نتایج پست ها برای عبارت :

کليپ خنده دار ناکامان

1. گفتم معلم جدید اوردن؟ خیلی باحال می خنده :)) ری ری minute رو گفت مینیت و کم مونده بود برم برا خانومه چایی نبات بیارم خنده ش بند بیاد :| بعد اصن به همه چی می خندید. بعد من از خنده های اون خنده م گرفته بود، اون میگفت چرا میخندی؟ گفتم از خنده شما خنده م میگیره. 
اونم گفت منم از خنده تو خنده م میگیره. 
منم گفتم منم از اینکه شما از خنده من خندتون میگیره خندم میگیره.
اونم گفت منم از اینکه تو بخاطر اینکه از خنده من که بخاطر خنده توعه خنده ت گرفته، خندم گرفته.
جوک های خنده دار جدید
 
یه روز سه تا بنده خدا نشسته بودن جایی، یکیشون یه عدد میگفت بعد همه شون هرهر میخندیدن و ریسه می رفتن.یه نفر می رسه میگه آقا قضیه ی این عددا چیه؟میگن ما حال نداریم جوکها رو کامل تعریف کنیم واسه ی هر جوک یه عدد گذاشتیم. وقتی یکیمون اون عدد رو میگه ما یاد اون شماره جوک میفتیم و میخندیمبهش میگن حالا تو یه عدد بگو. یارو میگه 37یهو هرسه تا میزنن زیر خنده از شدت خنده اشکشون در میاد میگن ای ول دمت گرم این یکیو تاحالا نشنیده بودیم
❆ #خنده:
 
 
ارزش خنده ام راکسی نفهمیدبه اجبار عکاس استاگر می‌خندم سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_سپکو@ZanaKORDistani63سپرای میخانهکانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعید فلاحی(زانا کوردستانی)https://t.me/sepkomikhanehhttps://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
مراقب خنده هات باش ، ممکنه بعضی وقتا با خنده ای که می کنی مُهر تاییدی بزنی بر رفتار اشتباه دیگری ، رفتار اشتباهی که با خنده ی تو بیشتر تکرار بشه و به هر نحوی دل کسی برنجه ، قُبحی شکسته بشه و گناهی صورت بگیره !
روز حسابرسیِ اعمال که می شه یهو می بینی توی پرونده اعمالت ، مواردی هست که هیچ جوره نمی تونی درکش کنی ، همش می گی خدایا من که این کارا رو نکردم و بعد هم جواب می شنوی که درسته که این کار رو نکردی ولی خنده ی تو ، لایک تو ، انتشار مجدد تو باعث شد ک
چند روز پیش برای اولین بار به فکر فرو رفتم که آخرین باری که خندیدم کی بوده. البته لبخند که زدم. اما خنده را یادم نمی آمد. همین الان دراز کشیده بودم و داشتم توییتر فارسی میخاندم و ناگهان خندیدم. چنان خندم گرفت که سرمو کردم تو بالش. بعد در حین خنده پوست لبمو روی دندونام حس کردم. عضله های گونه م رو روی بالش حس کردم. بعد صربان قلبم و حس کردم. بعد نفس هامو. و همچنان داشتم میخندیدم. خنده ی خودمو بعد از مدت ها احساس کردم. بغضم گرفت. منقبض شدم.
اگر بدنبال یک مرکز معتبر برای تزریق ژل خط خنده هستید پیشنهاد می کنم سری به مرکز تزریق ژل آوا بیوتی بزنید.
ما به عنوان بهترین مرکز تزریق ژل خط خنده در تهران با بهترین مواد و کادر پزشکی اماده ارائه خدمات به شما عزیزان هستیم.
همچنین هزینه تزریق ژل خط خنده در مرکز زیبایی آوا بیوتی بسیار پایین تر از سایر مراکز می باشد.
برای کسب اطلاع درباره تاثیر تزریق ژل خط خنده و مراقبت های بعد از تزریق ژل خط خنده با ما تماس بگیرید. 88502120 - 021
شدم #یاس، پر از بغض. و یا شاید حزن، ماتم، اندوه، حسرت، سوگ و یا هرچیزی که می‌شه اسمش رو گذاشت غم.باغ دلم رو هرس می‌کنم و حصارهای کوچیکش رو می‌شکنم، تا حصارهای بزرگتر دور خودم بکشم، تا سمیّتم به کسی سرایت نکنه. من سمّی شدم و باید قرنطینه بشم. به قول #اخوان_ثالث "یک روز که خوشحال‌تر بودم می‌آیم و می‌نویسم: این نیز بگذرد ."
مظاهر.نوشت ۱: کلیپ مربوط به کنسرت یاس در سیدنیِ استرالیاست، سال ۲۰۱۹.مظاهر.نوشت ۲: فقط ژست وایسادنش اونجایی که داره می‌خون
خواننده اهنگ وقتی یکی دوست داره محاله تنهات بزاره
کلیپ وقتی یکی دوست داره پاشو تو دنیات میزاره
اهنگ وقتی یکی دوستت داره پاشو تو دنیات بزاره
متن اهنگ وقتی یکی دوست داره محاله تنهات بزاره

خواننده آهنگ وقتی یکی دوست داره
دانلود آهنگ وقتی یکی دوست دارم محال تنهات بزارم

دانلود اهنگ ناکامان وقتی یکی دوست داره
دانلود آهنگ وقتی یکی دوستت داره پاشو تو دنیات بزاره
چیزی به او گفتم؛ خندید و بین خنده‌هایش گفت: دیوونه!» و باز خندید. می‌خواستم بگویم خب مگر می‌شود فرد عاقل صدای خنده‌های تو را بشنود و از سر ذوق دیوانه نشود؟ ولی سکوت کردم، دیوانگی را ترجیح دادم به قطع کردن ریتم خنده‌های شیرینش؛ و من دیوانه شدم، دیوانه‌ی او.
#امیررضا_لطفی_پناه
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
Nickelodeon,SpongeBob Funny Pants,SpongeBob SquarePants Collection,انیمیشن باب اسفنجی خوش خنده دوبله فارسی,باب اسفنجی,پارتیک,پلنگتون,دانلود تمام قسمت های انیمیشن باب اسفنجی شلوار مکعبی,دانلود دوبله فارسی انیمیشن باب اسفنجی رومه خرچنگی,دانلود رایگان انیمیشن باب اسفنجی خوش خنده 1080p,دانلود کارتون باب اسفنجی خوش خنده,دانلود کامل سریال باب اسفنجی,
ادامه مطلب
یک مدل خنده خیلی خاص و منحصر به فرد دارد که خیلی لعنتی است 
خنده ای آمیخته با هیجان و تعجب و شادی 
خنده ات؛
مرا یکی یکی از بندهایی که به زندگی وصل میکند ، جدا میکند. پرواز میکنم روی ماه
بخند :) 
قلب 
 
+ نوشته شده در ۰۴ مرداد ۹۷ | ۱۴:۱۷
بسم الله
 
آذر هم آمد. پاییز واقعا دارد تمام می‌شود. اما، چه لحظه‌های عجیبی که نارنجی‌طور در آن ثبت شدند. از این‌طرفِ ولیعصر تا آن‌طرفش. انقلاب و دستفروش‌هایش. مترو و له شدن و خنده‌هایمان. تئاترشهر و چراغ قرمز‌های روی اعصابت و خنده‌های من. عکس علی فروغی که همین دیشب خاطره‌اش را ثبت کردیم. چه دوندگی‌ای. چه خنده‌هایی. چه سرمایی. چه سوزی. چه نگاه‌هایی. چه لب‌خندی.
برایت نوشتم آخرین ماهِ پاییزت به خیر و خوشی. واقعا برای همه‌مان خیر و خوشی ط
به نام خالق بی‌همتا
صدای خنده‌هاش فضای تنهایی‌هاش رو پر کرده بود
انگاری می‌خندید تا هیولای تنهایی و خستگی‌هاش
جرئت حمله به قلبش رو پیدا نکنه و تو همون پستوی
انتهایی چشماش دوران اسارتش رو بگذرونه.
از خنده‌هاش یه نقاب رنگی ساخته بود تا یادش نره
تنها سلاحی که براش مونده تا با اون هیولاها بجگنه
همین خنده‌های بی‌صدای جسم و روحیه که دلش
تاب باختنشون رو نداره.
آخه اگه یه روزی همین رو هم از دست می‌داد باید
مثل یه کویر، همیشه تشنه دیدن حتی یه سر
چند نوشته آخر این دفتر پاره را خواندم و خنده‌ام گرفت. اصرارم بر تکرار گذشتن و میگذرد و زمان و این‌ها خنده دار است.
بگذارید به پای اینکه آخرین‌ها سوکند. گویی تکه‌ای از گوشت گوشه ناخنت را می‌کنند و می‌برند و تو می‌سوزی.
روز‌های آخر این دانشگاه!
خاطره: رفتارهای خاک بر سری در دوران نامزدی
نمیدونم براتون قابل تصور هست یا نه؟
جغرافی یه امتحان 20 نمره ای کاملا تشریحی داشتیم و نمره های کل کلاس‌ رو روی هم جمع میکردی به بیست و یک نمیرسید.
بچه ها در یک افسردگی حاد رو به خودکشی قرار گرفته بودن که من مثل خرس مهربون و پسر شجاع قهرمانانه فلش رو در آوردم و زدم به دیتای مدرسه و گفتم بچه ها امتحان های مدرسه رو که خراب کردیم و به فنا رفتیم هیییییچ بیایین بهتون درس زندگی بدم، بذارین یک کلیپ درباره رفتا
عکس های خنده دار
 
عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام 
در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید.
حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟
البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم!
هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی
عکس های خنده دار
 
عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام 
در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید.
حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟
البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم!
هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی
عکس های خنده دار
 
عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام 
در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید.
حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟
البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم!
هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی
عکس های خنده دار
 
عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام 
در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید.
حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟
البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم!
هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی
عکس های خنده دار
 
عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام 
در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید.
حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟
البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم!
هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی
عکس های خنده دار
 
عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام 
در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید.
حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟
البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم!
هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی
هیچ وقت این قدر باهات صمیمی نبودم که بهت بگم رفیق گرمابه و گلستان، حتی این اواخر هم خیلی کم ازت خبر داشتم، ولی آخرین بار از امیر -که همین دو هفته پیش تو فرودگاه مسقط به شکل کاملا معجزه‌وار دیدمش- راجع بهت پرسیدم و گفت که هم اتاقیشی تو کانادا و باهم الکترونیک قدرت می‌خونید. شاید رفیق آنچنانی نبودیم اما همون چند تا کلاسی که با هم داشتیم و تمرین‌هایی که باهم کپ زدیم و امتحانایی که با هم دادیم باعث شد یه دوستی بین‌مون شکل بگیره. کد دوستیمون عجب
 یک ماهی است که گوشی امیرعباس را به خاطر شروع مدارس از او گرفته ام. به گمانم کار خوبی کردم ولی وقتی دیروز گوشی را برای مدت کوتاهی در اختیارش گذاشتم متوجه شدم درک چه حس های زیبایی را از او دریغ کرده ام‌. خنده های بلندش با دیدن یک‌ کلیپ خنده دار و نشان دادن آن به من و پدرش و این بار بلندتر خندیدنش. گوش دادن به موسیقی های توی گوشی اش که از من هم آنها را بیشتر دوست دارد و همراه شدن با خواننده ی مورد علاقه اش حامد همایون و حرکات موزونش. چینش تیم فوتبا
۱.  دارم برای مهدی (۷ ساله) املا می گویم. با خودش پاک کن نیاورده است و یک کلمه را اشتباه می نویسد. با ناراحتی می گوید: "خاله پاکنتو میدی؟" میگویم: "نمی دونم کجا گذاشتمش. خودت برو تو اتاقم پیداش کن بیار." با لحن جدی و طلبکار می گوید: "خاله مگه من نوکرتم برم پاکنت رو برات پیدا کنم؟!"

۲. مامان دوست سارا (۷ ساله)، دوست سارا را به خاطر کار بدی که انجام می داده دعوا کرده است. سارا خیلی جدی و با اعتماد به نفس گفته: به نظر من بهتره ببریدش پیش خانوم دکتر امیریان
 ❆ نامهربانی:فریاد جانانه مهربانی های مرا انتهایی استو نه بی مهری های تو!. ❆کوچ خنده:ناله ها است در منجای آوازاز لبم کوچ کرده اندخنده هایم. ❆ خدایا:خدایا!!!چگونه،با تنها بودن هایتکنار می آیی!؟ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_پریسکه@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
میخواهم فرار کنم. از محیط تنگ این حصار. حصاری که مرا نگه میدارد. از دویدن در دشت عشق. از پریدن و شیرچه زدن در دریای زلال ماجرا‌ها با تو. از یخ زدن در سرمای زمستان در کوه‌های پر برف.
از شنیدن خنده‌هایت.
آخ که شنیدن خنده‌های تو زیبا است. آخ که دلم میسوزه و اشک و خون دلم هیزمش می‌شود و میسوزد و میسوزد. آخ از زمان. آخ از رویای کودکی. آخ از فکر فرصت هایی که در دلم خواهند آمد ولی در حقیقت نه.
وانتی تو کوچه داد میزنه سبزی دارم سبزی تازه.
من فکرمو بلند بلند تکرار میکنم: کاش من جای این وانتیه بودم. سبزی می فروختم. می رفتم.
خواهرم بلند بلند می خنده.
منم بلند بلند می خندم.
اما جنس خنده هامون فرق می کنه و این رو فقط من می دونم.
می خواستیمش، خیلی زیاد.شب و روز بهش فکر می کردیم‌ و #دفترچه_یادداشت_گوشی_مون پر بود از #تکست_عاشقانه تا براش بفرستیم. می فرستادیم و می خوند. می خندید و می خندوند.چندتا عکس ازش سِیو کرده بودیم و با آهنگ "#آهای_خبردار" #همایون هزاربار نگاهشون می ‌کردیم.بعد یهو رفت، رفت و پیداش نشد.فکر نکنی از اوناش بود که تا جا توی دل وا می کنن می زارن می‌ رن، از اوناش نبود.هر اومدنی یه رفتنی داره، هر رفتنی هم یه حکمتی لابد!حکمتش این بود که یاد بگیریم #آدم مال رفتنه
شدیییییییییییییدا خنده داره بروبچ
توصیه میکنم دستمال کاغذی بذارین پیشتون نه برای گریه بلکه برای اشک های سرازیر شده
از شدت خنده.منکه مردم و ترکیدم ینی.بااینکه یکم قدیمیه ولی خدایی خیلی فانهارزش دیدن داره
نماشا.کلیک بنما^^
دانلود برنامه ساخت کلیپ های فان (Splicer Funny Video Meme Maker) برا ی اندروید
دانلود برنامه ساخت کلیپ های خنده دار با لینک مستقیم و به صورت رایگان
اپلیکیشن ساخت کلیپ های فان (Splicer Funny Video Meme Maker) یک برنامه فوق العاده در حوزه سرگرمی می باشد که توسط کمپانی PIL PARAMOUNT INVESTMENTS LIMITED منتشر شده است، از دیگر اپلیکیشن های این کمپانی می توان به Wonder Words اشاره کرد.
اپلیکیشن ساخت کلیپ فان، با گردآوری میلیون ها بخش کوتاه خنده دار و جذاب از انواع فیلم ها و سریال ها به شما این امک
دانلود اهنگ دلگیرم شده ابر بهاری دوتا چشمونم خدایا (حجت قائمی) کیفیت 320 با لینک مستقیم
 دانلود آهنگ دلگیرم شده ابر بهاری دوتا چشمونم خدایا از حجت قائمی با لینک مستقیم و کیفیت 320 سبک موزیک : آهنگ غمگین زندانی - پخش اختصاصی . سبک موزیک : آهنگ جدید – پخش اختصاصی از سایت ناکامان. دلگیرم شده ابر بهاری دوتا چشمونم خدایا. میمیرم عاشق و بیقــــرار و زار و گریونـــم خدایا.دانلود آهنگ زندانیم زندانی دستان روزگارم از امیر باقری متن آهنگ : دلگیرم شده ابر
2513- اسدا. علم» وزیر دربار و معتمد شاه، در خاطراتش درباره ماجرای خفت‌بار جدایی بحرین از ایران می‌نویسد: شورای امنیت به اتفاق آرا میل بحرین برای استقلال کامل را تصویب کرد. نماینده ایران نیز فوری آن را پذیرفت. خنده‌ام گرفته بود؛ گوینده رادیوی تهران طوری با غرور این خبر را می‌خواند که گویی بحرین را فتح کردیم. اما این خنده، به آن معنی نیست که من با این کار مخالفت دارم .”منبع: خاطرات علم، ج2، ص48
دانلود فایل اصلی
نمی‌دونم ریختن اشک از سر ذوق، چقدر می‌تونه شیرین باشه! ولی دیدنِ کسی که از خوشحالی، نمی‌دونه بخنده یا گریه کنه، خیلی به نظرم شیرینه.امروز، یه زوج رو در درمانگاه دیدم. دمِ در، خانوم داشت می‌خندید. بعد رفت توی بغلِ همسرش و همینطور داشتن با هم می‌خندیدن. اول فکر کردم موضوع خندهداری برای هم تعریف کردن و مثل من، که اینطور مواقع میرم توی بغل طرف، دارن از خنده، غش می‌کنن. اما یهو صدای خنده‌ی خانوم به گریه تبدیل شد. تعجب کردم. آخه آقا هم داشت ا
 همه اش خنده ام می گرفت. به حرکت پرده در باد می خندیدم، به ناخن های دو پوست شده ام، به غذای ریخته روی فرش، به مردی که توی تلویزیون سبیل نوک سیخی داشت. خلاصه به همه چیز خنده ام می گرفت. و نمی توانستم جلوی خنده ام را بگیرم. خودم هم از این خنده ها عاصی شده بودم. این دیگر چه کوفتی بود! مریض بودم؟ شاید. 
دلم می خواست بدوم توی خیابان و به تک تک آدم هایی که می بینم فارغ از جنسیت و سن بگویم دوستت دارم. بعضی هاشان را بغل کنم و ببوسم و بگویم زندگی قشنگه! 
شک ند
کتاب خنده ی پنهان اثر غلامحسین دولت آبادی نشر یکشنبه
ویژگی های محصول:
قطع: وزیری
نوع جلد: شومیز
مناسب برای: بزرگسالان
کتاب خنده ی پنهان اثر غلامحسین دولت آبادی نشر یکشنبه
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
برای خرید کتاب خنده ی پنهان اثر غلامحسین دولت آبادی نشر یکشنبه با تخفیف ویژه یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی ع
نرگس جار همند سر نزنی
تیر هاکرده کوتری پر نزنی
ته ماه تتی سوئی آرزویی
دل پرچم کر س سر نزنی
 
کندی دره هوا دره
گندم تاش هوا سیو میا ره
 
افتاب سوخنک رنده کنه
سرمست گل لاله خنده کنه
ته سه اشکوفنه اوشمک گل
ته خنده گل متار زنده کنه
 
کندی دره هوا دره
گندم تاش هوا سیو میا ره
 
یه رای گیری تو کلاسمون برگزار شد
کل کلاس موافقش بودن
بعد من و ف دیشب واسه خنده و از سر بیکاری
رفتیم رای مخالف دادیم
میخواستیم امشبم پسش بگیریما
بعد الان نماینده مون که خیلیم باهاش رو دروایسی داریم
اومده باهامون مذاکره
که رای مونو پس بگیریم و موافق شیم چون اجرا شدنش به امضای تک تک بچه ها نیاز داره
الان ما هم مجبوریم الکی ادای مخالفایی که به احترام نماینده موافق شدن در بیاریم‍♀️‍♀️‍♀️
هر موقع کسی رو دیدین که از طبیعت و جبلی خودش فاصله گرفته و کارهایی می‌کنه که خارج از تعادله بدونید این نقص از طبیعت و انحراف اون از مسیر خودشه.
مثلاً کسی که بلند بلند در اجتماع می‌خنده و می‌خواد با خنده‌هاش دیده بشه و یا اون کسی که میل به عریانی داره و یا اونی که ادای افسرده‌ها رو در میاره و.
سؤال شاید پیش بیاد که پس کو افراد سالم و صحیح الطبیعة؟ گویم که کم‌اند ولی هستن و باید به این‌ها برای اصلاح خود رجوع کرد.
در لسان طوائف مختلف لفظش فرق م
بچگیام با تمام وجود می‌خندیدم
قدیما با چشمام
یه بازه‌ای که خیلی هم دور نیست، با لبم
و الآن، با دلم!
یه وقتاییش چشممم توش دخیل میشه اما نه همیشه
اصلا یه جاهایی هست که ظاهرم تغییر نمی‌کنه اما دارم می‌خندم!
 
خنده‌ی الآنم نادر و عمیقه
خنده‌ی قدیمام قشنگ بود
خنده‌ی بچگیم پر از زندگی
و من
گاهی دل‌تنگ انواع دیگه‌ی لبخندم میشم :)
 
کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستد
خنده از نگاه هانری برگسون

ھانرى برگسون فیلسوف فرانسوى (١٩۴١-١٨۵٩ (یکى از فیلسوفـانى است که به مبحث خنـده به طور جـدى پرداخته و با نگاھى فیلسوفانه به آن
توجه کرده است. او در رساله اش با نام خنده سرچشمه ھاى ذھنى، روانى و عاطفى خنده را مورد بحث و بررسى قرار داده و نیروھاى برانگیزاننده
خنـده و ماھیت انرژى آزاد شـده در اثر خندیـدن را مطالعه کرده است. 
برگسون در سال ١٩١٠ این کتـاب جـذاب خود را تألیف کرد یعنى درست در آن
زمان که مى خواست براى رفع خسـ
همچو شب باده تو از باده شب آمد ه ای،
ساغر لاله به کف بزم طرب آمده ای.
از کویری، که همه تشنه دیدار تو بود، 
ز سراب نظری دشت عرب آمدی،
 خنده شید شده دشمن هر شبنم گل،
جان به لب آمد و تو خنده به لب آمده ای.
کُشته ای غمزدگان را همه با غمزه و ناز،
از غزای غرض خود به غضب آمده ای.
روی خود تابی ز من، این دل من تاب نداشت،
تب طبخاله به لب حال عجب آمده ای.
همچو شب باده تو از بادیه شب آمده ای،
که برون از حد معیار ادب آمده ای.
در این مطلب می خواهیم بهترین عکس خنده دار را برایتان به اشتراک بگذاریم . شما نیز می توانید با دیدن این چند عکس خنده دار و دانلود آن ها و به اشتراک گذاشتن با دیگران ، خنده را با هم شریک کنید.
دانلود این عکس خنده دار در دلقک
 عکس خنده دار 
ادامه مطلب
حراج فصلی خون 
 
بر درگاه علم خویش 
انسان چونان مهره ای است
با دکمه ای پاشیده می شود.
درحراج فصلی خون 
ارزان ترین کالا مرگ و حیات اوست.
دیگر نمی شناسمش
در آبگینه ی صورت 
گویی غریبه ای است.
 
در روزگار علم
عشق گویی رایحه ای است
از دورهای  دور
آنجا که انسان ،با آب و خاک و مهر 
پیوسته بود 
و خنده شکفته ی شاد او
اینجا خنده را به سکه ای می فروشند
و عشق 
مرز مشخصی است 
در حوزه ی سود و زیان او
 
کو چهرهای بی نقاب
تا پیش روی او
شکرانه ای زنم.
اشتراک با ذکر م
خانواده مقاومتی (۱۱۶)
خنده و زهر مار!
اینکه کسی وسط خنده به آدم بگوید زهر مار!» خوب نیست، ولی اینکه آدم بداند بعضی از خنده‌هایش از زهر مار خطرناک‌تر و دردناک‌تر خواهد بود؛ خودش به خودی خود خنده را به آدم زهر می‌کند! خدا می‌داند چقدر از این بگوبخندهای ما در خانه و دانشگاه و محیط کار تلخ‌تر از زهر مار است ولی ما نمی‌فهمیم:
مَنْ فَاکَهَ امْرَأَةً لَا یَمْلِکُهَا حُبِسَ بِکُلِّ کَلِمَةٍ کَلَّمَهَا فِی الدُّنْیَا أَلْفَ عَام‏[1]
کسی که با زن
خواهرم دانشجوی پزشکیه. 
اون روز داشت با خنده تعریف می‌کرد که:
یه پسره هست توی کلاسمون، بعد از اینکه نمرات امتحان کلیه اعلام شد، اومده بود پیش ما و خنده میگفت کلیه رو افتادم. 
ما هم پرسیدیم مگه نمره‌ات چند شد؟
با همون خنده گفت: دو و نیم!
یعنی همه‌امون از خنده ترکیدیم!
بعد این پسره با دوستاش رفته پیش استاد. یکی از دوستای پسره گفته: استاد شما اینو انداختید. حداقل با نه و نیم بندازیدش، نه دو و نیم!
استاد هم عصبانی شده گفته: برید ببینم! همین دو نمره
ما گنهکاریم،آری، جرم ما هم عاشقی استآری اما آنکه آدم هست وعاشق نیست، کیست؟زندگی بی عشق، اگر باشد،همان جان کندن استدم به دم جان کندن ای دلکار دشواری است، نیست؟زندگی بی عشق، اگر باشد،لبی بی‌خنده استبر لب بی خنده بایدجای خندیدن گریستزندگی بی عشق اگر باشد،هبوطی دائم استآنکه عاشق نیستهم اینجا هم آنجا دوزخی استعشق عین آب ماهی یا هوای آدم استمیتوان ای دوست بی‌ آب و هوا یک عمر زیست؟
 
قیصر امین پور
روی کاناپه روبروی تلویزیون دراز کشیده ام .از حیاط خانه ی عمه صدای آب بازی و خنده ی بچه ها می آید .
زنگ میزنم به حمید .میگوید خانه ی عمه ام در میشیگان هستم و سلام پیرساند .از گرما میپرسد و اینکه کی برمیگردیم .
میگویم هوا خنک است .باد می آید برگ درخت ها میرقصد تو ی باد و از رودخانه صدای جوش و خروش آب می آید . احتمالا غروب برمیگردیم
راستش را بخواهی . اینجا همه چیز خیلی مطلوب است . خنکی هوا.درخاتن بلند .رودخانه .یک آسمان پاک آبی. صدای خنده ی
برای یکی از دستور کارهای یکی از دروس این ترم می‌بایست یکی از ابزارهای (متاسفانه و با شرم خجالت) توزیع کالی مثل: متاسپولیت، کرک رمز و . رو تحویل می‌دادیم.
من برای این دستور کار ابزار sqlmap رو انتخاب کردم که برای تست خطای SQL به‌کار می‌ره.
نکته: هرگونه استفادهٔ غیرقانونی از این ابزار برعهدهٔ خود شماست
اول باید این مطلب رو بگم که، اگر تنها فقط به خوندن این مطلب اکتفا کنید شما متاسفانه اسکریپ کیدی» خواهید شد! ولی اگر میخواید اساسا مشکلاتی که از ط
 
برم ؟!
نرم ؟
برم ؟
نرم ؟
برررررررررررررررررم‌؟
میرمممممممممممممم :))

+
 
برای خنده میرم :) میدونم اینبارو  میبازم :دی ولی میرم :)))
برای خنده هم شده میرم :)) 
کجا ؟!  مسابقات شطرنج :))) با کی میری ؟  با داداشم :)) 
هزینه ثبت نامم حتی به داداشمم گفت من ندارم بدم :))) داداشمم گفت فقط تو بیا باشه اونش با من :)))
دیگه هیچ بهانه ی برای عدم حضور تو این مسابقه ندارم اینبار برای خنده :دی و البته حکم حکومتی
داداشم میریم که داشته باشیم مسابقه شطرنج :)))) 
  
من میدون
در یک کشور جدید هستم. در سومین کشور جدید در واقع. روز آخر سفر است و من ساعت‌های پایانی را در کافه پنج نقطه هستم. یک قهوه پرطعم مطلوب سفارش دادم. موسیقی اینجا را متوجه نمی‌شوم. خوشبختانه که موسیقی زبان مشخصی ندارد. مثل خنده. خنده بین‌المللی‌ست؟ نمی‌دانم‌. حقیقتش کشف کرده‌ام که من می‌توانم از روی صدای خنده آدم‌ها با تقریب خوبی، نژادشان را حدس بزنم. به نظرم می‌رسد خنده آدم‌ها لحن دارد. خنده فارسی با خنده عربی، و هر دو با خنده داچ‌ها تفاوت د
من جدا نگران حسن هستم!
همش میگم یه وقت اون وسط از خنده غش نکنه، صندلیش از پشت سر بخوره زمین، نعلینش بره هوا، آبرومون بره جلو اون یارو مو زرده!
خودتو جمع کن حسن! ما آبرو داریم!

جدی اگه چیزی انقد خنده داره، بگن همه ملت باهم بخندیم! کلیک 
   ژنتیک اینطوری است. وقتی بچه ای از موی ذرت میترسی و خیلی هم میترسی و مایه ی خنده ی خانواده هستی. ولی بزرگ می شوی و ریش در می آوری و دانشگاه می روی و آن قضیه فراموش خیلی وقت است فراموش شده. ولی خب یهو خواهرزاده ات به دنیا می آید و دایی می شوی و خواهر زاده ات هم از چیزهای پرز دار و ریش ریش دار می ترسد و باز همه یادشان می افتد که تو از موی ذرت می ترسیدی و باز مایه ی خنده می شوی.
#یاس
#یومونچه
 
در صدایش خنده ها می لرزید
تاریکی که در بی نوری می رقصید
حکایت تاب لحظه های س بود
 و شیرینی دست های بهم گره خورد
خنده ای از عمق وجودم بود
 
 
بعد نوشت: روی تاب نشستم
با خوشحالی به سی نفر آشنایی نگاه میکنم که نشستن به بازی کردن
توی این هوای خنک
چطور می تونم بگم که
چقدر احساس خوبی به امشب دارم
بعد از  یک هفته مسافرت بودن
و دعواهای شدید این هفته
یه احساس قشنگ و لطیف و حتی رمانتیکی به امشب دارم
انگار هیچ چیزی نمی تون این ارامش بهم بزنه
 
 
وارد دفتر شدم. به محض نشستن روی صندلی‌ام و جاگیر شدن در پشت میزم، همکاری که پشتش به من است، صندلی‌اش را چرخاند سمتم و گفت:اینجا چه کار می‌کنی؟
بعد رومه امروز را گرفت جلویم و زد زیر خنده. عکسم روی صفحه اول رومه بود.
خنده‌ام گرفت. جفتمان می‌خندیدیم. از فیلتر شدن گوگل همین خیرش به من رسید که چون نمی‌توانیم عکسی مرتبط سرچ کنیم تا بچسبانیم به مطلب‌مان، باید عکس خود نویسنده را به زور بچپانیم به مطلب!
حالا می‌توانم قیافه بگیرم و بگویم بلاخ
خلوت خانه حرف های ما پر شده بوداز عکساز حرفاز خندهاز گریهیک روز من نبودمشاید یک روز او نبوددیدیم خلوت خانه شلوغ شدهنه من پیدا بودمنه اوهمه چیز ناپیدا بودحوصله نبودجارو را برداشتیمهرچی بود جارو کردیمخانه خلوت و تمیز شدمنتظر میهمان هستیمتا بیایدبا هم چای بنوشیمگپ بزنیمدوباره خانه پر شود از خنده ها و شعرها#امیربرات_نیا۱۱ آذر ۱۳۹۸
هواللطیف
یادته یکی یکی اسم دانش آموزامو می‌پرسیدی؟ و هر روز اصرار می‌کردی که اتفاقات خوب و بد مدرسه رو برات تعریف کنم؟ خودت هم چیزهای تعریف کردنی کم نداشتی، با آن لحن شیرین ات که من می‌مُردم براش و مسخره بازی‌هایی که موقع تعریف کردن آنها از خودت درمیاوردی!! بعد که من غش می‌کردم از خنده، قیافه‌ی مظلومی به خودت می‌گرفتی و می‌گفتی:" مگه من دارم جوک میگم که تو اینقدر می‌خندی؟؟!!! بخدا همش مال همین دوساعت پیش توی اداره ست" و بعد نوبت خودت بود ک
یاد بگیریم از محبت دیشب پدر نگوییمدر حضور کسی که پدرش در آغوش خاک آرمیده است
یاد بگیریم از آغوش گرم مادر نگوییم در حضور کسی که مادرش را فقط در خواب میتواند ببیند 
یاد بگیریم اگر به وصال عشقمان رسیدیم، میان انبوه جمعیت کمی دستانش را آهسته تر بفشاریم،شاید امروز صبح کسی در فراق عشقش چشم گشوده باشد 
یاد بگیریم اگر روزی از خنده فرزندمان به وجد آمدیم، شکرش را در تنهاییمان به جا آوریم نه وصف خنده اش را درجمع شاید کسی در حسرتش روزها را میگذرا
لیست حضور غیاب رو بیرون آوردم داشتم حضور غیاب میکردم یهو رسیدم به اسم شمس تبریزی خوندن نام شمس تبریزی کافی بود تا  صدای قهقه خنده توی کلاس بلند بشه 
سرم رو چرخوندم طرف بچه ها تا شمس رو پیدا کنم  یه پسر تپل که از اول کلاس مزه پرونیاش رو مخم  بود خودشم داشت میخندید یهوو گفتم فیلمتم که نذاشتن ساخته بشه خیلی شیرین زد توی پیشونیش گفت هعی استاد دیشب اگه بدونی مولانا چه داغون بود سه شبه با دیازپام خوابش میکنم صدای خنده ها بلند تر شد 
بعد گفتم خب چرا
بگذر تو از خطای من وعفو  ما بکنرحمی زلطف خویش براین بی نوا بکنای آنکه مهر توست فزون از هزار باریک بار عفو بنده  برای خدا بکنسر در گریبانم  وبر دل ملال هاستگرد ملال پاک ز دامان ما بکنرنجیده خاطری قبول، ولی از سرکرمیک گوشه چشم، رحم به من از وفا بکنقصدم نبوده آنکه تو را رنجشی رسدحق داری، عذر خواهم و دفع بلا بکنباور کن که نیت من بد نبوده استغمگینی و ملول دلت را رضا بکنمن شرمسارم که دلت را شکسته امای دل شکسته رحم بر این آشنا بکناز من اگر که خسته شد
کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر
دیروز امتحان عربی دادیم یک خنده داااااار بود! نه خنده دار نبود خیلی سخت بود جوابای ما خنده دار بود! بعد امتحان با اینکه گند زده بودیم همش خندیدیم و حالمونو خوب کرد :/// 
توی راه برگشت هم زینب بیت قائم رو دیدم و سارا رو نه سارا دوستم اون یکی سارا فامیل دور تره که اسمشم نمیدونم یکم حرف زدیم یک عالمه حس خوب گرفتم
بعد برگشتم خونه عکاسی بعد رفتم حموم بعد رفتم باشگاه با حدیث و استاد مبارزه کردم مامانمم اومد باشگاه با رقیه مبارزمو دیدن
برگشتمم بزور گر
همیشه برای محیا کردن یه اتفاقِ خاصِ لذت بخش ، مثل یک جشن کلی زحمت می کشیم و از آخر با خودمون می گیم ، نُچ ! به زحمتش نمی ارزید .
+ جدیدا رقیه خانم وقتی باهش حرف می زنی لبخند می زنه و می خنده ! [قلب قلبی !] داره کم کم وارد یک دوره رقابت جدید میشه با برادرش !! خدایا تا امروز که محمد حسین به همین نیم نگاهی که به خواهرش می کردیم حسادت می کرد . از حالا به بعدشو خودت یه کاریش بکن دیگه ، نمیشه از خنده های رقیه گذشت .
++ الحمد لله خانم روشنا حالشون خوبه و بچه ها
یاد آن شبهای یلدایی بخیر
مهربانی های رویایی بخیر
کرسی و مادربزرگ و خنده ها
یاد آن دلهای دریایی بخیر
فال حافظ خوانده می شد ابتدا
لحظه های شور و شیدایی بخیر
هندوانه و انار و پسته ها
خوردنی های تماشایی بخیر
بازیهای کودکانه در حیاط
خانه های سمت بالایی بخیر
شاد بودیم خنده بر لب هایمان
روزگار آن دل آرایی بخیر
باز هم دلتنگ آن یلدا شدم
یاد مادر ، یاد بابایی بخیر
عشق بود و مهربانی بود و دل
یاد آن یار اهورایی بخیر .
______________________________
عکس مربوط به یلدای
مطالب طنز و خنده دار


امروز یه دختره با ذوق و شوق غیر قابل وصفی داشت تعریف میکرد که یه فالگیر بهش گفته تو مهر ماه ازدواج میکنی
بهش گفتم برو پولتو پس بگیر 
مهر تو محرم و صفره 
 خیلی دلم براش سوخت، داغون شد طفلک
 
جوکهای خفن و بسیار خنده دار
 
آقای مجری: چه کمکی به کاهش آلودگی هوا کردی؟
.
.
فامیل دور: ما نه کارخونه داریم نه تولیدی نه ماشین، همین که بدبختیم خودش بیشترین کمکه.
 
 جوکهای خفن
 
یارو طوطی سخنگو میخره میبره خونه میزارتش روی تاب،تش می
سلام
این جمله برا عنوان نوشتم،واقعا خنده دارترین جمله دنیاست
بذارید یه ذره بهش بخندم
بعد ادامه مطلب.
مولا علی بر حق یا خیریا بایستی منکر حق بودند و دروازه علم بودند ایشون بود.
نه پس  اگر قبول داریم،مولا  علی ع می فرمائید :روایت به مضمون هست،اگردعوت به نیکی نشود و از بدی جلوگیری نشود،فساد جامعه رو خواهد گرفت وراه علاج برا آن نیست.
پس جمله خنده دار چی هست تو رو خدا
حالا میفهم کاری در حق مولا علی ع شد،فقط برا اون زمان نبود،برا نسل های ماها ه
معمولا وقتی می خواستم کار یا فکر کنم در اتاقم را می بستم. می آمدی در می زدی، فورا در را باز می کردی و دوباره پشت سرت در را می بستی. بعد روی تختم می نشستی و تکه هایی که از رومه یا کتابت برایم علامت زده بودی رابلند می خواندی و درباره اش حرف می زدی و مدتی روی تختم دراز می کشیدی. اگر خیلی مشارکت نمی کردم می گفتی: عین خودمی. منم اصلا دوست ندارم وسط مطالعه کسی مزاحمم بشه. ولی معلوم بود که همچنان دوست داری حرف بزنیم
هر بار که این کار را می کردی بعد ا
با خنده به مامان می‌گویم اگر آقای اوستین مسلمان شود، من پشت سرش نماز می‌خوانم. از بس با او توکل را فهمیدم. حسن ظن به خدا را چشیدم و در شبهای بی‌خوابی و کلافگی به دادم رسید. اصلا شاید یک روز رفتم و از نزدیک گفتم که چقدر به من کمک کرده. چقدر قدردان انرژی کلماتش هستم که در تاریک‌ترین لحظه‌ها، با ساده‌ترین مثالها، با دم دستی‌ترین کلمه‌ها یادم آورد خدا حواسش به من هست، این روزها می‌گذرد و بشارتم داد که چیزی پیش خدا گم نمی‌شود. چقدر با کلمات
من؛ روسری‌هایم رنگی‌تر شده، خنده‌هایم پررنگ‌تر، حرفهای نزده‌ام تلنبارتراو؛ روسری‌اش عقبتر رفته، خنده‌اش محوتر، صدایش بلندتر.گمان می‌کردم دوستیمان، تفاوت عقیده‌مان را کمرنگ می‌کند؛که انگار نکرده است. او هرروز طلبکارتر و من هرروز بدهکارتر.‌‌ گرانی، بالارفتن دلار، کارنداشتن پسرهایشان، صاحب خانه نشدن. همه تقصیر من و تفکر من و امثال من است. وگرنه رئیس‌جمهور انتخابی‌اش هیچ نقشی نداشته‌است.انگار لبخند دیگر جواب نمی‌دهد. می‌
    دیشب که من رفته بودم مهمونی/معاون مدرسمونو دیدم    از ترس اینکه گیر و غر شروع شه/نگاهمو از تو چشاش دز دیدم
    یواشکی از گوشه ی چشم اون/تا گوشه راست اتاق خزیدم    خیال میکردم که منو ندیده/هول شدمو میزو جلوم ندیدم
    پا زدمو خوراکی ها رو ریختم/با خجالت لبامو زود گزیدم    یهو همه نگاها،برگشت سمت بنده/کاشکی میشد آب بشم یا بشم پرنده
    ناظممونو دیدم برگ توتون میکشه/میون اون هیاهو خط ونشون میکشه    نمره انظباطو 3 نمره کم میکنم/بزار بیای مدر
اوضاع این روزهای مملکت خیلی خیلی برای میچکا قابل تحمل تر از دیدن کلیپ وحشیانه دو حیوانی است که با کودک کار آن کار را کرده اند. یعنی می خواهم بگویم که این روزهای مملکت را میچکا تاب آورد اما دیدن وحشی گری های عده ای آدم نما را نه. مگر می شود این همه وحشی گری؟! مگر می شود این همه توحش؟! شما از چه ساخته شده اید؟! از کدامین پدر و مادرید؟! در کدامین شب سال؟! کودک بیچاره خودش را به هر آب و آتشی می زند تا او را درون سطل زباله نیدازید ولی شما با خنده ای چندش
دانلود آهنگ علی کنکوری از داریوش به خرج دادن این همه شیطنتو داره،استاد برگشته بودو به سمت دوربین نگاه میکرد، اما صدای مخاطبش منو متعجب کرد " استاد چرا اینجوری نگاه میکنید؟" کسی که مشتاق بودم بشناسمش مریم بود، کسی که سرشار از شیطنت بود . به یاد روزهای اول اومدنش افتادم، روزهایی که مدام سربه سر دیگران میذاشت و خونه پر میشد از صدای خنده هاش. چند وقت میشد که دیگه دست از شیطونیهاش برداشته بود؟ خسته شده بود یا دل و دماغ این کارها رو نداشت؟ من مانع
1. تو اسانسور مدرسه گیر کردیم و کرک و پر نموند برامون. صبا زده بود زیر گریه ولی من از گریه ش خنده م گرفته بود قهقهه شیطانی سر میدادم بیشتر گریه میکرد، زنگ اسانسورو که زدم بیشتر گریه کرد :// از خنده مرررده بودم و زود خلاص شدیم ولی دیگه هرگز سوار آسانسور مدرسه نمیشم :|
ولی واقعا پله ها افتضاحن من همیشه زانوهام خالی می کنه و پخش زمین میشم رو پله ها، ببینم اخر سال ام اس میگیرم یا نه :/
2. صبح ساعت 5 صبح پا شدم فقط برا اینکه لباس مدرسمو اتو کنم :| #زن_زندگی
ب
من؛ روسری‌هایم رنگی‌تر شده، خنده‌هایم پررنگ‌تر، حرفهای نزده‌ام تلنبارتراو؛ روسری‌اش عقبتر رفته، خنده‌اش محوتر، صدایش بلندتر.گمان می‌کردم دوستیمان، تفاوت عقیده‌مان را کمرنگ می‌کند؛که انگار نکرده است. او هرروز طلبکارتر و من هرروز بدهکارتر.‌‌ گرانی، بالارفتن دلار، کارنداشتن پسرهایشان، صاحب خانه نشدن. همه تقصیر من و تفکر من و امثال من است. وگرنه رئیس‌جمهور انتخابی‌اش هیچ نقشی نداشته‌است.انگار لبخند دیگر جواب نمی‌دهد. می‌
کامنتهای این پست کم کم رفت به سمت خاطرات خنده دار من و گندم و دختر معمولی از اصفهان و شیراز. گندم پیشنهاد داد یک پست بگذارم و از شما ملت همیشه در صحنه دعوت کنم که خاطرات خنده دار خودتان از سفر به استانها و شهرهای دیگر را کامنت کنید و من اضافه می کنم که اگر خاطره خنده داری از حضور مردم سایر استانها و حتی کشورها در شهر خودتان دارید هم بنویسید.
فقط لطفا لطفا لطفا بیایید حواسمان را جمع کنیم و در بیان خاطراتمان هیچ گونه توهین و تحقیری نسبت به قومیته
امروز مفصل بود ولی چون الان چشمم میسوزه بگم که در کل خوب بود.به یکی از همکارا که براش کیک خریده بودیم و مثلا گودبای پارتی رفتنش به کانادا رو گرفته بودیم گفتم که یه دسته گل برداره پرت کنه تا من بگیرمش و نفر بعدی که اپلای میکنه، من باشم!! زیبا نبود؟! 
رییس ۲ اومدن و خوشحال بودن. کلی هم از نتیجه ی خوب کارام تعریف کردن.حالا نمیدونم واسه نتیجه خوب کارام بوده واقعا یا اینکه دخترش قراره با یه پسر پولدار فایننس خونده، ازدواج کنه. آخر هفته بعد دعوتمو
10 فیلم برتر کمدی ایران که حداقل باید یکبار ببینید
در این مطلب نگاه مختصری خواهیم داشت به ۱۰ مورد از بهترین فیلم های کمدی ایران در چهار دهه اخیر که ضمن بیان یک معضل اجتماعی مهم، خنده را بر لب مخاطب می آورند.
به خنده وا داشتن انسان پر مشغله امروزی امری مهم و در عین حال بسیار دشوار است و مسلما فیلم سازانی که در ژانر کمدی فعالیت می کنند، به خوبی بر اهمیت این موضوع واقف هستند.
ادامه مطلب
 
سلااااممن میخوام درمورد سریالی که عاشقشششششم بهتون بگم.────♡────نام : خنده در وایکیکی یا قهقهه در وایکیکیژانر : کمدیتعداد قسمت ها : 20‍♀بازیگران:Kim_Jung_hyun Lee_Yi_Kyung ⚡️Son_Seung_Won ✨────♡────نظرم: کمدی و طنز موقعیت این سریال انقدر قویه که هر موقع دلم گرفته کافیه فقط یه قسمت از این سریالو ببینم!❤️خنده در وایکیکی در عین حال که فوق العاده خنده داره میشه گفت قصه فراز و نشیب آدم هایی که ما هر روز تو دور و برمون می بینیم یا دست کم خودمون یکی از
حقیقتش توی 2019 سرم خیلی شلوغ بود و وقت سر خاروندن نبود.
توی 2018 هم همینطور
ولی 2019 من یه مهاجرت مجدد از تقریبا شرق کانادا به غربی ترین قسمتش انجام دادم.
و خیلی هم سفر رفتم.
 
 
و خیلی تجربه خوبی بود.
 
ولی یه چیزی که سعی کردم توی 2019 باهاش مقابله کنم، یعنی توی خودم درستش کردم،
این حس وابستگی به بقیه (روحی و روانی) و منت کشی و اینها بود.
 
یا مثلا همیشه فکر میکردم بدون کمک و راهنمایی اشخاص خاصی غیرممکنه از ام ای تی پذیرش بگیرم. که اتفاق بدون کمک بقیه هم ا
اقا به خودم گفتم امروز دیگه هیچی نمیخورم اصن. یعنی که چی؟؟ فردا پس فردا چاق شم کی پاسخگوعه؟ بعد دیدم تو کیفم فقط انگور و پاستیل دارم :| گفتم خدایا من تا 8 شب انگور بخورم ینی؟؟ 
هیچی دیگه. تا الان طاقت آوردم الان رفتم کلاب بگیرم. تو مارکت خوردم زمینننننن خدااااا :|||| خببب چرااااا؟؟؟ :|| #آل_استار_نپوشید_آل_استار_لیز_است . بعد یه پسره فروشندش بود. بعد من که خوردم زمین از خنده داشتم مییی ترکیییییدممم ولی جلو خودمو گرفتم بعد یهو گفتم سلام :| 
با خود
سلام به بازدید کنندگان سایت
 
ما در این سایت برای سرگرمی شما تلاش میکنیم 
و میتونیت از منوی اهنگ اهنگ تون گوش کنین و اگر اهنگ مورد علاقتون پیدا کنید برامون تو ارسال نظر اسم اهنگ تو نو بزارین تا برای شما اهنگ را اپلود کنیم
و در قسمت ویدئو خنده دار میتوانید ویدئو خنده دار تماشا کنید
 
 
با تشکر از شما.
جوک جدید خنده دار
‏تو فیلما دیدید طرف وسط مهمونی یهو میره تو تراس سیگار میکشه بعد یه داف مشتی میاد پیشش؟
اقا همش دروغه من رفتم سیگار کشیدم بابام داشت از اون بالا پرتم میکرد پایین شوهرخالم نذاشت
 خنده دار ترین جوک ها
‏به مامانم میگم این چجور چاییه ریختی؟ چرا نصفه ست؟
میگه: فرض کن تا همینجاشو خوردی، الان میخوای مابقی رو بخوری
قشنگ منطق و فلسفه رو کوبید از نو ساخت
جوک های خنده دار
دخترا تو سن 18 سالگی فقط به دکتر و خلبان با تمام امکانات فکر میکن
نردبان به درخت تکیه داده بود.قورباغه هم توی چمن کنار نردبان، قور قور می کرد.نردبان گفت: این قدر قورقور نکن!قورباغه پرسید: قورقور نکنم، چه کار کنم؟نردبان گفت: پله های من را بشمار.قورباغه جلو پرید. پایین پله های نردبان نشست و گفت: قور. قورقور. قورقورقورنردبانگفت: باز هم که داری قورقور می کنی! بلد نیستی پله های من را بشماری؟قورباغه گفت: چرا، بلدم!بعد جلوتر پرید و گفت: دارم می شمرم. این جوری! و پرید روی پله ی اول و گفت: قور. پرید روی پله ی دوم و گف
آخر چرا من؟منی که به همه لبخند میزدم؟!صمیمیتم زبانزد بود؟؟چرا من؟
حالا دیگر خودم را فراموش کردم.لبخند زدن را.غم وجودم را احاطه می کند؛تامغز استخوان.
خنده هایی که دیگر دلی نیست.من سنگ هم نیستم.ولی خودم را گم کرده ام!
 
دلم برای خودم های گذشته تنگ شده.مانند ماهی درون تنگی که دلش برای دریا لک زده.
دوست دارم به گذشته برگردم.دوباره کودک شوم و فقط از دنیا خنده های واقعی و گریه های گذرایش را بفهمم
 
دلتنگ خودم،بد شده ام.
 
+لطفا همه برام دعا ک
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
فک نکن تورو توی این دلم کشتمو این دیوونه که صدبار بهت میگفت نروبیخیال شو فراموش کردنت کار من نیست تو که خوب میشناسی من بی عرضه روببخش منو اگه دیگه مال من نیستی ببخش اگه منو یاد تو میندازه هرچیزیمیدونی آروزم شده حتی تورو از دور دیدنت ببخش منو اگه هیچوقت نبخشیدمتهمیشه رفتیو به جات برگشتم هی منو نذار تو امید برگشتنتبعد تو دل بریدم از همه هی نرو بیا پیر شم از رفتنتهمیشه رفتیو به جات برگشتم هی منو
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
فک نکن تورو توی این دلم کشتمو این دیوونه که صدبار بهت میگفت نروبیخیال شو فراموش کردنت کار من نیست تو که خوب میشناسی من بی عرضه روببخش منو اگه دیگه مال من نیستی ببخش اگه منو یاد تو میندازه هرچیزیمیدونی آروزم شده حتی تورو از دور دیدنت ببخش منو اگه هیچوقت نبخشیدمتهمیشه رفتیو به جات برگشتم هی منو نذار تو امید برگشتنتبعد تو دل بریدم از همه هی نرو بیا پیر شم از رفتنتهمیشه رفتیو به جات برگشتم هی منو
خنده دار ترین طنز مسائل روز به زبان ترکی با رادیو گند آباد - قسمت اول
 .h_iframe-aparat_embed_frame{position:relative;}.h_iframe-aparat_embed_frame .ratio{display:block;width:100%;height:auto;}.h_iframe-aparat_embed_frame iframe{position:absolute;top:0;left:0;width:100%;height:100%;}

 
 
خنده دار ترین طنز مسائل روز  به زبان ترکی و لحظه های شاد با رادیو گند آباد - قسمت اول
.h_iframe-aparat_embed_frame{position:relative;}.h_iframe-aparat_embed_frame .ratio{display:block;width:100%;height:auto;}.h_iframe-aparat_embed_frame iframe{position:absolute;top:0;left:0;width:100%;height:100%;}
دیوان شمس دریاست، آرامش آن زیبا و هیجان آن فتنه انگیز است، مثل دریا پر از موج، پر از کف، پر از باد است. مثل دریا جلوه گاه رنگ های بدیع گوناگون است، سبز است، آبی است، بنفش است، نیلوفری است. مثل دریا آیینه آسمان و ستارگان و محل تجلی اشعة مهر و ماه و آفرینندة نقش های غروب است. مثل دریا از حرکت و حیات لبریز است و در زیر ظاهر صیقلی و آرام، دنیایی پر از تپش و پر از تلاش دارد.
دیوان شمس دیوان شعر نیست غوغای یک دریای متلاطم طوفانی است. دیوان شمس انعکاس یک
اینکه کنکور من با آغاز قرن جدید شروع میشه هم خفنه ، هم خنده دار ، هم ناراحت کننده .
خفن از اینکه تو آغاز قرن جدید مدرسه تموم میشه و دانشگاه شروع میشه.
خنده دار از اینکه وقتی یکی بهم میگه کنکورت چه سالیه ؟ باید بگم کنکور دو صفر :دی
و ناراحت کننده از این طرف که تو اون سال استرس زیادی و ممکنه بکشم ( البته فک نکنم ولی حالا :دی)
به کدومش بیشتر بها بدم واقعا ؟ :دی
 
امروز بعدازظهر جلسه اولیا بود تو تمام پایه‌ها،منم پایه های مربوط سخن رانی داشتم:-!معلما رفتیم تک تک که صحبت کنیمرفتم کلاس و بعداز احوالپرسی شروع کردم.یه جا نزدیک بود بزنم زیر خنده!قسم میخورم هرجا با لبخند حرف زدم با اینکه حرفم خنده دار نبود اصلااااا و کاملا جدی هم بود،به هر اولیایی نگاه میکردم لبخند رو لبش بود و با لبخند نگام میکرد!یعنی تأثیر خوش رویی رو دیدم واقعا!کنترل سخت شد وقتی این صحنه رو دیدم،لبخندهایی عجیب بدون اینکه خودشون متوجه ب
من برای سال جدید قطعنامه نمی گیرم. من نمی حال همیشه خودم را یک یادآوری در مورد آنچه که مهم است در زندگی دانشگاهی است. یادآوری معمولاً نقل قولی است که من در طول سال پیدا کردم ، چیزی که می خواهم در مورد آن فکر کنم و شاید بعداً از آن استفاده کنم.
نقل قول ها روی نت های چسبنده ای است که من در بالای میز کار خود نگه می دارم. در هفته بین کریسمس و سال نو ، یادداشت های مهم سال را مرور می کنم. من چیزی را پیدا می کنم که طنین انداز باشد ، سپس آن را چاپ می کنم و کنا
ایستاده بودم توی صف عابر بانک، کنار فروشگاه. نفر جلویی، سرش تا گردن توی گوشی اش بود و یک جوان لاغر بلند هم جلوی او، سرش تا گردن داخل عابر بانک بود که ناگهان
"هااااچچچچچهههههه"
جوان لاغر چنان عطسه ی بلند و ترسناکی کرد که نفر جلویی من، دو متر به هوا پرید و از آنجایی که جوان اصلا به روی خودش نیاورد که چه شده، برگشت به سمت من که به زور جلوی خنده ام را گرفته بودم و در حالی که چشمهایش از حیرت این که چه طور یک همچین صدای بلندی می تواند از این موجود دو
آخرین‌باری که لیوان چای‌ام سرد نشده بود کی بود؟ طعم آخرین چای داغ را به یاد ندارم. هرچه فکر می‌کنم احساس می‌کنم از مدت‌های بسیار دور اسفند بوده است و چای‌ام سرد می‌شده.
اسفند فصل شور و زندگی است. فصل بیرون‌آمدن از کرختی پنج ماهه‌ی پاییز و زمستان است. این روزها دارم تند‌تند همه‌ی کارها را انجام می‌دهم. انگار پای قول و قراری نانوشته و ناگفته با خودم مانده‌ام، باید همه‌چیز را قبل از شروع بهار آماده کنم.
 
راستش من عاشقانه لیوان‌های چایی
بمب یک عاشقانه
یه دقیقه دیگه تو این شهر معلوم نیست کی زنده است کی مرده.
اگه قرار باشه من یه دقیقه دیگه زنده باشم، فکر می کردم دلم می‌خواد یه چیزایی بهت بگم که هیچ وقت نگفتم
این که من چقدر قیافه‌تو، صداتو، لحن حرف زدنتو، حتی وقتی باهام دعوا میکنی، خنده هاتو، همین خنده ای که میکنی و من خیلی وقتا نمیفهمم داری به من میخندی یا واقعا خوشحالی، اهمیتی که به کارت می‌دی، به شاگردات می‌دی، شانی که برای خودت قائلی، همین آرایش ناشیانه ی قشنگی که کردی
رئیس یکی ازبخشهای اداره کل ، طبق معمول ، یکروز صبح  
همکاران و کارکنان تحت مسئولیتش را جمع کرد و برای
آنها لطیفه ای تعریف کرد و طبق معمول ، همه همکاران
از خنده ریسه رفتند . اما یکی از کارمندان به لطیفه رئیس
نخندید . رئیس با تعجب و ناراحتی پرسید ؟ مگر لطیفه ام
خنده نداشت ؟ کارمند پاسخ داد : موضوع این نیست قربان.
 نامه انتقالی من امروز می آید و از فردا دیگر کارمند قسمت
شما نخواهم بود .
شرح  چاپلوسی برای حفظ موقعیت شغلی و اداری یکی از بیماری
های
کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر
دوستم مینا، تعریف میکرد، میگفت:
یه روز مادربزرگم مریض میشه، از قضا اون روز پنجشنبه بوده و دکتر متخصص پیدا نمیکنه.
ناچارا میره اورژانس و پیش یه دکتر عمومی، میگه: آقای دکتر حالم خیلی بده، حالا شما یه چیزی همینجوری بنویس بهتر بشم تا شنبه برم پیش یه دکتر درست و حسابی!!! :))
میگن منشیه از خنده ترکیده پاشیده رو میز، دکتره هم خودشو با دستگاه فشار سنج از سقف حلق آویز کرده میگه من پنکه سقفی ام!

پ.ن1: بخندید دیگه! :)) 
پ.ن2: احساس میکنم این چندوقته وبلاگم خیل
منم یه روز عاشق میشم
منم فراموش میکنم
نبین که بی صدا شدم
منم پر خنده میشم
 
امروز تو امروزم میشه
امروز من امروزت میشه
بازی دنیا همینه
غم و خنده میاد و نمیمونه
 
ولی مثل تو نمیشم
خواهر شدی عشقم
من مثل تو هنرپیشه نمیشم
عاشق بشم عاشق میشم
پنجشنبه است، غروب. ته تغاری آمده و با ذوق کلیپ های حماسی اش را نشانم میدهد. مخصوصا آن که در صف نماز است و مطیعی میخواند و برای صف اول نشینان راکد خط و نشان میکشد و حاج قاسم خنده اش میگیرد. با هم نگاه میکنیم و میخندیم و ذوق دخترانه مان گل میکند.
 
صبح جمعه است، نماز را میخوانم، هنوز تا طلوع خیلی مانده ساعت 6 صبح است. سری به اینترنت میزنم تا نگاهی به اخبار بیاندازم. اینستا چند نفری پیام داده اند. جواب میدهم و استوری یکی از دوستان را باز میکنم. انالله
بسم الله
یادداشت یک دوستقاتل در میانه‌ی دادگاه ایستاده بود و لبخند نفرت انگیزی بر لب داشت. می‌دانست قاضی و دادستان و بازپرس و. جرات محاکمه اش را ندارند. مقتول دختر خردسالی بود که بعد از کشته شدن، به آتش کشیده بود و باقی‌مانده‌ی جسدش را در آب ریخته بودند. مادرش ضجه می زد، پدرش اما خاموش بود و مات و مبهوت در و دیوار را نگاه می‌کرد. قاتل ادعا می‌کرد پشیمان نیست اما متاسف است. در عین حال همین را هم با خنده میگفت. او می‌گفت دختربچه را با یک شرور
امروز امتحان دفاعی رو دادیم رفت
وقتی امتحان رو داشتم میدادم سر ی سوال گیر بودم هرچند که بقیه رو با این ترفند جواب داده بودم : متن سوال + چیز هایی که یادمه + چیز هایی که از اخبار شنیدم
معلم وقتی داشت رد می شد که مشکلات رو بپرسه گفتم : آقا ی حالی بده اول جواب این سوال رو بگو 
اومد گفت : عین قبلی ها بنویس
من مُردم از خنده ؛ اون سوالم نوشتیم و مطمئنم 20 میشم چون
ادامه مطلب
سلام
دلم می خواد برات بنویسم، قربون صدقه ات برم ، ثبت کنم این روزهای قشنگ رو . ولی هی نمیشه . نمی دونم چرا . ولی حالا بی خیال . الان اومدم بنویسم . بنویسم از این روزهای آخر فروردین . الان آخر شبه دوشنبه است . به عبارتی وارد سه شنبه ۲۷ فروردین شدیم،  شنبه و یکشنبه دو بار با هم مفصل حرف زدیم . از اقلیم حضور همدیگه لذت بردیم ، کلی کل کل کردیم و خندیدیم . از سفر اروپا گفتی که قراره به زودی بری. بعدش گفتم کی میای ببینمت؟ کلی مسخره بازی درآوردی و
ازونجایی که هردفه قرار بوده برم، یه جوری تقدیر منو ضایع کرده،این بار هم اومدم اینجا بنویسم دارم میرم تا انشاالله تقدیر ضایعم کنه باز
نمیخام پستم غمگین بشه چون قرار نیس یه خدافظی تلخ داشته باشیم
قرار نیس تلخ باشه چون قرار نیس بشتافم ب دیار باقی
رفتنم نهایتا یکی دو هفته
نشد، یکی دو ماه
نشد، یکی دو سال
خیییییلی دیگه بخاد نشه ، پنج سال طول میکشه
الان خنده هام یه چی توو مایه های خنده های جوکره
یه وخ با خودتون فک نکنین که این آدم(ینی اینجانب) که خود
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
قربة الی الله
آخرین بازدید، دوشنبه، ۹۸/۸/۶ آخرین نگاه، آخرین بار. شاید بعدش گوشی رو خاموش کردی و گذاشتی کنار وسایلت، یا نه، گذاشتیش رو حالت پرواز و برای آخرین بار به عکس سپهر رو پروفایلت نگاه انداختی و یه بوسه ازش چیدی و با لبخند یه خداحافظ بابایی بهش گفتی و گوشی رو سُر دادی تهِ جیبت. حالا از آخرین بازدیدت نُه روز میگذره و روزهای تو تقویم نُه بار خط خطی شدن، و یه سوال حامد؛ برای رسیدن به اولین دیدار چقدر باید صبر کنی
1-معرفی الگوهای مناسب علمی، ورزشی، فرهنگی به دانش آموزان
2-توجه به بهداشت روانی روانی وجسمی دانش آموزان
3-برگزاری جنگ خنده درمراسم  صیحگاهی یا اعیاد که با گفتن لطیفه های مناسب واخلاقی باعث ایجاد
شور و نشاط وتخلیه هیجانی می شود.
4- ایجاد تابلوی اعلانات تحت عنوان ایستگاه خنده که شامل شعرهای شادی آفرین ولطیفه های مناسب می باشد.
5- استفاده از پیام های بهداشتی شاد در تابلوی اعلانات
6- برگزاری جشن ها به مناسبت های مختلف
7- آموزش مهارت های زندگی( خودآگ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب