نتایج پست ها برای عبارت :

گلوم عطر تنت دیوانه ام کرد

برای دانلود آهنگ کلیک کنید
دانلود آهنگ ترکی النور واله به نام گلوم گلوم گلوم

Elnur Valeh –  Gulum Gulum

دانلود آهنگ ترکی النور واله به نام گلوم گلوم گلوم
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و۳۲۰
متن آهنگ ترکی النور واله به نام گلوم گلوم گلوم
♫♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
کانال تلگرامی صدف موزیک
https://t.me/sadafmusic_ir
دانلود آهنگ جدید فارسی از سایت صدف موزیک
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
 با صدف موزیک بروز باشید
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫
نمیدونم چرا اصلا حس و حال وبلاگ نیست دیگه
انگار حوصله حرف زدن هم ندارم
دلم میخواد یه پست بلند بالا بنویسم از ادم های مذهبی گله کنم
اما حسش نیست، فقط تو یه جمله بگم خلاصه همه حرص هام و!!!
اگر جامعه شما رو بعنوان یه ادم مذهبی میشناسه، کاری کنید که زینت دین باشید! کارهای شمارو پای دین میذارن ملت!!!
اعصابم یکم خورده این روزها!!!!
از روز عرفه یه بغض سنگین مونده تو گلوم
صبحِ روز عرفه دوسانس استخر بودم(مجبور بودم) از 9و نیم تا 1تو اب بودم بعد هم نیم ساعت جک
آنفولانزا خر است اونم نوع A
انفولانزای جدیدی که امسال خاورمیانه اومده
آپگرید سال پیش
از علایمش میگم
تب و لرز شدید بالای 40
سردرد شدید
استخوان درد
التهاب سینوس
قرص میخورم انگار مسخره بازیه
قوی ترین قرص فقط 3 ساعت اونم ده درصد جلوشو میگیره
 
بعد نوشت: رفتم درمانگاه دکتر بهم پیروکسیکام داد که فقط یک ساعت اثر داشت
استامینوفن 500 با کافیینه هر 4 ساعت یکبار که فقط 2 ساعت کمکت میکن
آزیترومایسین 500 با اینکه گلوم چرک نداشت
و شربت دیفن برای گلوم که هیچ اثر
 
مادربزرگم 70سال بیشتر داره
یکی دوسالیه چیزی میخوره میپره تو گلوش و عصبانی میشه ازین وضع
ولی من نوه ی 21ساله اش تو این سن هربار آب میخورم میپره تو گلوم همیشه و سرفه میزنم و خجالت میکشم چون میگم پیش خودشون میگن هوله یواش آب بخور کیو دیدی هول کردی
از خودم بپرسینمیگم برا وقتایی غمباد میشد تو گلوم و فقط گلو درد میشدم
 
خالم در سن 40وچند سالگی جدیدا عصبی میشه معده درد میگیره  و در میپیچه تو دستاش که فکر میکرد از قلبه
این درحالیه که چند ساله معد
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


آی آی گلوم (منی دلیادانلود موزیک آی آی گلوم
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


آی آی گلوم (منی دلیادانلود موزیک آی آی گلوم
سلاااامممم:)))
آبجی اولی و خواهرزاده گرامی و جان بالاخره اومدن^.^
 
خیلییی خوشحالم.الحمدلله:)
 
پ.ن1:فردا هم تعطیله.و امتحان میان ترم علومی که عقب افتاد.:)
 
پ.ن2:پنجشنبه رفتم بیرون، تا نصفه شب همش احساس می کردم ته گلوم غبار داره.اونقدر صدامو صاف کرده بودم که گلوم میسوخت.
خدا رو شکر که فردا رو تعطیل کردن.^.^
همین که خبر تعطیلی رو شنیدم زنگ زدم "ز.ع"و مبینا که تعطیله.مبینا میگه:بهترین خبری بود که میتونستی بهم بدیییی.:))))))
 
خلاصه که شبتون به خ
اول راهنمایی بودم ظهر بود  اومدند در کلاس گفتند به م » بگین خواهرش اومده دنبالش . حتی هنوزم حس اضطراب و دلهره ی اینکه وقتی مدرسه ای و یکی از اعضای خانواده زودتر از  معمول میاد دنبالت رو حس می کنم . خیلی دقیق حسش میکنم . حتی هنوزم چهره ی ملیحه رو فراموش نکردم . چهره ی مهربون و آروم و دلسوزش .
سوار ماشین دایی شدیم . رفتیم بیرجند . خیلی سریع همه چیز گذشت خیلی سریع من توی بیمارستان بودم در حالی که بابا روی تخت دراز کشیده بود و ناراحت و دست هاش و پاها
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد.
امروز معنی این روضه رو فهمیدم، داغ دل رقیه خانوم و بقیه بچه های خیمه ها.
من میدونم امام خامنه ای، مثل حضرت اباعبدا. در روز عاشورا تنها نیست، ولی یک بغض تلخی گلوم رو گرفته که دلم می خواد مثل طفل امام حسن بدوم وسط میدون جنگ و به داد اربابم برسم.
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


آی آی گلوم (منی دلیادریافت
گفته بودم گلوم درد میکرد، خب؟ از آلودگی بود. دیروز بیرون نرفتم خوب شد. شیر و مایعات و شلغم هم خوردم البته! :)
بعد اینکه امروز تعطیل شد امتحان ندادم :)) دیشب رو به یمن تعطیل شدن امروز جشن گرفتم و دو تا فیلم دیدم! 
امروزم صبح پاشدم اومدم اینجا درس خوندیم و گزارش کارمو کامل کردم. و زمان که چقدر سریع گذشته تا الان!
همین دیگه
الان زرافه خوابه. منتظرم پاشه منو ببره، یا خودم برم اگه خیلی دیر نشده باشه.
بدترین ، سخت ترین جمعه سال ۹۸ . ! فکر نکنم هیچ جمعه ای اینقدر قلبمو بدرد آورده باشه ، نتونستم حتی امتحان فردارو مرور کنم ، انگار یچیزی به گلوم چنگ میزنه. ! 
سردارِ عزیزم ، محبوب ترین ، تو تنها کسی بودی که همه حرفات عملی میشد. ! 
شهادتت مبارک ، اما خیلی غم انگیزه برای ما شهادتتون ، کاش منم پسر بودم حداقل میتونستم  تو این راه یکاری کنم. !
امروز مزار شهدا خیلی شلوغ بود خیلی. ! مامانای شهدا خیلی اشک ریختن ؛ قلبم بدرد اومده
بسم الله الرحمن الرحیم
 
➖یه وقت‌هایی هست که آدم دلش می‌خواهد واژه‌های اسیرش را آزاد کند. ➖یه وقت‌هایی هست که زندانِ دلِ آدم تنگ می‌شود برای این همه واژه که یک‌ریز به در و دیوارِ دل می‌کوبند. این‌طور وقت‌ها یاد گرفته‌ام زندانِ دلم را برایشان بزرگ کنم تا گلوم، تا چشم‌هام. بعد قدری رهاشان کنم که بغض بشوند و کز کنند گوشه گلویم. که اشک بشوند و بچکند روی گونه‌هام. من چندی‌ست بیرحمانه، واژه‌هایی را به بند کشیده‌ام که مباد به بندم بکشند.
م
وضع مالیم خدا رو شکر خوبه اما بخاطر این شب و تمام آدمایی که میشناسم که حالا بخاطر کار یا فقر یا بیپولی نمیتونن کنار خونوادشون باشن . اینستا پست های دیشبمو نمیذارم.اینکه رفتم و با دوستام جوجه زدیم و یلدا رو جشن گرفتیم و دور همی آهنگی زدیم و خوندیم. شاید بهترین خاطره ی این چند ماهم باشه اما دلم میسوزه به حال آدمای اطرافم. یه بغضی ته گلوم رو گرفته که میخوام یه تکویری بشم و برم بیت و همه ی عواملشون رو با همین دستام نابود کنم. یعنی در این حد .
خداحافظ گاری کوپر رو خوندم و این دور و بر هیچ کس نیست که بغض تو گلوم رو با حرف زدن باهاش (با خیلی حرف زدن و چرند بافتن ) خالی کنم.
شت. (ببخشید!)
کیه که ندونه حرف زدن سوپاپ اطمینانه . بگذریم
این کتاب خوب بود و زیبا . زیبا تر از این نمی شد تصور کرد. چرا؟ زیبا=زیب+ا چیزی که می زیبد . می آید. زیبنده طور مثلا، مناسب. این کتاب کاملا کاملا کاملا مناسب من بود.در واقع مناسب منِ الان و اینجایی بود. منی بود که با آرزوی آزادی آمده تهران! منی که .(شرایط یه مقداری
اتاقم حسابی سرد شده
هر چی تابستون خنکی داشتیم تو این خونه
احتمالا از سرما یخ بزنیم زمستون
مامان که دیگه حسابی سرمایی هست و حتی تابستون به زور کولر رو روشن می کردم
شب ها ی بلوز آستین بلند می پوشم و تا صبح پتو رو تا زیر گلوم می کشم بالا
صبح ها با ی گلو درد خفیف بیدار میشم و کم کم خوب میشم
در این حد خونه سرد شده که میخوایم شوفاژ ها رو روشن کنیم
ادامه مطلب
شاید رها شدن و تنها موندن ترسناک ترین حس دنیا باشهاما بیتفاوتی نسبت به رفتن آدم ها،یه حس پر از قدرته!وقتی رهام کردی و رفتیفکر کردم جایی که وایسادم ته دنیاستفکر میکردم دیگه نفسم در نمیادانگار یکی وایساده روی گلوم و میخواد خفم کنهفکر میکردم تموم شدماخر کارمهدیگه عاشق نمیشمدیگه کسی نمیتونه مثل تو منو به وجد بیارهدیگه هیچ کسی نمیتونه قدر تو توی قلبم جا بشهولی رفتنت ته دنیا نبوداکسیژن کم نیومدخفه نشدمتموم نشدممن بعد تو قوی ترین آدم روی زمین ش
تصمیم داشتم 28دی برای دوساله شدن وبلاگم یه متن بنویسم بعد دیدم چیزی برای نوشتن ندارم. دلیلی که باعث شد این وب را بزنم انقدر حقیر که سعی دارم فراموشش کنم وبه جاش دلایل جدیدی جایگزین کنم. تصمیم داشتم همه ی حرفاما اینجا فریاد بزنم بدون سانسور باهویت جدید دختری باگوشواره های مرواریدی اما نشد تقصیر خودمه به این فکر نکردم که حتی اگه اسم خودم وکسایی که در موردشون مینویسما تغییر بدم بازم چیزی عوض نمیشه بازم خودمم باهمون شخصیتی که داشتم بازم  نمیتون
دانلود آهنگ فرزاد فرخ ديوانه جان
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * ديوانه جان * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , فرزاد فرخ باشید.
دانلود آهنگ فرزاد فرخ به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Farzad Farokh called Divane Jaan With online playback , text and the best quality in mediac
متن آهنگ ديوانه جان فرزاد فرخ
چشمان تو در قلب من فرمانروایی میکند این نبض تندم خبر از بد ماجرایی میکندآتش زنی بر جان من در هر نفس با هر نگاه من که گرفت
آنفولانزا خر است اونم نوع A
انفولانزای جدیدی که امسال خاورمیانه اومده
آپگرید سال پیش
از علایمش میگم
تب و لرز شدید بالای 40
سردرد شدید
استخوان درد
التهاب سینوس
قرص میخورم انگار مسخره بازیه
قوی ترین قرص فقط 3 ساعت اونم ده درصد جلوشو میگیره
 
بعد نوشت: رفتم درمانگاه دکتر بهم پیروکسیکام داد که فقط یک ساعت اثر داشت
استامینوفن 500 با کافیینه هر 4 ساعت یکبار که فقط 2 ساعت کمکت میکن
و شربت دیفن برای گلوم که هیچ اثری نداره
اینا خیلی کمه
ولی چیزی که زندم ک
اگه از هفت صبح مثل بچه های منظم هِلِک هِلِک پاشدید رفتید دنبال علم آموزی، لطفا به علم آموزی ادامه بدید و با پیام "امروز نمیام" به هیچ وجه امید خودتون رو از دست ندید و به تلاش برای رسیدن به هدفتون ادامه بدید.
تراست می.
پشیمون نمیشید.
.
.
اگه اکانتم دیشب مسخره بازی درنمیاورد الان به جای پست انگیزشی داشتید یه پست چسناله ی خفن میخوندید :)
.
.
هیجان زده که میشم یه چیزی ته گلوم نزدیکای انتهای دماغم ترشح میشه که واقعا احساس خشنودی رو بهم القا میکنه.
فک کن
دیس پپسی و علایم گوارشی وحشتناکی که اخیرا داشتم وادارم کرد بدون دادن آزمایش،درمان  H.pyloriمعده را برای خودم شروع کنم.رژیم دارویی سنگینی که مجبورم کرده به خوردن یازده قرص در روز.
یک استادی داشتیم که میگفتن فلان متخصص اطفال تمام داروهایی که تجویز میکنه رو خودش شخصا چشیده و دقیقا میفهمه این بچه موقع خوردن اون دارو چه طعمی رو خواهد چشید و چه حالی خواهد داشت.بنظرم بد نیست گاهی خودمون رو بذاریم جای بیماری که قراره نسخه ی مارو مصرف کنه.شاید اینج
دانلود آهنگ ديوانه چو ديوانه ببیند خوشش آید + متن وکیفیت
هم اکنون رسانه جاز موزیک ترانه ديوانه چو ديوانه ببیند خوشش آید از همای مستان را آماده کرده
Exclusive Song: Homaye Mastan – Divane” With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ ديوانه چو ديوانه ببیند خوشش آید  :
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
یه ساغرو پیمانه و دلدار نشایدپیمانه بباید زد‌‌ و تردید نباید
!!♩♬♫♪!!
بر دلبر ديوانه بگوئید بیایدديوانه چو ديوانه ببیند خوشش آید
!!♩♬♫♪!!
هنگام به کوی در میخانه گذار استمی
نسیم داغِ دم عصر می پیچیه توی لباسی که هیچ وقت توی خونه نپوشیده بودمش، مهره های درشت سورمه ای رو یقه اش با هر قدمی که بر می دارم بهم می خورن ولی صدایی ندارن، شاید هم من نمی شنوم، مثل تمام این دو سه هفته ای که نه دیدم و نه شنیدم و یه باره دیدم رسیدم به خرداد و خرداد هم داره میره و تمام این مدت به جای مغز و احساسم بدنم تصمیم گرفته برام. اونقدر محکم و قوی که دیگه فقط فکر می کنم که دارم فکر می کنم.

زنگ زد و گفت خوبی؟ گفتم اره. گفت چه خبر؟ گفت بی خبری. هی
بسم‌الله
اصلا نفهمیدم آبان چطوری گذشت!
امروز آخر آبانه و این ماه هم پر از چالش و اتفاق و ماجرا بود.
جلسه با استادم و اینکه گفت میتونم دفاع کنم اما اون ایراد لعنتی که پیدا نمیشه و دانشجوش تن و بدن منو میلرزونه که این ایراد اساسی داره!!
ارائه دیروز مانا و شروع دو هفته پرکار و پر استرس .
احساس می‌کنم مغزم گنجایش نداره، داره می‌ترکه، حتی تو خوابم مغزم استراحت نمی‌کنه ازخپاب که بیدار میشم خسته‌ترم .
چرا این پایان‌نامه عزیزترازجان تموم نمیشه؟!
من با هر بار دیدن عزیزانم انرژی ای که کنارشون هستم رو ذخیره میکنم.توی عمق وجودموقتی کنارشونم یه دل سیر نگاشون میکنم. بخصوص الان که از همشون دور دورم و کم میبینمشون
با میم این وضعیت خیلی خیلی شدیده
انرژی ای که ازش میگیرم خیلی قویه.خیلی خوبه.خیلی قشنگه.
هرچی بیشتر کنارش باشم بیشتر دلم تنگ میشه
آخرین باری که پیشش بودم چون خیلی وقت بود ندیده بودمش ، با حضورش سعی کردم خلاهایی که در نبودش واسم پیش اومده رو پر کنم ولی خیلی موفق نشدم چیزی رو واسه بعد
این بار مستقیما ب خودم گفت:/
گفت وقتی درباره مهدی حرف زدی حس کردم برات با بقیه فرق داره
حس کردم خیلی خوشت اومده
پس چرا من خودم این حسو ب این شکل ندارم؟
اون چطور بعد اولین حرفامون اینو برداشت کرده؟
الان ک اینجور شده دگ نمیخوام خیلی با کسی حرف بزنم بجز یکی دو نفر ک برای م بهشون نیاز دارم.
چرا فکر میکنن من احساسم ب این زودی درگیر شده؟
من کاملا دارم با منطق تصمیم میگیرم و روی این موضوع مطمئنم
چون من تمام اون حالات عاطفی مسخره رو ی بار درک کردم.
نوشتن اولین مطلب برام سخته!
هر وقت از زندگی خسته میشم رو میارم به نوشتن!
از آخرین باری ک توی بیان چیزی نوشتم ماه ها میگذره!
ترس از نوشتن دارم، از اینکه دوباره آدرس وبلاگم پیدا بشه.
از مخفی کاری هام ناراحتم! اما امشب به خودم حق میدم بابت هر چیزی.
چون یقین دارم هر اشتباهی انجام بدم مقصر خودم نیستم.
جایی از زندگی ایستادم که بجز احساسم به اتاقم به چیز دیگه ای حس ندارم. 
وقتی پدر مادر و برادرم رو میبینم و به قلبم نگاه می‌کنم و یقین دارم ک این لحظه هی
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هی میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هی
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
این حس شد زندان من این درد شد درمان من
ساعت از دو و نیم هم گذشته. فردا ساعت نه قرار دارم اما قرار ندارم. پلکم سنگین نمی‌شود. خوابم را فروخته‌ام به یک کوه فکر و خیال. مخاطبین گوشیم را زیر و رو می‌کنم بلکم یکی از این شماره‌ها پر رنگ‌تر از بقیه شود که یعنی بیا به من پیام بده اما نمی‌شود. می‌روم سراغ آدم‌های مجازی. تمام پیام‌رسان‌ها را بالا و پایین می‌کنم، چند تا پیام هم می‌نویسم و ارسال نمی‌کنم و سر آخر ناامید می‌شوم از آدم‌ها. حجم اتاق را انبوه تاریکی گرفته. سیاهی مثل خاک، مثل
صبح روز یک شنبه ساعت۶:
+من سرما خوردم امروز نمی رم کلاس!
نیم ساعت بعد:
+ای گه مال کثافتمیرم!کتاب N پیشمه سه شنبه امتحان داریم باید برم پسش بدم کتابمو بگیرم.
.
ساعت۹:
N:من امروز نیوردم کتابتو
من: اشکال نداره حالا( حدس میزنم از از حرص قرمز شده بودم)
دوشنبه ساعت نحس ۶ صبح:
+سرده هوا.یخ میزنم.گلوم جز میزنهدارم میمیرمنمی تونم نفس بکشم نفسم تنگ میره.نمیره کلاس!!
چهل دقیقه بعد:
+باید برم کتابمو بگیرم !سه شنبه امتحان داریم کتاب خودمو میخوام !
.
ساعت
شاید باید خودم رو مجبور به نوشتن کنم که کمی سبک شوم.
 
اصلا نمی دونم باید از چی بنویسم! از سکوتی که خودم مدت ها درگیرش هستم! از حوادث اخیر ایران! از دردی که یه لحظه هم ساکت نمیشه! از چی؟
 
دلم می خواد فرار کنم! خیلی وقت بود که این حس رو نداشتم! ولی دوباره برگشته! به لطف اتفاقات اخیر همچین غریبی خورد تو صورتم که هنوز هم چشمانم خیس اشک هست! دلم می خواد فرار کنم ولی نه تنها! با همه مون! با همه هم وطنام! با همه آدمهایی که همه جوره با بقیه آدمهای دنیا فرق د
.
روزگاری که برای خوشبین بودن باید یه پوستِ کلفت داشت و اعصابِ فولادین ،که نیست در وجودم ،پس با این بدبینی که دست دورِ گلوم انداخته تو شهر راه میرم .
از اینکه آدمایی رو "بزرگتر" باید ببینیم که هیچ بزرگی ِ انسانی ای یا سلامت عقلانیت درونشون نمیشه پیدا کرد ،
از اینکه یه هدف دارم درونِ قلبم  که مجبورم برای ِ رسیدن به خودِ  لعنتی اش ،همه ی اینا رو تحمل کنم .
.
.
.
یه ورِ خیلی خوشبین ولی در حالِ خوابِ وجودمم میگه :
تو شانس اینو داری که درس بخونی و صبح بید
اگه چند وقت پیش به من میگفتن یه روزی قراره سخت مریض بشی یا سرما بخوری میگفتم عمممممرااا ! چند روزی میشه که مریضم ، اول با بی حالی و حالت تهوع و خواب شروع شد ؛ به این صورت که صبح تا ۱۱ میخوابیدم ، پا میشدم کارهامو انجام میدادم دوباره میخوابیدم، ناهار میخوردیم دوباره میخوابیدم ، شب هم از ساعت ۹ خوابم میومد منتها تا ۲ ۳ خوابم نمیبرد :/ روز سوم فهمیدم این یه ویروس جدیده و نهایتا ۳ روز طول میکشه ! روز چهارم که دیروز باشه خوشحال و شاد و خندان از خواب بی
امشب ب اندازه کافی غمگین و افسرده بودم که خبر مرگی رو دیدم که واقعا براش ناراحتم خبر مرگ یک پدر 
پدر کسی که احترام زیادی براش قائلم
اتفاقای بد همیشه وقتی میفتن که تو مطمئنی که وقتش نیس هنوز نه زوده بابا :(
مرگ سخته ن بخاطر نابودی، بخاطر جدایی بعدش
بخاطر دوری ش
اوه خدای من
تمامم بغض میشه و چنگ میزنه ب گلوم از فکر دیگه نبودن ها 
 
+استرسایی که ی دوره ای میکشی باعث افسردگی توی مرحله بعد میشههههه!!
من حالا افسردگی پسا امتحان دارم حالم خیلی خر
به لطف و دعای دوستان، امروز هم حسابی حالم بد بود و نرفتم مدرسه. به قول مهران مدیری خودا رو شوکررررر
تا حالا انقدر خوش نگذشته بود بهم واقعا. نت رایگان داشتم، نشستم کل my hero academia رو دانلود کردم و به تماشاش نشستم. برای تابستون بهتون پیشنهادش میکنم. مخصوصا فصل دومش عالی بود.
حیف از صفحه فایرفاکسم پرینت اسکرین نگرفتم. پونصد تا سایت باز بود که نصفشون سایت تک انیمه، در حال دانلود انیمه ها مختلف بودن
دیگه اینکه. با اینکه گلوم داغون بود چیپس سرکه ای خو
قدم زدن رو بسیار دوست دارم. مخصوصا اگر قرار باشه مسیری رو طی کنم و خریدی انجام بدم. کلا عاشق خرید کردن هستم (البته منطقی). ولی آن‌چه گاهی لذت خرید و حال و هوای خوش آن ساعت‌ها رو از من می‌گیره دیدن جوانانی هست که گاهی در گوشه‌‌ای از پیاده‌رو یا کنار خیابون ایستادند و یک آلت موسیقی رو می‌نوازند و آواز می‌خونند. هر چه قدر هم که قشنگ بخونند و شاد، باز من دلم می‌گیره. نگاه‌شون که می‌کنم، بغض گلوم رو محاصره می‌کنه و یک وقت‌هایی هم تا به خودم می
بسم الله الرحمن الرحیم./
 
سری اول که تو شهربازی کاستر سوار شده بودم ترسیده بودم خیلی جیغ زدم. اونقد که وقتی تموم شد با اینکه ترس و لذتش قاطی بود و خیلی کیف داشت ، گلوم و سرم درد گرفته بود از صدای جیغام ! سری دوم خیلی بیخیال سوارش شدم ، نفهمیدم کی تموم شد همه ی لحظه هایی رو که دفعه ی قبل جیغ کشیده بودم داشتم میخندیدم و کیف میکردم و خنکای هوا و رهایی رو حس میکردم ، دریغ از یه جیغ کوتاه . اینو نوشتم که دو تا نکته رو بگم : تو زندگی همه چیز به انتخ
ببخشید بی تکلف مینویسم!
شنبه میخوام برم با همه سنگامو وا بکنم. یعنی چی؟ یعنی برم بگم دیگه نمیتونم ادامه بدم. شدم مثل آدمای قدیمی، چند صد سال پیش، از خستگی سر کلاس ها خوابم میبره. برای شندرغاز درآوردن دارم شبی کمتر از یک ساعت میخوابم. این زندگی نشد. وقت نمیکنم نماز بخونم.
یا درس یا کار. احتمالا عطای حقوق اصفهان رو به لقایش میبخشم. مال خودتون‌‌.
انقدر مریض شدم این مدت، انقدر پیاده روی کردم، بی خوابی کشیدم، نفسم بالا نمیاد. منم آدمم!
انقدر نارا
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هی میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هی
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
این حس شد زندان من این درد شد درمان من
متن آهنگ رضا بهرام ديوانه
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هی میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هی
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
این حس شد ز
وایولت عزیزم
احتمالا این را نمی خوانی
ولی این پست را فقط برای این زدم که بگویم دلگفته ای نوشته بودم از حال این هفته ام، که به قول دوستی مثل پنیر ایتالیایی سوراخ سوراخ بود و یکی در میان تعطیل. مقصد این دلگفته، تو بودی، ولی به دلایلی پاک شد، دلایلی مثل سرعت پایین تبلت داغانم یکی از آنهاست. کلی هم اعصابم را خورد کرد. انگار احساساتم را دادم دست یکی و او جلوی خودم با فیگوری انیمه گونه پرتش کرد توی اشغالی.
الان که این را می نویسم، خوشحالم که تبلتم هن
متن آهنگ رضا بهرام ديوانه
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هی میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هی
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
این حس شد ز
سال ۸۲یا شایدم ۸۳ بود.
من چن ساله؟
۴ ساله یا ۵ ساله.
چی شده بود؟
وبا اومده بود.
من چم شده بود؟
دچار مسمویت غذایی شده بودم.
نصفه شب بود.
من یهو حس کردم دارم بالا میارم.
بدو بدو . و گلاب به روتون.
حالا مامان دنبال من.بابا و داداش خوابالود پریده بودن تو دستشویی که فاطمه چش شد؟
من ساعت ۳ نصفه شب دااااااد میزدم:.یکی نیییییس به داد من برررسه؟من داااارم میمیرم و شماااااهاااا عین خیالتووون نییییی؟من وباااا گرفتم .من میمیرم و شما می مونیااااا
برای دانلود سریع اینجا کلیک کنید.
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
ز خود چه بیخود میکند نگاه تو هی میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم
دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم هی
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
ديوانه مرا به دست کی سپردی ديوانه مرا با خود نبردی
این
هیچ میدونی چند وقته دست و دلم نرفته که اینجا چیزی بنویسم یا وبلاگ ها رو بخونم؟چه نقشه هایی که واسه اینجا داشتم. فقط چند وقتی که اینترنت داخلی بود از بیکاری شروع کردم به خاموش کردن ۶۰، ۷۰ تا ستاره ی روشن و خوندن بعضی وبلاگ ها. حالا که خیلی ها نت دار شدن دیگه کمتر میان بنویسن و غر بزنن. تمام این چند ماه بودم ولی نه دلم میخواست بخونم و نه بنویسم. عادتمه دیگه. درست شبیه امروز که اومدم توی اتاقمو درو بستم. آهنگو با صدای بلند گذاشتم توی گوشم و اخم کرد
طرف از پشت تلفن می‌گه: "ازش بپرس ببین استرسِ چی رو داره؟"
سوال رو بلند ازش پرسیدم؛ روش رو برگردوند و گفت: "بگو هیچی."
تلفن رو که قطع کردم فقط دلم می‌خواست بغلش کنم و بگم نگران هیچی نباش، اگه بخوای برات قسم می‌خورم که حالش خوب میشه؛به فکر خودت هم باش. به منی فکر کن که از طرفی تو رو با این حال می‌بینم، و از طرفی اونو روی تخت بیمارستان.
ولی هیچ‌کدوم از این کارا و حرفا رو نکردم و نزدم.
فقط سعی کردم با مسخره‌بازی و حرفای بی‌ربط ذهنش رو یکم از مسائل پ
طرف از پشت تلفن می‌گه: "ازش بپرس ببین استرسِ چی رو داره؟"
سوال رو بلند ازش پرسیدم؛ روش رو برگردوند و گفت: "بگو هیچی."
تلفن رو که قطع کردم فقط دلم می‌خواست بغلش کنم و بگم نگران هیچی نباش، اگه بخوای برات قسم می‌خورم که حالش خوب میشه؛به فکر خودت هم باش. به منی فکر کن که از طرفی تو رو با این حال می‌بینم، و از طرفی اونو روی تخت بیمارستان.
ولی هیچ‌کدوم از این کارا و حرفا رو نکردم و نزدم.
فقط سعی کردم با مسخره‌بازی و حرفای بی‌ربط ذهنش رو یکم از مسائل پ
چیزی به او گفتم؛ خندید و بین خنده‌هایش گفت: دیوونه!» و باز خندید. می‌خواستم بگویم خب مگر می‌شود فرد عاقل صدای خنده‌های تو را بشنود و از سر ذوق ديوانه نشود؟ ولی سکوت کردم، دیوانگی را ترجیح دادم به قطع کردن ریتم خنده‌های شیرینش؛ و من ديوانه شدم، ديوانه‌ی او.
#امیررضا_لطفی_پناه
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
( رفیق بی کَلک )
مادرِ من  مادرِ من
ای همه یِ باورِ من
یادم میاد اون قدیما
زمستونا ، تابستونا
وقتی شب از راه میرسید
تاریکی از پنجره ها
سَر میکشید به خونه ها
بغض تو گلوم پیله میکرد
غم تو دلم گولّه میشد
اونوقت تو بودی از پسِ
غصه ها در میومدی
زمستونایِ سرد سرد
پشت در خونه یِ گرم
برف تو کوچه قُلّه میشد
آتشِ غصه هایِ من 
خاموش میشد با خنده هات
گرمی و آرامشِ آن
اطاقِ سردم تو بودی
شادابی و سرخیِ این
چهره یِ زردم تو بودی
رو راست بگم مادرِ من
دوایِ دردم تو
بسم او .
شده تا به‌حال ديوانه‌ای به پستتان بخورد و شما عمیقاً به فکر فرو بروید که حکمت این اتفاق چه می‌تواند باشد.
چند روز پیش این اتفاق برای من افتاد. با فردی برخورد کردم که بی‌وقفه فریاد می‌زد، فریادهایی که از عمق جانش بود تا صدایش را به گوشم برساند
ادامه مطلب
یاداور اینستاگرام میگه ۳۶۵روز گذشته از اون یکشنبه ی تباه و سیاه
ازون لحظه ی نکبت باری که گفتی "تموم شد"
وویس دادم،پی ام دادم و پشت هم گفتم چی تموم شد
باورم نمیشد
ما خیلی امید داشتیم که بهمون برش گردونی،من رو همین حساب کل اون یک ماه قبل و به محیا دلداری میدادم.
خوب یادمه
شام مرغ داشتیم،خونه ساکت بود،سه تایی سکوت کرده بودیم،غذا ماسید،تحملم تموم شد وقتی که داشتی دیس برنج و خالی میکردی تو قابلمه با بغض گفتی "امشب بدون درد میخوابه"
بدنم یخ کر
اصلا یعنی چی که سرماخوردگی یه ماهه چسبید بیخ گلوم و ول کنم نیست!؟ فکر کنم داروهامونم چینی شدن که دیگه نه آمپول تاثیر داره نه سرم نه قرص و دارو. یعنی همینجوری باید یه وری رو به قبله بیفتی که شاید فرجی شد و بهتر شدی.مثلا یه روز خوبی فرداش آبریزش بینی داری، باز فرداش خوبی، فردای اون گلو درد داری، یه روز دیگه خوبی و یه روز دیگه سردرد داری. بعد وسط این سرماخوردگیا حوصلتم سر میره هیچ ایده و انگیزه ایم نداری کلا!بعدش مامانت میاد یه ظرف کوچولو بهت می
امشب یه جوری گلوم درد میکنه که جدم رو جلو چشمم به تصویر کشیده.
.۲ تا ویتامین cفرستادم کمک گلبول های سفیدم.حالا ببینم چی میشه.بابا گفت اگه حالم بد بشه همین امشب باید بریم بیمارستانی درمانگاهی جایی.به خاطر آبجی میگه.حالا من آبجی رو ۴ هزار ساله ندیدمااااا.کلا یه بار اومد مسجد.ختم مادر بزرگ .میترسن آنفولانزا بگیره!
قرنطینه شدم باز .و با دوست ایرانی خارجیم چت میکنم.ینی ایرانیه اما خارجی حرف میزنه .منم برای جلوگیری از فراموشی زبان هر شب
با تجمع در مغز باعث ایجاد تومور مغزی می شود .
با مصرف روجینسین تومور مغز پخت می شود و مانند تخم کفتر می ترکد و درون پس کله جرقه می زند و اتصالات عصبی بر قرار می شود و از دماغ دارو های گچی خارج می شود و آدم شفا ی عاجل می گیرد . 
اگه همه عالم و آدم و همه دکتر ها و پرفسول ها جمع بشوند و بگویند کارشان درست است من یکی مخالفم چون با تمام گوشت و پوستم دیدم 
و لمس کردم تا همین چند وقت پیش تو سرم گچ لیتیوم بود .
اصلا" قاضی شما چطور حرف آدم ديوانه را قبول می کند
نگاهت لیلی خود پیدا نکردم –با خجالت از چشم تو گلایه کردم ♩از خود چه بیخود میکند –نگاه تو هی میبرد صبر مرا ♩مجنونتم ای همنشین –لیلی من یک دم ببین حال مرا ♩—♩—»از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم –دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوممغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست –من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو—♩—»ديوانه مرا به دست کی سپردیديوانه رفتی مرا با خود نبردی ♩ديوانه مرا به دست کی سپردیديوانه رفتی مرا با خود نبردی ♩
ای
زمینه ی کار رو که دید رو کرد به من و گفت: "دستات درد میکنه؟!"چشام گرد شد.انگشتامو مشت کردم و خندیدم.منتظر جواب بود.گفتم: "از کجا فهمیدین؟!"گفت: "جدا درد میکنه؟!"یه دستی زده بود.مجبور به اعتراف شدم. که انگشت شستم درد و گزگز داره و.گفت: "ای وای. خدا منو بکشه!."گفتم: "خدا نکنه استاد."دوباره، انگار که با خودش حرف بزنه گفت: "خدا منو بکشه."گفتم: "تو رو خدا نگین اینجوری. "رفته بود تو فکر و با تاسف سر ت میداد.بعد از چند دقیقه گفت: "راضی نیستم به خودتون آس
 
از این پاک شده ها متنفرم.
خیلی نوشته بودم. از کلی درد و جنگ و اعصاب. ولی تبلتم زد ترکاند همه اش را. خلاصه اش می شوند اینها:
۱)از یکشنبه به بعد شال آبی رنگی با خودم میبردم مدرسه، طوری میبستم که فقط چشم هایم معلوم باشند و کمی از دماغم. دیگر حوصله لبخند زدن ندارم. دیگر حوصله شوخی کردن و کاوایی بازی نداررم. آدم ها تا یک حدی می توانند آنی شرلی ای و انیمه ای باشند دیگر.
۲)کلی ستاره روی مرکز مدیریت روشن شده. پس چرا شب قلبم تاریک و تاریکتر می شود؟
۳)my hero acade
جدیدا اونقدرا حسش نیست ، یعنی حس هیچی نیست 
این روزا بهم خوش گذشته و کلی چیز میز خوب واسه نوشتن دارم ولی باشن واسه بعد 
از نظر جسمی کلا حس میکنم خوب نیستم اونقدرا و قراره یه چکاپ کلی بشم 
یه مدته کلا حس اینو دارم که بازیچه شدم بازیچه دست خیلیا ، نمیدونم درسته یا نه شایدم اشتباه میکنم 
اصلا هیچی نمیدونم هیچییییی فقط مطمنم که خدا هوامو داره و بهش اعتماد دارم 
از صبح که بیدار شدم کلا پر بغض بودم دم لبریز شدن بودم ، نشستم با مامانم به صحبت بحث کشی
Mad Max: Fury Road 2015 1080p BluRay,برنده اسکار,دانلود دوبله فارسی فیلم Mad Max: Fury Road 2015,دانلود رایگان فیلم Mad Max: Fury Road 2015,دانلود زیرنویس فارسی Mad Max: Fury Road 2015,دانلود فیلم اکشن,دانلود فیلم مکس ديوانه جاده خشم با دوبله فارسی,دانلود نسخه سانسور شده فیلم Mad Max: Fury Road 2015,فیلم سینمایی مکس ديوانه: جاده خشم,فیلم مکس ديوانه 2015 با دوبله فارسی,
ادامه مطلب
نتیجه اینکه روز سومه بهترم
استخوان درد و درد عضلات و سردرد تموم شد
تبم پایین شاید 37.5
مشکل گلوم که دردش کم شده ولی سرفه ها باعث میشه لوزها و ته گلو زخم و متورم بشه
که غذا خوردن سخت میشه
دیشب ده ساعت خوابیدم ولی انقدر انرژیم کمه انگار دو روز پشت سرهم رفتم کوه نوردی
 
نتیجه:در انفولانزا زمان خیلی خیلی مهمه
من بیست و چهار ساعت اول سرم گرفتم و انتی بیوتیک و کلی تقویتی و با هر وعده غذایی مکمل ویتامین خوردم
روز دوم دوباره حالم بد شد بازم سرم و انتی بیو
#پارت_21
#متغیر
با نجوایی که درگوشم زمزمه میشد چشم بازکردم به حدی خسته و کوفته بودم که صدایش برایم حکم لالایی داشت وقتی صدای بسته شدن در اتاق3.4 که دراختیار داشتم به گوشم رسید مثل برق گرفته هادرجایم نشستم .یورش بردم به سمت درو بیرون رفتم پایین پله ها خانومی چمدان به دست درحال رفتن بود-کتی(خدمتکار) کتتتی خانم صبر کنید چمدانش زمین گذاشت لبخندی زد که چهره سردش حتی با لبخندی که زد گرم و صمیمی نشد
+دارین میرین؟!!
-اره
+سری به من نمیزنید؟!!
 -. 
سرمو کج ک
شده تا حالا بخواید دعا کنید بعد بفهمید چیزی که از خدا میخواید لقمه گُنده تر از دهنتونه و پشیمون بشید؟ولی من پرروتر از این حرفام،دیروز عاجزانه یه چیزی رو از خدا خواستم بعد به ذهنم خطور کرد،چه غلطاچه لقمه گُنده تر از دهنشم میخواد،دلم شکست ولی باز ادامه دادم.میدونم با دعای گربه سیاه بارون نمیاد،میدونم بنده ی ایده آلی واسش نیستم،اصن کلا ایده آل نیستم واسه هیچکس،میدونم یه روز به خودم گفتم غلط میکنی اگه از این به بعد آرزویی کنی و آرزویی داشته
با خودم فکر میکنم که اگه من، دو سال و نیم پیش، ازدواج نکرده بودم و همچنان مجرد بودم، الان داشتم چیکار میکردم؟ برای زندگیم چه برنامه ای داشتم؟ یعنی هنوز داشتم توی یکی از خوابگاه های شهر تهران، به زندگی دانشجوییم ادامه میدادم؟ از شرایطم راضی بودم؟ هنوز به ادامه تحصیل خارج از ایران فکر میکردم؟ از اینکه هنوز مجرد بودم رضایت داشتم؟
واقعیتش اینه که دلم برای تهران و زندگی خوابگاهیم توی تهران تنگ شده، مدام توی ذهنم از اون دوران یاد میکنم ولی مطمئن
عصر است و حوالی ساعت پنج 
پاییز، پاییز کذایی!
روزی از سال یک هزار و نمیدانم!
خیابان شهید چشمانش، پلاک مفقود الاثر وجودم
روی تخته سنگی در حیاط نشسته وبه لالایی مرگ اور غروب گوش میدهم.
لباسم زرد است هم رنگ نفرت زباله کشیده از برگهای تک درخت کنج باغچه.
اینجا ديوانه خانه است.
پر از منی که به دیده، دیده ام آن گرگ و میش غروب،رقص نسیم سپیده میان گیسوان طلایی خورشید، شبنم چکانده شده روی انار سرخ و ترک خورده لب هایت، چشمان آن گربه وحشی که معشوقه ی تک ت
امروز اینترنت که قطع بود و دارم ديوانه میشم کاملا حس میکنم اگه همین جوری بمونه قابلیت خود کشی دارم 
ولی الاوکیل  اگه قراره قطغ شه حداقل کم کم قطع شه عادت کنیم این چه وضعیه اخه 
و اگه تا اخر هفته قطع بمونه مطمعنم ديوانه میشم و اهتمالا برم  گرافیتی بکشم و زندانو و این داستانا به طور جدی:))
تا فریاد نکشم هیچ کس از درد من با خبر نخواهد شدفریاد هم که میزنم انگار ديوانه دیده انددیده اند دیگرديوانه ای که خیره شدهبه کارِ جهانو فرداراو فرداها را از تویَش میبیندو تنها غمش در عالم اینست؛دیوانگی نکردنديوانه ای که محبوس در زمین،بهِ پَرواز دلبسته استبه رفتنی بر فرازِ آفتاببه رسیدنی بی توقفبه عشقی جاویدانبه بقایی برای دیوانگی کردننه فریآدکه خُدا داند
A fond 2016,Full Speed 2016 1080p BluRay,دانلود رایگان فیلم,دانلود زیرنویس فارسی Full Speed 2016,دانلود فیلم Full Speed 2016,دانلود فیلم فول اسپید,دانلود فیلم ماشین ديوانه Full Speed 2016,دانلود مستقیم فیلم Full Speed 2016,دوبله فارسی,دوبله فارسی فیلم ماشین ديوانه Full Speed 2016,فیلم A Fond 2016 دوبله فارسی,فیلم ماشین ديوانه با دوبله فارسی Full Speed,ماشین ديوانه,
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
تلویزیون اخبار اربعین را پخش می کند.
دلم بی قرار می شود.
دلم مدتی است بی قرار شده است.
نمی توانم دیگر صبر کنم. دلم می خواهد زمان را زودتر هل بدهم به جلو. دلم میخواهد چشمهایم را ببندم و لحظه آغاز سفر باز کنم.
تلویزیون حرم را نشان می دهد.
ديوانه میشوم . از تصور اینکه این سفر زیارت روزی ام خواهد شد یا نه؟ از این سوال ديوانه می شوم.
♪♬♬♪چه شود دوست شوی دست در این دست کنی حبیب من♪♬♬♪
♪♬♬♪چه شود نیم نگاهی به این عاشق سرمست کنی مرا مست کنی♪♬♬♪
♪♬♬♪دل به دلت داده منم منم پای تو افتاده منم منم دلبر دل برده تویی تویی عاشق ديوانه منم منم♪♬♬♪
♪♬♬♪دل من افسار ندارد درگیر تو است دیدم آن چشم تورا چشمانم مست شد است♪♬♬♪
♪♬♬♪دل به دلت داده منم منم پای تو افتاده منم منم دلبر دل برده تویی تویی عاشق ديوانه منم منم♪♬♬♪
♪♬♬♪دل من مست کن و دست در این دست کن و زیر و رو
سلام
راستش نمیدونم از کجا شروع کنم و یادم نیست که واقعا از کی شروع شد ولی حقیقتا همین چند روز پیش بود که حس عجیب در من به وجود اومد، نسبت به همه ی آدم های دور برم سرد شدم به طوری که در طول روز تنها چند کلمه باهاشون هم کلام میشم، بیشتر دوست دارم تنها باشم و بشینم یه گوشه، حسابی گوشه گیر شدم.
احساس  دلتنگی دارم، اونم به صورت غیر ارادی و بی دلیل، احساس تنهایی می کنم، نمیدونم واقعا مشکل از کجاست ولی هر چی که هست مثل یه بغض تو گلوم گیر کرده، حس بدیه اص
پاییز جانم
میبینی که چقدر ديوانه شده ام؟
این روزها کسی را ندارم
کسی را ندارم که با او حرف بزنم
که پیشش درد دل کنم
این روزها کسی به حرف من خسته گوش نمیدهد
من بی اعصاب
کسی نیست که گوش جان بسپارد به من
همه در فکر غم خودشانند
و من نیز در فکر غم آنان
آنقدر ديوانه شده ام که هر روز با خودم حرف میزنم
و هر ثانیه
و هر لحظه
من با ماه حرف میزنم
با دلم حرف میزنم
من با آسمان حرف میزنم
من حتی با تو نیز حرف میزنم
و با برگ هایت
و با بارانت
آخر کسی به حرف های من گوش نم
دانلود آهنگ میلاد باران من ديوانه | متن+کیفیت
همین حالا دانلود کنید آهنگ جدید میلاد باران بنام من ديوانه با متن و دو کیفیت 320 و 128
شعر : علی بحرینی / آهنگسازی : میلاد باران/ تنظیم کننده : پیام هوشمند
Exclusive Song: Milad Baran – Mane Divane” With Text And Direct Links In jazzmusic
متن آهنگ من ديوانه میلاد باران
♪♪♫♫♪♪♯
همه فهمیدن من و تو به وصلیم زیر بار طعنه ها ساده نشکستیمهمه فهمیدن ساده دل بستیم اهل احساس شدیم و همچنان هستیمدل من ديوانه عاشق به تو گرم است به اینکه باشی
فیلم One Flew Over The Cuckoo’s Nest 1975 را الان دیدم و شیفته شخصیت مک مورفی در فیلم شدم.هر چند پایان فیلم خیلی دلم را زد و این فیلم سوال های زیادی برام بوجود آورد. اون میتونست همون بار اول فرار کنه از دیونه خونه ولی با اتوبوس و دوستانش در واقع فرار کرد و رفتن تفریح و گردش، شاید
ادامه مطلب
متن ترانه عرفان راد و مبین ماهد به نام نیستی

هنو دلم میره برا خنده هاتهنو دنیا منه اون جفت چشاتوقتی که تو نیستی قدم میزنمتنها زیر بارون به یاد تو منمصدای شرشر بارونو کمبودم چشمای لعنتیتبگو چطور بی رحم بی من راحتیبگو کجا برم رد نشی هرشب ازسرمهی مرورت کردمو رو جفت چشات قفلی زدمدیوونه دیوونه میگی قلبم نمیتونه بمونهدیوونه دیوونه دیدی رفتن واست چه آسونهدیوونه دیوونهدیوونه دیوونه بیا برگردیم ما باز به این خونهدیوونه دیوونه میگی قلبم نمیتونه
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرخ ديوانه جان
دانلود آهنگ فرزاد فرخ به نام ديوانه جان کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده ديوانه جان با صدای فرزاد فرخ از جوان ریمیکس
Download New Music Farzad Farokh – Divane Jaan
 
جدیدترین آهنگ فرزاد فرخ، ديوانه جان نام گرفته است و بزودی می توانید از جوان ریمیکس دانلود نمایید.
این اثر در سبک پاپ قرار دارد.
امیدوارم شنوندگان از موزیک لذت ببرند.
موزیک جدید و دیگر این خواننده را می توان
از دیروز تا امروز انگار یک هفته گذشته
 
بعد نوشت:  استخوان درد و سردرد تموم شد
سرفه هام کم شده
تبم اومده پایین
فقط هنوز گلوم میسوزه
 
همه اینا اصلا ربطی به قرص ها نداره چون ضعیف هستن
کم شدن تبم فقط بخاطر مصرف ده کیلو لیمو شیرین در طی دو روزه
البته از این ده کیلو هنوز مونده دارم میخورم
ولی به معجزه لیمو شیرین و زنجبیل تازه ایمان بیارین
 
دکتر ازم می پرسید اطمینان داری حالت تهوع و اب ریزش نداری؟
گفتم اره
دو دفعه هم پرسید
بنده خدا نمی دونست من توی
همیشه فکر میکردم با بغض و غصه هم میشه مثل سردرد برخورد کرد و وقتی غصه امونت و بریده و بغض گلوت و زیر دست گرفته و درحال خفه کردنته، میشه با خوابیدن و دور شدن از اون موقعیت به حال بهتر و شاید حتی فراموش کردن اون حالت رسید. مثل حس خوب بعد از خوابی که سردردت و با خودش برده و دیگه اثری ازش نمونده.
صبح اولین روزهای پاییز 98 چیز جدید و به نظر خودم عجیبی رو تجربه کردم.
تقریبا ساعت 9 صبح بعد از یه خواب 7.8 ساعته از خواب بیدار شدم و وقتی تو حالت خواب و بیداری و
 
خیلى عادى نشستم. خیلى عادى دارم به رو به روم نگاه مى کنم. صداى جوشکارى میاد. خیلى عادى چهارزانو نشستم و کف این پامو انداختم روى پاى دیگه م . خیلى عادى. هر از گاهى انگشتاى پام رو ت میدم خستگیشون رفع شه، خیلى عادى. هر از گاهى باد به در خونه میخوره و در صدا میده انگار میخاد باز شه ولى نمى تونه. میخاد ولى نمى تونه، این عادیه.
فقط در درونم یه چیز غیرعادیه. حتى نمى تونم دستم رو بندازم توش و درش بیارم و ببینم چیه. قسمتهایى از قلب ، قفسه پشت، سیب گلو
 متن آهنگ هوروش باند تو مرا ديوانه کردی
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا ديوانه کردیکاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودی تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شدی تو نموندی تورفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا ديوانه کردیماهی برکه برقص کام دنیام شده تلخ بیخیال هرچی غصه اس دل به دریا بون همه خاطره رو میبرم غرق کنم به چه درد میخوره دریا با کی خلوت کنم.کاشکی نداشتم تورو از اولشم ن
شاعر که شدم، 
آسمان را دوست دارم.
 زمین را عاشقم. 
ماه را می ستایم.
 برگ های درخت را می بوسم. 
عطر گل ها را نفس می کشم. 
سنگ را دلسوزم بر ماهیت سختش. 
از پروانه نشدن پیله ای دلگیر می شوم.
 از خشکیدن غنچه ی نشکفته ، می میرم. 
نامم چیست؟!
 شاعر؟! 
عاشق؟!
 ديوانه؟! 
فقط می دانم مثل شماها دانشمند نیستم. 
معروف نیستم. 
فقط یک آدم معمولیه با احساس!
 #فاطمه_جلائی_زاده 
@sorna_paradise
http://t.me/sorna_paradise
The Professor and the Madman 2019 1080p BluRay,بیوگرافی جیمز موری,پروفسور و مرد ديوانه,تماشای آنلاین فیلم,دانلود دوبله فارسی فیلم The Professor and the Madman 2019,دانلود فیلم The Professor and the Madman 2019,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم خارجی,دوبله فارسی,سایت دوستی ها,فیلم The Professor and the Madman دوبله فارسی,فیلم سینمایی پروفسور و مرد ديوانه ۲۰۱۹ دوبله فارسی,
ادامه مطلب
متن آهنگ سالار عقیلی بنام نگار
دوستش میدارم و دردم نمیداند نگار
مبتلایش کن به دردم
ای طبیبا بی شمار
هرچه کردم مهربانی
بی وفایی کرد مرا
او نمیداند چه آورد
بر سرم ديوانه وار
او نمیداند چه آورد
بر سرم ديوانه وار
طاقتم تاب است و گشتم
بی تحمل این زمان
با شکیب و بی صبور
از درد دوری های یار
بیم رسوایی نمانده
آبرویم رفت و رفت
تا شدم انگشت نمای کوی و برزن
ای نگارا عشق من را
از نگاهم بر بخوان
ای طبیبا کو دوای درد
بی درمانِ یار
گر بماند یک نفس از عمر باقی
م
از صبح امروزکه بیدار شدم صدام با من بیدار نشد! گرفته و قطع شده. حرف که میزدم صدا هوا میده انگار دیشب که خواب بودم ،یکی بوده که خواب نبوده نصف شبی ازم ی کرده ! سه تا از تارای صوتیم نیست!
در و دیوار اتاقم میگن کار هیولای شبه ! میگن دیدن و شاهد دارن که یکی شبونه انبر به دست اومده سراغ حنجره ام سه تا تار ازم برداشته .
میگم خب به چکارش میاد ؟در سفیده شونه بالا میندازه که الله و اعلم!
تیر چراغ برق که از پنجره معلومه ، هوار میزنه که من خیلی ساله اینجام
چشم مخمور ترا ساقی میخانه کنم،
لب میگون ترا ساغر و پیمانه کنم.
هر کجایی، که روم، غیبت جانانه کنند،
من به میخانه روم، طاعت جانانه کنم.
گر از این دخمسة عشق رها گردم باز،
گرچه شرک است و گنه، توبه شکرانه کنم.
شهرم آباد، ولی این دل من ویرانه،
من از این شهر رهی جانب ویرانه کنم.
دل ديوانه مرا گفت، که هشیار نه ای!
من که هشیار نیم، گوش به ديوانه کنم.
نشنیده گپ حق، من چه کنم؟ ناچارم!
عاشق ساده دلم، گوش به افسانه کنم
 
BluRay,DVDRip,MKV,The Nutty Professor 2008,پروفسور نخاله,دانلود The Nutty Professor 2008 720p,دانلود انیمیشن The Nutty Professor 2008,دانلود انیمیشن پروفسور ديوانه با دوبله فارسی,دانلود دوبله فارسی انیمیشن The Nutty Professor 2008,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی,دانلود کارتون پروفسور ديوانه,دانلود مستقیم انیمیشن The Nutty Professor 2008,دوبله فارسی,کمدی,کیفیت بلوری,
ادامه مطلب
الان حتی از دست حرفات ناراحت نیستم ، حتی بغضم نمی گیره ، درست ِ اون لحظه بغض گلوم رو فشار میداد اما الان نه اصلا حرفات روحم رو آزار داد اما خب من سکوت کردم چون فایده ایی نداره . می‌دونی تو حق داری منم حق دارم تو با اون فرهنگ بزرگ شدی منم متضاد این فرهنگ تو با لاک زدن من مخالفی بخاطر دلایل بچگانه ی مزخرف امروزی اما از نظر تو دلایل بابا طور می باشه . تو با رفتن من به رستوران با اکیپ دختر پسری عکاسی مخالفی و منم که لج نمیکنم و سفارشم رو لحظه ی آخر ل
داستان کوتاه دلنویس خیس . 
مث همیشه ، رشت خیس ، آسمون گرفته فاز غم . اما یه غم عجیب که غربت موج میزد توش . چتر یه پیرزن گرفت کنج ابروی چپم ،
گفتم ؛ آخ
پیرزن ایستاد لبخندی زد با لحن شوخ طبعانه ای گفت؛ تقصیر خودت هست که قدت بانده 
 _ گفتم اشکالی نداره 
پیرزن پرسید؛ میدونی اسمش چیه؟ 
با تعجب نگاهش کردم و گیج شدم
گفت؛ حکمت 
من خیره بهش موندم که رفت و دور تر بین جمعیت گم شد ، واقعا چشمم درد گرفته بود از برخورد چتر ، 
چشمامو چند لحظه بستم و باز کردم خ
 
 همبازی جک نیکلسون در فیلم سینمایی ديوانه از قفس پرید»، در سن ۹۸ سالگی درگذشت.
 به نقل از هالیوود ریپورتر، جوزف الیک بازیگری که بیشتر برای به دوش کشیدن چک نیکلسون در فیلم سینمایی ديوانه از قفس پرید» معروف شده بود، درگذشت. مرگ الیک توسط مدیر برنامه‌های وی تایید شده است.
او در سال ۱۹۶۷، در فیلم سینمایی تهیه کنندگان» به کارگردانی مل بروکز و در سال ۱۹۶۱ در فیلم یک دنیا معجزه» در کنار بت دیویس و گلن فورد نقش آفرینی کرده است.
الیک در سریال
اخر که میبوسم تو را در انتهای این کتاب♥️اخر بغل می گیرمت در چهار راه انقلاب
اخر که می فهمند همه محو نگاه تو منمیک شب تورا میبوسمت حتی اگر باشد به خواب♥️
هر بار اسمت امده شعری شدی در دفترمشب ها بغضم گریه شد وقتی نبودی وقت خواب♥️
یک بار خوابم امدی از گریه ها دورم کنیگفتی که تو مال منی حالا در اغوشم بخواب♥️
اغوش تو در خواب و چون ديوانه ها بوییدمت♥️ای کاش روزی هم نبود و خواب بودش افتاب
چون ماه دوری و دلم در ارزویت مانده استوقتی به فکرم نیستی
دیشب/ دیروز ،  یه دوست عزیزی بعد از احوالپرسی و اینکه طرف اونا هوا چه جوریه و منم گفتم که این طرفا سرده و فلان؛ بهم گفت که کلی لباس گرم بپوشم و شال گردن و کلاه فراموشم نشه. منم چشم گفتم .‌ همون دیشب بارون بارید ؛ نم نم . صبحشم بارون بارید ، اما کم بود ، شیطونه بهم گفت که هوا خوبه ؛ تو که چند روزه از اون شدت سرما و پتو پیچ اومدی بیرون و گرمت شده(!) بهتره امروز لباس بافتت رو تنت نکنی . و بزارین بگم که خودمم تنبلیم اومد البته . بعد از چند دقیقه که از خروج
پیش نوشت: حال خوبی نداره این متن.
------------------------------
 
بغلش کردم
گلوم از قورت دادن بغضم درد گرفت
با معصومیت همیشگیش لبشو برچید.
با خنده گفتم "می‌بینیم همو دوباره "
گفتمش "مث همیشه‌ت پر انرژی باش نوعروس قشنگمون :)".
حرفای زیادی زدیم.
ولی خیلی حرفا رو هم نزدم بهش
نگفتم چقددددر دلم براش تنگ میشه تا دفعه‌ی بعدی که ببینمش ببینمشون
نگفتم چقدددر دلم از نبودنشون می‌گیره
نگفتم چقددر دوست داشتم شرایط جوری بود که همین‌جا بمونن
 
بغلش کردم
دم گ
بی تو ديوانه‌ای هستم که حتی نوشتن هم آرامش نمی‌کند. من این درد را کجا ببرم. مهری که بر جانم پیچیده‌ای و تا مغز استخوان ریشه داده‌است را چطور حالا بدون باغبانیت تحمل کنم؟ خوب است اشک میوه‌ دهم؟ نه، سبک نخواهم شد. این بار آنقدر سنگین است که بشکنم. شکستن از دل، در روح، در تمام آن لحظه‌های ناب تنهایی، مثل لیوان لب‌نازکی که با یک اشاره نفهمی چطور خرد شد. من این درد را همانجا رها کردم و رفتم سراغ زندگی خودم. به خیالم که تو خوبی، و من امیدوارترینم.
تیزر جدید سوفی و ديوانه به پست اضافه شد
کلمه عبور فایل زیپ
NSZHETJPDWMUCXKAPR
نام اثر: سوفی و ديوانه
کیفیت ها: full hd 1080p – hd 720p – sd 480p 
مخاطب: بزرگسالان
محصول: ایران
موضوع: اجتماعی
کارگردان: مهدی کرمپور
تهیه کننده: مهدی کرمپور
با هنرنمایی: امیر جعفری، به آفرید غفاریان ، الهه حصاری، سعید امیرسلیمانی، سیامک صفری، رضا یزدانی، محمدرضا شریفی‌نیا
سال تولید: 1395
تاریخ انتشار: 1397
تاریخ اکران: آبان 97
ادامه مطلب
این روزا توی تموم دغدغه ها,مشغله ها
همه ی رفتن ها و نرسیدن ها 
تموم خسته خوابیدن ها و خسته تر بیدار شدنا 
عجیب دلم رفتن میخواد.
رهاکردن تموم فکرای کوچیکی که این روزها دارن از ذهنم تغذیه میکنند وبزرگترمیشن.
تا وقتی خودت چیزی دوست نداشته باشی نمیتونی اون حسو به یکی دیگه منتقل کنی
نمیتونی باهاش ارتباط برقرار کنی.
ادامه مطلب
تازگیا دارم به کشف های جدیدی میرسم. نمیدونم شایدم چون قبلا توی این موضوعات نبودم دقت نمیکردم. دو تا طلبه جدید توی فامیل های دور پیدا کردم. این مسئله بهم دلگرمی میده که من تنها نیستم:) البته خب همشونم پسرن:| دختر طلبه ای تا به حال پیدا نکردم.مامان امشب که رفته بود ولیمه ی شوهر خاله با یکی از اون آقاهای طلبه حرف زده بود و سوال پرسیده بود درباره شرایط پذیرش. خیلی اتفاقی همون آقا هم قم درس میخونه! اینکه هی دارم با عنوان "اون آقا" بهش اشاره میکنم بخاطر
یک روز که به یک ديوانه رسیده بودم به او گفتم :
ما (من و تو)یک شباهت داریم و یک تفاوت !!!
ديوانه دهانش را طوری باز گذاشته بود که انگار با گلویش حرفهای مرا می شنوید.
گفتم:اینکه هر دوی ما رنج می بریم این شباهت بین ماست و اینکه من خودم با اراده خودم رنج را انتخاب کرده ام ولی تو انتخاب شده ای و سهمی در انتخاب خویش نداشتی، این تفاوت ماست .
ديوانه گفت :بگذار چیزی را به تو بگویم .گفتم :می شنوم .گفت :بهتر است که بفهمی !!
و بلافاصله گفت :اینهایی که تو گفتی تفاوت م
پرم از افکار منفی و مضخرف
فیلمی ک میبینم هم بی تاثیر نیست
همه پوچی دنیارو جلوی چشمم چند برابر کرده
و اون بعد خفته وجودمو فعال
جدا از همه چیز حالم خوب نیست
حس میکنم به یه روانشناس نیاز دارم
اسم این حالاتمو چیزی جز افسردگی نمیتونم بذارم
زندگی من ماه هاست که راکد مونده
نزدیک یک سال میشه ک امید خاصی تو زندگیم جوونه نزده!
شبیه مردن میمونه. این ک حتا انتظار داشتن عشق رو نمیکشم و چیزی ب این اسم تو آیندم تصور نمیکنم!
انگاری ک همه احساسات و رویاهای دخت
این متن حرف ها تنهایی من هست ومی نداره وقتتون برای خوندنش بذاریداگر هم‌ برای خوندن وقت گذاشتید بازم ممنونم.
 
چند سال پیش دوستم از خودکشی حرف میزد از هر فرصتی برای امیدوار کردنش به زندگی استفاده کردم.حتی بخاطر من پروفایل های غمگین چند سال نمیذاره.اون موقع به من گفت من خیلی خوشبختم که تو دارم و کاش همیشه واسم بمانی منم با یک لبخند ریز گفتم هر زمان مشکلی داشتی بیا و فقط به خودم بگو اگر از من کاری بر نیاد باز حرف هات می شنوم و همیشه واست وق
الان‌که ساعت ازپنج صبح روز جمعه گذشته
الان که من هنوز نخوابیدم
خوابم‌نبرده یعنی
از گرسنگی اونم در اوج خستگی
الان‌که دهنم و گلوم.پره از عطر خشره کش
الان که اهنگی از یان‌تیرسن که داره پخش میشه
الان‌که من دارم دارمجون دادن یک سوسک‌میبینم از پس جولان دادنهای آخرش
که شاید از روی آخرین‌تلاش ها برای زنده موندن و یا آخرین لذت ها از زندگی
دقیقا همین الان
اره
من دارم تو هپچین وضعیتی به این‌فکرمیکنم که یک‌سوسک دوس داره با ه کش بمیره یا دمپایی
ای شمع رز موزیک روشن دور خود پروانه میخواهی در سرزمین عاقلان ديوانه میخواهی
هنگام شادی دور من خط میکشی اما روزی برای گریه ات یک شانه میخواهی
آه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد برد
آه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد برد
آه ای غم دوران من آتش زدی بر جان منی خاکسترم را باد برد
آه ای همیشه دور تر از هر کسی مغرور تر باید تورا از یاد برد
" بسم رب سیدالشهدا(ع)"
 
تمام زندگی من خلاصه می شود در حسین(ع)
یادت می آید آن روزها را؟ که به احترام اسمت و مُحَرَمت چادر سر می کردم؟
یادت می آید که محرم تمام میشد دوباره روزی از نو و چادرم را کنار میگذاشتم تا سال بعد؟
حسین(ع) تو چه کردی با دله من که مرا برای همیشه امانت دارِ چادرِ مادرت فاطمه زهرا(س) کردی؟چه کردی که در خیابان ها راه میروم همه جا اصحاب تو را میبینم؟
همه جا از سر کوچه ها که رد میشوم میگویم
السلام علیک ای شهید
تو چه کردی با دله من.
 
و اما این روزها، بیست و پنج سالگی.
چند روز پیش کل بسته‌ی قرص‌های آسنترا رو که با رِندی از روانپزشک دانشگاه گرفته‌بودم، ریختم دور. (آسنترا نوعی داروی ضدافسردگی‌ست.) تا چند ماه پیش فکر می‌کردم به این داروها "نیاز" دارم، اما وقتی روانشناس فهمید از روانپزشک نسخه‌ی قرص ضدافسردگی می‌گیرم شاکی شد و گفت: "تو حتی کیس افسردگی بالینی هم نیستی، می‌خوای هر بار به جای حل کردن مشکلاتت یه قرص بندازی بالا؟" و البته من امروز می‌دونم مسیر زندگی خیلی وقت ه
به بابا گفتم: تو زندگیم با هر مردی معامله کردم پشیمونم کرد.
گفت: حتی با من؟
گفتم: پدر و دختری که معامله نداره.
گفت: بیا با من معامله کن ببین چجوریه.
گفتم: پدر و دختری معامله نداره.
گفت: اگه تکلیف نبود بدون تو نمی‌اومدم.
گفتم: برگشتی از سفرت هیچ تعریفی نکن.
گفت: حلالمون کن.
گفتم: خودم اشتباه کردم.
گفت: پویا می‌خوام.
گفتم: نیست. دیگه تموم شد.
گفت: پویا!
گفتم: گریه نکن. بسه! بابا برمی‌گرده فردا.
گفت: پویا!
گفتم: تمومش کن. کافیه.
گفت: گلوم درد می‌کنه. آب!
باز
دیر وقت است. نشسته ام پشت میز و درگیر ترجمه های سنگین ام. از لذت همیشگی خبری نیست. دلم گرفته. چند خط ترجمه می کنم، کمی به فکر فرو می روم، دو قطره اشک می ریزم و باز ادامه می دهم. چند خط دیگر. پاراگراف بعدی. قورت دادن بغض با چای سرد و باز چند قطره دیگر. می نویسم و گریه می کنم. گریه ام شدت می گیرد. چقدر خوب که او خواب است و من را این شکلی نمی بیند. چقدر خوب که. چقدر خوب چی؟ چقدر خوب که فقط او برایت مانده؟ احساس تنهایی می کنم. سردم می شود. اشک هایم همچنان
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب