نتایج پست ها برای عبارت :

کیه کیه منم تهیی نیست منم توییم

دانلود آهنگ جدید تهی و اندی به نام نازنین
 
دانلود آهنگ جدید تهی و اندی به نام نازنین 320
دانلود آهنگ جدید تهی و اندی به نام نازنین 128
 
متن آهنگ تهی و اندی به نام نازنین
کيه کيه منم تهیکسی نيست منم و توييمچشم تو چشم وصلِ وصلیموقتشه همو بغل کنیمچی شد دلت خواستمنم دلم خواستنازنینم، نازنینمتو دلت یه دریاسله، له، لا بیا تو بغلم فوریله، له، لا کسی نيست منمو توييمله، له، لا وای همدمم شدیله، له، لا میشه منو بغل کنیبذار گلم خودمو فدات کنمبچرخ دورم تو
دانلود آهنگ کيه کيه منم تهی
نازنین آهنگ جدید تهی با کیفیت بالا
Download The New Tohi kie kie manam tohi
 
متن آهنگ تهی
کيه کيه منم تهی کسی نيست منمو توييم
چش توو چش وصله وصلیم
وقتشه همو بغل کنیم
چی شد دلت خواست منم دلم خواست
نازنینم نازنینم تو دلت ی دریاست
بیا توو بغلم فوری کسی نيست منمو تویی
وای همدمم شدی میشه منو بغلم کنی
بذار گلم خودمو فدات کنم
بچرخ دورم تو شدی مال خودم
از گذشتت نمیخوام بپرسم نازنین
بینمون هر چی بشه منو تو مال همیم
بیا توو بغلم فوری کسی نيست
می‌دونی؟
یه وقتایی خسسسته‌ای، ولی ته دلت از خودت و انتخاب‌هات و حتی چلنج‌هایی که توی مسیرت وجود داره راضی هستی.
این رضایته یکی از بروزهاش می‌تونه آرامش باشه می‌تونه باعث بشه که درونت و در ازاش بیرونت به آرامش قشنگی فرو بره. آرامشی که حتی به آدمای اطرافت هم منتقل میشه! و این اتفاق برای صدرا ارزشمنده :)
 
چالش که همیشه هست! مگه زندگی بدون چالش هم داریم؟ مگه میشه یه روز بگذره اما حال روحت بالا و پایین نشه؟ نه که نشه‌ها! ولی خییلی استثناست!
دانلود مداحی یرون مقامی یعنی که ارباب منو میبینه حاج مهدی رسولی صوتی
زیارت یعنی - شب ششم محرم 98 - حاج مهدی رسولی
مداح: حاج مهدی رسولی
شب ششم محرم 98
هیئت ثارالله زنجان، رهروان شهدا و امام
متن نوحه
یرون مقامی یعنی که ارباب منو میبینه
و یسمع کلامی یعنی کنار دلا میشینه
میدونم که ارباب من سلام داده نشنیدم
سلام که میدم در واقع جوابش رو دارم میدم
زیارت یعنی میریم دیدن شاه توی کربلا
زیارت یعنی که ارباب نگاه کرده بازم به ما
زیارت یعنی همین دل بیتاب
زیا
دانلود آهنگ حس تو نیما مسیحا
Download song Nima Masiha >> ♬ Hesse To ♬ >> Music streaming from wikimusic
 
 
حس تو فتح غرور و زندگیست ♪♫♪♥♥
واسه میهنی که بیداره هنوز ♪♫♪♥♥
شادی عکس شهیدا رو ببین ♪♫♪♥♥
خنده هاشون روی دیوار هنوز ♪♫♪♥♥
مرز دنیای تو نبض زندگیست ♪♫♪♥♥
 
♫♪♫♪ ♫♪♫♪
شهر دریایی و آرام جنوب ♪♫♪♥♥
صدف شکفته خلیج فارس ♪♫♪♥♥
بندر نخل و پرنده و غروب ♪♫♪♥♥
پای دیوار های سنگیت امدی ♪♫♪♥♥
تو دستایی که تکيه گاه.ما بودن ♪♫♪♥♥
 
♫♪♫♪  
مثل خنده که نشونۀ شادی نيست؛ مثل تنفس که نشونۀ زندگی نيست؛ مثل پرواز که نشونۀ عروج نيست؛ مثل موندن که نشونۀ تعهد نيست؛ مثل نگاه کردن که نشونۀ دیدن نيست؛ مثل حادثه که نشونۀ اجابت نيست؛ مثل رد شدن که نشونۀ بخشیدن نيست؛ مثل نگفتن که نشونۀ فراموش کردن نيست؛ مثل عُسر که نشونۀ یُسر نيست؛ مثل سکوت که نشونۀ آرامش نيست؛ مثل بزرگی دریا که نشونۀ مهربونی‌اش نيست؛ مثل کم‌نوری ستاره که نشونۀ کوچکی‌اش نيست؛ مثل خواستن که نشونۀ مهر نيست؛ مثل گذشتن که نش
بی لشکریم حوصله ی شرح قصه نيست         فرمانبریم حوصله ی شرح قصه نيست
    با پرچم سفید به پیکار می رویم    ما کمتریم حوصله ی شرح قصه نيست
    فریاد می زنند ببینید و بشنوید    کور و کریم حوصله شرح قصه نيست
    تکرار نقش کهنه خود در لباس نو    بازیگریم حوصله ی شرح قصه نيست
    آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند    یکدیگریم حوصله ی شرح قصه نيست
    همچون انار خون دل از خویش می خوریم    غم پروریم حوصله شرح قصه نيست
آیا به گوشه ی چشم سیاه دوستپی می ب
ای دل ز جان در آی که جانان پدید نيستبا درد او بساز که درمان پدید نيستحد تو صبرکردن و خون‌خوردن است و بسزیرا که حد وادی هجران پدید نيستدر زیر خاک چون دگران ناپدید شواین است چارهٔ تو چو جانان پدید نيستای مرد کندرو چه روی بیش ازین ز پیشچندین مرو ز پیش که پیشان پدید نيستبا پاسبان درگه او های و هوی زنچون طمطراق دولت سلطان پدید نيستای دل یقین شناس که یک ذره سر عشقدر ضیق کفر و وسعت ایمان پدید نيستفانی شو از وجود و امید از عدم ببرکان چیز کان همی طلبی آ
خفته ها ! زنگ چیز خوبی نيست شیشه ها ! سنگ چیز خوبی نيست وصله ها را به من بچسبانید به شما انگ چیز خوبی نيست های ! عاشق نشو نمی دانی که دل تنگ چیز خوبی نيست کری از پیش یک سه تار گذشت ،گفت : آهنگ چیز خوبی نيست ،گفته بودی شهید یعنی چه ؟پسرم ! جنگ چیز خوبی نيست دکتر اللهیاریکتاب عقاب قله پوشان
حق با تو بود این آسمان ها مال ما نيستوقتی توان پر زدن در بال ما نيستحق با تو بود آیینه ها مشکوک هستندبیخود نگاه سنگ ها دنبال ما نيستپشت در این قلعه ی متروک جز مرگآغوش کس بی تاب استقبال ما نيستتاروت،قهوه،شمع یا.فرقی نداردجز مرگ چیز دیگری در فال ما نيستاز روی ناچاری است می تابد وگرنهخورشید فکر میوه های کال ما نيستآه ای بهار مرده روی دست تقویمامسال هم از تو چه پنهان سال ما نيست.سیدجعفر عزیزی
برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده 
نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده از دست عزیزان چه بگویم گله ای نيست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نيست سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه ، هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نيست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم  هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نيست  دیریست که از خانه خرابان جهانم بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نيستدر حسرت دیدار تو آواره ترینم 
غزلی تازه:
مرا شکسته اگر روزگار، حرفی نيست.جهان به تو بکند افتخار حرفی نيست.
نوشته بود چه اندازه ساده بود این عشقشبیه عشق معما بیار. حرفی نيست!
نه این که از سر لج ساکتم، نه، باور کنبدون تو شده دل بی قرار، حرفی نيست
تناقضی شده بین من و غم و شادیبه خنده ام شده غم استتار، حرفی نيست
خدانکرده نخواهی که مثل من باشیز حال من بکنی گر فرار، حرفی نيست
برای ثانیه ای جای قلب من باشی.به حال من نشدی گر دچار، حرفی نيست.
#حمید_رفائی @hamidrefaeipoem
اینجا جنگله. هر کس ب فکر خودشه و تو چرا یاد نمیگیری لازم نيست نگران همه باشی؟ لازم نيست هروقت کسی ناراحت بود حالشو خوب کنی. لازم نيست جور همه رو بکشی. لازم نيست هرکاری خواستی بکنی ب همه بگی ک اگه میخان اونام انجامش بدن
ببین کلا تو شرایطی ک تو یاد بقیه میفتی و میخای کمکشون کنی اگه اونا تو اون شرایط باشن اصلا یه لحظه اسم تو یادشون نمیاد
پس انقد نگران آدمایی نباش ک نگرانت نيستن
بگو به عقربه ها موقع دویدن نيستکه شب همیشه برای به سر رسیدن نيست به خواب گفته ام امشب که از سرم بپردشبی که پیش منی، وقت خواب دیدن نيست من از نگاه تو ناگفته حرف می خوانممیان ما دو نفر گفتن و شنیدن نيست نگاه کن به غزالان اهلی چشممدو مست رام که در فکرشان رمیدن نيست بگیر از لب داغم دو بیت بوسه نابهمیشه شعر سرودن که واژه چیدن نيست برای من قفس از بازوان خویش بسازکه از چنین قفسی میل پر کشیدن نيست تو آسمان منی؛ جز پناه آغوشتبرای بال و پرم وسعت پریدن
برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده 
نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده از دست عزیزان چه بگویم گله ای نيست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نيست سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه ، هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نيست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم  هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نيست  دیریست که از خانه خرابان جهانم بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نيستدر حسرت دیدار تو آواره ترینم 
گفتی ازباران بسازم دفتری خواهم نوشتاینکه من راتاکجاهامی بری خواهم نوشتچشمهای توخدای حرفهای تازه اندکفرراباواژه های دلبری خواهم نوشت کنج لبهایت بهشتی گم شده رسوای منوقتی لبخندتورامثل پری خواهم نوشتبوسه بامن بوسه است ایینه باتصویرتوعشق دارددرمیانش داوری خواهم نوشتاینکه من مردابم اری خط به خط کهنگیتوبرایم دفترنیلوفری خواهم نوشتدرمیان دستهای کوچم جای تو نيستمن تمامت رابرای دیگری خواهم نوشتموج زیبای نگاهت ناگهان تردیدشدباتودارم حرفه
دو هفته پیش بهم گفت "نگران نباش بیست تا تست بیشتر نداده زبان"
گفتم حللللله باباااا. بعد مشت کوبوندیم به مشت هم پفیلامونو خوردیم -_-
و الان فهمیدم 20 تا نيست 200 تا هم نيست بلکه 300 تاست :|||||| 
اینگونه شد که سی و یک شهریور ساعت 10 شب باید 300 تا تست زبان بزنم :)) زیبا نيست؟ 
نمیدونم چی بگم و چی بنویسم.
با هم اتاقی های جدید الان رابطم بد نيست
جز شلوغی ک پر میکنه فضای اتاقو ولی خب فعلا ک درسا سنگین نيست بعد ها هم میرم کتابخونه نهایت
این مشکلی نيست 
اما قضیه فردا؛ صحبت ؛ ریسک ؛ و اون قانونی ک امشب فهمیدم که
امیدوارم خوب بگذره
آرزو میکنید ک خوب پیش بره؟ =) 
تبدیل به آدم کمتر در مسیر رشد شخصی تلاش کنی شده ام. بعد از کار بی حوصله ام و نمی تونم اونجور که می خواستم جلو برم. فکر میکنم از یه لحاظ هایی خسته ام، دیرم، پیرم!! خانواده خوبه، دوستا خوبن، کار و حقوق و محیط کار خوبه، وضعیت جسمی هم شکر. ولی دلم بهونه میگیره، دوست داره عاشق بشه، دوست داره مورد عشق واقع بشه .ولی نيست، آدمش نيست، آدمش بودن مسئله هست، مسئله ش نيست !!  
من اگر می‌دانستم، عریان‌تر می‌شدم و این خوب نيست.
مرا گمراه کن زیرا نیک می‌دانم که همه‌چیز با همه‌چیز یکی است:
دو سنگ به هم می‌فرسایند، چیزی بین‌شان نيست، چیزی در میانه نيست. میانه یک هوس است، میانه خالی است.
حرصِِ من برای یافتنِ خالی‌ها تمامی ندارد. سگی دندان به دندان می‌فرساید، در جستجوی چیزی. میانه‌ها بر هم فشرده می‌شوند.
من اگر می‌دانستم، تمام نمی‌شدم، و از ناتمامی می‌ترسم. زیرا نیک می‌دانم که در ابدیت چیزی نيست.
افق خالی است، ا
کسی که دربارۀ پول و دستمزدش زیاد اصرار نمی کند و خیال می کند دیگران انصاف دارند، احمق نيست، مناعت طبع دارد.
کسی که به موقع می آید و برای با کلاس بودن، عده ای را منتظر نمی گذارد، احمق نيست، منظم و محترم است.
کسی که برای حل مشکلات دیگران به آنها پول قرض می دهد یا ضامن وام آنها می شود و به دروغ نمی گوید که ندارم و گرفتارم، احمق نيست. کریم و جوانمرد است.
کسی که از معایب و کاستی های دیگران، در می گذرد و بدی ها را نادیده می گیرد، احمق نيست. شریف است.
کسی
شعر همیشه » از پاسبان پارسی
 
همیشه راه فرار ، فرار نيست
همیشه آن قرار ، قرار نيست
همیشه فکر غم ، غم نيست
همیشه عذاب میکشم
 
***
 
همیشه مغز سالم ، دود میشود
همیشه کند ذهن ، خوب میشود
همیشه قدرت مشت ، در بازو جمع میشود
همیشه خرابه چِشَم 
 
***
 
همیشه مرگ درست ، عجل حق نيست
همیشه حرف درست ، از دهن مرد نيست
همیشه درد سر ، دردسر نيست
همیشه فراری میشم
 
***
 
برداشت و کپی بدون اجازه ، برخورد قانونی در پِی دارد.
به قلم: پاسبان پارسی
از اینجا بخوانید این حدیث


راهیست راه عشق که هیچش کناره نيست

آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نيست


هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نيست


ما را ز منع عقل مترسان و می بیار

کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نيست


از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد

جانا گناه طالع و جرم ستاره نيست


او را به چشم پاک توان دید چون هلال

هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نيست


فرصت شمر طریقه رندی که این نشان

چون راه گنج بر همه کس آشکاره نيست


نگرفت د
بسم الله الرحمن الرحیم
قدیما از این واون شکوه میکردیم.الان از خودمون.اولی بدتر و دردآور نيست،در حقیقت چیزی نيست اما دومی خیلی دردآوره.مهم نيست بقیه چی میگن،چه رفتاری میکنن باهات،اما اینکه خودت با خودت چه کنی خیلی مهمه.واین عذاب اورترین بخش از زندگیه.خیلی عذاب اور.
من فقط میخواستم اعتمادبه نفسمو ببرم بالا،اما ببین از کجا سردر اوردم.چیزی که شاید تعجب برانگیز باشه یه حقیقت واقعی باورنکردنی.
کاش یکی بود،درکمون میکرد.میفهمید،باصبرو
بسم الله الرحمن الرحیم
قدیما از این واون شکوه میکردیم.الان از خودمون.اولی بدتر و دردآور نيست،در حقیقت چیزی نيست اما دومی خیلی دردآوره.مهم نيست بقیه چی میگن،چه رفتاری میکنن باهات،اما اینکه خودت با خودت چه کنی خیلی مهمه.واین عذاب اورترین بخش از زندگیه.خیلی عذاب اور.
من فقط میخواستم اعتمادبه نفسمو ببرم بالا،اما ببین از کجا سردر اوردم.چیزی که شاید تعجب برانگیز باشه یه حقیقت واقعی باورنکردنی.
کاش یکی بود،درکمون میکرد.میفهمید،باصبرو
اکثریت انسان هایى که نسبت به دیگران بیشتر میخندن و بیشتر هم شوخ طبعى میکنن،از درون یا خیلى ناراحتن یا اینکه خیلى زندگى سختى داشتن و شاید هنوزم دارن.میخوام بگم،هر کى مى خندونه شاد نيست و هر کى مى خنده،خوشحال نيست.اون چیزى که مهمه،ظاهر نيست.دله که مهمه،دل.
سفید و سیاه نيست یه چی بینشه
راستی و ریا نيست یه چی بینشه
نه خوبه نه بد ، نه روزه نه شبه 
نه مونده نه رده آره همون یه چی بینشه
گرم و سرد نيست و یه چی بینشه
جزر و مد نیصست و یه چی بینشه
نه شله نه شره نه قله نه دره 
نه گرگه نه بره آره همون یه چی بینشه !
++++++++++
یاد کلاس ریااضی حسینی افتادم  
حیاطش . همکلاسیا جو کلاس شوخی ها اون ساعت و پاییز :)|
ای مثلِ خزان زرد،کسی منتظرت نيستمحبوبه ی شبگرد،کسی منتظرت نيست
تنها شده در شهرِ شلوغِ تُهی از عشقدر کوچه ی بی درد، کسی منتظرت نيست
آواره یِ نفرینکده ی عمری و اینجادر قامتِ یک مرد کسی منتظرت نيست
با شیب تنت پله عمرت به فراز استدر پیریِ پاگَرد، کسی منتظرت نيست
تاراج شده هم دل و هم جسم و روانتبازنده ی این نرد! کسی منتظرت نيست

با رَم شدن اینهمه حیوان صفتِ رذلاز خود شده ای طرد، کسی منتظرت نيست

هرچند که بازار تو گرم است ولی باز جز یک زن دلسرد،کسی
دکتر " خُسرو فرشیدوَرد" شاعر و نویسندۀ گرانقدر،  در خانۀ سالمندان نیکان به دیار باقی شتافتند ؛ شعر زیبای " این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نيست" از سروده های این بزرگمردِ وطن پرست است که پس از سفرهای خارج از کشور،ازذهن پرمسئولیت او تراوش کرده است و تلنگری  گزنده است بر وضعیت امروز تمایلات متداول در جامعه 
    جا دارد که ،هریک به نوبۀ خویش، خبر این سوگ را به دوستان خود در درون و بیرون کشور برسانیم! 
      
    روانش شاد و یاد و تفکر جاری در این اثرش
کجا گمم کردی بابا ؟؟ کجا بابا ؟؟ شدی مثل حاجی ؟؟ منتظری بابا ؟؟ که چی بشه ؟؟ که چی بگی بهم ؟؟ که من راه رو اشتباه میرم؟؟ من راهم اشتباه نيست فقط محیط رو اشتباه اومدمبابا راستش اون مقاله رو هنوز نخوندم و عقلم میگه نباید بخونم.بابا خیلی وقته به احترام شما دم نمیزنم به خدا که انصاف نيستجواب دارم برای سوالتون یک جواب کامل هم دارم فقط می دونم که وقت حرف زدن من نيست و اگر هم حرف بزنم ، حرفی نيست که شما صلاح بدونینخسته ام ، فقط همین ، خیلی خیلی
هر چند به شخصه همواره قائل به دگرشد و تغییر و تحول و تکوین و تکامل در نظام هستی و بینش انسانی هستم، اما اگر کسی بگوید اسکلت‌بندی و شاکلۀ بنیادین نظام فکری خودت را در چند جمله کوتاه همچون یک مانیفست یا قانون اساسی بازگو کن، این قطعه که جوهر بینش وجودی من است، کافی و بسنده تواند بود:
گر نگردد عرش اعلی بر مراد راه دوزخ پیش‌ گیرم، باک‌ نيست زیستن با عشق و در پایان کار مرگ را بوسیدن: این‌ غمناک‌ نيست زادۀ خاکیم و در آغوش او زنده یا مرده کسی را با
گریه نمی‎کنم اگراشکی نمونده تو چِشامحرفی نمی‎زنم اگرنایی نمونده تو صِدامدردی شبیه دوری نيستچاره به جز صبوری نيستدنیا برای عاشقاچیزی به جز قفس نبودآب و هواش ابری بوددلتنگیاش بس نبوددردی شبیه دوری نيستچاره به جز صبوری نيستعمرم به کسی گذشتخوشی برام یه خواب بودآخر این غصه کجاستپرسش بی جواب بوددردی شبیه دوری نيستچاره به جز صبوری نيستمعنی نداره فاصلهوقتی دلا پیش همنما هر دومون پیرو عشقاین دلا هم کیش همندردی شبیه دوری نيستچاره به جز صبوری ن
گریه نمی‎کنم اگراشکی نمونده تو چِشامحرفی نمی‎زنم اگرنایی نمونده تو صِدامدردی شبیه دوری نيستچاره به جز صبوری نيستدنیا برای عاشقاچیزی به جز قفس نبودآب و هواش ابری بوددلتنگیاش بس نبوددردی شبیه دوری نيستچاره به جز صبوری نيستعمرم به بی کسی گذشتخوشی برام یه خواب بودآخر این غصه کجاستپرسش بی جواب بوددردی شبیه دوری نيستچاره به جز صبوری نيستمعنی نداره فاصلهوقتی دلا پیش همنما هر دومون پیرو عشقاین دلا هم کیش همندردی شبیه دوری نيستچاره به جز صبور
یه غمی هست که حسادت نيست، غبطه نيست، حسرت، نه کاملا، نه، نيست؛ غمه. و بی نهایت سنگینه. چگاله و تا بیاد حل شه، ساعت ها و بلکه روزها رفته. غمِ دیدن یه زندگی استیبل، امن، آروم، پایدار، عاشقانه، منطقی، میوه دار، ریشه دار. که اگه یه آدم معمولی باشی و عاشق نباشی این غم میشه حسادت. اگه عاشقیت تلخ و پوچ باشه این غم میشه غبطه و حسرت. اما تو عاشقی، و این غمه که داره وجودتو میخوره، و هر آن بهت یادآور میشه که معشوق نيست، زندگی ای که می تونست در جریان باشه، عا
ایام عید دو سال پیش بود به گمونم گفت و گوی عبدالرضا داوری و حسین دهباشی رو میدیدمدهباشی به داوری گفت برای من قابل درک نيست که تو چرا طرفدار کسی هستی که در قدرت نيست (منظورش بود)نقل به مضمون نوشتم این نگاه اصلا درست نيستما باید از افراد حمایت کنیم به خاطر حق بودنشون نه به خاطر اینکه در قدرت هستند.
 
حاج آقا قرائتی:بعضی ها فکر میکنند نماز تکراری است!! نماز تکراری نيست؛ کسی که چاه میکند ،در نگاه اول کندن او وکلنگ زدنش تکراری به نظر می‌آید،ولی این کار حقیقتا تکرار نيست.
چون با این تکرار هربار یک مقدار عمق چاه بیشتر میشود. کسی هم که از نردبان بالا میرود، هر قدم که بر میدارد،بالاتر میرود؛این قدم ها هیچگاه تکرار نيست. نمازهم تکرار نيست اگر در نماز توجه داشته باشیم ،نماز ‌هجدهم ما غیر از نماز هفدهم خواهد بود و یک پله بالا خواهیم رفت.
نماز
سلام . 
گفتی هر از گاهی جویای احوالت باشم . مگر می شود عشق به خواسته اش نرسد . سرک کشیدم و از پشت پنجره تو را دیدم ، سراسر لبخند بودی . از تو چه پنهان حال من بد نيست  و ملالی نيست جز دور بودن از چشم های مهربان تو . 
اینکه نفس می کشی به شوق زیستن  ،یعنی که من زنده ام . همین کافی ست .
هر گوشه ی این جهان ،طراوت و سرسبزی بهار را می بینم ، در خیالم به چشم های تو بوسه می زنم.  
دیگر عرضی نيست جز  اینکه ،صدای خنده های تو ،موسیقی لحظات من است  پس لطفا همیشه بخ
یکشنبه تا 2:30، سه شنبه تا 4:15. زیبا نيست؟
به نشانه اعتراض ، امروز فقط پشم دِیقه ادبیات خوندم. زیبا تر نيست؟
مشکل اصلیم اینه که اهل بیت شمااااااالن و کسی در کار نيست که بیاد دنبالم و احتمالا این دو روزو قراره در انتظار تاکسی به لقاالله بپیوندم. شاد و پیروز باشید.
سلام
کاش یه قرصی بود به نام قرص قدرت. اینطوری که هرکس میخورد قوی و محکم میشد جسمی و روحی.
 
این روزها به این نتیجه رسیدم که در این دنیا هیچ کاری ساده نيست و هیچ هدفی سهل الوصول نيست.
 
مثلا قوی بودن کار سختیه. اینکه همیشه سعی کنی ظاهرت را حفظ کنی، لبخند بزنی، آرام و خونسرد باشی و عصبانی نشی.
باید همیشه ظاهر خوبی داشته باشی، با صدای آروم و ملایم صحبت کنی و در کمال خونسردی سعی کنی به تنهایی همه مشکلات را حل کنی و ادامه بدی.
 
حتی اگه به شدت ناراحتی
یک روز می ایی که من دیگر دچارت نيستم 
از صبر لبریزم ولی چشم انتظارت نيستم 
یک روز می ایی که من نه عقل دارم نه جنون 
نه شک به چیزی نه یقین مستو خمارت نيستم 
شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی 
تو بی قراری میکنی من بی قرارت نيستم 
پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد 
گل میدهی نو میشوی من در بهارت نيستم 
زنگار هارا شسته ام دور از کدورت های دور 
ایینه ای روبه توام اما کنارت نيستم 
دور دلم دیوار نيست انکار من دشؤار نيست 
اصلا منی در کار نيست امنم
برم سر خاک داد بزنم سعدی بخونم
خبرت هست که بی روی تو آرامم نيست
طاقت بار فراق این همه ایامم نيست
داد بزنما. هوار بکشم.
یا گریه کنم بگم 
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا دیگه. ولی تو نمیای. دوران خداهایی که با معجزه به دادت میرسیدن تموم شده
نمیدونم چرا داستان و کتابِ ایرانی نخوندم. البته داستان کوتاه زیاد خوندم، ولی خب در حد یک-دو صفحه بودن. 
تا حالا سه قطره خون نخوندم، بوف کور نخوندم، سو و شون نخوندم، ملکوتِ بهرام صادقی نخوندم، چشم هایش نخوندم. و هیچ ایرانی ای نخوندم.
شاید چون علاقه ندارم. وگرنه تحریک میشدم به خوندن، ولی تا حالا تحریک هم نشدم. 
به هر حال، میخوام این سه تا رو تو این مدت بخونم: بوف کور، سمفونی مردگان، ملکوت. 
 
مهم نيست. چیزِ خاصی مهم نيست بطورِ کل. در ابتدایِ پایی
هیچ کس خانه نيست. تنها، روی مبل در اتاقم نشسته ام. موسیقی های عربی ام را پخش کرده ام و تلاش می کنم به پایان نامه فکر نکنم. به خودم می گویم جهان چه جای مسخره ای است؛ دقیقاً لحظاتی که به ناجی احتیاج داری این را به تو می فهماند که هیچ ناجی ای در کار نيست. هیچ معجزه و خوابی وجود ندارد که راه درست را به تو نشان دهد. تو مانده ای بین هزاران تصمیمی که باید بگیری. باید انتخاب کنی و هر انتخابی آینده ات را عوض می کند. هر انتخابی به چیزی نزدیک ترت می کند و از چیز
خرید و فروش فیش حج در سمنان
خرید و فروش فیش حج عمره و تمتع در استان سمنان با قیمت روز
خرید فیش حج تمتع و عمره با بالاترین قیمت ۰۹۱۰۸۴۴۵۶۳۴
فروش فیش حج عمره و تمتع واجب با ارزانترین قیمت
دفتر ایران حج منصف ترین خریدار و فروشنده فیش حج با قیمت عادلانه
۰۹۱۹۳۸۰۰۰۴۷، ۰۹۱۹۷۱۸۰۲۳۹، ۰۹۱۰۹۰۶۰۶۴۸
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب