نتایج پست ها برای عبارت :

کلیپ دونه دونه برف میباره رو مژه هات

دانلود آهنگ فوق العاده زیبای  اشک  ازاحمد محمدزاده
متن آهنگ:
اشک روی صورتم هست دونه دونه
تو دنیا کسی قدر دل منو نمی دونه
این دل نمی تونه که بی تو بمونه
دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه
آخه این دل من بی تو شده دیوونه
بری ازش می مونه فقط یه ویرونه
ای دل تنهام بسه چشم انتظاری
من موندمو شبهام شبای بیقراری
چرا تنهام میذاری چرا تنهام میذاری
باز اون چشات دوباره اومد به یادم
باز اون نگات منو داده به بادم
خدا برس به دادم
ای خدا برس به دادم
اشک روی صو
ساعت 4:24دقیقه ی صبح دوستم ک از torentoاستوری گذاشته و رنگ موی جذابش 
و منم روی تختم دراز کشیدم و دارم تک ب تک ستاره های روشن رو میخونم و 
دونه دونه خاموش میشن
زندگی هنوزم زیباست؟ نه؟
زیباست با همه اختلاف که نه با همه ی شکاف های طبقاتیش
پاپیون‌های افتاده روی شونه‌هاش ، دلبرندگی تور روی موهاشو خوشحالی‌ای که بعد از سال‌ها توی نگاهش حس میکردم درست تو لحظاتی که چشم در چشم میرقصیدیم.
اما امشب آنچه که از من مقبول افتاد اون لحظاتی بود که به اجبار اما راضی با کفش‌های پاشنه بلند و پیراهن ِبلند توی شهر چرخ میزدم و برگ‌های پاییزی دونه دونه به دنباله‌ی پیراهنم سنجاق میشدند. حالِ لحظه‌ خوش بود.
قطار رد شد و رفت.مسافرا موندن
مسافرا که برن.قطار می مونه
تو برف بارونی،قطار قلب منه
قلب شکسته ی من
تو برف مدفونه
دونه به دونه غمی.ریل به ریل شبم
غم توی خونه ی من.هر شبو مهمونه.
 
من توانایی این رو دارم که آهنگ"قطار" چاووشی رو هزار بار بشنوم و باز دلم اون بار هزار و یکم رو بخواد.
امروز غم انگیزترین روز زندگیمه 
امروز من کاری کردم که می دونم از نظر عقلی به نفع جفتمونه اما دل هر دومون مخصوصا دل اون به درد اومد. 
نمی دونه من چه حالی ام، نمی دونه دیشب تا صبح با خودم کلنجار رفتم و صدبار زدم زیر گریه، نمی دونه که الان ده روزه تمام مدت سر درد دارم، نمی دونه، هیچ کدوم رو بهش نگفتم؛ چون دوست ندارم غم هام رو بدونه، دوست ندارم حال بدم رو بدونه، دوست ندارم بدونه چقدر از این که مجبورم دوسال رو . :(( ولی مجبور بودم. چاره ای برام نمونده
فکر کن ! همه ببینن که مردی ولی تو زنده باشی
چه تصویر قشنگی!
فکر کن . میری میری میری بالا و پرت میشی از یه جایی و دیگه بعد از اون چشم ها تو رو نمی بینن. کسی نمی دونه کجایی! فکر می کنن تموم شدی
ولی تو توی اون سرزمینی که کسی نمی بینه به زندگیت ادامه میدی!
کسی نمی دونه تو به اونجا رسیدی 
و چه قدر برای این رسیدن رفتی رفتی رفتی رفتی رفتی . ! 
 
 
گاهی خدا هم که دلش میشه تنگ
اشک چشاش میاد با ریتم و آهنگ
فرشته های حمل بارون میگن:
تو دل ابر میکشه پنجه و چنگ
 
بارون یعنی دل خدا شکسته
اشک فراوون به چشاش نشسته
میگن دعا زودی میشه اجابت
تا وقتی درب رحمتش نبسته
 
هق هق اون صدای تُندراشه
گویی خدا سرش رو زانواشه
بحق دونه دونه های بارون
هیچ عاشقی بی یاورش نباشه
 
ميباره تا آروم بگیره درداش
دل میده بر حال دل عاشقاش
دلش سبک که میشه بعد اشکاش
تندی میشه رنگین کمونه پیداش.
کاش هرروز مثل امروز یه خروار کار که مایلم انجامشون بدم میریخت سرم و دونه دونه انجامشون میدادم و حس خوب میگرفتم، آمّااا زندگی همیشه این شکلی نیست و گاهی باید کار هایی که اصلا باب میل نیست انجام بدیم تا به چیزی که میخوایم برسیم.
حسنی بی دندون شدهزار و پریشون شده
بی احتیاطی کردهحالا پشیمون شده
با دندوناش شکستهبادام سخت و پسته
مک زده به آب نباتهی جویده شکلات
قندونو خالی کردهوای که چه کاری کرده
دونه دونه دندوناشخراب شدن یواش یواش
تا خونه همسایه هامی آدصدای گریه هاش
 
 
این یکی هی قرمزتر شد، اون‌ یکی سیاه‌تر.
این یکی شاداب‌تر شد، اون یکی پوسید. 
این یکی عاشق شد، اون یکی لرزید. 
اشکای این یکی ریختن، گلبرگای اون یکی دونه دونه دونه افتادن. 
این یکی تا آخرش موند، جنازه اون یکی رو باد برد.
این یکی سیاه پوشید، این یکی تیره شد. 
این یکی تنها، اون یکی رفته.
تار شدن. 
از یک سال و نیم پیش دلم میخواست عکس‌های دخترمو چاپ کنم و تو آلبوم بذارم و پولش جور نمی‌شد البته جور که می‌شد ولی جاهای دیگه خرج می‌شد 
دیروز پول رو گذاشتم خونه مامان که نتونم بهش دست بزنم بعد رفتم آتلیه و کارت ویزیت گرفتم ،امروز احتمالا عکس‌ها رو انتخاب کنم و فردا عصر ببرم برا چاپ 
داره دونه دونه تیک می‌خوره و ذوقیم براش :))
 
میز تحریر رو نمیدونم سفارش بدم براش یا نه ،بهتره صبر کنم اول تخت رو بخرم بیاد بعد طبق مدل و اندازه اون میز تحریز بخر
صبح زود رسیدم خوابگاه، دیدم یخچال تا خِرتِناق پُرِه، به یکی از هم‌اتاقی هام که تازه باهاش هم‌اتاقی شدم گفتم "درخواست بدیم برامون یخچال نمیارن؟ آخه خب این یخچال برای هفت نفر خیلی کمه!"
گفت "نه بابا! دلت خوشه ها! گفتیم بیان یه چی وصل کنن ظرف‌ها رو بزاریم رووش، گفتن ما برای هر اتاق یه‌دونه وصل می‌کنیم و برای شما هم یه‌دونه تون رو وصل کردیم و بیشتر نمی‌شه!"
 
کوی دانشگاه - یازدهم مهرماه نود و هشت
به یاد ایام کودکی که پسته از مغازه میخریدم به مامان گفتم یدونه از اون پاکت های کوچیک پسته برام بخره وقتی که آورد و بازش کردم همش ده دونه پسته داخلش بود! داشتم آخرین دونه پسته رو میخوردم برگشتم که پاکتش رو جمع کنم که دیدم عه یدونه دیگه پسته ته پاکته و چشام قلبی شد!
متن اهنگ امین حبیبی به نام بارون که ميباره
تک وتنهام تو این دنیا کسی دور و بر من نیستبریدم از همه هیچ جا برام جا واسه موندن نیستدلم میخواد بیام پیشت بیام اونجا که تو هستیدوباره غرق چشمات شم چشایی که رو من بستیبارون که می باره همش حس میکنم کنارمیتویی که توی زندگیم تنها دار و ندارمیدلتنگی میکنم برات بغضم یهو میترکهآخه تو از خودم برام یه دونه یادگارمینمی دونی چقدر بی تو خرابه حال و احوالمدلم خونه پریشونم خبر نداری از حالمنمیدونم نمیدونی یا ای
امروز که کله سحر پاشدم و کلی برنامه ریختم ح پیام داد و رسد به اعصابم. این آدم واسه من تموم شدست، دیگه باهاش نخواهم بود ولی چرا همچنان دارم بهش جواب میدم و پیام میدم و اعصاب خودم رو خورد می‌کنم؟
تو روحش، می‌دونه چجوری باریک بده، می‌دونه چیجور من رو تو مشتش نگه‌داری. ولی بسه. دیگه بسه. من که می‌دونم چرا وا میدم باز؟ هیچی بزرگ هیچی در انتظارت نیست. هیشکی هیچ‌جا برات نرسیده.
یه روزایی انفدر اتفاقای مختلف میفته که شب وفتی میخوای چشماتو بذاری رو هم فکر میکنی چند روز گذشته یه روزایی انقدر شلوغه که هر لحظه ش یه اتفاق جدید میفته و هی کش میاد مثل ادامس دارچینی که زبونتو میزنه. اون روزا من فقط دوست دارم شب شه برات دونه دونه اتفاقا رو تعریف کنم و توهم اخر همش بگی مهم نباشه برات بگی فدای سرت بگی گور باباشون و انقدر چرت و پرت بگی که اول عصبانی شم و بعدش کم کم خنده م بگیره
آخ دلم هیشکی کنارت نیست،سرکن با خودت
 
زیرو روشو دنیارو زیرو زبرکن با خودت
 
وقتی میبینی خودت داره کلافت می کنه
 
ازخودت پاشو ، خودت باشو ، سفرکن باخودت
 
.
 
.
 
هرزمستون پیش ازاین که ریشه پابندت کنه
 
شاختو بردار و تمرین تبرکن با خودت
 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین
 
یا بسوز و جنگلی رو شعله ورکن باخودت
 
سربچرخونی مسیر روبروتو باختی
 
از پل تردید با قلبت گذرکن باخودت
 
تنها موندی باخودت بادشمنت با دوستت
 
آخ دلم هیشکی کنارت نیست سرکن با
 
سلام
 
امروز موقع برگشتن از باشگاه، هوا تاریک شده بود و داشت برف هم میومد.
داشتم فکر میکردم این دونه های برف دارن به هم چی میگن؟
 
شاید یکیشون نگرانه که وقتی برسه زمین چی میشه. شاید دونه هایی که آخر کارن و به زمین دارن میرسن، بیشتر به این فکر میکنن و یه داستان هایی برای خودشون سر هم کردن و یه فرضیه هایی دارن ازین که بعد این چی میشه. بعد اون داستان ها گوش به گوش منتقل شده به دونه هایی که بالاترن. این دونه کوچیکه هم که تازه از ابر جدا شده و شکل کری
12/6/98
شب تا خود صبح گریه کردی و ناله،نمیدونستیم چته،بمیرم برات الهی،تا صبح تو بغلم بودی و میچرخوندمت تو خونه تا آروم میشدی،گفتم شاید دل درد داری بهت قطره دادیم اما کمی بهتر شدی،دیگه نزدیکای صبح خوابت برد،صبح وقتی لباست رو عوض میکردم دیدم بدنت و مخصوصا پاهات شدن پر از دونه های ریز و قرمز،گفتم شاید دیشب پشه خورده باشه،یه عزیز خاتون زنگ زدم گفت شاید ابله مرغون باشه ببر دکتر،عصر با بابا رفتیم دکتر،گفت پشه نخورده شاید کک باشه یا ساس،ما هم شک کرد
تاحالا شده انقدر بخندی که دلت درد بگیره؟
که نتونی نفس بکشی و اشکات دونه دونه پشت سر هم سرازیر بشن و صورتت مثل یه گوجه فرنگی قرمز بشه؟
این آخریا دیگه ماهیچه های صورتم هم درد گرفته بود.
::گفته بودم وقتی رو دور خنده بیفتم دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم؟ ((=
امروز هم روز خوبی بود.
دیدن آدمی که در انتظار مرگش نشسته خیلی سخته
امروز رفتم سر تختش و سریع خداحافظی کردم و اومدم
تو ماشین همه ش به این فکر بودم
که چرا بیشتر نگاش نکردم؟
شاید این بار آخر می بود .
اما واقعا دیدن دستای لاغر و بدن ضعیفش که توانایی ت خوردن هم نداشت برام سخت بود
گفتن نهایتا تا ده روز دیگه زنده ست
ده روزی که دو روزش رفته. 
 
 
خدایا خواستی جون منو بگیری یهویی بگیر
من تحملش رو ندارم
نمیتونم رو به قبله به انتظار مرگ بشینم
دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت
زیر و رو شو، دنیا رو زیر و زبر کن با خودت
 
وقتی می‌بینی خودت داره کلافت می‌کنه
ازخودت پاشو، خودت باش و سفر کن باخودت
 
هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت
 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت
 
_محمد زارعی 
دریا به دریااین کوه به آن کوهخونه به خونهلونه به لونهاین سو به آن سواین کو به آن کوبارون می بارهچک چک و چک چک از قلب ابرابه دامن خاکقطره به قطرهشُره به شُرهمی ریزه پایینرو تنِ زمینبارون می بارهچک چک و چک چک دونه به دونهرو بامِ خونهمی زنه باروناز تو آسمونصحرا به صحرابه امر خدابارون می بارهچک چک و چک چک.
 سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
عشق، موضوع صحبت دیشب بچه ها بود. هر چی می گفتند یکی بود بگه نه این تمام عشق نیست. از دوست داشتن های زیاد، دلتنگی های ترمز بریده و انتظارهای به مقصد نرسیده، اما یک نفر بود در حالی که داشت گوشیشو چک می کرد، بگه این تمام عشق نیست. صبرشان به اتمام رسید و از سوشیانت فرزند سکوت اندکی هنجارشکنی خواستن. 
عشق، همچون تپه ای می مونه که عاشق خورشیده. هر صبح با طلوعش برایش آواز می خواند و غروب که فرا می رسد، اشک می ریزد و شب ها در انتظار می نشیند. او عاشق است ب
درختیَم که ریشه دووندم تا اعماق. ریشه‌هام رسیده به عمقِ غم و ناراحتی. که ربطی نداره که باغبون این باغ کیه یا چقدر کود و آب و بذر و دونه و هرچی می‌ریزه پام، من همون درختیم که ریشه‌هاش تا اعماقن ولی هیچ برگی نداره. همونی که شاخه‌هاش همیشه بویِ پاییز می‌دن. همونی که می‌ترسه از ادامه دادن ولی ریشه دوونده. که باشه تنه‌مو قطع کنین ولی با ریشه‌هام چیکار می‌کنین؟ ریشه‌هایِ من تا اعماقِ غربتن. اعماقِ دور بودن و دور موندن. چجوری می‌تونم بذارم نزد
امشب هیچ دردی از جهت بیماری ندارم. تب هم ندارم . ولی چیزی که نمیذاره بخوابم درد سر انگشت های اشاره و شستمه! :|
 
چرا؟
 
چون امروز نشستم اون 3 شلوار و دو تا روپوش هام و یه پیرهن خواهرم و به پیرهن مامانم و یه چادر خودم و . دیگه چه عرض کنم؛ هر چی خل و خشتک پاره و درز شکافته و تنگ و گشاد تو خونه بود رو درست کردم. :|انگشتام هم واسه اینه که هی دوخت ها رو میشکافتم و نخ ها رو با نوک انگشت میکندم و اخرشم کلی نخ پاره و ریز شده رو فرش رو با همین انگشتا جمع کردم
 
1. لیدیز اند جنتلمن. اسکارو بدین خودم که ککم هم نمی گزه بابت قطعی نت :) همینجا واسه ادم کافیه. آدمهایی بدبختن که وبلاگ ندارن :| خدایی
2. یه چیزایی هستن که میریزن تو شیر. نمیدونم اسمشون چیه ولی من نمیریزم تو شیر، خالی خالی میخورم نزدیک 1000 تا دونه ست :| بعد اقا من داشتم اینو میل می نمودم، یهو ری ری زنگ زد، منم از خود بیخود شدم و ناگهانی بر خیزیدم ظرفه چپه شد و لنتی هر 1000 دونه ش ریخت زمین :||| یعنی حتی یه دونه هم محض دلخوشی تو ظرف نموند که من حداقل 999
یلدای قرمز بدون رنگ رژ تو یعنی هیچ!
شبهای مشکی بدون سرمه ی چشات یعنی هیچ…!
لبت طعمِ انار دونه دونه
دلت سفیدی برف روی بومه
صدات لالایی و من واسش دیوونه
یلدای من تویی؛ ماه توی شب های من تویی
یه سیاره تو کهکشون چشاتمو چشمای من تویی!
یلدای من تویی؛ ماه توی شب های من تویی
یه سیاره تو کهکشون چشاتمو چشمای من تویی!
دانلود آهنگ جدید دانیال هندیانی
یا حی
 
یک هفته ی پیش، اولین تشییع جنازه ی زندگیم رو دیدم، مادر جوون و بیمار یکی از دانش آموزهام فوت شده بود.از جزئیات کم اهمیت میگذرم، فقط اینکه جدای از حال بعد دیدن قبر و میت و فکر کردن به آخر دست و پا زدن هایی که خیلی وقتا بی فایده ن، بعد از اون روز بعضی روضه ها رو طور دیگه ای فهمیدم، غریبی و دل شکستگی امیرالمومنین ع برای حضرت فاطمه س رو.سنگینی داغ دیدن، نه یه عزیز، نه یه جوون، همه ی عزیز هات، دونه دونه توی کمتر از یک روز.برای اولین بار انقدر و
دلم میخواد یه روزایی ذهنمو .مثل کیفم خالی کنم رو میز .
و ت تش بدم انقدر که هیچی توش باقی نمونه.
هیچی.
بعدش دونه دونه آرزوهامو بردارم .فوت کنم.و خاک و گردشو بگیرم 
ترس هامو مثل آدامس بجوئم.
استرسامو مثل آشغال دستمال کاغذی و رسید های قدیمی‌ پرت کنم دور .
خاطراتمو زیر و رو کنم و اگه چیزی ازش به دردم خورد بذارم سرجاشو بقیه رو بریزم توی کشو و درشو قفل کنم.
عادتامو اطلاعاتمو.همه رو همه رو یه بار نگا کنم.و اگه چیزی از توش داغون شده و خر
سلام به همه ی دوستان و همراهان
قصد دارم در این وبلاگ به شما تکنیک های فتوشاپ را آموزش بدهم
 
فتوشاپ نرم فزار فوق العاده ی شرکت آدوبی است که امکانات بی نظیر و پرکاربردی را برای کاربران ارائه می دهد
از ویرایش عکس گرفته تا نقاشی دیجیتال و رتوش و . .
در این بلاگ سعی می کنم همه ی این کاربردها را دونه به دونه به شما آموزش بدهم
با من همراه باشید
احساس می‌کنم پای این ترجمه‌ای که هیژده روزه دارم انجامش می‌دم، پیر شدم. هر روز بیش‌تر دارم کشف می‌کنم من آدم چه کاری نیستم؛ مثلا الان متوجه شدم من آدم انجام کارهای اداری و ساعت‌ها پشت لپ‌تاپ نشستن نیستم. قبل‌ترها هم متوجه شده بودم من آدم حقوق و اون فضای مسموم نیستم. ولی هر روز بیش‌تر دارم نمی‌دونم که کجا باید برم و چیکار کنم یا اصلا چی می‌خوام. فقط دارم دونه دونه اونایی که نمی‌خوام یا نمی‌تونم رو خط می‌زنم، تا ته‌ش شاید، شاید اونی رو
یادش بخیر :)
پارسال یکی از همکلاسیام، یه بار خواست سر آزمون تستی ریاضی از روی من تقلب کنه. بدبخت فقط هم یه دونه سوال از روی برگه‌ی من زد. (منم که تو عمق سوالا بودم، اصلا متوجه اطرافم نبودم!) 
بعد از آزمون دیدم همه‌ی سوالارو درست جواب دادم الا اون یه دونه سوالی که اون از روی برگه‌ی من دیده بود :d
همکلاسیم دیگه نمیدونست خودشو بزنه یا منو =) 
اصلا بعد از اون دیگه آدم سابق نشد =)
دیشب باز خواب می‌دیدم. این بار بیرون هواپیما بودیم. یه گوشه‌ی تاریک کنار دیوار گیرمون انداخته بودن. پونه و آرش هم بودن. همه‌ی کسانی که عکساشونو دیدم این روزها هم بودن. سپاهی‌ها اسلحه گرفتن به سمتمون. همه رو بغل کردم. دونه دونه‌شونو بغل کردم و بی‌تاب بودم که چرا بغلم بیش از این جا نداره. به پهنای صورت اشک می‌ریختم و وحشت کرده بودم. بقیه آروم بودن. صورتاشون رنگ نداشت. ولی هیچی نمی‌گفتن. گریه هم نمی‌کردن. انگار می‌دونستن که مردن. بهشون گفتم ت
یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچکس نبود داستان مرغک سرخه پا از این قراره که توی یه مزرعه سبز و قشنگ یه خانم مرغه زندگی میکرد به اسم سرخه پا. سرخه پا خانم هر روز تو این مزرعه که مثل یه دشت بزرگ بود و پر از درخت و گلای رنگ و وارنگ بود راه میفتادو به دنبال دونه برای جوجه هاش میگشت.سرخه پا هر دونه ای که روی زمین میدید رو با نوکش برمیداشتو توی سبدش مینداخت. یه روز که داشت مثل همیشه دونه از روی زمین جمع میکرد با خودش فکر کرد: من هر روز میام به مزر
آدم هیچ وقت نمی دونه فردا قراره چه اتفاقی بیافته
یه هفته دیگه 
یه ماه دیگه

گاهی برنامه میریزه برای زندگیش .
اما زمان که می گذره پشت سرش رو نگاهی میندازه میبینه همه چی یه جورای خاصی رقم خورده 
هم مثل اونی که خود آدم فکر می کرد و هم یه جورایی خاص از مسیرهایی رفته و به چیزی که می خواسته رسیده 
که اون مسیرها اصلا توی برنامش نیوده
زندگی همراهی خداست 
زندگی همراه شدن بنده با خداست
بقیه اش زندگی نیست کفران نعمت عُمرِ
خدایا به شدت نیاز به تو دار
این متن رو ۶ ماه پیش، برای تبریک تولد بیست‌سالگیِ "ی" نوشتم، که خوندنش تو آخرین روزهای بیست‌سالگی‌ام، خالی از لطف نیست:)
 بیست‌سالگی همون شربت خاکشیرِ خنک و پر از تکه‌های یخ کوچولوییه که ظهر تابستون، خسته و کلافه از بیرون میای و چشماتو می‌بندی و یه سره میخوری‌اش. همونی که وقتی دستت میخوره به قطره‌های ریز سرد آب روی لیوانش، حالت جا میاد. بیست‌سالگی همون شربته است؛ همون‌قدر گوارا، همون‌قدر به اندازه و کافی و همون‌قدر کوتاه و گذرا حتی. ب
خسته ام.
دارم یه محیط جدید رو تجربه می کنم.
حالم سینوسیه، یه روز عالی، یه روز ناامید.
زمان هم داره همینطوری میگذره.
زندگیه دیگه. امرپز
مامانم اومده می گه زن گرفتن تو چی میشه؟!
گفتم چرا مگه؟
میگه به خونه همون دختره زنگ زدم، گفت همچنان می خواد درس بخونه.
گفتم بذار بخونه. آنقدر بخونه که خسته بشه.
حالا انگار چی داره می خونه.
عزیز میگه امان از قسمت، و من به قسمت ایمان دارم.
یه دونه از این دختر مذهبی ها، با چادر کامل و هد بندی که یه دونه از موهاش هم بیرون
اتاق فرمون یه لیست میده به آقای پدر ، آقای پدر میرن خرید.
میره شهروند،تو لیست دستمال مرطوب بوده ، بابا میرسه به قفسه ی لوازم بهداشتی و میبینه اتیکت زده دستمال مرطوب رو هراج کرده و خلاصه چند تا بر میداره.
اتاق فرمون زنگ زد گفت دیدم بابات رو تخت نشسته ، داره پلاستیک به خیال خودش دستمال مرطوب رو باز میکنه :)))
گفتم این چیه خریدی ؟؟؟ 
گفته جدید اومده اینا گویا حراجم بود :)))
اون شی دستمال مرطوب نبوده! پد بهداشتی بوده  
یعنی نیم ساااعته بی وقفه دارم
 
نمیدونم تا کی قراره این وضعیت ادامه پیدا کنه.
گفته بود که قرار نیست تو این مسیر خوش بگذره. گفته بود.
انتخاب با خودتونه که بمونید یا برید.
 
نکنه داریم از قطار پیاده میشیم دونه دونه؟
خسته نشو ازمون.
حتی وقتی ما کم میاریم، اشتباه میکنیم، داشته هامونو به باد میدیم، عقب میریم، جا میزنیم، نمی فهمیم، وقتی ما اصلا خوب نیستیم
چون تو خوبی. چون یه نفس این زندگی ارزش نداره بی تو.
ولی غالبا شعور ما نمیکشه اینو بفهمیم!
 
+تاوان سنگینیه. ببخش! 
 
+بی
کتاب  هزار و چند صفحه ای تو دستمِ،تکیه دادم‌به تخت ،نگاهم میخوره به پنجره و آسمون تاریک که شب قبل   اولین دونه های برف را فرستاد روی زمین و من از  ذوق ،خودمُ روی پشت بوم دیدم که به آسمون ته قرمز و سیاه برفی نگاه میکنم ،از شدت سرما دندون هام به هم میخوره ،نوک دماغم قرمز اما میچرخم و دوست دارم دونه های برف بشینه رو صورتم؛ فقط.فقط فراموش کردم دعا کنم! آخه عزیز میگه بارون و برف اول فصل وقتی به صورتت خورد ،دعا کنی  مستجاب میشه !سعی میکنم نیمه پر لی
دانلود آهنگ رضا شیری یه دونه ای به همراه دو کیفیت خوب وعالی
همین الان دانلود کنید و گوش دهید به ترانه یه دونه ای با صدای رضا شیری { رسانه جاز موزیک }
Exclusive Song: Reza Shiri | Ye Doonei With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ رضا شیری یه دونه ای
تو مث من دیوونه ای دیوونه ای یه دونه ای رو حرف من حساب کن بدون هیچ بهونه ایبه پا دلت جایی نره اینجوری خیلی بهتره کنار من باشی فقط منم دلم جایی نرهدل بده تو به قلبم دلمو بردی کم کم کاش بشه یه روز بیاد دورت بگردمدل بده تو به ق
از سفر یزدِ تابستون‌م ننوشتم تا نتیجه‌ی کنکور بچه‌ها قطعی بشه. همین الآن به‌م خبر دادن که نتیجۀ نهاییِ تاثیر مدال‌شون رو پیامک کردن براشون. هوووف. واقعن این مدت یه قسمت بزرگی از ذهن‌م درگیر بود. خداروشکر همه‌شون چیزی رو که می‌خواستن قبول شدن. مکانیک و هوافضا و فیزیک و علوم‌کامیپوترِ شریف و پزشکیِ شهید بهشتی. همین الآن به دونهدونه‌شون زنگ زدم و تبریک گفتم و یه‌کم با هم گپ زدیم. جمع‌مون دوباره تا چند روزِ دیگه جمع می‌شه. مصطفا و
باباش با ن ها و ملحفه یه خونه طوری درست کرده بود و خودش نشسته بود تو خونه هه و جوجه مثلا در میزد و دونه دونه جونوراشو میفرستاد تو خونه.داداشم یواشکی فیلم گرفته بود.
با صدای بم ، به قول خودش وشککناک، گفت:منم منم! الفنتههه! درو باز کنید!داداشم پرده رو زد کنار که: بفرمایید آقای الفنت!. و دوباره پرده رو کشید.
 
- سلام سلام! منم منم جیرااااف!- بفرمایید آقای جیرف!
 
- باز کنین!. منم منم! پنترررر!- بفرما پنتر!
 
صداشو بلند تر کرد:- منممم! لااااایننننن!-
_آیا از عملکرد امروزت راضی بودی؟+بله. 
_چرا؟
+چون یاد گرفتم. 
_یاد گرفتی؟ چی یاد گرفتی؟
+سه چیز. یک: اتحاد مکعب. کمی خجالت‌آوره، اما تا قبل از امروز بلد نبودمش. تستاش رو هم زدم، خوب. و دو: پایه‌های آوایی همسان. فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن. خیلی هم جذاب بود. سی تا تست هم ازش زدم، یه دونه غلط_طبق معمول بی‌دقتی_و یه دونه نزده_حاضرم قسم بخورم سوال غلط بود، سه تا از گزینه‌ها جواب می‌دادن_.
_و سومی؟
+آهان، سومی. کم‌اهمیت‌تر از بقیه بود احتمالا. یاد
سلام دوستان 
در این پست میخام شما رو به صورت خلاصه و کلی با محسن ابراهیم زاده اشنا کنم
 
محسن ابراهیم زاده در ۱۷ شهریور سال ۶۶ در تربت حیدریه به دنیا آمد. او خواننده، آهنگساز و ترانه سرای سبک پاپ کشور است و از چهره‌های محبوب نسل جوان در این روز‌ها به شمار می‌آید. او اولین کنسرت خود را در سال ۹۴ و در کرج برگزار کرد. دو سال پس از اولین کنسرتش، کنسرتی را در تهران برگزار نمود و در سال ۹۷ بود که در فینال لیگ قهرمانان آسیا در دیدار بین تیم‌های پرسپو
واقعا درآمد برنامه نویس در ایران چه قدر هستش ؟
دوستان عزیز چند مدل داریم برای درآمد زایی از برنامه نویسی که باید دونه به دونه این موارد رو مورد بررسی قرار بدیم تا به درآمد برنامه نویس در ایران برسیم. این مدل ها درآمدی را در بخش پایین لیست کردم که ببینید و هر کدوم رو توضیح میدم.
مدل کارمندی 
مدل آزاد کاری (فریلنسری)
مدل ایده سازی 
مدل کارمندی :
درآمد برنامه نویس در ایران در این مدل به این صورت هستش که برنامه نویس در شرکت ها یا موسساتی که برنام
آخرین حرکت مترو بود.ساعت نه شب.
پیرمرد با یک کیسه پلاستیک که فقط یک دونه پیراشکی تهش بود نشست جلوم.ی لیوان آب خورد و به با مهربانی به من تعارف کردم.بهش نگاه کردم و گفتم خسته نباشید :)
رفت تو فکر،پولایی که از صبح سر پا بوده و به خاطر بار خدا میدونه چند کیلویی رو جابجا کرده از جیبش بیرون آورد و شمرد.همه اش هزار تومانی و دو هزار تومانی و ی دونه ده هزار تومانی اون ته.
چقدر دلم براش سوخت.چقدر با شرف و با غیرت بود با اون سن داشت کار می کرد.چقدر اذیت میشم ا
گفته بودم بهتون؟ من پنجاه روز پیش بیست و پنج ساله شدم
و درسته که بیست و پنج سالگی تا حالا گند پیش رفته، ولی انصافا شروع فوق العاده ای داشت، آخه میدونین، من بیست و پنج سالگیمو از دست یار تحویل گرفتم
من یه روز فوق‌العاده داشتم، مردی داشتم که حواسش بود گل قرمز دوست دارم، حواسش بود کادوی کاغذ پیش شده دوست دارم و گذاشت نیم ساعتی هدیه باز کنم، حواسش به چیزهای ریزی که دوست داشتم بود و گذاشت من دونه دونه کادو باز کنم و بغض کنم از ذوق، بهم ناهار ل
دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت
زیر و رو شو، دنیا رو زیر و زبر کن با خودت
 
وقتی می‌بینی خودت داره کلافت می‌کنه
ازخودت پاشو، خودت باش و سفر کن باخودت
 
هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت
 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت
 
_محمد زارعی 
دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت
زیر و رو شو، دنیا رو زیر و زبر کن با خودت
 
وقتی می‌بینی خودت داره کلافت می‌کنه
ازخودت پاشو، خودت باش و سفر کن باخودت
 
هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت
 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت
 
_محمد زارعی 
اینکه ماهی یه بار بهت پیام میدن یعنی چی؟!
اینکه ماهی یه بار فقط احوال پرسی میکنن یعنی چی؟!
اینکه ماهی یه بار فقط یه متن یا یه عکس یا یه آهنگ یا یه فیلم میفرستن یعنی چی؟!
اینکه 6 ماه یه بار قرار میذارن ببیننت بعد یادشون میره هماهنگ کنن یعنی چی؟! 
واقعا مردم عجیبی داریم !!! حالا بماند بقیه ش
دونه دونه شونو دارم به مرور خط میزنم :)
اون ماهی یه بارم زحمتتون میشه کلا من میرم که راحت باشین:))
.
از سر فضولیه همه ی این کاراشون میدونم وگرنه کسی هوای منو نمیکن
رویایی از که به موهایت بافته ام.به باد رفت.مثل مانتوی جلو باز اما باحیاء تو.
دوست داشتم اولین ها را با تو تجربه کنم.دوست داشتم ذوق اولین ها را در چشم های سیاه تو ببینم.تو قبول نداری چشم هایت سیاه است.اما برای من مثل شب مرموز و عمیق.دوست داشتم اولین جاها را با هم میرفتیم.دوست نداشتم تنهایی بروی.تنهایی یعنی بدون من.یعنی بی هم.دست در دست هم.یعنی پا به پا کنار هم.اینقدر راه را گز کنیم تا تو یک جا کم بیاوری و بگویی خسته شدم.بیا چند دقیقه استراحت کنیم
متن آهنگ جدید امید جهان دونه دونه
من برات میمیرم ودست تورو میگیرم واگه یک لحظه نباشیاز همه دلگیرم وچشماتو ببند ودستامو بگیرواینهمه علاقه رو تو دست ِ کم نگیرو
ناز میکنی و دلم میریزه میریزه میریزهدونه دونه اشکام تو چشمام به شکل ِ سینه ریزهاسم تورو روی قلبم نوشتم عزیزمتموم دنیام کمه به پای عشق تو بریزمشعر آهنگ جدید امید جهان دونه دونه
زندگی دلچسبه تو کنارم هستیاینهمه شادی و تو دلیلش هستیمن با تو خوشبختم عشق ِ تو شیرینههمه حرفای تو به دلم میش
متن اهنگ دانیال هندیانی به نام یلدای قرمز
یلدای قرمز بدون رنگ رژ تو یعنی هیچشب های مشکیم بدون سرمه چشات یعنی هیچلبت طمع انار دونه دونه سفیدی برف روی بومهصدات لالایی و من واسش دیوونهیلدای من تویی ماه توی شب های من تویییه سیاره تو کهکشون چشاتم و چشمای من تویییلدای من تویی ماه توی شب های من تویییه سیاره تو کهکشون چشاتم و چشمای من تویییلدای من تویی ماه توی شب های من تویییه سیاره تو کهکشون چشاتم و چشمای من تویییلدای من تویی ماه توی شب های من تویی
درس تخصصی اامی پاس کردن لذت بخشه! مخصوصا اگر رشته‌ت برق باشه.یکی دیگه هم پاس شد به یاری حق و اینکه عمیقا از افتادن نجفی خوشحالم با اینکه دلبر می‌گه خیلی انسانی نیست! اما عمیقا خوشحالم و این خوشحالی رو نمی‌تونم پنهون کنم.
شاید دلبر نمی‌دونه من چی کشیدم! شایدم می‌دونه ولی می‌خواد من همون میم بمونم.
قدمای آخر دانشگاهه. خیلی زود ۵ سال گذشت از دفتر عمر و شاید دم دمای پروژه جدیدتری باشیم. و چه بسیارند پروژه‌ها!
حالم امروز با نمره‌ی ۱۳ای که
 
گاهی خدا هم که دلش میشه تنگ
اشک چشاش میاد با ریتم و آهنگ
فرشته های حمل بارون میگن:
تو دل ابر میکشه پنجه و چنگ
 
بارون یعنی دل خدا شکسته
اشک فراوون به چشاش نشسته
میگن دعا زودی میشه اجابت
تا وقتی درب رحمتش نبسته
 
هق هق اون صدای تُندراشه
گویی خدا سرش رو زانواشه
بحق دونه دونه های بارون
هیچ عاشقی بی یاورش نباشه
 
ميباره تا آروم بگیره درداش
دل میده بر حال دل عاشقاش
دلش سبک که میشه بعد اشکاش
تندی میشه رنگین کمونه پیداش.
 
ببین و بگو!
1
در سطر بالا چه می‌بینید؟ جواب:
ی دونه یک (یکی یک)
11
حالا در سطر بالا چی می‌بینید؟ جواب:
دو تا یک
21
حالا مجددا، در سطر بالا چی می‌بینید:
ی دونه دو، و ی دونه یک
1211
الگویی که جمله بعدی رو بدست می‌آوریم، ساده است؛ 
ببین و بگو
در عدد بالا،1211 چی می‌بینید، از سمت چپ که بخونیم:
ی دونه 1 (11)
ی دونه 2 (12)
دو تا 1  (21)
پس جمله بعدی دنباله می‌شود:
111221
و به همین ترتیب، بقیه جملات بدست می‌آید:
312211
13112221
1113213211
.
دنباله بالا چند ویژگی دارد که بعضی از آن‌ه
4 سال پیش،هیچوقت فکرنمیکردم اینقدر ذایقه ام عوض بشه که زیتون سبز دم دستم باشه و دونه دونه بردارم بخورم.به واقع زیتون جزو چیزایی بود که اصلا دوست نداشتم.مثل همه ی چیزایی که تا 3 سال پیش دوست نداشتم و الان میخورم.
واین مدل تغییرات تنها نمونه ی کوچکی از تغییراتی هستن که در طول زمان برای آدمها ایجاد میشه،بدون اینکه ادم حواسش باشه و اصلا متوجه بشه که چه اتفاقی داره واسش میوفته.
پ.ن:داریم به قسمت دوست نداشتنی تغییرات میرسیم.
پ.ن:ادما و چیزایی که تو ا
کی میدونه آدما باید چند بار دلتنگ یه چیز بشن تا فراموش کنن؟
به اندازه کلِ دونه های اناری که جلوم بود غصه خوردم ، و چقدر بد شد امروز که اینجوری تموم شد.!
از شنبه منتظرِ امروز بودم ، ولی بدترین روزِ هفته شد.!و کاش یکم شرایط فرق داشت.! یکم.!
خروسه کجاست؟رو پرچین
چی داره؟تاج چین چین
بالش رو هی ت می‌دهبه این و اون نشون می‌ده
می‌گه که خوش به حال منرنگین کمونه بال من
هم قوی، هم قشنگمهیچ کس نیاد به جنگم
بعد چی می‌شه ؟می‌خونه تا خسته می‌شه
وقتی می‌آد به لونهنمونده آب و دونه
 باز دلتنگت شده ام و در هر گوشه ی ذهنم تورو سرچ می کنم چه کنم که نتیجه ی یافت نمی شود .خنده دار است بر مانیتور خاطراتم نوشته ی پدیدار می شود ،آه چه می گوید ؟!'اتصال شما قطع است '  
  سال ها از تصادف من و دوستم بخت  میگذرد: پوشه ی از دستم می افتد  وتمام خاطراتم  پخش زمین می شود بخت به سرعت بخاطر برخوردمان عذر خواهی می کند و در جمع کردند خاطرات ها به من کمک می کند آن روز خیلی آسوده تمام شد بی دغدغه 
  هر چه می گذشت حسی به من نبود یکی از خاطراتم را یا
هنوز پاییز باغ مادربزرگه خودش رو نشون نداده و تنها تصویری که هر سمتی سرتو بگردونی می‌تونی ببینی، انارترش‌های هزارپاره‌شده سر درختن. همونایی که زودتر از برگا رو زمین می‌افتن و می‌تونی هزار تا کادر بی‌فیلتر ببندی ازشون. همونایی که هیچکس نمی‌ره تو باغ تا اونارو بچینه. حتی اگه هم کسی دستشو بالا برد برای چیدنشون، به خاطر خودشون نیست. به خاطر ربیه که واسه فسنجون می‌خوان، یا شاید به خاطر هسته‌ایه که واسه زیتون‌پرورده می‌خوان. هیچ‌کس انارت
 
در آخرین لحظات سوار اتوبوس شد. روی اولین صندلی نشست. از کلاس‌های ظهر متنفر بود اما حداقل این حسن را داشت که مسیر خلوت بود.اتوبوس که راه افتاد نفسی تازه کرد و به دور و برش نگاه کرد.پسر جوانی روی صندلی جلویی نشسته بود که فقط می‌توانست نیمرخش را ببیند که داشت از پنجره بیرون را نگاه می‌کرد.به پسر خیره شد و خیال پردازی را مثل همیشه شروع کرد:چه پسر جذابی! حتی از نیمرخ هم معلومه. اون موهای مرتب شونه شده و اون فک استخونی. سه تیغه هم که کرده حتما ادوکل
دلت می‌خواد بنویسی اما دقیقا موقع شروع، تموم می‌شی. انگار شبکه Blackout می‌شه و حالا باید منتظر یه موتور دیزل دیر استارت باشی تا بیاردت تو مدار!
انزوا همیشه برای پیشرفت خوبه! اما انزوای آزاد. یعنی تو به بیرون دسترسی داشته باشی هر چقدر که می‌خوای! ولی کسی کاری به کاریت نداشته باشه. اینکه توی اتاقت بشینی و هر ۵ دقیقه یه بار صدات کنن که بیا پرتقال بخور یا اسپند دود بده تو حلقت که سرما نخوری مصداق بارز حالتیه که یه دونه USB بیشتر وجود نداره، اما حداق
دلت می‌خواد بنویسی اما دقیقا موقع شروع، تموم می‌شی. انگار شبکه Blackout می‌شه و حالا باید منتظر یه موتور دیزل دیر استارت باشی تا بیاردت تو مدار!
انزوا همیشه برای پیشرفت خوبه! اما انزوای آزاد. یعنی تو به بیرون دسترسی داشته باشی هر چقدر که می‌خوای! ولی کسی کاری به کاریت نداشته باشه. اینکه توی اتاقت بشینی و هر ۵ دقیقه یه بار صدات کنن که بیا پرتقال بخور یا اسپند دود بده تو حلقت که سرما نخوری مصداق بارز حالتیه که یه دونه USB بیشتر وجود نداره، اما حداق
امشب بعد از کلاسم، خسته و غمگین رفتم اون ساختمون که با رئیس درمورد موضوعی حرف بزنم. نمی‌دونستم کدوم طبقه‌ست. جست و جو رو از طبقه‌ی اول شروع کردم. پامو که گذاشتم داخل، دخترای ترم قبلمو دیدم. با خوشحالی پریدن سمتم و بغلم کردن. بقیه هم دونه دونه از کلاس بیرون اومدن و چسبیدن بهم. داشتن رسما منو می‌زدن زمین:)) هی می‌گفتن تیچر توروخدا بیاین تو کلاس ما. هی می‌گفتم بابا I can't. والا، کلاس مردمه خب:)) معلمشون میومد می‌دید جالب نبود دیگه. در همین کشمکش بو
از صبح که میام شرکت چشمم به موتور جستوجوی گوگل و مدام صفحه رو ریفرش میکنم ببینم وصل شده یا نه ! کارمندا دونه دونه میان میپرسن چی کار کنیم رفتیم رو هوا کلا و منم مجبورم براشون کلاس آموزش دیجیتال مارکتینگ و برندینگ بزارم تا تایمشون پر بشه و بتونم از زمان استفاده بهینه کنم و اینور حساب کتاب میکنم میبینم چقدر ضرر دارم میدم ! کاریش نمیشه کرد و فقط باید غصه بخورم که چرا دارم این همه انرژی رو میذارم ، کارمندای مثل موشک پر از خلاقیت دارم ولی نمیتونم ا
کار گروهی!
امید داشتن به همکاری کردن آدم‌های اطراف همیشه خوب ؟ هست؟ نیست؟ کسی چه می‌دونه نتیجه چی می‌شه.
فقط این که دلت خوش باشه تنها نیستی! بالاخره بقیه‌ی کارها قراره موازی پیش برن!
حالا می‌خواد این همکار، پدرت باشه، دلبر باشه یا.
”‏من بدون کسی که داستان‌هام رو بخونه مثل یه دونه شن تو بادم.
این را به کسی گفتم و از اعماق وجودم به آن باور دارم.
من بابت تک تک ثانیه‌هایی که برای خواندن داستان‌هایم صرف شده ممنونم.کاش بدانید با وقتتان جان دختری در این گوشه‌ی خاکستری دنیا را نجات داده‌اید.
جییییغ الان خوشحال ترررینم خوشحاااااال ترررین سفیدبرفی زنگ زد نشناختمش بعد مدتها حرف زدیم مامانممم هی میگف کیه ولی جلو مامانم حرف زدم باهاش از هیجان  دستام میلرزه نمیشد زیاد باهاش حرف بزنم ازش فقط پرسیدم هنوز ناراحتی که جوابم نداد و حرفو عوض کرد نمیخواستم مامانم بفمه باهم دعوا کردیم واسه همین دیگه چیزی نگفتم غافلگیررر شدم نمیدونستم چی بگم حرفی تو ذهنم نداشتم ولی بم گف" من اینجام که به تو گوش بدم" اینقدر هیجانی بودم که میخندیدم الکی. دلیل
لعنت به دلتنگی . لعنت به وقتایی که آدم نمی دونه چه مرگشه. لعنت به اون وقتایی که کسی رو هم پیدا نمی کنی حرفهات رو بهش بگی .
لعنت به خاطراتی که گریبانت رو میگیره. لعنت به اون همه حس خوب که باعث شده هنوز دلتنگ بشم.
سراغت را از چه کسی بگیرم؟ از ابرها؟ از ستاره ها؟ از ماه؟
وسط کتابخونه ای ک طبقه همکف دانشکده پزشکیه یه کاج مصنوعی داریم. دلم میخاد برم یه دونه ازین گولی های قرمز شیشه ای ک مال کاج های کریسمسه رو بهش وصل کنم و فرار کنم:)) شاید جنبشم ادامه دار بشه و کلن تزعینش کنن!
پ.ن: میگن نت دانشگاها رو وصل کردن، برای اولین بار دارم لحظه شماری میکنم ک برگردم دانشگاه
دانلود آهنگ علی یاسینی من یه درختم که عاشق تبر شده
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * من یه درختم که عاشق تبر شده * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , علی یاسینی باشید.
دانلود آهنگ علی یاسینی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Ali Yasini called Man Ye Derakhtam Ke Asheghe Tabar Shode With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه علی یاسینی به نام من یه درختم که عاشق تبر شده
سخته بفهمی همه عمرت تلف شدهمن یه درختم که عاش
با خودم می گم چه قدر لوس شدی دختر. شاید هم لوس بودی، هوم؟
دارم مریض حالی چاوشی رو گوش می دم و این رو می نویسم.
مامان گفت اون کمد عروسکا خاک گرفته، درشون بیار تمیزش کن. 
گفتم باشه.
طبقه بالا، عروسکا. درشون آوردم و کفش رو تمیز کردم. دوباره چیدمشون سرجاشون.
طبقه وسط، عروسکای پولیشی و نرمالو.
یکی دو تاشون رو درآوردم.
یهویی خاطره ها هوپ هوپ تو سرم ظاهر شدن و تند و تند، هوپ هوپ ترکیدن. مثل حباب.
_عه، این فیله! کلاس دوم، خانوم الف. مسابقه بنیه علمی.
_عههه،
سلام .
میخواستم یک روش محاسبه رو بهتون یاد بدم . البته همونطور که قبلا بهتون گفته بودم ، ممکنه این روش رو یاد داشته باشین .
و البته خیلی هم چیز خاصی نیست و خیلی کوتاه هست و شما اگر یاد نداشته باشین میتونین خیلی سریع یاد بگیرین و در مسائلتون به کار ببرین . این رو هم بگم که برای همه ضربها کاربرد نداره و برای بعضیاشون کاربردی هست .
خب اول یک کاغذ و مداد و یا خودکار و یا هر چیز دیگه ای دارین بردارین ( فقط تو رو خدا ) ماشین حساب دستتون نباشه  . 
آماده این
خورشت آلو اسفناج
دستور تهیهاول از همه توی قابلمه روغن میریزیم و یه دونه پیاز بزرگ و نگینی خرد میکنیم و بهش زردچوبه میزنیم و سرخش میکنیم.تکه های مرغ رو بهش اضافه میکنیم و تفتش میدیم.بهش نمک و فلفل اضافه میکنیم.نیم کیلو اسفناج و خرد میکنیم و تو تابه تفتش میدیم،ابش که کشیده شد روغن میریزیم و سرخش میکنیم،اسفناج سرخ شده رو به پیاز و مرغ تفت داده شده اضافه میکنیم و یکم که این مواد باهم میکس شد بهش آبجوش اضافه میکنیم تا حدی که روی مرغها رو بپوشونه.م
”‏من بدون کسی که داستان‌هام رو بخونه مثل یه دونه شن تو بادم.
این را به کسی گفتم و از اعماق وجودم به آن باور دارم.
من بابت تک تک ثانیه‌هایی که برای خواندن داستان‌هایم صرف شده ممنونم.کاش بدانید با وقتتان جان دختری در این گوشه‌ی خاکستری دنیا را نجات داده‌اید.
دانلود آهنگ جدید کیوان داوودی بارون
Download New Music Keyvan Davoodi Baroon
آهنگ جدید کیوان داوودی بنام بارون
بارون امشب باز دوباره ميباره دونه به دونه
یاد چشمای قشنگت باز منو کرده دیوونه میخونه نم نم بارون واسه ی جدایی دیره
 
ادامه مطلب
امسال سازمان سنجش خیلی خیلی وارد فاز غافلگیری شد. بسه دیگه شورش رو درآوردی، مرد!! :))
کارنامه‌ی سبز منتشر شد. :)))
کلا یه دونه انتخاب نیمسال دوم داشتم که از قرار معلوم قبولم… :))) این بهتره با توجه به وضعیت‌های پیش اومده! :|
پذیرای پیش‌نهاداتون برای ۳-۴ ماه بیکاری هستم. :))))
از پله ها بالا رفتیم ، رسیدیم به در ِ مطب دنتیـس
وارد مطب شدیم، دوتا مرد نشسته بودن و منشی خوش برخورد,یه دخترخانوم جوون بود^.^
ازم عکس رو گرفت و برد پیش ِ دنتیس جان:) تا نوبت من بشه نشستیم روی یکی از میز ها فلاسک دوقلوی چایی بود ولیوان ُ .
یکی دیگه از میز ها هم کلی کتاب:) خیلی دلم میخواست برم اون سمت وکتاباروببینم ولیکن اون دوتا مرد همونجا نشسته بودن ُ روم نمیشد.
خلاصه نوبت من شد و رفتیم کلی عکس رادیولوژی رو بر رسی کردیم دراز کشیدم معاینه کرد
دارم ارزشیابی کیفی بچه‌های دومم رو وارد میکنم
فک کن فسقلیا باید برای درس هدیه بهشون نمره بدیم. همه رو دارم بهشون خیلی خوب میدم.
دونه دونه اسماشون رو تو سایت که می‌زنم دلم براشون ضعف میره 
واقعیت اینه که برام عجیبه. اخه دومیا خیلیی برام چالش برانگیزن ولی خب الان میبینم که چقدر دوسشون دارم
از باران که واقعا دوستم داره و از وقتی میرم سر کلاسشون از کنارم ت نمیخوره تا پریماه که به زور جواب سلام میده و زیر زیرکی از پایین چشماش فقط نگاهم میک
آهنگ جدید بهزاد لیتو به نام تو این شهر با لینک مستقیمتو این شهر موزیک جدید بهزاد لیتو با کیفیت بالا
 
دانلود آهنگ بهزاد لیتو به نام تو این شهر 320
دانلود آهنگ بهزاد لیتو به نام تو این شهر 128
 
متن آهنگ بهزاد لیتو تو این شهر
هی زنگ میزنم نمیگی کجایی
الان بد افتادم سر دو راهی
آره منو تو از همدیگه جداییم
بگو مگه کیو مثه من تو داری تو این شهر
تو این شهر تو این شهر تو این شهر
حس بد داره میده به من تن صدات
فکر نمیکردم راحت بری تو مثه باد
من که روز و شروع
۱۰ ماهه شدی و با چشمات همیشه دنبال منی، از جلو چشمت که دور بشم گریه میکنی. با دستای کوچولوت هرچی که داری میخوری میاری طرف دهنمو به منم میدی، عاشق زیر تلویزیونی و همیشه چسبیدی بهش و با آهنگای تلویزیون میرقصی. تو هر حالتی تا صدای آهنگ میشنوی دست میزنی.موقع تعویض پوشک میخندی و فرار میکنی، ت  آینه خودتو میبینی با ذوق میگی ددا یعنی مثلا دلسا.بابا که میاد از ذوق جیغ میزنی. تو صندلی غذات لم میدی و دونه دونه پفیلا برمیداری و میخوری و خیلی حواست هست چی
جایی زندگی می‌کنیم که با راه حل‌های درست به جواب‌های اشتباه می‌رسی، صادقانه به یک نفر ابراز علاقه می‌کنی و اونم اسپری فلفل می‌پاشه رو صورتت. این موضوع من رو خیلی گیج کرده و همه‌ش مثل کسی که تو تاریکی راه می‌ره سرم به در و دیوار می‌خوره. فیلما رو می‌بینیم که یارو می‌ره آزادی‌خواه می‌شه و بر علیه پادشاه قیام می‌کنه، جدیش می‌گیریم، در کل درستکاری رو زیادی جدیش گرفتم. هر کس که من رو از نزدیک بشناسه می‌دونه که چقدر گیجم. دونه دونه ارتبا
نزدیکای غروب بود. جمعه نبود، ولی درست مثل بعداز ظهر جمعه ها، حس میکردی که دلت گرفته و حوصله هیچ کاری رو نداری.
به خاطر همینم شال و کلاه کردیم و رفتیم بیرون. من و ته تغاری بودیم. اول رفتیم پارک محبوبمون. اینقدر شلوغ بود که حد نداشت. انگار کلی آدم دیگه هم دلشون گرفته بود و زده بودن بیرون.
رفتیم بالاتر، یه پارک دیگه، به امید دیگه اینکه خلوت تر باشه. ولی نبود.
کنار پارک، یکی از تکیه های موقتی بود که برای این چند روز برپا شده بود. شکوهمند بود. اصلا، تم
دخترا
بیاین بگین اگه واسه کادو تولدتون حدود ده تا لاک گلدن رز هدیه بگیرین خوشحال میشین یا نه؟
کار عاقلانه ایه به نظرتون؟
مثلا با پولش میشه یه دونه از این دستبند هایی که آویز طلا دارن هم خرید
اما خب این جینگولی تره
نظرتون؟
 
پی نوشت:طرف خودش وضع مالیش خوبه
یه هفته آناتومی،یه هفته پرسپکتیو و یه هفته رنگ چه طوره؟ یا بکنمش روزی یه دونه؟
انقدر عقبم و هیچی بلد نیستم که احساس میکنم اگه روزی 84 ساعت تمرین نکنم و مطالعه نداشته باشه به هیچ جا نمیرسم. ولی نه وقتشو دارم نه حالشو که بیشتر از 3-4 ساعت مفید بشه :(
از جمله دوست داشتنی ترین مکالمه هام در حال حاضر اون قسمت از Big Bang Theory هست که Sheldon می گه من داشتم زندگیمو می کردم. شما منو ویروسی کردید با به فکر بودنم، حمایت کردنم، ، دچار احساس شدم. حالا وضعم اینه. اون موقع ها خوشحال تر بودم، بعدم می گه البته اون موقع ها احساس نداشتم، پس کی می دونه؟
دبیرستان بودیم. تو بعضی امتحان‌ها مدرسه بهمون یه آزادی‌هایی می‌داد که به نوعی» تقلّب کنیم. نه این که تقلّب کنیم‌ها. صرفن امتحان رو با اون ساختاری که آموزش و پرورش انتظار داشت برگزار نمی‌کرد.
یه معلّم شیمی داشتیم که خیلی باهامون رفیق بود و هوامون رو داشت و اینا. D: یه روز سر کلاسش همین طوری داشتیم صحبت دور همی می‌کردیم، یکی پرسید آموزش و پرورش نمی‌دونه ما تقلّب می‌کنیم تو بعضی از این امتحاناش؟ معلّم شیمیه گفت چرا! معلومه که وقتی این قدر
می خوام بگم دلم واسه اون بدبختی که با من دوسته می سوزه ، احتمالا نمی دونه من چه آدم داغونی هستم و کلی insecurity دارم . احتمالا یه رو در حین حرف زدن و خندیدن یهو به خودش میاد و می فهمه عهههه دوباره یکی از insecurity هاتو لگد کردم؟ تلخی ماجرا اینجاست که نمی تونم تقصیر رو گردن دیگران بندازم .از بی جنبگی خودم کاملا آگاهم متاسفانه .
خرید برنامه شب بخیر کوچولو
داستان و داستان سرایی  از گذشته های دور در فرهنگ ما ایرانیان نقش به سزایی داشته است. به طوری که بسیاری از مسائل و پندهای اجتماعی در قالب داستان نقل می‌شده است. در دنیای امروز نیز تاثیر داستان بر آموزش و پرورش کودکان به اثبات رسیده است. برنامه شب بخیر کوچولو برنامه ای شامل قصه های کوتاه، آموزنده، جذاب و شنیدنی است. این داستان ها مناسب گروه سنی ب و ج است. با تلاش فراوان عوامل برنامه شب بخیر کوچولو این برنامه هر شب روی
چند روزی توی خونه تنها بودم. خرید کردم، برای خودم غذا درست کردم، کیک پختم، ظرفا رو شستم، خونه رو جارو کشیدم و گردگیری کردم. الان دیگه اونقدری بزرگ شدم که می‌تونن به حال خودم بگذارنم چند روزی رو تنهایی از پس خودم بر بیام.
یه روزایی بود که مادرم حمامم می‌کرد. بعد از اون بابام با سشوار موهامو خشک می‌کرد و خرگوشی می‌بست. اکثر مواقع یه گوش خرگوش پایین تر از اون یکی بود. یه دورانی بود که مامان چند روز در هفته کیک می‌پخت. عاشق این بودم که بشینم کنار
نمیشه که هم اینها ما را بزنند هم ترامپ! پس عدالت خدا کجا رفته؟ از اونجاییکه هنوز به عدالت خدا ایمان دارم، بنابراین باید مطمین باشم که موشک های ترامپ نباید به یه دونه غیرنظامی بخوره. اینها که تکلیف ملت را معلوم کرده اند و از هیچی نمیگذرند! دست به دامن عدالت خود خدا شده ام:( 
+ هر چی بگیم تف سر بالاست
بعضی وقت ها  اطرافیانت متوجه رفتارهای تو نمی شن. 
مدام ازت توضیح می خوان اما تو نمی تونی توضیح بدی. یه سری از رفتارهای آدم ها ـ مخصوصا نزدیکان ـ رو بعدا متوجه علتشون می شید. مثل ماجرای خضر و موسی؛ این دو نفر هر دو پیامبر خدا بودند اما خضر چیزهایی می دونست که موسی از آنها بی خبر بود. این دلیل بر این نیست که خضر از موسی بالاتر بوده بلکه صرفا خضر خبره تر بوده همین. 
لطفا وقتی کسی توضیح نمی ده، ناراحت نشید، حدس و گمان نزنید، قهر نکنید، غر نزنید که حت
همیشه فکر می کنیم که وضعیت ازینی که هر هست نمی تونه بدتر شه اما اشتباه می کنیم ،
همیشه بدتر میشه !
تا بی نهایت می تونه بدتر بشه !
پس بهترین کار اینه که ازین لحظه نهایت استفاده رو بکنیم 
کی می دونه . شاید همینی هم که امروز داریم فردا نباشه .
 آرد ۱ پیمانه کره ۱۰۰ گرم تخم مرغ ۳ عددشکر نصف پیمانهخامه یا شیر نصف پیمانه شکلات تلخ یا شیرین ۵۰ گرم پودر کاکائو ۲ قاشق غذاخوری وانیل نوک قاشق چایخوری بکینگ پودر ۱ قاشق غذاخوری آرد، بکینگ پودر و پودر کاکائو رو باهم مخلوط و الک میکنیم.شکلات رو به روش بن ماری آب میکنیم(‌روی بخار آب میزاریم تا کاملا شفاف و براق بشه)میزاریم کنار خنک بشه شکر و کره رو با همزن میزنیم تا کاملا سفید بشه.تخم هارو دونه دونه اضافه میکنیم به همراه وانیل خوب میزنیم. ش
یه پرنده پر کشیدهاز همه دنیا بریدهناکجا آباده مقصددرد موندنو کشیدهنمیشه بی آب و دونهپره از دام زمین هاحتی بعضی جاها عشقوکردن ابزار ، دام بوناکاشکی آسمون تموم شهیه جا تو نور و سپیدیبرسه پرنده آخررد بشه از نا امیدیمقصدت هرجا که باشهبدون اونجا آخرش نیستمهم این حس پریدنتوی اوجه ، بهترش نیست
چند وقت پیش واران پستی در رابطه با رعایت بهداشت نوشت.
من شغل و رشته ام خب جوریه که با آدمها و اقشار مختلف سرکار دارم. 
یعنی یه جوری بهداشت پایینه که من وقتی یه آدمِ تمیزِ بی بو بین مراجعه کننده ها میبینم چشمم برق میزنه.
ولی تو خیابون و . کمتر انتظار دارم اون سطح از بهداشت پایین رو ببینم.
اما اخیرا نمیدونم شانسِ منه ، چیه ، همه اش گیر این آدم ها میفتم.
تو چند تا مغازه وارد شدم ،که از بوی گند آدمها ، خصوصا زنها! مجبور شدم سریع بیام بیرون.
باو
 ۱.قطعا مسخره است  ولی می دونید من یه گوشه از ذهنم خوشحاله چون از چیزی که فکر می کردم  بهتر نتیجه گرفتم.این نتیجه هیچ تاثیری به جز کمی ضرر مالی برام نداشته.
۲.مامان بابای بی سواد هم خیلی باحالن نه؟مامانم منتظر بود برام زنگ بزنن از سازمان سنجشدر صورتی که من حتی کتابای هنرم ندارم!حالا امروز به مامانم گفتم رتبمو بعد نمی دونه چی بگه چون نمی دونه خوبه یا نه می گم باید رتبه ام زیر فلان عدد می شدبعد می فهمه قضیه از چه قراره سینه میزنه :))
۳.ولی خیلی
دانلود آهنگ های محسن ابراهیم زاده
جدیدترین آهنگ های محسن ابراهیم زاده با لینک مستقیم و کیفیت بالا
دانلود تمام آهنگ های محسن ابراهیم زاده
 
 
محسن ابراهیم‌زاده (زادهٔ ۱۷ شهریور ۱۳۶۶ در تربت حیدریه) خواننده، آهنگساز و ترانه‌سرای سبک پاپ اهل ایران است.[۲][۳]
محسن ابراهیم‌زاده اولین کنسرت خود را در شهریور ۱۳۹۴ در شهر کرج برگزار کرد و دومین کنسرت وی در تهران در سال ۱۳۹۶ بود.[۴][۵]
در سال ۱۳۹۷ محسن ابراهیم‌زاده خواننده رسمی فینال لیگ قهرمانان آس
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
و برای تو راهی نیست مگر مبارزه و جنگ با هواهای سیری ناپذیر نفسانی.همان ها که هر چ بیشتر بهشان برسی،بیشتر از پیش نابودی تو را تمنا میکنند.جهتم با تعجب میگوید هل من یزید؟؟ایا باز هم هست؟؟
+داداش حالا من نمیگم همه رو از دم کلین شیت کن،اصن بباز،ولی این وسط دو تا گل هم بزن.ی دونه اصن.اصن گل هم نزن.خلق موقعیت کن ابرومند ببازی.بالاخره گل زده تو خونه حریف امتیاز داره دیگه.میگیری چی میگم؟؟
خدایا کمم رو ب زیادت قبول کن
 پس از آنکه رمز پست رو از سایت yekstupid.blog.ir دریافت کردید با یک همچین صفحه ای روبرو میشوید . لازم است بگویم با کلیک بر روی اون سه خط (شماره 1) کادری همچون تصویر باز میشود که میخواهیم دونه دونه کاربردشونو توضیح بدیم .
ثبت نام (شماره 2 ) = با کلیک روی این گزینه میتوانید نام و رمز مخصوص خود را ثبت کنید و بتوانید در چت روم با بقیه صحبت کنید !
ورود (شماره 3 ) = خب اگر از مرحله ثبت نام گذر کرده اید میتوانید با نام کاربری و رمز خود با نام خود بتوانید در چت باکس صحب
خونه ها پر شده از بیماریها و مشکلات.طلاق مرگ و میر و دلیل اون خود ماییمتعجب نکنیدخواهران و برادرانمنیازی نیست دیگران بدونند که آیا من در زندگی مشترکم با همسر خود خوشبختم یا نه!نیازی نیست از غذا یا نوشیدنی خود عکس بگیریم آن را برای گروهها بفرستیمحتی اگر همسرمون یه دونه شکلات واسمون میاره،از اون عکس میگیریم و می‌فرستیم گروه و
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب