نتایج پست ها برای عبارت :

گامبرون دادنت

البته که برای خودم می نویسم از حرف هایی که نباید به زبان بیاورم . هیچ وقت ‌ از حسرت ها حسرت نگاه ها. 
نگو که بازم میخوای بری نگو که دلم دیگه طاقت از دست دادان ندارم اونم تو ۹ هفته و ۴ روزه که دارم باهات حرف میزنم. نگو که این روزا روزای آخر با هم بودنه. تلخه اما هر لحظه و هر لحظه و هر لحظه حتی صدم ثانیه های این هفته تمام ترس دنیاتوی وجودمه که از دست بدم که از دست دادنت اتفاق بیفته‌. آخه چطوری میتونم شاهد از دست دادنت باشم؟؟ خدا داره با
@arnikaseir تور کیش
۳ شب و ۴ روز
24  آذر 
⭐️⭐️⭐️آفتاب شرق          850سان رایز              988 لوتوس                1.010⭐️⭐️⭐️⭐️آرامش                1.080گامبرون              1.120آریان                   1.140لیلیوم                1.165
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️شایگان               1.320میراژ                    1.350  
✅برای اطلاعات بیشتر تماس بگیرید.
☎️02-188762762✅برای تماس در ساعات غیر اداری با شماره زیر تماس بگیرید.☎️021-88759777@arnikaseir
تور  5 روزه کیش
17 اسفند
ایران ایرتور
2*خاتم     770
2*ققنوس    850
3*تعطیلات   860
3*ارم    880
3*سان رایز    930
3*گامبرون   1050
3*پارسیان   1230
4*اریان   1310
4*ارم 1310
4*فلامینگو   1400
4*ارامیس  1430
5*پارمیدا   1560
5*میراژ   1940
5*ویدا   1950
5*شایان   2050
5*داریوش   2550
5*مارینا پارک  2570
برای اطلاعات تکمیلی با آرنیکاسیر تماس بگیرید  
☎️02188762762
سردار جان 
شهید حاج قاسم سلیمانی عزیزم شهادتت را تبریک میگویم هر چند سخت و باور نکردنیست رفتنت از بین ما.
بغضی در گلو گرفته است امشب مرا و اشکهایی که می بارد
سخت است از دست دادنت.
امریکا این شیطان فاسد،به سزای اعمالش خواهد رسید
ان شاءالله
تور کیش
۱ به ۳ دی ✅۲ شب و ۳ روز
رفت ۶:۵۵ یکشنبه پرواز وارشبرگشت ۱۸:۳۰ سه شنبه پرواز کیش ایر
هتل ۳ گلدیس ---- 980تومان
هتل ۳ لوتوس ---- 990 تومان
هتل ۳ جام جم --- 1150 تومان
هتل ۴ آریان ---- 1290 تومان
هتل ۴ گامبرون --- 1350 تومان
هتل ۴ ارم ---- 1350 تومان
هتل ۳ تاپ گاردنیا --- 1350تومان سوییت ویلایی با صبحانه و نهاردو تخته استاندارد ---- 1350 تومان با صبحانه و نهار
هتل ۴ سارا ---- 1450 تومان
هتل ۴ تاپ سورینت صدف --- 1570تومان
هتل ۵ بین المللی --- 1580 تومان 
هتل ۵ شایان ---- 1590تومان 
محبوبِ من
حقیقتش را اگر بخواهی من در تمام نقاط زندگی‌ام دیر بودم. چه آن زمانی که تو را دیدم، چه آن زمانی که پیدایت کردم، چه آن زمانی که فهمیدم باید عاشقت باشم. اصلا من همیشه دیر فهمیدم، همیشه‌ی خدا بی‌دقت بودم. دیرفهمِ بی‌دقت بدشانس می‌دانی یعنی چه؟ یعنی هیچ‌وقت فرصت به‌دست آوردنت را نداشتم که بخواهم روزی به ترس از دست دادنت فکر کنم. یک آدمِ دیرفهمِ بی‌دقتِ بدشانس با قلاب ح جیمی صید می‌شود، روی دندانه‌های سین کشته و بریده می‌شود، به‌آ
من فکرمیکنم باید شماره هامو عوض کنم
​​​​​​دیگه کم اوردم
من نمیدونم چرا بعضیا نمیفمن وهی پشت سرهم زنگو پیامخب اگرهمون
لحظه ببینم وحال کنم باهات وحوصله داشته باشم که ج میدم
اگرم بعدا ببینم این صدبار زنگ وپیام دادنت بیشتر رو نروم میره  
 
قانون انتظار می گه:
منتظر هر چی باشی وارد زندگیت می شه. پس دائم با خودت تکرار کن "من امروز منتظر عالی ترین اتفاق ها هستم"
واقعا اگه بخوای بهش فکر کنی همینه. انرژی منفی واقعا تاثیر خیلی زیادی روی زندگی ما می ذاره. وقتی حالم بد بود کاملا متوجه می شدم که خودم باعث این حال بد هستم. فکر های بد می کردم، تصورات اشتباه، مرور خاطراتی که گذشته و خودم باعث ناراحتی خودم می شدم. دلم نمی خواست از اون غم جدا بشم. انگار دوست داشتم خودم رو وادار به فکر کردن بکنم. د
حس می‌‌کنی زمین و زمان گریه می‌‌کنند
وقتی که جمع سینه‌ن گریه می‌‌کنند
 
باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟»
در ماتم تو، پیر و جوان گریه می‌‌کنند
 
این سیل اشک‌ها که ز هر دیده جاری است
چون ابر با تمام توان گریه می‌‌کنند
 
تو کیستی که در غم از دست دادنت
مردان ما شبیه ن گریه می‌‌کنند
 
با یاد آن نماز جماعت که نیمه ماند
گلدسته‌ها اذان به اذان گریه می‌‌کنند
 
زینب اسیر می‌‌شود، آری عجیب نیست
سرها اگر به روی سنان گریه می‌‌کنن
زهرای بابا سلام
 
همان روزهای اولی که از پیش ما رفته بودی خواب دیدم انگار عالم برزخ یا تشبیهی از آن بود. باز هم خودم ناظر بودم و جزئی از آنجا نبودم. بیانش سخت است  ولی سعی می کنم توصیفش کنم.
 
جایی بود شبیه یک ایستگاه مترو.یک طبقه.آجر سفالهای کوچک البته فکر می کنم. انگار همه داشتند به سوی آن می رفتند.از همه طرف به سمت مرکز می رفتند. مثل شعاع های نوری یا مثل یک قاچ بزرگ از یک دایره که همه به سمت در ساختمان که مرکزش بود می رفتند. همه راه می رفتند ولی ا
 (وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ) الخ، یعنى ن شما را نمى ‏کشتند، و براى خدمتگزارى و کلفتى خود زنده نگه می داشتند، و آنان را مانند پسران شما نمى‏ کشتند، پس کلمه (استحیاء) بمعناى طلب حیاة است، ممکن هم هست معناى آن این باشد که با ن شما کارهایى مى‏ کردند، که حیاء و شرم از ایشان برود، و معناى (یسومونکم) ." تکلیف مى‏کنند شما را یا می رنجانند شما را بعذاب سخت" مى‏ باشد.
 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص: 286
------------------------------
گفت:" وَ اللَّهُ عَلى‏ ما ن
خوشا بحالت که در لباس پیامبر صلی الله علیه و آله به دیار باقی شتافتی.
خوشا بحالت که وقت جان دادنت مزین به لباس مولایمان امیر المومنین علی علیه السلام و با بدنی خونین چون حسین شهید دنیا را ترک کردی.
خوشا به حالت که لباس اهل علم را به تن داشتی و موجب خشم دشمنان را فراهم آوردی.
آری دشمنان گاهی در لباس دوستان نادان این لباس را ریا خواندند .
حالا باید ببینند که این لباس لباس صادقان و راستگویان است گرچه بعض افراد ناباب نیز آن را به تن دارند.
ای د
در گذشته تصوری از عشق نداشتم ولی الان می توانم حسش کنم. می توانم سعی در فهمیدن عشق کنم، هنگامی که عکست را نظاره گر هستم. شبی که به من گفتی عشق تو به من بخاطر ظاهرم است. حس کردم به قلبم خنجر فرو رفته است اما نه از دست تو از دست خودم. که چرا طوری رفتار می کنم که با باورم هم خوان نیست که اینگونه تو را به این نتیجه رسانده است. مرا داری بزرگ می کنی و من در انتظار تولدی دوباره هستم. مرا به دنیا می آوری؟ شاید عشق زمانیست که به من میگی برم درس بخونم، شاید زم
سخت است در جمعی تنها باشی و اجازه‌ی تنها شدن
نداشته باشی. آن‌گاه لبانت را با لبخندی مصنوعی بخیه می‌زنی تا چهره‌ات باکره
بماند. به جایی چشم می‌دوزی که درست پشت گوشت هست، همان جایی که می‌گفتند هرگز
نخواهی دید. می‌خواهند با تو کاری کنند که در عوض فیزیک به متافیزیک لعنت بفرستی و
بگویی این چه بختیست که هارمونیک اصلی ترانه‌ی زندگی‌ام با فرکانس تشدید پل‌های
پشت سرم یکسان شده است؟ می‌خواهند آن چه که بدان فحش می‌دهی برایت مهم شود. در
سرزمینی ک
 
به تقویم هجری دوسال پیش توی همچین شبی بستریه بیمارستان بودم، داشتم دردهای جدا شدن تو از عالم رحم به عالم دنیا رو تجربه می کردم، آروم و آهسته، شد که فکر می کردم چی از این درد شدیدتر خواهد بود، و چه دردی اینقدر عاقبت امید بخشی می‌تونه داشته باشه!؟
درد اونایی که دارن شهید میشن.
به دنیا اومدی و بعد از ورود تو به دنیا، چشیدم دردهای شدیدتر و بدون امید رو، آهسته آهسته مادر شدن رو باور کردم.
تا مرگ رفتم، مرگ رو باور کردم، دیدم از دست رفتن قوا رو، د
 
هر وقت تونستید منظور شادمهر عقیلی رو توی ویدئو کلیپ تقدیر بفهمید، به من هم بگین.
 
ابله.
ابلحححححححححححححححححححححححححححححححححح.
 
 
حرف من اینه که
 
شما ممکنه نخواین یا نشه یا نتونین یا چند سال دیگه کلا تفکراتتون عوض شه و با طرف مقابل رفیق نشین.
 
ولی وقتی میبینین که میتونین به کسی کمک کنین که زخم هاش بهبود ببخشه، خب چرا اینکارو نکنین؟
 
من از جلو رفتن نمیترسم.
از کمک نمیترسم.
 
چه جنس موافق چه مخالف چه ترنس.
 
من خیلی ادم شفافی هستم.
 
از ام ا
هر بار که گوشی رو تو دست می گیرم، میرم و به عکسش نگاه می کنم. و بعد میگم: نه از دست دادنت ممکن نیست. نمی دانم چکار کنم؟! دوست دارم در آغوش بگیرمش تا مطمعن بشم از دستش نمی دهم. میگه: کسی عاشق خود من نیست و همه نوشته هام رو میخان.
چگونه به او بگویم: مردی که روبه روی تو می خواند، این چنین نیست.
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
صدای شیون می‌آمد؛ صدای شیون نی که عزیز از دست می‌دهند. من، من آشفته بودم؛ هراسان می‌چرخیدم، هراسان می‌نگریستم. خیمه‌ها، خیمه‌ها در آتش می‌سوختند. کودکان جیغ می‌زدند. گریه‌های بلند ن قلبم را لرزانده بود. اما، اما هرچه نگاه می‌کردم کسی نبود. همه‌اش بیابان بود، بیابان بود، بیابان بود، و آفتاب سوزان و صدای شیون نی که عزیز از دست می‌دهند.
با بغض دور خودم می‌چرخیدم، با بغض دنبال کسانی می‌گشتم که نبودند. لب‌هایم خشک بود، ترک برد
میبینی ؟! سکوت کردم و خودم زیاد حرف نمیزنم که شرح حال نشه. نمیدونم چیکار کنم که این اتفاق نیفته. ولی الان طاقت نیاوردم. راستش هنوز به خاطر این که نیست و نمیشه باشه ناراحتم اما کاری نمیتونم کنم. برای پرت کردن حواسم سرمو گرم کارام میکنم جوری که وقت غصه خوردن نداشته باشم یا شاید بیشتر عصبانیت و کلافگی رو عقب برونم. فقط فکر میکنم باید کار کنم باید بخونم ، بشنوم ، ببینم ، فکر کنم. این روزا خوب و بد میگذره. جای مها هم خالیه. دلمم برای رشت تنگ شده. فیلما
زهرای بابا سلام
 
برگردیم به بیشتر از یک سال قبل. به روز عید غدیر. مثل هر سال می خواستیم برویم  پیش بی بی تا این روز را پیش بی بی باشیم. ماما حوصله شلوغی و میهمانی را نداشت برای همین صبح طوری به جاده زدیم که درست 2 ظهر وقتی آخریم میهمانها رفته بودند به مقصد رسیدیم. این طوری هم  هم روز عید پیش بی بی می بودیم و هم مجبور نبودیم به ابراز همدردیهای تکراری جواب بدهیم و قصه چگونه از دست دادنت را برای همه تکرار کنیم. فردایش زن عمو از غیبت عمو استفاده کرد و
کیش که یکی از مهم‌ترین مراکز گردشگری و تجاری کشور است؛ در سال ۱۳۶۱ به عنوان نخستین منطقه آزاد کشور برگزیده شده است. اقتصاد این جزیره، بر پایه‌ی گردشگری و تجارت استوار است. چیزی که بیش از همه توجه شما را در  جزیره کیش  به خود جلب خواهد کرد هتل‌ها و مراکز تجاری و تفریحی بسیار لوکس است.
با توجه به مقالات ارائه شده در زمینه بهترین زمان سفر به کیش، زمستان بهترین فصل و بهترین زمان از لحاظ آب و هوایی و قیمت و هزینه جهت سفر به این جزیره زیبا است. سوئ
شعر در مورد گیسو
در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد گیسو برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
دوش در حلقه ما قصّه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
شعر در مورد گیسو
چو گیسوی توندارد بنفشه حلقه وتاب
چو طره ای تو ندارد بنفشه چین و شکن
شعر در مورد گیسوی یار
به سفررفتی وخوبان همه گیسوکندند
در فراق تو عجب سلسله‌ها بر هم خورد
شعر در مورد گیسوان
سر  حلقه   رندان   خرا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب