نتایج پست ها برای عبارت :

کلمه مرغ در ادبیات قدیم چه می گفتند

برای تهیه ی سنگ قبر شهیده نجمه هارونی به بنیاد شهید رفتم گفتند حتی حق استفاده کلمه عروج شهادت گونه را نیز ندارید . این چه بنیاد شهیدیس که کلمه شهید را محصور کرده و هرکه را خود تشخیص دهد و هرکه آقازاده تر باشد ميشود لفظ شهید برایش به کار برد ولی اگر کسی مثل این بانوی مجهاد فرهنگی رجل ی در فاميل نداشته باشد از کلمه شهید هم آن را محروم ميکنند وا عجبا .
سست ترین کلمه " شانس" استبه اميد آن نباش
محکم ترین کلمه " پشتکار " استآن را داشته باش
سالم ترین کلمه " سلامتی " استبه آن اهميت بده
شایع ترین کلمه " شهرت " استدنبالش نرو
ضروری ترین کلمه " تفاهم " استآن را ایجاد کن
دوستانه ترین کلمه " رفاقت " استاز آن سوء استفاده نکن
اصلی ترین کلمه " اطمينان " استبه آن اعتماد کن
ضعیف ترین کلمه " حسرت " استآن را نخور
 
توی ذهن گم شدن، از ویژگی هایش بود.
فهم کردن بدون کلمه!
و قطعا که تنهاست اوکه در ذهن زندگی مي کند. گرچه، وسیع مي شود و مي فهمد، و با کلمات، با خودش بیان مي کند.
 
تو فهميدنِ بی کلمه را بلدی؟
 
اما حالا مي خواهد تلاش کند، زبان را از بر کند.
وی، 14 سال پیش  تصميم گرفت کلمه ها را فراموش کند. و فراموش کرد. که از قید کلمه و ساختار فرار کرده باشد. 
حالا اما، باز باید حافظ و ابتهاج خواند. سعدی و فردوسی و حتی مولانا.
باید کلمه را فهميد.
دیشب با سه جوان سوری دورهميِ شبانه ای داشتم. از همه چیز هم گفتیم و حرف زدیم و تعریف کردیم. از انقلاب و امام و آقا و دولت گرفته تا اصطلاح دیوث ی که آیت الله جوادی آملی وارد ادبيات کرد، تا قضیه محاکمه کرباسچی و ماجرای عبدالملک ریگی و سرنوشت رؤسای جمهور ایران و خیلی صحبتهای دیگر. در ميان صحبت از خاطرات محاصره نبّل گفتند که چه کشیدیم و چه جور در نبود نان و غذا خودمان را سیر نگه مي داشتیم. و این که یک هفته فقط بادام زمينی خوردیم تا زنده بم
توی یه پیج پرمخاطب اینستاگرامي، پرسیده شد که آیا با سهميه‌های کنکور مخالفید؟ ۹۰٪ گفتند بله.سوال بعد، پرسیده شد که اگر خودتان سهميه داشتید، از آن استفاده مي‌کردید؟ بازم ۹۰٪ گفتند بله!این، ماییم.این، خودِ ماییم.راستش، خود من هم زده بودم بله.
دیروز در برنامه کلاس مجردهای شبکه خبر، پرسش و پاسخی صورت گرفت که برای من جالب بود و آنقدری که یادم مي‌آید، دختر خانمي پرسید که ارتباطمان با بچه‌های فاميل به چه نحوی باید باشد؟ گفتند: سلام خاله. سلام عمو. چطوری؟.» دختر دوباره پرسید: رابطه خوب چطور؟
جواب آمد: مگر شما امور تربیتی فاميلی؟!» دختر گفت: نه خب، ولی هم بتوانیم مثلا به بچه‌ها کمک درسی برسانیم، هم احتراممان حفظ شود». گفتند: هزینه دریافت مي‌کنید؟» گفت خیر. گفتند: نکنید این کار را
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود
چوپانی این گله به گرگان بسپردند این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟
رندان به چپاول سر این سفره نشستند اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود
گفتند چنینیم و چنانیم دریغا . اینها همه لالایی خواباندن ما بود !
ایکاش در دیزی ما باز نمي ماند یا کاش که در گربه کمي شرم و حیا بود!!!!!
#داستان_کوتاه
روزی اسب پیرمردی فرار کرد ، مردم گفتند: چقدر بدشانسی!پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
فردا اسب پیرمرد با چند اسب وحشی برگشت. مردم گفتند: چقدر خوش شانسی!پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
پسر پیرمرد از روی یکی از اسب ها افتاد و پایش شکست.مردم گفتند: چقدر بدشانسی!پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
فردای آن روز از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند ، به جز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود.مردم گفتند: چقدر خوش شانسی!پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
زندگی پر از خوش
سرخپوستان امریکا در موقع حمله سفید پوستان به مراکز امریکا طلای بسیار داشتند و اهميت چندانی برای آن قائل نبودند و در ازای مقداری غذا همه را به سفید پوستها مي بخشیدند. 
مي گویند اعرابی که مداین را غارت کردند نیز طلاهای به دست آمده را در بازار کوفه با نمک عوض مي کردند و از این که در این معامله برد با آنها بوده است مباهات مي نمودند .
 در سالهای 1338 و 1339 به ترتیب در حدود ده و هفده ميلیون دلار طلا وارد ایران شده است . بد نیست بدانید که بانک ملی ایران در
در c #، از کلمه کلیدی استفاده مي شود برای انتقال پارمترها به این روش به عنوان یک نوع مرجع کلمه کلیدی همان کلمه کلیدی است، اما تنها تفاوت این است که قبل از اینکه آن را به عنوان یک استدلال برای یک روش استفاده کنیم، نیازی به متغیری نیست که باید آن را راه اندازی کنیم
ریشی‌ها (عالمان هندو) و جانسپاران (مریدان) از آن سخن مي‌گویند:اما هیچ کس راز "کلمه" را نمي‌داند.صاحبخانه وقتی کلمه را مي‌شنود خانه‌اش را ترک مي‌گوید،زاهد هنگاميکه آن را مي‌شنود به عشق بازمي‌گردد،"هر شش فلسفه" به تفصیل آن را شرح داده،"روح کناره‌گرفته" آن را خاطرنشان ساخته،اساس جهان از آن "کلمه" سرچشمه گرفته،آن "کلمه" آشکارساز هر چیزی است.کبیر مي‌گوید:"اما چه کسی مي‌داند که 'کلمه' از کجا مي‌آید؟"
کبیر
نقاشی: فراخواندن اسرارآميز از رنه ماگ
تو کلاس زبان تخصصی خیلی پیش مياد که معنی یک کلمه رو ميگم و یکی از دانشجوها ميگه: این معنی رو هم ميتونیم بنویسیم؟
این لغت دیگه شامل چند طبقه ميشه:
1. مترادف هستش و من تعجب ميکنم که اصلا چرا باید ی دانشجوی ارشد سوال کنه؛ خوب معلومه که ميشه
2. یکی دیگه از معانی اون کلمه هست که توی اون متن جا نمي افته (مثلا یادمه یک ترم سر کلمه mean خود من هم گیر افتاده بودم؛ چون هیچوقت متن رو قبل کلاس نمي بینم و تقریبا هر ترم متن رو عوض ميکنم. تهش ساده ترین معنی ممکن بود:
همانطور که در پست قبل با معنا و انواع ترجمه آشنا شدیم، در این پست قصد دارم انواع روش های ترجمه را معرفی کنم. پس با ادامه این مطلب همراه باشید.
ترجمه کلمه به کلمه
در ترجمه کلمه به کلمه، واحد ترجمه کلمه است. یعنی برای هر کلمه در زبان مبدا، معادلی در زبان مقصد وجود دارد. برای ترجمه بسیاری از عبارات و اسامي خاص از این روش استفاده مي کنیم.
ادامه مطلب
در حال گوش دادن به : Sigaraye Nakeshide - Shayeaبرگشت ناپذیری ! چند ماهیه که این کلمه موریانه وار افتاده تو ذهنم . من عادت دارم به بعضی اتفاق ها خیلی عميق توجه ميکنم ، پروبال ميدم  و اثراتشون خیلی bold تر از حد طبیعی تو یادم ميمونه .مثلا این کلمه برای من وحشت آور تر از چیزیه که هست. حس کردن این کلمه اینطوریه :اتفاقی ميوفته ، تغییری بوجود مياد ، فرصتی از دست ميره ،عمری ميگذره و . نتیجه ش شُکّه کننده ميشه و  دیگه کاری از دستت برنمياد ، هیچ چیزیو نميتونی تغییر بد
در حال گوش دادن به : Sigaraye Nakeshide - Shayeaبرگشت ناپذیری ! چند ماهیه که این کلمه موریانه وار افتاده تو ذهنم . من عادت دارم به بعضی اتفاق ها خیلی عميق توجه ميکنم ، پروبال ميدم  و اثراتشون خیلی bold تر از حد طبیعی تو یادم ميمونه .مثلا این کلمه برای من وحشت آور تر از چیزیه که هست. حس کردن این کلمه اینطوریه :اتفاقی ميوفته ، تغییری بوجود مياد ، فرصتی از دست ميره ،عمری ميگذره و . نتیجه ش شُکّه کننده ميشه و  دیگه کاری از دستت برنمياد ، هیچ چیزیو نميتونی تغییر بد
در حال گوش دادن به : Sigaraye Nakeshide - Shayeaبرگشت ناپذیری ! چند ماهیه که این کلمه موریانه وار افتاده تو ذهنم . من عادت دارم به بعضی اتفاق ها خیلی عميق توجه ميکنم ، پروبال ميدم  و اثراتشون خیلی bold تر از حد طبیعی تو یادم ميمونه .مثلا این کلمه برای من وحشت آور تر از چیزیه که هست. حس کردن این کلمه اینطوریه :اتفاقی ميوفته ، تغییری بوجود مياد ، فرصتی از دست ميره ،عمری ميگذره و . نتیجه ش شُکّه کننده ميشه و  دیگه کاری از دستت برنمياد ، هیچ چیزیو نميتونی تغییر بد
مثلاً در قضیه سرباز گیری که گفتند همه باید در این سن به خدمت وظیفه بروند و ریختند در حوزه و بسیاری از طلاب را گرفتند، همه گفتند الان حوزه‌ها خالی مي‌شود، دانشگاهها چنان مي‌شود،امام در واکنش به این موضوع گفتند، نه اصلاً بیایند مصطفی[خمينی] را هم ببرند، تازه اموزش‌های نظامي را هم مي‌آموزند.

اینکه بعضی مي‌گویند امام بر اساس مصلحت به رأی مردم تکیه کرده و نه بر اساس اعتقاد، این توهین به امام است.مهدی . 
شنبه هفته قبل یعنی یازده آبان آقای محمدحسن قدیری ابیانه به دانشگاهمون دعوت شده بودند. با یه سرچ تو اینترنت مي تونین در موردشون اطلاعات بدست بیارید.
مراسم خوبی بود.در پایان مراسم در هنگام تقدیر از ایشون بهشون گفتند که در زمان انقلاب در تلویزیون ایتالیا یک جمله طلایی گفته اید و اون این بوده که: به نام خداوند قوی تر از ناوهای آمریکا.
ایشون بعد اندکی تامل با خنده گفتند:
البته الان باید بگوییم که به نام خداوند قوی تر از کدخدا!
محبوب من.
چه ساده بودم من!تمام مدت گمان ميکردم دارم برای تو مينوسم حالا تمامي آن کلمات مونس تنهاییم شده اند.اما کلماتی که که درباره ی تواند هیچ گاه به پای تو نميرسند.کلمات من رقیق اند،تار و ترند.کوجک اند و ناشنیدنی.یک عصر گرم تابستانی آدم نميتواند دست کلماتش را بگیرد ببرد در ایوان هندوانه خنک بخورد و یک دل سیر درد و دل کند. نه اصلا بخندد یا نه سکوت کند!!هیچ سکوتی با وجود کلام ممکن نیست
 
هیچ کس با هجی کلمه ی مرگ نمرده است. کسی با کلمه ی صبح خ
*تورکجه
ندا دییرم قومقوما دا تورکو کلمه‌دی؟
دوز آچیقلاییم . اورمو گولونون ساحیلینده کی شهری نین  قديم آدی خومنا و قديم فورمو ،قومنا ایدی آراز قیراغیندا خومارلی یا قومارلی آدیندا شهری و ایرانین مرکزینده کی قوم شهرینی ده یادیز داساخلایین
بیراز قومدان آشاغییا گئدک. مرکزی استانیندا کميجان آدیندا شهر وار کی ایندی ده هامي اوردا تورکو دانیشیر کميجانین قديم آدی قومي-جان ایدی اصفهانین خوانسار شهرینین قديم آدی خومسار یا قومسار ایميش بولا
در دهه هفتاد یک دوره بود که مي گفتند هر کی با ننه اش قهر مي کنه ميره مينی بوس مي خره .یک دوره مي گفتند نیسان ميخره .یک دوره مي گفتند ی ميزنه و یک دوره هم ميوه فروشی و الان باید بگند هرکی با مامانش قهر مي کنه تشریف مي بره و ميره چای قلیانی  ميزنه برید در سطح شهرستان یه گشتی بزنید متوجه ميشید که بالای۵۰-۶۰ واحد چای قلیانی با عناوین مختلف زده اند .این چه مسخره بازیه ؟ این شهرستان صاحب و سالار نداره ؟ کی به اینا مجوز داده ؟  
من همانم که مي‌خواستم بميرم. همانم که وقتی ميگفتند اگر مادرت بميرد چه کار مي‌کنی؟ مي‌گفتم خب ميميرد دیگر، کاری نمي‌شود کرد و صد البته که گریه نخواهم کرد.روزی صد مرتبه آرزوی مرگ مي‌کردم هرچند خیلی از مرگ هراس داشتم و به آن آگاه نبودم. فکر مي‌کردم هراسی ندارم و بجای کلمه،‌شجاعت از دهانم خارج مي‌شود. حرف مي‌زدم و لبخند. که مرگ چیزی نیست. حالا مي‌توانم بگویم که قبول دارم مي‌ترسم. هراس دارم از فقدانم.-------------------اولین باره، که برف مي‌آد
در دهه هفتاد یک دوره بود که مي گفتند هر کی با ننه اش قهر مي کنه ميره مينی بوس مي خره .یک دوره مي گفتند نیسان ميخره .یک دوره مي گفتند ی ميزنه و یک دوره هم ميوه فروشی و الان باید بگند هرکی با مامانش قهر مي کنه تشریف مي بره و ميره چای قلیانی  ميزنه برید در سطح شهرستان یه گشتی بزنید متوجه ميشید که بالای۵۰-۶۰ واحد چای قلیانی با عناوین مختلف زده اند .این چه مسخره بازیه ؟ این شهرستان صاحب و سالار نداره ؟ کی به اینا مجوز داده ؟  
 
چند قورباغه از جنگلی عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقی افتادند.بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عميق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام مي گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمي توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد.
 
 
 
ادام
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود
چوپانی این گله به گرگان بسپردند
این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود .
گفتند چنینیم و چنانیم دریغا .
اینها همه لالایی خواباندن ما بود !
ایکاش در دیزی ما باز نمي ماند
یا کاش که در گربه کمي شرم و حیا بود.!

#ایرج_ميرزا
امروز بعد از اتمام آزمون استخدامي، با دوستمان تصميم گرفتیم به تلافی تمام خوشی های نکرده مان در دوران کارشناسی، برویم دوری بزنیم و خوشمزه جاتی بر بدن بزنیم تا شاید کمي از حسرت گذشته از دست رفته کاسته شود و مرهمي باشد بر آمال چند ساله مان!
از آنجا که ظهر بود و وقت ناهار، خواستیم فقط کمي ته دلمان گرفته شود و جا برای ناهار بماند. این شد که قارچ سوخاری سفارش دادیم (دلتان نخواهد، دل ما که خواست!). بعد از کلی انتظار کشیدن، یک عدد ساندویچ جلویمان خود
روضه و نوحه گوش ميدهم و ميرسم به یک بیت:حسین سرباز ره دین بُود/عاقبت حق طلبی این بُودو کلمه حق بارها و بارها و بارها تکرار ميشود در ذهنم.کلمه‌ی آشنایی بود با یک پسوند دیگرمثلا حق گراییکلمه ای که جزو اتفاقات سفر اخیرم محسوب ميشود ،یادگار مقر ، صفحه اول دفترچه ام نوشته شده ، کلمه ای که به عنوان ویژگی گفتند یادداشتش کنم ، کلمه ای که گفتند باید برایش دنبال جواب باشم و کلمه ای که برایش راهکار ارائه دادند.آخرین باری که رفتم مقر پیشنهاد همکاری دا
اهل کارواش بردن ماشین نیستم. به قدری ماشینم کثیف بود و غیر قابل تحمل که مجبور شدم.‌ این دومين باری بود که ماشینم طعم شستشوی جانانه را ميچشید. یک ساعتی طول کشید. سه کارگر افتادند به جان ماشین و هر چه مي سابیدند تميز نميشد که نميشد‌ طوریکه کف پوشهایش را گفتند خودت وایتکس بزن و لکه های سیاه کنار ضبط ماند و گفتند نميرود‌ که نميرود. سر آخر هم انعام توپول ميخواستند! کل هزینه ۶۵ تومان شد که ۹ تومان هم انعام دادم. شاکی هم بودند.
امان امان امان
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی
جواب ساده است
چون در زیارت عاشورا ما قاتل عمار و حکم بن عاص و فرزندانش را همانطور ک پیامبر لعنشان کرد لعنت ميکنیم
ولی چون شبکه کلمه از نسل اميه هستند مانند عثمان ایمان و اعتقادی به پیامبر ندارند از لعن افرادی که پیامبر لعنت کردند ناراحت ميشوند
جیره خواران شبکه کلمه
مانند اهل سقیفه
معتقدند که پیامبر هزیان مي‌گفته و احادیث را باید سوزاند
 
بعضی در پیامبر ماندند، ولی حضرت عباس، المطیع لله و لرسوله و لااميرالمومنین و الحسن و الحسین» بود. فهم سلسله ی ولایت یعنی هرچه پایین تر مي آیی، ولایت‌مداری ات مثل اول باشد. معمولاً تشکیلاتی ها در این ناحیه، دچار آسیب مي شوند. وقتی تشکیلات به فرد دوم رسید، تبعیت نمي‌کنند. فهم این نکته بسیار مهم است. این ولایت مداری سخت‌تر از ولایت مبدأ است. استادش هم شیطان است! خدا را قبول دارد، سجده مي کند، اما امر او را نه! به رسول الله گفتند: خدا را قبول د
از عجایب روزگار این که عده ای گمراه  که با نام شهید خود را سر سفره ی انقلاب نشانده اند کلمه ی چند سانتی متری شهید را باعث راه گم کردن مردم  ميداننداما عکس های چند متری نی را که وسیله ی تبلیغ کالا قرار داده اند راه کسی را گم نمي کند.
حرف زدن چیز عجیبیه، یه وقتایی بیشتر از هر چیزی بهش نیاز پیدا ميکنم، بیشتر از رابطه های آب دار، بیشتر از غذا، بیشتر از سلام ها و خوبی ها، بیشتر از تحسین ها و کلَپ کلَپ ها. و هر چقدر که کلمه برام با ارزش تر ميشه، فرصت حرف زدن برام محدود تر ميشه، مکالمه داشتن برام سخت تر ميشه و وسواسم تو خرج کردنش بیشتر ميشه. دلم برای کلمه رد و بدل کردن و بازی با مغز وقتی تلاش ميکنه کانکت شه، به دیگری، به حسِ متقابل،تا ازش کلمه تولید کنه و بوووممم، پاسش بده مغز
برایش چند خط تایپ کردم که این روزها ذهنم حسابی خسته است. کتاب نمي‌خوانم یا اگر بخوانم لذت نمي‌برم. دلم یک کتاب مي‌خواهد با یک شخصیت زن معرکه که با آن کیف کنم. مثل جای خالی سلوچ، مثل سووشون. برایم نوشت: یکلیا و تنهایی او را بخوان. قربان ذهن خسته رفیق.»
این آدم‌ها که کلمهکلمه‌شان به‌ات حس امنیت مي‌دهد.
شریعت در لغت به معنی《مورد الشاربه》است یعنی《جای آب به در آمدن》دین الهی را به همين لحاظ شریعت گویند که جای به آب در آمدن انسانها است تا آب حیات را بنوشند و حیات ابدی خود را بدست آورند.هزار و یک کلمه، علامه حسن زاده آملی،  ج6، ص 317. 
کارولینای ما امروز برایمان جلسه گذاشته بود و مثل هميشه با هنر ارائه و طنز کلام و مثالهای ملموس و آماده در ذهنش حواس همه‌مان را جمع خودش. اما اینها فقط ظاهر کار است. یکعده مولکول شرّ و شیطان در فضای بعد از جلسه پراکنده بود که باعث شد بوهای دیگری هم از این جلسه ببرم. یک‌سری مولکولهایی که ميگفتند کارولینا استرس داشت و جلوی سؤالهای تند و تیز جوان‌های زبان‌دراز و آزاد، تک و تنها و زیر فشار مانده بود. مولکولهای دیگری که ميگفتند کارولینا مي‌د
 
دانش آموزی که نقطه و دندانه را کم یا زیاد مي گذارد ، بعد از نوشتن کلمه ای برای تحسین (آفرین و توانسته اید بیشتر کلمات را درست بنویسید و . ) دست روی اشکال مي گذاریم و مي نویسیم : در گذاشتن نقطه یا دندانه دقت کن» و اگر به تعداد نقطه ها و دندانه های حرف مورد نظر هم اشاره کنیم خیلی بهتر است.
      دانش آموزی که نوع اشکال آن حافظه ی شنیداری است مثلا کلمه ی مسواک» را مسباک» مي نویسد یا برخی کلمات را جا مي اندازد یا آخر کلمه را درست نمي نویسد ، مثلا ک
درصد ایالات متحده براساس گزارش جدید مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها ، مادرانی که نوزادان خود را تغذیه مي کنند همچنان رو به افزایش است ، اما بسیاری از شیردهی ها قبل از شیرخوارگی آنها 6 ماهه است.
در سال 2013 ، 81.1 درصد از ایالات متحده. مادران گفتند که شروع به شیر دادن به نوزاد خود کردند. طبق CDC ، از 75 درصد در سال 2008 و 70 درصد در سال 2000 افزایش یافته است.
نرخ تغذیه با شیر مادر در یوتا بالاترین ميزان بود ، جایی که 94.4 درصد از مادران گفتند که نوزادان خود را
امام رضاع فرمود ازنشانهای فهميدن دین خویشتن داری خاموشی است 5 اميرالمومنین ع فرمودسفاهت و فربعتگی تا ازمودگی در دل عالم نیست 6 امام ع از عیسی بن مربم نقل ميکند که او. گفت ای گروه حواریون مرا بشما حاجتی است انرا بر اوربد گفتند حاجتت رواست یا دوح الله پس بر خاست و پاهای ایشان را بشست انها گفتند ما بشستن سزاوار تریم بودیم. یا روح الله  فرمودهمانا سزاوارترین مردم بخدمت نمودن عالمست من تا این. اندازه تواضع کردم تا شما پس از من درميان مردم تواضع کن
ابلیس هم عاشورا گریه کرد . . .
پدر آیت الله سید محمدتقی مدرسی نقل مي کند:
عصر عاشورای سال ۶۱ هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس سرکرده ی آنان، به سر و صورت مي زند و مي گرید.گفتند: امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟گفت: اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند.گفتند:چطور؟ مگر تو نمي خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ، راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟گفت:چرا چنین شد ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ، باب رحمت اله
یادمه چندین سال پیش که دبیرستانی بودم سریال خروس پخش ميشد .
تیتراژ اخرش رو محمد علیزاده خونده و یه تیکش ميگه :”هواتو کردم
بعدش فانتزیم شده بود که این جمله رو به انگلیسی ترجمه کلمه به کلمه کردم و بلند بلمد ميخوندم مثل زیر 
هواتو کردم !! =fuck your air !!!
کلمه باید یک وجهِ تکثیرکننده داشته‌باشد، یعنی آینه باشد، چیزها را از رهگذرِ خود بشکند، و چندگانه کند.
پس کلمه باید که شکننده باشد و شفاف. ملموس باشد و ناملموس.
اما آیا تمامِ کلمات چنین وجهی ندارند؟ حتی بی‌ریخت‌ترینشان؟
در واقع، چندگانگی را ما به کلمات مي‌بخشیم. با نسبتی که بینِ خودمان و آنها برقرار مي‌کنیم.
منظورم این نیست که معنایی غیر از خودِ کلمات به آنها ببخشیم. اتفاقاً باید تمامِ معانیِ حاشیه‌ای را از کلمه بزداییم. مثلاً "ميز" باید
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه.
قرار بود با سواد شویم.
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که مي گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که مي خورد مثل پرنده که در قفسش باز مي شود از خوشحالی پرواز کردیم.
قرار بود با سواد شویم.
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم،‌ به
صبر کردند.صبر کردند.باز هم صبر کردند تا خبر رسميت پیدا کرد.خواندن از روی کاغذ سخت بود ،جه برسد که توی دوربین ها زل بزنند و بگویند.
گفتندخبر تلخ را صبح تیتر اول زدند و به مردم گفتند:  سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه به درجه شهادت رسیدبغض ها ترکیدکاغذها را رها کردندبا اشک چشم گفتند:  حاج قاسم مان شهید شدآره حاج قاسم خودمانهمان مرد ميدان های جنگاز بیست سالگی شد فرماندهجنگید و گفت فقط برای خدا و امنیت این مردم.با خنده هایش ته دلم
به همين دلیل جمهوری اسلامي ایران برای یاری رساندن به عراق در مقابل این طراحی صد امنیت ملی دو کشور، وارد ميدان شد و ظرفیت‌های محور مقاومت را نیز پای کار آورد. اما صدور فتوای مرجع عالی قدر، حضرت آیت الله سیستانی، خون تازه‌ای در شریان‌های عراق جاری ساخت. نقل خاطره‌ی آیت الله سید یاسین ، امام جمعه‌ی بغداد از حمله‌ی داعش به سامرا و نزدیک شدن آن‌ها به دروازه‌ی بغداد زوایای دیگری از شیوه‌ی مبارزه‌ی آمریکا با تروریسم را نمایان مي‌سازد:
۱. قیمه پرگوشت + ژله با سیب + انگور قرمز و نارنگی
۲. یه برنامه دیدم راجع به حفظ زبان فارسی که ميگف مثن اگه کلمه از یه زبان دیگه اوردید اوکی عب نداره ولی با استفاده از قواعد خودمون ازش استفاده کنید مثن اینکه [ها] و [ان] علامتای جمع فارسین و گزارش که یه کلمه فارسیه جمعش ميشه گزارش ها نميشه گزارشات
۳. بازی تی کردم
مي گویند مردی خراسانی رفت پیش امام صادق علیه السلام که ما مي خواهیم قیام کنیم. امام صادق علیه السلام گفتند برو توی تنور. گفت من؟! من شیعه و محب و فلان، چرا من توی تنور بروم؟! صحابۀ دیگری از امام صادق علیه السلام آمد. گفتند برو توی تنور. رفت و نشست و همان طور داشت صحبت مي کرد. بعد امام گفتند هر وقت به این نقطه رسیدید ما خودمان مي دانیم کی قیام کنیم؛ یعنی بحث معرفت امام به شعر و حرف نیست، به عمل است. هر کاری هم که قرار است عمل شود تمرین مي خواهد. به نظ
#حدیث_مهدوی 
امام هادی(ع)
هو الذی یجمع الکلم و یتم النعم، و یحق الله به الحق و یزهق الباطل، و هو مهدیکم المنتظر».
اوست که کلمه ی امت را یک جا جمع مي کند (وحدت کلمه ایجاد مي کند) و نعمت‌های الهی را کامل مي گرداند. و خداوند به وسیله ی او حق را پا بر جا و باطل را نابود مي سازد. هم او مهدی منتظر (سلام الله علیه) است».
یوم الخلاص/ ص404
سلام و صبح زیباتون بخیر. خب من امروز 5 روش جذاب برای دیکته نویسی ميخوام بهتون معرفی کنم. حتما حتما از این روش ها برای دیکته دانش آموزان استفاده کنید.
 
چهار- نوشتن کلمات با استفاده از خمير بازی
پنج-دیکته گفتن دانش آموزان به یکدیگر
شش:تصحیح دیکته ی دانش آموزان توسط یکدیگر
هفت-املای خورشیدی: روی کاغذ خورشیدی با چند اشعه مي کشیم و روی دایره ی خورشید یک کلمه مينویسیم و آن را در اختیار دانش آموز قرار مي دهیم و از او ميخواهیم روی اشعه های خورشید کلمه
قرار بود دو هفته پیش داستان‌هایم را برای استاد بفرستم. تا امروز و الان، یک کلمه هم ننوشتم. آن قبلی‌ها را هم، ویرایش نکرده‌ام. 
آن قديم‌ترها بیشتر و به‌تر مي‌نوشتم. راحت‌تر و روان‌تر و دل‌نشین‌تر.
شاید این سال‌ها، هفت سال خشک‌سالی است. کاش این بار آبادانی در پیش باشد، باشد که طراوت و تازگی و شکوفایی نوشتن، دوباره بازگردد به این سرزمين.
بر همين اساس اخیراً عنوان شهید از ایستگاه بی‌آر‌تی شهید مدنی حذف شده است.
شهرداری تهران گفته خطای پیمانکاران بوده! ولی انگار کار از خطا گذشته رسیده به احساس خطر از نام شهید!
چسباندن کلمه شهید توسط جوانان ایستگاه بی ار تی شهید مدنی که کلمه شهید توسط شهرداری حذف شده بود.
امام صادق ع فرمود همانا رسولخدا ص فرمود براب مردم خطبه خواند و سپس دست راست خودرا مشت بسته بلند  کرد  و فرمود ای مردم مي دانید در مت من چیست گفتند خوا وپیغمبرش داناترند فرمود در انست نامهای اهل بهشت ونامهای پداران وقبایل انهاا روز قیامت سپس دست چپش را بلند کرد و فرمود ای مردم ميدانید در این مشتم چیست گفتند خداو پیغمبرش داناترند رمود نامهای دوزخیان و نامهای پدران وقبایل انهاست  تا دوز قیامت یعنی مشخصات بهشتبان ودوزخیان برایم چنان دوشن است
.
یه نکته بی‌اهميت به ذهنم رسید. ما چرا توی املاهامون وقتی یه کلمه رو بلد نبودیم، اصرار داشتیم که بنویسیمش؟ خب واضحه که وقتی بلد نباشی، اشتباه مي‌نویسی نمره کم مي‌شه.در حالی که، مي‌تونستیم خیلی راحت اون کلمه رو جا بندازیم. اصلاً ننویسیم. معلم هم قطعاً نمي‌فهمه.حالا شاید شماها این کارو کرده باشین. :) نمي‌دونم. ولی من که خیلی بَبو بودم. اه. الان دوزاریم افتاده.
از ترس این که نکنه این متن ۳۰۰ کلمه ای را که تا عصر باید به اتمام برسانم بد بنویسم یا خوب نباشم، به فروشگاه های اینترنتی پناه بردم و سر از ویرگول در آوردم و همين طوری که فکر های خودم را ميکردم ظاهر کلمه هایی که بقیه نوشته بودند را نگاه ميکردم. نمي دانم یک دفعه از کجا دوباره فکر پایان دادن به ذهنم رسید. با خودم بعدش را تصور کردم و یک لحظه یک طوری شدم که نميدانم چه بگویم. ولی باز مغزم پرید روی کلمه های روی صفحه و فکرام گم شدند. فقط ميدانستم چیز مهمي
دیشب به خواب دیدم:
من و حسن جان به کرمان بودیم
تجارت زیره؛
بعد بلیت گرفتیم رفتیم:
استانبول؛
یک هفته ترکیه بودیم بعد رفتیم:
شانزلیزه؛
آنجا دار و دسته ی همجنسبازها سرمان ربختند، گفتند:
بیایید در کار ما،
حسن آقا گفتند:
استغفرالله
من گفتم: 
حسن جان این شد عاقبت برجام شما؟
بیدار شدم و یک راست رفتم مستراح.
+مثلا شما اگه بخوای منو تو چند کلمه توصیف کنی، چی مي‌گی؟
-هوم، قانعی. منطقی هستی.
+منطقی؟ آخرین صفتی بود که فکر مي‌کردم کسی بهم نسبت بده!
-هستی به نظرم. و اینکه. زرنگی!
+زرنگ؟ جان من؟ معمولا یه چیز دیگه مي‌گی که!
-نه، ببین منظورم یه چیز دیگه‌ست. مثلا اگه قرار بشه همه برن برسن به نقطه آ، تو جزو اولین نفراتی هستی که مي‌رسن. اما اگه اامي تو رفتن وجود نداشته باشه، از جات ت نمي‌خوری. 
+اوه، صحیح!
پ. ن. یک. نظرات فائزه متفاوت بودن: خشونت‌دار، بد
پرندۀ اول_ تو مي‌دونی برای رسیدن به "دشت هميشه بهار" باید از کدوم طرف برم؟
پرندۀ دوم_ "دشت هميشه بهار"؟!
پرندۀ اول_ آره، همون جایی که هیچ کس کاری باهات نداره و اذیتت نمي کنه و همه چی خوبه.
پرندۀ دوم_ آها فهميدم! منظورت "دشت ترسوها"ست؟!
 
پ.ن: تابستون با اميرعلی 4/5 ساله از اصفهان چند تا پویانمایی خوب دیدیم. یکیش همين بود: پرندۀ دوست داشتنی.
دلم برای اميرعلی تنگ شده. .
 
+ابوسعید ابوالخیر را گفتند فلان کس بر روی آب مي‌رود. گفت سهل است، وزغی و صعوه‌ای ن
اسم‌ها روی هوا ساخته نمي‌شوند و پشتوانه مفهومي دارند و طبعا بهتر است که از عنوان‌های استفاده کنیم که مفهوم دقیق‌تری را از آن دستگاه/مجموعه به مخاطب منتقل مي‌کنند.
وقتی ما مثلا به جای کلمه نیروی انتظامي، همواره از کلمه Police استفاده مي‌کنیم، باید هم شاهد این باشیم که بخشی از جامعه نسبت به عملکرد نیروی انتظامي دچار کج فهمي شود و نیروی انتظامي را در حد ارشاد کردن تنزل دهد.

انتظامي: انتظامي . [ اِ ت ِ] (ص نسبی ) منسوب به انتظام . (فرهنگ فارسی معین
آیت الله رسولی محلاتی گفته است:
شهید سعیدی از شاگردان خوب امام بود. وقتی پدر ایشان فوت شد، شاگردها به امام عرض کردند که پدر آقای سعیدی فوت کرده است و اگر اجازه بفرمایید برای تسلیت در خدمت شما برویم منزل ایشان. امام گفتند: بسیار خوب». با امام رفتیم و آقای سعیدی -خدا رحمتش کند- چای آورد. امام معمولاً چای نمي‌خوردند. ظرف پرتقال وسط اتاق بود و مرحوم سعیدی آورد و تعارف کرد و امام گفتند: ميل ندارم». ایشان هم یک پرتقال برداشت و با یک مداد آورد پیش ام
 
آپاندیسیت:در قديم به آپاندیس روده اعور یا روده یک چشم ميگفتند.‌‌نکته مهم:حدود20 درصد آپاندیس‌ها احتمال ترکیدن دارد و از این افراد حدود 5 درصد احتمال مرگ دارند.‌‌ بنابراین با دیدن علائم آپاندیس اصلاً نترسید و نگران مرگ نباشید!!
ادامه مطلب
گاهی وقت ها نیاز داریم تا معنی یک کلمه و یا تعریف یک چیزی رو در منابع انگلیسی ببینیم ؛ اما چون انگلیسیمون خوب نیست ، نميتونیم مطلب رو به طور کامل درک کنیم ! اما چاره چیه؟
با اضافه کردن کلمه eli5 به اول عبارتی که ميخواید سرچ کنید ، ميتونید منابعی رو پیدا کنید که عبارت مورد نظر شما رو خیلی ساده توضیح دادن ؛ جالبه که بدونید خود کلمه eli5 ، مخفف عبارت " explain like i'm five " هست که معنیش ميشه : " جوری توضیح بده که انگار من یه بچه پنج ساله ام "
برای مثال : eli5 bitcoin ؛ با
بسم الله الرحمن الرحیم
یا فارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
بعداز شهادت پیامبر رحمت
ابابکر در نماز بر پیکر پیامبر و در تدفین پیکر پیامبر حاضر نشد
وجامه خلافت و جانشینی پیامبر را بر تن کرد وقتی پدر ابابکر از او پرسید چرا تو خلیفه شدی ابابکرگفت کبر سن و پدر در جوابش گفت اگر کبر سن ملاک است من از تو بزرگترم .
ودراولین اقدام فدک را از فاطمه دختر پیامبر گرفتند و گفتند از پدر ارث نمي بری
ولی هنگام دفن جنازه ابابکر او را کنار پیامبر در اتاق پیامبر دفن
وقتی فهميدم ادبيات فارسی رشته‌ای‌ست که در دانشگاه ارائه مي‌شود دبستانی بودم. تعجّب برم داشت. خیال مي‌کردم رشته‌ی دانشگاهی»‌ باید چیزی باشد مثل پزشکی و برق، ادبيات که تفریح است. برایم منطقی نبود که در دانشگاه و به نامِ تحصیل انقدر به کسی خوش بگذرد. امروز به برنامه‌ای که دو سال پیش برای جبران عقب‌ماندگی‌های درسی‌ام ریخته بودم نگاه کردم. پایینزمان‌بندی‌ها نوشته‌ام :چرا من دانشجوی ادبيات نیستم؟» و یادم آمد که آن موقع، هروقت مي‌فهم
صبر کردند.صبر کردند.باز هم صبر کردند تا خبر رسميت پیدا کرد.
خواندن از روی کاغذ سخت بود ،جه برسد که توی دوربین ها زل بزنند و بگویند.
گفتندخبر تلخ را صبح تیتر اول زدند و به مردم گفتند:  سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه به درجه شهادت رسید
بغض ها ترکیدکاغذها را رها کردندبا اشک چشم گفتند:  حاج قاسم مان شهید شدآره حاج قاسم خودمانهمان مرد
ميدان های جنگاز بیست سالگی شد فرماندهجنگید و گفت فقط برای خدا و امنیت این مردم.با خنده هایش ته دل
یادگیری انگلیسی با استفاده از ریشه آن
ریشه کلمه ی Dinner
 
کلمه dinner  از کلمه فرانسوی ‘disner’ بوجود آمده است که به معنای صبحانه (breakfast) است. شاید این برای شما عجیب باشد که بدونید کلمه dinner که الان به معنای شام بکار مي رود قبلا در زبان انگلیسی به معنای صبحانه به کار مي رفت. زمانی که کلمه dinner به معنای صبحانه بکار مي رفت حدود ظهر صرف مي شد که بزرگترین وعده غذایی هم بود. وعده سبک تری که بعد از آن هنگام عصر صرف مي شد supper نام داشت. نهایتا وعده های غذایی بیشتر
2536 - فرامرز دادرس» عضو گارد شاهنشاهی و ضدانقلاب مقیم فرانسه، نوشت: اگر بحرین از دست نمي‌رفت، امروز مالک دوسوی خلیج‌فارس بودیم و مي‌توانستیم بخشی از آن و تنگه هرمز را ملی کنیم. دوازده سال در مدرسه خواندم که یک استان چهاردهم در خلیج فارس داریم. زمانی که در دانشکده افسری یاد گرفتم که این استان جزء لاینفک ایران است، به ناگاه گفتند که نفت و مرواریدش تمام و مخارج کشور زیاد شده است و این دختر ایرانی را قرار است به خانه بخت بفرستند . اگر گفتند س
*تورکجه
سو» یامسیلاما بیر کلمه‌دیر. یانی بو لوغت آخارسویون طبیعی سسیندن آلینیبدیر. بوگون سو» دئییلن مایعه قديم تورکلر بو» دئییبلر.
اونا، صیفیر درجه‌دن یئنیب، جاميد اولدوغو حالدا بوز» و قایناییب گازا تبدیل اولارکن بوغ» دئییبلر.
و سویون یئر اوزوندن  چیخیش یئرینی بولاق» آدلاندیریبلار. بولوت»  دا بو عاییله‌نین باشقا بیر اوشاغی‌دیر.
ایندی  بو، بوز، بوغ، بولاق، بولوت  لوغتلرینی بیر یئره دوزنده بتورکجه لوغتلرین آراسیندا اولان ایل
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی
خدایا طبق. نقل ابوالفرج ابن جوزی عمربن الخطاب،آرزو داشت به مدفوع تبدیل شود.
خدایا بحق زحمات کارکنان شبکه کلمه به آبروی استاد خدمتی که عمر را پیامبر ميداند،دعای عمر را مستجاب و همه دوستانش در شبکه کلمه را به مدفوع تبدیل کن.
هميشه فکر مي کردم هیچ کس نمي تونه من را خسته کنه. اینقدر انرژی داشتم که تک نفره قادر به حرکت چندین نفر و انرژی دادن به اونها بودم. اینکه مي گم بودم ، نه اینکه دارم از سالیان دراز قبل صحبت مي کنم. نه
 
همين دو سال پیش مثل بمب انرژی بودم. اعتقاد داشتم که قادر به تغیرات اساسی در سیستمها هستم. پیش خودم مي گفتم باید برای پیشرفت شرکت و کشور و . تلاش کنم تا بچه هامون بتونند خوبتر از ما زندگی کنند. در آن برهه ها بسیاری از افراد به من مي گفتند که فکر نکن مي
نیروهای جهاد، سریع خاکبرداری را شروع کردند . به نوبت خانه های مردم را مي ساختند. مردم هم کمکشان مي کردند و برایشان غذا مي پختند. تا وقتی خانه ها درست شود، با چوب و شیروانی برای خودمان کپر درست کردیم. حتی داخلش را گِل و گچ کردم و خوشگل شد. 
 
یک روز آمدند  گفتند امروز نوبت شماست تا خانه تان را بسازند و بعد کاغذ و خودکار دستشان گرفتند و گفتند: اینجا خانه علیمردان حدادی است، دلم پر از شادی شد. خانه ها را با سنگ و چوب و تخته بالا آوردند. هر روز برایشا
هیچوقتِ هیچوقت نميدونستم که یه روزی ميرسه که من بشم لالترین، که نتونم منظورم رو به طرف مقابلم برسونم که توانایی استدلال و اقناع دیگران رو از دست بدم. نتونم دو کلمه درست و درمون با کسی صحبت کنم.
ولی الان من لال لالم، تا بخوام دو کلمه صحبت کنم گریه‌ام ميگیره. نميتونم موضوعی رو که برام بدیهی‌ترین موضوع ممکنه براش توضیح بدم. اصلا حوصله بحث کردن ندارم و نميتونم حرفم رو در منطقی‌ترین حالت ممکن بفهمونم. 
چرا ما نميتونیم با هم قشنگ و آروم صحبت کنیم
این سر زدن هایم به وبلاگ قديمی شده سالی یکبار. شاید به خاطر نیاز باشد.
دیروز (تمام دیروز) مشغول رندر بخشی از مستندسازیهایم بودم. کار دشواری بود از این جهت که پردازنده کامپیوترم انقدر ظرفیت نداشت سریعتر کار را بیندازد. دیروز و پریروز مشغول بود. در فیلمي آموزشی دیدم که این رندرها برای کامپیوترهایی که در فضای ابری هستند به کسری از ثانیه صورت ميگیرند. آنهم با هزینه چیزی حدود یک دلار . برایم مهم آن یک دلار نبود. بیشتر این سوال را داشتم که آیا واقعا
 
دقایقی بعد از انتشار عکس پژمان بازغی و نوید محمد زاده ، این بار نوید محمد زاده عکسی را در صفحه پروفایلش منتشر کرد و گفت :این لباس توریستی من است که درجشنواره کن پوشیده ام . عکس لباس اصلی رو ميزارم . نگران آبروی ایران هم نباشید ! مرسی از این همه محبتتون ! سپس کامنت هایی گذاشته شد که عده ای گفتند طرز لباس پوشیدن هر کس به خودش مربوط است و عده ای دیگر گفتند شما فقط بخاطر خودتان نرفته اید و نماینده یک ملت هستید پس باید متناسب با فرهنگ ایران لباس بپو
بدرالسادات طباطبایی، دختر علامه طباطبایی:
پدر و مادرم علاقه زیادی به هم داشتند و در همه لحظات زندگی در کنار یکدیگر بودند، پدر نیز علاقه و اردات زیادی به مادر داشتند به‌طوری که هیچ وقت حتی یک‌بار نیز ایشان را با اسم کوچک خطاب نکردند و ميگفتند من اگر به جایی رسیده‌ام از زحمات و همراهی همسرم بوده‌ است.
علامه رفتارشان در خانه یک الگوست، من به یاد ندارم که ایشان حتی یک بار نیز در خانه با خشم و غضب و عصبانیتی برخورد کرده باشد.
 علامه هميشه ساعت
آشیخ عباس قمي در فوائد الرضویه مي گوید کاروانی از سرخس (مرز ایران) آمدند به زیارت امام رضا ع یک نفر نابینا در این کاروان بود به نام  حیدرقلی. زیارت کردند وبعد از زیارت در راه برگشت که به اندازه یک منزل  (یک روز) از مشهد دور شده بودند شب جوانهای کاروان گفتند برویم با حیدر قلی سربسر بگذاریم و کمي صفا کنیم. برگه هایی نو دستشان گرفتند و به نزدیکی حیدر قلی رفتند و برگه ها را تکان مي دادند یکی به دیگری مي گفت فلانی تو از این برگه ها گرفتی و دیگری جواب م
مرحبا (سلام!) بیش از 70 ميلیون نفر در ترکیه، قبرس شمالی و قبرس زندگی مي کنند. دیگر ترکی زبانان، در سراسر اروپا و آسیای ميانه هستند. اگر مي خواهید زبان ترکی را یاد بگیرید، یادگیری الفبا شروع خوبی است. از آنجا که کلمات ترکی به به صورت گفتاری نوشته مي شوند، هنگام آموختن الفبا، تلفظ کلمات برایتان آسان خواهد بود، حتی اگر کاملا معنای آنها را درک نکنید.
آموختن دستور زبان ترکی و ساختار جمله یکی از بخش های اصلی آموزش این زبان است. با یادگیری خوب و کامل آ
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
.گفتند با مهران مدیری برخورد شود،چون از خدمات رسانی بعد از سیل انتقاد کرده است!آنانکه اوراتشویق کردن چه؟مردمي که آن شب حرفهای مدیری را تایید کردند چه؟
.چرا باید فقط با مدیری برخورد شود؟
چرا با همه آنانکه انتقاد مي‌کنند برخورد نميشود؟
چرا کسی با دکتر محمود ‌نژاد برخورد نميکند؟
من درین وبلاگ از ریاست‌جمهوری بخاطر فضای بازی که ایجاد کرده بودند تشکر کرده  بودم ولی مثل اینکه ص
سوال :امبد Embed یعنی چه؟
روان مارکت  مي گوید:خودِ کلمه‌ی  امبد Embed به معنای جاسازی کردن و جا دادن است. اما در دنیای تکنولوژیو فن آوری، کلمه Embed استفاده های تخصصی متنوعی پیدا کرده و  ممکن است در هر جا معانی معانی متفاوتی داشته باشد.
ادامه مطلب
نميدانم چرا آدمها با یکدیگر حرف نميزنند؟!چرا هنگام ناراحتی سکوت یا قهر ميکنند!؟باور کنید تمام سوتفاهم ها از همين حرف نزدن ها شروع ميشود!به یکدیگر اجازه ی حرف زدن بدهیمبگذاریم مشکلمان را کلمه ها حل کنند!باور کنید هیچ چیز به اندازه ی حرف زدن روی قلب و احساس و فکر ما تاثیر ندارد!کلمه ها قدرتی دارند که ميتوانندکوه های درون فکر ما را جا به جا کنندو دیوار های بین ما را از بین ببرند!باز هم ميگویم به یکدیگر اجازه ی حرف زدن بدهیددر این روزگار افسردگیس
 لغتنامه تصویری 1000 کلمه فرانسوی
 
فراگیران زبان فرانسه، کتاب 1000 کلمه در زبان فرانسوی” را برای یادگیری کلمات جدید با تصاویر دلپسند موجود در آن، آسان خواهند یافت. این کتاب شامل
فرصت‌های متعددی از ساخت واژگان مي‌باشد.
تصاویر جذاب موجود در کتاب مشوق ایجاد ارتباط مستقیم با استفاده از کلمات فرانسوی و موضوعاتی برای یادگیری موثر و طولانی‌مدت مي‌باشد.
در انتهای کتاب یک لیست از تمام کلمات انگلیسی-فرانسوی موجود در کتاب، با یک راهنمای تلفظ آسان
شروع کردم به درست کردن سس سالاد و قصه را تعریف کردم: "بالای کوهی بلند پادشاهی زندگی مي‌کرد که دختر زیبایی داشت. دختر که بزرگ شد و قرار شد عروسی کند، از چهار طرف دنیا شاهزاده‌های زیادی آمدند خواستگاری دختر. پادشاه سیبی طلایی داد به دختر و گفت هر کدام از شاهزاده‌ها را که به شوهری انتخاب کردی سیب را به طرفش بینداز".
دخترها دور ميز نشستند و دست زیر چانه منتظر بقیه‌ی قصه نگاهم کردند. برای اولین بار فکر کردم چه بامزه که دختر شوهر انتخاب مي‌کند و ن
گسپیک.
یک تجربه تازه و هیجان انگیز در دنیای بازی با کلمات 
 
یه بازی فکری حدس کلمه جذاب ، سرگرم کننده و آموزنده که مي تونی کلمات رو از روی عکس و حدس زدن حروف اون کلمه پیدا کنی. فرق گسپیک با دیگر  بازیهای اندروید تو سبک حدس کلمه،  تجربه یه سبک جدید در پیدا کردن کلمه است به این صورت که تو این بازی که در اصل یه بازی فکری کلمه سازی به حساب مياد برای حدس کلمات از تصاویر کمک گرفته ميشه و با حدس هر حرف تصویر کلمه واضح تر ميشه، دیگه اینکه این بازی رو هم
محله نارمک در شهر تهران واقع شده است . این منطقه به صد ميدان معروف است . ميدان نبوت که در این منطقه در گذشته به هفت حوض معروف بوده ، به عنوان یک ميدان اصلی و تجاری در این منطقه به حساب مي آید .
این منطقه از محله های قديمی شهر تهران است که در قديم به آن ده نارمک مي گفتند .
شرکت حمل بار ایرانکس فعالیت خود را در این منطقه آغاز نموده است و آماده خدمت رسانی به هموطنان عزیز در این منطقه مي باشد .
این شرکت به افرادی که در جستجوی یک ماشین مناسب برای حمل و جا
اگر حساب کنم که همين یک بار را زنده ام و بعد ميميرم و دیگر هم متولد نميشم،باید از چند چیز دوری کنم.اولین چیز بیشتر آدم ها هستند.از آنجایی که آدم خودش را هميشه زود ميبازد و با همه قاطی ميشود این خطرناک ترین آسیبی است که ميتوان به یک بار زندگی زد.دیگر اینکه بیشتر چیزها ارزش فکر کردن ندارند.آن هایی هم که ارزش فکر کردند دارند بیشترشان ارزش گفتند ندارند.از آن هایی که ارزش گفتند دارند هم بیشترشان ارزش بحث کردند ندارند و هیچ بحثی هم به نظر ارزش غمگین
القصه اینجانب رفته بودم اداره مالیات. من نميدونم این مالیات چیا چی از جون من ميخوان؟! برگشتنی یه آقایی که قامتش دو تا شده بود با من سوار آسانسور شد و سر صحبت رو باز کرد .ا خانم شما دکتری یا مميز مالیاتی؟ منم با خوشرویی گفتم هیچکدوم مدیرم فرستادتم 
فرمودند آخه نگاهت یه جوریه 
و من نفهميدم که منظورش چی یود؟ 
از آسانسور پیاده شدیم و فرمودند من دکترم از نوع دندان پزشکش.پرسیدم ا مطب کجاست؟ فرمودند جردن .
گفتم اوکی اسمتون آشنا بود .فرمودند شما هم ب
القصه اینجانب رفته بودم اداره مالیات. من نميدونم این مالیات چیا چی از جون من ميخوان؟! برگشتنی یه آقایی که قامتش دو تا شده بود با من سوار آسانسور شد و سر صحبت رو باز کرد .ا خانم شما دکتری یا مميز مالیاتی؟ منم با خوشرویی گفتم هیچکدوم مدیرم فرستادتم 
فرمودند آخه نگاهت یه جوریه 
و من نفهميدم که منظورش چی یود؟ 
از آسانسور پیاده شدیم و فرمودند من دکترم از نوع دندان پزشکش.پرسیدم ا مطب کجاست؟ فرمودند جردن .
گفتم اوکی اسمتون آشنا بود .فرمودند شما هم ب
11/3/1398
امروز عصر سخت درگیر مرتب کردن خونه بودم و تند تند داشتم کار ميکردم چون مهمون داشتیم ،و تو هم بازی ميکردی و گاهیم ناز ميکردی که من بیام پیشت،در همين حین ناز کردن،خیلی تلاش کردی که یه چیزای بگی که یه دفعه خیلی محکم گفتی ممممما بعدش رون گفتی ماما واااای خیلی حس خوبی بود غرق در شور و ذوق و شادی شدم حس عجیبی بود و غیر قابل وصف،تو برای اولین بار با درک و معنا اولین کلمه ی زندگیت رو گفتی ماما
مرسی که هستی دخترم
خدایا شکرت
 
عاشقانه ای خاص و کلاسیک با توصیفات و فضاسازی های فوق العاده به طوری که به راحتی مي تونید پیراهن های پف دار، کلاه های پردار و شنل های پوستین نه رو به چشم ببینید و پا به پای جین ایر در خلنگ زار ها قدم بزنید، نقاشی بکشید و عاشق بشید جز معدود رمان هایی بود که بدون این که بتونم لحظه ای رهاش کنم، کلمه به کلمه و سطر به سطرشو تو کمتر از 24 ساعت تموم کردم!☺
──── ♡ ────
نام کتاب: جین ایر
✒نام نویسنده: شارلوت برونته
نام مترجم: نوشین ابراهیمي
نام ان
ولی این بار برگشته ام پیش خودت. اصلش همين است. من اهل حرفهای کوتاهی که در حصار چند کلمه ی محدود قرار گرفته اند نیستم. من اهل کلمه نیستم، اما اگر بخواهم کلمه را به اجبار به استیجار بگیرم حداقل چیزی که در قبالش مي خواهم، تماميت تمام کلمات است.  اگر تک تک کلمات عالم را در مشت من قرار دهند، شاید توانستم ثانیه ای از آن یک ساعت را توصیف کنم. شاید هم یکساعت و ده دقیقه، چیزی از آن ده دقیقه ی نخست نميدانم. هیچ کس نمي داند. توگویی محسوسات عالم همگی ده دقیقه
٢٥٠»وَ لَمّا بَرَزُوا لِجالُوتَ‌ وَ جُنُودِهِ‌ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ‌ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ‌ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ‌ الْکافِرِینَ‌ و هنگامى که در برابر جالوت و سپاهیان او قرار گرفتند،گفتند:پروردگارا صبر و شکیبایى بر ما فروریز و قدمهاى ما را ثابت و استوار بدار و مارا بر گروه کافران پیروز فرما. پیام‌ها: ١-هميشه و به خصوص در جبهه‌ها،دعا همراه با حرکت لازم است،نه دعا به جاى حرکت. بَرَزُوا لِجالُوتَ‌. رَب
گیلاس و گیله و گیلانار به چه معنی هستند؟ گیلاس کلمه ای ترکی هست که از دو کلمه گیله و آس تشکیل شده گیله به معنای دانه و آس به معنای آویزان هست یعنی دانه ای که آویزان
http://barishsesi.com/%da%af%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/
امروز نمره امتحان بانک مشخص شد و استاد گفت نمره من که ۸.۴۵ از ده هست بالاترین نمره کلاس شده. خداروشکر واسه نمره خوبم و انشاا. هممون هميشه موفق باشیم. 
امروز خیلییی خسته ام و باید یک مطلب ۲۰۰۰ کلمه ای بنویسم که ترجمه ای و تالیفی به صورت توفیق هست. الان حدود ۸۰۰ کلمه نوشتم. اما با کیک خوشمزه و پفک دارم به خودم اميد ميدم که بنویسم :) 
تازه یه نمونه تست دیگه و چند تا محتوا هم باید بنویسم. که اونارو گذشتم واسه فردا. 
الانم برم یکم اینستا و بعد ادامه ک
When the soul became strong so the influence of pollution becomes less and the focus es up so the spirit health index is the amount and power of focusattention to spiritual needsAttention to GodAttention to society and take attention from societyAttention to yourselfAttention to GodThe effect of words is not what we thinkGod has many names Gracious , kindOne of the names of God is Allahthe mental state of the word is differentThe word itself is like the echo of our own voice and thought, but something stronger than our ownusing the Word of Allah strengthens the soul (as mention)Increases self-esteemCreates authority in behavior and speechIt enhances one's thinkingتاثیر کلمات حتما آن چیزی را که فکر مي کنیم نیستندگفته شد در عالم خواب
دیشب لپ تاب رو گذاشتم رو ميز که صبح از درس یاضی شروع کنم به خوندن 
ولی وسطای شب بود که بدجور معدم درد گرفت
و ظاهرا اون پیتزا و پشت سرش جیگر خوردن کار خودشو کرد
و هضم نميشد 
کلی چایی و نبات و تحمل درد تا خوابم برد
حالا هم حالم بهتره 
ساعت 10 درس رو با ریاضی شروع ميکنم
طبق برنامه 
#مهم_نی
+عنوان : براعت استهلال یه کلمه توی املای ادبيات هست تو کنکور اومده ! بقیشم طبق ریتم استهلال نوشتم و بی مربوط به حال و درد دیشبم نداره که کمي اسهال و داشتم (گلاب به
​​​​​30 حقایق جالب زبان  انگلیسی 
 
 
ریشه زبان انگلیسی از زبانهای هلندی و آلمانی شمال غربی است.
به باور بسیاری عبارت long time no see» ترجمه‌ی تحت اللفظی عبارت محلی آمریکایی یا عبارتی چینی است؛ از آنروی که از نظر گرامری اصلا درست نیست.
Go!» کوتاه‌ترین جمله‌ی درست از نظر گرامری در زبان انگلیسی است.
کلمه butterfly» در اصل flutterby» بوده است.
هر ساله در حدود 4000 کلمه به زبان انگلیسی اضافه مي‌شود.
دو کلمه‌ی پر استفاده در زبان انگلیسی کلمات I و you هستند.
ح
خسته ام . خیلی خسته . از زندگی و همه ی آدمها خسته ام . دیگه نمي خوام برای زندگی تلاشی بکنم . حتی آینده ی بچه هام هم دیگه برام مهم نیست . دیگه اینهمه زحمت و تلاش و بدو بدو بسه . وقتی آدم اینهمه زحمت مي کشه و همش بی نتیجه مي مونه . وقتی حتی نزدیک ترین آدمهای اطرافمون هم قدر نمي دونند و نمي فهمند . یعنی فاتحه همه چی خونده شده . 
از قديم و ندیم گفتند برای کسی بمير که برات تب کنه . و من توی این دنیا هیچ کسی رو ندارم که برام تب کنه ! هیشکی رو ندارم .
با جگرگوشه در رستوران نشسته بودیم و یکی از این کلاه‌های دست ساز مرسوم رستوران‌ها را گذاشته بود و دلبری مي‌کرد، ميز کنار ما چند نفر نشسته بودند از آسیای شرقی و بعد از چند تا گوگولی مگولی گفتن به زبان خودشان :دی یکی‌شان پرسید که ما اهل کجاییم؟ و بعد از شنیدن جواب، مکثی کوتاه کرد و شروع کرد به تکرار یه کلمه‌ای که نمي‌فهميدم چیه :-| و وسطش هی مي‌گفت ایران؟ و همون کلمه :-|
آخرش نااميد شد، گفت how are you و من تازه دستگیرم شد که داره تلاش مي‌کنه بگه "چ
When the soul became strong so the influence of pollution becomes less and the focus es up so the spirit health index is the amount and power of focusattention to spiritual needsAttention to GodAttention to society and take the attention from societyAttention to yourselfAttention to GodThe effect of words is not what we thinkGod has many names Gracious , kindOne of the names of God is Allahthe mental state of the word is differentThe word itself is like the echo of our own voice and thought, but something stronger than our ownusing the Word of Allah strengthens the soul (as mention)Increases self-esteemCreates authority in behavior and speechIt enhances one's thinking
تاثیر کلمات حتما آن چیزی را که فکر مي کنیم نیستندگفته شد در عالم خو
When the soul became strong so the influence of pollution becomes less and the focus es up so the spirit health index is the amount and power of focusattention to spiritual needsAttention to GodAttention to society and take the attention from societyAttention to yourselfAttention to GodThe effect of words is not what we thinkGod has many names Gracious , kindOne of the names of God is Allahthe mental state of the word is differentThe word itself is like the echo of our own voice and thought, but something stronger than our ownusing the Word of Allah strengthens the soul (as mention)Increases self-esteemCreates authority in behavior and speechIt enhances one's thinking
تاثیر کلمات حتما آن چیزی را که فکر مي کنیم نیستندگفته شد در عالم خو
When the soul became strong so the influence of pollution becomes less and the focus es up so the spirit health index is the amount and power of focusattention to spiritual needsAttention to GodAttention to society and take the attention from the societyAttention to yourselfAttention to GodThe effect of words is not what we thinkGod has many names Gracious , kindOne of the names of God is Allahthe mental state of the word is differentThe word itself is like the echo of our own voice and thought, but something stronger than our ownusing the Word of Allah strengthens the soul (as mention)Increases self-esteemCreates authority in behavior and speechIt enhances one's thinking
تاثیر کلمات حتما آن چیزی را که فکر مي کنیم نیستندگفته شد در عالم
فروید مي‌گوید:  تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد.» 
انگار انسان متمدن فهميده بود سنگ‌ها به‌اندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود. کلمات متنوع‌تر از سنگ‌ها بودند، مي‌شد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند. از سنگ‌ها مي‌شد گریخت اما از کلمات نه. 
ادامه مطلب
{حکایات و تشرّفات - شماره 32}
 
لاف عشق (بسیار زیبا)
 
در حدود دویست سال پیش جمعی از صالحین در نجف جمع بودند. روزی با خودشان نشستند و گفتند: چرا امام نمي آید؟ در صورتی که ما بیش از ٣١٣ نفر که او لازم دارد هستیم. تصميم گرفتند از بین خودشان یک نفر را که به تایید همه، خوبترین شان هست، انتخاب کنند تا با اعتکاف در مسجد کوفه یا سهله، از خود امام بخواهد که راز تاخیر در ظهور را بیان بفرمایند.
او هم رفت و بعد دو سه روز برگشت  و ماجرا را اینگونه تعریف کرد: وقتی
معلم علوم اجتماعی چهار سال دبیرستانم را خیلی دوست داشتم. خانم جعفری محبوب نبود. خیلی از هم مدرسه ای هایم او را به سخت گیری مي شناختند اما من جور دیگری دوستش داشتم. او هم مرا دوست داشت. آن سال ها برخلاف الان برونگرا و اهل گپ و گفت و خنده و شوخی بودم. همين مي شد که احتمالا تا از چیزی ناراحت مي شدم همه مي فهميدند. روزهای سوم دبیرستان بود که در حیاط مدرسه به مریم گفتم که به پوچی رسیدم. مریم خندید. من هم الان به آن روز و آن حرف مي خندم. چه مي دانستم پوچی
در ادامه پست قبلی، در این پست مي خواهیم به انواع روش های ترجمه بپردازیم.
​ترجمه تحت اللفظی (word for word)
ترجمه متن کلمه به کلمه و بدون توجه به ترکیب کلمات و قرار دادن آن‌ها در جایگاه مناسبشان که صرفا به زبان مقصد توجه دارد. این روش روان و باب ميل خواننده نیست.
ادامه مطلب
حس یه سنگ خاکستریِ تیره و روشن، روی یه نیمکت چوبی توی یه شب پر ستاره و خنک. با گوشه ای بین بنفش و نقره ای که برق مي زنه.
نشسته و آسمونو نگاه مي کنه، خنکا رو نفس مي کشه. و تمام اینا، فقط روی صیقلی و خوشگل سنگیشو نوازش مي کنه. 
انگار هیچ کدوم از این قشنگیا وارد خورده های وجود خورده سنگیش نمي شه.
نه
اینجوری نمي شه. باید یه کاری کنه!
مي ره به همه ی اون جاهایی که نشانی از هوای باز دارن و بوی رهایی مي دن سر مي زنه. سر مي زنه تا بلکه این هوای بودن رو یاد
با سلام عزیزان خواننده که به احتمال زیاد بیشتر آنها با تشویق من آمده اند نه به ميل خودشان 
امروز بعد از مدتها تصميم گرفتم دوباره مطلبی بنویسم که احتمالاٌ ، کمي یا بیش تکراری ولی مانند فیلمهای فارسی همچنان مورد توجه اقشار مختلف از هر نظر سن تفکر ایدئولوژی و
مدتها بود که مي گفتند بی خبری خوش خبری است بعبارتی تا انسان از آینده دردناک خود با خبر نباشد کمتر درد مي کشد ؟مثلا مسئولین محترم فرهنگی ناگهان تصميم گرفتند جهت حلال شدن حقوق شان بعد از
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب