نتایج پست ها برای عبارت :

گلم گلم گل بی خارم

خارم و از خاک ره رویید ه ام،
خوار و زار و خاک ره گردیده ام.
در بهاران با همه دریادلی
در بيابان جفا خشکیده ام.
از بلندی غرورم بارها
همچو اشکی پیش پا افتاده ام.
در عزای دشمنان بگریسته،
از عذاب خویشتن خندید ه ام.
هم ز لطف دشمنان کینه خواه،
هم ز رنج آشنا رنجیده ام.
در قمار زندگانی بي غرام
صد خطا و صد بلا را دیده ام.
نیک و بد را با همه سود و زیان
در بهای جان و دل سنجیده ام.
نغز داند، حاجیا، آن ذات پاک،
عشق پاکی را، که من ورزیده ام
Amir Tataloo
Khaar
#AmirTataloo
میدونی خار که میگین چیز بدی نیس
کارش محافظت از گل اما بازم خاره
میفهمی خار
تنها دعام اینه که بمونی برام
با حرفاتو صدات روحو نوازش میکنی
چشات دنیامه هر صبح تو همه دنیامو بازش میکنی
با خنده هام عشق میکنی
دلمو با خنده خامش میکنی
تو تنها دلخوشیم بودی
همیشه جون بهم میدن لبات
من فقط با تو زندگی نمیکنم
زندگی میدم برات زندگی میدم برات
دل من خون و داغونه برات
تو میدونی 
همه چیزو از تو این چشای خستم میخونی
بدنم روح نداره وقتی تو نیستی
یکی بود یکی نبود.مادر بزرگ یه باغچه قشنگ داشت که پراز گلهای رنگارنگ بود. ازهمه ی گل ها زیباتر گل رز بود.
البته اون به خاطر زیباییش مغرور شده بود و با بقیه گل ها بدرفتاری می کرد.
یک روز دوتا دختر کوچولو و شیطون که نوه های مادربزرگ بودند به سمت باغچه آمدند. یکی از آن ها دستش را به سمت گل رز برد تا آن رابچیند، اما خارهای گل در دستش فرو رفت.
دستش را کشید وباعصبانیت گفت: اون گل به دردنمی خوره! آخه پرازخاره. مادربزرگ نوه ها را صدازد آن ها رفتند.
اما گل رز
ادبيات و شعر
جدیدترین لالایی عاشقانه
 
لالایی عاشقانه برا شوهر
بخواب آرام ای عشقم که من بيدار بيدارم
فراقت تا سحر هر دم کند بيمار بيمارم
بخواب آرامِ جانِ من کنارت بودم و هستم
بخواب آرام من امشب چو هر شب سخت هوشیارم
تمام هستی ام خوابي ، برایت شعر می گویم
بخواب آرام تا فردا که من مشتاق دیدارم
میان سینه ام بغضی دل من گریه می خواهد
ز ترس بودن بي تو ، ز فکرش نیز بيزارم
دلم تنگ است می دانی که بي تو هیچ و تنهایم
نگر بر تلخی ام بي تو به این روز و شب تارم
دستم را گرفته اید پله پله از نردبان نور بالا می برید ای خاندان کَرَم !
 
ابتدا فرزند شیطان سر و کله اش پیدا شد، آمد جلو که با پتکش بزند بر سر من، ویران کند تمام اعتقاداتم را، ضربه مغزیم کند تا بيهوش شوم؛ بي جان و خونین و گریان، مرا انداخت گوشه ی اتاقی تاریک و گند گرفته تا در تنهایی و ظلمت فرو روم، من آن تاریکی بد بو را هنوزم خاطرم هست، بي حسی و خاموشی روح را یادم هست.
 
در همان رخوت متعفن، شبي در مجلس علی، یوسف گمشده ی بارگاهِ الهی آمد و از حوالی
بسم الله
 
یادداشت دوستی عزیز
 
خارم ولی به سایه‌ی گل آرمیده ام (رهی). شاید شگفت‌آورترین‌های زندگی ام، دوستانم بوده‌اند. به نظرم کمتر بي‌هنری در جهان به این اندازه دوستان هنرمند داشته است. یکی‌شان در دست‌ودل‌بازی و کم‌گویی و گزیده‌گویی نمونه است. چند باری در فروشگاه‌ها دیدم برای نیازمندانی که پیرامون کالاها می‌چرخند، خرید کرده است. یک‌بار در همین اهواز در مغازه‌ای بودم، معتادی وارد شد و خوراکی را به رایگان خواست. فروشنده پاسخش کرد
هنگ محسن لرستانی بنام بچه سوسول
حرفی نزن چیزی نگو
ولم بکو بي آبرو
 
متن آهنگ بچه سوسول از محسن لرستانی
حرفی نزن چیزی نگو
ولم بکو بي آبرو
خودم دیدم باهاش بودی
حالم خراو میشه و تو
دستده دیدم تو دسش
شده بودی همه کسش
جوانیمو هشتم به پات
حالا سوسول شده خدا
رفتی با او بچه سوسول
مه کی یزید تو چشات
سی کو خدا کی یارته
خدا ده شکر که یارته
سی کار بارت روزگار
میگن خودش دختریه
بچه سوسول چش خمار
انگشت نمای دنیا شدم
خارم تو کردی بي خدا
چه چیزیش از مه بهتره
او
سخته بعد 15 سال یهو دیگه نداشته باشیش. سخته توی 20 سالگی چیزیو که از خودت برات عزیزتره از دست بدی. واسه چی؟؟ بخاطر یه ماست؟؟
چند ساله هیچکدوممون ماست نمیخوریم
سخته مامانت وقتی ماست ببينه بزنه زیر گریه و خودتم حالت بد بشه ولی با این حال سعی کنی حال مادرتو خوب کنی.
سخته نتونی حقتو بگیری و یکی راست راست بچرخه تو شهر (با خودم میگم شاید عذاب وجدان داره، تو از کجا میدونی؟؟) با این افکار آروم میگیرم.
امشب نشسته بودم رو به روی کیک که دو تا شمع روش بود(
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب