نتایج پست ها برای عبارت :

Pdfرمان هم خونه ای استاد امیر حافظ وترمه

به خودم قول داده بودم که دامنه ی انتخابم فقط دیوان حافظ باشه.دو هفته اي هم تايم گذاشتم براش.غزل هاي مختلفو نشون کردم. خط کشیدم. بیت اصلیشو هاي لايت کردم.اصلا رفتم حافظ جیبی و یه هايلايتر گرفتم که تو مسیر رفت و آمدم حافظ بخونم. یه شب با حریر کلی غزل خوندم. از ری خواستم غزل پیشنهاد بده.ولی.امروز، در حالی که چهل و هشت ساعت از آخرین مهلتم براي ارائه به استاد گذشته بود، خودم رو در حالی یافتم که دیوان حافظ رو پام بود و دیوان شمس در دستم راستم و غزل
چند روز پیش استاد آنتن ما تمثیلی بسیار زیبا از مصرعی از حضرت حافظ کرد.البته استاد منظور خود را براي موج ها و به زبان موج ها گفت؛ اما چشم حقیر نکته‌اي به زعم خودم بسیار زیبا را گرفت از کلام استاد؛
دکتر ابوالقاسم زیدآبادی (معروف به اکبر!)اين غزل را خواند:
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
.
حافظ از جور تو حاشا که بنالد روزی
من از آن روز که در بند تو ام آزادم!
 
الغرض فرمودند اگر دور ما را قفسی به ابعاد 2 متر گرفته باشد مدام
"مثلا بنویس: برگرد خونه منتظرم."
نشستیم هی برات شعر خوندیم، شعر نو، غزل، مثنوی، دو بیتی‌هاي زیر لبی، حافظ، مولانا، حتی آقا شاملو! گفتیمت "دلبرا، صنما، جان جانا؟" دلبرونه خندیدی. گفتیم "اون قلب قشنگت خونه ماست، نشه یه‌وقت بیرونمون کنی بگی دیگه نمی‌خوامتااا! قلبت که هیچی، آخه خودتم خونه‌ی مايی! هرجا که بریم تهش برمی‌گردیم و ختم می‌شیم به خودِ خودت." ايندفعه دلبرونه نگریستی. چیزی که یه عمرِ تموم منتظرش بودیم! زیر لبی گفتی: 
"پس برگرد خونه منتظ
بسم‌الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
استاد دیگر نمی‌خواند
تازه مسئولین متوجه شده اند که چقدر جايش خالی است؟؟؟؟
چقدر دیر!!!
ولی باز هم تشکر 
براستی استاد محمدرضا شجریان لیاقتشان بیش از یک خیابان است
فرهنگ ايران زمین پس تا ابد تا همیشه زیر دین استاد شجریان است همانطور که به حافظ مدیون است
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و الغلبه
بیوگرافی بازیگران
زندگینامه حافظ 
 
خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به حافظ”، غزلسراي بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. حافظ حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان خود فراگرفت و در علوم ادبی عصر پايه‌اي رفیع یافت.
چکیده اي از زندگینامه حافظ:
نام اصلی حافظ : خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد شیرازی
تولد : حدود ۷۲۷ هجری قمری شیراز
مرگ : ۷۹۲ هجری قمری شیراز
ملیت: ايرانی
محل خاکسپاری : حا
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی هاي محصول:
قطع: پالتویی
نوع جلد: زرکوب
خرید با تخفیف ویژه کتاب دیوان حافظ فالنامه حافظ
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
براي خرید با تخفیف ویژه کتاب دیوان حافظ فالنامه حافظ یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.کتاب دیوان حافظ فالنامه حافظ
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و خرید با تخفیف ویژهمشاهده مطلب در کانال
یهو به خودت می‌آی و می‌بینی که اين حال رو هر سال همین موقع داری تجربه می‌کنی؛ همین که شبیه شوق و دلهرۀ ضعیفه. هر شب یلدا، وقت فال گرفتن که می‌رسه، می‌آد سراغت. هر سال هم دست خالی بر می‌گرده. یهو به خودت می‌آی و می‌گی من که به فال و اين چیزها اعتقاد ندارم پس براي چی بايد فال بگیرم؟ چرا بايد دل به اين دلهرۀ بی‌حاصل بدم وقتی می‌دونم که دیگه مطلع شهریست پر حریفان.» نمی‌آد. و باز به خودت می‌آی و می‌بینی که دیوان حافظ رو کسی به دست گرفته که تا
اين مجموعه در 10 جلد نوشته شده است و شامل مباحثی میباشد که علامه طباطبايی در جلسات شرح دیوان و اشعار حافظ فرموده اند.
نویسنده اين کتاب حضرت آیت الله سعادت پرور شاگرد علامه طباطبايی میباشند.
به جرئت میتوان گفت اين تنها شرحی بر حافظ است که به شخصیت حافظ نزدیک میباشد و یا حداقل حقیر شرح مناسبی از حافظ به جز اين مجلد پیدا نکرده ام.
حافظ علیه الرحمه انسان کامل بوده و افراد زیادی سعی داشته اند که از اين دریاي معارف اسلام و تشیع ظرفی برگیرند اما چون ا
____________________________________________________________________________________________________________________
در روز شنبه مورخ 30/9/98 برنامه حافظ خوانی بمناسبت شب یلدا در کتابخانه عمومی خاتم الانبیاء(ص) شهرستان ايرانشهر برگزار گردید که در ابتدا برنامه جناب آقاي سیاوش سرفراز در مورد پیشینه شب یلدا و آیین و رسومات ايرانیان در اين شب توضیحاتی ارائه کردند و در ادامه استاد دامنی و جناب آقاي کشاورز یکی از آداب شب چله را حافظ خوانی و شاهنامه خوانی در بین ايرانیان بیان کردند و در مورد حافظ و زند
تاریخچه فال حافظ
 
ظاهراً فال گرفتن از دیوان حافظ، از مدت کوتاهی پس از درگذشت او رايج شده است (بنا بر قولی، شروع تفأل به دیوان حافظ، به ماجراي امتناع عده‌اي از نماز گزاردن بر جنازه او باز می‌گردد
 
از حدود هفتاد سال پس از درگذشت حافظ، گزارش‌هايی از فال زدن به دیوان او در متون رسمی تاریخی آمده است.
از دوره صفویه به بعد، درباره تفأل به دیوان حافظ، حکايت‌هاي بسیار و بعضآ شگفت‌آوری پیوسته نقل می‌شده است که برخی از آن‌ها سخت مشهورند.
 
حسین کف
زندگینامه حافظ
شمس الدین محمد ملقب به لسان الغیب غزلسراي بزرگ و نامی ايران در قرن 8 میزیست. تاریخ دقیق ولادت حافظ مشخص نیست شايد حدود سال 727 . گویند پدر حافظ بهاالدین بازرگانی اصفهانی بوده که در کازرون با زنی از آن محل ازدواج کرده
ادامه مطلب
پیرو یه خاطره که یکی از بچه ها از یکی دیگه از بچه ها نقل کرد منم به هوس افتادم که یه شعر از حافظ حفظ کنم. گفتم که چه یهتر که تفال بزنم هرچی خود حافظ نظرش بود همونو حفظش کنم. حاصل تفال دیشب من شد اين شعر:
می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از اين
بر در میکده می کن گذری بهتر از اين
در حق من لبت اين لطف که می‌فرمايد
سخت خوب است ولیکن قدری بهتر از اين
آن که فکرش گره از کار جهان بگشايد
گو در اين کار بفرما نظری بهتر از اين
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو
پاورپوینت حافظ شیرازی فرمت فايل دانلودی: .zipفرمت فايل اصلی: pptتعداد صفحات: 20حجم فايل: 1433قیمت: 6000 تومانبخشی از متن:فهرست مطالب:مقدمهزندگی حافظآرامگاه حافظ در پول هاي ايرانیدیوان حافظغزل هارباعیاتکلید کلمات دیوانحافظ و عرب هافال حافظعلاقه حافظ به شیرازمتولد 727 هجری قمری برابر با قرن چهارده میلادی و معروف شده به لقب لسان الغیب شاعر بزرگ ايرانی می باشد. بعضی از شعرهاي حافظ به شکل غزل می باشند که به غزلیات حافظ یا همان فال حافظ معروف شده است.
در مباحث عرفان نظری، وحدت وجود که یکی از اصلیترین مباحث عرفان است، در کلمات حافظ فراوان دیده میشود. البته باز هم نمیتوانم خودداری کنم از اظهار تأسّف، از اين‌که بعضی از نویسندگان و ادباي محقّقی که با وجود مقام والاي تحقیق در ادبیات، از عرفان - عرفان نظری - اطلاعی ندارند و در آن کاری نکردند، وحدت وجود را که به حافظ نسبت داده شده، به معناي همه‌خدائی که ناشی از عدم درک درست مسأله است، تعبیر کردند و آن را جزو شَطَحیاتی دانستند که بر زبان حافظ - مث
از آدم‌هايی که توی کارشون وجدان دارن، خوشم میاد. درست مثل استاد بانک . که گفت من بايد تا فلان قسمت درس بدم و در جواب کسايی که گفتن ما راضی هستیم اگرم تا اون قسمت درس ندین، گفت برام مهم نیست اينجور رضايت! 
و یهو یادم افتاد و فکر کردم چه با وجدان!
 
پ.ن: و خودمو سرزنش نمیکنم بابت اين رعايت نکردن فاصله و نیم فاصله و فلان. چون اينجا یه خونه‌اس؛ خونه‌امه و میخوام توی خونه‌ام نیم فاصله رعايت نکنم و حتی فاصله و میخوام ی جور باشه انگار شلوار راحتی پامه
دیشب پرسید دیگه دوستش نداری؟ 
گفتم خسته م کرد و سخت گذشت تا خستگیش به در بره.
سخت به دست آوردن وما دستاورد رو ارزشمند نمیکنه. گاهی هم میگی که چی! رها کن اين اصرار کردن رو
و من رها کردم. 
حافظ درست میگه؛ دولت ان است که بی خون دل آید به کنار
هرگز پیش نیامده برسم کلید خونه رو پرت کنم روی میز یا گوشه کناری؛ کلیدهاي خونه مثل یک راز عزیز هست که فقط من و چند نفر دیگه داریمش.خیلی عزیزه. جا نمیگذارمش، گمش نمیکنم. مثل شناسنامه م مهمه و مثل تصویر آدمهاي خونه همیشه در نظرم هست و براي من زیباست.
حالا کاری به اين نداریم که فال حافظ وحی منزل نیست و همه کار را نبايد به فال و استخاره گذاشت و اين حرف ها اما ظاهرا فال گرفتن رايج ترین روش استفاده ما از دیوان خواجه است؛ به خصوص در ايامی نظیر شب یلدا و سال تحویل که جمع هاي خانوادگی برپاست و براي سرک کشیدن توی کار همدیگر هم که شده، مدام سفارش فال حافظ براي اين و آن می دهند.
اين است که با فال حافظ شروع می کنیم که مثل ادب، آداب دارد. اول با هم یک مروری کنیم اين آداب و رسوم را و بعد می رویم سراغ اي
من به عنوان معلم و استاد مقصرم
مقصرم اگه دانشجوی من درس نمی خونه
مقصرم اگه دانشجوی من نمی تونه کار پیدا کنه
مقصرم اگه دانشجو انگیزه نداره، دل نمیده، حالش سر کلاس خوب نیست
.
من اگه عوض بشم، دانشجو عوض میشه
 
اگه استاد در خودش تغییرات مثبتی رو به وضوح احساس کنه، دانشجو هم رو به توسعه خواهد بود
 
 
چند روز پیش یک مریض مانیک اولین سخنرانیش رو با اين بیت حافظ شروع کرد: 
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده ی  عالم دوام ما 
اين بیت برام خیلی خاطره انگیز هست وقتی دنبال نوشته اي براي کتاب تقدیمی به استاد آناتومی در دوران علوم پايه بودم ، فال حافظ گرفتم شعری آمد که اين بیت رو داشت و لذا من انتخابش کردم و نوشتم . تا مدت ها تو فکر بودم بعد از اين که کتاب رو کادو  کردم چقدر جوهر پخش شده روی صفحه ی اول کتاب
دنیاي عجیبی است خیلی
افتادم به خونه تی .
احتمالا با سرعت کمی که پیش میرم تا آخر هفته ی دیگه طول بکشه .
از اتاق خواب و میز ارايش و لباس هام شروع کردم .
تا شب با کتاب خونه تمومش میکنم.
بعد میمونه آشپز خونه و کابینت هاش .
تهشم میمونه یه جارو و تی حسابی و تامام.
شنبه هفته پیش بود که بعد از کلی آوارگی و ناراحتی نقل مکان کردیم به خونه جدید 
خونه پدرشوهر رفتن منتفی شد و یه خونه باب میل من پیدا شد یه خونه ویلايی و پر از پنجره که هر روز کلی نور میپاشن توی خونه
و الان بعد از یک هفته تلاش بی وقفه براي سامان دادن اوضاع و خوابوندن فندق نشستم روی مبل و دارم ساندویچمو میخورم 
دو هفته قبل داشتن همچین شرايطی برام مثل رویا شده بود و الان من به اون رویا رسیدم 
خداي من شکرت :)
امروز به خونه‌ی پدری رفتم. خونه‌ی گرم و قشنگی که کودکی ونوجوونیم توش گذشته. هر بار که میرم سعی می‌کنم هر گوشه‌شو حتی اگه کوچیک و بی اهمیت باشه به خاطر بسپارم با تموم جزییات و حتی نقص‌هاش. اين فقط به خاطر سپردنِ  یه تصویر خالی نیست،‌ هر کنجی از اين خونه یه  تیکه از خودِ منه. به هر جاش که نگاه می‌کنم -‌علی‌رغم تغییرات زیادی که توی اين سالها داشته-‌ یه قاب از خودمو می‌بینم که شايد زمین تا آسمون با من‌ِ الانم متفاوت باشه اما دوستش دارم و می‌
 
یک شعری داشت حافظ که میگفت، پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت/آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد، یک تفسیری بود از اين شعر که حافظ دارد به پیر ما طعنه میزند که کور است و خطاي صنع را نمیبیند و خب اشکالی هم ندارد براي زنده ماندن، زندگی کردن، لذت بردن، خندیدن و. گاهی عادم بايد خطا پو‌ش تر باشد، گاهی کمی خطا پو‌ش تر باشد، نه اينکه کور و احمق باشد ها. فقط کمی خطا پوش. 
مهرماه؛ روز برگداشت حافظ
                               
حافظ، شاعر بزرگ ايرانی در سدهٔ هشتم است
20 مهرماه؛ روز بزرگداشت حافظ
بیستم مهرماه روز بزرگداشت حافظ می‌باشد که در اين روز جشن‌ها و برنامه‌هاي متنوعی در شیراز و ساير نقاط جهان برگزار می‌شود. عمده برنامه‌هاي اين روز شامل شب شعر، گل افشانی آرامگاه حافظ، نمايش و رونمايی از دیوان‌هاي شعر حافظ و غیره می‌باشد.
زندگی‌نامه حافظ شیرازی
خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی
فکر کنم تنها کسی که حال دلمو میدونه حافظههر بار تفال میزنم انقدر قشننننگ حالو روزم و احساساتمو توصیف میکنه که ذوق میکنم امشب هم روی مود خیره به افق وبی انگیزگی بودم.یه تفالی زدم و الان با لبخندی گنده در خدمتتونم.انگار بايد یکی اون حرفا رو بهم میزد که حافظ عزیز زحمتش رو کشید. شما هم یه فاتحه نثارش کنید و باهاش صحبت کنیدضرر نداره
هیچ میدونی چرا خیلی وقتا میرم کنج اتاقم، گوشه ی پناه و آرامشم و باهات حرف میزنم؟ چون حس تو برابری میکنه با اون حد از امنیت. شبیه وقتی که بعد از پوشیدن لباساي رسمی میاي لباس راحتی میپوشی و لم میدی یا مثل وقتايی که بعد از یه مدت دوری از خونه یهو برمیگردی خونه ی خودت و به قول مامان با خودت میگی هیچ جا خونه ی خود آدم نمیشه.
من غریبم توی اين دنیا و تو واسم مثل وطن میمونی.
خدا حفظت کنه :)
تفال و حافظ‌خوانی امشب
هزار جهد بکردم که یار من باشیمرادبخش دل بی‌قرار من باشی
چراغ دیده شب زنده دار من گردیانیس خاطر امیدوار من باشی
چو خسروان ملاحت به بندگان نازندتو در میانه خداوندگار من باشی
از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه اواگر کنم گله‌اي غمگسار من باشی
در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرندگرت ز دست برآید نگار من باشی
شبی به کلبه احزان عاشقان آییدمی انیس دل سوکوار من باشی
شود غزاله خورشید صید لاغر منگر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی
سه بوس
نام استاد
متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود .
- سوابق تحصیلی :
سابقه  اول
سابقه دوم
سابقه سوم
- سوابق کاری : 
سابقه اول
سا
نام استاد
متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود .
- سوابق تحصیلی :
سابقه  اول
سابقه دوم
سابقه سوم
- سوابق کاری : 
سابقه اول
سا
نام استاد
متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود .
- سوابق تحصیلی :
سابقه  اول
سابقه دوم
سابقه سوم
- سوابق کاری : 
سابقه اول
سا
خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی (زاده ح. ۷۲۷ (قمری) – درگذشته ۷۹۲ (قمری))، معروف به لسان‌الغیب،ترجمان الاسرار ، لسان‌العرفا و ناظم‌الاولیا شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ايران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهاناست. بیش‌تر شعرهاي او غزل هستند که به غزلیات حافظ شهرت دارند. گرايش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است. او از مهم‌ترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود
بسم الله الرحمن الرحیم
حس می کنم تو یه قفس گیر افتادم؛ و دارم بال بال میزنم که خودم رو نجات بدم؛ و چنان خودم رو می کوبم به در و دیوار که پرهام ریخته؛ ولی هنوز توی قفسم.
دخترکوچولوی خونه چند روزه حال نداره و همش بغل می خواد و خواب درستی نداره و من به کاراي خونه نمیرسم و خونه به نقطه اي که همش با هم مرتب باشه نمی رسه و اون سه تا بزرگتر خونه خیلی ریخت و پاش می کنن و
و من. دلم روضه می خواد. دلم می خواد بی محاسبه هیچ چیز و ملاحظه هیچ چیز صبح تا شب برم
امروز بالاخره بعد از چندین روز متوالی مامان خانوم زنگ زدن بهم!
بعد کلی سوال و جواب و نصحیت و اين چیزا بهم گفت که آخر هفته رو بیا خونه،اما حوصله نداشتم برم و الکی گفتم که درگیر درس و امتحاناي میانترم هستم و وقت نمیکنم بیام! اما درس کجا بود؟! :))
کی حال داره اين همه راهو بره تا خونه و یکی دو روز بعد دوباره برگرده تهران. من کلا اين مدلیم که وقتی یه مدت یه جا بمونم عادت میکنم به اونجا و واسم عادی میشه مثلا وقتی میرم خونه بعد دوباره برمیگردم اين خوا
نام استاد
متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود . متن معرفی استاد که به صورت تست وارد اين محل می شود .
- سوابق تحصیلی :
سابقه  اول
سابقه دوم
سابقه سوم
- سوابق کاری : 
سابقه اول
سا
خونه رو تمیز کردم در حد خونه تی حالا نشسته ام و با نگاه کردن ب خونه غرق در لذت می شوم بوی مايع لباس شویی ک رايحه ی  گل دارد پنجره ها باز هستند و صداي جیک جیک گنجشک ها می آید عود روشن کردم خانه در آرامش کامل بوی عشق و زندگی می دهد و من شکر گزار پروردگارم هستم بابت زنده بودن، بابت عشق، بابت زندگی ، بابت همه چیز خدايا ممنونتم
خدا چو صورت ابروی دلگشاي تو بستگشاد کار من اندر کرشمه‌هاي تو بست
مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاندزمانه تا قصب نرگس قباي تو بست
ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشودنسیم گل چو دل اندر پی هواي تو بست
مرا به بند تو دوران چرخ راضی کردولی چه سود که سررشته در رضاي تو بست
چو نافه بر دل مسکین من گره مفکنکه عهد با سر زلف گره گشاي تو بست
تو خود وصال دگر بودی اي نسیم وصالخطا نگر که دل امید در وفاي تو بست
ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفتبه خنده گفت که حافظ برو که پ
دانلود مطالب پست بررسی و واکاوی حافظ از دیدگاه دکتر علی شریعتی نسخه ی کاملتر به صورت فايل PDF .
لینک دانلود مقاله ( براي دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید )
http://s8.picofile.com/file/8365746618/HAFEZ_SHARIATI.pdf.html


مطالعه ی حافظ از دیدگاه شریعتی درون وبلاگ :بررسی و واکاوی حافظ از دیدگاه دکتر علی شریعتی
نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 
سالها در کرمانشاه کتاب خواندم و بس. 
حالا دارم بصورت کاملا رايگان برايتان مینویسم. فقط بخوانید و اگر کپی کردید ذکر نام یادتان نرود. مطالب را اکثرا خودم مینویسم و اگه جمع‌آوری باشه ، در بالاي مقاله ذکر شده. 
جدا از اينکه حکايات تاریخی ، راست باشه یا دروغ تعریف میکنم. 
تیمور لنگ هم فارسی می دانست و هم عربی و ترکی جُغتايی که همان ازبکیست. ازبکان به همراه کاشغری ها و رومی ها تا قبل از کشمکش‌هاي صفویه_مذهبی_قزلباشی ،
بسم رب الرفیقنمیدونم توو چه حال و هوايی بودیم؛ نمیدونم درباره چی صحبت میکردیم و چی شد که یک دفعه اين سوال رو مطرح کرد._ منظور حافظ از اين بیت چیه؟"من پیر سال و ماه نیم یار بی وفاستبر من چو عمر می گذرد پیر از آن شدم"اول سکوت بود و کم کم زمزمه ها شروع شد و بعد هرکس نظرش رو گفت. تقریبا همه نظرات حول یک محور بودند؛ حافظ پیری خودش رو گذر زمان و سال ها نمیدونه و دوری و فراق یار اون رو پیر کرده. اما حرف هیچ کس نظرش رو جلب نکرد. تقریبا همه مجاب شده بودن که مق
من که میدونم خیلی وقته حافظ باز نکردی، پ بیا با هم اين فال بخونیم :
روز هجران و شب فرقت یار آخر شم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شدآن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمودعاقبت در قدم باد بهار آخر شدشکر ايزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد دی و شوکت خار آخر شدصبح امید که بد معتکف پرده غیبگو برون آی که کار شب تار آخر شدآن پریشانی شب‌هاي دراز و غم دلهمه در سايه گیسوی نگار آخر شدباورم نیست ز بدعهدی ايام هنوزقصه غصه که در دولت یار آخر شدساقیا لطف نمودی
 
 
 
اين چه شوریست که در دور قمر میبینمهمه آفاق پر از فتنه و شر میبینمهر کس روز بهی می طلبد از ايامعلت آن است که هر روز بدتر میبینمابلهان را همه شربت ز گلاب و قند استقوت دانا همه از خون جگر میبینماسپ تازی شده مجروح به زیر پالانطوق زرین همه بر گردن خر میبینمدختران را همه در جنگ و جدل پسران را همه بد خواه پدر میبینمهیچ رحمی نه برادر به برادر داردهیچ شفقت نه پدر را به پسر میبینمپند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کنکه من اين پند به از گنج و گوهر م
اواسط تیرماه بود که به خونه جدیدمون نقل مکان کردیم. وقتی قرار شد که خونه و زندگی سابقمون رو در شمال جا بگذاریم و مدتی در تهران ساکن بشیم، هنوز آپارتمان نشینی براي مادرم خیلی سخت بود. دو سال در یک خونه زندگی کردیم که حیاط تقریبا بزرگی داشت اما خب تنها نبودیم. صاحبخونه هم واحد بالامون بود. امسال به خونه‌ی تک واحدی نقل مکان کردیم. یک خونه‌ی قدیمی که یک اتاق هم در زیرزمین داره.
روز اولی که براي دیدن خونه اومدیم، اين اتاق رو براي خودم نشون کردم. بق
خواجه شمس ُالدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ حافظِ شیرازی (زادهٔ 727 هجری قمری — درگذشتهٔ 792 هجری قمری در شیراز )، نامدار به لِسان ُالْغِیْب ، تَرجُمانُ الْاَسرار ، لِسان ُالْعُرَفا و ناظِم ُالاُولیاء ، شاعر سدهٔ هشتم هجری ايران است. بیش تر شعرهاي او غزل هستند که به غزلیات شهرت دارند. گرايش حافظ به شیوهٔ سخن پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است. او از مهم ترین اثرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می شود. در سده هاي
گزارش عملکرد فعالیت هاي انجام شده در مراسم گرامیداشت هفته قرآن،عترت و نماز
-تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید
-پخش سرود مقدس جمهوری اسلامی ايران
-خیر مقدم مدیر آموزشگاه
-سخنرانی مولوی محترم آقاي عبدالاحد رئیسی
-دکلمه خوانی دانش آموز پايه نهم
-اجراي سرود باغ قرآن توسط گروه سرود آموزشگاه
-تلاوت قرآن توسط حافظ قرآن دانش آموز امير حسین دینارزائی
-تقدیر و اهداي جوايز به دانش آموزان ممتاز
-تقدیر از حافظ محترم قرآن دانش آموز امير حسین دینارزائی
بچه‌ها آخر جزوه‌ی جلسه‌ی هفت نوشتن: "طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیکچون درد در تو نبیند، که را دوا بکند؟ (حافظ)" بعد من فکر میکنم که حافظ، چقدر خوب بلده قشنگ به دنیا و اتفاقاتش نگاه کنه. اونجا که بهت میگه: تو حتی از داشتن دردهاتم بايد خوشحال باشی دیوونه. مگه معجزه نمیخواستی؟ خب طبیب مسیحانفس و مهربونِ دنیا چه‌طور وقتی درد نداری، بهت معجزه‌ طبابتشو نشون بده؟ تو اول با درد و غم بیا، تا بعدش با معجزه برگردی.
 
فردا بلیط برگشتم هست ولی هیچ تضمینی براي برگشت نیست!
 
امروز صبح با خبر حمله موشکی و سقوط هواپیماي اوکراين که بیشتر مسافراش دانشجو بودن از خواب بیدار شدم.
 
غروب که شد دیگه نمی تونستم اين همه استرس رو تحمل کنم به مامان گفتم پاشو بریم حافظیه یه هوايی به سرمون بخوره شايد کمی آروم بشیم.
 
جناب حافظ فرمودند:
ساقی بیا که از مدد بخت کارساز
کامی که خواستم زخدا شد میسرم
 
امیدوارم حق با حافظ باشه و واقعا شب آخر سفرم باشه. 
    
   
  
توو خونه ما اينجوریه که غروب ، طرف داره از گرسنگی میره توو کُما ، ولی حاضر نیست یه تی به خودش بده و بره یه لقمه نون و پنیر بخوره.
منتظر میشن یکی  از سرکار  بیاد و گشنش باشه، سفره پهن کنه تا بیان و از گشنگی نجات پیدا کنن! اين مطلب رو بسط بدید به تقریبا کل اعضاي خونه :|
 
یکی دیگه از آپشناي خونه ما اينه که به کسی پول دادی دیگه تقریبا بايد قید پولتو بزنی :| به طور مثال شما میگی مودم خراب شده من مودم میخرم ولی هزینه ش رو تقسیم کنیم و همه هم
تصاویر جدید از تمرینات گروه هاي گیتار استاد کریمی در آموزشگاه موسیقی آراد
 
 
 
 
 
 
فضاي پرنشاط و حرفه اي در تمرینات تعدادی از هنرجوهاي استاد امير کریمی در قالب گروه‌هاي مختلف و آماده سازی براي اجرا در کنسرت هاي آموزشی دی ماه و اسفند ماه ۱۳۹۸، با تشکر فراوان از برنامه‌ریزی بسیار خوب و زحمات استاد کریمی عزیز و با آرزوی موفقیت براي شما هنرجویان.
 
توجه: اين وبلاگ توسط هنرجویان ايشان جهت آشنايی بیشتر و تبادل نظر ايجاد شده و اداره میشود، خود
دیر برگشته بودم خونه؛ خیلی زیاد.
رسیدم خونه و مامان هیچی نگفت. بابا هم. آخر شب که چاي قبل از خواب رو با مامان میخوردیم گفتم مامان مهم نبود براتون دیر اومدم؟ نه تذکری نه اعتراضی. گفت آدمی که خونه ش رو دوست داره آسمون رو به زمین میدوزه کارهاي واجبش رو زودتر تموم کنه برسه خونه. به زور نمیشه بهت بگم دوستت داریم خونه ت رو دوست داشته باش. بچه که نیستی. گفتم مامان من خونمون رو دوست دارم. گفت دوست داشتن یعنی وقت گذاشتن. آدمی که دیر میاد وقت نداره که کسی و
کاراي مامانا واقعا سخته.
اين یه هفته .که مجبور بودم کل کاراي خونه رو انجام بدم
فهمیدم.صبحونه ناهار شام.چاي دم کردن و ظرف شستن.
خونه مرتب کردن و.اوووه.
دارم از هوش میرم.
ساعت ۶ از خواب بیدار شدم.

المپیاد .فعلا باي باي.
مامان میگه ها:میگه وقتی مجبور باشی .کدبانو هم میشی.عجله نکن!
اوپس.واقعا توان رفتن دانشگاه رو ندارم.
کاش بگن استاد نمیاد.یا تعطیله.یا هرچی!
من‌هرروز ۳ تا دادخواست واسه بابا تايپ میکنم امروز جون خودکار دست گرفتن
 ساعت ٣:٠٠ شب بود و من درحال بازی کردن بازی محبوبم تو کنسول روبروی تلوزیون بودم و اون شب خوشحال بودم که کسی نیست تا بگه صداي تلوزیون رو کم کن و به راحتی میتونستم تا خود صبح بازی کنم. درحال بازی کردن و لذت بردن از تنهايی وتاریکی بودم که تلفن خونه زنگ خورد. شماره عجیبی روش افتاده بود. نمیخواستم بردارم اما ازاونجايی که مادرم و پدرم مسافرت بودن و ممکن بود اونا باشن گوشی رو برداشتم و گفتم "بله" 
-/ یه صداي هیس مانندی از پشت تلفن امد. مثل صداي گربه. مثل
همسرم راننده ی ماشین سنگین بود، به من گفت بیا پشت فرمون بشین تا یاد بگیری،بعد از یکم رانندگی یادمون افتاد بايد جايی بره و منو خونه پیاده کرد‌. تنها بودم که داداشم اومد پیشم. مشغول صحبت بودیم که صداي ج و اومد دویدیم تو آشپزخونه و چشمتون روز بد نبینه، نمیدونم کی بادمجون رو با یه عالمه روغن رو گاز گذاشته بود، بادمجونا سالم بودن ولی کل خونه ی ما رو دوده ی سیاه گرفته بود. تند تند وسیله ها رو جمع میکردم که بشورم یهویی از تخت خوابمون یه عالمه آب
میخوام برات بنویسم اما چون بلد نیستم دست به دامن جناب حافظ شدم .
من که از آتش دل چون خم می در جوشر بر لب زده خون می خورم و خاموشمقصد جان است طمع در لب جانان کردنتو مرا بین که در اين کار به جان می کوشممن کی آزاد شوم از غم دل چون هر دمهندوی زلف بتی حلقه کند در گوشمحاش لله که نیم معتقد طاعت خویشاين قدر هست که گه گه قدحی می نوشمهست امیدم که علیرغم عدو روز جزافیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشمپدرم روضه رضوان به دو گندم بفروختمن چرا ملک جهان را به جوی نف
توی خونهاي که همسر/ مادر خونه منبع آرامش که نبود هیچ، خونه‌ی امن و امان رو کرد جهنمی که محل تنش و فرسايشه، اعضاي اون خونه اگر تبهکار و جانی و و قاتل شدند، بهشون خرده نگیرید.
 
پ.ن: بله می‌دونم و متوجهم که هر کی اختیار داره و خیلی از علما و بزرگان، زن‌هاي تلخی داشتند اما در نظر بگیرید که اين ماجرا قشنگ صفر و صدیه، از اون طرف بزرگانی داریم که اگر همسران پايه و همراه و باعرضه‌اي نداشتند، هیچی نمی‌شدند. جون سالم به در نمیشه برد از تبعات اي
چیزاي کمی هست توی دنیا که بدتر از عق زدن خالی پشت در اتاق استاد باشه .
اونم یه استاد با پرستیژ و جدی .
به طوری که استاد پرستیژش رو فراموش کنه و بگه .چته توووو؟خوووبی؟
.دوستم میخنده میگه عین اين رمانا شده بوووودد.استاد یهو سکته کنان اومد .‌حالا استادعمومی .حالا همسن بابابزرگ من!
میگم درد نگیری من داشتم میمردم تو میخندی؟
میگه حقته.!

رفیقاي سنگدله من دااارم!؟؟؟

واقعا اين حق من نیست!
×عوارض داروی سردرد خودش یه درد دیگه اس!
 
 
+در واقع اين بايد سومین پست هنریم باشه ولی اون دو روز همش تمرین و خط خطی انجام دادم و اصلا قابل انتشار نبودن.
+امروز از پرتره اي که دارم می کشم عکس گرفتم که بالاخره همت کنم و  پست هاي هنری بذارم.
+حالا خوبه ماجراي عکس گرفتن براي اين پرتره رو بنویسم. من قرار بود اردیبهشت عکس بگیرم و کار پرتره امو شروع کنم ولی از عکاسیش میترسیدم. به خاطر همین هر هفته مینداختمش براي هفته بعدش.تا اينکه یه روز نشسته بودم و دوربین هم جور کرده بودم.مامانمو صدا زدم تا چ
روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیرپیش شمع آتش پروانه به جان گو درگیر
در لب تشنه ما بین و مدار آب دریغبر سر کشته خویش آی و ز خاکش برگیر
ترک درویش مگیر ار نبود سیم و زرشدر غمت سیم شمار اشک و رخش را زر گیر
چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باکآتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گیر
در سماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقصور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گیر
صوف برکش ز سر و باده صافی درکشسیم در باز و به زر سیمبری در بر گیر
دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باشبخت گو پش
هر شب
وقتی هم خونه ايم خسته از کار برمیگشت
فرنی و شامی که براش (ّراي خودمون) پخته بودم رو میخورد
 
برام چايی درست میکرد
 
گاهی من براش درست میکردم اون بیشتر پیتزا و استیک درست میکرد
 
و هر شب براي من ازین حرف میزد که دختراي وايت ادماي مزخرفین و میخواد با یه میدل ايسترنی یا اسیايی یا افریقايی دیت کنه.
 
و اگه نشه
میخواد بره همجنس گرا بشه.
 
الان من با کی هر شب حرف بزنم؟
 
من امادگی رفتن به اپارتمان تنهايی رو نداشتم!
 
عمری هم خونه اي داشتم.
 
بايد بر
ظهر وصال بودم داشتم برمیگشتم خونه گوشیم زنگ خورد، "ف" بود :/
-سلام، جانم؟
+سلام، کجايی؟
-وصال
+خب هیچی برو خونه حرف میزنیم با هم
[حس کردم بغض داره صداش]
-چته "ف"؟
+حالا برو خونه
[چند دیقه از من اصرار و اينا]
-[کاملا جربان رو گفت که از حوصله من و جمع خارجه و گفتش که:]بابام فوت کرده
و من بودم و بهتی که تموم نمیشد.
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب رویان اين کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب‌رو است او، از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوايی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آ
اي هدهد صبا به سبا می فرستمت
بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
حیف است طايری چو تو در خاکدان غم
زین جا به آشیان وفا می فرستمت 
در راه عشق مرحله ی قرب و بعد نیست
می بینمت عیان و دعا می فرستمت 
هر صبح و شام قافله اي از دعاي خیر
در صحبت شمال و صبا می فرستمت 
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب 
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
در روی خود تفرج صنع خداي کن
کآیینه ی خداي نما می فرستمت 
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
ساقی بیا که هاتف غیب
 سین، از دوستان دبیرستان من بود. از سال هاي دبیرستان با متلب کد می نوشت. همیشه نفر اول بود. بلااستثناء. حسابان قوی، هندسه ی قوی، فیزیک قوی، دیفرانسیل قوی . همه چیزش عالی بود. در دانشگاه مهندسی پزشکی می خواند. چند وقت پیش که با هم حرف می زدیم می گفت فکری شده که تغییر رشته بدهد. از فنی به انسانی . مدت ها با او حرف زدم. پیرامون اين مسئله که نبايد اين کار را بکند. براي ذهنی مثل ذهن او حیف است. با یکی از دوستانم که ارشد مهندسی پزشکی بود و استعداد درخشا
اينم وصف حالم از زبون حضرت حافظ :
گلبنِ عشق میدمد ، ساقی !  گلعذار  کو؟                 بادِ  بهار  میوزد ،   باده  ی   خوشگوار   کو؟
هر گلِ نو  ز گلرخی یاد  همی دهد   ولی                   گوشِ سخن  شنو  کجا  دیده ی اعتبار  کو؟
مجلسِ بزمِ عشق را غالیه ی مراد نیست                اي دمِ صبحِ خوش نفس،نافه ی زلف یار کو؟
حُسن فروشیِ گلم نیست تحمل،اي صبا!               دست  زدم  به  خونِ  دل ، بهرِ خدا نگار کو؟ 
شمعِ  سحرگهی  اگر  لاف ز  عارضِ تو زد         
بین درگیریايی ذهنی امشب؛ بین حرف زدنم با خدا و بین خیلی چیزاي دیگه که قابل بیان نیستن پايان امشب شد خوندن اين شعر از حافظ
میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمتخوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت
گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیستخوش تقاضا می‌کنی پیش تقاضا میرمت
عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاستگو که بخرامد که پیش سروبالا میرمت
آن که عمری شد که تا بیمارم از سوداي اوگو نگاهی کن که پیش چشم شهلا میرمت
گفته لعل لبم هم درد بخشد هم دواگاه پیش درد
یکی از فانتزیهاي زندگیم اينه که ببینم آدماي مختلف، توی خونه‌هاي مختلف و یا خونه‌هاي مشابه یک آپارتمان چطوری وسايلشون رو داخل خونه چیدن؛ مثلا دلم می‌خواد درِ واحدهاي مختلف ساختمانمون رو بزنم و برم ببینم که هر واحد چه مدلی رو براي وسايل خونه‌ش استفاده کرده. به نظرم دیدنش هم باعث میشه حس و حال هر خونهاي رو حس کنی و ايده بگیری و هم اينکه از چیدمانش میتونی احساس اهالی خونه رو درک کنی.
خونه چیزی بیشتر از یک چهاردیواریه، ساکنین خونه میتونن به
 
حافظ از کارو بار ناجورش به خدا پناه میبرد و اين بیت براي من تداعی کارهايیست که ومش پناه بخدا نیست، چون ما کار بی اجرو منت طبیعتاً بلد نیستیم و بنابراين آن کشش هولناکی که باعث میشه به طرف دیگران بریم رضاي درون آشفته و بدحال و پریشان خودمان است. واقعیت واقعاً هولناک است مثلاً یکی بیايد و بگوید منظور حافظ چیزی دیگر بوده و شما اشتباه کردی؛ مانند کوره ذوب آهن _ سرخ میشی و غضبناک!  
من خریت خودم را یا ناخودشناسی و عطشِ هولناکم را در اين بیت دیدم
× با دانشگاه تهران حرف یه همکاریهايی شده، اگر خدا بخواد فعالیت‌هام رو اونجا بايد کم کم شروع کنم. هفته ی بعد با اهرايی ها قرار دارم، با استادم، قرار شد براي استاد دیگری تولد بگیریم و سورپرايزش کنیم و بعد بشینیم در مورد طرحی که قراره آغاز کنیم، صحبت کنیم. البته با حفظ موقعیت در تربیت مدرس. یاد حرف آن استاد بزرگوار در شهید بهشتی میفتم که میگفت تو یک اهرايی نفوذی هستی.
×× مامان رفته پیش دکترش و دکتر بهش گفته که سرکار خانمممممممممممممم چه
روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیرپیش شمع آتش پروانه به جان گو درگیر
در لب تشنه ما بین و مدار آب دریغبر سر کشته خویش آی و ز خاکش برگیر
ترک درویش مگیر ار نبود سیم و زرشدر غمت سیم شمار اشک و رخش را زر گیر
چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باکآتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گیر
در سماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقصور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گیر
صوف برکش ز سر و باده صافی درکشسیم در باز و به زر سیمبری در بر گیر
دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باشبخت گو پش
تنت به ناز طبیبان نیازمند مبادوجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توستبه هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
جمال صورت و معنی ز امن صحت توستکه ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
در اين چمن چو درآید خزان به یغمايیرهش به سرو سهی قامت بلند مباد
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازدمجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیندبر آتش تو به جز جان او سپند مباد
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جویکه حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
 "حافظ" @ashenayershgh 
با سلام خدمت دوستان، با خبر شدم که استاد کریمی به تازگی صفحه اينستاگرام شخصی خود را راه اندازی کرده اند که براي هنرجویان و علاقه مندان به ايشان و هنر نوازندگی گیتار اتفاق بسیار خوبی است. در پی پاسخ به سوالات و ايمیل هاي شما عزیزان آدرس صفحه استاد را در اين پست براي شما قرار میدهم. آی دی پیج استاد karimimusic هست همچنین از لینک زیر هم براي ورود میتوانید استفاده کنید:
صفحه اينستاگرام استاد امير کریمی
با آرزوی موفقیت - نگار کلهر 
توجه: اين وبلاگ توسط
با سلام خدمت دوستان، با خبر شدم که استاد کریمی به تازگی صفحه اينستاگرام شخصی خود را راه اندازی کرده اند که براي هنرجویان و علاقه مندان به ايشان و هنر نوازندگی گیتار اتفاق بسیار خوبی است. در پی پاسخ به سوالات و ايمیل هاي شما عزیزان آدرس صفحه استاد را در اين پست براي شما قرار میدهم. آی دی پیج استاد karimimusic هست همچنین از لینک زیر هم براي ورود میتوانید استفاده کنید:
صفحه اينستاگرام استاد امير کریمی
با آرزوی موفقیت - نگار کلهر 
توجه: اين وبلاگ توسط
 
از اين برايم سخت تر نبود که اجنبی بیايد و خانه ات را بگیرد .
 
رو به روستا دست تکان دادم و با صداي بلند گفتم: خدا حافظ خالو. خدا حافظ آوه زین. خدا حافظ گور سفید». زن ها شروع کردند به گریه و اشک ریختن. بچه ها هم گریه می کردند. صورت هاشان کثیف و خاکی بود و اشک رد انداخته بود. جبار روی کولم، گاهی خواب می رفت و گاهی بیدار می شد و نان می خواست. مرتب می گفتم: الان می رسیم و نان می خوری. کمی صبر کن». .
 
از پايم خون می آمد اما اهمیت نمی دادم. برادرها و خواه
سلام

نمیخواين وصل کنین ؟


‍♀️

خب بسه دیگه
انقد وضعیت مسخره اي شده 
جوونا همه ناراضی ،پدر مادرا خیلی راضی
عجیب ترین پدیده اين روزا اين بود که استاد دفاع مقدس با۶۰ سال سن و ریش و سبیل تشریف بیارن سرکلاس تعریف کنن که چون تلگراما قطع شده از صبح پاشده خونه رو جارو زده ظرفاي صبحونه رو شسته ناهار درست کرده ناهارشو با خانواده خوردهه ظرفاشونم‌ شسته بعد اومده سرکلاس تدریس مبانی دفاع مقدس الان کی پاسخگوعه عظمت استاد میشه؟؟
اقا حداقل اينستارو وصل
صداي استاد توی سرم دور میشه و صداي Aaron جايگزینش میشه که می‌خونه: Have you ever fly? let me teach you how. از بازی خیال‌پردازی ذهنم خوشم میاد. بازی قدیمی‌اي که باعث میشه کمتر رنج ببرم. می‌خونه: Dive upon the mountains. Dive into the moon.
یاد پايیز می‌افتم. یاد ویس. یاد تمام اسم‌هاي نو که داشتیم. یاد شعرهاي کتاب ادبیات پیش دانشگاهی می‌افتم. یاد اينکه تنها سالی بود که می‌تونستم با شعرها گریه کنم چون که همه چیز عجیب بود. یاد باغ بی‌برگی می‌افتم. یاد شعرهاي کودکی. وقتی هنوز پری م
خصوصیات یک استاد آیلتس مناسب
یکی از دغدغه هاي زبان آموزان و کاندیداهاي آیلتس انتخاب استاد مناسب بوده است. به اين دلیل که اين آزمون دقیقا یک آزمون سرنوشت ساز است. بر اثر شکست در اين آزمون هر فردی ممکن است هزینه هاي زیادی متحمل شود لذا انتخاب یک استاد مناسب و کاربلد واقعا کار سختی است. اگر شما هم با اين مشکل مواجه شده ايد لطفا به لینک زیر سر بزنید تا با خصوصیات یک استاد آیلتس خوب آشنا شوید: 
 
انتخاب استاد مناسب آیلتس.
 
 
معرفی دبیران محترم دبیرستان نمونه ملاصدرا درس سال 99-98
 
کار و فناوری
استاد علی ربیع زاده(لیسانس برق_دبیر تخصصی در حوزه برق و سازه هاي الکترونیکی و کار هاي عملی) 
 
عربی
استاد ايوب شکاریان (دکتراي عربی، دبیر تخصصی) 
استاد عباس مومن (لیسانس عربی"دبیر تخصصی) 
 
ریاضی
استاد ابراهیم بشیریان (فوق لیسانس ریاضی'دبیر تخصصی) 
آقاي (اطلاعات بعدا اصلاح میگردد) 
 
فارسی
استاد حسن فراتی (لیسانس فارسی' دبیر تخصصی) 
آقاي حاجی پروانه (لیسانس فارسی ') 
 
علو
اين روزا حتی دیگه حال حضرت حافظ هم با وجود فال قهوه و امثال اون اصلا خوش نیست،دیگه چه برسه به من نوعی که هر روز و هر لحظه یه از خدا بی خبر پیداش میشه و جاي منو تو دلت میگیره.
صبح دیوان دوست همیشگیمو باز کردم و خواستم باهاش درد و دلی کنم،هیچ نذاشت لب تر کنم،نشنیده و ندیده گفت:
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی/کتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
اينطور که از قرار معلوم پیداست،من و اين یار قدیمی خیلی خوب حرفاي همدیگرو میفهیم؛
به قول گفتنی "هردومون یه دل گیر داریم
اسکرام در مورد اين نقش کاملا خاص است و براي افرادی که اين نقش را برعهده می گیرند آموزش تخصصی و عنوان خاصی(استاد اسکرام) را
در نظر می گیرد. به طور خلاصه استاد اسکرام مسئول انجام کارهاي ذیل می باشد:
پیشروی تیم به سوی هدف را تسهیل می کند
تیم را به سوی بهبود مداوم رهبری می کند
قواعد فرايند چابک را اجرايی می کند 
موانع را از بین می برد
بس نکته غیر حسن ببايد که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
خیلی وقت بود حافظ نخونده بودم  دیشب از سر بیکاری از توی گوشی اين فال حافظاي اينترنتی رو آوردم  همینجوری الکی به نیت یه شعر خوشکل!!!! فال گرفتم:)) 
اين بیت بس نکته غیر حسن خیلی چشمم رو گرفت به اين فکر میکنم که اين نکته هاي غیر از حسن مد نظر حافظ چه نکته هايی بوده ؟؟چرا شفاف سازی نکرده
 
 
همین الاااان توکلاس اعلام کردم که تو المپیاد شرکت نمییییکنم!
و استاد گفت بیخود کردی !
مگه دست خودته؟
گفتم بلی .
گفت دلت میاد اقاي فلانی بره شرکت کنه رتبه بیاره بعد تو نه!با اينکه فلان قدر از تو پايین تره و اينا .
حس فمینیستی رو تحریک میکرد به حساب خودش .
گفتم امیدوارم همه از جمله آقاي فلانی تو کارشون موفق باشن.
خلاصه .آقاي فلانی باااد شده بود که قراره با من رقابت کنه .
گفتم نیستم فسش خوابید .!
استاد گفت بیا باهات حرف دارم گفتم بايد برم خونه
متن آهنگ عشق تو صدام از مازیار فلاحیعشق تو صدام مثله غم تویه بارونه زندگیم شده شبو روزاي وارونهاز حاله من کسی چیزی نمیدونه، وقتی نیستی خونه، خونه ساکتو آرومهشب تو خیالم سر تو رویه زانومه، برگرد بیا به خونه، خونه بی تو زندونه

ادامه مطلب
روی مبل نشستن کنار شما استاد، بعد اين دو سال هنوز هم براي من شبیه داشتن یک دنیاي کامل است استاد. درست است که عوض شده ام. و خب اين خودش همه چیز را عوض می کند. ولی فقط عوض می کند. از بین نمیبرد. بهتر می کند. استاد وقتی خط شما روی نوشته هاي من است، که حالا جدی تر شده، که من جدی تر شده ام. نوشته هايم. و همه با من جدی تر برخورد می کند. آره. وقتی خط شما روی نوشته هاي من است برايم مثل قدم زدن هاي خوب در باد و نور هاي زرد است. خیابان هاي شب خلوت. بله استاد. من هنو
یاد آن شبهاي یلدايی بخیر
مهربانی هاي رویايی بخیر
کرسی و مادربزرگ و خنده ها
یاد آن دلهاي دریايی بخیر
فال حافظ خوانده می شد ابتدا
لحظه هاي شور و شیدايی بخیر
هندوانه و انار و پسته ها
خوردنی هاي تماشايی بخیر
بازیهاي کودکانه در حیاط
خانه هاي سمت بالايی بخیر
شاد بودیم خنده بر لب هايمان
روزگار آن دل آرايی بخیر
باز هم دلتنگ آن یلدا شدم
یاد مادر ، یاد بابايی بخیر
عشق بود و مهربانی بود و دل
یاد آن یار اهورايی بخیر .
______________________________
عکس مربوط به یلداي
قسمت هاي مختلف مجموعه آرامگاه حافظ
حافظیه در واقع یک مجموعه آرامگاهی بسیار بزرگ است و از بخش هاي مختلفی تشکیل شده است. قسمت هاي مختلف اين مجموعه عبارت است از آرامگاه حافظ، محوطه شمالی، محوطه جنوبی، حیاط غربی، حیاط شرقی، حیاط جنوبی، رواق چهار ستونه، آرامگاه خاندان قوام، آب انبار و غیره. در ادامه اين بخش هر قسمت اين مجموعه را به اختصار شرح می دهیم:
 
 
 
محوطه شمالی آرامگاه حافظ
محوطه شمالی مجموعه حافظیه شامل بناي آرامگاه، باغچه درختان نارنج
.
غروب اومدم خونه، چراغ هاي خونه خاموش بود و خونه ساکتِ ساکت بود. از توی اتاق صداي گریه ی مامان می اومد. در اتاق نیمه باز بود. یواشکی داخل اتاق رو نگاه کردم. کنارش آلبوم عکس بود. چندتا عکس گذاشته بود رو زمین و گریه میکرد. عکسِ مادرش، پدرش ،برادر زاده ش و خیلی هاي دیگه.
یه لحظه انگار پرت شدم به چندسال پیش. هفت سالم بود. یه مدتی بود که اوضاع خونه بد بود. از مدرسه اومده بودم و فکر کردم مامان خونه نیست. مامان توی اتاقش نشسته بود و آلبومِ عکس دستش بو
همه چیز درباره فال حافظ 
معنی فال
فال در لغت به معناي طالع، بخت و نیز پیشگویی و عاقبت بینی است. کلمه اي عربی است و در فارسی یعنی شگون، هم در معناي خوب و هم در معناي بد. فال گرفتن یعنی اطلاعات از ناشناخته ها؛ و در عربی به فال خوب زدن، ?تفأل? و به فال بد زدن ?طیره? می گویند. در فارسی، فال خوب زدن را ?مروا? و فال بد زدن را ?مرغوا? گویند که از دو کلمه ?مرغ? و ?آوا? تشکیل شده است. ايرانیان با آواز و جهت حرکت پرندگان فال می زده اند؛ مثلاً با دیدن عقاب به عقوبت
همه چیز درباره فال حافظ 
معنی فال
فال در لغت به معناي طالع، بخت و نیز پیشگویی و عاقبت بینی است. کلمه اي عربی است و در فارسی یعنی شگون، هم در معناي خوب و هم در معناي بد. فال گرفتن یعنی اطلاعات از ناشناخته ها؛ و در عربی به فال خوب زدن، ?تفأل? و به فال بد زدن ?طیره? می گویند. در فارسی، فال خوب زدن را ?مروا? و فال بد زدن را ?مرغوا? گویند که از دو کلمه ?مرغ? و ?آوا? تشکیل شده است. ايرانیان با آواز و جهت حرکت پرندگان فال می زده اند؛ مثلاً با دیدن عقاب به عقوبت
هوالرئوف الرحیم
از دو حالت خارج نیست.
یا:
بچه ها همیشه انقدر کار داشتن و کارهاي خونه هم همیشه همینقدر بوده و من چون دل مشغولی دیگه اي نداشتم، با اينها سرگرم بودم و به چشمم نمی اومد.
و
یا:
بچه ها و رضا نهايت همکاری نکردن رو دارن باهام انجام می دن که من امروز تا ساعت 6 بعد از ظهر یک لحظه فرصت سرخاروندن نداشته باشم تا بشینم پاي کار.
 
 
 
 
 
امشب در واقع فقط یک ترکیب زدم
براي استاد فرستادم و استاد طبق معمول تشویق
و امید دادن
خیلی انرژی گرفتم
خب خونه اوکی شد فکر نمیکردم گیر بیاریم اما جاش خوبه اينقدر که خونه هاي مزخرف دیده بودیم نا امید شده بودیم.  فردا راه میفتیم سمت خونه دوباره چند روز دیگه میايم شمال با وسايلها. دلم براي مامان بابا هم تنگ میشه اما همینجوری هم مامانو چند وقته درست نمیبینم یا نمیدونم اما اون جوری وابسته نیستم نمیدونم چیز بدیه یا نه ولی فکر میکنم اينجوریم. البته ربطی به دوست داشتنشون نداره من واقعا دوسشون دارم فقط خیلی وقت انگار وابسته نیستم. شايدم باشمو الان مع

 
  
 
 
بیستم مهرماه روز بزرگداشت حافظ می‌باشد که در اين روز جشن‌ها و برنامه‌هاي متنوعی در شیراز و ساير نقاط جهان برگزار می‌شود. عمده برنامه‌هاي اين روز شامل شب شعر، گل افشانی آرامگاه حافظ، نمايش و رونمايی از دیوان‌هاي شعر حافظ و غیره می‌باشد.
 
زندگی‌نامه حافظ شیرازی
خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ايران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخ
جزوه مقاومت مصالح 1 – استاد کبیر-دانشگاه صنعتی امير کبیر فرمت فايل دانلودی: .pdfفرمت فايل اصلی: pdfتعداد صفحات: 189حجم فايل: 29474 کیلوبايت قیمت: 4500 توماننام فايل : جزوه مقاومت مصالح 1 – استاد کبیر-دانشگاه صنعتی امير کبیر فرمت فايل، pdf تعداد صفحه : 189صفحه.بخشی از متن فايل:اين فايل ، جزوه کلاسی درس مقاومت مصالح 1 –استاد کبیر دانشگاه صنعتی اميرکبیر مربوط به دوره کارشناسی دانشجویان رشته مهندسی عمران است که بمنظور ارايه کلاسی و درسی با ذکر م
مامان بزرگ تو خواب و بیداریش .چشمش به من که افتاد لبخند زد .
فقط منو میشناسه تو اين حال .میگه فاطمه ام.تنها کلمه مفهومش اينه!
نتونستم بمونم.
اومدم خونه.دارم دق میکنم.
نمیدونم شايد الان من بايد اونجا میبودم.
چون مامان با چشماي اشکیش هزار بار ازم خواست بمونم.
نتونستم.
دست من نبود.می موندم عین چی اشک میریختم و فین فین میکردم که چی بشه؟که هی با هر فاطمه گفتن بگم جان و جون بدم؟
نبايد میومدم خونه .
خدايا بگو که خوب میشه حالش .
بگوووویه ا
شايد بعضی از ما بیشتر از اينکه به سالاد به چشم یک پیش غذاي خوشمزه نگاه کنیم آن را یک غذاي رژیمی می دانیم و جايگزین غذاي اصلی می کنیم.
الی گشت : سالادهاي خوشمزه و خلاقانه زیادی در دنیا درست می شود که فقط محدود به چند برگ کاهو و تکه هاي خیار نیستند و حتی تعدادی از آن ها از غذاهاي اصلی سر میز هم خوشمزه تر هستند و ممکن است اگر جلوی خودتان را نگیرید آنقدر از آن ها بخورید که دیگر جايی براي غذاي اصلی باقی نماند! اينکه بدانید معروف ترین و خوشمزه ترین سال
من بشدت دلم برا خونه بچگیا و اون همه علاقهم به مطالعه تنگ شده.
خونه مون که دو طبقه بود و من یه کارتن کتاب روی پله ها داشتم و همه شون رو ۱۰۰ بار خونده بودم و حفظ بودم.
افتاب میتابید تابستون و من یکی از اویزه هاي لوستر رو برداشته بودم و گرفته بودمش تو نور. نور اون تو تجزیه شده بود و من رنگین کمان دبده بودم و ذوق کرده بودم و به مامانم نشون داده بودم. مامانم الهی فداش بشم اومده بود پايه باهام 
نگاه میکرد. علاقه من به فیزیک از همون جا شروع شد.
اشتباهی شماره ی خونه رو گرفتم. یادم اومد کسی خونه نیست.
از آخرین بار که با شماره خونه بامن تماس گرفتن 16 روز گذشته.
هنوزم دلم میخواد پشت خط خونه صداي مامان رو بشنوم؛ تماس که میره روی پیغامگیر بال بال بزنم بگم مامان کجايی بابا شما چرا گوشی رو برنمیداری
اما نمیدونم
شايد دلم اين رو نخواد 
من واسه اينکه یاد بگیرم از دلتنگی نمیرم که رو شونه همه گریه نکنم پوست انداختم. فقط کسی که پوست انداخته میدونه چقدر درد داره. زنده زنده پوستم کنده شد و یه اخ بلن
زندگی ثابت کرد که همیشه نمی‌تونی رو بقیه حساب کنی و یه وقتايی هست که فقط خودتی و خودت، تنها و بی‌یاور.
یه رفیق می‌خواستم همیشه گوش باشه و حرفام پیشش مثل یه راز بمونه. درددل کنم و سبک بشم و حالم خوب شه.
یه دوست نادیده‌اي تو توییتر گفت اونروز که بازگشت به خونه می‌تونه حس خوبی داشته باشه بعد اين‌ همه سال. خونه نیست اما جايی شبیه به‌ش می‌تونه باشه.
#خونه
اطلاعیه کلاس هاي گیتار استاد امير کریمی
با سلام، اطلاعیه جدیدی در وبسايت رسمی استاد امير کریمی قرار گرفته و من هم اين اطلاعات را براي علاقه مندان به شرکت در کلاس هاي گیتار ايشان در اين وبلاگ به اشتراک میگذارم، امیدوارم که مورد استفاده شما قرار بگیره.
همکاری استاد امير کریمی با آموزشگاه موسیقی پارتاک اصفهان
ظرقیت کلاس ها محدود است
آدرس: اصفهان خیابان شریعتی، جنب اداره برق، آموزشگاه موسیقی پارتاک
شماره تلفن: 5-36284263-031
وبسايت: www.partak-academy.com
ا
بعد از کلی نذر و نیاز کلی صلوات و دعا قرار شد برم خونه عموم تا خونه خودمون خالی بشه نگران بودم که پدرم دوباره بیفته روی دنده لج بگه بايد بری خوابگاه تنها نمیشه زندگی کرد ولی انگار از یکجايی به بعد دلت نمی خواد کنار دوستات باشی دوست داری تنها باشی میخوام اين حس رو تجربه کنم حتی به اندازه چند روز .
یکم نگرانم و میترسم از تنهايی ولی انگار فعلا چاره اي نیست مطمئنم اگر خونه خودمون خالی بشه دختر دايیم میاد پیشم .
 
دانلود آهنگ علی کنکوری از داریوش به خرج دادن اين همه شیطنتو داره،استاد برگشته بودو به سمت دوربین نگاه میکرد، اما صداي مخاطبش منو متعجب کرد " استاد چرا اينجوری نگاه میکنید؟" کسی که مشتاق بودم بشناسمش مریم بود، کسی که سرشار از شیطنت بود . به یاد روزهاي اول اومدنش افتادم، روزهايی که مدام سربه سر دیگران میذاشت و خونه پر میشد از صداي خنده هاش. چند وقت میشد که دیگه دست از شیطونیهاش برداشته بود؟ خسته شده بود یا دل و دماغ اين کارها رو نداشت؟ من مانع
اين خونه به من حس خیلی خوبی داد.
 
یاد خونه دانشجوییمون افتادم که از صبح تا شب توش میگفتیم و میخندیدیمو شد یکی از بهترین خاطرات زندگیم.
 
راستی پايیز داره آفیشلی میاد :)
 
اين خونه دقیقا کنار اقیانوس قرار داره.
 
دقیقا.
 
زیباست.
 
 
اطلاعیه کلاس هاي گیتار استاد امير کریمی
با سلام، اطلاعیه جدیدی در وبسايت رسمی استاد امير کریمی قرار گرفته و من هم اين اطلاعات را براي علاقه مندان به شرکت در کلاس هاي گیتار ايشان در اين وبلاگ به اشتراک میگذارم، امیدوارم که مورد استفاده شما قرار بگیره.
همکاری استاد امير کریمی با آموزشگاه موسیقی پارتاک اصفهان
ظرقیت کلاس ها محدود است
آدرس: اصفهان خیابان شریعتی، جنب اداره برق، آموزشگاه موسیقی پارتاک
شماره تلفن: 5-36284263-031
وبسايت: www.partak-academy.com
ا
واکنش مردهاي دور و بر موقع خوردن غذاي همسر1- مرد همون طوری که لقمه اول به نیمه هاي زبونش رسیده: خانم. میگم جدیدا دستت لرزش پیدا کرده? یا شايد بازم موقع ریختن نمک ادویه غذا حرفاي اقدس خانم از پشت تلفن حواست و پرت کرد?- خانم خونه: :/ :| میگم اصلا اين غذا به پرزهاي چشايی شما برخوردم کرد?2- مرد که در حال خوردن آخرین قاشق غذاشه میگه: الحمدلله.+ خانم خونه که از لقمه اول به دهان مبارک همسر خیره شده میگه: طعمش خوب بود? خوشمزه بود?- مرد خونه که لقمه اش رو قورت د
بعد از اولین جلسه اي که با استاد کاف داشتیم،حس پرواز روی ابرها را داشتم که چنین استاد باسواد و خفن نصیبمان شده!
اما اين احساس شعف در جلسات بعد تبدیل به حس سرخوردگی شد!همچنان خوشحالم که  در اين ترم دو درس با استاد کاف دارم اما تاب سرزنش هاي هرجلسه اش را ندارم.جلسه ی اول حرف هايش را گذاشتم به حسابِ استادی دلسوز که بچه هايش را نصیحت میکند و در پی ايجاد انگیزه در بچه هاي سرخوش است اما با تکرار حرف ها در قالب دیگر در جلسات بعدی حس یک دانشجوی خنگ و با
یک موجود عجیبی ام منکه زندگی کردن باهام و فهمیدنم سختهخصوصا براي آقايون که پیچیدگی ما رو ندارن واقعامن خیلی اوقات احساس می‌کنم درک نمیشمو همسرم خیلی روزا میگه نمی فهمم مشکلت چیه
تا می رسه به جايی مثل امروزکه من منفجر میشمو به دوست مشاورم میگم غررررررر!میگه: گفتی اينها رو بهش؟به جا و به موقع و با بیان خوب، ابراز نیاز کردی آیا؟همسرت اصلا می‌دونه تو چقدر خودخوری می کنی و کردی تا حالا؟گفتم نهو بهم گفت تو دنیاي درونت، حرص میخوری، دعوا می‌
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب