نتایج پست ها برای عبارت :

گه خط بکشی به خط قرمز دیگه خلاف نکردم دادا هرگزmove

دادا بهش گفت: عمو گوشیمو میدی؟! الان شارژش تموم میشه.در کمال ناباوری گوشی رو داد.بعد دادا بهش پیشنهاد داد فوتبال دستی بازی کنن.رفت که بازیشو بیاره و در جواب ماهایی که ازش پرسیدیم:" کمک میخوای؟" بازوهاشو نشون داد و گفت: "من قوی ام! من شرک ام!"چند دقیقه بعد فوتبال دستی رو کشون کشون و هن و هن کنان آورد و در راه اعلام کرد که: "من آبی!"هر کدوم یه طرف نشستن و دادا توپو گذاشت وسط و تا خواستن بازی رو شروع کنن، جوجه گفت: عمو فقط دو دست بازی کنیم، چون اودبال دث
دانلود آهنگ جدید شایع و خلوت به نام کجایی دادا
دانلود آهنگ جدید شایع و امیر خلوت به نام کجایی دادا
Download New Music Shayea Ft Amir Khalvat Called Kojaee Dada
دانلود آهنگ کجایی دادا از شایع و خلوت
| اطلاعات بیشتر در ادامه مطلب |
این آهنگ یکی از ترک های آلبوم فرکانس میباشد

ادامه مطلب
مادر و پدرم و خیلی از مادر و پدرهای دیگر این طرف ها پدرانشان را "دادا" صدا می زنند. تا هفت سال پیش من دو پدر بزرگ و دو مادربزرگ داشتم که جمعا می شدچهارتا ایکسبزرگ! و آن وقت ها از این بابت خوشحال بودم چون من کلا آدمی هستم که اعداد زوج را ترجیح میدهم. اما هفت سال قبل اتفاقی افتاد که باعث شد من فقط یک پدربزرگ و دو مادر بزرگ داشته باشم. اما این شاید تنها استثنا در این باره باشد که توانستم عاشق یک عدد فرد باشم! قبل از رفتن دادا، یا بهتر است بگویم سال ها ق
زهرای بابا سلام
 
دلبر بابا
نازگل بابا
دختر بابا
 
دلم برای گفتن اینها تنگ شده است. چه روزهای طولانی شده است که دیگر کسی را ندارم برایش اینها را بگویم. بابا جان مدتی است تصمیم گرفته ام برایت ماهی دست کم یک بار بنویسم چه با عکس و فیلم و هر خاطره ای که دارم. تازمانی که زنده باشم. فکر کنم این قدر خاطره دارم که از پسش بربیام. وقتی این وبلاگ به روز نشود یعنی من هم دیگر نیستم. یعنی یا پیش تو هستم یا شاید هم نگذارند تو را ببینم که به نظرم ظلم بزرگی خواهد ب
تاحالا شده انقدر بخندی که دلت درد بگیره؟
که نتونی نفس بکشي و اشکات دونه دونه پشت سر هم سرازیر بشن و صورتت مثل یه گوجه فرنگی قرمز بشه؟
این آخریا دیگه ماهیچه های صورتم هم درد گرفته بود.
::گفته بودم وقتی رو دور خنده بیفتم دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم؟ ((=
امروز هم روز خوبی بود.
هنوز باورم نمیشه که فردا قراره برم مدرسه. یکیتون پاشه بیاد یه سیلی به من بزنه یا یه نیشگونی چیزی بگیره بلکم باورم بشه و یکم به خودم بیام و برم وسایلم رو آماده کنم:/ بله من هنوز هیچکدوم از وسایلام رو آماده نکردم و کل لوازم تحریری که خریدم اینه: خودکار قرمز و آبی، مارک ایرانیِ کیان. (دارم تبلیغات میکنم :دی!) اما حقیقتا خیلی میترسم. یعنی منو ترسوندن. از سال آخر و سخت گیری های مربوط به کنکور و . امیدوارم که این سال تحصیلی هم به خیر خوشی تموم بشه. عصری
 رنگ مناسب برای رژ لب
انتخاب یک رنگ مناسب نیز به همان اندازه نحوه رژلب زدن مهم است، برای مثال شما می توانید همیشه از رژلب قرمز استفاده کنید، به شرط آن که یک سایه مناسب برای آن انتخاب کرده باشید، اگر شما دختری دارای پوستی با زمینه صورتی هستید با انتخاب رژلب قرمز گیلاسی عالی به نظر خواهید رسید، اگر دارای پوستی با زمینه زیتونی هستید از رژلب قرمز استفاده کنید، رنگ های قرمز پررنگ برای دختران با پوست تیره عالی هستند.
ادامه مطلب
از 6 مرداد که بستری شدم و بعد از یک ماه اومدم خونه و رفتم علوم پایه دادم ( بابام برد و اوردم) و باز بستری شدم و باز اومدم خونه و باز بستری شدم و باز اومدم خونه و دیروز و امروز که پرتو رفتم و اومدم و اصلا به تغییرات آب و هوا توجه نکردم. دمای بدن من که کلا با دارو ها  و سلولام کنترل میشه. یا یخ یخم یا داغ و تب آلود :))کوتاهی و بلندی شب و روز هم که از بس داخل اتاق هستم نمیفهمم :))
 
+ فک کنم واقعا داره بوی مهر میاد. امروز یه چیزایی حس کردم. بر خلاف جیغ های ما
طرز تهیه ترشی فلفل سبز و قرمز تند :
ترشی فلفل یکی از م ترین و خوشمزه ترین ترشی ها در فصل تابستان و پاییز است . از این ترشی به عنوان دورچین غذا نیز استفاده می کنند . ترشی فلفل چون کمی طعم اسپایسی و تند دارد کنار هر غذایی سرو می شود و بسیار طعم لذیذی از خود بر جای می گذارد .طرز تهیه ترشی فلفل سبز و قرمز تند رو براتون در نظر گرفتیم ، با ما همراه باشید .

ادامه مطلب
هم عجیبه، هم خنده‌دار، هم رقت انگیز. ولی وقتی به این فک می‌کنم که تو دنیا حالاتی هست که تا حالا تجربه نکردم، احساساتی که تا حالا درگیرشون نشدم، چیزهایی که تا حالا درکشون نکردم، به وجد میام. مثلا وقتی متنی میخونم و حس میکنم نویسنده ادعا داره که بیشتر از من میدونه، حس خوبی میگیرم. تصور اینکه اگه بفهمم نویسنده چه چیزهایی بیشتر از من میدونه، موقعیت جدیدی رو تجربه می‌کنم. جایی که تا حالا نبودم. حسی که تا حالا نداشتم. بله. حدس می‌زنم به خاطر سنم
هم عجیبه، هم خنده‌دار، هم رقت انگیز. وقتی به این فک می‌کنم که تو دنیا حالاتی هست که تا حالا تجربه نکردم، احساساتی که تا حالا درگیرشون نشدم، چیزهایی که تا حالا درکشون نکردم، به وجد میام. مثلا وقتی متنی میخونم و حس میکنم نویسنده ادعا داره بیشتر از من میدونه، حس خوبی میگیرم. با تصور اینکه اگه بفهمم نویسنده چه چیزهایی بیشتر از من میدونه، موقعیت جدیدی رو تجربه می‌کنم. جایی که تا حالا نبودم. حسی که تا حالا نداشتم. بله. حدس می‌زنم به خاطر سنمه ک
رفتم نون بخرم دیدم وایساده جلو آینه قدّی و داره با یقه کت کِرِمِش وَرمی‌ره.اومد پیشم و گفت بابت اون روز ببخشین!- کدوم روز؟- همون روز که توو سالن مطالعه بهت گفتم با رفیقم می‌خوام صحبت کنم، لطفا برو سالن مطالعه بالا و تو گفتی سالن مطالعه جای درس خوندنه نه صحبت کردن! بعد من با صدای بلند گفتم کولِت می‌کنم می‌برم بالا و تو گفتی چه طرز صحبت کردنه آقای محترم؟!- شما ببخشین که شرایطتت رو درک نکردم.- نه دیگه! اگه درک نمی‌کردی نمی‌رفتی کتابخونه خوابگاه
 
سنگ‌ متولدین‌ تیرماه‌ ، یاقوت‌ قرمز‌رنگ RUBY است. رنگ‌ قرمز‌رنگ یاقوت‌ سمبل‌ علاقه، سرزمین ‌پرستی‌ و خشم‌، و رنگ‌ گزینه عشق و علاقه‌ کودکانِ پرخاشگر می‌باشد. سنگ یاقوت در اروپا در آخرها قرنها‌ وسطی ، سنگ‌ گزینه عشق‌ کشیشان‌ بود ؛ آن‌ را روی‌ انگشتر می ‌گذاشتند و می‌ گفتند از فردوس‌ آمده‌ می باشد. یاقوت در میان‌ سنگ‌های‌ قرمز‌رنگ بیشترین‌ خواستار‌ را داراست و گرانبها‌ ترین‌ می باشد. پس‌ از الماس، یاقوت‌ قرمز رنگ دشوار‌
هیچوقت کسایی رو که توی وبلاگشون یا جاهای دیگه از اینکه پدر مادرشون براشون اینکارو کرده یا اونکارو کرده مینویسن رو درک نکردم . وقتی کسی که اعتراف می‌کنه حتی  یبار هم وبلاگ خودش رو نمیخونه ، دیگه چه ومی داره گفتن این چیزای .نمی‌دونم اسمشو چی بذارم ، آره هر لحظه مردم میلیون ها چرند رو میگن و مینویسن ولی آخه باید یه دردی رو دوا کنه بلاخره. تو که همه چی توی دنیات عالیه ، یا حداقل تو این زمینه وضعیتت رو دوس داری و جالبه که از کار شاقه ای هم حرف نم
مدیر امور کتابخانه های سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران از آمادگی
فرهنگسراهای پایتخت برای دریافت ماهی قرمز و ارائه کتاب خبر داد.
به گزارش ایسنا، ایمان کرد با اعلام این خبر گفت: نوروز امسال نیز
چهارمین جشنواره ماهی حوض قصه‌ها» با هدف حفظ محیط زیست و جلوگیری از تلف
شدن ماهی‌های قرمز سفره هفت سین برای مخاطبان کودک و نوجوان برگزار می شود.
وی با بیان اینکه در این جشنواره کودکان ماهی‌های قرمز سفره‌های هفت سین
خود را به کتابخانه‌هایی که
بسم‌الله الرحمن الرحیمطبق سنت شیعه 
وقتی شخص از دنیا رفت
باید حداکثر صاحب عزا سه روز عزاداری کند و دوستان و آشنایان و همسایگان برایش غذا آورده و کارهایشان را انجام دهند.
گرفتن مجلس عزا برای هفتم و چهلم و سالگرد بر خلاف سنت پیامبر رحمت صل الله علیه و آله وسلم می باشد
که دوستان عزیزم باید به شدت پرهیز کنند
به امید ظهور مولایمان فارس الحجاز عجل الله تعالی فرجه الشریف
طرز پخت لبو در قابلمه (طرز تهیه لبو قرمز + طرز پخت لبو در قابلمه)
لبو که چغندر پخته‌ شده است، از دیرباز با ورود به فصل های سرد سال بازار داغی پیدا میکند. شاید خیلی از ما گاری های لبو فروشی که در هوای سرد بخار لبو هایشان دلمان را آب می انداخت را به یاد بیاوریم. البته هنوز هم فروش لبوی داغ روی گاری در اکثر شهرها و محله ها مرسوم است. لبو ضد سرطان، ضدالتهاب، آنتی اکسیدان، تقویت کننده دستگاه ایمنی، افزایش دهنده قدرت جذب اکسیژن در سلول ها، تحدید
امروز بر عکس ظاهرش روز شلوغی بود. اشتباه کردم دیر بیدار شدم همینجوری وقتو هدر دادم. اما گذشت دیگه. کمک مها کردم نهار درست کردم بعد رفتم بیرون اومدم کنج دنج جدیدمو چیدم یعنی اتاقو مرتب کردم یسریاش وسایل من بود که ولو بود. هنوز جارو نکردم بابا خوابه. الان میخوام بشینم کتابمو بخونم مهام رفته بیرون دوستشو ببینه مامانم خونه باباحاجی بابا هم که خوابه. خودممو تو. امروز ۲۲ امه باورم نمیشه چقدر زود گذشت من هیچکار نکردم شهریور :/ داره تموم میشه حتی جز ک
از ساعت ۵ صبح نخوابیدم . مدل خوابیدنم ریخته بهم . دیروز نشستم فیلم عرق سرد دیدم و پایان فیلم گریه کردم . زندگی من خیلی بدتر بود . چه روزهایی پشت درب محضر التماس نکردم که میبخشم .اولش شرط خودش این بود بعد چند روز بهانه و بازی شروع شد .از خیلی ها خواستم کمک کنند .خیلی ها حرف زدند .اما امضا نکرد و تا همیشه دردش موند من حمایت هیچ کس نداشتم تو اتوبوس تهران به اصفهان گریه کردم و سط گریه هام خوابم برد چی کشیده بودم چقدر تو کهف شهدا تو گلستان شهدا
دنیا خلاف خواسته ی ما گذشته استدیروز پیش روست و فردا گذشته استتقویم من پر است از "امروز دیدنت"امروز یا نیامده و یا گذشته استدر جستجوی بخت به هر جا رسیده اماو چند لحظه قبل، از آن جا گذشته استدر بین راه، عشق همان عابری ست کهبا غم به من رسیده و تنها گذشته استای گل! همین که موقع بوئیدنت رسیددیدم که عمر من به تماشا گذشته استاین غیرت است یوسف من، هی نگو هوساز گیسوی سفید زلیخا گذشته استبا آن عصای معجزه بشکاف نیل رانشکافی آب از سر موسی گذشته استمثل قد
دلم رابطه جنسی میخواد!
میدونم زشته این حرفا رو زدن، ولی خب وبلاگمه و دوست دارم توش بنویسم.
واقعااااااااااااااااااا دلم رابطه جنسی میخواد و تمام بدنم و فکرم و همه چیم بهش معطوفه و به شدت درد دارم.
متاسفانه هرگز خودیی نکردم و یه بارم در جوانی خواستم انجام بدم و دیدم اصلا خوشم نیومد و به روحیاتم نمیخوره.
جدا دلم رابطه جنسی میخواد.
نوشته بود موسیقی بی کلام برای هرکسی کلام خاص خودشو داره
به روزی که داشتم فکر میکنم
از وقتی با پدر حرف زدم رابطمون خیلی بهتر شده عالی نیست ولی بهتر از قبله
درکش میکنم و شمشیر از رو بسته‌م رو غلاف کردم و سعی میکنم رابطه‌مو حفظ کنم
هر آدمی تو زندگیش اشتباه میکنه به قول وجیهه بلاگر موردعلاقه م ما نمیتونیم از الگوها و عقده ها و شکستگی ها و زخم هامون جدا باشیم من و پدر و مادر و برادرم هم از این قاعده مستثنی نیستیم
درمان هم که بکنیم باز قرار نیست مع
طرز پخت لبو در قابلمه (طرز تهیه لبو قرمز + طرز پخت لبو در قابلمه)
لبو که چغندر پخته‌ شده است، از دیرباز با ورود به فصل های سرد سال بازار داغی پیدا میکند. شاید خیلی از ما گاری های لبو فروشی که در هوای سرد بخار لبو هایشان دلمان را آب می انداخت را به یاد بیاوریم. البته هنوز هم فروش لبوی داغ روی گاری در اکثر شهرها و محله ها مرسوم است. لبو ضد سرطان، ضدالتهاب، آنتی اکسیدان، تقویت کننده دستگاه ایمنی، افزایش دهنده قدرت جذب اکسیژن در سلول ها، تحدید
هیچ چیز توی این دنیا مهلک و ترسناک تر از خود آدم نیس .
این که چند سال با با دندن های کرم خورده زندگی کنی و هر روز درد بکشي و نری بکشيشون . یه حماقت خیلی بزرگ میتونه برای آدم باشه و راهی برای حماقت های دیگه  یه دیگه حماقتا تو زندگیم اینه که منتظر بمونی یه فرصت خوب بیاد سمتت  .
 
 پ.ن: اگه بشه دوباره خواهم نوشت .
پ.ن: برای تنوع هم که شده چند ساعت دیگه موهامو با ماشین از ته میزنم . دیونه ام دیگه کاریم نمیشه کرد .
* اینکه تبریک به خاطر 100 روزه شدنم به خودم بالاخره یهو وبلاگ شاختم که اونو تا قبل از 100 روز حذف نکردم . جالبه بدونید من قبلا وبلاگ زیاد داشتم ولی بعد از یه مدت حذف میکردم ولی این فرق داره با برنامه ریزی قبلی ساختمش و عهد بستم . نمیگم وسطاش کم نیاوردم و خواستم حذف کنم اما با کمک شما نکردم
** اینکه نظرتون در مورد چت باکس بیان چیه ؟ چجوریاس ؟ راضی هستید ؟ بمونه یا از کار بندازمش ؟
***خب یه مدت نیستم . و هر از چند گاهی با sms پست میزارم . امیدوارم مثل سر
   
  من فکر میکنم زنهایی که خیلی به خونه شون میرسند همه جای خونه رو تمیز میکنند و همه چیزو مرتب و منظم میکنند ؛ به خودشون هم میرسند رژ قرمز میزنند ؛ کدبانو گری میکنند شام نهار ب موقع اماده میکنند ؛ چارقاچ گری میکنند و.دو گروهند: یا خیلییی شادند یا خیلیییی غمگینپ.ن : من واقعا نمیدونم این علاقه ی وافر ب زدن رژ قرمز تو این دو گروه از کجا میاد. نمیدونم ؛ فقط عمل میکنم
بذر سیب زمینی قرمز
 
محصول کشور روسیه
**مناسب جهت  کشت در باغچه و گلدان**
تعداد بذر در هر عدد بسته : بین 40 الی 50 عدد
یکی از بهترین گونه های تجاری با  غده های با کیفیت بالا.
برگ های سبز به شکل بیضی شکل و با پوستی از رنگ قرمز و صورتی است.
گوشت سفید، با طعم عالی است.
ارزش: عملکرد بالا، مناسب بودن برای نگداری درازمدت، مقاومت بالا ، مانند سیب زمینی طلایی.
سیب زمینی قرمز دارای ارزش غذایی بالایی است و این بذر کاملا ارگانیک می باشد
www.karnila.ir
 
 
بذر سیب زمینی قرمز
 
محصول کشور روسیه
**مناسب جهت  کشت در باغچه و گلدان**
تعداد بذر در هر عدد بسته : بین 40 الی 50 عدد
یکی از بهترین گونه های تجاری با  غده های با کیفیت بالا.
برگ های سبز به شکل بیضی شکل و با پوستی از رنگ قرمز و صورتی است.
گوشت سفید، با طعم عالی است.
ارزش: عملکرد بالا، مناسب بودن برای نگداری درازمدت، مقاومت بالا ، مانند سیب زمینی طلایی.
سیب زمینی قرمز دارای ارزش غذایی بالایی است و این بذر کاملا ارگانیک می باشد
www.karnila.ir
 
 
دیروز همسر در حالی اومد خونه که یه پرنده تو دستش بود. گفت داشتم از فلان جاده میومدم که این کبکه یهو خورد به سپر ماشینم. گفت پاش شکسته.
یه کارتن آوردم با مشت برنج و یه کاسه آب. گذاشتش تو آشپزخونه. خواستم بگم بذارش تو بالکن، بعد گفتم حالا گربه میخوردش عذاب وجدان همسر بدتر میشه! بد از ظهر رفتیم سر کار، وقتی برگشتیم دیدیم کبکه رفته زیر سینک. نمیدونم چرا اصلا فک نکردم اتفاق بدی باشه. فک نکردم کبکا هم پی پی میکنن! :/
صبح همسر چند ساعتی مرخصی گرفت که کار
بسم الله مهربون :)
 
+ از ثانیه به ثانیه ی تعطیلات دارم استفاده میکنم و بیشترش هم مسافرت بودم! چی میشد اگه همینجوری همیشه تعطیل میبودیم؟ :))
درس های این ترمم واقعا سختن و البته گس وات؟ انتخاب واحد جا موندم d; از بس تلگرامم رو چک نکردم و دقت نکردم که کلا خبر نداشتم زمان انتخاب واحده! البته مسافرت هم بودم. به نماینده پیام دادم گفت خودم درستش میکنم، نگران نباش. اون درسیم که از علوم پایه م مونده بود و کلاسش رو نرفتم استاد بهم نمره نداد و توی کارنامه م ز
حدود 32 روز پیش تصمیم گرفتم که اینستاگرامم رو برای همیشه حذف کنم. یک جورایی برام تبدیل به یک خونه شده بود که نمی‌تونستم ازش دل بکنم. هرچند هنوز هم معتقدم که برای بعضی اهداف می‌تونست مؤثر باشه ولی من نهایتاً به این رسیدم که هیچ جوره برای شخصِ من، ضررهاش با فوایدش قابل مقایسه نیست، بنظر خودم روزای خوبی تصمیم به این کار گرفتم چون بخاطر امتحانات دانشگاه و کارام انقدری درگیر بودم که اصلاً بود و نبودش رو احساس نکردم و هنوز هم بعد 32 روز اصلاً حس نکر
1-همونطور که قبلا گفتم یه مدت پیش شروع کردم به خوردن دمنوش لاغری نیوشا، هفته اول تغییر محسوس بود و خودم احساس سبکی میکردم، ولی بعدش دیگه خیلی تغییری نکردم و بیست روز اول که سایز و وزن اندازه گرفتم، تقریبا ثابت بودن ارقام. با خودم گفتم خب احتمالا 20 روز دوم بهتر بشه ، پایان 40 روز حدود 1.5 کیلو وزن و یه مقدار کم هم سایزم کم شده بود. به توصیه‌ی مشاور این محصول، ده روز استفاده نکردم و بعد از ده روز دوره جدید شروع شد با کمی تغییر در دمنوش ها ولی عجیب ای
خوندن واسه المیپاد یا شرکت تو جشنواره یا خواب ؟
استاد حوزه پیام گذاشته واسم جشنواره داستان و شعره .
خیلی دوست دارم شرکت کنم اما سوژه هام تو این بل بشوی ذهنی یادم رفته .!
اصلا چیزی یادم نیس .!

دلم میخواد بنویسمکاش یه هفته وقت بذارم .بعد برم سراغ درسام .
البته داستان دارم اماده اما حسم میگه بهتر میتونم.اما متاسفانه نوشتن یه ذهن آزاد میخواد .که من ندارم الان.!
داداش میگه میگه تو هم خدا رو میخوای هم خرما رو .یکیش .تو نمیتونی!
میگم قدیمی
چشم هایم مدام به دنبال زیبایی ها میگشت
از وقتی دوربین دست گرفته بودم عادت کرده بودم به بادقت نگریستن در پدیده ها
این پدیده ها گاه جاندار بودند و گاه بی جان
اما هرگز چیزی به آن زیبایی ندیده بودم.
 
وقتی دیدمش چند صباحی چشم هایم به دنبالش راه افتادند سپس قدم هایم و پس از آن دلم
دیگر آن سراپا پوشیده در سیاهی را از دور هم که میدیدم میشناختم؛ از توازن گامهایش و از نجابت نگاهش
 
هرقدر که او نجیب بود من سرکش شده بودم
و هرقدر س صدایش بیشتر می‌شد
شنگرف یا سینابر (Cinabre یا Cinnabar) با فرمول شیمیایی HgS از مجموعه کانی‌هاست. در طبیعت به صورت بلور موجود است ولی به‌طور صنعتی نیز تولید می‌شود. شنگرف در شعله بخار می‌شود و در اسید نیتریک و اسید سولفوریک نامحلول است. شنگرف جسمی دارای بلورهای شش گوش قرمز رنگ است. آن را با هدایت گاز هیدروژن سولفید (H2S) به محلول نمک‌های جیوه تهیه می‌کنند. کانیهای مشابه آن رآلگار، پروستیت، کوپریت، روتیل، هماتیت و غیره است.
شنگرف در ابتدا سیاه رنگ بوده ولی بعد از حرارت
خواب دیدم دستم رو سینه‌اته. نگاهم از روی دستم بالا رفت و به صورتت رسید. صورت یک شیطان. ترکیب بنفش و قرمز و ذغالی. سعی کردم آروم باشم و به عقب هلت بدم. عقب که نرفتی هیچ، اومدی جلو بغلم کردی و من توی خواب دوباره به خواب رفتم.موضوع خواب دوم یه چیز دیگه بود.
زهرای بابا سلام
 
سومین سالگرد تولدت مبارک. اگر اینجا پیش ما می بودی امروز صبح 3 ساله می شدی. سه سال می شد که شادی می بخشیدی به خانه ما ولی حیف.  یک سال بیشتر نتوانستیم با همه کوتاهی ما برایت جشن بگیریم و خدا همه برنامه های ما را نقش برآب کرد. دو سالگرد است که دلمان برایت می تپد اما  کنارمان نیستی.  اگر می بودی چه می شد؟! خانه مان پر نور می شد و "دادا" چه شادیها نمی کرد. چه جفت هم بودید و همه کمبودهای هم را جبران می کردید. چند شب پیش فیلم های تو و "دادا
دیدن آدمی که در انتظار مرگش نشسته خیلی سخته
امروز رفتم سر تختش و سریع خداحافظی کردم و اومدم
تو ماشین همه ش به این فکر بودم
که چرا بیشتر نگاش نکردم؟
شاید این بار آخر می بود .
اما واقعا دیدن دستای لاغر و بدن ضعیفش که توانایی ت خوردن هم نداشت برام سخت بود
گفتن نهایتا تا ده روز دیگه زنده ست
ده روزی که دو روزش رفته. 
 
 
خدایا خواستی جون منو بگیری یهویی بگیر
من تحملش رو ندارم
نمیتونم رو به قبله به انتظار مرگ بشینم
مدت هاست که وقت نکردم بیام اینجا.توی این دو سه ماهه اخیر مشکلات زندگیم زیاد شدن که دیگه حتی نمیتونم به یه آینده روشن فکر کنم.صبح تا شب گرفتارم و هر وقت هم بیکارم هزار تا فکر و خیال میکنم.
وضعیت مالیم ، وضعیت خانوادگیم ، وضعیت درآمدم ، وضعیت روابطم و . خیلی وخیم شده و راستش دیگه نمیکشم.میخوام از خیلی هاشون فرار کنم و دوباره برگردم عسلویه و به یه کاری شبیه به کار قبلیم ادامه بدم.قرار نیست من همه مشکلات رو حل کنم و خیلی هاش از عهده من هم بر نمیاد.ح
از سر لج بازی افتادم به جان زندگی
زندگی هرگز نکردم، در زمان زندگی
دل به دستت دادم و حالا خودم فهمیده ام
دل شکستن می شود گاهی زبان زندگی
من که خود کوهی ز گل های پریشان بوده ام
خود پریشانم کنون در بوستان زندگی
هر کسی از بوستان دل گلی بر چید و رفت
خار ها مانده برای باغبان زندگی
گاه می گیرد زمان، چیزی برای امتحان
وای اگر که عشق باشد امتحان زندگی
تو اگر چه باز می گردی ولی رفتی زیاد
چون فراموشیست تنها ارمغان زندگی
نوش دارویی که بعد از مرگ می ایی، عزیز
رئیس انجمن واردکنندگان موبایل تبلت و لوازم جانبی گفت: استفاده از واردات گوشی مسافری به نحوه تجاری ، خلاف قانون است وذکر شده که اگر مسافر کالایی را با حمایت ۸۰ دلاری دولت وارد ایران کرد،نمی تواند برای استفاده تجاری از آن اقدام کند.حسین غروی رام رئیس انجمن واردکنندگان موبایل تبلت و لوازم جانبی  در گفت‌وگو با فارس با اشاره به نزدیک شدن ایام اربعین حسینی و تسهیلات دولت برای حضور در این مراسم گفت: حضور مردم در این مراسم موجب می شود که برخی از اف
لعنتی اصلا دوستت ندارم. اصلا. ولی نمی تونم فراموشت کنم. با من خاطره های عمیقی ساختی و ول کردی رفتی. مگه نگفتی دخترا فلانن احساساتی ن باید از مردشون اجازه بگیرن؟ درسته زر زدی و منم بخاطر همین کارات گذاشتمت کنار ولی تو که احساساتی نبودی چرا رفتی آخه؟ مثلا تو باید مث یه مرد میموندی. اما نموندی. حالا که بیشتر فکر میکنم میبینم تو نمی خواستی بمونی. میخواستی بری و میخواستی منم زندگی مو زمین بذارم و باهات بیام. ولی من زندگی مو فدای تو نکردم. شاید چون تو
اینا پست های کانالم از دیشب تا حالاست. 
قرار بود اینجا رو اونجا کپی کنم الان برعکس شده :))
 
دیشب ساعت 1 ونیم شب:
 
احتمالا به زمان انتقالم به بخش هم نمیرسه و تا جواب cbc بیاد من تمام بدنم عفونی شده!! از بس اینجا همه مریضا تو حلق همن، از بس اینجا کثیفه، از بس اینجا بوی گند میده!! بعد نگین چرا رضایت شخصی میدی میری خونه ! 
 
*******
 
چند دقیقه بعدش:
 
پلاکتمان 30 و 9  هزار است فقط :|گلبول های قرمز هم همگی کوشولو و در عین حال کم! 
+ منتظر خون و پلاکت یه بنده خدای
خیلی وقته هیچی مثل قبل نیس
خودم با خودم قهرهخیلی وقته با خودم کاری ندارم
باهاش صحبت نکردم .بهش انرژی ندادم حتی دعواش نکردم و سرش غر نزدم
نمیدونم چه اسمی میشه رو این حالت گذاشت
خیلی بده که خود ادمم به خودش محل نذاره،شاید خیلی مسخره بنظر بیاد این حالت ولی واقعا انرژیمو گرفته .
احتمالا میزان دلخوریم از خودم بالاست.
قبلا سر هر کاری  که میخواستم انجام بدم تموم انرزیم و حتی بیشتر رو براش میذاشتم و  اگه دست اخر جواب نمیداد حداقلش این بود از خو
✍️ یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:
موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می‌کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.
دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم، سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می‌کند.
آنگاه شروع کردم به جنگیدن برا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب