نتایج پست ها برای عبارت :

چانیول مریض تر از قبگ شده بود

 
چندتا پیج تو اینستا هست که حرفای ساسنگ فنا و پیشگویی هاشون رو میزاره.
تو اونایی که من دیدم همه گفتن چانرز (چانيول و رزی) یه کاپل کاملا واقعیه
اینو براساس حرفای ساسنگ های خارجی گفتن که 
تا حالا خیلی از حرفاشون درست بوده
 
نظرتون؟؟
ازین چیزا زیاد دارم بزارم یا نه؟؟؟
یه تب اون بالا باز میکنم و توش اسم اساتید نازنینم رو مینویسم. اساتیدی مثل دکتر سهیل تیموری که بالا سر هر مريض با مهربونی و متانت و احترام با مريض‌ها صحبت می‌کنه و به حرفهاشون -حتا اگه نامربوط باشه!- گوش می‌ده؛ برای هر مريض حداقل ۱۵- ۲۰ دقیقه وقت میذاره و نه تنها با مريضا، با دانشجوهاش هم با مهربانی و پدرانه و برادرانه رفتار می‌کنه، بهشون علم "یاد" می‌ده و روش علم‌آموزی رو توضیح می‌ده.
خدا این دنیا رو از امثال دکتر تیموری عزیز پر کنه.
شاید بهتر باشه اینجا رو ببندم برم ، میدونید آدم مريض زیاده و آدمای مريض اینقدر وقت آزاد دارن که برن و اعصاب بقیه رو خورد کنن . اما من اون آدمی نیستم که بتونم کنار اینا زندگی کنم .بازم مینویسم ، اما جای دیگه ، یه جور دیگه . پس تا سلامی دوباره خدانگهدار
خوشحالی یعنی وقتی من تشخیص و درمانم درسته و دو اشتباه میگه و از حرص اینکه منه سال پایینی درست گفتم برام کشیک اضافه میزنه.
الان با وجودی که بیشتر 24 ساعته چیزی نخوردم جز قهوه و بیسکوییت ولی خیلی خیلی خوشحالم.اینکه جون مريضو نجات دادم خیلی خوشحالم میکنه.اینکه پرسنل حرف منو قبول میکنن ولی حرف دو رو نه منو برده تو ابرا.خوشحالی اینکه پرسنل اصرار میکنه مريض منو میخوام خودت ببینی نه هیچ سال یک یا حتی سال دو دیگه منو برده تو هوا.
خدایا عاشقتم خیل
عدالت آدمهای ترسو و مريض یک عدالت ترسو و مريض است
اراده‌ی آدمهای ترسو و مريض هم یک اراده‌ی ترسو و مزیض است
این آن چیزی است که می‌توانم درباره عدالت و اراده بگویم .
--
قلب خاک خوبی دارد. هر دانه که در آن بکاری، از هرجنس، از همان جنس صدها دانه برمی‌داری. 
---
عشق در لحظه پدید می آید، دوست داشتن در امتداد زمان. این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 
از دوست داشتن به عشق می توان رسید، و از عشق به دوست داشتن؛ اما به هرحال، این حرکت، از خود ب
سلام
امروز صبح اولین شیفتم بود.شغل پرستاری مسئولیت خیلی سنگینیه.تو آی سی یو کلا دو تا مريض به هر پرستار می دن ولی همه ی کارهای همون دو تا مريض رو پرستار باید انجام بده.
گزارش های پرستاری بخش آی سی یو هم خیلی طولانیه.امروز پرستار هر کاری که انجام می داد بعدش گزارش رو می نوشت.کلا سر پا بود.
چهار تا از پرستارهای قبلی از بخش رفتن،  به جای اون چهار نفر من با یکی از هم کلاسی هامون رفتیم این بخش.۲ نفر به ازای ۴ نفر
یعنی اگه بخوان برای من و دوستم شیفت بذا
آین آلبوم جدید اکسو از زیر گروه چانهون است که شمال دو عضو به نام های پارک چانيول و اوه سهون دوتا از رپر های گروه اکسو ساخته شده.اکثر آهنگ های آلبوم جنبه ی تابستانی و شاد دارند و در متن آهنگ به مشکلات همیشگی ایدول ها اشاره شده.❤️
این آلبوم شامل شش آهنگ فوق العاده زیباست:
1-what a life 
2-just us 2
3-closer to you
4-Borderline
5-Roller coaster 
4-Daybremin
امیدوارم این آلبوم رو دوست داشته باشید❤️
اوپدویی شو/یه سر بزن
وقتی فهمیدم چرا دوستم نیمومده کلاس بهش زنگ زدم
گوشی رو برداشت
صداش خیلی گرفته بود 
گفت که دستش شکسته
منم بدون اینکه بهش بگم براش یه دسته گل خریدم و رفتم بیمارستان عیادتش 
وقتی رسیدم خواب بود منم بالا سرش نشستم و نگاش کردم تا بیدار شد
وقتی بیدار شد و منو دید یهو جا خورد 
بغلم کرد اونقدر سفت که داشتم خفه میشدم 
منم دستمو دور گردنش حلقه کردم و گفتم 
مريض نشو لعنتی
فک کنم پالتوی ابی بلند قشنگم رو خراب کردم. میدونید چرا؟ چون قوانین طبیعت فقط تا وقتی درست عمل میکنن که من لازمشون نداشته باشم. 
تا دو سال دیگه پول خریدن پالتو ندارم و همینجوریشم باید دو سه ماه پول جمع کنم شاید بشه لپ تاپم رو درست کرد.‌ و فکر مريض احمقم گم کرده که چطوری شاد باشه یا بخنده، چون قرصای مريض احمقش تموم شدن و‌ خسته شده از بس نسخه چندبار مصرف شده برده و بهش فقط یه برگ دادن.‌
اصلا گشنمه! اصلا هوا سرده! هم اتاقی دارم! رو‌تختیم کثیفه! همه
حواسمان نیست مدت ها هوای مان الوده است.الوده به گناه.اصلا هر هوایی که تو در آن نباشی الوده است.پ ن: دورز هوا الوده شده کلی به چه کنم چه کنم افتادیم که چیکار کنیممريض میشیما.حواسمون نیس خیلی وقته روحمون مريض شده و غرق تو این هوای الوده است.(اللهم عجل لولیک الفرج)
اینطوریه که اولین روز میری بخش رادیو، بدون اطلاع قبلی مینشوننت پای امتحان ورود! 
منبع هم کل تشخیص ۴ !
اعتراض هم میکنی جوابت اینه که میخواستی بدونی!
واقعا این حجم از اطلاع رسانی و هماهنگی زیبا نیست؟
+ جالب تر از بخش رادیو، بخش پروتزه!
• نه برنامه بخش مشخصه!
• نه برنامه اورژانس ها !
 نه استادها مشخص شده !
• ما هم رفتیم بخش! زیبا نیست ؟
+اگه استرس مريض گیر آوردن و failشدن به خاطر نبود مريض و استادایی که بی دلیل و سر چیزای مسخره سرت داد و بیداد می‌کند
بسم الله مهربون :)
 
در حالی که شما در خواب ناز به سر میبرید، یا در کنار خانواده صبحانه نوش جان میکنید یا خوشحال و شاد و خندان میرید سر کار و دانشگاه، بنده یک ربع مورد شست و شوی استاد واقع شدم ^.^
حالا چرا؟ اول صبحی مريض نبود، به یکی از پسرای کلاسمون گفت بیاد به عنوان مريض آماده شه معاینه ش کنیم. اونم ریلکس پیرهنش رو درآورد دراز کشید روی تخت. استاد هم به من گفت بیا معاینه کن =||||||
گیج و ویج مونده بود چکار کنم. بهش گفتم معذبم استاد. گفت چی؟ معذبی؟ و د
یکی از غول های تخصص که درواقع غول آخره، کیس بورد هست، یعنی یک بیمار باید پیدا کنیم که چهار قسمت فکش جراحی بخواد . تا اینجاش که به سختی پیدا میشه . قسمت دردناکش اینه باید از مرحله به مرحله ی جراحی عکس بگیریم . و واقعا حس بدی از این کار دارم . اینکه مدام باید لب و گونه و زبون مريض رو کنار بزنم و اونم کلی اذیت بشه که یک عکس خوب ازش دربیارم . اصلا نه خوشایند مريض نه من . ولی مجبوریم نمیدونم چرا تو سیستم آموزشی به این قسمت حقوق بیمارا توجه نمیشه .
مرد کری بود که می‌خواست به عیادت همسایه مريضش برود. با خود گفت: من کر هستم. چگونه حرف بیمار را بشنوم و با او سخن بگویم؟ او مريض است و صدایش ضعیف هم هست. وقتی ببینم لبهایش تکان می‌خورد. می‌فهمم که مثل خود من احوالپرسی می‌کند. کر در ذهن خود, یک گفتگو آماده کرد. اینگونه:
من می‌گویم: حالت چطور است؟ او خواهد گفت(مثلاً): خوبم شکر خدا بهترم.من می‌گویم: خدا را شکر چه خورده‌ای؟ او خواهد گفت(مثلاً): شوربا, یا سوپ یا دارو.من می‌گویم: نوش جان باشد. پزشک تو ک
سلام
دیروز صبح یکی از اون شیفت های سنگین بود.یکی از مريض ها لوله رو که به دستگاه وصل بود از دهنش درآورد.دوباره کاری شد.برای من که پرستارش بودم مسئولیت داشت که چرا حواسم نبوده مريض این کارو کرده.انقدر بهش دارو می زدم تا هوشیار نشه خودمم خسته می شدم.
این بیمار با بیمار دیگه ای که به من داده بودن انقدر دیگه ترشحات داشتن بوی بد گرفته بودن
یکیشون که چشم هاش باد کرده بود انگار آب رفته بود تو پلک هاش. دخترش وقتی اومد ببینتش همش گریه می کرد بالاسرش.
در ع
✴ مرحوم حضرت آیت الله مجتهدی:
دو چیز است که گناهان را نابود می کند:
1⃣ مرض :
حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) به یکی از اصحابشان که مريض شده بود مؤعظه کردند و فرمودند : خدا بیماری تو را وسیله کاستن گناهانت قرار داده است.  آدم که #تب می ‌کند کفاره گناهانش است. ناراحت نشید از این که مريض شدید ، شکوه نکنید ، #فایده مرض این است که گناهان را نابود می‌ کند.
2⃣ سجده :
در روایت داریم که آدم به سجده برود و مدتی بر سجده باشد و ستایش کند.
 حدیث است که سجده گ
دیروز یهمريض داشتیم که یه خانم 60 و خرده ای ساله بود که با کاهش سطح هوشیاری اومده بود ولی فردا صبحش که اومدم و دیدمش دیگه کاهش سطح هوشیاری نداشت و خانم جوونی که همراهش بود مسگفت که مادرش چند روزی دفع داشته که نمیتونسته دفع کنه چون درد داشته و شروع کرده بودن بهش ملین با مقدار زیاد دادن .حالا مريض افتاده بود روی اسهال شدید طوری که بی اختیار شده بود.صبح که من ساعت 6 رسیدم جیغ میزد و کسی همراهش نبود و میخواست کسی زیر پاشو عوض کنه و میگفت از 4 صبح خو
معرفی چند غذای آبکی خوشمزه و مفید
شاید برای همه ما پیش آمده باشد که وقتی خودمان یا یکی از اعضای خانواده مريض می شود به غذای آبکی روی می آوریم تا زودتر حال خودمان یا مريض مان خوب شود. غذای آبکی را بسیاری از خانواده ها دوست دارند ولی عده ای هم اصلا آن را به عنوان غذای اصلی نمی توانند جایگزین کنند. غذاهای آبکی برای سلامتی و دستگاه گوارش بسیار مفید اشت و هضم آن نیز راحت تر است. توصیه ما به کسانی که مشکل گوارش دارند این است ک حتما به غذای آبکی روی بیا
 
گوش کن باز کسی بین دعا گفت :حرمناامید ازهمه و از همه جا گفت :حرمتوی آیینه سر و وضع خودش را تا دیدگله ای کرد از این حال و هوا گفت :حرمشاه را کرد تجسم و به پایش افتادمثل هر بار فقط باز گدا گفت :حرماو مريض است مريض غم بین الحرمینشصت و نه بار به لب بهر شفا گفت :حرمو نمازی که به یاد حرمت میشکندبس که در رکعت خود جای دعا گفت :حرماو همان است که پامنبری و است او همان است که در هروله ها گفت :حرمدل به دریا زده و بار سفر را بستهبا تعجب همه گفتن کجا گفت:
قبل از انتشار خبر بگم که چانيول علاقه خاصی به مارورل داره و سر اومدن جوکر چقد ذوق داشت و یکی از محبوب ترین فیلماشم ددپول هست:)
خلاصه که رایان رینولدز بازیگر نقش ددپول برای فیلم جدیدش که اتفاقا با پیمان معادی ما هم همبازی بودن میرن کره واسه ی اکران فیلم در اونجا:)
امسو هم به اون مراسم دعوت شده بود و با لباس های ورژن اکسو ابسشن به اون مراسم رفتن:)
رایان در اون مراسم با اکسو ملاقات کرد و معلوم شد ایشونم فن اکسو هستن
پس چانيولم که رو ابرا بود واسه به
 
سارا هشت ساله بود که از روی صحبت پدر و مادرش فهمید برادر کوچکش سخت مريض است و پولی هم برای مداوای او ندارند.
پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پر خرج برادرش را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت : فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد. سارا با ناراحتی به اتاقش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست. سکه ها روی تخت ریخت و آنها را شمرد. فقط پنج دلار بود. بعد آهسته از در عقبی خارج شد و چند کوه بالاتر به د
داستان چوپان دروغ گو رو که هممون شنیدیم . کسی که انقدر دروغ می گفت که از یه جایی به بعد مردم فکر می کنن تمام حرفاش دروغه . من یه ویژگی ای دارم که زود آدما رو چوپان دروغ گو می کنم . فقط کافیه یک بار بهم دروغ بگه دیگه از اون به بعد در مورد تمام حرفاش سوء ظن دارم . غافل از این که آدما ممکنه گاهی اشتباه کنن . نباید به یک اشتباهشون تماما قضاوتشون کرد . 
+ چند روزه بچه ی همسایه مون مريض شده . همون که همبازی محمد حسینِ ماست . ما هم چون می ترسیم محمد حسین هم مری
پی چندتا برگه کاغذ سفید میگشتم تا چیزی رو یادداشت کنم.دست کردم توی کشو و یکی از چنددفترچه ی رنگ و وارنگی که برای یادداشت مريض های بخش های مختلفم خریده بودم رو کشیدم بیرون.دفترچه ی بنفش رنگ.جراحی.
ورق زدم.
تخت 2:PT و INR رو پیگیری(همه ی جملات رو به خاطر عجله داشتن ناقص نوشتم)
MRIتخت 8
12ترخیص
فرشته بهادری:ESRفلان و CBCبهمان
صغری تخت 7سردرد
حسین تخت9 :def_gas_(منظورم این بوده که هنوز بعد از جراحی عملکرد روده اش برنگشته و دفع گاز و مدفوع نداشته)
عزت الله:باک
1. امروز 8 کیلومتر توی برف پیاده اومدم چون همه خیابونا قفل بود و تصادف. ملت برف میاد میرن برف بازی، منم هنوز دارم میلرزم و الان رسیدم خونه ساعت نزدیک پنجه :| 
با پرتو و نیکی اومدم و وقتی باهاشون بودم انقددددددر خندیییییده بودیییممم که مردیم دیگه :))) 
اون لحظه ای ویران شدم که وسط راه دوست پسر پرتو مث من با ماشینش اومد و سوارش کرد و رفتن :( خیلی بیشعورید پس من چی :(( 
2. کفتر کاکل به سر افتاده تو دهنم کل راهو داشتم کفتر کاکل به سرر هااااااای هاااا
هر وقت من مريض میشم، مامان هم مريض میشه 
الانم، هم من سرما خوردم هم مامانم 
ناهار ساعت سه خوردیم.(من وسایل رو آماده کردم )
تا قبل از ساعت سه من نگاه میکردم به مامان تا ناهار بیاره 
مامانم هم منتظر بود من ناهار بیارم :|
حالا یه نفر بیاد سفره ما رو جمع کنه :|
+بیان خیلی سوت و کور شده (کجایین ؟)
++اینو نمی فهمم چرا با یه نفر قهر می کنم(از این قهر الکیا )،  چرا نمیاد آشتی کنه (عجب دوره زمونه ای شده )
+++ نمیدونم گوشیم چش شده، دیر شارژ میشه، زود هم شارژش تموم
انقدر شدت نفرتم زیاد است که وقتی چشم هایم را میبندم فقط صحنه هایی مصیبت بار از درد خودم را میبینم! صحنه هایی که احتمالا نبایست به خاطر داشته باشمشان. چند سالم بوده که تشنج میکردم؟ یک یا دو! طفلک معصومم! هربار از فرط نفرت _ از بانیان عذاب_ چشم هایم را باز میکنم! از دنیایی که این همه بی رحم با من تا کرده لجم میگیرد. متعجبم. احساس میکنم ظرف ظرفیت مصیبتم کاملا پر بود. صرع ، این نوگل نوشکفته، با ظهور دوباره اش لبریزم کرد. چه قدر زمانی که هوازی شدید کار
امروز از یه موضوع بینهایت ناراحت شدم
من کلا دوتا مريض داشتم ولی خب هرکدوم دو سه تا عکس داشتن
مريض اولم تنهایی دوتا عکسشو گرفتم و تکرار نخورد
مريض دومم3تا عکس از قدام داشت که منشی بخشمون گف با یکی از همگروهیات برو ، من دوتا عکس از این مريض رو گذاشتم که یکیش تکرار خورد و همگروهیمم اون یکی رو گذاشت که از اونم تکرار خورد
روال کار اینجوریه وقتی عکس تکرار میخوره باید استاد بیاد کنارمون خب دوباره هرکدوممون یه عکس برداشتیم اینبار خداروشکر عکس من خو
خیلی فکر کردم چی بنویسم و واقعا هیچی به ذهنم نرسید خب 
پس مجبورم از هیچی براتون بنویسم.
دوماه نیستم شایدم بیشتر ( کی بود گفت بهتر؟  :)  )
باشروع فصل دلتنگیا منم قطعا برمیگردم به وبلاگ و بهتون سر میزنم 
اینجا قطعا حذف نمیشه و دلم میخواد سال ها داشته باشمش احتمالا 
مدنظرم باشه اینجارو به عنوان میراثی گرانبها واسه نتیجه هام بزارم.
فکر کنم بحران بیست و پنج سالگی گرفتم راستی اصلا داریم همچین بحرانی؟؟
حس پوچی محضی دارم حس یه زندگی بی هدف
اگه جسم م
به کبریت های نیم سوخته ی خیس قسم بخورم یا به تکه سوسیسِ چسبیده به کف ماهیتابه؟ به کندن پوستِ لبم، یا پوست های قهوه ای دلمه بسته روی زخم های حاصل از کفش های پاشنه بلند دو هفته ی پیش؟ به پخش شدنِ عطرهای ارزان قیمتِ مردانه وسط بوی سوخته ی پلو یا به بوی جوهر نمک اولِ صبح وسط بوی کثافتِ دستشوئی ها؟ به صدای زمخت یاالله گفتنِ تعمیرکار ساعتِ هفت صبح یا به صدای ریز و ملوس گربه های تازه پا گرفته یک ساعت پس از نیمه شب؟ به چه چیز اینجا قسم بخورم که بفهمی من
Artist: EXO | Genre: Pop/Hip hop | South Korean Boy Group | EXO – (Music Videos)
هنرمند: اکسو | گروه پسر کره جنوبی | سبک: پاپ و هیپ هاپ | تاریخ انتشار: از شروع فعالیت تاکنون | ملیت: کره جنوبی
دانلود موزیک ویدیو های کره ای گروه (اکسو) EXO از شروع فعالیت تاکنون
Exo is a South Korean–Chinese boy band based in Seoul
اکسو (کره‌ای: 엑소؛ انگلیسی: EXO) گروه پسرانهٔ کره‌ای-چینی کره‌ای است که زیرنظر اس.ام. انترتینمنت به فعالیت می‌پردازد. این گروه از نه عضو به نام‌های شیومین، سوهو، لی، بک‌هیون، چن، چانيول، دی.او.،
۱.از هفت و نیم صبح که مانیا رو رسوند مدرسه راه افتادهیه ربع پیش زنگ زدم گفت: ده دقیقه ی دیگه می رسم!
#خدای بزرگ هر جا که هست سلامت دارش :)
 
۲.من و بابام و یکی از خواهرم اگه در حد مرگ هم مريض باشیم یه ناله ام نمی کنیم .هر چی درد و مريضیمون بیشتر باشه ساکت تر میشیم دقیقا برعممامانم از سیصد و شصت و پنج روز سال سرجمع سیصد روزشو مريضه و  هر روز انقدر صدا میزنه و ناله می کنه و به ائمه پناه میبره که  قشنگ چهارده معصومو میاره جلو چشمونهمشون خون
Artist: EXO | Genre: Pop/Hip hop | South Korean Boy Group | EXO – (Music Videos)
هنرمند: اکسو | گروه پسر کره جنوبی | سبک: پاپ و هیپ هاپ | تاریخ انتشار: از شروع فعالیت تاکنون | ملیت: کره جنوبی
دانلود موزیک ویدیو های کره ای گروه (اکسو) EXO از شروع فعالیت تاکنون
Exo is a South Korean–Chinese boy band based in Seoul
اکسو (کره‌ای: 엑소؛ انگلیسی: EXO) گروه پسرانهٔ کره‌ای-چینی کره‌ای است که زیرنظر اس.ام. انترتینمنت به فعالیت می‌پردازد. این گروه از نه عضو به نام‌های شیومین، سوهو، لی، بک‌هیون، چن، چانيول، دی.او.،
آدما رو شرایط عوض میکنه عجیبم عوض میکنه.من تا قبل اینترنی واسه تخصص دنبال ی رشته ی پر هیجان بودم.طب اورژانسی ، جراحی، قلبی چیزی
ولی الان مطمئنم امکان نداره حتی در آینده بهشون فک بکنم.بحث ترس نیست.بحث اون فرسایش روحی و جسمی هست ک تو این رشته هاس.اورژانسهاشونو بدو بدو هاشون.ینی تو بخش قلب من تمام مدت درحال بدو بدو بودم.بدو اورژانسمريضو بدو بدو ببر CCUبدو بدو برو دارخونه رتپلاز و اس کا بگیر.با پرستار دعوا ک زود باش.با بیماربر دعوا ک کجا موندی با
میگوید تو بی‌تفاوتی. بعد از تعجب اولیه فکر میکنم که بله. مدت‌هاست کنترل کردن را رها کرده‌ام. نه تنها چیزهایی که غیرقابل کنترل است بلکه تمام چیزهایی که قابل کنترل است. منطق صفر و صدی من اینگونه کار میکند. عقیده بعضی‌وقت‌ها مزخرفی دارم که میگوید هر چیزی همان گونه که هست عالیست. حتی اگر قاتل جانم باشد. شاید از ناخواستی‌تر شدن هر چیزی میترسم. راستش را بخواهید در خلوت، زیاد به چیزهایی که میتوانست باشد و نیست فکر میکنم. من انقدر کنترل کردن را فر
متن حکایت :
روزی شخصی نزد طبیب رفت و گفت شکم من به غایت درد می کند آن را علاج کن که بی طاقت شده ام طبیب گفت : امروز چه خورده ای؟ مريض گفت : نان سوخته طبیب غلام خود را گفت : داروی چشم را بیاور تا در چشم او کشم مريض گفت : من درد شکم دارم داروی چشم را چه کنم ؟ طبیب گفت : اگر چشمت روشن بودی نان سوخته نمی خوردی
باز نویسی حکایت : روزی، فردی به دیدن پزشک می­رود و به او می­گوید:شکم من بسیار درد می­کند آن را درمان کن که بسیار من را اذیت می­کند. پزشک گفت: امروز چه
بسم الله الرحمن الرحیم
 
وقتی اسم زیراب زنی میاد، یه چهره ی منفوری میاد تو ذهن ادم از یه ادم حسودِ مغرور که پیشرفت های بقیه رو نمیتونه ببینه.
 
من از همین تریبون اعتراف میکنم زیراب یکی از هم دوره ای هام رو زدم و اگه خدا توفیقش رو بده میخوام تا پای تعلیقش وایسم!
 
قضیه از اونجایی شروع شد که دیدم رفتاراش انگار خیلی میزون نیست. بی حواس. بی مسولیت. یه جور خاصی! کلا که خواب بود. بخش روانپزشکی که بودیم با یکی از اساتید اومدم راجع بهش صحبت کنم، دو جمله ی
توی فرهنگ ما،
دختر پرستار پدر مادرشه
دختر غمخوار پدر مادرشه
و از دختره که انتظار دارن برسه به مادر پدرش اگه مريض و ناتوان شدن.
 
توی فرهنگ همسرم
پسر عهده دار پدر مادرشه
پسر مراقب پدر مادرشه
اگه پدر مادر مريض و ناتوان بشن، از پسر انتظار میره که وقت و عمرش رو براشون بذاره.
 
و من
تک دختر خانواده هستم و آقای همسر
تک پسر خانوادش.
در حالی که خونه والدین مون
۱۴۰۰ کیلومتر از هم فاصله داره!
 
گاهی به این فکر میکنم بعضی چیزها رو (مثل همین)
چرا بیشتر به
1.ادلین روزی که کشیک بودم هم بیمارستانم جدید بود هم رزیدنتام هم سانتر مريضایی که میومد.سال بالایی و سال بالایی.خلاصه از 6 صبح که اورژانش بودم تا 1 شب که برای 1س1ساعت اف شدم همش درحال دویدن بودم.وقتی خسته و ترسیده خزیدم تو پاویون وقتی که سال بالایی شلوغ میکرد تو خواب بیداری خواب عجیبی دیدم.خواب دیدم با مردی که روزگاری عاشقش بودم و اون الان ازدواج کرده ازدواج کردم و تو یکی از همون خونه هایی که دوس دارم داریم زندگی میکنیم.یادم نیس دیگه چه اتف
کلا،
همه مون،
سعی کنیم از دور و برمون لذت ببریم.
یه وقتی میبینی دیگه کسی رو نمیبینی.
 
شب خواب مادربزرگم رو دیدم.
 
دیدم زنده هست
ولی اصلا مريض نیست.
 
یعنی کلا زنده هست.
 
یعنی اصلا قرار نبوده مرده باشه.
 
مريض هم نیست. سالمه.
 
 
بیدار که شدم گفتم آخ جون!
 
بعد نیم ساعت یادم اومد که مادربزرگم دو سال و خورده ای قبل (داره میشه دو سال و نیم) از دنیا رفت.
 
یادمه
 
یه بار جدی زنگ زده بوده روی اسکایپم، فکر کنم دو سه بار پشت هم زنگ زده بود ولی من گوشی رو برن
بهدا ببخشین زنگ زدی من نتونستم درست و حسابی باهات حرف بزنم
این چند روز خیلییییی درگیر بودم و سخت مشغول ان شاالله فردا یک بخشی از کارهام تموم میشه و میرسم به یک بخش بزرگ تر و سخت تر
خیلیییی خوشحالم که بهتری، ان شاالله دیگه هیچ وقت مريض نشی
شما فرد متمولی هستین، یکی دخترتونو یده و مقدار کلانی پول از شما مطالبه می‌کنه؟ چه می‌کنید؟
شما رئیس بانک مرکزی هستین. یکی دخترتونو یده، میگه مقدار هنگفتی، (خیلی خیلی هنگفت) براش به یه حساب خارجی مثلا تو سوئیس واریز کنین، وگرنه دخترتونو می‌کشه. می‌دونین که اگه این کارو بکنین خانواده‌های زیادی بدبخت میشن، چرخ اقتصاد مملکت لنگ‌تر از اینی که هست میشه و باز هم مردم زیادی بدبخت و بدبخت‌تر میشن. چه می‌کنید؟ با اختیاراتتون از حق بقیه بر
یه سرى از انسان ها،اطرافمون رو احاطه کردن که هیچ وقت نمیشه از دستشون نفس راحت کشیدانقدر رفتار هاشون احمقانه و در عین حال بچگانه ست،که پررو پررو،وایمیستن جلوت و میگن که تو بچه اى!تیکه کلام اکثرشون هم،اسکل ه.هیچى هم جز این بلد نیستن!فکر میکنن خیلى شاخ ان ولى خبر ندارن که بین هم نوع هاى بدتر از خودشون،شاخ ان!معمولا باید جلوى اینجور افراد،که جدیدا خیلى زیاد شدن،سکوت کرد ولى اونا انقدر نفهم و بى شعورن،که فکر میکنن ما نمى تونیم جوابشون رو بدیم.وق
 همه اش خنده ام می گرفت. به حرکت پرده در باد می خندیدم، به ناخن های دو پوست شده ام، به غذای ریخته روی فرش، به مردی که توی تلویزیون سبیل نوک سیخی داشت. خلاصه به همه چیز خنده ام می گرفت. و نمی توانستم جلوی خنده ام را بگیرم. خودم هم از این خنده ها عاصی شده بودم. این دیگر چه کوفتی بود! مريض بودم؟ شاید. 
دلم می خواست بدوم توی خیابان و به تک تک آدم هایی که می بینم فارغ از جنسیت و سن بگویم دوستت دارم. بعضی هاشان را بغل کنم و ببوسم و بگویم زندگی قشنگه! 
شک ند
پیشرفتی که بعد پنج سال دوری از خانواده داشتم این بود وقت خداحافظی بغضمو نگه میدارم که مامان اینارو ناراحت نکنم و دو دقیقه بعد تو راه میترکهههه.
امان از دوری و دلتنگی
+مامان به شدت سرما خورده و من مجبور بودم بذارمش و بیام تهران.یاد روزای بچگی افتادم که مريض میشدم و تا صبح بالای سرم بیدار بود ولی ما غیر اذیت چیزی براش نداریم
+همسر از صبح داره رانندگی می‌کنه و به شدت خسته اس و در خوشبینانه ترین حالت سه صبح میرسیم خونه من طفلکی فردا هفت صبح کلا
به خودت میای و میبینی داری سوابق مريضو میخونی و میگه به جز دو بار اقدام به خودکشی و فرار از خونه و مصرف آیس و سکس پر خطر سابقه دیگه ای نداره. و بعد مکث میکنی. چه سابقه دیگه ای میخوای؟
به خودت میای و میبینی دیگه بدون تعجب میگی خانم شونزده ساله متاهل با سابقه سقط یا خانم بیست ساله متاهل از ده سال پیش و بعد که تو ذهنت متوجه میشی ده سالگی ازدواج کرده هم تعجب نمیکنی، چون دوازده ساله ی باردار دیدی.
به خودت میای و جن و پری و ارواح برات عین شوخی شدن.
تو با
و مرگ را پایانی نیست
پدر و مادر 75 ساله با کانسر انداستیج 3 بچه پنجاه و چند سالشون.ودرد درد درد.
ومن که کنترل اشک هامو ندا
 
معمولا وقتی مريض بدحال ودم مرگ رو میریم بالای سرش همراه ها میدونن که دیگه امیدی نیست و ارومن و اشک هاشون رو ریختن ولی وقتی رفتیم بالای سر مهران مريض اینتوبه ای که سرطان مری داشت لاغر بود وموهای سفیدی داشت زنی نشسته بود و صورتشو تو دستاش گرفته بود و گریه میکرد.برام عجیب بودوقتی بالای سر مريض بودیم مريض با درد با لوله
راستش اصلا نمیتونم دیگه به هیچ پسری اعتماد کنم اصلا وقتی میگه دوست دارم خندم میگره 
ببخشید ولی بران غیر قابل باور شدن
مهر پارسال یادتونه مريض شدم ۲۰ روز من همش بیمارستان بودم
امسال هم همینجوری شدم
اصلا من هر موقع میخوام درس بخونم اینشکلی میشم
چ خبرا دوستان؟؟
ششمین روز قطعی اینترنت و به دنبال روزنه‌ای برای خالی کردن خودم. از دیروز مريض بودم و الآن کمی به‌تر شدم. امروز Carol را برای بار دوم دیدم، بار اول کمی بعد از انتشار دیدمش. ساعت‌ها را با موسیقی و وب‌گردی می‌گذرانم، از آرشیو موزیک لپ‌تاپ‌ام و وب‌سایت‌های داخلی به‌دردبخور. انسان به همه‌چیز عادت می‌کند.
 
00.23 جمعه اول آذرماه 98.
ترسی که از اینده دارم فلج کنندس
رسما یه ماهه هیچ کاری نکردم.چند کیلو وزن اضافه کردم و برنامه ی خوابم به هم ریخته.دوباره سرما خوردم و فک کنم از فروردین این پنجمین/شیشمین باریه که مريض میشم 
حتی نمیتونم خودمو راضی کنم که به چیزی فک نکنم و از چیزی که ازش خبر ندارم وحشت نکنم.
بلاک کردن آدمایی که بهت یه دوره ای حس منفی دادن یا به هر دلیلی نخاله زندگیتن و اذیتت کردن یا میکنن، حس خوبیه.
احساس امنیت دارم الان.
هرگز کسی رو بلاک نکردم و عمری رنج کشیدم.
الان که بلاک کردم میبینم که چقدر میتونستم راحت تر زندگی کنم.
توی زندگیم خیلی وقتا تنهایی موقعیت رو تحمل کردم.
یه دوستی داشتم، که طبق تجاربی که از دخترای دیگه به دست اورده بود، مطمئن بود که من سر سه ماه میبرم توی کانادا و نابود میشم و بعد میتونه با دیکتاتوری حکومت کنه. ولی چو
بسم الله الرحمن الرحیم
 
توی اورژانس مريض ها بر اساس وخامت حالشون چند دسته میشن.ما یه اورژانس شماره یک داریم که بهش احیا هم میگیم و مريض های خیلی بدحال بدو ورود میان اونجا.
 
یه اقای موتور سواری رو اوردن اورژانس یک که تصادف کرده بود و نیاز به اقداماتِ سریع اساسی داشت.برای اینکه اینجور جاها همراه ها توی دست و پا نباشن، ورود همراه به بعضی بخش ها (مثل احیا، icu و .) ممنوعه.یه دختر خانم جوون حدودا 25 ساله همراهِ این اقای 40 ساله بود و موقع کارای ما وا
بابای توی قاب : روایتی از یک عزیز دل به نام علیرضا، علیرضا روشن
 
بابای توی قاب : هدی حشمتیان، انتشارات جمکران
معرفی:
یک کتاب قشنگ و دلنشین میخواهید، بفرمایید.روایتی از یک عزیز دل به نام علیرضا، علیرضا روشنخاطراتش از کودکی با بابا تا شهادتش و مهمترین و زیباترین قاب خاطره علیرضا روزی که رهبر معظم انقلاب میهمان شان شده است.روایت ساده و کودکانه ای که هر کودکی را متاثر می‌کند و به فکر وا می دارد چه امثال علیرضا و آرمیتا بی پدر شدند تا
تازه از گرد راه رسیده بودم کربلا. خسته و مريض. تو موج جمعیت سرمو بالا آوردم، روبروی در باب السلام بودم. قرآن قبل از اذان مغرب رو می خوندن. رسیده بود به آیه ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِینَ.
و این زیباترین.دلنشین ترین.آرام بخش ترین و امن ترین جواب سلام عمرم شد.
بنده به یه مرضی مبتلام که هرچند وقت یکبار وبلاگام رو عوض میکنم :( 
امروز زد به سرم از اینجا هم برم 
رفتم نگاه کردم دیدم عه بالاخره بعد از سالها بلاگری یه جایی پیدا شد که من یکسال اونجا آرومم گرفت و نوشتم 
ولی چه نوشتنی آخه ؟ 
یه سری نوشته‌ی بی سر و ته . 
اسمشو روزانه نویسی هم نمیشه گذاشت ! 
از بس هم از خوشی و عاشقانه نوشتن رو منع کردم که اینجا شده مصیبت نانه :))))
حالا نه به این شدت ولی یه استرس خفیفی دارم!
البته دلیل داره. یک اینکه مريضی رو قبول کردم تا طرح لبخندش رو تغییر بدم؛ ولی شرط کردم فقط طبیعی کار میکنم و خداروشکر خودش هم رنگ طبیعی می خواست، نه بلیچ! کل شیفت فردا رو اختصاص دادم بهش. گفته بودم بعد از اصرار زیادِ خواهرم، شکل دو تا از دندون های جلوش رو تغییر دادم و خیلی خوب شد و وقتی لبخند می زنه من با شیفتگی زل می زنم تو دهنش؟!
دو اینکه دو روز دیگه قراره تعدادی از دوستام رو مهمون کنم خونمون و برا
هر وقت آهنگ عاشقانه گوش میدم کسی نمیاد توی ذهنم یعنی کسی نبوده !!!! همین هیچ کس !!!! یعنی کسی ها بوده ازشون خوشم اومده ام خوب فراموش کرده ام همین فقط یه لحظه بهرحال انگار دنیا برای آدم های سالم ساخته شده آدم های که از لحاظ جسمی و روحی و روانی سالم باشند و نه برای کسی مثل من مريض !!! هستیم
بخش خون:دیدن بیمار با طحال بزرگ تر از حد.دیدن تومورها و سرطان هایی که همه میدانیم خیلی باقی نمیماند.
بخش ریه:دیدن پیرمردی که پایش ادم داشت و زیاد رو به راه نبود و زخم هم داشت و رزیدنتی که جواب پس دادن به اتند برایش مهم تر از بیمار بود
بخش قلب:سی سی یو و مريض هایی که سخت نفس میکشیدند و رزیدنت بی سوادِ علفی.سه پیرمرد بامزه در بخش که خوش اخلاق بودند و اهل حال!
چند روز قبل داشتم تو سایت یه بیمارستان دولتی برای خواهرم وقت متخصص غدد میگرفتم که دیدم ا چه هبجان انگیز روانشناس دارن
رفتم و روی اسم روانشناس بیمارستان زدم و از سر کنجکاوی تایم ویزیتا شو نگاه کردم.
ساعت شروع ویزیت از ۴ بعد از ظهر بود و نوبت های باقی مانده بیست تا
من نمیفهمم اگر روانشناس نیست بنویسن روانپزشک که برا هر مريض ۵ دقیقه وقت میذاره و دارو مینویسه .اگه روانشناسه که برای هر مراجع حداقل باید چهل و پنج دقیقه زمان اختصاص بده و بیست تا چه
دانلود آهنگ محمد علیزاده برگردی ای کاش
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * برگردی ای کاش * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , محمد علیزاده باشید.
دانلود آهنگ محمد علیزاده به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mohammad Alizadeh called Bargardi Ey Kash With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه محمد علیزاده به نام برگردی ای کاش
چشام بارونیه دست خودم نیست که تو در میری ازمشونمو میگیره غم آخ چقدر بد عاشقم .گره خور
کشیک ها داره خیلی بد میگذره.انقدر از سال بالا حرف شنیدم که اگه یبار دیگه بشنوم حتما بالا سر مريض میزنم زیر گریه.وشرایط یه جوریه که هیچکس برات ناراحت نمیشه.توهین تحقیر و کار کشیدن از نیروی ارزونی مثل ما کاملا احمقانس.به جای اموزش فقط از ما کار میکشن.و ما در عوضش فقط میشیم سیبل هدف برای عقده های روحی و فشار های بقیه برای تخلیه شدن
بچه ها،
از ادمایی که به زور میخوان شما رو به بردگی بگیرن دوری کنین.
این ادمها مخرب ترین ادمها هستن.
 
بعدها ازشون رد میشین و میفهمین چقدر مريض بودن.
 
از ادمهایی که به هر نحوی شما رو میخوان کنترل کنن دوری کنین.
 
هر چیز شما، با کی بگردین، ملیت، نژآد، هرچی.
 
شما متعلق به خانواده، دوستان، و عشقی هستین که با شما روراست باشن، و صادقانه رفتار کنن.
 
هرکسی به جز این با شما کرد، باید از زندگی شما بره.
فکر میکنم کمتر کسی باشه که در دنیای واقعی و مجازی شخصیت یکسان و ثابتی داشته باشه، کمتر کسی باشه که توی دنیای مجازی خوب باشه و به دنبالش توی دنیای واقعی هم عالی باشه. مگر آدم هایی که روح پاک و بی آلایش دارن و تظاهر به خوب بودن براشون معنایی نداره
من که جزء این دسته نیستم بدبختانه اما حسودیم نمیکنم چون این افراد اونقد دوست داشتنی هستن که حسادت رنگ میبازهاما غبطه میخورم به چنین افرادی افرای که مريض فکری نیستن و ظاهرشون با اون چیزی که توی ذ
شعر بهداشت
برای ما بچه ها
یه دوست خوبه بهداشت
باید که دوست خوب و
توی خونه نگه داشت
مسواک و حوله باید
چرا باشه همیشه؟
هرکس اینو بدونه
هرگز مريض نمیشه
قبل از غذا می شوریم
دست و با آب و صابون
تا میکروبا نباشن
کنار سفره مهمون
برای ما بچه ها
یه دوست خوبه بهداشت
دوستی که رو لبامون
گلای خنده می کاشت
{پرسش و پاسخ مهدوی - شماره 35}
 
مگر امام زمان هم مريض می شوند که بعضی می گویند : "برای سلامتی امام زمان صلوات" ؟
 
 پاسخ:
بله، امامان ما جسم دارند و مانند بقیه انسان ها، کار و تلاش می کنند، غذا می خورند، خسته می شوند و استراحت می کنند. کسی بالاتر از پیامبر اسلام نیست. ایشان بارها توسط دشمنان زخمی شدند. چه برسد به بیماری های کم و کوچک مثل سرماخوردگی و تب کردن.
از معرفت ماست که نمی خواهیم همین بیماری های کوچک، امام را اذیت کند؛ بلکه صدقه می دهیم که هرگ
دریافتعیال دو هفته پیش یه مريض زیبایی داشت که ایشون خانم مسنی بود و کار زیبایی دندونهاش طبق همیشه عالی شد(عیال واقعا هنرمنده)این بنده خدا هر جلسه یک هدیه می آورد.دفعه اول یک دسته گل بزررگاولش که عیال دست گل رو روبروی من گرفت شگفت زده شدم و بنای غرغر که چرا این دسته گل بزرگ خریدی و من به یک شاخ گلم راضی بودم 
البته بعدش گفت که کار مريضش بوده و من خیط شدم ولی از ذوقم کاسته نشد
هفتع بعد دوتا قوطی باکلاس قهوه اورد و از اونجایی که من چندان قهوه و مت
بسم الله مهربون :)
 
استاد اومده، هنوز شروع نکرده صداشو انداخته تو سرش و داد میزنه! 
طفلک بچه ها هرچی جواب میدن، حتی اگه درست هم باشه دعواشون میکنه، تحقیرشون میکنه و فحش میده حتی! جلوی خود مريض و بقیه ی پرسنل و بچه ها! اصن یه جوری رفتار میکنه حتی بلد باشی هم سکته میکنی.
دو گروه دیگه نوبت گروه ما میشه. کاش استاد "خ" برای امتحان میومد ‌.
خدایا پناه بر تو
تو تابستان خیلی ها جوجه مرغ می خرند ، ولی نمی دونن چجوری ازشون مراقبت کنن ، در این مقاله آموزش و نحوه نگهداری از جوجه
مرغ رو نوشتم و امیدوار هستم به دردتون بخوره
**********
خرید جوجه مرغ :
در خرید جوجه مرغ خیلی دقت کنید ، اون جوجه هایی را بخرید که  این ور اون ور می رن و جیک جیک می کنن و سرحال و پر انرژین
جوجه هایی که کز کردن و جیک جیک نمی کنن مريض هستن .
جای خواب و خانه ی جوجه مرغ :
یک کارتون نسبتا بزرگ و بلند رو انتخاب کنید ( اگه کارتون بلند نباشه جوجه ا
آخر هفته خوبی نبود. نه درس خوندم نه رفتم بیرون. عوضش چهارشنبه مريض شدم و این دو روز داشتم ریکاوری میکردم. برای اولین بار توو عمرم سرم زدم. و خلاصه.
دیشبم اومدم درس بخونم اونجوری شد انرژیم افتاد. با بچه ها کارتون دیدم.
 
الف هم داره ادا های ز رو در میاره؛ بچه بازی. و میدونین چیه: به من چه ربطی داره مشکل اونا اصلا؟ :/ آدمای پر رو.
 
الانم داشتم فکر میکردم نوجوونی چه خوب بود ؛ توو رویاهامون زندگی میکردیم. نمیدونستیم دنیا قراره اینقد زشت بشه یه روزی.
علی لهراسبی قول میدم
Download Mp3 Song Ali Lohrasbi–Ghol Midam + Lyrics
متن آهنگ علی لهراسبی قول میدم
من که گفتم جدی میمیرم
منو شوخی نگیر
رفتی عاشق کردی شهرو
با چشای بی نظیر
گفته بودم این جنونو دیگه از من پس بگیر نه پس نگیر
تو همیشه عین لبخندای توی عکستی حرف زدن یادم میره وقتی تو انقدر ساکتی
من دلم میخواد بیای اما تو هر جوری راحتی
من قول میدم یا میرسم به تو یا میمیرم دو روزه بعد تو
مريض نیستم دیوونتم فقط قول میدم چیزی نخوام ازت
من قول میدم چیزی عوض نشه قول میدم حال
هیچوقت فکر نمی کردم دنیای بدون اینترنت اینقدر غیر قابل تحمل باشه. واقعا سخته که نتونی یک کلمه را که معنی اش را نمی دونی را سرچ بکنی. یا بری و دو تا خبر خارجی بخونی. یا برای رفتن به یک سایت مجبور بشی که حتما آدرس اون سایت را حفظ کنی . 
 
عجب زندگیه سخته که حتی نتونی یه ذره بازی آنلاین بکنی
 
به نظر اگه سریعا این اینترنت را وصلش نکن من یکی که کلا مريض بشم
بسم الله الرحمن الرحیم
اول. آسید ابراهیم خسروشاهی رحمه الله علیه دیدم که می گفت آقای بهجت رحمه الله علیه برایشان تعریف کرده که در بغداد کسی مريض شد (مرحوم آسید ابراهیم احتمال می داد که این شخص، خود آقای بهجت بوده). مريض را به بیمارستان بردند. بیمارستان پرستاری مسیحی داشت که گویا زیبا بود. این آقا اصلا به این پرستار توجه نداشت. روزی پرستار رو می کند به این آقا و می گوید: آقا مگر من زیبا نیستم، چرا به من نگاه نمی کنی؟!
آن آقا گویا فرموده اند که آخر
 
تاریکی بر شانه های روحم چنبره زده؛ سنگینی می کند. و در هر نفسم دردیست؛ جنبنده از نفْس آلوده ی شیطان. دلتنگی امانم را بریده و این عذاب، هردم، طاقتم را. پرسشی، بی وقفه ذهن تبدارم را نشخوار می کند؛ پیشکش کدام مريض خانه کنم، این نعمت جنگ زده را؟
 
صدای بارون میومد. رفتم زیر بارون. مدیر اومده میگه مريض میشی شما، بفرما داخل. اومدم بپیچم از یه ور دیگه برم، دیوار بود همش، نشد. گفت خیس شدی. گفتم جلسه کجاس؟ گفت فلان خیابون و بهمان سالن. گفتم آهان.گفت ولی خیسی شما. یادش نرفته بود زیر بارونم. گفتم خب. اومدم بالا. دلم میخواس بمونم آه بکشم هنوز. نذاشت. تصمیم گرفتم پیاده برم. بهش نگفتم، به مدیر. میگفتم چشماش چار تا میشد. مدیر چار چشم خوب نیس. دوست ندارم.
 
 
جالب ترین خصوصیت بشر "تناقض" است!
به شدت عجله داریم بزرگ شویم و بعد دلمان برای کودکی از دست رفته مان تنگ میشود !برای پول در آوردن خودمان را مريض میکنیم بعد تمام پولمان را خرج میکنیم تا دوباره سالم شویم !طوری زندگی میکنیم که انگار هرگز نمی میریم و طوری می میریم که انگار هرگز زندگی نکرده ایم .!
زراره از یکی از دو امام باقر یا امام صادق علیهما السلام حدیث کند که فرمود هرگاه بالای سر بیمار رفتی هفت بار بگو  اعیذک بالله لعظیم رب العرش العظیم من شر کل نفار ومن شر حرالنار 13 امام باقر ع فرمود هرگاه انسان مريض شد  این دعا را بخواند بگوید بسم الله و بالله ومحمدرسول لله صلی الله علیه واله اعوذ بعزهالله و اعوذ بقدرته علی ما یشا من شر مااجد  
چیزی که ذهنمو بیش از هرچیزی درگیر کرده حتی بیشتر از کوییز شنبه و میانترم یکشنبمم
رفلکس گگ مريض وقت رادیوگرافی هست:/
توی اینترنت چیزای جالبی ندیدم ینی همونی که توی کتاب بود دیدم
مثلا
پاشو یا دستشو فشار بده یا بیاره بالا،بی حسی استفاده کنن
نمک بخورن،پاشونو از صندلی اویزون کنن
تجربه شخصی چیزی ندارین؟؟
"مرد جوانی حین صحبت کردن میگوید:امروز سر کار رفتم،من علاقه ی زیادی به تار دارم،زندگی پُر بار است،دوستم اهل لار است،صبح کلاغه مرتب میگفت غار غار".این طرز صحبت کردن چه نشانه ی روانپزشکی در خود دارد?
_clang association
_punning
_knights thinking
_word salad
 
نمونه ای از تست های روانپزشکی.(گزینه ی الف درسته.این طرز صحبت کردن که بیمار دنبال کلمات هم قافیه میگرده میتونه یکی از علایم اسکیزوفرنی باشه.یک مثال دیگه هم که توی تست ها دیدم این بود:فکرم رنگ چنگ خدنگ دارد!!! که
من همیشه کمرنگ بودم ، واقعا نمیدونم چرا ! هیچ وقت تلاش نکردم هیچ چیزیو به کسی ثابت کنم ، هیچ وقت ولوم صدام بالا نرفت که بگم منم هستما . چند روزی بود که مريض بودم ولی هیچ کدوم از دوروبریام متوجه نشدن ، یعنی من فکر میکردم میدونن ، ولی نمیدونستن، خورد تو ذوقم ، حس کردم چقدر کمرنگ تر شدم ، حالا دیگه هیچ کی حواسش به من نیست ! (این جمله whisper میشد جالب تر بود ) ۰
چند ساعتِ پیش فکر کردم به یه کلمه که خیلی به این روزای من بیاد ، قطعن کمرنگ بهترین توصیف بود.
من همیشه کمرنگ بودم ، واقعا نمیدونم چرا ! هیچ وقت تلاش نکردم هیچ چیزیو به کسی ثابت کنم ، هیچ وقت ولوم صدام بالا نرفت که بگم منم هستما . چند روزی بود که مريض بودم ولی هیچ کدوم از دوروبریام متوجه نشدن ، یعنی من فکر میکردم میدونن ، ولی نمیدونستن، خورد تو ذوقم ، حس کردم چقدر کمرنگ تر شدم ، حالا دیگه هیچ کی حواسش به من نیست ! (این جمله whisper میشد جالب تر بود ) ۰
چند ساعتِ پیش فکر کردم به یه کلمه که خیلی به این روزای من بیاد ، قطعن کمرنگ بهترین توصیف بود.
چرا عزا نمیگیرم من؟ عجیبه. خیلی شکل قبلنام نیستم دیگه.
صبح ِ امروز اولین روز ِ روان بود و تقسیم بندی، قرعه کشی شد و با اتندی افتادم که یه عالم تخت و مريض داشت. حالا من ۶ تا تخت دارم و هم گروهیم ۵ تا، اکسترن بقیه اتندا؟ ۲ یا نهایت ۳ تا. یه سری بحثا هم با هم کلاسی پیش اومد که خب دیگه اذیت نمیشم فقط نفرتم از خود اون آدم بیشتر میشه. ۶ تا تخت و شرح حال میگذره ولی گندی که همکلاسی به رفاقت زد نمیگذره و فراموش نمیشه، که خب مدتیه میدونم چقدر نباید گیر ِ ادم
 
صدای بارون میومد. رفتم زیر بارون. مدیر اومده میگه مريض میشی شما، بفرما داخل. اومدم بپیچم از یه ور دیگه برم، دیوار بود همش، نشد. گفت خیس شدی. گفتم جلسه کجاس؟ گفت فلان خیابون و بهمان سالن. گفتم آهان.گفت ولی خیسی شما. یادش نرفته بود زیر بارونم. گفتم خب. اومدم بالا. دلم میخواس بمونم آه بکشم هنوز. نذاشت. تصمیم گرفتم پیاده برم. بهش نگفتم، به مدیر. میگفتم چشماش چار تا میشد. مدیری که چشاش چارتا شده باشه خوب نیس. دوست ندارم.
 
 
نه جیک جیک مستانت نه سردی زمستانت
رجوع کن به دستانت
چه روزهای بسیاری که ظلم ها روا کردی
به دستهای بسیاری
شبانه مرد گاری چی به خانه میکشد خود را
اگر که مادیان خسته اگر طناب هم پاره
درون مرد همواره کشیده میشود باری
ادامه مطلب
دلت که گرفت.
برو پیش دکتر اصلی
بگو اومدم دلمو تعمیر کنی
کیه اون طبیب جز خدا؟
دیدی به بعضیا تا میگی خدا میگه ولمون کن باو من اونقد گناه دارم خدام از من بدش میاد
ن ن نهداری چیکار میکنی؟
اتفاقا منو و تو باید بریم سمت این خدا
اتفاقا ادم مريض باید بره پیش دکتر.
تازه ببین خدا چی گفته چققققد عاشقانه:
پیامبر اکرم(ص):
خداوند از توبه بنده اش بیش از عقیمی که صاحب فرزندشود وگم کرده ای که گمشده اش را پیدامیکند،خوشحال میشود
نهج الفصاحه،ص620ح2199
 
از ما گفتن ب
مزیت پیوند مو sut
1 - مريض در طول پیوند مو شیوه sut , بیهوش نمی‌شود و بدین ترتیب شاهد عارضه ها بیهوشی نخواهد بود
 
2 - پیوند مو به نحوه sut , سوای برش و فارغ از به کارگیری از تیغ جراحی انجام می شود
 
3 - هیچگونه اسکاری بر روی راز باقی نمی ماند
 
4 - در عمل کاشت مو به راه و روش sut , لایه های پوست راز برداشته نمیشوند
 
5 - این روش عمل کاشت مو در یک گرد هم آیی انجام می شود و در فیض مريض نیز خسته نمی‌شود
 
6 - بعداز کاشتـ مو به طرز sut , مريض شاهد خط پرورش به طور کامل ارگ
وقتی همه مريض میشن و من نمیشم اوضاع به نظرم طبیعیه. ولی وقتی همه مريض میشن و منم میشم از خودم ناامید میشم. آخه مگه هر کار بدی بقیه کردن منم باید بکنم؟ آدمم اینقد ضعیف؟
الان همه سرما خوردیم، کل شهر جمیعا! مال من محدود به گلودرده. دیشب شربت آبلیموعسل خوردم و آب‌نمک غرغره کردم، یه اپسیلون بهتر شد. امروز رفتم درمانگاه و تمام مدت حرف زدم. بعضی‌هام واقعا از آدم انرژی می‌گیرن، به یک بار و دو بار و سه بار توضیح متوجه نمیشن. یکی که امروز منو به استیصال
با سلام. دوستان عزیز روشی مجرب بهتون میگم بدون هیچ هزینه ای یا اینکه گرفتار شیادان و دجالین بشید. 
یک لیتر آب آماده کنید و 7 دانه نمک درشت (اگه نداشتید نمک معمولی یک چهارم قاشق) بریزید توی آب و چهار قاشق گلاب این مخلوط رو بزارید تو یخچال یک روز بعد برید حمام بعد از غسل بریزید رو خودتون. شاید بگید آب سرد سخته یا مريض میشم هیچ اتفاقی براتون نمیافته ان شاالله و مشکلی هم نداره که این آب تو حموم ریخته بشه چون ما روی این آب هیچ چیزی نخوندیم. ان شاالله ک
توی آزمایشگاه ایستاده بودیم تا نوبتمون بشه واسه دیدن نمونه ی زیر میکروسکوپ. صدایی پشت سرم گفت: انقدر بدم میاد از این آدمااا. برگشتم و دیدم داره به من نگاه میکنه. بهش گفتم از کدوم آدما؟ گفت شما قدبلندا که حق ما رو خوردین. بار اول نبود که این حرف رو میشنیدم. بهش گفتم از آدمایی که سرماخوردن و بیحالن چی؟ خندید گفت نه از اونا خوشم میاد. اون یکی گفت وقتی مريض میشی چقد مظلوم میشی. زود برو خونه حالت بده.
نمونه رو دیدم. ازش عکس گرفتم. کوله م رو گذاشتم ر
دانلود آهنگ علی لهراسبی قول میدم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * قول میدم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , علی لهراسبی باشید.
 
دانلود آهنگ علی لهراسبی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Ali Lohrasbi called Ghol Midam With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه علی لهراسبی به نام قول میدم
من که گفتم جدی میمیرممنو شوخی نگیررفتی عاشق کردی شهروبا چشای بی نظیرگفته بودم این جنونو دیگه از من پس بگیر
۱. به یه خانوم مريض کمک کردم وسایلشو ببره + یه جوجه مرغ مینا رو از دهن یه پیشی تپل پشمالو نجات دادم + با یه بچه پیشول لب دیوار نون بیار کباب ببر بازی کردیم میپرید رو دسم:دی نازش کردم + رامونکم ♥ + پیج لئو رو دید زدم :دی
۲. انار ترش + ماکارونی با قارچ و آب نارنج تازه + براونی داغ با شیر + چایی پرتقال
۳. یه ژل شستشوی صورت گرفتم [درما سیف] خوب تمیز میکنه ولی یکم خشک میشه بعدش ولی با آبرسان اونو میشه درستش کرد + ضد آفتاب oil free مارک prime ـم امتحان کردم خوب بو
نامه ای به امام رضا علیه السّلام
رستم اموراتش را با دامداری می‌گذراند و تا زمانیکه زنش نازبانو مريض نشده بود، زندگی آرامی داشت. اما بعد از بیماری نازبانو گویی رستم دست راستش را ازدست‌داده و بی‌کس و تنها شده است.
نوشته رسولی عمارلویی
ادامه مطلب
میخوام سعی کنم از این به بعد آرامش داشته باشم
و آروم آروم سعی کنم چیزایی که بلد نیستم رو یاد بگیرم و استرس الکی نداشته باشم. 
امشب کلی استرس داشتم و به جایی نرسیدم. همین الان اومدم بخوابم، یهو به خودم اومدم دیدم برای فردا و اینکه این همه درس رو کی بخونم دارم دچار استرس میشم و بعدش به این فکر میکنم که وای قراره دوشنبه برگردم تهران و فلان و بهمان. بعدش به این فکر کردم که چرا خب واقعا؟ استرس بکشم که مريض شم؟ نشد؟ نرسیدم؟ خسته بودم؟ اصلا عشقم کشید د
تا چه اندازه کمر به شکستن بسته ای؟ همان ابتدا که آمدی خورده شکسته های گم و گور شده در اتاق را به دستان مصمم تو سپردم. حال چرا مصمم تر از همیشه مشت می زنی؟ نه دیواریست که تاب بیاورد نه پنجره ای که طعم خون را بچشد. تنها زمینی مانده خشک و بی باران. هرچه می خواهی فریاد بزن ,تکرار کن گذشته ی زشت و کثیف را. اینجا پژواکی هم به سویت روانه نیست , دل خوش به پاسخی هم نباش.نه جانی به جسمی نه آبی به کامی نه نوری به چشمی. پلی هم نمانده , تنها راهیست به تاریکی لهجه د
الان بیش از یک ماهه آریان سرما خورده. یعنی دو هفته سرما خورده بود دو سه روزی خوب شد و باز دوباره سرما خورد. دفعه دوم که بردم دکتر گفت ویروسه و آنتی بیوتیک نمیخواد و فقط سیتریزن داد اما گفت اگر تب داشت بیارش. آخرهای هفته اول از دفعه دوم کمی تب کرد اما با استامینوفن کنترل شد ولی سرفه داشت و من براش شربت بنفشه باریج گرفتم که سرفه هاش بیشتر و اخلاطی شد. آخر هفته دوم از دفعه دوم D: اینقدر بد سرفه میکرد و سینه اش خر خر میکرد که بردم یه دکتر دیگه و گفت بای
پارسال بدنم خیلی ضعیف شده بود و مدام مريض می‌شدم. یکی از این دفعات که سرما خورده بودم، رفتیم پیش یه دکتر عمومی و ایشون برخلاف خیلی از پزشک‌های دیگه که بخواد برای یه سرماخوردگی ویروسی معمولی کلی آنتی بیوتیک بده* فقط به من یه توصیه‌ی طلایی کرد و اون اینکه: سعی کن همه‌ی رنگ‌ها توی غذات وجود داشته باشن!
ادامه مطلب
امروز فهمیدم نه تنها دوتا دختر نمیتونن کار گروهی انجام بدن بلکه دوتا پسرهم نمیتونن کنار هم باشن:)))
امروز فهمیدم که خانم "ز" فوق العاده حسوده و امااااااان از اون روزی که ببینه یکی با من خوبه:))))
امروز کار خاصی نکردیم دو سه تا عکس ظهور کردیم ، از فردا مريض داریم خودمون و خب استرس لول و این حرفا

+اقاا من میخوام یه سوال از یکیتون بپرسم ولی روم نمیشه توی پی ویش اعلام کنم
خیلی وقته اینجا ننوشتم. اولین دلیلم حال خیلی خیلی بد روحی اون روزا یعنی ۴ماه اخیر بود دوست ندارم چیزی بنویسم که توش گله و شکایت و غم و غصه اس بعدم کنکور و بعدشم فعالیت اینستایی (فعالیت کاری) باعث شد دور بشم ازینجا
بشدت دارم کار میکنم تا جایی که مدت طولانی و چندین بار سخت مريض شدم و الانم اثرات کلر کماکان پابرجاست خدا رو شکر که کاری هست برای انجام دادن
اگر گفتنی مفیدی بود میام مینویسم فعلا این روزا همش خسته و خوابالودم وگرنه همچنان وبلاگ
امروز مريض اخر یعنی 7امین مريضی که قرار بود عکسشو بگیرم ، درحالی که داشتم از خستگی میمردم و پاهام سست شده بود
وقتی سرم توی دهنش یود و داشتم فیلم رو تنظیم میکردم انچنان عق زد که از اون موقع حالم بده
فقط چند ثانیه رومو برگردوندم با تمام قوا چندتا نفس عمیق کشیدم
+من خودم رفلکس خیلی شدید دارم ولی همیشه با حرکات دستم بهشون فهموندم حالم داره بد میشه:(
++عملکردم بد نبود ولی راضی نیستم شمام برام دعاکنید
محمد علیزاده برگردی ای کاش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام برگردی ای کاش
Download New Music Mohammad Alizadeh - Bargardi Ey Kash
متن آهنگ برگردی ای کاش محمد علیزادهچشام بارونیه دست خودم نیست که تو در میری ازمشونمو میگیره غم آخ چقدر بد عاشقم …گره خوردم به عطر موی خوشرتگت مثل زنجیرشتا میای وایسم رو پام جونمو میگیره عشق …گوشی تو دستمه یه ریز پیش عکست میخوابم منه مريضهمه حرفامو گفتم فقط یه چیز بیا هرجور میخوای باشپشت فرمون حواس پرت منو دوست داشتن تو دیوونه کردت
محمد علیزاده برگردی ای کاش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام برگردی ای کاش
Download New Music Mohammad Alizadeh - Bargardi Ey Kash
متن آهنگ برگردی ای کاش محمد علیزادهچشام بارونیه دست خودم نیست که تو در میری ازمشونمو میگیره غم آخ چقدر بد عاشقم …گره خوردم به عطر موی خوشرتگت مثل زنجیرشتا میای وایسم رو پام جونمو میگیره عشق …گوشی تو دستمه یه ریز پیش عکست میخوابم منه مريضهمه حرفامو گفتم فقط یه چیز بیا هرجور میخوای باشپشت فرمون حواس پرت منو دوست داشتن تو دیوونه کردت
محمد علیزاده برگردی ای کاش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام برگردی ای کاش
Download New Music Mohammad Alizadeh - Bargardi Ey Kash
متن آهنگ برگردی ای کاش محمد علیزادهچشام بارونیه دست خودم نیست که تو در میری ازمشونمو میگیره غم آخ چقدر بد عاشقم …گره خوردم به عطر موی خوشرتگت مثل زنجیرشتا میای وایسم رو پام جونمو میگیره عشق …گوشی تو دستمه یه ریز پیش عکست میخوابم منه مريضهمه حرفامو گفتم فقط یه چیز بیا هرجور میخوای باشپشت فرمون حواس پرت منو دوست داشتن تو دیوونه کردت
به تازگی آهنگ علی لهراسبی به نام قول میدم منتشر شده است که در ادامه می توانید با بهترین کیفیت آن را دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ علی لهراسبی - قول میدم با کیفیت 320
دانلود آهنگ علی لهراسبی - قول میدم با کیفیت 128
 
متن آهنگ علی لهراسبی به نام قول میدم:
من که گفتم جدی میمیرممنو شوخی نگیررفتی عاشق کردی شهروبا چشای بی نظیرگفته بودم این جنونو دیگه از من پس بگیر نه پس نگیرتو همیشه عین لبخندای توی عکستی حرف زدن یادم میره وقتی تو انقدر ساکتیمن دلم میخواد ب
محمد علیزاده برگردی ای کاش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام برگردی ای کاش
Download New Music Mohammad Alizadeh - Bargardi Ey Kash
 
متن آهنگ برگردی ای کاش محمد علیزادهچشام بارونیه دست خودم نیست که تو در میری ازمشونمو میگیره غم آخ چقدر بد عاشقم …گره خوردم به عطر موی خوشرتگت مثل زنجیرشتا میای وایسم رو پام جونمو میگیره عشق …گوشی تو دستمه یه ریز پیش عکست میخوابم منه مريضهمه حرفامو گفتم فقط یه چیز بیا هرجور میخوای باشپشت فرمون حواس پرت منو دوست داشتن تو دیوونه کرد
عجیبه که تا حالا از فیزیوپات و شروعش چیزی ننوشتم:)
بچه ها از ۳۰‌ شهریور رسما فیزیوپات شدم و دو بارم رفتم بیمارستان شرح حال گرفتم^__^
مريض ها تا حالا که همکاری خوبی داشتند. با یکیشونم که یه خانوم ۳۶ ساله مبتلا به لوپوس بود دوست شدم . خیلی حالش بد بود! و جالبه ۴ تا بچه هم داشت و نوه هم داره. از روستاهای اطراف بود بنده خدا:( . اصلا ۳۶ بهش نمیومد. فکر میکردم ۴۵-۵۰ باشه. 
کورس سمیولوژی نظری هم امروز تموم شد و چند روز دیگه امتحانشو داریم:) بعدشم قلب شروع م
جهان جای عجیبیه، من دیشب تا خود صبح برای احتمال از دست دادن گریه کرده ام، امروز نشستم چای و نون خامه ای خوردم و برای اندیکاسیون جراحی بعد از متاستاز ذوق کردم و به زنده موندن سه ساله ی مريض مردم گفتم فوق العاده.
پروردگارا، من از کار کلینیک، پاراکلینیک، حتی تو حیاط بیمارستان! متنفرم، متنفرم، متنفرم
من از آدم های کار کننده در کلینیک و پاراکلینیک هم متنفرم
پروردگارا، نپسند که درد مردم دست مایه ی شوخی سر میز نون خامه ایمون باشه
پروردگارا، نپسن
از همین تریبون یه سلامی میکنم به اون آقایونی که تا وقتی میبینن یه خانومی در حال تعلیم رانندگیه از عمد یکاری میکنن اونو بترسونن بعد میان تو صورتش نگا میکنن
هی اقا صدامو داری؟؟ چند وقت بعد منتظرم باش چنان راهتو سد کنم که پشت فرمون اونقد بوق بزنی جونت دراد،اها شبم منتظرم باش نور بالا رو بزنم صاف بیوفته تو چشات کور شی به حول و قوه ی الهی که برا یه نابلد زورتو به رخ میکشی مريض بازی درمیاری. با یک انسان فوق کینه ای طرفی!
منتظرم باش داداچ ☺
امروز م
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب