نتایج پست ها برای عبارت :

کابوس نامشروع

خیانت و داشتن روابط نامشروع یکی از اولین اتهام‌هایی است که همسران هنگام اختلاف یکدیگر را به آن متهم می‌کنند و در قانون نیز شکایتی با عنوان روابط نامشروع به رسمیت شناخته شده و از سوی قضات مورد رسیدگی و صدور حکم قرار می‌گیرد.اگر شکایت رابطه نامشروع توسط وکیل انجام شود چه مزایایی دارد؟رابطه نامشروع با عکس های و پیامک ها خارج از فضای مجازی قابل اثبات است؟رابطه نامشروع در فضای مجازی توسط پلیس فتا قابل اثبات است؟تفاوت مجازات و رابطه
خیانت و داشتن روابط نامشروع یکی از اولین اتهام‌هایی است که همسران هنگام اختلاف یکدیگر را به آن متهم می‌کنند و در قانون نیز شکایتی با عنوان روابط نامشروع به رسمیت شناخته شده و از سوی قضات مورد رسیدگی و صدور حکم قرار می‌گیرد.اگر شکایت رابطه نامشروع توسط وکیل انجام شود چه مزایایی دارد؟رابطه نامشروع با عکس های و پیامک ها خارج از فضای مجازی قابل اثبات است؟رابطه نامشروع در فضای مجازی توسط پلیس فتا قابل اثبات است؟تفاوت مجازات و رابطه
نمونه رأی رابطه نامشروع
در مقاله قبل در مورد خلاصه پرونده با موضوع رابطه نامشروع و همچنین رأی دادگاه بدوی (نخستین) در مورد این پرونده و رأی دادگاه تجدیدنظر توضیح دادیم و در این مقاله به بیان ادامه رأی دادگاه تجدیدنظر می‌پردازیم:
نمونه رأی رابطه نامشروع
موضوع: دلایل اثبات جرم رابطه نامشروع صرف دیده شدن متهمان در معبر (گذرگاه) عمومی، مصداق و نمونه رابطه نامشروع نمی‌باشد.
ادامه رأی دادگاه تجدیدنظر
پس از دریافت سابقه و ملاحظه آن اقدام به تعیی
زمان بین چهارم تا پنجم مهر کش آمد و همه اش از دیدن کابوس ساعت سه بعد از ظهر شروع شد . میدانی از این کش آمدن زمان های دپرسی ام منزجرم . رویایی که بیش از قبل ته دلم را خالی میکرد. دستانم بیشتر عرق کرد و سردم شد. درحالی که خیس عرق بودم . کاش هرگز هرگز ، هرگز بزرگ نمی‌شدم . کاش هرگز واقعیت این شکلی نبود.
اینکه نمیتونم دیگه هیچ وقت مثل قبل هیچی رو ببینم میدونی این بخش برام صدای سوتِ ناخن کشیدن روی تخته سیاهُ داره. 
نمی‌خوام تو بیداری کابوس ببینم ، م
دیگر دلتنگی را نمیشناسمیک روز بیدار شدمو همه چهره ام را دیدند یک مُشت دلتنگیمی دیدنددوباره خوابیدمو من دیگر نشنیدم که چه گفتدلتنگی را باید خُفت!تا بیدار شویبعدشبفهمی کابوس بوددلتنگی حجمش اندازه ی یک خواب استنهیک کابوسمثل اینکه هرشب کابوس ببینی و در خواب راه برویدر دلتنگی خیلی معیارها مشخص میشودمثل عشقکه وقتی بیدار شدی همآنکابوسادامهداردولی دیگر دلتنگی را نمیشناسمبه یُمنِ عشقی که هنوز بخاطر می آورم!ای کاشپس ازای
من متوجه زیبایی‌های جهان نمی‌شوم. احتمالا دلیل اصلی‌اش آن باشد که زیادی تا کنه واقعیت‌های وجودی زندگی پیش می‌روم. من از این دست دوستداران فلسفه هم نیستم که در باب چگونگی حرکت جهان فلسفه ببافم و یا پیرو نظریات قدما شوم. مساله‌ی من، جهان، و زندگی بسیار بنیادی‌تر از آن است که بتوانم روی قله‌های زمثبت‌اندیشی و زیبا نگریستن به جهان و وقایع بایستم. مساله‌ی من مواجهه و کنار آمدن با انسان فانی و تنها است. مرگ و تنهایی دو مساله‌ی مهم و همیشگی م
رابطه نامشروع در فصل 18 قانون مجازات اسلامی‌ با عنوان جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی معرفی شده و در ماده 637 این قانون تشریح شده است.جرم رابطه نامشروع» از حساسیت بالایی در محاکم قضایی کشور برخورداراست زیرا از آن دسته جرایمی است که جهت بررسی واعمال قانونی نیاز به شاکی خصوصی ندارد. در این جرم، مدعی‌العموم می‌تواند شخصا و بدون این‌که شاکی خصوصی شکایت کند، وارد رسیدگی به جرم براساس ماده 637 قانون مجازا ت اسلامی شود. موضوع چالش برانگیز درمادهِ 637 قا
کابوس های شبانه یکی از موضوعاتی است که ممکن است همه ی افراد در زندگی بار ها با انها درگیر شده باشنداما اگر شما نیز دچار این مشکل هستید نگران نباشید ما راه حل هایی برای شما در نظر گرفته ایم تا بتوانید دلایلاین کابوس های شبانه را بدانید و با انها مقابله کنید .
دلایل عمده ی کابوس های شبانه چیست ؟
ما در این متن قصد داریم تا عمده ترین دلایل این کابوس ها را بیان کنیم و این موضوع صرفا به این معنی نیستکه تمامی دلایل کابوس هایی که  شب ها میبینید به این چ
چند شبه دوباره دارم کابوس میبینم.کابوس فرار و آزار جنسی و روانی.همون خواب های همیشگی که فقط چند وقت دست از سرت برمیدارن و دوباره برمیگردن.ایضا وسواس های فکری قشنگم هم برگشتن.اضطراب دارم و نمیدونم چه موقع قراره تو این جهان به عنوان یک زن احساس امنیت کنم.
وقتی مردم؟
پ ن:دیروز(27 آذر) تو تقویم ایرانی روز جهان عاری از خشونت و افراطی گری بود.خنده داره،نه؟
بچگیام یه کابوس داشتم.‌ هر شب می‌اومد سراغم. می‌ترسیدم ازش. یه شب با گریه رفتم پیش مامانم. براش کابوسم‌ رو تعریف کردم.‌ گفت این دفعه که اومد توی خوابت بهش بگو "برو گم شو از خوابم". فرداش وقتی کابوس تکرار شد بهش گفتم "برو گم شو از خوابم" رفت گم شد! 
کاش توی واقعیت هم می‌شد به بعضی فکرها و نگرانی‌ها گفت "برو گم شو" و بعد واقعا بره! شایدم شد 
خیانت و رابطه نامشروع چه تاثیری در مهریه زن دارد ؟
 
یکی از موارد مراجعه کننده زیاد خیانت و رابطه نامشروع می باشد که بدلیل بروز و ظهور فضای مجازی عملا باعث ازدیاد پرونده های خیانت و رابطه نامشروع شده است بعنوان وکیل خانواده و وکیل طلاق و سالها تجربه وکیل پایه یک دادگستری معتقدم که باید بعد از بروز این جرم یعنی رابطه نامشروع از طرف مرد یا زن قبل از مراجعه به دادسرا برای شکایت کیفری باید از طریق وکیل کیفری مشاوره حقوقی گرفت 
ادامه بحث در سایت
یه مدت کابوس میدیدم که تو اتاقم خوابم و احساس میکردم یه چیزی کنارمه بلند میشدم میومدم تو پذیرایی دوباره میدیدم سر جام تو اتاقمم دوباره بلند میشدم میومدم تو پذیرایی باز میدیدم سر جاممالانم زندگیم همین شده از نقطه a  حرکت میکنم باز میبینم همون نقطه a هستم
این یک هفته برای من هفت سال گذشت، هر شب کابوس می‌دیدم، به حول و با عرق سرد از خواب می‌پریدم مدتی غلت می‌زدم و به زور چشمام رو می‌بستم تا دوباره خوابم ببره اما باز کابوس. سختی‌ش این بود که هیچ‌کس نباید از حالم خبردار می‌شد. بنابراین باید ظاهرم و کارام کاملا عادی می بود. چقدر سخته درونت آشوب باشه اما بخندی و هرکس پرسید خوبی؟ بگی خوبم.
حالا بعد از یک هفته دلشوره‌ام بیشتر شد. امیدوارم خیر باشه. 
+نمیدونم چرا همش فکر میکنم از امتحان جا موندم.این کابوس همه شب های امتحانه منه! چه تو بیداری و چه تو خواب. مرتب از همه میپرسم الان چه موقع اس؟ امتحان دقیقا کیه؟ مطمعنین؟ روانی میکنم ملت رو! :|
 
+ الان بامداد روز 31 شهریوره؟؟
 
+ یکی از خوبیای همون اتفاقات کوفتی و همون اتاق های تکی خلوت و حوصله سر بر اینه که تا هر وقت بخوای چراغ روشنه! نه مثه الان که این خانم بغلی با نور صفحه موبایلم هم نچ و نچ میکنه! خوبه بهش هم گفتم فردا امتحان دارم و پیشاپیش یه مر
پول شویی عبارت است از تبدیل پول نامشروع به دارایی هایی که عنوان مشروع را به خود میگیرند.
 
پول نامشروع عبارت است از پول حاصل از خلافکاری، فساد، تقلب و عنوان دیگر.
پول حاصل از اقدامات غیر قانونی تبدیل به دارایی شده و سپس وارد چرخه اقتصاد میشود، به طریق پول شسته شده است.
منظور از پول شسته شده این است که پول حاصل از اقدامات غیرقانونی تبدیل به پول یا ثروتی میشود که در ظاهر از راه قانونی بدست آمده است.
شرکت حسابداری لازم به ذکر می داند که برخی پولش
  بی‌حجابی، علت اصلی انحرافات جنسی


در حال حاضر چه اندازه انحرافات و پیوندهای نامشروع جنسی در جامعه رخ می‌دهد؟ آیا بی‌حجابی ن در آن نقش اساسی ندارد؟ آیا زن بی‌حجاب و بی‌بندوبار، بند حیا را در مردها پاره نمی‌کند؟ و آیا مردهای شهوت‌پرست را برای اشباع نامشروع غرایزشان به دنبال خود جلب نمی‌کند؟

ادامه مطلب
یک ماه گذشته را انگار در میان زمین و آسمان سپری کردم. نه تفریحی داشتم، نه یادگیری، نه کتاب خوب و نه دیدن فیلم و سریال هایی که منتظر پایان امتحانات بودند. امروز اما روز خوبی بود؛ به جز کابوس گریه آوری که دیدم. به هر دستاویزی چنگ زدم تا حال خودم را خوب نگه دارم و فرو نریزم و برای اولین بااار در یک مدت طولانی،قبل از ساعت خواب،تمام کارهای لیستم را به اتمام رسانده ام. این پیشرفت بزرگی برای من محسوب می شود حتی اگر کارها را نیمه کاره رها می کردم( که نکر
سه شب است که نمی‌توانم درست و حسابی بخوابم. خوانده بودم که وقتی خوابت نمی‌برد، در خواب کس دیگری بیداری. یعنی رفته‌ای در خواب یک بنده‌خدایی.کابوس یا رویایش شده‌ای. 
سه شب است که کابوس یا رویای کسی شده‌ام. 
دلم می‌خواهد که این سه شب در خواب تو بیدار بوده‌ باشم. 
دقیق‌تر بگویم دلم می‌خواهد این سه شب را رویای تو بوده باشم. 
مثلا با یک لبخند در خوابت بر بالینت بیدار بوده‌ام و تو را نوازش می‌کرده‌ام. 
یا مثلا کنارت بیدار نشسته بوده‌ام و یک ق
دیگه نمی‌تونم تحملشون کنم، واقعا نمی‌تونم. دارم عقل نداشته‌م رو از دست می‌دم. 
+دیشب بعد از مدت‌ها یه کابوس دیدم. از خواب پریدم. نه با جیغ و داد، این اتفاق هیچ‌وقت نیفتاده. اما از خواب پریدم. 
کابوس می‌دیدم، اما ترسناک نبودن، غم‌انگیز بودن. باعث می‌شدن بعدش گریه‌م بگیره، یا تا چند روز ذهنم درگیرشون باشه. اما این دیشبیه ترسناک بود، خیلی ترسناک.
فقط می‌دونم که دیگه حاضر نیستم تنها سوار آسانسور بشم.
دیشب توی کابوس گذشت.
کابوس تکرار و کابوس توجیه و کابوس گشتن پی دلیل.
توی کابوسم به یک
عالم شیوه‌ی مختلف نابود شدم. توی کابوسم با هم بودیم و بعدش دیگر نبودیم. توی
کابوسم سعی کردم بفهمم چه شد که ناگهان قصه ناتمام به سر آمد. توی این کابوس مقابل
سه هیولای در ظاهر انسان ایستادم، تک‌تک ماهیتشان را فاش کردم تا به ظاهر کریه
خودشان برگردند و مقابل نیشخندهایشان سنگ‌چهره ماندم.
توی کابوس آن دیگری
را دلیل دانستم. توی کابوس هیولایی ساختم از او که بیا و بب
دوس دارم برم بمیرم
چرا یکی منو از خواب بیدار نمیکنه و بگه: همه اینا فقط یه کابوس بود؟!!!! یه کابوس طولانی
روزهاس که با صدای اخبار و "آخ بمیرم الهی" و "ای وای" و "آخ آخ" مامان بیدار میشمروزهاس که شبکه های مختلف اخبار قطع نمیشنمن حالم داره بهم میخوره از اینروزا
من به کتاب های آینده ی تاریخ فکر میکنم و فرزندانی که میخوننش و میگن: این مردم اشتباهی بودن!
گل به خودی؟!!!!
ما دلقک هایی بیش نبودیم
هواپیمای مسافربری، ابعاد، اندازه، سرعت.ای وای
 سعید شهروز به نام کابوس
Download New Music Saeid Shahrouz - Kabus
دانلود آهنگ کابوس به همراه متن آهنگ از

رسانه ویک موزیک

با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین

با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ

لطفا این آهنگ رو لایک کنید و از بخش دیدگاه ها، نظر خود را درباره آن به اشتراک بگذارید. امیدوارم از این آهنگ

لذت برده باشید جهت حمایت از ما ویک موزیک  را به دوستان خود معرفی نمایید.

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب
قرار شده بود که از اول مهر، دو روز در هفته، هر روز سه بار، هر بار دو ساعت، هر بار برای چهل تا پسر بچه‌ی ناشناخته، زبان و ادبیات فارسی بگویم.ده شب پیوسته کابوس کلاس را می‌دیدم. هر بار به یک شکل و هر بار به یک زجر.هر بار عرق‌ریزان از خواب می‌پریدم و در عجب می‌ماندم از تصمیمی که گرفته بودم که چنین هولناک بود.تازه معلم بودم و آرمانگرا و خجالتی و بسیار ناتوان و بی‌تجربه.*از دیشب دوباره کابوس اول مهر برگشته؛ بعد از سیزده سال.سه تا کلاس جدید قبول کر
حکم خیانت و رابطه نامشروع زن به مرد ومرد به زن 
 
یکی از سوالات مهم هموطنان موضوع خیانت و خیانت ن و رابطه نامشروع از وکیل خانواده است موضوع خیانت عمدتا به چند دلیل ساده مطرح می شود یک نیتی جنسی ۲ مسایل اقتصادی ۳ طلاق عاطفی جهت ادامه مطلب بر روی وکیل خانواده در بالا کلیک کنید .
 
تلفن  تعیین وقت ملاقات استاد وکیل فتح اللهی {پذیرش روزهای تعطیل هم انجام می شود }
۶۶۴۵۴۴۸۹ 
۰۹۱۲۱۴۶۳۲۴۸ 
 
جهت مشاهده بر نامه های جناب وکیل بر روی کلمه وکیل
چگونه از همسر بابت تهمت رابطه نامشروع شکایت کنیم .
 
خیلی از اوقات پیش می اید که برای مراجعه به وکیل خانواده ویا وکیل طلاق ویا وکیل پایه یک دادگستری از بابت مشاوره حقوقی خانواده اقدام کنیم و علت مراجعه هم همین ضرب و شتم همسر ویا تهمت رابطه نامشروع همسر می باشد در این مواقع بهترین کار در وهله اول مشاوره با وکیل است سپس اقدام قانونی برای هتک حیثیت و آبرویی که ذایل شده است باید به دادسرا مراجعه شود برای دیدن نحوه شکایت از همسر ونمونه شکایت تهمت
گاهی تصادف از چند قدمی‌ات رد می‌شود، با یک بوقِ ممتد که صدایش تا مدت‌ها توی گوش‌ات زنگ می‌زند. سایه‌اش آن‌قدر سنگین است طوری که حتّی وقتی ازت گذشته، مدام به رخدادش فکر می‌کنی. به این که اگر به هم رسیده بودید، در همین لحظه، همین چند ثانیه و چند دقیقه‌ای که از گذشتن‌اش گذشته است و هنوز سالم اما کمی مبهوت روی موتورت نشسته‌ای و آهسته‌تر از قبل می‌رانی، ممکن بود کجا باشی. می‌شد با سروصورتِ خونی دراز کشیده باشی وسطِ خیابان و آفتابی که مستق
شکلات صبح
و بعد اصرار آجیلی
برخورد های پشت هم
عملیات های نجات پیاپی (ک از بس سریع بوو حتی نفهمیدم دقیقا اتفاقی افتاد یا ن.اما انگاری افتاد)
خنده های بشدت دندان نما
فاصله نیم متری آزاردهنده
اطمینان درکلام
همه و همه و همه ب من فهموند ک باید تمومش کنم!!
دیگه ادامه پیش از هرچیزی فقط ب ضرر من میشه.
+احتمالا در تصورش دختر خنگ و سر ب هوا و احساساتی ای شدم امروز.
آخ ک کاش دهنتو میبستی و عوضش چشماتو باز میکردی ک دوبار ماشین نخواد زیرت بگیره و اون.
+ رک ب
رابطه متقابل نماز و شهوت اگر مبتلا به شهوت شدى، در نمازت تجدید نظر کن حتما دچار سهل انگارى در نمازت شده ای.
فخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ ۖ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا
آن گاه بعد از آنان نسلی به جایشان آمدند که نماز را تباه کردند، و پیرو خواسته های نامشروع شدند، پس به زودی به گمراهی خواهند رسید [که نتیجۀ آن، دوزخی شدن است]»
سوره مریم آیه 59
اگر خود یا خواهر و بردار هایتان درسن حساس و بلوغ ذهنی و جنسی هستید پیشنهاد میکنم تمام حواس خود را جمع کنید و از اشتباهات گریزان باشید!بچه های طلاق آسیب پذیر تر از هر بچه ای هستند و چه بسا که در سن بحرانی و عاطفی نیز باشند!
برخی از اونا بدلیل احساس کمبود محبت و تنهایی سعی دربرقراری روابط عاشقانه  و یا حتی روابط نامشروع هستن!
بهتره که بدونید این فقط یک نوع متقاعد کردن هستد که فرد با ایجاد یک رابطه نامناسب سعی دارد کمبود محبت و تنهایی هایش راجبرا
بعضی شبای عمرت هست اینقدر بد میگذره که میدونی و مطمئنی که اون شبا خدا خودش تو رو توی بغلش گرفته تا صبح شده والا میدونی که غیر این بود دووم نمی آوردی.
وقتی دوران سیاه سپری شد میمونی که سرت رو با افتخار بالا بگیری و بگی من ازش گذشتم یا اینقدر کابوس بوده که دعا میکردی هیچ وقتتتت نیومده بود. این حس دوگانه همیشه باهات میمونه
 
 
 
رسیدگی به این پرونده از نیمه شب ١٣ مرداد ٩٣ با اطلاع پلیس از کشف جسد زنی جوان در ساختمان مسی اش در خیابان سردار جنگل آغاز شد. با حضور ماموران در محل، سرایدار ساختمان به آنها گفت:در طبقه ششم این ساختمان، زنی پرستار زندگی می کند که ساعت ١١ امشب، صدای داد و فریادی بلند از واحد او در آپارتمان پیچید. وقتی خودم را جلوی در خانه اش رساندم، مردی را دیدم که با سر و صورت خونین روبرویم ایستاده بود. او ناگهان از حال رفت و روی زمین افتاد. سپس به آرام
دلم میخواهد دوباره به مسیر دو سال پیش برگردم
این بار اشتباهات گذشته را تکرار نخواهم کرد
خدایا مرا بازگردان به جایی که بودم
این کابوس های شبانه مرا رها نمی کنند من کار نیمه تمامی دارم که اگر تمام نشود بسان خوره تمام مرا خواهد خورد
خدایا نوری در قلبم هست که می گوید من به آنجا بر خواهم گشت تا کارم تمام شود
می شود که بشود
 
ی در اتوبوس نشسته بود که یک نفر که کمی بوی الکل میداد سوار شد و کنار او نشست مرد مست رومه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از پرسید: حاج آقا روماتیسم از چی ایجاد میشه؟
هم موعظه را شروع کرد و گفت: روماتیسم حاصل مستی و بی بند و باری و روابط نامشروع،حرام خواری،خبث اندیشه،چشم هیز،وگناهان کبیره بسیاری است 
مرد با حالت منفعل دوباره سرش گرم رومه ی خودش شد.
از او پرسید چند وقت است رماتیسم داری؟ مرد گفت من رومات
رابطه نامشروع چیست ؟
رابطه نامشروع در مقابل رابطه مشروع قرار دارد و منظور از آن رابطه بین زن و مرد نامحرمی است که مرزهای قانونی و شرعی رد کرده اند و خارج از حد مشخص شده با یکدیگر رابطه برقرار کرده اند . در قانون ایران ، طبق ماده 637 قانون مجازات اسلامی ، جرم رابطه نامشروع اینطور تعریف شده است : چنانچه زن و مردی که بین آنها علقه زوجیت نباشد ، مرتکب روابط نامشروع یا اعمال منافی عفت غیر از مثل بوسیدن یا در آغوش گرفتن شوند ، مجرم هستند . 
منظور
یک سال بود که من حالم خوب بود. یک سال بود که تو را داشتم و خوشحال ترین بودم. یک سال بود که ناراحتی هایم کوتاه مدت بود.
یک ماه و نه روز است که تنها ترین و غمگین ترین دختر دنیام. نه کسی می تواند جای تو بیاید، نه خودت هستی. نمیدانم برگشتی هست یا نه. شب ها کابوس رفتنت را می بینم. روز ها نبودنت را اشک میریزم.
چطور توانستی؟
‏حسین امیدی‏
حسین امیدی، بازیگر سینما و تلویزیون، در آثاری همچون سریال تلویزیونی ساخت ایران 2»، فیلم سینمایی چهارراه استانبول» و فیلم تلویزیونی از تهران تا قافله» فعالیت داشته است. در ادامه می توانید بی.گرافی و دیگر آثار حسین امیدی را مشاهده کنید همراه ما باشید.
 
بیوگرافی حسین امیدی
 
حسین امیدی بازیگر ایرانی است. او فوق لیسانس بازیگری از دانشگاه تربیت مدرس(1394)، لیسانس بازیگری تئاتر از دانشکده هنر و معماری(1387) و مدرک بازیگری مقدماتی
در یکی از جلسات روانشناسی درباره مفاهیم خودآگاه، نیمه خودآگاه و ناخودآگاه صحبت کردیم. روانشناسم گفت یکی از راه های ابراز آنچه در ناخودآگاهمان می گذرد خواب هایمان هستند.
ترس من از پایان نامه از بداخلاقی های استاد راهنمای کارشناسی ام شروع شد که باعث شد پروژه کارشناسی ام به نقطه پایانی نرسد. در این مدت هرگاه اضطراب های شدیدی را در مورد هر پژوهشی چه مقاله های کلاسی و چه بعد از آن پایان نامه تجربه می کردم، شب ها خواب استاد کارشناسی ام را می دیدم
 
حسی در درونم داشتم، یاد حرف یک نفر افتادم که می گفت علت این جزا برای فلان خطا آن است که اول به صد نام خدا پشت کرده و بعد انجامش داده. حس می کردم به بعضی صفات او بی احترامی یا بی توجهی کرده ام! نمی دانم به چند تایش!
نه همتش را داشتم، نه امید، نه اصلا انقدر اهل تدبیرم! اهلش هم نبودم!
این سنگینی به این راحتی ها رفع شدنی نیست.
باید با تو بیشتر حرف می زدم. وقتی که نصفه شب بی دلیل و بی خواب آلودگی بیدار شدم فهمیدم.
اولین شبی بود که بی کابوس می گذشت.
 
هرچقدر برایت بنویسم باز هم انکارم خواهی کرد اما زیباتر از آن چشم های سیاه‌ات، نگاه نافذت بود که هزار یادگاری بر قلب آدمی می گذارد و رویاهای مادر مرده را در آدمی زنده می کند و کابوس نبض از یاد برده را در آدمی به جریان می اندازد و با هر بار وقوعش هزارباره‌تر شوق زندگی و تحمل تمام ناملایمات را در آدمی ممکن می‌سازد و می دانی چیست؟ در نگاه تو مردان زیادی مرده‌اند.
وضعیت و حال و روز این روزام طوریه که دلم میخواد برم تو کما و مدت ها بگذره هفته ها،ماه ها،سال ها.
فقط میخوام بگذره و نفهمم چی داره سرم میاد
فقط میخوام درد تموم شه. میدونی. خیلی درد هستش،خیلی
راه تموم شدنش هر چی باشه خوبه فقط میخوام درد تموم شه
این روز ها کلی میخوابیدم که دردو حس نکنم و کابوس میدیدم انگار خیلی خیلی سخته فرار کردن ازش ولی کاش بشه.
دوباره یک نفر آمد مرا به هم زد و رفتو سرنوشت مرا با جنون رقم زد و رفتکسی که مثل همه گفت: دوستت دارم!درست مثل همه آمد و به هم زد و رفتدرست مثل همه بی‌مقدمه از راه-رسید و سنگ بر آیینه‌ی دلم زد و رفتمرا سپرد به کابوس‌ها، به هرچه محالبه لحظه‌های من این‌گونه رنگ غم زد و رفتکسی که برکه‌ی آرامش مرا آشفتبه هستی‌ام -که نبود- آتشِ عدم زد و رفتبه چشم‌های سیاهش دچار کرد مراکنار رویاهایم کمی قدم زد و رفتتمام حرف من این است: آخر این‌گونهچگونه می‌شود از ع
+ بین غم این روزها و شاخ و شونه کشیدن‌ها و توئیت‌ها و دندون نشون دادن‌ها، خبر ریختن سقف کلاس درس رو سر بچه‌های مدرسه و دخترک مانتو صورتی که توی فیلم کوتاه چند ثانیه‌ای هق هق میکنه، قلبم رو سخت به درد آورد.
+ جمعیت (ع) توئیت زده بود که:
کابوس‌هایت کی تمام خواهد شد؟ کودکانت کی آرام خواهند خوابید؟ مردمانت کی خواهند خندید؟ خاورمیانه‌ی غمگین! خاورمیانه‌ی زیبا!
 
 
یروز از خواب بیدار میشم 
و میبینم این شکنجه ها تموم شده
یروز از خواب بیدار میشم و درد نمیکشم 
یروز بلاخره با لبخند میخوابم
یه شبی میاد که دیگه وقتی میخوابم کابوس نمیبینم
یروز بلاخره به اون چیزی که میخوام میرسم 
یروز ولی نه امروز 
برای من مهم نیست روانشناس هاچی میگن؟!برای من مهم نیست نهادهای امنیتی چی میگن؟!برای من مهم این هست که اگربتوانم یک شاهزاده کثیف مغزتودبی که اهل هرمدل پول بازی وخراب کاری هست رابکشم لذت غیرت داشتن راخواهم برد.اینکه توچه زیرساختی پول نامشروع ریخته تونقطه هوس بازان دبی یاپالایشگاه نفتی وبازارزمین ومسکن کشورهای مختلف مثل ایران وپارس جنوبی یامنطقه آرامکویاهرخط قرمزی که نبایستی باعث بشودیک فردکثافت رابکشم ازسدراه بردگی ملل کنار.
طرح های زیاد
افسردگی یعنی چه؟یعنی هر روز که از خواب بیدار می‌شی، احساس می‌کنی دیروز روز آخری بوده که می‌تونستی از سر جات بلند بشی، روز آخری بوده که می‌تونستی بعد از بیدار شدن دوش بگیری و مسواک بزنی و روتین زندگیت رو انجام بدی. دیروز آخرین روزی بوده که انرژی زنده بودن و ادامه دادن داشتی. دیروز روز آخری بوده که می‌تونستی از سر جات بلند بشی و این احساس پایدار هر روز چیزی از تو کم می‌کنه، به تدریج بدنت این ناتوانی رو باور می‌کنه و ضعف، همه‌ی وجودت رو می‌
.
دلتنگ آن روزم، تو میدانی چرا
دلتنگ آن حال و هوا
دلتنگ آن شور و صدا
دلتنگ آن خواب عمیقم!
                                  دلتنگ آن روز عجیب، آن لحظه ی ناب و غریب . آن صورت ماه و نجیب .
                                  دلتنگ آن چشمان خیسم!
                                  دلتنگ آهویی گریزان، دلتنگ آن دستان لرزان، دلتنگ آن آرامشم!
.
.
 
چیزی همانجا مانده آن روز
                                  چیزی ز من جا مانده آنجا
می بینمش هر لحظ
بازی موبایلی و ایرانی کابوس دشمن 
بازی موبایلی و ایرانی کابوس دشمن» یک بازی اکشن تیراندازی باکیفیت است که مخاطب را در لبای و جایگاه مدافعان حرم و امنیت ایران قرار می‌دهد.به گزارش روابط عمومی بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، این بازی مدتی است به صورت دیجیتالی منتشر شده و در مدتی کوتاه مخاطبان بسیاری را جذب خود کرده است.در بازی کابوس دشمن» می‌توان از بین هشت شخصیت که هرکدام توانایی و سلاح خاص خود را دارند یکی را انتخاب کرده و حتی می‌توان ق
سرقفلی و حق کسب یا پیشه یا تجارت هر دو از عناوینی هستند که در کشور ما در قرن اخیر پدید آمده اند. و هر یک از مجتهدین متاخر که معترض موضوع شده باشد، در نهایت سرقفلی را مشروع و حق کسب یا پیشه یا تجارت را نامشروع دانسته اند و این هم دلیل جدا بودن این دو موضوع از یکدیگر است و این نکته که مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد حق کسب یا پیشه یا تجارت عمل به قانون روابط موجر و مستاجر را روا دانسته و در نتیجه حق کسب یا پیشه یا تجارت مشروع تشخیص داده شده، به معنای ی
کابوس بیشتر خانم‌های خانه‌دار خرابی ماشین ظرفشویی می‌باشد. تعمیرات ماشین ظرفشویی یکی از دغدغه‌های رایج در هر خانه‌ محسوب می‌‌شود. ظرف‌های کثیف باید به صورت روزانه شسته شوند، پس با یک ماشین ظرفشویی خراب که درست کار نمی‌کند یا اصلا کار نمی‌کند به زودی آشپزخانه زیر انبوهی از ظرف کثیف مدفون خواهد شد.
ادامه مطلب
مردم میشن کابوس برای حکومتی که به جای زاویه پدرانه ، زاویه ی جنگجویانه به خودش می گیره و دسته ی خوب ها و بدها درست می کنه. 
واقعا دانایان باخردی که در طول تاریخ بودن کجان امروز ؟ هرجا هستن تصمیم گیرنده نیستن.
اینو فقط به خاطر اینترنت نمیگم. کلا همینه
اتفاقا قطع شدن اینترنت ما رو خیلی به فکر فرو برد!
 
+ ولی خب کلا دیگه چه فرقی داره 
 
+ میخوام برم خونه ، خیلی سردمه و اعصابمم خورده
 
+ واقعا گوگل چه نقش اساسی در زندگی ما داشت . امیدوارم دوباره ببینم
هر شب جلوی آینه می ایستم و در حالی که به خودم توی آینه زل می زنم، چیزهایی توی ذهنم می آید و می رود. چیزهایی مثل رویاهای مغلوب خواب های لعنتی. کابوسی که هر شب آدم را به برهوتِ تاریکش می بَرد و تمام.
چیزهایی مثلاََ اینکه؛ عشق مثل آنتی بیوتیک است. باید سر وقت به بیمار داده شود. هر شش ساعت یک بار. نهایتاََ هر دوازده ساعت یک بار.
می دانم دارم یاوه می گویم. نگاهم به عقربه های ساعت است. جانم را تبِ نبودنت سوزانده. هیچ آنتی بیوتیکی نیست. من مانده ام و کابوس
مثل تام هنکس توی فیلم دور افتاده (cast away) محصول سال 2000 که توی یه جزیره، محصور شده بود - هواپیماش سقوط کرده بود - و با هزار زجر و بدبختی تونست خودش رو نجات بده و بعد که نجات پیدا کرد با اون اشیاء بی‌جانی که توی اون جزیره همدمش شده بودن - مثل یه توپ والیبال که براش صورت کشیده بود و کله‌‌ی اون توپم سوراخ کرده بود و براش با علفای خشک شده مو گذاشته بود و مثل یه آدم باهاش حرف می‌زد - و یه رابطه‌ی عاطفی با اون اشیاء شکل داده بود که حتی بعد از نجات از اون ج
چاره‌ای ندارم جز نوشتن وقتی نای حرف زدن برایم نمانده است. اینجا خلوت است می‌نویسم. و گرنه از گفتن غم پرهیز دارم ولی اگر ننویسم قالب تهی می‌کنم.
من همیشه از مواجهه با این روزها می‌ترسیدم،حالا درست وسط آن ایستاده‌ام.
کاش کابوس بود. 
کاش هیج کدام از این روزها نبود. 
قلبم دیگر در سینه‌ام بند نمی‌شود
هر چقدر تلاش می‌کنم خودم را مشغول نگه دارم، جز خیره ماندن به گوشه‌ای نتیجه دیگری عایدم نمی‌شود.
 من عمیق معتقدم گاهی باید در آغوش خدا ت
از رستم پیروز همین بس که بپرسند
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟
 
صبح که بیدار شدم طبق عادتی که از چند روز اخیر عادتم شده رفتم خبر بخونم و. وقتی دیدم که دلیل سقوط هواپیمای بوئینگ۷۳۷ راکت ایران بوده. عین کابوس بود. نمیدونستم چیکار کنم. امثال خودم مرده بودن بخاطر همچین اتفاقی و قطعا دوست نداشتن که بمیرن. من هر لحظه پذیرای مرگ هستم. اما وقتی فکر میکنم اصلا نمیدونم چی بگم. حقشون نبود. نباید میمردن.
امروز کلا مات و مبهوتم. عجیبه. انگار واسه خ
به گزارش سفیر جنوب به نقل از فرارو؛رئیس قوه قضائیه مبارزه قاطع با فساد را دستور کار اصلی قوه قضائیه برشمرد و گفت: در مبارزه با فساد، هیچ خط قرمزی نداریم، در خود قوه قضائیه با مواردی مواجه و متوجه شدیم رشوه‌هایی اخذ شده است که بهت آور است؛ از آپارتمان‌های ششصدمتری گرفته تا ویلا‌های چهارهزارمتری در شمال که در نوع خود کم نظیر است. البته متهمان بازداشت و اموال نامشروع آن‌ها ضبط شده است.
حجت الاسلام رئیسی افزود: هیچ کدام از مشکلات کشور،حل ناشد
سید مصطفی محقق داماد:
اگر بنا نیست معرفت داشته باشیم، بهتر است دین نداشته باشیم, چرا که دین بدون معرفت به‌ مراتب از بی‌دینی بدتر است. شاید به اندازه‌ای که جهلِ ناشی از دین خون ریخته، سر بریده، و انسان‌های دیگر را به قصد قربت قطعه‌ قطعه کرده، آدم نکشته باشد و هیچ بلایی نقش کج‌اندیشی دینی را ایفا نکرده است.
در زمانی که الآن زندگی می‌کنیم، اگر گوش دل‌تان را باز کنید، در همین منطقه خاورمیانه، ناله‌های کودکانی را می‌شنوید که جلو روی‌شان پد
پائولو کوئلیو می گوید: تنها یک چیز وجود دارد که یک رویا را غیر ممکن می کند و آن ترس از شکست است.”
ترس از شکست یکی از بزرگ ترین کابوس های بشر از گذشته تا امروز بوده است، بسیاری از افراد از شکست متنفر هستند چون آن را مقابل موفقیت، رشد، پیشرفت و کمال می دانند و به همین دلیل با چشیدن طعم تلخ آن دچار ناامیدی شده و دست از تلاش می کشند.
اما اگر شکست واقعا نقطه مقابل موفقیت است پس باید گفت افراد موفق دنیا هرگز رنگ شکست را به خود ندیده اند! اما آیا این ا
امروز دو سوم مسیر دفتر تا خونه رو اجبارا پیاده اومدم و از شدت پادرد و غصه دارم میمیرم.
و فهمیدم که تمام جوونیم رو در کابوسی بیش نمیگذرونم.کابوسی که انتها نداره و جوانی ای که بر باد میره.
اینروزا موهای سفیدم رو دیگه کوتاه نمیکنم و گذاشتم بین موهام بلند شن.
پ.ن: دیشب فیلم "عصبانی نیستم" رو دیدم. وضعیت ما جوون هاستمن الان عصبانی نیستم
_ مه سو _
چه شبها که بی تو سحر می شود خوب  منودل درپی ات  دربدر می شود خوب منچه شبها که تا صبح کابوس وحشت ببینم همیوبرصورتم گونه تر می شود خوب  مندلم خوش که در سرخوشی غوطه ور گشته ایومن هم به غم غوطه ور می شوم خوب منشب وروز گم کرده ام وقت راوبی تو دلم پرشرر می شود خوب منزهجران  به سر خاک غم می کنم بازهمزداغت چه خاکم  به سرمی شود خوب منببین عشق تو شاعرم کرده با شعر همهمه حرف ها ساده تر  می شود خوبغزلهای من درد دلهای من با تواستوابیات ها هم خبر می شود خوب من
مثل همه ی روزای دیگه نبود 
ساعتم زنگ نخورد ، خودم اگه میخواستم شاید تا ۱۱ می خوابیدم ولی بوی نم که از لا به لای درز پنجره میومد نشونی بارون نه بود که دلم می خواست برم ببینم به قول سارا از اون بارونایی نبود که خوش حالت کنه ، تنها بودن توی خونه حس آرامشو  دو چندان می کرد هر چند شب قبلش کابوس ناخود آگاهم بوی آرامش نمی داد ولی وقتی با اون قیافه ی نا آشنا توی آینه بر خوردم و یه آب به سر و صورتم پاشیدم و زیر شیر جوشو روشن کردم تا تنها و تنها خوش حا
اولین معشوقه ام را هنوز از نزدیک ندیده ام. کابوس زمانی سراغم می آید که از نشان دادن رخ در فضای سرد هم دریغ می کند. بی درنگ برای ناراحت نشدنش اصرارم را در کلماتم پنهان می کنم. مدت کوتاهیست که به او دوستت دارم می گویم اما به سال می رسد که می دانم سزاوار این کلمه است. برای شنیدنش باید صبر پیشه کنم. هر چقدر از تلخ بودنش می گوید من بیشتر شیرین بودنش را حس می کنم. هر چقدر از خودش می گوید من بیشتر خودم را پیدا می کنم. من اکنون همچون دشتی ام که ابری بر آسمان
تو را خواهم بوسید. در دل ِ معرکه. پیش چشم همه لبانم را به خون جاری بر شقیقه ات آغشته خواهم کرد.همگان خواهند دید که بی اعتنا به هزار هزار لوله ی تفنگ قراول رفته به سمت خودم، با لبانی به رنگ خون ِ تو، صورت نازنین تو را پیش چشمان همه . پیش چشمان هر محرم و نامحرمی، خواهم بوسید. من این درد ها را جاودانه خواهم کرد. من آن بوسه را، من آن خونین بوسه را، از ازل با خودم آورده ام تا با رساندنش به صورت ِ نازنین تو به ابد ببرمش . و تو چه می دانی که این بوسه ی
شب تلخ برای من بللخره صبح شد ،شبی که برای اولین بار دمنوش واسه  بی قراری هام مرهم  نبود ،و نصف قرص آرام  بخش  شد بهونه خوابم .
شب تلخی که گریه های زیادش ،منو به دکتر کشوند .
شب تلخی که کاش مثل کابوس بود.
شب تلخی که شاید بشه نقطه شروع جدید واسه من ولی در حال حاضر دوست دارم دیروز پاک بشه  از ذهنم.
خواستم وبلاگم حذف کنم ،شاید اینکارا انجام بدم ،ولی نخواستم بی خبر برم .‌‌
شایدم ناراحتیم ته نشین بشه و روزای  آتی باعث بشه  حذف نکنم.
ولی اگه اومدین و
رؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنندرؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنند. تحلیل نمادهای خواب و تشریح معانی آن هم یک سرگرمی رایج و هم روشی برای دریافت بازتابی از درون فرد است. درحالی‌که بیشتر روش‌های مدرن می‌گوید که هیچ تحلیل و معنایی برای خواب وجود ندارد اما همچنان تحلیل و معنی کردن خواب‌ها متوقف نشده است.سقوطکابوس افتادن و سقوط از ارتفاع بسیار متداول است. بر اساس بسیاری از تفاسیر مشهور این خواب نشانه‌ای
رؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنندرؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنند. تحلیل نمادهای خواب و تشریح معانی آن هم یک سرگرمی رایج و هم روشی برای دریافت بازتابی از درون فرد است. درحالی‌که بیشتر روش‌های مدرن می‌گوید که هیچ تحلیل و معنایی برای خواب وجود ندارد اما همچنان تحلیل و معنی کردن خواب‌ها متوقف نشده است.سقوطکابوس افتادن و سقوط از ارتفاع بسیار متداول است. بر اساس بسیاری از تفاسیر مشهور این خواب نشانه‌ای
رؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنندرؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنند. تحلیل نمادهای خواب و تشریح معانی آن هم یک سرگرمی رایج و هم روشی برای دریافت بازتابی از درون فرد است. درحالی‌که بیشتر روش‌های مدرن می‌گوید که هیچ تحلیل و معنایی برای خواب وجود ندارد اما همچنان تحلیل و معنی کردن خواب‌ها متوقف نشده است.سقوطکابوس افتادن و سقوط از ارتفاع بسیار متداول است. بر اساس بسیاری از تفاسیر مشهور این خواب نشانه‌ای
امروز هیچ حرفی از دیروز ندارم که بزنم. هیچ چیزی برای تعریف کردن ندارم. تمام روز را با افکار و احساساتم درگبر بودم. دیشب کابوس دیدم. خواب آشفته‌ای داشتم. روز بدی را گذراندمو تمام روز را به تصمیمم برای شروع دوباره فکر کردم.
باید امروز را در وبلاگ خصوصیم ثبت کنم.
نمیدانم این زخم کهنه را چطور باید مداوا کنم و بنابراین با آن مدارا می‌کنم. این می‌شود که گاهی سرباز می‌کند و درد می‌کشم.
همین قدر می‌توانم بنویسم. 
فردا باید برنامه ریزی کنم. روز شیرین
امروز هیچ حرفی از دیروز ندارم که بزنم. هیچ چیزی برای تعریف کردن ندارم. تمام روز را با افکار و احساساتم درگبر بودم. دیشب کابوس دیدم. خواب آشفته‌ای داشتم. روز بدی را گذراندمو تمام روز را به تصمیمم برای شروع دوباره فکر کردم.
باید امروز را در وبلاگ خصوصیم ثبت کنم.
نمیدانم این زخم کهنه را چطور باید مداوا کنم و بنابراین با آن مدارا می‌کنم. این می‌شود که گاهی سرباز می‌کند و درد می‌کشم.
همین قدر می‌توانم بنویسم. 
فردا باید برنامه ریزی کنم. روز شیرین
آیا یادتونه من برا آذر قرار بود روزی فلانقد درس بخونم؟ خب نخوندم !!! البته پیشرفت زیادی داشتم با اینحال به هدفم نرسیدم. 
برای دی هدفم اینه که : هر شب مسواک بزنم ( بلا استثنا ) + به تعداد ساعتهایی که درس بخونم میریزم توی بانک تلاشم D: 
اگه از هدفم سرپیچی کنم توی بهمن ماه حق ندارم هیچ فیلم یا سریالی ببینم. 
-- 
چه زود روزا میگذرنا. ولی واقعا دلم میخواد دی هم هرچه زودتر بگذره و دیگه راحتتتتت میشم!! 
امتحانمم خوب بود خداروشکر تستی بود، هرچند دیشب همه‌ش
دیگه تموم شد
افسردگیا
بی اعصابیا
سر مامان الکی دانا
بی مورد گریه کردنا
نصف شب از خواب پریدنا
شب کابوس دیدنا
توی سایت قلم چی تخمین رتبه زدنا
توی سایت سنجش خیمه زدنا
دست و پا لرزیدنا
همش تموم شد
الان من موندم و رتبه م
من موندم و بازم گریه ها
من موندم و پزشکی شیراز 
.
.
.
.
راستی
رتبه هم صرفا جهت اطلاع دوستان کنجکاو میگم
۲۰۰ شدم =)))
استحکام دردسرساز؛ #تسلا سایبرتراک در اروپا امکان فروش نخواهد داشت
نشریه آلمانی AutomobileWoche اخیرا از قول مقامات این کشور گفته سازه تسلا سایبرتراک بیش از حد سخت طراحی شده و این #خودرو نمی تواند ایمنی لازم برای سرنشینان را فراهم کند. علاوه بر این، سازه سخت برای عابرین پیاده یک کابوس است، چرا که در صورت عدم تغییر شکل سپر و کاپوت جلو هنگام برخورد صدماتی بسیار جدی به فرد وارد می شود. 
عصبیم
بی دلیل و با دلیلشو نمیدونم
نفسم میون راه گیر میکنه دستام میلرزه دمای بدنم بالاست
و حس میکنم یکی داره مغزمو اره میکنه
عصبیم
به شدت و توان بالا 
انقدر که از صبح دلم نمیخواست جواب هیشکیو بدم
انقد که مطمئنم اگه دهنمو باز کنم چیزای خوبی نمیگم 
گمونم این قضیه عصبانیت از خواب شبم شروع شده
خوابی که خوب بود و اصلا حاوی کابوس و محتوای مجرمانه نبود :))
عصبیم
از خودم و خونواده ای که تموم برنامه هاش به چهارشنبه و کنکور بستگی داره
عصبیم 
از این نامر
این روزها کهتب و تاب دستگیری مفاسد اقتصادی توسط قوه قضائیه داغ داغ است .
هر روز خبری امیدوار کننده از دستگیری یک آقازاده یا مسفد گردن کلفت به گوش میرسد .
این مقام اگاه، انحصار دارو و تحصیل مال از طریق نامشروع را به عنوان جزییات پرونده این فرد عنوان کرد و گفت: این فرد به همراه آقای لشگری پور و شرکتی که توسعه دارویی بوده است در مظان اتهام هستند که محاکمه آن‌ها صورت خواهد گرفت.
بنابراین گزارش، قاضی مسعودی مقام در پایان جلسه امروز پرونده بانک سرم
هفته ی قبل فکر می کردم دارم بدترین جمعه ی عمرمو میگذرونم.امروز فهمیدم اشتباه کردم.از صبح تلویزیون روشنه و دائم یه خبر تکراری پخش میشه.از صبح تو اتاقمم و دارم فیلم میبینم که نشنوم.چند ساعت پیش رفتم یه قلپ چای بخورم و نتونستم تحمل کنم.رفتم قرصمو بخورم که قرص اشتباهی خوردم.فقط دلم میخواد فرار کنم.برم جایی که تلویزیون نباشه.تا این همه وقاحت و حماقت رو با هم نبینم و نشنوم.قاعدتا باید آدمی هم نباشه.
هفته ی پیش دکتر بهم  گفت ممکنه به خاطر دارویی که ب
هروقت یک کالابین المللی شوددردسرهایی بزرگ هم بوجودمیاید.بعنوان نمونه وقتی زبان انگلیسی بین الملی میشودجهت سهولت قاچاق انسان وموادمخدرازروش هایی بی شرمانه به دخترهای انگلیس بیشترتوجه میشد.چون زبان بین الملی درسطح دنیاانگلیسی تعریف شده است.
سرکرده های داعش بهترین مکان راجهت اعمال نامشروع لندن میدانستند.
فقط این اتفاق یک علت داشت وآن بین المللی بودن زبان انگلیسی دراقتصادوت واستخدام بود.
روندجنگ درجهان ابتداازانگلیس بدست صاحبان کاب
حالم بد بود و کلی گریه کردم.چشمام خیلی درد میکرد.گفتم میخوابم فردا که چشمام خوب شد میخونم.
تموم شب کابوس دیدم و یادمه توی خواب فقط داشتم گریه میکردم.صبح با یه چشم درد بدتر از دیشب بیدار شدم.
همه بچه ها برگشتن خونشون اما ما هنوز درس و بخش و امتحان داریم و فقط یک هفته فرجه داریم که اونم بیشترش برای امتحان سنگین اول میره!دلم خونمونو میخواد.دوماه و نیمه که برنگشتم.بدجور خستمدیگه از آدما. 
+این روزا حال دلم خیلی ناخوشه.اگه حال دل شما هم خوش نیست نخو
کاسهٔ چه کنم (+) را از دستم گرفتند و قبل از اینکه بخواهم به تصمیمی برسم تو را به من دادند. این روزهای آلوده و سرد و سیاه مگر جای تو بود؟ حتماً بود یا لااقل من این اقبال را دارم که این‌طور فکر کنم. چندان فرصتی هم برای فکر کردن نمی‌ماند چون صبح‌ تا شب یک معادلهٔ تکراری را حل می‌کنم، چه کنم که تهوّعم بیشتر و بدتر نشود؟ چطور یک روز دیگر را تحمّل کنم؟ تو با شروع ناآرامی‌ها و زنجیرهٔ‌ خبرهای بد آمدی. می‌گویند باید در آٰرامش باشم، مثل این است که
درپارک لاله فائزه بااقدام به فال گیری درآمدکسب میکرد.روزی پسری که اسمش محسن بودازکنارش ردشدوخواست که فالش رابگیردپسرکه اسمش محسن بودگفت بایک نگاه به سرتاپای اووگفت که مصیبتی بزرگ نصیبش میشود.محسن روزبعدهم ازکنارش ردشدوگفت هنوزنمردی؟فائزه فالگیرگفت خیلی دوست داری بمیرم مزاحم فالگیری من میشی؟محسن گفت فالگیری عاقبت نداره.دیگرمحسن راندیداماهرروزمتوجه میشدکه وابستگی زیادی به محسن پیداکرده وهرشب کابوس میدید.صبح تاشب دنبال راهی بودکه به
دانلود با لینک مستقیم و کیفیت های 480p BluRay ,720p BluRay ,1080p BluRay
 انیمیشن Ruben Brandt, Collector روبن برانت کلکتور سال 2018
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نام : روبن برانت کلکتور-Ruben Brandt, Collectorلینک IMDbامتیاز : 7.5 از 10 – میانگین رای 4,018 نفرکیفیت : 480p BluRay ,720p BluRay ,1080p BluRayموضوع : انیمیشن, اکشن, جنایی, درام, هیجان انگیزفرمت : MKVحجم : 1.78 گیگابایت + 800 مگابایت + 409 مگابایتمدت زمان: 93 دقیقه زبان: انگلیسیسال انتشار : 2018صوت دوبله: ندارد
~~~~~~~~
کارگردان : Milorad Krstic
~~~~~~~~
بازیگران : Iván Kamarás , Gabriella Hámori
دونالدترامپ رسانه هارامقصرمیدیددرهربخشی اززندگی اورسانه هابودندکه میامدندمیگفتندچه اقدامی بهترهست وچه اقدامی بهترنیست.اینکه رسانه هامیگفتنداومجنون است که مکانی راجهت زجردادن افرادمهاجری میسازدکه عموم آنهانتیجه جنگ های نژادپرستانه وقومی مذهبی بوندودرواقع پناهنده به ایالات متحده شده بودندکه عضوشواری امنیت بودوواحدپولی آن نقش اثرگذاررابرزندگی این افرادداشت بصورت کامل موجب ناراحتی عصبی اومیگردید.
همیشه میگفت هیچ کشوری به هیچ معا
باغبان شب. نوشته‌ی جاناتان آکسیِر‌. ترجمه‌ی ثمین نبی‌پور. کتابی که به‌سختی خوندمش اما نه چون متن و قصه‌ی حوصله‌سربری داشت که به‌خاطر نبود میز بود! هیچ‌وقت این ساخته‌ی دست بشر براتون مهم بوده؟ احتمالاً، ولی نه به‌اندازه‌ی من. میز، صندلی، تخت: خلاصه و سبک زندگی من که نبود هرکدوم‌شون مجموعه‌ای از دردهای وحشتناک رو به دنبال داره. همون‌طور که در دوروز گذشته فلج بودم و پاها و کمر و پشتم می‌خواستن هرچه بیشتر بهم ثابت کنن که چیزی جز یه مشت
حضرت آیت‌الله ‌ای با اشاره به اینکه دیشب یک سیلی به آمریکا زده شد، اما انتقام، بحث دیگری است، فرمودند: شهید سلیمانی تمام نقشه‌های نامشروع آمریکا در غرب آسیا را خنثی کرد.هزاران نفر از مردم قم، صبح امروز و در آستانه سالگرد قیام 19 دی با حضور در حسینیه امام خمینی(ره) با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.گزیده‌هایی از بیانات حضرت آیت‌الله ‌ای را در ادامه می‌خوانید:ـ درباره این شهید عزیز، حاج قاسم سلیمانی. درباره شخصیت خود او این روزها
مینویسم. یه روز بخون.
حداقل من به این امید مینویسم. :)
 
دیشب کابوس دیدم.
و یه جوری نصفه شبی بغض کردم که خودم به حال خودم گریم گرفت:)
 
2 دی شناختمت. پارسال.
و کن فی شد دل لامصبم.
 
 
آه. یاد ب ا د.
 
الان یادم افتاد.
کاش برات کادو میگرفتم تولدت.:)
حیف.
خیلی چیزا دستامو بسته بود. خیلی چیزا.
 
ولی الان که رو به راه شدم.
تو دیگه منو نمیخوای.:)  زیبا نیست؟ :)
 
د ا ر م   د    ق   میکنم  :      )
 
کاش برات یه ماشین تحریر میگرفتم.:)
 
نامبرده جانم.
من برات کافی نیست
وکیل رابطه نامشروع در مشهد در چه شرایطی می
تواند به شما کمک کند؟!!! به عنوان اولین مقاله از دعاوی کیفری، قصد دارم به داغ
ترین نکاتی که در زمینه رابطه نامشروع وجود دارد اشاره کنم. تمام مباحث مطرح شده
در این مقاله از سایت آسا وکیل براساس آخرین به روز رسانی قوانین است.

مباحثی که برای نگارش این مقاله انتخاب کردم، همگی براساس
میزان اهمیت و کاربردی است که می تواند برای شما دوست خوبم داشته باشد. باز هم
توصیه می کنم وکیل در مشهد را تخصصی انتخاب کنید.
ر
تو سرکار تایم خوابمون خیلی کمه
کلا ۳ ساعت شبا میخوابیم ساعت ۱۱ تا ۲ 
۵نفر میخوابن ۵ نفر بعدی ۲تا ۵
دیشب وقت خوابم یه خواب وحشتناک دیدم
منو مامان و شایان‌و سونیا و بابا سوار یه مینی بوس بودیم
مینی بوس چپ کرد،من دراومدم و وقتی تو اتوبوس
داشت اتیش میگرفت به زور همه رو کشیدم‌بیرون
بعد که مامانینا اومدن بیرون
گفتن تو باعث شدی مینی بوس چپ کنه.
رؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنندرؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنند. تحلیل نمادهای خواب و تشریح معانی آن هم یک سرگرمی رایج و هم روشی برای دریافت بازتابی از درون فرد است. درحالی‌که بیشتر روش‌های مدرن می‌گوید که هیچ تحلیل و معنایی برای خواب وجود ندارد اما همچنان تحلیل و معنی کردن خواب‌ها متوقف نشده است.سقوطکابوس افتادن و سقوط از ارتفاع بسیار متداول است. بر اساس بسیاری از تفاسیر مشهور این خواب نشانه‌ای
رؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنندرؤیاها علایق و آرزوهای ناخودآگاه ما را آزاد می‌کنند. تحلیل نمادهای خواب و تشریح معانی آن هم یک سرگرمی رایج و هم روشی برای دریافت بازتابی از درون فرد است. درحالی‌که بیشتر روش‌های مدرن می‌گوید که هیچ تحلیل و معنایی برای خواب وجود ندارد اما همچنان تحلیل و معنی کردن خواب‌ها متوقف نشده است.سقوطکابوس افتادن و سقوط از ارتفاع بسیار متداول است. بر اساس بسیاری از تفاسیر مشهور این خواب نشانه‌ای
دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمی‌شناختم. کی دنیا را می‌شناسد؟ این توده‌ی بی‌شکل مدام در حال تغییر را که دور خودش می‌پیچد و از یک تاریکی می‌رود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا می‌بافیم، فکر می‌کنیم می‌شود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایه‌ی حیرت‌انگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمان‌خواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت می‌کنم. تا این درجه وابست
 
هانا باتلر ۲۴ ساله ۳ سال قبل بر اثر کنجکاوی به منطقه جنگلی میره که شنیده بود روح سرگردانی آن اطراف دیده شده. هانا حدود ۱۰ عکس در تاریکی از آن مکان میگیره. وقتی عکس ها ظاهر  میشه. در چند عی نمایان میشه. دختری در حال قدم زدن‌.
➿' کابوس های هانا از فردای همان روز  آغاز میشود! هانا در خوابهایش دختری را میبیند که میخواد با او دوست شود. برای فرار از  او شهرش را تغییر میده و حتی با گذشت ۳ سال هنوز میترسه تو تاریکی بخوابه. 
' هانا در میان حس فرار
انگار همگی به زندگی سابق خود برگشته‌اند و انگار همگی مردگانی متحرک‌اند. انگار ما در خلائی زیسته‌ایم که نه نوری به آن می‌تابد و نه آوایی سکوت گوش‌آزارش را می‌شکند. این روز است که شب شده و هزار سال است شب مانده، چه که اژدهایی گیتی‌خوار خورشید را درسته بلعیده است. ولیکن اکنون خورشید اندک‌اندک از ژرفای شکم هیولا جوانه می‌زند و پرتو می‌افکند؛ تاریکی، لیکن، دوران‌ها تا به عمق جان سایه‌ها دوانده و هزاره‌ای رگبار خون بایست ببارد تا سرخی کف
خواب عمیق بعد از ظهرم همراه بود با کابوس پسرک دانشجوی پزشکی آفتاب مهتاب ندیده ی همسایه. نمیتونم درک کنم چرا انقدری ذهنم رو مشغول کرده که حالا تو خوابمم میاد! نه تا به حال دیدمش و نه تا به حال حتی صداش رو شنیدم و تنها آثاری که ازش دیدم یه جفت دمپایی ابی پشت در خونه شه و یه روپوش پزشکی سفید اتو شده که پشت پنجره ی ماشینش آویزون شده.
البته نمیشه اسمش رو گذاشت کابوس. فقط اندکی اعصاب خورد کن بود.
نکته عجیبش هم اینجا بود که پسرک نه صورت داشت ک و نه صدا تو
هی فشار پشت فشار، گریه و درس و دوری، دلم میخواست وسط همه ی اینا تو بودی، تو بودی تا به جای این بالشو پتو سرمو بذارم رو بازوتو تو بغلت اروم بگیرم، دلم میخواست تو بودی وسط همه این شلوغیا، وسط بود و نبود ادما، تو بودی که صبح چشمام رو به تو باز شه نه دیوار زرد بی روح، دلم میخواست تو بودی و بغلم میکردی دستتو میبردی لای موهام و میذاشتی تو بغلت اروم بگیرم تو بغلت گریه کنم حتی شده بمیرمدلم میخواد باز بهم بگی دوستم داری بهم بگی خواستن تو چشماتو الکی نمی
دراز کشیدم در حالتی که از صبح همش سر پا بودم و الان از شدت پا درد خوابم نمیبره و دیشب هم نخوابیدم و چشمام به شدت میسوزن و ماکارونی گذاشتم بپزه در حالتی که به نظرم بدمزه‌ترین ماکارونی زندگیم قراره باشه.به مرحله دندون چیدن پروتز رسیدم و هی می‌چینم و باز دلخواه نیست و میکنمشون و از اول باز. 
با ذوق می‌شینم به گردنبند و آویز ساعت کادوییم نگاه میکنم و ذوقشونو می‌کنم و میگم گور بابای دنیا اصن!به درک که شبا با کابوس از خواب پامیشم و تا صبح نمیتون
چند شب پیش تا خود صبح کابوس دیدم حالم بد بود صبحش . ساعت 12 ظهر بابام زنگ زد گفتم سلام خوبی ؟؟؟ 
گفت نه .
گفتم چی شده ؟؟؟ و همه چیزو برام گفت و دیگه نتونست حرف بزنه گریش گرفت قطع کرد .
زنگ زدم مادرم کامل برام گفت . خودم و مادرم پشت گوشی زار زار گریه کردیم . بعد از قطع کردن من 1 روز تمام اشک ریختم برای داداشم .
نمیتونم بگم چی شده ولی دوستای عزیزم ازتون میخوام برای برادر 2 دعا کنید و انرژی مثبت بفرستید .
من آدمی نیستم که اعتقادات مذهبی داشته باشم ولی به
تعداد زیادی از نامزدهای انتخاباتی که غالبا پست های مدیریتی دشته اند با استناد به  ماده 28 بند 1 "رد صلاحیت" شده اند. 
بر خلاف تصور بسیاری از مردم و حتی نامزدهای انتخاباتی التزام عملی تنها به انجام فرائض دینی مانند نماز و روزه محدود نمی شود .بلکه دایره ی گسترده ای دارد.
کارچاق کنی، اخذ وامهای کلان برای خود یا دیگران خارج از ضوابط ،ثروت اندوزی و تحصیل مال نامشروع، سو استفاده از موقعیت شغلی ،روابط غیر اخلاقی و .از مصادیق بارز عدم التزام عملی
یه اشتباه بزرگ کردم!
دنبالش گشتم و پیداش کردم!!
حالا دوباره همه خاطرات مضخرف دارن تو ذهنم ردیف میشن
حس میکنم مغزم داره منفجر میشه
لعنت ب حافظه
لعنت ب حافظه
من فقط نیاز ب ی موضوع جدید دارم تا دیگه این ذهن مغرور مسخرم تو رو یادآوری نکنه!
حافظه عزیزم لطفا خفه شو و بذار بخوابم
اون و هرچی درباره اون هست بدرک!!
همه چی از اون پیشنهاد مسخره شروع شد! 
چی باعث شد وقتی میخوای کسی رو بندازی تو زباله دون ذهنت کاری کنی ک یکی دیگه بهم ربطتون بده؟
اگ قبل هرکاری ف
باز نشستی توو آخرین سیگاربا کتابات که اون‌ورِ تختنمث یه گرگ پیر، غمگینیگوسفندا چقدر خوشبختن!
چیزایی هست که تو» می‌فهمیکه به کابوس و عشق، مرتبطهبی‌صدا زوزه می‌کشی توو خودتراستی ظاهرا تولدته!
توی تقویم یه علامت هستروزِ پرداختِ آخرین قبضه!یه پلیس ایستاده اون پایینرنگ خوابای ما هنوز سبزه
نسل ما رو فرشته‌ها کشتنتوو کتابای دینی و درسیتو که می‌دونی آخرش هیچهدیگه از هیچ‌چی نمی‌ترسی
رو لبت یه سرودِ غمگینهتوو چشات برق خشمه و الکلنمی‌تونن
رابطه نامشروع از جمله روابطی است که میان زن و مردی که عقد ازدواج بین آن ها صورت نگرفته باشد و مرتکب عمل منافی عفت می‌شوند رخ می‌دهد. روابط نامشروع همان طور که از نام آن مشخص است در قانون جرم تلقی می‌شود. افراد در صورت ارتکاب به این جرم به 99 ضربه شلاق محکوم می‌شوند.
گاهی افراد خواسته یا ناخواسته درگیر روابطی می‌شوند که نه فقط آن ها را از نظر روحی و جسمی تحلیل می‌برد که از نظر اجتماع و عرف و قانون جامعه نیز امری پسندیده نیست و قانونگذار نیز بر
صبح که مامان بیدارم کرد ، تو چند لحظه ای که بین بیدار شدن و نشدن بودم حس کردم چقدر به مادرم بیگانه‌م، حس کردم یه غریبه‌ست، یه زن میانسال با کمی اضافه وزن، صورت سفید، موهای قهوه‌ای و تک و توک سفید. اونقدر کابوس کوتاهی بود که سریع گفتم: بیدار شدم مامان جان. با تاکید روی مامان جان‌. انگار که بخوام به اون چند لحظه‌ای که گذروندم ثابت کنم که اون مامان‌جانِ منه! همون زن میانسال با همه نقص ها، چروک های روی صورتش، گاهی اخم و بداخلاقی هاش زیبایی زندگی
دلم می خواهد مکانی را بیابم و تا دل تقاضا دارد غر بزنم . آنقدر غر بزنم که دیگر جایی برای شکایت باقی نماند  . راستش را بخواهی مغزم از مشتی افکار پوچ دچار اسپاسم شده . به جایی نیاز دارم که همه را دور بریزم . وقتی به خودم بیایم که بتوانم نفسی عمیق بکشم. حال و هوای این روزهای من به کابوس شباهت دارد . یا شاید به نهالی عقیم تبدیل شده ام که برگ و باری نمی دهد . شاید هم تنهایی بلایی شده که احساس نامساعدی داشته باشم. هر چه که هست، دوست داشتنی نیست. همین احساس
دلم می خواهد مکانی را بیابم و تا دل تقاضا دارد غر بزنم . آنقدر غر بزنم که دیگر جایی برای شکایت باقی نماند  . راستش را بخواهی مغزم از مشتی افکار پوچ دچار اسپاسم شده . به جایی نیاز دارم که همه را دور بریزم . وقتی به خودم بیایم که بتوانم نفسی عمیق بکشم. حال و هوای این روزهای من به کابوس شباهت دارد . یا شاید به نهالی عقیم تبدیل شده ام که برگ و باری نمی دهد . شاید هم تنهایی بلایی شده که احساس نامساعدی داشته باشم. هر چه که هست، دوست داشتنی نیست. همین احساس
اولین کابوسی که دیدم ترس از تکرار بود.
من با دوچرخه در یک جاده مثل جاده چالوس حرکت می کردم و وارد یک غار شدم که از سقف آن آب می چکید.
من برای اینکه نترسم با خودم بلند گفتم "چرا اینجا خیس است؟" (جمله ای که گفتم شبیه این بود و دقیقا یادم نیست.)
ناگهان جمله من چند بار در غار پیچید و با صدایی بلند تکرار شد.
بیدار که شدم زبانم بند آمده بود و عرق کرده بودم. تا چند لحظه نمی توانستم حرکت کنم.
از آن زمان به بعد تکرارها مصیبت زندگی من شده است.
 
کلمه هایم در مرز خواب و بیداری معلق مانده اند. مثل زمان هایی که کابوس می بینیم و همه چیز به حالت عجیبی در می آید، احساس می کنم حروف این کلمات از هم جدا می شوند، پراکنده می شوند و دور می شوند. شاید حتی به اندازه ی سال های نوری از من فاصله بگیرند. تازگی ها بود که خودم را دست تماشای آسمان شب سپرده بودم. همه جا تاریک بود. حتی تصویری از حضور خودم نداشتم. بالای سرم اما روشن روشن بود. شهاب ها از این سوی گنبد آسمان به آن سو کشیده می شدند و از خودم می پرسیدم:
در کتاب ” سایکی ” به شیوه تمثیلی به شخصیت های نمادین ترس ، یأس ، کابوس ، آینده ، بی اعتمادی ، امید و آرزو پرداخته ام . این که چگونه این نیروها با هم تلاقی پیدا می کنند چگونه با هم متحد می شوند یا گاهی مستقل عمل می کنند ، داستان هم راستایی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است . بنابراین تلاش اولیه در نگارش این کتاب ، شخصیت پردازی انتزاعی در قالب جان بخشی به این نیروها بوده است : ترس آدمی را از دستیابی به آمال و آرزوها باز می دارد و یأس ، می توا
دوستت دارمو این آغاز خوبی برای یک شعر نیستوفتی دستم را همین ابتدا برایت رو میکندو حالا هر چه جلوتر برومکلمات بیشتر به لکنت می افتند  دوستت دارمو این یعنی گلوله مرا نمیکشدمگر تو شلیکش کرده باشییعنی شبی که خوابت را نبینم کابوس دیده امیعنی دست تو که نباشدنمیدانم با دستانم چه کنم.کنارت که مینشینمگله ای از اسب ها در قلبم رم می کنندمردی در سینه ام سیگار میکشدو مرا به نفس نفس می اندازدکنارت که می نشینمدر من کودکی ستکه آرزو دارد دستت را بگیردو منب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب