نتایج پست ها برای عبارت :

کداوای انتظار ای فلک خسته شدم

خسته‌ام .
خسته‌ام از پنهان کاری، خسته‌ام از راست و دروغ‌ هاي در هم تنیده، خسته‌ام از اين هواي مه گرفته، خسته‌ام از خود در هم شکسته.
گویند میان راست و دروغ، چهار انگشت فاصله است، آن‌چه دیده‌اي و آن‌چه شنیده‌اي؛ 
من به اين هر دو، بد گمان شده‌ام .
 
دیده بگشا ک ز دوری شما خسته شدم آمدم ناله کنم یار بیا خسته شدم!
سربه زیر آمده ام تا که بگویم به شما از گناهان زیادم بخدا خسته شدم!
خواستم نوکر مخلص بشوم حیف نشد دیگر از نفسم و اين عجب و ریا خسته شدم!
اشتباهی که زمن سر زده را باز ببخش یاری ام کن همه عمرم همه جا خسته شدم!
اي حبیبم تو فقط از دل من باخبری وا کن امشب گره ی کار مرا خسته شدم.!
شهرما رنگ خودش را به تو کم دیده و من دیگر از شهرم و اين حال و هوا خسته شدم!
تا به کی رو بزنم پیش تو من گری
خسته شدم
از آدماي اطرافم که همش ازم انتظار دارن و هیچکدوم درکم نمیکنن
خستم از ادمايی که هربار واسه گله و شکايت رفتم سراغشون تا حرف بزنم
همیشه منو محکوم کردن
خسته شدم و دیگه حوصله ندارم
کاش یکی بود میفهمید
میگفت اره حق با توست
شدیدا به یکی نیاز دارم که منو بلد باشه
که حتی اگه کاری خلاف میلم ازم میخواد، بلد باشه چطور ازم درخواست‌کنه
که به زور اون کارو‌ انجام ندم
درک نشدن
نفهمیدن
انتظار داشتن
محکوم بودن
اينا تحملش سخته
بخصوص وقتی که مجبور باشی
خسته ام مثل درختی که همین نزدیکیتبری بی احساسپاي پرواز دلش را به خدا قطع نکردخواست فریاد کند هستم منچشم وحشی تبردار چرا درک نکرد؟خسته ام مثل همان مادر پیرکه همان عاشق دلداده رهايش کرده!کنج نسیانکده ی شهر که امیدی نیست.خسته ام خسته تر از دولت تکرار دروغ!خسته تر از نفس کوه دماوندم منخسته کردی تو مرا بی احساسهیچ میفهمی تو؟هیچ میخوانی تو؟دل من ملعبه ی اوج غرور تو نبود.عشق را معنی کنو همان فاصله اش با نفرتکاش میفهمیدی.کاش میفهمیدی.
گلشن دیداردارد جمعه هاي انتظار/مجمع ابراردارد جمعه هاي انتظار/اي خوش آن صبحی که باشدجلوه گاه برفرج/عاشق بسیاردارد جمعه هاي انتظار/درتکاپوی وصالش صبح وشب آماده باش/زمزم ايثاردارد جمعه هاي انتظار/اشک چشمان بهاری جاری بامعرفت/شیعه بسیار داردجمعه هاي انتظار/جمکران حضرت اومملو ازعاشقان/پیرو بیدارداردجمعه هاي انتظار/ازبر روز ظهورش زمزم آمادگی است/اين همه آثاردارد جمعه هاي انتظار/با بصیرت سوی دریاي ولايت پاگذار/ازبرش سرداردارد جمعه هاي انتظ
گلشن دیداردارد جمعه هاي انتظار/مجمع ابراردارد جمعه هاي انتظار/اي خوش آن صبحی که باشدجلوه گاه برفرج/عاشق بسیاردارد جمعه هاي انتظار/درتکاپوی وصالش صبح وشب آماده باش/زمزم ايثاردارد جمعه هاي انتظار/اشک چشمان بهاری جاری بامعرفت/شیعه بسیار داردجمعه هاي انتظار/جمکران حضرت اومملو ازعاشقان/پیرو بیدارداردجمعه هاي انتظار/ازبر روز ظهورش زمزم آمادگی است/اين همه آثاردارد جمعه هاي انتظار/با بصیرت سوی دریاي ولايت پاگذار/ازبرش سرداردارد جمعه هاي انتظ
خسته؛ ولی خوشحال، مثل وقتی که تو بچگی از پارک برمیگشتیم خونه.خسته؛ ولی پر از ذوق، مثل وقتی که چمدون‌هات رو بستی و فردا ۵ صبح بلیط داری. خسته؛ ولی آروم، مثل نفس‌نفس زدن‌هاي بعد از پايان مسابقه.خسته؛ ولی راضی، مثل تیک زدن اخرین مورد از لیست‌کارهاي روزانه در ساعت صفر.خسته؛ ولی امیدوار، مثل نگاهت به آینه بعد از یه روز شلوغ.خسته؛ ولی خوشحال و پر از ذوق و آروم و راضی و امیدوار، مثل لحظه‌ی پايانِ سالِ سومِ پزشکی. به همین سادگی، به همین سرعت، به ه
خسته از حالِ اين روزهاي شهر
خسته از مقاومت
خسته از صبوری
خسته از بغض هاي بی امان 
خسته از دوری و فراق
کاش همین نزدیکی ها سراغی بگیری از ما
هوايِ ماندن درمیانِ یک مشت جامانده 
خیلی خراب است
خراب تر از آنکه بشود شرحش داد.
کاش روزی در آغوشت جان دهم
ماندن بدونِ تو عینِ مردن است.
دلم یک دنیا خرابه ی شام است آقا.
با سربیا که ببینمت به چشم.
هوايِ جنون دارم
جنون.
از تکرار خسته ام . از زیاده روی . از خشم و صداي بلند . از لحن بد . از نیشخند.از برداشت غلط.من از تکرار حرفِ از در اين متن خسته ام ‌‌‌‌. من از گفتنِ خسته ام ، خسته ام:/  کاراي بیهوده ، حرفاي اشتباه . بدبین بودن و اسمون ریسمون بافتن. انگاری مغز منو و مغز ادماهاي زیادی ویروس گرفته و پر از کپی اطلاعات هرز و باطله ست که سرعتمونو کند میکنه. مارو گیج میکنه .و وقتمون رو تلف. 
انگار بايد بد شد
تنها بذاری ادمارو.رها به حال خودشون.
دورشی از همه.خستم از خوبی کردن و بد دیدن
خسته از رفتاراي تکراری
خسته از بدی دیدنو خوبی کردن
خسته از بودن اجباری
خسته از ادماي اجباری
خسته از ترس بد شدن خوبا
خسته از همه چی
دلم تنهايی میخواد
یه جاي دور از ادما
دور از درداي بچگانه 
دور از خواسته هاي کوچیک
جايیکه که کسی کوچیک فک نکنه
جايیکه هیچکی سرش تو کار بقیه نباشه
دور از ادماي بیکار و بی یار
اونايیکه که تموم دغدشون پیدا کردن یاره تا بعدش هم
زمان آرام آرام میگذرد و من امروز خودم را مجاب کردم که براي اولین بار بشینم و انتظار آمدن بچشم. خسته از رفتن؟ نه می خواهم ببینم وقتی دست هايم را می گشايم براي آغوش، در مقابل دست هاي باز شده می بینم. عشق فلسفه عجیبی دارد. بايد هزار بار بگویی دوستت دارم تا باور کند اما با یک برگرداندن نگاه، همه چیز را از دست خواهی داد. خواهد آمد؟ بگذار از انتظارم لذت ببرم. اگر نه آمد؟ وقت براي نوشتن زیاد هست، انگار سايه اي از دور داره نزدیک میشه، می بینی؟
شايد یکی از سخت ترین کارهاي دنیا انتظار هست،من خودم در انتظار ها خیلی صبور نیستم ولی نبايد تو زندگی انتظار ها آدم رو نا امید یا از پا در بیارنبايد شروع کنی کارهاي دیگه انجام دادن و موضوع انتظار فکر نکنی.الان تقریبا 20 روز شده که درخواست براي CAQ دادم و اداره مهاجرت کبک قرار مثلا تو 20 روز کاری اين درخواست بررسی کنه، با اينکه براي اين درخواست مدارک زیاد نمیگیره و بیشتر یک فرم ساده هست نمیدونم چرا انقدر طول میکشه بررسی کنن.تازه جواب CAQ که بیاد میر
کانال ما در سروش دنبال کنید
❄❄❄❄
خسته اماز نگفته هادلشوره دارماز خط بی پايان توبعضی وقتا دلم کمی سکوت میخوادوقتی همجا سکوت است دلم یکم پرتوقع میشوداون وقت اغوش گرم تورا میخوادبراي همین از اين روزها سرگردان خسته امارسالی #شیما_عبادی
با تو گفتم چون تو اهل شنیدنیتو پناه من براي تپیدنییار مگر چند بار بايد وصل شود و امتحان کنی؟اي کاش به یار مُرده ات،دوباره تر مرحمت کنیبنشسته ام خیز بر زمین به تکاپوی تودانسته بودی که در فراق ز زجّه میمرم،رئوف تویی و من میپرسم کِی قرار است با آهویِ فراری ، آشتی کنی؟!من یکسره به زمزمه یا رضاي تو مشغولم و،اي کاش شاه براي کنیزش دلداری کنییکسر خلاص فکر تو و دگر ندانم ،هییچچشم انتظار بنشسته ام خیز بر زمین،تو،براي کار و وارم فکر کنیمن در خودم فرو
یکی از بزرگترین دردهاي دنیا وقتیه که همه دست به دست هم میدن تا بهت بفهمونن از پس هیچی بر نمیاي!حتی از پس نگه داشتن عزیزات.همیشه با خودم فکر میکردم آدمی که با حرفاي بقیه تصمیم به موندن میگیرهبهتره نمونهولی الان به درجه اي رسیدم که از همون نموندنه هم بترسمخسته شدم از بس سیلی خوردمخسته شدم از بس بهم فهموندید هیچ کاری بلد نیستم.خسته از اينهمه بدبختیاز اين همه درداز اينهمه اشکخسته شدم از خودم.من از رد پامم خسته شدم.اينجا شبیه سلولی شد
زن‌ها موجودات عجیبی هستندبیشتر از همه انتظار را می‌فهمندبا انتظار بزرگ می‌شوندلا به لاي گرفتاری‌هاي روزمره‌شانبا انتظار عاشق می‌شوندبا انتظار بچه‌دار می‌شوندبا انتظار پیر می‌شوندیا عاشق نمی‌شوندیا عاشقانه می‌میرندزن‌ها، موجودات عجیبی هستندزن‌ها معنی واقعی انتظارندآن‌ها لايه‌هاي سخت دوستت دارم را از چهره مردان می‌شویندو به هر تبسمی عاشقانه زندگی می‌دهندانتظار نام دیگر زن استزنی از جنس بودن‌هااز جنس خواستن‌هازنی که از ه
هنوز از اين درد رهايی نیافته‌ام که آخر چرا کسی نیست که مرا بخواهد؟ چرا اينقدر بی‌کس و تنها و بی‌عشقم؟ چرا هیچ چیز در اين دنیا کافی نیست. بعد از تنهايی هفته‌ی قبل که ح نیومد و به تنهايی گذشت دارم هنوز دارم درد می‌کشم. دیروز براي همیشه از ح دست شستم، بلاکش کردم. دیگه توان انتظار بی‌مورد رو نداشتم. دلم چیزی می‌خواد که اين دنیا بهم نمیده و افتادم به جون بدنم و مثل چی هی می‌خورم و چاق و چاق‌تر میشم. حالم از خودم بهم می‌خوره، از زندگیم، از اين کث
از وظايف مردم و عاشقان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انتظار است. همانطور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمايند: برترین اعمال امت من انتظار فرج است.
طبیعی است که وقتی معشوق از عاشق جدا باشد، عاشق انتظار اورا می کشد، حال که ما ادعاي عشق به امام زمان ارواحنا فداه را هم داریم.
پس بیايید واقعا منتظر باشیم. 
کسی که به اندازه ی کافی انتظار کشیده استتا ابد انتظار می کشد. و ساعتی فرا می رسد کهدیگر هیچ اتفاقی نمی تواند بیفتد و دیگر هیچ کسنمی تواند بیايد و همه چیز به آخر رسیده استبجز انتظار که بیهوده از خود آگاه است.شايد او به اين حال رسیده بود.
+
ساموئل بکت
فايل انتظار موعود در دسته بندی #کامپیوتر در سايت فايل مهم قرار گرفت .
--------------------انتظار موعود
دانلود فايل انتظار موعود
عنوان فايل : انتظار موعود
دسته بندی : کامپیوتر
برچسب ها:
انتظار موعودنام فايل : انتظار موعود
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلايد : 11
حجم : 64 کیلوبايت
مقدمهشايد همه ی ما بیش و کم از انتظار، طعمی تلخ و مفهومی دردآور و خاطره اي نخواستنی به یاد داریم. نگاه کردن دائمی به ساعت، قدم زدن و گز کردن عرض کوچه، دیده دوختن به راه و آخر هم خستگی و در
از دست خودم عصبانیم و دقیقا نمیدونم کی قرار بزرگ شم:/خسته شدم از بس سوتی دادم تو اين زندگی:/خسته شدم از بس خسته شدم:/چرا همیشه من اون آدمیم ک بايد دوست داشتن هام. و دوست داشتنی هامو رها کنم؟چرا همیشه من بايد رعايت همه رو بکنم چرا همیشه آدماي پولدارتر از من بايد بهم فخر بفروشن چرا اين زندگی دست از سرمون برنمیداره:/
خسته ام 
دلم عجیب گرفته 
یه عالمه درس مونده که بايد بخونم و من دلم میخواد بشینم یه گوشه زار بزنم 
ادما وقتی خستن ، وقتی دلشون گرفته چی کار میکنن حالشون خوب بشه ؟! من بايد چی کار کنم حالم خوب بشه 
دلم میخواد از خودم فرار کنم  
میترسم نمیدونم از چی اما میترسم 
لعنت به تکرار
دلم بارون میخواد 
خسته ام 
دیگر خسته کننده شده است که بگویم: خورشید از زندگی من غروب می کرد و من لب پنجره در انتظار طلوع تو بودم.با اطمینان به شما می گویم، او نمی آید. شايد از خودش می پرسد: چرا بیام؟! من هم درجواب بگویم: من بی کس و تنها در اتاق تاریکی نشسته ام و با دستهاي بلند تو را محتاج می کنم اما خداوند تو را به من نمی بخشد.  تکراری نیست؟ از تکرار کردن چیزی متنفرم. و شايد اکنون از دوست داشتن تو، شکسته ام زمانی که می خواستم تو را در افکارم بسازم. ولی یک عاشق که از عشقش درمون
✳️ به‌ندرت پیش مى‌آید که ما بیش از حدِّ توقع و انتظار خود موفق شویم، بنابراين بهتر است که انتظار بهترین‌ها را داشته باشیم. 
انتظارات ما به‌تنهايى، واقعیت را به‌وجود نمى‌آورند؛ بلکه در واقع جهت را براى آن تعیین مى‌کنند.
⁉️ همین امروز، همین هفته و همین ماه انتظار داریم چه چیزى را به‌دست آوریم؟ 
⁉️ انتظار داریم مردم در مورد ما چه بگویند؟ 
انتظارات، اعمال ما را راهنمايى مى‌کنند و زمانى که از انتظارات خود کاملا آگاهیم، مى‌توانیم
یکی از بودن دل شاد است و دیگری در انتظار به دست آوردن. من آن پسر بچه اي هستم که هنوز منتظر است تا بشنود کلاغ قصه ها به خانه رسید یا خیر. در جاي ايستاده ام که هیچ چیز نیست حتی آینه و در حالی که به تاریکی خیره شده ام به اعماق اين فکر فرو رفته ام، من انتظار چه چیزی را می کشم؟!
- بايد عرض کنم هیچ چیز!
+ هیچ چیز؟
- آره
+ امیدوارم همه چی بهتر شود. 
- وقتی تاریکی میاد دیگر در انتظار شب نیستی!
+ اما! نوشته هات میگن در انتظار من هستی.
- تو، تو کیستی؟
+ من! نمی دون
انتظار معقول انسان از دین اين است که او را به کمال و سعادت نهايى در دنیا و آخرت رهنمون باشد. اين انتظارى است بزرگ که تنها دین مى‏تواند آن را اجابت کند و هیچ جايگزینى ندارد. در کنار اين نیاز اساسى و فراگیر، انتظارهاى جزئى‏ترى نیز وجود دارد.
ادامه مطلب
دیشب خواب دیدم فکرامو نوشتم، یکی از بچه ها اينجا دیدتشون و خونده و به بقیه نشون داده.
خواب دیدم گریه کردم. وقتی می نوشتمشون.
خواب دیدم جرئت حرف زدن داشتم.
خواب دیدم براي یکی مهم بود.
خواب دیدم خسته شده بودم از اينکه همون چیزی باشم که ازم میخوان. خواب دیدم دلم میخواست یه بار مهم باشه من چی میخوام.
ولی خب. نیستم؟ اگه خسته شده بودم الان وضعم اين نبود.
اگه خسته شده بودم هر روز به همه پیام نمیدادم که یک دقیقه بعدش حذفش کنم.
اگه خسته شده بودم، فرقی می کر
دیگه اما خسته شدم. خسته شدم از دوییدن و نرسیدن. خسته شدم بس که واسه هر چیزی دویدم و تهش دنیا بم ندادش. مگه چیز بزرگی میخواستم آخه؟ هر بار که اين سوالو از خودم میپرسم گریه امون نمیده. خسته شدم اما. واسه خودتون. نمیخوام. هیچی دیگه نمیخوام. دیگه نمیخوام بلند شم و حالم خوب شه. اين بار واقعا دیگه دلم نمیخواد بلند شم. بلند شم که چی؟ هی دوییدن و نرسیدن که چی؟ عصری داشتم فکر میکردم که دیگه نمیخوام که خوب بشم. اينجوری راحت تره. بعد یهو یه نشونه دیدم. خوندم ک
سخنرانی حجت‌الاسلام عالی حین انتقاد از حضور مدیران پیر و خسته در سمت‌هاي مختلف با فریاد خدا پدرت را بیامرزد یکی از حضار روبه‌رو شد. 
دریافت فیلمحجم: 2.06 مگابايت 
شايد خیلی از مسئولان پیر و خسته با ماندنشان در پست هاي مهم کشور نا خواسته در حال صدمه زدن به انقلاب وکشور باشند.
یه وقتا بیرون از خودت دنبال یه چیزی می‌گردی. اما نمی‌دونی چی. یه اتفاق، یا یه نفر، یا یه چیز؛ یه چیز که بايد، که قراره حالتو خوب کنه. یه حس انتظار عجیب داری تو هر لحظه. اصلا شايدم ندونی با اون اتفاقه قراره حالت خوب شه یا نه، اما میدونی که منتظر یه چیزی هستی.کاش زودتر پیداش شه، تموم شه اين انتظار#آنا_جمشیدی
من از تو بی خبرم؛
اين همه انتظار آورده من است براي تو
یا تو براي من؟
تو از من بی خبری؛
اين همه پیر شدن را من بیشتر رفته ام
یا تو.
ما از انتظار بی خبریم؛
انتظار فعل است یا زمان؟
با ما می گذرد
با ما می ماند
هرچند براي کسی مهم نیست
اما با ما خواهد مرد؟
جنگ اعصاب 
صبح به صبح بیدار 
تمام شب بی خواب
مغز بیمار 
خسته از جنگ، خسته از کار 
راه مرگ هر روز 
مسیر زندگیمان بود 
کارمان اين است، مرگ تدریجی 
دود ماشین و، پیچ هاي پی در پی
خسته از تکرار، خسته از مردم 
حس تو اين است، از همه عقب ماندی 
راه برگشتی نیست، پیر و بی هدف ماندی 
مرگ تلخ است اما 
راه دیگر چیست؟ 
جز به بیهودگی رفتن 
جز به روح خود را کشتن 
نه دگر قلب و، نه دگر احساس 
نه کمی عشق و، ذره اي اخلاص 
همه شان را کشتند، همه شان را بردند 
آنچه باق
ماه می خواند، آسمان می داند و ابر می بارد. در میان ستارگان همهمه است. فریادی از ماه که سکوت را شکسته، سکوت آسمان که سنگین است و زجه ابرها که بی پايان کشیده می شوند. ماه انتظار تنهايی را می خواند، آسمان انتظار تنهايی را می کشد و ابرها انتظار رفته را می گریند.
کیستی؟
ماه در انحناي سکوت شب کوچه؟
آسمانی نشسته بر لب پنجره پرده کشیده؟
یا ابری در تاریکی اتاق چمبره زده؟
و اما پايان نمی دهم بدون تو، زمین. تو در انتظار چیستی؟ نمی دانی؟ ترسم از همین است. پر
پیاده برمیگشتیم خوابگاه هوا از اونقدری که از هواي یک ظهر پايیزی انتظار میره گرم تر بود گفتم که خسته شدم از همه چی گفت بستنی شکلاتی بخور فیلم ببین خوب میشی گفتم کلا خسته شدم از اين جا از آدم ها گفت حیطه ی کاری ت رو عوض کن دوستات رو عوض کن روی اين جمله ی آخر موندم دوستام رو عوض کنم ؟ ریحانه میگه تو یه چیزی هستی میانگین پنج نفر آدم دور و برت دوستامو عوض کنم ؟ من رو با چند تا آدم خفن آشنا کرد با آدم هاي که بالاخره بعد از پنج ترم اون چیزی که می
اين عکس اولین عکسی بود که هزارو هشتادو شیش روز پیش گذاشتم پروفايل وبلاگم 
داره سه سالش میشه 
اين سه سال چقدر اتفاقا افتاد 
چقدر زمان چیز عجیبیه 
نمیدونم 
قبلنا حس جا موندن داشتم 
الان ناامیدی 
کاملا میدونم نبايد اجازه بدم ناامیدی رخنه کنه تو وجودم 
و میدونم بايد اسوده خاطر تر پیش برم 
اما انگار یه چیزی تو دلم سنگینی میکنه 
انگار منو به سمت انزوا و سکوت سوق میده 
انگار قرار نیست چیزی بهتر بشه 
کاش میتونستم یه قسمتايی از حافظمو شبا خالی کنم
تو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايی …
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
تو اصلا از من نخواه نباشی آروم بشم هرکی میپرسه چی شد میگم فقط خواهشاحوصله ندارم من یه بی قرارم …بارون داره میزنه اينجا تو کجايی کجايی کجايیآخ دلم لک زده واست تو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايیتو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايی …بارون داره میزنه اينجا تو کجايی کجايی کجايیآخ دلم لک زده واست تو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايیتو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايی …
♫♫
د
تو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايی …
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
تو اصلا از من نخواه نباشی آروم بشم هرکی میپرسه چی شد میگم فقط خواهشاحوصله ندارم من یه بی قرارم …بارون داره میزنه اينجا تو کجايی کجايی کجايیآخ دلم لک زده واست تو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايیتو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايی …بارون داره میزنه اينجا تو کجايی کجايی کجايیآخ دلم لک زده واست تو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايیتو چرا خسته نمیشی از جدايی جدايی …
♫♫
د
البوم 420 کوروش که اومد 
اون شب کزايی 
خسته از درس زیاد 
کمبود وقت 
سرو صداي خانه 
انتظار بی پايان 
هوا هواي تابستان 
با نوتفیکیشن رادیوجوان رفتم روی البوم خیمه زدم 
در میان بحبوحه و جنگ هاي داخلی خودم را از محیط خانه کشیدم بیرون با یک هندزفری
واقعا اون زمان رو هیچ وقت فراموش نمیکنم 
هیچ وقت
نوشتن هاي چرت و پرت توی نوت گوشی 
انتشار برخی از اونها تو وبلاگ yadegarii
هعیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خدااااااااااااااااااااااااااااا
 
"خسته که میشی !مشغله ذهنیت که زیاد بشه! سر کسايی حرصتو خالی میکنی که هیچ ربطی به داستانت ندارن.نه دلیل خستگیتن.نه دلشون میخواد تو خسته باشی ‌‌.!اتفاقا اونام به اندازه کافی خستن.راستشو بخواين بذارید صریح بهتون بگم!کی تو اين دنیاي امروزه روز خسته نیس؟؟؟"
ادامه مطلب
دانلود آهنگ خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی
[ دانلود آهنگ با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ + متن آهنگ و پخش آنلاين موزیک ]
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازیبشنود یک نفر از نامزدش دل برده
 
قسمتی از متن اين ترانه زیبا
 
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازیبشنود یک نفر از نامزدش دل بردهمثل یک افسر تحقیق شرافتمندیکه به پرونده ی جرم پسرش بر خوردهخسته ام مثل پسر بچه که درجاي شلوغبین دعواي پدر مادر خود گم شده استخسته مثل زن راضی شده به مهر طلاقکه پس از بخت بدش سوژه
حضورت بر قله ی افتخار و جوان اول شهرستان شدنت خجسته باد
داداشی یادت باشه مردم از تو انتظار دارند با هنرت فریاد گلوهاي بسته باشیفراموش نکن ‌دردهايی زیر پوست شهر نهفته است که تو با هنرت میتوانی نگاهها را به ان جلب کنی و در کاهش اين آلام کوشا باشیبه امید نگاه هاي خسته ی که منتظر توان توست #هیچ_وقت_ناامید_نشو 
فک کن که research که همیشه جاي امن و خوشحالت بوده هم خراب شه ):
به خاطر آدما. خسته ست مهسا، خسته ):
دست از سرم چرا بر نمی دارن؟ چرا؟ جاي خوشحالم کجاست دیگه؟ :)
من چرا از حقم دفاع نمی کنم؟ چرا به بقیه آدما اينقدر وزن می دم؟ اينقدر اثرگذاری در نظر می گیرم؟ :)
لابلاي مجسمه هايم منم
خیره به پیکره هايی با چشمان از حدقه درآمده
به دهان هاي کج و چهره هاي جذامی شان
خیره به دستانی به حجم انسان بزرگ،بی مخاطب
که بی شباهت به من نیست
جز درد چه دیده ام من
جز پریشانی و آوار
جز بند و افسار
جز ايام کسالت بار
پیرزنی خمیده رو به آسمان
مردی خسته با چشمانی کور
و ازدحام پیکره هاي کوچک و بزرگ در سکوت
جز شب چه دیده ام من
جز فاصله چه بوسیده ام من
چون آینه در برابر هم خیره به همیم در کوچه ی مرده گان
بی انتظار رهگذری
بی انتظار
اي مرغ بال وپر شکسته تقلا چه می کنیتیری به قلب تو نشسته ،حاشا چه می کنیطوفان حادثه تنیده به غمها وجود تواي یار دل خجسته تماشا چه می کنیهر سو به سمت راه نگاه تو می دودبندی به پاي تو بسته پر وا چه می کنیاحساس می کنی که رسیدی به حاجتتعشقت طلب زمرغک عنقا چه می کنیبا خستگی به راه طلب می روی چرا؟از آنکه زکوی تو رسته تمنا چه می کنیهر دم به انتظار که ،تو نشستی به انتظاراين کوچه  را به انتظار مهیاچه می کنیبا درد یارسوختی وبه دل پر ز آتشیبا اين غم وفراق و
بسم الله الرحمن الرحیم./
امروز توی تلویزیون دیدم میدان ِ انتظار رو ! میدون ِ وسط شهر بود . یه لحظه از ذهنم گذشت کل اين دنیا ، میدان ِ انتظار ِ . بی اونکه منتظرش باشیم . همه ی ما منتظر درست شدن اوضاع و اوکی شدن وضع معیشت و اقتصاد و صلح جهان و حل همه ی مشکلاتیم ، بی اونکه حلال اصلی مشکلات رو بشناسیم و براي اومدنش کاری کنیم . حتی دریغ از یه دعاي خالصانه :)
+ اللهم عجل لولیک الفرج
+ شماره ی پست :))
"قهر دنباله دار"
زمانی که خسته بودم از اين همه بی عدالتی موجود در جامعه
زمانی که خسته بودم از اين همه محدودیت هاي دینی که خود قانونگذار دینی به آن عمل نمی کند
زمانی که خسته بودم از اين همه لابی بازی و پارتی بازی در مصاحبه هاي آزمون دکتری نیمه متمرکز و آزمونهاي استخدامی 
زمانی که خسته بودم از اين همه به کسی و تنهايی خودم در جامعه
زمانی که خسته بودم از اين همه بدبیاری هاي خودم
زمانی که خسته بودم از اين همه بی توجهی پدرهاي جامعه به منِ موگلی
زمانی
هر کسی توی دنیايه گوشه اي نشسته
به انتظار چیزیهر روز و شب نشسته
به انتظار بارونیا انتظار مهمون  
به انتظار خبریا سفر خوش خبر
از بین انتظارهايه انتظار بهتره
انتظار کسی کهاز همه بالاتره
اگه به انتظارهمهدیِ مهربونیم
بايد براي آقاآماده تر بمونیم
پاک بکنیم قلبا رواز همه ی بدیها
دور کنیم از ذهنمونشیطون و فکر گناه
اونوقت آقا میادشنعمت میشه فراوون
شاد و خوش وخرمیم  در کنار مهدی مون (آقامون)علیه السلام
کانال ايده هاي جدید مربیان کودکhttps://eitaa.com/morabik
خسته ام . خیلی خسته . از زندگی و همه ی آدمها خسته ام . دیگه نمی خوام براي زندگی تلاشی بکنم . حتی آینده ی بچه هام هم دیگه برام مهم نیست . دیگه اينهمه زحمت و تلاش و بدو بدو بسه . وقتی آدم اينهمه زحمت می کشه و همش بی نتیجه می مونه . وقتی حتی نزدیک ترین آدمهاي اطرافمون هم قدر نمی دونند و نمی فهمند . یعنی فاتحه همه چی خونده شده . 
از قدیم و ندیم گفتند براي کسی بمیر که برات تب کنه . و من توی اين دنیا هیچ کسی رو ندارم که برام تب کنه ! هیشکی رو ندارم .
تمام انرژیم روزانه صرف اين می شه که کور و کر و لال باشم، از گوشه کنايه ها حرفهاي بی ربط، ناخوشايند و گاهی توهین آمیز بگذرم و بذارم به حساب اين که اطرافیانم هم حال خوشی ندارن، خسته ام بی نهايت خسته، خدايا کاش سرانجام اينهمه عذاب، روشنی باشه.
در تمام شب چراغی نیستدر تمام روزنیست یک فریادچون شبان بی ستاره قلب من تنهاست.تا ندانند از چه می سوزم من ، از نخوت زبان ام در دهان بسته ست.راه من پیداست.پاي من خسته ست.پهلوانی خسته را مانم که می گوید سرود کهنه ی فتحی قدیمی را .احمد شاملو
برايش چند خط تايپ کردم که اين روزها ذهنم حسابی خسته است. کتاب نمی‌خوانم یا اگر بخوانم لذت نمی‌برم. دلم یک کتاب می‌خواهد با یک شخصیت زن معرکه که با آن کیف کنم. مثل جاي خالی سلوچ، مثل سووشون. برايم نوشت: یکلیا و تنهايی او را بخوان. قربان ذهن خسته رفیق.»
اين آدم‌ها که کلمه‌کلمه‌شان به‌ات حس امنیت می‌دهد.
خسته شدم خسته شدی خسته شدنیست کسی طالب من بیشتر
با سخنم موجب شرمم کمیهست دلم ریش‌تر از ریش‌تر
نیست کسی شاد ز دیدار منوهم خودم بود کمی پیشتر:
موجب خیرم، هنرم راه منبا هنرم نیست کسی خویش‌تر!
حال که من علم به خود یافتمهی! تو نزن بیشترم نیش‌تر
 
شعر: فاطمه افشاری
کجا گمم کردی بابا ؟؟ کجا بابا ؟؟ شدی مثل حاجی ؟؟ منتظری بابا ؟؟ که چی بشه ؟؟ که چی بگی بهم ؟؟ که من راه رو اشتباه میرم؟؟ من راهم اشتباه نیست فقط محیط رو اشتباه اومدمبابا راستش اون مقاله رو هنوز نخوندم و عقلم میگه نبايد بخونم.بابا خیلی وقته به احترام شما دم نمیزنم به خدا که انصاف نیستجواب دارم براي سوالتون یک جواب کامل هم دارم فقط می دونم که وقت حرف زدن من نیست و اگر هم حرف بزنم ، حرفی نیست که شما صلاح بدونینخسته ام ، فقط همین ، خیلی خیلی
اين سرگردانی، اين بی تو بودن، اين تنهايی، سخت است. امانمان را بریده است ولی امیدمان را نه.
 
روزها می‌گذرند و ما همینطور غرق می‌شویم، نه که امروز نجات پیدا کنیم و فردا باز غرق شویم، نه، هی غرق‌تر می‌شویم. انگار هرچه دست و پا می‌زنیم در جهت عکس حرکت می‌کنیم. به دنبال یک دستیم، یه دست راه‌گشا یک دست گره‌گشا یک دست نورانی.
 
آسمان با تمام وسعت بر ما تنگ شده و زمین انگار از دستمان خسته‌ است. نکند او هم دلش تنگ است؟ نکند او هم هرچه دست و پا می‌ز
تو اتاق خوابیده. سرماخوردگی رو بهونه کرده و تخت گرفنه خوابیده. صداي خرو پفش تا اينجا میاد.
من کجام؟ تو هال، رو مبل نشستم. جلوی تلویزیون خاموش، صداي موتور یخچال رو اعصابمه. یه کوه کار دارم براي انچام دادن. جنع کردن اسباب بازی ها از وسط هال، اتو، شستن ظرف ها، بستن ساک *ه*، تمیز کردن اشپزحونه، مرتب کردن حموم و .
خسته ام. کسی باور نمیکنه که من هم ممکنه خسته بشم، من هم کم بیارم. *م* به خاطر سرماخوردگی چند روزه که در حال استراحته اما من. .
نمیدونم با چه
دلم دریا می خواهد دریاي آبی  /  دلم کوه می خواهد کوه سنگی
دلم دشت می خواهد دشت پر ز لاله  /  دلم جنگل می خواهد جنگل سبز
دلم کویر می خواهد و شب کویر  /  شب بارش ستاره بر زمین
                 طبیعت زیبا می خواهد اين دلم
خسته از آسمان غبار آلود شهرم  /  خسته از بوق و دود اين ماشین ها
خسته از قفس هاي تنگ و تاریکم  /  در شهر نمی بینم جز شلوغی و دود و هیاهو
طبیعت دنج و زیبا می خواهم  /  آن شکوه بافرجام می خواهم
خسته ام از جفاي اين نامردمی ها  /  غروب دل انگیز
نگاه
تنها چیزی که بعد از مدتها خواستم بهش نشون بدم غم بود در نگاه 
سعی کردم تمامم در چشمام باشه
چشمام خود من بود با هر پلک جمله ها تمام میشد با هر چرخش مردمک فراز و فرود اتفاق می افتاد 
چند ثانیه 
و بعد چرخید 
پشت کرد به تمام من و رفت.
پ ن: هیچوقت هیچوقت و لطفا هیچوقت از من نخواه با آدماي اطرافم ارتباط برقرار کنم
من از اون لعنتیاي دو پاي عقده اي متنفرم
نمیدونی چقدر میتونن درد به من تحمیل کنن 
میخوام برم از اينجا
اينجا که میگم منظورم اين شهر و کش
خسته‌ام از اينکه همه‌ی سؤال‌ها از من پرسیده میشه.
خسته‌ام از کابینت آشپزخونه که هر روز پر آب میشه و پولی نیست براي تعویضشون.
چون جراحی مامان احتمالا حدود پونزده بیست میلیون خرج داره
و دو تا کنتور آب قراره بیاریم، احتمالا حدود هشت تا ده میلیون
و مهندس تصادف کرده و شايد مقصر باشه و خسارت ماشین طرف مقابلم بايد بدیم
و هدهد تا آخر ماه بايد اسباب‌کشی کنه و خونه‌ش هنوز تکمیل نیست.
خسته‌ام از اينکه مامان همه‌ی لباس‌هاي نو و روشنم رو میندازن تو
خدايا به خیر بگذرون اين درد هاي لحظه به لحظه ی تن رو . خدايا چند ماه فرسودگی، براي درد هاي نامعلوم، کافیه . خدايا . لطفا زندگی رو برگردون رو اون دوری که انقدر استرس بیماری نبود . خدايا من همینجوریشم از زندگی خسته ام، خسته ترم نکن.
 
اخرسر هم اين شايعات  ww3 به ضرر ما تموم میشه با تصور که امریکا یی ها از ايرانیا براشون ايجاد شد 
پ.ن اونجوری که من از نظرات امریکايی ها متوجه شدم اکثرا فک میکنند ما یه دولت تروریست داریم و توی تظاهرات ابان ماه تعداد زیادی افراد رو دولت کشته.  خودمم موندم و خسته شدم از بست توی اينستا با انگلیسی متوسطم نوشتم اينجور نبوده.  دیگه حوصله بحث کردن ندارمممم 
بااينکه خسته ام همین الان پست ترامپو دیدم و اعصابم خورده شده و میخوام بازم بنویسم ولی وقت
واقعا هیچی بدتر از اين نیست بعد یک مدت انتظار تلفنتو از دست بدم
دیروز کلا از ساعت ۷ صبح نخوابیدم تا دیشب، دیشب مامانو بردم دکتر براي قندش جلو بیمارستان خواب رفتم خیلیییی خسته بودم
با اين که گوشی رو زنگ بود من اصلا صداي گوشی رو نشنیدم☹️
امیدوارم خوبه خوبه خوب باشی و سالم و سلامت
از اين به بعد صداي گوشیمو زیاد میکنم که تلفونتو از دست ندم
دنبال کننده خسته است، چون مخاطب خسته است و چون انسان ذاتا خسته است اين اتفاق می‌افتد. هیچ چیزی مثل یک مخاطبِ خسته نمی‌تواند عضلاتِ ذهن من را منقبض کند و چوبی لاي چرخِ نویسندگی‌ام بکند.
براي اين که نکند متنِ بلند نخواند و نکند خسته شود و نکند قطع دنبال کردن بزند و نکند خسته‌تر شود، مجبورم زودتر سر و ته قضیه را هم بیاورم.
حالا اگر یک وبلاگِ ضدّ نظام بودم و یک جايی مثلِ آمد نیوز، روزی 100 تا پست هم می‌گذاشتم همه پايه بودند و می‌خواندند.
اگر داست
اون کلیپ هاي "میخوام تو حال خودم باشم" ملت توی توالت یادته؟ چقدر تحملش سخت و حال بهم زن و خسته کننده بود. ولی تموم شد. هیشکی هم الان یادش نمیاد. اين روزها هم تموم میشه یه روزی هیچیش یادمون نمیاد. حالا هر چقدر هم سخت و حال بهم زن و خسته کننده باشه.
خسته‌ام، خسته خسته خسته خسته امروز یک کاری کردم که علی‌الظاهر مثل قدیم می‌شد حالم را خوب کند، اما نکرد. کار خوب هم بکنم پشیمانی در پی‌اش می‌آید. سر ذوق بیاورد، دید بدهد،‌ نه. در محفلی شعر خواندم و تشویق شدم ولی انگار دیگر منتظر تشویق هم نیستم، یعنی نه اينکه به خودم تلقین کنم که مصطفی خودت را نگیر و نباز و ذوق نکن نه، انگار مهم نبود اصلا، چیزی به من افزوده نشد، انگار هیچ چشمی را طلب نمیکردم، انگار هیچ چشمی براي من نبود، مرا نمیشناخت، دیگ
از ۸ صبح تا ۶ غروب ارزش داشت وقتمو بزارم که ثبت نام گنم؟ که چی بشه؟
حریر استوری گذاشته بود که وقتی ناامیدو خسته اي فکر ب چی ارومت میکنه 
گفتم خواب
ب اينکه الان بخوابم و یک هفته شلکس کنم و ازون به بعد اماده ی غصه هاي جدید و عذاب جدید بشم.
زانوهام رو به شکستنه.
بیچاره مادر.
و پدری که نمیدونه چی بگه.
خواهری حمايت گر.
فامیلی فضول.
دیشب با ترکیبی از حس خستگی، عصبانیت، بلاتکلیفی، دلتنگی و استرس خوابیدم و صبح تقلا می کردم که بیدار نشم و همه آوارهاي دیشب مرور نشه.
خسته بودم چون دوست ندارم انقدر به خودم وابسته باشم و تمام دیروز به خودم وابسته بودم. تابحال از بالاي آسمون هفتم به خودتون نگاه کردین؟ جايی روی اين کره خاکی کوچک لابلاي هفت میلیارد انسان دیگه وسط یه روز شلوغ؟
عصبانی بودم چون خریدهام اشتباه بودند و بايد فردا براشون دوباره وقت بذارم و غرهاي فروشنده رو تحمل کنم و
چشم‌هايم را باز می‌کنم. احساس خفگی دارم. خبرها را چک می‌کنم. مطالبی که از قبل ذخیره کرده بودم را براي برادر و پدرم می‌فرستم. شايد کمی نظرشان درباره‌ی اين حکومت عوض شود. احمقانه است! هنوز امید دارم به تغییر آدم‌ها! آهنگ آهاي خبردار» همايون شجریان را پخش می‌کنم. حتی دلم اجراي جدید هری استاي را نمی‌خواهد. با اين حال براي بار نمی‌دانم چندم تماشا می‌کنم. دم پنجره می‌ايستم. هوا سرد است. بعد از دو هفته بالاخره خورشید در آسمان می‌درخشد. می‌خ
دارم یه کتاب میخونم که اگر توییترمو داشتم هنوز خفه می‌کردم همه رو با تعریف کردنش! :))))
هی میخونم میگم عههههه چه جالب! باز میخونم صفحه‌ی بعدو میگم اي وااااي ببینا.
جانان من اختلاف فرهنگی کشت ما را :|
 
دارم دلايل بخشی از مشکلاتم رو با استادام و بقیه متوجه میشم. حالا ايشالا یه خلاصه‌اي ازش میگم هرموقع تموم بشه. 
 
پ.ن۱: خسته‌م. خیلی خیلی خیلی خسته‌م. 
پ.ن۲: دارم قسمت محسن نامجوی پادکست دیالوگ‌باکس رو گوش میدم، یه جا که داره کنسرت اجرا میکنه بع
می آید و مرا به یاد خیالاتم می اندازد .به یاد چیزهايی که تنها در رویا مزه شان را چشیده ام . من بین موج هاي گاه و بیگاه اين دریا سرگردانم.مرا خسته کرده اي. بارها به خودم گفته ام که نگویم خسته ام. که خستگی خیانت است .ولی تو مرا خسته کرده اي .من دست و پاهايام را زده ام، اصرارهايم را کرده ام .منصفانه نیست که تازیانه اي شوی بر پیکر زخمی و نیمه جانم. من براي ناامیدی ام تلاش میکنم . من براي لحظه ی ناامید شدنم جنگیده ام. و تو در لحظه اي همه اش را دود میکنی.من ن
هزار سال منتظر یه اتفاق خوب باش ، عمرا اگه اتفاق بیفته!بعد اتفاق هايی که اصلا احتمالش رو نمیدی بیفته ، چنان طوری از اون بالا میوفته رو مَلاجِت که دیگه نمیتونی راه بری.
یه توصیه برادرانه می کنم بهتون.جزئی از جامعه منتظر نباشید.هیچ کس قرار نیست بیاد . قرار نیست یکی  بیاد و زندگی ما رو گل و بلبل کنه و با انتظار هیچ چیز درست نمیشه.در مواقع سختی ،  یکی از راه هاي تسکین روح ، پناه آوردن به واژه انتظار هست  ولی انتظار مثل ماده مخدر میمونه و جز توهم و تب
تا عصر که رو هوا بودم
کمی دیراک خوندم و کیف کردم. ولی کم بود. و استرس اين هست که تموم نشه.
رفتم ورزش کردم.
اومدم یکم ازمايشگاه خوندم. نمیدونم 
دو سه رویم عملا براي آز میره و خیلی عقیم
خیلی زیاد
واي بر من که بازم شب امتحانی شدم.
تا پنج شنبه بايد اين دو تا امتحان رو بدم، گزارش هاشون رو بنویسم 
کوانتوم و گروه و هسته‌اي بخونم. و خسته م، خسته.
 
 
روباهِ خسته کنار دریا ايستاد.و به ماهی کوچکی زل زد که می خواست ببلعدش.ماهی کوچک متولد ماهِ دلتنگی بود. سیصد و شصت و پنج بغض در سینه داشت.می خواست از دریا بپرد بیرون.می خواست برود توی چنگال روباهِ خسته اش!باله هايش زخمی بود،چشم هايش کم سو بود،زورش به امواج دریا نمی رسید.روباهِ خسته زل زد به ماهی کوچک تا شايد برگردد.ماهی توی عمق دریا بلعیده شد.روباه، ماهی را نه بخشید.نه توانست فراموشش کند.روباهِ خسته آب دهانش را قورت داد. مثل قلوه سنگی گل
آه خداي من!
از اينهمه نخبه بودن خسته شدم!
تا کی من بفهمم و اطرافیانم نفهمند؟
 
شايد شما هم جزو آدمهايی باشید که چنین نگرشی به دنیاي اطراف خود دارند! تبریک میگویم! شما یک خود نخبه پندار هستید که براي احراز نخبگی خود بايد به نزدیک ترین مرکز احراز نخبگی در محدوده محل ستتان مراجعه بفرمايید.
 به نام اوی من و تو
✔ بگذار تو را آرزو کنم.
گفت: آرزو کن، گفتم: تو ؛ گفت: آرزوهاي بزررررگتر، گفتم: تو .گفت: تاکِی؟!! گفتم: تا روییدن گلهاي رستاخیز!گفت: اما تا آنروز خیییییلی راه مانده،  خسته خواهی شد.گفتم: عاشقی که خسته شود، عاشق نیست. عاشقی که حرف از "نشدن" بزند، به ساحت عشق خیانت کرده است.
ادامه مطلب
بهترین آواي انتظار همراه اول غمگین و شاد جدید 99 همراه با پخش آنلاين کد آواي انتظار همراه اول پرطرفدار همراه اولآوا هاي انتظار پربازدید و همراه اول مخصوص سال ۹۹ و سال ۲۰۲۰ به همراه پخش آنلاين و نحوه فعال کردن و غیرفعال کردن و کد آهنگ آواي انتظار همراه اول همراه اول جدید غمگین با پخش انلاين + بهترین آواي انتظار همراه اول با پخش آنلاين و چگونه کد آواي انتظار همراه اول همراه اول خود را پیدا کنیم در سايت وبلاگ ايران فیلم
کد پیشواز همراه اول عاش
Await Further Instructions 2018 1080p BluRay,دانلود فیلم Await Further Instructions 2018,دانلود فیلم ترسناک,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم در انتظار دستور بعدی 2018 دوبله فارسی,در انتظار دستور العمل هاي بیشتر,در انتظار دستور بعدی,دوبله فارسی,زیرنویس فارسی Await Further Instructions 2018,فیلم Await Further Instructions دوبله فارسی,فیلم سینمايی در انتظار دستور بعدی ۲۰۱۸ با دوبله فارسی,
ادامه مطلب
باران میبارید؟؟
چه فرقی داشت؟! در دل من که میبارید.
هوا گرفته بود؟؟
چه فرقی داشت؟ دل من که گرفته بود.
خسته بودم
از بس برق ها می آمد
و میرفت
از اينکه وسط راه بودم
به شیرینی پايان نگاه میکردم
به تلخی شروع
خسته بودم
دو دل
تنها
در جنون همیشگی ام
سوالی پرسیدم
جوابش را نگفتی
اما فهمیدم
 
خون من چه آبی بود :)
 
آقاي ربات.
خسته شده ام مامان جان. خسته نه از داشتن تو و نه حتی از شب بیداری ها و عصبی شدن هاي آقاي پدر بیچاره ات. مامان جان! من فقط کمی خسته شده ام. همین. بی هیچ کم و کاست. البته نه اين که برخی از رفتار اطرافیان اذیتم نکند نه، بعضی چیزها را می بینم اذیت می شوم ولی نه آن قدری که بخواهم آن ها را اينجا بنویسم. خستگی من مامان جان، فقط و فقط جسمی است. فکر کردن به پايان نامه خستگی ام را بیشتر هم می کند. می دانی چیست؟ در تمام زندگی سعی کردم خرج بر گردن آقاي پدرم نگذارم
خسته ام ?. نه هر‌چه فکرش را میکنم من خسته نیستم .چون کاری انجام نداده ام که به خاطرش خسته شده باشم .احساس تنهايی میکنم?.نه ، احساس تنهايی هم نمیکنم. بی حوصله ام ?.نه ،ینی شايد. حوصله ی درگیری با چیز هايی که دوست ندارم را ندارم .دلتنگم?.اره، من دلم براي خیلی چیز ها تنگ شده .حتی براي چیزهايی که در زندگی ام هرگز نبودند. دلتنگی دلیل خوبی براي بی حوصله بودنه?.من نمیدونم . و فکرم نمیکنم اينطوری باشه دلم خیلی چیزا میخواد ولی هیچکدومو ندارم . ینی هس
+ غصه دارم دیشب احساس خفگی میکردم. کاش همون یه ذره هم حس امید وجود نداشت . یک "براي همیشه "کم داشت تا اخرین مردن. ادم توی برزخ چیکار کنه؟
+"به ظاهر شايد هیچ چیزش نشده بود.اما  در باطن چرا .در باطن چلانده شده بود . چلانده میشد. یک حس گنگ و ناپیدا ، یک گره قدیمی در روح، پرتوی از ان حس کهنه ازارش میداد."
+ همینطور دارم چلانده میشم بی طاقت شدم . شايد دلم شکسته و خودم نمیفهمم.
+" خسته ام ، اين دست ها خسته اند و چرا اينقدر خسته اند؟ دقیق میشوم . دقیق و متمرک
هی سناریو‌  میچینم که چه کاری !کدوم انتقام دلمو خنک می‌کنه ،جیگرمو.هیچی انگار.خدايا میشه یک بار هم که شده به خاطر جشن و پايکوبی و از خوشحالی بریزیم تو خیابونا.
بیا و بزرگی کن همین روزا تشکیل حکومت مهدوی رو جشن بگیریم.خسته ايم.خسته ی تمام کارايی که نکردیم.
برادرم چهارشاخه گل رُز را از حیاط اداره اش چیده و دم ظهر کسل کننده ی پايیزی برايم آورده.بی رمقم،بی انگیزه،خسته و عصبی از اين درس خواندن هاي بی تمرکز اما هر از چند دقیقه یکبار چشمم به اين حجم صورتی روی میزم می اُفته و به خودم نهیب میزنم بخاطر دست هاي خسته اي که ساعت دوی بعدازظهر سرد و کسل کننده ی اين روز پايیزی بی برف بارون اين ها را برات چیده زنده باش.و با قدرت بیشتری نفس میفرستم تو ریه هام.
نمايندگی پیامک صوتی
 
******

آدم بايد یه " تو " داشته باشه
که هر وقت
از همه چی خسته و ناامید بود بهش بگه :
مهم اينه که تو هستی
بیخیالِ دنیا.

پیامک صوتی
 
 
 
******

براي تسخیر چشمان مرد
زیبا بودنتان کافیست
اما از پس قلب و دستانش
تنها یک زن عاقل و مهربان برمی آید
اگر مردتان را تمام و کمال میخواهید
تلاش کنید تا همیشه
آراسته و زیبا و عاقل و مهربان باشید
تبلیغات صوتی
 
******

انتظار
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتی حاصل تصویرش
تو باشی
ارسال پیامک صوتی
 
 
******

ف
نمايندگی پیامک صوتی
 
******

آدم بايد یه " تو " داشته باشه
که هر وقت
از همه چی خسته و ناامید بود بهش بگه :
مهم اينه که تو هستی
بیخیالِ دنیا.

پیامک صوتی
 
 
 
******

براي تسخیر چشمان مرد
زیبا بودنتان کافیست
اما از پس قلب و دستانش
تنها یک زن عاقل و مهربان برمی آید
اگر مردتان را تمام و کمال میخواهید
تلاش کنید تا همیشه
آراسته و زیبا و عاقل و مهربان باشید
تبلیغات صوتی
 
******

انتظار
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتی حاصل تصویرش
تو باشی
ارسال پیامک صوتی
 
 
******

ف
کف ايوان نشسته ام. نسیم خنکی می وزد، برگ هاي درخت خرمالو تکان می خورند. موسیقی عربی دلخواهم را می شنوم و منتظرم که ماه از راه برسد. در حال انتظار ستاره ها را می شمارم؛ یکی، دوتا، سه تا، چهار تا، ده تا. خسته از شمردن  با خواننده زمزمه می کنم: زیدینی عشقاً زیدینی، یا احلی نوباتِ جنونی‌، زیدینی. اين جور وقتها دلم می خواهد زبان عربی را بفهمم. به ماه کامل نگاه می کنم و دوباره زمزمه می کنم: یا احلی نوبات جنونی.
خسته ی عزیز،بعید می دانم اينجا را بخوانی،به تو زنگ زدم و عجیب ترین قسمتش اين بود که گویا بلاک شده ام:)بی آنکه بدانم چرا،عجیب تر اين است که پیام دو ماه پیش من را هنوز سین نکرده اي:)مهم نیست که در کانال شخصیت فعالی و جوابم را ندادی،بهرحال
 
تولدت مبارک،با آرزوی بهترین ها
نام:وحشی
نویسنده:م.قربان پور معروف به خانم تراندویل
تعداد جلد ها:10
1.امپراطوری گرگ ها
2.عشق اهریمن
3.شاهزاده ی خون
4.رايحه ی جهنمی
5.پسر بهشت
6.عقاب هاي آزاد
7.دخمه ی شیاطین(در حال تايپ)
8.در انتظار تايپ
9.در انتظار تايپ
10.در انتظار تايپ
ژانر:اروتیک(صحنه هاي باز)،عاشقانه،هیجانی،ماورائی
خلاصه:داستان از یک دختر نه ساله به نام لوریانس شروع می شود که از روستا و خانواده اش فرار کرده و به جنگل پناه می برد.
نکته:براي درک داستان،بايد مجموعه را به ترتیب از ج
نام:وحشی
نویسنده:م.قربان پور معروف به خانم تراندویل
تعداد جلد ها:10
1.امپراطوری گرگ ها
2.عشق اهریمن
3.شاهزاده ی خون
4.رايحه ی جهنمی
5.پسر بهشت
6.عقاب هاي آزاد
7.دخمه ی شیاطین(در حال تايپ)
8.در انتظار تايپ
9.در انتظار تايپ
10.در انتظار تايپ
ژانر:اروتیک(صحنه هاي باز)،عاشقانه،هیجانی،ماورائی
خلاصه:داستان از یک دختر نه ساله به نام لوریانس شروع می شود که از روستا و خانواده اش فرار کرده و به جنگل پناه می برد.
نکته:براي درک داستان،بايد مجموعه را به ترتیب از ج
سخته که بخواي مـرد باشی،وقتی که زنی.سخته حتی اداشم دربیاری،سخته.خدايا،منتظرم که تو بگی اشتباه ِ.اين انتظار که تا چنددقیقه یا چندساعتِ دیگه میتونه یه انتظار شیرین باشه رو،دارم با توکل به تو میگذرونم.
پ.ن1:انتظار امشب به خیر گذشت.تا چند روز دیگه که.ان شاءاللّه خیرش بیشتر باشه
التماس دعا دوستاي عزیز
میدونی گاهی انگار هیچی نمیدونی گاهی خسته تر از اونی هستی که چیزی بدونی
و گاهی اونقدر نسبت به همه بی حس میشی که بازم نمیدونی داری چیکار میکنی!
خب خودمم خیلی نمیفهمم دارم چی میگم
خسته ام     نه! نیستم خسته نیستم فقط هنگم
راستش زیادی درگیرش شدم وحشتناک بهش اعتیاد پیاده کردم
اينکه 7 صبح تا 8 شب مدرسه ام و 13 ساعت نمیتونم صداشو بشنوم روانی میشم 
به قول مامامنم سال اخری داری گند میزینی
ولی به نظرم وابستگی خیلی هم بد نیست الان که نسبت به همه چی بی حسم ی
‏آخ یه روز بیاد که اجازه ی استفاده اش رو رسما داشته باشم، نه هر از گاهی یواشکی صداي قلب خودمو گوش بدم.یه روز که سوادم انقدری باشه که فقط صداي دوپ دوپ نشنوم. من خسته ام از زندگی پشت کتابها. خسته از شبه علم ها. بالین عزیز، زودتر .!
 
محسن چاوشی صید جگر خسته
دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام صید جگر خسته
Mohsen Chavoshi - Seid Jegar Khasteh
ترانه : مولانا ؛ موزیک : محسن چاوشی ؛ تنظیم : شهاب اکبری
+ متن ترانه صید جگر خسته از محسن چاوشی
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم / زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم
از قند تو مینوشم با پند تو میکوشم / من صید جگر خسته تو شیر جگرخوارم
 

ادامه مطلب
اونقدر خسته بودم هرچی میخوندم توی مغزم نمیرفتبا ح تصمیم گرفتیم بریم سینما یکم استراحت کنیم بعد چند هفته امتحانو فشاراي امتحانی که رومون بود
با اينکه فردا امتحانم داشتیم ولی رفتیم:))
با اينکه تقریبا اکثر بازیگراي خوب رو دور هم جمع کرده بودن توی اين فیلم ولی اصلا اونجور که انتظار داشتم نبود بلکه خیلی بد بود سرو ته که نداشت محتوايی هم نداشت قسمتاي طنزش خیلی کم بود طوریکه یکبار نشد کل جمع حاضر تو سینما بزنن زیر خنده
خلاصه که فقط خستگیمون در شد م
دو تا مطلب در linkedin خوندم که چشمم رو گرفت. با ذکر نویسنده، مطالب رو بازنشر می کنم تا شما هم استفاده ببرید:
اولین متن براي وبلاگ نویس ها بسیار کاربردی است:
"همهٔ نوشته‌ها قابل احترام هستند، یعنی براي خود حرمتی دارند، چه بپسندیم چه نه! اما من براي خودم معیاری در نوشتن دارم. اين‌که اگر روزی کسی در آن‌سوی گیتی بر نگاشته‌هايم نگریست نگوید: "اه، چه موجود حقیری! چه دنیاي کوچکی دارند" از جناب آقاي افشین شفیعی
دومین متن از سرکار خانم تکتم خلوصی هست:
امروز یه تصمیم گرفتم
تا الان فکر میکردم خیلی زن خوبیم و همه چی سرجاشه ولی الان میبینم من براش شازده و صد البته خودم مهمترین کارو نکردممن به زندگیمون حس شادی رو ندادم.اينقدر قالبی فکر میکردم و درگیر اين بودم که چقد خسته و ناکامم و وااي که چقدر مسئولیت دارم که یادم رفته بود مهمترین حسی که بايد به زندگی خودمون دوتا میدادم شادی وحس خوب زندگیه
حس میکنم تا الان داشتم فقط به چشم وظیفه نگاه میکردم به کارهايی که قرار بود صرف نظر از خستگی با عشق ب
 
دوره انتظار مدت زمانی است که شرکت بیمه تعهدی در مقابل بیمه‌گزار ندارد. یعنی از زمانی که بیمه تکمیلی صادر می‌شود تا روزی که پوشش‌هاي بیمه فعال می‌شوند یک وقفه‌اي چند ماهه وجود دارد. اين دوره در بیمه تکمیلی انفرادی قابل حذف نیست. دوره انتظار پوشش زايمان در بیمه سامان 9 ماه، در بیمه SOS و تعاون یک سال است. خدمات پاراکلینیکی هم در طرح خانواده SOS داراي دوره انتظار سه ماهه است.
بیمه درمان تکمیلی انفرادی
من خیلی وقت نیست که رسیدم خونه. اصلا رسیدما اروم گرفتم اينقدر که توی اتوبوس استرس داشتم خیلی بد بود. بیخیال مهم نیست. خیلی خسته ام اما نمیخوام فعلا بخوابم میخوام کار کنم. احتمالا تا یازده صبحم زود بیدارشم که نبايد تو کار کردنم وقفه بیفته. امروز انرژی خیلی زیادی از دست دادم واقعا نشستن توی اون اتوبوس کذايی انرژیمو گرفت. دوست ندارم دیگه بیام و برم :((( دوست دارم ساکن باشم هر جا شد اصلا. همین خسته ام. حوصله ی نوشتنم نمیاد :) :دی 
 
تا من اينو سند کنم س
یه خورده خسته شدم. شايد بگی چه زود. از کار کردن خسته نشدما. از اين که اينقدر کندمو دیر اتفاقهاي خوب نمیفته برام خسته شدم. اين که نا معلوم همه چی برام. شايدم تقصیر خودمه. نبايد منتظر اتفاق خوبی باشم براي خودم. یه خورده عجله دارم واسه افتادن اتفاقی که ثمره ی کار کردنمه. انگار توقع دارم زبان فول باشم. دانشگامو قبول بشم. کتابامو خونده باشم در حالی که خیچ کدوم حالا حالاها زمانش نیست. شايد بايد فقط به امشبم فکر کنم که ببینم انجامشون میدم یا نه. ادم که ه
خب امروز عجب باااارونی بود :) کلاس دومم تشکیل نشد و با شیوا رفتیم کافه . من اسپرسو و کیک خوردم و کللللللی انرژی گرفتم. کلاس شبیه سازی هم که هی بهمون مشق شب میده کلی پروژه و اينا، ولی اوکی میکنمش.
دیگه چیییی؟ اهان امروز خسته خسته بودم و کار نکردم اما فردا حتما همشونو انجام خواهم داد. کتابم انا کارنینا هم که در خال خونندشم. کار پیج تولید محتوامم خوب پیش میره. دیگه همینا.
شکر خداي را از حال خوب و سر شلوغی خوب :)
شعر در مورد انتظار
در اين مطلب از سايت جسارت سعی کرده ايم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد انتظار براي شما تهیه نمايیم.براي دیدن اين اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمايید
تو را در باد گم کرد و به انتظار نشست
و نمی دانست مسافران باد را بازگشتی نیست
شعر در مورد انتظار
نیستی و نمیدانی در انتظارِ تو کاسه ی صبر که هیچ !
صبر کاسه هم لبریز شده !
شعر در مورد انتظار یار
 هر شب که انتظارت را می برم به روز
شرمنده ام که بی تو نفس میکشم هنوز
شعر در مورد انتظار
هیچی بدتر از انتظار نیست . نه انتظار براي آدمی که رفته و نمیدونی که برمیگرده یا نه . اين انتظاری که من امروز دارم با چشماي خیس می‌نویسم ازش فرق داره . انتظارِ اينکه یکی با چهارپايه پلاستیکی بیاد خونه تا بتونی بعد از ۴ روز بری حموم ، انتظار براي اينکه یکی بیاد دستتو بگیره تا بتونی بلند شی و اين و مثانه پر رو برسونی به توالت فرنگی تا تخلیه شه و از شر دل درد رها بشی ، اينکه یکی غذاي بینمک بیاره بذاره جلوت و آب خورش هم کم باشه و منتظر بمونی تا یکی نم
امتحانا وحشتناک سنگین شدن 
یه مغز خسته یه روح خسته تر صبح به زور از تخت پايین میارم کتاب و جزوه ها رو باز میکنم جلوش میگم فکرنکن فقط درس بخون!!
به هیچ چرايی دنیا فکر نمی کنم خودمو غرق میکنم میون اون همه عضله و رگ عروق و اعصاب
به اخرین روزهاي امتحانم نزدیک میشم کلی مبحث دارم که هنوز نبستم امروز میشه گفت طلايی ترین روز من هست براي تموم کردن مباحث 
ولی
دیشب یه خواب  دیدم، خواب تو. 
حداقل تو خوابم ادم خوبه قصه باش!! 
یه خواب میتونه کل روزت رو به افت
کم کم داریم به آخر بازی نزدیک میشیم و من خسته ام خسته تر از همیشه به اهدافی که میخواستم به اين ترم برسم نرسیدم ولی راضیم جون تلاشمو کردم و الان خستم فکر میکنید خستگی چند ماهه با یه روز استراحت از بین میره؟
راضیم ولی یه چیزی درونم میگه خسته نباش ما مجبوریم زندگی کنیم، مجبوریم هر روز بجنگیم، دست خودمون نیست بايد براي بقامون بجنگیم وگرنه نابودی در انتظارمونه. بايد یه گزارش بنویسم ولی اصلا حوصلشو ندارم. تصمیم گرفتم حوزه کاریمو عوض کنم. میخوام بر
{پرسش و پاسخ مهدوی - شماره 34}
 
تعریف لغت و اصطلاحی انتظار چیست؟
 
پاسخ : انتظار در لغت به معناي چشم به راه بودن، دیده بانی، صبر در امور و نوعی امید بستن به آینده است و منتظر به کسی گفته میشود که از وضع موجود و حاضر راضی نیست و براي وضع بهتری در تلاش است.
انتظار در اصطلاح عبارت است از چشم به راهی براي آینده اي که در آن ظلم و ستم و بی عدالتی ها نباشد و جهان از همه زشتی ها رهايی یابد و عدالت در جهان حاکم شود.
انتظار، امید به آمدنِ انسان کاملی است که جها
امروز روزی هست که عاشق شدم 
سه ساله از اين عشق میگذره 
تمام اين مدت انتظار براي یک لحظه دیدن دوباره 
انتظار براي یک بار دیگه صدا کردنت 
هنوز که هنوزه از تو خبری ندارم 
هر روز نگرانی ، دلتنگی 
دلم آرزوی دیدن دوباره ی تو ، تو دلم زندس 
میدونم که روزی تو رو خواهم دید
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب