نتایج پست ها برای عبارت :

کدوم نامرد خبر داده به یارم سیاهپوش اومده بالای مزارم سعید کریمی

دانلود آهنگ شاد جدید مهدی شکوهی يارم اومده
دانلود موزیک جذاب و زیبای يارم اومده جونمو اومده با صدای خواننده ایرانی مهدی شکوهی از وبلاگ بلاگ تونز اماده شنیدن و دانلود است این موسیقی دلنشین در تاریخ 24 ابان ماه 98 منتشر شده است

ادامه مطلب
متن نوحه کشتی به گل نشسته اومده
کشتی به گل نشسته اومده
با حال خسته اومده
توبه شکسته ولی با دل شکسته اومده
ای جانم
تویی راحت و روح و روانم
تویی کشتی امن و امانم
تویی علت هر ضربانم
من لی غیرک حسین حسین حسین
با این که خودم می دونم که بدم
راهم دادی که اومدم
آقا در خونه تو گدایی رو خوب بلدم
ای شاهم
روی دوشمه بار گناهم
خجالت می کشم رو سیاهم
پناهم بده که بی پناهم
من لی غیرک حسین حسین حسین
من بی تو کویر خشک هوسم
پرنده ای در قفسم
مردن برات عشق منه بذار به ع
متن آهنگ یار نامرد از شهرام شکوهیوای از این شبه سرد آخ از این همه درد خنجری به پشتم زده یار نامردناقوسه و زنگ ناموسه و جنگ تا تو تمومه لعنت به نیرنگآره من دیوونم اینو خوب میدونم به تو بستس جونم وایاما من مجنونم که با نامردی هات عاشقت میمونم وای

ادامه مطلب
:)بعد تو محبتمو کلمات قشنگمو پای هرکسی ریختم که بهش نیاز داشت.براشون وقت گذاشتم و کمکشون کردم.نگین.یه بخشی از وجودم بود که فقط پیشکش تو کردم.نمیدونم کدوم بخش.نمیدونم اسمش چیه.یه روزی میرسه که وارد یه رابطه ی دیگه میشی و چقدر میترسم از اون روز.بند بند وجودت مال منه.سهم منه.نه عروسک نیستی.آزادی و منم کاریت ندارم.اما میدونی.فقط یه مرد میتونه غیرت و ترسی که توی رگام می جوشه رو بفهمه!
از سرم مستی گذشت، اما خمارم مانده است،
یادگاری بی بها، یاد بهارم مانده است.
بینوایم، بی دوایم، بی دوای عشق تو،
زخم دل از زخمة تار دوتارم مانده است.
گر نشان از آتش عشق نهان در دل نماند،
یک شرار از سوز دل بهر سگارم مانده است.
پیش جانان م یروم، در جان شراری کو مرا،
پیش من آ، جان من، گر اعتبارم مانده است.
از نبرد و گیر و دار زندگی کردم فرار،
عشق زخمینم ولی در کارزارم مانده است.
گر امیدم ناامید از باغ باور رفته است،
مادر اندیشه عمری انتظارم مانده است.
 ❆ #خبر:عمر خبرهای خوشلحظه ای است ای کاش مابی‌خبر به هم برسیم ❆ #صبح:صبح با روشنی چشم تومی آید هر روزتو بیاای قدمت آغاز هر صبح ❆ #مرگ:مرگ پایان عشق نیستبی شکوقتی که بیاییو دست بکشیبر سنگ مزارمبیدار خواهم شد از مرگ #سعيد_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_سپکو@ZanaKORDistani63سپرای میخانهکانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعيد فلاحی(زانا کوردستانی)https://t.me/sepkomikhanehhttps://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
چرا همه فقط وقتی کارم دارن یادم میفتن؟ بعدش چی؟ قبلش چی؟
چرا انقد سرم درد میکنه؟ چرا حد تموم نمیشه؟ چرا هوا ابریه و بارون نمیاد؟ چرا چشمام درد میکنه؟ چرا امروز باید سه شنبه باشه؟ چرا سه روزه دارم خون دماغ میشم؟ چرا همه چی رو هواعه؟ چرا آخرِ آذره؟ 
کدوم ماه پاییز قشنگ بود؟ کدوم ماه امسال؟ کدوم ماه پارسال؟ کدوم ماه زندگیم؟ هیچکدوم.
+ امروز ستی رو دیدم. همونکه میگفت وقتی دقت میکنم شبیه سنگ کلیه میشم :)
از حاصل عمر به‌هدر رفته‌ام ای ‌دوستناراضی‌ام، اما گله‌ای از تو ندارم
در سینه‌ام آویخته دستی قفسی راتا حبس نفس‌های خودم را بشمارم
از غربت‌ام این‌قدر بگویم که پس ‌از توحتی ننشسته‌ست غباری به مزارم
ای کشتی جان! حوصله کن می‌رسد آن‌ روزروزی که تو را نیز به دریا بسپارم
غزل پُست مدرن بنام نامردِ پیروز ؛ مظلومْ خلاص » از اینجانب پاسبان پارسی »
عذاب روی سَرم خراب شدچیزی به مانند این نیستنامردی بیداد میکنه توو شهرنامرد شخص بَدی نیست؟
×××
وجه مشترک ، منافع و پولشده برای همه مشخصتوی زندگی سَرَک میکشهبنامِ حقِ پاکِ مقدس
×××
بگذار آرام و آسوده باشدشخصِ نامرد مخالفِ هدفآزادی برای او همیشه مهیاستتوی خیابان بار میکند و میکشد عَلَف
×××
مظلوم‌ها چوب سادگی را میخورندبه چی میان آمد این دفتر؟حکایت‌ها همچنان باقی
♪♬♬♪کاشکی بیه می یار ای، چشم بوینم شی یار ره♪♬♬♪
♪♬♬♪قبول کمه شی زار ره، نامرد روزگار♪♬♬♪
♪♬♬♪شهرام فلاح، همش تی وره، شعر تو یاتو، حال خرابه ولا♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دوست، جانا، امان امان امان، های♪♬♬♪
♪♬♬♪تی اسم مثل ستاره♪♬♬♪
♪♬♬♪سوزنه شو دیاره، تی حرف ره یاد ايارمه وقتی تنهایی دارمه♪♬♬♪
♪♬♬♪آروم آروم می دل بویه خون، شو دکتمه بیابون، امان ای یار نادون♪♬♬♪
♪♬♬♪سهم من از ته دلبر بویه ساز و آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪تنهایی
 
خودجوش مردمی همینه که تو مراسم تشییع شهید سردار سلیمانی دیدیم که کل تهران و اهواز و
مشهد و سایر شهرهای ایران بصورت خودجوش ملت آمدند و در سوگ این شهید بزرگوار و همراهانش قدم به این مراسم گذاشتند !
 
نه آن مراسمی که توسط ادارات و سازمان های دولتی و نظامی برای مخالفت به جریان آبان ماه در صدا و سیما نشان داده شد!
برای اینکه بدونید کدوم راست و درست و واقعی بود برین فیلم های امروز و راهپیمایی مردم در آبان ماه رو ببینید !
 
کدوم مراسم با شکوه هر چه ب
 
یه روز، دیگه یادم نمیاد کدوم کتاب رو تو چه سالی خوندم یا برای اولین بار چه سالی به کجا سفر کردم؛ یادم می‌ره به خاطر چی وارد کدوم دنیا شدم. و اون دنیا برای من چی بوده؛ یا حتی چه آرایش حروفی به چشمم قشنگ‌تر اومده. اون روز همه‌ی پسوردهام رو یادم می‌ره!
مثل حالا که جواب اتفاقی رو که نیفتاده یادم رفته.
 
 
پ.ن: یه روزی هم باید بیاد که آدم‌ها و کلمه‌هاشون رو یادم بره.
مثل همه‌ی "سرزمین‌های نزدیک". همه‌چیز Far far away باشه.
 
 
این چن روزی که اینترنت مشکل داشت تا حدی به کارم فشار اومد ولی خب خیلی خودمو درگیر نکردم و سعی کردم از راه های دیگه جبران کنم. ولی امروز واقعا ناراحت شدم
برای ارسال پروژه ای فایل پی دی اف فرستادم . بنده خدا از همدان اومده بود که بگیرتش
باورتون میشه!!!
همدان!
قسمت سخت ماجرا این بود که یه پیشنهاد جدید داشت و باید درست میکردم براش و بنده خدا به خاطر اون مجبوره یه شب رو بمونه تا فردا تحویلش بدم.
خدایا تو کدوم عصر داریم زندگی میکنیم.
 
یه روز، دیگه یادم نمیاد کدوم کتاب رو تو چه سالی خوندم یا برای اولین بار چه سالی به کجا سفر کردم؛ یادم می‌ره به خاطر چی وارد کدوم دنیا شدم. و اون دنیا برای من چی بوده؛ یا حتی چه آرایش حروفی به چشمم قشنگ‌تر اومده. اون روز همه‌ی پسوردهام رو یادم می‌ره!
مثل حالا که جواب اتفاقی رو که نیفتاده یادم رفته.
 
 
پ.ن: یه روزی هم باید بیاد که آدم‌ها و کلمه‌هاشون رو یادم بره.
مثل همه‌ی "سرزمین‌های نزدیک". همه‌چیز Far far away باشه.
 
 
نفهمیدی چقدر دوستت داشتم. چندساله که دارم عذاب میکشم دارم میسوزم هیچکس نفهمید هیچکس ندید تو هم ندیدی نامرد
دیگه نمیکشم بسمه
دیگه نمیخوام به توی نامرد فکر کنم اصلا چرا باید بهت فکر کنم وقتی حاضر نشدی یه کم از اون غرور لعنتیت بگذری
لعنت به خودت و غرورت
ببین چیکارم کردی. من نمیزاشتم اشکمو حتی مادرم ببینه،الان دارم تو خیابون اشک میریزم و از تو مینویسم
کاش به جای این مردم تو این اشکارو می‌دیدی شاید یه ذره میفهمیدی حال خرابمو. 
خسته ام از تو ا
امروز توی ایستگام منتظر بودیم مترو بیاد.یهو یه علی آقایی اومد سمت قسمت خانوما.یه خانومی میشناختش و گفت با لیلا خانوم کار داری؟ اونم گفت اره.
خانومه داد زد لیلا خانوم. علی آقا هم که شرمش میومد بره پیش لیلا خانوم وسط اون همه ادم.همون اول جایگاه بانوان منتظر موند
لیلا خانوم تسبیح به دست داد زد" خوب اومده برو خیالت راحت." والله منم اگ میدیدم کسی با این همه امید اومده سمت جایگاه بانوان چیزی جز "خوب اومده" بهش نمیگفتم
 
#ذوقش رو باید میدیدین
عطیه دیشب میگفت ده ساله دوستیم هنوز نمیدونم کِی سرکار میذاری آدمو کِی مسخره میکنی کِی شوخیه کِی جدیه؛ انقدر طبیعی رفتار میکنی آدم گیج میشه.
میگه این اخلاقت کلافه میکنه ادمو 
نمیدونم باید رو کدوم حرفهات حساب کنم به کدوم بخندم.
نمیدونم دقیقا کجا باید دنبالت بگردم؟ تو کدوم شهر؟ کدوم کوچه؟ کدوم خونه؟
دقت کردی وقتی میخواستم خودمو از چشمت پنهون کنم، دنیا چقدر کوچیک بود و هر جا میرفتم تو زودتر از من اونجا بودی. و حالا که دنبالت می گردم دنیا انقدر بزرگه که می ترسم عمرم کفاف نده همه جاش رو بگردم و پیدات کنم.
دنیای عجیبیه نازنینم.
ما روزهای خوشی داشتیم خیابون گردی های نصف شبانه . زورگیرای پارک و پلیسای خنگ. یادش بخیر خرید بمب و ترقه برای چهارشنبه سوری.یادته هر ماه، م
راز روانشناسی؟
پیش روانشناسم که میرفتم در طی این یک سال یه چیز رو به من یاد دادن، قدرت کنترل احساساتم
کنترل خشم، عصبانیت و حس عشق و شهوت و .
من باید تو یه دفتر تک تک احساساتی که توی روز باهاش مواجهه میشدم رو مینوشتم
تشخیص میدادم کدوم حس عشقه و کدوم شهوت
کدوم خشمه و کدوم عصبانیت
کدوم حس دلتنگیه و کدوم حس ناراحتی
اینطوری کم کم با درون خودم آشنا میشدم
و میفهمیدم کدوم رو باید کنترل کنم و کدوم رو باید آزاد کنم
به عنوان مثال امروز:
من با یه پیام مسخر
امام_رضا_مناجات دین من ایمان من حب‌الرضاست جان من جانان من حب‌الرضاست  نامۀ اعمال من حب‌الحسین م و میزان من حب‌الرضاست  بر روی سنگ مزارم حک کنید خلد من رضوان من حب‌الرضاست  سیر باغ و بوستان خواهم چه کار باغ من بستان من حب‌الرضاست  دل بریدم هم ز غلمان هم ز حور حور من غلمان من حب‌الرضاست  کوثر من مهر زهرا و علی است روح من ریحان من حب‌الرضاست  ای مفسرهای عالم بشنوید معنی قرآن من حب‌الرضاست  دیگر از تاریکی قبرم چه باک مشعل تابا
اینقدر نامرد نباشید!
اینقدر به آسانی دل هارا از خود نرنجانید
لذت میبرید از شکستن دل عزیزانتان؟! شما دیگر چه‌گونه آدم‌هایی هستید!!
به‌ ولله که شما یک پا هنرمندید.هنر می‌خواهد اینگونه ظالم بودن، اینگونه نیش زبان زدن، اینگونه بی رحم بودن!
زندگی کوتاه است.همین زندگی دو روزه را با این اخلاق‌هایتان به عزیزانتان زهر نکنید! چرا خود را اصلاح نمیکنید؟!
دیگر صبر کردن، دَم نزدن هم حدی دارد، گذشتن و بخشیدن هم حدی دارد.
گمان می‌کنید که همیشه اینگونه
وقتی 21سالم بود برای اولین بارتنها سفرکردم.
یک سفردوروزه با دوتا دوست صمیمیم به مازندران.
به روستای فیلبند رفتیم.
واین نقطه عطف یکی از تصمیمات مهم وخوب زندگیم شد.
ابرها ومه وطبیعت برام جذاب بود.
اون بالا که رسیدیم به وجد اومده بودم.
هنوز با یاد اوریش ضربان قلبم بالا میره.
ابرها زیر پام بود و اسمان بالاي سرم
حس فوق العاده  ای داشتم.زبونم بند اومده بود.
خالص ترین هوای عمرمو نفس کشیدم.
ادامه مطلب
گفت: پس گفتی وقتی هشت سالت بوده این اتفاق افتاده؟
سر تکان داد. 
گفت: خب، می‌شه. چهار سال پیش که.
حرفش را قطع کرد: چی می‌گی گیلاس؟ ما الان پونزده سالمونه! چهار؟ مربوط به هفت سال پیشه.
بهت‌زده نگاهش کرد. انگار یکهو هلش داده بودند، شوکه شده بود. پانزده؟ گفت: مگه الان سال دوهزار و شونزده نیست؟
گفت: دیوانه شدی؟ نه! الان دوهزار و بیسته، اوایل دوهزار و بیست.
بیست؟ بیست بیست؟
زمان را گم می‌کرد، گیلاس گم شده بود.
گفت: ولی دمش گرم، از تهران پاشده اومده ا
گفت: پس گفتی وقتی هشت سالت بوده این اتفاق افتاده؟
سر تکان داد. 
گفت: خب، می‌شه. چهار سال پیش که.
حرفش را قطع کرد: چی می‌گی گیلاس؟ ما الان پونزده سالمونه! چهار؟ مربوط به هفت سال پیشه.
بهت‌زده نگاهش کرد. انگار یکهو هلش داده بودند، شوکه شده بود. پانزده؟ گفت: مگه الان سال دوهزار و شونزده نیست؟
گفت: دیوانه شدی؟ نه! الان دوهزار و بیسته، اوایل دوهزار و بیست.
بیست؟ بیست بیست؟
زمان را گم می‌کرد، گیلاس گم شده بود.
گفت: ولی دمش گرم، از تهران پاشده اومده ا
من الان ارکان "مسئولیت "مدنی و "مسئولیت" قراردادی و "مسئولیت" بین المللی و به تبع اون مسئولین سازمان های بین المللی رو قاطی کردم."مسئولین "چرا پاسخگو نیستن؟
کدوم "مسئول" ذی صلاحه در پاسخگویی؟
کدوم مسئول مسئول پاسخگویه!
هی هی هی.
.
مغزم سیماش قاتی شده بهم!
با سلام.
در روز پنجم آگوست سال ۲۰۱۹ خبری بر مبنای اینکه اس ام قراره گروه جدیدی بیرون بده پخش شد و حتی فن میتینگی هم برای این خبر برگزار شد.
اسم این گروهsuper m هست و اعضای اون هر کدوم از هایلات های گروه های مختلف اس ام هستند.که شامل:بکهیون و کای از اکسو*ته یونگ و تمین از آن سی تی ۲۷*همینطور تین و مارک هم از شاینی هست.
برای اعطلاعات بیشتر به ادامه مطلب برید.
ادامه مطلب
ولایت امیر المومنین علیه السلام واجبی که ترک شد
شیخ مفید رضوان الله علیه روایت کرده است:
قال: أخبرنی أبو الحسن علی بن بلال المهلبی قال: حدثنا عبد الله بن راشد الاصفهانی قال: حدثنا إبراهیم بن محمد الثقفی قال: أخبرنا إسماعیل بن صبیح قال: حدثنا سالم بن أبی سالم المصری، عن أبی هارون العبدی قال: كنت أرى رأی الخوارج لا رأی لی غیره حتى جلست إلى أبی سعيد الخدری رحمه الله فسمعته یقول: أمر الناس بخمس، فعملوا بأربع وتركوا واحدة، فقال له رجل: یا أبا سعيدم
یا حسین
 
فصل شکار داره می رسه. اما تو این فصل، من و تو شکارچی نیستیم. شکارچی یکی دیگه است. ما یا شکاریم یا تماشاچی. شکارچی اباعبدالله ه. تا تو کی یه مایه ای ببینه. تا تو قلب کی یه نقطه روشنی ببینه. تا دل کی اونقدر دور و بر کشتی آقا بچرخه تا قلاب سیدالشهدا بالاخره بهش گیر کنه. اندازه "حر" که اگر خون به دل بچه های ارباب ما کرد، اما مایه داشت. اما آزاده بود.
 
فصل شکار آقا داره میاد. همه شکارها هم میان. از لوطی ها و مشتی ها تا مقدس ها نماها و
خانم ص، مسئول آموزش ماست. یک خانم بسیار بسیار منظم و مهربان. دوسال پیش تا حالا هر ترم دوبار به من زنگ زده و اول حال خودمو بچه م رو پرسیده و بعد از اینکه این ترم شرایط دانشگاه و من چیه و باید چکار کنم و کدوم استاد چطوریه و کدوم امتحان با کدوم تداخل داره و. به من اطلاع داده، و در مقابل حواس پرتی و بی نظمی من هیچ رفتاره مارو باش به فکر کی هستیم» گئنه ای ازش ندیدم.
ترم سه که کلی کمکم کرد انتخاب واحدم کان لم یکن بشه و مرخصی برام رد بشه، بدون اینکه من ح
۱-چرا من نمیتونم با اس ام اس پست بزارم هیچ کدوم از پستای بعد از این اخریه که با اس ام اس بوده توی وبم‌نیس:( ییان جان مشکلی پیش اومده؟
۲-من با کمبود فیلم وسریال و کتاب مواجهم میشه چندتا بهم پیشنها‌د بدین:)
۳- فردا امتحان فارماکولوژی دارم دعا کنید خوب بدم
۴- یه سوال از ورزش کارا:trx یا فیتنس؟
۵-اگه قرار باشه از نو شروع کنید بعد از کلیشه شدن همه چیز چه کار میکنید؟چطوری شروع میکنید؟ اگه هدفتون یادتون رفته باشه و یا اینکت دیگه اصلن اون هدف براتون بی م
با شیوع مرض سخت گرانجانی ها
رفت از خاطر مردم ستم  جانی ها
 
خون که ارزان شد ودرسطح خیابان پاشید
وعده دادند به ما وعده ی ارزانی ها
 
وکسی گفت:بیایید که گرگ آمده است
روی آورده تب مرگ به قربانی ها
 
مثل کبریت که برتوده ی باروت افتد
آتش افتاده  به انبار مسلمانی ها
 
آخر از عقده قاجاری مشتی نامرد
داده تاوان همه را دیده ی کرمانی ها
 
ما چهل سال تمام است که سختی داریم
شاخ میزد به همه آنهمه آسانی ها!"!
 
فرصت موج سواریست چه بهتر از این
خاتم مرگ برانگشت سل
دانلود اهنگ محسن لرستانی ملاقاتم اومده مادر پیرم ای خدا
برای امروز در وبلاگ دی ال موزیک یکی از بهترین اهنگ های محسن لرستانی به نام ملاقاتم اومده مادر پیرم ای خدا برای کاربران عزیز اماده دانلود و شنیدن می باشد
متن اهنگ ملاقاتم اومده مادر پیرم ای خدا 
ادامه مطلب
هیچ وقت سریال ستایش را ندیدم اما امشب باتیتراژ پایانش گریه کردم 
الکی ها .الان توانایی این را دارم که باهرچی بزنم زیر گریه 
راست راستش اینه که هیچ وفت روز های خوب نمیرسه .
من راه درست رفتم .سعی کردم مرد باشمنامرد بود من باختم 
گویا چند روز قبل، یکی از سانسورچی های اداره کتاب ارشاد، در پی بحثی که پیش اومده، مجبور شده خودش رو لو بده، یعنی اعلام بکنه که یکی از سانسورچی های ارشاد هست. از لابلای حرف ها و صحبت ها معلوم شده که یک عده از همین نویسنده ها و شاعرهای حکومتی کار بررسی (اعلام نظر درباره) کتاب ها رو انجام میدهند. یعنی کتابهای نویسنده جماعت تحویل این دوستان نامحترم میشه و اونها کتاب رو می خونن ببینند قابل چاپ هست یا نه.
ناگفته پیداست که با چه شیوه ی کثیفی سر و کار دا
اون شب هم نباید با داداشم گرم می‌گرفتم - نباید بیش‌تر از اون چیزی که تو دلم بود بهش می‌گفتم، بیش‌تر از میزانی که برام وقت می‌ذاره براش وقت می‌ذاشتم. 
وقتی مامان بهم گفت که داداش قبل از پرواز به سوئد، پنج دقیقه توی فرودگاه باهاش اسکایپ کرده مدت زیادی ساکت موندم، واقعا برای من مهم نیست که دیگه داداش توی کدوم فرودگاهه، توی کدوم شهر اروپاست. داداش رفته؛ و وقتی هم که بود داداش من نبود - اون برادر کارشه، نه برادر من.
بیمارستان که بودم بچه ها یه روز‌همگی اومدن ملاقاتم، یعنی بخش و گذاشته بودن رو‌سرشونا.هر چی ام‌تذکر‌ میدادم که بابا نصف این بیمارستان منو میشناسن و یه کم آبروداری کنید اصلا حالیشون نمیشد.
چند بارم پرستار اومد تذکر داد ولی دقیقه ساکت میشدن و دوباره شروع میکردن:/ تا اینکه یهو یه دکتر اومد تو اتاق :|دکتر خودم نبود ،تا حالام ندیده بودمش ، اومد و کلی هم احوالپرسی کرد ، معلوم بود منو میشناسه، چون حال عمو رو ازم پرسید ، منم گفتم من باید حالشونو از
مراسم شب اول محرم 1398 - 1441 با نوای کربلایی امیر برومند در هیئت غلامان ابوالفضل علیه السلام کرمان برگزار شد.
 
صوت:
رجز تک . ما لشکره ان
روضه پایانی
زمینه , و هو الکریم ابن الکریم و اخ الکریم و جده خیر الأنام
شور . ای حجت الله الی خلق ارباب
شور . ساقی سقا ماه منیره
شور . پسر عمه حسین دل و جانه حسین
شور . خدا را شکر که رسیدم من به محرم دوباره
شور لطمه زنی . نامرد مردمه کوفه نامرد مردم
واحد . نامه برات نوشتم کوفه در انتظاره
 
فیلم:
رجز تک . ما لشکره س
حاج قاسم سلیمانی سردار اسلام و دلاور و شهیدی تازه نفس که این روز ها اسمش را زیاد می شنویم. این دلاور و شجاع مرد ایران که نام بلندآوازه اش تن هر مستکبر را می لرزاند و پای هر منافق را سست می کند در بخشی از وصیت نامه اش فرموده که دوست دارم مقبره ای ساده و نامی ساده داشته باشم. یعنی روی سنگ مزارم بنویسید سرباز سلیمانی ! دوست دارم در ولایت خودم کرمان به خاک سپرده شوم.
ای سردار دلاور که از تو جز دست ترکش خورده ات چیزی سالم باقی نمانده خون تو بی پاسخ نخو
سبک گروه اینه که هر کی میاد تو گروه اعلام میکنن و بقیه خوشامد میگن.مثل همه جا.
روزی که اومدن من رو اعلام کردن همه استیکر مستیکر گذاشتن اما یه نفر گفت من استادتو میشناسم و خودم هم تازه واردم اینجا. منم دیگه چون قبلش سلام کرده بودم گفتم باز نویز ندم.
اینجا نوشتم که یه پیرمردی رو دیدم اومده تو اسانسور بهم گفته سلام من مایکلم و از فلان شرکت تازه اومدم؟
خوب الان داشتم تو گروه میچرخیدم دیدم اونی که برای من نوشته خوش اومدی و . همیکنه که تو اسانسو
اونایی که ادعا میکنن یار و همراهن.میگن ادم تا زنده است قدر همو بدونه.میگن چرا کانال یکی مثل دلارام بعد از فوتش به ممبرای کانالش اضافه شد؟مرتضی پاشایی چرا بعد از فوتش معروف تر شد؟؟ اونایی که تموم هنرشون انجام یه کارایی برا بزرگداشته یه چیزایی و یه کساییه که دیگه نابود شدن.اونایی که میگن کاش زودتر فهمیده بودم. کاش بودم. اونایی که غلط زیادی میکنن.
اونا کدوم گورین؟؟
نه واقعا میخوام بدونم کدوم گورین ؟!:|
 
 
 
قصد داشتم از کتابخانه، کتابی از شیرکو را بگیرم، متاسفانه نداشت. یک سری به ویکی شیرکو زدم و خیلی از این متن خوشم آمد. البته باب آشنایی با شیرکو را جناب اگیر در گودریدز باز کرد. سپاس
 
از وصیت‌نامه شیرکو بیکس:
 
"نمی‌خواهم در هیچکدام از تپه‌ها و گورستان‌های مشهور شهر به خاک سپرده شوم. اول به خاطر اینکه جای خالی ندارند و دوم اینکه من جاهای شلوغ را دوست ندارم. من می‌خواهم اگر شهرداری شهرمان اجازه دهد پیکر مرا در جوار تندیس شهدای ۱۹۶۳ سلیما
سلام
سوالم از پسرهاست، میخوام ببینم شما چه نشونه ها و علائم و رفتارهایی توی یه دختر ببینید میفهمید که از شما خوشش اومده، یا مطمئن میشید که خوشش اومده ازتون؟ و چه رفتاری از اون دختر ببینید پاپیش میذارید؟
فرض کنید از دختری خوش تون اومده تو یه محیط رسمی مثل سرکار، چیکار میکنید یا چه جوری بهش میفهمونید که دوسش دارید و اینکه چه رفتارهایی از طرف مقابل تون ببینید مطمئن میشید که اونم به شما حس داره؟ 
وقتی فهمیدید که اونم از شما خوشش اومده چه اقدامی
یکی از کیس های سرپایی سوختگی امروز صبح خانومی بود که خودسوزی کرده بود
البته اندیکاسیون بستری داشت ولی خودش رضایت داد و گفت بچه کوچیک دارم نمیتونم بمونم
بیمارستان و بستری نشد ، چرا خودسوزی ؟ و کجاهاش سوخته بود ؟
میگفت شوهرش با چوب! میزده ش!!! و اومده شوهرش رو بترسونه نفت و کبریت میاره که ادا دربیاره
ناغافل آتیش میگیره پاش میسوزه ، داخل ران راستش و روی پای چپش سوخته بودن ، سوختگی
درجه 3 ، چون دیر اومده بود بیمارستان به شدت عفونت کرده بود و با محک
بیزینس کدوم بیزینس؟ کدوم بیزینس؟ (با لحنِ
جیگر در کلاه قرمزی!)
تو این چند هفته‌ای که از برکناری مدیرعامل
شرکت معدنی گل‌گهر می‌گذره، شاید روزی نباشه که به این موضوع فکر نکنم یا راجع بهش
با مدیرم صحبت نکنم! اکثر اوقات یا بغض گلومو می‌گیره یا اشکام جاری می‌شه! خصوصاً
وقتی به قضیه‌ی "پدر" خونده‌شدنش توسطِ کارگراش (و یک شهر) فکر می‌کنم و
پیام‌های پر از عشقی که براش فرستادن وقتی که رفت.
ادامه مطلب
خوب چن تا سوال آورم براتون تا بدونم چه قدر درباره بی تی اس میدونین
خواهشا همه شرکت کنن(جایزه هاتونم محفوظه)
 
1-اولین برد بی تی اس در مراسم بیلبورد آمریکا با کدوم آهنگ بود؟؟؟
 
2- از نظر خود جیمین وقتی میخنده شبیه کی میشه؟؟؟
 
3- چرا طرفدارا به تهیونگ لقب CGV (سینمای سه بعدی)رو دادن؟؟؟؟
 
4- اسم کره ای که برای آهنگ boy with luv انتخاب کرده بودن؟؟؟
 
5-قولی که اعضای بی تی اس به خودشون دادن؟؟؟؟(برای سال 2019)
 
6-کامبک آهنگ boy with luv کجا بود؟؟؟(منظورم اینه که اولین
میپرسه که "خانوم قد مهمه یا سن؟" متوجه سوالش نمیشم و مکث ‌می‌کنم. یکی از ته کلاس میگه "معلومه که سن". بغل دستیش میزنه تو سرش و میگه "قد مهمه داداش". همهمه میفته و هر کدوم نظر متفاوت میدن.‌ آخرش برای ختم داستان مجبور میشم برای این دو گزینه‌ی بی‌ربط به هم، دو سه بند توضیح بدم و تشویقشون کنم به تغذیه سالم و ورزش! چیزی که برام جالبه نظرات عجیب‌ و فانتزی و ذهن بدون چارچوبشونه. آدم بزرگا ذهن باز و روشن و بدون منطق و محدودیت بچه‌هارو به مرور شبیه به خو
آخر همه‌ی حرفا این‌طوری می‌شم که می‌گم یه روز برمی‌گردم و لیسانس ادبیات می‌گیرم اما حالا برای کسی که دنبال یه چیز تازه و وسیعه این انتخاب عاقلانه است؟
انتخاب بر چه اساسی؟تکانشی؟احساسی؟ حتی وابسته؟
به چه امیدی واد دانشکده‌ بشم درحالی‌که حتی مطمئن نیستم آدمایی که الآن می‌خوام به خاطرشون تصمیم بگیرم چقدر قراره بمونن و کجای زندگی من باشن و چه میزان از اون رو اشغال کنن
و آیا این همون چیزیه می‌خوام؟این همون چیزیه که من سال‌ها است وقتی چش
دوش حمام ببین!آب از بالا میاد؛ اما از پایین تنظیم میشه.اینکه اصلا آب بیاد یا نه؛کم باشه یا زیاد؛سرد باشه یا گرم؛به تو مربوط میشه؛تا کدوم شیر بچرخونی؛تا کدوم طرف بچرخونی؛کم بچرخونی یا زیاد؛اصلا بچرخونی یا نه؛همه به خودت ربط داره.
میخوام بگم ماجرای "رزق و روزی" یک چنین ماجرایی است.
رزق ما تو آسمونه؛به همین خاطر قرآن میگه :"فی السماء رزقکم"ولی اینکه فرو بباره یا نه؛ویا کم بباره ویا زیاد؛ به سعی و تلاش مابستگی داره
" لیس للانسان الا ما سعی"
تو همین وبلاگستان یادمه به یه بنده خدایی گفتم شما تو پستتون یه بنده خدای دیگه رو مورد تمسخر قرار دادید برگشت در جوابم گفت عجیبه که بقیه خوششون اومده و به شما برخوردهنگفت حرف من اشتباهه یا درست با گفتن اینکه به من برخورده خواست خودشو راحت کنه واقعا به نظرم حتی اگه دیگران هم خوششون اومده باشه خیلی بیجا کردن که از تمسخر یکی دیگه خوششون اومدهخودشون مگه کی هستن که یه بنده خدای دیگه رو مورد تمسخر قرار میدن؟بدون عیب و نقصنمن نمیدونم چرا این ملت ای
میپرسه که "خانوم قد مهمه یا سن؟" متوجه سوالش نمیشم و مکث ‌می‌کنم. یکی از ته کلاس میگه "معلومه که سن". بغل دستیش میزنه تو سرش و میگه "قد مهمه داداش". همهمه میفته و هر کدوم نظر متفاوت میدن.‌ آخرش برای ختم داستان مجبور میشم برای این دو گزینه‌ی بی‌ربط به هم، دو سه بند توضیح بدم و تشویقشون کنم به تغذیه سالم و ورزش! چیزی که برام جالبه نظرات عجیب‌ و فانتزی و ذهن بدون چارچوبشونه. آدم بزرگا ذهن باز و روشن و بدون منطق و محدودیت بچه‌هارو به مرور شبیه به خو
دیشب که یه نگاهی به دنبال‌کننده‌های وبلاگم انداختم، دیدم تقریبا نسبت آقایون به خانوما ۵۰-۵۰ هست. البته از لحاظ کیفی، به گمانم خانوم‌ها بیشتر این وبلاگ رو می‌خونند.
اما الان می‌خوام یه نظر‌سنجی بذارم که آقایون باید نظر بدن.
نظرات رو هم تا وقتی همه نظر ندن، تایید نمی‌کنم که جواب همدیگه رو نبینید و از روی دست هم تقلب نکنید! انتظار هم دارم که لااقل یه جواب ساده بدید. آهای آقایون دنبال‌کننده!!! خیلی ممنون میشم همکاری کنید!
خب! دو تا سوال هست.
دیشب که یه نگاهی به دنبال‌کننده‌های وبلاگم انداختم، دیدم تقریبا نسبت آقایون به خانوما ۵۰-۵۰ هست. البته از لحاظ کیفی، به گمانم خانوم‌ها بیشتر این وبلاگ رو می‌خونند.
اما الان می‌خوام یه نظر‌سنجی بذارم که آقایون باید نظر بدن.
نظرات رو هم تا وقتی همه نظر ندن، تایید نمی‌کنم که جواب همدیگه رو نبینید و از روی دست هم تقلب نکنید! انتظار هم دارم که لااقل یه جواب ساده بدید. آهای آقایون دنبال‌کننده!!! خیلی ممنون میشم همکاری کنید!
خب! دو تا سوال هست.
عجب .
امروز زنگ ورزش:
وسط بازی یهویی با کله اومدم پایین
از اینجا به بعدشو یادم نمیاد از قول دوستان نقل کردم
مربی ورزش اومده بالا سرم میگه خوبی؟
گفتم: تو کی هستی دیگه؟ برو کنار بذار باد بیاد.
گفته: پس خوبی . و دوباره رفته تو اینستا.
بعد از نیم ساعت تازه کم کم یادم اومده که کجا هستم
لعنت بر اینستا. اون لحظه من یه فاز از برق مغزم پریده بود بعد یارو به جای کمک کردن رفته تو اینستا
 
۱- قبل از این که ویدیویی منتشر بشه که نشون بده دو موشک شلیک شده، توی اینستا از ملت پرسیدم که چرا دم صبح یکی باید از آسمون فیلم بگیره؟ گفتند دو موشک شلیک شده. پرسیدم چطور فهمیدید؟ جوابی نداشتند.۲- به خاطر این سوال، چندین و چند نفر آنفالو یا بلاک‌ام کردن.۳- من فقط سوال پرسیده بودم. اونا حتی تحمل سوال هم نداشتند. گرچه بعضیاشون هم سعی کردن با دلیل بهم ثابت کنند. بعضیاشون هم موفق شدند و منم قبول کردم.۴- اونایی که حتی تحمل یه سوال و تقاضای جواب منطقی -ب
در یکی از روزهای اوایل آبان ماه 1398 در حالیکه من سرکارم بودم ، همسرم بهم زنگ زد و گفت دو تا آبجی هام ( اعظم و نرگس ) گفتن شب برای شب نشینی میایم خونتون . منم گفتم بگو که واسه شام تشریف بیارن . خانمم که از خدا خواسته بود و خوشحال شده بود که آبجی هاش رو دعوت کردم ، گفت باشه و سریع خداحافظی کرد و گوشی رو قطع کرد . ظهر از سرکارم رفتم خونه . ناهار خوردیم خوابیدیم تا ساعت 5 عصر . بعدش رفتم دنبال میوه و شکلات و سفارش شام از رستوران .
 
موز خریدم کیلو 14 هزار توما
حالا هرکی بهم میرسه محکم میپرسه پشیمونی؟ فقط میگم نه. نمیگم چرا(چون نمی‌فهمن).
که يارم اونقدر یاره که اگه صد نفر دیگه مثل ترامپ و هم دشمنم باشن، ترس و لرزی ندارم. دل من دیگه فقط وقتی می‌لرزه که از يارم دور باشم. همین و بس. 
تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من یه آسمون جدایی
اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی که هست
تو بخوای من قانعم
ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه
█اینجاایران است██◀به افق محرم نزدیک میشویم█ای اهل حرم میروعلمدارنیامد█ .دل بی تاب اومده /چشم پر از آب اومده /اومده ماه عزا /لشکر ارباب اومده /لشکر مشکی پوش و های ارباب /شب همه شب میخونن نوحه برای ارباب /جان آقا سَنَ قربان آقا /سیّد العطشان آقا /جان آقا سَنَ قربان آقا /سیّد العطشان آقا .صلی الله علیک یا ثارالله . .کاش امسال محرم به دعای زهرا(سلام الله علیها)خبرآمدن منجی عالم بدهند .
 مرگ در خنده ی بزم بشر است  
 مرگ در سانحه گرگ گرسنه است  
 مرگ در پشت چراغ سبز است 
 مرگ در زاده ی کودک گهی نامرد است 
 مرگ در سفره هفت سین 
 مرگ در خواندن قرآن 
 مرگ در تنگ یک ماهی قرمز نشسته  است به کمین 
 مرگ پشت در می کوبد 
 ساز یک گیتار است 
 مرگ در بیابان دارد بذر گندم می کارد
 مرگ گاهی دارد آبی گوارا می نوشد 
مرگ در ذهن شکوفه جاری است 
 مرگ در فکر کبوتر هوای قفس است 
 مرگ بر ریشه یک کاج تبر می کوبد 
 مرگ در هنجره اقاسی 
 مرگ در روزنه ی ا
[. #چکیده_خبر .] ⭕️حضور امام جمعه آبادان با لباس مبدل برای کمک کردن به مردم بعد از بارون، آب و فاضلاب شهر بالا اومده و به برخی منازل مسی وارد شده، حجت‌الاسلام علی ابراهیم‌پور، امام جمعه شهر هم با لباسی مبدل به کمک مردم اومده. #خبر_خوب با ما "بــه روز" باشیـد | @Rasad_Nama
من و تو مثل همیم خوف میکنن میبیننمونواسمون غلاف بلوف میکنن
رپ کنا منو خیلی دوست ندارنمثل تو که خیابونا جلوت جفت میکنن
بچه ی سینه باتوم و ترساشو
صاف گذاشت تو کمر نامردا بازنده ها رفیق همنتنهایی مبارک برنده ها تنهان
 
داداشت دنیا رو جر میده تر از جیبش حنجرشه سفت وایساده واسه جنگتو میدونی یه دیوار که خودتی پنجرش حیف
 
زمستون هنوز از ترس لی لی میکرد وقتی بهار تنتو نفله میکرداز پشت زدتت الان نه تو کودکی اسلحه اش گلوله رو گریه میکرد
کردن ت
من و تو مثل همیم خوف میکنن میبیننمونواسمون غلاف بلوف میکنن
رپ کنا منو خیلی دوست ندارنمثل تو که خیابونا جلوت جفت میکنن
بچه ی سینه باتوم و ترساشو
صاف گذاشت تو کمر نامردا بازنده ها رفیق همنتنهایی مبارک برنده ها تنهان
 
داداشت دنیا رو جر میده تر از جیبش حنجرشه سفت وایساده واسه جنگتو میدونی یه دیوار که خودتی پنجرش حیف
 
زمستون هنوز از ترس لی لی میکرد وقتی بهار تنتو نفله میکرداز پشت زدتت الان نه تو کودکی اسلحه اش گلوله رو گریه میکرد
کردن ت
بعد چند دقیقه دیدم که کامران فریاد ن همونطور که اسمم و صدا میزم دویید از خونه بیروناروم از پشت درختا اومدم بیرون و رفتم سمت دربا دیدن من اومد جلو ومحکم خوابوند تو گوشمبا چشایی که خالی از هراحساس و سرد سرد بود زل زدم تو چشاش و هیچی نگفتمیه قطره اشکم نریختم خیلی وقت بود تبدیل شده بودم به یک سنگ-کدوم گوری بودی؟-رامو کشیدم و از کنارش رد شدم که دستمو گرفت وبا حرص گفت-گفتم کدوم گوری بودی؟-کور که نبودی ببینی از کدوم گوری دارم میام-دفعه اخرت باشه م
 
1
هیچوقت نمیشه با این بچه ها نخندید
شاد نبود،جیغ و داد نکرد،ازونجایی که جلوی بقیه آروم و بی سرو صدام
امروز آآقای ر میگفتن این صدای کدوم کلاس بود؟با دیدن من گفت کلاس خانم ق که نبوده! خانم ق نبودن، دیگه کدوم اساتید کلاس داشتن؟
که لبخند زدم و گفتم کلاس خودم بود:)
 
2
امروز رفتم پیش بابا،
از نزدیک کار خودشو همکاراشو دیدم
بعضیا و رفتاراشون
و جدا دمشون گرم که انقدر خودداری دارن و درمقابل حتی فحش دادنا آرومن
اونم آدمای زبون نفهم این منطقه جدیدی
 
انالله وانا الیه راجعونمرحومه حاجیه خانم حوا کريمي خالدی (همسرمرحوم حسن کريمي خالدی) مادرهمسر حاج سعيد کريمي خالدی دار فانی را وداع گفت
مراسم تشییع جنازه روز شنبه مورخ ۹۸/۶/۲ساعت ۹صبح از مقابل منزلشان واقع در خیابان گلستانی کوچه محقق برگزار میگردد .
روحش شاد و یادش گرامی
 
یه روز، دیگه یادم نمیاد کدوم کتاب رو تو چه سالی خوندم یا برای اولین بار چه سالی به کجا سفر کردم؛ یادم می‌ره به خاطر چی وارد کدوم دنیا شدم. اون روز همه‌ی پسوردهام رو یادم می‌ره!
مثل حالا که جواب اتفاقی رو که نیفتاده یادم رفته.
 
 
اما نمیدونم از کجا شروع کنم چی رو بگم چی رو نگم چطور بگم 
نمیدونم میشه هنوزم بگم من دیوانه وار عاشقتم
میشه بازم بگم من هنوزم خوابتو میبینم و مجنون شدم رفته
میشه من بازم فریاد بزنم بگم که چقدر از این دنیای نامرد دلگیرم که هیچی از تو قسمت من نشد جز حسرت عشقی عظیم
میشه بگم تمام عمرمو حاضرم بدم ولی یک لحظه نگاهم دریای نگاهتو بنورده
میشه من هنوزم از تو بنویسم
کیمیای زندگی من
دانلود نوحه سید مجید بنی فاطمه به نام کشتی به گل نشسته اومده با بهترین کیفیت در سمفونی ،این نوحه توسط سید مجید بنی فاطمه به نام کشتی به گل نشسته اومده در تهران خوانده شده به مناسبت ایام عزاداری  سبک های : روضه , شور , واحد , زمینه , شعر خوان است. همچنین میتوانید نوحه کشتی به گل نشسته اومده را با بهترین کیفیت از سایت سمفونی دانلود یا به صورت آنلاین گوش دهید.
Download Nuhe Seyed Majid Banifatemeh - Kashti Be Gel Neshaste Omade 
 
دانلود نوحه محرم با کیفیت 320
 
دانلود نوحه محرم با
عصا ره دست های م بورم غریبون ماربمیره های مار بمیره
ناله بزنم من داغ شه جوون مار بمیره های مار بمیره
ارزو به دل مار بمیره
ته تن زیر گل مار بمیره
ته دست حنا مار بمیره
پاک نیه حتی مار بمیره
 
ماه اسمون عمه بمیره
کامیاب مهربون عمه بمیره
بی سر بی زبون عمه بمیره
 
نیشتبیمه نال سر بی سر و صدا 
در بزونه در واره بییه وا
باامه چه خبر بیه جان خدا 
بدیمه گننه کامیاب بمرده
 
پسر ته مامان بمیره تنه داغ ره نوینه
 
ای عجل نامرد بیتی مه جوون
و لباس دامادی همه بیه
تحملم واقعا داره به سر میرسه
فشار زیادی روم هست
واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم
این دختره نامرد هم که همش فقط اذیتم می‌کنه. کاش می‌دونست تنها دلیل زنده موندم اونه
فکر نکنم خوب بشم. ترسناک و ترسناک‌تر میشم. به حدی که حتی منم از خودم می‌ترسم
تمایل زیادی به بعضی چیزا دارم
میگه چرا نمی‌رفتی نظامی نمی‌شدی. اگه می‌رفتم بیشتر تمایل به خشونت پیدا می‌کردم
دستمم بازتر میشد
واقعا برای من سالم نیست
متن آهنگ آهوی دشت :
بیا بریم دشتکدوم دشتهمون دشتی که خرگوش نام دارههای بلهبچه صیاد به پایش دام دارههای بلهبچه صیدم را مزنخرگوش دشتم را مزنخواب خرگوش به خواب یار میماند بلهخواب خرگوش به خواب یار میماند بلهبیا بریم کوهکدوم کوههمون کوهی که آهو نام دارههای بلهبچه صیاد به پایش دام دارههای بلهبچه صیدم را مگیرخرگوش دشتم را مگیرآهوی کوهم را مگیرخال آهو به خال یار میماند بلهخال آهو به خال یار میماند بلهبیا بریم باغکدوم باغهمون باغی که قمری نام 
25 ساله شدم . بر خلاف هر سال ، امسال شب تولدم غمگین بودم . آخرین روز 24 سالگی من با غم همراه بود . هیچ وقت آدم هایی که روز تولدشون خوشحال نبودن رو درک نمی کردم . چون نه از بالا رفتن سن ناراحت میشم و نه می ترسم . 
امسال برای خودم ناراحت بودم . از این که خودم انتخاب کردم که مستقل بشم ، از این که خودم خواستم که کاری رو انجام بدم که دوست ندارم . از این که کارمند بودن رو انتخاب کردم .
اما تولد امسالم کنار کسایی بود که برای من دور هم جمع شده بودن . نه برای خودشو
از ورژن ایرانی هر چیزی بدم میاد
توییتر فارسی هم بیشتر از همه. همش نفرت و ناامیدیه( نمیگم اشتباه میکنن یا چی، دلیل خیلی از این رفتارا منطقیه و ممکنه منم واکنشم همین باشه) ولی نمیخوام این چیزا رو دور برم ببینم یو نو.حس بدی بم دست میده و وحشت میکنم. همشم قضاوته. همش.فرقی نمیکنه مسلمون باشی یا آتئیست، استریت یا گی، زن یا مرد، همیشه تمسخر،قضاوت و تنفر دنبالته
با هیچ کسی نمیتونم همزاد پنداری کنم.چون توی هیچ گروهی پذیرفته نمیشم.باید یا این باشم یا ا
سلامی به بزرگی و تنهایی خدای یلدای بلندفکر کنم تا همینجاش مشخص شده باشه که یلدای امسالم رو تنها تو اتاق خوابگاه گذروندم
نه اینکه کسی نباشه ولی هر کدوم سرشون یه جایی بند بود
یاد عید فطر افتادم
اونجام من بودم و تنهایی
هییییی چه میشه کرد
البته شب بدی نبود 
و من خودم رو با فایلای ذخیره شده برنامه کتاب باز سرگرم کردم که خدایی خیلی چسبید
مخصوصا قسمتی که آقای اردشیر رسمتی اومده بود
انقدر قشنگ و از ته دل از شعرا  و نویسنده ها گفت که منم دلم خوندن و نو
سلام به خوانندگان محترم و با شعور خانواده برتر
بر حسب تجربه های شما عزیزان چند سوال ازتون دارم؛
1- به نظر شما عزیزان فرق بین کتاب و انواع فیلم های مختلف چیه؟
2- هر کدوم، یعنی فیلم و کتاب، چقدر تونستن به شما کمک کنن و کدوم یکی مفید تر میتونه باشه؟
معمولا یه جنگی هست بین کسانی که فیلم بازن و کتاب باز.، میخوام بدونم توی زندگی آدم ها فیلم بیشتر تونسته کمک کنه یا کتاب، بدون هیچ گونه طرف داری نطرات تون رو بگید.
به عنوان مثال محققان میگن کتاب خوندن بهت
خاطرت تخت دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده  دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام خاطرت تخت از ایران پاپ  Download New Music By Mohammad Alizadeh Called Khateret Takht  با متن + بخش آنلاین و دانلود مستقیم
متن آهنگ
این روزا تنها ساکت و بی انگیزه اشکای گرمم به مژه هام آویزه
آخه تو چجوری میری ولی میمونی بی طاقت میشم تو هوای بارونی
مونده تو یاد چقدر خاطره دارم از تو ای داد
وای از اون دل گرفتم در احساساتمو گل
میدونی رفت همه فکر و خیالت خاطرت تخت
دنیا نامرد تو رو گرفت منو تنها تر
 
پیتر دبروگ و اوون گلیبرمن ۲ منتقد سایت سینمایی ورایتی» بدترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ را انتخاب کردند.
 بدترین فیلم‌های سینمایی سال ۲۰۱۹ از نظر پیتر دبروگ و اوون گلیبرمن منتقدان سایت سینمایی ورایتی» در حالی منتشر شد که پیتر دبروگ در صدر فهرست بدترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹، فیلم سینمایی دامبو » ساخته تیم برتون» را قرار داده و اوون گلیبرمن نیز مردان سياهپوش: بین‌المللی» ساخته اف.گَری گِری را بدترین فیلم سال ۲۰۱۹ نامیده است.
پیتر دبروگ ضمن
یه درختچه وسط نیسان آبی در اومده بود وسط خیابون عکس گرفتم:


اینم اخرین اثر هنری دانشجویان آزمایشگاه ما، گمونم کار یکی از خانمای بیکاره:) البته نصف اثر هنری پاک شده! 

اینم اخرین توصیه های بهداشتی پزشکی تو آزمایشگاه که از کدوم شیر آب برداریم! من که میریم همیشه از آبسردکن پرش میکنم:)


راستی یه سوال فنی!!!هرکی بلده راهنمایی کنه این چایی ساز ما وقتی به جوش میاد جاشو خیس میکنه! یعنی زیرش کلا آب میده! باید تعمیرش کنیم یا کلا چایی سازا اخلاقشون هم
این روزا ، وقتی یادت می افتم میگیره این قلبم…
تو خاطره هام دنبال تو میگردم…
با همه میجنگم ، آخ نیمدونی چقدر درد میکنه ای جای خالیت…
دست بردار بیخیال ، دل کندن از تو کار ما نی
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
همش رد میشی از سرم مثه سایه باهامی…
اینجوری نکن با من….
تو که میدونی من چقدر دوست دارم….
نامرد بیا بسیازیم این دیوونه رو با هم…
دوباره با هم…
اینجوری نکن با من
دانلود آهنگ علی یاسینی به نام این روزا
این روزا ، وقتی یادت می افتم میگیره این قلبم…
تو خاطره هام دنبال تو میگردم…
با همه میجنگم ، آخ نیمدونی چقدر درد میکنه ای جای خالیت…
دست بردار بیخیال ، دل کندن از تو کار ما نی
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
همش رد میشی از سرم مثه سایه باهامی…
اینجوری نکن با من….
تو که میدونی من چقدر دوست دارم….
نامرد بیا بسیازیم این دیوونه رو با هم…
دوباره با هم…
اینجوری نکن با من
دانلود آهنگ علی یاسینی به نام این روزا
دمِ صبحی خواب دیدم علی اومده خونمون، یه کیسه آجیل با بادومای قرمز برام خریده بود. رفتم ظرف آوردم، آجیلا رو تو ظرف ریختم. بعد لیلا اومده بود. فرشای هال رو جمع کرده بودم داشتم خونه تی می کردم. لیلا یکی از مبلا رو برام جابجا کرد. گفت اینطوری قشنگتر میشه. بعد زهرا اومد. پشت در خونه وایساده بود. خندون و پرانرژی. تولدش بود. یه کیک خونگی براش پخته بودم. داشتم دنبال شمع میگشتم بذارم روی کیک، تا بعد در رو باز کنم و آهنگ تولد مبارک براش بخونم. تا یادم اف
مث دومینو یهو کار رو سرم هوار میشه!منم که ماشالا کم نميارم.
فقط امیدوارم عمقِ پارگی، به زودیِ زود ترمیم بشه. که اتفاقا در این زمینه تجربه نشون داده که میشه!
 
ولی انصافا بی انصاف نباش آقا یا خانم محترمی که داری باهام حرف میزنی.
هِی میگم نَرههِی میگه بدوش
 
لامصبا منم درک کنین یه ذره.
 
مرسی. عه.
فقط اومده بودم چُس‌ناله. والسلام.
دانلود آهنگ یاسین ترکی دوست معمولی
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * دوست معمولی * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , یاسین ترکی باشید.
دانلود آهنگ یاسین ترکی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Yasin Torki called Dooste Mamooli With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه یاسین ترکی به نام دوست معمولی
دفتر خاطره های تلخو بردار پاره کن بیا دلتنگیامو بردارو مچال کنفکر نبودنت منو میبره به جاهای بد خودمو بی
چهار هزار مرد (نامرد) امیر المومنین علیه السلام را برای بیعت از خانه به مسجد بردند
علامه میرجهانی قدس الله روحه الشریف می‌نویسد:
در روایت بحار است که: عمر بن الخطاب با چهار هزار مرد به در خانه هجوم آوردند که برای بیعت گرفتن حضرت علی علیه السلام را از خانه به مسجد برند، حضرت فاطمه علیها السلام در عقب در، محکم خود را به در چسبانیده بود که داخل خانه نشوند. عمر با پای خود لگدی بر در زد، در کنده شد و بر شکم فاطمه علیها السلام افتاد و محسن او سقط شد. و
کجای این جنگل شب
پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت
پر میکشی چکاوکم
چرا به من شک میکنی
من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و
سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم
نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز
پنهون کنم هق هقمو
گزیه نمیکنم نرو
آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون
بغض نمیکنم ببین
سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه
راهی این سفر نشو
نذار که عشق منو تو
اینجا به آخر برسه
بری توو مرگ من از
رفتن تو سر برسه
گریه نمیکنم نرو
آه نمیکشم بشین
حرف نمی
خوشحالی یعنی وقتی من تشخیص و درمانم درسته و دو اشتباه میگه و از حرص اینکه منه سال پایینی درست گفتم برام کشیک اضافه میزنه.
الان با وجودی که بیشتر 24 ساعته چیزی نخوردم جز قهوه و بیسکوییت ولی خیلی خیلی خوشحالم.اینکه جون مریضو نجات دادم خیلی خوشحالم میکنه.اینکه پرسنل حرف منو قبول میکنن ولی حرف دو رو نه منو برده تو ابرا.خوشحالی اینکه پرسنل اصرار میکنه مریض منو میخوام خودت ببینی نه هیچ سال یک یا حتی سال دو دیگه منو برده تو هوا.
خدایا عاشقتم خیل
همین الان از تماس با مهدی دارم میام :)
یک ساعت پیش دیدم تلگرام پیام داده: "سلام علیک، خوبی؟ . هیچی! انقد بارندگی زیاده، به گوشیم رطوبت خورده! وایساده گوشیم. رفتم تو شعب".
تا پیامش رو دیدم زنگ زدم و زدم و احوال پرسی و گله که کجایی نامرد؟
بیچاره گفت از روزی که اومدم اصلا نتونستم از خونه برم بیرون. میگفت هیچ وقت تو عمرم انقدر تلویزیون ندیده بودم :) 
 
-----
برادرم ساعت نه شب اون حادثه کذایی برگشت خونه! اولش یه دل سیر کتکش زدیم که دیگه از این غلطا نکنه :)))
میدونی مرد؟از یه جایی به بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ریمل و فلان خط چشم و کدوم لباسم با کدوم شالم سِته و وقتی نشستم رو به روش دستمو چجور بذارم زیر چونم و با کدوم زاویه بخندم که بیشتر دلش بلرزه ! قشنگ بودن خوبه ها؛ولی تهِ تهش اونی میمونه که داغون و خسته و لهتم دیده.اونی که تو عرق ریزون تابستون با آرایش ریخته و موهای فر خورده و صورت خیسو کلافه باهاش دوئیدی،باهاش خندیدی،باهاش غر زدی به هرچی گرما و آفتاب کوفتیه و تو برف ریزون زمستون با ص
- نگو نامرد نگو تو پشت منی تو کوه منی با تو زنده شدم، حرفای نیشدار همه رو به جون میخرم فقط تو کنارم باش، محسن این همه زجر کشیدیم تا به اینجا برسیم، دانشگاهت برام خیلی مهمه این همه بهت سخت گرفتم تادیگه طعم این بدبختی رو نچشی.
- ببینم آب دماغت رو که با لباس من پاک نکردی؟
  
باخنده‌ی ثابت روی لبم بهش خیره شدم:
-خیلی لوسی محسن، منو این کارا؟!
محسن بلند خندید وچشمکی زد:
-می‌خوام همیشه این‌طوری لبت رو خندون ببینم.
#کپی‌ممنوع⛔️
مشاهده مطلب در کانا
یه روز ملانصرالدین و دوستش دوتا خر میخرن.دوست ملا میگه: چه طوری بفهمیم کدوم ماله منه کدوم ماله تو؟
ملا میگه خوب من یه گوش خرم رو میبرم اونی که یه گوش داره مال من اونی هم که دو گوش داره مال تو.!فرداش میبینن خر ملا گوش اون یکی خره رو از سر حسادت خورده!!!دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من جفت گوش خرمو میبرم!!!فرداش میبینن بازم قضیه دیروزیه.دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من دم خرمو میبرم!فرداش بازم قضیه دیروزی میشه
دوست ملا با عصبا
در حال حاضر در نمیدونم چه غلطی بکنم ترین حالت زندگی به سر می برم.نمیدونم چه کاری درسته و چه کاری غلط.آقاجون میگفت بیا تو شرکتی که من کار میکنم منشی شو.به دو دلیل گفتم نه.اول اینکه این همه گفتم دارم درس میخونم و ال و بل که تهش برم منشی شم و دوم اینکه چون خود آقاجون اونجاست و آمار لجظه به لجظه قراره به بابا داده بشه.عزیز زنگ زده به موصی که اون بره و اینم باز برام توهین محسوب میشه.چون به خود من زنگ نزدن و به بابا گفتن ولی به ایشون شخصا نظر خودشونو خوا
پیامک اومده برام:
راوی لحظه های شفا باشید در نخستین جشنواره روایت زندگی حرفه‌ای جامعه پزشکی.
ارسال آثار تا 15 آذرماه 
اطلاعات بیشتر و شرکت در برنامه در سایت سازمان نظام پزشکی ایران
+ شاید بگین چرا نمی نویسی؟ باید بگم تهی شده مغزم از هر موضوع! از وقتی نت وصل شده و خبرها رو دیدم، مودم اومده پایین. از قدیم گفتن بی خبری، خوش خبری.
اگر یکی از سوالات زیر سوال شماست :
از هر مبحث فیزیک در کنکور تجربی چند سوال میاد؟
از هر کتاب فیزیک در کنکور تجربی چند سوال میاد؟
چند درصد سوالات فیزیک کنکور مربوط به فیزیک دهم و یازدهمه؟
کدوم مباحث فیزیک بیشتر سوال میاد که برم رو اونا بیشتر کار کنم؟
کدوم مباحث فیزیک کمتر سوال میاد که کمتر تمرکز بذارم روشون؟
کلا از فیزیک چندتا سوال تو کنکور تجربی میاد؟
برای هر سوال فیزیک چقدر وقت دارم تو کنکور؟
تو دفترچه سوالات فیزیک چندمین درسه؟
ترتیب سوالا
.تا خواستم حرفی بزنم
گفت:
" عشق با علاقه به وجود میاد
با محبت نیرو میگیره
با صمیمت همیشه تازه میمونه
 
اما اگه اخلاق دُرس نباشه
عشق پژمرده میشه
کدوم گل میتونه توی شوره راز زندگی کنه؟"
 
مادر سعی کرد ، از شکست نجاتم بده
اما من زمانی فهمیدم
که پل های پشت سرم خراب شده بود.
 
***
نویسنده:ابوالقاسم کريمي
7 مرداد 1398
هیچی بدتر از انتظار نیست . نه انتظار برای آدمی که رفته و نمیدونی که برمیگرده یا نه . این انتظاری که من امروز دارم با چشمای خیس می‌نویسم ازش فرق داره . انتظارِ اینکه یکی با چهارپایه پلاستیکی بیاد خونه تا بتونی بعد از ۴ روز بری حموم ، انتظار برای اینکه یکی بیاد دستتو بگیره تا بتونی بلند شی و این و مثانه پر رو برسونی به توالت فرنگی تا تخلیه شه و از شر دل درد رها بشی ، اینکه یکی غذای بینمک بیاره بذاره جلوت و آب خورش هم کم باشه و منتظر بمونی تا یکی نم
+ متوجه شدم چشم راستم نیمه باز شده و تا ب تا شده چشمام. و من تازه فهمیدم و اصلا هم دلیلشو نمیدونم. میترسم به خاطر عفونت گوشم روی عصب فیشیالم فشار باشه و این تازه شروع bell's palsy باشه. خودمو با فلج نیمه صورتم که تصور میکنم خیلی هم بد نیست. یعنی فرقی هم نمیکنه با الانم. :))
+ تابستون زبان رو مرخصی بودم. کلا speaking ام به زیر 0 میل کرده. اعتماد به نفسم در این زمینه به قهقهرا رفته. تیچر خوب بود و یکم راه افتادم دوباره. دارم خودم رو میابم :))
 
+ یه جمعه عصرا من تع
سیستم گرمایشی و موتور خونه ی ساختمون دیوونه شده امروز .
خونه یخ بسته .به این سرما و برف!
تعمیرکار روز جمعه ای اومد و گفت باید فردا رو هم کار کنه تا درست شه
منم که اتاقم تو حیاطه و بخاری دارم.
قراره امشب اتاقمو اجاره بدم به داداش سرما خورده .۲۰۰ دلار!
والا.
البته
میگه اگه ۲۰۰ دلار داشتم منت تو و اتاق نم کشیده ات رو نمیکشیدم .میرفتم هتل!!!خخخخ
میگم نامرد حداقل ۲۰۰ هزار‌ تومن بده.اتاقمو دارم میدم بهت خودم آواره میشم.میگه تو بگو ۲۰۰ تا ت
 
به مزارم بنویسید که عاشق بوده است از جهانی به خـدا ، مانده و فارغ بوده است ، ننویسید م و زنشان، این همه‌ام بنویسید غلام پسر فاطمه (س) است به یاد بسیجی باصفا کبوتر خونین بال حضرت سیدالشهداء شهید داریوش سعدی (حُر) شهادت بیت‌المقدس۲
یاد کنید شهدا را با صلوات
@zakhmiyan_eshgh 
   امروز بعد از مدت ها، یک جفت کفش مشکی که درزِ چند سانتی کنار لنگه سمت چپش داشت رو بردم پیش کفاش خیابان شهید درویشی(ره) محمودآباد. سید بود. گفته شده بود مشهدیه. ولی خودش گفت مالِ افغانستانم و شهرِ مزار شریف. شاید ۴۰ سال باشه که اومده ایران. عکس پدرش که مرحوم شوده بود را بالاي سرش نصب کرده بود. پیرمردی در لباس دینی و ریش سفید و شالِ سیاه. 
خوب حرف ها و درد دل ها را زد و شنید و آخرِ کار که گفتم چند مزدِِ دست، گفت ۲ تومن !!. کارت کشیدم و یک عکس یادگاری گ
حالا هرکی بهم میرسه محکم میپرسه پشیمونی؟ فقط میگم نه. نمیگم چرا(چون نمی‌فهمن).
که يارم اونقدر یاره که اگه صد نفر دیگه مثل ترامپ و هم دشمنم باشن، ترس و لرزی ندارم. دل من دیگه فقط وقتی می‌لرزه که از يارم دور باشم. همین و بس. 
مدرسه به دلیل بارون شدید(کلا یه کوچولو بود) تعطیله
خب امروزو خوش باشین که فردا درسا سنگینه پدرمون قراره در بیاد
 
بعد کلی تحقیق این خبرو گذاشتم یعنی یکیتون بره مدرسه کشتمش. مدیر میگه تعطیل ینی تعطیل»
اینم سخن مدیر گرام: بچه هاتونو نفرستین من داشتن میرفتم مدرسه جلومو نمیدیدم
 
+الان دیگه تقریبا بند اومده ولی خب حرفیه که زدن پس بخور بخواب (درستم بخون)
بعد از یک ماه تحقیق و بررسی دو کنسول سونی و مایکروسافت، به این نتیجه رسیدم که هر دو خوب هستن اما.
 با چند از دوستام (fattyrider, m030, sheik) بحث کردم که به نظرتون کدوم کنسول بهتره؟
پاسخشون PS4 بود به چند دلیل:
۱. همه پلیف دارن پلیف: پلی + فور»
۲. بازی های اختصاصی پلی استیشن از ایکس باکس بیشتر و بهتره
۳. اکانت هکی
۴. تحریم نبودن ایران
۵. دسته ایکس باکس یه جوریه !!
ولی من قانع نشدم، و خودم بررسی کردم، نتیجه:
۱. ایکس باکس ارزون‌تره
۲. خیلی ارزون تره
۳. برخلاف نظر
الآن که نتایج کنکور اومده، یه معضل بزرگی توی تشخیص رتبه ها هست که تا بوده همین بوده!
زیر یعنی چه، بالا چی میشه، پایین کدومه
ما آخرش نفهمیدیم بالآخره چی به چیه!
بذارید مثال بزنم:
طرف میگه رتبه من زیر هزاره، یعنی چی؟ یعنی کمتر از هزار (999 به قبل)
یکی دیگه میگه بالاي هزار، یعنی چی؟ بیشتر از هزار (1001 به بعد)
خب تا اینجا اوکیه؟
میگن طرف جزو رتبه های بالاي کنکور شده، یعنی چی؟ یعنی رتبه های تک رقمی و دو رقمی.
چرا بالاي هزار، شد بیشتر از هزار، ولی رتبه با
 
افکارم تبدیل شدن به یه باتلاق
خیلی خوبه آدم از اول راهِش رو درست انتخاب کنه و پی ِ ش رو بگیره نکه حالا مثه من تو ندونم کاری هاش غوطه بخوره نمی تونم به یک نتیجه گیری درست برسم تو ذهنم ، احساس میکنم تموم راه هایی که تا الان اومدم اشتباه بوده احساس میکنم حتی یه تصمیم درست هم نداشتم الان واقعا مغزم کشش نمیده نمیدونم چه راهی رو انتخاب کنم ، خستم خستم خستم از اینکه هیچی جواب نداد . هیچی رو درست نرفتم . از هیچ فرصتی درست استفاده نکردم . نمی ت
       یه بارم یکی از بیمارا شروع کرد گریه کردن و دعوا که تو آبروی منو بردی جلوی همسایه هامون و من نمیخواستم مردم مسایل زندگی ما رو بدونن و شما دکتری و چرا اینطوری هستی و فلان. کاشف به عمل اومد که اومده ازمایش بچه اش رو نشونم داده و خب منم گفتم کم خونی داره و قطعا هم تقصیر من بوده که چند نفری، و باهم اومدن توی اتاق ویزیت بشن‌.
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب