نتایج پست ها برای عبارت :

کد اوای انتظار الحمدلله کهع مادرمی

۲ سال پیش در چنین روزی ۲۹ اردیبهشت مشخص شد تا ۱۴۰۰ با ،الحمدلله همانطور که در کف جامعه لمس میکنید تحریم ها برنگشت،به عقب برنگشتیم،سفره ی مردم پهن تر و رنگین تر شد،عزت به پاس و پول ایرانی برگشت،پیاده روها دیوار نشد،تدبیر،امید را در کف جامعه جاری کرد،بازارها الحمدلله پررونق شد،تغییرات ملموس اتفاق افتاد،قلم ها نشکست،آزادی بیان تحقق یافت،از ی ها دور برجام بالاخره حاجت روا شدیم،آب خوزستان الحمدلله تامین شد،جوانان همه سر کار رف
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همگی. ممنون لطف و محبت های بی کران تون هستم. الحمدلله رب العالمین من خوب هستم. از قدیم گفتند بادمجان بم آفت ندارد. خلاصه که این داستان من هم هست. بیماری و گوشواره و النگوهای مربوط بهش هستن :)) ولی مهم نیست. باید زندگی کرد و شاد بود. داستان های زیادی از سر گذروندم این مدت :)) که خب الحمدلله از همه فرازها و فرودها. بهترین اتفاقات این مدت دوره تندخوانی و تقویت حافظه ای بود که رفتم. به کمک تمرینات دوباره جدول ضرب را حفظ کر
  در این پست از سایت غنی فایل دانلود طرح درس پیش دبستانی با موضوع آیه الحمدلله رب العالمین را برای شما قرار داده ایم. دانلود طرح درس پیش دبستانی با موضوع آیه الحمدلله رب العالمین در قالب فایل word وقابل ویرایش آماده خرید و دانلود می باشد.
 
لینک خرید و دانلود
 
در ادامه توضیحات تکمیلی این طرح درس پیش دبستانی را مشاهده می فرمایید.
شماره پست: ۳۲۸٫
تعداد صفحات: ۳ سه صفحه.
فرمت فایل: وردword و قابل ویرایش.
برای دانلود دانلود   طرح درس پیش دبستانی با موض
چرا بعد از عطسه الحمدلله میگوییم ؟!
علت گفتن الحمدلله بعد از عطسه اینست که ضربان قلب در هنگام عطسه متوقف میشود و سرعت عطسه 100کیلومتر در ساعت است و اگر به شدت عطسه کردی ممکن است استخوانی از استخوان هایت بشکند و اگر سعی کنی جلو عطسه را بگیری باعث میشود خون در گردن و سر برگردد و سپس باعث مرگ شود و اگر در هنگام عطسه چشم هایت را باز بگذاری ممکن است از حدقه بیرون بیاید!و برای آگاهی در هنگام عطسه همه دستگاههای تنفسی و گوارشی و ادراری از کار می ایستد و
الحمدلله علی کل حال.الحمدلله علی نعماعه اجمعین.خدایا لطف تو اگر نبود از هلاک شدگان بودم.عین خواب و خیال همه اش از منظر چشمم داره رد میشه.وقتی پیامک نظام وظیفه اومد که مشکین شهر خودتو معرفی کن چطور به فاصله یک هفته تا کنکور دنیا سرم خراب شد.چطور با چشم گریون و بدنی خسته مینشستم پای کتاب و مجبور بودم بخونمشون.چطور دو ماهی که مرخصی گرفته بودم برای کنکور بخونم،ی پام نظام وظیفه بود ی پام دانشگاه قبلی برای توجیه غیبت .آخر سر هم درب و داغون میرسیدم خ
بسم الله الرحمن الرحیمخیلی وقت است که به نفس های شما و معجزه ی دعاهای خیرتان ایمان آورده ام. ماشاءالله لاحول ولا قوة الا بالله .الحمدلله رب العالمین الان در این دو ماه کمی بهترم به فضل خدا و دعاهای مکرر شما. به لطف خدا چکاپ جدید هم گفت که توده ها اندازه شان ثابت مانده و این یعنی الحمدلله اگر همین طوری بمانند مشکل خاصی نیست. مکافات های دانشگاه هم باز تا حدودی گذشت. :) در حال نوشتن صفحات پایانی مقاله ام هستم. امید به خدا که حتما تا قبل از مهلت مقر
گلشن دیداردارد جمعه های انتظار/مجمع ابراردارد جمعه های انتظار/ای خوش آن صبحی که باشدجلوه گاه برفرج/عاشق بسیاردارد جمعه های انتظار/درتکاپوی وصالش صبح وشب آماده باش/زمزم ایثاردارد جمعه های انتظار/اشک چشمان بهاری جاری بامعرفت/شیعه بسیار داردجمعه های انتظار/جمکران حضرت اومملو ازعاشقان/پیرو بیدارداردجمعه های انتظار/ازبر روز ظهورش زمزم آمادگی است/این همه آثاردارد جمعه های انتظار/با بصیرت سوی دریای ولایت پاگذار/ازبرش سرداردارد جمعه های انتظ
گلشن دیداردارد جمعه های انتظار/مجمع ابراردارد جمعه های انتظار/ای خوش آن صبحی که باشدجلوه گاه برفرج/عاشق بسیاردارد جمعه های انتظار/درتکاپوی وصالش صبح وشب آماده باش/زمزم ایثاردارد جمعه های انتظار/اشک چشمان بهاری جاری بامعرفت/شیعه بسیار داردجمعه های انتظار/جمکران حضرت اومملو ازعاشقان/پیرو بیدارداردجمعه های انتظار/ازبر روز ظهورش زمزم آمادگی است/این همه آثاردارد جمعه های انتظار/با بصیرت سوی دریای ولایت پاگذار/ازبرش سرداردارد جمعه های انتظ
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله موسسه حضرت استاد وزیری فرد و حضرت استاد ثقفی به نام بنـیــــاد فرهـــنگ و اندیشــــه انقــــلاب اســــلامی (اینجا) یکی از بهترین موسسات حوزوی در زمینه گفتمان انقلاب اسلامی و تبیین مفهومی الگوی تمدن نوین اسلامی است. الحمدلله داده نگاره های بسیار با کیفیت و وزینی در این موسسه تولید شده است که به جاست طلاب عزیز این اینفوگرافیک ها را همراه داشته و برای تبیین نهضت انتظار و گفتمان انقلاب اسلامی تا تمدن نوین اسلا
بهترین آوای انتظار همراه اول غمگین و شاد جدید 99 همراه با پخش آنلاین کد آوای انتظار همراه اول پرطرفدار همراه اولآوا های انتظار پربازدید و همراه اول مخصوص سال ۹۹ و سال ۲۰۲۰ به همراه پخش آنلاین و نحوه فعال کردن و غیرفعال کردن و کد آهنگ آوای انتظار همراه اول همراه اول جدید غمگین با پخش انلاین + بهترین آوای انتظار همراه اول با پخش آنلاین و چگونه کد آوای انتظار همراه اول همراه اول خود را پیدا کنیم در سایت وبلاگ ایران فیلم
کد پیشواز همراه اول عاش
اگر فردی به طوری سرش را به مهر بکوبد که سرش از مهر برداشته شود اگه غیر عمد صورت بگیرد نماز را باطل نمیکند اما اگر عمدی باشد باعث بطلان نماز میشود. ولی اگر در هنگام ذکر سرش از سجده بلند شود چه عمدی و چه غیر عمد نماز باطل میشود.
 
برای سجده روایات مختلفی نقل است که باید دست چگونه روی زمین باشد. اما معروف ترین آنها طبق روایت از امام صادق (ع) باید دو کف دست روی زمین باشد و اگر انگشت ها هم روی زمین نباشد اشکالی ندارد.
 
در سجده گفتن یک مرتبه ذکر (سبحان ا
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله موسسه حضرت استاد وزیری فرد و حضرت استاد ثقفی به نام بنـیــــاد فرهـــنگ و اندیشــــه انقــــلاب اســــلامی (اینجا) یکی از بهترین موسسات حوزوی در زمینه گفتمان انقلاب اسلامی و تبیین مفهومی الگوی تمدن نوین اسلامی است. الحمدلله داده نگاره های بسیار با کیفیت و وزینی در این موسسه تولید شده است که به جاست طلاب عزیز این اینفوگرافیک ها را همراه داشته و برای تبیین نهضت انتظار و گفتمان انقلاب اسلامی تا تمدن نوین اسلا
میلادباسعادت عقیله العرب قهرمان کربلا حضرت زینب کبری (سلام الله علیها ) برتمام ارادتمندان به آن بزرگوار بویژه پرستاران عزیزمبارک باد
 
قال السجادعلیه السلام :یاعمه الحمدلله انت عالمه غیرمعلمه وفهمه غیرمفهمه
امام سجادعلیه السلام فرمود:عمه جان الحمدلله توعالمه ای هستی که کسی توراتعلیم نکرده است و فهیمه ای هستی که کسی توراتفهیم ننموده است. 
بسم الله الرحمن الرحیم
لحظه های عاشقی لحظه به لحظه به پایان میرسه.
الحمدلله الحمدلله عالی بود امسال
زنده ایم آیا سال دیگه؟؟
یاحسین .
دلمون تنگ میشه
صوت نوشت(+)  و (++)و (+++)
ذکر آخر روضه ها برای تعجیل فرج: امن یجیب المضطر
زیارت نصیبتون
امروز که هشتِ هشتِ نود و هشت باشد؛ -از قضا- اول ربیع‌الاول ۱۴۴۱ هم هست. صاد را اول ربیع‌الاول ۱۴۳۱ با بسم‌الله شروع کردم. آن روز بیست و هفت ساله بودم؛ و حالا سی و هفت را هم رد کرده‌ام. در طول ده سال در ۱۷۰۷ بیش از ۱۷۷۰ یادداشت نوشته‌ام؛ یعنی به عبارتی سالی ۱۷۷ تا؛ یعنی هر دو روز یکی! زندگی را هم -به گواه همین نوشته‌ها- در این سال‌ها دو تا یکی سر کرده‌ام؛ روزی به خوشی و روزی به تلخی؛ الحمدلله.شما که غریبه نیستید؛ دری نیست که در این سال‌ها نکوفت
شاید یکی از سخت ترین کارهای دنیا انتظار هست،من خودم در انتظار ها خیلی صبور نیستم ولی نباید تو زندگی انتظار ها آدم رو نا امید یا از پا در بیارنباید شروع کنی کارهای دیگه انجام دادن و موضوع انتظار فکر نکنی.الان تقریبا 20 روز شده که درخواست برای CAQ دادم و اداره مهاجرت کبک قرار مثلا تو 20 روز کاری این درخواست بررسی کنه، با اینکه برای این درخواست مدارک زیاد نمیگیره و بیشتر یک فرم ساده هست نمیدونم چرا انقدر طول میکشه بررسی کنن.تازه جواب CAQ که بیاد میر
جملات خاص» رهبرانقلاب در نماز بر پیکر سلیمانی»
 
 مقام معظم رهبری در نماز برای شهید قاسم سلیمانی عبارات اختصاصی را به کار بردند. رهبر معظم انقلاب در این نماز عبارت اللهم أدخلهم برحمتک برضوانک، فإنک توفیتهم مخلطین بدمائهم فی سبیل رضاک مستشهدین بین أیدیهم، مخلصین فی ذلک لوجهک الکریم؛ پروردگارا به رحمتت ایشان رابه بهشت داخل کن، تو جان آنها را در حالیکه در راه رضای تو غوطه ور در خونشان شده و به شهادت رسیده و با اخلاص رو به سوی تو بودند، گرف
زن‌ها موجودات عجیبی هستندبیشتر از همه انتظار را می‌فهمندبا انتظار بزرگ می‌شوندلا به لای گرفتاری‌های روزمره‌شانبا انتظار عاشق می‌شوندبا انتظار بچه‌دار می‌شوندبا انتظار پیر می‌شوندیا عاشق نمی‌شوندیا عاشقانه می‌میرندزن‌ها، موجودات عجیبی هستندزن‌ها معنی واقعی انتظارندآن‌ها لایه‌های سخت دوستت دارم را از چهره مردان می‌شویندو به هر تبسمی عاشقانه زندگی می‌دهندانتظار نام دیگر زن استزنی از جنس بودن‌هااز جنس خواستن‌هازنی که از ه
از وظایف مردم و عاشقان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انتظار است. همانطور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: برترین اعمال امت من انتظار فرج است.
طبیعی است که وقتی معشوق از عاشق جدا باشد، عاشق انتظار اورا می کشد، حال که ما ادعای عشق به امام زمان ارواحنا فداه را هم داریم.
پس بیایید واقعا منتظر باشیم. 
بسم الله الرحمن الرحیمروزهای نرم و نارنجی پاییز و گره خوردن شان با ایام شادی و شعف اهل بیتانه بر همه مان مبارک باشد. الحمدلله که خداوند برای ریزش رحمت بی کرانه اش بر قلب و جان شهر و روح مان، بی بضاعت دستان کوچکمان نگاه نمی کند و هوای مان را با دست و دلبازی های مخصوص خودش دارد.گذر این چند روز در خانه کوچکمان از تمام لحظه های این چند ماه سرسبزتر و سریع تر بود. مانند خاطره ی مزه کردن نوشیدنی داغی در میان سوز زمستان کنار محبوب جان و دل. همین قدر دلچس
کسی که به اندازه ی کافی انتظار کشیده استتا ابد انتظار می کشد. و ساعتی فرا می رسد کهدیگر هیچ اتفاقی نمی تواند بیفتد و دیگر هیچ کسنمی تواند بیاید و همه چیز به آخر رسیده استبجز انتظار که بیهوده از خود آگاه است.شاید او به این حال رسیده بود.
+
ساموئل بکت
فایل انتظار موعود در دسته بندی #کامپیوتر در سایت فایل مهم قرار گرفت .
--------------------انتظار موعود
دانلود فایل انتظار موعود
عنوان فایل : انتظار موعود
دسته بندی : کامپیوتر
برچسب ها:
انتظار موعودنام فایل : انتظار موعود
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 11
حجم : 64 کیلوبایت
مقدمهشاید همه ی ما بیش و کم از انتظار، طعمی تلخ و مفهومی دردآور و خاطره ای نخواستنی به یاد داریم. نگاه کردن دائمی به ساعت، قدم زدن و گز کردن عرض کوچه، دیده دوختن به راه و آخر هم خستگی و در
ناهید اینا امروز صبح زود رسیدن.
غروب بعد از دلگیری ها منتظر بودم برن تا یه دل سیر گریه کنم. تا فکر کنم و هی فکر ولی احتمال خیلی زیاد فکرای منفی و ناخوب.
هنوز نرفته بودن و توی چارچوب در بودن ک آجی پیام داد تنهایی؟ تا من بخوام جواب بدم چندبار زنگ زده بود.پشت هم.
اصلا نگران شده بود
بعدش گفت خودت خوبی؟ منم شروع کردم به حرف زدن.
۱۲ تومن تخفیف اسنپ فود داشتم. به آجی می گفتم که بگیرید استفاده کنید. فقط مال امشبه. قبول نمی کرد.
بعدش زنگ زد و گفت ک
طب اسلامی آقای تبریزیان جلسه بیستم
 
خلاصه جلسه ببستم
 
نحوه خوردن آب
خوردن آب به شکل عَب (ریختن آب در حلق) اشتباه و نهی شده است و نحوه صحیح آب خوردن مکیدن آب است. همچنیننباید آب را با یک نفس نوشید و باید دو یا سه مرتبه نوشید
رسول خدا ص: هرگاه کسی از شما آب نوشد و آن را با سه نفس بنوشد: نفس اول شکر خدا است و نفس دوم شیطان دفع می‌شود و نفس سوم: شفا (برای درمان بیماری درون انسان) است.
روایت: شخصی به آب نوشیدن حضرت رسول ص نگاه می‌کردند (چند نوبت): ایشان
یکی از بودن دل شاد است و دیگری در انتظار به دست آوردن. من آن پسر بچه ای هستم که هنوز منتظر است تا بشنود کلاغ قصه ها به خانه رسید یا خیر. در جای ایستاده ام که هیچ چیز نیست حتی آینه و در حالی که به تاریکی خیره شده ام به اعماق این فکر فرو رفته ام، من انتظار چه چیزی را می کشم؟!
- باید عرض کنم هیچ چیز!
+ هیچ چیز؟
- آره
+ امیدوارم همه چی بهتر شود. 
- وقتی تاریکی میاد دیگر در انتظار شب نیستی!
+ اما! نوشته هات میگن در انتظار من هستی.
- تو، تو کیستی؟
+ من! نمی دون
انتظار معقول انسان از دین این است که او را به کمال و سعادت نهایى در دنیا و آخرت رهنمون باشد. این انتظارى است بزرگ که تنها دین مى‏تواند آن را اجابت کند و هیچ جایگزینى ندارد. در کنار این نیاز اساسى و فراگیر، انتظارهاى جزئى‏ترى نیز وجود دارد.
ادامه مطلب
یه وقتا بیرون از خودت دنبال یه چیزی می‌گردی. اما نمی‌دونی چی. یه اتفاق، یا یه نفر، یا یه چیز؛ یه چیز که باید، که قراره حالتو خوب کنه. یه حس انتظار عجیب داری تو هر لحظه. اصلا شایدم ندونی با اون اتفاقه قراره حالت خوب شه یا نه، اما میدونی که منتظر یه چیزی هستی.کاش زودتر پیداش شه، تموم شه این انتظار#آنا_جمشیدی
من از تو بی خبرم؛
این همه انتظار آورده من است برای تو
یا تو برای من؟
تو از من بی خبری؛
این همه پیر شدن را من بیشتر رفته ام
یا تو.
ما از انتظار بی خبریم؛
انتظار فعل است یا زمان؟
با ما می گذرد
با ما می ماند
هرچند برای کسی مهم نیست
اما با ما خواهد مرد؟
ماه می خواند، آسمان می داند و ابر می بارد. در میان ستارگان همهمه است. فریادی از ماه که سکوت را شکسته، سکوت آسمان که سنگین است و زجه ابرها که بی پایان کشیده می شوند. ماه انتظار تنهایی را می خواند، آسمان انتظار تنهایی را می کشد و ابرها انتظار رفته را می گریند.
کیستی؟
ماه در انحنای سکوت شب کوچه؟
آسمانی نشسته بر لب پنجره پرده کشیده؟
یا ابری در تاریکی اتاق چمبره زده؟
و اما پایان نمی دهم بدون تو، زمین. تو در انتظار چیستی؟ نمی دانی؟ ترسم از همین است. پر
98/3/18 بود که تصمیم گرفتم از کارها و اعمالم مراقبه کنم.
به مدت یک هفته انجامش دادم.
هفته دومش ولی . 
ولی بله. کم کاری و غفلت کردم . .
اما خداروشکر که الان می تونم ادامه بدم.
الحمدلله. .
از همین چهارشنبه تا جمعه ، هفته دوم مراقبه ام باشه خوبه.
ان شاء. .
به نام خدای امام رضا علیه السلام:)
 
آرام گرفتم، صبح روز اول است، از طلوع کنارت هستم.
صحن به صحن چشم دوختم به سنگ فرش‌ها
تا برسم به دلبرترین سرا و نگاه و سلام و عرض ادب اولم آنجا باشد.
صحن انقلاب!
سر بلند کردم.
می‌گویند اذن دخول اشک است! من سراپا گریه‌ام، پس اجازه دارم؟
سلام می‌دهدم. 
صدای دعای عهد از بلندگو‌ها بلند می‌شود، همان جا رو به روی ایوان طلا می‌نشینم.
 مثل همه‌ی زائرها، دلم می‌رود برای انعکاس نور طلاییِ ایوان روی دست‌های خودم
خان اول: زایمان [done]
خان دوم: شیر دادن [done]
خان سوم: زردی [ done]
خان چهارم: بازگشت به زندگی و خانه، دوتایی من و پارسا [to do ]
خان پنجم: ختنه! [to do]
.
.
.
 
بیشتر از ۷ تا و این صوحبتاست! و خان های فرعی و کوچیکتر هم زیاد بودن. مثل‌مهمون ها و وضعیت جسمی خودم و .
+ پارسا خوبه الحمدلله ولی خودم، سرماخوردگی و بی خوابی و بی اشتهایی و گرفتگی‌ کمر‌ و .
#حدیث_مهدوی!
امام مهدی از دیدگاه امام حسن عسگری
زعموا انهم یریدون قتلی لیقطعوا نسلی، وقد کذب الله قولهم، و الحمدلله».
پنداشته اند که می توانند مرا بکشند و نسل مرا منقطع سازند، خدا را سپاس، که سخن آنها را دروغ درآورد».
ارشاد المفید/ ص349
بسم الله الرحمن الرحیم ./
آبان هم تموم شد ، امروز اول آذر بود ! من هنوز همونم همونی که اول فروردین اهداف امسالش رو نوشت ! کارهایی که باید انجام بده . دیگه افتادیم تو سراشیبی و این روزای کوتاه تند تند دارن میگذرن که باز بهار بشه . یکم نگرانم که مبادا نتونم به کارهایی که باید تو ۹۸ بهشون میرسیدم برسم !
این روزا خیاطی کودک رو بهتر از قبل پیش گرفتم ، چرخ خیاطیمو دارم کم کم عوض میکنم ، البته که به امید خدا زودتر برسه دستم و پولم نره هوا :( مطالعه م رو د
هزار سال دیگر هم که بگذرد
هزار ضریح مطلا هم که برایت بسازند
ما باز هم برای کهنه پیراهنی که از تو دریغ شد، گریه می‌کنیم.
+مردهای خانه عازم تواند و باز من جاماندم.
+از ما جامانده‌ها چه بر می‌آید جز اینکه دور هم بنشینیم به روضه خوانی و اشک.
+الحمدلله علی کل نعمه
+المستغاث بک یا صاحب امان
ای مرغ بال وپر شکسته تقلا چه می کنیتیری به قلب تو نشسته ،حاشا چه می کنیطوفان حادثه تنیده به غمها وجود توای یار دل خجسته تماشا چه می کنیهر سو به سمت راه نگاه تو می دودبندی به پای تو بسته پر وا چه می کنیاحساس می کنی که رسیدی به حاجتتعشقت طلب زمرغک عنقا چه می کنیبا خستگی به راه طلب می روی چرا؟از آنکه زکوی تو رسته تمنا چه می کنیهر دم به انتظار که ،تو نشستی به انتظاراین کوچه  را به انتظار مهیاچه می کنیبا درد یارسوختی وبه دل پر ز آتشیبا این غم وفراق و
بسم الله الرحمن الرحیم./
امروز توی تلویزیون دیدم میدان ِ انتظار رو ! میدون ِ وسط شهر بود . یه لحظه از ذهنم گذشت کل این دنیا ، میدان ِ انتظار ِ . بی اونکه منتظرش باشیم . همه ی ما منتظر درست شدن اوضاع و اوکی شدن وضع معیشت و اقتصاد و صلح جهان و حل همه ی مشکلاتیم ، بی اونکه حلال اصلی مشکلات رو بشناسیم و برای اومدنش کاری کنیم . حتی دریغ از یه دعای خالصانه :)
+ اللهم عجل لولیک الفرج
+ شماره ی پست :))
هر کسی توی دنیایه گوشه ای نشسته
به انتظار چیزیهر روز و شب نشسته
به انتظار بارونیا انتظار مهمون  
به انتظار خبریا سفر خوش خبر
از بین انتظارهایه انتظار بهتره
انتظار کسی کهاز همه بالاتره
اگه به انتظارهمهدیِ مهربونیم
باید برای آقاآماده تر بمونیم
پاک بکنیم قلبا رواز همه ی بدیها
دور کنیم از ذهنمونشیطون و فکر گناه
اونوقت آقا میادشنعمت میشه فراوون
شاد و خوش وخرمیم  در کنار مهدی مون (آقامون)علیه السلام
کانال ایده های جدید مربیان کودکhttps://eitaa.com/morabik
نعمتیه که با خدا به دست میاد خدا درِ خونه دلتُ می زنه متبرک می کنه دلت رو
با هیچ هیبتی، غیر حضور خودش 
به خونه دلت سر نمی زنه ااین اطمینان و رضایت
 
راهشم اینه که 
ایمان به غیب داشته باشی
چشم سر رو ببندیو
چشم دل باز بشه 
 
الذین یومنون بالغیب الم
 
قبل از ایمان آوردن هم تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم  
بشه تمام زندگیت
الحمدلله رب العالمین رو زندگی کنی
و تا آخر حمد  
 
 
تا برسیم به قافله نعمت داده شده ها  
یا حبیب التوابین
 
اول. بالاخره روز موعود فرا رسید.
دیروز مدیر مدرسه شماره‌ی کارتم را گرفت و پرسید روزانه حقوق می خواهی یا ماهانه؟.و قبل از اینکه من  چیزی بگویم گفت ماهانه رد می‌کنم. اینطور برایت بهتر است، مثلا سیزده روز عید یا هر تعطیلی دیگری هم که اتفاق بیفتد تو باز حقوقت را داری. .
تشکر کردم. و رسماً معلم شدم.
در کوچه ای که از بالا به بلوار قیصر امین پور می‌رسد و از پایین به خیابان کاتوزیان، و شاید این کوچه همان کوچه ای است که قرار بوده
بسم الله الرحمن الرحیم 
الحمدلله و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد و علی آله و صحبه و سلم
أما بعد : حمولة السویط القاطنه فی إقلیم الأهواز (المحمره و الحویزه و الحمیدیه )
تشتهر بعشیرة البوسویط و هکذا تلفظ " بو " بمعنی أن من سویط و هذا لیس فقط حال السویط بل أغلب العشایر و الحمایل فی الأهواز یضاف علی لقب حمولتهم " البو" مثل : البوغبیش ، البوناصر ، البوناهی ،البوبالد و البومحمد و .
بینیمو جراحی کردم یه هفته شد با امروز
اگه این سوالو ازم بپرسید که اگه برگردی به قبل، بازم عمل میکنی یا نه؟
جوابم
صد در صد بله هست.
بله راضی‌ام.
البته یه دلیلش خوب شدن بینیمه
وگرنه اگه راضیه راضی نبودم شاید پنحاه پنجاه میگفتم عمل میکردم.
سخت بود تو این یه هفته. درگیر ذهنی داشتم. اینکه این همه بینیا داغون، چرا من باید عمل میکردم. من که داشتم زندگیمو میکردم.
ولی الحمدلله جوری شد که از تمام حرفام تو این یه هفته پشیمون شدم.
هزار سال منتظر یه اتفاق خوب باش ، عمرا اگه اتفاق بیفته!بعد اتفاق هایی که اصلا احتمالش رو نمیدی بیفته ، چنان طوری از اون بالا میوفته رو مَلاجِت که دیگه نمیتونی راه بری.
یه توصیه برادرانه می کنم بهتون.جزئی از جامعه منتظر نباشید.هیچ کس قرار نیست بیاد . قرار نیست یکی  بیاد و زندگی ما رو گل و بلبل کنه و با انتظار هیچ چیز درست نمیشه.در مواقع سختی ،  یکی از راه های تسکین روح ، پناه آوردن به واژه انتظار هست  ولی انتظار مثل ماده مخدر میمونه و جز توهم و تب
با شروع پاییز، از کدو حلوایی غافل نشوید و به شیوه‌های مختلف به سفره‌تان واردش کنید.
با کدو حلوایی هم میتوانید کیک و چیز کیک درست کنید و به عنوان عصرانه یا برای تغذیه مدرسه بچه‌ها بگذارید. هم می‌توانید سوپ کدو حلوایی تند وتیز با چاشنی کاری بپزید و هم خورش کدو حلوایی یا کدو پلو بپزید. 
+الحمدلله علی کل نعمه
+المستغاث بک یا صاحب امان
از محاسنی که اینجا داره این هستش که  می تونی خونت را هر جور دوست داری بچینی بدون این که نگران قضاوت افراد باشی. مثلا اگه من این امکانو زمان ایران بودنم داشتم جهزیه ام شادتر میخریدم  ولی خب جوری خریدم که تا آخر عمر هم هرچقدر سلیقه ام عوض شد بازم همون بمونه واسم! الان که فعلا بیشتر عمر ازدواجمون با وسایل دست دوم و سومی که اینجا خریدیم سر شد! خداییش چالشه مهاجرت توانایی ها و ناتوانی هات را بدجور به رخت میکشه
 
مثلا من .بی خیال
الحمدلله علی کل حا
از محاسنی که اینجا داره این هستش که  می تونی خونت را هر جور دوست داری بچینی بدون این که نگران قضاوت افراد باشی. مثلا اگه من این امکانو زمان ایران بودنم داشتم جهزیه ام شادتر میخریدم  ولی خب جوری خریدم که تا آخر عمر هم هرچقدر سلیقه ام عوض شد بازم همون بمونه واسم! الان که فعلا بیشتر عمر ازدواجمون با وسایل دست دوم و سومی که اینجا خریدیم سر شد! خداییش چالشه مهاجرت توانایی ها و ناتوانی هات را بدجور به رخت میکشه
 
مثلا من .بی خیال
الحمدلله علی کل حا
بسم‌الله.
سلام!
+

زائرِ رند حاجت‌ش این است:
مرده آید، شهید برگردد.
-آقای احمد بابایی-
پ.ن:عکس را به وقتِ چهلمین روز از آخرین زیارت بچه‌های هیئت گرفتم در نمازخانه‌ی فرزانگان یک. الحمدلله بابت این که خدا به‌مان لطف می‌کند و اجازه می‌دهد که هر از گاهی از این مراسم‌ها راه بیندازیم توی مدرسه. لا موثر فی الوجود الا خودِ تو خداوند. تاثیر بده به کارِ ما :)
Await Further Instructions 2018 1080p BluRay,دانلود فیلم Await Further Instructions 2018,دانلود فیلم ترسناک,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم در انتظار دستور بعدی 2018 دوبله فارسی,در انتظار دستور العمل های بیشتر,در انتظار دستور بعدی,دوبله فارسی,زیرنویس فارسی Await Further Instructions 2018,فیلم Await Further Instructions دوبله فارسی,فیلم سینمایی در انتظار دستور بعدی ۲۰۱۸ با دوبله فارسی,
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
در پس فرودهایمان، امروز بر فراز بودیم. بالاخره بعد از سه ماه بیکاری، خانه را پی کسب روزی ترک کردی! می دانی، پشت سرت وقتی داشتم آیت الکرسی فوت می کردم، بغض و اندوه و دلشکستگی هایم را پشت در جا گذاشتم. خدا کند که راه گم کنند و دل سبکبالم را به حال خود واگذارند.
پ.ن: چه خوب گفتند
پ.ن۲: خیلی خوب بود.
 
الحمدلله علی کل حال .
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اول. آسید ابراهیم خسروشاهی رحمه الله علیه دیدم که می گفت آقای بهجت رحمه الله علیه برایشان تعریف کرده که در بغداد کسی مریض شد (مرحوم آسید ابراهیم احتمال می داد که این شخص، خود آقای بهجت بوده). مریض را به بیمارستان بردند. بیمارستان پرستاری مسیحی داشت که گویا زیبا بود. این آقا اصلا به این پرستار توجه نداشت. روزی پرستار رو می کند به این آقا و می گوید: آقا مگر من زیبا نیستم، چرا به من نگاه نمی کنی؟!
آن آقا گویا فرموده اند که آخر
تا به حال اینقدر شور و شوق برای چیزی نداشتم. اینقدر تلاش برای قانع کردن پدرم نکرده بودم. و حالا بخش اول ماجرا اکی شده. و از ته دلم دارم دعا میکنم ک اون قسمت دوم هم درست بشه و چند ماه دیگ جایی ک فکر میکنم خوشحال خاهم بود باشم:) همچنان ب دعاهای شما شدیدن نیاز مندیم:)
پ.ن: بعد از ارسال درخاست، حسم این بود ک من تلاشمو کردم. جایگاه الانم خوبه و دوسش دارم و برای یه چیز بهتر هم تلاش کردم. دیگ باقی اش دست خداست. ی آرامش نسبی:) الحمدلله!
وقتی داشتم پست ۹۹ این وبلاگ را می نوشتم با خودم گفتم دوست دارم پست ۱۰۰ یه پست با یه محتوای متفاوت باشه و در همون لحظه حدس زدم احتمال میام و می نویسم که اون خانواده ی ایرانی چطور بودن و. اما به صورت کاملا محسوسی به عبارت از یه لحظه دیگت خبر نداری  رسیدم. ما اون روز با دوستان نرفتیم بیرون چون اندکی قبل از قرار دچار لرز شدم و بعد تب و رفتم دکتر اما تبم رفت رو ۴۲ و یه هفته ای به خاطر ذات الریه بستری شدم.
چند روز قبلش شاکی بودم از روتین خسته ام خدا ج
وقتی داشتم پست ۹۹ این وبلاگ را می نوشتم با خودم گفتم دوست دارم پست ۱۰۰ یه پست با یه محتوای متفاوت باشه و در همون لحظه حدس زدم احتمال میام و می نویسم که اون خانواده ی ایرانی چطور بودن و. اما به صورت کاملا محسوسی به عبارت "از یه لحظه دیگت خبر نداری" رسیدم. ما اون روز با دوستان نرفتیم بیرون چون اندکی قبل از قرار دچار لرز شدم و بعد تب و رفتم دکتر اما تبم رفت رو ۴۲ و یه هفته ای به خاطر ذات الریه بستری شدم.
چند روز قبلش شاکی بودم از روتین خسته ام خدا ج
نام:وحشی
نویسنده:م.قربان پور معروف به خانم تراندویل
تعداد جلد ها:10
1.امپراطوری گرگ ها
2.عشق اهریمن
3.شاهزاده ی خون
4.رایحه ی جهنمی
5.پسر بهشت
6.عقاب های آزاد
7.دخمه ی شیاطین(در حال تایپ)
8.در انتظار تایپ
9.در انتظار تایپ
10.در انتظار تایپ
ژانر:اروتیک(صحنه های باز)،عاشقانه،هیجانی،ماورائی
خلاصه:داستان از یک دختر نه ساله به نام لوریانس شروع می شود که از روستا و خانواده اش فرار کرده و به جنگل پناه می برد.
نکته:برای درک داستان،باید مجموعه را به ترتیب از ج
نام:وحشی
نویسنده:م.قربان پور معروف به خانم تراندویل
تعداد جلد ها:10
1.امپراطوری گرگ ها
2.عشق اهریمن
3.شاهزاده ی خون
4.رایحه ی جهنمی
5.پسر بهشت
6.عقاب های آزاد
7.دخمه ی شیاطین(در حال تایپ)
8.در انتظار تایپ
9.در انتظار تایپ
10.در انتظار تایپ
ژانر:اروتیک(صحنه های باز)،عاشقانه،هیجانی،ماورائی
خلاصه:داستان از یک دختر نه ساله به نام لوریانس شروع می شود که از روستا و خانواده اش فرار کرده و به جنگل پناه می برد.
نکته:برای درک داستان،باید مجموعه را به ترتیب از ج
سخته که بخوای مـرد باشی،وقتی که زنی.سخته حتی اداشم دربیاری،سخته.خدایا،منتظرم که تو بگی اشتباه ِ.این انتظار که تا چنددقیقه یا چندساعتِ دیگه میتونه یه انتظار شیرین باشه رو،دارم با توکل به تو میگذرونم.
پ.ن1:انتظار امشب به خیر گذشت.تا چند روز دیگه که.ان شاءاللّه خیرش بیشتر باشه
التماس دعا دوستای عزیز
دو تا مطلب در linkedin خوندم که چشمم رو گرفت. با ذکر نویسنده، مطالب رو بازنشر می کنم تا شما هم استفاده ببرید:
اولین متن برای وبلاگ نویس ها بسیار کاربردی است:
"همهٔ نوشته‌ها قابل احترام هستند، یعنی برای خود حرمتی دارند، چه بپسندیم چه نه! اما من برای خودم معیاری در نوشتن دارم. این‌که اگر روزی کسی در آن‌سوی گیتی بر نگاشته‌هایم نگریست نگوید: "اه، چه موجود حقیری! چه دنیای کوچکی دارند" از جناب آقای افشین شفیعی
دومین متن از سرکار خانم تکتم خلوصی هست:
 
دوره انتظار مدت زمانی است که شرکت بیمه تعهدی در مقابل بیمه‌گزار ندارد. یعنی از زمانی که بیمه تکمیلی صادر می‌شود تا روزی که پوشش‌های بیمه فعال می‌شوند یک وقفه‌ای چند ماهه وجود دارد. این دوره در بیمه تکمیلی انفرادی قابل حذف نیست. دوره انتظار پوشش زایمان در بیمه سامان 9 ماه، در بیمه SOS و تعاون یک سال است. خدمات پاراکلینیکی هم در طرح خانواده SOS دارای دوره انتظار سه ماهه است.
بیمه درمان تکمیلی انفرادی
شعر در مورد انتظار
در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد انتظار برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
تو را در باد گم کرد و به انتظار نشست
و نمی دانست مسافران باد را بازگشتی نیست
شعر در مورد انتظار
نیستی و نمیدانی در انتظارِ تو کاسه ی صبر که هیچ !
صبر کاسه هم لبریز شده !
شعر در مورد انتظار یار
 هر شب که انتظارت را می برم به روز
شرمنده ام که بی تو نفس میکشم هنوز
شعر در مورد انتظار
هیچی بدتر از انتظار نیست . نه انتظار برای آدمی که رفته و نمیدونی که برمیگرده یا نه . این انتظاری که من امروز دارم با چشمای خیس می‌نویسم ازش فرق داره . انتظارِ اینکه یکی با چهارپایه پلاستیکی بیاد خونه تا بتونی بعد از ۴ روز بری حموم ، انتظار برای اینکه یکی بیاد دستتو بگیره تا بتونی بلند شی و این و مثانه پر رو برسونی به توالت فرنگی تا تخلیه شه و از شر دل درد رها بشی ، اینکه یکی غذای بینمک بیاره بذاره جلوت و آب خورش هم کم باشه و منتظر بمونی تا یکی نم
{پرسش و پاسخ مهدوی - شماره 34}
 
تعریف لغت و اصطلاحی انتظار چیست؟
 
پاسخ : انتظار در لغت به معنای چشم به راه بودن، دیده بانی، صبر در امور و نوعی امید بستن به آینده است و منتظر به کسی گفته میشود که از وضع موجود و حاضر راضی نیست و برای وضع بهتری در تلاش است.
انتظار در اصطلاح عبارت است از چشم به راهی برای آینده ای که در آن ظلم و ستم و بی عدالتی ها نباشد و جهان از همه زشتی ها رهایی یابد و عدالت در جهان حاکم شود.
انتظار، امید به آمدنِ انسان کاملی است که جها
امروز روزی هست که عاشق شدم 
سه ساله از این عشق میگذره 
تمام این مدت انتظار برای یک لحظه دیدن دوباره 
انتظار برای یک بار دیگه صدا کردنت 
هنوز که هنوزه از تو خبری ندارم 
هر روز نگرانی ، دلتنگی 
دلم آرزوی دیدن دوباره ی تو ، تو دلم زندس 
میدونم که روزی تو رو خواهم دید
برای اولین بار شنیدم که استغفار با توبه فرق داره! 
چقدر این روزها غرق لذتم از یادگرفتن الحمدلله
فرمودند: استغفاریعنی لحظه ای که ازش گذشتیم رو به خدا می سپاریم تا او با تمام ایمائش خلأهاش رو پر کنه! اینکه پیامبر هم استغفار می کردند بخاطر این بوده که به هرحال انسان بودن محدودیت داره. 
 
و توبه طرح و برنامه برای آینده ست. که انسان در حال با نیم نگاهی به گذشتهو در نظر داشتن آینده بتونه بهتر عمل کنه!
 
من که زبانم الکن است از توضیح کامل جزئیات زیاا
وقتی با نگرانی منتظر تشخیص دکتر هستی، وقتی روزها را می‌شماری تا نوبت گرفتن جواب آزمایش برسد، وقتی پشت در اتاق سیتی اسکن منتظر نوشتن گزارش پزشک نشسته‌ای؛ آرزو می‌کنی به روزهای قبل از این تعلیق و نگرانی برگردی. روزهای ساده‌ای که تمامش به کار و روزمرگی گذشته است. روزهایی که گاهی حوصله‌ات از یکنواختی‌اش سر رفته. روزهای بی خبری و خستگی حتی.
+کاش قدر همین روزهای عادی و معمولی را خیلی بدانیم.
+و قلیل من عبادی الشکور
الحمدلله علی کل نعمه
+الم
حس می‌کنم قلبم داره از هم می‌پاشه، می‌خوام ذهنم رو آروم کنم بتونم بخوابم اما انگار احساس خلا دارم نمی‌تونم نظم بهش بدم. انتظار کشیدن سخته. داغونت می‌کنه. چند تا مسئله باهم پیش اومدن. توی چهار شهر متفاوت. خدا ختم بخیر بشه. خدا این آرامش بعد از طوفان رو روزی‌ام کن. الهی آمین.
پیش زمینه حماسی و احساسی
شب اول محرم 98
هیئت ریحانه الحسین تهران
سید مجید بنی فاطمه
تو عشق آتشین و دل من عاشق ترین
 
(متن و سبک این زمینه زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)
 
 
متن مداحی:
 
 
 
تو عشق آتشین و دل من عاشق ترین
 اسمت رو تا میارم ضربان دلمو  ببین
نفسم به خود تو قسم 
هوسم اینه از قفسم
با نگات به حرم برسم
بی تو بی پناه و بی کسم
ممنون ای عشق که بی قرارم
من اشوبی جز تو ندارم
غرق تو شد روزگارم 
یا ثارالله الحمدلله
 
دلتنگی هام به
در تمام این مدت برای خوشبخت شدنش دعا میکردم. دعامیکردم که جبران بشود شکستن دلی که دست من نبود و خدا خودش شاهد تلاش هایم بود. از اخرین باری که زیر قبه ارباب دعا کردم تا شنیدن خبر ازدواجش زیاد نمیگذرد. خوشحالم؛ برای زوجیت های جدید. برای هر دختر و پسری که عاقبت در کنار یارشان به ارامش میرسند برای ادامه راه زندگی.
اما به هرحال بعضی شبها راحت نمیگذرد. تمام زندگی ات جلوی چشمت می اید. بی انکه بخواهی.
قصه زندگی ما ادم ها قصه تقدیرها و تغییرها، قصه های ع
+حس میکنم بابا کاملا به شکمو بودن من آگاهه!
 
+با اینکه مدتیه هیچ نگاهی به برنامه زیباییم نمیندازم، روتین شبانه‌ام رو کاملا رعایت میکنم، خب خداروشکر.
 
+نماز خوندنم مدتیه خیلی بهتر شده و به دلم بیشتر میشینه الحمدلله. شبا هم معمولا تسبیحات اربعه میگم، عادتیه که از مشهد اوردم :)
 
+شبا با خدا حرف میزنم و اصلا یه لذتی داره که نگو. اگه یه وقتایی حرف نزنم با خدا حس میکنم گم شده ام و آروم و قرار ندارم و همش یه چیزیمه. وقتی حرف میزنم با خدا یهو همه چی خوب
 
در زندگی ممکن است مواقعی پیش بیاید که منفی بودن شما را محاصره کرده است ، رویاهای شما را خفه می کند و امید شما را از بین می برد. وقتی چنین اتفاقی بیفتد ، بسیاری از افراد روز خود را با اشباع منفی و پذیرش آن به عنوان یک روش زندگی می گذرانند. در حالی که شما همیشه نمی توانید آنچه اتفاق می افتد را کنترل کنید ، می توانید نحوه پاسخگویی به آن را کنترل کنید. به دنبال ایجاد یک محیط مثبت برای خود باشید و برای رسیدن به رویاها و اهداف خود انگیزه تر خواهید شد.
چی میشه که وقتی توی جیب یه لباس قدیمی یه اسکناس پنج هزار تومنی پیدا میکنم خیلی خوشحال میشم، درحالیکه نهایتا میتونم باهاش یه بسته پفک بخرم؟ جواب من اینه: انتظار.
انتظارات ما تاثیر خیلی زیادی داره روی نحوه واکنشمون به اتفاقات و شدت این واکنش ها. دارم به انتظاراتم فکر میکنم. به پایه و اساسشون. و بیشتر از همه به انتظار عدالتی که از دنیا دارم. از خودم میپرسم چی باعث شده فکر کنم عدالت چیزی بیشتر از یه مفهوم انتزاعیه که آدم محض دلخوشی خودش ساخته؟ جوا
چقدر منتظر بمانیم؟!
حضرت آیت‌الله ‌ای: به انتظار خارجی‌ها نمیشود ماند برای رفع مشکلات کشور. یک مدّتی منتظر بمانیم به خاطر برجام؛ یک مدّتی به خاطر اینکه ببینیم آیا رئیس ‌جمهور آمریکا آن مهلت سه ماه را که در قراردادِ برجام متأسفانه گذاشتند -وِیوِر- تمدید میکند یا نه؛ یک مدّتی معطّل بمانیم برای اینکه ببینیم برنامه‌ی رئیس ‌جمهور فرانسه چه میشود، خب همه‌اش شد انتظار؛ در حال وجود انتظار، سرمایه‌گذار اقتصادی سرمایه‌گذاری نمیکند،فعّ
امروز روزی هست که عاشق شدم 
سه ساله از این عشق میگذره 
تمام این مدت انتظار برای یک لحظه دیدن دوباره 
انتظار برای یک بار دیگه صدا کردنت 
هنوز که هنوزه از تو خبری ندارم 
هر روز نگرانی ، دلتنگی 
هنوز آرزوی دیدن دوباره ی تو ، تو دلم زندس 
میدونم که روزی تو رو خواهم دید
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده.
بارها غم این کلمات را میان رقص شعله ها دیدم که بی مهابا با باد یکی شدند.
راستی چشم دخترکانی که چشم انتظار روزهای بهترند را دیده ای؟
شبهایی که پایان ندارند را چطور؟
کوله باری از زخم هایی که سالها با خود حمل میکنیم را کجای راه زندگی باید بگذاریم و پرواز کنیم؟
انتظار برای روزهای نیامده بدترین زندگی است که میشود هر انسانی تجربه کند.و امان از رسیدن آن روز.
سالها انتظار برای وصال، دستپاچگی می آورد.ترس می آورد و
الحمدلله در چهارمین روز قهرمون دوباره رسیدیم به مرحله ای که تا اون حد نادیده گرفته بشم که برام بشقاب و قاشقی سر سفره اورده نشه.دفعه قبل این مرحله یک سال طول کشید اخرش به خون ریزی معده و بیمارستان و تزریق خون و شش ماه تو رخت خواب افتادنم رسید.
این بار به کجا ختم بشه الله اعلم
برای ثبت در تاریخ بمونه که دعوا سر چی شروع شد؟
 سر اینکه یادم رفت دکمه ماشین لباسشویی رو بچرخونم.
#دیروز یکی شماره م رو خواست برای معرفی و امر خیر. فعلا ندادم اما همون لحظه ب
دروغ چرا! اول عاشق نوشته هاش شدم، بعد صداش، بعد چشماش، بعد انتظار آمدنش، بعد انتظار حرف زدنش،.
الان دلتنگ نوشته هاش نیستم، دلتنگ نگاهش هستم که از من گرفته شد
دلتنگ گفتن حسی بهت ندارم اما بودن
دلتنگ گفتن من حرفهایم را زدم اما شنیدن
یعنی می آید؟ من در این کنج، دور افتاده از دلی هستم که نمی دانم مرا به صاحبش یاد آوری می کند یا خیر
یا صاحبَ کلّ نجوا
 
ناتانائیل! با تو از انتظار سخن خواهم گفت
من دشت را به هنگام تابستان دیده ام که انتظار می‌کشید،
انتظار اندکی باران.
ناتانائیل! ای کاش هیچ انتظاری در وجودت
حتی رنگ هوس هم به خود نگیرد
بلکه تنها آمادگی برای پذیرش باشد
ادامه مطلب
یارحمان 
اربعین کربلا بودم 
و حالا خواهم نوشت از سفر عشق 
قبل سفر به هیچ کسی نگفتم جز خانواده و اونایی که دیگه بخوای نخوای اطلاع داشتن 
وقتی رسیدم بین الحرمین و دقیقا وسط بهشت بودم 
گفتم حالا وقتشه که بنویسم کربلام  
#الحمدلله 
دلهره ای که ازش حرف میزدم همین بود 
که نکنه دعوت نشم ؟ نکنه نیام کربلا ؟ و نکنه های زیادی . 
خداروشکر که در پناه حسینم علیه السلام 
 
 
یآعلی 
 
 
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
چقدر منتظر بمانیم؟!
حضرت آیت‌الله ‌ای: به انتظار خارجی‌ها نمیشود ماند برای رفع مشکلات کشور. یک مدّتی منتظر بمانیم به خاطر برجام؛ یک مدّتی به خاطر اینکه ببینیم آیا رئیس ‌جمهور آمریکا آن مهلت سه ماه را که در قراردادِ برجام متأسفانه گذاشتند -وِیوِر- تمدید میکند یا نه؛ یک مدّتی معطّل بمانیم برای اینکه ببینیم برنامه‌ی رئیس ‌جمهور فرانسه چه میشود، خب همه‌اش شد انتظار؛ در حال وجود انتظار، سرمایه‌گذار اقتصادی سرمایه‌گذاری نمیکند،فعّ
 
 
 
 
بسماللّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 
 
الحمدللّه‌ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة ‌اللّه فی الارضین.
 
● ظرفیّت بسیج، نشان‌دهنده‌ی توان بسیج برای حضور در بخشهای مختلف کشور
 
خیلی خوش‌آمدید؛ جلسه‌ی امروز حقیقتاً جلسه‌ی بسیار مفید و درس‌آموزی بود و نشان داد
ادامه مطلب
نام:وحشی
نویسنده:م.قربانپور معروف به خانم تراندویل
تعداد جلد ها:10
1.امپراطوری گرگ ها
2.عشق اهریمن
3.شاهزاده ی خون
4.رایحه ی جهنمی
5.پسر بهشت
6.عقاب های آزاد
7.دخمه ی شیاطین(در حال تایپ)
8.در انتظار تایپ
9.در انتظار تایپ
10.در انتظار تایپ
ژانر:اروتیک(صحنه های باز)،عاشقانه،هیجانی،ماورائی،تخیلی
خلاصه:داستان از یک دختر نه ساله به نام لوریانس شروع می شود که از روستا و خانواده اش فرار کرده و به جنگل پناه می برد.
نکته:برای درک داستان،باید مجموعه را به ترتی
نام:وحشی
نویسنده:م.قربانپور معروف به خانم تراندویل
تعداد جلد ها:10
1.امپراطوری گرگ ها
2.عشق اهریمن
3.شاهزاده ی خون
4.رایحه ی جهنمی
5.پسر بهشت
6.عقاب های آزاد
7.دخمه ی شیاطین(در حال تایپ)
8.در انتظار تایپ
9.در انتظار تایپ
10.در انتظار تایپ
ژانر:اروتیک(صحنه های باز)،عاشقانه،هیجانی،ماورائی،تخیلی،تریلر
خلاصه:داستان از یک دختر نه ساله به نام لوریانس شروع می شود که از روستا و خانواده اش فرار کرده و به جنگل پناه می برد.
نکته:برای درک داستان،باید مجموعه را
هوالرئوف الرحیم
شب یازده محرم یعنی عاشورا شب، با مامان اینها رفتیم تعزیه. 
عجیب تعزیه ای بود.
حالم دگرگووون. اصلا وضعی.
فقط مامان بنده خدا نشد بره تو فاز. بخاطر رضوان. مجبور بود هی داستان طور تعریف کنه که هم نترسه، هم زده نشه، هم چیز یاد بگیره.
الحمدلله تاثیرات خوبی از اون شب توش دیدم. حرف زدنش در مورد امام حسین علیه السلام و امام زمان عجل الله داره شکل میگیره. 
خدا توفیقشون بده.
 
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
خدای مهربان شاهده، چند دقیقه بعد از نوشتن مطلب قبلی، اخبار ساعت ۹ ، از آخرین دست‌نوشته سردار گفت.
این کلمات ملکوتی رو فقط کسی می‌تونه نوشته باشه که اهل دیدار حق بوده باشه. اصلا نمی‌شد که کسی اهل سلوک نباشه و حاج قاسم بشه؛ سندش رو هم خدا نشونمون داد.
همه اینها رو ما دلتنگ‌تر و بی‌قرارتر می‌کنه.
* خدا رو شکر بچه‌ها مدرسه‌ان. می‌شه بدون ملاحظه هیچ چیز و هیچ کس ضجه زد برای سردار عارفی که از دست دادیم.
 
الهی لا ت
واکنش مردهای دور و بر موقع خوردن غذای همسر1- مرد همون طوری که لقمه اول به نیمه های زبونش رسیده: خانم. میگم جدیدا دستت لرزش پیدا کرده? یا شاید بازم موقع ریختن نمک ادویه غذا حرفای اقدس خانم از پشت تلفن حواست و پرت کرد?- خانم خونه: :/ :| میگم اصلا این غذا به پرزهای چشایی شما برخوردم کرد?2- مرد که در حال خوردن آخرین قاشق غذاشه میگه: الحمدلله.+ خانم خونه که از لقمه اول به دهان مبارک همسر خیره شده میگه: طعمش خوب بود? خوشمزه بود?- مرد خونه که لقمه اش رو قورت د
الحمدلله قالب جدید تو دهه فجر آماده شد و شیرینی چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب برای ما شیرین تر شد. ان شاءالله زین پس با قالب جدید درخدمتیم و با مطالبی نو و دست اول. باشد که مفید باشد و مورد استفاده قرار بگیرد. اللّهمّ وفّقنا بِما تُحبُّ و تَرضی»
پسرک در گوشه ای به انتظار نشسته بود. روزها و سالها و قرن ها.در انتظاری طولانی .
تا روزی جوانمردی را دید.
جوانمرد گفت که رسیدن تنها در حرکت کردن است. نه در گوشه نشینی و به انتظار نشستن.
و پسرک برخواست تا راهش را آغاز کند. راهی برای رسیدن.
✳️ به‌ندرت پیش مى‌آید که ما بیش از حدِّ توقع و انتظار خود موفق شویم، بنابراین بهتر است که انتظار بهترین‌ها را داشته باشیم. 
انتظارات ما به‌تنهایى، واقعیت را به‌وجود نمى‌آورند؛ بلکه در واقع جهت را براى آن تعیین مى‌کنند.
⁉️ همین امروز، همین هفته و همین ماه انتظار داریم چه چیزى را به‌دست آوریم؟ 
⁉️ انتظار داریم مردم در مورد ما چه بگویند؟ 
انتظارات، اعمال ما را راهنمایى مى‌کنند و زمانى که از انتظارات خود کاملا آگاهیم، مى‌توانیم
انسان مسلمان که به قرآن کریم معتقد است، و آن را، کتاب خدا می داند، و به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم معتقد است و او را پیام آور و وحی می داند، و تعالیم او را تعالیم الهی می شناسد، باید به مهدی (عج)» و انتظار» معتقد باشد، و به آداب انتظار» عمل کند و خویشتن را برای چنان ظهور عظیم، آماده سازد.توجّه و تأمّل در این همه حدیث نبوی و اقوال صحابه و تابعین و این همه راوی و سند و کتاب و تألیف و قول و تصریح و این همه محتوای غنی و مسلّم قرآن کریم، ا
نشستن روی نیمکت فی ایستگاه اتوبوس یک معنی بیشتر ندارد:منتظری.منتظر رسیدن اتوبوس،منتظر آمدنِ دیگری.
امروز من هم وقتی منتظر بودم،وقتی روی یکی از آن نیمکت های سرد،رو به روی تیر چراغ برق نشسته بودم،حواسم کمی بیشتر جمع دنیا شد.انتظار حواس آدمی را جمع می کند!
امروز پرنده ای دیدم که شبیه به دیگر پرنده های دایره ی شناختی ام نبود.سعی کردم سر و شکلش را با چیزهایی که پیش تر خوانده بودم تطبیق دهم تا بلکه به نامی برسم.پرنده روی تیر چراغ برق فرود آمده بو
خدمت دوستان عارضم که در جمعی کارکنان شرکت، به ترتیب روزانه یک صفحه از قرآن به همراه ترجمه تلاوت میشود. روز شنبه گذشته که اربعین حسینی (ع) بود و شرکت تعطیل .فردای اربعین یعنی روز یکشنبه که الحمدلله جمع زیادی از کارکنان شرکت از زیارت امام حسین برگشته بودند صفحه ای که نوبت قرائت بود صفحه 593 یعنی سوره مبارکه فجر بود که تلاوت شد . البته در تفاسیر قرآن کریم این سوره را سوره امام حسین (ع) نام برده اند و ما این تقارن زیبا را در خاطر سپردیم.
بسم الله الرحمن الرحیممیوه اگر زودتر از موعد به دستت برسد کال و نارس است و بابت طعم ناپخته ای که دارد دلت را می زند و تو با وجود همه خوشمزگی هایش قدر و ارزش آن را نخواهی دانست. هر چیزی زمانی دارد، وقتش که برسد، می رسد و شیرینی اش خوب به جسمت می نشیند. باید وقتش رسیده باشد .کتاب ها برای من همیشه همین طورند. با همه کتاب هایم این را بارها چشیده ام، تا زمانشان نرسد مزه شان زیر زبانم کال است و روی دور کند یک جایی مزه کردن شان متوقف می شود.نفس عمییییق
زمان آرام آرام میگذرد و من امروز خودم را مجاب کردم که برای اولین بار بشینم و انتظار آمدن بچشم. خسته از رفتن؟ نه می خواهم ببینم وقتی دست هایم را می گشایم برای آغوش، در مقابل دست های باز شده می بینم. عشق فلسفه عجیبی دارد. باید هزار بار بگویی دوستت دارم تا باور کند اما با یک برگرداندن نگاه، همه چیز را از دست خواهی داد. خواهد آمد؟ بگذار از انتظارم لذت ببرم. اگر نه آمد؟ وقت برای نوشتن زیاد هست، انگار سایه ای از دور داره نزدیک میشه، می بینی؟
امشب وسط روضه هواشو کردم بدجور.یک جنس دلتنگی خاص.گرچه همین یک ساعت پیش تلفنی باهاش صحبت کرده بودم ولی دلم هواشو کرده.نمی دونم حکمتش چیه که وسط روضه حضرت علی اکبر(ع)، آدم هوای باباشو کنه.کاش تهران بود.کاش من اونجا بودم.قطعا لحظه ای در دیدارش تعلل نمی کردم.وسط واحد خوندن حاجی، اینستا رو چک کردم.حسینیه اعظم فیلم دسته فردا رو آپلود کرده.جایی از فیلم با بابا مصاحبه کرده.غربت بده.خوب غربت هم بده.الحمدلله علی کل حال 
دیدن آدمی که در انتظار مرگش نشسته خیلی سخته
امروز رفتم سر تختش و سریع خداحافظی کردم و اومدم
تو ماشین همه ش به این فکر بودم
که چرا بیشتر نگاش نکردم؟
شاید این بار آخر می بود .
اما واقعا دیدن دستای لاغر و بدن ضعیفش که توانایی ت خوردن هم نداشت برام سخت بود
گفتن نهایتا تا ده روز دیگه زنده ست
ده روزی که دو روزش رفته. 
 
 
خدایا خواستی جون منو بگیری یهویی بگیر
من تحملش رو ندارم
نمیتونم رو به قبله به انتظار مرگ بشینم
دوست داشتم وقتی نور گنبدت صورتم را روشن می‌کند و چشمم به پرچمت می افتد، روبه رویت زانو بزنم. دست هایم را به کف حرمت متبرک کنم. چفیه ام را بیندازم روی صورتم و از دست خودم و زندگی که تباه کردم، هق هق گریه کنم و بگویم: ببخش. خوب نیستم که مرا ببینی و حظ کنی. خراب آمدم درستم کنی. شبیه حرف هایی که در خلوت هایم میزدم و تو از افلاک می آمدی پایین. کنارم می‌نشستی و گوش میدادی.
اما نشد. تقصیر کاروان بود یا قلب من قسی شده بود یا شما غصه ها را از قلبم برداشته بو
دیروز داداشم پیام داد که ما شام میایم خونتون.
منم جواب دادم آخ جوون، بعد سه شب بالاخره شام می خورم.
عصری دوباره اس ام اس داد که نمیایم ولی برات شام میارم.
امشب هم اومدن خونمون و کلی غذا درست کردن.
این طوری شد که دیگه من شام دارم.
 
مامان بابام زنگ زدن و گفتن که امشب رفتن سامری.
یاد سفر سال ۹۵ مون افتادم، یک شب و دو روز حرم سامری موندیم و مهمون حضرت صاحب بودیم.
اون موقع با خدا عهد کردم که یک دختر صالح و نیک سیرت بهم بده و اسمشو بذارم نرگس.
از اون جا ش
امروز نمی خوام خیلی بنویسم
تمام توجه ام قبل از جواب به درک سوالیه که میگه:
چطور این همه اصرار در جوامع مدنی وجود داره 
که ثابت قدم باشیم، در حالی که هیچ چیز ثابت نمیمونه؟
چطور میشه انتظار داشت در جهانی مملو از تضاد همیشه
یکسان عمل کرد؟
چی شد که ثبات رفتاری این همه ارزشمند شد؟
در خالی که هیچ دو موقعیتی تو زندگی یکسان نیست
و نمیتونه عکس العمل یکسانی هم انتظار داشت؟
شاید این سوالا شروع باز تعریفی دیگه باشه !!
 
 
ما آدم‌های ضعیف، در شرایط مزمن مشاهدهٔ رفتارهای غلط جمعی و در سایهٔ صبر و سکوت پروردگار عالم، کم‌کم به بیخیال، مگه چی می‌شه؟»های زیادی عادت می‌کنیم. اما خداوند دوستمان داشته که محب شما اهل بیت هستیم و در موقعیت‌های زمانی مختلف، به بهانه‌های گوناگون، کلام و منشتان را مرور می‌کنیم. ادب و بندگیتان در برابر پروردگار، مفاهیم والای انسانی در فرمایشات و منشتان و اعتقاد راسختان به فرمان‌های پروردگار عالم، در میانهٔ همهٔ این ابتلائات، دوب
آرزویم سربلندی تمام کودکانی است که به من سپرده می شوند.تلاش می کنم که بتوانم از همه ی استعدادها و توانایی های آنان نهایت استفاده را بکنم.در خم یک کوچه نمانم. به فرزندانم بال و پر بدهم. آن ها را پرواز دهم واجازه ندهم که آن ها بمانند و بمانند.

کوله بارم را پر میکنم از توکل بر خدا چشمانم را لبریز میکنم از امید به فردادستانم را پر میکنم از انرژی های فراوان در انتظار صدای خنده های بچه ها می نشینم در انتظار مهردر انتظار مهربانی
و ما بالاخره گچ آبی دست علی رو باز کردیم! اونم درست زمانی که تازه با گچ دستش رفیق شده بود و تازه پی برده بود که اگه با سرعت صدکیلومتر بر ثانیه هم دستش رو روی شیئی بکوبه، دردش نمیاد، هرچند جسم مقابل پودر بشه!
یعنی دیگه این آخریا نزدیک بود خودمون بریم بیمارستان سرو کله ی شکسته مون رو گچ بگیریم از بس فرت فرت گچ آبیش رو کوبوند تو سر و فرق و دماغ و چش وچارمون! (ایشون ابراز محبتش این شکلیه که میره عقب، و سپس با سرعت قرقی خودشو پرت میکنه روی فرد مورد لطف!
+ تا نصفش رفتم، به شدت درگیرکننده است، گاهی اصلا متوجه گذر زمان نمیشم :)
+ تا چند روز دیگه وارد سه ماهه سوم میشم. حالم خوبه خدا رو شکر البته اگر نوسانات خلقی، حساسیت و زودرنجی هامو فاکتور بگیریم! سعی میکنم خودمو شاد نگه دارم. ولی بعضی وقتا انحراف فکرم به مسائل خوب و مثبت واقعا سخت میشه.
+ از سیسمونی فقط سفارش تخت مونده. بقیه چیزا الحمدلله خریده شد :جیغ دست هورا 
+ باهاش حرف میزنم، اسمشو صدا میکنم ولی ترکیب مامان ارکیده هنوز برای خودم عجیبه :))
+
☀️ در انتظار طلوع
 
امید است که این انقلاب بارقه‌ای الهی باشد که ی عظیم در توده‌های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیه اللّه -ارواحنا لمقدمه الفداء- منتهی شود. و باید ملت شریف حضور خود را هر چه والاتر در صحنه اقامه عدل الهی به ثبت رساند.
 
امام خمینی(ره) | ۱۰ مرداد ۱۳۶۰
 
یک آن که دیروز خود را وارسی می کردم، دیدم از گذر عمر هیچ ندارم در حال. بسیاری از چیزها که می دانستم از یادم رفته است، بسیاری از مهارت ها هم، شوق و شورها هم کم کم رخت بربسته، دلخستگی ها جای دلبستگی ها نشسته، دردهای جسمانی بعضاً عارض شده و خلاصه اینکه کاهیده شده ام به معنی تام کلمه. در همین فکرها بودم که شوقی سرازیر شد به سان آن شعر سیّد که "دارایی من دلی ست سرسبز ز عشق .". یک حال درویشی ِ سرخوشی مانده است که با تمام گذشته آن را معاوضه نمی کنم. الحمد
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب