نتایج پست ها برای عبارت :

320هایده عزیزترین

از اولین پست تا به امروز، همیشه عزيزترين و مهم ترین قسمت فضای مجازی بوده. حالا هر بار می بینم وبلاگ نویسی ترکش میکنه، غصه م میگیره و هر بار وبلاگ نویسی رو می بینم که تلاش می کنه سر پا نگهش داره قند توی دلم آب میشه. 
اینجا از خیالپرداز نادان بخوانید. 
یکبار متنی با این مضمون برایش فرستادم که "به من گفت عزيزترينم و من از ذوق بال درآوردم که از بین آن همه آدم اطرافش، من عزيزترين بودم." بعدش او گفت اما تو عزيزترين نیستی، تو تنها عزیزِ زندگی من هستی.
حس آن لحظه‌ی من قابل بیان نیست. اما من به او گفتم عزیزکم و ناراحت شد!
حالا برای تو می‌نویسم عزیزِ کوچکِ من. تو رفتی و مرا با بقیه تنها گذاشتی.
اما بدان، هرچقدر هم که همه بگویند تو مناسب نبودی، هرچقدر هم که بفهمم چقدر منفور شده‌ای بین مردم و کمتر
دوست داشتم ابراهیم وار، بی هیچ شک و تردیدی به میان آتش‌ها بپرم و خنجر بر گلوی عزيزترين اسماعیل‌ام بگذارم و آواره بیابان‌ها شوم و با تبری در دست بزرگ‌ترین بت‌ها را بشکنم و بشارت اغیار درباره اسحاق‌ام را باور کنم. سخت اما مومن. طولانی اما باارزش.
در مقابل عزيزترين های زندگیم بدجور کم آوردم
بدجور 
بدجور 
حتی روم نمیشه اینجا بنویسم 
خدایا ببخش ولی بازم گله دارم 
این روزهای روزهای آسونی نیس.تلخه.خشکهتهاجمیه و بدون عشق و پر از خودخواهیو پر از تکرار حس تنهایی 
بعد دو سال دیدمش جواب سلامم رو هم نداد بی ادب :|
آهنگ خونده میگه واسه تفریح خوندم، میخواد عصر جدید شرکت کنه.
امروز سالگرد فوت عزيزترين کسمه، چه زود گذشت.
فیلم رقص چاقوم تو ده دوازده سالگیم رو فرستاده برام، میگم دمم گرم چه اعتماد به نفسی داشتم
کاش روزا بگذره زودتر یکشنبه برسه.
عید است و دلم خانه ویرانه، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا
یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روزه به مهمانی این خانه بیا
 
عید سعید فطر بر شما مبارک باد
و چقدر سخت است که این عزيزترين عید را بدون آن عزيزترين غایب از نظر بگذرانیم
اللهم عجل لولیک الفرج
روزی که اومدم اینجا به خودم قول دادم تموم حرفایی که هیج جا نمیتونم بزنم، نمیتونم به عزيزترين کسانم بگم یا حتی تو دفتر خاطراتم بنویسم اینجا بگم اما انگار اینجا هم برام فایده ای نداشت. از طرفی فکر میکنم باید بمونن یه جایی تو ذهنم وهی روی هم تلنبار بشن.از طرفی دلم میخاد برای یبارهم که شده هرچی تو ذهنمه بریزم بیرون بدون اینکه دلم شور بزنه 
علی علیزاده تحلیلگر مسائل ی و بین الملل  از لندن در کانال تلگرامی خود نوشت: اگر آمریکایی‌ها پریشب بدن سردار ما را حذف و ترور کردند، شبکه آمریکایی اینستاگرام هم از دیروز اسم و یاد عزيزترين سردار ما  را حذف و ترور کرده‌است.و آقای آذری جهرمی!شما مسئول مستقیم تبدیل اینستاگرام به پلتفرم اصلی هشتاد و پنج میلیون ایرانی هستید.آقای آذری جهرمی!سردار ما  برای امنیت ما تا مدیترانه جنگید.و شما از صندلی راحت دفتر شیک‌تان نه فقط نتوانستید از  امنی
بعضی وقتا یه اتفاقایی می‌افته که بعدش دیگه هیچی مثل قبل نمیشه.
مثل یه گسل بزرگ بعد از زله. مثل سوختن یه جنگل، مثل شکستن یه سد و سیلی که هست و نیست آدمی را با خودش ببره. این وقتا به خودت میای و میبینی هیچی برات نمونده الا یه احساس سوزش شدید توی قفسه سینه‌ت، احساسی مثل جای دشنه در قلب، اون هم از عزيزترين کس.
اینجور وقتا کمر آدم می‌شکنه دیگه نمیتونه رو پاش وایسه. 
و اگر قرار باشد از ۴آذر اینجا نگویم درش را نیامده باید گل بگیرم‍♀️
 
الغرض که ما هیچ نمی‌دانستیم از گردش روزگار.
تو نمیدانی ادمی که سهمت از شناخت او، فقط لبخندهاییست که بعد هر تلاقی نگاه عمیق بر لب می‌نشیند.
گردش روزگار او را عزيزترين زندگیت می‌کند.
مهم این است که کار را بسپاری دست کاردان. خووش در بهترین وقت ممکن، بهترین را می‌گذارد عمیق‌ترین جای قلبت. خودش نگهش می‌دارد. خودش مراقب همه چیز هست.
ما را بجز تو در همه عالم عزیز نیست.
خودمونیما به عمقش که فکر می‌کنم چجوری این‌همه سال با این شدت مردم زیادی اینطور عزاداری می‌کنن برای یک واقعه بعد از ۱۴۰۰ سال حقیقتا چیز عجیبیه. اون‌قدر عجیب که در مخیله‌م نمی‌گنجه! عزيزترين فرد آدم هم فوت می‌کنه نهایتا تا ۴۰ روز گریه و زاری شدت داره سه چهار سال بعدش که بماند. روزهای بزرگی رو می‌گذرونیم.  دوست دارم در بی‌کرانه‌های وجود امام حسین‌علیه‌السلام غرق بشم. اهل بیت درعین این‌که عرشین زمینی هم هستن پس نشدنی نیست. حضرت ام
 
ای حسین علیه السلام، من برای زنده ماندن تلاش نمی کنم،
از مرگ نمی هراسم بلکه به شهادت دل بسته ام و از همه چیز دست شسته ام
ولی نمی توانم بپذیرم که ارزش های الهی و حتی قداست انقلاب، بازیچه دست تمداران و تجار ماده پرست شده است.
 قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادی خود را به هیچ چیز حتی به حیات خود نمی فروشم.
 
خدایا ابراهیم را گفتی که عزیز ترین فرزندش را قربانی کند و او اسماعیل را مهیای قربان کرد.
هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدی
عجب دنیای بدی شده امروز به راحتی آب خوردن دروغ تحویل هم میدیم ودروغ پاشی میکنیم انگار راست . توی زندگی روز مره خیلی راحت دروغ میگیم
انگار نه انگار که دروغ از بزرگترین گناهان کبیرست حتی گناهش از قتل و هم بالاتره .
یه جوری غرق دروغ گویی میشیم که خودمونم باورمون میشه دروغمون رو .به راحتی به دوستانمون عزيزترين کسانمون دروغ تحویل میدیم که به کجا برسیم ؟
به هیچ جا فقط میخوایم کار بدمون رو پشت این دروغ مخفی کنیم یا توجیه کنیم غافل از اینکه اولین
عید قربان، یعنى فدا کردن همه عزیزها» در آستان عزيزترين»، و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق مهربان ترین.
 
 
روابط عمومی انجمن خانواده ناشنوایان افق اروند شهرستان خرمشهر
 
کانال انجمن خانواده ناشنوایان افق اروند خرمشهر
 
 لینک مطلب فوق
ادامه مطلب
مباهله؛ صحنه تمایز حق و باطل
رهبر انقلاب اسلامی استثنائی بودن روز مباهله را در اهمیت ابلاغ حقیقت» و نقش ممتاز آن در تمایز جبهه‌ی حق و باطل» می‌دانند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن سالروز واقعه‌ی مباهله -۲۴ ذی‌الحجه- فرازی از بیانات حضرت آیت‌الله ‌ای را که به تبیین اهمیت این موضوع پرداخته‌اند، منتشر می‌کند.متن این سخنان که در تاریخ ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸ بیان شده، به شرح زیر است:روز مباهله، روزی است که پیامبر مکرم اسلا
مباهله؛ صحنه تمایز حق و باطل
رهبر انقلاب اسلامی استثنائی بودن روز مباهله را در اهمیت ابلاغ حقیقت» و نقش ممتاز آن در تمایز جبهه‌ی حق و باطل» می‌دانند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن سالروز واقعه‌ی مباهله -۲۴ ذی‌الحجه- فرازی از بیانات حضرت آیت‌الله ‌ای را که به تبیین اهمیت این موضوع پرداخته‌اند، منتشر می‌کند.متن این سخنان که در تاریخ ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸ بیان شده، به شرح زیر است:روز مباهله، روزی است که پیامبر مکرم اسلا
دوست داشتن حد و اندازه و مدل های مختلفی دارد و نمی شود اسم هر دوستت دارمی را عشق گذاشت. پیش از اینها فکر می کردم عاشق پدر و مادر و همسرم هستم، تا اینکه بچه دار شدم و فهمیدم هیچ دوستت دارمی و هیچ محبتی جز محبت مادر به فرزند را نمی شود عشق نامید. آنها فقط عزيزترين ها هستند، کسانی که بخش بزرگی از قلب آدمی را به خودشان اختصاص دادند ولی آن کس که خوده قلب شماست، فرزندتان است. عشق آنجاست که از همه ی همه ی همه ی چیزها برای او بگذری و همه ی بهترین ها را برا
این اولین باره ازت حرف میزنم
میدونی خیلی دوستت دارم؟
نه به فکرهای چرت و پرتم اهمیت بده نه به رفتار احمقانه ام
اینا همش چرت و پرته.چرت و پرت محض
مگه میشه تو باشی و من نخواسته باشمت؟
مگه میشه تو وجودم اروم اروم رشد کنی و من دوستت نداشته باشم؟
تو ارزشمندترین هستی منی حتی اگه به زبون نیارم.حتی اگه دیگران فکر کنن از داشتنت ناراحتم.
تو همه وجود منی دختر قشنگم.
تو برای من عزيزترين عالمی اصلا مهم نیس که چون دختری دیگران نمیخوانت تو پاره تنی منی هم
× حتما همتون تجربه ی اینو داشتین که یه اتفاقی از طرف کسی براتون بیفته که شاید هیچوقت فکرشو نمی کردین اون آدم بخواد همچین کاری بکنه، حالا چه کار خوب چه کار بد! این روزا من زیر پوستم یه احساس شادی شدیدددددددددددددد دارم، چرا؟ چون دو نفر رو با هم آشنا کردم! دو نفری که جفتشون فکر میکردن دیگه تا آخر دنیا اینا قرار نیست کسی رو برای ادامه ی زندگیشون داشته باشن! طرف مونث قضیه دوست صمیمی منه، یکی از عزيزترينهای منه، حجم تنهاییش خیلی اذیتم میکرد و همیش
عزيزترين نعمت زندگی من مادرمه که همیشه خدارو بابت داشتنش شاکرم.
با این که خودش کاملا سنتی بزرگ شده و اجازه ادامه تحصیل نداشت اما همیشه همه جا
حمایتم کرده خودش نوجوون بود ازدواج کرد ولی همیشه به ازدواج تو سن کم انتقاد داره و مخالفه
به جرات میگم پایه ترین و با مرام ترین رفیقمه .
همیشه این من بودم شاکی میشدم گله میکردم و همیشه مادرم بود که صبوری 
میکرد و ارومم میکرد.
از وقتی یادمه بهم یاد داد تلاش کنم مستقل بار بیام 
ادامه مطلب
در این سه سال گذشته من یک انسان کاملا جدید شده ام. میتوانم بگویم با همه ی لعنتی بودن این سه سال که سراسر پر از شکست های کوچک وبزرگ است و واقعا فک می کنم مطلقا در هر پروژه ای که داشتم شکست خوردم ولی عمیقا احساس میکنم به معنای زندگی نزدیک تر شده ام . در هر لحظه ی پر از باخت و عذاب و در هر جمله ی نتوانستی ای که به خودم میگفتم ،درهر ثانیه که خودم برای خودم عریان تر می شدم ، احساس زنده بودن و زندگی داشتن می کردم . من این سالهای عمیقِ شکست که در لحظه لحظه
در این سه سال گذشته من یک انسان کاملا جدید شده ام. میتوانم بگویم با همه ی لعنتی بودن این سه سال که سراسر پر از شکست های کوچک وبزرگ است و واقعا فک می کنم مطلقا در هر پروژه ای که داشتم شکست خوردم ولی عمیقا احساس میکنم به معنای زندگی نزدیک تر شده ام . در هر لحظه ی پر از باخت و عذاب و در هر جمله ی نتوانستی ای که به خودم میگفتم ،درهر ثانیه که خودم برای خودم عریان تر می شدم ، احساس زنده بودن و زندگی داشتن می کردم . من این سالهای عمیقِ شکست که لحظه لحظه اش
فردا یک ماهه میشی عزیز دلم
و من مدام بزرگ شدنت رو تصور میکنم در حالی که دلم میخواد از کوچولو بودنت نهایت لذت رو ببرم
دختر آرومی هستی خیلی شبیه باباتی و همه با اولین نگاه این شباهت رو متوجه میشن!! 
با صورتت زیاد ادا درمیاری موقع خواب ژست های قشنگ میگیری منم تا میتونم عکس میگیرم و این لحظات رو ثبت میکنم
من این یک ماه عشق کردم کنار تو و باید اعتراف کنم بچه آدم عزيزترين کس روی زمینه. هرچند انگار نوه از فرزند عزیزتره و ما جرئت نداریم به دخترمو
او عزیز ترین کسی است که می شناسم.
او تنها کسی است که برای تولدش هفته ها وقت گذاشتم و 3-4 تا کتاب دست چین کردم. -کتابی که نخوانده بود پیدا نمی شد حقیقتا- او تنها کسی است که برای تولدش کتاب هدیه دادم حتی. کتاب، با ارزش ترین چیزی است که می توانم به آن فکر کنم. ( آنقدر با ارزش که بین یک خانه ی ویلایی توی لندن یا یک همچین جایی (که البته همچین چیزی پیش نمی آید هیچوقت) و 20 تا کتاب، انتخاب من بدون حتی یک لحظه مکث، 20 تا کتاب است! ) او از آن دسته آدم هایی است که بی
امروز می خواهم درباره‌ موضوع بسیار مهم و شایع از انواع افسردگی صحبت کنم، افسردگی سالمندان . این موضوع می تواند عزيزترين افراد زندگی ما را درگیر خود کند. ما با آگاهی از افسردگی سالمندان علایم و راههای درمانش می‌توانیم لحظاتِ زندگی آنها را زیباتر، شادتر، آرام تر و جذاب تر گردانیم.
پیشنهاد میکنیم مقاله افسردگی چیست را حتما مطالعه کنید تا با مفهوم افسردگی بیشتر آشنا شوید.
منبع: افسردگی سالمندان چیست و چه علائمی دارد؟
ادامه مطلب
میخواستم دیگه از مشکلاتم ننویسم اینجا. میخواستم غر نزنم دیگه. ولی این سلسله اعتفاقات مزخرف عصبی کننده تموم میشن مگه؟!! :/
فقط یه چیز هست که حالمو خیلی خوب کرد و چند روزه میخوام بنویسمش و هر بار موکولش میکنم به وقتی که حالم بهتر باشه و نمیرسه این وقت!!! پس همه مقدماتو حذف میکنم و یه راست میرم سر اصل اتفاق. من بالاخره موفق شدم یه بلاگر ببینم! :) یکی از عزيزترين و دوست داشتنی‌ترین دوستای مجازیمو تو یه موقعیت به شدت عجیب که مطمئنم هیچ دو بلاگری تا
امروز بعد از نماز صبح خیلی دلم گرفته بود , یا بهتره بگم حسابی دلم شکسته بود و به خاطر موضوعی نارحت بودم و کمی هم از خدا دلگیر . کلی با خدا درد دل کردم و حرف هایی که نمی دونم خوب بود یا بد رو بهش گفتم , یهو زدم زیر گریه و گفتم خدایا دلم میخواد همین الان بیای روبروی من بنشینی و باهام حرف بزنی . پس تو این دنیا کی باید دل نا آروم ما رو آروم کنه؟ به نظر من هیییچ کدوم از آدمای زمینی برای درد دل کردن مناسب نیستن , حتی عزيزترين هامون
خلاصه که بعد از کلی گفت و
داریم کم کم یکی میشیم❤این روزا با تموم سختیاش با وجود او❤ راحت میگذرن. بهم میگه تا تو کنارمی خم به ابرو نمیاد. بهش میگم تو رو دارم مثل کوه میمونی واسم! با همه سختیای زندگیم میجنگم شکستشون میدم. واقعا هم همینطوره
دیگه حس نمی کنم یه ادم دیگست. دیگه حس نمی کنم جداست! باهام امیخته شده. جزئی از خودم میدونمش. همیشه وجودشو دارم چون اون خود منه❤
بیشتر از اونی که حس میکردم دوستش دارم. چند وقت پیش فکر میکردم ادم بیشتر از این نمیتونه کسی رو دوست داشته باش
خیلی وقته ننوشتم ، دو هفته اس که عمه و عزيزترين فامیلم فوت شده ، بمانه که چقد گریه کردم و اشک ریختم
سرم داره میترکه ، اشک تو چشام جمع شده ، خدایا بعضی آدما رو چطور ساختی که اینقد عوضین ، با ت دعوام شد و ر ، استاد از زبون من یه چی گفته ، کاری که به عهده ماستو یکی دیگه با زرنگ بازی داره میگیره و جلسه میگه داشتیم و تیمو قراره هماهنگ کنیم .
از استادا و دپارتمان متنفرم و مدیر گروه
آدمو زده میکنن ، دوس دارم بشینم خیلی رک باهاشون صحبت کنم ، ولی حیف که او
 
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میادانگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میادتا وقتی که در وا می شه لحظه ی دیدن می رسههر چی که جاده ست رو زمین به سینه ی من می رسه آهای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسماگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسمبه هر چی می خوام می رسموقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنمگلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنمدست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشهمگه تن من می تونه بدون تو زنده باشهای که تویی همه کسم بی تو می گیره
شکلات صبح
و بعد اصرار آجیلی
برخورد های پشت هم
عملیات های نجات پیاپی (ک از بس سریع بوو حتی نفهمیدم دقیقا اتفاقی افتاد یا ن.اما انگاری افتاد)
خنده های بشدت دندان نما
فاصله نیم متری آزاردهنده
اطمینان درکلام
همه و همه و همه ب من فهموند ک باید تمومش کنم!!
دیگه ادامه پیش از هرچیزی فقط ب ضرر من میشه.
+احتمالا در تصورش دختر خنگ و سر ب هوا و احساساتی ای شدم امروز.
آخ ک کاش دهنتو میبستی و عوضش چشماتو باز میکردی ک دوبار ماشین نخواد زیرت بگیره و اون.
+ رک ب
مادربزرگم را صدایش میکنیم مامانی؛ عزيزترين و جوانترین و سرزنده‌ترین مامانی دنیا. چند وقت پیش سرطان گرفت. هیچکداممان باورمان نمیشد که مامانی سرطان بگیرد. مامانی سالم و سرحال که امکان نداشت ماهی یکبار دکوراسیون خانه‌اش را عوض نکند؛ آن هم خودش تنهایی. مامانی که تمام کارهای خانه و زندگیش را که هیچ، رهایش میکردی کارهای خانه و زندگی ما را هم به تنهایی انجام میداد و آخ نمی‌گفت. خلاصه. مامانی سرطان گرفت و ما همه هاج و واج ماندیم. گریه کردیم و ترس
حالا که به آخرای کتابم و ضرب‌العجل تحویلش به ناشر نزدیک و نزدیک‌تر میشم، بیشتر هم به مقدمه‌ی مترجم فکر می‌کنم. به همه‌ی تشکرهایی که می‌خوام توش از آدمای مهم زندگیم بکنم و به همه‌ی حرف‌هایی که باید توش بزنم. می‌دونی، نویسنده یه جای کتابش، تو اوج همون سختی‌هایی که داشته به رفقاش میگه اصلا شاید یه روز که از اینجا نجات پیدا کردم یه کتاب بنویسم و درموردش به همه‌ی دنیا بگم». و خب کتابش دستمه و می‌دونم که موفق شده بگه! رسیدن آدما به آرزوهاش
وقتی خبر رو شنیدم تازه صبح شده بود. هوای شیراز برفی و سرد. سوز بدی میومد. شهر قشنگ بود اما هیچ منظره ای به چشمم نیومد رفتم تو اتاق لباسمو عوض کردم. هشتگ خطای انسانی و انتقام و آمریکا و اتوبوس جاده ی چراغ رو خاموش کردم و خیره به سقف تا شب و شیفت بعد
به مصیبت دچاریم. مصیبتی که دل همه رو گرفتار خودش کرده. این وری و اونوری دوست و آشنا چه اون که موشک خورد چه اون که دکمه رو اون لحظه بین هول و هراس حمله به پایگاه نظامی و بحبوحه ی جنگ زد. دل همه خونه. اما
بنام خالق عشق
 
حواسمان باشد خدای ناکرده کوچکترین بی احترامی نسبت به عزيزترين آفریده‌های الهی یعنی پدر و مادرانمان نکنیم و مبادا دل آنان را بشکنیم.
 

عقوق والدین امری خطرناک است که باید به شدت از آن پرهیز کرد؛ چرا که دارای آثار وضعی بر زندگی انسان است. البته پدر و مادری که موجب شوند فرزند سر بر طغیان بردارد و موجبات عقوق خویش را فراهم آورد، از گرفتاری در امان نیستند؛ چرا که آنان نیز وظیفه‌ای خطیر در قبال فرزندان خویش دارند. ولی وقتی شرایط ق
وایولت عزیزم
احتمالا این را نمی خوانی
ولی این پست را فقط برای این زدم که بگویم دلگفته ای نوشته بودم از حال این هفته ام، که به قول دوستی مثل پنیر ایتالیایی سوراخ سوراخ بود و یکی در میان تعطیل. مقصد این دلگفته، تو بودی، ولی به دلایلی پاک شد، دلایلی مثل سرعت پایین تبلت داغانم یکی از آنهاست. کلی هم اعصابم را خورد کرد. انگار احساساتم را دادم دست یکی و او جلوی خودم با فیگوری انیمه گونه پرتش کرد توی اشغالی.
الان که این را می نویسم، خوشحالم که تبلتم هن
در پایدار کردن دین اسلام عزیزان زیادی خونشون رو فدا کردند و از مهم ترین این عزیزان شهدای کربلا و مهمترین
شهدای کربلا حضرت عباس(ع) و حسین(ع) هستند که تا جون در بدن داشتند، دست از دفاع برنداشتند و این که
اون زمان آقا امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) کلیه تلاششون رو کردند تا بتوانند زور دشمن را کم و کمتر کنند
و گاهی وقت ها دشمن از این تلاش دو بزرگوار می‌ترسید.
و توی این کربلا عزیزانی را از دست دادیم که نشون دادند ما برای دینمون از عزيزترين چیزمون یعنی جو
به نام او
گاهی آدم اشتباه میکنه و متاسفانه خودش نمیخواد قبول کنه که بدجوری هم اشتباه کرده گاهی ورود بعضی ادما از اولشم به زندگی ما یک اشتباه مرگ بار بوده.
با همه این اتفاق ها با همه اومدن و رفتن ها ولی زندگی با ریتمی بی رحمانه در حرکته در همون لحظه ای که کسی در سوگ عزيزترين شخص زندگیشه کس دیگه ای تازه رابطه ای رو شروع کرده و یا در جشن و سرور هست زندگی اینطوریه برای هیچکس از از توقف باز نمی ایسته
ولی یه جاهایی از زندگی یه ادمایی اشتباه میکنن م
خواب زده شده بودم، دوباره جغد شب بیدار. برای امتحان جامعه شناسی سرم را در کتاب کرده بودم، شما آنجا بودی، کیلومترها دورتر، سرزمین غرق آتش. جهان های اجتماعی مختلف را میتوان.، شما آنجا بودی، بادکنک آهنین آسمان را شکافت، بی عاطفه سایه بان دستت را از روی سرمان برداشت. من فقط می خواندم، صرفا کنش گری منفعل و مجبور نیستیم بلکه می توانیم یا در، ممکن است جهان موجود از بسط و گسترش آن جلوگیری کند شما آنجا نبودی، در سرزمینی که قتلگاه حسین بود. آن موقع
همه ما آدما یه روز شکست خوردیم،نابود شدن آرزوهامونو با چشمامون دیدیم،از طرف کسی بی مهری دیدیم که تمام محبتمون رو ریخته بودیم به پاش،از نزدیک ترین آدما و عزيزترين آدما کاری ترین و عمیق ترین زخم ها رو خوردیم،یه شبایی آرزو کردیم کاش هیچوقت فردایی نباشه،رئیسمون بدون اینکه اشتباهی کرده باشیم سرزنشمون کرده،دنیا بی اینکه مقصر باشیم ازمون تاوان گرفته،یه اتفاقایی باعث شده از زندگی ببریم،یه خبرایی اشکمونو تا جایی در آورده که نفس برای کشیدن کم آو
ده سال پیش این موقع خانه‌ی تو بودیم. کیک خریده بودیم. می‌خندیدیم. من قبل‌ترش به خواهره سپرده بودم که برود از نشر مروارید با شهریاران شعر» بخرد. خریده بود. روی صفحه‌ی اولش نوشتم: تقدیم به پدربزرگ عزیزمان، که از شهریاران است. کتاب را کنار بقیه هدیه‌ها گذاشتیم و به‌ت دادیم. تو با دقت چسب‌های کاغذ کادو را جدا کردی. چشم‌هات برق زد از خوشی. گفتی: دست‌خط ِ آناهیتاست. من آناهیتایت بودم. گفتن ندارد که توی تمام زندگی‌م فقط آناهیتای تو بودم. بعد؟ بع
1.
خاک بر سرم با این کتاب خواندنم. این را امروز موقع بحث با یکی از بچه ها درمورد اولین کتاب یزدانی خرم که منچستریونایتد بود و چیزی حدود شش سال پیش هردو آن را خوانده بودیم و او همه داستان را به خاطر داشت و من فقط رنگ جلد کتاب را، نفهمیدم. بلکه قبل تر فهمیده بودم. وقتی شمردم کتابهای کتابخانه را و حدودا پانصدتایی بودند. پانصد کتابی که عمدتا طی هشت سال اخیر خوانده ام و احتمالا کلی دیگر که از کتابخانه و دوستان گرفته ام و در شمردگان نامدند. اما مشکل ای
برندهای سیسمونی ترکیه
با ما در این مطلب همراه باشید تا شما را با معتبرترین و شناخته شده ترین مارک های تولید کننده محصولات کودک در سطح جهان آشنا کنیم .
اگر در حال سبک و سنگین کردن برندها برای خرید سیسمونی بچه عزیز در راه خود هستید این مطلب به شما کمک خواهد کرد تا با مارکهای معروف بین المللی آشنا شوید و پی ببرید که هر کدامشان کدام تولیداتشان محبوبیت بالاتری در بین نو مادران و پدران دارند. امروزه انجام تحقیق در فضای اینترنت پیش از خرید هر محصول
دلم گرفته و بغض دارم
نمیدونم اینجا هم مثل اینستاگرام چیزی بنویسم پاک میشه یا نه اما من از همینجا میگم
به هر کی که از هر جای دنیا میخواد بخونه
ما ایرانی ایم
ایرانی بودنمونمون ینی غیرت و شرف
ینی استقامت و زیر بار ظلم نرفتن
ما مردایی رو داریم که راه امام حسینمون و پیش گرفتن
ما مردمان مظلومی هستیم و هیچوقت از پا ننشستیم
ما ایرانی هستیم
اونایی که ما رو به شما تروریست معرفی میکنن همونایین که چشماشون اتحاد و ایستادگی ما رو نمیبینه
ما اکثرا مسلمانیم
عید قربان برای ما درس های زیادی دارهداستان های حضرت ابراهیم میتونه به تنهایی یک دوره کامل رشد مهارت های فردی باشه ابراهیم نماد تمرکز بر هدف و نمونه بارز ایمان ، باور ، تعهد و شجاعت امروز همه به راحتی از ایمان و باور حرف میزنمولی چند نفر رو میشه پیدا کرد که با ایمان کامل بره وسط آتیش و باور داشته باشه که اتفاقی نمی افتههمه از پارادایم شیفت و تغییر صحبت میکنیمولی چند نفرمون تا حالا تبر به ریشه بت های ساخته شده از باورهای نسل های قبل زدیم و مسی
دیشب تا ساعت ۱۲ فرش ها را پهن کرده بودیم و مبل ها را چیده بودیم و بالاخره خانه شبیه خانه شده بود. سرشب زنگ زده بودم کلی برای مامان غر زده بودم، آخرشب گفتم خوشحالش کنم، زنگ زدم دعوتش کردم صبح بعد از این که داداش می رود آزمون بدهد بیایند خانه ما.
امروز میزبان اولین مهمانان خانه جدیدمان بودیم. مامان و دوست نازنینش سیمین. البته سیمین به اسم دوست مامان است، ولی در عمل برای همه اعضای خانواده دوستی صمیمی و نزدیک و نازنین است. سنش دقیقا بین من و مامان ا
عمیقا اعتقاد پیدا کرده‌ام چیزهایی را که باعث اذیت و ازار من هستند دور بیاندازم و با داستان‌ها یا ادم‌های جدید رو به رو شوم. این دو انقدر به هم پیوسته‌اند که نمیدانم یک اعتقاد دارم یا دو تا. با این اعتقاد پا به اجتماع نگذاشتم اما وقتی روندی فرسایشی اعصابم را به نازکی هر چیزی که فکر میکنید بسیار نازک است و سریعا فرو میپاشد، تبدیل کرد مجبور شدم ان را یکی از اعتقاداتم قراردهم. از اولین سال تحصیل بسیاری ازچیزها را کنار گذاشته‌ام. اغلب انچنان پ
                         
سبک زندگی شیوه‌­های رفتار، لباس پوشیدن، سخن گفتن، اندیشیدن و نگرش­‌هایی است که مشخص ­کننده گروه‌های منزلتی متفاوت است.
-­ در دنیای مدرن ثروت و مصرف مهم­ترین عامل کسب منزلت است.
-­ شهدا ورزمندگان با افتخار به گمنامی و خدمت بی­‌منت و با تاسی به سید و سالار شهیدان سبکی متفاوت از زندگی را فراروی بشر قرار دادند.
-­ دفاع مقدس چشمه­‌ای است که از قله کربلا جاری شد و فرهنگ عاشورایی عنصر کانونی سبک زندگی شهدا و رزمندگان است.
_ ب
امشب به شدت تب نمودیم و حال وخیمی داریم!از آنجایی که میدانستم همه ی شما نگران احوالات عزيزترين استادتان هستید تصمیم گرفتم از تب برایتان بگویم تا بدانید استادتان در پزشکی استاد بوعلی و اقوام و هم حرفگانش بوده که مپرس!اگر از آن دلواپسانی هستید که فکر میکنید تب چه هست اصلا باید بگویم که ﺗﺐ ﺍﺯ ﻋﻼﺋﻢ ﺑﻤﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺣﺎﻟﺘ ﺍﺳﺖ ﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﻣﺎ ﺑﺪﻥ هر موجود ﺧﻮﻥﺮمی ﺍﺯ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻃﺒﻌ ﺁﻥ ﺑﺶﺗﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﺛﺒﺖ ﺩﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ ‏که خارجک
بسم‌الله.
سلام!
+
مدت‌هاست نوشته‌های این‌جا پیش‌نویس، باقی می‌مانند و منتشر نمی‌شوند ولی این بار غم دارم. غم خودش را از گوشه‌ی دل‌م پخش کرده و الان رسیده به آخرش. غم دل‌م را گرفته و پر از تجربه‌ی احساسات جدیدم.
 
دی‌روز صبح بلند شدم برای نماز صبح. با حواس جمع و پرت و در حالتی از سکر شیرینی خواب سحر. از دی‌شب‌ش گوشی را چک نکرده بودم و روی حساب شلوغی و حواس‌پرتی این چند وقت گفتم نکند قراری چیزی را فراموش کرده باشم. اینترنت گوشی را روشن کر
هشدار: این
متن حاوی هیچ ارزش و مفهومی برای شما نیست، می‌توانید آن را نخوانده و از این صفحه دور
شوید.
عزيزترين‌م، امروز و چند روز اخیر رو به تو فکرکردم. از
قالب و کالبدم خارج شدم و از بیرون نظاره‌گر تو بودم. تویی رو تماشا کردم که همیشه
نزدیک‎ترین و در عین حال دورترینی.
از جو سمی اطراف‌ت پرهیز کن و اجازه نده سر رفتن حوصله‌ات
یا خستگی تو رو به سمتی هل بده که ضرر و اثرات منفی‌ش تا مدت‌ها روت بمونه. آدم‌ها
از افرادی که باهاشون در تماس‌ان تاثیر م
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، پوستر این چند کتاب ویژه ماه محرم با معرفی ۸ اثر منتشر شد؛ در این پوستر مطالعه کتاب های ۷۲ سخن عاشورایی از بیانات حضرت آیت الله العظمی سید علی ‌ای(مدظله ‌العالی)»،ادب عاشقی (آداب حضور در مجالس اهل بیت علیهم‌السلام)، از دیار حبیب»، پدر، عشق، پسر»، حسین علیه‌السلام از زبان حسین علیه‌السلام»، راز بازگشت جاهلیت در عصر عاشورا»، روز دهم (مجموعه مقالات پژوهشی و تحقیقی در زمی
به قلمرو هم احترام بگذاریم. 


شما را نمی‌دانم، اما من آدم دقیقی هستم و حافظه‌ی خوبی در تمام مسائل مربوط به خودم و دنیای اطرافم دارم. شاید بر حسب تجربه و ملاحظه‌کاری که دارم خیلی چیزها را به روی خودم نیاورم، ولی این به معنای این نیست که متوجه امور اطراف خودم نیستم. زمانی شما نسبت به رفتار کسی بی اهمیت می‌شود که وی را از دایره‌ی نزدیکان و آشنایان مهم خود بیرون انداخته باشید. زمانی در جایی چیزی خواندم که هر انسان قلمرو خود را به طور ناخودآگاه
دختر گلم
عزيزترين
صهبا جان
اکنون که برایت می‌نویسم نیمه شب است. تو در خوابی و من در سفر. حرفهای مهمی با هم داریم که بعضی را چهره به چهره با تو خواهم گفت ولی بعضی را باید اکنون نوشت برای فردایی که تو خواهی خواند.
صهبای عزیز
آسمان ایران این روزها نه فقط ابری و بغض آلود بلکه همچنین آلوده است. هوای ایران بی رحمانه آلوده است. طبیبان می‌گویند که این وقت، وقت راه رفتن و دویدن و فعالیت نیست، وقت خانه نشینی و عافیت طلبی است تا شاید بادی بوزد یا بارانی ب
شهریور ماه من است. ماه به دنیا آمدن خودم و بعضی از عزيزترين هام. از اول شهریور حالم خوب است تا آخرش. انگار که ایام شهریوریه برای من پر از لذت و جشن باشد. اینکه محرم افتاده وسطش هم چیزی را عوض نمی کند. به هر حال محرم هم برای من پر از نوستالژی های شیرین است. مثل نذری گرفتن ها، مسجد رفتن های بچگی، شربت زعفران خوردن ها، دیگ های  همسایه مادربزرگ که در سرتاسر خیابان چیده می شد و صبح فردا  قیمه امام حسین اختصاصی می آوردند در خانه مادربزرگ، به رسم همسایگ
به قلمرو هم احترام بگذاریم. 


شما را نمی‌دانم، اما من آدم دقیقی هستم و حافظه‌ی خوبی در تمام مسائل مربوط به خودم و دنیای اطرافم دارم. شاید بر حسب تجربه و ملاحظه‌کاری که دارم خیلی چیزها را به روی خودم نیاورم، ولی این به معنای این نیست که متوجه امور اطراف خودم نیستم. زمانی شما نسبت به رفتار کسی بی اهمیت می‌شود که وی را از دایره‌ی نزدیکان و آشنایان مهم خود بیرون انداخته باشید. زمانی در جایی چیزی خواندم که هر انسان قلمرو خود را به طور ناخودآگاه
به قلمرو هم احترام بگذاریم. 


شما را نمی‌دانم، اما من آدم دقیقی هستم و حافظه‌ی خوبی در تمام مسائل مربوط به خودم و دنیای اطرافم دارم. شاید برحسب تجربه و ملاحظه‌کاری که دارم خیلی چیزها را به روی خودم نیاورم، ولی این به معنای این نیست که متوجه امور اطراف خودم نیستم. زمانی شما نسبت به رفتار کسی بی اهمیت می‌شود که وی را از دایره‌ی نزدیکان و آشنایان مهم خود بیرون انداخته باشید. زمانی در جایی چیزی خواندم که هر انسان قلمرو خود را به طور ناخودآگاه
 
  می نویسم پاک می کنم. می نویسم و دوباره پاک می کنم. چند روز است می خواهم صحنه ای را در ذهنم بازسازی کنم. صحنه ای که مو لا درزش نرود. ورود به یک خانه و کشتن افرادی که در خواب اند. پدر بزرگ، پدر و مادر و تنها دختر خانواده . و بدون آنکه چنگ قانون گریبانِ شخصیت اولم را بگیرد قصه ام را پیش ببرم.
-  : اَه ! لعنتی ! این دختره رفیق میترا باید امشب مهمان خانه ی ما می شد؟!!. مجبورم اون رو هم از دم تیغ بگذرونم. خونش پای خودشه . نمی دونم شاید پای میتراست که اون رو
چهار روز از سفرمون به کوچیک ترین روستای استانِ قشنگم میگذشت :)یه روستای کوچولو و بی نهایت زیبا، من متعلق به این روستام، پدرم، مادرم، مادربزرگ و پدربزرگم :)خیلی دوسش دارم! درسته تابستون هوا به شدت گرمه! درسته گرما رو دوست ندارم، درسته تیرماه بود و نمیشد از خونه رفت بیرون، ولی بودن کنار زری و شب بیداری و تمام و تمام اتفاق های قشنگش باعث میشد همچنان عاشقش باشم و عاشقش بمونم :) 
پارسال بخاطر هجوم وحشیانه ی! شپش، مبتلا به شپش شدم :/ فکر تکرار اون فاج
اگر زمان برمی گشت عقب ، دیگه هیچ حرفی رو نمی پیچوندم. دیگه به عاقبتش فکر نمی کردم. چون الان که به ته همه چی رسیدم و زنده م _ فکر نمی کردم اینقدر قوی باشم_ دیگه نمی ترسم اگر برگردم عقب 
معمولا آدم بی درک و شعوری نبودم توی زندگیم. حتی درک کردم بیش از حد. اما منم آدمم. بهش گفته بودم. خیلی گفته بودم که آدمم .
اما با همه اینا اگر زمان برمی گشت عقب، خودخواه تر می شدم، حرفی رو نمی پیچوندم ، فکر نمی کردم تهش قراره چی بشه. فکر نمی کردم الان همه چی تموم میشه و
واقعا آیا خوشی های زندگی ارزش سختی هاشو داره ؟ آیا زندگی اونقدری ارزش داره که به خاطرش مجبور باشیم سختی های طاقت فرساشو به جون بخریم ؟ کی گفته ارزش داره بخاطر یک روز آرامشی که باز هم در اون آرامشت کامل نیست مدت ها سختی و رنج بکشی ؟ کی گفته اصلا تو دنیا چیزی به اسم لذت هست ؟ یکی از بهترین لذت هارو در نظر بگیر،فکر کن داری لذت میبری .ولی یکم واقع بینانه تر ! یعنی همه چی رو نظر بگیر ،همه اتفاقاتی که ممکنه بیوفته . از کوچکترین تا بزرگترین .ممکنه همین ا
 
الکساندر دوما داوری دولا پاتری» معروف به الکساندر دوما Dumas - Alexander یکی از مشهورترین رمان نویس های فرانسه است که در سال ۱۸۰۳ در شهر کوچک ویلر کوترت در نزدیکی پاریس به دنیا آمد.
پدر الکساندر دوما ژنرال دما فرزند یک مارکیز فرانسوی و یک مادر کنیز و سیاهپوست بود. ژنرال دوما در جزیره سن دومینگو به دنیا آمد و در قشون ناپلئون دارای مقام شامخی بود.
الکساندر دوما پس از اتمام تحصیلاتش چون دارای خطی زیبا بود ابتدا در یک دفترخانه به کار منشیگری پرداخت و
امروز ۲۹ بهمن ۹۷ برای مصاحبه کاری به شرکت امن مهیمن رفتم٬ یه فرم چندین صفحه‌ای بهم دادن که فرم کنم و یکی از سوالتش این بود که اگر برگردید به ۱۰ سال قبل٬ کدوم یکی از تصمیم‌های زندگیتون رو عوض می‌کنید؟ چه مسیری رو تغییر می‌دید؟ من برگشتم به ۱۰ سال قبل٬ سال ٬۸۷ سالی که کنکوری بودم و زمانی که انتخاب رشته کردم٬ حقیقتش من از انتخاب رشتم‌ام راضیم و در نتیجه همین رو براشون نوشتم ولی در حین مصاحبه٬ وقتی که ازم سوال شد چرا آی‌تی رو انتخاب کردم٬ گفتم
سلام به همه دوستانمطلب امروز درباره لیافت داشتن و احساس ارزشمندیهاحساس اعتمادبه نفس.اینکه من و شما با همه ضعف هایی که فکر می کنیم داریم با همه اشتباهاتی که مرتکب شدیم با همه گناهان کبیره و صغیره ای که انجام دادیم هنوز هم عزيزترين هستیم برای خدامون.خدایی که بخشنده و آمرزنده همه گناهانمونه و بارها توو قرآن گفته من بخشنده ام.چرا اینقدر تاکید میکنه.برای اینکه ما هرجوری که باشیم باز هم نباید از رحمت خداوند ناامید باشیم.
من و شما که از پیامبرا
باز از زندگی بگویم؟ می‌گویم.
سخت شده است. هم گفتن از زندگی و هم خودش؛ سخت شده. دارم یاد می‌گیرم توقعاتم را کم کنم. انگار که دارم عقب‌نشینی می‌کنم از مرزِ تمامِ ایدئال‌هایی که در خیالم ساخته‌ بودمشان. بیش از همیشه این واقعیت که ذهن و روانِ ضعیفی دارم به رخم کشیده می‌شود. ضعیف» توصیفِ تماماً درستی نیست، ولی می‌تواند چیزهایی را برساند. فکر نمی‌کنم هیچ‌کس به آدمی که با سوارشدنِ اتوبوس‌واحد استرس‌اش می‌گیرد و نگرانِ نرسیدن به مقصدش است
انسان‌هایی هستند که حق حیات دارند؛ این حق را خدا به آن‌ها داده است. اما انسان‌های دیگری هستند که فکر می‌کنند مختارند این حق را از آنان بگیرند؛ آنانی که اتفاقا عزيزترين افراد زندگی‌شان هستند. انسان‌هایی که در مرحله جنینی هستند اما انسان هستند حتی اگر هنوز به چهار ماهگی جنینی هم نرسیده باشند و روح در آن‌ها دمیده نشده باشد، باز هم انسان هستند و می‌توانند در جامعه انسانی اثرگذار باشند. جالب اینکه حتی خیلی از قشر متدین هم فکر می‌کنند سقط ج
سلام به همه دوستانمطلب امروز درباره لیافت داشتن و احساس ارزشمندیهاحساس اعتمادبه نفس.اینکه من و شما با همه ضعف هایی که فکر می کنیم داریم با همه اشتباهاتی که مرتکب شدیم با همه گناهان کبیره و صغیره ای که انجام دادیم هنوز هم عزيزترين هستیم برای خدامون.خدایی که بخشنده و آمرزنده همه گناهانمونه و بارها توو قرآن گفته من بخشنده ام.چرا اینقدر تاکید میکنه.برای اینکه ما هرجوری که باشیم باز هم نباید از رحمت خداوند ناامید باشیم.
من و شما که از پیامبرا
 
انتقاد مدیر مجمع جهانی خادمین شهدا از مسئولان بنیاد شهید شهرستان الیگودرز استان لرستان نسبت به تعلل در بازسازی قبور مطهر شهدا
شاهد خبر :به گزارش پایگاه خبری این مجمع ،محمدی همدانی ضمن انتقاد از عملکرد ضعیف مسئولان و بی توجهی انان به مقام شامخ شهدا ، و عذرخواهی از خانواده های معظم و مکرم شهدا ،توضیحاتی نیز  از پیگیری های صورت گرفته ارائه کردند.
 
 
بسم رب الشهدا.
 
با توجه به توصیه ها و تاکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد زنده نگه داش
این روزها حالم تاریک است 
و  هرکدام از عقربه های ساعتم وزنه ی چند تنی با خود حمل میکند.
گذشته ام حالم آینده ام همه اشان باهم آوار شده اند رویم.
تنهایی ترسناک ترین غول این روزهایم است.غولی با پنجه های بلند و تیز که هر لحظه پنجه هایش را در تنم فرو میکند و از جای پنجه ها سیاهی بیرون میریزد و از تنم بالا میرود و من هرلحظه بیشتر در این ماده ی سیاه غرق میشوم.
چند وقت پیش کسی که بهم پیشنهاد دوستی داده بود و من رد کرده بودم بهم گفت تنهایی که ترسناک تر است.
david-marcu-516625-unsplash.jpgزمان سال نوشتن پایان نامه برای بسیاری از دکترا بسیار جدی است. نقطه پایانی در این فاصله وجود دارد ، اما هنوز کارهای بسیاری وجود دارد. خیلی کلمات. خیلی صفحه. خیلی بیشتر برای مرتب کردن
این شمایید؟
جدول زمانبندی تکمیل در کنار میز کار شما و سؤالات تحقیق شما تنظیم شده است. به نظر می رسد واضح و کارآمد است. اما . اما .
سرپرست شما بسیار متمرکز بر متن است و چه موقع باید اتفاق بیفتد. آنها نشانگر قرمز خود را زیاد انجام می دهند و سؤالاتی را
پست سنا تو کانالش:
وقتی که به یه بیمار سرطانی سر میزنیم و میخوایم باهاش حرف بزنیم باید یکم بیشتر حواسمونو جمع کنیم که چی میگیم‌اون خودش به اندازه کافی آسیب دیده لازم نکرده ما هم مدام‌نصیحت کنیم که چرا زودتر پیگیری نکردی ،چرا به فکر خانوادت نیستی،چرا به آینده خانوادت بعد نبودت فکر نکردی ولازمه بدونیم که اون خودش به اندازه کافی آسیب دیده و داره درد میکشه و اگه قراره ما با این مدل حرفا آرومش کنیم بهتره همچین کاریو نکنیم چون علاوه بر اعصاب خ
از بچگی هیچی راضیم نکرده و از داشتن هیچی اونقدر خوشحال نشدم جز لپ تاپی که دارم. همیشه همه جا همراهم بوده. هیچی مثل موزیک زنده‌ام نکرده و هیچوقت تکراری نشده. مردم آهنگو برای ریتمش گوش میدن، بعضیا به خاطر متنش، برای بعضیام مهم نیست چی میگه و چی هست همینطوری گوش میدن. ولی آدمای کمی هستن یه آهنگو بفهمن، بارها سعی کردم بفهمونم به خیلی‌ها ولی کسی نفهمیده. موزیک یه چیز ساده نیست. هنوز برای من پیچیده ست و مرموز و همیشه می‌خوام کشفش کنم. چیزی که بقیه
وقتی توی محیطی با افرادی به مدتی طولانی زندگی می کنی ، حالا چه محیط خانواده ، کار ، دوستانه ، کلاسی و یا . خیلی اهمیت داره که بتونی با افراد دور و برت سازگار باشی !
بالاخره وقتی قراره که برای مدتی طولانی و یا حتی کوتاه ، با افرادی باشیم خیلی مهمه که بتونیم با اون ها کنار بیایم . بهرحال آدم ها با هم فرق می کنن ، حتی خیلی از خواهر ها و برادر ها که از خون همدیگه هستن هم ممکنه نتونن با هم کنار بیان چه برسه به محیط هایی مثل کار که ممکنه هر نوع فردی با هر
بدون شک نمی توان کسی را پیدا کرد که از مراسم شادی و مناسبت های مبارک لذت نبرد. همه ما دوست داریم که لحظات شاد و شیرینی را در کنار دوستان و عزیزان خود بگذرانیم.
بسیاری از ما برای تغییر حال و هوا و بهبود روحیهف به دامان طبیعت می رویم و ساعاتی را در دامان سبز و آرامش بخش آن به خوشی و لذت می گذرانیم.
اگر تفریح و خوش گذرانی در کنار بهترین افراد و عزيزترين های ما اتفاق بیوفتد، قطعا خاطرات ماندگاری ارا از خود در اذهان به جای می گذارد.
جشن عروسی و وصلت عز
امروز سالروز تولد توست و من پیش تو نیستم نمیدونم چگونه عاشقانه ترین روز خدا رو جشن بگیرم وقتی در کنارم نیستی
چگونه این لحظه های زیبا رو با تو قسمت کنم وقتی حضورت ممکن نیست
دلم می خواست در کنارم بودی و میدیدی که
برای روز میلادت از عمیق ترین دریاها
از بلندترین کوه ها و از سخت ترین صخره ها خواهم گذشت
کاش در کنارم بودی و می دیدی که قلبم را
چگونه در جعبه ای رنگارنگ میگذارم تا به تو هدیه کنم
اما حالا که از هم دوریم بدون که در سخترین لحظه ها
شادترین
مشکلات دولت همچنان ادامه دارد.
پس از گذشت نزدیک دو سال تحریم هنوز دولت در شوک و استرس عمیق بسر می برد؟
لذا مرتب حرکات غیر منتظره و غیر عادی مرتکب می شود.
درست مانند فردی که عزيزترين عضو خانواده خود را در یک حادثه غیر منتظره از دست داده باشد.
چنان به دوستی با غرب دل بسته بود که همکاری غرب در یک پروسه زمانی رئیس جمهوری خود قطعی می دید.
لذا خیانت ترامپ او و دولت او را بخصوص سازمان برنامه و بودجه را چنان به هم ریخت که گویی استرس ناشی از تصادف
✅ یکی از سؤال‌هایی که هر سال در ایام عزاداری اباعبدالله، مورد توجه قرار می‌گیرد، تمایزات عزاداری صحیح و شایسته با عزاداری باطل و ناشایست است.
 
✅ آنچه عمده فقها در شرایط عزاداری مطرح نموده‌اند یکی "وهن مذهب نبودن" است و دیگری "وارد نشدن آسیب معتنا به" و ضرر جدی به بدن است.
یعنی ممکن است در هر مکان و فرهنگی، مردم به نوعی در مصیبت خود عزاداری کنند، یک جا به سر و سینه خود بزنند، یک جا سنگ برهم بکوبند، یک جا خود را کاه وگلی کنند و.
هر آنچه مردم د
پنجشنبه، کربلا: وقت نماز مغرب و عشا توی صفهایی که خودت به‌زور جای تکان خوردن داری، زن عرب قدبلند و زیبارویی با چهرۀ نورانی و مهربان، نمی‌دانم چطور خودش را میان من و بغل‌دستی‌ام جا می‌کند. تمام مدت هم همین طور اشکش ریزان است و صورتش خیس. از اسمش می‌پرسم. جُمانه» است و اهل لبنان. یادم می‌افتد به بیسکوییت جُمانه. توی دلم می‌گویم کاش یک بسته از آن بیسکوییت‌ها داشتم و به او هدیه می‌کردم. خودش باب دوستی را باز می‌کند. دوباره می‌گوید جمانه‌ا
این یکی از زیباترین و بصیرت‌بخش‌ترین جملات نهج‌البلاغه برای من بود. زمانی علی صدای خوارج را می‌شنود که شعار می‌دادند: لا حکم الا لله . جواب حضرت فوق العاده بود: کلمه الحق یراد به الباطل، آری راست می‌گویند، جز حکم خدا حکمی نیست، اصلا علی برای حکم خدا با معاویه جنگید و تمام حکومت خود را به خطر انداخت، اما نیت یا اراده باطلی از این حرف راست دارند.
این شد قالب من برای برخورد با بسیاری حرفها، رسانه‌های حرفه‌ای جدید  بیشتر اوقات دروغ نمی‌گوین
نام بسیج یادآور خاطره عزيزترين نهاد و بزرگترین مردان تاریخ ما است. نهادی که به تعبیر امام راحل تشکیل آن یقینا از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود.» و شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان رشادت و شهادت سرداده اند. بسیج میقات پا برهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشان
روایت شیخ صدوق! از ابن عباس
أمالی الصدوق‏ الدَّقَّاقُ عَنِ الْأَسَدِیِّ عَنِ النَّخَعِیِّ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ‏ ابْنِ الْبَطَائِنِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی خَبَرٍ طَوِیلٍ قَدْ أَثْبَتْنَاهُ فِی بَابِ مَا أَخْبَرَ النَّبِیُّ ص بِظُلْمِ أَهْلِ الْبَیْتِ قَالَ ص‏ وَ أَمَّا ابْنَتِی فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ هِیَ بَضْعَةٌ مِنّ
یکی از سؤال‌هایی که هر سال در ایام عزاداری اباعبدالله، مورد توجه قرار می‌گیرد، تمایزات عزاداری صحیح و شایسته با عزاداری باطل و ناشایست است.
 
آنچه عمده فقها در شرایط عزاداری مطرح نموده‌اند یکی "وهن مذهب نبودن" است و دیگری "وارد نشدن آسیب معتنا به" و ضرر جدی به بدن است.
یعنی ممکن است در هر مکان و فرهنگی، مردم به نوعی در مصیبت خود عزاداری کنند، یک جا به سر و سینه خود بزنند، یک جا سنگ برهم بکوبند، یک جا خود را کاه وگلی کنند و.
هر آنچه مردم در فره
نازَک ده‌ساله‌ام، سلام!
نامه‌ای که می‌خوانی از آینده برایت رسیده. آینده! عجیب است، نه؟ می‌توانم ابروهای بالاپریده و چشم‌های گرد و حیرانت را تصور کنم. متعجب نشو دختر کوچولو! در این دنیای بزرگ و عجیب، هیچ‌چیز غیر ممکن نیست و تو وقتی بزرگ‌تر شوی این را بهتر می‌فهمی. اکنون تنها کاری که باید بکنی این است که باورم کنی؛ باور کنی کسی که این نامه را برایت نوشته از آینده‌ای نه‌چندان دور با تو سخن می‌گوید، و خود تو است؛ تو در ده سال دیگر! 
شاید تر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
غدیر؛ نصب جانشین و توجه به مسأله امامت

 1.76 مگابایت
دریافت فایل فلش -  دریافت کد
 

 
 
**************
 صوت و ویدئو
خط حزب‌الله ۱۹۸| دوسال پایانی
 برای دسترسی به آرشیو نشریه می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.
دریافت خط حزب‌الله» نسخه‌ی مطالعه | دریافت نسخه‌ی چاپ
 
               
 
  
 
***************
مباهله؛ صحنه تمایز حق و باطل
امام ای:
روز مباهله، روزی است ک
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
غدیر؛ نصب جانشین و توجه به مسأله امامت

 1.76 مگابایت
دریافت فایل فلش -  دریافت کد
 

 
 
**************
 صوت و ویدئو
خط حزب‌الله ۱۹۸| دوسال پایانی
 برای دسترسی به آرشیو نشریه می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.
دریافت خط حزب‌الله» نسخه‌ی مطالعه | دریافت نسخه‌ی چاپ
 
               
 
  
 
***************
مباهله؛ صحنه تمایز حق و باطل
امام ای:
روز مباهله، روزی است ک
همه‌چیز در مورد خرید کالسکه کودکبرای تمام پدر و مادرها، فرزند عزيزترين فرد است. اگر شما هم به فکر تهیه یک کالسکه سیسمونی برای کودک خود هستید، نیاز به کالسکه‌ای دارید که کودک شما را امن و راحت نگاه دارد، و البته اینکه متناسب با بودجه و قدرت خرید شما هم باشد. خرید کالسکه کودک خریدی بزرگ و گران شمرده می‌شود و گزینه‌های زیادی هم پیش روی شما خواهند بود. اما چه چیز باعث می‌شود که قیمت یک کالسکه کودک چند صد هزار تومان و قیمت مدلی دیگر چند میلیون
اصلاً قصد نوشتن چنین مقاله‌ای را نداشتم. داشتم کتاب گاو بنفش» ست گادین را می‌خواندم، که به یک بخش خیلی جالب رسیدم. بعد یک دفعه ذهنم پرش کرد در بخشی از کتاب اثر مرکب» دارن هاردی. دیدم چقدر جالب است این بخش‌ها کنار هم قرار داده شود. به عنوان یکی از بهترین روش‌های موفقیت؛ و البته به نظر من تضمین‌شده‌ترین آن‌ها.
اینک این شما و این هم این اطلاعات به شدت مفید.
سعی کنید در زندگی‌تان اجرایی‌اش کنید. از یک کار معمولی تا مهمترین کارها.
مثلاً همین
گام هفتم
 
بعد از اینکه زیر بال و پرِ بی‌نقص‌ترین محبتِ عالم بودی، حالا تنهایی تمام جانت را می‌سوزاند. اشتباه از تو بوده. تو بودی که گذاشتی و رفتی. تو بودی که همه‌ی عهدها را زیر پا گذاشتی. از خودت بیزاری. اما می‌توانی تحمل کنی. می‌توانی تحمل کنی که هیچ‌چیز نداشته باشی. می‌توانی تحمل کنی که تمام جهان ترکت کنند. می‌توانی تحمل کنی که دست و دلت از همه‌چیز خالی باشد. اما. اما مگر می‌شود درِ بسته‌ی اتاق معشوق را طاقت آورد؟ 
تمام دنیا روی شانه
به این کار برای تشویق حضار خوش آمدید ، سریالی که در آن از مجریان ، نویسندگان ، رهبران مشاغل و چهره های عمومی می خواهیم در مورد مفهوم تشویق و معنای آنها برای آنها فکر کنند. امروز ، ما از رومه نگار ، فیلمنامه نویسان و نویسنده کاندیس کارتی ویلیامز می شنویم.
دوره منتهی به انتشار کتاب اول شما برای هر نویسنده استرس زا است ، اما اگر در حال حاضر در صنعت کار می کنید و رمان های بی شماری را در این سالها مشاهده کرده اید که در نمودارهای پرفروش در حال افز
سلااااااام سلاااااام سلااااااام سلاااااام خوبید؟ منم خوبم! جونم براتون بگه که دیشب ساعت هفت و ربع اینجورا بود که پیمان داشت درای آفاقو(خونه نظر.آبادو) می بست که راه بیفتیم مامانش بهش زنگ زد و پرسید که رفتی پلاکتو عوض کردی؟اونم گفت نه دیروز که شلوغ بود رفتیم نشد امروزم خودم جایی کار داشتم (البته بهتون گفتم که دلیل نرفتنمون این بود که پیمان احتمال داد مثل اون موقعها خیابونها بخاطر قضیه اون هو.اپیما.ی اک.را.ین شلو.غ شده باشه) گفت حالا فردا یا پس
سلام، من یه پسر خیلی مثبت و پاکی بودم ولی متاسفانه توسط یکی از نزدیکانم با فیلم آشنا شدم، متاسفانه بدلیل عدم وجود آموزش صحیح و دقیق در کشور، من به خودیی اعتیاد پیدا کردم، چندین بار سعی به ترک خودیی کردم و تقریبا موفق بودم ولی دوباره لغزیدم
خودیی تاثیر بسیار بدی تو زندگی، تحصیل و روابط وجتماعیم گذاشته، پیشنهاد و کمک شما چیه؟فقط راه عملی نیاز دارم که جواب بدهممنون
راه های ترک خودیی کدامند؟
دوست عزیز سلام،
سن دقیق شما را
در این مقاله قصد داریم تا به ارتباط بین ارزش ما و تایید دیگران بپردازیم. در واقع تایید دیگران چقدر میتواند در ارزشهای ما تاثیر داشته باشد و ما را انسان ارزشمندی معرفی کند؟این عادت که مدام به دنبال تأیید دیگران باشید می تواند عزت نفس شما را از بین ببرد.  اگر می خواهید یک شکل قوی تر از عزت نفس را به دست آورید و آن را حفظ کنید ، تأیید نخواستن از دیگران امری حیاتی است.
آیا تا به حال پرسیده اید که چرا شما نیاز دارید کارهایتان را برای رضایت دیگران ان
دکتر مصدق در قلبها جاودانه است


همچنان دکتر مصدق, عزيزترين و بهترین رهبر مردم ایران
خائنان انگلیسی در پی حذف نام و یاد دکتر مصدق
دشمنی تحجری و انگلیسی با ابزار مذهبی
کسانی که خدمتی به ملک و ملت ایران نداشته اند، عارض دکتر مصدق بوده اند. یکی از عوامل دشمنی خائنان داخلی، با شادروان دکتر مصدق، حسادت نسبت به شخصیت ممتاز انسانی، علمی و ی او است که خود عاری از آنها بوده اند.
متاسفانه طی 35 سال حکومت جمهوری اسلامی، بیشترین آماج نقادی و دشمنی عل
سلام
مقدمه اول:
همیشه به خانومم گفتم ازدواج یعنی شروع اختلافا. شما دو تا لیوانو هم که کنار هم بذارید یه جیرینگ صدا میدن اولش. حالا در نظر بگیرین دو تا انسان کاملا متفاوت، با دو تا شخصیت کاملا متفاوت، با دو تا فرهنگ و محیط کاملا متفاوت، دو تا جنس کاملا متفاوت و هزارتا دیگه ازین کاملا متفاوت ها،‌قراره بیان زیر یه سقف و با هم زندگی کنن اونم بصورت مشترک! همینجا عمق فاجعه پیداس که چه مسائلی ممکنه پیش بیاد.
مقدمه دوم:
ازدواج پیوند دو نفر نیست. ازدوا
 
گلچینی از جملات، پیامک و اس ام اس های صبحت بخیر عزیزم، عشقم، نفسم، زندگیم و همسر مهربانم برای شروع یک صبح رمانتیک و پر انرژی همراه با شعرهای صبحگاهی قشنگ و خاص
******
متن صبح بخیر عاشقانه
روز من رسما آغاز نخواهد شدتا زمانی که صبح بخیر” و دوستت دارم” را به تو بگویمعزیزم صبحت بخیر، دوستت دارم!
******
صبح بخیر همسر مهربونمتاب آوردم شب دلتنگی ام را تا سحرتا تو را از نو ببینم صبح زیبایت بخیر
******تک بیتی در مورد صبح بخیر
صبح با عطر تو بیدار شدن
در پست با عنوان توضیح نظر رهبری در مورد قمه زنی» اشاره کردم که حضرت آقا قائل به حرمت قمه زنی به حکم اولی به علت بدعت بودن آن هستند. ایشان در این مورد می‌فرمایند: شما تا به حال، کجا دیده‏اید که فردى به خاطر رویکرد مصیبت عزيزترين عزیزانش، با شمشیر بر مغز خود بکوبد و خون جارى کند؟ کجاى این کار، عزادارى است؟! قمه زدن، سنّتى جعلى است. از امورى است که مربوط به دین نیست. قطعا این، یک بدعت است.»
 
عمده احکام دین به امور کلی که مصادیق متعدد دارند تع
قصد دارم صبحی بتراشم
با نگین شبنم
الماس خورشید
و به هوای پاک سرزمینم
بابونه و ریحان تعارف کنم
اما هنوز بر نخواسته
چاقوی تیز رهگذری
همه رویاهایم را
درو می کند
ماهشهر ع-بهار
یادداشتی  بر کتاب  کافکا در کرانه اثر موراکامیدر باره بعضی شرایط واز بعضی کس ها قلم بی اندکی هدایت گری خودش پیش میرود از بس سهل الوصل هستند آنها، ! انگار که از دهلیز لیز غاری شیشه ای می گذرند و تو شفاف آن ها را ورانداز می نمایی بی آنکه برای تو زحمتی درست کنند مثلا همین نوول
کامنت صبا»ی عزیز مرا بر آن داشت که این پست را بنویسم.در مورد درگیری‌های شدیدم با مرگ و اضطراب شدید مرگ و کارهایی که برای رهایی از آن انجام داده‌ام. چیزی که بیش از یک سال است بخشی از روحم را فلج کرده. گاهی آشکارتر می‌شود و گاهی مخفی‌تر. ولی همیشه هست. اژدهای اضطراب مرگ همیشه از دور یا نزدیک زل زده در چشم‌هایم. تلاش می‌کنم با آن چشم در چشم نشوم. ولی همیشه ممکن نیست. گاهی که چشمم می‌افتد در چشمانش میخ‌کوب می‌شوم. یخ می‌کنم. گاهی روزها نمی‌ت
مجموعه احادیث تصویری حضرت فاطمه سلام الله علیها
مشخصات کتاب
سرشناسه:مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان،1397
عنوان و نام پدیدآور:مجموعه احادیث تصویری حضرت فاطمه سلام الله علیها/ حدیث گراف.
مشخصات نشر دیجیتالی:اصفهان:مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، 1397.
مشخصات ظاهری:نرم افزار تلفن همراه ، رایانه
موضوع:حدیث - هنر- عکس - حضرت فاطمه سلام الله علیها

حدیث شماره :1
حضرت فاطمه علیهاالسلام درجواب امام حسن علیه السلام که پرسیده بود:
چرا برای هم
برنامه
 
به نام خدا و سلام
********************************************************
اگه شمام دوست دارین که دلتونو شرین کنین و قند ِ خنده روی ِ لبهاتون بشینه
مهمون ِ ما بشین به صرف ِ چند دقیقه شاد و خوش
به یُمن ِ عید بزرگ میلاد ِ رسول خاتم حضرت محمد مصطفی صلی ا. علیه و آله و سلم
****************************************************
امروز انقدر برای ِ همه خوش یُمن و مبارکه
که خیلیا قرار مَداراشونو گذاشتن . واسه امروز
خیلیا امروز عروسی دعوتن
خیلیا قراره بله برون دارن
خیلیا قراره خاستگاریشونو
نوشتن درمان درد بیهودگی است.
-شاهرخ مسکوب
اول باید بد بنویسی، تا بعداً بتوانی بهتر بنویسی.
-ویلیام فاکنر
هر کس هرطور که می‌خواهد و در توانش هست، می‌نویسد.
-آنتون چخوف
 
مقدمه: میخواهیم روش‌های تازه‌ای را برای نویسندگی مطرح کنیم که نگرش شما را نسبت به نوشتن و نویسندگی تغییر بدهند.
تمرین‌های ساده و کاربردی  نویسندگی تا حدی رمز و رازهای نویسندگی را برای شما آشکار می‌کنند و باعث می‌شوند بعد از مدتی برخی افسانه‌هایی را که دربارۀ استعداد ن
اواخر بهمن‌ماه ۹۷ افتخار داشتم تا در یازدهمین رویداد نوآوری‌های آموزشی چهارسوق به عنوان یکی از هشت سخنران اصلی به صحبت بپردازم. موضوعی که از میان سرفصل‌های پیشنهادی من در طول دو ماه رفت و برگشت با مربیان عزیز سخنرانی در چهارسوق نهایی شد از سواد رسانه‌ای تا تربیت رسانه‌ای» بود. متنی که بعد از چهار بار ویرایش در ۱۶۰۰ کلمه آماده شد و من در کمتر از سیزده دقیقه آن را اجرا کردم.ضمن دعوت از شما برای تماشای فیلم این سخنرانی، متن کامل آن را نیز م
در شانزده سالگی از قایق به آب افتادم و نزدیک بود غرق بشوم. ولی نجاتم دادند.پدرم ماهیگیر بود. در جزیره ی لمپدوزا در دریای مدیترانه زندگی می کنم.ن پناهجو که قصد داشته اند غذای گرم درست کنند، دچار سوختگی شدید می شوند، ولی قاچاقچی ها در لیبی به آنها رحم نمی کنند و آنها را با همان وضع، سوار شناور می کنند.بیست و سه نفر بودند که یک نفر آنها از شدت جراحات فوت کرده بود. در لمپدوزا کار چندانی نمی شد برای آنها کرد و باید با بالگرد به پالرمو یا کاتانیا م
1398/06/15 نماز جمعه باغستان ( حجت الاسلام والمسلمین بنی )
خطبه اول:
بسم الله الرحمن الرحیم .عبادالله اوصِیکُمْ و نفسی بِتَقْوَى اللَّهِ. بندگان خدا شما را و خودم را سفارش می کنم به تقوای الهی، امیرالمؤمنین (علیه السلام): می فرمایند: مِسکینُ ابنُ آدَم! لَهُ بَطنٌ یقولُ اِملَأْنی وَ اِلاّ فَضَحْتُکَ وَ اِذا امتَلَأَ یقولُ فَرِّغنی وَ اِلاّ فَضَحتُکَ وَ هُوَ اَبَداً بَینَ فَضیحَتین! بیچاره بنی آدم! شکمی دارد که همواره می گوید مرا پ
روش های ارسال هدیه و گل به ایرانمهاجرت میان شما و عزیزانتان فاصله انداخته؟ فکر می کنید تنها راه شما برای ابراز عشق و محبت تماس‌های گاه به گاه از طریق شبکه‌های اجتماعی است، اگر فکر می کنید دوری راه، کمبود وقت و قیمت سرسام آور بلیط هواپیما امکان دیدن عزیزانتان را از شما گرفته، در ادامه با ما همراه باشید تا با راه های سورپرایز کردن از راه دور، از ارسال گل به ایران گرفته تا هماهنگ کردن یک رستوران لوکس و یا تدارک دیدن یک سفر سورپرایزی برای آنها
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب