نتایج پست ها برای عبارت :

کد پیشواز ما کوچکا خدامون بزرگه

کد آهنگ پيشواز همراه اول شهاب مظفری ستایش
برای طرفداران سریال ستایش 3 کد آوای انتظار همراه اول آهنگ پایانی و میانی این سریال را آماده کرده ایم این موزیک با صدای شهاب مظفری است
 پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه

ادامه مطلب
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
 
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه!!
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
 
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه!!
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
 
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه!!
 
دانلود آهنگ شهاب مظفری ستایش
 
متن آهنگ :
 
من برم هیشکی تنها ♩♬♫ نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه…طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه!!!کاش میشد اینو لااقل ♩♬♫ بدونی موندم اینجا که تنها نمونی…عاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونی!!!زندگی عین دریای بی ♩♬♫ آب من همش راه میرم بی تو تو خواب…مثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب!!!آخه تو چی میدونی ازم ♩♬♫ که رو تنم جای چنگال گرگه…پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچکا خدامون بزرگه!!
دانلود آهنگ تیتراژ پایانی سریال ستایش ۳ با صدای شهاب مظفری
ترانه سرا: مهرزاد امیرخانی / آهنگساز: شهاب مظفری
تنظیم، میکس و مسترینگ: علی وانیار
موسیقی تیتراژ آخر فصل سوم سریال ستایش با کیفیت اورجینال
 
دانلود آهنگ آهنگ تیتراژ پایانی ستایش ۳
 
[کیفیت 128 با حجم 3.2 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 8.0 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Shahab Mozaffari – Setayesh 3

متن ترانه ی ستایش با صدای شهاب مظفری:
من برم هیشکی تنها نمیشه بغضی ابری برام وا نمیشه
طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده م
اهنگ جدید سریال ستایش 
شهاب مظفری ستایش
آهنگ جدید غمگین شهاب مظفری به نام ستایش با دو کیفیت متفاوت و عالی
 
من برم هیچکی تنها نمیشه بغض ابری برام وا نمیشهطفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشهکاش میشد اینو لااقل بدونی موندم اینجا که تنها نمونیعاشقم واقعا نه از این عشقای یه قرونیزندگی عین دریای بی آب من همش راه میرم بی تو تو خوابمثل یه کوریم که عصاشو داده به دسته ی کرم شب تابآخه تو چی میدونی ازم که رو تنم جای چنگال گرگهپا گذاشتن رو قلبم که له ش
دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری به نام من برم هیشکی تنها نمیشه
 
Download New Music Shahab Mozaffari – Man Beram Hichki Tanha Nemishe
 
 
متن آهنگ من برم هیشکی تنها نمیشه از شهاب مظفری
من برم هیشکی تنها نمیشه
بغضی ابری برام وا نمیشهطفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشهکاش میشد اینو لااقل بدونی موندم اینجا که تنها نمونیعاشقم واقعا نه از این عشقای یک قرونیزندگی عین دریای بی آب من همش راه میرم بی تو تو خوابمثل یک کوری ام که عصاشو داده به دست یک کرم شب تابآخه تو چی میدونی ازم که
شربت بهارنارنج خنک .توی بطریم .توی دستشه .‌‌
پتو رو از رو تخت برمیداره‌.و ت میده .میگه اون ماس ماسکت کو؟
میگم چی؟میگه اون هدفونت.چی بود؟میگم همون!
بالش هارو برمیداره .میگه هااا.اینه ها!
برمیدارش.کمدو باز میکنه .مانتو و شالمو پرت میکنه طرفم.
میگه بلند شو !
میگم که چی کارکنم؟
دستشو میگیره سمتم .
و اون یکی دستش که بطری داره رو ت میده .میگه پیاده روی!سمت شهر‌کتاب .کارت بانکیشو میذاره رو میز .هر چی کتاب خریدی مهمون من!فقط تا سقف
نمیدونم ما سه تا به کی رفتیم ، چند روز پیش زنگ زدم به داداش بزرگه گفتم تو باید میومدی به من سر میزدیا، گفت من ماشین ندارم که ، گفتم مرد که هستی شب زنگ زدن گفتن ما داریم میایم حقیقتا خوش گذشت . تند تند الویه درست کردم ، نصف کارا رم دادم داداش بزرگه انجام داد . دو تا دونه انار داشتیم کلا که همونا رو دون کردم دور هم خوردیم . کیک سالگرد رو هم آوردم دور هم خوردیم . یه کیک پیتزا هم پخته بودم دادم بردن
امسال پنج سال شده .داداش بزرگه الان پنج ساله  شهر نجف ،حرم آقا امام علی(ع) خادمه
از این پنج سال ، چهار سال بعنوان مدیر کاروان بچه هایی بوده که با خلوص نیت تو این روزا ،روزی هشت ساعت سرپا می مونن تا امانت دار خوبی برای زائرایی باشن که از حرم حضرت علی (ع)رهسپار حرم پسرای ایشون میشن
امسال سه ساله که ریش قرمز هم داداش بزرگه رو همراهی میکنه ، هرسال بعد اینکه از کربلا حرکت میکردن و در محل اقامتشون مستقر میشدن تماس تصویری برقرار میشد برای خاطر ج
 
دانلود آهنگ تیتراژ سریال ستایش 3 با صدای شهاب مظفری به اضافه متن تیتراژ سریال ستایش
 
من برم هیچکی تنها نمیشه بغض ابری برام وا نمیشه
طفلکی مادرم بعد من حتما افسرده میشه کاش میشد لااقل اینو بدونی
موندم اینجا که تنها نمونی عاشقم واقعا نه از این عشقای یه قرونی
زندگی عین دریای بی آب من همش راه میرم بی تو توی خواب
مثل یه کوریم که عصاشو داده به دست یه کرم شب تاب آخه تو چی میدونی ازم که
رو تنم جای چنگال گرگه پا گذاشتم رو قلبم که له شم ما کوچیکا خدامو
فعال سازی چند آهنگ پيشواز ایرانسل  در آموزش حالت‌های پخش آهنگ پيشواز
چگونه چند آهنگ پيشواز ایرانسل داشته باشیم؟

سرویس آهنگ پيشواز امکان پخش در حالت چند آهنگی» را دارد. اطلاعات مربوط به این سرویس در جدول زیر آورده شده است.
ادامه مطلب
میدونید،
همیشه به این فکر میکنم
که وقتی این دنیا اینقدر بزرگه، وقتی ما جای هم رو تنگ نکردیم، حتی با وجود تبعیض، نژادپرستی، سکسیزم و. مایکرواگرشن، ما باز هم پتانسیل داریم به خواسته هامون برسیم، چرا حسودی کنیم به هم؟
هرگز من نمیفهمم.
دختر تو پاسپورت کانادایی داری ،کانادایی هستی، اینجا به دنیا اومدی ،وایتی. خوشگلی، زبانت از من خیلی بهتره، کالچرو بلدی، بدون محدودیت میتونی هر جا خواستی کار کنی. از این فرهنگ و نژاد هستی و بهت راحت کار میدن. چرا
- نمیدونم قدیم ( زمان پیامبر ) چجوری وقتی هنوز کامل سیر نشده بودن از سر سفره بلند میشدن ، من تا کف سفره رو دستمال نکشم خورده نون هاشو نریزم توی شکمم از سر سفره بلند نمیشم !- وصل شدن اینترنت هم شده مثل قضیه ظهور کردن امام زمان ، هی دعا میکنیم و میگیم انشالله فردا دیگه درست میشه و فردا همچنان روز از نو روزی از نو - چارتا دونه خرید کردم از خرازی ، دو تا تیکه نمد ، ۴ متر تور ، یه کلاف کاموا شد ۳۱ تومن !!!!!- تلگرام ندارم کانال نویسی نمیکنم حس میکنم یه چیزی
بعد از مدت ها، دخترخاله ام از سوئد برگشته بود و همگی خونه خاله بزرگه ام جمع شده بودن. دل همه مون تنگ شده بود. 
منم کارامو پیچوندم و به جای رفتن سرکارم، از دانشگاه پیچیدم و رفتم خونه خاله. 
خاله بزرگه کلی غذاهای خوشمزه با دست‌پخت مخصوص و بی نظیر خودش پخته بود که حسابی با روان آدم بازی می‌کرد. فقط جای یکی از دوقلوها کم بود که نتونسته بود بیاد.
بعد از ناهار، همگی نشستیم دور میز.
خاله کوچیکه ام بافتنی می بافت.
دختر سوئدی، کارت های پاسورش رو روی می
حدود ساعت شیش و نیم:
گفت امشب می ری مسجد؟ با دستم اشاره کردم به مانیا که داشت گریه می کرد.گفتم کجا برم؟اینجا خودش روضه است.
 
به الینا و مانیا گفتم عقربه بزرگه بیاد رو شیش اگه حاضر بودین،حرکت وگرنه لباسامو در میارم و همگی می شینیم ته خونه.
 
ساعت ده و نیم:
بابام گفت برسونمتون گفتم نه خودمون می ریم.
 
کمی بعد:
مسجد پر بودبیرون هم فرش انداخته بودن و مردم نشسته بودنیه پنج شیش قدم رفتم جلوتر گفتم بریم حسینیهفقط یه خانم نشسته بودیه دور چرخیدم و بی
ونکوور خیلی خیلی خیلی بزرگه.
 
خیلی بزرگه.
 
هرکس که میگه ونکوور کوچیکه یا کوچیکتر از مونتریاله به نظرم یا تابحال ونکوور نیومده یا اگه اومده، فقط رفته مثلا یه گوشه خیلی کوچیک، و چون کلا بسیاری از مردم جهان از دور دستی بر اتش دارن، گفته که بله به نظر بنده که پادشاه جهانم، ونکوور کوچیکه.
ونکوور خیلی خیلی خیلی بزرگه.
اینو چند روز قبل، قبل از سفرم گرفتم، یه نقطه خیلی کوچیک توی جنوبش هست. دقت کنین یه نقطه خیلی ریز و کوچولو.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گوش دادن آهنگ پيشواز همراه اول جدید شاد و غمگین بصورت انلاین
آهنگ پيشواز همراه اول جدید با پخش آنلاین ، کد آهنگ پيشواز دوست دارم همراه اول
مشاهده بهترین جدیدترین و پرطرفدارترین اهنگ های پيشواز همراه اول همراه عاشقانه شاد و غمگین همراه با پلیر اختصاصی برای شنیدن انلاین پيشواز همراه اول در وبلاگ یک موزیک 
کد اهنگ پيشواز غمگین برای همراه اول با پخش انلاین ، کد پيشواز همراه اول عاشقانه پخش انلاین
به نقل از سایت همراه اول »با فعال‌ سازی سروی
کد آهنگ پيشواز همراه اول و ایرانسل سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی به نام ترامپ قمارباز
آوای انتظار همراه اول و کد پيشواز ایرانسل جمله بسیار زیبا و تاریخی سردار حاج قاسم سلیمانی در مقابل یاوه گویی های رئیس جمهور احمق آمریکا ترامپ

ادامه مطلب
#مجالس+
#دیوارنوشتهای من
#قیصر امین پور
 
انگار مدتی است که احساس می‌کنمخاکستری تر از دو سه سال گذشته‌اماحساس می‌کنم که کمی دیر استدیگر نمی‌توانمهر وقت خواستمدر بیست سالگی متولد شومانگارفرصت برای حادثهاز دست رفته استاز ما گذشته است که کاری کنیمکاری که دیگران نتوانندفرصت برای حرف زیاد استامااما اگر گریسته باشی .آه .مردن چه قدر حوصله می‌خواهدبی آنکه در سراسر عمرتیک روز، یک نفسبی حس مرگ زیسته باشی!انگار این سال‌ها که می‌گذردچندان که ل
خیلی سخته یهو یه استوری تورو پرت کنه ته ته دره ای تاریکه و پر تیغه های زهرآلود. بعد نمیدونم چند ماه دوست صمیمی مخاطب استوری گذاشته بود اینستا جالبه منو ومخاطب همو فالوو نکرده بودیم ولی من و سید چرا، سید خیلی پسر گلیه و از ۷سالگی باهم دوستن ، روش ریپلای زدم عکس خودش بود واسش گل فرستادم اومد حال و احوال کرد حال مخاطب پرسید که یه مدته نیست تحویلش نمیگیره و. گفتم ما کات کردیم نزدیکا دوماهه شوکه شد هی پرسید وپرسید اصرار گفتم حقیقت اینه دیگه ازجای
بسم الله الرحمن الرحیم
 
به همسفر گفتم نظرت چیه درباره یه جشن کوچیک، یه کارِ کوچیک، یه اطعام کوچیک؟
ما کوچیکیم. کارامون هم کوچیکه.
اون بزرگه. انعامش هم بزرگه.
 
گفت چرا امسال فقط؟ ان شاء الله هرسال!
اصلا خوبه توی خونمون یه رسمش کنیم.
 
گفتم کیا رو دعوت کنیم؟ دوستامون خوبه؟
 
گفت دوستامون که خودشون به یاد غدیر هستن، ما بزنیم تو کار فامیل که خیلی تو این باغا نیستن. بیاریمشون تو باغ
 
گفتم الحمد لله.
 
گفت چرا؟
 
گفتم همسفرمی.
 
+ از امسال نیت کردیم
دانلود آهنگ درخواستی
کد آهنگ پيشواز همراه اول درخواستی ,متن آهنگ,متن آهنگ درخواستی ,دانلود آهنگ درخواستی با کیفیت 320,دانلود آهنگ,کد آهنگ پيشواز ایرانسل درخواستی ,دانلود آهنگ جدید درخواستی,متن آهنگ درخواستی,ریمیکس درخواستی,تکست موزیک درخواستی,دانلود اهنگ درخواستی,کد آهنگ پيشواز ایرانسل درخواستی,کلیپ درخواستی,دانلود آهنگ جدید از درخواستی,تکست آهنگ درخواستی,آکورد آهنگ درخواستی,کد آهنگ درخواستی,متن ترانه درخواستی,متن آهنگ,دانلود mp3 درخوا
پیرها به خودی خود خسته‌کننده هستند و مامان‌بزرگه، برعکس بابابزرگم که پیرمرد خوش‌‌محضر و قابل تحملیه، از اون پیرست که به شکل ایکستریمی روی اعصابه. این رو نه فقط من که بچه‌هاش هم تأیید می‌کنند. چندسالی هست که به من به جای تو» می‌گه شما»، به جای خودت» می‌گه خودتون» و به طور کلی موقع صحبت کردن احترام بی‌معنایی می‌ذاره و به طور کلی مصاحبت باهاش حوصله‌ی من رو‌ سر می‌بره و به طور کلی فقط چندماه یه بار هم رو می‌بینیم.‌
 چند سال پیش ی
حقیقتش
از قضاوت از نظرات مزخرف ازینکه کسی گیر بده به من که چرا موهام بلنده یا چرا وقتی میخندم دندونام میزنه بیرون یا لباسام که چرا گل گلین یا چرا لبخند داری یا چرا لپات قرمزه یا چرا بینیت بزرگه
یا هرچی
دوست ندارم حاشیه داشته باشم
 
برای همین تلگرمم رو خصوصی کردم و عکسامو فقط مخاطبام که ادمایین که عزیزن برام و دوسشون دارم، میبینن.
همین.
شهادت سردار سپهبد #شهید حاج قاسم سلیمانی تبریک و تسلیت بادشده عطر شهادت باز احساسشهادت میکشه ما رو به پروازشهادت انتهای راه هم نیستمسیر مرگ ظلمت میشه آغازنگاهش #قاسم حق و بدی بود#سلیمانی که قالیچه ش دل ماستدر اوج سادگی ها مقتدر بودهمونجوری که توو قاموس دریاستبرام آسودگی معنی ندارهمن و دل هم قسم تا نور هستیمتو عالم هرچی تاریک و سیاههبرای محوشون مامور هستیمپر از اشکه پر از خونه دلامونولی آتیشه تو فریادهاموننگامون #موشکه تو قلب دشمنهمیشه من
امام  صادق ع فرمود مومنب نیست جز اینکه خدا کسرا بر او گماشته 1 شیطانیکه اورا ویوسه کند و میحواهد گمراهش نماید 2 کاعریکه در کمین او است 3 مومنی بر او حسد برد و او از همه برایش سخت تر است 4منافقیکه از لغزشهای او دنبال گیری کند امام باقر ع میفرمود هرگاه مومن بمیرد بشماره ربیعه ومضر که دو قببله بزرگه عربند شیاطبن بر همسایگانش راه یابند واینها بگمراهی او مشعول بودهاند 
یادم میاد سالها قبل، احتمالا اواسط سال ۹۰، اون موقع ها که مدیر منطقه ای یه موسسه آموزشی گردن کلفت بودم و از ساعت ۷:۳۰ صبح تا حدود ۹ شب سرکار بودم، همون روزا آرزو میکردم که یه کار کارمندی ساده تر و کم دغدغه تر داشتم و میتونستم حدود ۵:۳۰ - ۶ خونه باشم تا فارغ البال مطالعه کنم و فیلم ببینم و چیزمیز یاد بگیرم. تازه اون موقع هنوز تو وسوسه مسافرت های جورواجور نیوفتاده بودم. مسافرت هامون به روستای آبا و اجدادی من (مرکزکشور) و ولایت بزرگهمال) خلاصه می
خدا یا لطفا منو فردا ساعت 4 بیدار کن
و لطفا یه کاری کن نهایتا تا 4ونیم یه دستشویی پر ثمر برم و حالم خوب باشه
و آژانس یا ترجیحا اسنپ مثل آدم گیر بیارم چون واقعا ساکم بزرگه و حملش تنهایی واسم سخته
و لطفا یه کاری کن شارژرم و ساندویچای نون پنیر خرما هامو از تو یخچال یادم نره با خودم ببرم چون اونجا واقعا بهشون نیاز دارم
مرسی و شبت بخیر
خدایا چقدر این دنیا بالا و پایین داره
خدایا شکرت من همین امواج را می خواستم
این تازه اول راه عاشقیت. 
برای فتح دریای پرتلاطم الهی باید آماده شد. 
نه اشتباه می کنم
باید بتوانم در این تلاطمات آمادگی، تمرین کنم. 
تا بدون واهمه ای بتوانم در دریای مواج الهی با آرامشی الهی غرق شوم
و این تازه آغاز عاشقی و اول یک سفر بزرگه.
 
 
بهترین آوای انتظار همراه اول غمگین و شاد جدید 99 همراه با پخش آنلاین کد آوای انتظار همراه اول پرطرفدار همراه اولآوا های انتظار پربازدید و همراه اول مخصوص سال ۹۹ و سال ۲۰۲۰ به همراه پخش آنلاین و نحوه فعال کردن و غیرفعال کردن و کد آهنگ آوای انتظار همراه اول همراه اول جدید غمگین با پخش انلاین + بهترین آوای انتظار همراه اول با پخش آنلاین و چگونه کد آوای انتظار همراه اول همراه اول خود را پیدا کنیم در سایت وبلاگ ایران فیلم
کد پيشواز همراه اول عاش
در پایدار کردن دین اسلام عزیزان زیادی خونشون رو فدا کردند و از مهم ترین این عزیزان شهدای کربلا و مهمترین
شهدای کربلا حضرت عباس(ع) و حسین(ع) هستند که تا جون در بدن داشتند، دست از دفاع برنداشتند و این که
اون زمان آقا امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) کلیه تلاششون رو کردند تا بتوانند زور دشمن را کم و کمتر کنند
و گاهی وقت ها دشمن از این تلاش دو بزرگوار می‌ترسید.
و توی این کربلا عزیزانی را از دست دادیم که نشون دادند ما برای دینمون از عزیزترین چیزمون یعنی جو
دِلِ تنگم دِلِ تنگم
چی بگم از دِلِ تنگم؟
از صبح اینو باخودم زمزمه میکنم ، اینکه چقدر دیگه خوشبین باشم و به شرایط لبخند بزنم ، امروز با بیرون رفتنم بیشتر رو قلبم حسرت تلنبار کردم و عصبانی شدم ، دیشبم بعد تولد پیش از حد گریه کردم از حرص ، حسادت ، هرچی بود داشتم میترکیدم از بغض ، اینکه دلیل کوفت شدنِ خوشحالیم چی بود.! هیچی خودش یه غصه بزرگه اما.
به خدا میگم دیگه بسه ، تمومش کن ، خستم ، حتی توان حرکت ندارم ؛ بسه دیگه هوم؟! گناه دارم.
میدونی، استراتژی من اینه که برای بهتر شدن تلاش کنیم.
قطعا آسون نیست ولی خب هیچی آسون به دست نمیاد. اینکه اگر منِ نوعی (در واقع منِ واقعی!) نتونستم بعد از هفت سال درس خوندن توی رشته خودم شغل مورد علاقمو پیدا کنم جا نزنم. تفکر رشد داشته باشم و برم دنبال کاری که همیشه دوست داشتم. برم دنبال یاد گرفتنش. من مطمئنم که با لطف و عنایت خدا یه برنامه نویس حرفه ای و خفن میشم.
ولی بعضی وقتا اعداد و ارقام سن و حساب مدتی که گذشته آزارم میده. کاش میشد اون چیزایی ک
سلام به همگی 
بالاخره آزمون استخدامی رو دادم و خوشحالم از اینکه به زندگی امید دارم و مدام با خودم تکرار میکنم که خدا بزرگه.کیا تو این آزمون شرکت کردن؟هر که این پستو میخونه برای من برای دلم برای حالم دعا کنه.و به یه چشم بر هم زدن نتایج میاد اما من ابوالفضل رو دارم با امام رضا همچی هم تنها نیستم.خدا خودش خوب میدونه که این آزمون چقد میتونه منو به آرزوهام به خواسته هام به رویاهام برسونه.
همین جوری که داری پیش میری
مطمئن باش برات ریدن 
راستی یه چیزی جدا از پست قبل بگم
جوری که تو منتظر اون اتفاق بزرگه هستی داره نشون میده خودتو سپردی دست باد 
هرجا که اون بره تورو هم همونجا خواهی رفت !
نمیگم اونو نادیده بگیر .
حتی اگر اتفاق نیفته هم چیزیه که جداقل 1 سال عمرت کل فکر و ذهنت به اون بوده . پایه و اساس خیالپردازیات بوده 
فقط ازش بگذر .
تو چالتو بکن 
حالا الان نه بعدا بالاخره بارون میباره !
اون موقع هست که قدر این وقت هایی رو که صرف چاله
شما کاربر هر یک از اپراتورهای تلفن همراه باشید، در حالت پیش فرض در صورت تماس با خط شما، برای فرد منتظر در پشت خط صدای بوق ساده پخش می شود.
حال شما با استفاده از خدمات آهنگ پيشواز (آوای انتظار) و انجام تنظیمات بسیار ساده متناسب با اپراتور تلفن همراه خود (همراه اول، ایرانسل)، می توانید آهنگ، ترانه و یا موسیقی مورد علاقه خود را برای مخاطبان خود در حالت انتظار پخش کنید.
 
قراردادن آهنگ پيشواز چندین مزیت دارد که از جمله آن می توان به موارد زیر اشاره
۱. با شوهری رفتیم مترو سواری برا سرکار رفتن [همه چی یادش رفته:دی]
۲. رفتم خونه دوس جون + باهم رفتیم خرید [یه عالمه کاموای رنگی رنگی قشنگ خریدم برا شوهری و مامی و خاله جون کیف نو خریدم که تولید کننده با سلیقش با هر پارچه گرفته همه چیشو درست کرده ک درنتیجه سرتاپاتو میتونی ست کنی @rangtarang ] + رفتیم اون کافه رستورانه که مث جنگله کافه لاته و کارامل لاته و چیز کیک خوردیم
۳. بارون تند تق تقی + دوتا بچه پیشول پیدا کردیم که یه پیشی بزرگه نمذاش غذا بخورن براشو
نمایش عکس
اگه گفتین این چیه؟
قالی نیستاااا، این اتوبان دوران بچگیم بود؛ اون وسطی که بزرگه برای ماشین
بزرگام‌ بود، کلی حال میکردم باهاش، اون سمت چپی که‌ کوچیکه، جاده
اون ماشین کوچولوها بود.
اندازه دوتا انگشت بودن مال اونا بود خیلی حال می‌داد
یادش بخیر .
شماهم اینجوری بودین؟
 
کسی آهنگ عاشقانه تحصیلی نداره؟ درمورد شکست درسی مثلا. !
 
 
پ. ن. اول: می‌دونم هنوز فعالیتی نکردم که کسی از اینجا با خبر بشه و الان اینو ببینه، ولی خب، خواستم یه جایی اعلام کنم که یکی از بدترین آزمون‌های عمرم رو دادم، حالم رو هم حسابی داغون کرد، البته شاید چون حالم داغون بود خراب کردم، درهرصورت فکر می‌کردم قراره برم بترم. هیچی اصلا، تا دوهفته بعد خدا بزرگه، بریم برای بعدیش.
پ.ن. آخر. می‌ترسم کسی رو دنبال کنم، احساس می‌کنم باید یه مدت این
یه شتبه جدیده، یه فرصت جدید برای این که این هفته بیشتر خودت باشی. پالتویی که دیشب ته جیبش رو دوختم رو میپوشم، مقنعه خاکستری و شلواری کهه جدد تر از بقیه خزیدم و آبی روشنه. با پیرهن مردونه صورتی. زود از اتاق خارج میشم و یواش یواش میام پایین. کنار بلوار ۴ تا پلاستیک سیاه بزرگه که توش پر برگه. فکر میکنم به قبر دسته جمعی فکر نکنم به چی فکر کنم؟ مجبور نیستی فکر کنی. از آدمی که بقیه منو به اون تبدیل کردن خوشم نمیاد ولی میخوام اون نباشم و میدونم که تا الا
دانلود آهنگی که همه دنبالش میگردن
در فضای موسقیایی میهن عزیزمان هر روز آهنگ های جدید و زیبایی از خواننده های مختلف در سبک های متفاوت منتشر می گردد . این قطعه های موسیقی گاها شاد یا غمگین یا سنتی یا می باشند . با انتشار هر ترانه پس از مدتی ممکن است در گوشه ای از فضای جامعه یا فضای مجازی قسمتی از هر آهنگ مورد توجه افراد قرار بگیرد و بدنبال پیدا کردن نسخه کامل و اصلی ترانه بگردند ، بی آنکه بدانند نام آهنگ چیست یا خواننده ان کیست و تنها بیتی از آ
چند هفته‌ای می‌شد که اینجا یه تیکه کاغذ افتاده بود. احتمالاً همراه بیمار می‌خواسته به منشی یا دکتر نشونش بده. نوشته‌ی روی کاغذ این بود؛ لطفا حرفی در مورد بیماری مادرم به خودشون نزنید. از نظر روحی نمی‌تونند با این موضوع کنار بیان.»و من به این فکر می‌کردم که چرا یک نفر نباید بتونه از نظر روحی با بیماری و مرگ خودش کنار بیاد؟ منظور اینکه اتفاق خارج از برنامه‌ای نیست. آخر داستان زندگی از همون اول با شفافیت تمام گفته شده؛ مرگ. و چرا باید مواجه
اون وقتایی که ناگهان یه عشق خیلی زیاد توی وجودت رها می شه، باید خیلی خفن باشی که بتونی به وصال تبدیلش کنی. 
باید دوست داشتنو بغل کنی، خودتو کامل فهمیده باشی، بعد یکم یکم رهاش کنی. جوری که انگار کم کم دوست داشتنی به وجود اومده و همه چیز عادیه :دی
ولی نیست! معجزه شده! البته نه همیشه. گاهی یه نداشتن بزرگه شاید. یا داشتن بزرگ. یا شاید هر دو تاش.
اینه که این همه خواستن به وجود میاد. نمی دونم. سخته. و باحال :دی
هعی. هعی بدشانسی وقتیه که عشقِ جان، خو
پرطرفدارترین کد آهنگ پيشواز های همراه اول سال ۹۹ با پخش آنلاین
کد آهنگ پيشواز های پرطرفدار همراه اول
آوا های انتظار پربازدید و همراه اول ویژه سال ۹۹ + سال ۲۰۲۰ به همراه پخش آنلاین و آموزش فعال سازی و غیرفعال کردن…و کد آهنگ پيشواز همراه اول جدید غمگین با پخش انلاین + بهترین آوای انتظار همراه اول با پخش آنلاین و چگونه کد آهنگ پيشواز همراه اول خود را پیدا کنیم در سایت موزیک ویک …
کد آهنگ پيشواز های پرطرفدار همراه اول ۹۹
 
کد آهنگ پیشو
پرطرفدارترین کد آهنگ پيشواز های همراه اول سال ۹۹ با پخش آنلاین
کد آهنگ پيشواز های پرطرفدار همراه اول
آوا های انتظار پربازدید و همراه اول ویژه سال ۹۹ + سال ۲۰۲۰ به همراه پخش آنلاین و آموزش فعال سازی و غیرفعال کردن…و کد آهنگ پيشواز همراه اول جدید غمگین با پخش انلاین + بهترین آوای انتظار همراه اول با پخش آنلاین و چگونه کد آهنگ پيشواز همراه اول خود را پیدا کنیم در سایت موزیک ویک …
 
کد آهنگ پيشواز های پرطرفدار همراه اول ۹۹
 
کد آهنگ پی
خب، جواب خواهرزاده کوچیکه اومد
دانشکده علوم پزشکی تبریز، علوم تغذیه
رشته ی خوبیه منتها الان دوری راه و هوای احتمالا سرد تبریز و اینکه طبق شنیده ها هیچ رقمه حاضر نیستن فارسی حرف بزنن و نسبت به زبان خودشون خیلی پایبندن؛ ممکنه یه مقدار براش اذیت کننده باشه؛ اما خب هیچ چیزی نیست که آدمیزاد بهش عادت نکنه.
متاسفانه رشت علوم تغذیه نداشت.
انشاالله که موفق باشه.
 
اخر این ماه هم برادرزاده بزرگه اعزام میشه دانشگاه امین برای اینکه ۴ سال درس بخونه و بع
پرطرفدارترین کد آهنگ پيشواز های همراه اول سال ۹۹ با پخش آنلاین
کد آهنگ پيشواز های پرطرفدار همراه اول
آوا های انتظار پربازدید و همراه اول ویژه سال ۹۹ + سال ۲۰۲۰ به همراه پخش آنلاین و آموزش فعال سازی و غیرفعال کردن…و کد آهنگ پيشواز همراه اول جدید غمگین با پخش انلاین + بهترین آوای انتظار همراه اول با پخش آنلاین و چگونه کد آهنگ پيشواز همراه اول خود را پیدا کنیم در سایت موزیک ویک …
 
کد آهنگ پيشواز های پرطرفدار همراه اول ۹۹
 
کد آهنگ پی
اگه گفتین این چیه؟
قالی نیستاااا، این اتوبان دوران بچگیم بود؛ اون وسطی که بزرگه برای ماشین
بزرگام‌ بود، کلی حال میکردم باهاش، اون سمت چپی که‌ کوچیکه، جاده
اون ماشین کوچولوها بود.
اندازه دوتا انگشت بودن مال اونا بود خیلی حال می‌داد
یادش بخیر .
شماهم اینجوری بودین؟
 
اگه گفتین این چیه؟
قالی نیستاااا، این اتوبان دوران بچگیم بود؛ اون وسطی که بزرگه برای ماشین
بزرگام‌ بود، کلیحال میکردم باهاش، اون سمت چپی که‌ کوچیکه، جاده
اون ماشین کوچولوها بود.
اندازه دوتا انگشت بودن مال اونا بود خیلی حال می‌داد
یادش بخیر .
شماهم اینجوری بودین؟
 
جالبه
 
هر چی بیشترم سنم میگذره
بیشتر متوجه میشم، 
 
که ادمای درست و حسابی
ادمای سالم
ادمای قوی
بزرگ و با ذهن باز
خیلی گذشت دارن
و خیلی دست هم رو میگیرن
و خیلی دست بقیه رو میگیرن
و از خیلی چیزا میگذرن
 
ادمای کوچیک جلوی ادمای بزرگ حقیر میشن
احساس کوچیک بودن میکنن
احساس حقیر بودن
 
ولی اون ادم بزرگه اون حس بهش دست نمیده
دوست نداره کسی رو خرد و کوچیک کنه.
 
از کسی نباید انتظار داشت
ولی واقعا یه ادم درست و حسابی و سالم و باگذشت و عاقل با بقیه با بزر
نمیدونم دقیقا کجا باید دنبالت بگردم؟ تو کدوم شهر؟ کدوم کوچه؟ کدوم خونه؟
دقت کردی وقتی میخواستم خودمو از چشمت پنهون کنم، دنیا چقدر کوچیک بود و هر جا میرفتم تو زودتر از من اونجا بودی. و حالا که دنبالت می گردم دنیا انقدر بزرگه که می ترسم عمرم کفاف نده همه جاش رو بگردم و پیدات کنم.
دنیای عجیبیه نازنینم.
ما روزهای خوشی داشتیم خیابون گردی های نصف شبانه . زورگیرای پارک و پلیسای خنگ. یادش بخیر خرید بمب و ترقه برای چهارشنبه سوری.یادته هر ماه، م
رفتم تو آشپزخونه آب بخورم یهو یه صدایی شبیه صدای هلی کوپتر از پشت سرم بلند شد! نگاه کردم دیدم یه شاپرک خیییییلی بزرگه! رفت صاف نشست جلوی ورودی آشپزخونه.
من تا سر حد مررررررگ از جک و جونورا میترسم!
سعی کردم یواش یواش از کنارش رد بشم ولی دیدم خیییلی بزرگه! ترسیدم و برگشتم.
چند بار مادرمو صدا زدم ولی خواب بودن و بیدار نشدن. گوشی تلفن و موبایل هم تو آشپزخونه نبود. جارو و مگس کش و پیف پاف و دمپایی و هیچی هم دم دستم نبود. فکر کردم یه پارچه بندازم روش و ف
این روزها، مثل کودکی شدم که دنبال یه پناهه!! بهتر بگم به شدت احساس بی پناهی دست داده به من، و همنشینم شده و رفیق بین این شلوغی متوسط و آروم چیزی که قلبم بهش محکم بشه، و یه جورایی مطمئن بشم نیست، اصرار هم دارم همین دَمِ دستیایی که هست بشه مونس و رفیق و دلگرمیم، هر چی می کنم نمیشه!! 
فکر می کنم خدا اونقدر برام بزرگه که نمی شه باهاش رفیق شد!!!
اما دارم خودمو سرگردون تر می کنم
 
أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوی‏
 
 
حال همه ما آدما، حال یتیمیه که یه بز
نزدیک به دو ماه از تموم شدن رفاقت پنج ساله و رابطه یک ساله مون میگذره. علی یه هاپوی کوچولو خریده و خودش و بچه ها معتقدن که جایگزینِ منه براش!
آخر این ماه دوره استاجری من تموم میشه و اسفند آزمون میدم و فروردین اینترنی شروع میشه و یک سال و نیم باقی میمونه ته این هفت سال. کتاب هارو گرفتم و امتحان تئوری اعصاب و بخشِ عفونی رو که بدم، بعد یه استراحتِ سه چار روزه استارتش رو میزنم. استراحت به این منواله که ظهر سی اُم میرم بندر و کمی دریا و هوای خوب و آغوش
شب های زمستون سرد بود.
اما شب نشینی های خونه بابا بزرگ عجیب گرم بود.
مامان بزرگ پادرد داشت و نشسته انار دون میکرد ، خاله جان ماهی سرخ میکرد و مامان اش رشته های 
معروفشو میپخت که همه با ولع  تمام میخوردیم و از طعم نعناع و پیاز داغ زیادش لذت میبردیم.
دایی پا به پای شیطنت بچه ها میومد و واسمون اجیل ونخود چی کش میرفت.
حیاط خونه بابابزرگ اونقدری جاداشت که کلی بچه قد ونیم قد دور حوضش دنبال هم کنند و
گلدون های شمعدونی لب حوض رو بشکنند.
دایی جان بزرگه د
نعمت بزرگیه که خدا آدمایی رو سر راهت قرار بده که در شناختِ نقاط ضعفت، بهت کمک کنند. حتماً برای همه پیش اومده که یه وقتایی واقعاً می‌دونیم یه جای کار می‌لنگه، می‌دونیم یه مشکلی داریم ولی نمی‌دونیم چیه؟ و این واقعاً خیلی آزاردهنده‌ست. گاهی بعضی مشکلات رو فقط آدم‌های بیرون از تو می‌تونن ببینن و بهت بگن و داشتنِ آدم‌هایی که واقعاً خیرخواهانه این کار رو بکنند، یه نعمت بزرگه، خیلی بزرگ؛ کسانی که از ترس ناراحت‌شدنت، عیوبی که رفعش می‌تونه با
بعضی از آدمها مثل یک آپارتمانند. مبله شیک راحت! اما دو روز که توش زندگی میکنی، دلت تا سرحد مرگ میگیره!بعضی آدمها مثل یه قلعه هستن! خودت را میکُشی تا بری داخلش! بعد میبینی اون تو هیچی نیست. جز چند تا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته!اما.بعضیها مثل باغند! میری تو، قدم میزنی، نگاه میکنی، عطرش رو بو میکشی، رنگها رو تماشا میکنی. میری و میری، آخری هم در کار نیست. به دیوار که رسیدی بن بست نیست، میتونی دور باغ بگردی! چه آرامشی داره همنفس بودن با کسی که عمق سین
. هیچوقت اینقدر طولانی نبود. البته اگر بخوام توجیهش کنم می‌تونم بگم ملت ازدواج می‌کنن اینطوری میشن و شاید ما هم از شدت صمیمیت و طول رابطمون وارد اون فاز شدیم. اما نکته‌ی منفی داستان اونجاست که اگر ازدواج اینه من علاقه‌ی چندانی بهش ندارم. باز یه نکته‌ی مثبت هم هست که میگه تا وقتی از دستش ندادی قدرش رو نمی‌دونی. این رو دفعه‌ی قبلی که کات کردیم با پوست و استخونم حس کردم. خیلی اذیت شدم. واقعا قدرت کنترل خودمو نداشتم. اما باز چندتا نکته‌ی منفی
امروز هم یه سه شنبه شلوغ دیگه بود. دو هفته دیگه دوباره سه شنبه ها تبدیل میشه به روزهای عادی 
خیلی عجیب غریب بود امروز
میخوام بخوابم اما قیافه آقای ماه با اون دستگاهه روی قلبش از ذهنم نمیره. اولین بار که سکته کرده بود همون موقع بود که توی دفترش کار می کردم. دو هفته هیچ خبری ازش نبود. زمستون ها بدتر میشه. 
بعد از مدرسه رفتم بستنی و چیپلت خریدم برای خودم. بعد سوار اتوبوس شدم. تا کلاس نیم ساعت وقت داشتم. رفتم همون پارکه. یه عالمه کلاغ بود ، یه عالمه گ
سلامی ب زیبایی گل های بهاری
ب زیبایی تمام جهان هستی
جهان خیلی بزرگه
خیلی هم قشنگه
اما دیدن زیبایی هاش
دیدن شگفتیش
کار هر کسی نیست
باید دلت پاک باشه
چون
این زیبایی هارو
فقط میشه با قلب دید
ادما خیلی قشنگن
اما
دیدن زیبایی ادما
نیاز ب روح پاک داره
رویا قشنگه
قشنگ تر از رویا پردازی
رسیدن ب رویاهاست
انسان وقتی ب نهایت ارزوهاش میرسه
دنیابراش شگفت انگیز میشه
اما
شخص
هیچگاه ب نهایت ارزوهاش نمیرسه
اما 
هر کجا ک جاده ها دوستانه با یکدیگر تلاقی می‌کنن
+ بالاخره جواب نظامی ای که منتظر بودیم ، انجام شد. ظاهرا هم هدف خوب و هوشمندانه ای بوده. هم ضربه و عواقبش نسبتا بزرگه. البته یه کم زمان لازمه واضحتر بشه. و هم اینکه خییلی بعیده جنگی درکار باشه.
+ اگه دوست دارید در هر موردی، توی استوری هاتون یا گروه ها و اینور و اونور، اظهار نظر کنید، قبلش مطمعن باشید تاریخ رو میدونید. پیشنهاد کتاب مرتبط : معمای ایران ، تعارض در روابط ایران و امریکا (نوشته کنت ام. پولاک) » ،، اگه حوصله ندارید ، علی الحساب درمورد ج
امروز صبح خواب می‌دیدم باید برم یه جایی و هیچی هم همراهم نیست نه گوشی نه کیف، هیچی. کل راه رو باید پیاده می‌رفتم. رسیدم به یه سر بالایی، یه جایی که توی واقعیت هم هست اما شیبی که داره در واقع یک چهارم اون چیزیه که توی خواب می‌دیدم. خستگی و ناتوانی زانوهامو با تمام وجود حس می‌کردم طوری که همین الان هم که بهش فکر می‌کنم کاملا یادم میاد که چه حسی داشت. بعدش به خودم گفتم پنجاه قدم دیگه بشماری رسیدی به جای صاف فقط پنجاه قدم! یک دو سه . همین‌طور شمر
الفرد ی پسر دبیرستانی مغروره که القصه خجالتی هم هست در بعضی مواقع موهای فر و مشکی داره و اصلا برای همینه که بهش میگن الفرد (؟) ، پوست برنزه ای داره و رنگ چشم هاش هم تقریبا قهوه ای هستن اما از دور احتمالا شما سیاه تشخیصشون بدین ، لبش به نسبت صورتش بزرگه اما نه اونقد که توی ذوق بزنه !
یه عینک میزنه که غالباً کثیفه ، کثیف که چه عرض کنم ، چرک از سر و روش می‌باره و از اونجا که الفرد ه هست با این که دیگه کف کرده اما هنور ریش نداره و اون هایی هم که داره
خیلی دلم می‌خواست بیایم و از احوالات باغ مادر بزرگه بنویسم، از خانه جدیدی که دلم می‌خواست با یار نیامده بخرم، از اتفاقات مدرسه، از برگشتن غمی، از حال خوبی که با فقط یک "سلام، کجایی"تان در اعماق قلبم ایجاد می‌کردید. حتی می‌خواستم از گوسفندهایی که باغ مادربزرگه ییلاق امسالشان است رونمایی کنم و برایتان عکس‌های فول اچ‌دی بگذارم تا قابلیت والپیپر شدن داشته باشند و شما هی ببینیدشان و من هی ذوق کنم که می‌توانم خاطره‌ای چند ثانیه‌ای روی دسکت
7
شبها رادیو کنارش تاساعتها روشن میمونه رادیو تنها وسیله ی از او» ست که تو اتاق باقی مونده ، گاهی یادم می‌ره چقدر دوستشون دارم رو صندلی دوزانو نشستم و اینا رو تایپ میکنم ، مگس کش کنارمه تا بتونم ملخ داخل سالن رو پیدا کنم و بکشمش طرفا رو چیندم ، ماشین و روشن کردم ، اون وسط مسطا زدم قوری چای رو چپه کردم روی میز هرچی چای و تفاله بود پخش شد و کل میز بوی چای گرفت جارو برقی کشیدم و درها رو قفل کردم و اومدم نشستم ، ری» تب کرده رفته تو اتاق بزرگه
دیدی می گن معذرت می خوام خوب باشه من بخشیدم ولی نمی تونم واقعا ببخشم یه روز که تو افتاده بودی به سرفه من هم می گفتم به درک ولی هنوز یه کوچولو دوستت داشتم انگشت هامو بهم قفل کرده بودم تو به ضمیر نا خود آگاه اعتقاد داری شاید خودم نمی فهمیدم ولی دعا می کردم یکی بهت کمک کنه چون چشم هات قرمز هم شده بود اگه حتی می مردی یکی دیگه تو رو از روی زمین بلند می کرد صدات می زد زنده یی  
به مرور زمان می فهمی چرا تا این حد کینه ام قدر شتر بزرگه خوب خودم نمی دونم چ
یه تصمیمی گرفتم از اون تصمیما که تمام بدنا میلرزونه، دستات یخ میکنه مخت داغ به گه خوردن می افتی اما به هر قیمتی شده پاش میمونی. سخت ترین تصمیم زندگیم بود از تصمیمم راضی نیستم ولی ناراضی ام نیستم میدونم رو کل زندگیم تاثیر میذاره اما فعلا زدم زیر همه چیز برام مهم نیست چشمای متعجب بابا، پافشاری مامان، نگاه گیج خواهر بزرگه، حرفای عجیبه خواهر بزرگ تره، پیام  یه چس عقل نداری فاطمه، ایشالا نشه اونی که میخای نازگل،واکنش هدی ومامانش، صورت خانم تول
یا ستار العیوب
 
 
رفتنمون جور شد. ان شاء الله حدود یک ساعت دیگه راه می افتیم. :)
خدایا خیلی خیلی شکرت.
 
 
 
+نصف دلم میمونه پیش آبجی بزرگه اما. به خاطر بچش نتونست بیاد :(
 
 
+دعا گو هستم ان شاءالله.
 
 
+استرس که میگیرم، بیشتر وب و گوشیمو چک میکنم :/ هزار کار دارم اونوقت هی این صفحه رو رفرش میکنم هی رفرش میکنم!
 
 
ادامه مطلب
1.هیچوقت فکرشو نمیکردم روحیم چقدر میتونه روی اعضای خانواده تاثیر بذاره:| همیشه فک میکردم آخرین نفری که تو این خانواده سهمی داره ،منم!تا این حد ناامید:/
2.چقدر پشیمونم که اینهمه سال لای باور های غلطم نفس کشیدم.چقدر پشیمونم که ی حرف باعث شد کور و کر بشم و اینهمه محبت مامان و بابا رو نبینم.چقدر پشیمونم که لذت شاد کردنشونو از خودم گرفتم.و چقدر خوبه که هنوزم نفس میکشم((:
3.تفاوت من و میم در حدیه که مثلا من چتر های شیشه ای رو میپسندم.اون این رنگی رن
دیدی می گن معذرت می خوام خوب باشه من بخشیدم ولی نمی تونم واقعا ببخشم یه روز که تو افتاده بودی به سرفه من هم می گفتم به درک ولی هنوز یه کوچولو دوستت داشتم انگشت هامو بهم قفل کرده بودم تو به ضمیر نا خود آگاه اعتقاد داری شاید خودم نمی فهمیدم ولی دعا می کردم یکی بهت کمک کنه چون چشم هات قرمز هم شده بود اگه حتی می مردی یکی دیگه تو رو از روی زمین بلند می کرد صدات می زد زنده یی  
به مرور زمان می فهمی چرا تا این حد کینه ام قدر شتر بزرگه خوب خودم نمی دونم چ
   فلانی ماشین اش از این شاسی بلندهای بزرگه. لذا براش سخته با این ماشین توی مرکز شهر رفت و آمد کنه‌. اینطوریه که به بهمانی میگه برو ماشین بیساری رو(که خونه اش ۱۰ دقیقه پیاده تا خونه ی فلانی فاصله داره) رو برام بیار که من صبح برم دنبال کارام. حالا شب ساعت ۱۱ اینا، یکی از بیساریا ماشین رو برده در خونه ی فلانی و از اون ور بهمانی رفته اون بیساری راننده رو برگردونده خونه. میدونم سر گیجه گرفتین ولی اینا رو گفتم که بگم در وهله ی اول مثل بیساری و بهمانی
نگاه کردم دیدم ۵۷۸ تا پست گذاشتم تا الان . برام سواله که چجوری همه شونو از دسترس خارج کردم این روزها از نظر احساسی مود های مختلفی دارم ، گاهی خشم ، گاهی غم ، مقدار بسیار کمی شادی و اکثرا بی حالی و خواب :/اینجا نگفتم براتون ، دو هفته پیش به داداش بزرگه گفتم حالم بد شده بود و رفتم سرم زدم و این حرفها ، یک ربع دیگه ش پیام داد ما یه ربع دیگه اونجاییم ‌. فکر کردم داره مسخره بازی در میاره ولی واقعا یه ربع دیگه اینجا بودن ، برام یه خوکچه مو بلند هم آورده ب
پسر
بزرگه آقا اثباتی نابینا بود. اسمش یادم نیست. مثلا محمد. میگفتن محمد کارمندِ
مرکز مخابراته و مغزش مثل کامپیوتر کار می کنه. وقتی وسط بازی از دور می دیدم که محمد
سر کوچه از تاکسی پیاده شده، بدون اینکه حرفی به بچه ها بزنم بازی رو رها می کردم
و با تمام سرعت به سمت محمد می دویدم. سلام می دادم و دستش رو می گرفتم و تا در
خونه شون می رسوندمش. محمد وقتی صدای سلام من رو می شنید عصاش رو جمع می کرد و میگذاشت
توی کیفش. حال بابام رو می پرسید و تا خونه شون از من
رب می پزیم .
مثل هر سال به یمن حضور پر برکت مادر بزرگ عزیز.!حتی بعد از فوت آقا .نمیتونه ببینه این موقع ها‌.‌دم پاییز .ترشی و رب و اینا درست نکنیم.حتی یه سری از گوجه فرنگیا رو حلقه حلقه میکنه و روی یه ملافه تمیز پهن میکنه رو پشت بوم.هرچی میگم ماتی ._ماتی صداش میزنم!_توهروقت گوجه بخوای من میرم برات ده کیلو تازه میخرم .میگه میوه فصل داره  بی فصل خوردن همه چی مریضی میاره .!نمیدونم .خلاصه تا الان تو رب و آب گوجه همه بدنم ملتهب شده .سرکه اندا
بعد از آندوسکوپی با زانوانی که لرزش داشت و به سختی با کمک خواهر بزرگ بزرگه  مقابل دکتر ایستاده بودم،خودم را آماده کرده بودم که در مقابل ممنوعیت هایی که دکتر ردیف میکرد سخنرانی غرایی تحویلش بدهم که " شکلات خط قرمز من است!حق من از این دنیای لعنتی،شیرینی شکلات است!هردفعه بعد از خوردن شکلات میتوانم دلیلی برای تحمل کردن تلخی های زندگی داشته باشم پس مرا محروم نکنید!" اما همیشه همه چیز طبق تصورتمان پیش نمیرود،وقتی با صدای لرزان و چشمانی اشکبار بعد
 
انتخاب»، بزرگترین چالش زندگی انسان‌هاست. هیچ آدمی نیست که کمالگرا نباشه و هیچ کسی نیست که از زیاد» داشتن قدرت،پول،شهرت» خوشش نیاد. اون چیزی که آدم رو به انتخاب‌های کوچیک وا میداره ترس از پیامدهای انتخاب‌های بزرگه. ترس از عدم امکان بازگشت. ترس از شکست بزرگ. هرچی انتخاب‌ها بزرگتر و پر سودتر باشن هزینه‌های جانبی و احتمالی اونها بیشتر میشه. و البته کسی به زیاد» و کاملِ» چیزی میرسه که دست به انتخاب‌های بزرگ بزنه.
-----------------------------------
پ
میای مینویسی زیر عکس د ورلد ایز تو فاکینگ اسمال فر هر؟نمیفهمم.خیلی سعی کردم این جمله رو بفهمم اما نمیتونم.دنیا از وقتی که من متوجه‌ش شدم برام خیلی بزرگ بوده و به نسبت حماقتی هم که هر دوره‌ی زمانی با خودم حمل میکردم بزرگ‌تر یا کوچیک‌تر شده.هیچ وقت نتونستم توی``دنیای خودم``زندگی کنم جوری که حواسم به دنیا نباشه.دنیا برای من زیادی بزرگه.زیادی ترسناکه.هرچقدرم که این جمله‌ی قشنگو زیر عکس نوید محمدزاده بنویسن و هرچقدرم که دلم بخواد اینو تو بیوم
بسمه تعالی
 
امروز رو می‌تونم یک روز خوب بدونم، هرچند که در هفتاد هشتاد درصدش اتفاق خاصی نیافتاد.
اون بیست سی درصد باقی مونده هم به واسطه بیرون رفتنم و گشت و گذار میون مردم روز دلچسبی شد. چیزایی که گاهی دیدم و دلم می‌خواد قاب کنم بذارمشون گوشه دلم و گه‌گاه که دلم می‌گیره یه نگاهی بهشون بندازم یا باهاشون به خودم یادآوری کنم کجاییم و زندگی چیه؟ چی می‌خوام؟
وسط راهم که داشتم می‌رفتم یه دختره جلوم بود و داداشش. داداشه کوچولو بود و یحتمل دبستا
❖✨ ﷽ ✨❖به نظرت بهشت هر نفر چقدر بزرگه؟!↯↻↯↻↯
جناب جبرئیل به حضرت حق فرمود: خدایا؛ اگر اجازه فرمایی، من وسعت بهشت را طی و اندازه گیری نمایم. پس خداوند به او اجازه فرمود، و جبرئیل #سی_هزار سال پرواز کرد و به جایی (انتهایی) نرسید و خسته گردید. سپس از خداوند متعال نیرویی بیشتر برای به پایان رساندن این امر تقاضا نمود، و خداوند نیروی او را #دوبرابر نمود و #سی_هزار سال دیگر پرواز نمود تا این که مجدد خسته گردید و باز از خداوند تقاضای قدرت نمود و خد
وقتی بیکاری قدر فرصتی که داری رو نمیدونی و وقتی میری سر کار حسرت یک ساعت بیکاری رو میخوری.
الان به خودم میگم که اگه وقت داشتم واقعا می‌تونستم بخونم و یه آزمون رو قبول بشم.ایشالله یکی دو سال دیگه که این پروژه که تموم شد و پتروشیمی ساخته شد ، میرم سفت میچسبم هم ارشدمو میگیرم و هم به صورت بسیار جدی واسه آزمون های استخدامی میخونم.
آزمون های استخدامی زیادی شرکت کردم ولی خوب جز یه مورد ، هیچ کدوم به مصاحبه دعوت نشدم.آخرین آزمونی که شرکت کردم نیروگ
خلاصه میگم که وقتتون رو نگیرم
اتفاقاتی که توی یکی دو هفته اخیر افتاد ، باعث شد نظرم تغییر کنه
یعنی الان باید بگم اشتباه فکر می کردم .
این وبلاگ هیچ ربطی به کنکور لعنتی نداره
که به خاطرش تعطیل بشه یا نشه
یا حتی حذف بشه
به خاطر شرایطی که دارم
چند وقته نمیتونم درست درس بخونم
اگه دانشگاه قبول بشم، میتونم پست بزارم
ولی اگه قبول نشم . نمیدونم 
نمیدونم در آینده چی میشه . الله اعلم
ولی این وبلاگ رو هیچوقت حذف نمیکنم
حالا هم که
هر وقت تونستم پست میزا
یه اقایی
از سال 90
 
شروع کرده
 
از کسانی که دارن میرن از ایران بیرون،
لحظه آخر عکس میگیره،
 
مثل اینکه قیافه هیچ کدوم خندون نیست و همه اخم کردن.
 
اینها به کنار،
 
میگن مهاجرت جزو 4 تا ماتم بزرگه یعنی بدتر از درد اون، دردی وجود نداره، و غمش مساوی با از دست دادن عزیز هست.
 
امروز دوباره این یادم اومد،
که من با همچین مسئله ای روبرو شدم،
 
و دوست من (تنها دوست من توی کانادا)، نه تنها هیچ کمکی نکرد، نه تنها زیر همه قولهایی که خودجوش داده بود زد، نه تنها
رفتم ماموریت برگشتم سفر خوبی بوو همه جوره
همچنان منتظر نتیجه استخدامیم چرا جوابمو نمیدن؟؟از آزارم لذت میبرن
فیلم جوکر رو دیدم فوق العاده بود
رفتم باغ کتاب اولش خیلی برلم مهیج و عالی بود ولی دوساعت بعد دلمو زد زیادی بزرگه گتاب سمفونی مردگان و مغازه آدم کشی رو خریدم که بخونیم من وبهنام داداشم
امروز کتاب زبانمو دادم به همکلاسی قدیمم بنظرم خ پیر و شکسته شده چرا اینقدر خودشو اذیت میکنه اون پسر شادابی بود حیفه 
قراره برام خاستگار بیاد دی چه می
دارم فکر میکنم بزرگترین هنر یک زن چی میتونه باشه و بنظرم جوابش :عاشق بودن!
یک زن باید بلد باشه اونقدر عاشق باشه که بتونه طرفش عاشق خودش کنه عاشق باشه و این عشق توی زندگی و وجودش بچه هاش پرورش بده.
این یک هنر بزرگه. هنری که من ندارم و هیچ بویی ازش نبردم!
به خودم که نگاه میکنم میبینم شبیه یک زن ۴۰ و خرده ای ساله ام که مفهوم زندگی براش شده پخت و پز ،نطافت خونه، رسیدگی به امور بچه ها و. و چیزی از عشق و محبت نمیددونه.هیجی از جذابیت نمیدونه.
شاید بش
یه چیزی بگم! من هنوز سریال فرندز را ندیدم البته دروغ نگم شاید پارسال دو سه قسمتش را دیدم، اون هم با هدف زبان آموزی که دیدم با این هدف نه از دیدن سریال دارم لذت میبرم و نه اون انتظارم از زبان آموزی را برآورده میکنه و این بود که کنار گذاشته شد 
اما نمیدونم چرا همیشه فکر میکنم این هم جز کارهای انجام نداده ام هست که باید انجام بدهم! 
الان پسری ها نشسته اند وسط هال و دارند با این بلوک های ریز چوبی خونه سازی میکنند البته که بزرگه هدفمند ‌و‌ کوچیکه
می خوام یه غنچه باشم میون باغچه باشم
برگامو هی وابکنم،ببندم،وقتی که آفتاب می تابه بخندم
برم به مهمونی شاپرک ها،
قصه بگم برای کفشدوزک ها
(غنچه اسیر خاکه منتظرآفتابه وقتی که تشنه باشه،توآرزوی آبه)
 
می خوام یه ماهی باشم توآب آبی باشم
پیرهن سرخ پولکی بپوشم،ازآب پاک چشمه ها بنوشم
باله هامو،وابکنم ،ببندم شناکنم شادی کنم بخندم
(ماهی فقط توآبه،توحوض ورود ودریاست شایدکه ازصبح تاشب توفکردشت وصحراست)
 
می خوام یه بره باشم میون گلّه باشم
همیشه باشم
برای اولین بار رفته‌بودیم خانه‌ی سعید که تازه از مستاجری رها شده. ننه هم آنجا بود و هر چند دقیقه یک بار می‌گفت :خونه‌ی آدم قد مستراح باشه، اما مال خودش باشه!» آخر یکی از جمع گفت:حالا این چیه هی تکرار می‌کنی؟ بگو قد لونه‌ی مرغ مثلا. چرا هی میگی مستراح؟» ننه گفت:از قدیم همین‌جوری میگن.» مادربزرگ گفت:نه والا. از قدیم میگن خونه‌ی آدم قد لونه مرغ باشه، ولی مال خودش باشه. مستراح نمیگن» اما ننه قبول نکرد.
چند دقیقه بعد بحث متراژ خانه شد و ننه گ
امروز با بابا رفتم تشییع سردار 
اصلا شگفتیمو نمی دونم چطور به زبون بیارم از اون همه جمعیت!!! من قبلانم مثلا راهپیمایی اربعین رفته بودم،یا شاید چند تا ۲۲بهمن ولی تا حالا همچین چیزی ندیده بودم، یه چند باری هم نزدیک بود له بشیم راستی راستی، کاروان سردارم از نزدیک دیدیم، خیلی خوشحالم که رفتم، تا حالا تشییع شهید نرفته بودم خوشحالم بلاخره تونستم یکی رو برم، اونم این شهیدی که اینقد بزرگه.یه حس خیلی خوبی دارم، البته یه بغض عجیبی هنوز تو گلومه که نم
یعنی واقعا عنوان انتخاب کردن سخت ترین کاره،خیلی از چیزهایی که میخواستم بگم رو بخاطر همین عنوان پیدا نکردن ننوشتم و پشیمون شدم :|
ایندفعه اومدم یه چند تا از سوتی های پانسیون رو بگم براتون، شاید جالب نباشه ولی خب دلم میخواد یه چیزی بگم و چیزی بهتر از این پیدا نمیکنم.
1. چند روز پیش خوابیده بودم ظهر،از خواب که بیدار شدم همونطوری با پتوی دورم از پله ها رفتم پایین با چشم نیمه باز تا برم توی سالن و پشت میزم بشینم،بعد یهو یکی از بچه ها گفت صبح بخیر!!! م
گاهی الکی الکی سر یه مشت تاراحتی و عصبانیت،آدما رو از خودمون می رونیم.این یک اشتباهه بزرگه،بدون شک.مگه ما چقدر زنده می مونیم؟مگه دنیا تا کجا ادامه داره؟مگه زندگی چقدر دووم میاره؟اصلا ارزشش رو نداره که بخاطر ناراحتی ها و عصبانیت ها بین خودمون و عزیزامون فاصله بندازیم.چون که بعدش،یه کم که بگذره،خودمون حسرت می خوریم.حیفه،خیلی حیف!من توی اینجور مواقع با خودم میگم:اگر امروز یا فردا،طرف(کسی که از دستش ناراحت یا عصبانیم)یه اتفاقی براش بیوفته،یه
1
امروز سر خاک برادرم یه خانمه که مادرش همون جا دفن شده آمد پیش ما و به مادرم گفت من چند روز پیش خواب پسرت دیدم که خیلی خوب و خوشحال و خوشتیپ آمد و یه پارچه قرمز با طرح گل به من هدیه داد و گفت برو به مادرم بگو من ازش دلخورم از بس برام گریه میکنه, برو بهش بگو گریه نکنه من جام خوبه و اون پارچه هدیه داد بهم
 
2
امروز سرکارم تو کافی نت یه خانم مسن (متولد 1316 بود!) آمد برای اعتراض به یارانه اش, میگفت کلا یارانه نمیدن بهش از خیلی وقت پیش, موقع که داشتم کارهاش
چند وقتی می شد که نیامدم بنویسم.
همش کارو بخودم سخت میگیرم.
اوایل که وبلاگ می نوشتم میگقتم کاش میشد از روی موبایل وبلاگ نوشت
حالا می بینم تایپ از روی کیبورد چنان برام عادت و آسان شده که اصلا نمی تونم از موبایل بنویسم. پس چرا همیشه این فکر و داشتم!؟
چند روزیه که افتادم به جون کتابام. هی میخونم. چندتایی هم قرضی دستم بود که همه رو خوندم و پس دادم. دیگه مثل سابق طرفدار کوئلیو نیستم. نتونستم برای بار دوم کتابشو بخونم.
اینجا یه سرگرمی دارم اونم اینه که
نگار دانلود
کاملترین بیوگرافی جانسو دره Cansu Dere با جزئیات
 
15 عکس پروفایل جدید برای ماه محرم 98 + اشعار محرم
 

 
مجموعه آهنگ زنگ موبایل ویژه ماه محرم سری جدید
 
 
دانلود FaceApp 3.4.12.1 تغییر چهره فیس اپ ورژن اصلی
 
دانلود نرم افزار جامع محرم اندروید + زیارت عاشورا
 
 
آهنگ پيشواز همراه اول حمید علیمی
 
 
زمان دقیق پخش و تکرار سریال بوی باران
 
 
آهنگ پيشواز محرم ایرانسل آوای انتظار محرم همراه اول
 
 
کد آهنگ پيشواز حاج میثم مطیعی ( ایرانسل و همراه اول )
تعویض رایگان
ایرانسل به مشترکین خود این امکان را می دهد که پس از خریداری هر آهنگ پيشواز در صورت تمایل به دفعات آن را با آهنگ هم‌قیمت دیگر تعویض کنند. این تعویض کاملا رایگان بوده و تنها میان آهنگ های پيشواز هم قیمت قابل انجام خواهد بود.
تعویض آهنگ به روش های زیر قابل انجام است:
پیام کوتاه
به عنوان مثال اگر آهنگی با کد ۱۰۰۱۰۰ هم اکنون در آلبوم شما موجود است و شما مایل به جایگزینی آن با آهنگ ۱۰۰۱۲۳ هستید عبارت TV ۱۰۰۱۰۰ ۱۰۰۱۲۳” را به ۷۵۷۵ ارسال
نگار دانلود
کاملترین بیوگرافی جانسو دره Cansu Dere با جزئیات
 
15 عکس پروفایل جدید برای ماه محرم 98 + اشعار محرم
 

 
مجموعه آهنگ زنگ موبایل ویژه ماه محرم سری جدید
 
 
دانلود FaceApp 3.4.12.1 تغییر چهره فیس اپ ورژن اصلی
 
دانلود نرم افزار جامع محرم اندروید + زیارت عاشورا
 
 
آهنگ پيشواز همراه اول حمید علیمی
 
 
زمان دقیق پخش و تکرار سریال بوی باران
 
 
آهنگ پيشواز محرم ایرانسل آوای انتظار محرم همراه اول
 
 
کد آهنگ پيشواز حاج میثم مطیعی ( ایرانسل و همراه اول )
نگار دانلود
کاملترین بیوگرافی جانسو دره Cansu Dere با جزئیات
 
15 عکس پروفایل جدید برای ماه محرم 98 + اشعار محرم
 

 
مجموعه آهنگ زنگ موبایل ویژه ماه محرم سری جدید
 
 
دانلود FaceApp 3.4.12.1 تغییر چهره فیس اپ ورژن اصلی
 
دانلود نرم افزار جامع محرم اندروید + زیارت عاشورا
 
 
آهنگ پيشواز همراه اول حمید علیمی
 
 
زمان دقیق پخش و تکرار سریال بوی باران
 
 
آهنگ پيشواز محرم ایرانسل آوای انتظار محرم همراه اول
 
 
کد آهنگ پيشواز حاج میثم مطیعی ( ایرانسل و همراه اول )
دقیقا تا همین پنج دقیقه ی پیش ، پر از جمله و کلمه بودم . نمیدانستم حتی کدامشان را بنویسم . وقتی پرتقالم را پوست میگرفتم با خودم گفتم این پست آنقدر طولانی میشود که کسی حوصله ی خواندنش را ندارد ! اما حالا تقریبا بدون هیچ فکر و زمینه ای دارم تایپ میکنم . 
دیشب ، با عموها و عمه جان پایین خانه ی مادرجان بودیم . سال را باهم تحویل کردیم :) لبخند روی لب همه مان بود . فکر میکردم انگیزه ای برای سال جدید ندارم اما دیشب خوشحال تر از هر وقتی بودم . 
حتی وقتی عمو
آبجی هلاکمون کرده ،هر دفعه که دعوا می‌کنن میاد میگه میخوام به هم بزنم هفته ای دو سه بار تقریبا 
هر بار ما به مامان میگیم زود دست به کار شو .مامان طرف پسره رو می‌گیره و هممون کلافه و عصبی با داد و بیداد قهر میکنیم همه با هم قهر .جو سنگین 
دیروز آبجی بزرگه گفت هر دفعه دعوا میکنید میای اینجا و اعصاب همه رو خورد میکنی وقتی خوبید با هم چرا نمیای بگی این اخلاقش خوبه این کارا رو میکنه 
خوشیت تنها تنها غمت تو دلِ ما، چقد قشنگ گفت 
دیشب پسره نصف شب زن
خب فکر کنم روز یکشنبه بود. آخرین امتحان نوبتمو که ریاضیم بود رو دادم و بعد یه استراحت کوچیک و نهار و اینا اومدم راجب یه جانداری تحقیق کنم تا دبیرمون دست از سر کچلم برداره. بعد سایتای خارجی اومدم یه جستجوی ایرانی هم زدم بلکه شاید یچیزی از اینجا هم واسم جالب اومد.که خب همین دبیرمون باعث شد با اینجا آشنا بشم. یه وب از بیان بلاگ اومد بالا. باور میکنین اصلا یادم نمیاد چه وبی بود فقط شکل و قیافه وب بنظرم خیلی جالب اومد از توی پیوند ها و نظرات به
به نظرمن مورچه هاخیلی اسکلن،چون سروتهشون روهم که بزنی باید مثل خرکارکنن.اون روز دوتاشون توجهموجلب کردیه کناری،یه تیکه نون خیلییییییی کوچیک به اندازه یه نقطه،داشتن جابه جامیکردندلم سوخت یه تیکه بزرگ نون (بزرگ ازنظراونایعنی)،یعنی یه چیزی درحد ذخیره یه ماهشون گذاشتم تومسیرشون تواون قسمت که نوناشونوجمع میکردن که دیگه انقدراینوراونورنرن واسه یه تیکه نون،بازم بدوبدو رفتن اون سرشهرکه حالااون یه نقطه روباربزنن ببرن،انگاراون تیکه نسبتا بز
• زمان انتظار را برای تماس‌گیرندگان‌تان لذت‌بخش کنید.
• سرویس آهنگ پيشواز این امکان را به مشترکان سیم کارت های دائمی و اعتباری می دهد تا افرادی که به شماره موبایل آنها زنگ می زنند به جای شنیدن صدای بوق ساده، آهنگ انتخاب شده مشترک را گوش کنند.
• آهنگ پيشواز برای اپراتورهای همراه اول ، ایرانسل و رایتل قابل فعالسازی می باشد. برای فعالسازی آهنگ پيشواز نیازی به گوشی هوشمند نیست و با گوشی های معمولی هم این امکان وجود دارد چون این سرویس از طریق
سلام
دخترم، امسال رشته ی مورد علاقه م رو قبول شدم، دولتی، ولی تقریبا شهرمون 12 ساعت تا اون جا فاصله داره، اوایل پشیمون شدم که چرا زدم، ولی از وقتی رفتم خیلی خوشم اومده از اون جا.
شهر کوچیک و جمع و جوریه، ولی مردمش به شدت خوش اخلاق و مهربونن، مهمون نوازن و هوای ماهایی که میدونن غریبیم رو دارن، خوابگاه مون با دانشگاه فاصله نداره، بزرگه خیلی خیلی خیلی تمیزه، برعکس چیزهایی که قبل رفتن در مورد خوابگاه شنیده بودم و وحشت کرده بودم، اون جا هم خیلی خو
1. دیروز تو سکوت کتابخونه به ری ری خیلییی خیییلی اروم گفتم "کرانچی آوردم" اشتباه شنید مثکه. کلی ذوق کرد (در این حد که کتاب از دستش زارت افتاد رو زمین و صدای خیلی بدی ایجاد شد و همه چپ نگاهمون کردن) بعد گفت "عه رو کی کراش زدی؟" بچه م "کرانچی" رو "کراش" شنیده بود :))
2. مشاورمون یه چشش بزرگه یه چشش کوچیک، بعد که میخواد تهدیدت کنه چشم کوچیکشو میبره عقب چشم بزرگش میاد جلو خیلی ادم میگرخه -_____- حالا امروز نمیخواست تهدیدم کنه میخواست تشویقم کنه، چشم گنده هه ش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب