گذرن. راستش روزهای سخت هم زود می‌گذرن.
قبلتر خودم رو در یک مسیر افقی در حال حرکت می‌دیدم. الان سوار چرخ و فلکیم که یک حرکت عمودی هم داره ولی فقط خودم می‌بینمش.
چرا انقدر انتخاب کردن سخته. ولی دلخوشم به اینکه هرقدر هم سخت باشه، می‌گذره. کاش بخير بگذره!
ای عشق! الحق که در ساده‌ترین شکلی و پیچیده‌ترینی!
دلم عجیب در این جمعه هوای قدیم را کردههوای حیاط بزرگ مادربزرگبا حوض آبی فیروزه ایماهی های قرمزو شمعدانی های لب حوضکه عطرشان مست میکرد هر رهگذری را.هوای دورهمی های سادهبا شام و ناهاری به مختصری نان و پنیرو خنده های از ته دل با کسانی که دوستشان داریم
یاد آن روزها بخير
رئیس جمهور کره شمالی
نه دین دارد و آرمان
نه ظرفیت طبیعی برای دور زدن تحریم
و نه پشتش به حمایت کسی یا چیزی گرم است
فقط اینکه احتمالاً کمی عقل دارد؛ معادله ی قدرت سرش می شود.
و البته جوان است و کمی دل و جرأت دارد!!!
تا اینجا که روی مدعی هایی مثل ما را هم سفید کرده.
 
#جوانم_به_جوان_رأی_میدهم
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا این آخرین کشیکا رو هم بخير بگذرونه!
له شدیم تو این ادمیت
فکرشو نمیکردم کشیکای جراحی انقدر سنگین باشه
یه موقع هست ادم خودشو برای یه چیز سخت اماده میکنه و میدونه که جلو پاش یه کار سخته
یه موقع دیگه هم به فکر این که زمین صافه پاشو که میذاره و یهو زیر پاش خالی میشه میفهمه چاله بود! بی هوا !
درود خدا بر او فرمود "سخت قبر است و سخت تر دستِ خالیِ در قبر"
آه من قلت ااد و طول الطریق .
سلام خوبین خوشین؟
منم خوبم شکر. این روزا یه مشکلی واسم پیش اومده خییییلی هممونو درگیر کرده. الان به ذهنم رسید بیام بهتون بگم بلکه با دعای شما خوبان خدا بهم رحم کنه  و هر چی به صلاحمون هست رخ بده.
خیلی برام دعا کنین اگر بخير بگذرونه و خوب پیش بره میام براتون میگم.
ممنون که بیادم هستین. ❤️
خدا دعا را با زبانی که با آن گناه نکردیم برآورده میکند که همون از زبان دوستان و خویشان هستند.
سلام وقت بخير امروز باهم همراه هستیم تا به شما اموزش بدیم که اگر باد لنز طبی شمارو با خودش برد چیکار کنید!در مرحله ی اول خیلی سریع سعی کنید دست تون رو از هرنوع الودگی پاک کنید اگر مایع لنز نزدیک تون بود با اون انگشتاتون رو تمیز کنید اگر نبود با اب کافیه!
سپس به خاک اطراف تون دقت کنید و نوع خاک رو تشخیص بدید،بعد کافیه چند مشت از خاک رو بردارید و بریزید رو سرتون که اینقدر بدبخت و بی شانسید لنزتون باد برده.
در یک ساعت گذشته سری وقایعی رخ داد که به ذهنم خطور کرد که هی من! از شواهد و قرائن ایطور برمیاد که گویا دنیا هنوز خوشگلیاشو داره
چشمامو میبندم و به خوشگلیای فرضی و واقعی فکر میکنم
 
حیفه نگم که قراره فردا بترم
 
امشبم رفت
خدا همه ی مارو آدم کنه
منو بذار تو اولویت ولی
مرسی حضرت پروردگار
شبتم بخير
اومدم خونه ی مامان!
دیشب عجب شبی بود، رفتیم کنسرت گروه سون و آهنگای خاطره انگیزشون
جیغای من و اشک رو گونه م وقتی میخوندن سردی نگاهُ بشکن، فاصله سزای ما نیست»
یاد کی افتاده باشم خوبه؟
یاد کِی افتاده باشم خوبه؟
دبیرستان بودم، یه کامپیوتر داشتم، یه کارت اینترنت، یه یاهو مسنجر و یه آرشی که تازه از سربازی اومده بود!
یادش بخير
یادش بخير
دانلود آهنگ جدید رفتی و بعد از تو دنیامو غم برداشت از بنیامین اسماعیلی

دانلود آهنگ جدید و زیبای بنیامین اسماعیلی بنام یادت بخير از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ رفتی و بعد از تو دنیامو غم برداشت با ترانه روزبه بمانی و تنظیم مهراد احمدزاده یکی از بهترین آهنگ های بنیامین اسماعیلی در مهرماه 1398 است . مدت زمان این آهنگ جذاب و شنیدنی سه دقیقه و بیست و یک ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ زیبا را از سایت ترنج موزیک با بهترین کیفیت ممکن دانل
هر شبپنجرہ های ملکوت آسمانبسوی قلبها گشودہ می شود
الهی امشبﻨﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ قلبہای ما ﺑﺰﺩﺍ و نور ایمانت رادرقلبهایمان جاری بفرما  
آمیـــن یا رَبَّ  دعایت میکنم هر شب    به عطر میخک و مریم  الـهی در دلـت هرگز     نباشد غصه و ماتم.
من از امروزمم به حد مرگ راضیم. کاش میشد همیشه اینجوری باشی که به همه کارت برسی و بتونی انجامشون بدی. البته نه این که برنامم نقص نداشته باشه ها ولی خوب انجامشون دادم. به خصوص با این که بیشترم شده بود کارام. اگه حال داشتم لیست همه کارایی که میخونمو مینوشتم. ولی خیلی خسته ام. نمیدونم چرا زانوهامم اینقدر درد میکنه. همین دیگه برم بخوابم که بیدار بشم احتمالا ساعت دو یا سه. هرکدوم که شد. شب بخير
پادشاه فصل ها اومد . 
 تو فصل پاییز چند تا چیز میچسبه اولیش با من بقشم با یاری شما .
1- قدم زدن تو هوای که رو به خنکی هستش.
2 - مصرف دخانیات حین قدم زدن در این هوای خنک :))
پی نوشت : سربازمون تنها 24 ساعت تا پایان خدمت سربازیش مونده و بالاخره تموم شد . یادش بخير این پست  http://sabri.blog.ir/post/56
خدا یا لطفا منو فردا ساعت 4 بیدار کن
و لطفا یه کاری کن نهایتا تا 4ونیم یه دستشویی پر ثمر برم و حالم خوب باشه
و آژانس یا ترجیحا اسنپ مثل آدم گیر بیارم چون واقعا ساکم بزرگه و حملش تنهایی واسم سخته
و لطفا یه کاری کن شارژرم و ساندویچای نون پنیر خرما هامو از تو یخچال یادم نره با خودم ببرم چون اونجا واقعا بهشون نیاز دارم
مرسی و شبت بخير
یه دوسه ساعت دیگه،میشه ۱۲ ساعت که هیچ جوره نتونستم با پدر و مادرم تماسی داشته باشم.حتی پیام هامم نمیتونن بخونن:(
این وبلاگ هم تا نیم ساعت پیش ،چند ساعنی میشد که نمیشد واردش بشم
من چه گناهیی کردم که نمیتونم با خانوادم ارتباط داشته باشم اخه؟نه تنها من،بلکه همه ی دوستام هم همین مشکلو دارن
حتی بصورت عادی هم زنگ زدیم به پدرمادرهامون ولی اصلا بوق نمیخورد.:(
ما چه گناهی کردیم اخه.
خدا عاقبتمونو بخير کنه
سلام و صبح بخير دوستای گلم.
امیدوارم حالتون خوب باشه.
برای این که نگران نشین اومدم اینجا هم اطلاعیه بذارم.
امروز میثم سرکار نرفته و متاسفانه نمیتونم پست بنویسم.
ااز دیشب هم نخوابیدم و الان که هفت و نیم صبحه تازه دارم میخوابم.
ددوستای گلم بازم اوضاع میثم پیچ خورده از نظر مواد و حال دلم خوب نیست.لطفا  برام دعا کنین.
فردا هم که میرم خونه ی مامانم.انشاالله پنجشنبه پست این هفته رو مینویسم.
سلام
امروز سردردم بهتر شده
چند ساعتی با دوستم بیرون بودم
راستشو بخواید لذتی نمی برم منتهی چون حواسم رو پرت میکنه دوس دارم
نمیدونم شایدم اشتباهه
در درون و تفکر خودم دارم تغییرات و تفکراتی حس میکنم 
چیزهایی که باعث پیشرفتم میشه
به دعای تک تک شماهایی که شابد این مطالبم رو میخونی نیاز دارم
زندگیم عجیب به یک اتفاق خوب نیاز دارد
کاش میشد برم مشهد
بیخیال
میخوابم
خدا نگاهم میکنی؟؟
شب بخير
جوری بـاش که دوست داری
و راهی را بـرو که حالت را بهتر می کند.
به اینکه دیگران دربـاره تو چه فکری می کنند،
فکر نکن ما اینجا نیستیم که بـاب میل دنیا و دیگران باشیم.
ما آمده ایم تا خودمـان،
تعبیر رویـاهای خودمان، و برای خودمان باشیم
صبح سه شنبه بخير
[ویدئو ۰:۴۱]
مشاهده مطلب در کانال
رمان رقص مرگدانلود رمان رقص مرگ اثر نگار مرادی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان رمان راجب آرزو دختری است که با نگاه به قاب عکس روی دیوار به خاطرات شانزده سالگی خود وقتی کنار پدر و مادرش حس خوشبخت ترین دختر دنیا را داشت …
 
خلاصه رمان رقص مرگ
بالاخره از تصویر خودم تو آینه دل کندم و از اتاق بیرون اومدم با دیدن پله ها به سرم زد روی نرده ها سوار شم و تا پایین یه سرسره بازی حسابی کنم اما چون اصلا حوصله ی غرغر
اعصاب نداشتم میخواستم بخوابم 
صدای لودر و کامیون از چند تا ساختمون اونورتر نمیذاره من بخوابم! 
چند تا خونه رو انگار دارن خراب میکنند میخوان مجتمع کنند چند شب بود سروضداشون نمیذاشت بخوابم
اعصاب خوردی امشب م نذاشت دیگه تحمل کنم 
زنگ زدم 137 و شکایت کردم!!! چه معنی داره اخه ساعت 3 نصف شب لودر و کامیون تو میدون کار کنه اونم تو منطقه کااااااااااااااااملا مسی!! 
خدا بخير کنه فردا رو !!
عین بولدوزر میخوام جمع کنم همه رو :)))))))
سال پیش که نه حتی اگه همین چهار ماه پیش به من میگفتی چهار ماه بعد مشغول چه کاری ای میگفتم خواب تموم شد صب بخير!!!
ولی خب همه چیز خیلی یهویی شد و فک کنم اسمشو میتونیم بزاریم یهویی خوب!!
امروز موقع ناهار به دوستام گفتم هفته ی بعد من در حالی میام سر کلاس میشینم که تیر خوردم و خب اون مدرسه ندار های عوضی خندیدن.هشتگ کثافطای مرض
الان نمیخوام از تندباد دهن سرویسی ای که در طی هشت ماه آینده قراره بر من روا داشته بشه حرف بزنم ذاتا مهم هم نیست چون تموم میشه
 
 
آخرین باری که انقدر به کارام فکر نکرده بودم یادم نمیاد! یعنی یه آدم میتونه انقدر تنزل کنه! همینقدر احمقانه!
یاد حرفای استاد می افتم که داشت اصول کار یاد میداد، میگفت چقد این گزینه مهمه!
*خودشیرین
مخلوطی از تنفر و ترس و حس ناپاکی و رانده شدن 
 
یاد رفقای قدیم افتادم.
من بی معرفتم، شما دیگه چرا؟
یادش بخير یه زمانی گفتگوها داشتیم! من انقد بهت سر میزدم، تو نباید یه بار بگی برم ببینم چه مرگشه؟ دستشو بگیرم؟ قدیما بامعرفت تر بودی. میدونی الان چق
خواهر کامی زبان فرانسه خونده.
و خیلی چهرش شبیه شه.
عاشق خونواده با کلاس شم.
درواقع عاشق خودش که تو اون خونواده بزرگ شده.
وای چی دارم میگم
شب تون بخير 
و جفت شون تو یه دانشگاه درس خوندن
 
 
بهش گفتم کامی
میترسم
بدم میاد ازین که سنم بره بالا و من همین مشکلات رو داشته باشم.
گفت که میفهمم ببین هر کی تو زندگیش یه مشکلی داره. هیچ ادمی بی مشکل نیست.
یکی خجالتیه یکی مشکلات خونوادگی عجیب داره یکی وسواس داره خلاصه هر کی یجوره
 
الان نکته اینه که
ساعت نزدیک 7 صبح بود که بیدار شدم. خیلی خوب خوابیدم و این جمله مدام توی ذهنم تکرار می‌شود! باورم نمی‌شود که خوب خوابیده باشم! پریشب کنارم روی تخت خوابید؛ هیچکدام مثل آدمیزاد نخوابیدم. یادم رفته بود که نباید از پتوی مشترک استفاده کنیم. من با کوچکترین حرکت و کوچک‌ترین صدایی بیدار می‌شوم. حتی با صدای فشار دگمه‌ی مودم برای روشن شدن. از سردرد دیشبم خبری نیست و حس بدم بابت ریدمان در امتحان سلفژ از بین رفته. لاک‌های رنگی خریده‌ام و امروز باید با
یادش بخير آن زمانی که وقتی باران می گرفت از خانه بیرون می دویدم ، یا بی مهابا کنار می زدم و از ماشین بیرون می آمدم . چون دلم لک می زد برای قطرات بارانی که سرزندگی و دعای مستجاب را برایم به ارمغان می آوردند . باید خدا را به خاطر این معجزه اش شاکر باشم . که با چند قطره آب ، می تواند زندگی را به این زمینِ مرده که هیچ به دل های ما هم بازگرداند .
+ امروز صبح یک زیرِ باران قدم زدن اجباری داشتم . خیلی چسبید .
یه پیجِ دوم تو اینستا دارم که باهاش کسیو فالو نکرده بودم و کسی رو هم اَکسپت نیز. 
تا وقتی که گوشی داشتم (یک سال و نیم پیش تقریباً) هر از گاهی مثِ یه وبلاگ آپدیتش میکردم. میگم مثِ وبلاگ، چون کسی نبود که ببینه چی پست میکنم و چی میگم. حتی وبلاگ‌تر از وبلاگ بود.
امروز بعد از 1.5 سال لاگین کردم و دیدم پستای این اکانتمو. 47 تا پست گذاشته بودم، از 94 تا 97. یادم رفته بود خیلیاشونو، اکثر حال و احوالاتی که اونجا ثبت کرده بودم.
یکی از پستام ولی عینِ روز اومد جل
سلام
علیرضا دوست داداشم پیشنهاد شراکت توی کار داده و فردا روز اوله و الهی به امید تو
امروز با محمدرضا دوستم رفتیم پارک 
یکم حرف زدیم و بعد رفتیم نمازخونه و نماز خوندیم
توی نمازخونه کلی عکس از شهدا بود 
شهید میرافضلی؛شهید امینی؛شهید عباس زاده و
یادش بخير راهیان نور
خدایا حواست بهم باشه من یاغی نیستم من بندتم
الان احمدوند گوش میدمبدجوری دلم گرفته
ولی هیچکس نمیدونه
چه حال بدیه اینکه توی جمع باشی و اما توی خودت
چه حال خوبیه که خدا نگات کنه
بعد دوروز میخوام برم ملاقاتش(دوستمو میگم، پیرو پست قبل)، خدا بخير کنه
البته اینطور که خودش میگفت، مامانشو(خالم) دک کرده که من دوباره برم پیشش، واقعا اونجا بهتر از خونمونه، هنوز دسته جدید نخریدم، مامانا که نه بهتره بگم خواهرا مثه همن
+مامان فدات شم، ببخشید
ای سر زمین با صفا اسفاد                 ای مهد ایمان و وفا اسفاد
 ای ملک آبـاء و نیـاکانم                       ای خاک پاکت توتیا اسفاد
 
 کـوه بلنـدت افتخـار آمیز                       یـادآور تـاریخ پربـارت
 بر بام آن شاسکوه و میلاکوه                در دل نهفته گنج اسرارت
 
 آویخته برشانه از هر سوی                  چون جعد مویش شاخه انجیر
آن پیچ و تاب دره شه رود                    انداخته بر گردنش زنجـیر
 
ویرانه های قلعه کوه آن                      دارد نشان
مرتضی یک معلول ویلچری بود.مادر زاد پاهایش کم توان بود و قدرت راه رفتن نداشت.سی سالش بود.هر روز صبح ساعت هفت،برادرش میاوردش کنار خیابان و میگذاشتش روبروی سبزی فروشی عمو رحمان.او را به عمو رحمان می سپارد و میرفت سرکارش.مرتضی کمتر داخل سبزی فروشی میشد.بیرون مینشست و به رهگذران سلام می کرد و صبح بخير میگفت.برایش فرق نمی کرد که رهگذر چه کسی باشد،پیر باشد یا جوان،زن یا مرد.به بچه ها سلام کردن را هم خیلی دوست داشت.لحنش را صمیمانه تر و صدایش را نازک م
بشدت حس غرور و حسادتم گل کرده از اینکه اینقدر بیکارم و همش انلاین نه اینکه اصلا کاری نداشته باشم ولی کارامم اونقدر نیس که کاملا وقتم پر کنه.
باید برنامه بچینم و برنامه ام با هر چیز اضافی هس پر کنم دلم نمیخواد همش بی جهت انلاین باشم.
نتم تموم شده و فعلا تا مدتی نت نمیخرم تا یکم عادت کنم به استفاده کمتر از شبکه های مجازی.
از خالی بودن تایمم بدم میاد درجریانید که؟ 
همین الان برنامه ریزی میکنم براش. 
یکی از بچه ها تو کامنت ها گف هدف بساز برای خودت
سلام
صدای ما رو از موکب صاحب امان عج واقع در عمود ۸۲۸ میشنوید مدیونید اگه فکر کنید ما این همه راهو از صبح تا حالا پیاده اومدیم. در حالیکه دیشب تازه رسیدیم نجف!
تا الان یاد هیچ کی نبودم، نمی دونم چرا!!! معمولا دست به دعام خوبه ها، عجیبه!
الانم طبق معمول این دو روز در حال آب پز شدن هستیم، سوله کولر مولر نداره 
:( حالا چه مدلی خوابمون ببره خدا عالمه.
امسال بشدت همه جا شلوغه و این یعنی یه عالمه ترافیک و کمبود امکانات حداقلی. و البته گرماااااا
ا
سلاملکم!
صبح یا شایدم ظهرتون بخير ‌.
امروز مامان و مامان بزرگ به پاس اینکه دیروز دختر خوبی بودمو لبخند نایس و کول به گروه ضربت!!!! تحویل دادم و هی لطف کردین و مرحمت عالی متعالی و خدا پسرتونو حفظ کنه به نافشون بستم و کل برنامه گذشته و آیندم رو واسه هر ۵ نفرشون بدون اخم و مسخره بازی و با یه لبخند ژد بی معنی توضیح دادم و سرفرازشون کردم.اجازه دادن تا الان بخوابم .!!!
خلاصه مهربون شدن!
ادامه مطلب
ھیسسسسسسس ساکت.دیروز 23سال و2ثانیه پیر شدمجریمه شدم!~!الانم احتمالا یادش رفته دستگاه رو بگیره.خوب خوب خوب توى این24ساعت که وبلاگم نبودم فھمیدم خعلى عاشق اینجام.آره دیگه بریم سراغ پ.ن
*نیلو.فاطمه.اتسھ.ناشناس.وى معذرت خواھى مدیونتونم/میانه.کرھ اى/گومن~سى مى ماسه.ژاپنى/آیم ساری ھرکى اینو ،ندونھ خیلی
**یاسى نژار کھ ناراحت شى که این خیلی بده/ویستا میدونم سخته ولی مثل ى دوست که نه مثل خواھر پشتتم/کیوتى امیدوارم نقص فنى زودى خوب شه و برگردى
سلام و روز بخير
در این پست یک سری تمرین از فصل 1 و 2 محاسبات عددی آورده شده است.
توجه: تمرین‌های جزوه همراه این تمرینات ایمیل شود.
ایمیل ارسال پاسخ‌ تمرین:‌ a.hakimi1399@gmail.com
پسورد: شماره کلاس محاسبات عددی می‌باشد.
 
دریافت تمرین1حجم: 425 کیلوبایتتوضیحات: تاریخ تحویل شنبه 4 آبان 
به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید.
- دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
- همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم.
به کجا چنین شتابان؟
- به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم.
- سفرت به خیر اما
تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه‌ها، به باران
برسان سلام ما را.
م. سرشک
بسم الله الرحمن الرحیماگرلباست به میخی گیر کندبه عقب برمیگردی وآن را آزادمی‌کنی اکنون این میخ گناهان است که به قلبت نشسته چه می‌شود اگر دو قدمبه سوی پشیمانی برگردی وخود رارهاسازی.استغفرالله ربی و اتوب الیه.زندگی ریموت نداره،پاشو خودت کانال زندگیتو عوض کن.همین امروز ، همین حالا.ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !ﺩﻧﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﺮ !ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ !ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﺎﺭ، ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻨﺪﺶ !ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻓﻬﺎﺖ، ﺳ
بسم الله الرحمن الرحیماگرلباست به میخی گیر کندبه عقب برمیگردی وآن را آزادمی‌کنی اکنون این میخ گناهان است که به قلبت نشسته چه می‌شود اگر دو قدمبه سوی پشیمانی برگردی وخود رارهاسازی.استغفرالله ربی و اتوب الیه.زندگی ریموت نداره،پاشو خودت کانال زندگیتو عوض کن.همین امروز ، همین حالا.ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !ﺩﻧﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﺮ !ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ !ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﺎﺭ، ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻨﺪﺶ !ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻓﻬﺎﺖ، ﺳ
بسم الله الرحمن الرحیماگرلباست به میخی گیر کندبه عقب برمیگردی وآن را آزادمی‌کنی اکنون این میخ گناهان است که به قلبت نشسته چه می‌شود اگر دو قدمبه سوی پشیمانی برگردی وخود رارهاسازی.استغفرالله ربی و اتوب الیه.زندگی ریموت نداره،پاشو خودت کانال زندگیتو عوض کن.همین امروز ، همین حالا.ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !ﺩﻧﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﺮ !ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ !ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﺎﺭ، ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻨﺪﺶ !ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻓﻬﺎﺖ، ﺳ
نمایش عکس
اگه گفتین این چیه؟
قالی نیستاااا، این اتوبان دوران بچگیم بود؛ اون وسطی که بزرگه برای ماشین
بزرگام‌ بود، کلی حال میکردم باهاش، اون سمت چپی که‌ کوچیکه، جاده
اون ماشین کوچولوها بود.
اندازه دوتا انگشت بودن مال اونا بود خیلی حال می‌داد
یادش بخير .
شماهم اینجوری بودین؟
 
سلام عصر پاییزی همگی بخير
باید برم دوش بگیرم
ولی حسابی خسته ام
از دیروز تمیز کاری اتاقم رو شروع کردم
ولی هنوز تموم نشده
البته من میگم تمیز کاری شما تو ذهنت گردگیری و تمیزکاری
در حد تمیز کاری عید رو تصور کن
الان فقط مونده لباس های داخل کمدم رو مرتب کنم
.وسایل بالای کمد رو نظم بدم و
اتاقم رو جارو بزنم
ی بار دیشب قبل خواب و ی بار هم صبح جارو زدم
ولی آخرین جارو رو باید بزنم قبل خواب
ادامه مطلب
ویدئو:







متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
دریافت فایل با کیفیتحجم: 74.7 مگابایت؛ مدت زمان: 7 دقیقه 10 ثانیه
صوت:
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرها
خیلی خیلی هفتۀ مزخرفی بود.فقط خدا کنه هفتۀ بعد یذره بهتر باشه @_@دهنم سرویس شد این هفته / توروخدا این هفته بهتر باشه.همش خواب / کنار بخاری / گرم و نرم / زیر پتوی ضخیم / دیگه خودمم بخاری شدم / داغ کردم /دارم میترکم اینقدر خوابیدم بسه دیگه / فقط یذره اراده میخواد (نداریم تموم شده،ته کشیده) / شبتونم بخير.
پ.ن: تیتر کامل:حالم بده مثل موقعی که یه عمر زندگی رو تایپ کردی بعد که سرتو میاری بالا میبینی زبان کیبورد اشتباه بوده و چرت و پرت نوشتی -_-
اون روز فکر میکردم خیلی قوی ام که گریه نمیکنم،خیلی قوی ام که به جای اینکه بشیینم یه گوشه و گریه کنم واستادم و دارم به بقیه اب‌قند میدم،فکر میکردم خیلی قوی ام که چیزی به کسی نمیگم و همه رو توی دلم نگه میدارم.
بعدش نوبت این سه سال کنکور رسید فکر میکردم کار درستیه به کسی چیزی نمیگم،اینکه چیزی نخونم و بعد کنکورم بگم که رتبه ام رو نمیگم چون به خواستم نرسیدم کار درستیه،اینکه سال اول با وجود اینکه بهترین رتبم رو اوردم ولی انتخاب رشته نکردم کار درست
بسم الرحمن الرحیم
سلاااام روزتون بخير. این عید بزرگ و ناب رو بهتون تبریک میگم. ان شاءالله که از شیعیان و ولایتمداران حقیقی مولامون باشیم. 
عرض تبریک به محضر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف
من برای نوشتن بضاعت زیادی ندارم. برای همین هم حال خوب این تبریک رو با صحبت اضافه تری خراب نمیکنم. :)
ان شاءالله که بهترین ها رو از جانب حضرتشون عیدی بگیریم.
ان شاءالله که شاهد ثمره حقیقی غدیر باشیم . 
 
والی الله ترجع الامور .
از صبح که بیدار شدم هنوز نخوابیدم. الان مها رفته منتظرم خبر بده سوار شدنشو. هیچ حسی ندارم از این تنهایی. فقط میدونم برای فردا کلی کار دارم. و باید امروزم رو که خوب کار نکردم جبران کنم. امروز به کل حالم خوب نبود حتی سر زبان هم بی حواس بودمو کلی سوتی دادم. خلاصه که همین. با این همه خیلی خسته ام امیدوارم خوابم ببره. فعلا که خبری نیست ولی هرجور شده بایدبخوابم صبح زود بیدار شم.خوشحالم که امروز تموم شد.میتونم امیدوار باشم که روز تازه ای در پیشه و من می
‏مرد اونی نیست که سیکس پک داره و ماشین ٢ میلیاردی زیر پاشه، مرد اونه که تو تمام سختیا عین کوه پشتت وایمیسته و تنهات نمیذاره.
رشته کوه البرز هستم ٢٧ ساله از تهران
 
 
 
 
‏یکی از فامیلا تصادف کرده، با اتوبوس شاخ به شاخ زده ولی زنده مونده. رفتیم عیادتش میگم حاجی چجوری ندیدی اتوبوس به اون بزرگیو؟
میگه بابا اینقدر چراغ مراغ داشت فک کردم ورودی شهره، منم رفتم توش =))
 
*
 
یادش بخير پارسال بین خریدن پژو ۲۰۶ یا پراید دو به شک بودم ولی الان شک دارم اتوبو
 
 
سلام وقت بخير
فرصتی استثنایی جهت استفاده اعضای بزرگوار مجمع خیرین فرهنگ فاطمی و خانواده هایشان
  کلاس زبان انگلیسی روزهای دوشنبه و چهار شنبه ساعت 4/30  تا 6 بعد از ظهر در دفتر خیریه دایر است خانم ها و آقایان علاقه مند با شماره 09122848491 سرکار خانم گلابی تماس بگیرند.ضمنا یادآور می‌گردد کلاس کاملا کاربردی و روش منحصر بفرد است درصورت داشتن علاقه به یادگیری وداشتن پشتکار فرصت را از دست ندهید.
 دبیرهیات امنادرخشانی
تا حالا شده دلتون هدیه بخواد؟
دوست داشته باشید یه جعبه ی کادو شده رو با ذوق باز کنید ببینید توش چیه
نه یه چیز گرون قیمت
صرف این که کسی شما رو فراموش نکرده اونقدر براش عزیز بودید که وقت و سلیقه گذاشته براتون کادو تهیه کرده
الان واضح بگم منظورم آقای همسره یا خودتون فهمیدید؟ 
این مدت اتفاقاتی افتاد که نیاز داشتم این علاقه یه بار دیگه بهم ثابت بشه
حتی با کلام
یه اطمینان دوباره برای ادامه ی زندگی
کاش یه نفر بزرگی میکرد و بدون این که من بفهم
با سلام و روز بخير
- جلسه معارفه برای آزمونهای پری کلینیک آزمون ملی در روز چهارشنبه مورخ ۹۸/۰۹/۲۰ در دانشکده دندانپزشکی برگزار میشود.
- حضور در جلسه اجباری می‌باشد.
- تاریخ جلسه معارفه در روز چهارشنبه تعیین شده ولی امکان عقب افتادن هم از طرف بخش ها وجود داره که خبر قطعی رو براتون تا دوشنبه همین هفته میگیرم.
پس لطفاً آمادگی حضور در جلسه را داشته باشید.
‏مرد اونی نیست که سیکس پک داره و ماشین ٢ میلیاردی زیر پاشه، مرد اونه که تو تمام سختیا عین کوه پشتت وایمیسته و تنهات نمیذاره.
رشته کوه البرز هستم ٢٧ ساله از تهران
 
 
 
 
‏یکی از فامیلا تصادف کرده، با اتوبوس شاخ به شاخ زده ولی زنده مونده. رفتیم عیادتش میگم حاجی چجوری ندیدی اتوبوس به اون بزرگیو؟
میگه بابا اینقدر چراغ مراغ داشت فک کردم ورودی شهره، منم رفتم توش =))
 
*
 
یادش بخير پارسال بین خریدن پژو ۲۰۶ یا پراید دو به شک بودم ولی الان شک دارم اتوبو
سلام دوشنبه همگی بخير
به همین زودی یک هفته از مهر ماه رفت
چشم بهم بزنیم پاییز و زمستون میاد و میره
به مامان میگم پس کو؟ هی قدیمی ها می گفتن پاییز و زمستون دیر میره
من که اصلا نیمه دوم پارسال رو یادم نیست چطوری رفت!
حتی یادمه با اون اوضاع و دادگاه رفتن و هر روز دنبال این کار بدو و اون کار بدو
برای من پاییز و زمستون خیلی زود گذشت و به مامان میگفتم چرا آنقدر زود گذشت
و اگه قرار بود خوش بگذره پس چطوری می رفت روزها؟
ادامه مطلب
سلام دوشنبه همگی بخير
به همین زودی یک هفته از مهر ماه رفت
چشم بهم بزنیم پاییز و زمستون میاد و میره
به مامان میگم پس کو؟ هی قدیمی ها می گفتن پاییز و زمستون دیر میره
من که اصلا نیمه دوم پارسال رو یادم نیست چطوری رفت!
حتی یادمه با اون اوضاع و دادگاه رفتن و هر روز دنبال این کار بدو و اون کار بدو
برای من پاییز و زمستون خیلی زود گذشت و به مامان میگفتم چرا آنقدر زود گذشت
و اگه قرار بود خوش بگذره پس چطوری می رفت روزها؟
ادامه مطلب
سلام
امروز روز سختی بود
خیلی جاها رفتم واسه فروش ولی حاصلی نداشت
مسخرم کردن.اذیتم کردن
دقیقا تکی اوج گرما میخواستم یه گوشه بشینم و گریه کنم
هم تنها.هم خودم
اگه بگم روز بدی بود ؛بی راه نگفتم
سرشب باز یه اتفاقی افتاد که تلنگر اینکه باید شاکر باشم رو دریافت کردم
امروز حجت کاظمی دوستم رو دیدم کلی مسخرم کرد و کلاس ماشین و راحت بودنش رو داد
و شب زیارتی امام حسین
آقا جان از طرف مور به سلیمان زمان سلام
فردا میخوام برم دعای ندبه سیدمهدی میرد
میخاستم بگم به هر حال مجبوریم زندگی کنیم. چجوریش رو تا حد زیادیش خودمون مشخص میکنیم. بعضی جاها خیلی جای مبارزه داره جای صبر داره ولی توی همینا تویی که اتنخاب میکنی طرز نگاهت رو یا همون مایندست خودت رو.
این طرز نگاه یه مهارته یعنی اینکه میشه یادش گرفت.
امروز اولین روز ماه محرم بود. یکی یه جا نوشته بود: صبحت بخير ای غمی که ما رو بزرگ میکنی»
به دلم نشست. خواستم تغییر کنم. دلم بزرگ شدن میخاد. خسته شدم از این سر چیزای مسخره غمگین و بعضن افسرده بودن.
سلام وقت بخيرروز خوبی رو براتون آرزو میکنم .حجتالاسلام توحید فتحیزاده طلبه فوق لیسانس از حوزهبه سوالات شما پاسخ داده میشود.
 
wa.me/989102110326واتسآپ_
 
راهکارهای مذهبی ومعنوی_پاسخگویی مجازی و حضوریزندگی مشترک وازدواج و تعریف های دینیتربیت,فرزندان,بلوغ از نگاه دین و معنویت تعت فردی وآسیبهای اجتماعیبا جهت گیری دینی و معنویت دینیوسواس های با منشا افکار دینی و رفتار دینیآموزشهای دینی اعتقادی و اخلاق اسلامیاجرای کارگاههای موضوعات دینی معنوی
اگه گفتین این چیه؟
قالی نیستاااا، این اتوبان دوران بچگیم بود؛ اون وسطی که بزرگه برای ماشین
بزرگام‌ بود، کلی حال میکردم باهاش، اون سمت چپی که‌ کوچیکه، جاده
اون ماشین کوچولوها بود.
اندازه دوتا انگشت بودن مال اونا بود خیلی حال می‌داد
یادش بخير .
شماهم اینجوری بودین؟
 
اگه گفتین این چیه؟
قالی نیستاااا، این اتوبان دوران بچگیم بود؛ اون وسطی که بزرگه برای ماشین
بزرگام‌ بود، کلیحال میکردم باهاش، اون سمت چپی که‌ کوچیکه، جاده
اون ماشین کوچولوها بود.
اندازه دوتا انگشت بودن مال اونا بود خیلی حال می‌داد
یادش بخير .
شماهم اینجوری بودین؟
 
نمیدونم دقیقا کجا باید دنبالت بگردم؟ تو کدوم شهر؟ کدوم کوچه؟ کدوم خونه؟
دقت کردی وقتی میخواستم خودمو از چشمت پنهون کنم، دنیا چقدر کوچیک بود و هر جا میرفتم تو زودتر از من اونجا بودی. و حالا که دنبالت می گردم دنیا انقدر بزرگه که می ترسم عمرم کفاف نده همه جاش رو بگردم و پیدات کنم.
دنیای عجیبیه نازنینم.
ما روزهای خوشی داشتیم خیابون گردی های نصف شبانه . زورگیرای پارک و پلیسای خنگ. یادش بخير خرید بمب و ترقه برای چهارشنبه سوری.یادته هر ماه، م
دروغ چرا؟! دلم خواست. دقیقا همان روزی که قبل از عروسی عزیز دل به تهران رفتیم تا خانه نقلی اش را ببینیم. یک لحظه که چشمم به دروازه دانشگاه تهران افتاد دلم خواست. دلم قبولی چنین دانشگاهی را خواست. مثل همان سال ها که می خواست. خیلی بیشتر هم خواست. آن هم نه مهندسی. بلکه پزشکی!
+عزیز دل عروس شد. در بیست و چهارمین روز آبان ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت. آن هم چه عروسی. عروسی زیبارو، کشیده اندام، مشکی زلف و ساده پوش. آن قدر دلم غنج زد برایش که نمی دانید
 
‏غربت همین دلی است که می‌گیرد
چون کودکان بهانه‌ی دستت را.
عبدالمهدی نوری
سلام بر خوبان دوعالمخوب هستین ؟ عرضم به حضور مبارکتون که دل تنگتون بودم در جریان بودین من منتظر بودم آبان ماه و تمام عواملش همه ختم بخير بشن و با خیال راحت بیام کنارتون یه سینی چایی بریزم بشینیم دور کرسی و گل بگیم گل بشنویم که ییهو بنزین گرون شدُ :/ نت رفت :/
خلاصه 
بیاین از خودتون بگین ازین ده روزی که گذشت :))) 
تا از قلم نیفتاده
حکومت آذر ماهی ها رو تبریک میگم ، خوش بد
شب یلدا امسال بود.
اون شبا بچه ها استوری اینا می کردن میدونی از شب یلدا تا شب شهادت حضرت زهرا میشه 40 روز؟!
بیاین چله ترک گناه اینا بذاریم.
حیف که استفاده نکردم.
همش همینه.
همش جا می مونم.
اما .
حداقل خانوم جان یه نظر عنایتی به این حقیر ، به این جوون نوکر پسرتون بندازین.
بخدا دوس دارم بشم اونی که شما دوس دارین.
بشم اونی که عاقبت بخير میشه.
بشم اونی که جونش رو فداتون میکنه.
خدا کنه این 20 روز، تا روز شهادت حضرت زهرا (به روایت 95 روز) بتونم رو اعمالم مراق
صبح جمعه همگی بخير و شادی
واقعا پاییز رو حس نمی کنید؟
ی روز هفت صبح از خونه بزنید بیرون تا خنکی و سبکی هوا رو حس کنید
این روزها از اون روزهاست که هوای بیرون خونه خیلی خنک تر و سبک تره
دیروز اینجا ی بارون نم و کمی زد
شب موقع خواب هم با صدای بارون خوابیدم
حیف دلم برای شب های بارونی و صدای رعد و برق تنگ شده
اصلا آب و هوای اصفهان رو دوست ندارم
نه بارونی میاد
نه برفی
فقط آفتاب و آفتاب و آفتاب!!!
ادامه مطلب
یادش بخير پارسال این موقع ها آخرین ترم دانشگاه بودم و یه شب که از دانشگاه برمیگشتم خونه تا رسیدم کرج بارون گرفت و تا رسیدم سر خیابون که سوار تاکسی شم شدت گرفت و تو این مواقع هم تاکسی ها غیب میشن و (حقم دارن انقدر ترافیک و خطر تصادف بالا میشه که میرن خونه هاشون) منم کلی کنار خیابون وایستادم و منتظر ولی دریغ از یه تاکسی از اونجایی هم که اهل سوار ماشین شخصی ها شدن نیستم دیگه بیخیال شدم و پیاده تا خونه رفتم بماند که هرکی از کنارم رد میشد هرچی سوره و
یادش بخير
چقدر برام جالب بود که وقتی می‌خوام از سجده بلند بشم به جای اینکه کف دستمو بذارم زمین، دستمو مشت کنم بذارم زمین و بلند شمخیلی حرکت خفن و مردونه ای بود
چند وقت پیش سر نماز موقع بلند شدن دیدم که دارم با دست مشت بلند میشم و از اونجا که کلا خیلی حواسم به نماز هست کلا دیگه درگیر خاطرات این قضیه بودم
نماز روزه های شما هم قبول باشه.
 
تا سالهای سال اینکه بابام پیرهن هاش به صورت ترکیبی بوی ادکلن و عرق میداد برام خفن بودچند وقت پیش که اومدم زی
خرید قصه شب قدیمی رادیو
رادیو اولین رسانه ای بود که وارد ایران شد. از آن جایی که قصه و قصه گویی نزد ایرانیان محبوبیت بسیاری دارد برنامه هایی شامل قصه گویی و نمایش نامه خوانی از اولین برنامه های رادیو ایران بود. قصه نقش بسیار مهمی در آموزش و پرورش کودکان دارد. قصه شب برای سنین مختلف ارائه می شد. برنامه شب بخير کوچولو قصه هایی برای کودکان پخش می نمود. و برنامه های دیگری نیز قصه شب برای سایر سنین را ارائه می نمودند. قصه شب قدیمی رادیو توسط هنرمندا
یعنی واقعا عنوان انتخاب کردن سخت ترین کاره،خیلی از چیزهایی که میخواستم بگم رو بخاطر همین عنوان پیدا نکردن ننوشتم و پشیمون شدم :|
ایندفعه اومدم یه چند تا از سوتی های پانسیون رو بگم براتون، شاید جالب نباشه ولی خب دلم میخواد یه چیزی بگم و چیزی بهتر از این پیدا نمیکنم.
1. چند روز پیش خوابیده بودم ظهر،از خواب که بیدار شدم همونطوری با پتوی دورم از پله ها رفتم پایین با چشم نیمه باز تا برم توی سالن و پشت میزم بشینم،بعد یهو یکی از بچه ها گفت صبح بخير!!! م
سلام مهربونم 
دلم بدجووور داره مث سیرو سرکه میجوشه اینکه قراره چه انفاقی بیفته خیلی دیوونه کنندس خداجون خودتون کمک کنید مردم ما دیگه توان جنگ رو ندارن اونقد شرایط مردممون داغون هست که دیگه از جنگ دووم نیارن خدایا مهربونترینم خودتون کمک کنید که به خیر بگذره و این جنگ ادامه پیدانکنه فقط شمایید که میتونید یه تغییراتی تو یه مشت آدم دیوانه ایجاد کنید ک جلوی این کارو بگیرن مهربونم کشور ما پر شده از استرس و بدی برای مردممون واقعن دیگه تحمل این ی
 
حالا دیگر فقط خودمان مانده ایم . نگاه کن ، هیچ کسی نیست ، هیچ صدایی نمی آید . طوفان زد ، استکانها افتادند ، پنجره ها از قاب خود پرواز کردند ، پرنده ها کوچ کردند و دیگر صدایی به جز سفیر باد سرد و سکوت نمی آید . نگران نباش ، نترس . ما با یکدیگر خواهیم بود . حتی اگر قرارمان با جهان همین تنهایی  بی دلیل باشد . ببین ، دستم را که بالا میبرم تو هم دستت بالا میرود ، وقتی میخندم تو هم میخندی ، وقتی گریه میکنم ، تو هم اشکهایت سرازیر این شیشه میشود . اما یادت ب
یادش بخير :)
پارسال یکی از همکلاسیام، یه بار خواست سر آزمون تستی ریاضی از روی من تقلب کنه. بدبخت فقط هم یه دونه سوال از روی برگه‌ی من زد. (منم که تو عمق سوالا بودم، اصلا متوجه اطرافم نبودم!) 
بعد از آزمون دیدم همه‌ی سوالارو درست جواب دادم الا اون یه دونه سوالی که اون از روی برگه‌ی من دیده بود :d
همکلاسیم دیگه نمیدونست خودشو بزنه یا منو =) 
اصلا بعد از اون دیگه آدم سابق نشد =)
وااییی کوچولووووییی مننن تولدت مباارک عسیسسممم
لبوی نازم امیدوارم شاد زندگی کنی همیشههه 
کسایی ک دوستشون داری همیشه پیشت بااشن
یادم نمیره وقتی فهمیدی همشهری ایم چقدر ذوق کردی
منم البته تو شوک رفتمم
یاد اونروزا بخير
ایشالا قشنگترم میشه چون روزای زیبایی در انتظارته
دوستت دارم مبینای من  فحشاتو خنده هاتو حضورت وقتایی ک حالم خوب نیس. همه چیزتو دوست دارم ❤️❤️ مرسی از خدا ک دوستای خوبی بهم داده
یک عالمه قلب با یه عالمه بوووس
کادتو وقتی ا
همیشه همه جا همه به متانت و خانومی نجمه حرف میزنن، مصداق کم گو و گزیده گو درموردش صدق میکنه واقعا، فک نمیکنم کسی ازش خاطره بدی داشته باشه از بس خانوم و خوش اخلاق بود
همیشه بهم میگفت دعا کن عاقبت بخير بشم و دعا کن همیشه راه درستو انتخاب کنم، از این حرفا زیاد میگفت کلا خدا بیامرز که خدا اینجوری انقد قشنگ عاقبت بخيرش کرد! شهادت!
درباره عکسای عروسیش باهم حرف میزدیم دوهفته پیش که قرار بود خودم عکاسش باشم
ضمن عرض سلام و وقت بخير خدمت دوستان عزیزی ک از طریق سایتم منو همراهی میکنن.
ب اطلاعتون برسونم حدود ۷ماهه من جایی اجرا قبول نکردم و فعلا هم تصمیمی ندارم نه برای کار هنری جدید و ن برای اجرا .
خیلی از عزیزان تماس میگیرن و بنده در واقع شرمنده روی مبارکشون میشم و دوست ندارم این شرمندگی باز اتفاق بیفته لذا واجب دونستم چون اکثر ادارات و ارگانها از طریق سایت بنده بامن اشنا یا در ارتباط قرار میگرفتن اطلاع رسانی کنم.
باشد ک انشالله به زودی خداوند مهربا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب